اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

در باره وضعیت امروز ایران و دورنمای آن بمناسبت چهلمین سالگرد قیام مردمی سال 57 و سرنگونی رژیم شاه در ایران: مقاله ارایه داده شده به «تریبون بحث و  تبادل  نظر» توسط کتابخانه ادبیات و مطالعات مارکسیستی

برای جلوگیری از فاجعه ­ای جدید­، فعالین آگاه کارگری و نیروهای انقلابی موظفند با تکیه بر برنامه ­ای مارکسیستی – لنینیستی، آگاهی سوسیالیستی را به میان توده­ ها  برده و دورنمای انقلابی را که همانه سرنگونی سلطه امپریالیسم و برقراری حاکمیت انقلابی به رهبری طبقه کارگر است در برابر آنها  قرار دهند. آنها می­بایست در راس جنبش­های جاری تمامی ستمدیگان قرار گرفته و با افشای سیاسی همه­ جانبه حاکمیت، انقلاب را بجلو برانند. برای رسیدن به این هدف، باید برخلاف احزاب <سرنگون­ طلب> طیف بورژازی که در خدمت این ویا آن بخش از بورژوازی­ وابسته ایران فعالند با تفکیک صف دوستان و دشمنان خلق به مبارزه طبقاتی دامن زده و حزب واقعی انقلاب را با توجه به قهر ضد انقلابی امپریالیسم که نگه دارنده رژیم حاکم است بر اساس  سازماندهی سیاسی – نظامی انقلاب تحقق بخشیده و امر رهائی کامل سیاسی، اقتصادی زحمتکشان را که امر نهائی پرولتاریای جهانی است، تحقق بخشند. 

مقاله ارایه داده شده به « تریبون  بحث  و  تبادل  نظر»

توسط (کتابخانه ادبیات و مطالعات مارکسیستی)- MLSK

در باره وضعیت امروز ایران و دورنمای آن بمناسبت چهلمین سالگرد قیام مردمی سال 57 و سرنگونی رژیم شاه در ایران

 

با سلام و خوشامد به  دوستان و رفقای حاضر در جلسه. خوشحالم که  بعد از مدت­ها این فرصت فراهم شده ­است که بار دیگر در باره وضعیت ایران به بحث و گفتگوی انتقادی نشسته تا افکار عمومی را برای جلب همبستگی بین­ المللی جهت دفاع از مبارزات مردمی و بخصوص کارگران و زحمتکشان جلب و زمینه­ های لازم را برای دفاع سیاسی وعملی از توده ­های تحت ستم و فرودست فراهم نمائیم. جمهوری اسلامی مدت چهل سال است که سلطه نکبت­ بار و سیاهش را به جامعه ایران تحمیل کرده­ و مردم را در ظلمت جهل، احتیاج، فقر و فلاکت  نگه داشته است. برای اینکه به بحث امرزمان جواب داده و راه برون رفت از این  نظام ترور و سرکوب را دریابیم، می­بایست پنج مساله مبرم زیر را مورد نقد و بررسی قراردهیم.

یکم: ماهیت قدرت سیاسی در ایران؟، دوم: چگونی به قدرت رسیدن این رژیم؟ سوم: اساس قدرت اقتصادی و سیاسی آن کجاست؟ ، چهارم: مبارزه طبقاتی به ویژه طبقه کارگر و دیگر زحمتکشان در برابر قدرت سرمایه بخصوص در چند سال اخیر درچه وضعیتی است؟ و پنجم اینکه: چه تکامل و دورنمائی برای انقلاب قابل مشاهده است؟

 

1- ماهیت قدرت سیاسی در ایران! 2- چگونگی روی کار آمدن رژیم خمینی!

واقعیت این است که رژیم خمینی برآمده ازقیام یازده فوریه 1979 نبود، قیامی که هر چند در اهداف اصلی­ اش شکست خورد ولی در شکست آن عوامل زیادی نقش داشته ­اند. در واقع روی کار ­آمدن رژیم جدید جواب ضد انقلاب امپریالیستی به هرچه  قویتر شدن مبارزات خلقی و جنبش کارگری با محتوای دمکراتیک و ضد امپریالیستی بود که به موقعیت انقلابی فرا روئیده بود. از آنجائیکه رژیم شاه شدیدا تحت فشارقرارداشت و جنبش در حال اعتلاء هم فاقد یک پیشرو کمونیستی و منسجم با برنامه و افق انقلابی  بود، امپریالیست­ها توافق کردند شاه را ازاریکه قدرت برداشته و خمینی را جایگزین او نمایند. این برنامه ­ای بود که توسط امپریالیست­ها با همکاری عوامل داخلی­شان که متکی به بخشی از بورژوازی وابسته ایران بود، با دقت تمام چه از نظر سیاسی و چه نظامی درکنفرانس گودالوپ (ژانویه 1979)  برای جلوگیری ازپیشرفت و تعمیق انقلاب طراحی شده­ بود به اجرا درآمد. امپریالیست­ها با این ترفند موفق شدند از یک دگرگونی واقعی در ایران جلوگیری نمایند ونظام سرمایه­ داری وابسته را از زیر ضرب توده­ ها نجات دهند. آنها موفق شدند سلطه امپریالیسم را که شناسنامه آریا فاشیستی داشت با  ایدئولوژی ارتجاعی اسلام آرایش نمایند و بدین ­طریق منافع آزمندانه و استثمارگرانه خود را حفظ نمایند.

به جرات می­توان گفت که اسلام سیاسی در قامت ارتجاع جمهوری اسلامی ایران و رژیم طالبان در افغانستان از اولین رژیم­هایی بودند که امپریالیست­ها بخصوص آمریکا در منطقه خاورمیانه و نزدیک برای تحقق استراتژی جغرافیائی- سیاسی نو استعماری خود بعد از فروپاشی بلوک بوروکراتیک – امپریالیسی شوروی (1992) و ایجاد قطب­ بندی­های جدید، جهت مقابله با جنبش­های مردمی و کمونیستی به حاکمیت رساندند. بدنبال تشدید تضاد­های داخلی امپریالیست­ها در زیر فشار آنارشی تولید، رقابت بین انحصارات مالی و قدرت­های امپریالیستی  جهت تصرف مناطق آزاد شده و بازار­های جدید، سرنگونی رژیم­های <نافرمان> مانند افغانستان، عراق و لیبی، سوریه درمنطقه آسیای غربی و نزدیک و شمال آفریقا وغیره را در دستور کار امپریالیست­ها قرار گرفت. آنها با مسلح کردن و رساندن کمک­های مالی به نیروهای ارتجاعی اسلامی مانند القاعده، داعش، ال شباب وغیره بمثابه ابزار ضد خلقی امپریالیست­ها با هدف بی ثبات کردن منطقه، آتش نفاق­­ های قومی، ملی و مذهبی را توسط ایادی داخلی خود شعله ور کردند و بالاخره جنگ­های امپریالیستی را تحت شعار دروغین دفاع از<دمکراسی وآزادی>به آنها تحمیل کرده و ارزش­های مادی و معنوی آنها را به نابودی کشاندند که نتایج آن مرگ، موج فرار، آوارگی وپناهندگی و فقر و بدبختی میلیون­ها انسان تا کنون بوده ­است.

 

3- مبانی قدرت اقتصادی و سیاسی رژیم جمهوری اسلامی!

 رژیم جمهوری اسلامی حافظ و کارگزار منافع نظام سرمایه ­داری وابسته به امپریالیسم است، همچنانکه رژیم شاه در گذشته بود. این نظام حاصل نفوذ اقتصادی و سیاسی  امپریالیسم با اتکاء به قهر ضد انقلابی است که در بیش از یک قرن (انقلاب مشروطه 1906) بصورت نیمه مستعمراتی و سپس نو مستعمراتی(مقطع سال 1342- 1341) به جامعه ایران تحمیل شده ­است، نظامی که شکل­گیری و قانونمندی­های آن بخصوص خصلت وابستگی آن به امپریالیسم، تفاوت اساسی با تکامل آزادانه نظم بورژوازی بشکل کلاسیک در غرب داشته است. از نظر اقتصادی، ایران مدت­هاست  که در نظام سرمایه ­داری و تقسیم کار لازمه آن ادغام شده­ و اقتصاد آن در خدمت تولید و تجدید تولید سرمایه مالی جهانی جهت بازآفرینی ارزش اضافی قرار دارد. دولت­های  حاکم در ایران بخصوص بعداز پایان جنگ ارتجاعی ایران وعراق(1367) وسپس کشتار زندانیان سیاسی همواره کوشیده ­اند طرح دیکته شده اقتصاد و سیاست نو- لیبرالیسم را توسط مجامع مالی بین ­المللی به اجرا درآورند و پروسه خصوصی سازی را تحقق بخشند که ایجاد امنیت برای سرمایه، آزاد کردن قیمت­ها و کاهش دستمزد­ها از شروط اصلی آن بود. این روند تنها به نفع سرمایه­ داران داخلی و خارجی و کارگزارن آنها بوده و دست آنها را جهت غارت منابع طبیعی(نفت، گاز ودیگر منابع زیرزمینی) و نیز استثمار نیروی کار ارزان ، سرکوب وخاموش نگه داشته شده کارگر باز می­گذارد. بر اساس چنین اقتصاد سوداگرانه­ایی است که اختلاس و رشوه­ خواری برای تامین ارزش اضافی صاحبان سرمایه و کارگزارانش به سیمای اصلی این نظام تبدیل شده ­است. این سیاست اما برای کارگران وزحمتکشان که مولدین اصلی ارزش­های اجتماعی ­اند جز تشدید تورم، گرانی روزافزون وسایل معیشتی و به تعویق افتادن طولانی دستمزد­ها و حقوق آنها، بیکاری توده ­ای و فقر و فلاکت اجتماعی را در بر نداشته است.

در ایران امروز دوسوم مردم زیر خط فقر زندگی می­کنند، کار کودکان، فرارازکشور، روسپی­ گری، اعتیاد و دیگر آسیب­های اجتماعی به خصوصیات چشم­گیر جامعه ایران تبدیل شده ­است. ازاین وضعیت ناهنجار اجتماعی بیش ازهمه زنان، بخصوص زنان زحمتکش در رنجند. رژیم جمهوری اسلامی تمامی ابزار سرکوب خود را بسیج کرده ­است تا دین و بند­های سنت­ و قوانین پدرشاهی را که از زمان پیدایش جامعه طبقاتی وجود داشته هرچه محکمتر در پناه قوانین ارتجاعی اسلام و درج آنها در قوانین مدنی و جزائی به  زندگی خصوصی و اجتماعی زنان تحمیل کرده تا آنها را از زندگی اجتماعی دور و جامعه مرد سالار را که بخش مهمی از  ستون فقرات قدرت سیاسی اوست سرپا نگه دارد.

 

4 – خصایل جنبش­ های اجتماعی بطورعام، بویژه جنبش ­های کارگری!

جامعه ایران را بحران همه­ جانبه­ ی اقتصادی، سیاسی و ایدئولوژیک فراگرفته و در گرداب سیستم سرمایه ­داری – امپریالیستی دست و پا می­زند. طبقه حاکم که راه نجاتی در برون رفت از این وضعیت را نمی ­بیند با تمام قوا می­کوشد بار این بحران را بر دوش کارگران و زحمتکشان سر ریز کند.  رژیم جمهوری اسلامی برای برپا نگه داشتن این نظام  از یکطرف درجه استثمار را تشدید می­کند و از طرف دیگر به  سرکوب، ترور و برقراری اختناق متوسل می­شود: تعقیب، به بند کشیدن، شکنجه تا نابودی فیزیکی فعالین جنبش­های اجتماعی به عملکرد روزانه رژیم  جمهوری اسلامی تبدیل شده ­است. با وجود این تدابیر سرکوبگرانه، مقاومت و مبارزه فرودستان شهر و روستا بصورت عصیان­ های اجتماعی توده ­ای و مبارزات صنفی و سیاسی کارگری افزایش یافته که بیان مشخص تضاد آشتی ناپذیر بین توده ­های خلق و طبقه سرمایه­ داری وابسته به امپریالیسم است. موج جنبش­های نوین اعتراضی که از دسامبر 2017 آغاز شده ­است و هر بار به بهانه­ ای  در گوشه دیگری از کشور سر بلند می­کند، نشانه تشدید این تضاد و شتاب این جنبش­ها برای خلاصی از این وضعیت نکبت­ بار است. تمامی این تحرکات نشان می­دهد که توده ­ها دیگر اطاعت برده وار را درمقابل حاکمین برنمی­ تابند و خواهان دگرگونی­ اند. این عصیان­ ها و بخصوص اعتصابات کارگری وسیع بمثابه عنصری جدید در چند سال اخیر- تنها در دو سال  گذشته هر ماه پانزده اعتصاب – سرآغاز اعتلای خودبخودی جنبش­های اجتماعی همراه با شکل ­گیری نطفه­ های آگاهی و  بیداری توده­ های خلق و بیش از همه پرولتاریاست. تجلی این مبارزات را بعینه می­توان در اعتصابات کارگری، اشغال کارخانه­ ها و مراجع دولتی و تظاهرات خیابانی  و غیره دید.  این جنبش­ها اگرچه هنوز خودبخودی­ بوده و به طور عام خصلت اقتصادی داشته و فاقد رهبری و دورنمای انقلابی­ اند، خواسته­­ های خود را که برخاسته از شرایط مادی فقر وفلاکت آنهاست در شعارهای «نان، کار، سرپناه و آزادی»  دراعتراض به رژیم ضد خلقی جمهوری اسلامی فریاد می­زنند. آنها سنبل­ های نظام، مانند خامنه­ ای و روحانی را مورد حمله قرار می­دهند و در برابر ارگانهای سرکوبگر رژیم مقاومت کرده و در خیلی موارد بصورت قهر­آمیز در خیابانها با آنها درگیر می­شوند.

5- دورنمای انقلاب!

جنبش­های کنونی گسترده­ تر وعمیق­ تر از خیزش­های ده سال پیش به هنگام بروز جنبش ارتجاعی <سبز> – 2009 است که از درون نزاع های درونی حاکمیت به خیابانها سرریز شده ­بود و رهبری بخشی از حاکمیت، موسوی و کروبی بر آن حاکم بود.  جنبش­های چند سال اخیربا کوشش جهت فرا رفتن از دایره بیهوده اصلح­ طلبی و اصول­ گرائی به دنبال پیدا کردن جایگاه مستقل مبارزاتی خود در مناسبات اجتماعی موجودند و بصراحت خواست­های صنفی و سیاسی خود را مطرح می­کنند. شورش دیماه، واعتصابات کارگری و خیزش­های دهقانی در صدها حوزه تولیدی شهر و روستا که  مجموعه حاکمیت را به مبارزه می­ طلبند نشان بارزی از این تحول جدید است.  موج جدید اعتصابات کارگری هرچند که  عمدتا خصلت صنفی داشته و مبارزه سیاسی در شکل کلاسیک آن نبوده و از انسجام لازم برخوردار نیستند، ولی نطفه­ های اولیه  مبارزه سیاسی – طبقاتی  را درون خود پرورش می­دهند و بیان تشدید تضاد آشتی ناپذیر کار و سرمایه اند.

 در شرایط حاضر کارگران هنوز به تضاد آشتی­ ناپذیری که که بین منافع آنان وتمامی رژیم سیاسی واجتماعی معاصر موجود است، آگاهی نداشته و نمی­توانند هم داشته باشند، بعبارت دیگر آنها فاقد آگاهی سوسیالیستی­ اند. این جنبش­ها حکومت فعلی را نفی می­کنند ولی در واقعیت امر فاقد بدیلی با دورنمای ضد سرمایه­ داری و ضد امپریالیستی­ اند.­ گذشته از این در فضای سیاسی موجود، که ذهنیت توده ­ها زیر نفوذ شدید تبلیغات عوامفریبانه رسانه­ های امپریالیستی­ است و درتصورات و سراب اقتصاد وسیاست  نو- لیبرالی اسیر است. بخصوص اینکه  بخشی از بورژوازی وابسته می­کوشد توسط رسانه ­ها و بلند­گوهای تبلیغاتی حامیان خود، امپریالیسم آمریکا را بمثابه دشمن اصلی خلقهای جهان و از آنجا  نظام سرمایه­ داری وابسته را که عامل ادبار وضعیت کنونی است از زیر ضرب خارج کند. آنها می­کوشند مبارزات مردم را به آثار و علایم روبنائی مانند مذهب- در حالیکه تئوکراتیسم( دین سالاری) در ایران همواره با قدرت سیاسی آمیخته بوده­ وبهمین دلیل جدائی کامل دین از دولت را به یکی از خواست­های مبرم دمکراتیک مردم ما تبدیل کرد ه­است-  دعواهای درونی حاکمیت و جنجالهای سیاسی روزانه، اختلاس و دزدی­ها ودیگر ناهنجاری­های اجتماعی که همه آنها زاییده نظام سرمایه داری و غیر قابل انکارند – محدود  کرده و مبارزات بحق جاری توده­ های در بند را علیه این یا آن فرد درون حاکمیت و یا با تحمیل شعارهای انحرافی (1) به جنبش خلاصه کرده و به کانال­های دلخواه و انحرافی هدایت کنند، خطراتی که جنبش را شدیدا تهدید می­کنند. مثال بارز این نیروها، سلطنت ­طلبان، مجاهدین­ و دمکرات­های نو- لیبرال­ چپ­­های نادم و رویزیونیست­های مدافع نظام امپریالیستی­ اند. آنها می­کوشند در راستای سیاست­های نواستعماری، تعویض قدرت سیاسی را که همواره در دستور کار امپریالیست­ها در شرایط  بحرانی در کشورهای تحت سلطه قرار دارد  برای اربابانشان تسهیل نموده وبا کمی تغییرات روبنائی استحاله و یا  <تعویض رژیم> را از درون ویا توسط مداخله نظامی از بیرون، تحقق بخشند، تا مناسبات سرمایه ­داری وابسته را ازهجوم توده­ ها برای تغییری انقلابی حفظ کنند. سازماندهی اطاق­های فکری امپریالیست­ها وصهیونیست­ها و نشست گروه اقدام در لهستان که به ابتکار آمریکا و کارگزاران ایرانیش برگزار شد ازجمله این تحرکات ضد انقلابی­ اند که باید تماما افشا شوند.

چنین <تعویض رژیم و یا احتمال استحاله درونی آن> در واقع تکرار تراژدی تحمیل خمینی به جنبش مردم  در سال 1357  ویا دگردیسی  همین رژیم ولی اینبار بشکل کمدی خواهد بود.

برای جلوگیری از فاجعه ­ای جدید­، فعالین آگاه کارگری و نیروهای انقلابی موظفند با تکیه بر برنامه ­ای مارکسیستی – لنینیستی، آگاهی سوسیالیستی را به میان توده­ ها  برده و دورنمای انقلابی  را که همانه سرنگونی سلطه امپریالیسم و برقراری حاکمیت انقلابی به رهبری طبقه کارگر است در برابر آنها  قرار دهند. آنها می­بایست در راس جنبش­های جاری تمامی ستمدیگان قرار گرفته و با افشای سیاسی همه­ جانبه حاکمیت، انقلاب را بجلو برانند. برای رسیدن به این هدف، باید برخلاف احزاب <سرنگون­ طلب> طیف بورژازی که در خدمت این ویا آن بخش از بورژوازی­ وابسته ایران فعالند با تفکیک صف دوستان و دشمنان خلق به مبارزه طبقاتی دامن زده و حزب واقعی انقلاب را با توجه به قهر ضد انقلابی امپریالیسم که نگه دارنده رژیم حاکم است بر اساس  سازماندهی سیاسی – نظامی انقلاب تحقق بخشیده و امر رهائی کامل سیاسی، اقتصادی زحمتکشان را که امر نهائی پرولتاریای جهانی است، تحقق بخشند.

 

پی نویس:1 – در خاتمه باحرکت از موضع کمونیسم انقلابی لازم مید­انیم موضع خود را نسبت به تمایلات ارتجاعی در این شورش­ها، بخصوص در تظاهرات پشتیبانی در خارج ـ از جمله شهر وین اعلام نمائیم. به اعتقاد ما تبلیغ شعارهای محافل سلطنت طلب که خواستار برقراری مجدد دیکتاتوری شاهنشاهی­ اند و «احضار روح رضا شاه» را به کمک می­طلبند و یا با طرح شعارهای مانند «دشمن ما همین جاست دروغ میگن آمریکاست»، بیان توطئه ­های امپریالیستی بخصوص آمریکا و در تباین کامل با منافع توده ها بوده و توجیه سرکوب، استثمار و جنایات حاکمیت پنجاه ساله این خاندان مزدور و ایادی آن علیه مردم ایران است. ما هم­چنین  مرزبندی خود را با شعارهای عظمت ­طلبانه ونژاد پرستانه ­ای مانند، «ما ایرانی هستیم عرب پرست نیستیم» » نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران«،»سوریه را رها کن فکری به حال ما کن» و دشنام به کارگران افغانستانی و انها را مسبب بیکاری توده ­ای قلمداد کردن و غیره… که هدف آن پراکندن سموم نفرت ملی و خارجی ستیزی و توهین به دیگر ملیت­ها وخلقهای در بند از جمله خلق فلسطین و سوریه است را اعلام و چنین رویکردی را شدیداً راسیستی ارزیابی کرده و محکوم می­کنیم .

 وین- 2019/3/16

 

نابود باد رژیم جمهوری اسلامی!         

مرگ بر امپریالیسم و ارتجاع!

پیش بسوی مبارزه برای حقوق کارگران و توده ­های خلق!

نابود باد سرکوب  نواستعماری! زنده باد دمکراسی خلق و سوسیالیسم!

با هرگونه راسیسم، عظمت­طلبی ملی و ساختارهای پدرسالاری مبارزه کنیم!

بایکوت اقتصادی تنها به نفع سرمایه­ داران و علیه زحمتکشان است!

آزادی بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی!

 

Kontaktadresse: Iran-Rat, Amerlinghaus, Stiftgasse 8, A-1070 Wien   email:linksaktivist@gmx.at                              

 

تذکر: این مقاله ابتدا بزبان آلمانی برای «تریبون بحث و تبادل نظر«منشور همبستگی با ایران» تهیه شده ­بود که حال ترجمه فارسی آن توسط «یکی ازفعالین چپ در وین» با کمی بسط و تصحیح در اختیار جنبش قرارمی­گیرد.

         

Solidarität Plattform Iran, c/o Amerlinghaus, Stiftgasse 8, 1070 wien

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

اطلاعات

این ویودی در 14 سپتامبر 2019 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: