اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

روزشمار رویدادهای کارگری در ایران – مرداد 1398: از انتشارات نهادهای همبستگی با کارگران در ایران – خارج کشور/تهیه و تنظیم توسط: فعالین نهادهای همبستگی با کارگران در ایران – کلن

روزشمار رویدادهای کارگری در ایران – مرداد 1398

از انتشارات نهادهای همبستگی با کارگران در ایران – خارج کشور


تهیه و تنظیم توسط: فعالین نهادهای همبستگی با کارگران در ایران – کلن

( 5 )

روزشمار رویدادهای کارگری در ایران – مرداد 1398  پی دی اف

روزشمار رویدادهای کارگری در ایران – مرداد 1398   داکس

مطالبات و مبارزات کارگران حقوق های عقب افتاده اخراج ها و تعطیلی کارخانجات و شرکت ها حوادث محیط کار
( اطلاعات بیشتر را در ضمیمه ها ملاحظه کنید)

شرح و ملاحظات
نام واحد شهر تاریخ شماره
ردیف
کارگران در ادامه اعتراضاتشان نسبت به بلاتکلیفی شغلی راهی تهران شدند ودست به تجمع مقابل ساختمان سازمان حمل و نقل جاده‌ای زدند. اداره کل راهداری و حمل‌ونقل جاده‌ای قزوین 1 مرداد 98
دراعتراض به بلاتکلیفی شغلی مقابل درب ورودی محل کارشان اجتماع کردند. از صبح امروز (یکم مرداد ماه) مدیر داخلی کارخانه که روز گذشته منصوب شده است، به دلیل اتمام قرارداد کاری کارگران از ورود حدود 200 کارگر کارخانه به محل کارشان خوداری می‌کند. کارخانه کنتور سازی قزوین » » »
برای دومین روز متوالی،حدود 300 کارگر بازنشسته شرکت مخابرات راه دور شیراز دراعتراض به عدم پرداخت مطالبات و وعده های توخالی مسئولان مقابل وزارت صنعت، معدن و تجارت تجمع کردند. مسئولان هیئت حمایت از صنایع بیش از 12 سال است که مطالبات ایام اشتغال حدود 1200 بازنشسته را پرداخت نکرده ودر پاسخ به آنها مشکلات اقتصادی را دلیل این اتفاق می دانند ! شرکت مخابرات راه دور شیراز » » »
جمعی از کارگران مترو تهران دراعتراض به نداشتن امنیت شغلی درمحوطه شرکت بهره برداری راه آهن شهری تهران و حومه تجمع کردند. تجمع کنندگان شعارهایی علیه محسن هاشمی رئیس شورای شهر تهران ازجمله:« هاشمی هاشمی رای ما رو پس بده»، « مدیر بی لیاقت استعفا استعفا»سردادند. شرکت مترو تهران » » »
شرح و ملاحظات
نام واحد شهر تاریخ شماره
ردیف
معلمان حق التدریس اصفهان روز سه شنبه با اجتماع مقابل اداره کل آموزش و پرورش استان،برای چندمین بار اعتراضشان رانسبت به بلاتکلیفی استخدامی بنمایش گذاشتند معلمان حق التدریس زرین شهر- اصفهان 1 مرداد 98
همزمان با انتخابات شورای اسلامی کار ،حدود 250نفر از کارکنان بیمارستان آریا ر دراعتراض به کاهش 500 تا700 هزارتومانی حقوقشان دست از کار کشیدند. بیمارستان آریا رشت » » »
اعظم خضری جوادی (نسرین جوادی) از اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران طی ابلاغیه ای به دادگاه احضار شد. فعال کارگری تهران » » »
ادامه کنش های بازنشستگان برای همسان‌سازی حقوق و افزایش مستمری، بیمه رایگان ودردفاع ازتشکل های مستقل بازنشستگان و استقلال صندوق های بازنشستگیبازنشستگان در تحلیل خواسته‌های خود از مطالباتی سخن می‌گویند که بایستی فوری برآورده شود؛ آنها صیانت از صندوق‌ها را خواسته بلندمدت و استراتژیک خود تعریف می‌کنند. ( 1 ) اتحاد بازنشستگان سراسر کشور » » »
کارفرمای قند فسا بجای متحقق کردن وعده اش مبنی بر پرداخت حقوق ماه های اردیبهشت وخرداد کارگران کارخانه را تعطیل کرد. بدنبال اعتراضات دامنه دارکارگران کارخانه قند فسا درسال جاری،24تیرماه حقوق ماه فروردین به کارگران پرداخت شد وکارفرما متعهد شده بود 31 تیرماه حقوق ماه های اریبهشت و خرداد را واریز کند. کارخانه قند فسا » » »
ها حقوق وحق بیمه کارکنان نمایندگی شاتل قائمشهرپس از 2ماه تعطیل شدن پرداخت نشده است. نمایندگی شاتل قائم شهر » » »
بدنبال اعتراضات دامنه دار کارکنان اخراجی دانشگاه بناب ،هفت نفرشان برسر کارشان بازگشتند وپنج نفر دیگرشان کماکان دربیکاری بسر می برند. دانشگاه بناب » » »
جمعی از رانندگان تاکسی بوشهربرای بنمایش گذاشتن اعتراضشان نسبت به وضعیت معیشتی وشرایط کاریشان درصحن شورای شهر تجمع کردند. رانندگان تاکسی تهدید کردند که ماشین های خود را به آتش می کشند. رانندگان تاکسی بوشهر » » »
کارجویان هویزه خواستار استخدام در شرکت مهندسی و توسعه نفت هستند.آنها از «بیکاری» و عدم وفای به عهد مسئولان انتقاد کردند. جوانان جویای کار هویزه » » »
شرح و ملاحظات
نام واحد شهر تاریخ شماره
ردیف
بامداد روز جاری، بر اثر تیراندازی مستقیم نیروهای یگان امداد نیروی انتظامی شهرستان ریگان به خودرو سوخت بر بلوچ در استان کرمان، ۲ شهروند کشته و ۶ شهروند دیگر نیز زخمی شدند. حمل سوخت ریگان 1 مرداد 98
صبح امروز خلیل کریمی فعال کارگری به دنبال دریافت پیامی از طرف شعبه چهارم تجدیدنظر به این شعبه مراجعه و به وی تایید حکم 2ماه زندان را ابلاغ کردند. فعال کارگری سنندج » » »
جهت بنمایش گذاشتن اعتراضشان نسبت به عدم تبدیل وضعیت برای باری دیگر دست به تجمع مقابل اداره کل آموزش و پرورش خوزستان زدند. معلمان حق التدریس شادگان 2 » »
کارگران این کارخانه درادامه اعتراضاتشان نسبت به بلاتکلیفی شغلی دست به تجمع مقابل استانداری و سازمان صنعت، معدن و تجارت کرمانشاه زدند. کارخانه باختر بیوشیمی کرمانشاه » » »
کارگران برای بنمایش گذاشتن اعتراضشان نسبت به کاهش حقوق دست به تجمع مقابل نهادهای قدرتی در شهرستان زدند. نیروگاه بادی منجیل » » »
کارگران در اعتراض به عدم پرداخت سه ماه حقوق مقابل شهرداری تجمع کردند. شهرداری رشت » » »
پس از گذشت ده روز وعده فرمانداری رودبار مبنی برپرداخت مطالبات، نه تنها حقوق کارگران پرداخت نشده بلکه کارگران معترض را تهدید به اخراج کردند. شهرداری منجیل » » »
در حالی که یک هفته به تاریخ برگزاری جلسه دادگاه کارگران هفت تپه باقی مانده است .بار دیگر جهت اعمال فشار وتهدید، فرزانه زیلابی وکیل کارگران به عنوان متهم، به دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان اهواز احضار شد. حال آنکه فقط وظیفه وکالتی خود را انجام داده است. این وکیل دادگستری ،پیش از این از سوی دادسرای شوش نیز احضار شده بود. سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه شوش » » »
ندا ناجی، در اعتراض به رفتار پرسنل زندان قرچک ورامین با مادر و پدر سپیده قلیان و دیگر خانواده‌هایی که برای ملاقات مراجعه می کنند، در نامه ای به رئیس زندان اعلام کرد تا زمان اجرای اصل تفکیک جرائم و انتقال به زندان اوین، با خانواده خود ملاقات نخواهد کرد. سپیده قلیان هم از روز سه شنبه اول مرداد،در اعتراض به رفتار مسئولین با وی و پدر و مادرش و همچنین جابجایی های متعدد وی بین زندانهای مختلف تا زمان برگزاری دادگاه دست به اعتصاب غذا زده است. زندان قرچک ورامین » » »
شرح و ملاحظات
نام واحد شهر تاریخ شماره
ردیف
درخواست «کلکتیو سندیکاهای کارگری فرانسه» طی نامه ای از مقامات ایران برای آزادی و رفع تعقیب و فشار بر «بازداشت شدگان روز جهانی کارگر» و «بازداشت شدگان مرتبط با اعتراضات کارگری شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه» کلکتیو سندیکاهای کارگری فرانسه پاریس 2 مرداد 98
برای دومین روز متوالی، حدود 300 کارگر بازنشسته شرکت مخابرات راه دور شیراز دراعتراض به عدم پرداخت مطالبات و وعده های توخالی مسئولان مقابل وزارت صنعت، معدن و تجارت تجمع کردند. شرکت مخابرات راه دور شیراز » » »
کارفرما قند فسا بجای متحقق کردن وعده اش مبنی بر پرداخت حقوق ماه های اردیبهشت وخرداد کارگران کارخانه را تعطیل کرد. کارخانه قند فسا
جمعی از رانندگان تاکسی بوشهربرای بنمایش گذاشتن اعتراضشان نسبت به وضعیت معیشتی وشرایط کاریشان درصحن شورای شهر تجمع کردند. رانندگان تاکسی بوشهر » » »
کارگران تجهیزات پالایشگاه ابادان به بر خی از خواسته های خود دست یافتندو پس از اعتراضات سه روزه به تجمع خود پایان دادند بخش تجهیزات پالایشگاه آبادان » » »
جمعی از کارگران مترو تهران دراعتراض به نداشتن امنیت شغلی درمحوطه شرکت بهره برداری راه آهن شهری تهران و حومه تجمع کردند. شرکت مترو تهران » » »
مدیر کل پزشکی قانونی مازندران از مرگ 25 نفر در حوادث کار طی سه ماه اول سال جاری خبر داد. حوادث محیط کار مازندران » » »
سیروس عباسی کارگر متاهل پالایشگاه بیدبلند 2 بر اثر سقوط از ارتفاع جان باخت. پالایشگاه بید بلند 2 بهبهان » » »
برای دومین روز متوالی،کارگران خدماتی شهرداری رشت برای بنمایش گذاشتن اعتراضشان نسبت به کاهش حقوق وعدم پرداخت بموقعش دست به تجمع مقابل ساختمان شهرداری رشت واقع در میدان گیل زدند. شهرداری رشت 3 » »
حدود 300کارگر واحد تعمیرات لکوموتیوراه آهن که تحت مسئولیت شرکت پویش پژوهان صنعت مشغول بکارند طی نامه ای سرگشاده خطاب به مدیرعامل راه‌آهن اعتراضشان را نسبت به عدم اجرای طرح تجمیع قراردادشان رسانه ای کردند. شرکت پویش پژوهان صنعت تهران – پرند » » »
شرح و ملاحظات
نام واحد شهر تاریخ شماره
ردیف
اتحادیه کارگری و مردمی برزیل از مقامات ایران درخواست پایان دادن به پیگردهای قضایی علیه بازداشت شدگان روز جهانی کارگر و فعالین کارگری هفت تپه و آزادی آنها شد. ( 2 ) کانلوتا-سی اس پی (اتحادیه کارگری و مردمی برزیل) سائوپائولو 3 مرداد 98
کارگران این کارخانه درادامه اعتراضاتشان نسبت به بلاتکلیفی شغلی دست به تجمع مقابل استانداری و سازمان صنعت، معدن و تجارت کرمانشاه زدند. کارخانه باختر بیوشیمی کرمانشاه » » »
کارگران این شرکت با ارسال یادداشتی به کانال نیروهای پیمانکاری خواستار رسیدگی و انتشار مشکل این همکاران شدند. سال ۹۵ واگذار شد و ما اخراج شدیم .سال پیش نصف کارگران اخراج شده را شرکت پخش زنجان جذب کرد و با تغییرات مدیریتی در شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی ، جذب باقی نفرات بدون دلیل متوقف شده . جایگاه های شرکتی زنجان » » »
یک کارگر مریوانی بنام بهنام تارین اهل روستای «وله ژیر» مریوان، بر اثر برق گرفتگی در هنگام کار در سلیمانیه جانش را از دست داده است. حوادث محیط کار سلیمانیه » » »
جمعی از بازنشستگان فرهنگی برای بنمایش گذاشتن اعتراضشان نسبت به عدم پرداخت بموقع مطالبات پایان خدمت دست به تجمع مقابل سازمان برنامه و بودجه زدند. تجمع کنندگان با بالا بردن دست نوشته هایی ازجمله: «فرهنگی میمیرد ذلت نمی پذیرد»،«پاداش بازنشسته حق مسلم ماست»و«پاداش فرهنگیان پرداخت باید گردد» خواسته هایشان را اعلام کردند. بازنشستگان فرهنگی تهران 5 » »
کارگران کارخانه قند فسا درادامه اعتراضاتشان نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی مقابل فرمانداری ویژه تجمع کردند. کارخانه قند فسا » » »
بدنبال اعتصاب اول مرداد دراعتراض به کاهش حقوق ،ابتدا خبر اعتصاب را تکذیب کردند وسپس با راه اندازی جو رعب و وحشت مبنی بر شناسایی کارکنان اعتصاب کننده برای اخراجشان از کارمیخواهند مانع اعتراضات کارکنان این واحد درمانی خصوصی برای احقاق حقوقشان شوند. بیمارستان آریا رشت » » »
بلاتکلیفی 6 ساله کارگر معترض اخراجی معدن چادرملو برای بازگشت بکار. بهرام حسنی‌نژاد کارگر اخراجی منتظر ابلاغ نتیجه هیات حل اختلاف استان یزد برای بازگشت به کار است؛ او سال 92 اخراج شده است. معدن چادرملو یزد » » »
شرح و ملاحظات
نام واحد شهر تاریخ شماره
ردیف
ادامه بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی کارگران کارخانه آب معدنی داماش علیرغم رفت وآمدها وعده و وعیدها. ماه گذشته گروهی از همکاران آنها در اعتراض به دست کم سه ماه معوقات مزدی تجمع برگزار کردند که نتیجه این اعتراض سه روزه پرداخت یک ماه و نیم از کل مطالبات کارگران بوده است کارخانه آب معدنی داماش رودبار 5 مرداد 98
6تا 12ماه حقوق100کارگرکارخانه سیمگون قزوین تولید کننده انواع شیر آلات و قطعات ریخته گری واقع در کیلومتر 3 جاده قزوین رشت پرداخت نشده است. کارخانه سیمگون قزوین » » »
سه ماه از اخراج دسته‌جمعی حدود ۱۰۰ کارگر این شرکت می‌گذرد و کارگران دست خالی و بدون درآمد به حال خود رها شده‌اند. نه کارفرما مطالبات معوقه کارگران را پرداخته و نه سازمان منطقه ویژه اقتصادی اقدامی برای پرداخت حقوق بیکاری به کارگران اقدامی انجام داده است. شرکت لوله سازی سدید ماهشهر » » »
کارگران قطارشهری اهواز، مشهد، تبریز و کرمانشاه چند ماه است دستمزد نگرفته‌اند. مسئولان نیز پاسخی به خواست کارگران نداده‌اند. کارگران قصد دارند در صورتی که مزد معوقه‌شان پرداخت نشود در روزهای آینده دست به اعتصاب و تجمع بزنند. قطار شهری چند شهر » » »
کارکنان شرکت ملی حفاری ایران (رسمی،قراردادی و پیمانکاری) با ارسال پیام به نفت‌آنلاین از عدم پرداخت حقوق و مزایای تیرماه بشدت انتقاد کردند شرکت ملی حفاری ایران اهواز » » »
3 کارگرکشاورزی براثر تصادف تراکتور و وانت پیکان حامل کارگران مزارع کشاورزی در یکی از محورهای روستایی شهرستان بابل، کشته وزخمی شدند. بر اثر این حادثه یکی از سرنشینان خودروی وانت پیکان در دم جان باخت و 2 نفر از سر نشینان دیگر این خودرو که همگی آنان در قسمت بار خودرو سوار شده بودند مجروح شده و به بیمارستان منتقل شدند . کارگران کشاورزی بابل » » »
برای دومین روز متوالی، کارگران نگهداری در راه آهن ناحیه هرمزگان، دراعتراض به عدم پرداخت 3ماه حقوق دست از کارکشیدند. خطوط و ابنیه فنی راه آهن (شرکت تراورس) سیرجان 6 » »
کارگران به عدم پرداخت 3ماه حقوق دست از کارکشیدند. خطوط و ابنیه فنی راه آهن (شرکت تراورس) احمد آباد- هرمزگان » » »
کارگران در راه آهن ناحیه تهران دراعتراض به عدم پرداخت 3ماه حقوق دست به تجمع درایستگاه ها زدند. خطوط و ابنیه فنی راه آهن (شرکت تراورس) اسلامشهر،رباط کریم وکرج » » »
شرح و ملاحظات
نام واحد شهر تاریخ شماره
ردیف
در اعتراض به عدم پرداخت حق پایان خدمت و وعده های توخالی مسئولان دست به تجمع مقابل سازمان برنامه و بودجه زدند. نیروهای انتظامی به تجمع کنندگان یورش آوردند وتعدادی از آنها را مورد ضرب وشتم قرار دادند. بازنشستگان آموزش وپرورش کشور تهران 6 مرداد 98
طی روزهای گذشته 14کارگر کارخانه آتیلا ارتوپد واقع در در شهرک صنعتی شمارە 3 سنندج اخراج شدند. سال گذشته نیز کارفرما از100کارگرش 50نفر را اخراج کرد. کارخانه آتیلا ارتوپد سنندج » » »
بار دیگر کارگران اخراجی لوله‌سازی ماهشهر (سدید) در اعتراض به عدم پرداخت دستمزدهای معوقه خود و عدم دریافت بیمه بیکاری دست به تجمع زدند. کارخانه لوله سازی (سدید) ماهشهر » » »
جمعی از کارگران کارخانه قند فسا در اعتراض به ۳ ماه حقوق معوقه خود، مقابل فرمانداری فسا، تجمع کردند./ایرنا کارخانه قند فسا » » »
یک کارگر 47ساله حین کار براثر اصابت دستگاه تراش مصدوم وبه بیمارستان منتقل شد و به علت شدت جراحات وارده جانش را ازدست داد. کارگاه سیمان کاری اصفهان » » »
سه نفر از نیرو‌های آتش نشان در جریان خاموش کردن حریق در کارگاه مبل‌سازی در منطقه ناظرآباد بجنورد دچار ضعف و روانه بیمارستان شدند. آتش نشانان بجنورد » » »
یک کارگر 20ساله در حادثه انفجار کمپرسور هوا در دم جانش را ازدست داد. کارگر آپاراتی سنندج – آبیدر » » »
کارگران – ناحیه هرمزگان دراعتراض به عدم پرداخت 3ماه حقوق دست از کارکشیدند وبرای انعکاس هرچه بیشتر صدای اعتراضشان دست به تجمع روی خط ریلی این ایستگاه زدند. خطوط و ابنیه فنی راه آهن (شرکت تراورس) بندر عباس 7 » »

دراعتراض به عدم جذب دست به تجمع مقابل فرمانداری این شهرستان زدند. کارگران پخش فرآورده های نفتی ماهشهر » » »
جمعی از فرهنگیان از استان های فارس و بوشهر، در شیراز، در حمایت از زندانی اقای محمدعلی زحمتکش (فعال صنفی معلمان که در زندان عادل آباد شیراز در بند است) تجمع کردند. فرهنگیان شیراز » » »
کارگران دراعتراض به عدم پرداخت ماه ها حقوق وحق بیمه دست به تجمع زدند. خطوط و ابنیه فنی راه آهن (شرکت واگن کویر) ناحیه زاگرس » » »
شرح و ملاحظات
نام واحد شهر تاریخ شماره
ردیف
حدود ساعت ۱۲ ظهر نیروهای امنیتی با یورش به محل کار شاپور احسانی راد وی را دستگیر کرده و به مکان نامعلومی انتقال داده اند. فعال کارگری تهران 7 مرداد 98
جمع کثیری از کارگران و فعالین کارگری و مدنی شهر سنندج اقدام به گلگشتی در حمایت از کارگران زندانی و بازداشت شدگان اول ماه مه ۹۸ در اطراف شهر سنندج نمودند. این مراسم با یک دقیقه سکوت به یاد تمامی جانباختگان راه رهایی طبقه کارگر آغاز گردید و با سرود انترناسیونال، مارش بین المللی کارگران شکسته شد. کارگران و فعالین کارگری سنندج » » »
این شبکه که متشکل از هشتاد سندیکا و تشکل کارگری است، طی نامه ای به مقامات ایران بازداشت و آزار و اذیت بازداشت شدگان روز جهانی کارگر و زندانیان هفت‌تپه را محکوم و خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط آنان شد.( 3 ) «شبکه سندیکایی جهانی همبستگی و مبارز» ؟ » » »
کارگران طی نامه ای خواستار رسیدگی به وضعیت خود شدند. ( 4 )
شرکت کویر واگن مشهد » » »
نودمین روز بازداشت ندا ناجی،عاطفه گلریز ،مرضیه امیری وچهل ودومین‌روز بازداشت انیشا اسدالهی است ،جرم این عزیزان شرکت در تجمع روز جهانی کارگر است ،روزی که کارگران در تمام دنیا مجاز هستند مراسم اول ماه می را برگزار کنند ،اما در ایران در روز جهانی کارگر بیش از 50نفر را بازداشت کرده که بیشتر انها را با کفالت ووثیقه موقتا ازاد کردند اما این عزیزان بعداز 90 روز همچنان در شرایطی نامناسب در بازداشت بسر میبرند .
بازداشت شدگان روز جهانی کارگر تهران » » »
ابلاغ برگه اتهام هیات بدوی رسیدگی به تخلفات اداری اداره کل آ. پ شهرستان های استان تهران به جعفر ابراهیمی. در این ابلاغیه جعفر_ابراهیمی، بازرس شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران به تحصن در مدرسه متهم شده است و به وی فرصت داده شده است تا ده روز از زمان ابلاغ اتهام به صورت کتبی از خود دفاع نماید. فرهنگیان تهران » » »
حقوق ماه های اردیبهشت،خرداد وتیروعیدی(معادل 2ماه حقوق) کارگران فضای سبز پرداخت نشده است. حقوق فروردین ماه این کارگران بروز نشده و مطابق حداقل حقوق رسمی سال 1397 پرداخت شده است. شهرداری منطقه 2 شیراز » » »
این موسسه نزدیک به دو سال است که حقوق کارمندان خود را پرداخت نکرده و حتی جمعی از کارمندان از کار بیکار شده برای دریافت حقوق شکایت کرده‌اند. موسسه مالی و اعتباری کاسپین تهران » » »
شرح و ملاحظات
نام واحد شهر تاریخ شماره
ردیف
از 46 نیروی قراردادی این دانشگاه، 20 نفر به دلیل عدم تامین حقوق و نبود منابع مالی از کار بیکار شدند. دانشگاه آزاد اسلامی اهر 7 مرداد 98
یک کارگر 36ساله راه آهن نکا حین جابجایی واگن های بین خطوط از روی واگن سقوط و بر اثر شدت جراحات وارده در دم جانش را ازدست داد. راه آهن نکا » » »
یک کارگر 47 ساله در یک کارگاه سیمان در اصفهان دچار مصدومیت شدید شد. دستگاه تراش به سر این کارگر اصابت کرد و او را فوری به بیمارستان رساندند اما متاسفانه چند ساعت بعد از انتقال به بیمارستان، بر اثر شدت جراحات درگذشت. کارگاه سیمان اصفهان » » »
برای سومین روز متوالی، کارگران به اعتصابشان دراعتراض به عدم پرداخت 3ماه حقوق ادامه دادند و خط راه آهن را بستند. خطوط و ابنیه فنی راه آهن (شرکت تراورس) بندر عباس 8 » »
کارگران دراعتراض به عدم پرداخت حقوق ومطالبات خرداد دست از کارکشیدند. در نتیجه عصرامروز حقوق خرداد ماه کارگران به حسابشان واریز شد. خطوط و ابنیه فنی راه آهن (شرکت جوش گستر اراک ) نورآباد و شازند » » »

کارگران بخش تعمیرات – ناحیه خراسان – طی نامه ای سرگشاده اعتراضشان را نسبت به عدم اجرای طرح های تجمیع قرارداد وطرح طبقه بندی مشاغل،عدم پرداخت بموقع حقوق، تبعیض در پرداخت مطالبات و فشار کاری بدلیل کمبود نیرو، رسانه ای کردند. خطوط و ابنیه فنی راه آهن (شرکت واگن کویر) مشهد » » »
کارگران دراعتراض به عدم پرداخت 4 ماه حقوق دست به تجمع مقابل ساختمان مرکزی شهرداری اهواز زدند. شهرداری منطقه 7 اهواز » » »
اعضای تعاونی مسکن کارگران برق تهران برای اعتراض به نحوه اجرای ماده 12 قانون ایجاد شهرهای جدید در اعتراض به به انتظار بیست و هفت ساله‌ خود برای تحویل زمین‌هایشان در فاز پنج هشتگرد، دست به تجمع مقابل فرمانداری ساوجبلاغ واقع در بخش قدیمی شهر هشتگرد زدند. تعاونی مسکن کارگران برق تهران » » »
بدلیل نشر بوی نامطبوع تعطیل و47کارگرش بیکار شدند. کارخانه دیانا کاغذ شهرستان بهار » » »
دست چپ یک کارگر 16ساله حین کار در رستورانی واقع دردربلوار آیت الله کاشانی در درون چرخ گوشت صنعتی فرورفت و چهار انگشتش به سختی دچار آسیب دیدگی شد وبه بیمارستان منتقل شد. یک رستوران تهران » » »
شرح و ملاحظات
نام واحد شهر تاریخ شماره
ردیف
یک کارگر 21ساله حين کار با دستگاه تهیه بتن دچار برق گرفتگی شد وپس از انتقال به بیمارستان جانش را ازدست داد. کار ساختمانی مینو دشت 8 مرداد 98
یک کارگر 39 حین کار وهنگام عبور قطار بر روی ریل سقوط کرد که در اثر عبور چرخ قطار از روی پای وی مچ پای چپش قطع شدوبه بیمارستان منتقل شد. راه آهن یزد » » »
یک کارگر ساختمانی 26 ساله تبعه افغانستان حین کاردر ساختمانی چهارطبقه واقع در خیابان دماوند تهران براثر ریزش ساختمان زیر آوار گرفتار شد ودردم جان باخت. کارگر ساختمانی تهران » » »
یک کارگر ساختمانی 32ساله به نام مرتضی کردجزی حین کار زیر آوار گرفتارشد وجانش را ازدست داد. کارگر ساختمانی ساری » » »
از 46 نیروی قراردادی، 20 نفر به دلیل عدم تامین حقوق و نبود منابع مالی از کار بیکار شدند. دانشگاه آزاد اسلامی اهر » » »
14کارگر کارخانه آتیلا ارتوپد واقع در شهرک صنعتی شمارە 3 سنندج اخراج شدند. کارخانه آتیلا ارتوپد سنندج » » »
کارگران در اعتراض به عدم پرداخت مطالبات مقابل اداره کار دست به تجمع زدند. کارگران بندر بندر ماهشهر » » »
حقوق ماه های اردیبهشت،خرداد وتیروعیدی(معادل 2ماه حقوق) کارگران فضای سبز شهرداری منطقه 2 شیرازپرداخت نشده است. حقوق فروردین ماه این کارگران بروز نشده و مطابق حداقل حقوق رسمی سال 1397 پرداخت شده است. فضای سبز شهرداری شیراز » » »
در ادامه اعتراض نسبت به عدم پرداخت ۱۲ماه حقوق با حرکت به سوی دفتر امام جمعه ی این شهر ، قصد دیدار با امام جمعه لالی را داشتند، که با حضور نیروی انتظامی در محل ، این دیدار صورت نگرفت.! شهرداری لالی- خوزستان » » »
خانواده ها وجمعی از دوستان بازداشتی های اعتراضات مجتمع نیشکر هفت تپه ومراسم روزجهانی کارگر مقابل مجلس با همراهی جمعی از از اعضای کانون نویسندگان ایران، معلمان و فعالین کارگری برای حمایت از امیرحسین‌ محمدی‌فرد و اعلام همبستگی با زندانیان هفت‌تپه و بازداشت‌شدگان روز جهانی کارگر دست به تجمع مقابل زندان اوین زدند و خواهان آزادی آنان شدند. زندان اوین تهران 9 مرداد 98
پرستاران بیمارستان امام رضا مشهد دراعتراض به عدم پرداخت ماه ها کارانه وحق اضافه کاری واجرای طرح پی . بی .ام ،دراین واحد درمانی تجمع کردند. بیمارستان امام رضا مشهد » » »
طی اطلاعیه ای خواهان آزادی شاپور احسانی راد و دیگر کارگران زندانی شد سندیکای کارگران نقاش استان البرز البرز » » »
شرح و ملاحظات
نام واحد شهر تاریخ شماره
ردیف
افزایش 18 درصدی قربانیان حوادث کاری در سه ماهه اول سال جاری. طی روز گذشته و امروز، ۶ کارگر ازجمله یک کودک کار در شهرهای تهران، یزد و مینودشت دچار حادثه شدند. در این حوادث ۴ کارگر مصدوم و ۲ کارگر جان خود را از دست دادند. طی سه ماه گذشته ۴۲۱ کارگر در حوادث ناشی از کار جان خود را از دست دادند که از این تعداد ۴۱۷ نفر مرد و ۴ نفر زن بودند. ( 4 ) حوادث محیط کار چند شهر 9 مرداد 98
یک مقنی 50ساله اهل روستای رشیدآباد از توابع بخش مرکزی شهرستان دیواندره حین کار در نزدیکی دو راهی بیجاردر چاه آب سقوط کرد و جانش را ازدست داد. حفر چاه دیواندره » » »
یک کولبر به نام «علی بهرامی» در جریان تعقیب نیروهای نظامی از ارتفاعات زنجیرە کوههای «تته» اورامان سقوط کردە و دچار جراحات شدید شد. کولبران تته – اورامان » » »
فرحناز شیری ۱۰ سال پیش از کار اخراج شد و اکنون دیوان عدالت اداری حکم بازگشت به کار او را صادر کرده اما شرکت واحد همچنان از اجرای حکم خودداری می‌کند. https://t.me/ettehad/73296 سندیکای شرکت واحد تهران » » »
با گذشت بیش از دو هفته از بازداشت هوشنگ کوشکی، معلم در شهرسیل‌زده معمولان ، هیچ خبری از او در دست نیست. هوشنگ کوشکی توسط اطلاعات سپاه خرم‌آباد بازداشت شده و تاکنون اجازه تماس با خانواده‌اش را نداشته است. معلمان معمولان- لرستان » » »
نگهبانان جنگل و قرق‌بانان از هشت ماه گذشته دستمزدی دریافت نکرده‌ اند. جنگل بانان شمال مکارود » » »
برای پنجمین روز متوالی، کارگران در راه آهن ناحیه هرمزگان به اعتصابشان دراعتراض به عدم پرداخت 3ماه حقوق ونداشتن قرار داد ادامه دادند. خطوط و ابنیه فنی راه آهن (شرکت تراورس) احمد آباد 10 » »
جمعی از خانواده های کارگران شهرداری کلاله برای بنمایش گذاشتن اعتراضشان نسبت به سطح پایین حقوق و شرکت پیمانکاری راهی فرمانداری شدند. شهرداری کلاله » » »
طی بیانیه ای در رابطه با محاکمه کارگران زندانی اعلام کرد: کانون نویسندگان ایران با تاکید برحق آزادی بیان بی‌هیچ حصر و استثنا، برگزاری چنین دادگاه‌هایی را محکوم می‌کند و خواهان آزادی فوری و بی‌قیدوشرط اسماعیل بخشی،‌ سپیده قلیان، علی نجاتی، امیرحسین محمدی‌فرد، ساناز اللهیاری، ‌امیر امیرقلی، عسل محمدی‌ و دیگر زندانیان سیاسی و عقیدتی است. کانون نویسندگان ایران تهران » » »
شرح و ملاحظات
نام واحد شهر تاریخ شماره
ردیف
طی دو روز گذشته ، بدلیل فقدان ایمنی محیط و شرایط کار، ۱۵ کارگر و ۴ آتش نشان در شهرهای کاشان، بابل و نکا دچار حادثه شدند. در این حوادث ۱۸ کارگر مصدوم و ۱ کارگر جان خود را از دست داد. حوادث محیط کار چند شهر 10 مرداد98
بعد از حضور دهها بيكار بومی اهوازى در مقابل درب شركت براى استخدام، طبق اطلاعیه ای که شرکت برای استخدام داده بود، مسؤولين ازاستخدام امتناع و براى جلوگيرى از تجمع بيكاران با نيروى انتظامى تماس گرفته و نيروهاى انتظامى با حمله و برخورد خشن با مراجعين از تجمع آنها جلوگيرى كردند. شرکت نفت اهواز » » »
نیروهای پیمانکاری شرکت ملی حفاری ایران وضعیت بدتری نسبت به سایر نیروهای پیمانکاری شرکت نفت دارند که از جمله آنها می‌توان به عدم پرداخت افزایش حقوق در ماه های فروردین و اردیبهشت ماه سال جاری، عدم پرداخت پاداش بهره‌وری نیمه اول سال 98، عدم اجرای طرح طبقه بندی مشاغل که در بعضی قسمت های شرکت نفت اجرا شده است اشاره کرد شرکت ملی حفاری ایران اهواز » » »
جمعی از رانندگان برای اعتراض به حذف ایستگاه محل کارشان،جریمه‌های توقف خودرو و نداشتن ثبات شغلی دست به تجمع مقابل فرمانداری شهرستان ایذه زدند. رانندگان مسافربر خط کلدوزخ ایذه » » »
هیراد پیربداقی، رهام یگانه و فرید لطف آبادی ازبازداشت شدگان روزگذشته پس از تفهیم اتهام و صدور قرار بازداشت در دادسرای اوین به زندان اوین منتقل شدند. بازداشت شدگان مقابل دادگاه تهران » » »
جمعی از محیط بانان منطقه کلاردشت از ۸ ماه حقوق معوقه خود خبر دادندآنها از دی ماه پارسال تاکنون دستمزدی نگرفته‌ایم و منبع درآمدی به جز این کار نداریم”. محیط بانان جنگل کلاردشت » » »
کارگر30 ساله یک رستوران بر اثر برق گرفتگی جان خود را از دست داد. یک رستوران اصفهان 11 » »
مصدومیت چهار کارگر و سه آتش نشان بر اثر آتش‌سوزی کارخانه رنگ پویش قم- شکوهیه » » »
یک کارگر بیکاربنام عباس فتوحی دست به خودکشی زد وجانش را ازدست داد. کارگر بیکار سقز » » »
جمعی از خانواده های کارگران شهرداری کلاله برای بنمایش گذاشتن اعتراضشان نسبت به سطح پایین حقوق و شرکت پیمانکاری راهی فرمانداری شدند. شهرداری کلاله » » »
کارگران احمد آباد، هرمزگان، نور آباد شازند و بندر عباس برای چندمین روز متوالی در اعتراض به عدم پرداخت مطالبات معوقه خود دست به تجمع زدند. کارگران خطوط و ابنیه فنی راه آهن احمد آباد برای ششمین روز متوالی بابرپایی تجمع خواستار دریافت سه ماه دستمزد معوقه خود شدند. خطوط و ابنیه فنی راه آهن چند شهر » » »
شرح و ملاحظات
نام واحد شهر تاریخ شماره
ردیف
جمعی از پرستاران مشهد برای اعتراض به کاهش کارانه و عدم پرداختش بمدت 16ماه دست به تجمع مقابل استانداری خراسان رضوی زدند. پرستاران مشهد 12 مرداد 98
کارگران فاز 14 کنگان دراعتراض به عدم پرداخت 5ماه حقوق دست از کارکشیدند. فاز 14 عسلویه – کنگان » » »
کارگران کارخانه کنتورسازی باتجمع مقابل استانداری قزوین شماره ای دیگر از سریال تجمعات اعتراضیشان نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی با 25 ماه حقوق عقب افتاده و وعده های توخالی مسئولان را بنمایش گذاشتند. کارخانه کنتور سازی قزوین » » »
امروز ۱۲ مرداد، اولین روز محاکمه نان کار آزادی بود. خانواده بازداشت شده گان و همچنین فعالین و مدافعان جنبش کارگری درجلو محل این دادگاه!!؟ حضور داشتند چون لباس شخصی ها تحمل حضور چشم گیرتجمع گنندگان‌را نداشتند، ضمن ممانعت از پیوستن دیگران به این تجمع، با افراد حاضر در محل، درگیر شده که در نتیجه ۶ نفر از افراد حاضر در محل توسط لباس شخصی ها بازداشت شدند. سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه تهران » » »
در جریان برگزاری دادگاه اسماعیل بخشی، علی نجاتی و چهار تن دیگر از بازداشت شدگان، چند تن از افرادی که در مقابل دادگاه حضور داشتند بازداشت شدند. هیراد پیر بداغی، رهام یگانه و فرید لطف آبادی از بازداشت شدگان امروزهستند. سندیکای کارگران شرکت واحد تهران » » »
فرهاد شیخی طی ابلاغیه ای به دادگاه احضار شد. در این ابلاغیه اعلام شده است که ایشان باید در روز ۱۳ مرداد ماه برای رسیدگی به اتهام اخلال در نظم و آسایش عمومی در شعبه ۱۰۵۸ کیفری ۲ واقع در مجتمع قضایی کارکنان دولت حاضر شود. فعال کارگری تهران » » »
امروز محمد حبیبی جهت درمان توموری که در دست دارد برای اعزام به بیمارستان خوانده شد. او از اعزام انصراف داد چون زندان به وی اعلام کرده که هزینه ها با خود اوست! وفق آیین نامه سازمان زندان ها هزینه درمان زندانی به عهده زندان است. معلم زندانی تهران » » »
همزمان با برگزاری دادگاه بازداشتی های مرتبط با اعتراضات کارگران مجتمع نیشکر هفت تپه ،رهام یگانه ،هیراد پیر بداغی وفرید لطف آبادی بازداشت وبه مقر پلیس امنیت منتقل شدند. این سه بازداشتی سپس در شعبه 7 بازپرسی به دلیل اخلال در نظم عمومی تفهيم اتهام شدند ودوباره به پلیس امنیت آرژانتین بازگردانده شدند و فردا صبح به دادسرای اوين منتقل خواهند شد. ( 5 ) کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران تهران » » »
6کارگر حوزه احمد آباد راه آهن – ناحیه هرمزگان – به بهانه شکسته شدن یک تراویز در خط سرند اخراج شدند. راه آهن احمد آباد » » »
شرح و ملاحظات
نام واحد شهر تاریخ شماره
ردیف
جمعی از کامیون داران کوچصفهان دراستان گیلان در اعتراض به محدویدت های بارگیری با توقف وسایل نقلیه شان در خیابان دست به تجمع مقابل بخشداری زدند. کامیونداران کوچصفهان 12 مرداد 98
جمعی از رانندگان تاکسی های برون شهری مسیر گنبد – آزادشهر دراعتراض به وضعیت نابسامان شغلی دست از کار کشیده با توقف خودروهایشان ، دست به تجمع مقابل فرمانداری ویژه این شهرستان زدند. تاکسی های برون شهری گنبد کاووس » » »
شورای کارگران شرکت فروشگاه زنجیره‌ای رفاه، در بیانیه‌ای ضمن تاکید بر اینکه، «عدم رعایت اصل حاکمیت اراده در عقد قرارداد، تهدیدی جدی‌ست که کارگران از آن رنج می‌برند» خواستار توجه مسئولان به اهمیت امنیت شغلی کارگران شد. شرکت فروشگاه رفاه تهران » » »
یک کارگر 44ساله بنام محمد حسن پورحین کاردرتونل یک معدن زغال سنگ واقع در منطقه کارمزد سوادکوه دچار گازگرفتگی شد وجانش را ازدست داد. ( 6 ) معدن زغال سنگ تاریک دره سواد کوه » » »
۳۰ کارگر ساختمانی شاغل در پروژه ساختمانی هتل آسمان شیراز که بر اثر آتش سوزی حوالی ظهر امروز، در داخل محل کار خود گرفتار شده بودند، نجات یافتند. پروژه هتل آسمان شیراز شیراز » » »
یک ماه از معوقات مزدی تمام کارگران این کارخانه پرداخت شده و با این حساب، ۱۵۰ کارگر دائم و فصلی، ۲ ماه و ۹۰ کارگر شرکتی، ۳ ماه دیگر معوقات مزدی پرداخت نشده؛ دارند. کارخانه قند فسا » » »
بالاخره شهرداری منجیل مابه‌التفاوت حقوق مربوط به ماه‌های فروردین و اردیبهشت ماه سال ۹۸ کارگران خدماتی و فضای سبز شهرداری را بعد از سه ماه تاخیر پرداخت کرد. در حال حاضر آنها غیر از دوماه مزد پرداخت نشده ماه‌های خرداد و تیر، بابت عیدی سال ۹۷ و اضافه‌کاری‌های سال ۹۸ هنوز از کارفرما طلبکارند. در عین حال از حدود یک سال پیش حق سنوات به کارگران داده نشده است. شهرداری منجیل – نیشابور » » »
همزمان با برگزاري دادگاه هفت تپه خانواده هاي زندانيان در مقابل دادگاه انقلاب در انتظار دادگاه و بازداشتي ها بودند كه تعدادي ازنيروهاي لباس شخصي با مراجعه به خانواده ها و كنترل مدارك رهام يگانه و هيراد پيربداقي ،اين دو نفر را بدون ارايه حكمي دستگير كردند. و به پليس امنيت منتقل شدند.
در ضمن فريد لطف آبادي از فعالين دانشجويي در مقابل دادگاه انقلاب دستگير شد. مدافعین کارگران تهران » » »
حدود یک هزار نفر از معلمان حق‌التدریس سراسر کشور در اعتراض به عدم اجرای قانون استخدام امروز مقابل وزارت آموزش و پرورش تجمع کردند. معلمان حق التدریس تهران 13 » »
جمعی از مربیان پیش‌دبستانی استان خوزستان برای اعتراض به عدم تبدیل وضعیت دست به تجمع مقابل اداره آموزش و پرورش این استان در اهواز زدند. مربیان پیش دبستانی اهواز » » »
شرح و ملاحظات
نام واحد شهر تاریخ شماره
ردیف
هیراد پیربداقی، رهام یگانه و فرید لطف آبادی از بازداشت شدگان روز گذشته پس از تفهیم اتهام و صدور قرار بازداشت موقت به زندان اوین منتقل شدند.
بازداشت شدگان روز گذشته تهران 13 مرداد 98
کارگران فاز ۱۴ پارس جنوبی تا ۵ ماه معوقات مزدی پرداخت نشده دارند. روال کار در عسلویه اینگونه است که پیمانکاران خیلی از وقت‌ها معوقات کارگران را نمی‌پردازند، می‌گذارند و می‌روند و دست کارگر هم دیگر به آنها نمی‌رسد.
فاز 14 پارس جنوبی کنگان » » »
۲۰۰ کارگر شاغل در این واحد صنعتی، هرکدام از سال ۹۵ تا هم‌اکنون حدود ۲۵ ماه معوقات مزدی از کارفرما طلبکارهستند در عین حال از ابتدای مرداد ماه جاری کارفرمای اصلی کارخانه با تغییر مدیر داخلی درهای ورودی کارخانه را بسته است. کارخانه کنتور سازی قزوین » » »
کارخانه فولاد علویجه با 200 کارگر در پی بخشنامه دولتی و سهمیه‌بندی مواد اولیه مجبور به اخراج 80 کارگرش شده است و مجموعا 7 روز از کل ماه فعالیت دارد. کارخانه فولاد علویجه
اصفهان- علویجه » » »
عسل محمدی در پی برگزاری جلسه دادگاهش در ارتباط با پرونده بازداشتی‌های هفت تپه، باردیگر بازداشت و روانه زندان شد.
مدافعان کارگران تهران » » »
کارگران شهرداری محمدیار برای اعتراض به عدم پرداخت 3ماه حقوق و حق بیمه دست به تجمع مقابل ساختمان شهرداری زدند. شهرداری محمد یار – نقده
فرهاد شیخی به اتهام ”اخلال در نظم و آسایش عمومی” در شعبه ۱۰۵۸ دادگاه کیفری ۲ استان محاکمه شد. در این جلسه فرهاد شیخی به همراه وکیل خود آقای کاوه پورنظمی حضور داشتند. فرهاد تفهیم شده بود که در خاتمه جلسه دادگاه اعلام شد که طی چند روز آینده حکم صادر و ابلاغ خواهد گردید. فعال کارگری تهران » » »
حسین کریمی سبزوار راننده اتوبوس اخراجی که به دلیل فعالیت های سندیکایی سالهاست از کارش اخراج گردیده امروز ۱۳مرداد دراعتراض به عدم بازگشت بکارش درمقابل وزارت کار توسط نیروی انتظامی بازداشت شد وبه کلانتری ۱۰۸ منتقل شد . سندیکای کارگران شرکت واحد تهران » » »
نیروهای نظامی در مناطق مرزی پیرانشهر به روی گروهی از کولبران آتش گشودند که در نتیجه آن دو کولبر با نام‌های رشیدخندانی وخلیل قادری زخمی شد.
کولبران پیرانشهر » » »
شرح و ملاحظات
نام واحد شهر تاریخ شماره
ردیف
برای باری دیگر، فرهنگیان مدارس خارج کشوربرای بنمایش گذاشتن اعتراضشان نسبت به عدم پرداخت مطالبات مقابل وزارت آموزش وپرورش تجمع کردند. فرهنگیان مدارس خارج کشور تهران 14 مرداد 98
معلمان حق‌التدریس سراسر کشور به اقامتشان درتهران ادامه دادند تا با تجمعشان مقابل وزارت آموزش و پرورش برای دومین روز متوالی عزم راسخشان را در راه دستیابی به مطالباتشان بنمایش بگذارند. حدود هزار معلم حق التدریس حاضر درتجمع از سراسر کشور شعار‌هایی همچون “ماده ۲۸ باید توقف بشه”، ” 30هزار حق‌التدریس استخدام”، “بودجه تعیین شده کجا هزینه می‌شه” خواهان تعیین تکلیف وضعیت استخدامی خود تا مهر امسال شدند. معلمان حق التدریس تهران » » »
صدها کارگزار مخابرات روستایی از استان های مختلف کشور رهسپار پایتخت شدند تا روزسه شنبه 15مرداد با دست زدن به تجمع مقابل ساختمان مخابرات ایران واقع در منطقه سردار جنگل تهران اعتراضشان را برای باری دیگر نسبت به عدم عقد قرارداد دائم واجرانشدن طرح طبقه بندی مشاغل بنمایش بگذارند. شرکت مخابرات ایران تهران » » »
در پتروشیمی آبادان چه خبراست؟/پرداخت کسری‌ها از جیب کارگران! ( 7 ) پتروشیمی آبادان » » »
هیراد پیربداقی، رهام یگانه و فرید لطف آبادی که روز شنبه در تجمع مقابل دادگاه انقلاب بازداشت شده بودند، صبح دیروز پس از تفهیم اتهام و صدور قرار بازداشت موقت در شعبه‌های ۴ و ۷ بازپرسی دادسرای اوین به زندان اوین منتقل شدند. حامیان فعالان کارگری تهران » » »
تجمع معلمان شاغل و بازنشسته مقابل اداره آموزش و پرورش کرمانشاه. با شعارهای: اینهمه بی عدالتی هرگز ندیده ملتی، معلم زندانی آزاد باید گردد، زندان- تهدید دیگر اصرار ندارد معلمان شاغل و بازنشسته کرمانشاه » » »
براساس فراخوان قبلی فرهنگیان اقدام به برگزاری تجمع کردند اما نیروهای انتظامی و لباس شخصی ها مانع گسترش آن شدند. فرهنگیان به اعتراضات خود ادامه میدهند فرهنگیان اصفهان » » »
جمعی از معلمان شاغل و بازنشسته در اعتراض به پاسخ نگرفتن به مطالبات شان و مطابق فراخوان قبلی در مقابل اداره آموزش و پرورش در تبریز تجمع کردند. آنها تراکت های اعتراضی در دست داشتند که روی آنها از جمله نوشته شده بود: جای معلم زندان نیست. ما خواهان افزایش حقوق معلم هستیم. فرهنگیان شاعل و بازنشسته تبریز » » »
شرح و ملاحظات
نام واحد شهر تاریخ شماره
ردیف
تحصن کارگران منطقه چهار شهرداری تبریز. آنها می گویند که ما پشت درها مانده‌ایم و کسی پاسخگو نیست. بیش از یکسال است شهرداری منطقه چهار برخی حق و حقوق کارگران را پرداخت نمی‌کند. شهرداری – منطقه 4 تبریز 14 مرداد 98
برای چهاردهمین روز کارگران دراعتراض به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی و وعده های توخالی مسئولان مقابل استانداری قزوین تجمع کردند. کارگران پس از اعلام تعطیلی کارخانه و ممنوعیت ورودشان به کارخانه، هفته گذشته نیز در محوطه کارخانه و مقابل ساختمان دادگستری شهرستان البرز حاضر شدند. کارخانه کنتور سازی قزوین » » »
این معلمان از راه‌اندازی کمپینی در فضای مجازی خبر دادند که هدف از آن، درخواست از آموزش و پرورش برای ایجاد مهدکودکِ در دسترس برای زنانِ شاغل در آموزش و پرورش است. معلمان زن تهران » » »
حسین کریمی سبزوار راننده اخراجی سندیکای کارگران شرکت واحد که دیروز توسط نیروهای انتظامی مقابل وزرات کار دستگیر شده بود. پس از انتقال به دادسرای ناحیه۱۰در خیابان جیحون، بعد ازصدور قرار منع تعقیب ازسوی آن دادسرا آزاد شد. سندیکای کارگران شرکت واحد تهران » » »
تعدادی از فرهنگیان اهواز، در اعتراض به برآورده ‌نشدن مطالبات خود و در حمایت از معلمان زندانی، در مقابل ساختمان اداره کل آموزش و پرورش استان خوزستان، اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی کردند. فرهنگیان اهواز » » »
جمعی از کارگران شهرداری کلاله با خانواده دراعتراض به عدم پرداخت حقوق واخراج از کار مقابل فرمانداری این شهرستان تجمع کردند. شهرداری کلاله 15 » »
برای چهارمین روز، کارگران دراعتراض به عدم پرداخت حدود 6ماه حقوق،عیدی،حق سنوات وحق بیمه ومرخصی اجباری به تجمعاتشان ادامه دادند وبرای انعکاس هرچه بیشتر صدایشان درب های ورودی پروژه را مسدود کردند. فاز 14 پارس جنوبی » » »
معلم کنشگراصغر امیرزادگانی به 18ماه حبس تعلیقی محکوم شد. معلمان تهران » » »
آنیشا اسدالهی از بازداشتی های روزجهانی کارگر مقابل مجلس با تودیع وثیقه200میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شد. زنان زندانی تهران » » »
15 نفر از کارگران پژوهشکده سوانح طبیعی زیرمجموعه بنیاد مسکن را به بهانه عدم نیاز و کمبود بودجه اخراج شدند. پژوهشکده سوانح طبیعی تهران » » »
شرح و ملاحظات
نام واحد شهر تاریخ شماره
ردیف
یک کارگر28ساله حین کار درساختمانی واقع دریکی از مناطق شهرستان کاشمر دچار برق کرفتگی شد وجانش را ازدست داد. برقکاری کاشمر 15 مرداد98
یک کارگر 53ساله شهرداری بوکان حین کارنظافت در بلوارماموستا هژار براثر برخورد یکدستگاه سمند با وی جانش را ازدست داد. فروردین امسال نیز، پاكبان 30 ساله این شهرداري در برخورد با يك دستگاه سمند جان خود را از دست داد. شهرداری بوکان » » »
یک کارگر اهل گیلانغرب حین کاردر بازارچه مرزی سومارواقع در داخل خاک عراق بین 2 دستگاه تریلر حمل بار عراقی و ایرانی گیر افتاد وبشدت مصدوم و به یکی از مراکز درمانی منتقل شد. یک کارگر سومار » » »
کارگران این نیروگاه دراعتراض به نداشتن امنیت شغلی دست به تجمع مقابل فرمانداری شهرستان کهنوج زدند. آنها از کارشان اخراج شده اند و به شکل جانشین مرخصی و روزمزد در حال کار هستند. نیروگاه برق شوباد شوباد – کهنوج 16 » »
اعتراضات صدها کارگر شاغل وبازنشسته این سازمان نسبت به پرداخت نشدن مطالباتشان بدلیل عدم اجرای بموقع طرح طبقه‌بندی مشاغل از طرف سازمان و انفعال اداره کار شهر تهران کماکان ادامه دارد. سازمان توسعه تجارت ایران(مرکز تهیه و توزیع کالا) تهران » » »
امروز رسیدگی به اتهامات حسن سعیدی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب برگزار شد. ایشان پس از 33 روز بازداشت موقت در بند امنیتی ۲۰۹ زندان اوین با تودیع وثیقه ۳۳۰ میلیون تومانی از زندان موقتا آزاد شد. پس از تفهیم اتهام به سعیدی، دادگاه موافقت نمود برای ورود وکیل به پرونده ادامه رسیدگی در جلسه بعدی که در روز ۲۶ مرداد برگزار خواهد شد، انجام شود. اتهامات وارده به ایشان، اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم علیه امنیت کشور و اخلال در نظم و آسایش عمومی می باشد. سندیکای کارگران شرکت واحد تهران
بیش از 11 ماه است 47 کارخانه تولید کننده دی و مونو فسفات کلسیم در کشور به دلیل سیاست‌های غلط ارزی دولت تعطیل شده است؛ در حالی که این کارخانه‌ها تا قبل از سال 97 علاوه بر تامین نیاز داخل محصولات خود را به کشورهای حاشیه خلیج فارس و عراق و افغانستان صادر می‌کردند. تعطیلی این کارخانجات منجر به بیکاری 7000 کارگر شد.
کارخانه های تهیه ماده اولیه خوراک دام چندین شهر » » »
شرح و ملاحظات
نام واحد شهر تاریخ شماره
ردیف
یک کولبر 25ساله اهل پیرانشهر بنام فاخر عبداللهی در نواحی مرزی اطراف پیرانشهرهدف تیراندازی مستقیم نیروهای نظامی قرار گرفت ودر دم جانش را ازدست داد. کولبران پیرانشهر 17 مرداد 98
یکی از مهندسان کارخانه فولاد یزد حین کاردریکی از واحدها براثر گازگرفتگی جانش را از دست داد. کارخانه فولاد یزد » » »
کارگر ساختمانی در بلوار سربداران سبزواردچار برق گرفتگی شد و جان باخت.
کار ساختمانی سبزوار » » »
مرداس طاهری، موزیسین و فعال هنری، یازده اردیبهشت روز جهانی کارگر مقابل مجلس به اتهام اخلال در نظم عمومی بازداشت و به زندان تهران بزرگ منتقل شد. وی به قید کفالت آزاد و در تاریخ ۱۵ تیر، دادگاه وی در شعبه ۱۰۶۰ کیفری برگزار شد. مرداس طاهری در این دادگاه محکوم شناخته شد و حکم یک سال حبس تعلیقی برای وی صادر و به وکیل ایشان ابلاغ شد. بازداشت شدگان اول ماه مه تهران » » »
کارگران شهرداری اردستان با رسانه ای کردن اعتراضشان خواهان پرداخت بموقع حقوقشان شدند. آنها در صورت ادامه اعتراض، تهدید به اخراج شدند.
شهرداری اردستان » » »
3کارگر ساختمانی در حادثه اثر ریزش آوار یک ساختمان در حال تخریب در خیابان ظفر تهران، جان باختند. کار ساختمانی تهران » » »
نیروهای نظامی کولبر 16ساله اهل مریوان بنام اسماعیل ساوجی‌نژاد را در نواحی مرزی مریوان مورد هدف قراردادند وبا تیراندازی مستقیم بسویش جانش را گرفتند. کولبران مریوان » » »
این کارگران با مراجعه به مسئولان شهرستان اعتراضشان را نسبت به نداشتن بیمه وشرایط کاری نامناسب با هوای گرم 50درجه رسانه ای کردند. کارگران تخلیه بار شناورهای اسکله گناوه » » »
آنها بطور جمعی دست به اعتراض نسبت به گرانی سرسام آورلوازم یدکی منجمله لاستیک زدند. صاحبان وانت بارها دهگلان » » »
طی دوروز گذشته ،بدلیل عدم امنیت و شرایط سخت کار، ۵ کارگر در شهرهای یزد، قزوین، سبزوار و مشهد دچار حادثه شدند. در این حوادث ۳ کارگر مصدوم و ۲ کارگر جان خود را از دست دادند. حوادث محیط کار چند شهر » » »
شرح و ملاحظات
نام واحد شهر تاریخ شماره
ردیف
بی اطلاعی از وضعیت شاپور احسانی راد.او روز هفتم مرداد دستگیر شد و تنها در تماسی تلفنی با خانواده اطلاع داده بود که در زندان اوین تحت بازداشت است. ولی به خانواده شاپور برای ملاقات با ایشان اجازه داده نمیشود.
فعال کارگری تهران 18 مرداد 98
محل حادثه یک ساختمان ۳ طبقه قدیمی و در حال تخریب در خیابان ظفر بود که کارگران مشغول کار بودند و به یکباره تمام سه طبقه در بخش جنوب شرقی تخریب شده و یک نفر در زیر آوار جان خود را از دست می دهد و 2 کارگر دیگر به شدت مصدوم می شوند. طبق آخرین خبر متأسفانه 2 کارگر دیگر هم جان خود را از دست می دهند کار ساختمانی تهران » » »
بازداشت‌شدگان روز کارگر هنوز در بند اند. صدمین روز بازداشت ندا ناجی، عاطفه رنگریز ، مرضیه امیری بازداشت شدگان اول ماه مه تهران » » »
یک کارگر29ساله خدماتی شهرداری بندرعباس بنام امین بهمنی حین کار براثر برخورد یک خودروبا وی جان خود را از دست داد. ( 10 ) شهرداری بندر عباس » » »
طبقه سوم یک پاساژ تجاری در بازار سید ولی آتش گرفت. تعدادی از کارگران در مغازه‌ها گرفتار شدند. 30 کارگر نجات پیدا کردند. دو نفر مجروح شدند. یک پاساژ تجاری تهران » » »
کارگران شهرداری مریوان برای بنمایش گذاشتن اعتراضشان نسبت به عدم پرداخت ماه ها حقوق،2سال حق اضافه کاری و3سال عیدی دست به تجمع مقابل فرمانداری این شهرستان زدند. شهرداری مریوان 19 » »
سپیده قلیان، اعلام داشت که من در حین بازجویی تحت فشار و شکنجه قرار گرفته و مجبور به اعتراف شده ام ، پس اتهامات وارده را قبول ندارم.وکیل مدافع سپیده قلیان، جماالدین حیدری منش، ضمن دفاع از گفته های سپیده قلیان،اعلام داشت که تمام اتهام وارده به استناد گفته های موکلم کذب می باشد ،چرا که اعتراف در زیر شکنجه از موکل من گرفته شده است. ایشان در ادامه گفتند که موکل من سپیده قلیان به عنوان فرزند یک کارگرحق خود دانسته که از دیگر کارگران و حق و حقوق آنها دفاع کند و این جرم نیست. وقتی آقای حیدری منش اینگونه از سپیده قلیان دفاع میکند، ایشان تهدید به بازداشت شده و تمام وسایل همراه اقای حیدری منش را ضبط می کنند. در ادامه، قاضی پرونده سپیده را تهدید می کند که شما را به زندان اوین انتقال خواهم داد، سپیده در جواب می گوید برای من هیچ فرقی نمی کند در کدام زندان باشم، اما باید وضعیت من مشخص شود و به قرار بازداشت ، خاتمه داده شود. جلسه دادگاه سپیده قلیان تهران » » »
شرح و ملاحظات
نام واحد شهر تاریخ شماره
ردیف
بازهم نیروهای نظامی مستقیما بسوی کولبران درنواحی مرزی کرکوش اطراف شهرستان خوی آتش گشودند وجان کولبری اهل خوی بنام رضا ابراهیمی را گرفتند. کولبران خوی 19 مرداد 98
با سقوط جرثقیل تاورکرین در کارگاه ساختمانی در بزرگراه ارتش، کارگری که در محوطه حضور داشت، بخاطر برخورد قطعات دچار آسیب شد. کارگاه ساختمانی تهران » » »
کارگران شاغل در پروژه ساخت تونل انتقال آب از سد کانی سیب به دریاچه ارومیه در استان آذربایجان غربی، حدود ۴ ماه مطالبات مزدی پرداخت نشده، دارند.ایلنا پروژه تونل انتقال آب سد کانی سیب ارومیه » » »
کارگران شهرداری مصیری در شهرستان رستم استان فارس دراعتراض به عدم پرداخت مطالباتشان از طرف پیمانکار دست به تجمع مقابل دادگستری زدند. حق هر کارگر معادل 7 میلیون تومان میباشد که پرداخت نشده و اعتراض آنها به این موضوع پس از 8 ماه هنوز به نتیجه نرسیده است. شهرداری مصیری- فارس 20 » »
تنها مرکز MRI کوثر یاسوج تعطیل و30نفر از کارکنانش با تحصیلات دانشگاهی بیکار شدند.
مرکز MRI کوثر یاسوج » » »
تجمع کارگران شهرداری مغان در اعتراض بە عدم دریافت ٩ ماە حقوق معوقە مقابل فرمانداری شهرداری مغان » » »
درحالیکه اسماعیل_بخشی این روزها در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران زیر نظر قاضی مقیسه، محاکمه می‌شود، ۱۷ نفر از کارگران، همراهان و همسنگران اسماعیل در روزهای اعتصاب در هفت‌تپه نیز در شعبه ۱۰۲ دادگاه کیفری شهرستان شوش زیر ضرب قرار گرفته و یکی یکی محاکمه می‌شوند. تاکنون ۷ کارگر هفت‌تپه محاکمه و به تحمل ۸ ماه حبس تعلیقی و ۳۰ ضربه شلاق محکوم شدند و ۱۰ نفر از کارگران نیز ۲۳ مرداد ماه محاکمه می‌شوند و یک نفر دیگر نیز اخیراً احضار شده است. مجتمع نیشکر هفت تپه شوش » » »
جایگاه‌های سوخت، در سال ۹۵ به بخش خصوصی واگذار شد و بخش عظیمی از کارگران پیمانکاری جایگاه‌های سوخت از کار بیکار شدند و با گذشت ۳ سال و دوندگی‌های بسیار، هنوز خیلی‌ها موفق به بازگشت به کار نشدند. این درحالیست که هیچ یک از این افراد به خاطر میانگین سنی ۴۰ سال نتوانستند جایی دیگر کاری دست پا کنند یا جذب کار دیگری بشوند.
جایگاه های سوخت همدان » » »
شرح و ملاحظات
نام واحد شهر تاریخ شماره
ردیف
یک کارگر کارخانه فولاد یزد براثر برق گرفتگی جانش را ازدست داد ویک کارگر دیگر مصدوم وبه بیمارستان منتقل شد. از ابتدای سال جاری سه کارگربر اثر حادثه در کارخانه فولاد یزد جان باختند و چهارشنبه هفته گذشته نیز یک مهندس 35 ساله در این کارخانه به علت نشت گاز جانش را از دست داد. کارخانه فولاد یزد 21 مرداد 98
فرهاد شیخی، از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر توسط دادگاه کیفری دو تهران به ۴ ماه حبس و ۵ ضربه شلاق محکوم شد. این حکم به مدت دو سال تعلیق شده است. اتهام وی، اخلال در نظم و آسایش عمومی اعلام شد فعال کارگری تهران » » »
اعتراض کارگران شهرداری اردستان نسبت به عدم پرداخت دستمزدهای پرداخت نشده‌شان است. آنها از سوی شهرداری تهدید شده‌اند که در صورت اعتراض به عدم پرداخت دستمزدشان، از کار اخراج خواهند شد. شهرداری اردستان » » »
جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات مرضیه امیری، خبرنگار روزنامه شرق و از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر برگزار شد. دادگاه وی در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب با ریاست قاضی مقیسه برگزار شد. اتهامات مرضیه امیری «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» و «اخلال در نظم عمومی» اعلام شد. قاضی دادگاه با درخواست وی مبنی بر تبدیل قرار بازداشت موقت به صدور قرار وثیقه مخالفت کرد. بازداشت شدگان اول ماه مه تهران 22 » »
امروز دادگاه مرضیه امیری است. او را در روز تولدش به جرم هم صدا شدن با کارگران و بی‌صدایان محاکمه می‌کنند. در این جلسه دادگاه با تبدیل قرار بازداشت وی به قرار وثیقه مخالفت شده است. زنان زندانی تهران » » »
فردا چهارشنبه ۲۳ مرداد دادگاه سید رسول طالب مقدم از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد واز بازداشتی های ۱۱اردیبهشت درشعبه ۲۶ دادگاه انقلاب برگزار می گردد.سید رسول طالب مقدم با وثیقه ۲۸۰میلیون تومانی ازبند ۲۰۹ زندان اوین آزاد شد و به فعالیت تبلیغی علیه نظام و اخلال در نظم و آرامش عمومی متهم شد . فعال کارگری تهران » » »
فردا دادگاه ده کارگر هفت‌تپه در شوش برگزار می‌شود؛ پیش از این ۷ کارگر در شوش در دادگاه محاکمه شده‌اند. ده نفر از کارگران مجتمع نیشکر هفت‌تپه باید فردا در دادگستری شوش دانیال حاضر شوند؛ دو نفر از این ده نفر، عضو شورای اسلامی کار این واحد صنعتی هستند! کارگران هفت تپه شوش » » »
بر اثر برق‌گرفتگی، یک کارگر 36 ساله در فولاد یزد جان خود را از دست داد و کارگری دیگر شدیداً مصدوم شد. کارخانه فولاد یزد » » »
یک کارگر ساختمانی در عمق چاهک آسانسور در شهرک یاغچیان تبریز جان باخت کار ساختمانی تبریز » » »
شرح و ملاحظات
نام واحد شهر تاریخ شماره
ردیف
با تصویب فروش سهام دولت در دو شرکت خودروسازی سایپا و ایران‌خودرو تا سال آینده خورشیدی، کارگران این دو شرکت نگرانند که با بیکاری خود، به سرنوشت کارگران هپکو اراک و دیگر کارخانه‌های واگذار شده به بخش خصوصی دچار شوند. ( 11 ) شرکت های سایپا و ایران خودرو تهران 22 مرداد 98
کارگران پروژه بیمارستان 300تختخوابی رازی بیرجند(شرکت تابان شهر) دراعتراض به عدم پرداخت 8ماه حقوق دست به تجمع مقابل این واحد درمانی در حال احداث وابسته به دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی بیرجند زدند. بیمارستان 300 تختخوابی بیرجند 23 » »
حق بیمه ۵۲ نفر از کارگزاران دفاتر مخابراتی اراک پرداخت نمی‌شود/ پنج هزار شاغل بخش خصوصی در حوزه ICT
دفاتر مخابراتی اراک » » »
کارگران ارکان ثالث (پیمانکاری) نفت شاغل شرکت‌های حفاری جنوب اعتراضشان را نسبت به افزایش هزینه‌های بیمه تکمیلی رسانه ای کردند.در سال ۹۷، بابتِ بیمه تکمیلی هر نفر، ماهانه ۴۸ هزار تومان می‌پرداختند اما حالا باید برای هر نفر در هر ماه، ۶۵ هزار تومان بپردازند؛ افزایش ۱۷ هزار تومانی هزینه بیمه تکمیلی، برای کارگران سخت و ناعادلانه است. ارکان ثالث نفت اهواز » » »
حسین کریمی سبزوار راننده اخراجی شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه به دلیل عدم بازگشت بکارش درمقابل وزارت کار دست به اعتراض زد. این دومین اعتراض این راننده اخراجی ازابتدای این هفته درمقابل وزارت کار برای بازگشت بکار میباشد.رضا شهابی وحسن سعیدی و ناصر محرم زاده و خانم شیری هم از دیگر اعضای اخراجی سندیکا میباشند که تاکنون موفق به بازگشت بکار نشده اند. شرکت واحد اتوبوسرانی تهران » » »
امروز ۱۰ تن از کارگران به جرم تجمع برای پیگیری مطالباتشان در شعبه ۱۰۲ کیفری دادگاه شهرستان شوش محاکمه شدند. اسامی کارگران در پرونده به شرح زیر است: عادل سماعین -رستم عبدالله زاده- محمد خنیفر -عصمت‌الله کیانی – اسماعیل جعادله – امید آزادی- منصور بنی نعامه – فیصل ثعالبی -حسین انصاری- صاحب ظهیری. کارفرما می کوشد با حیله از کارگران تعهد بگیرد تا اعلام رضایت و ختم پرونده را توسط دادگاه بکند. آنان با گرفتن تعهدی حقوقی می‌خواهند کاری کنند که هیچ کارگری برای مطالباتش اعتراض نکند و آنان هر نوع بی حقوقی را در حق کارگران اعمال نمایند. مجتمع نیشکر هفت تپه شوش » » »
شرح و ملاحظات
نام واحد شهر تاریخ شماره
ردیف
سید رسول طالب مقدم راننده بی آرتی و عضو سندیکای شرکت واحد که در اول ماه مه روزجهانی کارگر ۱۱اردیبهشت در اعتراض به معیشت کارگران درمقابل مجلس بازداشت شده بود امروز ۲۳ مردادبه اتهام های اخلال درنظم عمومی وتبلیغ علیه نظام در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب محاکمه گردید وکیل مدافع این عضو سندیکا آقای رضایی ضمن رد اتهامات وارده لایحه دفاعی خود را تقدیم دادگاه کرد. سندیکای کارگران شرکت واحد تهران 23 مرداد 98
یک کارگر30ساله پتروشیمی بوشهر(شرکت پیمانکاری پارس حساس) بر اثر سقوط در مخزن کوچک حاوی گاز دردم جانش را ازدست داد. کارگر دیگر این شرکت با 31سال سن که برای نجات جان همکار خود وارد مخزن شده بود، به علت شدت گاز بیهوش وبرای مداوا به بیمارستان عسلویه منتقل شد. پتروشیمی بوشهر » » »
یک کارگر مقنی 38ساله حین کار در خیابان جی اصفهان کنار کارخانه قند در چاهی 40متری سقوط کرد وبدلیل آسیب دیدگی شدید به گردنش در دم جانش را ازدست داد. حفر چاه اصفهان » » »
یک کارگرساختمانی 47ساله بنام سلیم حاجی عزیز حین کار گودبرداری در شهر ربط از توابع شهرستان سردشت استان آذربایجان غربی بر اثر ریزش خاک در دم جانش را از دست داد. کار ساختمانی شهر ربط- سردشت » » »
صیاد 75ساله حین کار ماهیگیری در بندرگناوه از شهرهای استان بوشهرغرق شد.
صیادی بندر گناوه » » »
کارگران ارکان ثالثی (پیمانکاری) نفت که در شرکت‌های حفاری جنوب کار می‌کنند، از افزایش هزینه بیمه‌های تکمیلی انتقاد کردند. آنها می‌گویند: در سال ۹۷، بابتِ بیمه تکمیلی هر نفر، ماهانه ۴۸ هزار تومان می‌پرداختیم اما حالا باید برای هر نفر در هر ماه، ۶۵ هزار تومان بپردازیم؛ افزایش ۱۷ هزار تومانی هزینه بیمه تکمیلی، برایمان سخت است. چرا کارگر باید دو تا پول بپردازد تا بتواند از خدمات درمانی که باید رایگان باشد، بهره‌مند شود؟! کارگران ارکان ثالثی خوزستان » » »
تنها مرکز فعال «ام‌آرآی» در شهرستان یاسوج تعطیل شد. در این مرکز، ۳۰ فارغ‌التحصیل دانشگاهی شاغل بودند که همگی با این تعطیلی بیکار شده‌اند.
مرکز ام آر آی یاسوج 24 » »
یک کارگرمقنی50 ساله حین کار در آران و بیدگل بر اثر اتصالی موتور چاه دچار برق گرفتگی شد و به عمق چاه سقوط کرد وجانش را ازدست داد. حفر چاه آران و بیگدل » » »
شرح و ملاحظات
نام واحد شهر تاریخ شماره
ردیف
یک کارگر 38ساله حین کار در شهر فریمان استان خراسان رضوی براثرسقوط از بالای جرثقیل در دم جان باخت. کار ساختمانی فریمان 24 مرداد 98
2 زن 45ساله ویک مرد حین کار در زمین کشاورزی واقع درروستای میانبال حومه شهرستان هادی‌شهر ونزدیک بابلسردچار برق گرفتگی شدند وجان باختند. کار کشاورزی هادی شهر- بابلسر » » »
یکی از کارگران در مخزن حاوی گاز سقوط می کند و در دم جان می سپارد. کارگر دیگری هم که برای نجات او وارد مخزن شده دچار مسمومیت می شود. پیمانکاری بوشهر بوشهر » » »
در سایه فقدان ایمنی محیط و شرایط کار، ۷ کارگر در شهرستانهای هادی‌شهر، عسلویه، فریمان و آران و بیدگل دچار حادثه شدند. در این حوادث ۱ کارگر مصدوم و ۶ کارگر جان خود را از دست دادند. حوادث محیط کار چند شهر » » »
200 نفر از کارگران OIED فاز 20 – 21عسلویه به دلیل عقب افتادن حقوقشان به مدت 4ماه برای دومین بار دست به اعتصاب زدند. 10روز قبل کارگران این شرکت دست از کار کشیده و یک فرصت 10 روزه به مدیران شرکت برای پرداخت حقوق داده بودند که شرکت OIED اعتنایی نکرده بود که کارگران دوباره دست به اعتصاب زدند. شرکت توسعه صنایع نفت و انرژی عسلویه– فاز20و21 » » »
فراخوان تجمع بازنشستگان کشوری برای رسیدن به حداقل معیشت طبق میزان تورم
دوشنبه:چهارم شهریور- ساعت 10- مقابل وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی بازنشستگان کشوری تهران » » »
کارگران ساختمانی شاغل در پروژه تکمیل بیمارستان رازی بیرجند، روز چهارشنبه ۲۳ مردادماه ۹۸، در اعتراض به عدم پرداخت دستمزدهای ۸ ماهه خود، مقابل بیمارستان رازی بیرجند تجمع برگزار کردند. بیمارستان رازی بیرجند » » »
2کارگرنصاب کابین آسانسورحین کار آسانسور در یک ساختمان نیمه کاره واقع در خیابان یوسف آباد تهران براثر سقوط به چاهک در دم جانشان را ازدست دادند. نصاب کابین آسانسور تهران 25 » »
یک کارگر 31ساله معدن زغال سنگ هشونی طغرالجرد کوهبنان بنام رسول قاسمی متاهل و دارای یک فرزند براثر برق گرفتگی جانش را ازدست داد. معدن زغال سنگ هشونی کوهبنان » » »
انتظار مادران رهام یگانه و هیراد پیر بداقی وفرید لطف آبادی در مقابل ساختمان زندان اوین که در اولین روز دادگاه پرونده زندانیان نیشکر هفت‌تپه بازداشت شدند!
این سه بازداشتی در سلول‌های انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین، وابسته به وزارت اطلاعات به سر می‌برند. خانواده‌های آن‎ها از زمان بازداشت تاکنون نتوانسته‎اند فرزندان و عزیزان خود را ملاقات کنند. بازداشت شدگان اخیر تهران » » »
شرح و ملاحظات
نام واحد شهر تاریخ شماره
ردیف
کارگران قطار شهری اهواز(شرکت کیسون)برای بنمایش گذاشتن اعتراضشان نسبت به عدم پرداخت 18ماه حقوق،تهدید به اخراج از کار وبی تفاوتی مسئولان دست به تجمع مقابل استانداری خوزستان زدند. قطار شهری اهواز 26 مرداد 98
کارگران شهرداری پارس آباد دراستان اردبیل در اعتراض به عدم پرداخت ماه ها حقوقشان مقابل فرمانداری این شهرستان تجمع کردند.با حضور رئیس کل دادگستری استان اردبیل در میان کارگران معترض شهرداری پارس آباد و صدور دستور فوری برای حل مشکلات آن‌ها، معوقات آن‌ها تا اردیبهشت ماه تسویه شد. شهرداری پارس آباد » » »
کارگران جنگل شفارود دراعتراض به عدم پرداخت حقوقشان از اسفند ماه سال97 تا به امروز واحتمال اخراج ازکاردست به تجمع مقابل این شرکت در رضوانشهرزدند. احتمال دارد چهل نفر از کارگران شرکت جنگل شفارود از کاراخراج شوند. شرکت جنگل شفارود رضوانشهر » » »
جمعی از کارکنان ارشاد اسلامی استان کهگیلویه و بویراحمد دراعتراض به سطح پایین حقوق وعدم پرداخت ماه هامطالباتشان دست به تجمع مقابل این اداره کل استان زدند.بخشی از مطالبات آنها از جمله پایین بودن حقوق آنها نسبت به تمام دستگاه‌ها، عدم پرداخت 5ماه حق اضافه کاری،مزایای اعیاد مانند دیگر دستگاه ها وحق ماموریت است. ارشاد اسلامی کهگیلویه وبویراحمد » » »
جمعی از سربازمعلمان بعد از سال 91 برای اعتراض به عدم جذب مقابل مجلس تجمع کردند.تجمع کنندگان خواستار درنظرگرفتن سوابق حق التدریس خود مانند سایر سربازمعلمانِ قبل از سال 91 و همچنین جذب در آموزش و پرورش به صورت حق التدریس هستند. آنها بر روی بنری نوشته بودند: تحصیلات عالی + خدمت سربازی = جوانان بیکار. سرباز معلم را دریابید!!! سرباز معلمان تهران » » »
امروز دادگاه آقای حسن سعیدی عضو برجسته سندیکای کارگران شرکت واحد برگزار شد. وکیل دادگستری آقای مصطفی رضوی در جلسه دادگاه به دفاع از ایشان پرداخت.امروز دومین و آخرین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ایشان بود. سندیکای کارگران شرکت واحد تهران » » »
یک کارگر50ساله حین کاردر یک ساختمان درحال ساخت در خیابان اعتمادی شهر مامونیه استان مرکزی بر اثر سقوط از طبقه سوم از ناحیه سر و کمر دچار جراحات شدید شد ودربیمارستان جان باخت. کار ساختمانی مأمونیه » » »
شرح و ملاحظات
نام واحد شهر تاریخ شماره
ردیف
یک کارگر تأسیساتی بازار بین‌المللی ستاره قشم حین تعمیر پله برقی دچار برق گرفتگی شد و جان خود را از دست داد.این کارگر 31ساله اهل مازندران بر اثر روشن شدن پله برقی بین آن گیر کرده و بر اثر برق‌گرفتگی جان باخت. بازار بین المللی ستاره قشم قشم 26 مرداد 98
روز گذشته در منطقه حائری باجیک شهر قم ، یک کارگر حین جوشکاری در یک ساختمان درحال ساخت از ارتفاع تیر آهن سقوط کرد و به شدت مجروح شد. کارگر جوشکار قم » » »
کارگری حین استفاده از جرثقیل در ساختمانی نیمه کاره در فریمان استان خراسان رضوی بر اثر سقوط جان خود را از دست داد ساختمان نیمه کاره فریمان » » »
یک معدنچی 31 ساله در اثر برق گرفتگی جان خود را از دست داد معدن زغال سنگ هشونی طغرالجرد کرمان » » »
کارگران با وجود 5 ماه حقوق عقب افتاده، با از خود گذشتگی در گرمای 50 درجه به نظافت شهر ادامه می دهند.
شهرداری اندیمشک » » »
شاه محمدی بازپرس شعبه ۷ دادسرای اوین خانواده های هیراد پیربداقی، رهام یگانه و فرید لطف آبادی را که جهت پیگیری وضعیت فرزندان خود مرجعه کرده بودند، نپذیرفت. همچنین مادران عسل محمدی، رهام یگانه، هیراد پیربداقی و ندا ناجی در مقابل زندان اوین در انتظار روشن شدن وضعیت فرزندان گرد هم آمدند. خانواده زندانیان تهران » » »
برای دومین روز متوالی، کارگران جنگل شفارود نسبت به بلاتکلیفی شغلی و معیشتی دست به تجمع مقابل شرکت زدند. آنها می گویند: حدود 270 نفر هستیم که سالها مسئولیت قرق‌بانی و حفاظت از جنگل‌های مناطق تالش، رضوانشهر و ماسال را برعهده داریم. ما به این موضوع معترض هستیم که بعد از گذشت میانگین 15سال سابقه کار و خدمت‌رسانی، کارفرما از ابتدای مرداد ماه جاری با اتمام قرارداد کاری همه ما را تعدیل کرده است. شرکت جنگل شفارود رضوانشهر 27 » »
جمعی از کارگران قراردادی و شرکتی ایثارگر برای بنمایش گذاشتن اعتراضشان نسبت به عدم تبدیل وضعیت دست به تجمع مقابل مجلس زدند.تجمع کنندگان خواهان تبدیل وضعیت قراردادهای خود شدند. کارگران قراردادی و شرکتی ایثارگر تهران » » »
زنان زندانی بند 5زندان قرچک ورامین به صورت دسته جمعی از دریافت جیره غذایی زندان امتناع کردند و در نامه‌ای سرگشاده به مدیر کل سازمان زندان‌های تهران خواهان انسانی‌تر شدن وضعیت زندان قرچک شدند. ( 11 ) زندان قرچک ورامین » » »
شرح و ملاحظات
نام واحد شهر تاریخ شماره
ردیف
محمد تقی فلاحی، دبیرکل کانون صنفی معلمان تهران به ۸ ماه حبس تعزیری و ۱۰ ضربه شلاق محکوم شد. اجرای این حکم به مدت سه سال تعلیق شده است. آقای فلاحی ۱۲ اردیبهشت ماه امسال همزمان با روز معلم و در جریان تجمع اعتراضی فرهنگیان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود. معلمان تهران 27 مرداد 98
کارگران اخراجی سد چم‌شیر شرکت ژئوتکنیک اعتراضشان را نسبت به نصب بنر و قدردانی از رئیس اداره کار شهرستان گچساران رسانه ای کردند. این کارگران گفته‌اند: اتفاقاً ما از اداره کار و مسئولین مربوطه ناراحتیم که گذاشتند به همین راحتی از تهران تا چمشیر حق کارگران خورده بشه. حدود 115 نفر از کارگران یک سال پیش تسویه کرده‌اند و یک سال از این موضوع می‌گذرد و در واقع دو سال است که از عدم پرداخت معوقاتشان می‌گذرد. سد چمشیر گچساران » » »
پرستاران در اعتراض به خشونت‌های اخیر، نیم ساعت سکوت کردند.پرستارانی که به کمپین «نه به خشونت علیه پرستاران» پیوسته‌اند، امروز در یک کنش جمعی نیم ساعت سکوت کردند. این سکوتِ نیم‌ساعته از ساعت 9 صبح آغاز شد. پرستاران تهران » » »
کارگران کارخانه هپکواراک برای پایان دادن به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتیشان خواستار بررسی و حل و فصل مشکلات شرکت هپکو در جلسه سران سه قوه شدند. کاهش و توقف خطوط تولید در کنار معوقات مزدی کارگران امان آنها را بریده است کارخانه هپکو اراک » » »
روزهای 26 و 27مرداد، متقاضیان کار معترض به نتایج آزمون استخدامی آلومینای ایران با تجمع مقابل این کارخانه واقع در جاجرم استان خراسان شمالی مانع از ورود مواد اولیه و کارگران به این واحد تولید کننده مواد اولیه تولید فلز آلومینیوم شدند. کارخانه آلومینای ایران جاجرم » » »
طی روزهای اخیر ۱۷ تن از نیروهای شرکتی شبکه بهداشت و درمان شهرستان بناب به دلایل نامعلومی از کار اخراج شده‌اند. شبکه بهداشت و درمان بناب » » »
کارگران 8 ماه مطالبات مزدی پرداخت نشده دارند
بیمارستان 300 تختخوابی رازی بیرجند » » »
کارگران شهرداری پارس آباد دراستان اردبیل در اعتراض به عدم پرداخت ماه ها حقوقشان مقابل فرمانداری این شهرستان تجمع کردند. شهرداری پارس آباد » » »
زنان زندانی بند ۵ زندان قرچک ورامین به صورت دسته جمعی از دریافت جیره غذایی زندان امتناع کردند و در نامه‌ای سرگشاده به مدیر کل سازمان زندان‌های تهران خواهان انسانی‌تر شدن وضعیت زندان قرچک شدند. ( 11 ) زندان قرچک ورامین » » »
شرح و ملاحظات
نام واحد شهر تاریخ شماره
ردیف
تجمع تعدادی از سرباز معلمان در مقابل مجلس در اعتراض به مشخص نبودن وضعیت خود.
سرباز معلمان تهران 27 مرداد 98
تجمع کارکنان دراعتراض به سطح پایین حقوق وعدم پرداخت ماه ها مطالباتشان
اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه وبویراحمد » » »
کارگران قطار شهری اهوازبه اعتراضشان نسب به بلاتکلیفی شغلی و معیشتی با تجمع مقابل استانداری خوزستان ادامه دادند. ندادن 18 ماه حقوق به کارگر در این شرایط سخت اقتصادی کمر آنها را در برابر مشکلات خم کرده است دیگر در برابر خانواده هم شرمنده اند. قطار شهری اهواز 28 » »
نزدیک به 200 نفر از کارگران قراردادی شرکت حمل‌ونقل خلیج فارس صبح امروز، در اعتراض به نامشخص بودن وضعیت شغلی خود از سوی کارفرما مقابل ساختمان خصوصی‌سازی تجمع کردند. شرکت حمل‌ونقل بین‌المللی خلیج فارس اسلامشهر » » »
70 کارگر این شرکت برای اعتراض به اخراج از کارمقابل ساختمان فرمانداری تجمع کردند. شرکت خانه سازی ایرداک تبریز » » »
اعظم خضری جوادی ( نسرین جوادی) که در تاریخ ۱۵ مردادماه دادگاهی شده بود به هفت سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده است. برپایه حکم صادره علیه ایشان برای اتهام ” اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت کشور” پنج سال حبس، برای اتهام ”تبلیغ علیه نظام” یکسال حبس و برای اتهام ” اخلال در نظم عمومی” به یکسال حبس و ۷۴ ضربه شلاق و نیز محرومیت استفاده از گوشی هوشمند و اقلام مشابه و ممنوعیت عضویت در احزاب و گروه ها و دستجات سیاسی و اجتماعی محکوم شده است. فعال کارگری تهران » » »
کارفرمای شرکت نیشکر هفت تپه ( اسد بیگی) نامه ای به شعبه ۱۰۲ دادگاه شهرستان شوش تحویل داده بود مبنی بر اینکه » چون کارگران تعهد داده اند به آنها رضایت داده می شود»!؟ ( 12 ) شرکت نیشکر هفت تپه شوش » » »
در واکنش به 2 مورد حادثه اخیر منجر به مرگ کارکنان خط تولید نورد، خط تولید این واحد به دلیل موارد ایمنی تا اطلاع ثانوی متوقف شده است. کارخانه فولاد یزد » » »
یک کارگر31ساله شهرداری حین کاردر منطقه گلدشت بر اثر برخورد ماشین حمل زباله با درخت از خودرو به بیرون پرتاب شده و جان خود را از دست داد. شهرداری بروجرد » » »
شرح و ملاحظات
نام واحد شهر تاریخ شماره
ردیف
یک کارگر35ساله اهل زنجان معدن سنگ چک زرد واقع در روستای اسحاق وند علیا ، بر اثر سقوط سنگ رویش جانش را ازدست داد. معدن سنگ چک زرد هرسین – کرمانشاه 28 مرداد 98
مرگ یک خانواده کارگری 5نفره درلاوان براثر استنشاق گاز مونوکسید کربن شرکت پالایش نفت لاوان » » »
در سایه فقدان ایمنی محیط و شرایط کار، ۳ کارگر در شهرهای هرسین، بروجرد و رشت دچار حادثه شدند. در این حوادث ۱ کارگر مصدوم و ۲ کارگر جان خود را از دست دادند. حوادث محیط کار 3 شهر » » »
اعضای این تعاونی مقابل حوزه ریاست قوه قضاییه در خیابان ولیعصر، تجمع اعتراضی برگزار کردند. 27 سال است که حدود 10 هزار نفر خریدار زمین در فاز پنج هشتگرد بلاتکلیفند!!! تعاونی مسکن کارگران برق تهران » » »
محمد تقی_فلاحی، دبیرکل کانون_صنفی_معلمان تهران به ۸ ماه حبس تعزیری و ۱۰ ضربه شلاق محکوم شد. این حکم به مدت سه سال تعلیق شده است. آقای فلاحی ۱۲ اردیبهشت ماه ۹۸ در روز معلم و در جریان تجمع اعتراضی فرهنگیان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود. معلمان تهران » » »
اعتراض رانندگان شرکت واحد تهران به بی عدالتی و عدم پرداخت یارانه های دولت از سوی مهندس سنندجی مدیر عامل شرکت واحداتوبوسرانی تهران، ۱۶ ساعت کار مداوم از صبح تا شب و عدم اختصاص بیمه تامین اجتماعی و… رانندگان شرکت واحد تهران » » »
دی ماه سال 96 بود که این کارگاه یکی از مهم ترین تجمعات کارگری در اعتراض به عدم پرداخت و معوقات حقوق را به خود دید. بهنام پورعلی آن زمان از کارگران سد شفارود بود ، اظهار کرد: بنده را به خاطر مصاحبه علیه مسئولان پروژه اخراج کردند، این در حالی است که هیچ کدام از مسئولان شهرستان از ما حمایت نکرده و من جزء کسانی بودم که بدون حقوق و مزایا اخراج شدیم. کارگر سد شفارود رضوان شهر » » »
۵۰ کارگر زیگورات چغازنبیل ۴ ماه بدون بیمه/ حقوق واریز شد، دیگر اعتبار نداریم ( 13 )
پای گاه میراث جهانی چغازنبیل » » »
بعد از گذشت هفده روز از بازداشت هام_یگانه فرید_لطف_آبادی و #هیراد_پیربداقی هیچ خبری از وضعیتشان در دست نیست. اگرچه مسئولین شعبه هفتم بازپرسی وعده تماس تلفنی این سه بازداشتی با خانواده را داده بودند، هیچ تماسی با خانواده‌ها -بجز یک‌مورد تماس -برقرار نشده است. در عین حال رئیس بازپرسی شعبه هفت از پاسخ به خانواده این سه نفر سر باز زده است. بازداشت شدگان اخیر تهران » » »
کارگران شرکت فرنخ در ساعت ۹ صبح امروز به دلیل نشت دود یا غبار از دستگاه دچار مسمومیت تنفسی شدند. در این حادثه ١٩ نفر مصدوم شدند شرکت فرنخ قزوین » » »
شرح و ملاحظات
نام واحد شهر تاریخ شماره
ردیف
کارگران هنور بیمه تکمیلی ندارند. اضافه حقوق برج 1 و 2 و پاداش نگرفته اند. کارگران ادازه سیالات هم دو ماه عیدی و سنوات نگرفته اند. نیروهای ارکان ثالث شرکت ملی حفاری خوزستان 29 مرداد 98
تاکنون رئیس اداره راه و شهرسازی آمل 3معدن محور هراز را بدون در نظر گرفتن وضعیت اقتصادی و بروز آسیب های موجود در بازار تعطیل کرده و بیش از 50 کارگر بیکار شده اند. 3 معدن در محور هراز آمل 30 » »
80 کارگر معدن سرب و روی مهدی آباد بهادران واقع در 100کیلومتری جنوب شهر مهریز استان یزد اخراج شدند. بهانه این معدن برای این اقدام، عدم تامین قطعات کارخانه جدید عنوان شده است. معدن سرب و روی مهدی آباد- بهادران مهربز – یزد » » »
4ماه حق بیمه 50 کارگرزیگورات چغازنبیل شوش پرداخت نشده است.
زیگورات چغازنبیل – شوش » » »
طی بیانیه ای با شعار: دادگاه محل محاکمه غارتگران و اختلاس گران باید باشد، نه محل دادگاهی کارگران گرسنه. محامه کارگران را محکوم کرد. ( 13 ) سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه شوش » » »
جلسه دادگاه پروین محمدی شنبه 2 شهریور در شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی کرج برگزار می‌شود. قرار است پروین محمدی به اتهام «تبلیغ علیه نظام» محاکمه شود و با توجه به اینکه ایشان یک کارگر بازنشسته است و همه فعالیت‌های ایشان در جهت دفاع از حقوق صنفی کارگران بوده، امید است حکم تبرئه وی صادر شود. فعال کارگری کرج » » »
گزارش آزادی بیان در هفته‌ای که گذشت (۲۳ – ۲۹ مرداد): ( 14 ) کانون نویسندگان ایران تهران » » »
یک کارکر پاکبان شهرداری حین کار در تقاطع غیر همسطح میرزای شیرازی (دخانیات) براثربرخورد یک دستگاه خودرو با وی در دم جانش را ازدست داد. شهرداری ارومیه » » »
گودبرداری غیر اصولی دربلوار 45 متری دزفول باعث ریزش دیواره گودال و مصدومیت شدید 2کارگر از نواحی سر و صورت و شکستگی پا و قفسه سینه شد. گودبرداری دزفول » » »
یک کارگرجوان حین کاردريک ساختمان در حال ساخت از طبقه سوم سقوط کرد و جان خود را از دست داد. کار ساختمانی تهران » » »
حمایت معلمان مریوان از اسکندر لطفی در پی احضار ایشان به دادگاه انقلاب و دادگاه کیفری سنندج .اسکندر لطفی تنها نیست معلمان مریوان » » »
ازبرج 12که شرکت پیمانکاریعنی پتروصنعت جنوب رفته عیدی وسنوات کارگران پرداخت نشده. شکایت هم کرده، حکم هم داده شده ولی کسی پیگیر نیست. پالایشگاه نهم، فاز 12 پارس جنوبی 31 » »
شرح و ملاحظات
نام واحد شهر تاریخ شماره
ردیف
جمعی از کارگران راه آهن کرج(کارگران خط وراهدارن،جوشکاران ورانندگان کامیون رانندگان درزین)برای بنمایش گذاشتن اعتراضشان نسبت به عدم چند ماه حقوق دست به تجمع مقابل ایستگاه راه آهن کرج زدند. راه آهن کرج 31 مرداد 98
بلاتکلیفی معیشتی وشغلی کارگران کارخانه های آذراب وهپکو اراک ادامه دارد. به گفته استاندار قرار است ظرف دو هفته ۀینده یک ماه حقوق کارگران این دو کارخانه پرداخت شود. کارگران آذرآب، دو ماه و هپکو یک ماه دیگر حقوق عقب مانده طلب کارند کارخانه های آذرآب و هپکو اراک » » »
عدم پرداخت ماه ها حقوق کارگران شرکت زغال‌سنگ استان کرمان.عدم برخورداری کارگران معادن زغال سنگ استان کرمان از امنیت جانی بدلیل برداشت سنتی و رعایت نشدن اصول ایمنی کار. بلاتکیفی بازنشستگی 3200کارگربدلیل پرداخت نشدن 4درصد حق بیمه مشاغل سخت و زیان‌آور. ( 15 )
معادن زغال سنگ کرمان » » »
اسحاق روحی،فعال کارگری از طرف دادگاه انقلاب سنندج بدلیل تبلیغ علیه نظام به یک سال حبس تعزیری محکوم شد. فعال کارگری سنندج » » »
شنبه 2 شهریور ماه، جلسه دادگاه علیرضا ثقفی و هاله صفرزاده در دادگاه انقلاب کرج برگزار می شود. این دو تن به همراه7 نفر دیگر روز 6 اردیبهشت سال جاری در پارک جهان نما به اتهام قصد برگزاری و شرکت در تجمع اول ماه مه در مقابل مجلس در روز 11 اردیبهشت بازداشت شدند. 6 تن همان روز آزاد شده و این دو نفر به همراه پروین محمدی مدت 16 روز در بازداشت به سر بردند. فعالین کارگری کرج » » »
یک کارگر34ساله حین کاردريک ساختمان در حال ساخت در شهرک فرهنگيان همدان از داربست طبقه پنجم سقوط کرد وبه علت شدت صدمات وارده جان خود را از دست داد. کار ساختمانی همدان » » »

شرح و ملاحظات
نام واحد شهر » » » شماره
ردیفضمیمه ها:
( 1 ) – ادامه کنش های بازنشستگان برای همسان‌سازی حقوق و افزایش مستمری، بیمه رایگان ودردفاع ازتشکل های مستقل بازنشستگان و استقلال صندوق های بازنشستگی
بازنشستگان در تحلیل خواسته‌های خود از مطالباتی سخن می‌گویند که بایستی فوری برآورده شود؛ آنها صیانت از صندوق‌ها را خواسته بلندمدت و استراتژیک خود تعریف می‌کنند.
بنابه گزارش رسانه ای شده بتاریخ اول مرداد،گروه اتحاد بازنشستگان که در فضای مجازی شکل گرفته، شامل بازنشستگان کشوری، لشگری، فولاد و تامین اجتماعی‌ست. این بازنشستگان معتقدند در شرایط فعلی، مطالبات مشترک که می‌تواند به کنشگری متحد بیانجامد، کم نیست.
اعضای اتحاد بازنشستگان در مورد خواسته‌های خود با تقسیم این خواسته‌ها به خواسته‌های عاجل و فوری مثل افزایش مستمری یا بهبود خدمات درمانی و خواسته‌های بلندمدت می‌گویند: یکی از خواست‌های مهمِ بلندمدت، طرح مسأله صندوق‌های بازنشستگان و مبارزه برای صیانت از آن‌ها و احراز مدیریت شورایی و انتخابی صندوق‌های بازنشستگی از سوی اعضای صندوق‌ها و مخالفت با واگذاری صندوق‌ها و دارائی‌های آنها (از جمله مؤسسات و بنگاه‌های وابسته به این صندوق‌ها) به دولت و بخش خصوصی است. سرنوشت صندوق‌های بازنشستگی باید در دست نهادهای دموکراتیکی باشد که از سوی اعضای بازنشستگان تعیین شوند.
آنها مطالبات فوری بازنشستگان را به این ترتیب برشمردند:
اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری مصوب سال 1386 و برون‌رفت از خط فقر با دریافت حقوقی برابر با 7 میلیون تومان با تاکید بر افزایش سالانه حقوق‌ها متناسب با نرخ تورم واقعی.
درمان رایگان و بیمه کارآمد به جای بیمه تکمیلی برای شاغلان و بازنشستگان.
شفاف سازی وضعیت صندوق‌های بازنشستگی و برگرداندن سرمایه‌ها به صندوق‌ها؛ همچنین نظارت نمایندگان واقعی و منتخب بازنشستگان بر صندوق ها ضرورت دارد.
اجرای همسان سازی حقوق بازنشستگان و شاغلان
پرداخت کلیه بدهی‌های دولت به صندوق تامین اجتماعی و سایر صندوق‌های بازنشستگان
حق ایجاد و به رسمیت شناخته شدن هر گونه تشکل مستقل
بنابهمین گزارش،ناصر آقاجری (فعال کارگری) در ارتباط با انتقادات و اعتراضات بازنشستگان و خاستگاه این اعتراضات می‌گوید: بازنشسته امروز دردهای زیادی دارد؛ به دلیل بیکاری در جامعه، فرزندان تحصیل کرده‌اش هنوز مستقل نشده‌اند و بخشی از مصرف‌کنندگان حقوق ناچیز بازنشسته‌اند؛ فرزندان‌شان نمی‌توانند زندگی مشترک ایجاد کنند و برخی از نخبگانشان، با فروش هست و نیست زندگی خانواده‌شان به مهاجرت رفته‌اند و مع‌الاسف، موسسه‌های تحقیقاتی – علمی آمریکا، کانادا، استرالیا و دیگر کشورهای اروپایی را می‌گردانند.
وی ادامه می‌دهد: از سوی دیگر، دولتِ وابسته به قوانین بازارِ به اصطلاح آزاد، برای کسب درآمد، به ایجادِ نوسان در بازار ارز -ارزی که تنها در اختیار او و حاشیه‌نشینانش است- می‌پردازد تا نقدینگی بیشتر در اختیار داشته باشد و متاسفانه این شیوه برایش تبدیل به یک منبع درآمد شده است. با این سیاست‌های اقتصادی، تورم ابعادی نجومی می‌یابد و پول ملی بی‌ارزش می‌شود. سقوط پول کشور، ارزشِ حداقل حقوق بازنشسته را به شدت کاهش می‌دهد و لاجرم خانواده‌های عریض و طویلِ وابسته به بازنشستگان، به روز سیاه می‌افتند.
به گفته‌ی آقاجری، هیچ کدام از این وقایع که باعث شدت گرفتن بحران اجتماعی می‌شوند، از نظر نظام تعدیل ساختاری و خصوصی‌سازی و رهبران وابسته به این مناسبات، ارزش بررسی ندارند.
وی ادامه می‌دهد: از این رو دولت و مسئولانِ فرادستی، هنوز به دنبال کاربری کردن مناسباتی اقتصادی تعدیل ساختاری و خصوصی‌سازی هستند؛ همان مناسباتی که 30 سال است هر روز بیشتر جامعه را در بحرانی شدیدتر فرومی‌برد. این آقایان، مشاوره‌های اقتصاددانان نولیبرال و فاسد آمریکایی را که دنباله‌روِ فاشیست ضدکارگری اتریشی «هایک» هستند باور کرده‌اند که مرتب در گوش‌شان علت بحران را برایشان به گونه‌ای غیرواقعی توجیه می‌کنند و خصوصی‌سازی را » تنها راه رهایی» مناسبات اقتصادی ایران می‌پندارند!
صندوق‌ها نباید زمین بخورند!
او ادامه می‌دهد: این سرنوشت شوم خرده کاسبکاری وطنی است و اعتراض‌های پیگیر بازنشستگان به سیاست‌های کلان اقتصادی، این مناسبات و اصول حاکم بر آن را نشانه رفته است؛ زیرا این مناسبات تحمیلی صندوق بین‌المللی پول، نه فقط در ایران بلکه در هر جای جهان کاربردی شده، تنها ویرانی ساختار اجتماعی – اقتصادی را عملی نموده است ولی گویا آقایان تصور می‌کنند ایران یک استثاء است، و امداد غیبی آنها را از بحران بیرون خواهد کشید!
این فعال کارگری در پایان حمایتِ همه‌جانبه از صندوق‌های بازنشستگی را یکی از راهکارهای نجات می‌داند؛ چراکه به گفته‌ی او، صندوق‌ها تنها مایملک بارزش نیروی کار – چه شاغل و چه بازنشسته- هستند و اگر این صندوق‌ها بیش از این زمین بخورند، حیات طبقه کارگر به مخاطره می‌افتد؛ به همین دلیل است که او اعتقاد دارد شاغلان و بازنشستگان بایستی با اتحاد و کنشگریِ همبسته از طریق تشکل‌های مستقل، از موجودیت مستقل صندوق‌ها دفاع کنند.

*نرخ تورم دوازده ماهه منتهی به تیر ماه 1398 به 4/40 درصد رسید
مرکز آمار ایران بتاریخ اول مرداد، شاخص قیمت مصرف کننده تیر 1398 را بشرح زیرمنتشر کرد:
نرخ تورم دوازده ماهه منتهی به تیر ماه ١٣٩٨ به ٤٠,٤ درصد رسید که نسبت به همین اطلاع در ماه قبل (٣٧.٦ درصد) ٢.٨ واحد درصد افزایش نشان می‌دهد.
افزایش نرخ تورم خانوارهای کشور
در تیر ماه ١٣٩٨ عدد شاخص کل (١٠٠=١٣٩٥) به ١٧٩,٧ رسید که نسبت به ماه قبل ٢.٨ درصد افزایش نشان می­دهد. در این ماه درصد تغییر شاخص کل نسبت به ماه مشابه سال قبل ٤٨,٠ درصد می‌باشد؛ یعنی خانوارهای کشور به طور میانگین ٤٨,٠ درصد بیشتر از تیر ١٣٩٧ برای خرید یک «مجموعه کالا و خدمات یکسان» هزینه کرده­‌اند که نسبت به این اطلاع در ماه قبل (٥٠,٤ درصد) ٢.٤ واحد درصد کاهش یافته است. نرخ تورم دوازده ماهه منتهی به تیر ماه ١٣٩٨ به ٤٠.٤ درصد رسید که نسبت به همین اطلاع در ماه قبل (٣٧.٦ درصد) ٢.٨ واحد درصد افزایش نشان می‌دهد.
شاخص قیمت در گروه عمده «خوراکی ها، آشامیدنی ها و دخانیات» نسبت به ماه قبل ١,٣ درصد و در گروه عمده «کالاهای غیر خوراکی و خدمات» ٣.٥ درصد افزایش نشان می­دهد. درصد تغییرات شاخص قیمت در ماه جاری نسبت به تیر ماه ١٣٩٧ برای این دو گروه به ترتیب ٧١.٨ و ٣٨.٤ درصد می­باشد.
افزایش نرخ تورم خانوارهای شهری کشور
شاخص قیمت کل برای خانوارهای شهری کشور در تیر ماه ١٣٩٨ به عدد ١٧٨,٤ رسید که نسبت به ماه قبل ٢.٩ درصد افزایش نشان می‌دهد. درصد تغییر شاخص کل نسبت به ماه مشابه سال قبل ٤٦,٩ درصد است که نسبت به ماه قبل (٤٩,٣ درصد) ٢.٤ واحد درصد کاهش داشته است.
افزایش نرخ تورم خانوارهای روستایی کشور
شاخص قیمت کل برای خانوارهای روستایی کشور در تیر ماه ١٣٩٨ به عدد ١٨٦,٥ رسید که نسبت به ماه قبل ١.٨ درصد افزایش نشان می‌دهد. درصد تغییر شاخص کل نسبت به ماه مشابه سال قبل ٥٤,٣ درصد است که نسبت به ماه قبل (٥٦,٥ درصد) ٢.٢ واحد درصد کاهش داشته است.
تغییرات قیمت ها در ماه جاری
در گروه عمده «خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات» بیشترین افزایش قیمت نسبت به ماه قبل مربوط به گروه «لبنیات و تخم مرغ» (تخم مرغ، ماست پاستوریزه، شیر پاستوریزه)، گروه «نوشیدنی‌ها» (انواع چای خارجی) و گروه «ماهی‌هاو صدف داران» (انواع ماهی) می‌باشد. در گروه عمده «کالاهای غیر خوراکی و خدمات» گروه «بهداشت و درمان» (خدمات بیمارستانی و خدمات طبی سرپایی) و گروه «مسکن، آب، برق و گاز» (اجاره بها) بیشترین افزایش قیمت را نسبت به ماه قبل داشته‌اند.
هم‌چنین گروه «قند و شکر و شیرینی» (قند و شکر) و گروه «سبزیجات» (پیاز، گوجه فرنگی، خیار و فلفل دلمه‌ای) نسبت به ماه قبل، کاهش قیمت داشته است.
درصد تغییرات شاخص قیمت در دهک های هزینه ای کل کشور در ماه جاری
دامنه تغییرات نرخ تورم دوازده ماهه منتهی به تیر ماه ١٣٩٨ برای دهک های مختلف هزینه ای از ٤٠,١ درصد برای دهک اول تا ٤٣.١ درصد برای دهک دهم است.
*درخواست «کلکتیو سندیکاهای کارگری فرانسه» از مقامات ایران برای آزادی و رفع تعقیب و فشار بر «بازداشت شدگان روز جهانی کارگر» و «بازداشت شدگان مرتبط با اعتراضات کارگری شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه»
آيت‌الله سید علی خامنه ای
رهبر جمهوری اسلامی ایران
دفتر رهبری
تهران، ایران
پاریس ۲۳ ژوئیه ۲۰۱۹
آقای رهبر
با گذشت دو ماه از تجمع آرام روز کارگر در مقابل مجلس در تهران، فشار بر زنان و مردان دستگیر شده همچنان ادامه دارد. از پنجاه نفر دستگیرشده که اکثریت آنان با قرار وثیقه و کفالت بطور موقت آزاد شده بودند اکثرا به دادگاه احظار شده و تحت فشار قرار دارند.
بیش از یک ماه است که بازجویی های خانم ها عاطفه رنگریز، ندا ناجی، مرضیه امیری و آنیشا اسدالهی خاتمه یافته است. این افراد، برابر قانون و رویه جاری قضایی، باید آزاد می شدند اما متأسفانه آن ها کماکان در زندان به سر می برند. خانم ندا ناجی به واسطه جراحات ناشی ازضرب و شتم در زیر شکنجه به بهداری زندان منتقل شد.
اسماعیل بخشی کارگر عضو سندیکای کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه، همچنان زندانی است. او شدیدا زیر فشار است تا ادعاهایش در مورد شکنجه شدنش در زندان را پس بگیرد. سپیده قلیان دانشجوی مبارز در وضعیت مشابه ای قرار دارد.
همچنین روزنامه نگاران ساناز الهیاری، امیر امیرقلی و امیر حسین محمدی فرد از ماه ژانویه ۲۰۱۹ خودسرانه و بدون دسترسی به وکیل مدافا در زندان به سر می برند. اتهامات آن ها عمدتا عبارتند از «تجمع و تبانی علیه امنیت ملی»، «تبلیغ علیه نظام»، «نشر اکاذیب» و «عضویت در یک گروه با فعالیت علیه امنیت ملی». این اتهامات علیه این روزنامه نگاران مستقیما مربوط می شود به پوشش خبری تجمعات اعتراضی کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه، در رابطه به خواست پرداخت مطالبات معوقه و اعتراض به بدی شرایط کار توسط آن ها. به واقع این روزنامه نگاران در رابطه با حق آزادی بیان، حق آزادی انجمن و جلسه به وظیفه اشان عمل کردند.
ما سازمان های سندیکایی فرانسوی امضا کننده این نامه با تمام نیرو این اعمال سرکوبگرایانه غیرقابل تحمل را قویاً محکوم می کنیم. از رژیم ایران می خواهیم که به پیمان های بین المللی که دولت ایران امضا کرده احترام بگذارد.
ما خواهان آزادی بدون قید و شرط و فوری همه سندیکالیست ها، روزنامه نگاران و فعالین زندانی، و توقف هرگونه سرکوب هستیم.
سلام های محترمانه ما را بپذیرید.
با تقدیم احترامات
کنفدراسیون دموکراتیک فرانسوی کار (س. اف. د. ت) کنفدراسیون عمومی کار (س. ژ. ت)
کنفدراسیون متحده سندیکایی(اف. اس. او)
اتحاد سندیکایی همبستگی( سولیدر)
اتحاد ملی سندیکاهای مستقل(او.ان. اس. آ)
رونوشت به:
آقای حسن روحانی، رئیس جمهور
آقای ابراهیم رئیسی، رئیس قوه قضائیه
سفیر ایران در پاریس
ترجمه و باز انتشار از سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

*- مرگ و مصدومیت ۷ کارگر در فقدان ایمنی کار/ مرگ ۴۰ کارگر در مازندران و آذربایجان شرقی در بهار امسال

روز دوشنبه، در سایه فقدان ایمنی محیط و شرایط سخت کار، ۷ کارگر در شهرهای رشت، قزوین، گرگان و تهران دچار حادثه شدند. در این حوادث ۱ کارگر مصدوم و ۶ کارگر جان خود را از دست دادند. بنا به خبری دیگر مدیر کل پزشکی قانونی مازندران از مرگ ۲۵ نفر و مصدومیت ۲۱۲ نفر در حوادث کار طی سه ماه اول سال جاری در این استان خبر داد. همچنین مدیرکل پزشکی قانونی آذربایجان شرقی از مرگ ۱۵ نفر و مصدومیت ۳۱۴ نفر بر اثر حوادث ناشی از کار طی سه ماه در این استان خبر داد.
کارگران قربانیان اصلی شرایط سخت وعدم امکانات ایمنی در محیطهای کار هستند

*- جان باختن 8 کارگر حین کار در 48 ساعت گذشته:
1- مرگ یک کارگر پیمانکاری پتروشیمی‌ پارس جنوبی حین کار براثرگرمازدگی
روز شنبه29 تیر، موسی رضایی کارگر پیمانکاری پتروشیمی در فاز 4 و 5 پارس جنوبی حین کار دچار گرمازدگی شد وجانش را از دست داد.
قابل یاد آوری است که اداره کل هواشناسی استان بوشهر حداکثر وحداقل دمای هوای عسلویه در روز شنبه 29تیررا به ترتیب 41 و 30 درجه سانتیگراد اعلام کرد.
بنابه گزارشات رسانه ای شده، در هر هفته، چند کارگر عسلویه بر اثر گرمازدگی راهی بیمارستان می‌شوند.
2- جان باختن 2 کارگر فضای سبز دانشگاه آزاد اسلامی نجف آباد حین کارآبیاری براثر غرق شدن در استخرذخیره آب

عصر روز شنبه 29 تیر،2کارگر فضای سبز دانشگاه آزاد اسلامی نجف آباد حین آبیاری درختان در استخر ذخیره آب این دانشگاه افتادند و جانشان را ازدست دادند.
مدیر روابط عمومی دانشگاه آزاد نجف آباد روز یکشنبه گفت: 2کارگر پیمانکار فضای سبز دانشگاه آزاد واحد نجف‌آباد عصر روز گذشته در استخر ذخیره و جمع‌آوری آب برای فضای سبز دانشگاه غرق شدند.
وی افزود: چند اصله درخت در فضای استخر وجود دارد که حین آبیاریشان یکی از آن‌ها تعادل خود را از دست داده و داخل استخر سقوط کرده باشد و شخص دوم برای نجات او وارد آب شده که هر دونفر جان باختند.
3-جان باختن یک کارگر جوان در گرگان براثر سقوط
روز یکشنبه 30تیر،یک کارگر ساختمانی 19 ساله حین کاردر خیابان ولیعصر گرگان بر اثر سقوط از ارتفاع در دم جان باخت.
4-جان باختن 2کارگردر الموت قزوین حین بریدن یک درخت کهنسال
روز یکشنبه 30تیر،38 و 52 ساله حین بریدن یک اصله درخت کهنسال در یکی از روستاهای بخش الموت شرقی براثر سقوط درخت بر رویشان،جانشان را ازدست دادند.
5-جان باختن کارگر کارخانه خوراک دام شهرک صنعتی بیرجند حین کار با دستگاه میکسر
صبح روز یکشنبه30تیر،یک کارگر 47ساله کارخانه خوراک دام شهرک صنعتی بیرجند حین کار با دستگاه میکسرلای پره‌هایش گرفتار شد و جان خود را از دست داد.

*- سفره کارگران کوچکتر شد/ دستمزد ۹۸ فقط ۴۰درصد هزینه زندگی کارگر را پوشش می‌دهد
برخی تحلیل‌های اقتصادی بر این است که طبق گزارش بانک مرکزی در سال ۹۶ دستمزد کارگران ۳۷درصد از حداقل هزینه‌های سبد معیشتی آنها را پوشش می‌داد .
فاصله درآمد و هزینه‌ها در سال ۹۷ کاهش یافته که در سال جاری بار دیگر بیشتر شده است.
عدم تطابق درآمد و هزینه، این روزها یکی از دغدغه های اصلی جامعه کارگری است
بررسی وضعیت میزان افزایش دستمزد و نرخ تورم از سال 84 تا کنون نشان می‌دهد، فاصله تورم از دستمزد طی سال‌های 98 تا 92 افزایش پیدا کرده است؛ به عبارتی با تشدید فاصله تورم تا دستمزد طی این بازه زمانی، قدرت خرید کارگران به نسبت سال‌های قبل از آن کاهش بیشتری داشته است.
فرامرز توفیقی، رئیس کمیته دستمزد کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، درباره افزایش هزینه‌های زندگی گفت: یک تکلیفی از سوی سازمان جهانی کار مشخص شد. از اوایل سال 89 و 90 مشاهده می‌کردیم که سمینارهایی درباره سند کار شایسته برگزار شد، سند و پیش‌نویسی تهیه شد، بعد از مدت‌ها بدون حضور کارگران این سند نهایی شد.
وی با بیان اینکه سند کار شایسته آن‌گونه که باید تهیه نشده است گفت: این سند بدون سه‌جانبه‌گرایی تدوین شده است و مفهوم دیگری به‌جز کار شایسته دارد. در این سند به‌صورت زیرپوستی پذیرش مردم برای اشتغال با حداقل درآمد آمده است. ما باید به‌خاطر وظایف قانونی مانع انجام این کار شویم، مسئول این کار وزارت کار است.
🔹کارگران «میوه‌چین» در رشته های کشاورزی کمترین دستمزد را دارند
توفیقی با اشاره به افزایش هزینه‌های زندگی کارگران نسبت به اسفند ماه 97 اظهار داشت: محاسبات نشان می دهد سبد خانوار در خردادماه 98، 83.78 درصد نسبت به سبد تعیین شده انتهای سال 97 جهش قیمتی داشته است . میزان سبد حداقلی در اسفند ماه 97 حدود 3میلیون و 759هزار و 262 تومان بود. اما این سبد در حال حاضر به 6میلیون و 482هزار و 215 تومان تا انتهای اردیبهشت ماه رسیده است. تا پایان اردیبهشت ماه جهش‌هایی در لبنیات، حبوبات و سیب‌زمینی داریم که این جهش تأثیر مستقیم را در هزینه سبد می‌گذارد.
در اسفند ماه اعلام کردیم که اگر حقوق 100 درصد اضافه شود، اما دولت و قوه مقننه نقش حاکمیتی خود را در بازار ایفا نکنند، ما در بازار دچار مشکلات هستیم. اگر مشاهده کنیم که با سوءاستفاده‌گران برخورد کنند، این‌گونه نمی‌شود.
سبد معیشت خانوار در اسفند 97، 3میلیون و 759هزار و 262 تومان تعیین شد؛ هر سه ضلع مذاکرات مزدی ــ کارگران، کارفرمایان و دولت ــ پای این رقم را امضا کردند؛ اما طبق محاسبات تا انتهای فروردین ماه، 57 درصد افزایش قیمت باعث شد تا کارگران برای حفظ قدرت خرید خود نیازمند 2میلیون و 100هزار تومان مازاد دستمزد باشند. هزینه سبد معاش در انتهای فروردین ماه 5میلیون و 907هزار و 562 تومان تعیین شد.
مقایسه هزینه سبد معیشت فروردین (5میلیون و 907هزار و 562 تومان) و اردیبهشت ماه (6میلیون و 482هزار و 215 تومان) کارگران نشان می‌دهد که هزینه اردیبهشت ماه کارگران حدود 574هزار و 653 تومان افزایش یافته است، یعنی کف هزینه‌های خانوار در اردیبهشت ماه نسبت به فروردین ماه 574هزار تومان متورم شده است.

*- چرا کارگران پیمانکاری‌های نفت حال و روز خوشی ندارند؟!
دست‌های آغشته به دوده و قیر جز اندکی دریافت نمی‌کنند
کارگران پیمانکاری نه تنها امیدی به تبدیل وضعیت و برابری شرایط شغلی ندارند، بلکه اولین و پایه‌ای‌ترین خواسته‌های آنها از جمله؛ اجرای طرح طبقه بندی مشاغل، در بسیاری از پتروشیمی‌ها و پالایشگاه‌های نفتی کشور نادیده گرفته شده است.
به گزارش خبرنگار ایلنا، بخش اعظم صنعت نفت و پتروشیمی‌ها را کارگران پیمانکاری و «ارکان ثالثی» می‌گردانند؛ دست‌های این کارگران است که صنایع عظیم نفت و مشتقات آن را به گردش درآورده است اما متاسفانه حضور و اشتغالِ این کارگران به صورت «پیمانکاری» در مناطقی که «مناطق آزاد و ویژه اقتصادی» نامیده می‌شود، آنها را از حقوق حداقلیِ کار محروم ساخته است.
این کارکنان از بسیاری چیزها انتقاد دارند؛ از پایین بودن حقوق و مزایای شغلی خود نسبت به «رسمی‌ها» و «قراردادی‌ها»؛ از عدم برخورداری از خدمات رفاهی و حمایتی و از عدم اجرای طرح «طبقه بندی مشاغل» و اینکه به دلیل عدم اجرای این طرح، مجبور هستند علیرغم داشتن مدرک لیسانس یا حتی فوق لیسانس و سالها تجربه و تخصص، با حقوق «کارگر ساده» زندگی کنند. این در حالیست که سهم پیمانکاران در گردانندن صنعت نفت، به هیچ وجه ناچیز نیست و با واگذاری‌های انبوه به شرکت‌های ریز و درشت پیمانکاری، این سهم در حال افزایش نیز هست.
پیمانکاری‌ها چند نفرند؟
کافی‌ست فقط «پارس جنوبی» را به عنوان یک نمونه مرجع در نظر بگیریم تا دریابیم، کارگران پیمانکاری چه سهمی دارند؛ دوم اردیبهشت ماه ۱۳۹۸، مدیرعامل مجتمع گاز پارس جنوبی آماری از پراکندگی نیروهای این مجتمع گازی ارائه داد: «در حال حاضر نزدیک به ۱۰ هزار نفر در این شرکت مشغول به کار هستند؛ مطابق چارت سازمانی، پالایشگاه‌های گاز پارس جنوبی دارای ۴ هزار و ۲۲۳ نیروی رسمی است؛ هم اکنون ۶۰۹ نیروی قرارداد مستقیم در فازهای مختلف مشغول فعالیت هستند و بیش از ۸ هزار و ۸۸۹ نیروی ارکان ثالث نیز در این مجتمع شاغل هستند؛ این تعداد تنها در مورد نیروهایی است که در خود مجتمع مشغول به کار هستند.»
با این حساب فقط در مجتمع گاز پارس جنوبی، تعداد پیمانکاری‌ها دو برابر رسمی‌هاست؛ بقیه پروژه‌های پارس جنوبی، پتروشیمی‌های بندر امام و ماهشهر و سایر پروژه‌های نفت و گاز را اگر در نظر بگیریم، تعداد کارگران پیمانکاری به چند ده هزار نفر می‌رسد. این در حالیست که آمار دقیق و به‌روزی از تعداد این کار کنان نداریم؛ آخرین اطلاعات منتشر شده توسط وزارت نفت نشان می‌دهد: «تعداد کارکنان پیمانکار وزارت نفت از حدود ۵۳ هزار نفر در سال ۸۴، به ۱۳۶ هزار نفر در سال ۹۱ افزایش یافته است»؛ و مسلما بعد از ۹۱ نیز با صعود نرخ کارگران پیمانکاری روبرو بوده‌ایم.
تبعیض در دریافتی پیمانکاری‌ها با قرارداد موقتی‌ها و قرارداد موقتی‌ها با رسمی‌ها در حالی همواره مورد انتقاد بوده است که از یکم آذرماه سال ۹۳، هرگونه استخدام یا تبدیل وضعیت کارکنان دستگاه‎های اجرایی، منوط به مجوز سازمان امور اداری و استخدامی شد و این سازمان هم مجوز را تنها بر پایه برگزاری آزمون و مصاحبه صادر می‎کند.
بنابراین وزارت نفت سال گذشته اعلام کرد: «بررسی وضعیت کارکنان قرارداد مدت موقت صنعت نفت حاکی از این بود که تنها حدود ۸ هزار نفر از این کارکنان، شرایط شرکت در آزمون استخدامی را داشتند و از آنجا که وزارت نفت به دنبال طرح جامعی بود که وضع معیشتی همه کارکنان قراردادی را دربرگیرد، ساماندهی وضع پرداخت و شرایط رفاهی این کارکنان در دستور کار قرار گرفت».
پیمانکاری‌ها امیدی ندارند!
اما برای پیمانکاری‌ها، اوضاع به این خوبی نبود؛ کارگران پیمانکاری نه تنها امیدی به تبدیل وضعیت و برابری شرایط شغلی ندارند، بلکه اولین و پایه‌ای‌ترین خواسته‌های آنها از جمله؛ اجرای طرح طبقه بندی مشاغل، در بسیاری از پتروشیمی‌ها و پالایشگاه‌های نفتی کشور نادیده گرفته شده است.
کارگران پیمانکاری شاغل در یکی از شرکت‌های نفتی بندر ماهشهر که مدتهاست درگیر رفت و آمد به نهادهای ذیربط و رساندن صدای اعتراض خود هستند، می‌گویند: گرچه وزیر کار وعده داده بود که سال ۹۸، سال خوبی برای پیمانکاری‌ها خواهد بود و الزامات قانون از جمله؛ پرداخت کمک هزینه معیشتی و اجرای طرح طبقه بندی برای کارگران پیمانکاری نفت اجرایی خواهد شد، اما هنوز هستند پتروشیمی‌هایی که در آنها هیچ اراده‌ای برای اجرای طرح طبقه بندی مشاغل وجود ندارد.
به گفته آنها؛ هم اکنون برخی پتروشیمی‌های بندر ماهشهر، این طرح را اجرا کرده‌اند اما برخی دیگر هنوز برنامه‌ریزی برای اجرای این طرح را هم آغاز نکرده‌اند.
ریشه مشکل کجاست؟!
ناصر آقاجری (سخنگوی اتحادیه نیروی کار پروژه‌ای ایران) که خود سالها در میادین نفت و گازِ عسلویه کار کرده، مهمترین آسیبی که اشتغال کارگران پیمانکاری نفت را تهدید می‌کند را «خروج مناطق نفت و گاز از شمول قانون کار» می‌داند و می‌گوید: در قانون کار، فقط اجازه واگذاری کارهای خاصی – کارهای پروژه‌ای، ساخت و ساز و عمرانی با زمان محدود- به پیمانکاران داده شده است و در بقیه فعالیت‌ها که دائمی هستند، کارفرما موظف به عقد قرارداد مستقیم با نیروی کار است؛ اما در پتروشیمی‌ها و پالایشگاه‌ها که در مناطق آزاد و ویژه اقتصادی و خروج از شمول قانون کار هستند و بازرسی کار به آن معنا که باید، وجود ندارد، ممکن است هر نوع پروژه‌ای را بدون هیچ محدودیتی «برون سپاری» کنند و به پیمانکار واگذار کنند؛ پس تهدید اصلی از ناحیه خروج از شمول قانون کار است.
او ادامه می دهد: طرح طبقه بندی مشاغل، تامین مسکن مناسب و خیلی از حقوق دیگر نیز، در «قانون کار» آمده است؛ وقتی کارگری در مناطق آزاد وویژه اقتصادی و خارج از شمول قانون کار، کار می‌کند، خیلی راحت می‌تواند از این حقوق محروم بماند.
آقاجری «تعدیل» و «مقررات‌زدایی» را یک رده بالاتر از واگذاری فلان و بهمان بخش یک پالایشگاه و پتروشیمی به شرکت‌های پیمانکاری می‌داند. او معتقد است؛ خودِ ایجاد مناطق آزاد و ویژه اقتصادی در مناطق نفتی و در صنایع مادر و زیرساختی، مهمترین «مقررات‌زدایی» و « بی‌حقوق‌سازیِ» صورت گرفته در دهه‌های گذشته بوده است.
اما چه بر سر پیمانکاری‌های نفت خواهد آمد؛ در شرایطی که ضوابط سفت و سخت، پای تبدیل وضعیت را بسته است، آیا بهبود شرایط شغلی، می‌تواند یک «امید» برای آینده باشد؟
طرح سه مرحله‌ای و انتظاراتی که برآورده نشد
در روزهای آغازین سال، مدیر منابع انسانی شرکت ملی نفت، از کلید خوردن طرح سه مرحله‌ای بهبود معیشت کارکنان پیمانکاری نفت خبر داد.
بیستم فروردین ماه، «ناصر مولایی» با اشاره به دستورات وزیر نفت در راستای بهبود معیشت و ترمیم حقوق کارکنان پیمانکاری شاغل در صنعت نفت، گفت: برای اجرای این برنامه، کارگروهی به ریاست مدیر منابع انسانی مناطق نفت‌خیز جنوب و با عضویت مدیران منابع انسانی شرکت‌های تابعه شرکت ملی نفت راه‌اندازی شده است.
مدیر منابع انسانی شرکت ملی نفت با اعلام اینکه به منظور اجرای برنامه بهبود معیشت و ترمیم حقوق کارکنان پیمانکاری صنعت نفت، طرحی سه مرحله‌ای در این کارگروه تعریف شده است، تصریح کرد: مرحله اول شامل آسیب‌شناسی قراردادهای پیمانکاری و تامین نیروی پیمانکاری بوده که این مرحله به سرانجام رسیده است.
این مقام مسئول با تاکید بر اینکه مرحله دوم این طرح، تدوین الگوهای قراردادی نیروهای پیمانکاری شاغل در صنعت نفت بوده که در این مرحله دو مدل الگو مورد ارزیابی قرار گرفته است، اظهار داشت: بر اساس بررسی انجام شده بیشترین فراوانی قراردادهای پیمانکاری در شرکت ملی نفت شامل قراردادهای عملیاتی، تعمیرات، بهره‌برداری، HSE و حراست است.
وی با تاکید بر اینکه با انجام مرحله دوم که مطالعات آن از پارسال آغاز شده در نهایت مرحله سوم که تصویب‌خواهی و اجرا خواهد بود، بیان کرد: به منظور بهبود معیشت و ترمیم حقوق کارکنان پیمانکاری برنامه مفصلی پیش‌بینی شده و قصد داریم که آنقدر قراردادها و پیمان‌های کارکنان پیمانکاری را جذاب کنیم که حتی کارکنان قراردادی به صورت داوطلبانه خواستار تبدیل وضعیت از قراردادی به پیمانکاری شوند.
انگیزه برای تولید نداریم!
فعلا که هنوز نه قراردادهای پیمانکاری آنقدر جذاب شده که قراردادی‌ها را جذب کند و آنها «داوطلبانه» پیمانکاری شوند و نه پیمانکاری‌های پتروشیمی‌ها، پالایشگاه‌ها و حوزه‌های نفتی، از شرایط شغلی خود رضایت دارند.
این نیروها در بهمن ۹۷، در نامه‌ای سرگشاده خطاب به اعضای کمیسیون اجتماعی مجلس آوردند: «اینجانبان قریب یکصد و بیست هزار نفر نیروی شرکتی (پیمانکاری یا ارکان ثالث) شاغل در شرکت‌های تابعه وزارت نفت اعم از شرکت ملی گاز، نفت، حفاری، پالایش و پخش فراورده‌های نفتی و پتروشیمی‌ها؛ پس از آنکه طی مکاتباتی با معاونت پارلمانی و حقوقی وزارت نفت، ایشان دلیل عدم حمایت و توجه به مطالبات ما را تلویحاً ضعف قانون‌گذاری در حوزه نیروهای شرکتی عنوان کردند، از حدود دو سال پیش تاکنون در جهت برقراری عدالت سازمانی اینجانبان با مکاتبات متعدد مطالبات خویش از جمله تبدیل وضعیت و عقد قرارداد مستقیم با دستگاه متبوعه خود را طی ملاقات‌های حضوری، به بیش از هشتاد و پنج نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در سراسر کشور انعکاس داده و از نمایندگان مذکور نیز قول مساعدت و همکاری گرفته‌ایم. لکن با کمال تاسف تاکنون به هیچ نتیجه عملی، قابل ملاحظه و ملموسی جز اظهارنظرهای متناقض برخی از نمایندگان در رسانه‌ها در مورد “طرح عقد قرارداد مستقیم با نیروهای خدماتی توسط دستگاه‌های اجرایی و حذف شرکت‌های پیمانکاری تامین نیروی انسانی”که آخرین بار در تاریخ۹۷/۰۹/۲۷ در دستور جلسه کمیسیون اجتماعی قرار گرفت، نرسیده‌ایم.»
در ادامه این نامه طولانی آمده است: «جالب است بدانید وزارت نفت به جای پیشرفت دادن و ارتقای شغلی ما، اخیراً پیمان‌های تامین نیروی انسانی را حجمی نموده و هیچ گونه نظارتی نیز بر این موضوع علیرغم تذکرات مکرر ما صورت نپذیرفته است! جای سوال دارد که آیا در کل دنیا یک نیروی تحصیلکرده، با سابقه و با تجربه را بعد از سالیان سال خدمت، به لحاظ سازمانی ارتقاء می‌دهند و قراردادی یا رسمی نموده و به او ارج، بها و مسئولیت بیشتری می‌دهند یا اینکه وضعیت او را بدتر و او را حجمی می‌کنند و به جای پیشرفت، پسرفت می‌دهند؟ لازم است خطاب به مسئولان محترم بگوییم و تاکید کنیم پرسنل شرکتی با این قبیل تصمیمات هیچ امیدی به آینده ندارند و قطعا با این نحوه مدیریت و ترسیم آینده شغلی تاریک و فراهم شدن موجبات ناامیدی بین کارکنان شرکتی که بیش از ۸۰ درصد شاغلین در شرکت‌های تابعه وزارت نفت را تشکیل می‌دهند و عملا چرخ صنعت به دست توانمند آنها می‌چرخد، صنعت نفت چوب این بی‌تدبیری‌ها را در آینده خواهد خورد چراکه هیچ انگیزه و روحیه‌ای در نیروها برای بروز خلاقیت‌ها، نوآوری و تلاش مضاعف جهت بهبود وضعیت صنعت وجود ندارد.»
چرا پولی که به پیمانکاران می‌پردازید را به خودمان نمی‌دهید؟!
۱۲۰هزار نیروی تحصیلکرده، باسابقه و مجربی که چرخ‌های سنگینِ صنعت نفت کشور را می‌گردانند، خواستار ارتقای شغلی هستند؛ آنها در ادامه همین نامه آورده‌اند: «آیا وقتی دو نفر همکار در یک اتاق در مشاغل هم ردیف و هم تراز فعالیت می‌کنند و عینا یک کار را نیز انجام می‌دهند، ولی یکی از آنها که رسمی یا قرارداد مستقیم است به چشم یک شهروند درجه چندم به دیگری که شرکتی است نگاه می‌کند، دیگر امیدی برای ما باقی می‌ماند که دستمان در کار نلرزد؟ این چه سبک مدیریت است که پیشرفت در آن بر اساس شایستگی نبوده و فقط باید شرکتی نباشی تا پیشرفت کنی؟ چرا با تبدیل وضعیت ما به قرارداد مستقیم ما را به پیشرفت سازمانی بر اساس شایستگی‌هایی که داریم امیدوار نمی‌کنید؟ چه دلیلی دارد نیرویی که در حال انجام فعالیتی مستمر در دستگاه اجرایی می‌باشد و به سی سال خدمت او در سازمان متبوعه‌اش نیاز است مستقیما با خود او قرارداد منعقد نگردد و با واسطه به او حقوقش را بپردازند؟ چرا پولی که به پیمانکاران می‌پردازید را به خودمان نمی‌دهید؟!»
این نیروها هم از اعضای کمیسیون اجتماعی مجلس و هم از مجموعه دولت و وزارت نفت درخواست دارند که به خواسته‌هایشان رسیدگی شود؛ می‌گویند با مدرک کارشناسی ارشد، حقوق کارگر ساده را می‌گیریم و این، «عادلانه» نیست.
گزارش: نسرین هزاره مقدم

*- نیروی پاره‌وقت استخدام می‌کنند تا حق کارگر را ندهند/ اشتغال ناقص اغلب غیراختیاری است
شرکت‌هایی هستند که می‌توانند از تجمیع چند کارمند نیمه وقت یک یا دو کارمند تمام وقت داشته باشند، اما برای اینکه تعهدی به نیروی کار نداشته باشند، حقوق و مزایایش را کامل پرداخت نکنند و دست‌شان در اخراج نیروی کار باز باشد، تن به چنین کاری نمی‌دهند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، تازه‌ترین آمار مرکز آمار نشان می‌دهد ۱۰ درصد جمعیت شاغل، به دلایل اقتصادی (فصل غیرکاری، رکود کاری، پیدا نکردن کار با ساعت بیشتر و…) کمتر از ۴۴ ساعت در هفته کار کرده و آماده برای انجام کار اضافی بوده‌اند. در شرایطی که کار تمام وقت نیز در مواردی جوابگوی هزینه افراد نیست، چرا صدها هزار نفر در ایران به صورت ناقص کار می‌کنند؟
کاظم فرج اللهی (فعال کارگری و کارشناس بازار کار) دلیل میزان بالای اشتغال ناقص در ایران را سوءاستفاده برخی کارفرمایان می‌داند که جای استفاده از چند نیروی ثابت به استفاده از تعداد بیشتری از افراد اما به صورت نیمه وقت تمایل دارند. اشتغال ناقص باعث تضییع حقوق نیروی کار می‌شود و مشکلات آنها را تشدید می‌کند.
سال‌هاست که شاغلان در ایران با اشتغال ناقص درگیر هستند. اشتغال ناقص باعث می‌شود افراد از برخی مزایای شغلی نظیر حق بیمه کامل محروم شوند. دلیل اشتغال بیش از دو میلیون نفر به صورت ناقص چیست و چه تبعاتی دارد؟
بخشی از اشتغال ناقص مربوط به افت سطح تولید است. شرایط اقتصادی حال حاضر باعث می‌شود برخی از بنگاه‌های اقتصادی تولید خود را کاهش دهند و این باعث کاهش ساعات کاری و در مواردی اشتغال ناقص می‌شود که بنا به تعریف اشتغالی کمتر از میزان ساعت تعیین شده در هفته است. دلیل دیگر و مهمتر اشتغال ناقص مربوط به مناسبات سرمایه‌داری است که در کشور‌های مختلف وجود دارد و در ایران نیز در سال‌های اخیر چنین روالی پیش گرفته شده است. در بسیاری موارد کارفرما برای اینکه تعهدش را در قبال نیروی کار به انجام نرساند، از نیروی کار نیمه وقت استفاده می‌کند. منشی‌هایی که چند ساعت از روز کار می‌کنند، فروشندگان نیمه وقت و همچنین کارمندانی که در شرکت‌هایی هستند که برای یک شیفت کاری از چند نیرو استفاده می‌کنند، همگی اشتغال ناقص دارند. در واقع شرکت‌هایی هستند که می‌توانند از تجمیع چند کارمند نیمه وقت یک یا دو کارمند تمام وقت داشته باشند، اما برای اینکه تعهدی به نیروی کار نداشته باشند، حقوق و مزایایش را کامل پرداخت نکنند و دست‌شان در اخراج نیروی کار باز باشد، تن به چنین کاری نمی‌دهند. این در حالی است که جامعه برای تولید نیروی کار متحمل هزینه می‌شود. یعنی برای این کار هم جامعه و هم خانواده باید هزینه بپردازند. در واقع سازمان‌های مختلف اعم از نهاد‌های آموزشی، بهداشتی و … برای یک شهروند هزینه می‌کنند تا به نیروی کار تبدیل شود. وظیفه دولت‌هاست که برای این شهروند کار ایجاد کند و شرایط مناسبی برای کار کردنش فراهم آورد تا این فرد بتواند زندگی خود را بگرداند. اینکه ما می‌بینیم فردی با کار چند ساعتی در هفته شاغل حساب می‌شود و این در آمار‌ها نیز محاسبه می‌شود، نتیجه عدول از وظایفی است که عنوان شد. در واقع جای اینکه از نیروی کار به لحاظ اجتماعی و قانونی حمایت شود، او فقط با کارفرما رابطه برقرار می‌کند و در مواردی هم کارفرمایان سوءاستفاده کرده و حقوق و مزایای نیروی کامل را پرداخت نمی‌کنند. نمونه بارز آن به کارگیری افراد به صورت ناقص در یک شغل است. هر کسی که هشت ساعت در هفته کار کند شاغل محسوب می‌شود. همه می‌دانیم که کار کامل نیز در مواردی نمی‌تواند نیاز‌های افراد را برطرف کند. اگر می‌بینیم که بسیاری از افراد دنبال اضافه‌کاری یا شغل دوم و سوم هستند، یعنی اینکه یک کار کافی نیست. پس اشتغال ناقص در بسیاری موارد غیر اختیاری است و تامین‌کننده نیاز‌های فرد هم نیست. وقتی نیاز‌های فرد تامین نشود بستر آسیب‌های مختلف از فقر گرفته تا بزهکاری به وجود می‌آید.
اخیرا آمار از نرخ بیکاری منتشر شده است. این آمار نشان می‌دهد بیکاری در بهار 98 نسبت به بهار 97 کاهش داشته است. با وجود این اشتغال ناقص تغییر چندانی نکرده و از 10.2 درصد در بهار سال گذشته به 10 درصد در بهار امسال رسیده است. این در حالی است که با توجه به بارندگی‌های امسال احتمال می‌رفت بخش کشاورزی که در زمینه اشتغال ناقص مهم است رونق یابد و به این ترتیب میزان اشتغال ناقص کم شود. تحلیل شما چیست؟
می‌دانیم که بخشی از اشتغال ناقص مربوط به نیروی کار فصلی است و در حوزه کشاورزی چنین چیزی معمول است. بخشی از نیروی کار در حوزه کشاورزی بسته به فصل کشت و زرع کار می‌کنند و وقتی این فصل تمام شود بیکار می‌شوند. این اتفاق در مورد صنایع تبدیلی برای فرآوری محصولات کشاورزی هم تا حد زیادی وجود دارد. با توجه به همان چیزی که اشاره شد یعنی افزایش بارندگی و همچنین نوسانات قیمت محصولات کشاورز ی که تولید و فروش آنها را به صرفه کرد، قاعدتا باید شغل در این بخش بیشتر شده و مشاغل ناقص حوزه کشاورزی کم می‌شدند. یا این اتفاق نیفتاده یا اینکه اشتغال ناقص در بخش‌های دیگر بیشتر شده است که نرخ اشتغال ناقص تقریبا ثابت مانده است. اشتغال ناقص اتفاق بدی است و وقتی بدانیم کارفرمایان تعمدا افرادی را برای اشتغال ناقص جذب می‌کنند، این معضل عمیق‌تر هم می‌شود.
جای اینکه از نیروی کار به لحاظ اجتماعی و قانونی حمایت شود، او فقط با کارفرما رابطه برقرار می‌کند و در مواردی هم کارفرمایان سوءاستفاده کرده و حقوق و مزایای نیروی کامل را پرداخت نمی‌کنند. نمونه بارز آن به کارگیری افراد به صورت ناقص در یک شغل است.
همانطور که عنوان شد در بسیاری موارد ما شاهد این اتفاق بد هستیم که در یک محل جای دو نیرو با شغل کامل چهار نیرو با شغل ناقص استفاده می‌شود. این ریشه در نگاه سرمایه‌دارانه‌ای دارد که در آمریکا و اروپا سال‌هاست که وجود دارد و متاسفانه ما در جذب این مورد بد فعال بوده‌ایم. نیروی کار ما از این معضل ضربه می‌خورد و باید با موارد تعمدی اشتغال ناقص برخورد شود. بسیاری از نیرو‌های موقتی کار می‌توانند کار دائم داشته باشند و برای بهبود شرایط کار باید پیگیر این موضوع باشیم.
در سال‌های اخیر با دو رقمی ماندن نرخ بیکاری برخی افراد مقصر را زنان دانسته‌اند. آنها عنوان می‌کنند که زنان حاضر به کار با حقوق پایین، به صورت موقتی و با مزایای کم هستند و همین باعث می‌شود کارفرمایان آنها را استخدام کنند. در واقع اشتغال ناقص زنان یکی از دلایل رشد اشتغال نیمه وقت و همچنین افزایش بیکاری قلمداد می‌شود. آیا مقصر بیکاری ناقص در ایران زنان هستند؟
نمی‌توان چنین عنوان کرد. اشتغال ناقص ریشه در شرایط بازار کار و همچنین سوءاستفاده‌های کارفرما‌ها دارد. همانطور که عنوان شد برخی روند‌ها باعث گرایش کارفرمایان به استخدام نیروی موقت کار شده است. در این بین زن و مرد فرق نمی‌کند. در حوزه‌های مختلف گرایش به کار پاره وقت بیشتر شده است و حتی کار ناقص به یک روال طبیعی تبدیل شده است. شما همین کار خبرنگاری را در نظر بگیریم. بسیاری از فعالان حوزه رسانه به صورت پاره وقت و به صورت حق‌التحریری کار می‌کنند. کار نیمه وقت در رسانه به موارد فنی هم سرایت کرده و صفحه‌بند و حروف‌چین نیمه وقت داریم. آنقدر استفاده از چنین نیرو‌هایی باب شده که دیگر طبیعی به نظر می‌رسد. من می‌خواهم بگویم رویکرد ما به مقوله اشتغال باعث شده که اشتغال ناقص داشته باشیم و زنگ خطر برای افزایش آن به صدا درآید. البته درباره کار زنان در جامعه باید نکته‌ای را عنوان کنم. در این زمینه تناقض‌هایی وجود دارد و به دلیل همین تناقض‌هاست که سهم زنان از اشتغال آنطور که باید و شاید نیست و موارد نقض حقوق کار در مورد آنها مشاهده می‌شود. از طرفی کارفرمایان ما خواستار به کارگیری زنان هستند، اما از طرف دیگر برخی محدودیت‌ها هست و تلاش می‌شود زنان را خانه‌نشین کنند. وقتی کاریابی برای یک زن سخت باشد، او ممکن است تن به شرایط نه چندان مساعد شغلی هم بدهد. در واقع زنان فقط با توانایی‌هایشان سنجیده نمی‌شوند و در مواردی چون زن هستند برای کار کردن‌شان مشکل هست، پس طبیعی است که از فرصت‌های شغلی استفاده کنند، ولو اینکه در مواردی حقوق آنها کاملا رعایت نشود. دلیل تمامی این مسائل اقتصاد بیمار و نبود تشکل‌های مستقلی است که از حقوق نیروی کار دفاع می‌کند. اگر می‌خواهیم مشکلات حوزه کار از جمله اشتغال ناقص را حل کنیم باید اصلاحات ساختاری انجام دهیم و اجازه دهیم تشکل‌های مستقل کارگری ایجاد شوند و فعالیت کنند.

*- سازمان های غیر دولتی که بیانیه « نه به جمع آوری کودکان کار» را تاکنون امضا کرده اند:
۱-انجمن آموزشی، پژوهشی پویا
۲- انجمن حامیان کودکان کار و خیابان ۳- انجمن یاری کودکان کار
۴- انجمن حمایت از حقوق کودکان
۵- انجمن حمایت از کودکان کار
۶- انجمن دوستداران کودک پویش
۷-انجمن یاری کودکان در معرض خطر
۸- انجمن پرنده درخت کوچک
۹- انجمن دیده بان حقوق کودک
۱۰- بنیاد همدلان کودک
۱۱- بنیاد توسعه کار آفرینی زنان و جوانان
۱۲-بنیاد نوای مهر تاک
۱۳_سمن حامیان حق کودکی بامداد
۱۴- موسسه حمایتی خانه مهر کودکان
۱۵-جمعیت امداد دانشجویی امام علی
۱۶- جمعیت دفاع از کودکان کار و آسیب های اجتماعی
۱۷- شبکه ملی موسسات نیکوکاری
۱۸- موسسه توانمند سازی زنان و‌کودکان مهر و ماه
۱۹-موسسه رویش نهال جوان
۲۰-موسسه نوید زندگی کوشا
۲۱-موسسه شکوفایی استعدادهای کودکان مهر
۲۲-موسسه حمایتی خانه کودک و خانواده
۲۳- کانون توسعه فرهنگی کودکان
۲۴- کانون وکلای نورا
۲۵- کانون هموفیلی ایران
۲۶- گروه تلاشگران یاری همدل( شبکه یاری کودکان کار)
۲۷-گروه فرهنگی اجتماعی کیانا
۲۸-خانه کودک مهرنگ مهرگان
۲۹- موسسه تاک سرزمین من
۳۰-موسسه توانمند سازی زنان و کودکان آوای ماندگار دروازه غار
۳۱-موسسه ارتقای کیفیت زندگی ایرانیان (ایلیا)
۳۲- موسسه توسعه و توان افزایی کنشگران اجتماعی فرزانه
۳۳-موسسه زنان سرزمین خورشید
۳۴-موسسه کنشگران پارس‌
۳۵- موسسه حمایتی کودکان سرزمین من ۳۶-موسسه حامی آرامش آریایی
۳۷- موسسه یاریگران کودکان کار پویا ۳۸- موسسه نیکوکاری مهر آفرین
۳۹- موسسه خیریه خادمین کتیج( ایرانشهر)
۴۰-موسسه اقدام پژوهان جامعه بهتر
۴۱-موسسه ارتقای کیفیت زندگی زنان آتنا ۴۲-موسسه مطالعاتی حامیان فردا
۴۳-موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان
۴۴-موسسه مهر طاها
۴۵- شورای گسترش فرهنگ صلح برای کودکان۴۶- کمیته هیوای هژاران
۴۷-دست‌سازهای کاربردی دستادست آفرین
۴۸- انجمن پیام شاد
۴۹- جمعیت حمایت از حقوق کودکان مهر زنده رود اصفهان
۵۰-سازمان مردم نهاد مهرآفرینان سلامت فردا
۵۱-گروه کودکی انجمن جامعه شناسی
52 – موسسه روشنای طلوع مهر

*- کارگران ایرانی‌ به عراق مهاجرت می‌کنند حتی لیسانسه‌ها/ زندگی در اتاق‌های ۹ متری با روزی ۳۰۰ هزار تومان حقوق

خبرگزاری فرانسه از موج مهاجرت کارگران ایرانی به کردستان عراق، گزارش داد؛ در این گزارش، آمده است که ایرانی‌های مهاجر بیشتر در بخش ساختمان مشغول به کار هستند.

خبرگزاری فرانسه در گزارشی نوشته که کردستان عراق، به میزبان موج گسترده‌ای از کارگران ایرانی بدل شده است.

به نوشته این گزارش، بیشتر این ایرانی‌ها در کارگاه‌های «ساخت‌و ساز» کردستان عراق مشغول می‌شوند.

بنابر این گزارش دستمزد روزانه هر کارگر در اربیل بین ۲۵تا۳۰هزار دینار عراقی، حدود ۲۵دلار (تقریبا ۳۰۰هزارتومان) و سه‌برابر دستمزدشان در ایران است.

این رسانه مدعی است در میان کارگران ایرانی، دانش‌آموختگان دانشگاه‌ها نیز حضور دارند که به‌سبب ناامیدی از یافتن کار در ایران، در کردستان عراق کارگری می‌کنند.

به ادعای این رسانه، بیشتر کارگران ایرانی با ویزای یک‌ماهه گردش‌گری به کردستان عراق می‌روند و پس‌از ۲۸روز به خانه بازمی‌گردند و پس از یک هفته استراحت این چرخه تکرار می‌شود.

*- از مشعل‌های پر از آلایندگی تا ۱۲ ساعت کار زیر آفتاب سوزان/ کارگران فقط چند سال در عسلویه دوام می‌آورند!ِ
سیدعلی اکبر فاطمی می‌گوید: شرایط کاری کارگران پیمانکاری در عسلویه، باید تغییر کند؛ در غیر این صورت نمی‌توان انتظار داشت کارگر برای سال‌های طولانی در پارس جنوبی ماندگار شود.
به گزارش خبرنگار ایلنا، عصر ۲۹ تیرماه، موسی رضایی، کارگر پیمانکاری فازهای ۴ و ۵ پارس جنوبی بر اثر گرمازدگی و قبل از رسیدن به بیمارستان جان خود را از دست داد؛ همکارانش می‌گویند دمای بالای ۵۰ درجه به اضافه شرجی مدام، امان کارگران را بریده است. آنها می‌گویند «گرمازدگی» پدیده‌ای رایج میان کارگران عسلویه و کنگان است.
سیدعلی‌اکبر فاطمی (نماینده بوشهر در شورای عالی استان‌ها) در ارتباط با حادثه مرگ رضایی و اتفاقات مشابه در پارس جنوبی می‌گوید: ساعات کاری کارگران پارس جنوبی زیاد است و شرایط کار بسیار سخت؛ در عسلویه، هم آلایندگی محیطی وجود دارد هم گرما و رطوبت زیاد است؛ بعضی وقت‌ها باد بسیار گرم می‌وزد و بعضی اوقات هم، شرجی شدید وجود دارد؛ در این شرایط، در میان این همه آلایندگی و گرما، کار کردن، آنهم در فضای آزاد بسیار سخت است؛ سخت‌تر از آنکه در تصور بگنجد.
به گفته فاطمی، کارگران پارس جنوبی به دلیل شرایط بد محیطی، اغلب درگیر بیماری‌های کوتاه مدت و بلند مدت هستند و معمولاً بیشتر از ۴ یا ۵ سال در عسلویه دوام نمی آورند.
او ادامه می‌دهد: بعد از یک بازه زمانی ۴ یا ۵ ساله، کارگران به علت مریضی یا خستگی مدام، از کارکردن در عسلویه کنار می‌کشند؛ برخی از آنها درگیر بیماری‌هایی می‌شوند که همه زندگی و آینده آنها را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و دیگر نمی‌توانند هیچ کجا کار کنند.
نماینده بوشهر در شورای عالی استان‌ها به وضعیتِ بغرنج‌تر و دشوارترِ کارگران شرکتی و یا پیمانکاری اشاره می‌کند و می‌گوید: وضعیت شرکتی‌ها به مراتب بدتر از رسمی‌ها و حتی قراردادی‌هاست؛ آنها روزی دوازده ساعت و گاهی حتی خیلی بیشتر کار می‌کنند؛ در ماه نهایتاً ۳ یا ۴ روز مرخصی دارند؛ در حالیکه رسمی‌ها ۱۴- ۱۴ یا در نهایت ۲۱-۷ کار می‌کنند؛ برای شرکتی‌ها نه ساعت کار و نه حق مرخصی و تعطیلات رعایت نمی‌شود؛ اکثر آنها بیرون و در فضای آزاد کار می‌کنند و در معرض انواع آسیب‌ها و بیماری‌ها قرار دارند.
در عسلویه پارک یا فضای سبز نیست
به گفته فاطمی در عسلویه، تفریح، پارک یا فضای سبزی نیست که کارگر شرکتی بعد از ۱۲ ساعت کار مدام، بتواند از آلایندگی و خستگی مفرط بگریزد و برای ساعتی یا حتی لحظه‌ای به «آرامش» برسد.
او در پاسخ به این سوال که شما به عنوان نماینده مردم، برای حل مشکلات کارگران پارس جنوبی و به خصوص کارگران پیمانکاری چه کرده‌اید؛ می‌گوید: ما بارها با نمایندگان مجلس و با وزرا و مسئولان در مورد مشکلات عسلویه و گرفتاری‌های کارگران شرکت کرده‌ایم و از آنها خواسته‌ایم به این اوضاع رسیدگی کنند. عیسی کلانتری (رئیس سازمان محیط زیست) قبلاً اعتراف کرد “حاضر نیستم حتی دو یا سه روز در عسلویه بمانم”؛ او گفت نمی‌دانم کارگران چطور طاقت می‌آورند! این اعتراف نشان می‌دهد که زندگی و کار در عسلویه چقدر دشوار و جانکاه است.
عسلویه ۱۰۰ برابر تهران آلوده است
فاطمی بحث آلایندگی را بسیار جدی می‌داند؛ او معتقد است در شرایط فعلی، سطح آلودگی عسلویه، ۱۰۰ برابر بیشتر از شهر تهران است. او در توضیحات بیشتر می‌گوید: در عسلویه و کنگان، فلرها یا همان مشعل‌های گازی کاملاً آزادند و آلایندگی آنها کل منطقه را گرفته است؛ منطقه عسلویه بین کوه و دریا محصور است؛ همین فضای بسته و محصوریت باعث می‌شود آلایندگی فلرهای گازی در منطقه بماند و وارد ریه‌ها و تنفس کارگران شود.
اما راه‌حل چیست؛ نماینده بوشهر در شورای عالی استان‌ها در مورد راهکارهایی که می‌تواند کارگران را از این شرایط دشوار خلاص کند؛ می‌گوید: اول از همه اینکه باید برای آلایندگی فلرهای گاز کاری بکنند؛ شما از دور که به عسلویه نگاه می‌کنید فقط یک هاله آلوده می‌بینید؛ رسیدگی به شرایط شغلی کارگران هم بسیار اهمیت دارد؛ باید از میزان ساعات کاری به خصوص برای کارگران پیمانکاری کاسته شود؛ کارگرانی که در فضای باز کار می‌کنند، نباید ۱۲ ساعت متمادی در یک روز کار کنند؛ حتی ۸ ساعت هم زیاد است؛ تعداد روزهای تعطیلات را باید برای کارگران شرکتی بیشتر کنند تا آنها بتوانند بیشتر کنار خانواده باشند و از این محیط پر از آلودگی و آسیب دور بمانند. اینها وظیفه وزیر نفت، مجلس و شرکت‌های بزرگ است؛ در غیر این صورت، وضعیت زندگی برای کارگران عسلویه به هیچ‌وجه آسان نمی‌شود.
فاطمی در پایان تاکید می‌کند: در حال حاضر یک کارگر پیمانکاری نهایت، سه یا چهار سال در عسلویه می‌ماند؛ در این مدت، تخصص و مهارت کسب می‌کند اما به خاطر شرایط، کار تخصصی در پالایشگاه‌ها را رها می‌کند و می‌رود؛ ترجیح می‌دهد برگردد شهر خودش و با ربع حقوق عسلویه کار کند؛ این شرایط باید تغییر کند

*ذره ذره آب شدن کارگران استان هرمزگان حین کار درهوای گرم وشرجی فصل تابستان
در این هوای گرم و طاقت فرسای استان هرمزگان که دما و شرجی هوا به بالای 40 درجه سانتیگراد می رسد و به خرماپزان معروف است، کارگرانی هستند که پای کوره های ذوب فلزات و یا مستقیم زیر نورآفتاب گویی ذره ذره ذوب می شوند.
کارگرانی که با وجود تحمل سختی‌ها و مشقت‌های فراوان مجبورند در این استان ساحلی روزانه بین 10 تا 16 ساعت کار کنند و با وجود درد و رنج و اندک درآمد کارگری، خدا را شاکر باشند.
اگر شغلی در روستا داشتم مجبور نبودم پای کوره کار کنم
مجتبی کارگر شرکت فولاد است، پای کوره‌های ذوب فلزی کار می‌کند، تازه داماد است، می‌گوید در روستایمان برای جوانانی مثل بنده کار پیدا نمی‌شود مجبور شدم به شهر بیایم تا بتوانم زندگی ام را بچرخانم.
در شهر مستاجرم؛ اجاره‌های خانه بسیار سنگین است، تاکنون به خاطر گرانی اجاره خانه، چند بار جابجا شده‌ام؛ ا گر در روستایمان کار بود مجبور به تحمل این همه سختی نبودم.
صورتش از گرما و داغی کوره‌های فلزی زخم شده بود، می‌گفت پشتم از گرما و حرارت کوره جوش‌ها و تاول‌های قرمز بیرون زده است.
ابتدا به پزشک عمومی مراجعه کردم، پمادی تجویز کرده که نه تنها بهتر نشدم بلکه بدتر هم شده است. بار دیگر به متخصص پوست رفتم، پزشک گفته حرارت کوره بدنت را سوزانده هر چند ویزیت و داروهایش گران است اما اکنون بهتر شده‌ام.
هر روز حمام آفتاب می‌گیرم
عرق کرده، سر و صورت و حتی بدنش خیس خیس شده بود انگار آب تنی کرده باشد، هر لحظه با دستمال روی گردنش، عرق‌هایش را خشک می‌کرد می‌گفت هوا بس ناجوانمردانه گرم است، هر روز زیر نور خورشید حمام آفتاب می‌گیریم، گرما کلافه مان کرده اما مجبوریم در این هوای گرم و شرجی کار خود را ادامه دهیم.
صادق کارگر فضای سبز شهرداری است؛ می‌گوید از ساعت 6 صبح بعد از نماز با پای پیاده به محل کار می‌روم و تا ساعت 2 بعد از ظهر مشغولم، گاهی هم شیفت شب به پستم می‌خورد که از ساعت 10 شب تا ساعت 6 بامداد در محل کارم و بعضاً در شب معتادان متهاجر به سراغمان می آیند و ما را با سلاح سرد تهدید می‌کنند.
هزینه‌های زندگی برایم کمرشکن است، با داشتن قسط وام، بدهی، اجاره خانه و قرضی مغازه مجبورم در این هوای گرم تابستان کار کنم تا شکم زن و بچه ام را سیرکنم هرچند که پیمانکاران شهرداری هر وقت عشق شان کشید آن هم بعد از چند ماه تنها حقوق یکماه را می‌دهند……….
علی شاطر نانوایی است، 2 شیفت کار می‌کند، از ساعت پنج صبح تا ساعت 12 ظهر و بعد از ظهرها نیز از ساعت 4یا 5 تا پاسی از شب دست به کار می‌شود تا نانی سر سفره مردم بیاورد.
پای تنور داغ، نان را از تنور جدا می‌کند زود زود عرق دست و صورتش را پاک می‌کند، مواظب است تا عرق جبینش بر نان نریزد و صدای مشتری درنیآید.
می‌گوید مشتریان حواسشان به ماست که چگونه عرق سر و صورتمان را خشک می‌کنیم نکند نان آلوده شود اما باور کنید ما دوست نداریم نان آغشته به عرق به مشتریان بدهیم. در این هوای گرم آن هم پای تنور صورتمان قرمز می‌شود، گاهی دستمان از کَندن نان از تنور می سوزد اما شاید سرنوشت من چنین بوده و……….
چرا که همه کارها به پشت میزنشینی ختم نمی‌شود و اگر کارگران نباشد چرخ اقتصاد کشور لَنگ است.
40سال است در سرمای و گرمای هوا به کار چوپانی مشغولم
هوشنگ چوپان روستا است ساعت 6و نیم تا 7 صبح، دام را به چرا می‌برد و غروب به خانه برمی گردد. می‌گوید امسال هوا خیلی گرم و سوزان شده است، (باد لواری) هم می‌وزد که صورتمان را می‌سوزاند.
باد لوار (تش باد یا آتش باد) بادی سوزاننده است که از سمت جنوب غربی می‌وزد و از بیابان‌های عربستان نشات می‌گیرد. زمان وزش باد لوار از تیر ماه تا شهریورماه است، و از بادهای موسمی استان هرمزگان است.
بطری یخ زده همراهمان از شدت گرما سریع ذوب می‌شود، مجبورم برای خرجی خانه کار کنم. دیگر در این کار مو سپید کرده‌ام و پیر و ناتوان شده‌ام، 40 سال است در سردی و گرمی هوا به کار چوپانی مشغولم، اگر شغل دولتی داشتم تاکنون بازنشسته شده بودم.
هوشنگ می‌گوید سنم به بیش از 70سال می‌رسد، از کارافتاده ام دیگر رمقی برای کار کردن ندارم ولی چند سرعائله دارم که یارانه و مستمری ناچیز کمیته امداد کفاف مان نمی‌دهد
قیمت اجناس نیز بدجوری گران شده است توان خرید را از ما گرفته است، مغازه‌ها قرضی نمی‌دهند اگر بدهند سر ماه پولشان را می‌خواهند؛ مجبورم به اندازه بخور و نمیرمان کار کنم.
«سواره خبر از حال پیاده را ندارد»
«سواره خبر از حال پیاده را ندارد» و «سیر خبر از حال گرسنه ندارد» این ضرب المثل ها بیانگر این است کسی که وضع زندگی خوبی دارد و در خوشی و شادکامی به سرمی برد از حال آدم‌های تهدیست خبر ندارد این سخن درستی هم است کسی که زیر کولرگازی و درجای خنک کار می‌کند نباید هم خبری از کارگری که مستقیم زیرنور آفتاب است، داشته باشد.
اوج گرمای هرمزگان در ماه‌های تیر و مرداد
گرما و شرجی هوا در فصل خرماپزان هرمزگان بیشتر شهرهای این استان را درگیر کرده است و بیشینه دما و رطوبت نسبی هوا در روزهای تیر و مرداد به اوج خود می‌رسد.
هرچند مردم هرمزگان گرمای هوا را از نیمه اسفندماه تجربه می‌کنند و کولرهای گازی از همان زمان 24 ساعته در حال جان کندن است اما در ماه‌های تیر و مرداد که دمای هوا در برخی شهرها به حدود50 درجه و رطوبت نیز به 100درصد می‌رسد برای رهایی از تابش سوزان آفتاب و گرمای کلافه کننده ترجیح می‌دهند در خانه و اداره در کنار کولرهای گازی بمانند و یا در هنگام صبح و غروب که آفتاب کمتر است تن خود را به خنکای آب دریا و رودخانه‌ها بسپارند.
تعطیلی پنجشنبه شامل حال کارگران نمی‌شود
گرمای هوا و به دنبال آن افزایش مصرف انرژی موجب شده تا استاندار به عنوان مدیریت عالی استان درجهت صرفه جویی در مصرف برق، از اول خردادماه تا پایان مردادماه 98 روزهای پنجشنبه ادارات هرمزگان را تعطیل اعلام کند اما تعطیلی پنجشنبه‌ها در هرمزگان شامل حال کارگران و شغل‌های آزاد نمی‌شود.
کارگران مجبورند در روزهای پنجشنبه و جمعه و یا روزهای تعطیل مناسبتی حتی روزهای عید و تاسوعا و عاشورا نیز به سر کار بروند تا دیگران به کارهای روزانه خود برسند چرا که اگر نانوایی نباشد که نان کند، مغازه‌ای نباشد تا مردم خرید کنند،رفتگری نباشد که فضای شهر را پاکیزه کند، تعمیرگاهی نباشد تا وسیله‌ای را تعمیر کند و… در واقع هزاران هزار کار بر زمین می‌ماند، هرج و مرج بوجود می‌آید و چرخ اقتصاد از کار می‌افتد.
تشدید بیماری‌های تنفسی و پوستی درگرما
شرجی و گرمی هوا به دلیل مختل کردن روش‌های طبیعی دفع گرما از بدن، علاوه بر بیماری‌های پوستی، موجب فشار بر روی سیتسم تنفسی نیز می‌شود.
با بروز گرما و شرجی کارکرد سیستم تنفسی بدن نیز دچار مشکل می‌شود و بیماری‌هایی همچون آسم، برونشیت مزمن، کم خونی، بیماری‌های قلبی و سایر مشکلات تنفسی تشدید می‌شود.
کارگران نیز بدلیل اینکه مستقیم در معرض نور آفتاب و گرمای هوا هستند، بیشتر از سایر افراد در معرض این نوع بیماری‌ها هستند که نباید از آن غافل باشند.
بخش هایی ازیک گزارش رسانه ای شده بتاریخ 2مرداد1398

*- آراستن مبلمان شهری با حذف کودکان کارِ خیابان
سام بوربور
باید گفت، تا روزی که خانواده با فقر روبرو است و بیکاری مسئله‌ای فراگیر در کشور است، خانواده اولین کالای قابل عرضه و درآمدزا را به بازار عرضه خواهد کرد و آن کالا چیزی جز نیروی کار ارزان‌قیمت کودک نیست که آن هم در رقابت با نیروی کارِ پدر و مادر پیروز شده و تنها راه نجات خانواده از گرسنه ماندن است.
مرثیه تکراری این سال‌های ما و حکایت آب در هاون کوبیدن مسئولان همچنان ادامه دارد. کودکانِ کارِ خیابان تحت عنوان طرح ساماندهی در چهارراه‌ها دستگیر و به مراکز نگهداری شبانه‌روزی بهزیستی منتقل می‌شوند.
اگر روندی برای تعریف اقدامات اینچنینی متصور شویم خواهیم دید، ریشه کنی فقر و توجه به مستضعفان که رسیدگی به آنها شعار همیشگی بدنه حکومت و دولت بوده در دستور کار قرار می‌گیرد. با مسیر نادرست، بودجه و امکانات محدود، مسئله حل نمی‌شود و آمارها خبر از تشدید وضعیت بغرنج اجتماعی می‌دهند. سال‌ها می‌گذرد و زمان آن می‌رسد که متولی دست‌آوردهایش را ارائه دهد. جامعه هدف این ارائه در حاشیه شهرها و مناطق دوردست کشور از دید عموم پنهان است. بخش‌های دیگر شهرها هم ظاهر منظم‌تری دارند. اخبار مرتبط به مصائب اجتماعی همه‌روزه تکذیب و آنها که اطلاع‌رسانی کرده‌اند عامل دشمن معرفی می‌شوند.
نوبت به کودکانِ کارِ شاغل در خیابان می‌رسد که آن هم بخش کوچکی از کودکانِ کار به حساب می‌آیند، از آنجا که از حاشیه‌های دور از دید، به مرکز و بالای شهرها می‌آیند و برخلاف کودکان کارِ شاغل در کارگاه‌های زیر زمینی و … قابل مشاهده هستند، خاطر آقایان مکدر و آراستگی مبلمان شهری برهم می‌ریزد.
چند میلیون بیکار، ۲۰ میلیون حاشیه‌نشین، راهکارهای وارونه و در اولویت نبودن مسائل اجتماعی، وضعیت را به گونه‌ای می‌کند که حل مسئله برای آقایان دور از ذهن می‌شود و در نتیجه پاک‌کردن صورت مسئله در دستور کار قرار می‌گیرد. این گونه متولی عاجز از لغو کار کودک به لغو کارِ کودک در خیابان‌های شهر بسنده می‌کند و به جای حمایت از این کارگرانِ کودک به دستگیری آنها می‌پردازد.
در نهایت با کودک همانند یک مجرم برخورد می‌شود. اخبار ضد و نقیض در خصوص رد مرز کودکان مهاجر به گوش می‌رسد و این در حالی است که بیش از ۱۰۰۰ کودک افغانستانی در بین قربانیان غیر نظامی سال ۲۰۱۸ این کشور وجود داشته اند. انگار نه انگار که تا دیروز شعار دفاع از مظلومین و مستضعفان عالم را فریاد می‌زدند.
از مجریان این طرح که با عنوانِ ساماندهی کودکان کار اقدام به انتقال کودکان به مراکز بهزیستی می‌کنند باید پرسید نتیجه اجرای بیش از سی مرتبه این طرح چه بوده است و اگر اجرای آن نتیجه مثبتی داشته، چرا کودکان همچنان مشغول به کار هستند. بهزیستی توان پذیرش کودکان بی‌سرپرست را ندارد. مراکزش به شکل غیر استاندارد از مددجوهای قبلی پذیرایی می‌کند. چطور قرار است کودکان کارِ خیابان را پذیرش کند.
در پاسخ به اینکه چه کنیم، بگذاریم کودکان در خیابان بمانند هم باید گفت، تا روزی که خانواده با فقر روبرو است و بیکاری مسئله‌ای فراگیر در کشور است، خانواده اولین کالای قابل عرضه و درآمدزا را به بازار عرضه خواهد کرد و آن کالا چیزی جز نیروی کار ارزان قیمت کودک نیست که آن هم در رقابت با نیروی کارِ پدر و مادر پیروز شده و تنها راه نجات خانواده از گرسنه ماندن است. در چنین شرایطی خانواده از ترس، محل کار کودک را تغییر خواهد داد و به محلی غیر از خیابان خواهد برد. در کارگاه‌های زیر زمینی خبری از آزادی‌های اولیه کار در خیابان نیست، ساعت کار مشخصی برای کودک وجود ندارد، بیش از خیابان تحت فشار و در معرض تجاوز و آسیب‌های دیگر است؛ اما مبلمان شهری برهم نمی‌خورد و به مرور می‌شود همچون گذشته‌های نه چندان دور وجود کودک کار را انکار کرد و می‌توان گفت در نتیجه اجرای این طرح کودکان کار خیابان به سمت کار در کارگاه‌های زیر زمینی رانده می‌شوند و اگر کار در کارگاه‌های زیر زمینی مهیا نشود و مبلغ ناچیز حاصل از کار کودک به خانواده تزریق نشود، خواهید دید که خانواده توان تحمل گرسنگی را نخواهد داشت و به مرور از روش‌های خلاف و نادرست دیگر که باز هم گریبان‌گیر جامعه خواهد شد ناچار به تهیه نیازهای معیشتی خود است.
این است که در سال‌های گذشته بیش از سی‌مرتبه نهادهای مختلف دولتی تلاش کرده‌اند تا از بن‌بستی عبور کنند که پیش از این خود آن را احداث کرده‌اند. آنها عادت کرده‌اند تا نظرات کارشناسی و انتقادات فعالین حقوق کودک را نادیده بگیرند و همه ساله بودجه بسیار زیادی را صرف این طرح بی‌فایده کنند. پا را چنان فراتر از مرزهای انسانیت قرار دهند که در مورد کودکان بی‌دفاعی که تنها گناه‌شان فقر است و از سر ناچاری به خیابان‌ها می‌آیند از واژه جمع‌آوری استفاده کنند.
مسئله مورد ادعای بعدی، وجود باندهای استثمار کودکان است که همواره
از دلایل توجیه اجرای طرح بوده. در پاسخ به آن باید گفت که چنانچه کودکی، تحت پوشش یک باند به کار گرفته شود قربانی مضاعف است و در سال‌های اخیر ما باندی جز باند پیمانکاران طرف قرارداد با شهرداری ندیدیم که علی رغم تذکرات همیشگی فعالین حقوق کودک هیچ تغییری در وضعیت کودکان تحت بهره‌کشی در این باندها صورت نگرفته و همچنان مشغول جمع‌آوری زباله، ضایعات و کارهای عمرانی هستند و دستگیر هم نمی‌شوند. گفتنی است که مجریان طرح با فرافکنی، شناسایی و دستگیری و انحلال چنین باندهایی (فرض بر وجود) را رها کرده‌اند و کودکان کار شاغل در خیابان را دستگیر می‌کنند. اقدامات پلیسی و امنیتی باند و سرکرده‌هایش را رها کرده و شامل حال کودک بی‌دفاع می‌شود.
نکته قابل توجه بعدی، اظهارات داریوش بیات‌نژاد مدیر کل بهزیستی استان تهران بود که در مصاحبه با ایرنا به صراحت گفت: «قطعا با این شیوه عمل به لحاظ نقطه نظرات کارشناسی موافق نبودیم و در جلسات متعدد و به دفعات گفتیم و مکاتبات ما هم کاملا مشخص و حاکی از این نقطه نظرات است ولی این سیاستی بود که در ساختار تصمیم‌گیری استان و کشور صورت گرفته و ما هم به عنوان یک دستگاه عضو چاره‌ای جز تمکین نداشتیم.» همه اینها موید این است که تصمیمات اجتماعی توسط افرادی غیر خبره و غیر اجتماعی گرفته می‌شود و همچنان بر حرکت در بیراهه اصرار دارد.

( 2 ) – اتحادیه کارگری و مردمی برزیل از مقامات ایران درخواست پایان دادن به پیگردهای قضایی علیه بازداشت شدگان روز جهانی کارگر و فعالین کارگری هفت تپه و آزادی آنها شد.
کانلوتا-سی اس پی(اتحادیه کارگری و مردمی برزیل)
به:
رهبر جمهوری اسلامی ایران، آیت الله سید علی خامنه ای
رییس جمهوری اسلامی ایران، حسن روحانی
قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران- شورای عالی حقوق بشر
موضوع: درخواست در مورد زندانیان سیاسی
کانلوتا-سی اس پی، اتحادیه کارگری و مردمی برزیل، از مقامات ایران مصرانه درخواست بازنگری در موارد زیر را دارد:
تداوم حبس 9 شهروند ایرانی، شامل 4 زن که در رابطه با شرکت در تجمع مسالمت آمیز روز جهانی کارگر امسال در تهران بازداشت شدند و 5 فعال کارگری و روزنامه نگار که در ارتباط با اعتراضات مسالمت آمیز کارگران هفت تپه در جنوب غربی ایران در بازداشتند.
اقدامات سرکوبگرانه ضد سندیکایی علیه سندیکای کارگران اتوبوسرانی تهران و سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه که اعضایشان به دلیل فعالیتهای مسالمت آمیز و قانونی زیر فشارها و تعقیب قضایی هستند.
ما میدانیم که در اصول انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹ حقوق شهروندی مانند حق تشکیل تجمعات مسالمت آمیز، تظاهرات و اعتصابات کارگری و همچنین حق تشکیل آزادنه اتحادیه ها و سازمانهای کارگری پیش بینی شده بودند، حقوق دموکراتیکی که در رژیم شاه به رسمیت شناخته نمیشدند.
ما همچنین آگاهیم که ایران زیر بار فشار تحریمهای غیرقانونی آمریکا است و این باعث تضعیف اقتصاد ایران و بدتر شدن شرایط زندگی کارگران شده است. ما معتقدیم که این بازداشتها و پیگردهای قضایی هم‌راستا با این تحریمهای جنایتکارانه در ضدیت با مردم ایران عمل می کنند.
بنابراین، ما از مقامات ایران میخواهیم به این پیگردهای قضایی علیه فعالین کارگری پایان دهند و 9 شهروند بازداشت شده با اسامی زیر را آزاد کنند:
آنیشا اسداللهی
عاطفه رنگریز
ندا ناجی
مرضیه امیری
اسماعیل بخشی
سپیده قلیان
امیرحسین محمدی فرد
ساناز الهیاری
امیر امیرقلی
با تشکر از توجه شما،
کانلوتا-سی اس پی
سائوپائولو، 23 جولای 2019(1 مرداد 1398)
ترجمه و باز انتشار از سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

*- عدم پرداخت حقوق و مزایای کارکنان حفاری
کارکنان شرکت ملی حفاری ایران (رسمی،قراردادی و پیمانکاری) با ارسال پیام به نفت‌آنلاین از عدم پرداخت حقوق و مزایای تیرماه بشدت انتقاد کردند؛عدم پرداخت حقوق کارکنان حفاری در حالی است که سایر شرکت‌های نفتی حقوق و مزایای تیرماه کارکنان خود را پرداخت کرده اند.

*- واگذاری صنعت خودروسازی به بخش خصوصی
سازمان خصوصی‌سازی دولت را موظف به فروش سهام ایران‌خودرو و سایپا کرده است. کل سرمایه شرکت خودروسازی سایپا چهار هزار میلیارد تومان است این شرکت اما بیش از ۲۰ هزار میلیارد تومان زیان انباشته دارد. ایران خودرو نیز دست‌کم هشت میلیارد تومان زیان انباشته دارد. به این ترتیب دو شرکت بزرگ خودروسازی ایران عملاً ورشکسته‌اند و در همان حال قابل‌ واگذاری هم نیستند، زیرا سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران (ایدرو) سهام این دو شرکت را قبلاً وثیقه دریافت وام کرده است.

*- اطلاعیه کارگران گروه ملی درباره وضعیت شرکت و قولهای عمل نشده مسئولین
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و دعای خیر خدمت کلیه همکاران
برادران و خواهران عزیز
پرسنل شریف و محترم
همانگونه که در بیانیه های قبلی از ابتدای سال جدید،به اطلاع همگان رسید،از آخرین وعده های مسؤولین از سال گذشته تا کنون که قریب به ۷ماه میگذرد،نه اینکه هیچکدام از آنها در مورد حجم ثابت و ماهیانه مواد اولیه وغیره عملی و انجام نشده اند،بلکه بخاطر حجم پایین تولید و فروش آنهم با احتساب درصدی و کارمزدی و دخالت ایادی فاسد ایثارگران که معنای واقعی مافیای فولاد میباشند،و بی لیاقتی برخی سرپرستان و مدیران شرکت،که بارها نام آنها ذکر گردید باعث گردید که جهت تأمین منابع مالی،منجمله حقوق و سایر مخارج و هزینه های شرکت،وام با سود درصد بالا از بانک دریافت نموده،و شرکت را بیش از گذشته مقروض و بدهکار،کنند،که این امر بهیچ عنوان به صلاح آینده شرکت و پرسنل نمیباشد. که لازم است با پیگیری و توجه بیشتری از سوی پرسنل و بازخواست سرپرستان ناکارآمد شرکت،و انعکاس مسائل اهم شرکت از دخالت معاندین شرکت و ایادی فاسد بیرونی،به مسؤولین ارشد کشور،باعث نجات جان شرکت از این وضعیت بغرنج باشیم.
همانطور که همگان میدانیم،همیشه خیانت از درون یک هسته،باعث ضربات سخت و جبران ناپذیری به آن میشود،که به عینه این مهم را توسط شرکت فاسد ایثارگران،تیم موسوی و ایادی خائن آنها بودیم،که متأسفانه تا کنون شاهد هستیم اماده سؤ استفاده از هر گونه فرصتی،جهت عرض اندام مجدد و ضربه زدن به پیکره شرکت و آینده شغلی شرکت،میباشند.که مطمئن باشند که اینبار با پیگیری های مجدانه،بزودی تشت رسوایی آنها را بصدا در خواهیم آورد.
و در پایان:
متأسفانه مسأله ایاب و ذهاب در چند روز گذشته،بجز حمل بار مالی برای همکاران شریف،مشکلات دیگری در زمینه حضور در محل کارو ثبت خروج و ورود،بوجود آورده،که مسؤولین مربوطه در شرکت،موظف به رفع این مشکل ، ثبت و تأئید کارکرد برای پرسنل شریف و زحمتکش میباشند،چرا که کوتاهی و نقصان از طرف افراد مسؤول در این زمینه،مسبب بوجود آمدن این مشکل بوده و کارگران شرکت را تقصیری شامل نمیشود.
کلامی با ایادی فاسد و معاندین شرکت؛
*دیدگان عقل گر بینا شوند خودفروشان عاقبت رسوا شوند
*سعی کردند که ما را دفن کنند،غافل از اینکه ما بذر بودیم و بزودی سر از خاک بیرون خواهیم آورد.
برگرفته از کانال کارگران گروه ملی فولاد اهواز

*- حداكثر حقوق سال ٩٨ چقدر است؟
چیزی تحت عنوان حداکثر حقوق وجود ندارد. اما حداکثر سقف بیمه پردازی در سال ۱۳۹۸ عبارت است از ۷ برابر حداقل دستمزد مصوب شورای عالی کار که میشود :
۱۵.۱۶۸.۸۱۰ ریال در یک ماه .
بر گرفته ازکانال قانون کار و بیمه

*- زندانی به نام مرکز پذیرش و نگهداری کودکان خیابانی یاسر
برای «آزادی» کاری از دستم برنمی‌آید
هدیه کیمیایی
در «مرکز پذیرش و نگهداری کودکان خیابانی یاسر» در خیابان شوش چه می‌گذرد؟‌ از طرح بهزیستی برای پاکسازی فضای شهری و کودکان کار قربانی آن چه می‌دانیم؟
برای «آزادی» کاری از دستم برنمی‌آید
چرا دوستت گریه می‌کنه؟ ۲۰ روزه اینجاست. طاقت نداره. هر شب به سرش می‌زنه شیشه‌ها رو بشکنه و از لای نرده‌ها بزنه بیرون، اما می‌ترسه؛ می‌ترسه ببرنش یه جای بدتر؛ اون‌وقت دیگه هیچ وقت آزادش نکنن…
قطره‌های پی‌درپی اشک از گونه‌های لاغر و استخوانی میثم سرازیر می‌شود و از شیار کوچک کنار لبش می‌گذرد و روی پیراهن آبی رنگی که رویش با فونت بزرگ انگلیسی نوشته «سلام»، فرو می‌افتد. تمام تلاشش برای جمع و جور کردن خودش به آنجا می‌رسد که چشم‌هایش را می‌بندد و انگشت‌های اشکی‌اش را به کف سر تازه تراشیده‌اش می‌کشد و با صدایی که اثری از بغض و گریه در آن نیست، می‌گوید:«ما دل‌مون تنگ شده خانم، ما می‌خوایم بریم خونه، مثل شما، مثل اون آقا، مثل همه، مگه ما چیکار کردیم؟ از ۱۰ سالگی اومدیم ایران کار کنیم پول بفرستیم افغانستان. اونجا کار نیست، پول نیست، طالبان مدرسه‌ها رو خراب می‌کنه تا بچه‌ها درس نخونن…»
اجرای یک طرح بی‌نتیجه اما آزارگر
اینجا «مرکز پذیرش و نگهداری کودکان خیابانی یاسر» در خیابان شوش تهران است. ساختمانی دوطبقه با دو راهروی ۳۰ متری و اتاق‌هایی کوچک که تا همین دو هفته پیش چیزی نزدیک به ۱۵۰ کودک کار ۱۰ تا ۱۷ ساله را در آن جای داده بودند. وارد ساختمان که می‌شوی گرمای هوا جایش را به بوی هوای مانده و عرق تن می‌دهد. پنجره‌های ساختمان را نرده‌کشی کرده‌اند تا مبادا بچه‌ها راه فراری پیدا کنند. یکی از مددکارها قفل روی میله‌ها را باز می‌کند و خبرنگارها و فعالان رسانه‌ای وارد فضای نگهداری بچه‌ها می‌شوند. امسال هم مثل تابستان‌های گذشته ناگهان بهزیستی طرح جمع‌آوری کودکان کار را با شدت بیشتری انجام داد و در این مدت باز هم مثل سال‌های گذشته فریاد فعالان حقوق کودک بلند شد که این طرح نه تنها راهکاری برای از بین بردن کار کودکان نیست که جمع‌آوری و زندانی کردن آنها فقط باعث تحقیر شأن آزادی و کودکی‌شان می‌شود. امسال نهاد «حامی» و موسسه «نوای باران» هم در این کار دست به دست بهزیستی دادند تا برای مدتی چهره شهر تهران را از وجود کودکان کار پاک کنند و البته بودجه‌اش را از نهادهای دولتی بگیرند
اینجا از زندان هم بدتره
بچه ها همین که چشم‌شان به آدم های تازه وارد می‌افتد خیلی زود دور هم می‌نشینند تا داستان زندگی و اسارت‌شان را برای چندمین بار تعریف کنند، بلکه راه فراری پیدا شود و از قفس آزاد شوند. مددکارهای مرکز هم داخل سالن رو به‌روی بچه‌ها ایستاده‌اند و در سکوت اشک‌ها و گریه‌ها را تماشا می‌کنند. یکی از مددکارها می‌گوید: «از ۱۷۰ کودکی که چند هفته پیش در طرح جمع‌آوری به مرکز منتقل شدند ۴۰ نفر باقی مانده‌اند و بقیه آزاد شدند.» بچه‌هایی که مانده‌اند خودشان هم دلیلش را نمی‌دانند. چون خانواده بعضی‌های‌شان دنبال‌شان آمده‌اند و با وجود مدارک هویتی آزادشان نکرده‌اند و بعضی دیگر اصلا خانواده‌ای نداشته‌اند تا دنبال‌شان بیاید. خداداد ۱۲ساله یک سال است که در این مرکز نگهداری حبس شده و چون کسی را ندارد آزادش نمی‌کنند. می‌گوید: «من با احمدی (به دوستش اشاره می‌کند) ۴ ماه تو خیابون می‌خوابیدیم. الان هم دل‌مون می‌خواد تو خیابون بخوابیم اما کتک نخوریم. با کتک ما رو آوردن اینجا، با کتک هم نگه‌مون داشتن. حداقل تو خیابون آسمان را بالای سرمان می‌بینیم، بگذارند ما برویم بیرون، خودمان پول خودمان را درمی‌آوریم و آزادیم.»
می‌گویند ۱۵ ساله‌ایم تا آزادشان کنند
بعضی بچه ها سن‌شان ۱۰ یا ۱۲ سال است اما می‌گویند که ۱۵ یا ۱۷ ساله‌اند آن هم برای اینکه ۱۵ ساله‌ها چون به بلوغ رسیده‌اند اجازه دارند از مرکز آزاد شوند. خداداد می‌گوید: «من فقط سواد خواندن و نوشتن دارم» وقتی می‌پرسم مدرسه رفته‌ای یا نه ناگهان چشم‌هایش خیره نگاهم می‌کند و می‌گوید: «اینجا قرنطینه است، کسی اجازه بیرون رفتن را ندارد. چطور می‌توانم به مدرسه بروم؟» مادر خداداد ایرانی است و در زندان است و پدرش افغان است. او نمی‌داند پدرش کجاست تا بیاید و آزادش کند.
طرح ادامه یابد دستفروش‌ها زباله‌گرد می‌شوند
اینجا هیچ کدام از بچه‌ها نمی‌دانند برای چه بازداشت و زندانی شده‌اند. فقط همین را می‌دانند که اگر در خیابان بهزیستی را دیدند، به سرعت برق و باد پا به فرار بگذارند تا دستگیر نشوند. نه می‌دانند جرم‌شان چیست و نه می‌دانند چرا باید مدتی در مراکز نگهداری حبس بکشند. عده‌ای از آنها هم از شهرداری کارت یک میلیون و ۴۰۰ هزارتومانی زباله‌گردی می‌خرند و در خیابان‌ها زباله‌گردی می‌کنند تا
ماموران شهرداری و بهزیستی و حامی و هیچ جای دیگری آنها را جمع‌آوری و دستگیر نکند، یا دور از چشم‌ها در کارگاه‌های غیراستاندارد با دستمزد پایین کار سنگین می‌کنند تا دستگیر نشوند و بتوانند ماهیانه درآمدشان را برای خانواده بفرستند. میلاد صورتش را میان دست‌هایش می‌گیرد و شانه‌هایش می‌لرزد. نمی‌خواهد عده‌ای ناشناس که خودشان را «بازدیدکننده» معرفی کرده‌اند، اشک‌هایش را ببیند. حبیب تازه موهایش را از ته زده و هنوز خرده‌های مو روی صورتش است. می‌گوید موهایم را زدم چون اینجا شب‌ها گرم‌مان می‌شود. یک ماه است که دستگیر شده اما دو بار بیشتر او را به هواخوری نبرده‌اند. ۱۲ سالش است و صورت استخوانی و پوست سفیدرنگی دارد. آرام و آهسته حرف می‌زند: «من زباله‌گردی می‌کنم. آن روز جلوی متروی تجریش ایستاده بودم و کارت آبی‌ام همراهم هم نبود. من را به زور سوار ون کردند و اینجا آوردند.»
کی آمدی ایران؟
«از وقتی که در افغانستان بودم کار می‌کردم. بعد با عموم آمدم ایران. در افغانستان دو خواهر و برادر دارم که خرج‌شان را از راه زباله‌گردی و فروش زباله‌ها در ایران می‌دهم. زباله‌ها را در کیسه جمع می‌کنم و می‌برم پایین شهر و به صاحب گاراژی که در آن کار می‌خوابم، می‌فروشم. در گاراژ یک اتاق است که من همراه دوستانم آنجا زندگی می‌کنم. پدرم پیغام داده که دنبالم می‌آید. اینجا باید بغل دیوار بنشینیم و بعد اجازه بگیریم تا بگذارند روی زمین دراز بکشیم. برای آزاد کردن خودم کاری از دستم برنمی‌آید. بعضی وقت‌ها از تنهایی و کلافگی گریه‌ام می‌گیرد اما گریه نمی‌کنم دلم می‌خواهد شیشه‌ها را بشکنم و بیرون بروم. من خرج خانواده‌ام را می‌دهم برای خودم شخصیتی دارم مگر چه کار خطایی انجام داده‌ام که زندانی‌ام کرده‌اند. من را کتک می‌زنند یا سرمان فریاد می‌زنند که باید ساکت باشیم.»
به عشق نقاشی ما را گرفتند
محمدحسین را در سال گذشته سه بار گرفته‌اند و به مرکز نگهداری یاسر آورده‌اند: «من سه بار از اینجا رفتم بیرون و سه بار من را بازداشت کردند. در افغانستان جایی برای کار کردن ما نیست چون تمام بچه‌ها باید کار کنند تا خرج خانواده‌های‌شان را بدهند. از ۱۰ سالگی برای کار به ایران می‌آییم. این قدر من را اذیت کرده‌اند که دلم می‌خواهد آزادم کنند و از در اینجا مستقیم بروم افغانستان؛ پیش پدر و مادرم.»
چطور گیر افتادی؟
«ما در ایستگاه ۱۵ خرداد داشتم آدامس می‌فروختم. یک خانمی آمد و به ما گفت که بیایید اینجا تا با همدیگر نقاشی بکشیم. ما دل‌مان خواست نقاشی بکشیم. توی راه وقتی داشت با گوشی صحبت می کرد فهمیدیم که مامور بهزیستی است. رفتیم نقاشی را کشیدیم بعد ما را به زور داخل ون انداختند و اینجا آوردند.
جرم‌مان چیست؟
حسین هفت ماه پیش با پدرش به ایران آمد. از همان روز با جثه کوچکش در بازار تهران شروع کرد به کولبری. درباره گیرافتادنش دست مامورهای بهزیستی و سردرآوردنش از یاسر می‌گوید: «یک روز در بازار تهران مشغول کار بودم. ۲۰۰ کیلو بار روی کولم بود، ناگهان وسط بازار ضعف کردم و افتادم زمین. یک خانمی من را دکتر برد و برایم گوشی خرید و چند روز از من نگهداری کرد. بعد هم من را به ماموران بهزیستی تحویل داد و من را اینجا آوردند.» حسین دقیقا نمی‌داند چند روز است که دستگیر شده رو می‌کند به رفیقش و می‌پرسد: «امروز چندشنبه است؟» بعد با دست‌هایش حساب و کتاب می‌کند. می‌گوید: «من اینجا خسته شده‌ام. پدرم من را ول کرده رفته، اینجا ما را مجبور می‌کنند ۲۰۰ بار دست‌های‌مان را پشت‌مان بگذاریم و بشین و پاشو برویم. دلم می‌خواهد در خیابان بخوابم اما اینجا نمانم.»
حرف‌های بچه‌های کار که تمام می‌شود مددکارها درباره وضعیت کاری‌شان در این مرکز می‌گویند. از دستوری که از بالا برای‌شان آمده که اینجا کار کنند، از کلافگی‌شان در برخورد با این بچه‌ها. از اینکه آن‌ها هم قربانی طرحی شده‌اند که ارگان‌های دولتی سال‌هاست بدون نتیجه آن را اجرا می‌کنند و دقیقا نمی‌دانند نتیجه‌اش چیست. نزدیک عصر می‌شود. فعالان رسانه‌ای و خبرنگارها مرکز نگهداری کودکان یاسر را ترک می‌کنند. چشم‌ بچه‌ها پی کلیدی می‌دود که دوباره در قفل میله‌های زندان می‌چرخد تا حبس‌شان کند و اجازه نفس کشیدن را از آنها بگیرد. جرم‌شان چیست؟ کسی نمی‌داند. آوارگی، بی‌سرپناهی….

*- چرا عده‌ای حقوق چند ده میلیونی می گیرند وقتی کارگران چند ماه حقوق معوقه دارند؟
کارگران سیمان کارون در نامه‌ای سرگشاده خطاب به رئیس‌جمهور به بیان مطالبات خود پرداختند و دغدغه‌های طبقه کارگر را مطرح کردند.
در این نامه آمده است: «حق مسلم ما کارگران سیمان کارون فقط پرداخت حقوق نیست؛ حق مسلم ما آن است که سرنوشت کارخانه سیمان کارون را از نظر تولید و سربلندی در عرصه صنعت به روزگار قبل بازگردانیم . حق مسلم ما آن است که حداقل از یک زندگی معمولی، شرافتمند و بی‌دغدغه توأم با آسایش و آرامشِ خاطر بهره‌مند باشیم و نان‌آور هیچ خانواده‌ای شرمنده همسر و فرزندانش نباشد. حق مسلم ما آن است که فرزندان ما نگران کسب و کار پدر خانواده خود نباشند و یک زندگی بانشاط ساده و شرافتمند خانوادگی، آرزویی دست نیافتنی نباشد.»
کارگران در ادامه نامه از اینکه عده‌ای حقوق‌های چند ده میلیونی می‌گیرند آنهم در شرایطی که کارگران، حقوق‌ای معوقه دارند، انتقاد کردند و خواستار برآورده شدن حقوق قانونی خود شدند.

*- بازنشسته بعداز ۳۰ سال کار به فردا اطمینان ندارد/ چرا بازنشستگان هیچ نماینده‌ای در هیأت مدیرۀ سازمان تأمین اجتماعی ندارند؟!….
مطالبه‌گریِ صد درصد صنفی از طریق تشکل‌های مستقل جواب می‌دهد
حسین غلامی به تشریح مطالبات بازنشستگان و راهکارهای دست یافتن به این مطالبات می‌پردازد؛ به گفته‌ی او، بازنشستگان باید در تشکل‌‌های مستقل متحد شده و بر عملکرد صندوق‌ها به شیوه دموکراتیک نظارت داشته باشند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، «مطالبات بازنشستگان» در سطوح مختلف مطرح می‌شود؛ اولین و بدیهی‌ترین سطح ممکن، مطالباتی است که مستقیماً به معاش و زندگی روزانه بازنشستگان مرتبط می‌شود اما در سطوح بالاتر، بازنشستگان نگرانی‌های جدی بابتِ سرنوشت صندوق‌های بازنشستگی دارند؛ صندوق‌هایی که امروز وضعیت‌شان به هیچ وجه رضایتبخش نیست و در شرایط فعلی نمی‌توانند تعادل منابع و مصارف خود را برقرار نمایند.
یکی از خواسته‌هایی که جمعی از بازنشستگان – گروه اتحاد بازنشستگان- مطرح کرده‌اند، مدیریت شورایی صندوق‌ها و انتخاب دموکراتیک نمایندگان بازنشستگان از میان اعضاست؛ بازنشستگان معتقدند «دولت» به تنهایی نمی‌تواند و نباید در مورد سرنوشت صندوق‌هایی تصمیم‌گیری کند که همه منابع آن توسط حقوق شاغلان تامین شده است؛ در عین حال آنها از عملکرد و سطح کنشگریِ تشکل‌های موجود –کانون‌های بازنشستگان- رضایت ندارند و معتقدند چیدمان کانون‌ها، چندان با خواسته‌های بدنه همخوانی ندارد.
بازنشستگان پس از ۳۰ سال کار، فاقد سطح معقول و قابل قبولی از رفاه، ثبات و اطمینان در زندگی هستند
حسین غلامی (فعال صنفی بازنشستگان تامین اجتماعی) در رابطه با مطالبات بازنشستگان با تاکید بر مستمری‌بگیران تامین اجتماعی می‌گوید: برای پی بردن به علل گسترش فقر و تنگناهای معیشتی بازنشستگان باید به بررسی ریشه‌های علل و عوامل وضع موجود بازنشستگان پرداخت. چرا آنان پس از ۳۰ سال کار، اساساً فاقد سطح معقول و قابل قبولِ رفاه، ثبات و اطمینان در زندگی بوده به طوریکه یک حادثه یا بیماری می‌تواند به راحتی آن‌ها را مجبور به فروش خانه مسکونی و یا دیگر ملزومات اساسی کرده و به فقر مطلق بکشاند؟
او یکسری سوالات کلیدی مطرح می‌کند: چرا بازنشستگان متحد و یکپارچه عمل نمی‌کنند و فاقد وحدت و همبستگی سراسری برای مطالباتشان هستند؟ چرا تشکل‌های موجود بازنشستگان تاکنون قادر نبوده‌اند در مقابل فقر روزافزون، سلب مالکیت از بازنشستگان و کاهش سطح درمان، عملکردی درخور داشته باشند؟ چرا مدیران آنها گاهاً ثابت و مادام‌العمر بوده و اجازۀ طرح مشکلات واقعی بازنشستگان را نمی‌دهند؟ افزایش هزینه‌های زندگی و کاهش ارزش واقعی مستمری و کاهش سطح درمان را چگونه می‌توان متوقف کرد؟ چرا بازنشستگان هیچ نماینده‌ای در هیأت مدیرۀ سازمان تأمین اجتماعی که متعلق به آنهاست نداشته و ندارند؟
چرا تشکل‌های مستقل نداریم؟!
غلامی ادامه می‌دهد: در پاسخ به سئوالات فوق، دو علت عمده را باید در نظر داشت: اول، فقدان تشکل‌های مستقل و واقعی که این فقدان صبغه‌ای تاریخی دارد؛ آزاد نبودن تشکل‌های مستقل در ایران سابقه‌ای بیش از یک صد سال دارد. دومین علت را باید درون خود بازنشستگان جستجو کرد. ایجاد تشکل‌های صنفی، نیاز به وجدان و آگاهی جمعی دارد که بازنشستگان درکی واحد و یکسان از منافع سراسری خودداشته باشند. پیگیری منافع بطور فردی، خودمحوری، اولویت دادن به گرایشات سیاسی، حزبی و ایدئولوژیک، وحدت سراسری و یکپارچه را متلاشی می‌کند. وجود تفاوت‌های بسیار گسترده فرهنگی، فقدان آگاهی‌های جمعی، فقدان فرهنگ اجتماعی همگن و فراگیر، عدم اعتماد عمومی، فقدان جامعه‌پذیری و فقدان پذیرش مشارکت، همگی از گسترش تشکل‌های مستقل به عنوان زبان ارتباط جلوگیری می‌کند.
این فعال صنفی کارگران بازنشسته اضافه می‌کند: از طرف دیگر فعالین اجتماعی بازنشستگان هیچ برنامۀ اندیشیده، برنامه‌ریزی شده و اراده‌گرایانه‌ای ندارند. فعالیت صنفی و سندیکایی را چنین تعریف می‌کنیم “فعالیت‌هایی که مبتنی بر طرح و پیگیری مطالبات اقشار اجتماعی است که در یک شرایط مشابه از نظر جایگاه اقتصادی و درآمدی، قرار دارند”. الزامات وحدت و عمل جمعی ایجاب می‌کند که یک تشکل مستقلِ بازنشستگان تنها در جهتِ منافع مشترک و جمعی بازنشستگان اقدام نماید. عدم تفکیک فعالیت‌های صنفی و مطالباتی از گرایشات سیاسی و ایدئولوژیک، اصلی‌ترین نقطه افتراق و جدایی گروه‌های بازنشستگان است.
خصوصیت اصلیِ تشکل‌های زرد چیست؟
به گفته‌ی او، اولویت دادنِ گرایش سیاسی و ایدئولوژیک بر منافع صنفی در درون گروه‌های بازنشستگان به معنای فرقه‌گرایی، انشقاق و انشعاب در بین گروه‌های صنفی است.
او ادامه می‌دهد: اگر کسی برای مثال، به سیاست اقتصادی دولت معتقد است و در تشکل صنفی بازنشستگان فعالیت می‌کند، معیار راستی‌آزمایی و صداقت وی وقتی است که بین سیاست‌های نئولیبرالی دولت– که سلب مالکیت عمومی وتمرکز در دست عده‌ای خاص را در اهداف خود دارد- و منافع بازنشستگان باید یکی را انتخاب کرده و بطور قاطع بدون رعایت وابستگی سیاسی خود، در صف بازنشستگان قرار گیرد و اگر غیر از این باشد، عملکرد او را می‌توان از نوع تشکل‌های به اصطلاح زرد و غیرواقعی دانست.
به اعتقاد غلامی، کسب آگاهی‌های اجتماعی و تاریخی و اطلاع دقیق از عواقبِ سیاست‌های اقتصادی، که بازنشستگان را مجهز به بینش پیشبرد منافع خود کند، در این راستا ضروری است.
او ادامه می‌دهد: موضوع این نیست که فعالان و کنشگران حوزۀ صنفی نباید گرایش سیاسی و حزبی خاص داشته باشند، بلکه باید در تشکل صنفی و پیگیری مطالبات، خود را از هر گرایش سیاسی منتزع و جدا و تفکیک کنند، در غیر اینصورت به صورت فرقه‌های متعدد درآمده و از بدنه منفک می‌شوند و در این حالت، نه تنها به گرایش سیاسی خود دست نمی‌یابند بلکه مطالبات صنفی بازنشستگان نیز کمرنگ شده و از بین می‌رود.
موضوع زندگی بازنشستگان مسائل همین لحظه، دقیقه و آینده است!
راه دستیابی بازنشستگان به مطالبات خود چیست؛ تشکل‌ها یا شوراها چه باید بکنند؛ غلامی می‌گوید: اتحاد و تشکل سراسری بازنشستگان را با شعار و کلام نمی‌توان ایجاد کرد بلکه می‌بایست با تدوین محتوای فعالیت صنفی و با تعاریف برنامه‌های مدون و تحقق عملی این برنامه‌ها پایه گذاشت. اگر فعال اجتماعی از اتحاد و کنشگری سخن می‌گوید اما موضوع فعالیت‌های خود را نه از درون وضع واقعی و موجود بازنشستگان، بلکه از دیدگاههای ایدئولوژیک و گرایشات سیاسی و حزبی مورد علاقه‌اش می‌گیرد در جهتِ پراکندگی و فرقه‌ای شدن و تعمیق خط فقر بازنشستگان کمک می‌کند؛ موضوع زندگی بازنشستگان مسائل همین لحظه، دقیقه و آینده است؛ بازنشسته نیاز به راهکارهایی دارد که وضع زندگی او را «امروز» بهبود ببخشد و نگرانی او را بابت «فردا» برطرف سازد؛ تشکل‌ها و گروه‌هایی هم که نمایندگی بازنشسته را برعهده دارند، باید همه هم و غم خود را معطوف به همین مسائل کنند.
به گفته غلامی، یکی از ویژگی‌های توسعه نیافتگی و عقب ماندگی در جوامع توسعه نیافته، جدا نکردن اموری است که در اصول و محتوا از هم جدا بوده و درهم ریختن چارچوب‌های مطالبات صنفی- اقتصادی با سیاسی است.
اموری که باید جدا تعریف شوند!
او ادامه می‌دهد: کسانی که می‌خواهند در چارچوب تشکل‌های بازنشستگان، گرایشات سیاسی خود را روشنگری کنند، در واقع، خود نیاز به روشنگری دارند. برای رفع موانع وحدت سراسری تشکل بازنشستگان، نگاه را باید به درون برگرداند، آیا فعالیت و رفتار ما باعث درهم‌ریختگی مرزهای تشکل‌های صنفی – اقتصادی با نگاه‌های حزبی و ایدئولوژیک نیست؟ لذا می‌بایست منافع مشترک بازنشستگان را تأمین و وحدت کلّی و سراسری آنان را محقق نماییم.
این فعال صنفی بازنشستگان تامین اجتماعی در پایان نتیجه‌گیری می‌کند: مسلماً تشکل‌های صنفی – مطالباتی بازنشستگان برای پیشبرد درجۀ آزادی و آگاهی اجتماعی، نیاز به همکاری با دیگر تشکل‌های شاغلان و یا دیگر تشکل‌های اجتماعی که برای حذف نابرابری‌ها تلاش می‌کنند، دارند؛ همچنین در صورت دارا بودن توان عملی و واقعی می‌توانند و «باید» در تخصیص و اولویت بندی بودجه سالیانه کشور و توسعه اجتماعی- اقتصادی دخالت کنند؛ برایند همه این پیش‌شرط‌ها و معادلات است که به تقویت تشکل صنفی و مطالباتی بازنشستگان یاری می‌رساند و می‌تواند به عنوان یک اهرم، سطح زندگی بازنشستگان و اوضاع نامناسب صندوق‌ها را بهبود ببخشد.
گفتگو: نسرین هزاره مقدم

*- پیام از طرف کارگران نیشکر هفت تپه
بنام خداوند جان و خرد
درود فراوان خدمت همکاران گرامی وهموطنان عزیزم
هرانچه در دوران اعتصابات درخواست کردیم براورده نشده هیچ بلکه فشار کارفرما و نهادهای امنیتی بیشتر از همیشه شده است و به وضوح میبینیم اکثر فعالین کارگری مجموعه نیشکر هفت تپه را تحت فشار گذاشته و با استفاده از معایب قراردادهای غیرقانونی جدید در پی. جابجایی. این عزیزان به سایر ادارات وشاهد رفتارهای. ناشایست با انها هستیم .
متاسفانه سهامدار فاسد هفت تپه به راحتی و در سایه نیروهای اطلاعاتی در حال تجزیه شرکت است،
عزیزان وسروران واهالی محترم منطقه شهرستان شوش،مسئولین شهرستان واستان در خیانتی اشکار چشم خود را به. روی واقعیات بسته اند و شروع به بده بستان با اسدبیگی فاسد کرده اند، برای مشاهده اسناد ومدارک میتوانید به منطقه هاوایی واقع در کوی ایلام مراجعه کنید ،خواهید دید که برای اینکه سندسازی و تفکیک زمینها از دید کارگران پنهان بماند یک منزل سازمانی که در گذشته در اختیار کیانوش غفاری بوده را تبدیل به دفتر امور غیر نیشکری کرده اند و در ارامش در حال انجام اعمال خیانتکارانه هستند.
انتصاب مدیران نالایق و نزدیک به کارفرما دوباره به معضلات شرکت تبدیل شده و متاسفانه میبینیم که در جلوی چشمان همه تمامی کارها غیر اصولی جلو میرود.
گویی که اسد بیگی برنامه ریزی شده در حال نابودی کشت نیشکر و تولید ان است .
نمونه یکی از این انتصابات بازگشت دوباره مجتبی مرادی عنوان مدیریت خوراک دام است
لازم است بدانید که ایشان مامور غفاری و از نزدیکان مددی است،باید از مجتبی مرادی پرسید چرا تاکنون گزارش اتش سوزی دوماه پیش را منتشر نکرده اید ،
به گفته ی کارگران شاغل در خوراک دام اتش سوزی به دلیل سهل انگاری. هنان فردیست که پله های ترقی را ۴ماهه طی کرده و از کارگر اقبالی به ریاست یک قسمت رسیده و در جواب این پاداش ،شروع به قلع و قمع کارگران کرده. بوده است .
چرا باید در شرکت نیشکر هفت تپه شاهد حضور نیروهای اطلاعاتی باشیم
چه لزومی دارد که سه شیفت به سرپرستی سه سرهنگ بازنشسته بصورت مستقیم به سرکوب کارگران بپردازند،این درحالیست که اسد بیگی در تعامل مستقیم. با نهادهای امنیتی تعهد داده که ۳۰الی ۴۰عدد از منازل سازمانی کارمندی. واقع در محوطه شهرک هفت تپه را به نیروهای اطلاعاتی بدهد،
این کار غیر قانونی ست و زندگی در این خانه ها. حق مسلم کارگران هفت تپه است
کارگرانی که حقوقشان به زور کفاف ۱۵روز زندگیشان را میدهد.
دوازدهم مردادماه روز برگزاری دادگاه بازداشتیان هفت تپه است،
نهادهای اطلاعاتی و حکومتی هرچه در توان داشته اند صرف ان کرده اند که این عزیزان فراموش بشوند به نحوی که همکاران در شرکت اگر نامی از اسماعیل بخشی یا سایرین بیاورند سریعا به حراست یا پلیس امنیت احضار میشوند ،
حتی در عملی که بقول خودشان زیرکانه است ،روز دادگاه را دوازدهم مردادماه گذاشته اند،سالروز ازداواج حضرت علی. و حضرت فاطمه که به خیال خودشان این دادگاه را در جشن های حکومتی برای پاسداشت این ازدواج گم کنند و این نیز نمونه اشکار استفاده از مناسب دینی و امورات دینی در راستای سیاستهای سرکوبگرایانه و ظالمانه میتوان تعبیر کرد.
هموطنان عزیزم از شما در خواست داریم که به حمایت از بازداشت شدگان هفت تپه و بازداشت شدگان روز کارگر به پا خیزید و به هر صورتی که میتوانید از این عزیزان حمایت کنید.
از هفت تپه تا تهران زحمتکشان در زندان»

*- پیام از طرف کارگران سیمان کارون
🔹کارفرما به بهانه اینکه می خواهد دو حقوق بدهد حقوق را یک ماه عقب انداخت
با درود به همه همکاران گرامی
ماه گذشته کارفرما به بهانه اینکه می خواهد دو حقوق بدهد حقوق را یک ماه عقب انداخت به همین راحتی و متاسفانه شورای کارگری هم تا لحظه آخر یا همان دقیقه نود منتظر دو حقوق بود !!! و این شد که ما یک ماه حقوق به عقب بر گردیم
متاسفانه کارفرمای و مدیران ارشد کارخانه صداقت ندارد و بارها دروغ و وعیده توخالی داده ولی هنوز عده ای پرسنل و بعضی از اعضا شورا …به این وعده ها دلخوش هستند
بهرحال با بی خیالی پرسنل و هوچی گری عده ای جیره خوار و روباه صفت ..و خیانتکاران .کارفرما عرصه را به اکثریت پرسنل تنگ کرده اند…
بیمه فقط خردادماه را پرداخت کرده اند (طبق لیست بیمه از سایت تامین اجتماعی )
حقوق هم که خبری نیست
مسئولین هم منتظرند کارگری خدای ناکرده اعتراض کند تا به اتهام ..مورد بازخواست قرار گیرد
بهرحال کسی به فکر شکم گرسنه کارگر نیست
مسئولین سیاسی و کاندیدای مجلس و نماینده مجلس .و جناح های سیاسی ..می خواهند از زلزله ماهی بگیرند ( قبلا شنیدم که از آب گل آلود ماهی می گیرند ) ..و
شورای اسلامی جلسه شورای تامین را پیگیری کند در صورت نیاز و هماهنگی اعضا شورای اسلامی با فرماندار محترم بنده حاضرم در جلسه شورای تامین حضور پیدا کنم
در سال ۹۶ مدیریت فعلی کارخانه متعهد گردید که هر پانزده روز یکبار حقوق بدهد …و با این ترفند بود که توانست نظر مسئولین را جلب کند
مدیران بی سواد و مشاوران منفعت طلب و سود جو و بی سواد کارخانه را نابود کرده اند
انشالله بزودی در مورد مدارک تحصیلی عده ای و پست های آبکی صحبت خواهیم کرد.

*- وضعیت واحدهای صنعتی کوچک
در حال حاضر از 43 هزار واحد صنایع کوچک در کشور 11 هزار واحد رکود شدید دارند که به گفته معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت نزدیک به 11 هزار واحد نیمه تعطیل هستند.
برخی از این واحدهای رکودزده تنها با 20 درصد ظرفیت فعالیت می کنند و نزدیک به 20 درصد از واحدهای تولیدی دیگر با ظرفیت بالای 70 درصد فعالیت می کنند.

*موسی قربانی کارگرپالایشگاه عسلویه قربانی 12ساعت کار روزانه در گرمای 50درجه
برادر کارگری که روزشنبه بیست ونهم تیرماه بر اثر ایست قلبی هنگام کار در شهرستان عسلویه فوت کرد، روایت تلخی از مرگ برادرش دارد. او می گوید: برادرم کاملا سالم و سرحال بود اما او به خاطر خانواده اش مجبور بود 12 ساعت در گرمای 50 درجه کار کند. او قربانی شرایط طاقت فرسای محیط کارش شد.
نامدار رضایی برادر کارگر پیمانکار تعمیرات مکانیک سرویس پالایشگاه چهارم و پنجم شهرستان عسلویه که روز بیست و نهم تیرماه فوت کرد در گفت و گو با خبرنگاررسانه ای درباره این حادثه گفت: برادرم «موسی» 35 ساله بود؛ جوانی سالم و تندرست که به علت گرمای بالای 50 درجه در حین انجام کار در شهرستان عسلویه دچار ایست قلبی شد و فوت کرد.
رضایی افزود: برادرم را در همان لحظات اول بجای اینکه به درمانگاه برسانند به داخل یکی از کانکس ها برده و آب یخ به او دادند که گویا همین باعث شوک و ایست قلبی‌اش شده و زمانی او را به درمانگاه می رسانند که دیگر کار از کار گذشته بود.
برادر کارگر متوفی ادامه داد: نمی‌دانم این حرف ها به گوش مسئولان می رسد یا نه . ما مردم بدبخت دردمان را از هر طرف که بنویسند درد است. مسئولان از کارگر فقط انتظار کار دارند بدون اینکه شرایط ایمن و مناسب کار را فراهم کنند. برادرم به خاطر این جانش را از دست داد که مجبور بود در گرمای بالای 50 درجه به مدت 12 ساعت کار کند. آیا مسئولان خودشان حاضرند در چنین شرایطی کار کنند؟
وی گفت: برادرم بخاطر گذران زندگی خود و خانواده اش مجبور بود در آن شرایط سخت کار کند و نان آور خانواده اش باشد چرا که یک دختر 10 ساله و یک پسر 2 ساله دارد و حالا هر دوی آنها در کودکی یتیم و بی‌سرپرست شده اند.

*- حداقل حقوق کارگر متاهل با یک فرزند در سال ۹۸
✅ جمع محاسبه با احتساب یک فرزند و کارکرد بیش از یک سال سابقه کار در آخرین کارگاه می باشد‌.‌ ‌ ‌ ‌ ‌
🔹حداقل دستمزد روزانه کارگران 505.627 ریال‌‌‌ ‌
🔹حداقل دستمزد ماهیانه 15.168822 ریال‌‌
🔹حق اولاد یک فرزند 1.516.882 ریال‌‌ حق اولاد دو فرزند 3.033.764 ریال‌‌ ‌‌‌
🔹پایه سنواتی 700.000 ریال (به‌شرط داشتن یک سال سابقه)‌‌‌‌‌ ‌ ‌
🏠حق مسکن 1.000.000 ریال‌ ‌
👷♂️بن کارگری 1.900.000 ریال‌‌‌‌‌

*- پیام کارگران سیمان کارون به آقای روحانی
تقدیم به ریاست محترم جمهور جناب آقای دکتر روحانی
🌎 حق مسلم ما کارگران سیمان کارون فقط پرداخت حقوق نیست
🌿 حق مسلم ما آن است که تصمیم
بگیریم چگونه زندگی کنیم و از حق انتخابی که خداوند به بندگانش ارزانی داشته است محروم نباشیم.
🌿 حق مسلم ما آن است که سرنوشت عمر و خانواده خود را از دست یک گروه بیسواد در مسند کار که مطابق با تمایلات و مرض های دیگر ازاری کرسی مدیریت را بدست دارند از آنها بگیریم و به دست اهلش بدهیم
🌿 حق مسلم ما آن است که سرنوشت کارخانه سیمان کارون را از نظر ، تولید و سربلندی در عرصه صنعت به روزگار قبل بازگردانیم .
🌿حق مسلم ما آن است که بخواهیم دوربین های مداربسته در محیط کار که برای کنترل و سرکوب کارگران نصب شده به پایین بکشیم و محیط کار را با نشاط همانند سنوات قبل کنیم و مدیران لایق و متخصص را خودمان تعیین کنیم و هر جا لازم باشد دست رد به سینه رانت خواران و مفت خوران سیمان کارون بزنیم.
🌿 حق مسلم ما آن است که حداقل از یک زندگی معمولی، شرافتمند و بی‌دغدغه توأم با آسایش و آرامشِ خاطر بهره‌مند باشیم و نان‌آور هیچ خانواده‌ای شرمنده همسر و فرزندانش نباشد.
🌿 حق مسلم ما آن است که فرزندان ما نگران کسب و کار پدر خانواده خود نباشند و برای ادامه یک زندگی بانشاط ساده و شرافتمند خانوادگی آرزویی دست نیافتنی نباشد
🌿 حق مسلم ما آن است که بدانیم به چه دلیل عده ای انگشت شمار حقوق های بالای ده میلیون دریافت میکنند و در حالی که کارگر حقوق معوق شش ماهه دارد این نور چشمان طلب کار که نیستند هیچ بدهکار به شرکت هم هستند .
🌿 حق مسلم ما آن است که از مسئولین کشوری . بپرسیم چگونه میشود یک مدیر بیسواد که صرفا بواسطه رابطه خویشاوندی توانسته مدیر عامل یک شرکت تخصصی شود ؟ و چگونه میشود برای خود حقوق 145 میلیونی فراهم کند ؟ چگونه میشود فردی که قادر به اداره یک جلسه فنی نیست داعیه مدیریت شرکت را دارد ! چگونه میشود شرکتی که ممنوع المعامله است بتواند چندین واحد مسکونی شرکتی را در مسجد سلیمان بفروشد و اداره دارایی این شهر به آنها مفاصاحساب بدهد ؟ چگونه میشود اعضای هیت مدیره اجاره ایی میشوند ؟ چگونه میشود وجوه مالی شرکت بحساب شخص حقیقی واریز میشود ؟ چگونه میشود فروش محصول صادراتی ارز آن یک راست به جیب سهامدار غالب میرود ؟
🌿 آری حق مسلم ما فقط پرداخت حقوق نیست حقوق مسلم بسیاری داریم که علیرغم اینکه در قانون بر آنها تصریح شده‌ است؛ توسط قشر انحصارطلب و خودکامه و برخوردار از همه چیز به فراموشی سپرده شده‌اند و حتی مطالبه علنی و عمومی آنها جرم محسوب می‌شود!
🌿 چرخ پولشویی و رانت و بگیر و ببند در شرکت سیمان کارون گرچه لنگان لنگان پیش می‌رود ولی هرگز به سر منزل مقصود نمی‌رسد. ترسم نرسی به کعبه اِی اعرابی؛ کین ره که تو می‌روی به ترکستان است.

( 3 ) – *»شبکه سندیکایی جهانی همبستگی و مبارز» متشکل از هشتاد سندیکا و تشکل کارگری، بازداشت و آزار و اذیت بازداشت شدگان روز جهانی کارگر و زندانیان هفت‌تپه را محکوم و خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط آنان شد
آيت‌الله سید علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ايران
دفتر رهبری تهران، ايران
پاريس ۲۵ژوئیه ۲۰۱۹
آقای رهبر
با گذشت دو ماه از تجمع آرام روز کارگر در مقابل مجلس در تهران، اعمال فشار بر زنان و مردان دستگیر شده همچنان ادامه دارد. از پنجاه نفر دستگیر شده که اکثريت آنان با قرار وثیقه و کفالت به‌طور موقت آزاد شده بودند، اکثرا به دادگاه احظار شده و دائما تحت فشار قرار دارند.
خانم‌ها آنیشا اسدالهی، عاطفه رنگريز و ندا ناجی از فعالین حقوق کارگری و همچنین مرضیه امیری روزنامه‌نگار، خودسرانه هفته‌ها است که بدون اجازه دسترسی به وکیل مدافع در بازداشت به سر می‌برند. آن‌ها متهم به «فعالیت علیه امنیت ملی» شده‌اند، آن هم به صرف شرکت در تجمع مسالمت‌آمیز روز اول ماه مه. در روزهای اولیه آن‌ها را در سلول‌های انفرادی زندانی کردند و مورد اذيت و آزار و شکنجه واقع شدند. کمی بعد ندا ناجی در پی جراحت‌های ناشی از ضرب و شتم به بهداری زندان منتقل می‌شود. هم اکنون عاطفه رنگريز و ندا ناجی را به بند ويژه زندانیان شرور و خشن برده‌اند که در معرض خشونت قرار دارند.
همچنین روزنامه‌نگاران ساناز الهیاری و امیرحسین محمدی‌فرد از ۴ ژوئیه در اعتصاب غذا به سر می‌برند. اعتصاب غذای آن‌ها در اعتراض به پیگرد و تداوم بازداشت‌شان، علیه سرکوب جاری فعالین حقوق کارگران و علیه سرکوب روزنامه‌نگاران است.
آن‌ها از ماه ژانويه ۲۰۱۹ خودسرانه و بدون دسترسی به وکیل مدافع در زندان به سر می‌برند. آن‌ها عمدتا به «تجمع و تبانی علیه امنیت ملی»، «تبلیغ علیه نظام»، «نشر اکاذيب» و «عضويت در يک گروه با فعالیت علیه امنیت ملی» متهم شده‌اند. اين اتهامات علیه اين روزنامه‌نگاران صرفا به خاطر پوشش خبری تجمعات اعتراضی کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه است.
اسماعیل بخشی و سپیده قلیان مبارزان حقوق کارگران بار ديگر در ۲۰ ژانويه دستگیر شدند. دستگیری مجدد آن‌ها در پی افشای شکنجه شدنشان در زندان در اواخر سال ۲۰۱۸ بود. خطر شکنجه مجدد شدن هر دو نفر بسیار جدی است.
– اسماعیل بخشی سخنگوی سنديکای مستقل کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه است.
– سپیده قلیان يک دانشجوی مبارز مدافع حقوق کارگران است که مبارزات کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه را پیگیری کرده است. هر دو نفر شديدا تحت فشارند تا اظهارات‌شان در رابطه شکنجه شدنشان در زندان را پس بگیرند.
ما سازمان‌های سنديکايی امضا کننده اين نامه اين اعمال سرکوب‌گرايانه و اذيت و آزارهای غیرقابل تحمل علیه سنديکالیست‌ها و فعالین مدافع حقوق کارگران را قويا محکوم می‌کنیم.
از رژيم ايران می‌خواهیم که به پیمان‌های بین‌المللی که دولت ايران امضا کرده، از جمله حق ايجاد تشکل‌های مستقل، حق برگزاری تجمعات، حق اعتصاب، و حق قراردادهای جمعی، احترام بگذارد.
ما قويا خواهان آزادی بدون قید و شرط و فوری همه سنديکالیست‌ها، روزنامه‌نگاران و فعالین زندانی هستیم.
سلام‌های محترمانه ما را بپذيريد.
با تقديم احترامات
رونوشت به:
آقای حسن روحانی، رئیس جمهور
آقای ابراهیم رئیسی، رئیس قوه قضائیه
– ترجمه و بازنشر از سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

( 4 ) – نامه جمعی از پرسنل شرکت کویر واگن
این کارگران طی نامه ای خواستار رسیدگی به وضعیت خود شدند.
مشکلات حقوقی و معیشتی پرسنل شرکت کویر واگن سایت مشهد: پرسنل سایت مشهد که سابقه کاری ۱۰ الی ۱۵ ساله با مدارک آموزش مرتبط و معتبر از حقوق حق خویش محروم می باشد
۱- عدم بهره مندی و قرار گیری پرسنل این شرکت در طرح تجمیع که بسیاری از پرسنل و شرکت های شاغل در راه آهن از این طرح بهره مند می باشند
۲- عدم قرارگیری پرسنل این شرکت در طرح طبقه بندی که طبق قانون می بایست در شرکت های با بالای ۵۰ نفر نیرو این امر تحقق پذیرد
شرکت بیمه بعضی از پرسنل را در نواحی دیگر از جمله طبس و کرمان و… پرداخت می نماید
۳- مشکل کمبود نیرو که با توجه به افزایش تعداد رام های قطارهای ورودی و خروجی هیچ گونه افزایش نیرویی در این شرکت صورت نگرفته است به حدی که اگر فردی به مرخصی نیاز یابد باید حتما جایگزین مشخص و معرفی کند
۴- پرداخت حقوق در اکثر موارد متاسفانه به صورت نامنظم انجام می شود و هیچ مسئولی پاسخگوی علت تاخیر در پرداخت حقوق و زمان دقیق پرداخت ها نمی باشد
۵-عدم بهره مندی پرسنل این شرکت از حقوق و مزایای دریافتی مطابق سایر پرسنل

*محاکمه کارگران حق طلب ، نه فراموش می شود و نه بخشیده خواهد شد!
نان کارآزادی در ۱۲ مرداد ماه ۹۸ محاکمه می شود !
کارگران و مردم زحمتکش ؛
همان طور که اطلاع دارید بعد از بی حقوقی و پایمال شدن حقوق کارگران نیشکر هفت‌تپه، کارگران حق طلب در نیشکر هفت‌تپه، دست به اعتصاب زدند تا به این وسیله، صدای اعتراض خود را به گوش همه برسانند با این‌امید که مشکل آنها مرتفع شود.
اما مسئولین و اشخاصی که بر سرنوشت میلیون ها انسان در ایران سایه انداخته اند، به جای پاسخ گویی و حل مشکلات کارگران، با ایجاد فضای رعب و وحشت ،کارگران معترض را بازداشت و زندانی کردند.
از کارگران بازداشت شده در جریان اعتصاب، همچنان اسماعیل بخشی در بازداشت می باشد و علی نجاتی فعلا با داشتن مرخصی درمانی جهت مداوی بیماری قلبی ناشی از دوران زندان،وسپردن وثیقه ۲۰۰ میلیونی،فعلا در بیرون از زندان می باشد، و همچنین چند نفر دیگر از حامیان کارگران از جمله سپیده قلیان به دلیل حمایت از کارگران هفت تپه همچنان در زندان می باشد.
وضعیت جامعه ما؛
میلیون ها مردم کارگر و زحمتکش با پدیده بیکاری،استثمار، گرسنگی و فقر فزاینده ،با پدیده کودکان کار و خیابان، کارتن خوابی و گور خوابی، کولبری ، تبعیض جنسیتی، ستم ملی و مذهبی، کودک آزاری و حیوان آزاری، تخریب و ویرانی محیط زیست، جنگل خواری و کوه خواری، و… صدها مصیبت دیگر که زاده نظام سرمایه سالاری و سود پرستی است، روبرو می باشد و سایه شوم نابرابری،فقر و فلاکت و اختناق روز به روز فزونی می یابد.
جامعه ای که هر گونه تشکل یابی در آن قدغن می باشد، جامعه ای که به خودی و غیر خودی، به شهر وند درجه اول و‌درجه دوم و درجه سوم تقسیم شده است.
در چنین جامعه ای وقتی کارگران و فرزندان و‌حامیان طبقه کارگر دست به اعتراض میزنند، بازداشت و زندانی می شوند، به اجبار پشت دوربین قرارشان می دهند تا علیه زندگی خود اعتراف کنند، وکیل کارگران خانم فرزانه زیلابی، احضار و مورد تهدید قرار می گیرد و…،.
آخر این چه جامعه ای است که اکثریت افراد جامعه زیر خط فقر باشند و تعداد اندکی در رفاه و شادی؟
کارگران و هم سرنوشتان؛
در روز ۱۲ مرداد ماه، قرار است تعدادی از کارگران هفت‌تپه و حامیان و مدافعان کارگران محاکمه شوند؟!
اعتراض به این فضای پر از تهدید و ارعاب، وظیفه تمام کسانی است که مخالف هرگونه ستمی هستند.
در روز ۱۲ مرداد ماه قرار نان کارآزادی است محاکمه شود.
این یعنی محاکمه خواست و مطالبه میلیون‌ها انسان کارگر و زحمتکش در ایران!
باید به این شرایط اعتراض کرد و خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط کارگران در بند شد.
داشتن زندگی همراه با رفاه و آسایش، داشتن آموزش رایگان، برخورداری از تمام امکانات و خدمات درمانی و پزشکی همراه با تامین خدمات اجتماعی مناسب و رایگان، برای داشتن بیمه های بیکاری مکفی و‌در خور یک‌ زندگی متعارف، برای برچیدن پدیده کار کودکان، کولبری،برای داشتن دستمزد های متعارف همراه با زندگی استاندار های جهانی، برای داشتن حق تشکل یابی، برای داشتن حق اعتراض و اعتصاب و… و در یک کلام برای بر خورداری از #نان_کار_ازادی_، باید متحدانه علیه تمام بی حقوقی ها ایستاد.
سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه، ادامه بازداشت و پرونده سازی علیه کارگران هفت‌تپه و‌مدافعان آنان را شدیدا محکوم کرده و خواستاریم به این روند ضد کارگری پایان داده شود.
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
دوشنبه ۷ مرداد ۹۸

*- «ترمیم دستمزد» چقدر جدی است؟/ درآمد ماهانه برای کارگران ۲۸ درصد و برای بازنشستگان ۲۴ درصدِ هزینه‌ها را پوشش می‌دهد!
اینکه دستمزد، مستقیم زیاد شود یا غیرمستقیم یا اینکه کارگران کالابرگ الکترونیکی برای خرید کالاهای تعاونی دریافت کنند یا دولت، بن کاغذی به آنها بدهد، همگی در مرحله بعد قرار دارند؛ اول دولت و به طور مشخص، وزارت کار باید قبول کند که پای میز مذاکره بنشیند؛ قبول کند که کارگران نمی‌توانند ۸ ماه باقیمانده تا پایان سال را با دستمزدی سر کنند که فقط ۲۸ درصد هزینه‌ها را پوشش می‌دهد!
به گزارش خبرنگار ایلنا، گروه کارگری شورای عالی کار در درخواستی که سه امضا پای خود دارد، خواستار برگزاری جلسه سه‌جانبه‌ی این شورا شده‌اند؛ مهم‌ترین و اولین خواسته‌ی آنها برای برگزاری این جلسه، تلاش برای «ترمیم قدرت خرید کارگران» است اما علیرغم به ثبت رسیدن این درخواست رسمی و گذشت بیش از دو هفته، هنوز جلسه سه‌جانبه شورای عالی کار برگزار نشده است.
سوال اینجاست که آیا در شرایط فعلی، می‌توان درخواستِ ترمیم دستمزد را نادیده گرفت؛ آیا می‌توان به بهانه‌ی نامتعادل بودن بازار اقتصاد و تهدیدهایی که متوجهِ اشتغالِ موجود است، ترمیم مزد کارگران را به حاشیه راند و آن را به بحث‌های عرفی انتهای سال موکول کرد؟
چه اتفاقاتی افتاده است؟
قدرت خرید کارگران از ابتدای امسال، مسیر تنزل را با سرعت بسیار پیموده است؛ در حال حاضر فاصله دستمزد و هزینه‌های حداقلی زندگی به بیشترین میزان در طول سال‌های گذشته رسیده است؛ در این شرایط، آنچه اعضای کارگری شورای عالی کار درخواست دارند استفاده از راهکارهای غیرمستقیم برای ترمیم دستمزد یا به عبارت دیگر، «افزایش غیرمستقیم قدرت خرید کارگران» است.
آخرین محاسباتی که برای هزینه‌های خانوار انجام شده، مربوط به محاسبات «سبد معاش خرداد ماه» است؛ در خرداد ماه، نرخ سبد معاش به ۶ میلیون و ۹۰۸ هزار و ۷۳۷ تومان رسید؛ حال باید حداقل دستمزد کارگران و حداقل مستمری بازنشستگان را با این سبد حداقلی هزینه‌ها مقایسه کنیم تا دریابیم در حال حاضر، دریافتی مزدبگیران کارگری، چند درصد از حداقل هزینه‌های زندگی را پوشش می‌دهد؛ شاید همین ضرب و تقسیم ساده بتواند به راحتی نشان دهد که تا چه حد «ترمیم دستمزد» مطالبه‌ای جدی‌ست.
دستمزد فقط ۲۸ درصد هزینه‌ها را پوشش می‌دهد!
حداقل حقوق یک کارگر مجرد با احتساب مزایای مزدی، حدود دو میلیون تومان است؛ اگر مبنا را سبد خرداد ماه قرار دهیم، درمی‌یابیم که این ۲ میلیون تومان، فقط ۲۸ درصد هزینه‌های زندگی را پوشش می‌دهد؛ حداقل مستمری بازنشستگان تامین اجتماعی نیز، حدود ۱ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان است که با در نظر گرفتن همان سبد خرداد ماه، این مبلغ، فقط ۲۴ درصد هزینه‌های حداقلی زندگی را پوشش می‌دهد.
در نتیجه، می‌توانیم بگوییم در خرداد ماه ۹۸، حداقل مزدِ کارگران فقط ۲۸ درصد هزینه‌ها و حداقل مستمریِ بازنشستگان فقط ۲۴ درصدِ کمینه‌ی هزینه‌های ماهانه را پوشش می‌دهد.
در این شرایط آیا می‌توانیم ادعا کنیم که «ترمیم دستمزد» – با هر روشی، مستقیم یا غیرمستقیم- جدی نیست و نباید در دستور کارِ شورای عالی کار قرار بگیرد؟!
در اوضاع و احوالی که ترسیم شد، خواسته‌ی «ترمیم دستمزد» تنها محدود به فعالان رسمی کارگری و اعضای کارگری شورای عالی کار نیست؛ بدنه کارگری ۱۴ میلیونی جامعه که با احتساب خانواده‌هایشان بیش از نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند و همه فعالان مستقل بر این باور هستند که باید با استفاده از روش‌هایی، قدرت خرید طبقه کارگر بهبود یابد.
مذاکرات مزدی «دو بار» در سال برگزار شود
بهرام حسنی‌نژاد (فعال کارگری مستقل و دبیر سابق انجمن صنفی کارگران معدن چادرملو) در ارتباط با این ضرورت می‌گوید: حتی در شرایطی که همه چیز «عادی» است و ما مثل امسال با افزایش بی‌سابقه قیمت‌ها مواجه نیستیم، نظام تعیین دستمزد براساس نرخ تورم موجود، ایرادات عمده دارد؛ اول اینکه دستمزدهای سال بعد همواره براساس تورم سال جاری محاسبه می‌شود؛ یعنی ابزاری برای پیش‌بینی تورم سال بعد در دست نیست و مزد سالانه همیشه منطبق با تورم رسمیِ سال قبل است که لاجرم بخشی از عقب‌ماندگی مزدیِ هرساله، محصول همین عامل است و دوم اینکه، هیچ زمان، «نرخ تورم رسمی» با معیارهای عینی و واقعی زندگی کارگران تطابق ندارد؛ معمولاً تورم رسمی را براساس کالاهایی محاسبه می‌کنند که در زندگی روزمره کارگر تاثیر چندانی ندارد؛ مثلاً نرخ بلیط هواپیما جزو سبد کالاهای تورمی است؛ آنهم در شرایطی که کارگر شاید در عمرش یک بار هم سوار هواپیما نشود!
او نتیجه‌گیری می‌کند: به همین دلیل است که حداقل دستمزد «هیچگاه» کفاف هزینه‌های زندگی را نمی‌دهد و همیشه از هزینه‌های زندگی عقب است؛ هرچند امسال شرایط نسبت به همیشه دشوارتر است و عقب‌ماندگی دستمزدی بیشتر!
حسنی‌نژاد در ارتباط با «راه‌حل‌ها» می‌گوید: در قانون کار نیامدهکه مزد حتما باید فقط «سالی یک بار» زیاد شود؛ پس حداقلش این است که روی «فقط سالی یک بار» اصرار نورزند و اواسط سال یک جلسه دیگر مزدی برگزار کنند و دستمزد را ترمیم کرده و به‌روز نمایند؛ این راهکار، بهترین راه‌حل برای معضل عقب‌ماندگی دستمزدی کارگران به خصوص در شرایط لجام‌گسیختگی تورم است.
او البته معتقد است که این نوع مذاکرات مزدی که فقط محاسبات روی کاغذ باقی می‌ماند و کارگران ابزار فشاری برای به کرسی نشاندن محاسبات انجام شده ندارند، کارایی لازم را ندارد و چندان به کارِ کارگران نمی‌‌آید.
گروه کارگری «طرح‌هایی» در چنته دارد
در این شرایط، به نظر می‌رسد که گروه کارگری شورای عالی کار که مستقلاً هر ماه محاسبات سبد هزینه‌های خانوار را محاسبه و به‌روز می‌کند، طرح‌هایی برای افزایش غیرمستقیم قدرت خرید کارگران در چنته دارد؛ اما اجرایی شدن این طرح‌ها منوط به این است که معاونت روابط کار وزارت کار، در این اوضاع و احوال، نیاز به ترمیم دستمزد را «جدی» بداند.
علی خدایی (عضو کارگری شورای عالی کار) در ارتباط با راهکارهای مورد نظر گروه کارگری می‌گوید: از طرف گروه کارگری به شورای عالی کار این درخواست داده شده تا جلسه شورا با موضوع بررسی راهکارهای افزایش قدرت خرید کارگران از طریق غیر از افزایش مستقیم دستمزد بررسی شود تا به معیشت کارگران کمک کنیم.
خدایی در ارتباط با راهکارهای قابل اجرا، به افزایش قدرت خرید کارگران از طریق کاهش قیمت‌ها و دسترس‌پذیری بالاتر کالاها اشاره می‌کند و می‌گوید: باید از ظرفیت تعاونی‌های کارگری و تعاونی‌های مصرف کارگری برای توزیع اقلام و کالاهای اساسی استفاده کنیم؛ اگر از ابتدا ارزهای اختصاص داده شده به این مسئله به خود تعاونی‌های کارگری داده می‌شد این کالاها با قیمت بهتری به دست کارگران می‌رسید.
کارفرمایان هم ضرورت افزایش قدرت خرید کارگران را «می‌پذیرند»
پایین بودن قدرت خرید کارگران و ناتوانی دولت در تامین مایحتاج ضروری با قیمت ارزان و دولتی، حقیقتی‌ست غیرقابل انکار که حتی کارفرمایان نیز به آن اذعان دارند؛ علی اصغر آهنی‌ها (نماینده کارفرمایان در شورایعالی کار) در این‌باره می‌گوید: دولت برای کالاهای اساسی ارز ۴۲۰۰ تومانی تخصیص داده است پس طبیعتا باید کالاها با این نرخ به دست مردم برسد ولی ضعف‌هایی که در اجرا داشتیم زمینه‌ای شده تا این اتفاقات بیافتد. بنابراین باید این موضوعات بررسی شوند و کالاهای اساسی که با این ارز خریداری می‌شود به شکل مختلفی به دست اقشار ضعیف جامعه بالاخص کارگران برسد.
او ادامه می‌دهد: اگر بتوانیم ارز ۴۲۰۰ تومانی کالاهای اساسی را در اختیار مردم بگذاریم قطعا قدرت خرید این بخش افزایش خواهد یافت ولیکن متاسفانه ما تا به «امروز» در این موضوع موفق نبوده‌ایم.
همه‌ی اینها منوط به این است که دولت حاضر شود با نمایندگان کارگری و کارفرمایی برای مباحثه در مورد راهکارهای ترمیم دستمزد، پای میز مذاکره بنشیند؛ اینکه دستمزد، مستقیم زیاد شود یا غیرمستقیم یا اینکه کارگران کالابرگ الکترونیکی برای خرید کالاهای تعاونی دریافت کنند یا دولت، بن کاغذی به آنها بدهد، همگی در مرحله بعد قرار دارند؛ اول دولت و به طور مشخص، وزارت کار باید قبول کند که پای میز مذاکره بنشیند؛ قبول کند که کارگران نمی‌توانند ۸ ماه باقیمانده تا پایان سال را با دستمزدی سر کنند که فقط ۲۸ درصد هزینه‌ها را پوشش می‌دهد!
گزارش: نسرین هزاره مقدم

*- سفره کارگران کوچکتر شد
دستمزد ۹۸ فقط ۴۰درصد هزینه زندگی کارگر را پوشش می‌دهد / برخی تحلیل‌های اقتصادی بر این است که طبق گزارش بانک مرکزی در سال ۹۶ دستمزد کارگران ۳۷درصد از حداقل هزینه‌های سبد معیشتی آنها را پوشش می‌داد . فاصله درآمد و هزینه‌ها در سال ۹۷ کاهش یافته که در سال جاری بار دیگر بیشتر شده است.

( 5 ) – افزایش 18 درصدی قربانیان حوادث کاری در سه ماهه اول سال جاری
طی سه ماهه بهار سال جاری، 421 کارگر براثرحوادث ناشی از کار جان خود را از دست دادند 417 نفر از این کارگران مرد و 4 نفر زن بودند.
به گزارش 7مرداد ماه اداره کل روابط عمومی سازمان پزشکی قانونی کشور، طی ماه های فروردین تا پایان خرداد سال 1398، 421 نفر در حوادث ناشی از کار جان خود را از دست دادند که این تعداد نسبت به مدت مشابه سال قبل 17.9 درصد رشد را نشان می دهد.
در سه ماهه ابتدایی سال جاری بیشترین آمار تلفات حوادث ناشی از کار در استان های تهران با 110، اصفهان با 27 و خراسان رضوی و مازندران هر یک با 25 نفر فوتی ثبت شده است.
همچنین استان های کهگیلویه و بویراحمد، خراسان جنوبی و چهارمحال و بختیاری هر یک با 2، سیستان و بلوچستان با 3 و ایلام با 4 مورد متوفی کمترین آمار تلفات حوادث ناشی از کار را در این مدت داشته اند.
بر اساس این گزارش طی سال گذشته بیشترین آمار تلفات با 424 فوتی مربوط به استان تهران و کمترین آن با سه فوتی مربوط به استان ایلام بوده است. همچنین بر اساس میزان مرگ ها در مقایسه با جمعیت هر استان، استان های بوشهر با 4.4 و پس از آن یزد با 3.6 و تهران با 3 متوفی در هر صدهزار جمعیت بیشترین و استان کردستان، کهگیلویه و بویراحمد و آذربایجان غربی با 0.8، چهارمحال و بختیاری با 0.9 و سیستان و بلوچستان با 1.2 متوفی در هر صدهزار جمعیت کمترین میزان مرگ بر اثر حوادث ناشی از کار به نسبت جمعیت در سال 1397 را داشته اند.
طی این مدت در حوادث ناشی از کار عمده ترین علت مرگ را سقوط از بلندی تشکیل داده است. بر اساس آمارهای موجود طی این مدت 154 نفر از متوفیات حوادث کار بر اثر سقوط از بلندی جان خود را از دست داده اند که 5.5 درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل رشد داشته است.
پس از آن برخورد جسم سخت با 113، برق گرفتگی با 60، سوختگی با 43 و کمبود اکسیژن با 17 فوتی در رتبه های بعدی علل مرگ بر اثر حوادث کار قرار می گیرند. همچنین 34 نفر دیگر نیز به دلایلی دیگر در حوادث کار جان خود را از دست داده اند.

*- بازهم حرفی دیگر از خانواده ای دیگر
حرف های محبوبه فرح زادی معلم باز نشسته
من نه از خانواده شازده فجری ونه زمین دار و سرمایه دار بوده ام
من از یک خانداده کارگری که :پدرم کارگر بیکار شده از اصل چهار آمریکایی ترومن در ایران دهه 40 هستم
پدرم بدون هیچ حق وحقوقی از اصل چهار اخراج شد چون این اصل در ایران شکست خورده اعلام گردید خانواده من با فقر و تنگدستی روبرو شد و پدر بیکارم در صف بیکاران به دنبال کار می گشت
برادر و خواهرم از کودکان کار بودند ود کوکی برای کمک به خانواده کار می کردند
من یک واقعیت؛ از تاریخ زحمتکشان ایرانم
من امروز معلم باز نشسته در ایرانم که برای گرفتن حقوق از دست رفته ام مرتب در کنار هم صنفی هایم در خیابان آواز حق طلبی می خوانم و بارها و بارها از طرف اطلاعات تهدید شده ام . زیرا که من آواز خوان میادین شهر شده ام
من یک زنم
من یک انسان ؛۰۰۰ و ؛
من فقط خواهان داشتن زندگی در شان و منزلت انسان هستم
و این تنها جرم من است

*-چرا حوادث شغلی در معادن افزایش یافته است؟
یک عضو هئیت مدیره نظام مهندسی معدن مازندران، چند عامل اصلی را در افزایش حوادث منجر فوت در معادن زغال سنگ کشور دخیل می‌داند؛ به گفته‌‌ی او، ایمنی چندان جدی گرفته نمی‌شود و نظارت و بازرسی جدی‌تر نیز یک ضرورت است.
به گزارش خبرنگار ایلنا، در روز شنبه ۲۳ تیر ماه حدود ساعت ۱۰ صبح، در داخل کارگاه زغال سنگ معدن کارمزد سوادکوه، بلوک سنگی از سقف تونل ریزش کرده و باعث گیر کردن یکی از کارگرها در زیر سنگ و مصدومیت وی شد. خوشبختانه با اقدام و کمکِ به موقعِ دیگر کارگران، کارگر مصدوم از زیر سنگ خارج و از مرگ نجات یافت.
به گفته منابع محلی، دلیل حادثه، ضعف در اجرای نگهداری تونل به دلیل نامرغوب بودن و فرسوده بودن تجهیزات معدن بوده است؛ گرچه در این حادثه، خوشبختانه کارگر مصدوم نجات یافت اما در حوادث بی‌شماری که قبل از آن در معادن زغال‌سنگ البرز شرقی و دیگر معادن مشابه رخ داده، تعدادی از کارگران جان خود را از دست دادند؛ به راستی چرا نرخ حوادث معدن تا این حد افزایش یافته است؟ چه عواملی «ایمنی» را در محیط‌های کاری معدن را تا این حد تنزل داده است؟
مصطفی رنجبر پاشاکلائی (عضو هئیت مدیره نظام مهندسی معدن مازندران) در رابطه با افزایش حواث معدن و تاثیرپذیری فضای کار در معادن و ایمنی آنها از اوضاع و احوال اقتصادی می‌گوید: تحریم‌ها در بخش عظیمی از معادن و صنایع معدنی از لحاظ نیروی انسانی و مواد اولیه نتوانسته مشکل خاصی ایجاد کند چراکه توان تامین آن از طریقِ پتانسیل داخل کشور وجود دارد ولی تاثیر اصلی تحریم‌ها در این حوزه، بر خرید تجهیزات، ماشین آلات و تامین مالی پروژه‌های معدنی است.
تاثیر تحریم‌ها چقدر است؟
وی ادامه می‌دهد: علیرغم آنکه بخشی از ماشین‌آلات توسط صنعتگران بومی ساخته و تامین می‌شود ولی هنوز تهیه تعداد زیادی از قطعات، تجهیزات مصرفی و ماشین آلات وابسته به بازار خارجی است که با توجه به افزایش قیمت ارز و وجود تحریم‌ها، سختی تهیه امکانات دو چندان و پرهزینه شده است. این امر بر تهیه و تامین کالاها و ابزارآلات مورد استفاده در بخش ایمنی معادن نیز بی‌تاثیر نبوده است.
او ادامه می‌دهد: در ماه‌های گذشته اخبار متعددی از حوادث در معادن کشور بالاخص معادن زغال سنگ منتشر شده است. ارزیابی دقیق حوادث رخ داده در معادن، دو عامل اساسیِ حادثه‌ساز را نشان می‌دهد: یک علت آن، به‌کارگیری تجهیزات فرسوده و بی‌کیفیت (همانند حادثه ناشی از بکارگیری لوکوموتیو معیوب در معدن یورت گلستان، استفاده از سیستم نگهداری ضعیف در معادن کارمزد سوادکوه و طزره دامغان) و استفاده ناکافی از لوازم ضروری کنترل ایمنی مانند گازسنج در معادن زغال سنگ و … است.
عوامل حادثه‌ساز کدام‌ها هستند؟
به گفته‌ی او، از سال‌های نه چندان دور تا حدود دو سال گذشته، اوضاع معادن زغال سنگ خوب نبود؛ چراکه به دلیل بالا بودن هزینه‌های تولید، رکود بازار، واردات زغال سنگ و حاشیه سود پایین فروش زغال سنگ، سودآوری در کار نبود و همین امر، موجب غیرفعال شدن و یا بهره‌برداری با حداقل ظرفیت در تعداد کثیری از معادن کشور می‌شد.
رنجبر پاشاکلایی اضافه می‌کند: همین عوامل، موجب عدم به‌روزرسانی و فرسودگی بیشتر تجهیزات و ماشین آلات مورد استفاده در این معادن شد؛ حال با اصلاح قیمت زغال سنگ و منطقی‌تر شدن قیمت فروش آن در بازار داخلی، سطح درآمدی معادن رشد مناسبی داشته ولی همچنان ماشین آلات و تجهیزات فرسوده، بکارگیری مصالح نامرغوب، عدم تجهیز معادن به امکانات کنترل ایمنی و یا عدم ارتقای سیستم‌های نگهداری تونل‌های معادن مشاهده می‌شود؛ هرچند که بنا به آمار بدست آمده از بازار، تجهیزات وارداتی برای معادن تحت تأثیر نرخ ارز تقریباً ۲۰۰ درصد و سایر ملزومات و مواد اولیه داخلی از چوب گرفته تا ریل، آرک و سایر مواد مورد استفاده در معادن زغال‌سنگ به طور متوسط افزایش ۱۰۰ درصدی داشته‌اند، اما در مقابل آن افزایش مناسب قیمت فروش زغال سنگ و رونق بهره‌برداری معادن نیز وجود داشته و لذا این امر نمی‌تواند بهانه‌ای برای نادیده گرفتن مقوله ایمنی در معادن باشد چراکه رعایت اصول ایمنی در معادن، به نوعی بیمه کردن سرمایه تزریق‌شده در معدن و ضامن جان و مال سرمایه‌گذاران معدنی است.
اما غیر از قدیمی بودن تجهیزات و گرانیِ روند به‌روزرسانی آنها، چه عامل دیگری در بروز حوادث دخیل است؛ عضو هئیت مدیره نظام مهندسی معدن مازندران می‌گوید: عامل دیگر وقوع حوادث اخیر در معادن بالاخص معادن زغال سنگ کشور، ضعف در آموزش و عدم بکارگیری صحیح مباحث آموزش دیده توسط افراد شاغل در معادن است. هرچند که می‌طلبد تعداد و کیفیت برگزاری دوره های آموزشی افزایش یافته و مسائل تحلیلی از حوادث رخ داده بیشتر آموزش داده شود، اما تمایل کم و جدی نگرفتن مباحث آموزشی توسط بسیاری از کارکنان بالاخص استادکاران سنتی و تجربی‌کار و مقاومت در برابر بکارگیریملاحظات ایمنی، ریسک حوادث را افزایش داده است. همچنین به دلیل عدم برگزاری منظم مانورهای ایمنی در معادن کشور، بسیاری از نکات جدی دستورالعمل‌های ایمنی در معادن حتی توسط بسیاری از مهندسان شاغل در معادن به مرور زمان فراموشی سپرده می‌شود بطوری که انتخاب واکنش صحیح و سریع در هنگام وقوع حادثه دشوار می‌شود.
او ادامه می‌دهد: سومین عامل حوادث اخیر در معادن را می‌توان نادیده گرفتن طراحی‌های مهندسی تهیه شده برای معادن دانست. هرچند گاهاً ضعف‌هایی در طرح‌های تهیه شده برای معادن دیده می‌شود ولی در مدت زمان استخراج نیز اقدام اصولی در پیاده‌سازی طراحی معادن انجام نمی‌شود. در بسیاری از معادن راه‌های فرار از خطر، تهویه، نجات در مواقع اضطراری و غیره به درستی پیش‌بینی یا اجرا نشده است. همچنین در موارد بسیاری مشاهده شده است که با هدف کاهش هزینه‌های استخراج، تغییراتی در هندسه تونل‌ها و کاهش کمیت و کیفیت مصالح سیستم‌های نگهداری تونل‌ها برخلاف طراحی انجام شده صورت می‌پذیرد و در هنگام وقوع حادثه، چالشی مضاف بر خود حادثه به حساب می‌‌آید.
چه باید کرد؟
رنجبر پاشاکلایی نتیجه‌گیری می‌کند: به منظور کاهش حوادث در بهار رونق معادن زغال سنگ، بازرسی جدی‌تر و پرشمارترِ ارگان‌های نظارتی که در راس آن وزارت صنعت، معدن وتجارت است، یک ضرورت است. در این بین نقش سازمان نظام مهندسی معدن به عنوان بازوی اجرایی وزارت صمت را نیز نباید فراموش کرد. این سازمان می‌تواند در قالب برنامه‌های بازرسی از طرف وزاتخانه در حیطه ایمنی معادن حضور بارزتری داشته باشد و این اقدام نیازمند عزم جدی، برنامه‌ریزی منظم و اختصاص بودجه کافی از طرف دولت است.
*- متهمان واقعی اتهامات وارده برما، شمایید
روز جهانی کارگر امسال توانست بیش از پیش چهره مدافعان سرمایه را به نمایش بگذارد
روزی که کارگران بیش از صد سال است در دنیا و همه کشورها به خیابان می آیند و دردهایشان را فریاد میزنند و خواهان زندگی برابر برای انسانها میشوند.
اما در ایران مسئولین و دولتمردان و دستگاه قضا حتی از تحمل شنیدن درد عاجز هستند چه رسد به درمان درد.
نزدیک به سه ماه از روز جهانی کارگر امسال میگذرد اما کماکان تیتر هر روزه اخبار ، ادامه بازداشت و احضار و صدور احکام دادگاه برای شرکت کنندگان در این تجمع است. کارگرانی که از سر درد بی حد تحمیل شده به زندگی شان از طرف دستگاههای مربوطه دولتی، این روز را مناسب دیدند و در جلوی به اصطلاح خانه ملت تجمع آرامی را برگزار کردند
سه شمشیر بران قوه قضائیه برای سربریدن صدای اعتراض کارگران کماکان افراشته است و کارگران بیشتری را به تیغ میکشد
🔹شمشیر اول :اتهام اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم بر ضد امنیت داخلی کشور
🔸شمشیر دوم: اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی
🔹شمشیر سوم: اتهام اخلال در نظم و آسایش عمومی
اتهاماتی که میتوانند طبق قانون سالها محکوم به آن را از زندگی ساقط کنند و به زندان بیاندازند.
اتهاماتی که برای اکثر کارگران معترض بکارگرفته میشود تا بتوانند گلوی آنان را بیشتر فشار دهند تا جرات بیان درد را از آنان بگیرند.
آیا شما مسئولین در جلسات تصمیم گیری برای کشور در همه ارگانها به این جرایم متهم نیستید؟!!!
شما که با تصمیمات ضدکارگری تان زندگی و امنیت را برای ۹۹ درصد جامعه به جهنم تبدیل کرده اید.
شما که با مصوباتتان سیاهی را برای سفره ها و سرنوشت تک تک اعضای خانواده های ما به بار آورده اید.
آیا دستمزد سالانه را شما تصویب نمی کنید که خفت از آن میبارد؟!!
آیا قیمت گوشت ، لبنیات، میوه، مسکن، ماشین، درمان،آموزش و … را شما تعیین نمی کنید که یکی یکی از زندگی اکثریت کارگران در حال حذف شدن هستند و کشف آمار کودکان دچار سؤتعذیه دستاورد تصمیمات اقتصادی اتان میشود؟!!!!
آیا شما شرکتها را با واگذاری و خصوصی سازی و رانت خواری به ورشکستگی نکشانده اید که عوارض آن همچون خانه خرابی و بیکاری و بی افقی زندگی جوانان و …مستقیما خانواده های اکثریت مزدبگیر جامعه را به خطر انداخته است؟!!
آیا شما با رشد شرکتهای پیمانکاری و واگذاری آنان به نورچشمی هایتان سعی در ارزان تر و بی حقوق تر کردن کارگران سراسر کشور نکردید؟!!!
آیا با رشد قرارداد موقت بگونه ایی که ۹۷ درصد کارگران شاغل را دربرمی گیرد
سعی در نابودی و بی حقوقی آینده این انسانها نکردید؟!!!
آیا با فرش قرمز پهن کردن برای جذب سرمایه گذاران، مناطق ویژه اقتصادی را برای به بردگی کشاندن و دررفتن از حمایتهای ناچیز قانون از کارگران ایجاد نکردید ؟!!!
و هزاران سیاست و تصمیم دیگر که در طی این سالها زندگی و امنیت و آرامش و آسایش اکثریت خانواده های مزدبگیران را نه تنها به خطر انداخته بلکه به نابودی کشانده است.
اکنون بگوئید شما متهم به اجتماع و تبانی بر علیه امنیت داخلی میلیونها خانواده در کشور هستید یا ما؟!!!!
شما با تحمیل چنین شرایطی به زندگی کارگران اخلال در نظم و آسایش عمومی ایجاد کرده اید یا ما؟!!!!
ما فقط جرأت کرده ایم زبان به ابراز دردهایی باز کنیم که مسبب ایجاد آن شما هستید.
ما مجرم ایجاد درد نیستیم
خود دردمندانی هستیم که تحمل ادامه این درد را نداریم.
✍️پروین محمدی نماینده سابق کارگران صنایع فلزی ایران و عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران
۹ مرداد ۹۸

(6 ) – بیانیه کانون نویسندگان ایران در باره‌ی محاکمه‌ی کارگران معترض و مدافعان آن‌ها
روز ۱۲ مرداد سال جاری قرار است اسماعیل بخشی نماینده‌ی کارگران نیشکر هفت‌تپه،‌ سپیده قلیان ‌فعال کارگری، علی نجاتی عضو سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه و امیرحسین محمدی‌فرد، ساناز اللهیاری، ‌امیر امیرقلی و عسل محمدی‌ اعضای نشریه‌ی اینترنتی گام در شعبه‌ی ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی مقیسه محاکمه ‌شوند.
در سال گذشته چند هزار کارگر شرکت نیشکر هفت تپه برای حفظ شغل و گرفتن دستمزدهای پرداخت نشده‌شان دست به اعتراض زدند و کسانی را به نمایندگی انتخاب کردند؛ کسانی اخبار و گزارش‌های آن اعتراض‌ها را بازتاب دادند. حال آن نمایندگان و مدافعان و بازتاب‌دهندگان پس از ماه‌ها بازداشت و تحمل رنج فراوان قرار است چند روز دیگر به دادگاه برده شوند.
از آنها دو تن نماینده‌ی کارگران معترض‌اند و پنج تن دیگر نویسنده و فعال رسانه‌ای. پیداست که تشکیل دادگاه برای آنها و جرم‌انگاری اعتراض و بازتاب اخبار و نوشتن پیرامون مسائل آن به معنای محاکمه‌ی آزادی بیان است. متهمان دادگاه ۱۲ مرداد حتی با معیارهای حداقلیِ حقوق شهروندی، نه تنها جرمی مرتکب نشده‌اند که به حق شهروندی و انسانی خود عمل کرده‌اند. هر جامعه‌ای بدون وجود و حضور این‌گونه انسان‌ها به قهقرا می‌رود. آنها، بر خلاف انشای سیستم دادرسی و محاکم، ضامن «امنیت» اجتماعی مردم هستند.
در شرایطی که حاکمان توانایی حل مشکلات ویرانگرجامعه را ندارند تشکیل این دادگاه‌ها در راستای معترض‌زدایی از راه ایجاد هراس و زندان و شلاق و اعدام است. هم از این روست که شمار دادگاه‌ها روند افزایشی دارد و به حکم‌های سنگین ختم می‌شود.
کانون نویسندگان ایران با تاکید برحق آزادی بیان بی‌هیچ حصر و استثنا، برگزاری چنین دادگاه‌هایی را محکوم می‌کند و خواهان آزادی فوری و بی‌قیدوشرط اسماعیل بخشی،‌ سپیده قلیان، علی نجاتی، امیرحسین محمدی‌فرد، ساناز اللهیاری، ‌امیر امیرقلی، عسل محمدی‌ و دیگر زندانیان سیاسی و عقیدتی است.
کانون نویسندگان ایران
۱۰ مرداد ۱۳۹۸
*- بیکاران دانشگاهی
در بیکاری تحصیل کرده های دانشگاهی کرمانشاه مقام اول و کردستان دوم شد

برپایه یک گزارش آماری از وزارت کار، چهار استان‌ کرمانشاه، کردستان، کرمان و لرستان به ترتیب با 28.5 درصد، 25.5 درصد، 24.4 و 23.2 درصد بیشترین بیکاری تحصیل‌کرده دانشگاهی را دارند.
نرخ بیکاری فارغ‌التحصیلان دانشگاهی و یا در حال تحصیل دانشگاهی در کشور 18.3 درصد است که استان کرمانشاه حدود 10 درصد بالاتر از نرخ بیکاری کشور قرار دارد و بدین ترتیب رکوردار بیکاری تحصیل کرده گان دانشگاهی را نیز به خود اختصاص داده است. کردستان جایگاه دوم را احراز کرده است.

*- دلسردی بیکاران برای جستجوی شغل علت کاهش نرخ بیکاری است…
مرکز پژوهش‌های مجلس، در گزارشی با اشاره به افزایش دلسردی در بیکاران برای جستجوی شغل، عنوان کرد: کاهش نرخ بیکاری نه به دلیل افزایش اشتغال بلکه به دلیل خارج شدن افراد از بازار کار رخ داده است.
به گزارش ایلنا، مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در گزارشی تحت عنوان «تحلیل شاخص‌های بازار کار در فصل بهار ۹۸» شاخص‌های مهم را به شرح زیر مورد بررسی قرار داد:
۱- جمیعت فعال و غیرفعال
– جمعیت فعال: بررسی‌ها نشان می‌دهد طی سه سال منتهی به بهار ۱۳۹۷، جمعیت فعال در هر سال به طور متوسط ۵۹۸ هزار نفر افزایش داشته است که تقریباً ۵۳ درصد از آن مردان و مابقی زنان بوده‌اند. اما در بهار ۱۳۹۸ نسبت به فصل مشابه سال قبل، y فعال ۴۳ هزار نفر کاهش داشته است.
این کاهش عمدتاً به دلیل کاهش در جمعیت فعال زنان (حدود ۱۷۰ هزار نفر) رخ داده است و جمعیت فعال مردان در این فصل نسبت به فصل مشابه سال قبل ۱۲۷ هزار نفر افزایش یافته است.
البته همین افزایش جمعیت فعال مردان نسبت به متوسط این رقم در سه سال منتهی به بهار ۱۳۹۷ ( ۵۲۰ هزار نفر افزایش در سال) به یک پنجم خود رسیده است.
نمودار زیر نشان می‌دهد افزایش جمعیت در سن کار کشور در این فصل نسبت به سال‌های قبل رشد داشته، بنابراین کاهش جمعیت فعال به دلیل خروج افراد از بازار کار رخ داده است.
به نظر می‌رسد کاهش جدی در جمعیت فعال، بیشتر به دلیل دلسردی افراد از یافتن کار رخ داده و این رویه در کاهش جمعیت فعال زنان بسیار مشهود است (حدود ۸۱ درصد از کاهش جمعیت فعال زنان از ناحیه کاهش جمعیت‌ بیکار زنان است.)
مرکز پژوهش‌های مجلس در بخشی از گزارش خود آورده است، ارائه تحلیلی دقیق از دلایل خروج افراد بیکار از بازار کار نیازمند دسترسی به داده‌های خام طرح آمارگیری نیروی کار است که این موضوع به دلیل عدم انتشار داده‌های خام به موقع از سوی مرکز آمار ایران، در حال حاضر امکانپذیر نیست.
– نرخ مشارکت: نرخ مشارکت در بهار ۹۸، ۴۰.۶ درصد بوده است که نسبت به بهار ۹۷ (۴۱.۱) ۰.۵ درصد کاهش داشته است و نرخ مشارکت زنان طی این دوره ۰.۷ درصد کاهش داشته و به ۱۶.۱ درصد و نرخ مشارکت مردان در حدود ۰.۳ درصد کاهش را تجربه کرده و به ۶۵ درصد رسیده است.
– جمعیت غیرفعال: در فصل بهار ۹۸، جمعیت غیرفعال ۸۴۰ هزار نفر نسبت به فصل مشابه سال قبل افزایش داشته است. این در حالی است که به طور متوسط طی سال منتهی به بهار ۹۷، جمعیت غیرفعال هر سال ۲۷۵ هزار نفر کاهش را نشان می دهد و در بهار ۹۷ نیز این رقم ۴۹ هزار نفر کاهش داشته است.
از ۸۴۰ هزار نفر افزایش جمعیت غیرفعال در فصل بهار ۹۸، ۳۰ درصد مربوط به جمعیت غیرفعال مردان و در حدود ۷۰ درصد آن مربوط به جمعیت غیرفعال زنان است.
۲-اشتغال
– تغییر در جمعیت شاغلان: طی سه سال منتهی به بهار ۹۷ به طور متوسط سالیانه ۷۲۳ هزار نفر به جمعیت شاغل اضافه شده است که ۳۶۷ هزار نفر آن مرد و ۳۵۶ هزار نفر آن زن بوده اند، اما در بهار ۹۸ نسبت به بهار ۹۷، ۳۲۱ هزار نفر به جمعیت شاغلان اضافه شده است که در این میان ۳۵۴ هزار نفر آن مردان بوده اند و جمعیت شاغلان زن، ۳۲ هزار نفر کاهش داشته است.
– ترکیب بخشی اشتغال: از رقم نزدیک به ۳۲۰ هزار نفر افزایش اشتغال رخ داده در بهار ۱۳۹۸ ، حدود ۱۱۶ هزار نفر در بخش کشاورزی، ۴۰ هزار نفر در بخش خدمات و ۱۶۸ هزار نفر در بخش صنعت بوده است.
– ترکیب منطقه‌ای اشتغال: بررسی ترکیب شهری و روستایی افزایش اشتغال ۳۲۱ هزار نفری رخ داده در بهار ۱۳۹۸ نشان می‌دهد این افزایش اشتغال متوازن رخ نداده است به گونه‌ای که ۴۲۰ هزار نفر در مناطق شهری به شاغلان اضافه شده و ۹۸ هزار نفر در مناطق روستایی از تعداد شاغلان کاسته شده است. البته با توجه به در دست اجرا بودن قانون اشتغال روستایی، لازم است ارزیابی عملکرد این قانون با دقت نظر بیشتری مدنظر قرار گیرد و در حال حاضر مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، این امر را در دستور کار خود قرار داده است.
نمودار بالا نشان می‌دهد، که از ۴۲۰ هزار نفر افزایش اشتغال رخ داده در مناطق شهری، ۹۷ هزار نفر آن به بخش خدمات، ۱۸۳ هزار نفر به بخش صنعت و ۱۴۰ هزار نفر به بخش کشاورزی مربوط است. همچنین در مناطق روستایی به ترتیب در بخش کشاورزی ۲۵ هزار نفر، در بخش صنعت ۱۶ هزار نفر و در بخش خدمات ۵۷ هزار نفر، کاهش اشتغال وجود داشته است.
۳-بیکاری
– تغییر در جمعیت بیکار: طی سه سال منتهی به بهار ۱۳۹۷ به طور متوسط سالیانه ۲۶۲ هزار نفر به جمعیت بیکار اضافه شده است که در این میان ۱۵۳ هزار نفر آن مرد و ۱۰۲ هزار نفر آن زنان بوده‌اند، اما در بهار ۱۳۹۸ نسبت به بهار ۱۳۹۷ ، جمعیت بیکار ۳۶۵ هزار نفر کاهش داشته است و جمعیت بیکار مردان ۲۲۷ هزار نفر و جمعیت بیکار زنان ۱۳۸ هزار نفر کاهش داشته است. همچنین جمعیت بیکار جوان ۲۴ – ۱۵ ساله، ۱۳۰ هزار نفر و بیکاری فارغ‌التحصیلان عالی نیز، ۲۰ هزار نفر کاهش را نشان می‌دهد.
کاهش جمعیت بیکار به همراه کاهش نرخ مشارکت و جمعیت فعال و افزایش قابل توجه جمعیت غیرفعال در مردان و زنان، نشان می‌دهد که به دلیل نامساعد بودن وضعیت بازار، افراد بیکار از جستجوی کار دلسرد شده و از بازار کار خارج شده اند و در این بین سهم عظیم زنان با توجه به ترکیب ۵۰ درصدی جمعیت زنان از جمعیت در سن کار، قابل تأمل و توجه است. لازم است برای جلوگیری از تداوم این اتفاق در فصول آتی، انگیزه و دلایل خروج این افراد از بازار کار مورد بررسی جدی قرار گیرد.
کاهش نرخ بیکاری نه به دلیل افزایش اشتغال قابل توجه بلکه به دلیل خارج شدن افراد از بازار کار و افزایش قابل توجه جمعیت غیرفعال رخ داده است. در صورتی که این افراد از بازار کار خارج نمی‌شدند نرخ بیکاری کل کشور به ۱۳.۹ درصد می رسید که نسبت به نرخ اعلام شده ۳.۱ درصد بیشتر است.
نرخ بیکاری: هر چند آمار نشان می دهد نرخ بیکاری در فصل بهار ۱۳۹۸ نسبت به فصول مشابه در سه سال اخیر کاهش داشته است اما با توجه به سایر شاخص‌های بازار کار، بایستی توجه داشت کاهش نرخ بیکاری نه به دلیل افزایش اشتغال قابل توجه بلکه به دلیل خارج شدن افراد از بازار کار و افزایش قابل توجه جمعیت غیرفعال رخ داده است.
نتایج برآوردهای مرکز پژوهش های مجلس نشان می‌دهد در صورتی که این افراد از بازار کار خارج نمی‌شدند نرخ بیکاری کل کشور به ۱۳.۹ درصد می رسید که نسبت به نرخ اعلام شده ۳.۱ درصد بیشتر است.
در واقع در صورتی که افراد خارج شده از بازار کار در فصل بهار ۱۳۹۸ همچنان تقاضای شغل داشتند نه تنها نرخ بیکاری ۱.۳ درصد کاهش نمی یافت بلکه ۱.۶ درصد نیز افزایش مییافت. این موضوع در نرخ بیکاری زنان بسیار جدی تر است به طوری که با این فرض نرخ بیکاری زنان به جای ۱۷.۳ درصد به ۲۸.۱ درصد می‌رسید.
نرخ بیکاری به ترتیب برای جوانان ۲۴ – ۱۵ ساله و فارغالتحصیلان آموزش عالی، ۱.۸ درصد و ۱.۲ درصد کاهش را نشان می دهد. نرخ بیکاری شهری در بهار ۱۳۹۸ نسبت به بهار ۱۳۹۷ ، ۱.۶ درصد و نرخ بیکاری روستایی ۰.۶ درصد کاهش را نشان می‌دهد.
– وضعیت استان‌ها: بررسی نرخ بیکاری در استان‌های مختلف کشور نشان می‌دهد که در بهار ۱۳۹۸ نسبت به بهار ۱۳۹۷ ، استان‌های آذربایجان غربی، چهارمحال و بختیاری، اصفهان، کرمانشاه و سیستان و بلوچستان در نرخ بیکاری کاهش محسوسی داشته‌اند و استان گلستان و هرمزگان بیشترین افزایش را در نرخ بیکاری داشته‌اند.
همچنین استان‌های زنجان و مازندران با ۴۴.۶ درصد بیشترین نرخ مشارکت را داشته‌اند. البته تحلیل شرایط بازار کار این استانها منوط به بررسی سایر شاخص‌های بازار کار است به عنوان مثال با اینکه نرخ بیکاری استان چهارمحال و بختیاری کاهشی در حدود ۶.۱ درصد داشته است اما در همین فصل نرخ مشارکت این استان نیز کاهش ۴.۳ درصدی داشته است.
۴- مهمترین سیاست‌های دولت در بهار ۱۳۹۸
مهمترین سیاست اشتغالزایی دولت در سه ماهه اول سال ۱۳۹۸ اجرای بند الف تبصره ۱۸ قانون بودجه سال ۱۳۹۷ کل کشور، اجرای قانون حمایت از توسعه و ایجاد اشتغال پایدار در مناطق روستایی و عشایری و پیشنهاد «سیاست ها و برنامه های اشتغالزایی و توسعه کارآفرینی در سال ۹۸» از سوی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی است.
نتایج بررسی‌های مرکز پژوهش‌های مجلس نشان می‌دهد با وجود تلاش‌هایی که در جهت اجرای تبصره ۱۸ انجام شده، اجرای
برنامه‌های تولید و اشتغال موضوع این بند با چالش‌ها و موانع فراوانی روبه رو بوده است. برخی از این موارد به شرح ذیل است:
– عدم ثبات اقتصاد کلان و تحریمهای آمریکا
– عدم انسجام مدیریت و وجود متولی مشخص
– گستردگی و پراکندگی برنامه‌ها
– تنگناهای بودجهای دولت و عدم تأمین منابع
– عدم تمکین بانکها و مؤسسات اعتباری غیربانکی به مصوبات شورای پول و اعتبار در مورد حداکثر نرخ سود
– انحراف منابع و ضعف در نظام پایش و نظارت
– عدم توجه دستگاه‌های اجرایی به ضرورت توجیه پذیری طرحهای اشتغالزایی
– تعارض بین کارکرد دستگاه‌های اجرایی ملی و استانی
– کندی و تأخیر در فرایند اجرای تبصره
– پیچیدگی ناشی از ترکیب سه منبع اعتباری (بودجه، صندوق توسعه ملی و بانک).
– چالش‌های فوق باعث شده است تا کلیت اقدامات اجرایی انجام شده در این خصوص شامل چندین دستورالعمل و تفاهمنامه بین دستگاهی باشد که به عنوان اقدامات اولیه برای اجرای برنامه‌های اشتغالزایی به حساب می‌آید و تابع تزریق منابع، شرایط اقتصاد کلان و همکاری و هماهنگی سایر دستگاهها است.
همچنین با توجه به در دست اجرا بودن قانون اشتغال روستایی، کاهش ۹۸ هزار نفر از تعداد شاغلان مناطق روستایی در بهار ۱۳۹۸، نیاز به بررسی و تحلیل دارد
مرکز پژوهش‌های مجلس، در گزارشی با اشاره به افزایش دلسردی در بیکاران برای جستجوی شغل، عنوان کرد: کاهش نرخ بیکاری نه به دلیل افزایش اشتغال بلکه به دلیل خارج شدن افراد از بازار کار رخ داده است.
به گزارش ایلنا، مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در گزارشی تحت عنوان «تحلیل شاخص‌های بازار کار در فصل بهار ۹۸» شاخص‌های مهم را به شرح زیر مورد بررسی قرار داد:
۱- جمیعت فعال و غیرفعال
– جمعیت فعال: بررسی‌ها نشان می‌دهد طی سه سال منتهی به بهار ۱۳۹۷، جمعیت فعال در هر سال به طور متوسط ۵۹۸ هزار نفر افزایش داشته است که تقریباً ۵۳ درصد از آن مردان و مابقی زنان بوده‌اند. اما در بهار ۱۳۹۸ نسبت به فصل مشابه سال قبل، y فعال ۴۳ هزار نفر کاهش داشته است.
این کاهش عمدتاً به دلیل کاهش در جمعیت فعال زنان (حدود ۱۷۰ هزار نفر) رخ داده است و جمعیت فعال مردان در این فصل نسبت به فصل مشابه سال قبل ۱۲۷ هزار نفر افزایش یافته است.
البته همین افزایش جمعیت فعال مردان نسبت به متوسط این رقم در سه سال منتهی به بهار ۱۳۹۷ ( ۵۲۰ هزار نفر افزایش در سال) به یک پنجم خود رسیده است.
نمودار زیر نشان می‌دهد افزایش جمعیت در سن کار کشور در این فصل نسبت به سال‌های قبل رشد داشته، بنابراین کاهش جمعیت فعال به دلیل خروج افراد از بازار کار رخ داده است.
به نظر می‌رسد کاهش جدی در جمعیت فعال، بیشتر به دلیل دلسردی افراد از یافتن کار رخ داده و این رویه در کاهش جمعیت فعال زنان بسیار مشهود است (حدود ۸۱ درصد از کاهش جمعیت فعال زنان از ناحیه کاهش جمعیت‌ بیکار زنان است.)
مرکز پژوهش‌های مجلس در بخشی از گزارش خود آورده است، ارائه تحلیلی دقیق از دلایل خروج افراد بیکار از بازار کار نیازمند دسترسی به داده‌های خام طرح آمارگیری نیروی کار است که این موضوع به دلیل عدم انتشار داده‌های خام به موقع از سوی مرکز آمار ایران، در حال حاضر امکانپذیر نیست.
– نرخ مشارکت: نرخ مشارکت در بهار ۹۸، ۴۰.۶ درصد بوده است که نسبت به بهار ۹۷ (۴۱.۱) ۰.۵ درصد کاهش داشته است و نرخ مشارکت زنان طی این دوره ۰.۷ درصد کاهش داشته و به ۱۶.۱ درصد و نرخ مشارکت مردان در حدود ۰.۳ درصد کاهش را تجربه کرده و به ۶۵ درصد رسیده است.
– جمعیت غیرفعال: در فصل بهار ۹۸، جمعیت غیرفعال ۸۴۰ هزار نفر نسبت به فصل مشابه سال قبل افزایش داشته است. این در حالی است که به طور متوسط طی سال منتهی به بهار ۹۷، جمعیت غیرفعال هر سال ۲۷۵ هزار نفر کاهش را نشان می دهد و در بهار ۹۷ نیز این رقم ۴۹ هزار نفر کاهش داشته است.
از ۸۴۰ هزار نفر افزایش جمعیت غیرفعال در فصل بهار ۹۸، ۳۰ درصد مربوط به جمعیت غیرفعال مردان و در حدود ۷۰ درصد آن مربوط به جمعیت غیرفعال زنان است.
۲-اشتغال
– تغییر در جمعیت شاغلان: طی سه سال منتهی به بهار ۹۷ به طور متوسط سالیانه ۷۲۳ هزار نفر به جمعیت شاغل اضافه شده است که ۳۶۷ هزار نفر آن مرد و ۳۵۶ هزار نفر آن زن بوده اند، اما در بهار ۹۸ نسبت به بهار ۹۷، ۳۲۱ هزار نفر به جمعیت شاغلان اضافه شده است که در این میان ۳۵۴ هزار نفر آن مردان بوده اند و جمعیت شاغلان زن، ۳۲ هزار نفر کاهش داشته است.
– ترکیب بخشی اشتغال: از رقم نزدیک به ۳۲۰ هزار نفر افزایش اشتغال رخ داده در بهار ۱۳۹۸ ، حدود ۱۱۶ هزار نفر در بخش کشاورزی، ۴۰ هزار نفر در بخش خدمات و ۱۶۸ هزار نفر در بخش صنعت بوده است.
– ترکیب منطقه‌ای اشتغال: بررسی ترکیب شهری و روستایی افزایش اشتغال ۳۲۱ هزار نفری رخ داده در بهار ۱۳۹۸ نشان می‌دهد این افزایش اشتغال متوازن رخ نداده است به گونه‌ای که ۴۲۰ هزار نفر در مناطق شهری به شاغلان اضافه شده و ۹۸ هزار نفر در مناطق روستایی از تعداد شاغلان کاسته شده است. البته با توجه به در دست اجرا بودن قانون اشتغال روستایی، لازم است ارزیابی عملکرد این قانون با دقت نظر بیشتری مدنظر قرار گیرد و در حال حاضر مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، این امر را در دستور کار خود قرار داده است.
نمودار بالا نشان می‌دهد، که از ۴۲۰ هزار نفر افزایش اشتغال رخ داده در مناطق شهری، ۹۷ هزار نفر آن به بخش خدمات، ۱۸۳ هزار نفر به بخش صنعت و ۱۴۰ هزار نفر به بخش کشاورزی مربوط است. همچنین در مناطق روستایی به ترتیب در بخش کشاورزی ۲۵ هزار نفر، در بخش صنعت ۱۶ هزار نفر و در بخش خدمات ۵۷ هزار نفر، کاهش اشتغال وجود داشته است.
۳-بیکاری
– تغییر در جمعیت بیکار: طی سه سال منتهی به بهار ۱۳۹۷ به طور متوسط سالیانه ۲۶۲ هزار نفر به جمعیت بیکار اضافه شده است که در این میان ۱۵۳ هزار نفر آن مرد و ۱۰۲ هزار نفر آن زنان بوده‌اند، اما در بهار ۱۳۹۸ نسبت به بهار ۱۳۹۷ ، جمعیت بیکار ۳۶۵ هزار نفر کاهش داشته است و جمعیت بیکار مردان ۲۲۷ هزار نفر و جمعیت بیکار زنان ۱۳۸ هزار نفر کاهش داشته است. همچنین جمعیت بیکار جوان ۲۴ – ۱۵ ساله، ۱۳۰ هزار نفر و بیکاری فارغ‌التحصیلان عالی نیز، ۲۰ هزار نفر کاهش را نشان می‌دهد.
کاهش جمعیت بیکار به همراه کاهش نرخ مشارکت و جمعیت فعال و افزایش قابل توجه جمعیت غیرفعال در مردان و زنان، نشان می‌دهد که به دلیل نامساعد بودن وضعیت بازار، افراد بیکار از جستجوی کار دلسرد شده و از بازار کار خارج شده اند و در این بین سهم عظیم زنان با توجه به ترکیب ۵۰ درصدی جمعیت زنان از جمعیت در سن کار، قابل تأمل و توجه است. لازم است برای جلوگیری از تداوم این اتفاق در فصول آتی، انگیزه و دلایل خروج این افراد از بازار کار مورد بررسی جدی قرار گیرد.
کاهش نرخ بیکاری نه به دلیل افزایش اشتغال قابل توجه بلکه به دلیل خارج شدن افراد از بازار کار و افزایش قابل توجه جمعیت غیرفعال رخ داده است. در صورتی که این افراد از بازار کار خارج نمی‌شدند نرخ بیکاری کل کشور به ۱۳.۹ درصد می رسید که نسبت به نرخ اعلام شده ۳.۱ درصد بیشتر است.
نرخ بیکاری: هر چند آمار نشان می دهد نرخ بیکاری در فصل بهار ۱۳۹۸ نسبت به فصول مشابه در سه سال اخیر کاهش داشته است اما با توجه به سایر شاخص‌های بازار کار، بایستی توجه داشت کاهش نرخ بیکاری نه به دلیل افزایش اشتغال قابل توجه بلکه به دلیل خارج شدن افراد از بازار کار و افزایش قابل توجه جمعیت غیرفعال رخ داده است.
نتایج برآوردهای مرکز پژوهش های مجلس نشان می‌دهد در صورتی که این افراد از بازار کار خارج نمی‌شدند نرخ بیکاری کل کشور به ۱۳.۹ درصد می رسید که نسبت به نرخ اعلام شده ۳.۱ درصد بیشتر است.
در واقع در صورتی که افراد خارج شده از بازار کار در فصل بهار ۱۳۹۸ همچنان تقاضای شغل داشتند نه تنها نرخ بیکاری ۱.۳ درصد کاهش نمی یافت بلکه ۱.۶ درصد نیز افزایش مییافت. این موضوع در نرخ بیکاری زنان بسیار جدی تر است به طوری که با این فرض نرخ بیکاری زنان به جای ۱۷.۳ درصد به ۲۸.۱ درصد می‌رسید.
نرخ بیکاری به ترتیب برای جوانان ۲۴ – ۱۵ ساله و فارغالتحصیلان آموزش عالی، ۱.۸ درصد و ۱.۲ درصد کاهش را نشان می دهد. نرخ بیکاری شهری در بهار ۱۳۹۸ نسبت به بهار ۱۳۹۷ ، ۱.۶ درصد و نرخ بیکاری روستایی ۰.۶ درصد کاهش را نشان می‌دهد.
– وضعیت استان‌ها: بررسی نرخ بیکاری در استان‌های مختلف کشور نشان می‌دهد که در بهار ۱۳۹۸ نسبت به بهار ۱۳۹۷ ، استان‌های آذربایجان غربی، چهارمحال و بختیاری، اصفهان، کرمانشاه و سیستان و بلوچستان در نرخ بیکاری کاهش محسوسی داشته‌اند و استان گلستان و هرمزگان بیشترین افزایش را در نرخ بیکاری داشته‌اند.
همچنین استان‌های زنجان و مازندران با ۴۴.۶ درصد بیشترین نرخ مشارکت را داشته‌اند. البته تحلیل شرایط بازار کار این استانها منوط به بررسی سایر شاخص‌های بازار کار است به عنوان مثال با اینکه نرخ بیکاری استان چهارمحال و بختیاری کاهشی در حدود ۶.۱ درصد داشته است اما در همین فصل نرخ مشارکت این استان نیز کاهش ۴.۳ درصدی داشته است.
۴- مهمترین سیاست‌های دولت در بهار ۱۳۹۸
مهمترین سیاست اشتغالزایی دولت در سه ماهه اول سال ۱۳۹۸ اجرای بند الف تبصره ۱۸ قانون بودجه سال ۱۳۹۷ کل کشور، اجرای قانون حمایت از توسعه و ایجاد اشتغال پایدار در مناطق روستایی و عشایری و پیشنهاد «سیاست ها و برنامه های اشتغالزایی و توسعه کارآفرینی در سال ۹۸» از سوی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی است.
نتایج بررسی‌های مرکز پژوهش‌های مجلس نشان می‌دهد با وجود تلاش‌هایی که در جهت اجرای تبصره ۱۸ انجام شده، اجرای
برنامه‌های تولید و اشتغال موضوع این بند با چالش‌ها و موانع فراوانی روبه رو بوده است. برخی از این موارد به شرح ذیل است:
– عدم ثبات اقتصاد کلان و تحریمهای آمریکا
– عدم انسجام مدیریت و وجود متولی مشخص
– گستردگی و پراکندگی برنامه‌ها
– تنگناهای بودجهای دولت و عدم تأمین منابع
– عدم تمکین بانکها و مؤسسات اعتباری غیربانکی به مصوبات شورای پول و اعتبار در مورد حداکثر نرخ سود
– انحراف منابع و ضعف در نظام پایش و نظارت
– عدم توجه دستگاه‌های اجرایی به ضرورت توجیه پذیری طرحهای اشتغالزایی
– تعارض بین کارکرد دستگاه‌های اجرایی ملی و استانی
– کندی و تأخیر در فرایند اجرای تبصره
– پیچیدگی ناشی از ترکیب سه منبع اعتباری (بودجه، صندوق توسعه ملی و بانک).
– چالش‌های فوق باعث شده است تا کلیت اقدامات اجرایی انجام شده در این خصوص شامل چندین دستورالعمل و تفاهمنامه بین دستگاهی باشد که به عنوان اقدامات اولیه برای اجرای برنامه‌های اشتغالزایی به حساب می‌آید و تابع تزریق منابع، شرایط اقتصاد کلان و همکاری و هماهنگی سایر دستگاهها است.
همچنین با توجه به در دست اجرا بودن قانون اشتغال روستایی، کاهش ۹۸ هزار نفر از تعداد شاغلان مناطق روستایی در بهار ۱۳۹۸، نیاز به بررسی و تحلیل دارد

*- آیا اصلاح بودجه به ضرر بازنشستگان تمام می‌شود؟/ سرنوشت نامعلوم بودجه «همسان‌سازی» و بدهی‌های انباشته تامین اجتماعی….
اگر کسری ۷۶ هزار میلیارد تومانی دولت را به ۱۲ ماهِ سال تقسیم کنیم، درمی‌یابیم که دولت ماهانه به ۶ هزار و ۳۰۰ میلیارد تومان «درآمد اضافی» نیاز دارد؛ در غیر این صورت برای تامین بودجه‌های جاری و عمرانی خود به مشکل برخواهد خورد؛ اما مساله اصلی اینجاست که در این درآمدزایی، نباید منافع مردم به خصوص گروه‌های آسیب‌پذیر در معرضِ خطر قرار بگیرد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، شرایط پیش آمده در عرصه اقتصاد، قانون بودجه ۹۸ را در اجرا با محذوریات و دشواری‌های بسیار روبرو کرده است؛ این دشواری‌ها که در نهایت با گفتمانِ «بی‌پولی دولت» گره خورده است، می‌تواند موجب نگرانی گروه‌هایی شود که چشم‌انتظار عمل کردن دولت به وعده‌های ریالی خود هستند؛ در راس این گروه، بازنشستگان – هم بازنشستگان تامین اجتماعی و هم مستمری‌بگیران صندوق‌های کشوری و لشگری- قرار دارند.
درحالی که در قانون بودجه سال ۹۸ پیش‌بینی فروش ۱.۵ میلیون بشکه نفت در روز برای کسب درآمد ارزی ۲۱ میلیارد دلاری صورت گرفته بود در نهایت به نظر می‌رسد با اظهارنظر مشخص معاون اقتصادی سازمان برنامه و بودجه در خصوص فروش ۳۰۰ هزار بشکه‌ در روز، معادلات بودجه‌ای دولت تغییر کرده است.
در این شرایط، عدم تامین منابع پیش‌بینی شده در بودجه، چه عواقبی «می‌تواند» به بار بیاورد و آیا جای نگرانی وجود دارد؟
چقدر کسری بودجه داریم؟
در کل، منابع لحاظ شده در قانون بودجه سال ۹۸ حدود ۴۴۸ هزار میلیارد تومان لحاظ شده بود که به نظر می‌رسد این رقم باید در شرایط جدید با احتساب کاهش منابع دولت به ۳۱۰ هزار میلیارد تومان تغییر کند. از سوی دیگر دولت تصمیم به کاهش هزینه‌های خود یا همان مصارف بودجه نیز گرفته است؛ در گام اول کاهش مصارف دولت به عنوان یک هدف مهم پیگیری شده و بر این اساس، هزینه‌های جاری و اعتبارات عمرانی با تغییراتی روبرو شدند اما در نهایت کل میزان کاهش در قسمت مصارف که برابر با منابع یعنی ۴۴۸ هزار میلیارد تومان برآورد شده بود، تنها ۶۲ هزار میلیارد تومان بوده و در نهایت مصارف بودجه‌ای به رقم ۳۸۶ هزار میلیارد تومان تغییر کرده است. پس درنهایت، بین منابع موجود – ۳۱۰ هزار میلیارد تومان- و مصارف اصلاح شده و کاهش یافته – ۳۸۶ هزار میلیارد تومان- حدود ۷۶ هزار میلیارد تومان اختلاف وجود دارد؛ این ۷۶ هزار میلیارد تومان، همان کسری بودجه‌ای است که دولت تا پایان سال با آن روبرو خواهد بود و البته رقم بسیار معتنابهی نیز هست.
اما چه راه‌هایی برای جبران این میزان از کسری بودجه وجود دارد؟ آیا این کسری بودجه که رقم کوچکی نیست، می‌تواند منافع گروه‌های آسیب‌پذیرِ ذینفع ازجمله بازنشستگان را تحت‌الشعاع قرار دهد؟
راهکارهای جبرانِ «کسری بودجه» چیست؟
براساس علم اقتصاد، در حال حاضر دولت چند راهکار عمده برای جبران کسری بودجه خود، در اختیار دارد: راهکار اول، افزایش منابع درآمدی غیر از فروش نفت و میعانات از طریق فروش اوراق مالی و گسترش چتر مالیاتی است؛ برخی اقتصاددانان مستقل برآورد می‌کنند با گسترش چتر و دامنه مالیاتی حدود ۴۰ هزار میلیارد تومان درآمد سالانه قابل حصول خواهد بود. البته باید دید آیا دولت قصد دارد از این گزینه جدیدِ کسب درآمد استفاده کند یا نه و در عین حال، باید دید دولت کسب مالیات بیشتر برای جبران کسری بودجه را متوجه کدام بخش‌های اقتصاد خواهد کرد؛ آیا جلوی فرارهای مالیاتی را می‌گیرد و مالیات‌های ضروری مانند مالیات بر خانه‌های خالی یا مالیات بر حساب‌های پس‌انداز نجومی، در دستور کار قرار خواهد گرفت؟ انتشار اوراق مالی جدید غیر از اوراق مصوب قانون بودجه نیز، یکی از راه‌حل‌هاست که البته می‌تواند تورم‌زا باشد و در بالا رفتن قیمت اقلام ضروری خانوار نقش ایفا نماید.
یکی دیگر از روش‌های جبران کسری بودجه ۷۶ هزار میلیارد تومانی، فروش یا مولدسازی دارایی‌های دولتی است. بررسی‌ها نشان می‌دهد کل اموال در اختیار دولت ارزشی نزدیک به ۷۰۰۰ هزار میلیارد تومان دارد. وزارت اقتصاد، مسئول احصای اموال قابل فروش یا مولدسازی خواهد بود اما این راه‌حل می‌تواند به معنای «خصوصی‌سازی بیشتر» باشد؛ آیا دولت برای جبران کسری بودجه ۷۶ هزار میلیارد تومانی خود، واحدهای صنعتی و تولیدی بیشتری را شتاب‌زده به بخش خصوصی واگذار خواهد کرد؟ تردیدی نیست که این خصوصی‌سازی‌ها در تعارض با منافع کارگران خواهد بود.
راه‌حل بعدی، برداشت از منابع صندوق توسعه ملی است؛ سازمان برنامه و بودجه برای جبران کاهش درآمدها، مستند به قانون بودجه ۹۸ و سایر قوانین بالا دستی، پیشنهاد استفاده ۲۹ هزار میلیارد تومان از منابع صندوق توسعه ملی را در قالب تسهیلات ارزی مطرح کرد که در نهایت، مصوبه شورای هماهنگی سران قوا، اجازه برداشت از منابع صندوق را صادر کرد و مقرر شد مبلغی به میزان ۲۳ هزارمیلیارد تومان مستند به موارد مطرح شده از صندوق توسعه ملی به عنوان تسهیلات برداشت شود. گفتنی است، بر اساس تبصره ۱ قانون بودجه سهم صندوق توسعه ملی از درآمدهای نفتی در امسال ۲۰ درصد خواهد بود. همچنین بر اساس بند ه تبصره ۴ قانون بودجه، پیش‌بینی استفاده از منابع صندوق در قالب تسهیلات ارزی با کاربردهای مشخص صورت گرفته است.
نگرانی برای برآورده نشدن تعهدات مالی دولت
با این حساب، با فرض برداشت ۲۳ هزار میلیارد تومان از منابع صندوق توسعه ملی، اگر دولت اهتمامی برای اخذ مالیات‌های بیشتر داشته باشد و بتواند ۴۰ هزار میلیارد تومان از این محل کسب اعتبار کند، در مجموع بیش از ۶۰ هزار میلیارد تومان از کسری بودجه ۷۶ هزار میلیارد تومانی تامین خواهد شد و دیگر نیاز چندانی به قیچی کردنِ بخش‌های مختلف بودجه‌ای نیست؛ اما اگر این اتفاقات نیفتد، هرچند محمد حسن‌نژاد (عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی) می‌گوید “تا زمانی که دولت تقاضای اصلاحیه بودجه نداده است حق ندارد در ارقام آن دست ببرد و اگر به غیر از این رفتار کند، خلاف قانون عمل کرده است” بازهم این نگرانی وجود دارد که همین کمبود بودجه، بهانه‌ای باشد که بسیاری از تعهدات مالی دولت برآورده نشود. در میان «تعهدات مالی دولت» دو مورد وجود دارد که به منافع بازنشستگان گره خورده است؛ اول، بودجه همسان‌سازی و دوم پرداخت بدهی‌های انباشته دولت به تامین اجتماعی.
در لایحه بودجه‌ی ۹۸، در ابتدا مبلغ ۲ هزار میلیارد تومان برای اجرای همسان‌سازی حقوق بازنشستگان در نظر گرفته شد که در نهایت به نظر می‌رسد این مبلغ به ۵ هزار میلیارد تومان در قانون بودجه افزایش یافته است؛ این رقم «همچنان» بسیار کمتر از بودجه مورد نیاز برای اجرای کاملِ این الزام قانونی است.
وحید محمدزاده (فعال صنفی بازنشستگان کشوری) در این رابطه می‌گوید: «برای اجرای همسان‌سازی کامل بازنشستگان دولت در سال ۹۸ به بسیار بیشتر از ۵ هزار میلیارد تومان بودجه نیاز است؛ مبلغ مورد نیاز بیش از ۳۰ هزار میلیارد تومان است این درحالیست که مشخص نیست رقم ۵ هزار میلیارد تومان هم کاملا تامین و تخصیص یافته باشد؛ اما به شرط اینکه مشکلی برای تخصیص این میزان از بودجه نباشد، قاعدتا تامین و تخصیص کسری بودجه همسان‌سازی در سال ۹۸ با وجود کسری بودجه عمومی، چندان با واقعیت سازگار نیست و لذا بازنشستگان دولت در ادامه سال ۹۸ نباید در خصوص بهره‌مندی از بودجه جدید انتظاری داشته باشند.»
به گفته‌ی او، با توجه به میانگین متوسط ۱۵ درصدی افزایش سنواتی، در سال ۹۹ برای همسان‌سازی کامل به حدود ۳۱ هزار میلیارد تومان و در سال ۱۴۰۰ به حدود ۳۵.۵ هزار میلیارد تومان بودجه نیاز است که باید ببینیم دولت در لایحه دو سالانه چه میزان بودجه برای همسان‌سازی منظور خواهد نمود.
با این حساب، به احتمال بسیار زیاد، «همسان‌سازیِ کامل» یا تقریباً کاملِ حقوق بازنشستگان با شاغلان، در سال جاری محقق نخواهد شد.
مساله بعدی که دغدغه بخشی از بازنشستگان، یعنی بازنشستگان تامین اجتماعی – والبته کارگران شاغل- است، بحث پرداخت بدهی‌های انباشته دولت به تامین اجتماعی در سال جاری است.
در قانون بودجه سال ۹۸، ۵۰ هزار میلیارد تومان بابت پرداخت بدهی‌های دولت به تامین اجتماعی پیش‌بینی شده و اگرچه روش پرداخت، عموماً غیرنقدی‌ست، بازهم این نگرانی وجود دارد که دولتی که به کسری شدید بودجه برخورده، به جای واگذاری سهام شرکت‌ها یا اموال به تامین اجتماعی بابت بدهی تاریخی خود، آنها را بفروشد تا «بخشی» از این کسری بودجه‌ی خود را تامین کند.
خط قرمز یا حیطه‌ی ورود ممنوع!
عباس اورنگ (کارشناس رفاه و تامین اجتماعی) در ارتباط با دغدغه‌های بازنشستگان و امکان آسیب دیدن منافع آنها از کسری بودجه سال جاری می‌گوید: «علی‌‌الاصول نباید منافع تامین اجتماعی تحت تاثیر قرار بگیرد؛ چون قسمت عمده پرداخت‌ها به تامین اجتماعی قرار است غیرنقدی صورت بگیرد که در این زمینه نباید قاعدتاً مشکلی وجود داشته باشد. از سوی دیگر، در شرایط فعلی نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم که مجلس در پروسه اصلاح بودجه، به سمت منافع بازنشستگان نیاید؛ اما نمایندگان مجلس باید توجه داشته باشند که به هر حال، معیشت و سفره بازنشستگان، بسیار حساس است و نباید خیلی راحت از کنار این موضوع عبور کرد.»
به گفته‌ی اورنگ با توجه به چیدمان سبد بودجه، این احتمال وجود دارد که نمایندگان مجلس یا دولت بخواهند بودجه همسان‌سازی یا تامین اجتماعی را قیچی کنند یا دستکاری نمایند اما باید با اولویت قائل شدن برای «معیشت مردم» در اصلاح بودجه، تامین اجتماعی و بازنشستگان را جزو خط قرمز در نظر بگیرند.
او ادامه می‌دهد: هرگونه دستکاری در مسائل معیشتی، می‌تواند خسارات جبران‌ناپذیر به بار بیاورد؛ به همین دلیل باید مولفه‌هایی مثل بودجه همسان‌سازی یا بدهی‌های تامین اجتماعی را «خط قرمز» و حیطه‌ی «ورود ممنوع» تعریف کنند.اگر کسری ۷۶ هزار میلیارد تومانی دولت را به ۱۲ ماهِ سال تقسیم کنیم، درمی‌یابیم که دولت ماهانه به ۶ هزار و ۳۰۰ میلیارد تومان «درآمد اضافی» نیاز دارد؛ در غیر این صورت برای تامین بودجه‌های جاری و عمرانی خود به مشکل برخواهد خورد؛ اما مساله اصلی اینجاست که در این درآمدزایی، نباید منافع مردم به خصوص گروه‌های آسیب‌پذیر در معرضِ خطر قرار بگیرد.
آیا به راستی زمان آن فرا نرسیده که به جای اینکه به روالِ همیشه، طبقه کارگر و مزدبگیر هزینه کاستی‌ها را بپردازد، این‌بار «پولدارها» مالیات بدهند؟! همان پولدارهایی که سالهاست از «حساب» و «حسابرسی» فرار کرده‌اند!
گزارش: نسرین هزاره مقدم

*- “خصوصی‌سازی” دشمن کارگران/ به تناقض‌ها و ابهامات فروشِ «ماشین‌سازی» پاسخ داده نمی‌شود
یکی از چالش‌های خصوصی‌سازی‌، نحوه قیمت‌گذاری واحدهاست اینکه چرا واحدهای بزرگ را به نرخِ بسیار پایین‌تر از ارزش واقعی واگذار می‌کنند؛ در مورد ماشین‌سازی تبریز هم این چالش بی‌پاسخ همچنان پابرجاست…
به گزارش خبرنگار ایلنا، در جهان مدرن، نحوه دخالت دولت در اقتصاد همواره مورد مناقشه بوده است؛ اینکه دولت تا کجا می‌تواند در معادلات اصلی بازار اقتصاد دخیل باشد و تاثیرگذاری داشته باشد، اصلی‌ترین وجه افتراقِ دست راستی‌ها و چپگرایان در علم اقتصاد است؛ هر چند که اعتقادِ اقتصاددانان کلاسیک نظیر آدام اسمیت و دیوید ریکاردو، ژان باتیست سی و … نفی کامل نقش دولت‌ها نبوده است، اما می‌توان عنوان کرد که اعتقاد آنها به عنوان اقتصاددانان لیبرال، این است که دخالت دولت بایستی بسیار محدود باشد. این اندیشه‌ی غالب در دهه اول و دوم قرن بیستم میلادی بوده است.
پس از جنگ جهانی اول و به خصوص پس از بروز بحران بزرگ غرب طی سال‌های ۱۹۲۲-۱۹۳۳، تاثیرگذاری سیاست‌های کلاسیک مورد تردید واقع شد؛ به عبارتی لیبرالیسمِ کلاسیک زیر سوال رفت و اصالت وجودی خود را تا حد زیادی از دست داد؛ در این برهه تاریخی، در جهان صنعتی، لزوم دخالت بیشتر دولت نسبت به گذشته احساس شد. به گونه‌ای که پس از پایان جنگ جهانی دوم، لزوم دخالت دولت در اقتصاد به صورتی جدی‌تر مطرح شد؛ استدلال منطقی برای این تطور تاریخی ساده بود؛ از آنجا که جنگ‌های پیاپی در اروپا تاثیرات مخربی گذاشته بود، سیاست‌های حمایتی و بازنکردن درهای اقتصاد به روی بازار آزاد، راهکاری بود که می‌توانست صنایعِ در معرض خطر ورشکستگی را نجات دهد.
تنها پس از پاگرفتن صنایع، علی‌الخصوص صنایع مادر و زیرساختی در جهان مدرن، در میانه دهه ۸۰ بود که اقتصاددانان نئولیبرال، بار دیگر به میدان آمدند و خصوصی‌سازی را تبلیغ کردند؛ این زمان، دقیقا دورانی است که آثار تخریبی سیاست بر اقتصاد ترمیم شده؛ دیگر خبری از عواقب جنگ نیست و دولت می‌تواند با خیال راحت از عرصه صنعت پا پس بکشد. پس از روی کار آمدن مارگارت تاچر در انگلستان این موضوع اهمیت فراوانی یافت و به سرعت توسط دولتِ بریتانیای کبیرگسترش یافت. مجدد از سال‌های ابتدایی دهه ۹۰ به بعد، با مشخص شدن آثار مخرب نئولیبرالیسم بر حیات اقتصادی جوامع، تفکر جدیدی به نام همکاری بخش خصوصی با بخش دولتی مطرح شده است که مبنای فعالیت برای دولت‌های «رفاه و توسعه‌گرا» قرار گرفته است.
نگاه اقتصاد ایران به خصوصی‌سازی
اما نگاه اقتصاد حاکم بر ایران به مقوله «خصوصی‌سازی» در چند دهه گذشته، دچار تغییرات اساسی شده ‌است. یکی از اصلی‌ترین شعارهای انقلاب اسلامی در سال ۵۷، “نان، مسکن، آزادی” به تامین اصلی‌ترین حوایج مردم توسط حاکمیت تکیه داشت و با همین دیدگاهِ غالب، قانون اساسی تدوین شد؛ در این قانون اساسی، حضور دولت در عرصه‌های اقتصادی پررنگ است و بخش خصوصی فقط در حاشیه متن قرار گرفته است.
برای اینکه بدانیم اقتصادِ ایرانِ پس از انقلاب، چگونه با مقوله خصوصی‌سازی برخورد کرده است کافی‌ست، نگاهی به اصل ۴۴ قانون اساسی بیاندازیم؛ در این اصل قانونی، که در واقع اصل تفکیکی اقتصاد محسوب می‌شود، اقتصاد به ترتیب اهمیت به سه بخش دولتی، تعاونی و خصوصی تقسیم شده‌است و نقش بخش خصوصی، فقط «مکمل بخش دولتی و تعاونی»‌ست؛ اما در سال‌های بعد این نگاه حاکم تغییر می‌کند.
ابراهیم رزاقی (اقتصاددان و استاد بازنشسته دانشگاه) در ارتباط با ماهیت اصل ۴۴ و فلسفه وجودی آن می‌گوید: اصول اولیه اقتصاد در جمهوری اسلامی با هدف استقرار برابری و عدالت تدوین شد؛ براساس همین نگاه، در اصل ۴۴ قانون اساسی، اصل بر بخش دولتی و بعد از آن، شکل‌گیری تعاون مردم در قالب بخش تعاونی‌ست؛ بعد از اینها بخش کوچکی به نام خصوصی با کارکرد جزئیِ مکمل دو بخش فوق تعریف شده است اما در طول زمان، این بخش مکمل، بخش‌های اصلی را زیر سیطره خود درآورده و آنها را زمین زده است.
خصوصی‌سازی یا همان واگذاری واحدهای تولیدی و صنعتی و البته گاهی نیز خدماتی، در نزدیک به دو دهه گذشته، با مبنا قرار دادن اصل ۴۴ و سیاست‌های کلیِ این اصل که در سال ۸۵ ابلاغ شد، در دستور کار قرار گرفت. خصوصی‌سازی، یکی از راهبردهایی بود که مسئولان با هدف نجات اقتصاد از بیماری‌های ناشی از جنگ، تحریم و تورم، در پیش گرفتند. نکته اینجاست که در ایران در عمل، مسیر معکوس جهانِ توسعه یافته پیموده شد؛ در دنیای مدرن، برای کم کردن از آثار جنگ و تحریم، دولت‌ها برای چند دهه چتر حمایتی خود را بر سر صنایع گستردند و واگذاری به بخش خصوصی را به تعویق انداختند؛ تنها با این هدف که زخم‌های بی‌شمارِ نشسته بر تن صنعت با حمایت دولت، بهبود پیدا کند؛ اما در ایران دقیقا در سال‌هایی که نیاز به حمایت دولت از صنایع احساس می‌شد؛ خصوصی‌سازی پا گرفت؛ دولت‌ها، صنایعِتحت فشار جنگ و تحریم‌های پیاپی را تنها گذاشتند و درها را به روی اقتصاد آزاد گشودند.
شاید همانطور که «هاجون چنگ» نویسنده کتاب «نیکوکاران نابکار» می‌گوید، راهی که اقتصاددانان جهانِ توسعه‌یافته در دهه‌های ۸۰ و ۹۰ میلادی به دولت‌های جهان سوم توسعه کردند، فقط و فقط هموار کردن مسیرِ تفوق و سودجویی خودشان بود؛ به اعتقاد این اقتصاددانِ منتقد، خودِ ابرقدرت‌ها زمانی که صنایع‌شان نیاز به حمایت داشت، تمام قد از آن حمایت کردند و دهه‌ها بعد، زمانی که نیاز به بازار آزاد برای فروش کالاهایشان داشتند، از جهان سومی‌ها و اقتصادهای در حال رشد خواستند که درهای اقتصاد را باز کنند و از ادامه سیاست‌های حمایتی دست بردارند؛ درحالیکه در اقتصادِ این کشورها، صنایع نیاز به حمایتِ دولت داشتند.
احمد سیف (اقتصاددان) نیز معتقد است نسخه‌ی «تعدیل ساختاری» که توسط نهادهای مالی بین‌المللی مانند صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی برای جهان پیرامونی تجویز می‌شود، هدفی جز افزایش بدهی تراز پرداخت‌های دولت‌ها و وابسته‌سازیِ بیشتر آنها به نهادهای مالی فراملیتی ندارد و ثمره آن برای مردم کشورهای در حال توسعه چیزی نیست جز توزیع فقر و فلاکت؛ آنهم توزیعی ناعادلانه و از طریق روند تدریجی خروج نیروهای فعال از عرصه اقتصاد.
ماشین‌سازی؛ نمونه‌ای از چالش‌های خصوصی‌سازی
در یکی دو دهه اخیر، علاوه بر انتقاد به ماهیت کلی خصوصی‌سازی که در گفتمان عدالتخواهان و حامیان فرودستان، «دشمن کارگران» نامیده می‌شود، به چند و چون کار و نحوه واگذاری‌ها نیز انتقادات بسیار وارد شده است.
مخالفان واگذاری‌ها چند انتقاد کلی به نحوه واگذاری واحدهای تولیدی و صنعتی وارد می‌کنند: اول- واگذاری به ثمن بخس و بسیار کمتر از قیمت واقعی، دوم- واگذاری به نااهلان و بدون پایش اهلیت خریدار و در نهایت، عدم نظارت بر کارایی واحد واگذار شده بعد از واگذاری و عدم پایش عملکرد.
یکی از واحدهایی که به نحوه واگذاری آن اعتراضات بسیار شده، «ماشین‌سازی تبریز» است؛ کارخانه‌ای که نیم قرن پیش احداث شده و در سال‌های ۵۸-۵۹ با ۲ هزار و ۶۱۰ پرسنل و ۱۹۴۰ کارگر تولیدی مشغول به کار بود؛ امروز با حدود ۷۲۷ کارگر بعد از خصوصی‌سازی، سراشیبی هولناکی را طی می‌کند.
طبق گفته احمد علیرضا بیگی (نماینده مجلس شورای اسلامی) در ماشین‌سازی تبریز، براساس برنامه تولید سال ۹۷ در این کارخانه باید ۱۳۲۶ دستگاه تولید می‌شد که از ابتدای سال قبل تا هفته اول دی ماه تنها حدود ۳۵۰ دستگاه به مرحله تولید رسیده که این رقم نشانگر ۲۷ درصد از برنامه تولیدی کارخانه است.
طبق اسناد، ماشین‌سازی تبریز در سال‌های ۹۲ و ۹۳ روزهای اوج خود را می‌گذراند. در سال ۹۲ از برنامه تولید دستگاه که معادل ۱۳۱۲ دستگاه بوده است، حدود ۹۲ درصد یعنی حدود ۱۲۰۵ دستگاه به فروش رسیده است. سال ۹۳ از ۱۱۶۵ برنامه تولیدی توانست ۱۰۶۵ دستگاه و ابزارآلات تولید کند که رقمی حدود ۹۱ درصد را نشان می‌دهد که حدود ۴۶ درصد از کل فروش محصولات شرکت در سال ۹۳ به فروش صادراتی اختصاص داشت. در این سال‌ها تولیدات ماشین‌سازی تبریز مطابق برنامه‌ریزی‌ها پیش می‌رفت تا اینکه مشخصات آگهی مزایده فروش سهام ماشین‌سازی تبریز در سال ۹۴ منتشر شد.
پیش از آن ماشین‌سازی زیر نظر سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران اداره می‌شد. نهایتاً از همان سال به گفته کارگران، هیئت مدیره کنار رفته و هیئت مدیره جدید از سوی سازمان خصوصی‌سازی انتخاب شده است و در نهایت، در اردیبهشت سال ۹۷ به قیمت ۶۸۷ میلیارد تومان به بخش خصوصی واگذار شد. این درحالیست که پوری حسینی، رئیس سازمان خصوصی وقت گفته بود: سهام شرکت ماشین‌سازی تبریز و ریخته‌گری ماشین‌سازی تبریز به همراه املاک واقع در منطقه ایل‌گلی تبریز توسط سازمان خصوصی‌سازی و به وکالت از سوی صندوق بازنشستگی کارکنان فولاد به بخش خصوصی واقعی واگذار شد.
به گفته احمد علیرضا بیگی فروش سهام ماشین‌سازی تبریز در سال ۹۷ براساس قیمت‌گذاری سال ۹۴ اتفاق افتاده است. این در حالیست که طی این مدت بهای املاک و مستحدثات و ماشین‌آلات افزایش داشته است.
اما چالشی که همچنان بی‌پاسخ مانده است؛ قیمت‌گذاری این واحد تولیدی بزرگ است؛ چرا ماشین‌سازی به قیمت بسیار پایین‌تر از قیمت واقعی خود واگذار شد؟
بسیج دانشجویی دانشگاه سهند تبریز، یکی از معترضان به واگذاری ماشین‌سازی‌ست؛ این تشکل دانشجویی هم به نحوه واگذاری – انگونه که ادعا می‌کنند با یک‌دهم قیمت واقعی- اعتراض دارد و هم به اهلیت خریدار.
نمایندگان این تشکل دانشجویی می‌گویند: چرا این واحد قدیمی را به یک‌دهم قیمت واقعی فروخته‌اند ولی حالا از کاری که کرده‌اند دفاع می‌کنند.
از قرار معلوم، پوری حسینی (رئیس سازمان خصوصی‌سازی کشور) اعلام کرده ماشین‌سازی را به عنوان رد دیون به صندوق بازنشستگی فولاد داده بودند و سازمان خصوصی‌سازی با داشتن وکالتنامه از صندوق فولاد، آن را به خریداری که حاضر به پرداخت پول بوده، فروخته است. او ادعا می‌کند به دلیل مشکلات مالی صندوق فولاد، مجبور بوده‌اند ماشین‌سازی را در سریع‌ترین زمان ممکن بفروشند.
این درحالیست که مدیرعامل صندوق حمایت و بازنشستگی کارکنان فولاد اعلام کرده هیچ حق و حقوقی در سهام گروه ماشین‌سازی تبریز نداشته است و در نامه‌ای به تاریخ ۲۵/۵/۹۵ خطاب به سرپرست وقت گروه ماشین‌سازی تبریز به این مهم تاکید کرده است.
در نامه “اکبر نوروزی” خطاب به سرپرست وقت گروه ماشین‌سازی تبریز آمده است:
عطف به نامه شماره۱۴۵۰/۱۰۰۰ مورخ ۳۰/۴/۱۳۹۵ به استحضار می‌رساند این شرکت متعلق به صندوق فولاد نبوده و صرفاً بر اساس توافقنامه‌ای مابین صندوق و سازمان خصوصی‌سازی بابت تامین کسری تعهدات صندوق بازنشستگی فولاد به عنوان دارایی جهت فروش عنوان شده است و این صندوق در انتخاب شرکت مزبور، قیمتگذاری و نحوه فروش آن هیچگونه دخل و تصرفی نداشته و به جهت تسویه دین با خزانه‌داری کل کشور موضوع توافقنامه پیوست با سازمان خصوصی‌سازی می‌باشد. علیهذا متمنی است از انجام مکاتبه با این موسسه خودداری و مراتب را به سازمان گسترش یا سازمان خصوصی‌سازی منتقل فرمایید.
این تناقض، یکی از سوالاتی‌ست که هنوز به آن پاسخی نداده‌اند؛ مخالفان واگذاری ماشین‌سازی، سوالات بیشتری در این مورد طرح کرده‌اند؛ سوالاتی از این قبیل:
اگر شرکت ماشین‌سازی تبریز به موسسه صندوق حمایت و بازنشستگی فولاد واگذار شده، چرا در لوایح بودجه سال ۱۳۹۴ ، ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ با ردیف بودجه ۲۴۶۵۰۰ در زمره شرکت‌های دولتی قلمداد گردیده است؟
اگر شرکت ماشین‌سازی تبریز متعلق به دولت نبوده یا بنا به اظهارات سازمان خصوصی‌سازی به شرکت بازنشستگان فولاد تعلق داشته، چرا در قرارداد واگذاری ماشین‌سازی تبریز انعقاد قرارداد به موجب اجرای سیاست‌های کلی اصل ۴۴ تجویز شده است؟ آیا اموال بخش خصوصی مطابق سیاست‌های کلی اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی واگذار می‌گردد؟
با مجوز کدام ماده قانونی از قانون محاسبات عمومی کشور یا قانون اجرای سیاست‌های کلی اصل ۴۴ ارزیابی قیمت اموال دولتی در دو سال قبل از واگذاری ملاک قیمت‌گذاری قرار می‌گیرد؟
و یا:
با وجود آنکه در گزارش تفریغ بودجه سال ۱۳۹۶ کل کشور که در مجلس قرائت گردید و قیمت‌گذاری نازل و خلاف واقع شرکت ماشین‌سازی تبریز از مصادیق اضرار بیت‌المال دانسته شد، دلیل اصرار و پافشاری آن سازمان در واگذاری مجدد سهام گروه ماشین‌سازی تبریز در بهمن ماه سال ۱۳۹۷ با قیمت خلاف واقع و نازل تعیین شده در سال ۱۳۹۴ آن شرکت چه بوده است؟
از این دست سوالات در مورد ماشین‌سازی تبریز بسیار مطرح می‌شود؛ علاوه بر اینکه خصوصی‌سازی «دشمن کارگر» است، نحوه واگذاری‌ها نیز ابهامات و سوالات بسیار به وجود آورده؛ فعالان کارگری و کسانی که روی سرنوشت واحدهای واگذار شده از جمله ماشین‌سازی حساسیت دارند، از کاربدستان می‌خواهند که این پرسش‌ها را پاسخ بدهند؛ برای نمونه بسیج دانشجویی دانشگاه سهند تبریز، رئیس سازمان خصوصی‌سازی را دعوت به مناظره کرده است؛ مناظره‌هایی از این دست البته اگر برگزار شوند، شاید تا حدودی در رفع تردیدها و ابهامات موثر باشند؛ شاید مشخص شود خصوصی‌سازیِ دشمنِ کارگر تا کجا موفق بوده است؛ آیا در هیچ زمینه‌ای خصوصی‌سازی توانسته دستاوردی داشته باشد؟!
گزارش: نسرین هزاره مقدم

*- واکنش جمعی از پرستاران به مصاحبه اخیر معاونت پرستاری؛
بارها وعده‌های بدون ضمانت اجرایی شنیده‌ایم/ بعد از ۱۲ سال چگونه وعده‌ها را باور کنیم
جمعی از پرستاران کشور در واکنش به مصاحبه اخیر معاونت پرستاری با عنوان «قانون تعرفه‌گذاری خدمات پرستاری در مرحله برآورد مالی است» وزارت بهداشت نوشتند: قانون تعرفه‌گذاری خدمات پرستاری از سال ۸۶ به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده است و جای تعجب دارد که بعد از گذشت ۱۲ سال هنوز در مرحله برآورد مالی به سر برد.
به گفته پرستاران؛ معاونت پرستاری پیشتر نیز وعده اجرای قانون تعرفه‌گذاری خدمات پرستاری را داده بود؛ به ویژه بعد از اجرای طرح تحول سلامت در سال ۹۲ که بودجه هنگفتی برای بالا بردن تعرفه‌های پزشکی صرف شد، پرستاران کشور در سال ۹۳ اعتراضات گسترده‌ای صورت دادند. قرار بود قانون تعرفه‌گذاری پرستاران در آذر ماه ۹۳ اجرا شود.
پرستاران می‌گویند؛ سال گذشته خانم حضرتی قانون تعرفه‌گذاری پرستاران را به دلیل دیده نشدن اعتبار فاقد ضمانت اجرایی دانستند، چه شده که در مصاحبه اخیر خود گفته‌اند «قانون تعرفه‌گذاری خدمات پرستاری، روال اجرا را طی می‌کند و اجرایی می‌شود.»
این درحالی است که معاونت پرستاری وزارت بهداشت در بهمن ماه ۹۷ در مصاحبه تحت عنوان «قانون تعرفه پرستاری ضمانت اجرایی ندارد» گفته بود: «قانونی که اعتبار آن دیده نشود، ضمانت اجرایی ندارد. حدود ۲۰۰۰ میلیارد تومان از سوی رئیس سازمان نظام پرستاری برای اجرای تعرفه‌های پرستاری به وزارت بهداشت پیشنهاد شد و وزارتخانه نیز این پیشنهاد را به مجلس ارائه داد که تصویب نشد. در حال حاضر وزارت بهداشت نمی‌تواند از محل درآمد اختصاصی بیمارستان‌ها برای اجرای تعرفه پرستاری، بودجه‌ای تخصیص دهد. چون درآمد برخی بیمارستان‌ها آنقدر نیست که بتوانند تعرفه پرستاری را اجرا کنند.
پرستاران می‌گویند: عجیب اینجاست بخشی از خدمات پرستاری را هم به تعرفه‌های پزشکی اضافه کردند، کار را پرستار انجام می‌دهد اما به اسم پزشک ثبت می‌شود. به همین دلیل بهای زیادی برای آن خدمات در نظر گرفته شد، اگر قانون تعرفه‌گذاری خدمات پرستاری اجرا گردد هم پرستاران با روحیه بیشتری در خدمت اعتلای سلامت جامعه هستند و هم بیمه‌ها بار مالی کمتری را تحمل می‌کنند که همین امر سبب کاهش پرداختی حق بیمه توسط مردم هم می‌شود.

*- ضرب و شتم پرستار شیرازی توسط پزشک/ جلوی این «خود برتربینی» را بگیرید!
عضو نظام پرستاری شیراز از ضرب و شتم یک پرستار شیرازی توسط پزشک خبر داد؛ در پی این اتفاق، تشکل‌های صنفی پرستاران سراسر کشور این عمل زشت را محکوم کردند.
یک حادثه در شیراز، موجی از همدلی و اعتراض پرستاران را برانگیخت: «ضرب و شتم یک پرستار توسط پزشک».
محسن حاتمی (عضو سازمان نظام پرستاری شیراز) در ارتباط با این حادثه دردناک می‌گوید: پرستاران جزو مظلوم‌ترین و نجیب‌ترین اقشار زحمتکش جامعه هستند که همواره مورد بی‌مهری و عدم اجرای قوانین حرفه‌ای و برخوردهای تبعیض آمیز سیستم بهداشت و درمان قرار گرفته‌اند. پرستاران اگرچه هیچگاه و در هیچ شرایطی از خدمت‌رسانی موثر به بیماران فرو گذار نبوده‌اند، اما همواره کمبودها و اشکالات سیستم را بر دوش کشیده و در خط مقدم پاسخگویی قرار داشته‌اند؛ جمعه شب، یک پزشک متخصص در یکی از بیمارستان‌های استان فارس، یک پرستار را مورد فحاشی و ضرب و شتم قرار می‌دهد و خانم پرستار دیگری که در بخش حضور داشته، به دلیل دیدن این صحنه‌ها دچار استرس شده و تا مرز سقط جنین پیش رفته است. ضرب و شتم پرستار شیفت سرانجام با دخالت پلیس ۱۱۰ پایان پذیرفت.
وی افزود: شب حادثه اعضای نظام پرستاری برای دلجویی از پرستاران در بیمارستان مذکور حضور یافته و در جریان امور قرار گرفتند؛ این دو پرستار به دنبال ادامه روند شکایت از این پزشک هستند و از مسئولین انتظار می‌رود که با پیگیری این ماجرا از حقوق قشر زحمتکش پرستار دفاع کنند.
این اتفاق، موجی از همدلی میان پرستاران برانگیخت؛ تشکل‌های پرستاری در استان‌های مختلف به این حادثه دردناک اعتراض کردند؛ خانه پرستار خراسان رضوی، حمله به پرستار بیمارستان در شیراز، توسط یکی از پزشکان متخصص را محکوم نموده و از مراجع قضایی و مسئولان عالی وزارت بهداشت، تقاضای رسیدگی و مجازات فرد ضارب و خاطی را دارد.
در بیانیه این تشکل کارگری آمده است: «جامعه‌ی پرستاری کشور با هوشیاری کامل نتیجه‌ی کار را رصد خواهند کرد.»

*- شهریه اجباری در مدارس دولتی و ثبت‌نام نکردن دانش‌آموزانی که والدین آنان از تمکن مالی لازم برخوردار نیستند
حمیدرضا امام قلی‌تبار؛ بازرس مجمع عالی نمایندگان کارگران کشور گفت: شاهد مطالبه شهریه از سوی مدیران مدارس دولتی و هیئت امنایی از خانواده‌هایی هستیم که برخی آنها از قشر کارگر کشور هستند و انکار کردن این موضوع از سوی مسئولان آموزش و پرورش و اجبار‌ کردن این موضوع از سوی مدیران مدارس، مشکلات زیادی را برای این قشر بوجود آورده است.
وی در ادامه افزود: «اصل ۳۰ قانون اساسی کشورمان بر این نکته تأکید دارد که آموزش و پرورش تا پایان دوره متوسطه در سراسر کشور رایگان است»، در حالیکه این روزها شاهد دست‌چین کردن والدین پردرآمد و ثبت‌نام فرزندان آنها و آن هم خارج از حیطه جغرافیایی محل سکونت به دلایلی همچون خیّر بودن هستیم که از شیوه‌های جدیدی است که به تازگی از سوی دست‌اندرکاران امر صورت می‌گیرد که باعث عدم ثبت‌نام از دانش‌آموزانی شده است که والدین آنان از تمکن مالی لازم برخوردار نیستند./تسنیم

*- موج گسترده بازداشت معلمان
به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه بر نگذرد. آقای فلاحی ۱۶ مرداد درَشعبه ۱۰۵۸ تهران دادگاهی خواهند شد تا پاداش خدمت به معلمان سراسر کشور را از قاضی شهر دریافت کند همچنانکه دادگاه جناب سلامی در شعبه دوم انقلاب ساری مرکز استان مازندران برگزار خواهد شد و اقای دکتر آریا نوری نیز روز یکشنبه در دادگاه زاهدان حاضر و آخرین دفاع خود را انجام داد آقای دکتر آریا نوری حدود ۲۰ روز در سلول های انفرادی زاهدان بازداشت شده بودند درروزهای گذشته تیر ماه تعداد زیادی از کانونی ها بازداشت و مورد بازجویی قرار گرفته ویا زندانی شده بودند ‌که از جمله اعضای کانون صنفی معلمان ایران در سراسر کشور بزرگ ایران ازهوشنگ کوشک از شهرهای معمولان و نجف آبادی از نجف آباد و اقای بهنام نژاد و خانم زیرک وسهیلازال بیگی از استان قزوین و اقای حمید رحمتی آموزگار فرهیخته با سابقه ممتاز وعضو ارشد کانون ها ی صنفی معلمان سراسر کشور ازشهرضا واقایان روزیخواه و دکتر حاجی ازجلفا آذربایجان و قبل ازآنها جناب حسین رضایی از بوشهر و شاه محمدی از دیواندره به زندان های ۶ و۳سال محکوم شده بودند و اصغر امیر زادگان نیزدردادگاه کیفری ۱۰۱فیروزآباد محاکمه شدندواقایان قریانی ومحمد صادق وفایی نیز یه دادگاه انقلاب ساری رفته بود ند واقایان محمود بهشتی و اسماعیل عبدی و محمد حبیبی عبدالرضا قنبری وجناب روح الله مردانی ومحمدعلی زحمتکش از آن جمله کسانی هستند که در زندان رجایی شهر و اوین و َشیراز زندانی هستند و تعداد زیادی از اعضای هیات مدیره کانون صنفی معلمان استان ها درانتظار بازداشت غیرقانونی ومحکمه شدن وزندان رفتن هستند گویا دولت و قوه قضائیه تابستان را بهترین ایام برای بازداشت غیرقانونی و محاکمه معلمان سراسر کشور ودستگیری هیات مدیره شورای هماهنگی وکانون ها ورهبران ولیدرهای صنفی معلمان ایران می دانند اما غافل از اینکه مهر وباز گشایی مدارس ایران وروز ۱۳ مهرماه روز جهانی معلم فراخواهد رسید
علی اکبر باغانی عضو شورای هماهنگی تشکل های صنفی معلمان ایران

*- بررسی دلایل و تبعات تن دادن افراد به مشاغل کوتاه
در شرایط کنونی فقط قرارداد موقت بیداد نمی‌کند، بلکه شغل موقت نیز سرنوشت بسیاری از کارجویانی است که رفته رفته باید نگاه رویایی خود به کار را تعدیل کنند و واقعیت نه چندان خوشایند بازار کار را بپذیرند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، سال 2009 شرکت GPS Tom Tom یک شغل رویایی پیشنهاد کرد: نگهبانی از جزیره بهشتی هامیلتون استرالیا! کسی که برای نگهبانی از در دیواره بزرگ مرجانی ایالت کوئینزلند استرالیا استخدام می‌شد، برای شش ماه 150 هزار دلار استرالیایی معادل 120 هزار یورو پول می‌گرفت. خرج سفر نیز با شرکت بود و فرد استخدام شده یک ویلای سه خوابه با استخر و یک زمین گلف نیز در اختیار می‌گرفت. شرکت هلندی در واقع پروژه‌ای را دنبال می‌کرد که از آن با عنوان «بهترین شغل جهان» یاد می‌شد. در نظر سیاست‌گذاران این شرکت بهترین مشاغل جهان، مشاغل موقتی هستند. این نظر البته چندان عجیب و غریب هم نیست، هر چند رویایی و دور از دسترس است. اگر پای حرف‌های آدم‌های مختلف بنشینیم و از آنها بخواهیم فارغ از واقعیت‌هایی نظیر بازار کار، شرایط اقتصادی و … بگویند که بهترین شغل جهان چیست یا چه رویایی را برای رسیدن به زندگی مناسب در ذهن دارند، خیلی‌ها از شغلی موقت یاد می‌کنند؛ شغلی که در عین حال که در زمان کوتاهی که به آن مشغولند تجربه‌ای بی‌نظیر باشد، آنقدر حقوق و مزایا داشته باشد که به قول معروف آدم بارش را تا آخر عمر ببندد.
این رویا چقدر دست یافتنی است و چند درصد از آنها که تن به کار موقتی می‌دهند موفق می‌شوند بار خودشان را ببندند؟ وقتی مشاغل موقتی در ایران را بررسی کنیم می‌بینیم چنین اتفاقی به ندرت رخ داده است. بررسی مشاغل موقت در ایران حتی تعریف و نظر ما درباره شغل موقت را عوض می‌کند.
از قرارداد موقت تا شغل موقت
«کمتر از چهار درصد کارگران امنیت شغلی دارند. یعنی بدترین آمار نیروی کار مربوط به حوزه امنیت شغلی است و این موضوع، معیشت و تشکل‌یابی را هم تحت‌تاثیر قرار می‌دهد.»
این اظهارنظر را 15 تیر امسال علی خدایی، عضو کارگری شورای عالی کار مطرح کرده است. هر چند به صورت منطقی وقتی قرارداد کاری موقت باشد، شغل هم موقتی است، اما باز هم می‌توان برای شغل موقت تعریف دیگری ارائه داد. کسانی که قرارداد موقت دارند، اغلب مجبور به جا‌به‌جایی هستند، نه تغییر شغل. یعنی کارگری که در قطعه‌سازی کار می‌کند ممکن است یک سال در یک شرکت کار کند، گرفتار تعدیل نیرو شود و برود به یک قطعه‌سازی دیگر و کارش را ادامه دهد. شغل موقتی را جور دیگری هم می‌شود تعریف کرد: شغلی مغایر با تخصص خود که یا به دلیل افزایش درآمد و همان بستن بار تا آخر عمر انتخاب می‌شود یا از سر مجبوری و امرار معاش.
بررسی‌ها مشخص می‌کند تعداد آدم‌های متعلق به دسته دوم در ایران نه تنها کم نیستند که روز به روز به تعداد‌شان افزوده می‌شود. نمونه دم دستی آن مسافرکشی است؛ شغل موقتی که حالا دیگر به شغل ثابت برای خیلی‌ها تبدیل شده و حتی پدیده‌های اجتماعی جدیدی نیز به وجود آورده است.
چنگ زدن به طناب تاکسی‌های اینترنتی
در دو سه سال اخیر اخبار زیادی درباره تاکسی‌های اینترنتی شنیده‌ایم. مسافرکشی در تهران البته سال‌هاست که محل بحث است، به ویژه اگر پای مسافرکش‌هایی وسط بیایند که از شهرستان‌های مختلف به مرکز می‌آیند. قبلا بار‌ها به دنبال اعتراض تاکسی‌ران‌ها رسمی، وعده داده شد که با مسافر‌کش‌های شخصی برخورد می‌شود. برخورد‌هایی هم انجام شد، اما مگر با کسی که رسما مسافرکش نیست، اما مسافرکشی می‌کند می‌توان چه کار کرد؟ در نهایت او جریمه می‌شود و هزار و یک راه برای فرار از جریمه هست یا اینکه جریمه پرداخت می‌شود و چون فرد از مسافرکشی امرار معاش می‌کند، باز هم ماشینش را می‌اندازد توی خیابان و مسافر می‌گیرد.
تاکسی‌های اینترنتی که از راه رسیدند وضعیت حتی پیچیده‌تر شد. استخدام افراد در این تاکسی‌ها در واقع یک شرکت موازی تاکسی‌رانی ایجاد کرد. حالا مسافرکش‌هایی که قبلا انگ غیر رسمی را می‌خوردند در استخدام جایی هستند و اگر کسی بخواهد با آنها برخورد کند، در واقع با شرکت‌هایی طرف است که طرح‌شان توانسته برای هزاران نفر شغل ایجاد کند. در این بلبشوی بیکاری چه کسی، از مسئول دولتی گرفته تا نماینده مجلس و حتی کارشناس بازار کار، از ایجاد شغل بدش می‌آید؟ اینطور روز به روز تاکسی‌های اینترنتی در تهران و سایر شهر‌های بزرگ بیشتر جا باز کردند، خیلی از آژانس‌ها را به تعطیلی کشاندند و بازار تاکسی‌های دربستی و حتی تاکسی‌های خطی و عبوری رسمی را کساد کردند. خیلی زود ما خود را وسط تغییرات گسترده‌ای یافتیم که ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خاص خود را داشت.
از بعد اقتصادی فراگیر شدن استفاده از تاکسی‌های اینترنتی باعث شد بازار مشاغل موقتی داغ شود. پای صحبت رانندگان این شرکت‌ها که بنشینید متوجه می‌شویدکه بسیاری از آنها قبلا شغلی داشته و به دلایل مختلف آن را رها کرده‌اند و حالا مسافرکشی می‌کنند. آنها به این کار به عنوان شغل موقتی نگاه می‌کنند که حالا یا از سر بیکاری تن به آن داده‌اند یا درآمد بیشتری برایشان داشته و این برنامه را در ذهن‌شان شکل داده که چند وقتی روی ماشین کار می‌کنند و وقتی پول و پله‌ای جمع کردند، می‌روند دنبال کاری که دوست دارند.
کار کردن در تاکسی‌های اینترنتی نیز از جمله مشاغل موقتی است که در دو سه سال اخیر گل کرده است. سه دسته افراد را می‌توان ردگیری کرد که در این تاکسی‌ها کار می‌کنند. دسته اول کسانی هستند که در اصل شغل‌شان مسافرکشی است. آنها ممکن است در آژانس کار می‌کرده‌اند و حالا در واقع خود را با فناوری جدید تطبیق داده‌اند. گروه دیگری به کار در تاکسی‌های اینترنتی به عنوان شغل دوم نگاه می‌کنند و بالاخره دسته آخری هستند که از فرصت پیش آمده بهره گرفته و مشغول مسافرکشی شده‌اند.
در بعد اجتماعی یک شغل موقت دست‌یافتنی مانند کار کردن در تاکسی اینترنتی به مهاجرت به تهران یا مراکز استان‌ها منجر شد. اخیرا اخباری در این باره منتشر شده است که پدیده ماشین‌خوابی در تهران اوج گرفته است. جوانانی که روی ماشین کار می‌کنند از شهر و دیار خود بریده و به پایتخت آمده‌اند و چون بضاعت کافی برای اجاره خانه ندارند، ماشین‌شان هم محل کار و هم جای خواب‌شان است. چنین اتفاقاتی حتما تغییرات فرهنگی ویژه‌ای به وجود می‌آورد، اما بحث اصلی در اینجا درباره مشاغل موقتی، دلیل تمایل به چنین کار‌هایی و تبعات آن برای نیروی کار ایران است.
تله شغل موقت
آلبرت بغزیان (استاد دانشگاه و کارشناس مسائل اقتصادی) به ایلنا می‌گوید: اینکه چرا خیلی‌ها در ایران مشاغل موقتی دارند و در مواردی که شغلی گل می‌کند، گروهی از شاغلان کارشان را رها می‌کنند و یک شغل موقتی می‌گیرند، دلایل مشخصی دارد که زیاد هم پیچیده نیست.
او ادامه می دهد: امنیت شغلی، نارضایتی شغلی و از همه مهم‌تر دستمزد افراد دلایل تن دادن به شغل‌هایی هستند که ربطی به علاقه یا تخصص افراد ندارند.
این استاد دانشگاه به تاکسی‌های اینترنتی اشاره می‌کند و می‌گوید: کار کردن در تاکسی‌های اینترنتی نیز از جمله مشاغل موقتی است که در دو سه سال اخیر گل کرده است. سه دسته افراد را می‌توان ردگیری کرد که در این تاکسی‌ها کار می‌کنند. دسته اول کسانی هستند که در اصل شغل‌شان مسافرکشی است. آنها ممکن است در آژانس کار می‌کرده‌اند و حالا در واقع خود را با فناوری جدید تطبیق داده‌اند. گروه دیگری به کار در تاکسی‌های اینترنتی به عنوان شغل دوم نگاه می‌کنند و بالاخره دسته آخری هستند که از فرصت پیش آمده بهره گرفته و مشغول مسافرکشی شده‌اند.
او با تاکید بر اینکه باید اطلاعات کامل از ترکیب شاغلان در تاکسی‌های اینترنتی به دست آورد، عنوان می‌کند: دسته سوم یعنی کسانی که قبلا مسافرکش نبوده‌اند، اما تاکسی‌های اینترنتی آنها را مسافرکش کرده‌اند اهمیت زیادی دارند. اینها همان افرادی هستند که ممکن است به کار در تاکسی‌های اینترنتی به عنوان یک شغل موقت نگاه کنند. بیکاری یا دستمزد پایین می‌تواند دلیل اصلی تن دادن آنها به کاری خارج از تخصص، تحصیلات و گاه شانی باشد که برای خود در نظر گرفته‌اند.
بغزیان در جواب این سوال که آیا ممکن است شغل موقتی نظیر همین شغل مسافرکشی افراد را در تله بیندازد و آنها را تا همیشه از کار کردن در حوزه مورد علاقه و تخصصی خودشان باز دارد، می‌گوید: این اتفاق محتمل است. اینکه ما به شغلی موقتی نگاه کنیم دلیل کافی برای این نیست که موقتی باشد. شرایط ممکن است به گونه‌ای پیش رود که شغل موقتی تبدیل به شغل دائمی فرد شود.
او ادامه می‌دهد: شغل و محیط کاری خود ظرفیتی برای پیشرفت و پیگیری علاقه و تخصص به وجود می‌آورد. بسیاری از مدیران از رده‌های پایین شروع می‌کنند و ممکن است در ابتدا نه جایگاه شغلی‌شان راضی کننده باشد، نه دستمزد‌شان، اما رفته رفته به قول معروف در کار خود جا باز می‌کنند. این اتفاق درباره مشاغل موقت رخ نمی‌دهد و فرد در تله شغلی می‌افتد که شاید از سر ناچاری به آن تن داده است.
بررسی‌های جهانی نشان می دهد نرخ مشارکت اقتصادی در ایران تقریبا کمتر از تمامی میانگین‌ها، از میانگین جهانی گرفته تا منطقه‌ای، است. برای مثال در ایران 68 درصد مردان بالای 15 سال مشارکت اقتصادی دارند، حال آنکه میانگین مشارکت مردان در اقتصاد در خاورمیانه 75 درصد است. به مشارکت اقتصادی زنان که برسیم تازه متوجه می‌شویم اوضاع بسیار بدتر است. تنها 13 درصد زنان ایرانی مشارکت اقتصادی دارند، حال آنکه در خاورمیانه این میزان 22 درصد و در اروپا 54 و در آمریکا 57 درصد است.
این کارشناس مسائل اقتصادی با بیان اینکه مواردی چون ایجاد شغل با تاکسی‌های اینترنتی گاه از طرف مسئولان به عنوان دستاورد معرفی می‌شود، عنوان می‌کند: باید اطلاعات مناسبی درباره انگیزه‌ها،تحصیلات، وضعیت اجتماعی و خانوادگی افرادی که در تاکسی‌های اینترنتی کار می‌کنند تهیه شده و بر اساس آن قضاوت کرد. اینکه یک فرد مشغول در این کار عنوان کند من لیسانس یا فوق‌لیسانس یا فلان مهارت و تخصص را دارم، اما از سر ناچاری مسافرکشی می‌کنم قابل استناد نیست. باید اطلاعات درستی به دست آورد و اگر دید که واقعا یک شغل موقت، موقعیت بهتری از یک شغل ثابت ایجاد کرده، تغییرانی در مناسبات کار از جمله دستمزد و مزایای شغلی به وجود آورد.
نارضایتی از شغل ثابت
کار کردن در تاکسی‌های اینترنتی حتی اگر برای گروهی از افراد شغلی موقت به حساب آید، در مقایسه با بسیاری از مشاغل موقت که در ایران شایع است خوب است. اقتصاد کشور با انواع و اقسام آفت‌ها از جمله دلالی، قاچاق و کار غیر رسمی دست به گریبان است. اینکه ثبت نام در تاکسی‌های اینترنتی باعث شده اطلاعاتی ولو ناچیز و غیر شفاف درباره گرایش به مشاغل موقتی حاصل شود، زمینه برای بررسی‌ها در این مورد را به وجود آورده است.
وضعیت کار در کشور با هر سنجه‌ای که ارزیابی شود، مناسب نیست. نرخ بیکاری همچنان دو رقمی است و این در حالی است که مشارکت اقتصادی نیز پایین‌تر از استاندارد‌هاست. تازه‌ترین نرخ اعلام شده درباره بیکاری که مربوط به بهار 98 است نشان می‌دهد مشارکت اقتصادی در کشور 40.6 درصد است. این در حالی است که همین نرخ در سال 85 در ایران 41 درصد بوده است. بررسی‌های جهانی نشان می‌دهد نرخ مشارکت اقتصادی در ایران تقریبا کمتر از تمامی میانگین‌ها، از میانگین جهانی گرفته تا منطقه‌ای، است. برای مثال در ایران 68 درصد مردان بالای 15 سال مشارکت اقتصادی دارند، حال آنکه میانگین مشارکت مردان در اقتصاد در خاورمیانه 75 درصد است. به مشارکت اقتصادی زنان که برسیم تازه متوجه می‌شویم اوضاع بسیار بدتر است. تنها 13 درصد زنان ایرانی مشارکت اقتصادی دارند، حال آنکه در خاورمیانه این میزان 22 درصد و در اروپا 54 و در آمریکا 57 درصد است.
دلیل دیگری که باعث می‌شود بگوییم وضعیت بازار کار در حال حاضر مناسب نیست شیوع قرارداد‌های موقت کار است که در بالا به نقل از عضو کارگری شورای عالی کار عنوان شد که میزان قرداد‌های موقت کار بیش از 95 درصد است. و بالاخره دلیل دیگر که باعث می‌شود وضعیت بازار کار را خوب ندانیم دستمزد‌های پایین است. امسال که میزان افزایش حقوق به نسبت گذشته بیشتر بوده میزان آن به زحمت به دو میلیون تومان رسیده است، حال آنکه این میزان حقوق یک سوم هزینه‌های یک خانواده چهار نفره را نیز پوشش نمی‌دهد.
مجموع این دلایل و البته دلایل دیگری که لزوما اقتصادی نیست و می‌تواند اجتماعی، فرهنگی یا ناشی از نداشتن مهارت و تخصص باشد، باعث می‌شود بازار مشاغل موقت داغ شود؛ مشاغلی که در بسیاری اوقات نه محلی برای عبور و رسیدن به موقعیت بهتر که خود به برزخی تبدیل می‌شود که علاقه و تخصص افراد را تباه می‌کند. آنهایی که شغل موقت دارند ممکن است در نهایت همان شغل موقت را به عنوان شغل دائمی برگزینند؛ بدون هیچ گونه علاقه و بدون انگیزه‌ای برای خلاقیت کاری.
گزارش: محمدجواد صابری

*- آیا آموزش و پرورش «گران» اداره می‌شود؟
در ایران دو برابرِ مهد نئولیبرالیسم، مدارس خصوصی داریم!
برای اثباتِ «گران اداره شدن آموزش و پرورش» نیاز به چند مولفه و شاخص ارزیابی داریم؛ این شاخص‌ها را اینگونه تعریف می‌کنیم: میزان سرانه دانش‌آموزی در ایران و مقایسه آن با متوسط جهانی، سهم آموزش و پرورش از تولید ناخالص ملی و در نهایت، نرخ رشدِ خصوصی‌سازی آموزش. این شاخص‌ها نشان می‌دهند که نه تنها آموزش و پرورش، گران اداره نمی‌شود بلکه ما در خصوصی‌سازی آموزش بسیار تند رفته‌ایم.
به گزارش خبرنگار ایلنا، آیا آموزش و پرورش «گران» اداره می‌شود؛ آیا می‌توان بیش از این، سر و ته بودجه‌های آموزشی کشور را قیچی کرد؟! بد نیست اظهارات مقامات مسئول را با دغدغه‌های فعالان صنفی معلمان و البته با مبنا قرار دادن واقعیت‌های موجود، مقایسه کنیم تا دریابیم چقدر «عدالت آموزشی» محقق شده است و آیا می‌توان این ادعا را مطرح کرد که دولت بیش از حد در مقوله‌ی «آموزش» مایه گذاشته است.
سیدجواد حسینی (سرپرست وزارت آموزش و پرورش) پنجم مرداد ماه گفت: «سیاست ما مدیریت بر منابع و مصارف است، ما باید بپذیریم با این شکل اداره آموزش و پرورش گران اداره می‌شود و براحتی نمی‌توانیم به ارتقای کیفیت برسیم. در نظام جهانی دانش‌آموزان ابتدایی تا سال دوازدهم ۸ هزار ساعت از سال را در کلاس درس هستند، اما در ایران دانش‌آموزانمان ۱۲ هزار ساعت درس می‌خوانند؛ این ساعت‌ها اضافی هستند. این ساعت‌های اضافی بودجه آموزش و پرورش را می‌بلعد و آثار یادگیری را ضعیف می‌کند.»
او در ادامه در دفاع از «مدارس غیردولتی» و پارادایم «خصوصی‌سازی آموزش» اظهار داشت: «مدارس غیردولتی گامی در جهت عدالت آموزشی است. بخشی از مردم می‌توانند هزینه مدرسه فرزندانشان را پرداخت کنند، اگر ما بتوانیم این مدارس را گسترش دهیم اعتبارات خودمان را ذخیره‌سازی می‌کنیم تا صرف مدارسی کنیم که خانواده‌ها نمی‌توانند هزینه‌ای برای تحصیل فرزندان‌شان پرداخت کنند. بنابراین از نگاه من؛ اگر این مدارس خوب مدیریت شوند عدالت آموزشی بیشتر می‌شود. حدود ۱۱ درصد مدارس کشورمان در بخش غیردولتی فعال هستند. سیاست ما گسترش مدارس خواهد بود و البته شعار ما هم در این حوزه حمایت، هدایت، کفایت و نظارت خواهد بود. با این رویکرد تعلیم و تربیت در هیچ کشوری به دست بخش خصوصی سپرده نمی‌شود.»
شاخص‌های سنجشِ هزینه آموزش و پرورش
برای اثباتِ «گران اداره شدن آموزش و پرورش» نیاز به چند مولفه و شاخص ارزیابی برای سنجشِ «هزینه‌های آموزش و پرورش» داریم؛ این شاخص‌ها را اینگونه تعریف می‌کنیم: میزان سرانه دانش‌آموزی در ایران و مقایسه آن با متوسط جهانی، سهم آموزش و پرورش از تولید ناخالص ملی و در نهایت، نرخ رشدِ خصوصی‌سازی آموزش.
براساس آمار سازمان “همکاری‌های اقتصادی و توسعه”، میانگین سرانه دانش‌آموزی کشورهای دنیا، ۹۳۱۳ دلار آمریکاست؛ این نتایج نشان می‌دهد که لوکزامبورگ با سرانه دانش آموزی ۲۱۱۵۲.۸ دلار بیشترین سرانه دانش آموزی و کلمبیا با ۲۱۴۰.۹ کمترین سرانه دانش آموزی را دارد اما در ایران، سرانه دانش آموزی برای سال ۹۷، دقیقاً ۶۰۵.۷۹ دلار آمریکا در نظر گرفته شده است. این بودجه چیزی حدود ۶ درصد میانگین جهانی است! پس در شرایطی که سرانه دانش‌آموزی، فقط ۶ درصد میانگین جهانی‌ست، نمی‌توان ادعا کرد که به هر دانش‌آموز ایرانی، پول زیادی اختصاص داده شده و در این حوزه، آموزش و پرورش «گران» اداره می‌شود.
شاخص بعدی، «سهم آموزش و پرورش از تولید ناخالص ملی» است؛ در ایران براساس همان آمار سازمان “همکاری‌های اقتصادی و توسعه”، در سال ۹۷، سهم آموزش و پرورش از تولید ناخالص ملی کمتر از نیم درصد بوده است؛ این رقم نیز در مقایسه با اکثر کشورهای جهان، بسیار کم است؛ حتی کشوری مانند کوبا با اقتصاد بسته و علیرغم دهه‌ها تحریم آمریکا، دوازده درصد از تولید ناخالص ملی خود را به آموزش اختصاص می‌دهد. نیم درصدِ تولید ناخالص ملی نیز، عددی نیست که بتوان با استناد به آن ادعا کرد آموزش و پرورش «گران» اداره می‌شود!
حدود ۱۴ درصد مدارس غیردولتی هستند
در نهایت، می‌رسیم به نرخ رشد خصوصی‌سازی در عرصه آموزش؛ براساس سالنامۀ آماری وزارت آموزش و پرورش، در سال تحصیلی ۹۶-۱۳۹۵ حدود ۱۴ درصد مدارس غیردولتی هستند. این جدای از انواع پولی‌سازی‌ها و تجاری‌سازی‌های گسترده‌ای است که در مدارس دولتی جریان دارد.
البته گزارش بانک جهانی در سال ۲۰۱۷ نشان می‌دهد که میزان دانش‌آموزان دوره متوسطه مدارس غیردولتی در کشورمان ظرف ۱۹ سال به ۱۵ درصد رسیده؛ این گزارش نشان می‌دهد که رشد مثبت این شاخص در ایران بسیار بیشتر از میانگین جهانی است؛ در واقع بیش از ۱۴ درصد مدارس کشور، غیردولتی هستند و حدود ۱۵ درصد دانش‌آموزان در مدارس غیردولتی یا خصوصی درس می‌خوانند.
برای اینکه بدانیم که آیا خصوصی‌سازی آموزش در کشور ما پرشتاب بوده یا نه و اینکهآیا می‌توانیم بر این شتاب، بازهم بیفزاییم یا خیر، خوب است اعداد و ارقام موجود را با کشورهایی مقایسه کنیم که نه در قانون اساسی‌شان، اصل ۳۰ مبنی بر لزوم ارائه خدمات آموزشی رایگانِ همگانی تا انتهای دوره متوسطه را دارند و نه اقتصادشان بر مبنای حمایت از محرومان و دفاع از برابری، طراحی شده است؛ کشورهایی که در عرف اقتصادی، مهدِ «نئولیبرالیسم» تلقی می‌شوند.
ما در ایران دو برابر مهد نئولیبرالیسم، مدارس خصوصی داریم!
نئولیبرالیسم در اروپا با تاچریسم اقتصادی گره خورده است، دهه ۸۰ میلادی نقطه عطف گذار به پسافوردیسم، آغاز خصوصی‌سازی و پایان‌دهی به دولت‌های رفاه است؛ دهه‌ای که زخم‌های جنگ دوم جهانی التیام یافته و بلوک غرب به سمت آزادسازی‌های لجام‌گسیخته حرکت می‌کند؛ در انگلستان، در پایان دورۀ نخست‌وزیری تاچر که شدیدترین روند خصوصی‌سازی در حوزۀ آموزش عمومی رخ داد، تنها حدود ۱۰ درصد مدارس خصوصی شدند. هرچند بعد، در دولت تونی بلر این میزان کاهش یافت و در اوایل دهۀ ۲۰۰۰ به حدود ۷ درصد رسید!
حال اگر همان نرخ ۱۴ درصدی مدارس غیردولتی را مبنا قرار دهیم، متوجه می‌شویم که ما در ایران دو برابر مهد نئولیبرالیسم، مدارس خصوصی داریم!
پس میزان شاخصِ «نرخ رشد خصوصی‌سازی آموزش» نیز نشان می‌دهد که ما بسیار تند رفته‌ایم و هزینه‌های ارائه آموزش رایگان را به راحتی از دوش دولت برداشته‌ایم بنابراین با استناد به این شاخص نیز نمی‌توان ادعا کرد که آموزش و پرورش «گران» اداره می‌شود.
بازمی‌گردیم به اظهارات سرپرست آموزش و پرورش؛ ایشان ادعا کرده است که باید از میزان هزینه‌های دولت در بخش آموزش کاست؛ اسکندر لطفی (عضو کانون صنفی معلمان مریوان) با اشاره به لطماتی که «بخش خصوصی» هم به کیفیت آموزش و هم به معیشت معلمان زده، می‌گوید: «به نظر می‌رسد قصد دارند آموزش و پرورش را تبدیل به نهادی «خیریه» کنند؛ کجای آموزش و پرورش ما، پرهزینه است که می‌خواهند آن را ارزان کنند؟ تنها مولفه‌ای که به نظر می‌رسد گران است، حقوق مدیران رده بالای این نهاد است؛ چرا ارزان‌سازی را از کاستن از این حقوق‌ها پی نمی‌گیرند؛ ولی اگر بخواهند بیش از این از سر و ته «آموزش دولتی» بزنند و پای بخش خصوصی را به میان بیاورند، نه برای آموزشِ رایگان، «کیفیت» باقی می‌ماند و نه برای بخش اعظمی از معلمان، «معیشت».»
اشاره لطفی در بحث ناکامی معیشتی معلمان پس از خصوصی‌سازی، به بیش از ۲۰۰ هزار نیروی آزاد شاغل در مدارس غیردولتی در کشور و ۱۶ هزار معلمی است که به عنوان معلمان خرید خدمات آموزشی، بدون برخورداری از امنیت شغلی کار می‌کنند. او می‌گوید: «در دی ماه ۱۳۹۷، رئیس جمهور در دفاع از گسترش طرح استثماری خرید خدمات آموزشی صحبت کرد؛ اکنون نیز که از گران بودن آموزش و پرورش گلایه می‌کنند؛ به نظر می‌رسد اصل ۳۰ قانون اساسی، دیگر هیچ‌کجا محلی از اعراب ندارد؛ این اصل این روزها، به غایت نادیده گرفته شده است!»
گزارش: نسرین هزاره مقدم

( 7 ) – دادگاهی شدن و محاکمه بازداشت شده گان هفت تپه بشدت محکوم است.
لازم است همه تشکل های موجود پای یک بیانیه مشترک علیه محکومیت دستگیرشدگان هفت تپه را امضا کنند.
دولت (حاکمیت) در راستای پروسه سرکوب کارگران و به محاق بردن جنبش مطالباتی کارگران در صدد است » روز دوازدهم مرداد» 12. 5. 98 _ اسماعیل بخشی وعلی نجاتی از رهبران اعتراضات کارگران شرکت کشت ونیشکرهفت تپه و جمعی از اعضای نشریه گام را محاکمه کند.
فارغ از اینکه چه قضاوتی در این بیدادگاه قرار است صورت بگیرد اما تجربه تا کنونی محاکمات سیاسی درایران نشان می دهد هرگز رای به سود سیاسیون ومعترضین مدنی وصنفی و غیره داده نشده است . تنها نتیجه آن سلب کردن «محکوم» از زندگی و فعالیت های سیاسی اش بوده است بنابراین ما انتظار نداریم که در دادگاه های قوه قضاییه معجزه ای صورت بگیرد.
اتفاقی که قرار است در روز دوازدهم بیفتد نه محاکمه ای منصفانه و نه دادگاهی عادلانه ، بلکه محکومیت یک «حق انسانی» است، دادگاهی کردن «حقوق» انسان هایی است که در دفاع از نان شبشان در زندان هستند، به سخره گرفتن فریاد واعتراض زنان ومردان وخانواده هایی است که در گرمای ۵۰ درجه اهواز برای لقمه نانی جان می کنند.
آنچه در این چهل سال برای کارگران مسجل شده، این است که دولت و مسئولین تنها از کارگران یک چیز می خواهند بردگی مطلق وگوش به فرمان بودن برای سود آوری و غارت دسترنج آنان….
مردم وکُل جنبش کارگری باید به هوش باشند و علیه این سناریوی از پیش تعیین شده دولت متحد شوند وفریاد «کارگر زندانی آزاد باید گردد» و شعار «کار، نان، آزادی» را به پرچم مطالباتی امروز جامعه ی سراپا معترض تبدیل کنند.
«کمیته پیگیری» محاکمه فعالین هفت تپه را وحشت دولت از اعتراضات سراسری کارگران می داند و آنرا بشدت محکوم می کند و مصرانه خواهان آزادی فوری وبی قید وشروط کارگران و بازداشت شدگان هفت تپه است.
کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران
۱۰ مرداد ۹۸

*- کارگران ایرانی برای روزی ۳۰۰ هزار تومان به کردستان عراق می‌روند/ “مهاجران” در سلیمانیه و اربیل چطور روزگار می‌گذرانند؟
دستمزد کارگر ساده در سلیمانیه، ۳۰۰ هزار تومان است؛ یک استادکار ماهر تا روزی ۴۵۰ هزار تومان هم عایدی دارد؛ اما کار کارگران ایرانی در عراق، وجوه دیگری هم دارد: عدم برخورداری از خدمات حمایتی، نداشتن حق اعتراض، فقدان تشکل و زندگی سخت در اتاقک‌های کارگری.
به گزارش خبرنگار ایلنا، در حاشیه میدان بزرگِ «سلیمانیه» نشسته‌اند؛ مقابل مسجد جامع؛ با لباس‌های کردی، فارسی و جورواجور؛ چهره‌ها درهم رفته است، ابروها چین خورده و دست‌ها را روی گرده زانوها قلاب کرده‌اند؛ چشم‌ها به زمین دوخته شده؛ «کلام» به سادگی از لای دندان‌های فشرده، از خلال لب‌های آماسیده، به بیرون درز نمی‌کند، کلامِ کارگرِ مهاجر همیشه با یک «آه» آغاز می‌شود؛ با حسرت دوری از خانواده و درد زندگی در اتاقک‌های کارگری در ساختمان‌های نیمه‌کاره…..
اینها کارگران ایرانی مهاجر هستند و اینجا، سلیمانیه‌ی عراق است؛ میدان بزرگ سلیمانیه که هر روز صبحِ زود، دسته بزرگی از کارگران ایرانی و هندی و ترکی به همراه کردهای عراقی را به دور خودش جمع می‌کند و انتظار، کش می‌آید؛ انتظارِ «کار»؛ انتظارِ «نان».
همیشه کارگران ایرانی به خصوص از استان‌های غربی کشور برای کار به کردستان عراق می‌رفته‌اند؛ حداقل می‌شود گفت در ده، پانزده سال اخیر که اوضاع سیاسی و اقتصادی اقلیم کردستان رو به بهبود رفته، این مهاجرتِ کاری وجود داشته اما در یک سال و چند ماهِ گذشته که ارزش پول ملی سقوط کرده، این موج، انبوه‌تر شده است؛ کارگران ایرانی، فوج‌ فوج راهی اقلیم کردستان می‌شوند و بیشتر از استان‌های غربی کشور؛ اگر نگوییم همه، بیشتر مهاجران ایرانی در بخش ساختمان مشغول به کار می‌شوند؛ از کارگر روزمزد ساده گرفته تا استادکار متخصص و بنّای بامهارت.
طی یک سال اخیر تب مهاجرتِ کاری در ایران همزمان با افزایش نرخ ارزهای خارجی و به تبع آن کاهش ارز ریال بسیار داغ شده؛ اکثر کسانی که قصد رفتن دارند، اروپا، استرالیا و کانادا را به عنوان مقاصد ایده‌آل خود نام می‌برند، این در حالی است که به تازگی مهاجرینی قد علم کرده‌اند که به اندازه گروه قبل، توانمندی و پتانسیل مهاجرت ندارند و لاجرم برای یافتن کار به کشورهای همسایه از جمله کردستان عراق و قطر سفر می‌کنند که در این بین، اولین مقصد، همان کردستان عراق است. کارگران ایرانی با ویزای یک ماهه‌ی توریستی از مرزهای ایران خارج شده و وارد کردستان عراق می‌شوند؛ پس از ۲۸ روز برای استراحت به خانه بازمی‌گردند و پس از یک هفته استراحت، این چرخه همچنان تکرار می‌شود.
آمار روشنی نداریم
اما هیچ آماری از تعداد کارگران مهاجر ایرانی در دست نیست؛ مقامات منطقه‌ای کردستان در شمال عراق آمار کارگران ایرانی را ندارند و اصولاً هیچ آمار روشن و قطعی در این زمینه وجود ندارد؛ شاید مهم‌ترین دلیل این فقدان اطلاعات آماری، جنس مهاجرت کارگران است که با ویزای توریستی به عراق می‌روند؛ لذا هرگز مشخص نخواهد شد که چه تعداد از توریست‌های ایرانی در عراق، در واقع «کارگر» هستند اما هرچه هست، این موج آنقدر بلند و گسترده بوده که در روزهای گذشته، خبرگزاری فرانسه در گزارشی به ماهیت زندگی کارگران مهاجر ایرانی در کردستان عراق پرداخته است.
در این گزارش می‌خوانیم: « دستمزد روزانه هر کارگر در اربیل بین ۲۵ تا۳۰ هزار دینار عراقی، حدود ۲۵ دلار (تقریبا ۳۰۰هزار تومان) و سه‌برابر دستمزدشان در ایران است. در میان کارگران ایرانی، دانش‌آموختگان دانشگاه‌ها نیز حضور دارند که به‌سبب ناامیدی از یافتن کار، در کردستان عراق کارگری می‌کنند. اتاق‌های محل سکونت این کارگران ۹متری است و چهار کارگر در هر اتاق ساکن می‌شوند و هریک برای آب، برق و تخت، شبی سه‌دلار می‌پردازند.»
اما شرایط زندگی و اشتغال کارگران ایرانی در کردستان عراق چگونه است؛ مهاجران در سلیمانیه و اربیل، چگونه روزگار می‌گذرانند؟
زندگی اجباری در سلیمانیه و اربیل
میکائیل صدیقی(رئیس انجمن صنفی کارگران ساختمانی استان کردستان) از نزدیک شاهد رفت‌وبرگشت‌های متعدد کارگران ساختمانی به آن سوی مرز بوده است؛ او دغدغه‌ها و نگرانی‌های بسیاری بابت سرنوشت کارگران مهاجر دارد: «ما هر روز شاهد مهاجرت کارگران و استادکاران ایرانی به کردستان عراق هستیم؛ شهر مریوان که من زندگی می‌کنم، فقط ۱۵ کیلومتر تا مرز سلیمانیه فاصله دارد؛ شاید بشود با جرئت گفت ۷۰-۸۰ درصدِ کارگران و استادکاران ساختمان که به عراق مهاجرت می‌کنند، از استان کردستان هستند؛ در شهرهای مریوان سروآباد، حداقل ۴۰-۵۰ درصد استادکاران در عراق کار می‌کنند؛ از زمانی که ارزش پول پایین آمده و ساخت‌وساز کم شده، موج مهاجرت گسترده‌تر شده است؛ در یک سال و چند ماه گذشته، در ایران قیمت همه اقلام ساختمان از سیمان گرفته تا تیرآهن، بالا رفته اما نرخ نیروی کار ثابت مانده؛ کارگر و استادکار ساختمان با نرخ ۴ سال پیش مشغول به کار هستند؛ اما در عراق، دستمزدها خیلی بالاتر است؛ مثلاً اگر در ایران، دستمزد برای نمای سنگ‌کاری، متری ۴۰ هزار تومان است، در عراق همین کار، متری ۱۰ هزار دینار است که می‌شود حدود ۱۰۰ هزار تومان؛ آنجا کارگران روزمزد هم روزی ۳۰۰ تا ۳۵۰ هزار تومان درآمد دارند؛ استادکار، روزی ۴۵۰ هزار تومان درآمد دارد؛ پول خوبی‌ست؛ برای کارگری که در ایران باید شش ماه سال بیکار باشد و شش ماه بعد را با دستمزد ۴ سال قبل بسازد، خیلی می‌صرفد….»
اما این مهاجرت فقط به پول خوب و دستمزد بالاتر محدود نیست؛ مسائل بسیاری وجود دارد؛ مسائلی در حاشیه این مهاجرت اجباری وجود دارد که چه بسا از «متن» بسیار مهم‌تر است.
چند روز پیش، یک کارگر مریوانی بنام «بهنام تارین» اهل روستای “وله ژیر” مریوان، بر اثر برق گرفتگی در هنگام کار در سلیمانیه جانش را از دست داد؛ پیکر بی‌جان او را بعد چند روز به مریوان آوردند و به خاک سپردند؛ این مرگ ناگهانی بر اثر برق گرفتگی، مشمول هیچ حمایتی نمی‌شود؛ کارفرمای عراقی نه قرار است غرامت بپردازد و نه جریمه می‌شود.
کارِ بی‌قاعده و بی‌قانون!
صدیقی در این رابطه می‌گوید: «در کردستان عراق “ایمنی کار” به آن صورت مطرح نیست؛ نه اداره کار آنجا بر کارگاه‌ها نظارت دارد و نه بازرسی کار به آن مفهوم وجود دارد؛ کارگران مهاجر ایرانی آنجا نه سندیکا دارند و نه انجمن صنفی؛ هیچ کس نیست که از حقوق این کارگران دفاع کند؛ اگر دچار حادثه شوند، چه فوت شوند و چه از کارافتاده، بحث مستمری و غرامت در کار نیست؛ در کل، در کردستان عراق شرایط کار و قرارداد، تابع استاندارد خاصی نیست و بیشتر کارفرمایان، به راحتی کارگران را مورد استثمار قرار می‌دهند. بارها دستمزد کارگران از طرف کارفرمایان پرداخت نشده است و کارگران نیز قادر به اعتراض نبوده‌اند. پس‌انداز کردن برای کارگران مهاجر یعنی اینکه شرایط زندگی بسیار بدتری را تحمل کنی تا قادر به اندکی کنار گذاشتن پول برای مخارج خانواده‌ای باشی که منتظر کمک هستند. بیشتر کارگران ایرانی چون در ساختمان‌های نیمه کاره شب را می‌گذرانند که از هر لحاظ بدون امکانات زندگی است، در معرض خطرات و بیماری‌های بسیار هستند. »
اما چگونه می‌شود اوضاع را «کمی» بهبود بخشید؟ صدیقی در این رابطه از پیشنهاداتی می‌گوید که انجمن صنفی کارگران ساختمانی استان کردستان در دستور کار دارد: «ما از طریق استانداری و اداره کار پیگیر هستیم که هیاتی به کردستان عراق اعزام شود و بر اوضاع شغلی و زندگی کارگران ایرانی نظارت کنند؛ باید با رایزنی با مقامات عراقی و یا حتی شرکت‌های بزرگ، شرایط را برای کارگران مهاجر بهبود بخشید؛ الان سندیکاهای کارگری ترکیه با شرکت‌های عراقی قرارداد بسته‌اند و خود سندیکاها کارگران و استادکاران را برای کار به عراق می‌فرستند و روی دستمزد و شرایط کار آنها نظارت دارند. اگر استانداری کردستان و اداره کار، همکاری کنند، ساماندهی کارگران مهاجر غیرممکن نیست.»
«نظارت» واجب است
به گفته‌ی او، با رایزنی با اداره کار عراق باید کارگزاری‌های تامین اجتماعی ایران در صورت امکان در کردستان عراق فعال شود تا اگر کارگری در ایران حق بیمه می‌دهد، در عراق بتواند از خدمات حمایتی مانند غرامت حادثه برخوردار شود؛ باید در این رایزنی، تمهیداتی اندیشیده شود که کارت‌های مهارت فنی و حرفه‌ای که کارگران در ایران گرفته‌اند، آنجا به کارشان بیاید و براساس مهارت و تخصص‌شان دستمزد بگیرند و باید «نظارتِ دقیق»، کارگرانِ مهاجر را از بلاتکلیفی و بی‌قانونی نجات دهد.
چه بخواهیم و چه نخواهیم، «سلیمانیه عراق» این روزها مقصد کارگران مهاجر ایرانی‌ست؛ آنها هر روز صبح، دور میدان بزرگ، روبروی مسجد جامعِ سلیمانیه می‌نشینند و با شکستن بندهای انگشتان، دردهایشان را می‌شمارند؛ کارگرانی که شاید روزگاری در مخیله‌شان نمی‌گنجید که زمانی اینگونه برای کارِ روزمزدی «آواره» شوند.
بهتر است سخن آخر را در بابِ علت برخاستنِ این موجِ سنگین مهاجرت، از زبانِ یک تحلیل‌گر اقتصاد بشنویم؛ حسین راغفر می‌گوید: «این مسئله از جمله پیامدهای مخربی است که نوسانات شدید نرخ ارز به دنبال خود دارد و باید منتظر گسترش این روند باشیم. مهاجرت کارگر ساده ایرانی به کشورهایی که در گذشته کارگران افغانی و هندی در آنجا کار می‌کردند، نشان دهنده این است که نیروی کار ایرانی بسیار ارزان شده است و با این وضع مشاهده می‌کنید که مهاجرت نیروی کار چه ماهر و چه غیرماهر تشدید خواهد شد و این به خاطر شرایطی است که دولت و مجلس در به وجود آمدن آن دخیل هستند. بیش از صدها میلیارد تومان سود برای عده‌ای، ناشی از رانت ارزی و فاصله قیمت دلار دولتی با نرخ در بازار آزاد ایجاد شد و آن‌ها حتی یک ریال مالیات نپرداختند تا این مالیات صرف بهبود وضعیت معیشتی و زندگی افراد کم درآمد و فقیر جامعه شود؛ با اینحساب، به جایی رسیدیم که امروز نیروی کار ساده ایرانی بسیار ارزان‌ است و به همین خاطر است که کارگران افغان بعد از مدت‌ها کار و زندگی در ایران، کشورمان را به دلیل کاهش بی‌سابقه ارزش پول ملی ترک کردند…..»
گزارش: نسرین هزاره مقدم

*- وقتی مدیران سیمان کارون بجان هم می افتند
دو هفته‌ای هست بدستور مشاور عالی شرکت سیمان کارون و ریاست مالی و مدیر اداری مالی شرکت ائتلافی. صورت گرفته بر علیه مدیر عامل و مدیر بازرگانی این شرکت. حاصل این اتفاق چیزی نبود جز اینکه با آبروی شرکتی شرکت سیمان کارون بازی شود . تا انجا که دلیل کسادی بازار سیمان کارون توقفات پی در پی و عدم تحویل بموقع سیمان بدست مشتریان دلیل مشکلات کارون مطرح میشد هم اکنون یک دلیل بر دلایل مشکلات این شرکت افزوده شده و آن. این است . بدستور مشاور عالی شرکت که یک بازنشسته وزارت نیرو است به همراه دو تن از مدیران ارشد مالی شرکت مصوب میکنند تمامی چکهای امانی مشتریان سیمان که نزد شرکت به امانت است به بانک مربوطه برده شود و در صورت عدم موجودی. چکها برگشت زده شوند . این اتفاق افتاد یک کلاهبرداری تمام عیار . دلیل عنوان شده این بود بدلیل عدم وجود نقدینگی برای پرداخت حقوق و بیمه پرسنل چنین راهکاری در دستور کار قرار گرفته اما این حرکت ناشیانه که ضربه آن بر صورت کارگر و کارخانه میخورد نتیجه ایی جز عدم اعتماد روز افزون بازار به شرکت و مدیرانش را در پی نخواهد داشت . براستی چرا مدیریت این شرکت این چنین دستخوش میز پرستی رانت و… شده است ؟ منافع سرریز شده به جیب این چند مدیر چقدر وسیع است که حاضر میشوند برای کسب بیشتر رانت . کلاهبرداری. و پولشویی. آن هم بنفع خودشان چنگ بر صورت یکدیگر بکشند ! براستی چرا بجای اینکه به مشکلات اساسی شرکت بپردازند دست به چنین اقدامات خصمانه میزنند ؟ کارگر حقوق معوق دارد . بیمه معوق دارد . خط تولید از نبود قطعات فنی رنج میبرد . کارگران از مدیریت ناتوان و بی سواد در رنج هستند آن وقت برای اینکه چند مدیر رانت و … بیشتری نصیبشان شود این چنین با آبروی مشتریان سیمان که چندین سال است بر اساس اعتماد و ابرو. فعالیت میکنند بدست عده ایی نوکیسه اعتبار اقتصادی وصنفیشان از بین برود . پاسخگوی این بلبشو کیست ؟ ️تحلیل و تجویز راهبردی:
فساد و هر گونه رفتار غیرقانونی ریشه در چهار متغیر دارد: امکان، توجیه، وسوسه و فشار.
▫️امکان: یعنی آنکه عملا امکان یک رفتار دیگر غیر از رفتار مورد انتظار وجود داشته باشد؟ مثلا شما نمی توانید به یک دستگاه خودپرداز رشوه بدهید و از او بخواهید که به جای ۲۰۰ هزار تومان پول، به شما سیصد هزار تومان پول بدهد. ماشین است و نفهم و غیرقابل مذاکره. پس شما عملا امکان لابی و رشوه ندارید.
▫️وسوسه: یک فکر موذی و اغواکننده است که وارد ذهن می شود و ما را به کاری یا استفاده از موقعیتی یا تجربه کردن چیزی دعوت می کند و گاهی اوقات این دعوت را ادامه می دهد تا در برابرش تسلیم شویم. وقتی شما می بینید که با استفاده از ارز دولتی ارزان می توانیدیک ماهه، معادل ۳۰ سال حقوق یک کارمند درآمد داشته باشید، حداقل یک بار وسوسه می شوید برای کسب پول بیشتر با آبروی دیگران بازی کنید و…..
▫️فشار: فرض کنید که کالای شما پشت گمرک گیر کرده است و اگر تا هفته بعد ترخیص نشود یک ضرر ده میلیاردی می کنید و نتایج یک عمر زحمت شما بر باد می رود. در چنین موقعیتی شما تحت فشار هستید. یا فرض کنید که فرزند شما بیمار است و تا هفته دیگر اگر عمل نشود می میرد، شما هم پول ندارید، کسی به شما پیشنهاد رشوه می کند! فشار فضا را مساعد می کند برای رشوه، تبانی، تقلب، رابطه غیراخلاقی و ….
▫️توجیه: یعنی اینکه وجدان خود را با یک سری دلایل قانع کنیم. به عبارت دیگر شستشوی اخلاقی دهیم. مثلا به این جملات دقت کنید: همه تقلب می کنند من چرا نکنم؟ همه رشوه می دهند حالا من بچه پیغمبر که نیستم. بابا همه دارند می خورند و می برند، فقط سر ما بی کلاه مونده بود. حتی گاهی اوقات فساد و رفتار غیرقانونی با اتکا به دلایل اخلاقی و اهداف متعالی شستشو داده می شود.
حالا فکر می کنم جواب سوال معلوم شد:
رانت خواران، متقلبان و رشوه بگیران در سیمان کارون و بیرون از شرکت دقیقا شبیه شیطان خبیث هستند منتها از نوع شیطان نجیب ! وقتی هم امکان فساد هست امکان تخریب یکدیگر وجود دارد (رانت خصوصی ، )هم وسوسه (هر روز در اخبار تبلیغ می شود)، هم فشار (فشار برای یک شبه پول دار شدن و به باقی ثروتمندان پیوستن) و در نهایت توجیه (وقتی هر کسی دستش به هر جایی می رسد می خورد چرا من نخورم)، شما هم باردار (رانت خوار/متقلب/رشوه بگیر/دزد) می شوید.
حذف ارتباطات انسانی، کنترل متقاطع اطلاعات، قاعده ثروتت را از کجا آورده ای، عقوبت های بسیار دردناک، انتشار شفاف نتایج پرونده های مفسدین در مهار فساد واجازه ندادن به تخریب آبروی مردم موثر است. متاسفانه در کشتی ما (سیمان کارون ) هر چهار رکن مربع فساد فراهم است.برای توسعه نیازمند آن هستیم که طراحی های هوشمند انجام دهیم تا مربع فساد در این شرکت برای همیشه شکسته شود.و برای همیشه از دست این مدیران نوکیسه راحت شویم .

*آخرین خبرها درباره دادگاه بازداشتی های مرتبط با اعتراضات کارگران مجتمع نیشکر هفت تپه بنقل ازسندیکای کارگران نیشکر هفت تپه:
1- 13مرداد دومین روز دادگاهی اسماعیل بخشی
به گزارش رسيده امروز يكشنبه ۱۳ مرداد، جلسه دوم دادگاه اسماعیل بخشی تشکیل شد در ادامه روند بی قانونی های دیروز، امروز در ابتداي جلسه قاضی مقیسه از ورود وکیل دوم پرونده خانم راضیه زیدی به دادگاه جلوگیری نمود.
همچنین زمانی که نوبت به ایراد دفاعیات توسط وکیل اسماعيل بخشی رسید، مقیسه اعلام كرد كه نيازي به حضور آقای بخشی نماینده کارگران هفت‌تپه در جلسه دادگاه نيست، كه با اعتراض وكيل اين قضيه منتفي شد.
همچنین اسماعیل بخشی نماینده کارگران هفت‌تپه به قاضی اعلام نمود که خط قرمز من، کارگران هفت‌تپه و وکیلم است و هرگونه توهین به کارگران هفت‌تپه و وکیلم با پاسخ قاطع اینجانب روبرو خواهد شد.
در يكي از بخشهاي پرسش و پاسخ از اسماعيل بخشي، قاضي مقیسه به بخشی گفت: «شعار نان، کار، آزادی» شعاري کمونیستی است؛ که بخشی به او اعلام نمود که این شعار معیشتی و مطالباتي است و از خواسته کارگران هفت‌تپه دفاع نمود. قاضی مقیسه در پاسخ به دفاع بخشي از اين شعار كارگران هفت تپه گفت: شعار «نان کار آزادی شعاری زیر شکمی و بالای شکمی است.»
همچنین قاضی مقیسه ، قرار عسل محمدی را به ۲ میلیارد افزایش داد.درضمن لازم به ذکر میباشد به علت عدم تودیع وثیه دو میلیار تومنی عسل محمدی به زندان منتقل شد.
2 – از متن دومین روز جلسه محاکمه اسماعیل بخشی:
اسماعیل بخشی نماینده کارگران هفت‌تپه به قاضی اعلام نمود که خط قرمز من، کارگران هفت‌تپه و وکیلم است و هرگونه توهین به کارگران هفت‌تپه و وکیلم با پاسخ قاطع اینجانب روبرو خواهد شد.
در يكي از بخشهاي پرسش و پاسخ از اسماعيل بخشي، قاضي مقیسه به بخشی گفت: «شعار نان، کار، آزادی» شعاري کمونیستی است؛ که بخشی به او اعلام نمود که این شعار معیشتی و مطالباتي است و از خواسته کارگران هفت‌تپه دفاع نمود. قاضی مقیسه در پاسخ به دفاع بخشي از اين شعار كارگران هفت تپه گفت: شعار «نان کار آزادی شعاری زیر شکمی و بالای شکمی است
3- امروز ۱۲ مرداد جلسه اول دادگاه کارگران هفت‌تپه و اعضای نشریه گام در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه برگزار گردید.
در ابتدا کیفرخواست همه بازداشتی‌ها قرائت شد. سپس نفرات به بیرون دادگاه هدایت شدند. سپس اسماعیل بخشی به عنوان اولین متهم برای اخذ دفاعیات به به دادگاه رفت
قاضی مقسیه از همان ابتدا با برخورد توهین امیز سعی در متشنج کردن جو دادگاه داشت. این برخورد غیرقانونی مورد اعتراض اسماعیل و وکیل وی قرار گرفت.
قاضی مقیسه حتی حداقل‌های قانونی دادگاه را رعایت نکرده و به اعتراض وکیل اسماعیل بخشی به این شرایط نیز با الفاظ توهین‌ امیز برخورد کرد
برخورد قاضی مقیسه نشان داد که این دادگاه نمایشی است و حکم‌ در جای دیگری صادر شده است.
برگزاری این دادگاه نشان داد که قوه قضائیه نه تنها نهادی مستقل نیست بلکه به عنوان بازوی حمایتی سرمایه داران ایفای نقش می کند.
همکاران عزیز این دادگاه در واقع اسماعیل بخشی را به نمایندگی از همه ما کارگران هفت تپه محاکمه می کند. اسماعیل تنها در اعتراض به حقوق های معوقه همه ی ما و از بین رفتن شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت‌ تپه محاکمه می شود.
درضمن اصل برعلنی بودن جلسه دادگاه پس بنابراین نباید هیچ مانعی برای حضور سایر اشخاص وخانوادههای متهمین وخبرنگاران در جلسه دادگاه باشد

( 8 ) – در پتروشیمی آبادان چه خبراست؟
پرداخت کسری‌ها از جیب کارگران!
به اذعان کارشناسان، تغییرات پی‌درپی مدیریتی، زیان‌دهی‌ متوالی، اخراج از بورس،تعدیل نیروهای انسانی بدون هماهنگی آنها، و پیشنهاد طرح بازنشستگی پیش از موعد و خاص گزینی برای نیروی کار جدید همه و همه…
نفتی ها /به اذعان کارشناسان، تغییرات پی‌درپی مدیریتی، زیان‌دهی‌ متوالی، اخراج از بورس،تعدیل نیروهای انسانی بدون هماهنگی آنها، و پیشنهاد طرح بازنشستگی پیش از موعد و خاص گزینی برای نیروی کار جدید همه و همه از جمله حاشیه‌هایی است که پتروشیمی آبادان این روزها با آن دست به گریبان است؛ اما ظاهراً حواشی این مجتمع پتروشیمی به همین‌جا ختم نمی‌شود…
بنابر گفته های برخی از کارشناسان، حواشی اخیر پتروشیمی آبادان از جایی آغاز شد که این مجتمع برخلاف تعهداتی که در قبال کارکنان خود داشت، از ارائه خدماتی که شرکت‌های نفتی و پتروشیمی به نیروهای رسمی خود ارائه می‌دهند سرباز زد.بدین گونه که با پرداخت نکردن حق بازنشستگی کارکنانش که ماهانه از حقوقشان کسر می‌شده، باعث شد که آنها نتوانند از هیچ کدام از خدمات این صندوق بهره ببرند.
از سویی دیگر گفته می‌شود در اقدامی عجیب این مجتمع تصمیم گرفته است تا کلیه کارکنان رسمی خود را به شکل بازنشستگی پیش از موعد ترخیص نماید!
اما به اعتقاد کارشناسان، داستان از جایی دراماتیک‌تر شد که این مجتمع برای این تصمیم خود، روشی بسیار ناپسند را انتخاب و پیاده کرد و بدون اطلاع‌رسانی‌های معمول، با قطع دسترسی ناگهانی ۴۲ کارمند رسمی خود از دسترسی به سایت مجتمع به آنها اعلام قطع همکاری کرد و فردای آن روز نیز بعد از رجوع این افراد به شرکت، حراست از ورود آنها خودداری کرد .
به گفته برخی از این کارکنان در گفت وگو با “نفتی‌ها” با پیگیری‌های این کارکنان تعدیل شده، صدای این اعتراض به گوش فرماندار ویژه آبادان رسید وبا بررسی مشکل این کارکنان نفتی پتروشیمی آبادان و جلسات مشترک با مسئولان پتروشیمی و پیگیری‌های تلفنی با رئیس صندوق بازنشستگی نفت مقرر می‌شود طرح بازنشستگی پیش از موعد کارکنان پتروشیمی تا روشن شدن مفاد قانونی متوقف شود.
در ادامه ماجرا آنطور که برخی از این کارکنان روایت می‌کنند فرماندارآبادان نیز در تاریخ سوم مرداد ماه جاری تاکید می‌کند که اجازه نخواهد داد که کارگران وجه المصالحه شرایط کارفرما و صندوق بازنشستگی قرار گیرند و از کارکنان خواست تا معلوم شدن شرایط به پست‌های خود بازگردند.
اما با پیگیری‌های خبرنگار نفتی‌ها، این کارکنان همچنان در محل کارخود سرگردانند و پست‌های قبلی آنها نیز اشغال شده است.
از سویی دیگر به گفته این کارکنان، اسامی آنها از لیست حضور و غیاب شرکت نیز حذفشده است و حتی آنطور که گفته می‌شود این افراد درصورت عدم معرفی خود به واحد مالی از تمام مزایای متعلق به خود محروم خواهند ماند .
افزون بر این اتفاقات، نکته ای که نگرانی این کارکنان را دوچندان کرده، بند چهارم توافقی است که در مورخ ۹۸/۴/۴ بین مدیریت پتروشیمی آبادان و صندوق بازنشستگی نفت صورت گرفته است.
طی این جلسه و پیرو مذاکرات و مکاتبات قبلی فی مابین شرکت پتروشیمی آبادان (سهامی عام) و صندوق بازنشستگی کارکنان صنعت نفت در خصوص بازنشستگی پیش از موعد به میل کارفرما جلسه ای جهت تعیین و تکلیف در محل دفتر ریاست صندوق با حضور زروانی ریاست صندوق ، انصاری مشاور وزیر نفت ، امیر فتاحی معاون امور مالی و تامین منابع صندوق نفت، پاسباز مدیر تامین منابع و بنی اسدی رئیس حسابداری تامین منابع صندوق ، علوی عطاآبادی مدیر عامل پتروشیمی آبادان ، شاهین ثبوتی مدیر منابع انسانی و سید طاهر شبیری مشاور مدیر عامل و مدیر حوزه مدیریت برگزار می‌شود.
دراین جلسه و پیرو انجام اقدامات اجرائی در خصوص نحوه اقدام شرکت پتروشیمی آبادان ضمن ثبت مطالبات معوقه صندوق نفت در حساب‌های پتروشیمی آبادان و پذیرش پرداخت کسورات موارد زیر مورد توافق قرار می‌گیرد :
۱) مقرر می‌گردد تا یک هفته کاری چک‌های اعلامی توسط پتروشیمی آبادان به صندوق بازنشستگی نفت تحویل شود.
۲) مواعید چک ها به صورت هر سه ماه یکبار باشد.
۳) مستمری نفرات اعلامی پس از تحریر چک های بند (۲) توسط صندوق محاسبه و برقرار شود.
۴) *در صورت عدم کارسازی هر کدام از چک های صادره از پتروشیمی آبادان مستمری اشخاص مربوطه معلق خواهد شد.*
احتمال قابل تامل دیگری که در این میان وجود دارد این است که طبق اعتقاد بسیاری از کارکنان و کارگران مجتمع، پتروشیمی آبادان با این توافق و به واسطه همین بند چهار به دنبال تسویه بدهی‌های هنگفت خود به صندوق بازنشستگی نفت است؛ مبلغی که به گفته بسیاری از کارشناسان بیش از ۵۰۰ میلیارد تومان است.
در همین راستا خبرنگار نفتی‌ها طی گفتگویی با انصاری مشاور وزیر نفت و صندوق بازنشستگی نفت از کم و کیف این بدهی پرسید.
انصاری ضمن تایید این بدهی گفت که از مبلغ دقیق مطمئننیست اما مقدار آن را میزان قابل توجهی دانست و در ادامه و در توضیح بند چهار این توافق‌نامه از راه حل عجیب این مشکل گفت: “باید بگویم در ابتدای امر من به شخصه متوجه بند چهارم این توافق نامه نشده بودم و بعد از شنیدن صدای اعتراض کارکنان احساس شد که این بند ممکن است به ضرر کارکنان تمام شود ؛ اما در نهایت امر تصمیم بر این شد تا با هماهنگی زربانی مدیریت صندوق این بند حذف شود، امااز بخت بد کارمند مسئولی که باید این بند را حذف کند تاکنون به علت مرخصی ۱۰ روزه این دستور را انجام نداده و این امر تاکنون محقق نشده بنابراین احتمالاً پس از پایان مرخصی این کارمند بند چهارم توافق نامه حذف خواهد شد.”
این مشاور صندوق بازنشستگی اما در مورد تعدیلات انجام شده در این مجتمع نیز گفت: درصورتی که تعدیل نیروها خلاف قوانین باشد قطعا پیگیری خواهد شد و از وقوع آن پیشگیری می‌شود .
اما در این میان دو سوال اساسی مطرح می‌شود: سوال اول این است که چگونه مسئولین امر بدون در نظر گرفتن و توجه عمیق به مفاد یک توافق‌نامه اقدام به امضای آن نمودند که حالا با اعتراضات پیش آمده اقدام به حذف آن کنند که البته تا به الان هنوز هم اقدامی جهت حذف این بند صورت نگرفته است.
سوال دوم این است که اگر تعدیل‌های صورت گرفته که از قضا به بدترین شکل ممکن هم رخ داده خلاف قانون بوده است، چرا یک مجتمع بزرگ پتروشیمی به راحتی اقدام به حذف نیروهای رسمی خود نموده و بدون هیچ واهمه ای از مراجع قضایی این نیروهای زحمت‌کش را از حق و حقوق به حقشان محروم کرده است؟
لازم به ذکر است شرکت پتروشیمی آبادان که با سرمایه ۳۵۲ میلیارد تومانی زیرمجموعه ۵۴ درصدی تاپیکو بشمار می آید از ۲۳ تیرماه با توجه به عدم رعایت الزامات پذیرش تعلیق شده با اینحال در سال ۹۷ توانست زیان هر سهم را معادل ۳۲۹ ریال کاهش دهد. اما با این حال به دلیل زیان انباشته ۱۹۸ میلیارد تومانی تا پایان سال گذشته معادل ۵۶ درصد سرمایه اسمی، مشمول مفاد ماده ۱۴۱ قانون تجارت شده است.از طرفی جمع بدهی‌های جاری این شرکت نسبت به دارایی‌های جاری آن معادل ۳۸۷.۴ میلیارد تومان افزایش نشان می‌دهد.

*- عسل محمدی بازداشت و به بند کشیده شد
عسل محمدی امروز ۱۳ مرداد ماه در جلسه دادگاهش در ارتباط با پرونده بازداشتی‌های هفت تپه بازداشت و روانه زندان شد.

( 9) – سهل انگاری مسئولان ایمنی و کارگاه ، علت مرگ کارگر معدن در سوادکوه معاون معادن و صنایع معدنی سازمان صنعت، معدن و تجارت مازندران گفت که در حادثه منجر به مرگ یک کارگر در معدن سوادکوه طی هفته اخیر، سهل انگاری و کوتاهی مسئولان ایمنی و کارگاه معدن محرز است.
عسگر شریفی روز سه شنبه15 مرداد در گفت و گو با خبرنگاررسانه ای افزود : مسئولان ایمنی و کارگاه این معدن نباید به نیروی کار تازه وارد در این مجموعه اجازه ورود و کار در داخل معدن را می دادند و فرد ناوارد به خاطر ناآشنایی به مسیرهای معدن جان باخت.
وی گفت: این کارگر که مدتی در تهران مشغول به کار بود بعد از بازگشت از تهران در این معدن مشغول به کار شد و در حالی که کمتر از دو هفته از ورودش به این مجموعه سپری می شد، برای کار و انجام عملیات به درون معدن اعزام شد در حالی که از نظر فنی و ایمنی انجام این کار اصولی نیست.
معاون صمت مازندران تاکید کرد: حتی کارگری با سابقه کار 10 ساله در یک معدن پس از انتقال به یک معدن جدید آن هم در استان دیگر می بایست اول فرصت پیدا کند تا با مسیرها و فضای کار در معدن جدید آشنا شود.
وی افزود : در حادثه اخیر، مسئولان معدن از جمله مسئولان ایمنی و کارگاه بدون توجه به این نکته، به این فرد اجازه حضور و کار در معدن را دادند که منجر به آن شد فرد به دلیل فقر اکسیژن در معدن جان خود را از دست بدهد.
شریفی اظهار داشت : با بررسی های انجام شده توسط کارشناسان صمت به نظر می رسد این فرد به دلیل نآشنایی با مسیر های معدن راه خروج خود را در داخل توانل گم کرد و دچار خفگی شد.

* – علی‌اصغر آهنی‌ها، عضو شورای‌ عالی کار می‌گوید دلیل عمده مهاجرت کاری نیروی انسانی از ایران به عراق درآمد چندین برابری به دلیل افت ارزش پول ملی است. آهنی‌ها به خبرگزاری آنا، درباره علت مهاجرت ایرانی‌ها به کشورهای همسایه برای اشتغال گفت: «با توجه به کاهش ارزش پول ملی و افزایش پروژه‌های عمرانی در عراق، انتقال نیروی انسانی به‌صورت طبیعی انجام می‌پذیرد». خبرگزاری آنا به‌نقل از برخی کارگران نوشته است، دستمزد روزانه هر کارگر در اربیل بین ۲۵ تا ۳۰ هزار دینار عراقی «معادل حدود ۲۵ دلار» و حدود ۳ برابر دستمزد آن‌ها در ایران است. اکثر کارگران ایرانی با ویزای یک ماهه توریستی از مرزهای ایران خارج شده و وارد کردستان عراق می‌شوند. کارگران ایرانی پس از ۲۸ روز برای استراحت به خانه بازمی‌گردند، پس از یک هفته استراحت این چرخه همچنان تکرار می‌شود. همچنین دستمزد کارگر ساده در سلیمانیه، روزانه ۳۰۰ هزار تومان است و استادکار ماهر تا روزی ۴۵۰ هزار تومان هم عایدی دارد اما اشتغال در عراق، عدم برخورداری از خدمات حمایتی، نداشتن حق اعتراض، فقدان تشکل و زندگی سخت در اتاقک‌های کارگری از مصائب این کار است.

*- پیام از طرف کارگران نیشکر هفت تپه ارسالی به کانال اتحادیه آزاد کارگران ایران
بنام خداوند جان و خرد
خسته نباشید به همکاران ستمدیده در مجموعه نیشکر هفت تپه
متاسفانه یکی از خواسته های ما در دوران اعتصابات این بود که حقوق تمامی کارگران مجموعه نیشکر هفت تپه در یک روز پرداخت شود که اتفاقا یکی دوتا پرداخت شد و تمامی مسئولان اعم از فرماندار استاندار رئیس دادگستری و رئیس سپاه شهرستان شوش شروع به برگزاری جلسات و سر زدن به هفت تپه کردند.
و تا میتوانستند از هفت تپه عکس تهیه کردند و رفتند حتی میتوان گفت که شبکه های صدا و سیما حکومتی آنچنان از هفت تپه گزارش تهیه کردند و میکنند گویی هیچ مشکلی در هفت تپه نبوده و نیست.
متاسفانه شاهد ان هستیم که سهامدار فاسد هفت تپه امید اسد بیگی در پرداخت حقوق برج سه دوباره به سیاست های کثیف انگلیسی رو آورده است و حتی تاکنون نیز پرونده پرداخت حقوق بسته نشده و کارمندان رسمی حقوق دریافت نکرده اند این در حالی است که پرداخت حقوق تا کنون سه مرحله شده و با پرداخت بعدی برای کارمندان به چهار مرحله میرسد و اینجاست که باید گفت چرا فرماندار و استاندار و صدا و سیما اکنون از هفت تپه نمیگویند؟!!
ایا غیر از این است که از دزد ۲۸۰میلیون دلاری هفت تپه حمایت میکنند ؟
در حالی که در این روزها شاهد برگزاری داذگاه همکارمان اسماعیل بخشی هستیم !!!
آیا هنوز هم کسی هست که قبول نکرده باشد که سیستم سیستم سرمایه داریست و کارگر در آن حکم برده را دارد.
نمایندگان مجلس و مسئولین هزار بار حرفهایشان را تغییر دادند
جای کارگر زندان نیست ،جای سهامدار ما و خیلی از مسئولان ریاکار و آفتاب پرست در زندان است.

( 10 ) – جان باختن سالانه 800تا1000کارگربراثرحوادث کاری
اگر هر روز سری به صفحات حوادث خبرگزاری‌ها بزنید خبرهایی از آسیب دیدن کارگران در محل کار به ویژه کارگران ساختمانی می‌بینید؛ یکی از روی داربست به زمین افتاده و قطع نخاع شده، دیگری موقع پرتاب آجر سرش شکسته و آن یکی زیر آوار ساختمان نیمه کاره مانده و مرده؛ به خاطر همین آمارهاست که ایران در زمینه رعایت مسائل ایمنی کار در میان کشورهای جهان رتبه 102 را دارد.
عبدالله که حالا چند روزی است 30 سالش را تمام کرده هر روز دم سحر از خانه اجاره ای‌اش در شوش بیرون می‌آید تا راهی بالاشهر شود و برای بالاشهری‌ها ساختمان بسازد. فرشته، الهیه، فرمانیه، نیاوران. او سال‌هاست که دیگر خبری از روستای کوچکش در کردستان ندارد؛ «سالی یک بار هم نمی‌روم» اما خیابان‌های تهران برایش آشناست. عبدالله و کرم و رضا هر روز از داربست‌های فلزی ساختمانی نیمه کاره در نیاوران بالا می‌روند تا آجر روی آجر بگذارند اما همین داربست‌های فلزی چند تا از دوستانشان را یا از آن‌ها گرفته یا ناقصشان کرده؛ «خودم دیدم که پایش لیز خورد و به پایین پرتاب شد، قطع نخاع شد، بیمه هم نداشت، پول هم نداشت، خانواده‌اش هم پول نداشتند، دیگر او را ندیدم».
کرم هم مثل عبدالله روزهای زیادی را از این داربست‌ها بالا رفته اما روزی یکی از همین داربست‌ها در خیابان فرمانیه زیر پایش سر خورده و سقوط قسمتش شده؛ «داشتیم نمای ساختمان را سنگ می‌کردیم، پایم لیز خورد و به زمین پرتاب شدم، خدا رحم کرد و فقط پایم شکست، نه بیمه بودم و نه پول چندانی برای درمان داشتم. از عبدالله قرض گرفتم. یک ماه در خانه ماندم، بی‌حقوق، بی‌مواجب».
عبدالله، کرم و رضا هر روز از آپارتمان‌های بلند این شهر شلوغ بالا می‌روند و انگار راویان هرروزه این شعرند؛ شعری برای تمام کارگران مثل خودشان؛ «تا به حال افتادن شاه توت را دیده‌ای!؟ که چگونه سرخی اش را با خاک قسمت می‌کند؟ هیچ چیز مثل افتادن دردآور نیست. من کارگرهای زیادی را دیدم از ساختمان که می‌افتادند، شاه توت می‌شدند».
واقعیت چیست؟ قانون چه می‌گوید؟
بیشترشان نه بیمه‌ای دارند و نه قراردادی. کارگر روزمزدند و کارفرمایانشان عموما زیربار بیمه کردن آن‌ها نمی روند و چندان هم حواسشان به امن کردن محیط کار این کارگران نیست.
اگر هر روز سری به صفحات حوادث خبرگزاری‌ها بزنید خبرهایی از آسیب دیدن کارگران در محل کار به ویژه کارگران ساختمانی می‌بینید. یکی از روی داربست به زمین افتاده و قطع نخاع شده، دیگری موقع پرتاب آجر سرش شکسته و آن یکی زیر آوار ساختمان نیمه کاره مانده و مرده؛ مثل 6کارگری که طی سه روز گذشته در سایه فقدان ایمنی محیط و شرایط کار، در شهرهای مریوان، بندرعباس و تهران دچار حادثه شدند که سه نفرشان در خیابان ظفر تهران جانشان را از دست دادند. به خاطر همین آمارهاست که ایران در زمینه رعایت مسائل ایمنی کار در میان کشورهای جهان رتبه 102 را دارد.
اما آنطور که در ماده 65 قانون تامین اجتماعی آمده، درصورت وقوع حادثه ناشی از کار، کارفرما مکلف است، اقدامات لازم اولیه را برای جلوگیری از تشدید وضعیت حادثه دیده انجام دهد و گزارش حادثه را ظرف سه روز اداری از تاریخ وقوع به صورت کتبی به سازمان تأمین‌اجتماعی اطلاع دهد. همچنین چنانچه کارفرما برای جلوگیری از تشدید وضع حادثه‌دیده متحمل هزینه‌هایی شود، از آنجایی که بیمه‌شده تحت‌پوشش تأمین‌اجتماعی است و این سازمان مکلف به ارائه خدمات درمانی به بیمه‌شدگان است، کارفرما می‌تواند برای دریافت هزینه‌های خود به سازمان تأمین‌اجتماعی مراجعه تا برابر مقررات در این خصوص اقدام شود.
70هزار کارگر ساختمانی در نوبت بیمه
سال 1386 بود که مجلس تصویب کرد منابع مالی برای تامین هزینه‌های بیمه کارگران ساختمانی از محل صدور پروانه‌های ساختمانی شهرداری در نظر گرفته شود اما «این منابع کافی نیست.»
اکبر شوکت، رئیس کانون کارگران ساختمانی کشور و عضو کارگری هیات امنای سازمان تامین اجتماعی، این را می‌گوید و معتقد است 50 درصد آسیب‌های کارگران در محل کارشان مربوط به کارگران ساختمانی است.
وی با بیان اینکه 60 درصد فوتی‌ها در میان کارگران ایران مربوط به کارگران ساختمانی است، می‌گوید: «سال 92 رکورد مرگ و میر کارگران ساختمانی بود که در آن سال 1300نفر فوت شدند، اما میانگین مرگ و میر کارگران ساختمانی سالیانه 800 تا 1000نفر است. حدود1میلیون نفر از کارگران ساختمانی بیمه تامین اجتماعی شده‌اند. 10تا 15 درصد این کارگران، کارگرانی هستند که سرچهارراه‌ها می‌ایستند و استادکاران ماهر در میدان‌ها نمی‌ایستند. بخشی از این کارگران روستاییانی هستند که برای کار به داخل شهرها می‌روند و خودشان بیمه روستایی دارند، بخشی از آن‌ها کسانی هستند که بیکار شده‌اند و به صورت موقت بر سر چهارراه‌ها می‌ایستند و کار کارگری عمومی انجام می‌دهند. اگر بخواهند جزو آمارگیری تامین اجتماعی محسوب شوند، باید بر سر ساختمان‌ها بروند».
او ادامه می‌دهد: «سامانه پالایش بیمه کارگران ساختمانی از اواسط سال 96 آغاز به کار کرد و الان هم ملاک بیمه شدن کارگران، همین سامانه است. بانک اطلاعات ایرانیان اول آن‌ها را شناسایی می کند و در مرحله دوم انجمن‌های صنفی به صورت میدانی بازرسی می‌کنند و بعد از طی روالی 15روزه، ثبت‌نام می‌شوند. این سامانه نزدیک به 240 هزار کارگر را شناسایی کرده است که کارگر ساختمانی نبوده و بیمه بودند، بعد از این شناسایی بیمه آن‌ها قطع شده است».
شوکت با بیان اینکه ۷۰70هزار نفر در نوبت بیمه هستند، می‌گوید: «در بخش حوادث بزرگترین مشکلی که در زمینه حوادث کارگران ساختمانی وجود دارد این است که کارفرمایان الزامی برای رعایت مسائل ایمنی ندارند. اهرم‌های فشار بر دوش کارفرما نیست، جان انسان‌ها هم کم ارزش شده است. مسوولانی که باید به فکر باشند و ارزش جان انسان‌ها را بفهمند، کم هستند. ما نیاز داریم که در این باره تغییرات قانونی صورت بگیرد. کارفرماها می‌روند بیمه مسوولیت می‌گیرند که این بیمه به عنوان مثال تقبل می‌کند که اگر برای ۵ کارگر حادثه‌ای ایجاد شد، پولش را بدهد. کارفرما نگاه می‌کند و می‌بیند که هیچکس نیست که نظارت کند براینکه حتما او مسائل بیمه‌ای را رعایت کند، از طرفی خیالش راحت است که بیمه پول دیه 5 کارگر را می‌دهد، به خاطر همین بااینکه مثلا می‌داند یک پرتگاه ممکن است جان کارگران را به خطر بیندازند، باز هم آن پرتگاه را نمی‌پوشاند. درحالیکه آسیب یک کارگر می‌تواند یک خانواده را از هم بپاشاند، اما آن کارفرمای متخلف حتی یک شب هم به بازداشتگاه نمی‌رود».
او می‌گوید: «از کارفرمایی که کارگرش در پروژه او و به خاطر بی‌احتیاطی او، قطع عضو شده یا قطع نخاع شده یا فوت شده، باید مجوز کار گرفته شود و حداقل جریمه یک یا دوساله برای او در نظر بگیرند که اگر حادثه تکرار شد، جریمه‌های سنگین‌تری برایش درنظر بگیرند. بازرسان ادارات کار محدود هستند و باید به سمتی بروند که بازرسی‌ها را به تشکل‌های ایمنی کار بسپرند. مسوولان ایمنی نباید حقوق بگیر کارفرما باشند. نباید از آن داربست‌های قدیمی استفاده شود…………».
قانون طرف کارفرماهاست
واقفی، کارفرما، بساز و بفروش و یکی از هزاران بسازوبفروشی است که سال‌های زیادی را با کارگران ساختمانی گذرانده؛ او می‌گوید بیمه بیشتر طرفدار کارفرماهاست تا کارگران. او با بیان اینکه ساختمان وقتی شروع به کار می‌کند قبل از اینکه شهرداری جواز بدهد یک سال باید ساختمان را بیمه کرد، می‌گوید: «این بیمه حوادث، بابت کارگرانی است که بر سر ساختمان آسیب می‌بینند اما فقط شهرداری در مرحل اولیه این را می‌خواهد، اما پروژه‌های عمرانی معمولا بیشتر از یک یا دوساله هستند، پس از آن هرگز شهرداری پیگیر این ماجرا نمی‌شود. خیلی از سازنده‌ها هم دیگر کارگران را بیمه نمی‌کنند».
او ادامه می‌دهد:‌ «کارفرماها با بیمه‌هایی مثل بیمه ایران حوادث ناشی از کار را برای کارگران بیمه می‌کنند. بیمه اول جواز ساخت و متراژ را می‌بیند و بعد بیمه می‌کنند. این بیمه فقط به داد کارفرما و ساختمان‌ساز می‌رسد و به داد کارگر نمی‌رسد. این بیمه پول دیه یا هزینه‌های بیمارستان را می‌دهد».
واقفی با بیان اینکه نیروهای ما یک سری کارگرهای روزمزد ما هستند و یک سری نیروهای پیمانی هستند، مثل گچکار، دیوارچین و … می‌گوید:‌ «قانون درست و حسابی برای اینکه بشود این کارگرها را بیمه تامین اجتماعی کرد وجود ندارد. من یک بار برای بیمه کردن این کارگران مراجعه کردم و به من گفتند که شما در صورتی می‌توانید این کارگران را بیمه کنید که یک شرکت ساختمانی باشید. در واقع در این زمینه خلاء قانونی داریم. یعنی ساختمان‎‌ساز از طریق خود کار ساختمان نمی‌تواند کارگری را بیمه تامین اجتماعی کند مگر اینکه کارفرما شرکت تامین اجتماعی داشته باشد و آنها را به عنوان کارمند یک شرکت بیمه کند».
به کارگران ساختمانی آموزش دهید
هرچند به تازگی مدیرکل نامنویسی و حساب‌های انفرادی سازمان تامین اجتماعی از ثبت نام کارگران ساختمانی در سامانه رفاهی این سازمان خبر داده است اما این سازمان ارائه کارت مهارت معتبر همان شغل از سازمان فنی و حرفه ای وابسته به وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و ثبت نام در سامانه رفاهی کارگران ساختمانی را الزامی دانسته است.
حسام نیکوپور، معاون پژوهشی موسسه عالی پژوهش تامین اجتماعی با بیان اینکه بیمه کارگران ساختمانی از سوی دولت اعلام می‌شود اما کارگرانی که مجوز کار نداشته باشند نمی‌توانند بیمه شوند که البته برای بیمه کردن کارگران ساختمانی مشکل‌زاست، می‌گوید:‌«اولین خدمتی که از سوی تامین اجتماعی انجام می‌شود حوادث شغلی است. درحال حاضر حدود 19 تا 20 هزار سالیانه حوادث شغلی داریم. این حوادث در کمیسیون‌های مختلف تامین اجتماعی بررسی می‌شود و براساس میزان ازکارافتادگی غرامت داده می‌شود. اگر 66 درصد به بالا از کارافتادگی اتفاق افتاده باشد، از کارافتاده کلی محسوب می‌شود. الان 9درصد کل مستمری‌بگیران تامین اجتماعی ازکارافتادگان هستند. جدول ازکارافتادگی کارگران حتما نیاز به بازنگری دارد. اغلب کارگران غیررسمی بیمه نیستند و احتمال حادثه دیدنشان بیشتر است».
او ادامه می‌دهد:‌ «……….. حدود 14 تا 16 درصد کل حوادث ثبت شده مربوط به کارگران ساختمانی است. کارگر باید آموزش داده شود و اداره کار باید این آموزش‌ها را برعهده بگیرد. یک ماده قانونی در تامین اجتماعی داریم که هزینه آموزش برای توانمند کردن افراد آسیب‌دیده به عهده صندوق‌های بیمه‌ای است که البته این صندوق‌ها هم این کار را انجام نمی‌دهند».
اما مهدی شکوری رئیس گروه نظارت فنی و احتساب سوابق سازمان تأمین اجتماعی معتقد است مسئولیت کارفرما تنها محدود به آموزش و نظارت پیش از حادثه نمی‌شود. اومی گوید: «به استناد ماده 65قانون تأمین اجتماعی در صورت وقوع حادثه ناشی از کار، کارفرما مکلف است اقدامات لازم اولیه را برای جلوگیری از تشدید وضع حادثه دیده به عمل آورده و مراتب را ظرف سه روز اداری کتباً به سازمان تامین اجتماعی اعلام کند. ضمناً در تبصره یک ماده «95» قانون کار نیز کارفرما می بایست کلیه حوادث ناشی از کار را سریعاً به صورت کتبی به اطلاع اداره کار و امور اجتماعی محل نیز برساند».
او درباره نحوه حمایت‌های سازمان تأمین اجتماعی از کارگران ساختمانی می‌گوید: «به استناد ماده 66 قانون تامین اجتماعی در صورتی که ثابت شود وقوع حادثه مستقیماً ناشی از عدم رعایت مقررات حفاظت فنی و بروز بیماری ناشی از عدم رعایت مقررات بهداشتی و احتیاط لازم از طرف کارفرما یا نمایندگان او بوده، سازمان هزینه‌های مربوط به معالجه و غرامات و مستمری‌ها و غیره را پرداخته و طبق ماده 50این قانون از کارفرما مطالبه و وصول خواهد کرد. لذا صرف نظر از چگونگی اجرای این ماده قانونی، سازمان تامین اجتماعی حمایت ها و خدمات خود را به بیمه شدگان حادثه دیده یا بازماندگان واجد شرایط آنان ارائه خواهد داد».
بخش هایی ازیک گزارش رسانه ای شده بتاریخ 19مرداد

*- کودکان، نیروی کار سیاه کارگاه‌های اقتصادی هستند
نماینده تهران در مجلس عنوان کرد: در شرایط کنونی تعدادی از کودکان کمتر از 15 سال نیز در کارگاه‌های تولیدی و سایر بخش‌ها مشغول به کار هستند و از آنها به عنوان نیروی کار سیاه استفاده می‌شود، چرا که نه اسامی آنها جایی ثبت شده و نه تحت پوشش بیمه قرار می‌گیرند و نه حقوق تعیین‌شده از سوی وزارت کار را دریافت می‌کنند.

*مرگ 2کارگر شهرک قصر دریا بیشه براثرشلیک مستقیم کارکنان نیروگاه هوایی ارتش
روزشنبه 19مرداد ماه،براثرشیلک مستقیم کارکنان نیروگاه هوایی ارتش 2کارگرشهرک قصر دریا بیشه آتش جان باختند وبیش از چهارنفرهم زخمی وبه بیمارستان منتقل شدند.
براساس گزارشات منتشره،به دلیل اجراء احکام رای دادگستری نسبت به اجرا حق شهرک قصر دریا ، نیروی هوای از اجرا حکم ممانعت کرده و با هماهنگی های قبلی به سمت ماموران و صاحب اراضی شهرک قصر دریا تیراندازی کردند وحدود 30تا40 کارگر شهرک قصر دریا که جهت تماشا درگیری در آن محل حضور داشتند مورد اصابت گلوله قرار گرفتند ودو نفر شان دردم جانشان را ازدست دادندو 4 نفر دیگرزخمی وراهی بیمارستان شدند.همچنین کارکنان نیروگاه هوایی ارتش به حاضرین دراین محل با باتوم یورش آوردند وچند نفر دیگر راهم مصدوم وراهی بیمارستان کردند.

*- پتروشیمی آبادان رو به احتضار است
غلامرضا شرفی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری خانه ملت با اشاره مشکلات اقتصادی مردم آبادان و ظرفیت‌های صنعتی موجود در این شهر، گفت: زمانی شهر آبادان 600 هزار جمعیت را به لحاظ اقتصادی پاسخگو بود اما امروز به سختی از پس تامین معیشت 300 هزار جمعیت رو به مهاجرت خود بر می‌آید چرا صنعت به‌ویژه صنعت نفت و پتروشیمی در این شهر به نابودی کشیده شده است.
نماینده آبادان در مجلس با بیان اینکه پتروشیمی آبادان رو به احتضار است چراکه صنایع آن به روز نشده است، افزود: در حالی صنایع پتروشیمی آبادان رو به نابودی هستند که جزو صنایع کهنه ایران بوده و طی 120 سال متمادی مشاغل بسیاری را برای سکنه این شهر ایجاد کرده‌اند.
آبادان ظرفیت احداث 6 پتروشیمی به روز را دارد
وی با اشاره به گفته کارشناسان مبنی بر اینکه آبادان ظرفیت احداث 6پتروشیمی به روز را دارد و می‌توان از این طریق ارزش‌افزوده بسیاری را ایجاد کرد، اضافه کرد: آبادان زیرساخت‌های لازم را برای احداث پتروشیمی‌های جدید دارد در حالی که فقط با به‌روزرسانی پالایشگاه‌ها و صنایع پتروشیمی موجود می‌توان بسیاری از مشکلات اقتصادی را حل کرد.
حقابه مردم آبادان به‌ویژه کشاورزان باید به طور کامل داده شود
عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی همچنین با تاکید براینکه حقابه مردم آبادان به‌ویژه کشاورزان باید به طور کامل به آن‌ها داده شود، گفت: شوری آب مشکلات متعددی را برای مردم ایجاد و سبب از بین رفتن جانوران، آبزیان و محیط زیست شده است و این خسارت وارده به مردم حق‌الناسی است که دولت باید نسبت به آن پاسخگو باشد.

*- ارزش افزوده
دوستان و همراهان عزیز لطفا توجه بفرمایید !
توجه، توجه، بسیار مهم
موضوع مهم ارزش افزوده ،از جمله مسایل بسیار باارزش ،در رابطه با تمام فرهنگیان( اعم از شاغل و بازنشسته ) می باشد که سال هاست از جانب مسوولین صندوق ذخیره ،مورد بی توجهی قرار گرفته .
عامل اصلی این بی توجهی ،در کمال تاسف (خود ما،فرهنگیان)هستیم که با ناآگاهی وغفلت از حق وحقوقمان ،باعث سواستفاده‌ ی مدیران اسبق صندوق ذخیره شدیم .
این موضوع از سال گذشته از طرف بازنشستگان سال۹۶ ودر راس آنها ،استاد ارجمند جناب پژوهش ،مورد توجه و پیگیری جدی ،قرار گرفت که در نتیجه،تجمع مهم ۲۳ دیماه ۹۷ در مقابل ساختمان صندوق در تهران را پدید آورد .
تا آن زمان مسوولین صندوق به این موضوع دل،خوش داشتند که فرهنگیان عزیز،همچنان در خواب زمستانی هستند وتا زمانیکه صدایی ،از حلقومی، برنخاسته، می توان از غفلت این خانواده ی بزرگ، بهره برد .
بهوش باشید . ‼
ارزش افزوده چیست؟
((دادن سهم واقعی شرکتها..کارخانجات..سهام. به نرخ روز به کسانی که بازنشسته خواهندشد..))
از زمانیکه صندوق ذخیره ،افتتاح شد ،بحث اصلی ،این بود که سهامدار اصلی ان،فرهنگیان ،باشند. لذا ،هر ماه مبلغی ،از حقوقمان ،بابت این موضوع کسر شد .
مسوولین صندوق، با توجه به تعداد کثیر فرهنگیان و سرمایه های بی شماری که از جیب آنها به صندوق ،واریز می شد ،به این فکر افتادند که ابتداشرکت هایی را راه اندازی کنند .
یکی از این شرکت ها، شرکت ساختمانی معلم است که جهت فعالیت های ساختمانی ،اعم از مسکونی و تجاری و….در تاریخ (۱۳۷۱/۳/۱۹)به ثبت رسیده واز تاریخ ۱۳۸۶ فعالیت جدی خود را آغاز نموده است .
این شرکت ،در روندی روبه رشد ،توانسته ،دارایی های خود را افزایش دهد. مخصوصا از طریق فروش آپارتمان های قابل واگذاری .و افزایش شرکت های تابعه به ۳۰شرکت مهم
۱-شرکت پروژه آریا عمران
۲-شرکت پدید آوران اطلس پارس
۳- شرکت آرتا لطیف سبلان
۴- شرکت پارس گوهر بین الملل و…..و….و…….شرکت های بسیار زیادی که با سرمایه ی ما فرهنگیان، افتتاح شد وتا کنون در حال فعالیت وسوددهی هستند .
زمانیکه فرهنگیان ،به بازنشستگی می رسند ، با واریز کردن مبلغی اندک، ( به خیال خود) با ما تسویه کردند .
فرهنگیان بازنشسته می شوند ولی همچنان این شرکت ها و بانک سرمایه (از جیب مبارک ما وحاصل سرمایه ی تمام عمرمان، مشغول کار ودر حال سود دهی هستند .
( چرخ کارخانه ها می چرخد ،به سلامتی ومیمنت).
سوال اینجاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سهم ما ،از سود این همه شرکت (در تمام مدت عضویتمان در صندوق ذخیره، چیست؟؟؟؟؟؟؟
دوستان عزیز ! توجه بفرمایید .( ما تنها در اینجا چند شرکت را نام بردیم وتحقیق و بررسی ،در زمینه ی دیگر شرکت ها را به خودتان واگذار می کنیم ‌.
سهم سود ما ،ازین مجموعه ی عظیم ،با محاسبه ی دقیق،بسیار بیشتر از پاداش سی سال خدمتمان ،خواهد بود ومسوولین صندوق ،برای این سواستفاده ی بزرگ ،باید پاسخگوی تک تک ما باشند
در تجمع ۲۳ دیماه، این موضوع مطرح شد و سرانجام با پافشاری تجمع کنندگان، کارگروهی به سرپرستی جناب اقای پژوهش تعیین گردید تا با مسوولین صندوق ،در ارتباط باشند وچون این مورد در بند ۸ اساسنامه ی صندوق به صراحت ،گنجانده شده باید سریعتر اجرایی گردد.
( ما در اصل سهامداران این موسسه ی بزرگ هستیم نه سرمایه گذار) چرا که صندوق ذخیره ،تمام پیشرفت های مالی خود را ( از ابتدا تا کنون) مدیون تک تک ما،فرهنگیان است .
ما هرگز در برابر این خواسته ی خود ،کوتاه نخواهیم آمد وبا قدرت هر چه تمامتر ،در راه رسیدن به حقوق به یغما رفته ی خود،گام برداشته وتا آخرین ذره ی حق و حقوقمان را ،دریافت نکنیم ،لحظه ای ( سکوووووت) نخواهیم کرد .
برای تک تک شما عزیزان ،ارزوی موفقیت و پیروزی وبرای سردمداران عزیزمان آرزوی اندکی انصاف ودادگری ،داریم.
در انتها از همه ی شما درخواست میشود تا برای شناسایی دارایی های صندوق تحقیق و بررسی کنید
واین پیام را در تمام گروهها انتشار دهید چون به آگاهی فرهنگیان عزیزنیاز داریم
تابستان ۱۳۹۸
مدیران ابرگروه مطالبات هوشیاری فرهنگیان
برگرفته از کانال صنفی معلمان
https://telegram.me/ettehad

*- محبوبه فرحزادی معلم بازنشسته در نشست بازنشستگان انزلی از وضعیت وموقعیت معلمان بازنشسته در جامعه سخن می گوید :
ما بازنشستگان امروز، شاغلین دیروزیم. ما معلمان انقلابیم. ما بودیم که انقلاب کردیم. نسل ما بود که انقلاب کرد . متاسفم که بعد از چهار دهه ما معلمان انقلاب که امروز بازنشستگان هستیم در جامعه، هنوز باید برای گرفتن خواسته هایمان در کف خیابان فریاد بزنیم. جای ما کف خیابان نیست. .اگر من، اگر من معلم بازنشسته کف خیابان هستم، مقصرش مسئولینی هستند که حقوقهای نجومی میگیرند و حق ما را خورده اند. معیشت، منزلت، سلامت، حق مسلم ماست.
مرداد 1398

*- ۱۶ میلیون ایرانی مهاجر در دنیا داریم!
بهرام صلواتی، عضو هیات علمی موسسه مطالعات جمعیتی کشور: ۱۶ میلیون ایرانی مهاجر در دنیا داریم و طبق آمار سال ۹۵ بیش از ۲۹ درصد جمعیت کشور تمایل به مهاجرت دارد

*- مردم چگونه گذران زندگی می‌کنند – گزارش از یک محله کارگری
رضا شکری
با کاهش ارزش ریال، به جز معدودی استثناها قیمت همه کالاها بین دو تا پنج برابر افزایش قیمت داشته است.
مواد غذایی از جمله کالاهایی هستند که قیمت آنها افزایش یافته و این افزایش قیمت هر روز ادامه دارد. نرخ تورم بالای ۴۰ درصد مانع از تثبیت قیمت‌ها است. قدرت خرید مردم از دست رفته، نرخ بیکاری افزایش یافته، پس اندازها رو به اتمام است و چشم‌اندازی برای بهبود شرایط وجود ندارد.
گذران زندگی
در این شرایط سؤال بسیاری از مردم ایران این است که دیگر هم‌وطنان چگونه زندگی می‌کنند؟ چه می‌خورند و چه می‌پوشند؟ چگونه وضعیت اقتصادی خانواده را مدیریت می‌کنند؟
ناگفته پیداست که پاسخ به این سؤالات بسته به طبقه اجتماعی خانوارها متفاوت است. زندگی کارگرانی که زیر دو میلیون تومان دستمزد می‌گیرند با زندگی کسانی که درآمد آنها پنج یا ده میلیون تومان در ماه است تفاوت زیادی دارد. بررسی تغییرات زندگی هر قشر از مردم ایران نیازمند تحقیق و مشاهده جداگانه است.
به سراغ محله‌ای رفتم که اجاره خانه در آن بین ۶۵ تا ۹۰ میلیون تومان رهن کامل است. بافت محله کارگری است اما کسبه، کارمندان دولتی، دست فروشان و فروشندگان سیار نیز در این محله سکونت دارند. افرادی که برای خرید به میوه‌فروشی یا سوپر مارکت مراجعه می‌کنند را زیر نظر گرفتم و با تعقیب آنها سعی کردم محل زندگی آنها را ببینم و راهی برای گفت‌وگو با آنان بیابم. این گزارش حاصل این تعقیب است. تصویر نهایی پس از هر پیگری‌، گرسنگی و فلاکت بود.
تغییر و کاهش
یک پیراهن ورزشی، یک کفش کتانی که پشت آن خوابانده شده و یک شلوار مشکی کُردی به تن دارد. موی سر و دستان او خاک آلوده است. با یک نایلون زرد رنگ از سوپر مارکت خارج می‌شود. درون نایلون یک بسته ماکارونی رشته‌ای ۷۰۰گرمی و یک قوطی کوچک رب گوجه فرنگی قرار دارد. قدمهایش آرام است. یا انرژی کافی ندارد و یا عجله‌ای برای رسیدن به خانه ندارد‌، ‌چیزی که در این در آفتاب سوزان ظهر تابستان عادی نیست. سر راه دو عدد پیاز و مقداری نان به خریدهای او اضافه شد.
با او گفت‌وگو کردم و متوجه شدم این مواد غذایی خریداری شده باید شکم هشت کارگر ساختمانی را برای وعده نهار سیر کند. مرا در جمع خود پذیرفتند اما مدتی طول کشید که یخ آنها باز شود و بی‌تعارف صحبت کنند.
− اینکه غذا نیست.
− تا وقتی چیزی باشه که لای نون بگذاریم شکر می‌کنیم.
− یک دانه فلفل دلمه‌ای از خود ماکارونی گران‌تر شده است.
− میوه گیر ما نمی‌آمد حالا سیب‌زمینی هم گران شده.
این کارگران ساختمانی در همان ساختمان نیمه‌کاره که مشغول ساخت آن هستند زندگی می‌کنند. آنها افراد مهاجری هستند که از عهده اجاره خانه بر نمی‌آیند و محل سکونت آنها بسته به محل کار جدید عوض می‌شود.
یکی از آنها می‌گوید که خودش صاحب زمین نبوده و به دلیل خشکسالی و افزایش جمعیت بیکار در روستاها نتوانسته است مانند گذشته بر روی زمین دیگران کارگری کند.
دو نفر از این افراد وضعیت متفاوتی دارند. از آنجا که فاصله بین خانه آنها و محل کارشان بیش از ۳۵ کیلومتر است فقط یکبار در هفته به خانواده خود سر می‌زنند. هر هشت کارگر ساکن در این ساختمان به صورت نوبتی مخارج و مایحتاج زندگی گروه را تامین می‌کنند.
«سوسیس دانه‌ای چند؟»
شنیدن این سؤال در مغازه‌ها موضوع جدیدی است. در کنار یخچال هر مغازه‌ای که محصولاتی مانند سوسیس می‌فروشد یک چاقو با بند بسته شده است تا مشتری به مقداری که می‌خواهد جدا کرده و روی ترازو قرار دهد. کیلویی چند است تبدیل شده به دانه‌ای چند است؟
مغازه‌دار می‌گوید “هات داگ”، و مشتری بی توجه به او از همان کلمه سوسیس استفاده می‌کند. دانه‌ای دو و دویست، سه و چهارصد، شش و هفتصد؛ قیمت هر مارکی متفاوت است. روکش دو مدل ارزان قیمت شبیه پلاستیک بازیافتی است اما ظاهر سومی بهتر است.
یک عدد هات داگ به قول آقای صاحب مغازه یا یک عدد سوسیس به گفته خانم خریدار قرار است نقش پروتئین یک وعده غذای برای چهار نفر را تامین کند. خانم خریدار می‌گوید «سوسیس‌ را ریز ریز و سرخ می‌کنم؛ آخرش که ماکارونی پخت قاطی می‌کنم.» او می‌گوید که قادر به خرید گوشت یخی و دولتی نیستند.
میوه مثل خارج
هفت عدد پیاز، شش عدد سیب‌زمینی و مقداری آلو که ارزان‌ترین میوه مغازه است خرید یک خانم را تشکل می‌دهد. مایل به گفت‌وگو نیست و برخورد تندی می‌کند.
میوه‌فروش می‌گوید که این خانم و خانواده اش از ساکنان قدیمی این محله هستند. «شوهرش کارگر بود. بعضی وقتها خودش و بعضی وقتها آقایشان برای خرید می‌آمد. دستشان به دهانشان می‌رسید تا اینکه آخر پارسال گفته بودند دیگر نمی‌خواهیم. بنده خدا بیکار شد.»
آقای میوه‌فروش می‌گوید اگر می‌خواهی بدانی در مملکت چه خبر است یا ساعت ۱۰ صبح بیا یا غروب که هوا تاریک می‌شود. از او می‌پرسم در این ساعات چه خبر است؟ پاسخ می‌دهد «بیا خودت می‌بینی.»
حق با میوه‌فروش است. این صحنه‌ها را باید مستقیم مشاهده کرد. در ساعات ابتدایی روز زنان خانه‌دار به میوه‌فروشی مراجعه می‌کنند تا بهترین میوه‌ و سبزیجات را انتخاب کنند. ساعت ۹ صبح از تعداد مشتریان کاسته می‌شود و میوه‌فروشان اقدام به درجه‌بندی میوه‌های باقی مانده می‌کنند. میوه‌های سالم و بدون لک در یک طبقه و میوه‌های دارای لک و زدگی در طبقه دیگر قرار می‌گیرند. مقداری میوه و سبزیجات که کیفیت بسیار پائینی دارند و خریداری پیدا نخواهند کرد در این میان باقی می‌ماند که دور ریخته نمی‌شوند. بیرون مغازه جایی برای آنها تعبیه شده؛ می‌توان آنها را با نصف قیمت یا گاهی بیست درصد قیمت خرید.
هنگامی که هوا رو به تاریکی می‌رود مشتریان دیگری از راه می‌رسند که قادر به پرداخت پول نیستند. آنچه باقی مانده در واقع زباله است و صاحب میوه‌فروشی چاره‌ای جز دور ریختن آنها ندارد. آنها که در شیفت شب می‌آیند اجازه دارند تا باقی‌مانده‌ها را به صورت رایگان به خانه ببرند.
یک شهروند سالخورده که متوجه نگاه کنجکاوم شده است لازم می‌بیند تذکری بدهد. «اینها افراد با آبرو هستند. فکر نکنید گدا هستند. چون نمی‌خواهند دستشان جلو دیگران دراز باشد گوجه و میوه خراب می‌خرند یا از بین آشغالها جمع می‌کنند. چندبار به این آقا گفتم اگر کسی را دیدی که نیاز داشت من پولش را می‌دهم ولی گفت قبول نمی‌کنند. کسی که گدا باشد می‌گوید بیشتر کمک کن ولی این بندگان خدا اینطوری نیستند.»
«این را کم کن»
یکی دیگر از اتفاقاتی که در مغازه‌ها زیاد دیده می‌شود، این است که مشتریان بعد از اطلاع از مبلغ نهایی خرید خود به مغازه‌دار می‌گویند اقلامی را کنار بگذارد تا پولی که باید بپردازند کاهش یابد. این اتفاق بی‌سابقه نیست اما در گذشته به ندرت مشاهده می‌شد. این روزها مشتریان زیادی دیده می‌شوند که در جیب یا کارت بانکی خود مقدار کمی پول دارند و برای پرداخت یک مرتبه خرید نیز با محدودیت مواجه هستند. اقلامی که کم می‌شوند شامل لبنیات، شوینده‌ها، حبوبات، بسته‌های بهداشتی و کالاهای مختلفی هستند که خریدار از خرید آنها منصرف می‌شود.
نوعی دیگر از خرید اینگونه است که به جای وزن کالا مقدار پولی که مشتری می‌تواند پرداخت کند بیان می‌شود. ده هزار تومان پنیر، سه هزار تومان خیار شور، هفت هزار تومان سیب‌زمینی، پنج هزار تومان پیاز و… که جایگزین واحد کیلوگرم و گرم شده‌اند. این نوع خرید در بین کودکان هم رواج یافته است. کودکان تا همین سال گذشته در ازای مبلغ بین هزار تا پنج هزار تومان اندکی قدرت انتخاب داشتند اکنون یک اسکناس دو هزار تومانی را از پشت دخل بالا می‌گیرند و به صاحب مغازه می‌گویند «یه خوراکی بده.» صاحب مغازه نیز بر حسب حوصله و مروت خود چیزی که را انتخاب کرده و به آنان می‌دهد. این مسئله به خصوص در مورد بستنی رایج است زیرا انواع مختلف بستنی از قیمت دو هزار و پانصد تومان به بالا موجود است و فقط دو یا سه نوع بستنی با قیمت زیر هزار و پانصد تومان در مغازه‌ها موجود است. کودکان در هنگام خرید مهارتهای اجتماعی و اقتصادی کسب می‌کنند اما این نوع از خرید آنها را با مقوله انتخاب بیگانه می‌کند.
دست تکان دادن برای میوه‌ها
یک شهروند میانسال می‌گوید: «زنم می‌گوید با این پول نمی‌شود میوه خرید. راست می‌گوید. این تابستان با هندوانه و طالبی گذشت. ارزانتر است. طرف گیلاس و هلو نمی‌شود رفت. دیگر نمی‌شود میوه خرید فقط از پشت شیشه میوه‌فروشی نگاه می‌کنیم که یادمان نرود میوه چه شکلی بود.»
خانمی که دو فرزند دارد با گلایه از میوه‌فروشان می‌گوید: «این میوه‌ها را می‌چینند پشت شیشه و یک لامپ روشن می‌کنند که توی چشم باشد. بچه‌های ما چه گناهی کرده‌اند که اینها را می‌بینند. به خدا بهانه می‌گیرند که چرا برای ما میوه از اینها نمی‌خرید. به بچه بگویم حقوق پدرت یک میلیون و هشتصد است و ما با با ماهی هشتصد هزار تومان باید زندگی کنیم؟ بچه این چیزها را نمی‌فهمد. دو روز پیش جلوی بقیه گفت مامان انبه بخر. گفتم مامان فردا برایت می‌خرم؛ جلوی بقیه زنها گفت دروغگو. خیلی خجالت کشیدم.»
تغییر بسته‌بندی
قیمت‌ها در ایران هنوز تثبیت نشده‌اند. با وجود کاهش قیمت دلار در بازار آزاد افزایش قیمت‌ها در ایران ادامه دارد. از آنجا که جهش‌های ناگهانی قیمت و گرانی مداوم محصولات یک واحد تولیدی از نظر روانی باعث ریزش مشتریان یک برند می‌شود واحدهای تولیدی سیاست جدیدی را در پیش گرفته‌اند. برای جلوگیری از افزایش قیمت‌ها تا جای ممکن با کاهش اندازه، حجم و وزن محصولات تلاش می‌کنند که قیمت‌ها را به صورت موقت ثابت نگه دارند.
کودکان، زنان و فروشندگان کنجکاو اولین کسانی هستند که متوجه این تغییرات می‌شود. کودکان معتقد هستند اندازه خوراکی‌های محبوب آنها کوچک شده است. کودکان معتقد هستند بستنی‌ها کوچک شده، از وزن بسته‌های مواد غذایی کاسته شده است و داخل پاکت‌های چیپس، پفک و تخمه بیشتر با هوا پر می‌شود تا ماده خوراکی. یکی از زنان این محله معتقد است «بسته‌بندی مواد شوینده به شکلی است که نمی‌توان داخل آنرا دید. شاید بعضی‌ها توجه نکنند اما کسانی که با پیمانه از این مواد استفاده می‌کنند فکر می‌کنم متوجه شده باشند که بطری‌ها و بسته‌ها سر خالی هستند.» یکی دیگر از زنان این محله توضیح می‌دهد که «سر خالی نه مثل نوشابه! قسمت گرد بالای بطریها خالی است. بسته‌بندی فرقی نکرده ولی از چیزی که داخل آن است کم شده.»
خانم دیگری برای توضیح این مطلب به بسته‌بندی پودر رختشویی اشاره می‌کند و معتقد است «این تایدها مثل سابق نیست. قبلاً تا زیر جایی که با انگشت باز می‌شود پر بودند اما الان نصفش خالی است.» یکی دیگر از ساکنین محله می‌گوید سالهاست از یک مارک قدیمی ایرانی استفاده می‌کند و در خانه ظرفی دارند که مخصوص پودر رختشویی است. او می‌گوید این ظرف را طوری انتخاب کرده است که با یک بسته پودر رخت‌شویی پر شود اما اکنون همیشه سر آن خالی است.
مغازه‌داران سالخورده با دقتی بیش از مغازه‌داران جوان به این مسئله توجه کرده‌اند. بعضی از مغازه‌داران جنس‌های جدید را با ترازو وزن کرده و با وزن کالاهای خریدهای پیشین خود مقایسه می‌کنند. یکی از مغازه‌داران که از یک ترازوی دو کفه‌ای قدیمی به عنوان تزئین مغازه خود استفاده می‌کند چنین توضیح می‌دهد: «این ترازوهای قدیم کلاه سرشان نمی‌رود. یکی را می‌گذاری اینطرف و یکی را می‌گذاری آن طرف. شما بگو کیک، بگو ماست، بگو حبوبات، هر چیزی را که وزن کنی جنس‌ها سبک شده‌اند. ترازو اشتباه نمی‌کند.»
مغازه‌دار دیگری می‌گوید دستکاری بسته‌بندی اجناس از زمان دولت احمدی‌نژاد شروع شده است. اشاره او به دوره پس از تحریم‌های هسته‌ای ایران است. او معتقد است: «از آخرهای خرداد این کلاهبرداری دوباره راه افتاده است. اینکه به شما می‌گویم چیزی است که با چشم معلوم است وگرنه مثلاً اگر یک شرکت ده گرم از یک جنس صد گرمی کم کند چند میلیارد به نفع شرکت است. کسی متوجه ده گرم نمی‌شود. از آخرهای خرداد جوری دستکاری کرده‌اند که با چشم معلوم است.»
این کم‌فروشی تولید کنندگان با کم‌مصرفی یا عدم مصرف خریداران تکمیل شده است و زمینه را برای سوءتغذیه و گرسنگی مزمن اقشار فرودست ایران فراهم کرده است. معاون استاندار تهران گفته است مصرف گوشت قرمز ۴۰ درصد کاهش یافته است. پیش از این با افزایش قیمت گوشت قرمز بر میزان مصرف گوشت سفید افزوده می‌شد اما قصابان و فروشندگان مرغ و ماهی معتقد هستند فروش همگی آنها کاهش یافته است. فروشندگان مواد پروتئینی میزان خرید مواد پروتئین بعد از نوروز ۱۳۹۸ کاهش یافته و تاکنون به حالت عادی بازنگشته است.
به جز مواد پروتئینی دیگر مواد ارزشمند غذایی هم از سفره ایرانیان کم یا حذف شده است. این مسئله در آینده مشکلات زیادی برای سلامت یک نسل از جامعه ایران به وجود خواهد آورد.
یک مرد ۴۲ ساله می‌گوید: «غذا کمتر می‌خوریم تا به بچه‌‌ها برسد.» او ادامه می‌دهد: «از جیب خودم خبر دارم و می‌دانم با حقوق کارگری نمی‌شود زندگی کرد. به والله چیزی از زنم نمی‌پرسم. غذا کمتر درست می‌کند و اول برای بچه‌ها می‌کشد. من کمتر از قبل غذا می‌خورم و با نان خودم را سیر می‌کنم. بیچاره زنم نمی‌تواند مثل من نان بخورد و همیشه ضعف دارد».
این کارگر به یک نکته مهم نیز اشاره می‌کند: «یه چیزهایی در خانه بوده که استفاده کردیم و تمام شده. حالا یکی یکی خرج لباس و بقیه چیزها می‌رسد. آن سبزی که پارسال خشک شده امسال بخواهد خشک کند قیمتش سه برابر است. لباسی که دو سال قبل خریده‌ایم صد هزار تومان دیگر در وسع ما نیست دوباره بخریم. اگر بخواهم برای خودمان نفری یک بلوز و شلوار بخرم باید وام بگیرم. هر خرجی که نوبتش بشود بیچاره می‌کند. مدام منتظریم وضع درست بشود ولی بدتر می‌شود.»
زنان این محله می‌گویند که دیگر برای آنها ممکن نیست مانند گذشته به ذخیره‌سازی مواد غذایی بپردازند و این مسئله باعث شده به خریدهای جزئی روی بیاورند. خرید جزئی باعث افزایش مخارج خانواده‌ها است. یکی از خانم‌ها می‌گوید: «این دولت دارد ذره‌ ذره همه ملت را می‌کشد».

*- محمد حبیبی خوزانی ، نویسنده و عضو کانون صنفی معلمان ایران است. او ۱۸سال سابقه دبیری دارد.
محمد حبیبی از سال ۹۳ تاکنون با کانون صنفی معلمان ایران همکاری کرده و در سال ۹۵ عضو هیات مدیره این تشکل شد.
در ۲۰ اردیبهشت ۹۷، محمد، همراه با تعدادی از تجمع‌کنندگان در تجمع اعتراضی مقابل سازمان برنامه وبودجه با ضرب و شتم وحشیانه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.
همسرش که به دادسرای امنیت رفته بود، به طور اتفاقی او را پابرهنه و با لباس‌های پاره دیده، در حالی که آثار ضرب و شتم بر روی صورت وی مشهود بوده است.
محمد به اتهام اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور، تبلیغ علیه نظام و اخلال در نظ به ده سال و شش ماه زندان، ۷۴ ضربه شلاق و ۲ سال ممنوعیت از فعالیت در احزاب، گروه‌ها و دسته‌های سیاسی و اجتماعی و ممنوعیت خروج از کشور محکوم شد. او که هم اکنون در زندان اوین محبوس است، در ماههای اخیر با حکم اخراج از آموزش و پرورش نیز مواجه شده. حکمی که بر اثر فشار فعالان صنفی فعلا متوقف شده است.

*پابرجایی مشکلات رانندگان خودمالک کامیونها پس از گذشت 14ماه از اعتصاب سراسریشان
مشکلات رانندگان خودمالک کامیونها پس از گذشت 14ماه از اعتصاب سراسریشان کماکان پابرجاست.
درهمین رابطه یک راننده خودمالک از افزایش هزینه بیمه به عنوان چالش بزرگ حمل و نقل جاده‌ای یاد کرد و به خبرنگار رسانه ای گفت: هزینه‌ها در بخش بیمه‌ای در یک سال گذشته 4 برابر شده است. در بخش بیمه بدنه و شخص ثالث با توجه به اینکه 1 سال از عمر مفید ماشین کم شده اما به دلیل افزایش نرخ دلار قیمت خودرو نیز چند برابر شده است. درنتیجه به تبع افزایش قیمت خودرو، بیمه خودرو نیز از 1 میلیون تومان به 4 میلیون تومان افزایش پیداکرده است. وی معتقد است که در ماجرای افزایش قیمت دلار، این شرکت‌های بیمه بودند که سودهای کلانی به دست آوردند.
این راننده خودماک افزود: لاستیک ساخت داخل کامیون که قبل از افزایش قیمت دلار بین 1 میلیون و 800 تا 2 میلیون تومان قیمت داشت بعد از افزایش قیمت دلار، 7 میلیون تومان فروخته می‌شود. همچنین لاستیک خارجی نیز که بین 3 تا 4 میلیون قیمت داشت با افزایش نرخ دلار به 13 میلیون نیز رسیده است. به همین دلایل رانندگان مجبور شده‌اند از کالاهای چینی که کیفیت پایین‌تری دارند استفاده کنند.
وی افزود: قیمت بیش‌تر قطعات یدکی خودروهای باری 3 تا 4 برابر شده‌اند. حتی بعضی از اقلام تا 10 برابر افزایش قیمت نیز داشته‌اند. برای نمونه چهارشاخ پاسگانت قبل از افزایش قیمت‌ها 90 هزار تومان بوده اما با افزایش قیمت دلار این کالا 500 هزار تومان شده است. نمونه دیگر یاتاغان است. قبل از افزایش نرخ دلار یاتاغان 750 هزار تومان بود اما هم‌اکنون، این کالا 6 تا 12 میلیون تومان نیز فروخته می‌شود؛ ضمن اینکه به گفته رانندگان این قطعه در بازار اصلاً موجود نیست.
وی در ارتباط باکیفیت لاستیک‌هایی که به صورت دولتی به رانندگان توزیع شده است نیز گفت: این لاستیک‌ها به نسبت لاستیک‌های موجود در بازار کیفیت پایین‌تری دارند و بعد از مدت کوتاهی به دلیل نامرغوب بودن دچار ترک خوردگی می‌شود. حتی توصیه‌شده است که از این لاستیک‌ها در عقب ماشین استفاده شود.
این راننده خودمالک افزود: اکثر رانندگان از سر اجبار و به دلیل ناتوانی در خرید جنس مرغوب، از لاستیک‌های توزیع شده در شبکه دولتی استفاده می‌کنند. به گفته رانندگان مشکل دیگر این اجناس در زمان تحویل آن است. در زمان تحویل این اجناس، دیده شده که لاستیک‌ها را در قالب لاستیک نخی به اسم لاستیک سیمی به رانندگان می‌دهند.
وی در ارتباط با افزایش نرخ کرایه بار نیز گفت: افزایش نرخ کرایه بار منجر به افزایش سود برای رانندگان نمی‌شود؛ تنها کمک می‌کند عقب‌ماندگی از تورم جبران شود. در حال حاضر رانندگان تمام درآمد خود را صرف هزینه‌ها می‌کنند حتی می‌توان گفت که تا حدی هزینه‌شان بیشتر از درآمدشان است. هم‌اکنون رانندگان کار می‌کنند که بیکار نباشند.

اتحاد بین المللی:
گزارش پرونده¬های نقض حقوق و سرکوب کارگران توسط جمهوری اسلامی در سازمان جهانی کار
اوت ۲۰۱۹
مقدمه:
ترجمه سه پرونده نقض حقوق بنیادی کارگران و سرکوب آنان توسط رژیم جمهوری اسلامی در زیر آمده است.
پرونده اول موسوم به پرونده شماره 2508، پس از سرکوب سندیکای کارگران شرکت واحد با شکایت فدراسیون بین¬المللی کارگران حمل و نقل (ITF) در سال 2006 در این سازمان گشوده شد و از آن زمان به بعد هر سال موارد دیگری از نقض حقوق کارگران از جمله نقض مقاوله نامه های بنیادی سازمان جهانی کار، بویژه مقاوله¬نامه¬های 87 و 98 در مورد حق ایجاد تشکل، به این پرونده اضافه شده است. سرانجام پس از 11 سال «کمیته آزادی انجمن» که مسئول بررسی شکایت¬هاست، در سال 2017 این پرونده را به عنوان یکی از دو پرونده «فوق¬العاده جدی و اضطراری» به هیئت مدیره این سازمان برای توجه ویژه ارجاع داد. این کمیته امسال نیز چنان که در متن گزارش آمده است یک بار دیگر توجه هیئت مدیره را به «فوق¬العاده جدی و اضطراری بودن ماهیت این پرونده» جلب می¬کند.
پرونده دوم به شماره 2566 با شکایت کنفدراسیون بین¬المللی اتحادیه¬های کارگریITCU)) در سال 2007 درباره سرکوب تشکل¬ها و فعالین معلم گشوده شد و هر ساله با اضافه شدن شکایت¬های دیگر از سوی این تشکل کارگری و پاسخ¬های رژیم جمهوری اسلامی، ادامه یافته و همچنان در مرحله بررسی شکایت باقی مانده است.
و پرونده سوم نیز به شماره 2807 و با شکایت ITUC در سال 2010 گشوده شد که به طور مشخص به موانع تشکل یابی کارگران و تضاد قوانین و مقررات جاری در ایران با حق ایجاد تشکل کارگری با اراده آزاد کارگران می¬پردازد و به مسئله حضور هیئت نمایندگی به اصطلاح کارگری جمهوری اسلامی در اجلاس سازمان جهانی کار اشاره و به آن اعتراض می کند.
توضیح چند نکته کلی اما مهم درباره این پرونده¬ها و پاسخ¬های دولت ایران و اهمیت طرح آنها در سازمان جهانی کار را لازم می¬دانیم:
1 – رژیم جمهوری اسلامی همزمان با سرکوب تشکل¬های مستقل کارگری و معلمان و بگیر و ببند فعالین این تشکل¬ها، تلاش کرده است که تشکل¬های حکومتی مانند شوراهای اسلامی کار، انجمن¬های صنفی و «نمایندگان کارگران» را در عرصه جهانی، از جمله در اجلاس سازمانی جهانی کار به عنوان تشکل¬های واقعی کارگری معرفی کند. اکنون این تلاش¬ها اگر نگوییم به شکست انجامیده اما به جرأت می¬توانیم بگوییم که به بن بست جدی رسیده است.
چنان که از مفاد پرونده¬ها می¬توان دریافت، کمیته آزادی انجمن سازمان جهانی کار (اگر چه به تلویح) می¬گوید که این سه تشکل که هر سال نمایندگان آنها در کنفرانس سازمان جهانی کار حضور می¬یابند، نماینده همه کارگران ایران نیستند. کمیته در مقابل، بطور مشخص خواهان به رسمیت شناخته شدن پلورالیسم سندیکایی در ایران است واز دولت می خواهد که سندیکای کارگران شرکت واحد را به عنوان تشکل موجود به رسمیت بشناسد و اجازه دهد که این سندیکا بدون هیچ محدودیتی به فعالیت خود ادامه دهد. کمیته همچنین تاکید می کند که قوانین موجود باید اصلاح شوند تا کارگران ایران بتوانند آزادانه تشکل¬های مورد دلخواه خود را در سطح بنگاه و در یک بخش و یا در سطح سراسری ایجاد کنند.
به زیر سوال بردن اعتبارِ(نداشته) تشکل¬های به اصطلاح کارگری حکومتی در سازمان جهانی کار و نیز به همین ترتیب زیر سوال رفتن حضور نمایندگان آنها در کنفرانس این سازمان، در وهله نخست، نتیجه فعالیت¬ تشکل¬های مستقل کارگری و معلمان و همه فعالین کارگری در ایران است که پیگیرانه و شجاعانه و با تحمل زندان، اخراج از کار و از جان گذشتگی، در طول سال¬ها برای حق تشکل¬یابی مبارزه کرده¬اند؛ و در وهله دوم نتیجه کوشش¬های خستگی¬ناپذیر همه فعالین کارگری در خارج از کشور است که با انعکاس صدای کارگران ایران و جلب همبستگی تشکل¬های بین¬المللی کارگری با کارگران ایران و افشای ماهیت ضدکارگری رژیم ایران و تشکل¬های کارگری وابسته به حکومت، نگذاشتند که سرکوب بی¬رحمانه حقوق کارگران ایران در سکوت جهانی و از جمله با سکوت سازمان جهانی کار، ادامه یابد.
2- اینکه بیش از 11 سال طول کشید تا کمیته آزادی انجمن سازمان جهانی کار، تشخیص دهد که پرونده 2508 «ماهیت فوق¬العاده جدی و اضطراری» دارد تا آن را به هیئت مدیره این سازمان ارجاع دهد و اینکه این هیئت مدیره – که رژیم ایران نیز در آن عضویت دارد- بعد از دو سال هنوز هیچ اقدام مشخصی در این مورد انجام نداده است، از جمله نشان می¬دهد که این سازمان به دلیل ماهیت وجودی خود، نه می¬خواهد و نه می¬تواند علیه رژیم ایران که آشکارا حقوق کارگران ایران را پایمال و مقاوله نامه¬های این سازمان را نادیده می¬گیرد، اقدام مشخصی انجام دهد. بنابراین انتظار اینکه سازمان جهانی کار، رژیم را وادار به رعایت حقوق بنیادی کارگران در ایران کند، انتظاری واهی و بیهوده است. همانطور که تجربه نشان می¬دهد، این خود کارگران ایران هستند که می¬توانند با مبارزه خود، خواست¬ها و مطالبات خویش از جمله حق ایجاد تشکل¬های مستقل کارگری را به رژیم حاکم بر ایران تحمیل کنند و توازن قوای طبقاتی موجود را به نفع خود تغییر دهند. متحد طبقه کارگر ایران در این مسیر، نه سازمان جهانی کار بلکه طبقه کارگر و تشکل های کارگری در سطح جهان هستند.
3 – با این حال، از سازمان جهانی کار به عنوان امکانی برای افشای سرکوب¬گری¬های رژیم و فشار بر آن می¬توان و باید استفاده کرد. گزارش¬هایی از نوع پرونده¬های جاری، سند معتبری است در افشای ماهیت ضد کارگری رژیم ایران و محکومیت آن نزد تشکل¬های کارگری در سطح جهانی و نیز آنچه افکار عمومی خوانده می¬شود. دست و پا زدن¬های رژیم در پاسخ به شکایات تشکل¬های کارگری و تلاش برای پرده پوشی واقعیت¬ها که در پرونده¬های موجود به آنها اشاره شده ، نشاندهنده نگرانی رژیم از بازتاب ماهیت سرکوبگرانه و ضد کارگری آن است.
4 – مطالعه پاسخ¬های رژیم به اتهامات مطرح شده در این پرونده¬ها، خشم و انزجار هر خواننده¬ای را که با شرایط سیاسی و اجتماعی ایران و وضعیت کارگران آشناست، برخواهد انگیخت. می¬توان حدس زد که این پاسخ¬ها بویژه برای فعالین کارگری زندانی و همه فعالین که اسامی آنها در پرونده آمده است، بیش از همه رنج¬آور و انزجارآور است.
رژیم در پاسخ به شکایت¬ها به چند تاکتیک متوسل می¬شود. نخست اینکه آشکارا دروغ می¬گوید. برای مثال مدعی می¬شود که تجمع و تظاهرات مسالمت¬آمیز توسط کارگران و تشکل¬های کارگری در ایران آزاد است و کسی به این دلیل مورد پیگرد قرار نمی¬گیرد. دروغ بودن این ادعا نیاز به اثبات ندارد. تنها کافی است به یاد بیاوریم که اعتصاب، تجمع و راهپیمایی مسالمت¬آمیز هزاران کارگر هفت تپه و فولاد اهواز چگونه با هجوم شبانه نیروهای امنیتی به خانه کارگران و دستگیری و بازداشت آنان پاسخ گرفت، و یا چگونه تجمع مسالمت¬آمیز روز جهانی کارگر در مقابل مجلس با یورش نیروهای سرکوبگر حکومت روبرو شد. عده¬ای از بازداشت شدگان هر دو واقعه هم اکنون در بدترین شرایط در زندان به سر می¬برند و تعدادی از آنها اعتصاب غذا کرده¬اند.
فرافکنی و خریدن وقت تاکتیک دیگری است که رژیم با آشنایی از کارکرد بوروکراتیک سازمان جهانی کار در پاسخ¬های خود از آن بهره می¬گیرد؛ با این هدف که که پرونده شامل مرور زمان شود و هیچ گاه به نتیجه نرسد. برای مثال دولت جمهوری سلامی ادعا می¬کند که توصیه¬های کمیته را به «مرکز حقوق بشر قوه قضاییه » اطلاع داده و به طور کلی در حال رایزنی با قوه قضاییه است تا قوانین جاری برای مطابقت دهی با مقاوله نامه¬های سازمان جهانی کار از جمله حق ایجاد تشکل، مورد اصلاح قرار گیرد. در این رابطه دولت کوشش می کند که قوه قضاییه را ارگانی مستقل و ورای نظام جلوه دهد که قوانین را برای رفاه حال عموم اجرا می¬کند. و صد البته در این مورد سکوت می¬کند که در راس این قوه، آدمکشی به نام ابراهیم رئیسی نشسته است که از اعضای «هیئت مرگ» در قتل عام زندانیان سیاسی در سال 1367 بوده و لازم است که در اولین برآمد آزادی¬های سیاسی در ایران، به اتهام جنایت علیه بشریت محاکمه شود. یا در همین رابطه، دولت ادعا می کند که در حال تغییر قوانین از جمله قانون کار از طریق مجلس است تا با اصلاح قانون کار از جمله فصل ششم آن، زمینه و چارچوب قانونی برای ایجاد تشکل¬های کارگری را فراهم کند. این ادعای سراپا دروغ نیز تنها برای خریدن وقت است. زیرا تلاش¬های تاکنونی رژیم برای اصلاح قانون کار نه با هدف فراهم کردن چارچوب قانونی برای ایجاد تشکل¬های مستقل کارگری بلکه با هدف اصلاح آن به زیان کارگران از جمله خارج کردن کارگران از همان حداقل حمایت¬های قانونی بوده است.
5- به رغم دروغگویی های رژیم و وعده¬های بی¬پایه برای به تاخیر انداختن بررسی¬ها، ابعاد و موارد نقض حقوق کارگران توسط رژیم، چنان آشکار، گسترده و غیر قابل انکار است که کمیته آزادی انجمن، در بسیاری موارد، پاسخ های دولت را قانع کننده نمی¬یابد و به همین دلیل پرونده 2508 را به عنوان پرونده¬ای با «ماهیت فوق¬العاده جدی و اضطراری «، به هئیت مدیره ارجاع می¬دهد؛ به علاوه در هر سه پرونده، کمیته در توصیه¬های خود به صراحت از دولت ایران می¬خواهد که اتهامات وارد شده به فعالین کارگری و معلمان ملغی شود و شرایط قانونی برای آنکه کارگران بتوانند آزادانه تشکل¬های دلخواه خود را در محیط کار، در یک رشته تولیدی و خدماتی و در سطح کشوری ایجاد کنند، فراهم کند.
6- در این پرونده¬ها به سرکوب اعتصابات و اعتراضات کارگران هفت تپه و فولاد اهواز ازجمله پخش به اصطلاح مستند تلویزیونی علیه اسماعیل بخشی، سپیده قلیان، علی نجاتی و بازداشت و زندانی کردن آنان به همراه فعالین نشریه گام اشاره نشده است. و نیزهجوم خشونت¬آمیز نیروهای سرکوبگر حکومت به تجمع روز جهانی کار در مقابل مجلس و ضرب و شتم و سسپس زندانی کردن عده¬ای از آنان بازگو نشده است. به نظر علت این بوده است که آخرین بررسی پرونده¬ها در نشست کمیته آزادی انجمن در ماه اکتبر سال 2018 انجام شده، که پیش از وقوع هر دو اتفاق بالا بوده است. می¬توان با اطمینان گفت که شکایت تشکل¬های کارگری در ارتباط با این دو واقعه به کمیته آزادی انجمن ارائه شده و کمیته از دولت ایران خواهان پاسخگویی خواهد بود.
7- اشاره به دو نکته مفهومی در ترجمه این پرونده¬ها را لازم می¬دانیم. نخست، در سراسر متن، منظور از کمیته، «کمیته آزادی انجمن سازمان جهانی کار» می¬باشد که مسئول بررسی شکایت¬هاست؛ و منظور از دولت، دولت جمهوری اسلامی ایران است. نکته دوم اینکه در این متن، عبارت «freedom of association» را «آزادی انجمن» ترجمه کرده¬ایم، زیرا معادل مناسب¬تری برای آن نیافتیم. لازم است تاکید کنیم که این مفهوم بسیار وسیع¬تر از معادل فارسی آن یعنی «آزادی انجمن» می¬باشد، برای مثال آزادی تشکل، بخشی از «آزادی انجمن» است.
اتحاد بین¬المللی در حمایت از کارگران در ایران
ماه اوت ۲۰۱۹
( پرونده اول )
پرونده شماره 2508
گزارش داخلی – گزارش شماره 389 ، ژوئن 2019
پرونده شماره 2508 ( جمهوری اسلامی ایران) – زمان شکایت : 25 ژوئیه 2006
– مقدمه
– .A بررسی پرونده در گذشته
– .Bاتهامات جدید توسط شاکی
-C . پاسخ دولت
.D– نتیجه¬گیری¬های کمیته
– توصیه¬های کمیته
اتهامات: اقدامات سرکوب گرایانه علیه سندیکای کارگری در شرکت اتوبوسرانی شهری و نیز دستگیری و بازداشت تعداد زیادی از فعالین سندیکایی.
1. 423. کمیته آخرین بار این پرونده را در جلسه خود در اکتبر 2018 مورد بررسی قرار داد و همزمان گزارش خود را به هیئت مدیره (ای ال او) ارائه کرد. (رجوع کنید به گزارش 387، تائید شده در جلسه 334 هیئت مدیره، پاراگراف های 482- 511)
2. 424. فدراسیون جهانی اتحادیه¬های کارگران حمل و نقل (ITF) اتهامات جدیدی را در اکتبر 2018 گزارش داد.
3. 425. دولت ملاحظات خود در تاریخ 3 فوریه 2019 را در ماه مه ارسال کرد.
4. 426. جمهوری اسلامی ایران، مقاوله نامه آزادی انجمن و حمایت از حق تشکل (مقاوله نامه 87) 1948 و حق تشکل و پیمان¬های دستجمعی ( مقاوله نامه 98 ) 1394 را امضا نکرده است.
A. بررسی پرونده در گذشته
1. 427. کمیته در جلسه خود در اکتبر 2018 توصیه¬های زیر را ارائه داد] رجوع کنید به گزارش 387 پاراگراف 511[ :
(a) کمیته به طور جدی امیدوار است که روند بازنگری قوانین که در حال حاضر در جریان است، به زودی به نتیجه برسد؛ به گونه¬ای که جمهوری اسلامی ایران از شالوده قانونی¬ای بهره¬مند شود که به طور کامل در تطابق با اصول آزادی انجمن باشد، و به ویژه شرایط برای پلورالیسم سندیکایی را فراهم کند. کمیته از دولت می¬خواهد که اطلاعات لازم در مورد پیشرفت¬های انجام شده در این زمینه را ارائه دهد و نسخه¬ای از آخرین لوایح در این مورد را ارسال کند.
(b) کمیته یک بار دیگر از دولت می¬خواهد که تمام اقدامات لازم را انجام دهد تا سندیکای کارگران شرکت اتوبوسرانی تهران و حومه تا زمان انجام اصلاحات قانونی به عنوان تشکل موجود، عضوگیری کند و بتواند اعضای جدید را نمایندگی نماید و بدون ممانعت به فعالیت بپردازد.
(c) با توجه به اینکه آئین¬نامه داخلی «مدیریت و سازمان درخواست¬های صنفی» (؟) حق کارگران برای سازماندهی اعتراض و تظاهرات را به عنوان یک فعالیت مشروع سندیکایی به رسمیت می¬شناسد و ملزومات به کار بستن این حق را فراهم می¬کند، کمیته اطمینان دارد که همکاری¬های تخصصی برای آموزش نیروهای انضباطی که پیش¬تر از سوی دولت تقاضا شده بود، در آینده نزدیک تحقق خواهد یافت و دستورالعمل¬های لازم تهیه خواهد شد تا شوراهای تامین استان و شهر و نیروهای مجری قانون، اقتدار خود را مطابق اصولی که در نتیجه-گیری¬های کمیته به آن اشاره شده، اعمال کنند.
(d) با توجه به اشارات دولت مبنی بر رایزنی با مقامات ذی¬صلاح قضایی برای بستن پرونده فعالین سندیکایی که دستگیر و زندانی شده¬اند، کمیته ضمن اعلام اهمیت استمرار این کوشش¬ها تا فیصله یافتن تمامی این پرونده¬ها، از دولت می¬خواهد که به مساعی خود برای حصول اطمینان از اینکه فعالین سندیکایی مسالمت¬جو، با اتهامات مبهم مانند اخلال در نظم عمومی، اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام، به زندان محکوم نشوند، ادامه دهد.
کمیته به ویژه از دولت می¬خواهد تا اطمینان حاصل کند که آقایان رضوی، مددی و نجاتی برای اجرای احکام محکومیت بابت فعالیت¬های مسالمت¬آمیز سندیکایی، به زندان باز گردانده نشوند و از دولت می¬خواهد که کمیته را در جریان این موضوع قراردهد. افزون بر این، کمیته از دولت می¬خواهد که آخرین اطلاعات در باره اقامه دعوای قضایی علیه آقایان جعفر عظیم-زاده، شاهپور احسانی¬راد و جمیل محمدی را در اختیار کمیته قرار دهد و کپی هرگونه حکم قضایی صادر شده در این مورد را به کمیته تحویل دهد.
(e) کمیته از اینکه دولت به تعهد خود مبنی بر تحقیق مستقل و فوری در رابطه با اتهامات مطرح شده مبنی بر اذیت و آزار در محیط کار در دوره بازسازی سندیکای کارگران شرکت واحد و ادعای مطرح شده نسبت به بدرفتاری با آقایان مددی و شهابی در دوران بازداشت، عمل نکرده است، عمیقا ابراز تاسف می کند و امیدوار است که در آینده، درارتباط با ادعای پایمال شدن حق آزادی انجمن، به طور جدی تحقیق به عمل آید و حق آزادی انجمن به طور موثر مورد حمایت قرار گیرد و تضمین شود.
(f) با توجه به زندانی بودن تعدادی از فعالین سندیکایی در جمهوری اسلامی ایران، کمیته از دولت می¬خواهد که اقدامات لازم را انجام دهد تا از این پس فعالین سندیکایی زندانی از حق سلامت برخوردار و در صورت نیاز، به مراقبت¬های درمانی و دارو دسترسی داشته باشند.
(g) کمیته از دولت می¬خواهد که بدون تاخیر به اتهامات مطرح شده از سوی ITF در مورد دستگیری و بازداشت بیش از 200 نفر از رانندگان کامیون در جریان اعتصاب سپتامبر 2018، و درخواست حکم اعدام برای 21 نفر از اعتصاب کنندگان توسط یک دادگاه در استان قزوین، پاسخ دهد.
(h) کمیته توجه هیئت مدیره را به فوق العاده جدی و اضطراری بودن ماهمیت این پرونده جلب می کند.
B . اتهامات جدید از سوی شاکی
428. فدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل (ITF) در تماس خود در تاریخ 12 اکتبر اتهامات جدیدی را مطرح کرد؛ بنا بر ادعای این تشکل، متعاقب اعتصاب کامیون¬داران در ماه سپتامبر که به عنوان آخرین راه برای تامین خانواده خود دست به اعتصاب زده بودند، در استان قزوین، دولت 150 نفر از کامیون داران را دستگیر و سپس 200 نفر دیگر از آنان را بازداشت کرد. بنا بر گفته ITF در 8 اوت 2018 خبرگزاری دولتی ایرنا گزارش کرده بود که یک دادگاه در این استان حکم احتمالی اعدام را برای 17 نفر از رانندگان کامیون درخواست کرده است. ITF از کمیته تقاضا کرده تا از دولت ایران بخواهد بابت لغو اتهامات نسبت داده شده به رانندگان بازداشتی و تضمین امنیت جانی آنان اطمینان حاصل کند، و دولت برای پاسخ گویی به مشکلات فوری رانندگان کامیون، با آنان وارد گفتگوی جدی شود و مقدمات لازم را جهت ایجاد سندیکای دموکراتیک و مستقل برای آنان فراهم کند.
C. پاسخ دولت
429. دولت در مکاتبات خود در تاریخ 3 فوریه 2019 تکرار می¬کند که به طور کلی همیشه تلاش کرده تا در مواجهه با خشونت در جامعه کارگری، با نهایت شکیبابی برخورد کند و در موارد مشخص حتی بعد از نهایی شدن روند قضایی، تلاش کرده است که کار به بخشش بیانجامد و یا مجازات، تخفیف یاید. افزون بر این، دولت اضافه می کند که در چند مورد که متهم از موقعیت شغلی خود به عنوان کارگر سوءاستفاده کرده و به عمل تبهکارانه مانند فعالیت تروریستی، تبلیغ برای عمل مسلحانه، خرابکاری علیه دولت، ایجاد نفرت قومی و مذهبی و اخلال در امنیت ملی مبادرت کرده بود، با این اتهامات طبق قانون رفتار شد. علاوه بر این، دولت اشاره می کند که در مدیریت اعتصاب¬ها بر اساس موازین مدیریت غیرخشونت¬آمیز نسبت به تجمع¬ها و اعتراضات، عمل کرده و دستور بدرفتاری و برخورد خشونت¬آمیز با تظاهرات کنندگان، صادر نشده است.
430. در ارتباط با بازنگری قوانین که هم اینک در جریان است، دولت تکرار می کند که به تقاضای تشکل¬های کارگری و کارفرمایی، لایحه اصلاح قانون کار را از مجلس بازپس گرفته است. به علاوه دولت اشاره می¬کند که طرح جدید لایحه مربوط به مواد 131 و 136 قانون کار را که جهت بررسی و تصویب به شورای وزیران ارائه شده بود، به دلیل ایرادهای طرح شده از سوی کنفدراسیون سندیکاهای کارگری (منظور کانون عالی انجمن¬های صنفی کارگران است. مترجم) برای بازنگری به شورای عالی کار فرستاده است. سرانجام اینکه دولت می¬گوید اصلاح قانون ایجاد شورای عالی کار در دستور کار کمیته اجتماعی مجلس شورای اسلامی قرار دارد و نقطه نظرات و پیشنهادهای دولت به اطلاع این کمیته رسیده است.
431. در رابطه با توصیه کمیته به دولت مبنی بر اینکه دولت همه اقدامات لازم را انجام دهد تا سندیکای کارگران شرکت اتوبوسرانی تهران و حومه بتواند تا پیش از اصلاح قوانین، به صورت بالفعل فعالیت کند و اعضای جدید بگیرد، انها را نمایندگی کند و فعالیت های خود را بدون ممانعت سازماندهی نماید، دولت تکرار می¬کند که به حق تشکل¬های کارگری برای تثبیت خویش و سازماندهی فعالیت¬های خود، در چارچوب قانون کار جمهوری اسلامی متعهد است. دولت به ماده 3 مقاوله نامه 87 اشاره می¬کند که مقرر می¬دارد که تشکل¬های کارگری و کارفرمایی حق دارند در آزادی کامل نمایندگان خود را انتخاب کنند.
دولت اضافه می کند که مقررات مربوط به تشکل¬های کارگری در قانون کار جمهوری اسلامی تصریح می کند که انتخاب مسئولان یک تشکل کارگری به عهده مجمع عمومی آن تشکل است و ماده 1 و 3 قانون تشکیل شورای اسلامی کار (مصوب 1985) و مقررات مربوط به آن، بر اهمیت برگزاری مجمع عمومی و انتخاب نمایندگان کارگران تاکید دارد. به علاوه دولت اشاره می کند که بیش از 4000 نفر از کارکنان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه با شرکت در مجمع عمومی، نمایندگان خود را برای دوره دوساله و قابل تمدید انتخاب کرده¬اند. افزون براین، دولت می گوید که هفت شورای اسلامی در بخش های مختلف شرکت واحد، طبق مقررات کشور ایجاد شده، به ثبت رسیده و هم اکنون نمایندگان آنان فعالانه از منافع کارگران دفاع می کنند. و سرانجام دولت می گوید افراد مورد اشاره (در این پرونده) برای عضویت در تشکل¬های موجود و کسب آرای اکثریت کارگران و نمایندگی آنان، با هیچ مانعی روبرو نیستند به شرطی که واجد شرایط و در این شرکت به کار مشغول باشند.
432. در ارتباط با حق کارگران برای سازماندهی اعتراضات و تظاهرات، کمیته امیدوار است همکاری¬های تخصصی برای آموزش نیروهای انضباطی در آینده نزدیک به عمل آید و دستورالعمل¬های لازم برای حصول اطمینان از اعمال اقتدار شوراهای تامین در استان و شهر تهیه شود تا بتوانند اقتدار خود را مطابق با اصول ازادی انجمن، اعمال کنند. دولت در پاسخ به توصیه¬های کمیته در این ارتباط، اشاره می¬کند که کارکرد تشکل¬های کارگری در پیوند با ارائه اطلاعات به اعضای خود در مورد حقوق و وظایف آنان، و استفاده از ابزارهای قانونی برای تعقیب خواسته¬های صنفی خویش به دلیل فقدان آموزش لازم در این تشکل¬ها، کافی نبوده است و کمک های تخصصی سازمان جهانی کار می تواند برای این تشکل ها مفید باشد. دولت خاطر نشان می¬سازد که تشکل¬های کارگری از حق آزادی انجمن، شامل تجمع مسالمت¬آمیز در چارچوب قوانین و مقررات جاری کشور برخوردار هستند. دولت می¬افزاید توصیه-های «کمیته آزادی انجمن » را به اطلاع «مرکز حقوق بشر قوه قضاییه» و دیگر مراجع مربوط رسانده است.
433. دولت اطلاعات زیر را در رابطه با وضعیت قضایی فعالین سندیکایی ارائه داده است:
– آقایان ابراهیم مددی و داوود رضوی، آزاد هستند و در بیرون از زندان به سر می¬برند.
– آقای علی نجاتی به اتهام تبلیغ علیه نظام و عضویت در گروه¬های متخاصم و ارتباط با کشورهای بیگانه به چهار ماه و 15 روز زندان محکوم شده اما خود را برای اجرای حکم معرفی نکرده است.
– آقای جعفرعظیم¬زاده به اتهام تجمع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام به زندان محکوم شد. در پنجم ژوئیه 2016 به او پنج روز مرخصی از زندان داده شد که سپس شش روز دیگر به ان افزوده شد. او در 11 ژوئیه خود را به زندان معرفی نکرد و در هنگام مکاتبات دولت با کمیته، غیبت داشت.
– آقای جمیل محمدی با اتهامات متعدد از جمله تجمع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی به 2 سال زندان محکوم شد. در زمان مکاتبات دولت با کمیته، او در بیرون از زندان به سر می-برد.
– آقای شاهپور احسانی¬راد در زمان مکاتبات دولت با کمیته، آزاد بود.
434. دولت اضافه می¬کند که طبق ماده 58 قانون مجازات اسلامی، محکومین به حبس تعزیری، مستحق آزادی مشروط هستند و آنهایی که به مجازات قطعی محکوم شده¬اند می¬توانند تخفیف مجازات را از طریق کمیته عفو درخواست کنند، و دولت در همکاری با مرکز حقوق بشر قوه قضاییه حداکثر تلاش خود را برای تحقق این درخواست¬ها انجام می¬دهد.
435. در ارتباط با توصیه¬های کمیته برای تحقیق نسبت به ادعاهای مطرح شده در مورد بدرفتاری¬ها، دولت ادعاهای مطرح شده را در رابطه با بدرفتاری با آقایان شهابی و مددی در هنگام بازداشت، رد می کند و به گفته¬های قبلی خود مبنی بر در دسترس بودن راهکارهای داخلی برای قربانیان اشاره می¬کند ]رجوع کنید به گزارش 282 پاراگراف 408 [ و از کمیته می¬خواهد که هر گونه اطلاعات و مدارک احتمالی در مورد این ادعاها را ارائه دهد. در رابطه با حق برخورداری از سلامت فعالین سندیکایی زندانی و دسترسی آنان به مراقبت¬های درمانی و دارو، دولت خاطرنشان می¬سازد که «سازمان زندان¬ها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور» غذا، مراقبت¬های پزشکی و دارو، امکان اشتغال، آموزش شغلی و برنامه¬های بازسازی را به زندانیان ارائه می دهد. به علاوه دولت می گوید که زندانیان به آسانی با خانواده¬های خود ملآقات دارند و از جمله می¬توانند با همسران خود به طور خصوصی دیدار داشته باشند و می¬توانند تماس تلفنی برقرار کنند و از بهداری زندان و همینطور از خدمات تخصصی بیمارستان¬ها و مراکز پزشکی خارج از زندان استفاده کنند.
436. در ارتباط با ادعای ITF مبنی بر دستگیری و بازداشت بیش از 200 نفر از رانندگان کامیون در جریان اعتصاب سپتامبر 2018 و درخواست حکم اعدام علیه 17 نفر از اعتصاب کنندگان از سوی یک دادگاه استان قزوین، دولت پاسخ مقامات ذیصلاح را ارسال داشته که اشاره می کند که هنگام آشوب تحت نام اعتصاب کامیون داران، 17 نفر در قزوین شناسایی و دستگیر شدند. از میان آنها 15 نفر به جرم اخلال در امنیت عمومی، طبق قانون به زندان محکوم شدند. دو نفر دیگر که رفتار تبهکارانه آنها از آغاز موجب ترس و تهدید در جاده¬های عمومی شده بود و طبق گزارش رسیده از سلاح سرد استفاده کرده بودند، تحت پیگرد قرار گرفتند و به عنوان راهزن بازجویی شدند؛ پرونده آنان در حال حاضر توسط شعبه بازرسی دادستانی عمومی قزوین تحت بررسی است.
دولت اضافه می کند طبق اطلاعات دریافت شده از قوه قضاییه، عده¬ای از دستگیر شدگان، راننده کامیون نبوده¬اند بلکه تحت عنوان دفاع از صاحبان کامیون¬ها، باعث مزاحمت و اخلال در نظم عمومی شده بودند؛ بنابراین آنها به جرم اخلال در نظم عمومی، خسارت زدن به اموال جامعه و اهانت و فحاشی، دستگیر و محکوم شدند. برای این 17 نفر دستور بازداشت به خاطر اتهامات یاد شده صادر و حکم قضایی غیراجرایی ابلاغ شد. حکم اعدام برای کسی صادر نشده است. دولت اشاره می کند که در حال حاضر، این پرونده در مرحله دادگاه فرجام قرار دارد و این 17 نفر در بازداشت نبوده و آزاد می¬باشند.
.Dنتیجه¬گیری¬های کمیته
437. کمیته یادآوری می¬کند که این پرونده در ژوئیه 2006 و در ارتباط با اقدامات سرکوب¬گرایانه علیه سندیکای کارگران شرکت اتوبوسرانی تهران و حومه، و نیز دستگیری، بازداشت و محکوم کردن تعداد زیادی از دیگر فعالین کارگری و ناکافی بودن چهارچوب قانونی در ایران برای حمایت از آزادی انجمن، گشوده شد.
438. کمیته با تاسف، مشاهده می¬کند که اطلاعات ارائه شده از سوی دولت درباره روند اصلاح قوانین، هیچ پیشرفت مشخصی در این مورد را نشان نمی¬دهد. بنابراین کمیته یک بار دیگر، درخواست دیرینه خود مبنی بر اینکه دولت، قوانین ایران را در تطابق با اصول آزادی انجمن قرار دهد و بویژه به پلورالیسم سندیکایی اجازه وجود دهد، تکرار می¬کند] رجوع کنید به گزارش 360 پاراگراف 807 [. کمیته از دولت می¬خواهد که تمام اقدامات لازم برای شتاب بخشیدن به اصلاح قوانین را انجام دهد برای آنکه چارچوب قانونی موجود در تطابق با اصول ¬آزادی انجمن قرار گیرد. کمیته از دولت تقاضا می کند اطلاعات مربوط به پیشرفت در این زمینه و کپی آخرین لوایح را در اختیار کمیته قرار دهد.
439. کمیته به اشارات دولت در رابطه با وجود تشکل قانونی در شرکت واحد اتوبوسرانی تهران، توجه دارد. کمیته توجه دارد که اطلاعات ارائه شده توسط دولت روشن نمی¬کند که آیا یک سندیکای جدید در شرکت ایجاد شده است یا اینکه کارگران فقط تعدادی نماینده برای دوره دوساله انتخاب کرده¬اند. کمیته به اشاره صریح دولت توجه دارد که می گوید اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران برای پیوستن به تشکل موجود با مانع روبرو نیستند. درک کمیته این است که منظور از تشکل موجود، شوراهای اسلامی کار و یا تشکل نمایندگان منتخب کارگران است که اخیرا تشکیل شده است. در حالی که دولت به ماده 3 مقاوله نامه شماره 87 استناد می کند، کمیته توجه دولت را به اصول بنیادی تصریح شده در ماده 2 همان مقاوله نامه جلب می¬کند که می¬گوید: «کارگران و کارفرمایان بدون هیچ گونه تمایز، حق دارند که تشکل ایجاد کنند و تنها به مقررات همان تشکل مقید باشند، بدون هیچ اجازه قبلی، به تشکل های مورد انتخاب خود بپیوندند».
کمیته یادآور می¬شود که حق کارگران در ایجاد تشکل¬های مورد نظر خود، معنایش به ویژه این است که کارگران به طور واقعی این امکان را داشته باشند که چنانچه بخواهند بتوانند بیش از یک تشکل کارگری در یک بنگاه و موسسه ایجاد کنند.]نگاه کنید به: مجموعه تصمیمات کمیته آزادی انجمن. مجلد ششم 2018 پاراگراف 479[. از نظر کمیته حتی اگر اکثریت کارگران در شرکت واحد، تشکل جدیدی ایجاد کرده باشند، این امر نباید هیچ تاثیری در تداوم کار سندیکای کارگران شرکت واحد و فعالیت آزادانه آن بگذارد. سرانجام اینکه کارگران باید بتوانند بدون دخالت مراجع قدرت، تشکلی را انتخاب کنند که به نظر آنان به بهترین نحو از منافع شغلی¬شان پشتیبانی می¬کند.
با در نظر گرفتن آنچه در بالا آمد، کمیته از دولت می¬خواهد تضمین کند که کارگران شرکت واحد آزاد هستند که به تشکل مورد انتخاب خود بپیوندند، و سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه بتواند عضوگیری نماید، اعضای خود را نمایندگی کند و فعالیت¬هایش را بدون دخالت مراجع قدرت و کارفرما و صرف نظر از وجود دیگر تشکل¬ها در شرکت واحد، سازماندهی کند. کمیته از دولت می¬خواهد به طور مرتب کمیته را از اقدامات انجام شده و پیشرفت¬های صورت گرفته در این مورد مطلع کند.
440 . کمیته نکات گفته شده توسط دولت در مورد وضعیت آقایان مددی، شهابی، رضوی، نجاتی، عظیم¬زاده، محمدی و احسانی¬راد را در نظر دارد. کمیته توجه دارد که در رابطه با آقای مددی، آقای رضوی و آقای احسانی¬راد، دولت تنها اشاره می¬کند که آنها آزاد هستند، بدون آنکه هیچ اطلاعاتی در مورد نتایج اقامه دعوا علیه آنها ارائه دهد ]نگاه کنید به گزارش 387 پاراگراف 506 [ و بگوید که آیا اتهامات نسبت داده شده به آنها ملغی شده و یا هنوز پرونده باز است. کمیته ضمن استقبال از این خبر که آنها به زندان بازگردانده نشده¬اند، به طور جدی انتظار دارد که هیچ کدام از این فعالین کارگری به خاطر فعالیت¬های مسالمت¬آمیز سندیکایی تحت پیگرد قانونی قرار نگیرند وهیچ محدودیتی برای آنان در استفاده از حق خود در دفاع از آزادی انجمن، اعمال نشود. کمیته از دولت می¬خواهد که اطلاعات دقیق از نتایج اقامه دعوا علیه آنها و نیز کپی احکام صادره را به کمیته ارائه دهد.
441. در رابطه با پرونده آقایان نجاتی، عظیم¬زاده و محمدی، کمیته با نگرانی عمیق می¬بیند که یک بار دیگر فعالین کارگری با اتهاماتی مانند تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت ملی، به زندان محکوم می¬شوند. دولت در این مورد که این اتهامات چه اقدامات معینی را شامل می¬¬شود، هیچگونه اطلاعاتی ارائه نمی¬دهد، اما کمیته آگاه است که ادعاهای مطرح شده توسط شاکیان علیه آقای عظیم¬زاده که در حکم قضایی به آن اشاره شده شامل جزییات اقدامات نسبت داده شده به اوست. این اقدامات از جمله شامل موارد زیر است:
ایجاد اتحادیه آزاد کارگران ایران، جمع¬آوری طومار40 هزار امضایی در رابطه با افزایش حداقل دستمزد که منتهی به تجمع در برابر مجلس شورای اسلامی و وزارت کار شد، دیدار با دیگر تشکل¬¬های مستقل کارگری که منتهی به اعتراض نسبت به اصلاح ضدکارگری قانون کار شد، و مصاحبه با وبسایت اتحادیه آزاد کارگران ایران و تعدادی از رسانه¬های خبری بین-المللی. ] نگاه کنید به گزارش 380 پاراگراف 644 [.
از نظر کمیته، حق ایجاد سندیکای کارگری، بنیادی¬ترین بخش از آزادی انجمن است و جمع¬آوری امضا به صورت طومار، از جمله در رابطه با حداقل دستمزد، به طور واضح به معنای فعالیت در حمایت از منافع شغلی کارگران است. کمیته یادآوری می کند که حق ابراز عقیده از طریق مطبوعات و یا وسایل دیگر، یک وجه اصلی حقوق سندیکایی است و تحقق کامل حقوق سندیکایی، مستلزم گردش آزاد اطلاعات،عقاید و ایده¬ها در چارچوب قواعد اخلاقی و پرهیز از خشونت است. کارگران باید از حق تظاهرات مسالمت¬آمیز برای دفاع از منافع شغلی خود برخوردار باشند. ] نگاه کنید به مجموعه گزارش¬های کمیته، پاراگراف 241 و 208[ .
کمیته همچنین توجه دارد که دولت تاکید می¬کند که در جمهوری اسلامی ایران، تشکل¬های کارگری از حق تجمع مسالمت¬آمیز برخوردارهستند. از نظر کمیته، تمام اقدامات اشاره شده در بالا فعالیت¬های مشروع سندیکایی به شمار می¬آیند و هیچ کس نباید به دلیل دست زدن به این اقدامات، تحت پیگرد قانونی قرار گرفته و محکوم و مجازات شود. بنابراین، کمیته یک بار دیگر از دولت می¬خواهد که به کوشش¬های خود در گفتگو با مراجع قضایی ذی¬صلاح ادامه دهد و تضمین حاصل کند که فعالیت¬های مسالمت¬آمیز و مشروع سندیکایی مانند آنچه در بالا اشاره شد، منجر به نسبت دادن اتهامات بزه¬کارانه به فعالین کارگری و مجازات آنان نشود و همه این نوع اتهامات فورا ملغی اعلام شود. کمیته به ویژه از دولت می¬خواهد که تضمین نماید که آقایان عظیم¬زاده، محمدی و نجاتی به دلیل استفاده از حق خود بر اساس آزادی انجمن، زندانی نمی¬شوند، و کمیته را از پیشرفت کار در این مورد مطلع کند.
442. کمیته، آخرین اطلاعات ارائه شده توسط دولت در رابطه با درخواست حکم اعدام برای 17 نفر از شرکت کنندگان در اعتصاب رانندگان کامیون در سپتامبر 2018 را ملاحظه کرد. این اطلاعات خبر می¬دهد که حکم بازداشت برای آنان به اتهام اخلال در نظم عمومی و وارد کردن خسارت به اموال عمومی صادر شده بود و حکم قضایی صادر شده علیه آنان اجرایی نیست. کسی به مرگ محکوم نشده است. دولت اشاره می¬کند که پرونده در حال حاضر در مرحله فرجام¬خواهی قرار دارد و این 17 نفر آزادند و تحت بازداشت نیستند.
443. کمیته ملاحظه می¬کند که دولت به ادعای مطرح شده در مورد دستگیری 200 نفر از اعتصاب کنندگان، پاسخ نداده است بنابراین از دولت درخواست می¬کند که اطلاعات لازم در این مورد را ارائه دهد. کمیته یادآوری می کند که همیشه بر این نظر بوده است که اصول مربوط به آزادی انجمن، مدافع اقدامات مجرمانه در جریان اعتصاب – که یک حق به شمار می-رود – نیست. به نظر کمیته هیچکس نباید تنها به دلیل سازماندهی اعتصاب و یا شرکت در آن، آزادی¬اش سلب شود و یا مورد مجازات کیفری قرار گیرد. ] نگاه کنید به مجموعه گزارش-های کمیته، پاراگراف¬های 965 و971 [. کمیته انتظار دارد که برگزاری محاکمه منصفانه تضمین شود. چنین محاکمه¬ای شامل اصل فرض بیگناه بودن متهم و حق متهمان در برخورداری از کمک موثر وکیل مدافع در تمام مراحل از جمله مرحله تحقیق می¬باشد. کمیته از دولت می¬خواهد که همه اقدامات لازم را انجام دهد تا اطمینان یابد که هیچکس به صرف سازماندهی و یا شرکت مسالمت¬آمیز در اعتصاب رانندگان کامیون در سپتامبر 2018 زندانی نشود.
توصیه¬های کمیته
444. کمیته در پرتو نتیجه¬گیری¬های درونی پیشین، هیئت مدیره را به تصویب توصیه¬های زیر فرا می¬¬خواند:
(a) کمیته یک بار دیگر از دولت می¬خواهد که همه اقدامات لازم را در مشورت کامل با نمایندگان کارگران و کارفرمایان انجام دهد و اصلاحات در راستای تطبیق چارچوب قانونی موجود با اصول آزادی انجمن را شتاب بخشد. کمیته از دولت می¬خواهد اطلاعات در مورد پیشرفت در این زمینه را ارائه دهد و کپی آخرین لوایح قانونی را ارسال کند.
(b) کمیته از دولت تضمین می¬خواهد که کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، بتوانند آزادانه به تشکل مورد انتخاب خود بپیوندند و سندیکای کارگران شرکت واحد بتواند عضوگیری و اعضای خود را نمایندگی کند و بدون دخالت مراجع قدرت و کارفرما و صرف¬نظر از وجود احتمالی تشکل دیگر کارگری در شرکت، فعالیت¬های خود را سازماندهی کند. کمیته از دولت می¬خواهد که پیشرفت کار در این مورد را به کمیته اطلاع دهد.
(c) کمیته یک بار دیگر از دولت می¬خواهد به کوشش¬های خود در رایزنی با مراجع قضایی ذیصلاح ادامه دهد تا اطمینان حاصل کند که فعالیت¬های سندیکایی مسالمت¬آمیز، منجر به نسبت دادن اتهام بزهکاری برای فعالیت¬های مشروع سندیکایی و مجازات فعالین کارگری نگردد و همه اتهامات از این نوع، ملغی اعلام شود. کمیته، بویژه از دولت می¬خواهد که اطمینان یابد که آقایان عظیم¬زاده، جمیل محمدی و علی نجاتی به خاطر استفاده از حق آزادی انجمن، زندانی نشوند، و کمیته را ازجریان کار در این مورد مطلع سازد. افزون بر این، کمیته از دولت می¬خواهد که اطلاعات دقیق در مورد نتیجه اقامه دعوا علیه آقایان رضوی، مددی و احسانی¬راد را ارائه دهد و کپی حکم قضایی را به کمیته ارسال کند.
d)) کمیته از دولت می¬خواهد که همه اقدامات لازم را انجام دهد و اطمینان یابد که هیچ کس فقط به دلیل سازمان دادن اعتصاب رانندگان کامیون در سپتامبر 2018 و یا شرکت در آن اعتصاب، زندانی نشود. کمیته از دولت می¬خواهد که آن را از نتایج جریان دادگاه فرجام در رابطه با پرونده 17 نفر مطلع کند و کپی حکم را بعد از صدور، ارسال نماید. افزون براین، کمیته از دولت می¬خواهد که در پاسخ به ادعای مطرح شده، اطلاعات مربوط به دستگیری بیش از 200 نفر از اعتصاب کنندگان را به کمیته ارسال کند.
(e) کمیته توجه هیئت مدیره را به فوق العاده جدی و اضطراری بودن ماهیت این پرونده جلب می کند.
(پرونده دوم )
پرونده شماره 2566
اقدام دولت نسبت به توصیه¬های کمیته و هیئت مدیره – گزارش شماره 828، ماه مه 2019
پرونده شماره 2566 (جمهوری اسلامی ایران)، زمان شکایت 25 ماه مه 2007
شکایت کننده: فدراسیون بین المللی اتحادیه¬های کارگری ) ITUC )
اتهامات: تشکل شکایت کننده ادعا می¬کند که معلمان بطور مستمر سرکوب شده¬اند، از فعالیت¬های مشروع اتحادیه¬ای آنها جلوگیری شده و دستگیری و بازداشت آنها بعد از تظاهرات اعتراضی از جمله این سرکوب¬ها بوده است.
46. این پرونده در ماه مه 2007 در رابطه با اتهاماتی درباره سرکوب مستمر فعالین معلم به کمیته تسلیم شد. کمیته آخرین بار پرونده را در جلسه اکتبر 2017 موررد بررسی قرار داد ]نگاه کنید به گزارش 383 پاراگراف¬های 50 تا 56 [. در آن زمان کمیته از دولت خواست که کمیته را از وضعیت آقایان اسماعیل عبدی، عبدالرضا قنبری، محمدرضا نیک¬نژاد، مهدی بهلولی، رامین زندنیا، محمود بهشتی لنگرودی، علی اکبر باغانی و خانم پروین محمدی، آگاه کند و اطلاعات دقیق در باره نتیجه اقامه دعوی علیه آنها و تصویری از احکام صادره را ارسال کند. کمیته یک بار دیگر از دولت درخواست کرد تا اطمینان حاصل کند که اتهامات نسبت داده شده به فعالین صنفی به خاطر فعالیتهای مشروع سندیکایی، بدون درنگ پس گرفته شود و احکام صادره علیه انها فسخ اعلام گردد و همه کارگران زندانی آزاد و خسارتی که آنها در نتیجه این محکومیت¬ها متحمل شده¬اند، به طور کامل جبران شود. کمیته با ابراز تاسف از اینکه دولت هیچ اطلاعی در مورد توصیه¬های کمیته درباره ضبط اموال شخصی این فعالین هنگام هجوم به منازل آنان، ضبط مدارک مسافرت، تشدید آزار و اذیت، تهدید و فشار بر فعالین سندیکایی و متفرق ساختن خشونت¬آمیز اعتراضات نداده بود، یک بار دیگر از دولت درخواست کرد که اقدامات توصیه شده از سوی کمیته را به کار بسته و نتیجه را اطلاع دهد. سرانجام با توجه به مسایل جدی مطرح شده در این پرونده و فضای حاکم بر فعالیت¬های سندیکایی در جمهوری اسلامی ایران، کمیته یک بار دیگر از دولت درخواست کرد که در آینده نزدیک با سازمان جهانی کار (ILO) به منظور برداشتن گام¬های لازم برای ایجاد فضایی که در آن حقوق سندیکایی، آزادانه به کارگرفته شود، وارد گفتگو گردد.
47. دولت، اطلاعات این پرونده را طی گزارشی در 3 فوریه و اول اکتبر 2018 ارائه داد. دولت اشاره می¬کند که اقدامات موثری برای رفع مسایل مطرح شده در این پرونده طبق توصیه¬های کمیته انجام داده است و در این رابطه چندین بار با مقامات و مراجع قضایی و حقوقی، رایزنی و مکاتبه کرده است. دولت می¬افزاید که نتیجه این کوشش¬ها امیدوارکننده بوده و تا بسته شدن همه پرونده¬ها ادامه خواهد یافت. دولت همچنین تکرار می کند که در طول سال¬های اخیر اقدامات موثر و مثبتی برای بهبود وضع رفاهی معلمان انجام داده است؛ حقوق معلمان را افزایش داده و فعالین معلم و کانون¬های معلمان، از این اقدامات استقبال کرده¬اند. دولت فهرستی از ابتکارات اخیر خود برای حل مشکلات رفاهی معلمان ارائه داده است. این فهرست شامل موارد زیر است: افتتاح 14 مرکز تخصصی برای بیماران درمان¬ناپذیر و بیماران دچار بیماری¬های سخت، ارائه وام¬های کم بهره و یا بدون بهره، افزایش دستمزدها، بهبود بیمه درمانی و بیمه عمر و پرداخت فوق¬العاده به معلمان علاوه بر حقوق آنها.
84. درارتباط با حق تجمع و تظاهرات، دولت می¬گوید که تشکل¬های کارگری از حق تجمع مسالمت¬آمیز در چارچوب قوانین و مقررات جاری کشور برخوردار هستند، و می¬افزاید در دهم ژوئن 2018 شورای وزیران، طی تصمیمی مکان های مناسب و ویژه برای تجمع عمومی در تهران معین کردند، و در شهرهای دیگر، شوراهای تامین، یک و یا دو مکان را بر اساس معیارهای تعریف شده در تصمیم شورای وزیران به همین منظور تعیین خواهند کرد. این معیارها عبارتند از: در دسترس بودن این مکان¬ها در مناطق شهری، توانایی پلیس برای تامین نظم و امنیت مورد نظر، فاصله داشتن از مکان¬هایی که تحت حمایت امنیتی ویژه قرار دارند، پرهیز از اخلال در ارائه خدمات عمومی به شهروندان و زندگی روزمره مردم، و پرهیز از ایجاد ترافیک. دولت می¬گوید توصیه¬های کمیته را به «مرکز حقوق بشر قوه قضاییه » فرستاده است و تاکید می¬کند که شرکت سندیکاهای کارگری در تظاهرات مسالمت¬آمیز و فعالیت¬های قانونی، ممنوع نیست.
49. درارتباط با وضعیت فعالین سندیکایی معلم که زندانی شده¬اند، دولت اشاره می¬کند که آقای علی¬اکبر باغانی دوران محکومیت زندان را به پایان رسانده و اکنون در تهران زندگی می-کند. آقای رسول بداقی در 28 آوریل 2016 مورد بخشش قرار گرفت و از زندان آزاد شد. و تقاضای آقای عبدالرضا قنبری برای تجدید محاکمه در 16 مارس 2016 مورد موافقت قرار گرفت و او با قرار وثیقه آزاد شد.
50. در ارتباط با آقای رامین زندنیا و خانم پروین محمدی، دولت می¬گوید که هر دوی آنها به عضویت و تبلیغ برای حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) – که دولت آن را گروه تروریستی توصیف می کند – متهم شده بودند. دولت می¬گوید آنها به خاطر اتهام اول به پنج سال و به خاطر اتهام دوم به یک سال زندان محکوم شدند اما به دلیل نداشتن سوءسابقه کیفری، این حکم به هشت ماه زندان برای آقای رامین زندنیا و چهار ماه زندان برای خانم محمدی کاهش یافت. این حکم به سازمان اجرایی ابلاغ شد اما نامبردگان که با قرار وثیقه آزاد بودند خود را به مقامات مجری حکم معرفی نکردند. دولت اشاره می¬کند که حکم صادره، ربطی به فعالیت¬های سندیکایی آقای زندنیا و خانم محمدی ندارد، و بنابراین، از کمیته می¬خواهد که اسامی آنها را از پرونده موجود حذف کند.
51. دولت می¬گوید که آقای اسماعیل عبدی بر اساس قضاوت یک دادگاه در تهران در دوم فوریه 2016 به جرم اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام، طبق مواد 610 ، 500 و 134 قانون مجازات اسلامی به پنج سال زندان محکوم شد. آقای عبدی از 9 نوامبر 2016 در زندان اوین به سر می¬برد و دوره زندان او در 22 دسامبر 2020 به پایان خواهد رسید. دولت می¬افزاید که آقای عبدی سابقه ارتکاب جرم دارد و پیش¬تر توسط دادگاه انقلاب به اتهام تبلیغ علیه نظام (طبق ماده 500 و 610 قانون مجازات اسلامی) و جاسوسی از طریق جمع-آوری اخبار و اطلاعات با هدف اخلال در امنیت ملی (ماده 505 قانون مجازات اسلامی) به ترتیب به 10 سال و 5 سال زندان محکوم شده بود. افزون بر این، دولت اشاره می¬کند که آقای عبدی از مرخصی و ملاقات با خانواده برخوردار بوده و به امکانات پزشکی در زندان و خارج از آن دسترسی داشته است و می تواند با بیرون از زندان ارتباط تلفنی برقرار کند. بنابراین، دولت از کمیته می¬خواهد که اسم او را از پرونده، حذف کند.
52. در ارتباط با آقایان محمدرضا نیک نژاد و مهدی بهلولی، دولت می گوید که دادگاه فرجام در تهران، قضاوت دادگاه انقلاب را در سپتامبر 2017 مورد تائید قرار داد. اما اجرای حکم برای سه سال معلق اعلام شد و تنها در صورتی به اجرا در خواهد آمد که آنها در دوره تعلیق، مرتکب یکی از جرائمی شوند که در ماده 54 قانون مجازات اسلامی آمده است؛ در غیر این صورت، حکم مجازات آنها از اسناد جزایی حذف خواهد شد. دولت می افزاید به عنوان مجازات تکمیلی، این هر دو فعال سندیکایی همچنین از عضویت در احزاب و گروهای سیاسی یا اجتماعی برای دو سال منع شده¬اند. هر دوی آنها در هنگام مکاتبات دولت با کمیته، آزاد بودند.
53. در ارتباط با آقای محمود بهشتی لنگرودی، دولت می گوید که چندین بار به او مرخصی داده شده وغیبت غیرمجاز او بیش از 605 روز بوده است . دوران محکومیت او به زندان از 29 سپتامبر 2015 تا 23 ماه مه 2020 است. دولت می¬گوید پس از اعتصاب مجدد او در زندان، به او مرخصی داده شد، اما از آنجا که غیبت ایشان از زندان بیش از دوره مجاز بود، او به 5 سال زندان دیگر به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی محکوم شد، که از 1 دسامبر 2020 شروع می¬شود و تا 23 سپتامبر 2025 ادامه خواهد داشت. دولت در آخرین مکاتبات خود اشاره می¬کند که مجازات زندان آقای لنگرودی تا دوم نوامبر 2021 طول خواهد کشید. افزون براین، دولت اشاره می کند که آقای بهشتی لنگرودی، حق برخورداری از 42 روز مرخصی را دارد، می¬تواند با اعضای خانواده خود ملآقات داشته باشد و در 5 نوبت از خدمات بیمارستان¬ها و مراکز پزشکی خارج از زندان استفاده کرده است. او همچنین به تلفن دسترسی دارد و می تواند آزادانه با خارج از زندان تماس بگیرد.
54. در ارتباط با آقای پیمان نودینیان، دولت می¬گوید که او سوءپیشینه ندارد. با این حال تحقیق در مورد وضعیت قضایی ایشان در جریان است و نتایج تحقیق بعد از دریافت آن، ارائه خواهد شد .
55. دولت در رابطه با تقاضای خود برای همکاری تخصصی (با ILO ( به طور مشخص اشاره می¬کند که در پیوند با اصلاح قوانین و مقررات کشور، درنظر دارد استانداردهای بین-المللی را بیشتر مورد توجه قرار دهد و برای این منظور قصد دارد کارگروهی سه جانبه در مورد گفتگوهای اجتماعی، با شرکت متخصصان ILO، نمایندگان تشکل¬های کارگری و کارفرمایی، نمایندگان اتاق¬های بازرگانی، انجمن¬های صنفی و تعاونی¬ها، اعضای کمیته کارگری و کمیته اجتماعی پارلمان ایران، اساتید دانشگاه، مدیران اداره کار و متخصصان در امر تشکل¬های کارگری و کارفرمایی از وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، تشکیل دهد. دولت در پایان اشاره می¬کند که کاملا آماده است که از اصول آزادی انجمن پشتیبانی و گفتگوی اجتماعی را تقویت کند، و مجددا می¬گوید که از هر گونه همکاری تخصصی که از سوی ILO ارائه شود، استقبال می¬کند.
56. کمیته، اطلاعات ارائه شده از سوی دولت در ارتباط با تصمیم شورای وزیران در مورد حق تجمع و تظاهرات و نیز اطلاعات در مورد وضعیت اعضای تشکل¬های صنفی معلمان که دستگیر، بازداشت و به اتهامات مختلف و اساسا در رابطه با شرکت در تظاهرات عمومی، مجازات شده¬اند را مورد ملاحظه قرار می¬دهد. کمیته به ویژه ملاحظه می¬کند که آقای باغانی بخشوده شده و از زندان آزاد شده است و پس از پایان شش سال تبعید به زابل، اینک بار دیگر در تهران زندگی می¬کند. و آقای قنبری به قید وثیقه آزاد و منتظر تجدید محاکمه است. کمیته اما شاهد است که دولت اشاره¬ای به تجدید محاکمه آقای قنبری و زمان برگزاری آن ندارد. کمیته همچنین با تاسف ملاحظه می¬کند که دولت هیچ اطلاعی در مورد محتوای حکم تعلیقی علیه آقایان نیک نژاد و بهلولی ارائه نمی¬دهد.
57. کمیته ملزم است به این نکته توجه کند که اگر چه این فعالین سندیکایی آزاد هستند، اما ممنوع شدن آنها از فعالیت¬های اجتماعی و سیاسی، ممکن است مانع از استفاده آزادانه آنها از حق فعالیت¬های سندیکایی شود. بنابراین، کمیته یک بار دیگر از دولت می¬خواهد که کپی اسناد دادرسی در مورد این فعالین سندیکایی را ارائه دهد و همه اقدامات لازم را برای اطمینان یافتن از برخورداری آنها از حقوق سندیکایی خود بر اساس اصول ازادی انجمن، انجام دهد.
58. کمیته با نگرانی بسیار می¬بیند که آقایان اسماعیل عبدی و محمود بهشتی لنگرودی هر کدام دو بار به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام به حبس طولانی محکوم شده¬اند. کمیته یک بار دیگر شاهد است که دولت در این مورد هیچ نمی¬گوید که کدام اقدامات مشخص از سوی آقای عبدی موجب شد که اتهامات فوق به وی وارد و او محکوم شناخته شود. در ارتباط با آقای بهشتی لنگرودی، کمیته با نگرانی عمیق ملاحظه می¬کند که طبق گفته دولت، بعد از آنکه او پس از پایان مدت مرخصی بعد از اعتصاب غذا، خود را به زندان معرفی نکرد، اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی به او نسبت داده شد که منجر به صدور حکم 5 سال زندان بیشتر برای او گردید.
کمیته، با توجه به اینکه برای مدت¬ها ناظر وقوع چنین مواردی در ارتباط با جمهوری اسلامی ایران بوده است و با توجه به اینکه به نظر می¬رسد که مواد 500 و 610 قانون مجازات اسلامی به طور مرتب به کار گرفته می¬شود تا فعالین سندیکایی به دلیل فعالیت¬های مشروع سندیکایی، مجازات شوند ] نگاه کنید به گزارش 382 پرونده 2508 پاراگراف 420 [ لازم به ذکر می¬داند که برای بار دیگر، اطلاعات فشرده¬ ارائه شده از سوی دولت، مانع از آن نمی¬شود تا کمیته نتیجه بگیرد که اتهامات نسبت داده شده به فعالین سندیکایی و حکم محکومیت علیه آنها، ارتباطی به فعالیت¬های مشروع سندیکایی از سوی آنها ندارد.
کمیته همچنین خود را ملزم به ابراز نگرانی بابت نسبت دادن دلخواهانه اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، فقط به خاطر طول دادن غیر مجاز مرخصی می¬داند. با در نظر گرفتن اینکه محکوم کردن مکرر و دلبخواهی فعالین سندیکایی به زندان¬های طولانی مدت با اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام، تاثیری زیان بار بر امر استفاده آزادانه از حق سندیکایی دارد، کمیته یک بار دیگر از دولت می¬خواهد که توصیه های آن را به اطلاع مقامات قضایی برساند و اطمینان حاصل کند که فعالین سندیکایی به خاطر فعالیت¬های مسالمت¬آمیز اتحادیه¬ای، به طور دلبخواهی و با چنین اتهامات مبهمی، محکوم نشوند، و دولت آنچه را که در توان دارد برای آزادی فوری همه این فعالین زندانی انجام دهد.
59. با توجه به ارجاع دولت به اعتصاب غذای فعالین سندیکایی در زندان، کمیته از دولت می¬خواهد که درخواست این زندانیان را بررسی کند و هر آنچه را که در توان دارد، انجام دهد تا اطیمنان یابد که مقامات قضایی و زندان¬ها، به حقوق فعالین سندیکایی زندانی، احترام می گذارند.
60. با یادآوری اینکه آقای پیمان نودینیان یکی از فعالین سندیکایی است که پاسپورت او ضبط شد تا از حضورش در نشست اتحادیه¬های بین¬المللی، جلوگیری شود ] نگاه کنید به گزارش 380 پرونده شماره 2566 پاراگراف 50 [، کمیته با تاسف ملاحظه می کند که دولت یک بار دیگر هیچ اطلاعاتی در مورد توصیه¬های کمیته در ارتباط با ضبط مدارک سفر فعالین سندیکایی، ضبط اموال شخصی آنها در زمان حمله به منازل ایشان و در هنگام متفرق ساختن خشونت¬آمیز اعتراضات، ارائه نداده است ]نگاه کنید به گزارش 380 پاراگراف های 49-53 [. بنابراین، کمیته یک بار دیگر از دولت می¬خواهد که اقدامات توصیه شده را به کار ببندد و کمیته را از پیشرفت کارها مطلع سازد.
61. در رابطه با اشاره دولت درباره همکاری¬های تخصصی، کمیته اطمینان دارد که کمک¬های تخصصی، ارائه خواهد شد و کمیته، دولت را در برداشتن گام¬های ضروری برای ایجاد شرایطی که حقوق سندیکایی، آزادانه مورد استفاده قرار بگیرد و مسایلی که در این پرونده مطرح شده کاملا بر طرف شود، یاری خواهد داد.
( پرونده سوم )
پرونده شماره 2807
اقدام دولت نسبت به توصیه¬های کمیته و هیئت مدیره – گزارش شماره 289، ژوئن 2019
پرونده شماره 2807 (جمهوری اسلامی ایران)، تاریخ شکایت چهارم ژوئن 2010
شکایت کننده: کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری (ITUC)
شکایت کننده، ادعا می¬کند که پذیرش رسمی «مرکز هماهنگ کننده نمایندگان کارگران» به عنوان هیئت نمایندگی کارگری جمهوری اسلامی ایران در اجلاس سازمان جهانی کار، در مغایرت با الزامات اساسنامه ILO قرار دارد، زیرا چنین تشکل (کارگری) برای شکایت کننده و برای تشکل¬های کارگری در ایران، ناشناخته است.
40. کمیته آخرین بار این پرونده را در جلسه خود در ژوئن 2016 مورد بررسی قرار داد ] نگاه کنید به گزارش 278 پارگراف های 56 و 60 [ در آن زمان کمیته از دولت درخواست کرد که تمام اقدامات لازم را انجام دهد تا روند اصلاح قانون کار به طور سریع و موثر، شتاب بیشتری بگیرد با این هدف که این قانون با اصول آزادی انجمن مطابقت کند، و به ویژه امکان پلورالیسم سندیکایی را در یک بنگاه، بخش و سطوح کشوری فراهم آورد.
41. دولت، سپس در تماس اول اکتبر 2018 اطلاعات خود را در این زمینه فرستاد. در رابطه با اصلاح قانون کار، دولت اشاره می¬کند که به منظور ترتیب اثر دادن به درخواست¬های مکرر تشکل¬های کارگری و کارفرمایی، موافقت کرده که لایحه اصلاح قانون کار را از مجلس برای بازنگری بیشتر، پس بگیرد. افزون براین، دولت می¬افزاید که مصوبه لایحه جدید، برای بررسی بیشتر به شورای عالی کار فرستاده شد که در جریان بررسی قرار دارد. دولت اضافه می کند که یک طرح قانونی در رابطه با اصلاح «قانون تشکیل شوراهای اسلامی کار» توسط نمایندگان مجلس و در مشورت با » کانون عالی شوراهای اسلامی کار» تهیه شده که در حال حاضر توسط کمیته اجتماعی مجلس در دست بررسی است.
42. افزون بر این، دولت اشاره می کند که در جمهوری اسلامی ایران، تشکل¬های صنفی، در شمول دو قانون مختلف قرار دارند: فصل ششم قانون کار 1990 تحت عنوان » تشکل های کارگری و کارفرمایی» و «قانون نحوه فعالیت¬های احزاب و گروه¬های سیاسی، گروه¬ها و تشکل¬ها، انجمن¬های اسلامی و یا اقلیت¬های دینی به رسمیت شناخته شده » (1981). دولت می-افزاید که در حال حاضر، تشکل¬های صنفی مختلف در چارچوب قوانین بالا، فعالیت می¬کنند و قانونگزار به این دلیل دو قانون مجزا را برای فعالیت تشکل¬های صنفی در نظر گرفته که از انحصار در کاربست فقط یک قانون جلوگیری کند و بر اهمیت آزادی تشکل تاکید ورزد و در همان حال امکان پلورالیسم را برای تشکل¬های صنفی فراهم آورد. دولت همچنین اضافه می کند که کارگران در یک بنگاه حق دارند یکی از این سه تشکل کارگری (شورای اسلامی کار، انجمن صنفی کارگران و یا نمایندگان کارگران) را ایجاد کنند.
دولت خاطر نشان می¬کند از آنجا که سیاست دولت احترام به پلورالیسم و مراعات حق کارگران در انتخاب آزادانه تشکل نمایندگی از طرف آنان است، و هدف¬اش استفاده از ظرفیت همه تشکل¬های کارگری در ارگان¬های تصمیم¬گیری می¬باشد، هر ساله «کانون عالی هماهنگ¬کننده شوراهای اسلامی کار» و «کانون عالی انجمن¬های صنفی کارگران» و «مجمع عالی نمایندگان کارگران جمهوری اسلامی ایران» اعضای اصلی و علی البدل هئیت نمایندگی کارگری را برای شرکت در کنفرانس سازمان جهانی کار انتخاب می¬کنند. دولت نتیجه می¬گیرد که در همکاری با شرکای اجتماعی از هیچ کوششی برای بهبود زندگی کارگران دریغ نمی کند؛ و اینکه به اصول آزادی انجمن متعهد است و از آن پیروی می کند، و کوشش می نماید که گفتگوی اجتماعی را تقویت و از هر فرصتی برای رسیدن به این اهداف از طریق اصلاح قانون کار استفاده کند.
43. کمیته با تاسف ملاحظه می¬کند که یک بار دیگر دولت در موقعیتی نیست که پیشرفتی را در مورد روند اصلاح قانون کار، گزارش دهد. کمیته همچنین اشارات دولت در مورد چارچوبه¬های قانونی موجود را مورد ملاحظه قرار می¬دهد. کمیته ملاحظه می کند که دولت در حالی که بر تعهد خود بر پلورالیسم تشکل¬های کارگری تاکید می نماید، همچنین می گوید که کارگران در یک بنگاه فقط می¬توانند یکی از سه نوع تشکل مورد اشاره در فصل ششم در قانون کار 1990 را ایجاد کنند. کمیته در این ارتباط یادآوری می کند که حق کارگران در ایجاد تشکل مورد دلخواه خود، معنایش به ویژه این است که امکان واقعی این را داشته باشند که – در صورتی که بخواهند – بیش از یک تشکل، در یک شرکت ایجاد کنند ]نگاه کنید به مجموعه تصمیمات کمیته آزادی انجمن، مجلد ششم 2018 پاراگراف 479[
کمیته می¬داند که (در ایران) پلورالیسم سندیکایی هم در سطح بنگاه (واحدهای صنفی جداگانه) و هم در سطح کشوری ممنوع است و اینکه «شوراهای اسلامی کار» و «انجمن های صنفی» و «نمایندگان کارگران» که دولت در گزارش خود به آنها اشاره می¬کند، تنها گروه¬هایی هستند که در ارگان¬های تصمیم¬گیری مشارکت دارند و هیئت نمایندگی کارگری را برای شرکت در کنفرانس سازمان جهانی کار انتخاب می¬کنند. بنابراین کمیته یک بار دیگر به طور جدی انتظار دارد که دولت همه اقدامات لازم را برای شتاب بخشیدن به روند اصلاح قانون کار انجام دهد؛ با این هدف که همه کارگران ایران بتوانند تشکل¬های مورد دلخواه خود را در سطح بنگاه و در سطح کشوری ایجاد کنند. کمیته از دولت می¬خواهد که آن را از پیشرفت کار در این مورد مطلع سازد و کپی آخرین لوایح قانونی را به کمیته بفرستد.
لینک به گزارشها به زبان انگلیسی:
http://www.ilo.org/dyn/normlex/en/f?p=1000:50002:0::NO:50002:P50002_COMPLAINT_TEXT_ID:3998849
http://www.ilo.org/dyn/normlex/en/f?p=1000:50002:0::NO:50002:P50002_COMPLAINT_TEXT_ID:3996550
اتحاد بین¬المللی در حمایت از کارگران در ایران / ماه اوت ۲۰۱۹

*- زنان ٩ساله بیدک درخراسان شمالی
گزارش روزنامه ایران آورده: قبلا دختران روستای بیدک در ۱۱سالگی ازدواج می‌کردنداما حالا در ۸ یا۹سالگی شوهر می‌کنند
روستای بیدک درخراسان شمالی یکی ازبالاترین آمارهای ازدواج کودکان را داراست.روستایی در ۵کیلومتری بجنورد که دخترانش تجربه‌ای از کودکی ندارند

*- پیام از طرف کارگران نیشکر هفت تپه ارسالی به اتحادیه آزاد کارگران ایران
بنام خداوخد جان و خرد
درود بیکران خدمت کارگران رنجدیده نیشکر هفت تپه
مسئولین حکومتی پرده از چهره ی خود برداشته و رفته رفته تمامی حیله ها و نقشه های آنها برملا میشود،
زمانی که میگفتیم تمام پرونده سازی هایی که برای کارگران مجموعه هفت تپه میشود در راستای سرکوب و ساختگی هستند عده ای منکر میشدند ویا از روی دل پاکی باور نمیکردند
عزیزان ،یاران و هم طبقه ای های عزیز باید بدانید که همزمان با برگزاری دادگاه بازداشتی های هفت تپه در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب در تهران ،دادگاه دیگری نیز برای کارگران هفت تپه در خوزستان تشکیل شده بود که در این دادگاه قاضی مدعی شده که کارگران موجب آزردگی خاطر سهامداران شده اند و انها برای اینکه پرونده ها بسته شود باید از دل سهامدار فاسد در آورند و رضایت ان را جلب کنند .
دست مریزاد به قوه قضاییه ،ممنون که در حال اجرای عدالت هستید ،همانطور که در گذشته گفتیم قوه قضائیه هیچ گاه مستقل نبوده و همیشه در راستای اهداف دولت و به نفع سهامداران رای صادر کرده است
قوه قضاییه ای که زندانها را پر از کارگر معلم دانشجو و… کرده است
هیچگاه مستقل نبوده و با قاطعیت می توان گفت که تمامی دادگاه های فعالین اجتماعی و کارگری فرمایشیست و در راستای سرکوب مردم است.

*- محمد حبیبی خوزانی ، نویسنده و عضو کانون صنفی معلمان ایران است. او ۱۸سال سابقه دبیری دارد.
محمد حبیبی از سال ۹۳ تاکنون با کانون صنفی معلمان ایران همکاری کرده و در سال ۹۵ عضو هیات مدیره این تشکل شد.
در ۲۰ اردیبهشت ۹۷، محمد، همراه با تعدادی از تجمع‌کنندگان در تجمع اعتراضی مقابل سازمان برنامه وبودجه با ضرب و شتم وحشیانه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.
همسرش که به دادسرای امنیت رفته بود، به طور اتفاقی او را پابرهنه و با لباس‌های پاره دیده، در حالی که آثار ضرب و شتم بر روی صورت وی مشهود بوده است.
محمد به اتهام اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور، تبلیغ علیه نظام و اخلال در نظ به ده سال و شش ماه زندان، ۷۴ ضربه شلاق و ۲ سال ممنوعیت از فعالیت در احزاب، گروه‌ها و دسته‌های سیاسی و اجتماعی و ممنوعیت خروج از کشور محکوم شد. او که هم اکنون در زندان اوین محبوس است، در ماههای اخیر با حکم اخراج از آموزش و پرورش نیز مواجه شده. حکمی که بر اثر فشار فعالان صنفی فعلا متوقف شده است.

*- پیام از طرف کارگران سیمان کارون
وقتی مدیر عامل سیمان کارون هم مظنون به کلاهبرداری میشود .
دو هفته ایی میگذرد از عدم حضور مدیر عامل شرکت سیمان کارون . رحمانی مدیر عامل این شرکت که موفق شده بود به واسطه رابطه خویشاوندی در این مجموعه نام نشانی برای خود بسازد هم اکنون به اعتراف پسر خاله خود علیرضا علاقبندیان یکی از سهامداران این مجموعه مظنون به کلاهبرداری است.
دامنه اختلافات مالی مدیر عامل کنونی شرکت با پسر خاله های خود آنچنان ملموس و قابل فهم است که مردم عادی منطقه از آن بی خبر نیستند.
نکته قابل تعمق در این بحران بوجود آمده را میتوان به تاکید کارگران شرکت سیمان کارون مبنی بر عزل هر چه سریع تر این عنصر فساد در کسوت مدیر عاملی شرکت دانست .
تا انجا که به مسئولین استان و شهرستان مسجد سلیمان بارها تاکید شد
اما با عدم استقبال از این خواست بحق و تخصصی کارگران مواجه شدیم . متاسفانه باز هم شاهد متضرر شدن کارگر . خانواده کارگر. و از حق نگذریم سهام داران این مجموعه هستیم .
تا انجا که شب گذشته علیرضا علاقبندیان دستور میدهد از خروج کلینکر به خارج از کارخانه خود داری شود .
طبق اعلام نظر علیرضا علاقبندیان علت این تصمیم اختلاف مالی وسیع با مشتری خاص. کلیکنر آقای احمدی و مدیر عامل کنونی شرکت باعث اتخاذ این تصمیم شده گویی زدو بندهایی بین این دو فرد در معاملات شرکتی آن هم بنفع یکدیگر صورت گرفته است .
در اینجا لازم است به تمام مسئولین کشوری در حوضه کنترل و جلوگیری از رانت و فساد اداری متذکر شد بارها به شما از طریق رسانه و نامه بدون اینکه قصد تخریب و آشوب در نظر باشد اعلام کردیم.
این مجموعه آبستن فساد مالی و اخلاقی است
متذکر شدیم این مجموعه تخصصی که با اعتبارات ملی ساخته شده است توسط عده ایی نوکیسه و شارلاتان اداره میشود .
متذکر شدیم مدیر عامل این شرکت شرایط احراز این پست و مقام را ندارد . متذکر شدیم حال این مجموعه خراب است
اما دریغ از یک گوش شنوا .
حال باید شاهد بگیرو ببند پسر خاله ها باشیم .
پسر خاله ای که روزگاری چشم و چراغ سهام دار بود حالا چنگ بر صورت پسر خاله خود و خانواده وی میزند .
براستی به کارگران چه ارتباطی دارد این اختلافات ؟
به کارگران چه ارتباطی دارد که باید هر از چند گاهی شاهد اینچنین اتفاقات وهم انگیز و ناگوار باشند ؟
مسئولین محترم شهرستان و استان خوزستان .
مسئولین محترم کشوری.
بحث سیمان کارون جدی است .
هزاران نفر از این شرکت رزق میکنند . چرا باید برای اینکه تعداد انگشت شماری میخواهند یک شبه ره صد ساله را به نادرستی طی کنند کارگر و خانواده او و صنایع کشور از این بی انضباطی رنج ببرد ؟
بهتر نیست برای امتحان هم که شده یک بار با یک اراده آهنین بساط این مفت خوران را جمع کنید؟
سهامداران شرکت سیمان کارون بدانید و مطلع باشید تنها راه برون رفت از این مشکلات وجود یک تیم تخصصی در حوضه صنعت سیمان و صداقت گفتار و رفتار با کارگر است که میتواند دوباره این شرکت را پویا کند
در غیر اینصورت اوضاع بدتر و بدتر خواهد شد
پس بخود بیایید و دست از ظلم و بی تدبیری به کارگر بردارید .
بدانید حق همیشه سرافراز و ماندگار است
19 مرداد به امید سبز شدن دوباره کارخانه سیمان کارون

*- درگیری و شلیک مستقیم به مردم معترض و بی دفاع توسط ماموران دولتی در محمودآباد
روز شنبه ۱۹ مرداد ۹۸ بین صاحبان اراضی پادگان نجات خدمه نیروی هوایی ارتش ، در محدوده قصر دریاسر منطقه محمودآباد استان مازنداران و ماموران حفاظت فیزیکی این پادگان درگیری شدیدی رخ داد.
این حمله در زمانی صورت گرفته که سربازان این پادگان قصد داشتند اراضی مردم را تحت عنوان محدوده باند فرودگاهی، فنس کشی کنند، که با مخالفت و مقاومت صاحبان اراضی مواجه شدند که به درگیری بین آنها منجر شد. در این درگیری ماموران اقدام به شلیک مستقیم به مردم بی دفاع که فقط با چوب و سنگ در مقابل شلیک گلوله ها از خودشان دفاع می کردند، کرده و دو نفر از آنها را کشته و تعدادی را مجروح کردند. تعدادی از معترضین نیز توسط ماموران انتظامی بازداشت شده و به نقطه نامعلومی منتقل شدند.

*- پیام از طرف کارگران سیمان
🔹اطلاعیه کارگران سیمان کارون
اگرچه خبرهای تایید نشده ای از برکناری و عدم حضور مدیر عامل کارون بین پرسنل دست بدست می شود و شاید تغییر مدیریت نا کارآمد و بی دانش مدیریت … جرقه هایی از امید در دل دردمند کارگران بوجود آورده است اما متاسفانه عده ای سودجو و فرصت طلب و نو کیسه که موقعیت شغلی و ماموریت ها و اضافه کاری های ثابت خود را در خطر می ببیند در تلاشی مذبوحانه سعی دارند که از این مدیریت دفاع کنند و و منافع شخصی خود را به نان ۴۰۰ نفر کارگر ترجیح می دهند لازم است
لازم می دانیم جهت استحضار همکاران گرامی مواردی را به مختصر اشاره کنیم
۱- لازم است برای احقاق خود و پیگیری مطالبات خود جلوی افراد فرصت طلب گرفته شود و با همفکری و همدلی با تمام توان از حق و حقوق خود دفاع کنیم
۲- ما کارگران باید از اموال شرکت که شامل کلینکرها ،ضایعات، ماشین آلات سنگین و املاک و منازل حفاظت کنیم و اجازه ندهیم این اموال که سرمایه ما هستند براحتی فروخته شوند و چنانچه کارفرما قصد فروختن این اموال را داشته باشد باید در آمد حاصل از این املاک جهت پرداخت مطالبات کارگران باشد
۳- مدیریت فعلی کارخانه در سال ۹۶ در جلسات تامین شهر و استان این تضمین را به مسولین شهری و استانی داده بود که هر پانزده روز یک حقوق پرداخت می کنم و بیمه بروز می شوند و کارگران روزمزد هم تعیین تکلیف میشوند و بااین تعهد بود که مسولین پذیرفتند که سکان مدیریت کارخانه در دست کسی باشد که تجربه مدیریتی و دانش مدیریتی ندارد اما متاسفانه مدیریت فعلی به تعهدات خود عمل نکرد و بعد از گذشت حدودا دوسال از مدیریت ایشان مطالبات ما از سه ماه به شش ماه رسید و از یکسال تا پنج ماه بیمه معوقه داریم
۴- متاسفانه سهامداران دیگر این کارخانه که بنیاد مستضعفان و آستان قدس رضوی و کارگران و چند شرکت دیگر …هیچ گونه دخالتی و حساسیتی در سهام خود ندارند
البته امیدوار هستیم با روحیه انقلابی که در جناب آقای مهندس فتاح مدیرت محترم جدید بنیاد مستضعفان سراغ داریم انشالله نسبت به مسائل مالی و سهام بنیاد در کارخانه پیگیری خواهند نمود
۵- طبق قانون سهامداری که بیش از ۵۰ درصد سهام یک مجموعه را داشته باشد حق انتخاب مدیرعامل را دارد اما در ثبت یک شرکت بدون رتبه و با شرایط معمولی برای انتخاب مدیرعامل شرایطی در نظر گرفته است و تایید کرده مدیر عامل بایستی لیسانس و سه سال سابقه کار داشته باشد و چرا در سیمان کارون که در وضعیت بحرانی قرار دارد بایستی مدیر عامل آن از حداقل شرط برخوردار نباشد و این سوال را مسعولین و کسانی که از تیم مدیریتی حمایت می کنند باید پاسخ گو باشند
۶- ما کارگران برای چرخاندن چرخه تولید این کارخانه زحمات و مشقات و نا ملایمات زیادی را تحمل کردیم و با چنگ و دندان این مجموعه بزرگ را سر پا نگه داشتیم اجازه ندهیم عده ای سو جو و منفعت طلب سکان این کارخانه را در دست بگیرند و کارخانه را نابود کنند
۷- در جلساتی که رئیس هیئت مدیره و سهامدار اصلی کارخانه حضور داشتند تاکید کردیم که حضور مستمر و داشتن سیستم اداری منسجم و جذب نیروهای متخصص و پرهیز از روبط خویشاوندی ….تنها راه نجات این کارخانه می باشد که متاسفانه سهامدار اصلی توصیه های دلسوزانه کارگران را نپذیرفت و با عدم حضور خود در محل کارخانه و سپردن کارخانه به دست افراد نا کارآمد زمینه زیان دهی کارخانه را فراهم کردند
۸- بیش از ۷۴ کارخانه سیمان در کشور پهناور عزیزمان ایران وجود دارد که هیچ کدام مشکلات کارخانه مارا ندارند…پس مشکل کارخانه ما وضعیت اقتصادی و تحریم نیست بلکه ضعف مدیریت اصلی ترین مشکل این مجموعه تولیدی می باشد
به هرحال همکاران گرامی ما کارگران بیشترین آسیب را دیده ایم و سخترین روزهای زندگی مان را در حال گذران هستیم و متاسفانه هیچ مقام مسولی هم به فکر دردهای ما کارگران نیست لذا لازم است با همدلی و همفکری یکدیگر تمام راه های قانونی را جهت پیگیری مطالبات خود بررسی کنیم در کنار قانون و احترام به قانون اقدامات لازم را انجام دهیم

*- رد صلاحیت دو فعال کارگران ساختمانی در شهرستان کامیاران/ اداره کار کتبی اعلام نکرد
دو فعال کارگری با نام‌های فرهاد ابراهیمی و مهرداد صبوری که خود را برای کاندیداتوری هیأت مدیره و بازرس انجمن صنفی کارگران ساختمانی شهرستان کامیاران کاندیدا کرده بودند، توسط اداره کار استان کردستان رد صلاحیت شدند.
این دو کارگر می‌گویند: در تاریخ ۳۰/۱۱/۱۳۹۷ مدارک و مستندات خود را به انجمن صنفی کارگران ساختمانی ارایه داده‌اند اما بعد از گذشت چندین ماه انتظار برای دریافت رد یا تایید صلاحیت، اداره کار به صورت شفاهی به ما اعلام نموده که رد صلاحیت شده‌اید و حق کاندیدا شدن را ندارید.
آنها می‌گویند: به صورت کتبی کاندیداتوری خود را اعلام نموده‌ایم و خواستار این هستیم که اداره کار به صورت کتبی رد صلاحیت ما را اعلام کند تا از مجاری قانونی وضعیت خود را پیگیری کنیم اما اداره کار از این کار سر باز می‌زند.
به گفته‌ی آنها، بر اساس مقاوله‌نامه‌های سازمان جهانی کار، تشکل‌های کارگری باید مستقل بوده و آزادانه فعالیت کنند؛ همچنین بر اساس ماده ۲۶ قانون مجازات اسلامی هیچ مانعی برای کاندیدا شدن در انجمن‌های صنفی وجود ندارد و تنها کسانی نمی‌توانند کاندیدا شوند که دچار محرومیت اجتماعی هستند.
لازم به ذکر است که این دو فعال کارگری محرومیت اجتماعی ندارند./ایلنا

*کانال تلگرام کمپین آزادی بازداشت شدگان روز کارگر:
برای آزادی عاطفه رنگریز خانواده اش را حمایت کنیم
آنهایی که «تو» هستند و ما که «بیرون» ایم
خانواده عاطفه رنگریز روزهای سختی دارند. بعد از جلسه «دادگاه» که هفته گذشته تشکیل شد و صدور قرار سنگین دو میلیارد تومانی برای آزادی موقت او، درگیر یافتن کسانی شدند که آنها را در تامین این رقم یاری کنند. بعد از تحمل فشار و اضطراب زیاد و نیز رفع موانع حقوقی این فرآیند، امروز که با وثیقه و به امید آزادی عاطفه به مرجع قضایی مراجعه کردند با عدم پذیرش آن مواجه شدند. این بار دومی ست در این صدوپنج روز بازداشت که به خانواده عاطفه اعلام کرده‌اند برای آزادی موقتش کفالت و یا وثیقه بیاورند و بعد خود با آن مخالفت کرده‌اند.
مقایسه رقم این وثیقه و میزان حداقل دریافتی کارگران (از جمله خانواده عاطفه رنگریز) و هزینه‌های بالای زندگی که شرایط سخت اقتصادی را بر افراد تحمیل می‌کند، به سادگی نشان می‌دهد که صدور چنین قراری از اساس نسبتی با دلایل بازداشت زندانی ندارد و در پی مقاصدی است فراتر از آنچه نظام قضایی باید دنبال کند.
عاطفه رنگریز اکنون در زندان قرچک نگهداری می‌شود، جایی که بنا به شواهد، مناسب حال هیچ انسانی نیست. اگر بنا بوده است که زندان فضایی باشد برای تنبیه مجرمان، زندان قرچک شبیه به کمپی است که در آن کرامت و عزت نفس فرد زیرپا گذاشته می‌شود. شرایط بهداشتی نامناسب، عدم دسترسی به آب آشامیدنی و محدودیت شدید امکانات رفاهی در کنار هزینه‌های بالای دریافت خدماتی که می‌بایست به شکل طبیعی رایگان باشند ونیز عدم اجرای قانون تفکیک جرایم از جمله مشخصات غیرقانونی و غیرانسانی این زندان هستند.
اکنون که دیگر نمی توان چشم امیدی به دادخواهی از نهاد قضایی داشت، که خود عامل و از مسببان چنین رویه‌های ظالمانه‌ای است، باید از خود بپرسیم که چه طور می‌توانیم صدای آنهایی را که درون زندان‌ها محبوس هستند بشنویم و انعکاس دهیم؟
عاطفه رنگریز در اعتراض به عدم پذیرش وثیقه‌اش از ملاقات با خانواده و نیز رجوع به بهداری امتناع کرده و خانواده او با وجود دشواری‌های فراوان به تلاش برای آزادی او، که بی هیچ دلیل مجرمانه‌ای ۱۰۵ روز است که در بند مانده است، ادامه خواهند داد.
ما نیز برای آزادی او و دیگر بازداشت‌شدگان روز کارگر و تغییر رویه‌های غیرانسانی که در زندان‌ها و مراجع قضایی جریان دارد، تلاش کنیم.

*امتناع عاطفه رنگریز از ملاقات و مراجعه به بهداری تا زمان آزادی از زندان قرچک
عاطفه رنگریز بیش از دوماه است در زندان قرچک بلاتکلیف است
دادگاه عاطفه رنگریز در ۱۴ مرداد به ریاست قاضی مقیسه برگزار شد. در این جلسه قرار وثیقه به شکل نامتناسبی افزایش یافت و مبلغ آن دو میلیارد تومان تعیین گردید.
با این وجود، خانواده عاطفه که در ماه‌های گذشته شاهد عدم دریافت قرار از سوی مقامات قضایی بوده‌اند به سختی توانستند این قرار سنگین را تامین کنند و در هفته‌ی گذشته برای تودیع وثیقه چند بار به دادگاه انقلاب مراجعه کردند. اما شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب علیرغم امضای قرار توسط قاضی از دریافت وثیقه سر باز زد و به خانواده‌ی عاطفه رنگریز اعلام شد که منتظر حکم صادر شده باشند.
این در حالی است که حکم صادر شده حکم بدوی خواهد بود و بنابر قانون متهم با تامین قرار می‌تواند تا زمان صدور حکم نهایی در دادگاه تجدید نظر آزاد باشد.
در واکنش به این رویه نادرست و آزار و اذیت مداوم خانواده و مادر بیمارش، عاطفه رنگریز اعلام کرد تا زمانی که در زندان قرچک باشد، از ملاقات با خانواده خود و همچنین از اعزام به بهداری امتناع خواهد کرد.
منبع:کمپین آزادی بازداشت شدگان روز کارگر

*دادگاه مرضیه امیری برگزارشد
مرضیه امیری، از بازداشت‌شدگان روز کارگر، خبرنگار روزنامه‌ی شرق و دانشجوی علوم اجتماعی دانشگاه تهران، امروز، بیست و دوم مرداد، در شعبه‌ی بیست‌و‌هشتم دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد.
اتهام‌های او در دادگاه «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور، تبلیغ علیه نظام و اخلال در نظم و آسایش عمومی» عنوان شد. محاکمه‌ی او حدودا یک ساعت طول کشید، دادگاهش تک‌جلسه‌ای بوده و بنابر گفته‌ی شعبه‌ی رسیدگی‌کننده تا دوهفته‌ی دیگر حکم او صادر خواهد شد.
مرضیه از یازده اردیبهشت در بازداشت موقت به سر می‌برد و قاضی مقیسه، رییس شعبه‌ی ۲۸، باردیگر با تبدیل قرار او به کفالت یا وثیقه مخالفت کرد.
مرضیه در دفاعیات خود اعلام کرد که بی‌گناه است و تاکید کرد که همواره به وظیفه‌ی خبرنگاری و انسانی خود عمل کرده است.
منبع:کمپین آزادی بازداشت شدگان روز کارگر

*- «تئوریسین‌های استمرار استبداد علیه پراتیسین‌های لغو استثمار»
✍️سعید رضایی
🔹 یادداشتی که در شماره ۲۷ ماهنامه «گیلان اوجا» منتشر شده است.
نداناجی-عاطفه رنگریز-آنیشا اسداللهی- مرضیه امیری
▪️در عصر استبداد حاکم،اصلاح‌طلبان در دهه‌های اخیر در اندیشه نرمال سازی حکومت تام‌گرایی بودند که از هر سوی و هر بام همچون آتشفشان سعی بر به آتش کشاندن مخالفین و منتقدین خود داشته است.
تئوریسین‌هایی که در پستوهای امن قلم اعتدالی و انفعالی خویش در جهت منفعت شخصی گام برمیداشتند تا خدشه‌ای بر قدرت و ثروت خویش وارد نگردد. قلم‌هایشان گاه در تکریم حاکمان میرقصید و گاه در تحریم مخالفان. احیای تئوری ماکیاولیستی توسط اصلاح‌طلبان و تایید و تاکید بر سرکوب جامعه مدنی معترض به سیاست‌های حکومت و همچنین ایجاد شکل مدرنی از سرکوب باعث شد پایگاه اجتماعی-سیاسی اصلاح طلبان به غایت کاهش یابد و چهره حقیقی از پشت آن نقاب دروغین بیرون بزند.
▪️اما مقابل تئوریسین‌هایی که وظیفه تداوم استبداد را دارند،پراتیسین‌هایی هستند که مبارزه با استبداد را چه در کلام و چه در گام‌های خود عجین کرده اند. ۴ زن مبارز (ندا-مرضیه-عاطفه-آنیشا) که در روز جهانی کارگر در تجمع مسالمت آمیز روز جهانی کارگر بازداشت شدند. (اصل 27قانون پرنقصان اساسی تجمعات را آزاد اعلام کرده است)، همچنان در بازداشت هستند.آنان نه تئوری محافظه کارانه در برابر حقوق انسانی افراد داشتند و نه انفعال و سکوت نسبت به استبداد. با ضرب و شتم فراوان بازداشت شدند و حالا در بندهای زندان قرچک هم مورد آزار زندانیان با جرایم عادی قرار گرفتند(نقض اصل تفکیک جرائم در زندان) و مسئولان زندان نیز آنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند.این ۴ زن شریف و شجاع ما ناجیان عدالت و امید بوده‌اند.

▪️کارگران و معلمان در صف اول مبارزه با سلطه و ثروت ناشی از قدرت نامشروع هستند و مطالبات مساوات طلبانه و ترقی خواهانه در اندیشه و شعار دارند که نشانگر طبقه اجتماعی و خواستگاه اجتماعی آنان است.
مبارزات،جدل و نزاع طبقاتی کارگران و حاکمان سرمایه همواره در طول تاریخ بوده است.
چه در دوران برده داری و چه در دوران ارباب-رعیتی فئودالیسمی و… .
امروزه نیز با حکمرانی نئولیبرالیسم بر پیکره نظام سیاسی-اقتصادی سعی بر ایجاد شکل نوینی از برده‌داری به شکل مدرن دارند تا از افزایش شکاف طبقاتی، دایره قدرت و ثروت خویش را استحکام بخشند.
تجمعات اعتراضی و اعتصابات کارگران با واکنش حاکمیت سرمایه همراه میشود و قلم‌هایی در جهت تئوریزه کردن استمرار سرکوب و توجیه سرکوب انجام میگیرد تا به قلمرو فئودالی-بورژوایی آنها آسیب نرسد.
معلمان را به دلیل مطالبات سوسیالیستی و برابری خواهانه و مطالبه آموزش رایگان و لغو کالاسازی مدارس به زنجیر میکشند و کارگران را به دلیل احقاق حقوق خویش و افزایش دستمزد و لغو استثمار مزدبگیران به بند میکشند و در خیابان های ساخته به دست کارگران به تصلیب میکشند و تازیانه میزنند.
دانشجو را به جای دانشگاه به مسلخگاه میبرند و تمام دارایی او را به یغما میبرند.
طرح کارورزی ارائه میدهند تا از دانشجو به شکل یک برده مدرن استثمار کنند.
از ابراز و اشاعه مطالبات کارگران در اول مه به مناسبت روز جهانی کارگر و ایجاد یک تجمع مسالمت آمیز ترس و هراس دارند و همگان را قلع و قمع میکنند و برایشان احکام فاقد عدالت حقوقی صادر میکنند تا این کلام آغشته به اعتراض در دهان از حنجره با خنجر بریده شود.
اما در انتها این طبقه کارگر است که به گواه تاریخ مبارزاتی پیروز نزاع طبقاتیست و این چهارجوهر ایستاده در تقابل با استبداد، آزاد و رها خواهند شد از این بیداد.

*بیانیه اتحادیه آزاد کارگران ایران در رابطه با صدور حکم زندان و شلاق برای فرهاد شیخی
برای فرهاد شیخی حکم محکومیت صادر شد
فرهاد شیخی از اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران که در تاریخ ۱۳ مرداد در شعبه ۱۰۵۸ دادگاه کیفری ۲ تهران دادگاهی شد به اتهام ” اخلال در نظم و آسایش عمومی” محکوم شد.
قاضی دادگاه برای فرهاد حکم ۴ ماه حبس و پنج ضربه شلاق صادر نموده که بنابر جوان بودن و فقدان سابقه کیفری این حکم را طی مدت ۲ سال تعلیق کرده است.
اولاً و همانطور که خود فرهاد شیخی در دفاعیات اش اعلام نموده است شرکت در تجمع روز جهانی کارگر حتی طبق قانون اساسی جاری کشور نباید جرم تلقی گردد و هر کسی حق دارد برای طرح خواست یا اعتراضاتش در تجمع های اجتماعی شرکت نماید.
دوماً تجمع روز جهانی کارگر امسال در مقابل مجلس شکل گرفت. مگر نه اینکه کسانی که در مجلس نشسته اند خود را نماینده و وکیل آحاد جامعه می دانند و بایست خواست و مطالبات جامعه را پیگیری نموده و محقق سازند؟ پس چطور است که طرح خواست کارگران آن هم در مقابل مجلس، هم مورد یورش وحشیانه نیروهای انتظامی و امنیتی قرار میگیرد و هم بعنوان جرم محکومیت قضایی به دنبال دارد؟
ثالثاً در این دادگاه به جز حکم حبس حکم شلاق نیز برای فرهاد صادر گردیده است. حکم شلاق نماد دوران توحش و بربریت بشر بوده که هم اکنون دم و دستگاه حاکم که تماماً در جهت حفظ منافع سرمایه داران است با این تصور که کارگران و آحاد جامعه همان برده های سرمایه داران هستند برای حفظ منافع این طبقه مفتخور و استثمارگر همان احکام قرون وسطایی را علیه کارگران به کار میبرند.
صدور چنین احکامی از سوی نهاد قضایی گویای این است که از منظر نهادهای حاکمیتی کارگران کوچکترین حقی برای طرح مطالبات صنفی و معیشتی خویش نباید داشته باشند و این دورنما را بیشتر تقویت میکنند که سرمایه داران حاکم حاضر به برآورده کردن کوچکترین خواست کارگران در راستای تأمین معیشت این طبقه چندین میلیونی در کشور نیستند. این یعنی اینکه کوچکترین راه برونرفتی از این وضعیت جهنمی متصور نیست مگر اینکه کارگران و تمام مزدبگیران ایران با اعتراضات توده ای و اعتصابات سراسری تغییراتی بنیادین را در کشور رقم زنند.
اتحادیه آزاد کارگران ایران ضمن اعلام انزجار از محکومیت فرهاد شیخی بخاطر شرکت در مراسم روز کارگر و تنفیر حکم قرون وسطایی و ضدبشری شلاق اعلام میدارد که طبقه کارگر ایران بیشتر از این در مقابل این همه بیحقوقی و مناسبات برده وار ساکت نخواهد نشست و چنانچه کارگران و حامیان طبقه کارگر که یا در زندان به سر میبرند و یا مورد تعقیب قضایی قرار گرفته اند آزاد و منع تعقیب نشوند از هر طریق ممکن اعتراضات خود را شدت خواهند بخشید.
همچنین از تمامی اتحادیه های بین المللی کارگری و نهادهای حقوق بشری درخواست داریم تا درمقابل محکومیت کارگران واکنش نشان داده و اعتراض خود را به مسئولین در ایران اعلام دارند.
اتحادیه آزاد کارگران ایران- ۲۱ مرداد ۹۸

*- شرکت‌های پیمانکاری برای سوءاستفاده و تضییع حقوق کارگران تاسیس شدند/ مجلس خواستار حذف این شرکت‌هاست …
نماینده مردم مشکین شهر، ایجاد شرکت‌های پیمانکاری تامین نیروی انسانی را ظلمی آشکار در حق کارگران دانست و گفت: معلوم نیست دولت با کدام توجیه این دلالان نیروی کار را وارد دستگاه‌های دولتی و نیمه دولتی کرده درحالیکه وجود آنها انگیزه را از کارگران می‌گیرد و بازدهی تولید را کاهش می‌دهد.
ولی ملکی با انتقاد از وجود شرکت‌های پیمانکاری تامین نیروی انسانی در بنگاه‌های اقتصادی به خبرنگار ایلنا گفت: فرار مالیاتی و نپرداختن بسیاری مزایا به کارگران، دلیل استفاده از شرکت‌های پیمانکاری تامین نیروی انسانی در وزارتخانه‌ها و دستگاه‌های دولتی و نیمه دولتی و عمومی غیردولتی است.
وی شرکت‌های پیمانکاری تامین نیروی انسانی را ابزاری برای تضییع حقوق کارگران و انتفاع مدیران دانست و گفت: کسانی که تامین نیروی انسانی می‌کنند، رایگان این کار را نمی‌کنند و البته سود بالایی هم دارند. اما نکته مهم اینجاست که سود شرکت‌های پیمانکاری تامین نیروی انسانی از جیب کارفرمایان نمی‌رود، بلکه در قالب پرداخت نکردن بخشی از حقوق کارگران است و از جیب کارگران می‌رود.
عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس با ابراز تاسف از اینکه سالهاست شرکت‌های پیمانکاری تامین نیروی انسانی حقوق و مزایای کارگران را نمی‌دهند، گفت: شرکت‌های پیمانکاری ابزار و مصداق سوءاستفاده هستند زیرا کارفرمایان به راحتی می‌توانند کارگران را اخراج کنند، بدون آنکه لازم باشد به دستگاهی پاسخگو باشند.
وی با اشاره به اینکه بارها شاهد بودیم کارگران اخراج شده‌اند و دستگاه‌های دولتی و کارفرمایان پاسخگو نبوده‌اند، گفت: وقتی کارگر به اداره کار مراجعه می‌کند، کارفرما یا دستگاه دولتی شرکت پیمانکاری را معرفی می‌کند و شرکت پیمانکاری هم که پاسخگو نیست، زیرا بسیاری از آنها ثبت شده نیستند و دست کارگر به جایی بند نیست.
ملکی افزود: کارفرمایان برای فرار از پرداخت حقوق و مزایای کارگران نیست که از شرکت‌های پیمانکاری تامین نیروی انسانی استفاده می‌کنند، بلکه می‌خواهند هنگام تضییع حقوق کارگران در برابر قانون پاسخگو نباشند.
وی گفت: شاید در مواقع اضطراری، کارهای کوتاه‌مدت و پاره‌وقت بتوان از کارگران پیمانی استفاده کرد، اما در مورد دستگاهی که کارگران را برای کار سالها می‌خواهد، هیچ توجهی برای استفاده از شرکت‌های پیمانکاری تامین نیروی انسانی وجود ندارد.
وی گفت: شرکت‌های پیمانکاری تامین نیروی انسانی انگیزه را در نیروی کار کاهش می‌دهند، امید به زندگی را از بین می‌برند و آنقدر امید را در نیروی کار می‌کشند که فرد نمی‌تواند خانواده‌اش را ساماندهی کند. این شرکت‌ها باعث می‌شوند کارگر در محیط کار انگیزه لازم را نداشته باشد و در نتیجه بازدهی کار پایین می‌آید و همین امر به تولید هم ضربه می‌زند.
وی با یادآوری اینکه در مجلس شورای اسلامی تصویب شد شرکت‌های پیمانکاری تامین نیروی انسانی از صحنه بنگاه‌های اقتصادی و دستگاه‌های دولتی حذف شوند، گفت: متاسفانه دولت‌ها قانون‌گریز هستند و زیان آن را کارگران و نیروهای کار می‌بینند.

*- قرار نیست دولت کار را به پیمانکار بسپارد تا هر بلایی خواست سر کارگر بیاورد
هدایت‌الله خادمی با تاکید بر اینکه هیچ توجیهی برای استفاده از شرکت‌های پیمانکاری تامین نیروی انسانی وجود ندارد، گفت: متاسفانه کارگرانی که از طریق شرکت‌های پیمانکاری به کار گرفته می‌شوند بعداز گذشت سالها متوجه می‌شوند که حق بیمه آنها به تامین اجتماعی پرداخت نشده و با مشکلات فراوانی مواجه می‌شوند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، نماینده ایذه و باغملک در مجلس با اشاره به اینکه شرکت‌های پیمانکاری تامین نیروی انسانی کارگران را در سمت‌هایی به‌کار می‌گیرند اما در لیست بیمه عناوین دیگری برای آنها منظور می‌کنند، گفت: این کارگران هنگام بازنشستگی متوجه می‌شوند که پیمانکاران چه بلایی سرشان آورده‌اند.
هدایت‌الله خادمی با تاکید بر اینکه باید نظارت و قانونی وجود داشته باشد تا مانع تضییع حقوق کارگران شود، گفت: متاسفانه نظارتی وجود ندارد و اکنون کارگران بسیاری را در برخی دستگاه‌های دولتی و زیرمجموعه‌های نفتی و غیر نفتی سراغ داریم که حقوق‌شان تضییع شده و شکایت هم کرده‌اند، اما شکایت‌شان به جایی نرسیده است.
وی با اشاره به اینکه دولت تحت عنوان بخش خصوصی کارهای خودش را به پیمانکاران واگذار کرده است، گفت: قرار نیست دولت کار را به پیمانکار بسپارد و خودش بخوابد تا پیمانکار هر بلایی خواست به روزگار کارگر بیاورد.
عضو کمیسیون انرژی خواستار توجه دولت به نظارت بر عملکرد پیمانکاران شد و گفت: دولت وقتی برای این ماه به پیمانکار پولی می‌دهد، باید لیست پرداختی‌ها و تسویه حساب ماه قبل کارگران را از پیمانکار بگیرد و ببیند آیا پیمانکار حقوق و مزایای کارگران را کامل پرداخت کرده یا بخشی از حقوق کارگران را نداده که متاسفانه دولت این کار را هم انجام نمی‌دهد.
خادمی با تاکید بر اینکه در بیشتر موارد پیمانکار تامین نیروی انسانی جوابگوی کارگر نبوده است، گفت: توجیه دولت این است که کارگر تحت پوشش پیمانکاری هرگز نمی‌تواند از دولت خواسته‌ای داشته باشد. به همین دلیل کاری به کار نیروهای کار ندارد و اهمیتی نمی‌دهد که پیمانکار چه بلایی به روزگار کارگران می‌آورد که این رفتار مصداق بارز استثمار کارگران است.
وی افزود: امروز کسانی را سراغ داریم که در سنین جوانی در قالب پیمانکاری با دستگاهی مشغول به کار شده‌اند و پس از گذشت 15 سال که دیگر جوانی و شادابی گذشته را ندارند، به دلیلی واهی از سوی پیمانکار اخراج شدند و دست‌شان هم به جایی بند نیست که این ظلمی آشکار است که به جامعه کارگری می‌شود.
عضو کمیسیون انرژی، توجیهات دولتمردان را به باد انتقاد گرفت و گفت: دولت بهانه می‌آورد که حسابرسی و پرداخت حقوق نیروها را از سر خودش بازکرده است، اما فسادهایی از سوی پیمانکاران تامین نیروی انسانی صورت می‌گیرد که دولت در قبال آنها سکوت کرده و فساد پیمانکار و سکوت دولت هر دو سوال‌برانگیز است.
وی با اشاره به اینکه بارها شاهد بودیم که شرکت‌های پیمانکاری تامین نیروی انسانی هنگام برگزاری مناقصه کمتر از مصوبات قانونی حقوق و مزایای کارگران را اعلام می‌کردند، گفت: وقتی از پیمانکار سوال می‌کنیم که چرا کمتر از حداقل‌های قانونی قیمت می‌دهند و پیمانکاران توضیح می‌دهند، تازه متوجه می‌شویم که آقایان بسیاری از مزایای کارگران از جمله لباس کار، حق بیمه، غذا و… را نمی‌دهند تا هم دولت به ظاهر راضی باشد و هم پیمانکار بتواند قرارداد را بگیرد و در این بین کارگر زیان‌دیده اصلی است.
خادمی، شرکت‌های پیمانکاری تامین نیروی انسانی را مصداق بارز استثمار کارگران دانست و گفت: اگر قرار است استثمار نیروی کار ادامه داشته باشد، باید اجازه دهیم شرکت‌های پیمانکاری تامین نیروی انسانی به حضور خودشان در بنگاه‌های اقتصادی و دستگاه‌های دولتی ادامه دهند، اما اگر بنا داریم کرامت نیروی کار را حفظ کنیم و حقوقش را کامل بدهیم، باید شرکت‌های پیمانکاری تامین نیروی انسانی از بازار کار حذف شوند.

*- انتظار تورم ۷۰ درصدی مواد غذایی تا پایان امسال و پیامدهای خردکننده آن بر معیشت کارگران
گزارش‌های رسمی، تورم سالانه مواد غذایی در تیرماه امسال را بیشتر از ۶۰ درصد و تورم نقطه به نقطه نیز بالاتر از خط ۷۲درصد اعلام کرده‌اند.
بر این اساس، روزنامه همدلی روز یکشنبه ۲۰مردادماه ۹۸ با تاکید بر رکورد زدن تورم مواد غذایی در اولین ماه تابستان، احتمال داده است که تا پایان سال جاری این تورم به ۷۰ درصد برسد.
تورم سالانه مواد غذایی در شوک‌های ارزی سال‌های ۱۳۷۴ و ۱۳۹۲، به ترتیب ۶۰ درصد و ۴۲ درصد بود و حالا کارشناسان پیش‌بینی‌ می‌کنند که نرخ تورم تاریخی مواد غذایی تا پایان امسال به ۷۰ درصد نیز برسد.
برآوردها نشان می‌دهند که در صورت رسیدن تورم مواد غذایی به ۷۰ درصد در شرایطی که حداکثر ۳۰ درصد بر میزان درآمد خانوارها افزوده شود، باید منتظر بحران تغذیه و معیشت در اقشار متوسط و ضعیف باشیم.
حداقل دستمزد کارگران از سوی شورای عالی کار با 36.5 درصد افزایش، یک میلیون و ۵۱۷ هزار تومان تعیین شده است. این در حالی است که اگر فقط میزان افزایش قیمت مواد غذایی را در زندگی کارگران در نظر بگیریم، معیشت این دهک درآمدی با بحران بزرگی مواجه خواهد شد.
بنابراین، هم اکنون در حالی 36.5 درصد بر میزان حداقل دستمزدها افزوده شده که مواد غذایی تـورمی بیش از 70 درصد را تجربه کرده است و این یعنی زندگی این اقشار ضعیف حتی از مرز خط فقر نیز عبور کرده و به پایین‌تر از خط بقا رسیده است.
مرکز آمار ایران، تـورم نقطه به نقطه مواد غذایی کنونی را به نسبت سال ۹۷ 8/62 درصد اعلام کرده است؛‌ تورمی که رکورد بالاترین تـورم مواد غذایی را از آن خود کرده است.
در آغاز سال ۹۸ نماینده سنقر در مجلس، اعلام کرد که هر دو وزارتخانه جهاد کشاورزی و صنعت، معدن و تجارت که مسئول تامین مواد غذایی مورد نیاز بازار و متولی تنظیم بازار هستند، از زیر بار مسئولیت شانه خالی کرده و دیگری را مقصر می‌دانند.

*نامه سرگشاده افراد دارای معلولیت در اعتراض به عدم تخصیص اعتباربرای اجرای قانون حمایت از حقوق معلولان
افراد دارای معلولیت ظی نامه ای سرگشاده به محمدباقر نوبخت (رئیس سازمان برنامه و بودجه) اعتراضشان را نسبت به عدم تخصیص اعتباربرای اجرای قانون حمایت از حقوق معلولان،رسانه ای کردند.
متن این نامه که روزسه شنبه22مرداد رسانه ای و تحویل سازمان برنامه و بودجه شد به قرار زیراست:
همان‌گونه که استحضار دارید در قانون بودجه سال ۱۳۹۸ کل کشور ردیفی تحت عنوان «اجرای قانون حمایت از حقوق معلولان» (شماره طبقه‌بندی ۱۳۱۵۱۰) با اعتباری معادل ۱۱ هزار میلیون ریال پیش‌بینی گردیده است. با توجه به این‌که اعتبارات مذکور جهت اجرای مواد (۷)، (۹)، (۱۱)، (۱۲)، (۱۳) و (۲۷) قانون مورد اشاره می‌باشد و از اهمیت بسزایی برخوردار است، با این وجود اعتباری در این مورد تخصیص نیافته است. لازم به ذکر است جناب‌عالی طی نامه شماره ۸۰۲۲۰ مورخ ۱۳۹۸/۰۲/۲۲ به سازمان هدفمندی یارانه‌ها دستور لازم جهت تخصیص اعتبار به سازمان بهزیستی را ابلاغ نموده‌اید ولی متاسفانه تاکنون اقدام مناسبی از طرف سازمان هدفمندی به عمل نیامده است. مقتضی است دستور فرمایید نسبت به تسریع در ابلاغ تخصیص ردیف ۱۳۱۵۱۰ اجرای «قانون حمایت از حقوق معلولان» اقدام لازم به عمل آورند.

*- پیام از طرف کارگران نیشکر هفت تپه ارسالی به کانال اتحادیه آزاد کارگران ایران
بنام خداوند جان و خرد
درود بیکران خدمت همکاران گرامی وهموطنان گرامی در مجموعه هفت تپه
سهامداران هفت تپه هر یک به طریقی در حال دوشیدن هفت تپه هستند و با انواع اقسام روشها در حال. سند سازی ، فرار مالیاتی ، سو استفاده از منابع ابی و انسانی و همچنان در حال در یافت وام به طریقهای مختلف از بانک هستند.
از روشهای جدیدی که در پیش گرفته اند این است که همه تراکتورهای خریداری شده و ادوات کشاورزی که خریداری شده به ظاهر در کانال هفت تپه به اسم هفت تپه خریداری شده ،این در حالی است که این تبلیغات کاملا دروغ و تمامی این ادوات تحت یک قرارداد سوری پیمانکاری زیر نظر بیرانوند مشغول به کار هستند و مطلقا این تراکتورها و ادوات خریداری شده جزو اموال شرکت محسوب نمیشوند و جالب تر آنکه بابت کارکرد تراکتورها اسناد جعلی وساختگی میسازند و در این اسناد ماهیانه به این تراکتورها حقوق پرداخت میشود.
آقایان شورای تامین شما را به چه قیمت خریده اند؟
شمایی که در دوران اعتصابات به کارگران میگفتید ما از همه فساد ها و پولشویی های این افراد خبر داریم و میدانیم که نااهل هستند اما آخرش چه شد ؟
کارگران هر هزینه ای که فکرش را بکنید پرداخت کردند اما سهامداران چه ،با خیال راحت در سایه زورگویی شما به هفت تپه قدم نهاده و دوباره درحال پولشویی سیستماتیک هستند ،
وقتی میگوییم مسئولین همگی شیرینی خورده ی اسد بیگی هستند به این دلایل است.
ما کارگران هفت تپه این فسادها را یک به یک. رسانه ای میکنیم ،در صورتی که اینکار باید برعهده ارگانهای مربوطه است نه کارگران.

*- وجود ۳ و نیم میلیون کارگر بدون قرارداد و بیمه در ایران
علی خدایی عضو کارگری شورای عالی کار گفت: برآوردها حاکی از وجود ۳ و نیم میلیون نفر کارگر زیرزمینی در کشور است که در کارگاه های فاقد هرگونه قرارداد و بیمه تامین اجتماعی و نظارت وزارت کار، کار می کنند.
خدایی افزود: با کارفرمایان شناسنامه دار مشکلی نداریم بلکه مشکل اصلی کارفرمایان متخلفی هستند که قرارداد سفید امضا می کنند.

*- گلایه‌های کارکنان باسابقه جایگاه‌های سوخت/ «خصوصی‌سازی» ما را در میانسالی آواره کرد
پس از واگذاری جایگاه‌های سوخت به بخش خصوصی، بسیاری از کارگران این جایگاه‌ها، بیکار شدند. این کارگران هنوز بعد از چند سال، برای بازگشت به کار تلاش می‌کنند.
سالها در یکی از جایگاه‌های سوخت غرب کشور در استان همدان کار کرده است؛ اما بعدِ خصوصی‌سازیِ جایگاه‌های سوخت و تغییر کارفرما، او و بسیاری از همکارانش شغل خود را از دست دادند.
این کارگر قدیمی جایگاه‌های سوخت می‌گوید: «جایگاه‌های سوخت، در سال ۹۵ به بخش خصوصی واگذار شد و بخش عظیمی از کارگران پیمانکاری جایگاه‌های سوخت از کار بیکار شدند و با گذشت ۳ سال و دوندگی‌های بسیار، هنوز خیلی‌ها موفق به بازگشت به کار نشدند. این درحالیست که هیچ یک از این افراد به خاطر میانگین سنی ۴۰ سال نتوانستند جایی دیگر کاری دست پا کنند یا جذب کار دیگری بشوند.»
بعد از خصوصی‌سازی جایگاه‌های سوخت، در بسیاری از شهرها، کارگران بیکارشده به سر کار بازگشتند اما هستند هنوز کارگرانی که نه امکان بازگشت به کار برایشان فراهم شده و نه توانسته‌اند جای دیگر، شغلی دست و پا کنند.
یکی دیگر از همین کارگران می‌گوید: «ما کارکنان جایگاه‌های سوختِ استانِ آذربایجان‌شرقی درسال ۱۳۹۵ از سوی سازمان خصوصی‌سازی به بخش خصوصی واگذار شدیم؛ مالکان جدید، بسیاری از ما را اخراج کردند که در نهایت، در اسفند ۱۳۹۷ بازگشت به کار ما از سوی مدیرعامل محترم پخش وقت، صادر شد. ۷۰۰ نفر از همکارانمان به سر کار بازگشتند اما ما چند ده نفری هستیم که هنوز امکان بازگشتن برایمان فراهم نشده؛ امیدواریم در ماه‌های باقیمانده از سال، مشکل ما نیز حل شود.»

*- پیام از طرف کارگران نیشکر هفت تپه
بنام خداوند جان و خرد
در راستای همکاری قوه قضاییه با سهامداران تازه به دوران رسیده نیشکر هفت تپه که از حمایت بی بدیل مافیایی قدرتمند حکومتی بهره میبرند
پس از انکه همکاران در مجموعه هفت تپه در ماههای پیش در اعتراض به تغییرات مدیریتی و در حمایت از اسماعیل بخشی اعتصابی ترتیب دادند، قوه قضاییه با همکاری حراست شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه با تهیه لیستی از فعالین مجموعه ،سهامدار فاسد اقدام به شکایت از گروهی از فعالین و نمایندگان شورای مستقل کارگری هفت تپه کرد ،
جالب است بدانید در همان ابتدای شکایت مشاهده شد اسامی افرادی در لیست متهمان وجود دارد که اصلا در ان روز در منطقه خوزستان و محوطه صنعتی شرکت حضور فیزیکی نداشته اند و این موضوع به خوبی نشان میدهد که قوه قضاییه و ستاد خبری و سهامدار فاسد مثلثی تشکیل داده اند تا کارگران را هر طور که میشود سرکوب کنند و جالبتر انکه در عملی بی شرمانه سعی در شکستن روحیه فعالین کارگری دارند چرا که به انها گفته شده که باید رضایت سهامدار را بگیرند و اینگونه است که قوه قضاییه احترام و شان و منزلت کارگر را در برابر سرمایه دار دزد پایین می آورد و این لکه ی ننگیست بر پیشانی قوه قضاییه .
در دو ماه گذشته تعداد. بسیاری از کارگران را در قسمتهای مخالف تحت فشار قرار دادند تا. با دست خودشان نامه انتقالی شان را به کشاورزی بنویسند و در دومورد از این انتقالی ها سهامدار فاسد مستقیما و با هماهنگی با سرویس های امنیتی دستور انتقال دو تن از نمایندگان شورای مستقل کارگری هفت تپه را صادر کرد تا هرچه بیشتر فعالین کارگری هفت تپه را تحت فشار قرار دهد و با این جابجایی ها رعب و وحشت در دل کارگران بیاندازد.
امروز ساعت ۹:۳۰دادگاه ۱۰نفر از فعالین کارگری نیشکر هفت تپه در دادگاه شوش برگزار شده است.
سهامدار فاسد،قوه قضاییه و سرویس هاس امنیتی آیا کاری مانده که در. راستای سرکوب ما کارگران نکرده باشید بچرخید تا بچرخیم.
ما کارگران هفت تپه خواهان پایان پرونده سازی ها و ازادی بدون قید و شرط. بازداشتی های هفت تپه هستیم.
کوه به کوه نمیرسه ادم به ادم میرسه
«»هیهات منه ظله»»

*- با تورم ۷۲ درصدی حداقل مزد فقط کفاف سبد خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها را می‌دهد
کارگران فقط ۳۱۱ هزار تومان برای مسکن، آموزش و بهداشت در اختیار دارند
کارگران حداقل‌بگیر که یک فرزند دارند، پس از تامین ضروریات بسیار حداقلیِ خوراکی و آشامیدنی خانواده‌ی خود، فقط ۳۱۱ هزار تومان برای تامین سایر مایحتاج ضروری خانوار از قبیل مسکن، حمل‌ونقل، آموزش و بهداشت، در اختیار دارند؛ حال سوال اساسی اینجاست که با ۳۱۱ هزار تومان چگونه می‌شود هم سرپناهِ مناسب تامین کرد، هم هزینه آموزش فرزند را پرداخت و هم از پس هزینه‌های سر به فلک کشیده‌ی دارو و درمان برآمد؟!
به گزارش خبرنگار ایلنا، این روزها تامین مواد غذایی، مهم‌ترین دغدغه دهک‌های کم‌درآمد و حداقل بگیرانِ کارگری‌ست؛ کار به جایی رسیده که کارگران اگر بتوانند «مایحتاج» سفره‌ی خانوار را تامین کنند، باید به خود یک کارت هزار آفرینِ بزرگ بدهند.
تامین «حداقل خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها» در شرایطی یک «هدف معیشتی» است که دیگر مایحتاج ضروری زندگی مانند مسکن، حمل‌ونقل و در مرحله بعد آموزش و بهداشت، با حداقل دستمزد کارگران، به هیچ وجه قابل تامین نیست.
اما حداقل دستمزد کارگری، چه میزان از سبد خوراکی‌ها و آشامیدنی‌های خانوار را پوشش می‌دهد و نسبت دستمزد به سبد خوراکی‌ها در ماه‌های گذشته، چه تغییری کرده است؟ بهتر است ابتدا نگاهی به تغییرات تورمی مواد غذایی در ماه‌های اخیر بیندازیم.
تورم مواد غذایی در تیرماه
گزارش اخیر مرکز آمار ایران، تغییرات تورمی مواد غذایی را در تیرماه، هم در مقایسه با ماه قبل و هم به صورت نقطه به نقطه نشان می‌دهد؛ این گزارش حاکی از آن است که در تیرماه، نرخ گروه خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها، نسبت به خردادماهِ سال جاری ۱.۳ درصد و نسبت به تیر ماه سال قبل رشد ۷۱.۹ درصدی یافته است.
رشد نرخ کالاها نسبت به خرداد ماه برای نان و غلات ۱.۶ درصد، گوشت قرمز و سفید و فرآورده‌های آنها ۱.۸ درصد، گوشت قرمز و گوشت ماکیان ۱.۶ درصد، ماهی‌ها و صدف داران ۳.۴ درصدی، شیر، پنیر و تخم مرغ ۱۰ درصد، روغن‌ها و چربی‌ها ۲.۲ درصد، چای، قهوه، کاکائو، نوشابه و آب میوه ۵.۵ و محصولات طبقه‌بندی نشده در جای دیگر ۲.۵ درصد بود. همچنین نرخ میوه و خشکبار ۱.۱ درصد، شکر، مربا، عسل، شکلات و شیرینی ۴.۵ درصد و سبزیجات ۲.۵ درصد با کاهش مواجه شده است.
البته نرخ کالاهای این گروه نسبت به تیر ماه سال گذشته (تورم نقطه به نقطه) با رشد چشمگیری مواجه بوده است؛ به گونه‌ای که به ترتیب برای خوراکی‌ها ۵۹.۷ درصد، نان و غلات ۲۸.۹ درصد، گوشت قرمز و سفید و فرآورده‌های آنها ۷۷ درصد، گوشت قرمز و گوشت ماکیان ۷۶.۴ درصد، ماهی‌ها و صدف داران ۸۱.۳ درصد، شیر، پنیر و تخم مرغ ۴۵.۲ درصد، روغن‌ها و چربی‌ها ۴۵.۶ درصد، میوه و خشکبار ۸۲.۵ درصد، سبزیجات ۷۵.۷ درصد، شکر، مربا، عسل، شکلات و شیرینی ۴۸.۹ درصد، چای، قهوه، کاکائو، نوشابه و آب میوه ۵۸.۱ درصد و محصولات طبقه بندی نشده در جای دیگر ۹۷ درصد رشد را شاهد بودیم.
تورم دوازده ماهه مواد غذایی و آشامیدنی
نتایج تکمیلی همین گزارش نشان می‌دهد که محدوده تغییرات تورم دوازده ماهه در گروه عمده «خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات» بین ۵۶.۶ درصد برای دهک اول تا ۶۲.۸ درصد برای دهک دهم است. نرخ تورم کل کشور در تیر ماه ١٣٩٨ برابر ٤٠,٤ درصد است که در دهک‌های مختلف هزینه‌ای در بازه ٤٠.١ درصد برای دهک اول تا ٤٣.١ درصد برای دهک دهم نوسان دارد. محدوده تغییرات تورم دوازده ماهه در گروه عمده «خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات» بین ٥٦.٦ درصد برای دهک اول تا ٦٢.٨ درصد برای دهک دهم است.
در واقع دهک دهم درآمدی (کم‌درآمدترین) در دوازده ماه گذشته با تورم ۶۲.۸ درصدی در سبد خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها مواجه بوده‌اند.
رکورد قیمت مواد غذایی در اردیبهشت ماه
از سوی دیگر، وزارت صنعت، معدن و تجارت، در مرداد ماه، گزارش آماری منتشر کرده است و در آن مدعی شده که در اردیبهشت سال جاری، کالاهای اساسی خانوار رکورد قیمت را شکسته‌اند. براساس این گزارش، در اردیبهشت ماه امسال قیمت پیاز بیش از ۵۱۵.۱ درصد نسبت به مدت مشابه در سال گذشته رشد داشته است.
براساس همین گزارش، رشد قیمتی باقی کالاها نیز در اردیبهشت ماه زیاد و رکوردشکن بوده است. همه کالاهای اساسی خوراکی، بلااستثنا بیش از ۱۰۰ درصد افزایش قیمت را تجربه کرده‌اند:
قیمت خرما مضافتی افزایش ۱۷۰ درصد، سیب زرد افزایش ۱۴۰.۸ درصد، سیب قرمز افزایش ۱۵۵.۱ درصد، گوشت گوساله ۱۲۳.۳ درصد، سیب زمینی افزایش ۲۰۱.۳ درصد و گوشت گوسفندی ۱۱۶.۹ درصد.
با این حساب، کارگران باید در تیرماه ۹۸، ۷۱.۹ درصد بیشتر از تیرماه سال قبل، برای تامین خوراکی‌ها و آشامیدنی‌های ضروری خانوار پول بپردازند؛ احسان سلطانی (کارشناس و تحلیلگر مسائل اقتصادی) نیز بر این باور است که در سال جاری، رکورد تورم قیمت مواد غذایی شکسته شده است.
او در نمودار زیر، روند نرخ تورم سالانه مواد غذایی در چهار دهه اخیر را نشان داده است:
دلایل صعود تورمی مواد غذایی
سلطانی معتقد است؛ دو عامل کلیدی موجب شده تا غذا رکورد تاریخی نرخ تورم تاریخی ۷۰ درصد را در سال ۱۳۹۸ بشکند: «اول- تعدیل نرخ تورم سالانه مواد غذایی با اختصاص نرخ ترجیحی در سال ۱۳۹۷ به میزان ۳۸ درصد که از تورم سال اول شوک‌های ارزی پیشین (سال ۱۳۷۳:‌۴۳ درصد و سال ۱۳۹۱: ۴۵ درصد) کمتر بوده است و بدون تردید، به سال ۱۳۹۸ منتقل شده است و دوم- حذف ارز ترجیحی برای نهاده‌های دامی و کشاورزی و مواد غذایی اساسی مانند شکر و روغن در سال ۱۳۹۸.»
این کارشناس اقتصادی بر این باور است که افزایش ۷۰ درصدی قیمت مواد غذایی و از سوی دیگر افزایش میانگین حداکثر ۳۰ درصدی درآمد خانوارها، منجر به بحران تغذیه و معیشت در سال ۱۳۹۸ خواهد شد.
او ادامه می‌دهد: دولت با اتخاذ سیاست‌های اقتصادی نئولیبرال، افزایش قیمت غذا را به جای مالیات‌ستانی و واقعی‌سازی قیمت نهاده‌های صنایع رانتی، در دستور کار قرار داده است.
حال در این شرایط که تورم مواد غذایی خانوار رکورد شکسته است، باید دید رابطه میان دستمزد و سبد خوراکی‌های کارگرانی که باید ۷۱.۹ درصد بیشتر از تیرماه سال قبل، بابت مواد غذایی پول بپردازند، چگونه است.
رابطه حداقل دستمزد و سبد خوراکی‌های خانوار
حداقل دستمزد کارگری که یک فرزند دارد، با احتساب همه مزایای مزدی، با توجه به میزان سابقه کار، چیزی حدود ۲ میلیون و ۲۰۰ تا ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان است؛ حال اگر متوسط آن یعنی ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان را مبنا بگیریم، درمی‌یابیم که این مبلغ فقط حدودِ ۳۰۰ هزار تومان بیشتر از سبد خوراکی‌ها و آشامیدنی‌هاست.
محاسبات فرامرز توفیقی (رئیس کمیته دستمزد کانون عالی شوراهای اسلامی کار) نشان می‌دهد که سبد حداقلی خوراکی‌ها و آشامیدنی‌های یک خانوار متوسط ۳.۳ نفره در تیرماه ۹۸، برابر با ۱۹,۸۸۳,۲۵۹ ریال است.
با این حساب، تفاوت دستمزد ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار تومانی با این سبد حداقلی که البته کمینه قیمت‌ها در آن در نظر گرفته شده و بسیار حداقلی محاسبه شده، فقط ۳۱۱ هزار تومان است.
بنابراین، کارگران حداقل‌بگیر که یک فرزند دارند، پس از تامین ضروریات بسیار حداقلیِ خوراکی و آشامیدنی خانواده‌ی خود، فقط ۳۱۱ هزار تومان برای تامین سایر مایحتاج ضروری خانوار از قبیل مسکن، حمل‌ونقل، آموزش و بهداشت، در اختیار دارند؛ حال سوال اساسی اینجاست که با ۳۱۱ هزار تومان چگونه می‌شود هم سرپناهِ مناسب تامین کرد، هم هزینه آموزش فرزند را پرداخت و هم از پس هزینه‌های سر به فلک کشیده‌ی دارو و درمان برآمد؟!
گزارش: نسرین هزاره مقدم

*- نابرابری فرصت‌های شغلی برای زنان و سهم ۴ برابری مردان در بازار اشتغال
در حالیکه همه گزارشات از بی‌عدالتی در ایجاد فرصت‌های شغلی برای زنان هم‌پای مردان حکایت دارند، گزارش مرکز آمار و اطلاعات راهبردی، وابسته به وزارت کار ایران در سال گذشته (۹۷) نیز سهم مردان از تمام مشاغل مزد و حقوق بگیر را چهار برابر سهم زنان دانسته است.
این مرکز در گزارشی که اخیرا منتشر کرده گفته است که سهم زنان ۱۹ درصد و سهم مردان ۸۱ درصد از این مشاغل بوده است.
نتایج این گزارش نشان می‌دهد که در ایران مردان و زنان دسترسی نابرابری به مشاغل مزد و حقوق بگیری دارند؛ هر چند سهم زنان از این بازار طی سال ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۷ بطور ناچیزی افزایش یافته است. بر اساس این گزارش، به ازای هر زن شاغل، چهار مرد شاغل در بازار کار ایران وجود دارد.
نتایج طرح آمارگیری مرکز آمار ایران از وضعیت نیروی کار نشان می‌دهد که در بهار امسال تعداد شاغلان مرد بیش از ۱۹ میلیون و ۹۰۰ هزار نفر بوده؛ در این مدت تعداد شاغلان زن، نزدیک به ۴.۵ میلیون نفر بوده است.
بر اساس آمارها، بیش از سه میلیون بیکار در ایران وجود دارند که سالانه ۸۰۰ هزار نفر نیروی متقاضی جدید به این آمار افزوده می‌شود و فرصت‌های شغلی برای زنان همچنان سیر نزولی طی می‌کند.
بر اساس گزارش مجمع جهانی اقتصاد درباره شکاف جنسیتی در سال گذشته میلادی ( ۲۰۱۸) ایران از میان ۱۴۹ کشور، رتبه ۱۴۲ را به خود اختصاص داده و از پائین جدول، مقام هفتم را داراست.
یکی از شاخص‌های اصلی پیشرفت و رشد هر جامعه بشری خود را در میزان سهم اشتغال زنان همراه با مردان آن جامعه نشان می‌دهد. در جوامع پیشرفته این شکاف جنسیتی رو به کاهش است. کشور ایسلند توانسته است که بیش از ۸۵ درصد از شکاف جنسیتی را پر کند و در سطح جهانی مقام اول را داراست.
از سال ۲۰۰۶ تا کنون که مجمع اقتصاد جهانی هر سال رتبه کشورها را اعلام می‌کند، ایران همواره بین ۱۰ کشور دارای بیشترین شکاف جنسیتی قرار داشته است.
بر اساس گزارش مرکز آمار در سال ۱۳۹۷ نرخ بیکاری فارغ التحصیلان آموزش عالی برای زنان ۲۸.۱ درصد بوده؛ این رقم برای مردان ۱۲.۹ درصد بود.
نابرابری زنان با مردان در تمامی سطوح مدیریت و دستگاه‌های اجرایی در نظام اجرایی کشور به بدترین وجه خود را نشان می‌دهد.
ناگفته نماند که حدود دوسال پیش روحانی، دستورالعمل نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه‌ای و افزایش تعداد مدیران زن در دستگاه‌های اجرایی به ۳۰ درصد را تا پایان برنامه ششم ابلاغ کرد. اما عملا انتصاب زنان در رده‌های مدیریتی فاصله زیادی با این هدف داشته است.

*- پیام از طرف کارگران سیمان کارون
🔹مدیر عامل بنیاد مستضعفان جناب آقای میر فتاح و سهامدارن سیمان کارون تنگه کلاهبرداری کارون را برای همیشه ببندید
تنگه سیمان کارون مدتهاست از دسترس دولت و سهامداران خارج شده است
تنگه سیمان کارون مدتهاست به دست دزد معلوم الحالی آن هم از نوع خویشاوندی افتاده است
دزد یا بهتر بگوئیم شارلاتانی که در شهر خود کلاهبرداری نیم بندی در سنوات نه چندان دور آن هم ناقص انجام داد و به فضل ترحم مرحوم محمد تقی علاقبندیان بساط آن کنترل و جمع شد . اما ذات منحوص این عنصر فساد که پسر خاله آقایان علیرضا ، محمد رضا ، حمیدرضا علاقبندیان سهام دار غالب این تشکیلات است و تا همین چند روز پیش کسوت مدیر عاملی سیمان کارون را بر عهده داشت تصمیم نداشت دست از کلاهبرداری و تعرض به حقوق سهامداران و کارگران آن هم در این دیار مظلوم و مردمان زحمت کش بردارد. حضرات مورد خطابه این شکوائیه در سنوات قبل به شما متذکر شدیم این عجوبه فساد وجودش برای شرکت مضر است . اعلام کردیم این داروغه فساد مدتهاست سیمان اعتباری به نام افراد مختلف از زنده تا مرده از شرکت خارج میکند آن هم به نوع اعتباری میخرد و به کارخانه دست ساز خود در اهواز میفرستد تا تجارت آبکی خود را توسعه دهد . اعلام کردیم معامله دفتر فروش سیمان واقع در اهواز شبهه دارد. اعلام کردیم در وجود حقیقی یک شخص بعنوان خریدار سیمان داخلی و صادراتی شبهه وجود دارد . اعلام کردیم این خان مظفر وجودش هر لحظه برای شرکت و سرنوشت کارگران مضر است . اعلام کردیم از تنوع خیانتهای این تخم دو زرده خانواده علاقبندیان . اما گوش شنوایی حاضر به شنیدن واقعیات ذکر شده نبود. هم اکنون شاهد خلع ید این معلوم الحال توسط علیرضا علاقبندیان هستیم آن هم بدلیل خیانت در امانت . کلاهبرداری. سواستفاده از موقعیت شغلی و…. .نکته قابل تعمق در اینجاست برادران علاقبندیان و سایر سهام داران از جمله بنیادمستضعفان . هم اکنون که خیانت و کلاهبرداری این نور دیده برای شما محرز شده نباید از او به سادگی گذر نمود . نباید او را بحال خودش سپرد . نباید مجال یک کلاهبرداری دیگر را به او داد . باید طبق قانون با او برخورد شود . باید بدست قانون سپرده شود تا درس عبرتی دیگر شود برای انانی که تشنه تعرض به حق و حقوق کارگر و چپاول حق الناس هستند . باید درس عبرتی شود برای هر مدیر یا سرپرستی که تاب و تحملش برای مدیریت بر این مخروبه دست ساز مهدی رحمانی تنگ شده است
ما کارگران سیمان کارون اعلام کردیم و میکنیم ما هوشیار ،فهیم هستیم . ما از تمام امور شرکت از دفتر مرکزی تهران تا کارخانه مطلع هستیم . حشره ای بجنبد. ما زودتر از شما باخبر میشویم . پس بدانید اینجا تنگه کارون است کسی بخواهد حق و حقوق کارگران و سهامداران را مورد تعرض قرار دهد تنگ اورا آنچنان میبندیم که در مخیله کسی نگنجند . پس سرتان به کار باشد . کارکنید. با روزی کارگری بازی نکنید . به شرح وظایف قانونی خودتان عمل کنید و تفکر رانت . بگیرو ببند . جاسوسی را از ذهنتان خارج کنید . کارگر عمر و خانواده خود را از سر کوه پیدا نکرده است که هر از چند گاهی یک اراذلی با کت و شلوار بخواهد زندگی کارگر را به بازی بگیرد. مدیر عامل کلاهبردار چندروز پیش بیسواد ظالم بود . سرپرست فعلی باسواد ظالم است . بنظر چیزی تغییر نمیکند فقط یکی میرود دیگری می آید!
ما کارگران سیمان کارون در کنار قانون و احترام به قانون کشور خواسته های خود را در این شکوائیه اعلام میکنیم هر که دارد شوق خدمت بسم الله!
1. تعیین تکلیف و مشخص شدن یک مدیر عامل که اهلیت لازم را دارا باشد و مقیم در کارخانه
2. راه اندازی سریع و بموقع خط تولید و تهیه اقلام مورد نیاز کارخانه
3. پرداخت معوقات حقوقی و بیمه ایی پرسنل رسمی . قراردادی . روزمزد .
4. تحویل مدیر عامل اسبق شرکت به مراجع قضایی جهت اتهامات کلاهبرداری و خیانت در امانت از شرکت سیمان کارون و اعلام نتیجه آن به پرسنل و عموم سهامداران
5.حذف دوربین های مداربسته در محیط کار که جهت جاسوسی نصب شده نه کنترل .
6. حذف تفکر و اقدام به تبدیل محیط کارخانه به محیطی پادگانی
7. تعیین تکلیف طرح ناقص و ظالمانه طبقه بندی مشاغل و اصلاح صحیح آن
8. تعیین تکلیف نیروهای روزمزد و بازپسگیری این مظلومان از دست پیمانکار بی صلاحیت .
9 . فعالیت و رونق دوباره دفتر فروش اهواز و ارجاع عملیات فروش
10. پرداخت مطالبات دولت اعم از وامهای معوق . دارایی. مالیات.
11. شفاف سازی فروش محصول سیمان داخلی و صادراتی در رسانه و افکار عمومی پرسنل
12حذف تفکر و اقدام استخدام نیروهای غیر بومی در هر کسوتی . و عنواین دیگری که در حوصله درج این شکوائیه نیست .
کارکنید کارگر هم پشت و پناه شما میشود اما اگر رسم شارلاتان های روزگار را میخواهید پیشه کنید بدانید تاوان سختی باید بدهید

*- پیام ارسالی
یازده ماه از وقت رسیدگی پرونده ام به طرفیت شرکت فولاد زاگرس قروه میگذرد
پس از مراجعه های مکرر هنوز هیچ قراری صادر نشده ؟
فردا آقای رئیسی به کردستان میاد میخواد به چند تا از این پرونده ها رسیدگی کنه ؟
به قول معاون قوه قضائیه گرسنگی را تحمل میکنیم ولی بی عدالتی را هرگز
پرونده ام از تاریخ 97/7/16در دادگاه شهر سریش آباد بلاتکلیف هست .

*- گرما و عطش با کارگر پیمانکاریِ عسلویه چه می‌کند؟
«مرگ» در دمای بالای ۳۹ درجه کمین کرده است!

«کارِ تعمیرات پالایشگاهی با ساخت و ساز» در عسلویه، یک کار شدیداً پرخطر است؛ قلب که از کار بایستد، دیگر راه بازگشتی نیست؛ اما قبل از آن می‌توانند ساعات کار و یا شرایط کار را برای کارگران تغییر دهند؛ به گفته‌ی سازمان بین‌المللی کار، «کمترین کار» این است که ساعات کاری را کاهش دهند و شیفت‌ها را به ساعات خنک‌تری از شبانه‌روز منتقل نمایند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، قلب از کار می‌ایستند اما این، آخرین مرحله است؛ آخرین خوانِ دردناک از هفت‌خوانی که ابتدایش «نان» است.
ابتدا کل بدن، خیس از عرق می‌شود، ستون فقرات با لایه‌های ممتد عرق، پوشیده می‌شود؛ کف دست‌ها لیچ می‌شود؛ حتی مردمکِ چشم‌ها عرق می‌کند؛ صلاتِ ظهرِ جنوب، همه چیز را غرقِ شرجی و رطوبتِ عرق می‌کند و آنگاه، «عطش» از راه می‌رسد؛ میهمان ناخوانده اما همیشگیِ این گرما، همین عطش است؛ همین عطشی که دمار از روزگار آدم درمی آورد؛ عطش، ولع آب، وقتی دست‌ها مشغول ساختن هستند، تمام پهنه‌ی تابستان، روزگارِ کارگر پیمانکاری عسلویه را سیاه می‌کند؛ اول خاکستری به رنگ سرابِ بی‌پایان تابستان است و بعد سیاه؛ بعد که قلب «می‌تواند» از کار بایستد….
درد ما را از هر طرف که بنویسند، درد است!
موسی رضایی، کارگر پیمانکاری عسلویه، بیست و نهم تیرماه، در اثر گرمازدگی فوت کرد؛ این مرگ ناگهانی را همه رسانه‌ها منتشر کردند.
«نامدار رضایی» برادر این کارگر پیمانکار تعمیرات مکانیک سرویس پالایشگاه چهارم و پنجم شهرستان عسلویه، در باره آن روز، آن روز تلخ که برادر جوان در اثر گرما، جان می‌بازد، می‌گوید: «برادرم “موسی” ۳۵ ساله بود؛ جوانی سالم و تندرست که به علت گرمای بالای ۵۰ درجه در حین انجام کار در شهرستان عسلویه دچار ایست قلبی شد و فوت کرد. او را در همان لحظات اول، به داخل یکی از کانکس‌ها برده و آب یخ به او دادند که گویا همین باعث شوک و ایست قلبی‌اش شده و زمانی او را به درمانگاه می‌رسانند که دیگر کار از کار گذشته بود. نمی‌دانم این حرف‌ها به گوش مسئولان می‌رسد یا نه. ما مردم بدبخت، دردمان را از هر طرف که بنویسند درد است. مسئولان از کارگر فقط انتظار کار دارند بدون اینکه شرایط ایمن و مناسب کار را فراهم کنند. برادرم به خاطر این جانش را از دست داد که مجبور بود در گرمای بالای ۵۰ درجه به مدت ۱۲ ساعت کار کند. آیا مسئولان خودشان حاضرند در چنین شرایطی کار کنند؟ برادرم بخاطر گذران زندگی خود و خانواده‌اش مجبور بود در آن شرایط سخت کار کند و نان‌آور خانواده‌اش باشد چراکه یک دختر ۱۰ ساله و یک پسر ۲ ساله دارد و حالا هر دوی آنها در کودکی یتیم و بی‌سرپرست شده‌اند.»
دردهای «نامدار رضایی»، برای کارگران عسلویه و کنگان، یک جور درد مشترک است؛ در همان روزِ فوت موسی رضایی، وقتی با کارگران عسلویه تماس می‌گیریم، اولین چیزی که می‌گویند این است: «اینجا تا دلتان بخواهد، گرمازدگی هست؛ نمی‌توانید تصور کنید چقدر حالت تهوع، چقدر سرگیجه، چه میزان بی‌طاقتی را کارگران تاب می‌آورند؛ در گرمای ۵۰ درجه، کار کردن، به این سادگیها نیست…».
در بین همه کارگران عسلویه، وضعیت شرکتی‌ها به مراتب بدتر است؛ آنها نه از سیستمِ کاریِ ۱۴-۱۴ یا حداقل ۲۱-۷ برخوردارند و نه ساعت کارشان، حساب و کتاب دارد؛ در گرمای شدید تابستان هم مجبورند روزی تا ۱۲ ساعت کار کنند؛ اگر کارگرِ تعمیرات و ساخت‌وساز باشند که لاجرم همه این ۱۲ ساعت را باید در فضای باز و زیر ظل آفتاب بایستند و ساختن یا تعمیرات پالایشگاه‌های نفت را پیش ببرند.
گاهی همه زندگی تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد
سیدعلی‌اکبر فاطمی (نماینده بوشهر در شورای عالی استان‌ها) در رابطه با وضعیتِ بغرنج‌تر کارگران شرکتی یا پیمانکاری در عسلویه می‌گوید: «وضعیت شرکتی‌ها به مراتب بدتر از رسمی‌ها و حتی قراردادی‌هاست؛ آنها روزی دوازده ساعت و گاهی حتی خیلی بیشتر کار می‌کنند؛ در ماه نهایتاً ۳ یا ۴ روز مرخصی دارند؛ در حالیکه رسمی‌ها ۱۴- ۱۴ یا در نهایت ۲۱-۷ کار می‌کنند؛ برای شرکتی‌ها نه ساعت کار و نه حق مرخصی و تعطیلات رعایت نمی‌شود؛ اکثر آنها بیرون و در فضای آزاد کار می‌کنند و در معرض انواع آسیب‌ها و بیماری‌ها قرار دارند. معمولاً بعد از یک بازه زمانی ۴ یا ۵ ساله، این کارگران به علت مریضی یا خستگی مدام، از کارکردن در عسلویه کنار می‌کشند؛ برخی از آنها درگیر بیماری‌هایی می‌شوند که همه زندگی و آینده آنها را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و دیگر نمی‌توانند هیچ کجا کار کنند….»
سازمان بین‌المللی کار (ILO) اخیرا گزارشی درباره تاثیر فشار گرما بر کارگران منتشر کرده است؛ تحقیقات سازمان بین‌المللی کار نشان می‌دهد که کارگران بخش‌های کشاورزی و ساخت‌وساز آسیب‌پذیرترین افراد در مرگ‌های ناشی از افزایش دما هستند.
«مهاجرت» یکی دیگر از پیامدهای فاجعه آب‌وهوایی
گزارش سازمان بین‌المللی کار می‌گوید: اگر دما به بالای ۳۵درجه برسد، آنگاه «عملکرد و توانایی‌های فیزیکی کارگر را محدود می‌کند» و اگر به بالای ۳۹درجه برسد، می‌تواند به «خستگی ناشی از گرما» و مرگ ختم شود. وقتی دما افزایش پیدا می‌کند، چیزی که اتفاق می‌افتد این است که بدن نمی‌تواند این گرمای اضافه را تحمل کند؛ چیزی که آن را با نام استرس گرمایی یا فشار گرما می‌شناسند.
این سازمان می‌گوید: در نتیجه افزایش دما، ساعات کار جهانی، عمدتاً در بخش‌های کشاورزی و ساخت‌وساز، کاهش یافته است. براساس محاسبات ILO ضررهای اقتصادی ناشی از افزایش دما در حال رشد است. در سال ۱۹۹۵ استرس گرمایی چیزی در حدود ۲۸۰ بیلیون دلار ضرر اقتصادی زده است. ILO پیش‌بینی می‌کند این عدد در سال ۲۰۳۰ تا ۴/۲ تریلیون دلار افزایش خواهد یافت. بیشتر این زیان‌ها در کشورهای با درآمد کم اتفاق خواهد افتاد.
به‌علاوه ILO می‌گوید در اثر فاجعه آب‌وهوایی حدود ۸۰ میلیون نفر، عمدتاً در بخش کشاورزی، کارشان را از دست خواهند داد.
این سازمان همچنین هشدار داده است که فشار گرما کارگران بخش کشاورزی را به فرار از مناطق روستایی به شهرها، و از مناطق گرم زمین به مناطق معتدل‌تر سوق خواهد داد. به بیان دیگر، مهاجرت یکی دیگر از پیامدهای فاجعه آب‌وهوایی خواهد بود.
کارگران پیمانکاری عسلویه همواره در معرض «خستگی ناشی از گرما» و مرگ قرار دارند
اگر گزارش سازمان بین‌المللی کار که مهم‌ترین مرجعِ استناد مباحثِ روابط کار در جهان است را مبنا قرار دهیم، کارگران پیمانکاری عسلویه که در بخش ساخت‌ساز و یا تعمیرات کار می‌کنند، جزو آسیب‌پذیرترین گروه‌های کارگری در برابر «گرما» هستند. دمای هوا در عسلویه، در تابستان‌ها که در این بخش از جنوب ایران بسیار زودهنگام از راه می‌رسد و بسیار هم دیرپاست، در روزها که زمان کار کارگران است، همواره بالای ۳۹ درجه است؛ پس با این حساب، کارگران پیمانکاری عسلویه که در فضای باز کار می‌کنند، همواره در معرض «خستگی ناشی از گرما» و مرگ قرار دارند. البته باید این را هم باید در نظر بگیریم که در عسلویه در ساعاتی از روز، دما به بالای ۴۵ درجه هم می‌رسد!
«کارِ تعمیرات پالایشگاهی با ساخت و ساز» در عسلویه، یک کار شدیداً پرخطر است؛ قلب که از کار بایستد، دیگر راه بازگشتی نیست؛ اما قبل از آن می‌توانند ساعات کار و یا شرایط کار را برای کارگران تغییر دهند؛ به گفته‌ی سازمان بین‌المللی کار، «کمترین کار» این است که ساعات کاری را کاهش دهند و شیفت‌ها را به ساعات خنک‌تری از شبانه‌روز منتقل نمایند.
بی‌تردید عسلویه همیشه سرجایش است و ساخت‌وساز همیشه ادامه دارد؛ اما این کارگران پیمانکاری هستند که اگر زود به صرافت بیافتند و از بعد ۴ یا ۵ سال از عسلویه بروند، باید بار بیماری‌های برآمده از عطشِ مدام را یک عمر بر دوش بکشند!
گزارش: نسرین هزاره مقدم

*- آمار بالای حوادث شغلی نگران‌کننده است/ رانت کارفرمایان حتی در بازرسی کارخانجات
ضعف فرهنگ ایمنی در مدیریت مجموعه‌ها و عدم تامین ایمنی لازم عامل اصلی حوادث کار است.
به گزارش خبرنگار ایلنا، در کارخانه فولاد یزد طی یک هفته دو کارگر کشته و یک کارگر مصدوم شدند. بالا رفتن حوادث کار در این کارخانه نگران‌کننده است و همین فضا به لحاظ روانی و شرایط کار می‌تواند محمل حوادث دیگری نیز باشد. این است که اقدامات و الزامات فوری برای بازگشت به شرایط نرمال و ایمنی در این کارخانه باید صورت بگیرد. طی روزهای گذشته بر اثر حادثه برق گرفتگی یک کارگر جوان ۳۶ ساله در «فولاد یزد» جان خود را از دست داد و کارگری دیگر مصدوم شد. چندی قبل‌تر یکی از واحدهای تولیدی کارخانه فولاد یزد در خط تولیدی خود دچار اشکال شده و یکی از مهندسان این بخش بر اثر گازگرفتگی جان باخت. غلامحسین عشقی (کارشناس ایمنی و بهداشت کار) ضعف فرهنگ ایمنی در مدیریت مجموعه‌ها و عدم تامین ایمنی لازم را عامل اصلی حوادث کاری از این دست دانسته و معتقد است که باید هرچه بیشتر بر آموزش پرسنل متناسب با مخاطرات و اعطای مجوز برای فعالیت‌های پرخطر کار کرد.
ضعف فرهنگ مدیریت در ایمنی و بهداشت کار
وی با اشاره به اینکه مهم‌ترین علت وقوع حادثه کار در صنایع فولاد و دیگر کارخانجات، ضعف فرهنگی در حوزه ایمنی و بهداشت کار از سوی مدیریت مجموعه است، اظهار داشت: ریشه فرهنگی را باید در مدیریت مجموعه‌ها جستجو کرد، نه الزاماً بازرسان ادارات کار. مدیریت می‌تواند در فرهنگ‌سازی، تبلیغات، خرید و تهیه تجهیزات، آموزش کارکنان، لوازم حفاظت فردی و نظارت درست بر اجرای ایمن کار در مجموعه نقش بسزایی داشته باشد.
وی افزود: هر کجا جو ایمنی ضعیفی داریم، می‌دانیم که فرهنگ ایمنی ضعیفی نیز وجود دارد. اگر مدیریت به این قضیه قائل باشد که ایمنی چقدر می‌تواند در پیشگیری از حوادث موثر باشد، در این بخش سرمایه‌گذاری می‌کند. اما نگاهی به حوزه ایمنی وجود دارد، عمدتاً نگاه هزینه است. درحالیکه اهمیت به ایمنی می‌تواند خیلی از بار مالی آتی بنگاه اقتصادی بکاهد.
این کارشناس ایمنی و بهداشت کار با اشاره به اینکه بازرسی ادارات کار می‌تواند در کاهش حوادث کار موثر باشد، گفت: با این‌حال نقش اصلی را فرهنگ مدیریت و کارفرمای یک کارخانه بازی می‌کند. نظارت نیز باید به گونه‌ای باشد که مجموعه ملزم به انجام تمهیدات ایمنی لازم باشد.
او ادامه داد: در جاهایی که ما برای بازرسی مراجعه می‌کنیم، وقتی مدیریت مجموعه متعهد است، حوادث کار مجموعه نیز کاهش می‌یابد.
لزوم صلاحیت و تخصص کارشناس ایمنی کارخانه
عشقی با اشاره به آیین‌نامه‌های حفاظت فنی که وظیفه مدیران و کارفرمای مجموعه در خصوص بهداشت و ایمنی کار در قبال کارگران را مشخص کرده است، بیان کرد: مطابق با آیین‌نامه‌ها به ازای هر سازمان و شرکتی که بیش از 25 نفر نیرو داشته باشد، باید حداقل یک نفر مسئول ایمنی و بهداشت وجود داشته باشد.
این کارشناس ایمنی و بهداشت کار با اشاره به اینکه کارشناس ایمنی کارخانه‌ها باید صلاحیت و تخصص لازم را داشته باشد، اظهار داشت: مدرک تحصیلی و تجربه کاری فرد اهمیت دارد. اصلی کاری که مدیریت مجموعه باید انجام دهد، کمک به ایجاد یک سیستم مدیریت HSE است.
وی افزود: کارشناس باید سیستمی ایجاد کند که با تعداد کارگران و بزرگی مجموعه، سیستم بتواند عملکرد خود را هماهنگ کند و با افزایش تعداد نفرات کارگران کمیته‌های حفاظت فنی باید بزرگتر باشند. این کمیته‌ها و افراد باید با برنامه‌ریزی، بودجه‌بندی و حمایت مدیریت را پیش ببرند.
آموزش پرسنل متناسب با مخاطرات کارخانه و اعطای مجوز فعالیت
عشقی، آموزش تمامی پرسنل متناسب با مخاطرات موجود در کارخانه و کارگاه و راهکارهای لازم را ضروری دانست و گفت: انجام دستورالعمل‌ها و راهکارهای موجود و آموزش پرسنل بسیار اهمیت دارد.
این کارشناس ایمنی و بهداشت کار، ایجاد سیستم مجوز کار را یک راهکار موثر برشمرده و تاکید کرد: برای فعالیت‌های پرخطر یا غیر روتین در یک کارخانه باید اعطای مجوز از سوی کارشناس و کمیته ایمنی و بهداشت کار صورت بگیرد. در سیستم صدور مجوز کار عملاً با یک بررسی، مخاطرات و تمهیدات لازم را در نظر می‌گیرند تا فعالیت بدون مخاطره صورت بگیرد.
او ادامه داد: در صورت احتمال وجود برق گرفتگی و گازگرفتگی می‌توان اقداماتی انجام داد. مثلا جایی که خطر برقی باشد، بحث ایزولاسیون الکتریکی یا قطع کردن برق قبل از کار مطرح می‌شود و در جایی که خطر گازگرفتگی هست، پیش‌بینی لازم در Permit صورت می‌گیرد.
حفاظ برای تجهیزات پرخطر
عشقی با تاکید بر اینکه مهندسی کردن فعالیت‌ها یا ایجاد حفاظ‌های مناسب برای تجهیزات پرخطر، موثر است، گفت: ایجاد تمهیدات لازم برای تجهیزات حفاظت فنی مهم است. دستکش، کمربند، کفش و کلاه ایمنی برای کارگران باید فراهم شود.
این کارشناس ایمنی و بهداشت کار با تاکیدبر اینکه برخی کارگران تمایلی به استفاده از لوازم حفاظت فردی ندارند، بیان کرد: آنها تجهیزات ایمنی را به نوعی مزاحم می‌دانند. از طرفی کارگران به دلیل ترس از تعدیل و اخراج خیلی این مسائل را برای کارفرما مطرح نمی‌کنند.
وی با اشاره به اینکه همه اینها در چارچوب التزام مدیریت حل می‌شود، تصریح کرد: اگر الزام مدیریتی باشد، کارفرما می‌تواند کارگران را ملزم کند که تجهیزات ایمنی را استفاده کنند.
بازرسی غیرسلیقه‌ای و رانتی ممکن است؟
عشقی به اهمیت ارگان‌ها و سازمان‌های نظارتی که وظایف خود را در چارچوب نظارتی به درستی انجام دهند، اشاره کرده و تصریح کرد: این ارگان‌ها جبهه‌گیری‌های خاص به شرکت‌ها دارند و برخی را تحت فشار قرار می‌دهند و از اشتباهات برخی کارخانجات براحتی می‌گذرند.
وی افزود: با این مسئله باید به صورت تخصصی برخورد کرد و سرکشی مناسب و دوره‌ای به دور از برخوردهای سلیقه‌ای صورت بگیرد. خیلی مهم است که برخی سرکشی‌ها به کارخانجات سرزده باشد. در چارچوب قانون باید محکم برخورد شود. جریمه‌ها باید به قدری زیاد باشد که برای کارفرما تامین ایمنی کارگران به صرفه‌تر باشد و خواه ناخواه آن را انتخاب کند.
او در پایان تصریح کرد: الان عمده تمرکز بر آموزش کارگران است؛ کارفرما. مدیران باید دیدگاهشان را تغییر دهند و متوجه اهمیت ایمنی شوند.
گفتگو: مریم وحیدیان

*- گزارش ارسالی از طرف کارگران نیشکر هفت تپه
کارگران هفت تپه بی سابقه ترین سرکوب ها در سالهای اخیر را تجربه میکنند و در دور جدید سرکوب ها سهامداران هفت تپه و مسئولین استانی وشهرستان وقوه قضائیه همکاری تنگاتنگی با یکدیگر دارند
سهامداران و مسئولین میکوشند تا با هر ترفندی که شده در بین کارگران ایجاد رعب و وحشت کنند و هزینه اعتصاب وتجمع در شرکت را هرچه میتوانند بیشتر کنند و در راستای همین اهداف شروع به تحت فشار قرار دادن فعالین کارگری مجتمع نیشکر هفت تپه کرده اند،
گزارشات ارسالی از طرف کارگران مجتمع نیشکر هفت تپه به اتحادیه ازاد کارگران ایران ،مهر تاییدی بر این موضوعات است چرا که در تمامی موضوعاتی که کارگران با کارفرما مشکل داشتند نه تنها کارفرما امورات را اصلاح نکرده بلکه با شتاب هرچه بیشتر در حال پیاده کردن مسایل مد نظر خود است ، از جمله سند سازی های گسترده، جابجایی فعالین کارگری ،انتصاب مدیران غیر بومی ،حرکت به سمت تفکیک شرکت، عدم واگذاری منازل شرکت به کارگران در راستای تحویل دادن آنها به پرسنل نیروهای امنیتی،استخدام افراد وابسته به نیروهای امنیتی در قسمتهایی از شرکت،استخدام افراد غیر بومی ،عدم اجرای طرح طبقه بندی و حق شیفت و بسیاری از موارد دیگر،پرداخت حقوق در چند مرحله
در تاریخ ۱۹اردیبهشت کارگران مجتمع نیشکر هفت تپه بدون ایجاد وقفه در تولید کارخانه شکر و واحدهای دیگر به صورت مسالمت امیز در جهت پیگیری مطالبات ،خلف وعده های کارفرما و نگرانی از وضعیت اسماعیل بخشی تجمعی حدودا یک ساعته درب مدیریت انجام دادند که پس از این تجمع تماس های تلفنی گسترده از سوی اداره اطلاعات شهرستان شوش به کارگران و حتی خانواده های آنها صورت گرفت و بسیاری از کارگران نیز به پلیس امنیت شهرستان شوش احضار و تعدادی از کارگران با شکایت کارفرما روانه زندان شدند ،
لازم به ذکر است که شکایت سهامدار آنچنان شتابزده بوده که در شکایت خود علیه کارگران اسامی چند تن از فعالین را نیز که در تجمع حضور نداشتند نیز قید کرده است.
۲۳مرداد ماه در شعبه ۱۰۲دادگستری شهرستان شوش دادگاه ۱۰تن از کارگران هفت تپه به نام های محمد خنیفر، فیصل ثعالبی،رستم عبدلله زاده،اسماعیل جعادله،عادل سماعین ،عصمت الله کیانی،حسین انصاری ،امید ازادی،صاحب زهیری ،منصور بنی نعامه برگزار شد.
در کیفر خواست کارگران متهم شده اند که برای تغییر مدیریت تجمع کرده وقصد برهم زدن نظم شرکت را داشته اند
لازم به ذکر است که دادستان شهرستان شوش با سفارش رئیس دادگستری شوش آقای چگنی که از اقوام نزدیک یکی از سهامداران است از ارسال پرونده کارگران به شعب دادیاری یا بازپرسی خودداری کرده و خود ایشان مستقیما به آن رسیدگی کرده و بنا به اظهار کارگران در هنگام بازپرسی و اعلام دفاعیات دادستان بصورت گزینشی دفاعیات را درج نموده و کارگران را مجبور کرده بدون آنکه دفاعیات خود را که دادستان نوشته ببینند پای برگه را امضا کنند و در ادامه بر مبنای همین دفاعیات کیفر خواست صادر شده که این مطالب عینا در دادگاه برای قاضی مطرح شده.
همچنین در دادگاه کارگران ادله و مدارک خود را مبنی بر ساختگی بودن گزارشاتی که مبنای پرونده قرار گرفته است را مطرح کردند وبیان کردند این گزارشات دارای تناقضات بسیاری است و بنابراین. چنین گزارشی نمیتواند مبنای صدور رای علیه کارگران باشد.
در ادامه وکیل کارگران هفت تپه در قالب لایحه ای با عنوان قانونی بودن حق تجمع کارگران بر اساس قوانین داخلی و اصل بر قانونی بودن تجمع و اعتصاب کارگران برای مطالبه صنفی بوده و کارفرما هیچگونه مدرکی دال بر غیر قانونی بودن تجمع و اعتصاب کارگران به دادگاه ارائه نداده است.
در پایان دادگاه۲۳ مرداد کارگران نیز بلافاصله از قسمت حقوقی شرکت با کارگران نامبرده تماس گرفته و اعلام کرده اند که سهامدار قصد رضایت دادن دارد فقط قبل از آن کارگران با مراجعه به بخش حقوقی شرکت باید تعهد دهند ‎
‎پس از مراجعه کارگران به نماینده کارفرما (خطیبی)،ایشان به کارگران میگویند که باید از طریق شورای اسلامی کار اقدام کنید وچند تن از افراد معلوم الحال عضو شورای تحمیلی اسلامی کار در خیانتی آشکار در حال مجاب کردند کارگران به دادن تعهد هستند و کاملا مشخص است که بدلیل آنکه هیچ مدرکی برای متهم کردن کارگران در پرونده موجود نیست ،
سهامدار. میخواهد بر اساس تعهدات کتبی کارگران را در دادگاه محکوم کند.

*- طرح ساماندهی کودکان کار مغایر با پیمان‌نامه جهانی حقوق کودک است/ تلخی روزگار کودکانِ قربانیِ فقر…
یک فعال حقوق کودکان گفت: طرح ساماندهی کودکان کار که از تیر ماه 98 مجدداً آغاز شده‌است در سطوح مختلف، کرامت انسانی کودکان را نقض و حقوق آن‌ها را نادیده گرفته‌است.
به گزارش خبرنگار ایلنا، «طرح جمع‌آوری کودکان خیابانی هیچ مغایرتی با کنوانسیون حقوق بشر ندارد و اساسا شرایط این کودکان با اصول همان کنوانسیون مغایر است. طرح جمع‌آوری کودکان خیابانی به علت تبعاتی که حضور آنان برای حفظ مسائل امنیتی و سلامتی دارد باید اجرا شود.» این صحبت‌های اخیر محسنی بندپی (استاندار تهران) است که در واکنش به اعتراضات و مخالفت‌های فعالان حقوق کودکان بیان شده است.
مرکز «یاسر» در محله شوش تهران با اجرایی شدن طرح ساماندهی کودکان کار پر از کودکان ایرانی و مهاجری است که به علت فقر مجبور هستند روزها و شب‌ها را در خوابگاه‌هایی بگذرانند که که در محلی که برای ۳۵ نفر ظرفیت دارد بیش از ۱۵۰ کودک کار نگهداری می‌شدند. اغلب‌شان بین ۱۲ تا ۱۸ سال هستند. کودکانی که جرمشان اغلب بی‌ثبات‌کاری و بیکاری و مرگ پدران و مادرانشان است. راهرویی به طول حدود ۳۰ متر با چند اتاق در مرکز یاسر وجود دارد که محل زندگی کودکان جمع‌آوری شده از خیابان است. جایی که راه کودکان حاشیه‌نشین به آن منتهی می‌شود. اما آیا واقعا طرح ساماندهی کودکان کار و خیابان مغایر با پیمان‌نامه های جهانی حقوق کودک نیست؟
ضحی امیری (مسئول کمیته حقوقی انجمن حمایت از حقوق کودکان) در گفتگو با ایلنا درباره موضع این تشکل، با اشاره به اینکه اجرای طرح ساماندهی کودکان علاوه بر زیرپا گذاشتن کرامت انسانی کودکان، با پیمان‌نامه جهانی حقوق کودک مغایرت دارد، اظهار داشت: طرح ساماندهی کودکان کار که از تیر ماه 98 مجدداً آغاز شده‌ در سطوح مختلف، کرامت انسانی کودکان را نقض و حقوق آن‌ها را نادیده گرفته‌است.
وی افزود: مطابق ماده 3 پیمان‌نامه جهانی حقوق کودک در تمام‌ اقدامات‌ مربوط‌ به‌ کودکان‌ که‌ توسط‌ مؤسسات‌ رفاه‌ اجتماعی‌ عمومی‌ و یا خصوصی‌، دادگاه‌ها، مقامات‌ اجرائی‌ یا ارگان‌های‌ حقوقی‌ انجام‌ می‌شود، منافع‌ کودک‌ از اهم ملاحظات‌ است.
قاعده ارتباط تقویت یافته مددکار اجتماعی با کودک خیابانی رعایت می‌شود؟
امیری با طرح این پرسش که نفع کودک در اینجا توسل به اقدامات غیرکارشناسانه و امنیتی است یا اقدامات حمایتی و پیشگیرانه؟، بیان کرد: جذب در آیین‌نامه ساماندهی کودکان خیابانی مصوب 1384 این‌گونه تعریف شده‌است: ارتباط تقویت یافته مددکار اجتماعی با کودک خیابانی که جلب اعتماد و پذیرش ارتباط ازسوی کودک خیابانی را به همراه دارد.
او ادامه داد: اما آنچه در عمل اتفاق می‌افتد هیچ شباهتی به یک ارتباط تقویت‌یافته ندارد و به گواه کودکانی که در مراکز ساماندهی حضور دارند، یا با توسل به زور و قوای قهریه سوار ماشین شده‌اند یا با وعده دادن یک غذای گرم و لباس!
مسئول کمیته حقوقی انجمن حمایت از حقوق کودکان خاطرنشان کرد: در آئین‌نامه مرحله‌ای به نام پذیرش در سه سطح پیش‌بینی شده است، در سطح یک مددکار موظف به برقراری ارتباط فعال با کودک خیابانی برای فراهم نمودن حمایت‌های‌ لازم‌، بدون نگهداری کودک در مرکز اقامت‌ است.
وی افزود: خوب است بدانیم چه تعداد از کودکان دستگیر شده در این طرح قبل از حضور در این مراکز از چنین حمایت‌ها و خدماتی بهره برده‌اند.
عدم توجه به مواعد مدت مذکور در مراکز موقت بهزیستی
ضحی امیری خاطرنشان کرد: در آئین‌نامه اجرایی در مورد اقامت کودکان آمده‌ است که در سه سطح کوتاه مدت(حداکثر 21 روز)‌، میان مدت (بیشتر از 21 روز تا یک‌سال) و درازمدت (حضور کودک بی‌سرپرست یا بدسرپرست در مراکز شبانه روزی تا پایان 18 سالگی) کودک در مراکز اقامت حضور خواهد داشت در صورتی که عملاً کودکان بدون توجه به این مواعد مدت بیشتری در مراکز موقت بهزیستی که امکانات حداقلی نسبت به سایر مراکز دارد، نگهداری می‌شوند در صورتی که در آئین‌نامه مراکز نگهداری در هر سطح مشخصاً توضیح داده شده و متفاوت است.
او با بیان اینکه از این مراکز به عنوان مراکزی یاد شده است که در آنها خدمات تخصصی به کودکان کار ارائه می‌شود، تصریح کرد: در حالی که روایت کودکان از تجربه حضورشان در یکی از مراکز نگهداری کوتاه مدت با دریافت خدمات تخصصی فاصله بسیاری دارد.
او ادامه داد: کودک قربانی کودک آزاری جنسی، کودک معارض با قانون که به دلیل صغر سن به مرکز بهزیستی ارجاع شده و کودک کار همگی در یک محل نگهداری می‌شوند و هیچ رویکرد تخصصی برای غربالگری و ارائه خدمات مناسب در مراکز نگهداری کوتاه مدت وجود ندارد.
مسئول کمیته حقوقی انجمن حمایت از حقوق کودکان بیان کرد: در سراسر پیمان‌نامه جهانی حقوق کودک دولت‌ها موظف به تضمین‌ به کارگیری اقدامات‌ اجرائی‌ و قانونی‌ مناسب‌ نسبت به کودکان هستند و کشورهای‌ طرف‌ کنوانسیون متعهد شده‌اند تا اقدامات‌ لازم‌ را جهت‌ تضمین‌ برخورداری‌ کودکی‌ که‌ خواهان‌ پناهندگی‌ است‌ و یا پناهنده‌ تلقی‌ می‌شود، چه‌ همراه‌ والدین‌ خود باشد یا شخص‌ دیگری،‌ از حمایت‌ها و مساعدت‌های‌ بشردوستانه‌ لازم‌ و از حقوق‌ مربوطه‌ که‌ در این‌ کنوانسیون‌ یا سایر اسناد بشردوستانه‌ یا حقوق‌ بشر مقرر شده‌، به‌ عمل‌ آورد.
امیری در پایان خاطرنشان کرد: آنچه با یک بار بازدید از مراکز نگهداری و شنیدن روایت‌ها و تجربیات کودکان درگیر در این طرح روشن می‌شود این است که این طرح نه در فرایند اجرایی، نه در حضور هماهنگ سازمان‌ها و نهادهای همکار و نه در مرحله نظارت حتی بر اساس خود آئین‌نامه مصوب سال 84 نیست، چه برسد به رعایت استانداردهای بین‌المللی و رعایت حقوق کودک بر اساس پیمان‌نامه.
این درحالی است که داریوش بیات نژاد (مدیرکل بهزیستی استان تهران) که از طرح ساماندهی کودکان کار دفاع کرده بود، گفته بود: شهرداری در نظر دارد دو ساختمان در همین رابطه اختصاص بدهد و زمینه بازگشت تعدادی از کودکان مرکز یاسر به خانه‌هایشان نیز فراهم شده است. رفتار ناشایست با کودکان به ما گزارش نشده است و مطلقاً نباید اتفاق بیفتد. اهداف این طرح صیانت از کودکان و جلوگیری از آسیب به آنان بوده است. در صورتی که مجریان با چنین برخوردهایی مواجه شوند به ما گزارش دهند.

*- کمبود ۱۵۰ هزار پرستار در ایران
اصغر دالوندی، رئیس کل سازمان نظام پرستاری با انتقاد از پرداخت دستمزد کم به پرستاران، گفت: دنیا به ۷ میلیون و ۵۰۰ هزار پرستار و کشورمان نیز به ۱۵۰ هزار پرستار نیاز دارد.

*-جمعی از پرستاران خواستار شدند:
برای مطالبات ده‌گانه پرستاران تا روز پرستار اقدام کنید
پرستاران مشهدی اهم مطالبات خود را اعلام کردند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، پرستاران مشهدی خواستار رسیدگی به اهم مطالبات خود شدند و از وزارت بهداشت و درمان و مسئولان علوم پزشکی خواستند تا روز پرستار به مطالباتشان جامه عمل بپوشانند.
اخیراً فعالان صنفی پرستاری مشهد جلساتی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد داشته و توافقات و وعده‌هایی برای رسیدگی به وضعیت پرستاران صورت گرفته است.
اهم مطالبات پرستاران که در بیانیه پرستاران مشهد آمده است، به شرح زیر است:
-اصلاح یا حذف قاصدک و اجرای قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری بجای قاصدک
-حذف اضافه کار اجباری
-پرداخت به روز کارانه و اضافه‌کاری‌های معوق
-اجرای صحیح قانون بهره‌وری برای پرستاران شاغل در بیمارستان‌ها و فوریت‌های پزشکی
-اصلاح فرمول محاسبه هر ساعت اضافه کار
-رفع تبعیض و بی عدالتی فاحش بین اعضای تیم درمان و توزیع عادلانه امکانات رفاهی
-تعیین تکلیف پرستاران شرکتی و حذف شرکت‌های واسطه و انجام قرار داد مستقیم با پرستاران
-اجرای صحیح قانون مشاغل سخت و زیان آور و موافقت با بازنشستگی پرستاران بر اساس این قانون
-پرداخت مطالبات معوقه پرستاران بازنشسته
-اصلاح سنجه‌های اعتبار بخشی و حذف فرم‌های کاغذی اضافه و عدم بکارگیری پرستاران در امور منشی‌گری و ثبت اچ آی اس که باعث دور ماندن پرستار از بالین بیمار شده است.

*- معلمان ۲۰ هزار میلیارد تومان از دولت مطالبه دارند
سرپرست وزارت آموزش‌وپرورش با بیان اینکه حدود ۲۰هزار میلیارد مطالبات معلمان در پس از انقلاب تلنبار شده‌است، گفت: ما برای پرداخت آن کوتاهی کرده و باید تلاش کنیم که این مبالغ را به آنان پرداخت کنیم.
بنده می‌خواهم در برنامه تلویزیونی بروم و آن را برجسته کنم که ما نمای نظام تعلیم‌وتربیت را نمای مشکلات در جامعه و حتی نمای معلمی را در حال کتک‌زدن دانش‌آموزان تصویر کرده‌ایم و یا معلمانی که دائماً مطالبات‌شان را می‌خواهند.
نایب‌رئیس کمیسیون قضایی مجلس: هنوز زمینه بازدید از زندان تهران بزرگ فراهم نشده است

*- محمد کاظمی، نماینده ملایر و نایب‌رئیس کمیسیون قضایی مجلس گفت:
بعد از فوت علیرضا شیرمحمدعلی در زندان فشافویه، از طریق کمیسیون درخواست بازدید از این زندان را دادیم، اما تاکنون موفقیتی حاصل نشده است.
کاظمی با اشاره به عدم اجرای تفکیک جرایم در زندان‌ها می‌گوید: آمار زندانیان روز به روز در حال افزایش است و در هر زندان حدود سه چهار برابر ظرفیت آن، زندانی نگهداری می‌شود. به علاوه از آنجایی‌که زندان‌های ما به سبب شرایط ساختمان، محدودیت مکانی دارند این کار عملاً ممکن نیست.
شب دوشنبه ۲۰ خردادماه ۹۸، علیرضا شیرمحمدعلی، زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ، توسط دو زندانی دیگر در این زندان با ضربات پرتعداد چاقو به قتل رسید. نگهداری این زندانی سیاسی بدون رعایت اصل تفکیک جرائم در کنار زندان

*- پیام از طرف کارگران سیمان کارون
گاهی برای انداختن یک درخت باید صد ضربه تبر بزنید.
از این صد ضربه، نود و نه ضربه اول کارش این است که شرایط را برای ضربه صدم آماده کند.
اینکه درخت در طول نود و نه ضربه سر جایش است، دلیل بیهودگی آن ضربات نیست، دلیل دلسردی نیست، دلیل ناامیدی نیست.
حالا هر مبارزه سالمی به همین شکل است.
اینکه اقداماتی که می کنیم به سرعت جواب نمیدهد نباید در عزم و اراده ما خللی ایجاد کند.
پس باید هر کاری میکنیم بگذاریم به حساب یکی از همان نود و نه ضربه اول. ضربه صدم بالاخره از راه می رسد و درخت را می اندازد،
نگران نباشیم
موفقیت صبر میخواهد. اما صبر ما کارگران به سر رسیده .
بعد از تقدیم نامه سرگشاده به ریاست محترم جمهوری برای کمک به حل مشکلات کارگران و جلوگیری از هدر رفت سرمایه ملی و انسانی در این منطقه
تا کنون شاهد هیچ گونه واکنش مثبت در راستای حل مشکلات این قشر زحمت کش از سوی مسئولین نیستیم .
باید خاطر نشان کنیم ما تذکرات قانونی و منطقی خود را به کارفرما فاسد و
رانت خوار برای چندمین بار ادامه میدهیم و از همه مسئولین کمک میخواهیم .
بساط لحو لعب این جماعت دزد و بی کفایت را سریع تر برچیند .
متاسفانه در جایی که کارگر برای نان شب درمانده است مالکین کارخانه سیمان کارون در باغ خود بساط سونا و جکوزی و باربی کیو فراهم میکنند و به ریش کارگر مظلوم میخندند .
اما بدانید ورثه بی کفایت علاقبندیان . بازی کاملا عوض شده است . باید تاوان ظلم و ستم به کارگر را بر اساس قانون بپردازید و مجازات شوید .
مدیران انگشت شمار شما هم باید تاوان پس دهند
کارگر نان شب ندارد
حضرات بساط کباب و ….. در ویلای خود فراهم میکنند .
این عکسها را منتشر میکنیم بدانید از رگ گردن به شما نزدیکتر هستیم و به فضل خداوند و اتحاد کارگران ستم دیده شما را رسوا خواهیم نمود.

*- صدای معلم
چندی پیش که رفتم وام بگیرم مسوولش گفت به ازای هر 5 میلیون تومن یه ضامن باید بیاری.
با خودم حساب کردم دیدم اون آقای عزیز که 65 هزار میلیارد تومن وام گرفته، 13 میلیون ضامن نیاز داره! خب این تعداد کارمند در کشور ما نیست. بنابراین برای تکمیل کادر ضامنهاش باید از کارمندهای کشورهای افغانستان،پاکستان، سوریه، عراق و تاجیکستان کمک بگیره.
بعد حساب کردم دیدم اگه بانک بخواد برای این ضامنها پرونده تشکیل بده، هر ضامن اگه مدارک و فرمهاش 10 صفحه بشه، کل صفحات پرونده ش میشه 130 میلیون صفحه کاغذ A4، که برای بایگانی این تعداد پرونده و کاغذ نیاز به یک مجتمع چند طبقه ست.
خداییش خیلی دلم بحال بانک سوخت!
تازه فهمیدم چرا بانک ها واسه رقمای بزرگ ضامن نمیگیرن…!

*- پیام از طرف کارگران سیمان کارون
نامه سرگشاده دیگر به رئیس جمهوری اسلامی ایران جناب آقای دکتر حسن روحانی .
ریاست محترم جمهوری ایران چندی قبل نامه ایی سرگشاده از وجود مشکلات کارگران در شرکت سیمان کارون و به تبع آن مشکلات فنی و مدیریتی این تشکیلات حضور شما تقدیم شد .
دیری نگذشت چند نفری با حضور در کارخانه و بررسی مشکلات عنوان شده قرار شد برای حل و فصل مشکلات آستینی به بالا بزنند .
تا کنون که خبری نشده .
اما باید متذکر شد پیرو اعلام تمام مشکلات حقوقی . مالی . مدیریتی . فنی این مجموعه هم اکنون طبق اعلام نظر علیرضا علاقبندیان سهام دار غالب این شرکت بر اساس بررسی های میدانی که از تشکیلات مالی و فروش شرکت بدست آورده. شخص مدیر عامل آقای مهدی رحمانی که پسر خاله وی میباشد مشکوک به اختلاس میلیاردی در حوضه فروش محصول سیمان صادراتی . و فروش دفتر فروش این شرکت واقع در اهواز میباشد تا انجا که هم اکنون کلیه امور مدیرتی به مدیر عامل سیمان لارستان محول شده . جناب آقای دکتر روحانی ریاست محترم جمهوری بحث سیمان کارون تنها به این حاشیه ختم نمیشود که بخش خصوصی است و ما نباید به بخش خصوصی وارد شویم . این راهبرد فکری حداقل در مورد این شرکت صدق نمیکند. چرا که این مجموعه با سرمایه مستقیم شخصی احیا نشده است . این شرکت با اعتبارات ریالی و ارزی که از بانکها دریافت شده است و تا کنون پرداخت نشده ساخته شده . پس بنوعی تا ادای دین نکرده است. طبق قانون شامل تحقیق و تفحص سازمان بازرسی کل کشور میشود . از طرفی مشکل این شرکت تنها مدیریت و یا جابجایی مدیران نیست . مشکل این شرکت در رانت . پولشویی . و بی انضباطی اخلاق اداری است . وقتی شرکتی حاضر است برای عدم پرداخت دیون دولتی دست به هر شگردی بزند حاصلش چنین میشود که میبینید. شرکت سیمان کارون مصیبت زده است اما تنگدست به معنای واقعی نیست چراکه این شرکت در دهه 80 توانست یک واحد 750 تنی سیمان در لارستان شیراز خریداری کند . این شرکت فعال است . حقوق پرسنل را پرداخت میکند مشکلی هم به ظاهر ندارد هرچند مدیر عامل فعلی این شرکت فردیست کارگر ستیز و دوتابعیتی که فقط 15 روز در ماه ایران است ! اما آنچه ملموس است این است چرا سیمان لارستان با وجود درآمد جاری حاضر نیست به سیمان کارون که سرشاخه این شرکت است کمک مالی بدهد تا سیمان کارون که روزگاری مادر خرج این شرکت بود چنین به فلاکت بیفتد ؟ ما در رسانه اعلام کردیم از حقوق 145 میلیونی مدیر عامل این شرکت . اعلام کردیم از فروش غیر قانونی املاک شرکت با توجه به ممنوع المعامله بودن مجموعه. اعلام کردیم از رانت و پولشویی مجموعه . اعلام کردیم از خرید خودرو میلیاردی برای مدیر عامل سیمان لارستان اعلام کردیم از حقوق معوق و بیمه پرسنل آن هم بمدت 6 و 8 ماه . اما گوش شنوایی حاضر به شنیدن نبود و نیست . کارگر سیمان کارون زیاده خواه نیست . کارگر سیمان کارون فهیم است کارگر سیمان کارون میخواهد در پرتو قانون اساسی کشور با متخلفین شرکت برخورد شود . کارگر سیمان کارون میخواهد بداند چرا باید این شرکت که با سرمایه ملی و جانی جوانان منطقه ساخته شده آست چنین دستخوش دزدان خودی قرار میگیرد ؟ با آمدن یک سرپرست و تیم همراه بنظر دردی دوا نمیشود . باز هم شاهد باند و باند بازی مدیریت جدید . استخدام کردن مزدوران جدید . و از همه مهم تر چپاول جدید از منابع باقی مانده این شرکت به نفع خودشان میباشیم . جناب ریس جمهور این گلایه و رنج نامه را تنها به شما تقدیم نمیکنیم. یک رونوشت هم به خدواند متعال میدهیم. تا شاید فرجی حاصل شود تا دوباره این شرکت همانند سنوات قبل سبز شود پس خواهشمندیم به داد کارگران این مجموعه و کارخانه برسید باور بفرمائید زحمتی ندارد . انگ سیاسی به کسی زده نمیشود . اگر نیم نگاهی به مخروبه دست ساز این شرکت که حاصل حضور مدیران کثیف و بی اخلاق بوده و میباشد داشته باشید قول میدهیم به دشتی سرسبز تبدیل شود که جناب عالی مشتاق باشید برای راه اندازی دوباره آن به این منطقه سفر کنید . قدمتان روی چشم اگر بیایید

*- اطلاعیه کارگران گروه ملی فولاد اهواز
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و دعای خیر خدمت کلیه همکاران محترم
در ابتدا ضمن گرامیداشت روز عرفه،روز خود شناسی واقعی،تدبیر اندیشی در زمینه انسانیت،خودباوری و حق شناسی،این رخداد مهم را به عموم تبریک و تهنیت عرض مینمائیم.
برادران و خواهران گرامی
همانطور که میدانید در ادوار مدیریتی گذشته شرکت،موارد و مسائل مهمی در سراشیبی و انزوای شرکت دخیل و مسبب بوده اند،از سیاست و دستهای مافیایی فولاد کشور که سر منشأ و ریشه آن در اصفهان بوده تا خیانت،خوش خدمتی و بی عرضگی،برخی از مسؤولین در شرکت،شهر و استان،و رخنه همین افراد نالایق در شاکله و پیکره شرکت،که پس از رسیدن به منافع شخصی و سودهای کلان،آنرا به حال خود رها کرده،و برخی از آنان با ایجاد و ساخت شرکت های مجاور، از قبیل فولاد خرمشهر،شادگان ،دزفول و آتیه خلیج فارس،باعث رشد دمل های چرکینی در عرصه صنعت فولاد گردیدند.
همکاران عزیز و گرامی؛
همگان شاهد بوده و به عینه دیدیم که چیزی جز ایستادگی،همت،اتحاد پرسنل،و برملا ساختن ایادی فاسده و بیرون راندن آنها از شرکت،باعث حفظ و بقای شرکت نبود و با هر مشکل و سختی و مصائبی که برای خیل عظیمی از همکاران شریف و متعهدمان(۱۴۲نفر)از ابتدای بازداشت درب سرپرستی بانک ملی در اساان،تا آذر ماه سال گذشته،بوجود آوردند،باز هم نتوانستند باعث خاموشی و قطع رگ حیات این بنگاه عظیم و بین المللی بشوند.
ولی ذکر چند نکته برای روشن شدن افکار عمومی پرسنل و اللخصوص مسؤولین و برخی ایادی فاسد که خواننده اطلاعیه های این منبع میباشند،مهم و ضروری میباشد؛
۱-*روش چیدن و چینش برخی از مهره دست نشانده،از رسوم و نقشه های پلید،آنهم در ادوار گذشته میباشد،که بدانید کاملا به آن مشرف و آگاهیم،و بی تفاوتی و سکوت محض تیم مدیریتی بی لیاقت شرکت را بطور جد پیگیر خواهیم نمود، که کار و هدفی جز انتساب و اعطای پست،هیچ پیشینه و عمل مثبتی از خود بروز و نشان نداده اند.
۲-*اختلال در سیستم ثبت و صدور،در هنگام ورود مواد اولیه،ورود و خروج برخی تجهیز و قطعات اصلی شرکت،که به تبع آن باعث رکود تولید و خاموشی مقطعی تولید بنام تعمییرات،در سایه بی خردی برخی از مدیران بخش تولیدی،را بدقت دنبال و با اطلاع رسانی به مسؤولین کشوری،پیگیری میکنیم.
۳-*کسر اضافه کاری پرسنل از ابتدای سال گذشته،حرکت آرام آرام به تأخیر در آوردن حقوق ماهیانه پرسنلو چندین اقدام منفی،از قبیل قرارداد کثیف بیمه تکمیلی،نمایش پلید جمع آوری فاکتور های هزینه های شخصی پرسنل و پرداخت نکردن آنها از ابتدای سال،تعطیلات نوروز تا کنون،تعطیلی شرکت در ایام تعطیل،بجهت کسر و پایین آوردن سقف اضافه کار و……
همکاران عزیز؛
متاسفانه ورود برخی افراد خارج از شاکله اصلی شرکت،وبه تبع آن دلسوز نبودن آنها و خیانت و وجود ایادی فاسد،زنگ هشدار مهم و جدی را در زمینه شروع مشکلاتی جدی و اساسی را مطمئنا بصدا در خواهد آورد،که با ذکر چند باره این مهم که با درایت و مشورت کلی،باعث جلوگیری از بروز اتفاقات ناخوشایند و مانع حرکت شطرنج گونه ایادی فاسد جهت نفوذ و ورود شرکت باشیم.
زیرا همانطور که گفته شد،باعث نجات و اعتلای شرکت،فقط و فقط پرسنل شریف و دلسوزان واقعی آن بوده و باز هم در هر برهه و زمان،از ابتدای به ساکن استارت مشکلات،در کنار هم سدی مقابل آنها بوجود خواهیم آورد.
و در پایان؛
تأخیر و به تعویق در آمدن ورود مستمر مواد اولیه،کمبود و نبود قطعات،تجهیزات اصلی که باعث خاموشی و رکود تولید را بهیچ وجه نمی پذیریم،که یقینا به تبع این مهم،تأخیر پرداخت حقوق و کسر سطوح اضافه کار و هزینه های اصلی شرکت را در پی خواهد داشت.
خواستیم بگوئیم و بدانید که بیرون راندن آندسته افراد ناصالح ،نالایق و غیر متعهد به شرکت،برای پرسنل امری بدیهی و پیش پا افتاده است،لذا با اخطار و هشدار جدی نسبت به رفع وفتق مشکلات و مسائل ذکر شده فوق،شرکت و وضعیت حقوقی پرسنل را به آرامش و روال طبیعی خود برسانید،که این یک اخطار و زنگ خطری میباشد نه درخواست.!!!!

*- پیام از طرف کارگران نیشکر هفت تپه ارسالی به اتحادیه آزاد کارگران ایران
بنام خدا
خسته نباشید خدمت کارگران مجموعه نیشکر هفت تپه وهموطنان گرامی
تمامی فسادهای صورت گرفته در مجموعه هفت تپه در حال حاضر با هماهنگی شورای تامین شهرستان شوش در حال انجام است و باید از شورای تامین پرسید چرا شما که دستور سرکوب هرگونه اعتراض در هفت تپه را صادر کرده اید ،چرا خود اقدام نکرده و سهامدار فاسد را بازخواست نمیکنید ،خیانت های پنهان شما به زودی اشکار خواهد شد و تاسف ما از این است که شما و تعدادی از فرزندان و همکاران بومی شما به مردم منطقه خیانت میکنند،کارگران و مردم منطقه شهرستان شوش توجه داشته باشید که سهامداران شرکت هفت تپه با خیانت مسئولین شهرستان در حال سند سازی گسترده وتغییر کاربری زمین های زراعی شرکت نیشکر هفت تپه هستند. و با ترفندها و شگردهای مختلف برنامه های خود را پیش میبرند توجه داشته باشید که دفتر شرکت نیشکر هفت تپه در تهران و دفتر امور غیر نیشکری در کوی ایلام ،هاوایی مکانهایی هستند که اسناد بسیاری از این تغییر کاربری ها در انها موجود است.
به زودی روش ها ونمونه ای از این سند سازی ها را به صورت علنی برای شما اشکار خواهیم کرد تا ببینیم زمانی که این خیانتها اشکار شود مسئولین چه پاسخی میخواهند بدهند.
متاسفانه همه چیز به حال خود رها شده و بستر های بسیاری به عمد برای فاسدان فراهم شده تا بصورت سیستماتیک ثروت منطقه هفت تپه ،هفت تپه ای به وسعت شهر شیراز را با خیال راحت و در سایه نیروهای امنیتی و نمایندگان تمام ارگانهای کشور. تکه تکه کنند،ما به شمااطلاع داذیم و به شما میگوییم سهامداران دیر یازود متواری خواهند شد و شما مسولان منطقه ای و امنیتی باید پاسخگویی کم کاری ها و خیانتهایتان را بدهید.
دولت مختلص پیوندتان مبارک!

*- دوام شغل در ۱۳ میلیون کارگر ایرانی، کمتر از ۱۰ سال
نتایج آخرین بررسی های میدانی در کشور در سال ۹۷ نشان می دهد، از ۲۳.۸ میلیون نفر شاغل در کشور، طول مدت اشتغال در شغل اصلی برای بالغ بر ۱۲.۹ میلیون نفر از شاغلان کشور (حدود ۵۴.۲ درصد)، کمتر از ۱۰ سال (دهه اول اشتغال) می باشد./تسنیم

*- هزینه تفریح و سرگرمی دهک‌های بالایی ۵۰ برابر دهک‌های پایینی است/ تنظیم بازار از طریق تشکل‌ها شدنی است
سیاست حذف ارز دولتی و تخصیص یارانه به معنای تحمیل تورم سنگین به جامعه و برداشت چند برابری آن از جیب مردم، بالا رفتن زیاد قیمت‌ها از جمله دارو و فقیرتر شدن جامعه است.

*- پیشنهاد رئیس شورای عالی هماهنگی تشکل کارگری مخابرات به وزیر ارتباطات:
کمیته‌ای تشکیل دهید تا به مطالبات کارگران و بازنشستگان رسیدگی کند
رئیس شورای عالی هماهنگی تشکل کارگری مخابرات پیشنهاد داد: کمیته‌ای متشکل از نمایندگان تام‌الاختیار وزیر ، نمایندگان تشکل‌های کارگری و نمایندگان مخابرات، راهکارهای مناسب برای افزایش درآمد و پرداخت مطالبات کارکنان و بازنشستگان را ارائه کنند.
رضا پایست (رئیس شورای عالی هماهنگی تشکل‌های کارگری مخابرات) در نامه‌ای به مهندس آذری جهرمی با اشاره به واگذاری شرکت مخابرات ایران برابر سیاست‌های ابلاغی اصل ۴۴ قانون اساسی از مورخ ۸۸/۰۸/۱۸ به بخش غیردولتی و افزایش تورم در جامعه و بالا رفتن دستمزدها و سایر هزینه‌های کمرشکن در این سالها، تصریح کرده: در خصوص افزایش تعرفه‌های شرکت مخابرات ایران اقدام موثری از سوی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات صورت نگرفته است و این موضوع باعث گردیده که شرکت به منظور پوشش هزینه‌های خود نسبت به اخذ وام با بهره‌های بسیار سنگین از بانک‌های عامل اقدام نماید.

*- چیکار مگه میکنند اینهمه حقوق میگیرند؟
میزان حقوق مدیرعامل و اعضای هیات مدیره صندوق بازنشستگی کشوری منتشر شد
👈مدیر عامل فعلی: 14 میلیون تومان
👈کمال پیرموذن: 15 میلیون تومان(تا خرداد)
👈علیرضا سیاسی راد: 19 میلیون
👈علی عرب مازار: 19 میلیون تومان
👈محمد مهدی انتشاری 19 میلیون تومان
👈نعمت الله ایزدی 21 میلیون تومان
در مجموع این 6 نفر ماهیانه 107 میلیون از صندوقی که متعلق به بازنشستگان است حقوق می گیرند!!! بعد بازنشستگان باید بروند برای حقوق نداده اشان اعتراض کنند.

*- نماینده اراک در مجلس:
اخراج کارگران نتیجه اقتصاد بحران‌زده است/ بخش اصلی بحران بنگاه‌های تولیدی به ساختارهای اقتصادی برمی‌گردد
علی اکبر کریمی گفت: تولیدکنندگان و تجاری که می‌خواهند در بازار کار و تولید سالم حرکت کنند به گرد پای رانت‌خواران و مفسدان نمی‌رسند و ورشکست می‌شوند.
علی اکبر کریمی (عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی) با ابراز تاسف تعطیلی برخی بنگاه‌های اقتصادی در شهرک‌های صنعتی اراک گفت: درصد بسیاری از بنگاه‌ها هم با کمتر از ظرفیت اسمی کار می‌کنند که این واقعیت را هیچ مرجعی نمی‌تواند انکار کند.
بخش اصلی بحران بنگاه‌های اقتصادی به ساختارهای اقتصادی برمی‌گردد که سال‌هاست شکل گرفته و یک شبه قابل رفع نیست.
نماینده اراک با اینکه رانت، تبعیض و فساد هم کار را برای کسانی که می‌خواهند سالم حرکت کنند، سخت‌تر می‌کند، گفت: تولیدکنندگان و تجاری که می‌خواهند سالم حرکت کنند به گرد پای رانت‌خواران و مفسدان نمی‌رسند و ورشکست می‌شوند.
وی به تشریح تبعات ورشکستگی بنگاه‌های اقتصادی پرداخت و گفت: اگرچه کارفرمایان زیان‌دیدگان مالی هستند اما در اصل تاوان ورشکستگی و بحران صنایع را کارگرانی می‌دهند که نه سرمایه برای راه‌اندازی کار دارند و نه توان پیدا کردن کار جدید در شرایط بیکاری جدید را دارند
عضو کمیسیون اقتصادی مجلس با اعلام اینکه امروزه ناکارآمدی دولت در اشتغالزایی و ناتوانی در حل بنگاه‌های اقتصادی را کارگران با اخراج می‌دهند، گفت: امروزه شاهد رشد آمار بیکاری ناشی از ناتوانی در اشتغالزایی و تعدیل‌ها و اخراج‌های گسترده هستیم و این فشار مضاعف به کارگرانی است که ضعیف‌ترین اقشار جامعه هستند.
اینگونه نیست که اگر یک نفر از کارگاهی اخراج شد و کارش را از دست داد، به سادگی بتواند به بنگاه اقتصادی دیگری برود و کار پیدا کند، زیرا بنگاه‌های اقتصادی دیگر نیز همین شرایط را دارند و نه تنها استخدامی در کار نیست بلکه آنان نیز در فکر تعدیل نیرو هستند. در این شرایط وقتی کارگری اخراج می‌شود، از هستی ساقط می‌شود و بسیاری از زندگی‌ها با این اخراج‌ها متلاشی می‌شود.
کریمی با اشاره به بروز طلاق‌های گسترده در نتیجه اخراج کارگران تصریح کرد: اخراج‌ها باعث می‌شود فشار به جامعه بیاید و البته کارگران خسارت‌های زیادی می‌بینند.
نماینده اراک در مجلس با اعلام اینکه کارگران اخراج شده ناتوان از پیدا کردن کار، از نظر روحی – روانی به هم می‌ریزند، گفت: کارگر بیکار شده گاه حتی معضل فرهنگی پیدا می‌کند و به ناهنجاری‌های اجتماعی می‌رسد.
وی پرداختن به حل مشکلات واحدهای بحران‌دار را یک موضع حیاتی برای کشور دانست و گفت: اگر می‌خواهیم مشکلاتی همچون دومینو روز به روز افزایش پیدا نکند، باید تلاش کنیم مشکلات بنگاه‌های اقتصادی را حل کنیم.

*اعصاب و روان کارگران، قربانی مواد شیمیایی
کارگرانی که در صنایع گوناگون به کار مشغول هستند، اغلب به‌ناچار با انواع و اقسام مواد شیمیایی مواجهه داشته و آسیب‌هایی را نیز متحمل می‌شوند. نتایج یک پژوهش داخلی در این خصوص نشان می‌دهد که این کارگران نه‌تنها ازلحاظ جسمی، بلکه ازلحاظ روانی نیز در خطر هستند.
مواجهه با حلال‌های آلی در تمامی صنایع به‌واسطه تولید یا مصرف حلال‌ها، امری اجتناب‌ناپذیر است. طیف وسیعی از اختلالات و عوارض ناشی از مواجهه با حلال‌های آلی بر سیستم‌های داخلی بدن در مطالعات مختلف گزارش شده است. قابلیت تبخیر بالای حلال‌های آلی ازیک‌طرف و خاصیت چربی‌دوستی آن‌ها از سوی دیگر باعث نفوذ به بافت مغز و آسیب می‌شود. اثرات حاد حلال‌های آلی بر این سیستم مانند سردرد، گیجی، عدم هوشیاری و حتی مرگ از رایج‌ترین این اثرات هستند.
بنابر نظر متخصصان، کنار اثرات رفتاری حلال‌ها، اثر بر وضعیت روانی افراد مانند مشکلات مربوط به خلق‌وخو یکی از مهم‌ترین تأثیرات ناشی از مواجهه با حلال‌ها است. سازمان بهداشت جهانی یا WHO، تغییرات در خلق‌وخو را یکی از اولین نشانه‌های کلینیکی سندرم روانی ناشی از مواجهه با حلال‌ها می‌داند. در مورد اثرات مزمن مواجهه با حلال‌ها، عامل میزان مواجهه، از مهم‌ترین فاکتورهای تأثیرگذار بر تغییر وضعیت رفتاری است. اما در مطالعاتی که به ارزیابی تأثیر مواجهه با حلال‌ها بر وضعیت روانی افراد پرداخته شده است، نقش این عامل کمتر مورد بررسی قرار گرفته است.
در همین خصوص، محققانی از دانشگاه علوم پزشکی شیراز و دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه در مطالعه‌ای پژوهشی، تلاش کرده‌اند تا به بررسی و ارزیابی وضعیت خلقی کارگرانی که در معرض مواجهه با مخلوط حلال‌های آلی بپردازند.
این مطالعه، در واحد رنگ یک صنعت خودروسازی انجام پذیرفته و در آن، افراد شاغل در یک شیفت کاری با حداقل یک سال سابقه کار در دو واحد رنگ و مونتاژ مشارکت داشته‌اند.
نتایج این مطالعه نشان داد که شاغلین واحد رنگ نسبت به گروه شاهد، دارای وضعیت خلقی نامطلوبی بودند. افزایش میزان خستگی، تنش و افسردگی ازجمله متغیرهای خلقی تغییریافته در اثر مواجهه با مخلوط ترکیبات شیمیایی موسوم به BTEX در صنایع رنگ بود. همچنین مواجهه با مقادیر بالاتر حلال‌های آلی سبب افزایش احساس خستگی شده بود.
بنا بر گفته فریده گلبابایی، محقق دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه و سایر همکارانش در این پژوهش: «در تحقیق ما، میزان تنش، افسردگی، خستگی و آرامش در افرادی که در معرض مخلوط حلال‌های آلی بودند، به‌طور معناداری بیشتر از سایرین بود. ولی نمرات خشم و سرزندگی در گروه شاهد، وضعیت بهتری داشت».
این محققان می‌گویند: «حلال‌های آروماتیک مانند بنزن و تولوئن به‌عنوان سموم سرکوب‌کننده اعصاب مرکزی شناخته شده‌اند که در این مطالعه نیز این ترکیبات ازجمله ترکیبات شاخص در گروه در معرض مواجهه بودند».
به اعتقاد گلبابایی و همکارانش«توجه به سلامت روانی کارگران و وضعیت خلقی آن‌ها به‌عنوان یکی از پارامترهای سلامتی بسیار حائز اهمیت است و پیشنهاد می‌شود که مطالعات بیشتری در این حوزه انجام و اقداماتی در خصوص کنترل مواجهه با ترکیبات آلی فرار اتخاذ شود».
این یافته‌ها در قالب مقاله‌ای علمی پژوهشی در فصل‌نامه «بهداشت و ایمنی کار» به چاپ رسیده‌اند. این نشریه توسط انجمن علمی بهداشت کار ایران منتشر می‌شود.

( 11 ) – بازنشستگی بیش از سه هزار کارگر معدن زغال‌سنگ کرمان در ابهام
بیش از سه هزار کارگر معدن زغال سنگ کرمان، معادل نیمی از تمام کارگران این معدن، مشمول بازنشستگی پیش از موعد هستند. به گفته‌ی مسئولان معدن و استاندار کرمان، بازنشسته کردن این کارگران به ۱۲۸ میلیارد تومان، و جایگزین کردن آنان با کارگرانی جدید به ۹۰۰ میلیارد تومان اعتبار نیاز دارد. اما آیا کسی حاضر به پرداخت این پول خواهد بود؟
کارفرما می‌گوید فاقد منابع مالی لازم برای پرداخت حق بیمه کارگران مشمول بازنشستگی به سازمان تامین اجتماعی و هزینه استخدام کارگران تازه است و توپ را به زمین دولت انداخته است. اما دولت خود در زمره بدهکاران به معدن زغال سنگ کرمان است. بازنشستگی کارگران در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. نتیجه این که کارگرانی که می‌بایست اکنون بازنشسته باشند، در فقدان حداقل امکانات ایمنی در معدن فرسوده به کار سخت و زیان‌آور ادامه می‌دهند.
کار در معادن، در بسیاری از کشورها در زمره مشاغل سخت و زیان‌آور قرار دارد و نظارت ارگان‌های حفاظت از ایمنی و بهداشت کار بر معادن دو چندان است.
در ایران، حتی با مقررات فعلی حاکم بر روابط کار، نیمی از کارگران معدن زغال سنگ کرمان یعنی ۳۲۰۰ تن کارشان سخت و زیان‌آور تلقی می‌شود و باید از بازنشستگی پیش از موعد برخوردار شوند.
نام معادن ذغال سنگ ایران از جمله معدن ذغال سنگ کرمان که بیش از شش هزار کارگر دارد، غالباً با حوادث ناشی از کار و مرگ کارگران در اثر انفجار یا گازگرفتگی در معدن به رسانه‌ها راه می‌یابد. اما قربانیان این معدن، اغلب قربانیانی خاموش‌اند.
گذشته از کارگرانی که در اثر سوانح از کار افتاده می‌شوند و در بهترین حالت با مستمری ناچیزی برای تمام عمر خانه‌نشین می‌گردند و زندگی توام با فقر و هرمان را از سر می‌گذرانند، ۳۲۰۰ کارگر این معدن به کارهایی اشتغال دارند که سخت و زیان‌آورند. سایر کارگران نیز از آن جا که در معرض مواد مضر قرار دارند، به بیماری‌های مخصوص این حرفه مبتلا می‌شوند که در درازمدت خود را بروز می‌دهند.
ضابطان سازمان تامین اجتماعی نیز تائید می‌کنند که کارگران واجد شرایط بازنشستگی پیش از موعد هستند. اما بازنشستگی پیش از موعد این کارگران منوط به آن است که کارفرما بدهی انباشته خود بابت چهار درصد حق بیمه بازنشستگی پیش از موعد کارگران را به سازمان تامین اجتماعی بپردازد. این جاست که کارفرما مدعی است فاقد توان مالی است.
سازمان تامین اجتماعی هم چنان که در سایر واحدها عمل کرده مادام که کارفرما حق بیمه‌اش را نپرداخته از بازنشسته کردن پیش از موعد کارگر خودداری می‌کند و کارگرانی که از آستانه ۵۰ سالگی گذشته‌اند باید به کار در شرایط سخت و زیان‌آور ادامه دهند.
«بار مالی سنگین»، اما مهم‌تر از زندگی کارگران؟
به نوشته شبکه اطلاع‌رسانی بورس، بانک و بیمه، محمدجواد فدایی استاندار کرمان روز ۲۴ مرداد در جلسه شورای گفت‌و‌گوی بخش خصوصی گفت:
«برای اینکه سه هزار و ۲۰۰ نفر کارگر مشمول بازنشستگی زغال‌سنگ در استان بازنشسته شوند، باید چهار درصد حق بیمه مشاغل سخت و زیان آور به تامین اجتماعی پرداخت شود که ۱۲۸ میلیارد تومان بار مالی دارد و زغالسنگ این منابع را ندارد».
سعید صمدی دبیر انجمن زغال‌سنگ ایران نیز در همین نشست تائید کرد که نیمی از کارگران معدن زغال سنگ کرمان مشمول بازنشستگی پیش از موعد هستند اما از «بار مالی سنگین» حق بیمه این کارگران برای مدیران معدن سخن گفت و در اشاره به جنبه دیگر مساله افزود در صورت بازنشسته شدن این کارگران، کارفرما باید این آن‌ها را با کارگران جدبد جایگزین کند که آن هم هزینه دارد.
فصل تجارت به نقل از سعید صمدی نوشت:
«شش هزار و ۲۰۰ نفر در معادن زغال سنگ کرمان کار می‌کنند که نیمی از این تعداد مشمول قانون مشاغل سخت و زیان آور هستند و اگر این تعداد شغل بخواهد به صورت مستمر و پایدار با نیروی جدید ایجاد شود، به ۹۰۰ میلیارد تومان اعتبار نیاز است.»
صمدی از دولت خواست تسهیلات کم بهره‌ای در اختیار کارفرمای زغال‌سنگ کرمان قرار دهد.
محمدجواد فدایی استاندار کرمان درباره هزینه بازنشستگی پیش از موعد ۳۲۰۰ کارگر فعلی این معدن گفت که قرار است در نتیجه توافق نمایندگان مجلس با اتاق بازرگانی، معدن زغال سنگ بدهی خود را به سازمان تامین اجتماعی با اقساط ۱۰ ساله بدون بهره بپردازد.
فدایی همچنین به بدهی ذوب آهن اصفهان، سهامدار معدن زغال سنگ کرمان، به این معدن گفت:
«مطالبات از ذوب آهن اصفهان مصوبه هیئت دولت را دارد و پیش بینی منابع نیز صورت گرفته، اما بخشی از مصوبات اجرا و پرداخت بدهی صورت نگرفته که قرار شد توسط نماینده مردم کرمان و راور در خانه ملت این مسئله پیگیری شود».
حالا نماینده کرمان قرار است عدم پرداخت بدهی ذوب‌آهن به معدن زغال سنگ کرمان را «پیگیری» کند.
مدیران معدن زغال سنگ کرمان پیش‌تر در پاسخ اعتراض‌های مکرر کارگران به تعویق مزدها و نپرداختن حق بیمه، اعلام کرده بودند از آن جا که ذوب آهن اصفهان بدهی خود به معدن را نپرداخته فاقد امکانات مالی لازم برای پرداخت مطالبات کارگران هستند.

*«مرگ» در دمای بالای 39 درجه درکمین کارگران عسلویه
«کارِ تعمیرات پالایشگاهی با ساخت و ساز» در عسلویه، یک کار شدیداً پرخطر است؛ قلب که از کار بایستد، دیگر راه بازگشتی نیست؛ اما قبل از آن می‌توانند ساعات کار و یا شرایط کار را برای کارگران تغییر دهند؛ به گفته‌ی سازمان بین‌المللی کار، «کمترین کار» این است که ساعات کاری را کاهش دهند و شیفت‌ها را به ساعات خنک ‌تری از شبانه‌روز منتقل نمایند.
قلب از کار می‌ایستند اما این، آخرین مرحله است؛ آخرین خوانِ دردناک از هفت‌خوانی که ابتدایش «نان» است.
ابتدا کل بدن، خیس از عرق می‌شود، ستون فقرات با لایه‌های ممتد عرق، پوشیده می‌شود؛ کف دست‌ها لیچ می‌شود؛ حتی مردمکِ چشم‌ها عرق می‌کند؛ صلاتِ ظهرِ جنوب، همه چیز را غرقِ شرجی و رطوبتِ عرق می‌کند و آنگاه، «عطش» از راه می‌رسد؛ میهمان ناخوانده اما همیشگیِ این گرما، همین عطش است؛ همین عطشی که دمار از روزگار آدم درمی آورد؛ عطش، ولع آب، وقتی دست‌ها مشغول ساختن هستند، تمام پهنه‌ی تابستان، روزگارِ کارگر پیمانکاری عسلویه را سیاه می‌کند؛ اول خاکستری به رنگ سرابِ بی‌پایان تابستان است و بعد سیاه؛ بعد که قلب «می‌تواند» از کار بایستد….
درد ما را از هر طرف که بنویسند، درد است!
موسی رضایی، کارگر پیمانکاری عسلویه، بیست و نهم تیرماه، در اثر گرمازدگی فوت کرد؛ این مرگ ناگهانی را همه رسانه‌ها منتشر کردند.
«نامدار رضایی» برادر این کارگر پیمانکار تعمیرات مکانیک سرویس پالایشگاه چهارم و پنجم شهرستان عسلویه، در باره آن روز، آن روز تلخ که برادر جوان در اثر گرما، جان می‌بازد، می‌گوید: «برادرم «موسی» ۳۵ ساله بود؛ جوانی سالم و تندرست که به علت گرمای بالای ۵۰ درجه در حین انجام کار در شهرستان عسلویه دچار ایست قلبی شد و فوت کرد. او را در همان لحظات اول، به داخل یکی از کانکس‌ها برده و آب یخ به او دادند که گویا همین باعث شوک و ایست قلبی‌اش شده و زمانی او را به درمانگاه می‌رسانند که دیگر کار از کار گذشته بود. نمی‌دانم این حرف‌ها به گوش مسئولان می‌رسد یا نه. ما مردم بدبخت، دردمان را از هر طرف که بنویسند درد است. مسئولان از کارگر فقط انتظار کار دارند بدون اینکه شرایط ایمن و مناسب کار را فراهم کنند. برادرم به خاطر این جانش را از دست داد که مجبور بود در گرمای بالای ۵۰ درجه به مدت ۱۲ ساعت کار کند. آیا مسئولان خودشان حاضرند در چنین شرایطی کار کنند؟ برادرم بخاطر گذران زندگی خود و خانواده‌اش مجبور بود در آن شرایط سخت کار کند و نان‌آور خانواده‌اش باشد چراکه یک دختر ۱۰ ساله و یک پسر ۲ ساله دارد و حالا هر دوی آنها در کودکی یتیم و بی‌سرپرست شده‌اند».
دردهای «نامدار رضایی»، برای کارگران عسلویه و کنگان، یک جور درد مشترک است؛ در همان روزِ فوت موسی رضایی، وقتی با کارگران عسلویه تماس می‌گیریم، اولین چیزی که می‌گویند این است: «اینجا تا دلتان بخواهد، گرمازدگی هست؛ نمی‌توانید تصور کنید چقدر حالت تهوع، چقدر سرگیجه، چه میزان بی‌طاقتی را کارگران تاب می‌آورند؛ در گرمای ۵۰ درجه، کار کردن، به این سادگیها نیست…».
در بین همه کارگران عسلویه، وضعیت شرکتی‌ها به مراتب بدتر است؛ آنها نه از سیستمِ کاریِ ۱۴-۱۴ یا حداقل ۲۱-۷ برخوردارند و نه ساعت کارشان، حساب و کتاب دارد؛ در گرمای شدید تابستان هم مجبورند روزی تا ۱۲ ساعت کار کنند؛ اگر کارگرِ تعمیرات و ساخت‌وساز باشند که لاجرم همه این ۱۲ ساعت را باید در فضای باز و زیر ظل آفتاب بایستند و ساختن یا تعمیرات پالایشگاه‌های نفت را پیش ببرند.
سازمان بین‌المللی کار (ILO) اخیرا گزارشی درباره تاثیر فشار گرما بر کارگران منتشر کرده است؛ تحقیقات سازمان بین‌المللی کار نشان می‌دهد که کارگران بخش‌های کشاورزی و ساخت‌وساز آسیب‌پذیرترین افراد در مرگ‌های ناشی از افزایش دما هستند.
«مهاجرت» یکی دیگر از پیامدهای فاجعه آب‌وهوایی
گزارش سازمان بین‌المللی کار می‌گوید: اگر دما به بالای ۳۵درجه برسد، آنگاه «عملکرد و توانایی‌های فیزیکی کارگر را محدود می‌کند» و اگر به بالای ۳۹درجه برسد، می‌تواند به «خستگی ناشی از گرما» و مرگ ختم شود. وقتی دما افزایش پیدا می‌کند، چیزی که اتفاق می‌افتد این است که بدن نمی‌تواند این گرمای اضافه را تحمل کند؛ چیزی که آن را با نام استرس گرمایی یا فشار گرما می‌شناسند.
این سازمان می‌گوید: در نتیجه افزایش دما، ساعات کار جهانی، عمدتاً در بخش‌های کشاورزی و ساخت‌وساز، کاهش یافته است. براساس محاسبات ILO ضررهای اقتصادی ناشی از افزایش دما در حال رشد است. در سال ۱۹۹۵ استرس گرمایی چیزی در حدود ۲۸۰ بیلیون دلار ضرر اقتصادی زده است. ILO پیش‌بینی می‌کند این عدد در سال ۲۰۳۰ تا ۴/۲ تریلیون دلار افزایش خواهد یافت. بیشتر این زیان‌ها در کشورهای با درآمد کم اتفاق خواهد افتاد.
به‌علاوه ILO می‌گوید در اثر فاجعه آب‌وهوایی حدود ۸۰ میلیون نفر، عمدتاً در بخش کشاورزی، کارشان را از دست خواهند داد.
این سازمان همچنین هشدار داده است که فشار گرما کارگران بخش کشاورزی را به فرار از مناطق روستایی به شهرها، و از مناطق گرم زمین به مناطق معتدل‌تر سوق خواهد داد. به بیان دیگر، مهاجرت یکی دیگر از پیامدهای فاجعه آب‌وهوایی خواهد بود.
کارگران پیمانکاری عسلویه همواره در معرض «خستگی ناشی از گرما» و مرگ قرار دارند
اگر گزارش سازمان بین‌المللی کار که مهم‌ترین مرجعِ استناد مباحثِ روابط کار در جهان است را مبنا قرار دهیم، کارگران پیمانکاری عسلویه که در بخش ساخت‌ساز و یا تعمیرات کار می‌کنند، جزو آسیب‌پذیرترین گروه‌های کارگری در برابر «گرما» هستند. دمای هوا در عسلویه، در تابستان‌ها که در این بخش از جنوب ایران بسیار زودهنگام از راه می‌رسد و بسیار هم دیرپاست، در روزها که زمان کار کارگران است، همواره بالای ۳۹ درجه است؛ پس با این حساب، کارگران پیمانکاری عسلویه که در فضای باز کار می‌کنند، همواره در معرض «خستگی ناشی از گرما» و مرگ قرار دارند. البته باید این را هم باید در نظر بگیریم که در عسلویه در ساعاتی از روز، دما به بالای ۴۵ درجه هم می‌رسد!
«کارِ تعمیرات پالایشگاهی با ساخت و ساز» در عسلویه، یک کار شدیداً پرخطر است؛ قلب که از کار بایستد، دیگر راه بازگشتی نیست؛ اما قبل از آن می‌توانند ساعات کار و یا شرایط کار را برای کارگران تغییر دهند؛ به گفته‌ی سازمان بین‌المللی کار، «کمترین کار» این است که ساعات کاری را کاهش دهند و شیفت‌ها را به ساعات خنک‌تری از شبانه‌روز منتقل نمایند.
بی‌تردید عسلویه همیشه سرجایش است و ساخت‌وساز همیشه ادامه دارد؛ اما این کارگران پیمانکاری هستند که اگر زود به صرافت بیافتند و از بعد ۴ یا ۵ سال از عسلویه بروند، باید بار بیماری‌های برآمده از عطشِ مدام را یک عمر بر دوش بکشند!
بخش هایی از یک گزارش رسانه ای شده بتاریخ22مرداد

*محرومیت خبرنگاران از رسانه و تشکل مستقل
کاظم فرج‌الهی عضو هیئت مدیره انجمن صنفی روزنامه‌نگاران آزاد تهران:مشکلات خبرنگاران زیاد است اما آنها ازرسانه و تشکل مستقل برای پیگیری مشکلات خود ندارند.
کاظم فرج‌الهی در گفتگوبا رسانه ای بتاریخ24مردادبا اشاره به اینکه خبرنگاران مطلقاً امنیت شغلی ندارند، اظهار داشت: آنها بیش از دیگر اقشار اجتماعی نگرانی امنیت شغلی دارند. قراردادهای موقت، یکی از دلایل ناپایداری شغلی خبرنگاران و روزنامه‌نگاران است. هچنین توقیف و بسته شدن روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها مشکلات عمده‌ای برای کارکنان‌ آنها به وجود می‌آورد. آنها به دلایل مالی و سانسور مشمول اخراج و تعدیل نیرو می‌شوند.
وی افزود: متاسفانه رسانه‌های کثیرالانتشار به نهادهای دولتی و افراد حاضر در مناصب وابسته هستند و از این نظر استقلالی ندارند. از این رو سبب می‌شود تا نگاه این رسانه‌ها به کیوسک نباشد و ساپورت مالی شوند. همین امر کم کم مخاطبان و جامعه هدف را در نظر رسانه‌ها کم‌رنگ می‌کند. این نگرش یک مشی عملی برای رسانه به وجود می‌آورد که انتظارات مجموعه از خبرنگاران را می‌سازد.
فرج‌الهی با بیان اینکه نداشتن نگرش همسو با مجموعه می‌تواند با وجود قراردادهای موقت یکی از دلایل تعدیل و اخراج خبرنگاران باشد، تصریح کرد: در این فضا رسانه‌ها در انعکاس اخبار نگاه بخصوصی پیدا می‌کنند و خبرنگارانی که بخواهند مباحث را با نگاه جامع و از وجوه مختلف منعکس کنند تا قضاوت توسط مخاطب صورت بگیرد، کارشان سخت می‌شود.
این فعال کارگری خاطرنشان کرد: امروز شاهد بحران پایین آمدن مخاطب روزنامه‌ها هستیم. تیراژ آنها نسبت به گذشته و نسبت به دیگر کشورها به شکل محسوسی کاهش یافته است. این رسانه‌ها امیدی به بالا رفتن خواننده ندارند. همین مسئله مشکلات زیاد را برای خبرنگاران ایجاد می‌کند. اینجاست که تخطی از خط مشی صاحب رسانه به عنوان یک معضل روزانه در زندگی خبرنگار رخ می‌نمایاند.
فرج‌الهی تصریح کرد: توقیف روزنامه‌ها و بستن خبرگزاری‌ها نیز نمودی از همین رویکرد و نگاه است که امنیت شغلی خبرنگاران را به خطر انداخته است.
وی با بیان اینکه مطبوعات به عنوان رکن چهارم دموکراسی در کشور مطرح هستند، اشاره کرد: انتخاب آزادانه افراد وابسته به آزادی مطبوعات است. از این رو باید خبرنگاران در جامعه امنیت شغلی برخوردار باشند و تشکل‌های صنفی برای ابراز اراده و نظر جمعی داشته باشند.
وی با اشاره به تجربه تاریخی سندیکای خبرنگاران و نویسندگان مطبوعات گفت: این سندیکا در مقابل بی‌حقوقی‌ها و سانسور مطبوعات از خبرنگاران دفاع می‌کرد و اعتصاب آبان سال ۵۷ نیز تجربه تاریخی خبرنگاران در آن شرایط است. متاسفانه این سندیکا در سال ۶۰ بسته شد و دیگر به کار خود ادامه نداد.
او ادامه داد: در سال‌های بعد در دوران اصلاحات انجمن صنفی روزنامه نگاران تشکیل شد که تکیه به حزب خاصی داشت. وقتی حزب مشارکت در ادامه فعالیت سیاسی خود دچار مشکل شد، انجمن صنفی نیز مشکل پیدا کرد؛ چراکه تکیه به منابع دولتی و دولت داشت.
این فعال کارگری ادامه داد: خبرنگاران مشکلات صنفی زیادی دارند. از مشکلات بیمه‌ای و دستمزد گرفته تا مسئله سخت و زیان آوری کارشان. با اینکه خیلی از مردم انتظارات زیاد از این قشر دارند، آنها از حقوق صنفی برخوردار نیستند. از برخی از خبرنگاران اخیراً به دلیل انجام وظیفه خبرنگاری خود شکایت شده و بازداشت شده‌اند.
فرج‌الهی با بیان اینکه خیلی از خبرنگاران به صورت حق‌التحریری کار می‌کنند، گفت: در ازای گزارش و اخبار حقوق ناچیزی می‌گیرند که گاهاً برخی رسانه‌ها ماه ها ‌طول می‌کشد تا این پول را بپردازند. بعضاً آنها در سال چندین بار شغل خود را تغییر می‌دهند و همین مسئله مشکلات بیمه‌ای برای آنها به وجود می‌آورد.
او ادامه داد: در برخی رسانه‌ها وقتی خبرنگار را به عنوان حق‌التحریر ثابت استخدام می‌کنند، تا مدتها خبرنگار را بیمه نمی‌کنند. همین مشکلات بیمه‌ای سبب می‌شود تا نتوانند از بیمه بیکاری هم بهره بگیرند.
وی با بیان اینکه در تمام دنیا حرفه‌ خبرنگاری جزو مشکلات خطرناک قلمداد می‌شود، اظهار داشت: در ایران علی‌الظاهر این مسئله پذیرفته شده است اما به دلیل مشکلات بیمه‌ای در برخورداری از این مزیت هم مشکل دارند.
وی در پایان خاطرنشان کرد: مشکلات خبرنگاران زیاد است اما آنها تشکل صنفی و رسانه برای پیگیری مشکلات خود ندارند. تشکل‌های صنفی نباید به حزب خاصی وابسته باشند، تشکل‌ها ابزار جمعی دفاع از منافع هستند و اهمیت زیادی در بهبود اوضاع خبرنگاران دارند.

( 12 ) – تحریم غذای زنان زندانی بند 5 زندان قرچک ورامین نسبت به وضعیت نامناسب معیشتی
روز شنبه 26مرداد،زنان زندانی بند 5زندان قرچک ورامین به صورت دسته جمعی از دریافت جیره غذایی زندان امتناع کردند و در نامه‌ای سرگشاده به مدیر کل سازمان زندان‌های تهران خواهان انسانی‌تر شدن وضعیت زندان قرچک شدند.
بخشی از این نامه خطاب به حیات الغیب مدیر کل سازمان های زندان های تهران بنقل از کمپین آزادی بازداشت‌شدگان روز کارگر بقرار زیر است:
به خاطر دارید که حدودا یک‌ماه پیش جهت بازرسی سریع و سطحی با هیئتی از مسئولین و عکاسان به زندان زنان قرچک ورامین آمدید؛ بازدید شما از زندان کمتر از ده دقیقه به طول انجامید اما بهتر است هم شما و هم مردم این مهم را بدانند که برای همان بازدید چند دقیقه‌ای، زندانیان بالغ بر دو هفته در رنج و عذاب بودند تا بلکه صحنه‌آرایی صورت گیرد و مشکلات با چیدن ویترین نادیده گرفته شوند.
صحنه‌آرایی چون کندن طناب رخت آویزهای زندانیان رختشویی که سال‌هاست تنها راه تأمین مخارج‌شان، شستن لباس دیگر زندانیان است. شستن تمام زندان توسط زندانیان، آوردن گلدان در کریدور برای همان بازدید چند دقیقه‌ای و… ولی ما زندانیان بند ۵ اندرزگاه یک زندان زنان قرچک ورامین در همان بازدید سعی داشتیم مشکلات زندان را برای شما و هیئت همراهتان بازگو کنیم و لیکن تلاش‌مان بیهوده بود.
این‌بار سعی داریم چند کلامی از طریق مردم با شما صحبت کنیم: با توجه به اینکه اکثر ما زندانیان به خاطر وضعیت معیشتی و یا همبستگی با وضعیت معیشتی بحرانی در جامعه به این‌جا کشانده شده‌ایم، دیگر توان رفع نیازهای معیشتی خود در زندان را نداریم. نیازهایی چون تأمین غذا، مواد آشامیدنی، پوشاک و مواد بهداشتی. مگر جز این است که ما زندانیان نیز دارای حق و حقوق اولیه هستیم و رفتار مناسب و تأمین جان و روان ما با مسئولین است؟ عده‌ای از ما به دلیل همین فشارهایی که دیده نمی‌شود دست به خودزنی، خوردن مشت مشت قرص برای آرامش روان، قرض گرفتن پول به اجبار و… تن به انجام کارهای دیگران داده‌ایم. دردناک این است که اگر ما زندانیان وضعیت معیشتی خوبی در بیرون از زندان را تجربه کرده بودیم، هم اکنون این‌جا نبودیم و نامه‌ای هم در کار نبود اما سؤالی که هر روز تکرار می‌کنیم این است که چگونه مخارج‌مان را تأمین کنیم تا زنده بمانیم؟
یکم- غذای این زندان چه از نظر کیفی و چه کمی دارای استانداردهای حداقلی نیست.
دوم- میوه و سبزیجات در فواصل زمانی طولانی با قیمت‌های گزاف تنها در فروشگاه یافت می‌شود. (کیفیت‌ها پایین‌تر و قیمت‌ها بالاتر از خارج از زندان است.)
سوم- آب آشامیدنی به مقدار کم یافت می‌شود و مجبور به خرید آب آشامیدنی از فروشگاه هستیم.
چهارم- آوردن پوشاک توسط خانواده تنها و تنها در این زندان ممنوع است و به اجبار تن به خرید پوشاک با کیفیت خیلی پایین و قیمت خیلی بالاییم.
تأمین این نیازهای اولیه که بیان کردیم، ما را متحمل رنج‌هایی نموده که از بازگو کردن آن‌ها فقط به روش نامه‌نگاری به مسئولین معذوریم زیرا دردی از ما دوا نمی‌کند و کماکان از داخل زندان، صدای ما به گوش کسی نخواهد رسید.
لذا با توجه به این‌که همان غذای بی‌کیفیت مدتی است به مقدار کافی به ما داده نمی‌شود، ما اعضای بند ۵ اندرزگاه یک، که حدود ۲۰۰ نفر هستیم، در تاریخ ۹۸/۵/۲۶ از گرفتن غذا امتناع خواهیم کرد، شاید صدای ما به گوش شما و سایر مسئولین برسد که اگر پیگیری لازم صورت نگیرد در روزهای آتی خرید از فروشگاه‌های بند ۵ را نیز تحریم خواهیم کرد.
لازم به ذکر است که امضاء و اثر انگشت ما از طریق زندان برای شما ارسال گردیده است.
اندرزگاه یک
اعضای بند۵
زندان زنان قرچک ورامین (ندامتگاه شهر ری)
پی نوشت: عاطفه رنگریز از بازداشت شدگان روز کارگر هم اکنون در بند پنج زندان قرچک نگهداری میشود

*- *طومار اعتراضی نسبت به حکم زندان سه نویسنده
سری نخست امضاها
برگزارکنندگان کارزار (کمپین) «اعتراض به حکم زندان سه نویسنده» سری اول امضای طومار اعتراضی را منتشر کردند. بنا به اطلاعیه‌ی کمپین که در صفحه‌ی مجازی آن منتشر شده است جمع‌آوری امضا همچنان ادامه دارد.
نزدیک به بیست روز پیش ۵۴ نویسنده و هنرمند سرشناس در اعتراض به حکم –مجموعا- هجده سال زندان سه نویسنده: رضا خندان (مهابادی)، بکتاش آبتین و کیوان باژن بیانیه‌ منتشر کردند. در اطلاعیه‌ی کارزار نوشته شده که تاکنون ۷۴۰ تن بیانیه را امضا کرده‌اند که نزدیک به ۱۴۰ تن آنها غیر ایرانی هستند و قرار است در لیستی جداگانه اسامی‌‌‌شان منتشر شود. در میان امضاکنندگان ایرانی نام‌های شماری از نویسندگان سرشناس نیز وجود دارد. بنا بر اطلاعیه‌ی کارزار امضای طومار (پتیشن) ادامه دارد. در این آدرس می‌توانید امضا کنید( در صفحه‌ی مربوط به طومار نحوه‌ی صحیح ثبت امضا درج شده است):
https://www.change.org/p/in-protest-against-the-prison-s-verdicts-for-three-writers
امضاکنندگان:
https://telegra.ph/%D8%B7%D9%88%D9%85%D8%A7%D8%B1-08-17

( 13 ) – سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه:آقای رئیسی حال که مبارزه با فسادراشروع کرده اید به وضعیت دادگستری شهرستان شوش هم رسیدگی بکنید.!!
شنیده ها از هفت تپه حاکی از آنست که کارفرما ،آقای اسدبیگی،امروز نامه ای را به شعبه 102 دادگاه شهرستان شوش داده است که ضمن آن نوشته شده» چون کارگران تعهد داده اند به آن ها رضایت داده می شود.»
کارگران ستمدیده و زحمتکش پس از شنیدن این دروغ برآشفته شده و متقابلا نامه ای به دادگاه دادند که «ما به هیچ عنوان تعهد ندادیم و به دنبال رضایت نبودیم چون ما کاری خلاف قانون انجام ندادیم و خواست ما مسالمت آمیز و قانونی بوده و … اما از پذیرش نامه آن ها خودداری شده است.
همکاران عزیز،کارگران محترم هفت تپه
1-از مجموع ده کارگر متهم در این پرونده ،پیش از این رضایت کارفرما نسبت به دو کارگر به دادگاه داده شده بود درحالی که در جلسه دادگاه مشخص شد این دو اساسا در تجمع نبودند.و مسئول بخش آن ها این امر را کتبا به دادگاه اعلام کرده بود.که خلاف واقع بودن ادعای کارفرما(اسدبیگی) را مشخص می نماید.
2-هشت کارگر دیگر به هیچ عنوان تعهدی ندادند و تقاضای رضایت هم نداشتند.
3-بنابراین وقتی خود کارگران بلافاصله بعد از این حرکت کارفرما ،همین امروز، درشعبه دادگاه حاضر شده و کتبا اعلام نمودند ما تعهدی ندادیم قاضی محترم دادگاه نباید به صرف ادعای کارفرما که «اصل تعهد در شرکت موجود است»به ضرر کارگران حکم بدهد.
چون اصل تعهد باید به دادگاه داده شود.
بدون مدرک به صرف اعلام دروغین کارفرما نباید پذیرفته شود که کارگری تعهد داده است.دادگاه نباید خود را به کوچه ی علی چپ بزند…
4-چرا نامه دروغین اسدبیگی توسط دادگاه پذیرفته شده اما نامه کارگران مبنی بر این که ما تعهدی ندادیم و تعهدی وجود ندارد، در همان روز، پذیرفته نمی شود؟؟
– کارفرما و دادگاه با همدستی در پرونده کارگران انبار شکر سفید در شعبه دیگر دادگاه، با همین روش و تلقی آن به عنوان اقرار کارگران به جرم ارتکابی ،آن ها را به شلاق و حبس تعلیقی محکوم نموده بودند.
گفتنی است در آن پرونده ،کارگران وکیل نداشتند اما در این پرونده کارگران به خانم ها شهناز درویشی و فرزانه زیلابی وکالت داده اند.که در جلسه حاضر شدند و دفاع کامل و جامع از کارگران داشتند.
5-خواست کارگران ،مطالبه حقوق و مزایای معوقه، واریز حق بیمه به سازمان تامین اجتماعی،اجرای طرح طبقه بندی و حل مشکل قراردادها و مطالباتی مانند این ها بود.
6-آقای رٸیسی حال که مبارزه با فساد را شروع کردید به وضعیت دادگستری شهرستان شوش هم رسیدگی کنید….
۲۷ مرداد ۹۸
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه

*- پیام از طرف کارگران نیشکر هفت تپه
بنام خداوند جان و خرد
درود فراوان خدمت همکاران گرامی و هم میهنان عزیز
اتفاقات قابل تامل بسیاری در مجموعه نیشکر هفت تپه در حال رخ دادن است که خبر از آینده ای تاریکتر با سرکوب و فشار بیشتر به کارگران را میدهد.
در ادامه روند کارهای غیر قانونی کارفرما و در راستای اهداف سیستم برده داری اقدام به برکناری مجتبی مرادی سرپرست خوراک دام کرده
نه در راستای حمایت از کارگران بلکه. این اقدام باعث فشار بیشتر به کارگران شده و در آینده این فشار بیشتر نیز خواهد شد.
پس از جابجایی های اجباری کارگران خوراک دام،کارفرما اقدام به استخدام چند تن از افراد وابسته به سپاه پاسداران کرده و سرپرست جدید خوراک دام نیز چنین فردی است که در روزهای آینده به معرفی دقیق تر این فرد خواهیم پرداخت.
در همین روزهای ابتدایی کار سرپرست جدید خوراک دام سید محمد رضا موسوی با کارگران برخورد بدی داشته و کارگران خوراک دام بشدت از انتصاب این فرد عصبانی هستند ،
همچنین در اقدامی دیگر به صورت شفاهی به کارگران اعلام کرده اند که باید در روزهای تعطیل نیز ۸ساعت سر کار باشند
این در حالی است که کارگران سایر واحد ها در روزهای تعطیل ۴ساعت و نیم کار میکنند ،
لازم به ذکر است ایشان میخواهند در آینده تعداد شیفت های کاری را در راستای صرفه جویی هزینه ها به دوشیفت کاهش دهد.
لازم است بدانید که کارخانه خوراک دام از لحاظ ایمنی کاری در سطح خیلی پایینی بوده و جان کارگران ان همه روزه در خطر است وجالبتر انکه سرپرست جدید در راستای ایمنی. بخشنامه کرده است که کارگران دیگر حق حمل گوشی و استعمال دخانیات را در محوطه این مجموعه ندارند .

( 14 ) – «بحران وضعیت معیشتی از بیرون تا زندان ادامه دارد»
زنان زندانی بند ۵ زندان قرچک ورامین به صورت دسته جمعی از دریافت جیره غذایی زندان امتناع کردند و در نامه‌ای سرگشاده به مدیر کل سازمان زندان‌های تهران خواهان انسانی‌تر شدن وضعیت زندان قرچک شدند.
✍️متن کامل نامه:
به نام خدا
جناب آقای حیات الغیب مدیر کل محترم سازمان های زندان های تهران
باسلام و احترام
به خاطر دارید که حدودا یک‌ماه پیش جهت بازرسی سریع و سطحی با هیئتی از مسئولین و عکاسان به زندان زنان قرچک ورامین آمدید؛ بازدید شما از زندان کمتر از ده دقیقه به طول انجامید اما بهتر است هم شما و هم مردم این مهم را بدانند که برای همان بازدید چند دقیقه‌ای، زندانیان بالغ بر دو هفته در رنج و عذاب بودند تا بلکه صحنه‌آرایی صورت گیرد و مشکلات با چیدن ویترین نادیده گرفته شوند.
صحنه‌آرایی چون کندن طناب رخت آویزهای زندانیان رختشویی که سال‌هاست تنها راه تأمین مخارج‌شان، شستن لباس دیگر زندانیان است. شستن تمام زندان توسط زندانیان، آوردن گلدان در کریدور برای همان بازدید چند دقیقه‌ای و… ولی ما زندانیان بند ۵ اندرزگاه یک زندان زنان قرچک ورامین در همان بازدید سعی داشتیم مشکلات زندان را برای شما و هیئت همراهتان بازگو کنیم و لیکن تلاش‌مان بیهوده بود.
این‌بار سعی داریم چند کلامی از طریق مردم با شما صحبت کنیم: با توجه به اینکه اکثر ما زندانیان به خاطر وضعیت معیشتی و یا همبستگی با وضعیت معیشتی بحرانی در جامعه به این‌جا کشانده شده‌ایم، دیگر توان رفع نیازهای معیشتی خود در زندان را نداریم. نیازهایی چون تأمین غذا، مواد آشامیدنی، پوشاک و مواد بهداشتی. مگر جز این است که ما زندانیان نیز دارای حق و حقوق اولیه هستیم و رفتار مناسب و تأمین جان و روان ما با مسئولین است؟ عده‌ای از ما به دلیل همین فشارهایی که دیده نمی‌شود دست به خودزنی، خوردن مشت مشت قرص برای آرامش روان، قرض گرفتن پول به اجبار و… تن به انجام کارهای دیگران داده‌ایم. دردناک این است که اگر ما زندانیان وضعیت معیشتی خوبی در بیرون از زندان را تجربه کرده بودیم، هم اکنون این‌جا نبودیم و نامه‌ای هم در کار نبود اما سؤالی که هر روز تکرار می‌کنیم این است که چگونه مخارج‌مان را تأمین کنیم تا زنده بمانیم؟
➖ یکم- غذای این زندان چه از نظر کیفی و چه کمی دارای استانداردهای حداقلی نیست.
➖ دوم- میوه و سبزیجات در فواصل زمانی طولانی با قیمت‌های گزاف تنها در فروشگاه یافت می‌شود. (کیفیت‌ها پایین‌تر و قیمت‌ها بالاتر از خارج از زندان است.)
➖ سوم- آب آشامیدنی به مقدار کم یافت می‌شود و مجبور به خرید آب آشامیدنی از فروشگاه هستیم.
➖ چهارم- آوردن پوشاک توسط خانواده تنها و تنها در این زندان ممنوع است و به اجبار تن به خرید پوشاک با کیفیت خیلی پایین و قیمت خیلی بالاییم.
تأمین این نیازهای اولیه که بیان کردیم، ما را متحمل رنج‌هایی نموده که از بازگو کردن آن‌ها فقط به روش نامه‌نگاری به مسئولین معذوریم زیرا دردی از ما دوا نمی‌کند و کماکان از داخل زندان، صدای ما به گوش کسی نخواهد رسید.
لذا با توجه به این‌که همان غذای بی‌کیفیت مدتی است به مقدار کافی به ما داده نمی‌شود، ما اعضای بند ۵ اندرزگاه یک، که حدود ۲۰۰ نفر هستیم، در تاریخ ۹۸/۵/۲۶ از گرفتن غذا امتناع خواهیم کرد، شاید صدای ما به گوش شما و سایر مسئولین برسد که اگر پیگیری لازم صورت نگیرد در روزهای آتی خرید از فروشگاه‌های بند ۵ را نیز تحریم خواهیم کرد.
لازم به ذکر است که امضاء و اثر انگشت ما از طریق زندان برای شما ارسال گردیده است.
اندرزگاه یک
اعضای بند۵
زندان زنان قرچک ورامین (ندامتگاه شهر ری)
📎پی نوشت: عاطفه رنگریز از بازداشت شدگان روز کارگر هم اکنون در بند پنج زندان قرچک نگهداری میشود

( 15 ) – بیکاری در انتظار شمار زیادی از کارگران شرکت‌های سایپا و ایران‌خودرو
با تصویب فروش سهام دولت در دو شرکت خودروسازی سایپا و ایران‌خودرو تا سال آینده خورشیدی، کارگران این دو شرکت نگرانند که با بیکاری خود، به سرنوشت کارگران هپکو اراک و دیگر کارخانه‌های واگذار شده به بخش خصوصی دچار شوند.
هپکو الآن به شرکتی تبدیل شده که دستمزد کارگرانش با تاخیر پرداخت می‌شود، تعداد آنها روز به روز کاهش می‌یابد و حالا فقط با ۲۰ درصد ظرفیت کار می‌کند.
بحران‌زا بودن واگذاری واحدهای تولیدی به بخش خصوصی مسئولان دولتی را به تقلا انداخت و علت را در خصوصی‌سازی غیرواقعی دانستند. هدف آنها، متوقف نشدن سود هنگفتی بود که از قبل پروژه خصوصی‌سازی نصیب‌شان می‌شد.
به گفته یک عضو کمیسیون صنایع مجلس، «هر خودروساز ۱۰ هزار نیروی مازاد دارد.» علی‌رغم حمایت دولت از صنایع خودروسازی ایران، سالیان است که آنها با زیان‌دهی دست و پنجه نرم می‌کنند.
بحران خودروسازی ایران از یکسال پیش عمیق‌تر شده است. به واسطه این بحران، کارگاه‌های قطعه‌سازی زیادی تعطیل یا نیمه تعطیل شدند و کارگران زیادی را تعدیل کردند و یا به مرخصی اجباری فرستادند.
بنا به اظهار رئیس اتحادیه کارگران پیمانی و قراردادی، هر یک از این کارخانه‌ها تعداد زیادی کارگر دارند و واگذاری ناگهانی این کارخانه‌ها، ممکن است باعث بیکاری تعداد زیادی از کارگران شود.
آخرین آمار از شمار کارگران شاغل در دو شرکت ایران خودرو و سایپا ۱۱۰ هزار نفر اعلام شده است. حدود ۷۷۵ هزار کارگر هم در دیگر خودروسازی‌ها و صنایع قطعه‌سازی مشغول به کار هستند.
حال انتظار می‌رود که به واسطه واگذاری این دو شرکت خودرو‌سازی به بخش‌ خصوصی، تعداد بیشتری از کارگران این دو شرکت به جمع انبوه بیکاران کشور افزوده شوند.
لازم به ذکر است که از سال پیش شمار زیادی از کارگران صنعت قطعه‌سازی هم شغل خود را از دست داده و به جمعیت بیکاران کشور افزوده شده‌اند.

( 16 ) – دست های پشت پرده جهت محکوم کردن کارگران!
مراجعه مجدد کارگران هفت تپه به دادگاه شوش
همانطور که قبلا به اطلاع رساند شد،کارفرمای شرکت نیشکر هفت تپه ( اسد بیگی) نامه ای به شعبه ۱۰۲ دادگاه شهرستان شوش تحویل داده بود مبنی بر اینکه » چون کارگران تعهد داده اند به آنها رضایت داده می شود»!؟
کارگران با اطلاع از موضوع، نامه ای به دادگاه ارائه دادند که » ما هیج تعهدی نداده ایم ،چرا که ما هیچ عملی خلاف قانون انجام نداده و خواست های ما مسالمت امیز و قانونی بوده «؛ اما دادگاه از تحویل نامه کارگران خود داری کرده بود.
اسامی کارگران در پرونده به شرح زیر است:
عادل سماعین -رستم عبدالله زاده- محمد خنیفر -عصمت‌الله کیانی – اسماعیل جعادله – امید آزادی- منصور بنی نعامه – فیصل ثعالبی -حسین انصاری- صاحب ظهیری.
امروز دوشنبه، مجددا کارگران جهت تحویل نامه به دادگاه مراجعه کردند .
قاضی پرونده ابتدا نامه کارگران را تحویل می گیرد اما بعد از در یافت یک مکالمه تلفنی، قاضی پرونده مجددا نامه کارگران را عودت داده و از پذیرفتن آن خود داری می کند!!؟
این در حالی است که کارگران بر خلاف ادعای کارفرما به دادگاه، هیچ تعهدی نداده اند و هیج تعهدی هم در پرونده موجود نمی باشد.
قاضی پرونده از گرفتن نامه کارگران متهم در خصوص اینکه هیچ تعهدی نداده اند چند روز است که امتناع می کند، با وجود اینکه هنوز هیچ تصمیمی در پرونده اتخاذ نشده است و کارگران در جلسه دادگاه هم اعلام کرده اند که تعهدی نداده اند.
لازم است که یاد آوری شود گزارش مرجع انتظامی صرفا گزارشی خلاف واقعه است، چون بعضی از این اشخاص اساسا در تجمع حضور نداشتند و مدیران بخش، حضور آنها را در زمان تجمع در محل کار، به دادگاه ارائه داده اند.
واقعیت این است که افرادی در پشت پرده هستند که با همکاری کارفرما برای محکوم کردن کارگران همکاری می کنند.
اما دست‌های شوم و ضد کارگری بالاخره آشکار و رسوا و شکسته خواهند شد.
اسامی کارگران متهم که امروز به دادگاه مراجعه کردند :سید اسماعیل جعاله. حسین انصاری. محمدخنفیر. صاحب زهیری. عادل اسمعیل. رستم عبدالله زاده
سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه
۲۸ مرداد ۹۸

*تجمع اعضای تعاونی مسکن شهرسازی شیراز برای احقاق حقوق مقابل استانداری فارس
صبح روز دوشنبه 28مرداد،جمعی از اعضای تعاونی مسکن شهرسازی شیراز برای احقاق حقوق از دست رفته شان دست به تجمع مقابل استانداری فارس زدند.
به گزارش یک منبع خبری محلی، یکی از افراد حاضر در تجمع با بیان اینکه تمامی اعضا خواستار حق ضایع شده خود و خانواده هایشان هستند تصریح کرد: طی جلسه ای که با معاونت اجرایی استاندار انجام شد، ایشان تخلف و کلاهبرداری را کاملا مشهود دانست و قرار شد باچند نفر نماینده از اعضا، جلسه برگزار و در این رابطه، تصمیم گیری شود.
به گفته یکی دیگراز این تجمع کنندگان، سال 85 تعاونی مسکن شهرسازی شیراز متعهد شد 308 واحد در شهر صدرا برای اعضا و کارمندان خود بنا کند. پس از آن، بعضی از کارکنان، امتیازات خود را واگذار کردند.
وی که از خریداران امتیاز این واحدها بوده و امتیاز را آن سالها به قیمت 15 میلیون از یکی از اعضای این تعاونی خریداری کرده اظهار داشت: قرار بر تحویل سه ساله بود با مبلغ تمام شده 35میلیون تومان. اما امروز بعد از 14سال، چیزی بالغ بر 170 میلیون پول داده ایم و هیچ چیزی دستمان نیست. علاوه بر این، بانک مسکن هم وام 31میلیونی به تعاونی مسکن برای هر واحد پرداخت کرده که بازپرداخت آن، حدود 180 میلیون می شود، 49ماه قسط پرداخت کرده ایم و برای اعضایی که سه، چهار قسط عقب هستند حکم جلب صادر شده است.
یکی دیگر از افراد حاضر در این تجمع،در ادامه حرفهای همکارش گفت: 154واحد پیشرفت 70درصدی داشته اما مابقی پروژه هنوز در کف کار است و از سال 93 پروژه متوقف شده است. چون تعدادی از اعضا به دلیل نارضایتی، شکایت کردند و تعاونی هم می گوید چون شکایت کرده اید، کار نمی کنیم. اما شکایت ما هنوز به جایی نرسیده است.
وی تصریح کرد: چهار سال پیش دفتر اتاق تعاون که مرجع رسیدگی به تخلفات ساختمان سازی است، شکایت کردیم اما پس از چهار سال، هنوز جوابی به ما نداده اند.
یکی دیگر از تجمع کنندگان گفت: اختلاس و دزدی در این پروژه کاملا مشهود است. تخلفات این پروژه بسیار زیاد است. مثلا بدون داشتن پایان کار، بانک مسکن قسط بندی کرده و ما بدون اینکه آپارتمانی تحویلمان باشد، باید سود دوران مشارکت شرکت تعاونی را هم پرداخت کنیم.

*- یک آپارتمان ۵۰ متری در تهران، معادل دستمزد کامل ۲۰ سال و ۹ ماه کارگران
تحلیل‌گران اقتصادی می‌گویند بحران مسکن همراه با نوسانات ارزی به حذف طبقه کارگر از تهران و حتی شهرهای اطراف آن بدل خواهد شد. به گفته آن‌ها قیمت کنونی یک آپارتمان ۵۰ متری در یک محله متوسط تهران معادل حقوق کامل ۲۰ سال و ۹ ماه یک کارگر است که در عمل پرداخت آن برای کارگران ممکن نیست.
گرانی بی‌رویه مسکن به صورت ویژه دسترسی اقشار ضعیف‌تر و طبقه کارگر را به سرپناه محدودتر کرده و ممکن است به حذف طبقه کارگری از پایتخت و حومه آن منجر شود
احسان سلطانی، تحلیل‌گر مسائل اقتصادی در مصاحبه با خبرگزاری کار (ایلنا) میانگین قیمت مسکن در تیر ۹۸ در تهران را ۱۰۶۰ دلار (۱۱ میلیون و ۶۶۰ هزار تومان) برای هر متر مربع اعلام کرد.
با وجود رکود بازار مسکن در کلان‌شهرها خرید مسکن برای اقشار کم‌درآمد امری بعید به‌نظر می‌رسد و قیمت مسکن همچنان بسیار بالاتر از توان مالی خانوارهاست. آمارهای اخیر از افزایش چشمگیر قیمت مسکن در شهرهای اطراف پایتخت نیز حکایت دارد که نشان می‌دهند قیمت مسکن طی یک سال اخیر در برخی مناطق اطراف تهران تا ۵۰۰ درصد افزایش داشته است.
در این میان گرانی بی‌رویه مسکن دسترسی طبقه کارگر را به سرپناه بسیار متاثر و محدودتر کرده است.
سلطانی در مورد تاثیر افزایش قیمت‌ها بر توان کارگران برای خرید مسکن گفت:
« با درنظر گرفتن مبلغ ۲ میلیون تومان به‌عنوان حداقل دستمزد، خرید یک مترمربع زمین در تهران امروز برابر حقوق کامل ۵ ماه یک کارگر است. یک کارگر حداقل‌بگیر که قرار است ۳۰ سال کار کند، باید ۲۰ سال و ۹ ماه از این ۳۰ سال را نه چیزی بخورد، نه چیزی بیاشامد و نه جایی برود و همه حقوق خود را بدون ریالی خرج‌کرد کنار بگذارد تا بتواند یک آپارتمان ۵۰ متری در پایتخت در یک محله متوسط خریداری کند! تازه اگر شانس بیاورد و نسبت حقوق به قیمت مسکن در طول این ۲۰ سال و ۹ ماه ثابت بماند؛ ثباتی که با توجه به نمودار اقتصاد در ایران سال‌های اخیر، یک فرض تقریبا محال می‌نماید».
براساس اظهارات او قیمت مسکن در سال‌های گذشته به صورت مداوم خود را با نرخ دلار «تعدیل» کرده:
«در سالهای ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ میانگین قیمت مسکن تهران ۱۲۰۰ دلار در متر مربع بود که با افزایش قیمت دلار به ۶۰۰ دلار در متر مربع در نیمه سال ۱۳۹۷ سقوط کرد. نظر به بی‌ارزش شدن پول ملی، قیمت مسکن خود را به تدریج با قیمت دلار تعدیل کرد و در تیر ۱۳۹۸ به ۱۰۶۰ دلار در متر مربع رسید که هنوز بیش از ۱۰ درصد کمتر از سالهای ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ است».
به گفته سلطانی کاهش ارزش پول ملی و «سقوط آزاد دستمزدها» باعث محرومیت طبقه کارگر از حق سرپناه و ناممکن بودن خرید مسکن حتی در مناطق حاشیه‌ای تهران شده است که به نوشته ایلنا «به طور سنتی، کلونی خانه‌های ارزان‌قیمت‌تر محسوب می‌شده‌اند».
تعهد قانونی دولت به تامین مسکن کارگری
بر اساس گزارش ایلنا، برخی از گروه‌های کارگری به فشار بحران مسکن بر کارگران واکنش نشان داده‌اند. «گروه کارگری شورای عالی کار» از دولت خواست تا هزینه مسکن را در «سبد معیشتی کارگران» قرار داده و به تعهد قانونی خود به تامین حق سرپناه برای کارگران، از طریق «واگذاری زمین و مصالح ارزان به تعاونی‌های دموکراتیک و واقعیِ مسکن کارگری» پایبندی نشان دهد.
بر اساس اصل ۳۱ قانون اساسی داشتن مسکن متناسب با نیاز، حق هر فرد و خانواده ایرانی است و دولت موظف است با رعایت اولویت برای آنها که نیازمندترند به خصوص روستانشینان و کارگران زمینه اجرای این اصل را فراهم کند.
فرامرز توفیقی، رئیس «کمیته دستمزد کانون عالی شوراها» نیز خواستار مداخله دولت شد و گفت:
«راهکارهای تامین مسکن، باید جامع، کامل و همه‌جانبه باشد. باید شهرک‌های اقماری حول تهران تشکیل شود و زمین به قیمت واقعی منطقه‌ای نه براساس حباب موجود، به تعاونی‌های مسکن کارگری داده شود تا بتوانند برای کارگران خانه بسازند. ساختار تعاونی‌ها هم باید هرمی و سلسله‌مراتبی و سیستماتیک شکل بگیرد؛ به این شکل که یک تعاونی بزرگ و مادر برای مسکن کارگری داشته باشیم و تعاونی‌های مسکن کوچک، ذیل آن تشکیل شوند و زمینی که دولت با نرخ ارزان در اختیار این تعاونی‌ها قرار می‌دهد، با نظارت خود کارگران و تشکل‌های کارگری، تبدیل به مسکنِ مناسب و شایسته اما ارزان برای کارگران شود. علاوه بر این، دولت باید کلیه مصالح ساختمانی را با قیمت ارزان در اختیار تعاونی‌های مسکن کارگری قرار دهد و سهم خود را در این تعاونی‌ها برعهده بگیرد. این پیشنهاد، قابل اجرا و عملی است. در همه مراحل شکل‌گیری و مدیریت نیز باید کارگران مشارکت فعال داشته باشند. »
همزمان با چندبرابر شدن قیمت مسکن و اجاره‌بها، گزارش‌ها حاکی از آن است که تعداد مستاجران شهری ایران در فاصله ۲۰ سال تا ۱۳۹۵ رشدی ۱۶ درصدی داشته و تعداد بیشتری از مردم به‌
دلایل مختلف صاحب خانه‌ای که در آن زندگی می‌کنند، نیستند. رقمی که پیش‌بینی می‌شود از ۹۵ تاکنون نیز به صورت تصاعدی تغییر کرده باشد.
از سوی دیگر بحران مسکن به رشد حاشیه‌نشینی در شهرهای ایران منجر شده است.
احمد توکلی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در نامه‌‌ای سرگشاده به روسای قوا، مجمع تشخیص مصلحت نظام و اعضای شورای نگهبان هشدار داد اگر برای بحران مسکن و افزایش سرسام‌آور اجاره‌بها تدابیری اندیشیده نشود، به‌ زودی چند میلیون حاشیه‌نشین به ۱۱ میلیون حاشیه‌نشین موجود در اطراف شهرها افزوده خواهد شد.

*- دستور حذف اضافه کاری کارگران سیمان کارون
روز قبل سرپرست فعلی شرکت سیمان کارون آقای میرسپاسی در یک اقدام کاملا ناشیانه دستوری صادر نمودند مبنی بر حذف اضافه کاری پرسنل این شرکت .
لازم به ذکر است این دستور درحالی صادر میشود که پرسنل دفتر مرکزی این شرکت تاکنون 8 ماه حقوق معوق و بیمه را دارند و پرسنل کارخانه 6 ماه.
باتوجه به بی انظباطی مالی و کلاهبرداری اخیر مدیر عامل اسبق این شرکت آقای مهدی رحمانی پسر خاله سهامدار غالب و از همه مهمتر روحیه شکننده پرسنل که ناشی از اعمال ظلم وستم و شاهد بودن رانت ،کلاهبرداری. آن هم توسط مدیران تراز اول شرکت میباشیم آیا صدور چنین دستوری در این وضعیت لازم بود؟
در اینجا لازم است به سرپرست فعلی این شرکت آقای میرسپاسی اعلام کنیم دیگر زمان اینگونه ژستهای مدیریتی بسر آمده است بهتر است شما بجای اینکه مانع رزق و روزی کارگر شوید زحمتی بخود بدهید همان خودروی لوکس هیوندایی که هم اکنون بفضل مظلومیت و ظلمی که به کارگر اعمال کرده اید از منابع مالی این شرکت برای شما خریداری شده است را بفروشید و حق و حقوق کارگر را بدهید.
شما لازم نکرده دستور حذف اضافه کاری کارگر ستم دیده ایی را بدهید که با حداقل دستمزد برای شما کار میکند .
شما حق ندارید دست درازی به حقوق مسلم کارگر را داشته باشید .
چگونه است شرکت باید با تمام فلاکت موجود هزینه سفر هر پانزده روز شما به آلمان را از جیب کارگر بدهد تا شما پولشویی و رانت این تشکیلات مسموم را آن هم در کشوری دیگر انجام بدهید . آن وقت کارگر را به چالش دعوت میکنید ؟
به شما اخطار میکنیم سابقه شما را با اندکی بررسی بدست آورده ایم .
شما هم حال و روز خوبی ندارید .
شما هم ارادت خود را به مجموعه علاقبندیان اثبات نموده اید .
اوج وقاحت و بی وجدانی را کاملا در شما مشهود میبینیم .
دست از رفتار غیر حرفه ایی با کارگران این مجموعه بردارید .
کارگر این شرکت تا دندان خسته است . بشما اجازه نخواهیم داد مانع رشد و تعالی کارگران شوید .
به شما اجازه نخواهیم داد شرکت و کارگران را به حاشیه ببرید .
این شرکت ابرو دارد .
هرگز به شما و هر مدیر ظالم دیگری اجازه دست درازی به حق و حقوق کارگر را نمیدهیم.
کارگران این شرکت فهیم و هوشیار هستند .
از حال و احوال شما کاملا باخبر هستند. اگر فکر میکنید اینجا سیمان لارستان است و به فضل مدیریت در آن میتوانید پوشالی دیگر برای خود فراهم کنید کاملا در اشتباه هستید .
مطمئن باشید تشت رسوایی شما را به پشتوانه قانون و خداوند متعال همچون مدیر عامل قبلی بر زمین خواهیم زد . این اولین اخطار بشما است

*- اینجا زنان روزی ۱۰ هزار تومان حقوق می گیرند/ بیکاری و تفاوت دستمزد زنان و مردان در آستارا
«یک ماه سرکار می روم ۴۰۰ هزار تومان حقوق می گیرم، تازه همکارانم ۳۰۰ هزار تومان می گیرند. به من چون فوق لیسانس دارم صد هزار تومان بیشتر از بقیه می دهند. شاید این مشکل همه باشد. می دانم بیکاری همه جای کشور بیداد می کند، می دانم دستمزدها چندان بالا و برابر نیست، اما در شهر ما تفاوت دستمزد زنان و مردان باورنکردنی است.» این را مرضیه دبیر یکی از مدارس غیرانتفاعی شهر آستارا می گوید. معلم پایه پنجم دبستان است. می گوید دستمزد همه همکارهایش همین قدر است نه فقط مدارس که خیلی جاهای دیگر وضع همین است. اگر زنی در آستارا یک میلیون تومان دستمزد بگیرد، یعنی حقوقی رویایی است.
اصلاحات نیوز؛ زنان آستارا از کمبود فضاهای عمومی شهر هم گلایه دارند. این شهر تنها دو پارک کوچک دارد؛ فضای پارک «معلم» کاملا مردانه است و آن یکی هم چندان گنجایشی ندارد اما در همین پارک کوچک هم بعدازظهرها دختران زیادی را می بینی که بیکار نشسته اند.
مرضیه می گوید: «یکی از دلایلی که با این حقوق پایین سر کار می روم ترس از خانه نشینی و انزواست. خیلی از زن های دیگر هم به همین دلیل چنین شرایطی را می پذیرند. می دانی برای بیشتر ما استخدام شدن در شهر خودمان تقریبا غیرممکن است. مگر ادارات دولتی چقدر گنجایش دارند؟ تازه پارتی بازی هم مثل همه جا وجود دارد. عبور و مرور در سطح استان هم برای هرکسی امکان پذیر نیست. بحث پذیرش بومی و غیر بومی هم هست.
خوشبختانه چون شهر کوچک است مجبور نیستیم هزینه ایاب و ذهاب زیادی بدهیم. چند باری دوستانم به خاطر دستمزد پایین شکایت کردند اما به جایی نرسیدند. شنیده ام در شهرهای دیگر استان اگر کسی شکایت کند حق را به او می دهند و کارفرما محکوم می شود. با این همه ناامید نیستم چون تدریس و کار با بچه ها را دوست دارم.»
بازارچه ساحلی شهر آستارا پر از غرفه ها و مغازه هایی است که توسط زنان اداره می شود. برخی صاحب غرفه اند و برخی هم فروشنده. خیلی از فروشنده ها از دستمزد اندک شان می گویند؛ یکی از این زنان که لیسانس فناوری اطلاعات دارد و فروشنده لباس های زنانه است ۷۰۰ هزار تومان در ماه حقوق می گیرد. می گوید چون مغازه صاحبکارش وسط بازار است حقوقش با بقیه که در مغازه های گوشه بازار کار می کنند، فرق دارد: «اگر کسی تازه کار باشد ۴۰۰ – ۵۰۰ هزار تومان می گیرد. هر روز از ساعت ۹ صبح تا ۱۰ و نیم شب سرکار هستم؛ حتی ناهار هم خانه نمی روم. اوایل ۴۰۰ هزار تومان می گرفتم اما کم کم حقوقم زیاد شد و رسید به ۷۰۰ هزار تومان. تعطیلی ندارم، خیلی سخت است. پنجشنبه و جمعه تازه بازار شلوغ تر است و حتما باید سرکار باشم.»
– می ارزد با این حقوق کم هر روز بیایی و بروی؟
– چاره ای ندارم از این بیشتر که حقوق نمی دهند. حالا من که مجردم اگر کسی بچه دار باشد، خیلی سخت است. صاحب مغازه ام خانم است و اخلاقش هم خوب است. یک وقت هایی کار داشته باشم اجازه می دهد زودتر بروم.
– دنبال کار دیگری هم رفته ای، مخصوصا در رشته خودت فناوری اطلاعات؟
– آستارا یک شهر کوچک است ، ادارات دولتی هم که اصلا کار ندارند. بانک ها هم نیاز به نیرو ندارند، مگر چند نفر را می توانند استخدام کنند؟ توی پست بانک برایم کار پیدا شد که گفتند بیشتر از ۴۵۰ هزار تومان نمی دهند. یک بار هم در آزمونی مرتبط با رشته ام شرکت کردم اما رشت پذیرفته شدم که آنها هم شرط حومه داشتند.
زن دیگر نبش بازار ساحلی کار می کند. ماهی ۶۰۰ هزار تومان می گیرد: «ببین خانم دستمزدها اینجا همین است. کسی نباید انتظار بیشتر از این ها را داشته باشد. ما خانم ها هم آنقدر به این دستمزدها راضی شده ایم که دیگر مسلم شده همین است که هست. هیچوقت مردها زیر بار چنین حقوقی نمی روند، برای همین هم حقوق شان بیشتر است.»
فهیمه اندرونی این شرایط را که دید ترجیح داد کارهای هنری اش را در خانه انجام دهد: «با حقوق ۴۰۰-۳۰۰ هزار تومان کار کردن سخت است اما خیلی ها سرپرست خانوارند و چاره دیگری ندارند. فکر نکن الان درآمد من از عروسک سازی هم بالاست اما دست کم برای خودم کار می کنم.»
پای درددل فعالان اجتماعی شهر از زن و مرد که می نشینم بیشترشان به این موضوع اشاره می کنند؛ اینکه تفاوت دستمزد زنان و مردان همیشه برایشان تعجب آور بوده. زنانی که نصف مردان شهر هم دستمزد نمی گیرند و به نظر می رسد صدایشان هم به جایی نمی رسد. در گوشه ای از پارک معلم شهر آستارا می نشینیم. پارکی با یک درخت کهنسال در میانش. آفتاب رو به غروب است. میز و صندلی های پارک تقریبا پر است. همان طور که قبلا شنیده ام پارک معلم و باغ ملی آستارا قدیمی ترین و در واقع اصلی ترین پارک های شهر هستند و زمینی هم که قراراست پارک بانوان شهر باشد فعلا یک زمین مخروبه است و هنوز کاری روی آن انجام نشده.
مریم توشه، فعال اجتماعی است. فوق لیسانس جغ
رافیا دارد اما مثل اغلب زنان تحصیلکرده شهر بیکار است چراکه نتوانسته شغل مناسبی پیدا کند: «خیلی از زنان تحصیلکرده آستارا بیکار هستند. می دانی به این نتیجه رسیده ام که اگر در شهری کوچک زندگی می کنی نباید دنبال ادامه تحصیل باشی و بهتر است از اول دنبال کار بگردی. همه اینها باعث افسردگی زنان شده. زن ها مجبورند خودشان را در خانه حبس کنند و به حاشیه بروند. به همین پارک دور و برمان نگاه کن ببین چقدر محیطش مردانه است، حتی یک زن هم نمی بینی. مردها اغلب برای پیدا کردن کار امکان سفر به دیگر شهرها را دارند اما این امکان برای همه زن ها فراهم نیست. حالا که بحث «رستوران دریایی» پیش آمده وضعیت بدتر شده چون تنها جایی که زنان به راحتی رفت و آمد و پیاده روی می کردند ساحل بود که آن هم بزودی تغییر می کند.»
به گفته او، بیکاری در گیلان چون اغلب شهرها صنعتی نیستند و بیشتر به کشاورزی تکیه دارند واقعا پررنگ است و بخش صنعتی در شهر غیرفعال و تولید اندک است اما نابرابری دستمزد زنان و مردان دست کم در آستارا چشمگیرتر از هر جای دیگری است.
آیدین محمدی یکی دیگر از فعالان اجتماعی شهر آستارا می گوید: «همیشه بحث زنان از دغدغه های جدی ما بوده. ما متوجه شدیم وضعیت دستمزد زنان در آستارا واقعا اسفبار است. در شهر ما مردان هم مشکل کار و درآمد دارند اما با یک بررسی اجمالی متوجه شدیم زنان شرایط غیرقابل باوری دارند طوری که بیشتر زن ها با درآمد ۳۰۰ یا ۴۰۰ هزار تومان در ماه زندگی می کنند.»
یکی دیگر از فعالان اجتماعی شهر ادامه می دهد: «به اداره کار آستارا هم رفتیم و تازه با عمق فاجعه، بیشتر آشنا شدیم؛ اینکه بعضی از زنان با ماهی ۱۵۰ هزار تومان هم کار می کنند. افرادی هستند که به کارفرماها روش هایی را برای دور زدن خانم ها یاد می دهند. مثلا از زنان می خواهند برگه های قرارداد با درآمد اندک را امضا کنند. بعد با همان قراردادهای ظاهری، عملکردشان را در اداره کار موجه نشان می دهند و زنان معترض هم حرفی برای گفتن ندارند. می دانم همه جای کشور زنان نیروی کار ارزان هستند اما باور کنید اینجا نرخ روی ۳۰۰- ۴۰۰ هزار تومان است. مثل خواهر من که در یک مرکز کودکان استثنایی کار می کند و با رشته تحصیلی اش هم مرتبط است، ۴۰۰ هزار تومان حقوق می گیرد. ساختار تنظیم قراردادها واقعا اشکال دارد. ما فعالان اجتماعی شهر خیلی فکر کردیم چکار می توانیم بکنیم اما تا به حال برای حل این مشکل موفق نشده ایم. حتی تلاش کردیم انجمن غیردولتی موثری در این زمینه راه اندازی کنیم که نشد.»
با این همه فعالان اجتماعی شهر بارها تاکید می کنند، مساله کار و بیکاری مخصوص زنان نیست و مردهای زیادی هم در شهر بیکارند. یکی از فعالان اجتماعی می گوید: «من با لیسانس حسابداری هر روز از ۷ صبح تا ۱۲ شب در یک مغازه قابلمه سازی کار می کردم و یک و نیم میلیون می گرفتم. البته این حقوق بالاترین حقوقی است که می شود گرفت.»
محسن خدادادی، دیگر فعال اجتماعی شهر آستارا می گوید: «من یک کارگاه زیورآلات دارم و خیلی دوست دارم به دیگران کارم را آموزش بدهم. وقتی می بینم در قهوه خانه های آستارا تیم ۲۰ نفره ای از جوانان بیکار نشسته اند و بعضی های شان هم فوق لیسانس و لیسانس دارند متاسف می شوم و فکر می کنم چرا باید سرمایه های اجتماعی ما این طور هدر برود.»
شاید زنان آستارا تنها زنان کشورمان نباشند که دستمزد پایینی می گیرند و در شرایطی نابرابر کار می کنند اما وضعیت آنها واقعا عجیب و غریب است. زنان کشاورز نهاوندی را به یاد می آورم، زنان سفالگر لالجینی، دستفروشان زن که تحصیلات دانشگاهی دارند و هر روز در واگن های مترو یا گذرهای شهر می بینیم شان و همه زنانی که به چنین شرایط نابرابری تن می دهند. زنانی که دوست دارند از تخصص و تحصیلات شان در جای درست استفاده شود، اما اغلب فراموش می شوند و صدای شان به جایی نمی رسد.
/روزنامه ایران

*-دلسردی بیکاران ایرانی و خروج آن‌ها از بازار کار
مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی با انتشار گزارشی تحلیلی از بازار کار ایران در بهار ۹۸ اعلام کرد جمعیت بیکار کشور کاهش پیدا کرده است، اما کاهش همزمان نرخ مشارکت و جمعیت فعال و افزایش قابل توجه جمعیت غیرفعال در مردان و زنان، نشان می‌دهد افراد بیکار به‌دلیل نامساعد بودن وضعیت بازار از جستجوی کار دلسرد شده و از بازار کار خارج شده‌اند. در این میان سهم عظیم زنان با توجه به ترکیب ۵۰ درصدی جمعیت زنان از جمعیت در سن کار، قابل تأمل و توجه است.
در بهار ۹۸ نسبت به بهار ۹۷، جمعیت فعال زنان حدود ۱۷۰ هزار نفر کاهش داشته است.
مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی گزارشی را تحت عنوان «تحلیل شاخص‌های بازار کار در فصل بهار۹۸» منتشر کرده است. در این گزارش آمارهای مربوط به شاخص‌هایی چون جمعیت فعال و غیرفعال، نرخ بیکاری، نرخ مشارکت و ترکیب بخشی، منطقه‌ای و استانی اشتغال در ایران در بازه‌های زمانی سه‌سال منتهی به بهار ۹۷ و بهار ۹۸ مقایسه و تحلیل شده‌اند.
گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس نشان می‌دهد در حالی که طی سه سال منتهی به بهار ۱۳۹۷، جمعیت فعال در هر سال به طور متوسط ۵۹۸ هزار نفر (۵۳درصد مرد و ۴۷درصد زن) افزایش داشته، در بهار ۱۳۹۸ این جمعیت بدون افزایش، کاهش ناگهانی ۴۳ هزارنفری را نسبت به فصل مشابه سال قبل شاهد بوده است. مرکز پژوهش‌های مجلس می‌گوید «به نظر می‌رسد کاهش جدی در جمعیت فعال، بیشتر به دلیل دلسردی افراد از یافتن کار رخ داده و این رویه در کاهش جمعیت فعال زنان بسیار مشهود است (حدود ۸۱ درصد از کاهش جمعیت فعال زنان از ناحیه کاهش جمعیت‌ بیکار زنان است)». به زبان دیگر ۸۱ درصد از کاهش جمعیت فعال زنان به زنان بیکار(جویای کار) مربوط می‌شود که از بازار کار و به‌دنبال آن از جمعیت فعال خارج شده‌اند.
به صورت مشخص در بهار ۹۸ نسبت به بهار ۹۷، جمعیت فعال زنان حدود ۱۷۰ هزار نفر کاهش و جمعیت فعال مردان ۱۲۷ هزار نفرافزایش یافته است. اما باید توجه داشت که افزایش جمعیت فعال مردان نسبت به سه‌سال منتهی به بهار ۹۷ (۵۲۰ هزار نفر افزایش در سال) به یک پنجم خود رسیده است. گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس تاکید می‌کند به‌رغم کاهش جمعیت فعال، «جمعیت در سن کار» کشور در این فصل نسبت به سال‌های قبل رشد داشته. بنابراین کاهش جمعیت فعال به دلیل خروج افراد از بازار کار رخ داده است.
از سوی دیگر جمعیت غیرفعال ایران در بهار ۹۸، روندی معکوس با جمعیت فعال را طی کرده و ۸۴۰ هزار نفر نسبت به فصل مشابه سال قبل افزایش داشته است. این در حالی است که به طور متوسط طی سال منتهی به بهار ۹۷، جمعیت غیرفعال هر سال ۲۷۵ هزار نفر کاهش را نشان می دهد و در بهار ۹۷ نیز این رقم ۴۹ هزار نفر کاهش داشته است. زنان ایران بسیار بیشتر از مردان متحمل ورود به جمعیت غیر فعال شده‌اند و ۷۰ درصد افزایش ۸۴۰ هزار نفری را (در مقابل ۳۰ درصد مردان) تشکیل می‌دهند.
نرخ مشارکت نیز در بهار ۹۸، با کاهش ۰,۵ درصدی نسبت به بهار ۹۷ به ۴۰,۶ درصد رسیده است. زنان با ۰,۷ درصد کاهش در نرخ مشارکت (نرخ فعلی: ۱۶,۱ درصد) و مردان با حدود ۰,۳ درصد کاهش (نرخ فعلی: ۶۵ درصد) مواجه بوده‌اند.
جمعیت شاغلان نیز با سویه شدید جنسیتی به نصف کاهش پیدا کرده است. در حالی که طی سه سال منتهی به بهار ۹۷ به طور متوسط سالیانه ۷۲۳ هزار نفر به جمعیت شاغل اضافه شده است که ۳۶۷ هزار نفر آن مرد و ۳۵۶ هزار نفر آن زن بوده اند، در بهار ۹۸ نسبت به بهار ۹۷، ۳۲۱ هزار نفر به جمعیت شاغلان اضافه شده است که در این میان ۳۵۴ هزار نفر آن مردان بوده اند و جمعیت شاغلان زن، ۳۲ هزار نفر کاهش داشته است.
طبق اعلام مرکز پژوهش‌های مجلس از رقم نزدیک به ۳۲۰ هزار نفر افزایش اشتغال در بهار ۱۳۹۸ ، حدود ۱۱۶ هزار نفر در بخش کشاورزی، ۴۰ هزار نفر در بخش خدمات و ۱۶۸ هزار نفر در بخش صنعت بوده است. این افزایش اشتغال نامتوازن و متمرکز بر مناطق شهری بوده است. به گونه‌ای که ۴۲۰ هزار نفر در مناطق شهری به شاغلان اضافه شده و ۹۸ هزار نفر در مناطق روستایی از تعداد شاغلان کاسته شده است.
در مناطق روستایی به ترتیب در بخش کشاورزی ۲۵ هزار نفر، در بخش صنعت ۱۶ هزار نفر و در بخش خدمات ۵۷ هزار نفر، کاهش اشتغال وجود داشته است. از سوی دیگر بررسی نرخ بیکاری در استان‌های مختلف کشور نشان می‌دهد که در بهار ۱۳۹۸ نسبت به بهار ۱۳۹۷ ، استان‌های آذربایجان غربی، چهارمحال و بختیاری، اصفهان، کرمانشاه و سیستان و بلوچستان در نرخ بیکاری کاهش محسوسی داشته‌اند و استان گلستان و هرمزگان بیشترین افزایش را در نرخ بیکاری داشته‌اند.کاهش نرخ بیکاری در سایه ناامیدی جمعیت فعال و تبعیض‌های جنسیتی
آمارها نشان می دهند نرخ بیکاری در فصل بهار ۱۳۹۸ نسبت به فصول مشابه در سه سال اخیر کاهش داشته است. طی سه سال منتهی به بهار ۱۳۹۷ به طور متوسط سالیانه ۲۶۲ هزار نفر به جمعیت بیکار اضافه شده است که در این میان ۱۵۳ هزار نفر آن مرد و ۱۰۲ هزار نفر آن زنان بوده‌اند، اما در بهار ۱۳۹۸ نسبت به بهار ۱۳۹۷ ، جمعیت بیکار ۳۶۵ هزار نفر کاهش داشته است و جمعیت بیکار مردان ۲۲۷ هزار نفر و جمعیت بیکار زنان ۱۳۸ هزار نفر کاهش داشته است. همچنین جمعیت بیکار جوان ۲۴ – ۱۵ ساله، ۱۳۰ هزار نفر و بیکاری فارغ‌التحصیلان عالی نیز، ۲۰ هزار نفر کاهش را نشان می‌دهد.
اما باید توجه کرد که نتایج برآوردهای مرکز پژوهش های مجلس نشان می‌دهد «کاهش نرخ بیکاری نه به دلیل افزایش اشتغال قابل توجه بلکه به دلیل خارج شدن افراد از بازار کار و افزایش قابل توجه جمعیت غیرفعال رخ داده است. در صورتی که این افراد از بازار کار خارج نمی‌شدند نرخ بیکاری کل کشور به ۱۳,۹ درصد می‌رسید که نسبت به نرخ اعلام شده ۳,۱ درصد بیشتر است».
در واقع در صورتی که افراد خارج شده از بازار کار در فصل بهار ۱۳۹۸ همچنان تقاضای شغل داشتند نه تنها نرخ بیکاری ۱,۳ درصد کاهش پیدا نمی‌کرد بلکه ۱,۶ درصد نیز افزایش داشت. این موضوع در نرخ بیکاری زنان بسیار جدی‌تر است به طوری که با این فرض نرخ بیکاری زنان به جای ۱۷,۳ درصد به ۲۸,۱ درصد می‌رسید.
گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس در پایان بدون اشاره به شکاف عمیق جنسیتی در نتایج و آمارهای فوق چالش‌ها و موانع موجود برسرراه اشتغال را «عدم ثبات اقتصاد کلان و تحریم‌های آمریکا، عدم انسجام مدیریت و وجود متولی مشخص، گستردگی و پراکندگی برنامه‌ها، تنگناهای بودجه‌ای دولت و عدم تأمین منابع، عدم تمکین بانک‌ها و مؤسسات اعتباری غیربانکی به مصوبات شورای پول و اعتبار در مورد حداکثر نرخ سود، انحراف منابع و ضعف در نظام پایش و نظارت،عدم توجه دستگاه‌های اجرایی به ضرورت توجیه‌پذیری طرح‌های اشتغال‌زایی،تعارض بین کارکرد دستگاه‌های اجرایی ملی و استانی،کندی و تأخیر در فرایند اجرای تبصره،پیچیدگی ناشی از ترکیب سه منبع اعتباری (بودجه، صندوق توسعه ملی و بانک)» می‌داند.

*- کارفرمایان باید شرایط ایجاد تشکل‌های کارگری را فراهم کنند
به گزارش خبرنگار ایلنا، رضا پایست (رئیس شورای عالی تشکل‌های کارگری مخابرات ایران) در نامه خود به مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان اصفهان به استناد نامه شماره ۷۰۴۶۵ مدیرکل محترم تشکلهای کارگری و کارفرمایی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و مفاد نامه اخیر مدیر مخابرات منطقه اصفهان به مدیرکل کار استان اصفهان تصریح کرد: وفق قانون، وحدت یا کثرت کارفرما در تشکیل تشکلهای قانونی کارگری نافذ نیست و ملاک فعالیت تشکلها، کارگاه است.
نماینده عالی جامعه کارگری مخابرات کشور در ادامه تاکید کرده بر اساس ماده چهار قانون کار، کارگاه تعریف کاملا واضح و مشخص داشته و کشور ایران کارگاه هیچ شرکت و کارفرمایی نیست و بر اساس قانون کار، کارفرما موظف است شرایط ایجاد تشکلهای کارگری را فراهم کرده و نظر وی در ایجاد آن موثر نیست.
در انتهای نامه خود آمده است: از آنجا که وفق قانون و به استناد نامه مدیرکل محترم تشکلهای کارگری و کارفرمایی وزارت کار، دستور تشکیل تشکل کارگری در سطح مخابرات مناطق داده شده و ادارات کل تعاون استانها مکلف به ارائه گزارش در این زمینه شده‌اند؛ مستدعی است جامعه کارگری مخابرات منطقه اصفهان را با حمایت خود برمبنای قانون یاری فرمائید تا هرچه سریعتر با تشکیل تشکل قانونی امکان استفاده کامل از حقوق قانونی خود را بدست آورند.
گفتنی است در پی درخواست تعدادی از کارکنان مخابرات استان اصفهان برای تشکیل تشکل کارگری، مدیر مخابرات این استان در نامه‌ای به مدیرکل کار استان اصفهان به استناد ادغام شرکت‌های مخابرات استانی از جمله اصفهان در مخابرات ایران، کلیت شرکت مخابرات ایران در سراسر کشور را یک کارگاه تلقی نموده و با ایجاد تشکل کارگری در مخابرات استان اصفهان مخالفت کرده است.

*- نامه عاطفه رنگریز از زندان قرچک
«آیا دوباره گیسوانم را در باد شانه خواهم زد؟ آیا دوباره روی لیوان‌ها خواهم رقصید؟»۱ آیا می‌شود در سالن پنج اندرزگاه یک قرچک نوشت؟ بعید می‌دانم! به قولی قرچک نام مستعار جهنم است.
حال که دارم می‌نویسم بر تخت طبقه سومی نشسته‌ام که پاهایم رنده رنده شد از بس که بالا رفته‌ام «از نردبانی که ارتفاع حقیری دارد.» تختی که به رفیقم می‌گویم بیا برویم توی قبرهایمان و تختی که زیر پاهایمان یک باکس و یک ساک است. و ما از بس که جا برای نشستن نداریم در کابینمان، خودمان را به اینجا می‌کشانیم. آیا می‌شود نوشت؟ بعید می‌دانم. در اینجا ده بند است و هر بند به طور تقریبی صدوبیست تا صدوپنجاه نفر جمعیت دارد. به جز بند مادران یا بندی که سرنوشت کودکانش از همان ابتدا محکوم به شکست است. کودکانی که نه شب را می‌بینند، و نه پدر را، و نه بیرون را، و نه پارک ملی را و نه چیزهای ملی شده را! و اما می‌بینند درهای بسته و قفل‌های بسیاری را و آیا کودکان اینجا خواب ستاره‌ی قرمز را می‌بینند؟!
در بندِ پنج، یازده کابین است و در هر کابین چهار تخت سه‌طبقه‌ای که دوازده نفر در آن سوار قطار مرگ شده‌اند و در مسیر برزخی به انتظار یک ابلاغیه، اعزام و یا انتقال هستند تا شاید دمی پیاده شوند و درها برایشان گشوده شود. من سوار بر یکی از این واگن‌ها (کابین‌های قطار ایستاده‌ی مرگ و تعلیقی) پیش به سوی ناکجاآباد تلاش دارم که بنویسم اما بعید می‌دانم که واژه‌هایم بتوانند مسافران اینجا را دیدنی کنند. زیرا بیرون مرده است و «هیچ‌کس به قطار ایستاده‌ی مرگ نگاه نمی‌کند.»۲ واگن‌ها توسط دو دیوار که یک‌ونیم متر از سقف فاصله دارند، محاصره شده‌ است و حدود هشت متر جا برای خوردن و آشامیدن و زیستن. یعنی در همین هشت متر دوازده نفر با باروبندیلشان باید خود را در آنجا جا بدهند. این مسافرانِ به قصد ناکجاآباد و باروبندیلی که ظروف پلاستیکی و بشقاب‌های ملامین و انواع و اقسام کنسروها و نگهدارنده‌ها و لباس‌های بوتیک اینجاست که سه‌لاپهنا حساب می‌شود.
آیا درست است که دهان بگشایم و از مسافران اینجا بگویم؟ و نورهای مداوم مهتابی‌ها که چشم‌هایمان را می‌زند و صداهایی که گوش‌هایمان را کر می‌کند: پِیج‌های مداوم، تهدیدها، هشدارها و شماره‌های آماری که صبح و عصر، ما را از هواخوری به بند می‌کشاند. زمان ناهار که فرا می‌رسد بوی برنج سویا بلند می‌شود و باید با یک ظرف در صف بایستی و بعدْ شستن و… . اینجا شستن ظروف و لباس‌ها از اعمال شاقه به شمار می‌آید و از همین رو کارگرهایی هستند که به بهای ناچیزی گردن به این اعمال می‌‌نهند. آب شور این بیایان نیز مدام دریغ می‌شود از برزخیان اینجا. و حمام اینجا مرا می‌برد به عصر اتاق‌‌های گاز.
آیا می‌توانم بنویسم؟ بعید می‌دانم. مسافران از هجمه‌ی زیادشان درهم می‌لولند و با پرینتشان هل داده‌شده‌اند به این قطار و من در این قطار ایستاده‌ی مرگ، زمان را از یاد برده‌ام. و گویی ساعت یک‌بار نواخت و در بند باز شد و دیگر ایستاد و ایستاد. و ساعت مدام دهن‌کجی می‌کند بر ما! و راستی اینجا ممنوع است دوتا شدن، سه تا شدن، بی‌شمار شدن. بیشتر مسافران باید خود را به کارگاه‌های اشتغال (کار اجباری) بسپارند که زمانِ ایستاده بر دوششان را فراموش کنند تا بتوانند بیست دقیقه زمان بخرند که به بیرون وصل شوند و حرکت رخ دهد و در پایان فقط می‌توانم بگویم «من راز فصل‌ها را می‌دانم و حرف لحظه‌ها را می‌فهمم. نجات دهنده در گور خفته است.»
۹۸.۸.۲۴زندان قرچک
*- نمونه ای از فساد در هفت تپه را برای شما افشا میکنیم
پیام از طرف کارگران نیشکر هفت تپه
بنام خداوند جان و خرد
درود بیکران خدمت همکاران گرامی در مجموعه هفت تپه و هموطنان گرامی
در راستای تنویر افکار عمومی و اثبات نمایشی بودن برخورد ها با مفسدین ، نمونه ای از فساد در هفت تپه را برای شما افشا میکنیم که در نوع خود کم نظیر و جالب تر آنکه اکثر همکاران در شرکت و مردم ساده ، دل پاک و رنجدیده شهرستان شوش بخصوص روستاهای اطراف شرکت نیشکر هفت تپه از آن بی خبر بوده و متاسفانه باید بدانید تمام این اتفاقات در مقابل دیدگان شورای تامین شهرستان شوش و شورای تامین استان خوزستان صورت میگیرد.
دیگر بر کسی پوشیده نیست که سهامداران هفت تپه دارای روابط نزدیک با حکومت و نهادهای امنیتی است ،زیرا فسادهای صورت گرفته و جاری در هفت تپه آنقدر گسترده است که به وضوح نشان میدهد ،سهامداران جوان وفاسد هفت تپه تنهایی قادر به انجام این حجم از فساد نیست و جالبتر آنکه سهامداران و مافیایی که با آن همکاری میکنند در همه حوزه ها نفوذ دارند
جالب است بدانید سهامداران هفت تپه بخصوص خانواده اسدبیگی در قالب هلدینگ آریاک با هـدف سـرمایه گذاری در بخش معـادن وصنایع معدنی از طـریق هلدینگ و شـرکت های زیـرمجموعه با تخصص های ذیل فعالیت می کند:
سرمایه گذاری برای تولید صنایع چوب و کاغذ
– تولید کننده MDF, نئوپان و صفحه کابینت
– معدن دار و صادر کننده قیر طبیعی
– خوانسار تولید کننده چسب Hot Melt
– تولید کننده ماشین آلات صنایع چوب – تولید کننده فرمالین و UFC 85 همچنین روابط صمیمی خانواده معاون اول رئیس جمهور ودیگر مقامات عالی رتبه کشور بیانگر این است که اسد بیگی تنها نیست و مافیای قدرتمند وستمگر و بانفوذی که از او حمایت میکنند توانسته مقامات امنیتی و قضایی را مجاب کند که آبروی اسد بیگی را به آبروی حکومت ترجیح دهند
چراکه مافیای حامی اسد بیگی تاکنون توانسته بسیاری از کارگران هفت تپه وحامیان آنها را با اتهامات امنیتی روبرو سازد و اکنون نیز تعدادی در زندان به سر میبرند
در بدو ورود سهامداران فاسد هفت تپه قول تاسیس تعداد بسیاری شرکت را به کارگران و مردم منطقه دادند که یکی از این پروژه ها،تاسیس کارخانه ذغال بود ،
جالب این است که بدانید این پروژه در محوطه صنعتی شرکت احداث شده و تاکنون نیز بقول سهامداران خط تولید آن خریداری شده و زیر یک سوله ۵۰۰ متری بی در و پیکر رها شده است.
حال باید پرسید ،چگونه است که سهامداران فاسد توانسته اند مجوز این را بگیرند که به اسم کارخانه ذغال مجوز تغییر کاربری ۳۰۰هکتار از زمینهای زراعی هفت تپه را بگیرند ،
همچنین در مجوز هایی که گرفته اند ذکر شده این شرکت بصورت مستقیم برای ۱۰۰۰نفر اشتغال وغیر مستیم برای ۵۰۰۰نفر ایجاد شغل میکند
جالب است بدانید کارخانه شکر هفت تپه با این همه عظمت نزدیک به ۱۰۰۰نفر پرسنل دارد،
جا دارد سازمان بازرسی کل کشور پروژه ذغال سازی و تک تک پروژه های دیگر سهامداران هفت تپه را مورد بررسی قراردهند تا ابعاد بیشتری از فساد سهامداران هفت تپه برملا شود و همچنین بی گناهی بازداشت شدگان هفت تپه هرچه زودتر اثبات و پرونده آنها در دادگاه انقلاب مختومه اعلام شود.
“”دولت مختلس پیوندتان مبارک””

*- هفت سال محکومیت زندان و ۷۴ ضربه شلاق و دو سال ممنوعیت از فعالیت در فضای مجازی به چه جرمی؟!!!!
هر انسان منصفی وقتی چشمش به حکم صادره ی هفت سال محکومیت زندان و ۷۴ ضربه شلاق و دو سال ممنوعیت از فعالیت در فضای مجازی بیفتد یقینا بدنبال متهم خطرناکی است که جامعه باید از آسیب این فرد مصون بماند.
اما این احکام به زنی در میانسالی ،کارگر بازنشسته تامین اجتماعی با دریافتی حداقل حقوق صادر شده است
این حکم برای ساکت ننشستن کارگری صادر شده است که مثل تمام دنیا شرکت در تجمع روز جهانی کارگر را حق طبیعی خود دانسته و در آن شرکت کرده است.
این حکم برای انسان شریفی صادر شده است که با خانواده و کودکان اسماعیل عبدی(معلم دربند ) و جعفر عظیم زاده(کارگر زندانی) و … به زعم آقایان (خانواده های زندانیان امنیتی) همراه بوده و عکس گرفته است.
این حکم شرم آور برای گرفتن پلاکاردی با مضمون ”یک درصد تامین و ۹۹ درصد گرسنه” صادر شده است.
این حکم ننگین برای زنی صادر شده است که سازمان تامین اجتماعی را از آن خود میدانست و برای صیانت از آن دغدغه داشت و با دیگر بازنشستگان دغدغه اش را مطرح کرده است.
این حکم برای کارگری شجاع صادر شده است که در مقابل تحمیل دستمزد حداقلی و هشت برابر زیر خط فقر سکوت نکرد و صدای اعتراضش را برای تحمیل فقر و فلاکت به خود و دیگر کارگران بلند کرد.
به تک تک مصادیق جرم اعلام شده توسط نسرین جوادی اگر توجه کنید
متوجه خواهید شد اعتراض وی و هم طبقه ایی هایش آرامش و امنیت چه کسانی را برهم زده است که چنین دیوانه وار دست به صدور چنین حکم شرم آوری زده اند.
قوه قضائیه یکبار دیگر با صدور چنین حکمی نشان داد که تمام قد در مقابل کارگران و در حمایت از کارفرمایان و دولتمردان ایستاده است و به آبروی خود نیز فکر نمیکند.
حکمی که دنیا را متوجه شرایط جهنمی زندگی کارگران و خفقان بی حد و حصر آنان در این مملکت میکند.
نسرین خود کارگر حداقل بگیری است که سالها شلاقِ فقر تحمیل شده توسط شما را بر زندگی اش که به تنهایی سرپرست فرزندش بوده است حس کرده است و جزو ۹۹ درصد گرسنه گرسنه این جامعه قرار دارد و تهمت سیاهنمایی به ایشان نمی چسبد چرا که یکی از لکه های سیاه این جامعه زندگی نسرین است و او فقط و فقط از حق طبیعی زندگی خود دفاع کرده است.
✍️پروین محمدی نماینده سابق کارگران صنایع فلزی ایران ,عضو هیئت موسس شورای کارگری بازنشستگان تامین اجتماعی(بستا) و عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران
۲۹ مرداد ۹۸

*- کولبری؛ روایت فروش زندگی برای نان
درد امانش نمی‌دهد. انگشتانش سیاه شده و برخی از آنها افتاده‌اند. باید آنها را قطع کند، اما تأمین هزینه جراحی برایش دشوار است.
این روایتی است فشرده از وضعیت کاک احمد، کولبری که زمستان گذشته در میان برف‌ها گیر کرد و انگشتانش را سرما برد. حالا و بعد از گذشت چند ماه هر ۱۰ انگشت او بو گرفته‌اند و یکی‌یکی می‌افتند. کاک احمد که خانه‌نشین شده، از یک سو باید با دردی کنار بیاید که توان انجام معمولی‌ترین کارهای روزمره و شخصی را از او گرفته و از سوی دیگر باید دغدغه تأمین مخارج زندگی را داشته باشد.
احمد راضی، کولبر اهل شهر نودشه است که اکنون در مریوان زندگی می‌کند و این روزها عکس دست‌هایش در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود. نودشه شهری کوچک از توابع شهرستان پاوه در منطقه صفر مرزی ایران و عراق است. تا چند ماه پیش تنها راه درآمد کاک احمد مانند هزاران نفر دیگر از مردم مناطق مرزی غرب و شمال ‌غرب ایران، شغل طاقت‌فرسا و غیرانسانی کولبری بود، اما اکنون با وجود شرایطی که برای دستانش به وجود آمده، قادر به انجام همین کار هم نیست.
کاک احمد به جز یک خواهر که ازدواج کرده و در مریوان زندگی می‌کند، کس و کار دیگری ندارد. او در شهر مریوان پیش دوستانش زندگی می‌کند. هفت ماه پیش (زمستان ۹۷) در یک نیمه‌ شب، کاک احمد همراه یکی دیگر از دوستانش برای کولبری به یک مسیر خیلی خطرناک کوهستانی می‌رود. از زیادی برف و تاریکی مسیر، آنها گم می‌شوند. در میانه راه بار او هم از روی دوشش به پایین کوه سقوط می‌کند. او سعی می‌کند برود و بارش را پیدا کند، اما در میان برف‌ها گرفتار می‌شود.
کاک احمد نمی‌تواند دوباره خود را به بالای کوه و پیش دوستش برساند. به همین دلیل به ناچار شب را همان‌جا کنار بارش می‌گذراند. از شدت سرما چندین بار حالت بیهوشی و خواب او را فرا می‌گیرد و هنگامی که سرش میان برف‌ها می‌افتد، دوباره بیدار می‌شود.
صبح، هنگامی که هوا روشن می‌شود، دوستان کاک احمد به دنبالش می‌آیند و او را پیدا می‌کنند. آنها بعدازظهر او را به بیمارستان می‌رسانند، اما دیگر کار از کار گذشته و سرما انگشتان کاک احمد را از بین برده.
یک عکاس به نام ابراهیم علی‌پور، برای اولین بار در روزهای گذشته عکس دست‌های کاک احمد را منتشر کرده و از مردم خواسته است برای تأمین هزینه‌های عمل جراحی قطع انگشتان کاک احمد، به او کمک کنند.
کاک احمد هیچ‌گونه بیمه خدمات درمانی‌ای نداشته و برای همین، تأمین هزینه‌های عمل جراحی برایش میسر نبوده است، اما با همت و کمک‌های مردمی، تنها در عرض ۱۰ ساعت هزینه لازم برای عمل جراحی او جمع‌آوری شده و قرار است او شنبه پیش رو، عمل شود.
با وجود این اقدام تحسین برانگیز مردم، سوال اینجاست که شهروندان تا چه زمانی باید وظایف دولت را بر عهده بگیرند؟ مسئولیت دولت در قبال این به ظاهر شهروندان که از هیچ حقوق شهروندی‌ای برخوردار نیستند چیست؟ کاک احمد بعد از عمل وقتی تمام انگشتانش را برای همیشه از دست می‌دهد، باید برای تأمین هزینه‌های زندگی خود چه کند؟ کاک احمدها مناطق مرزی کم نیستند، راه‌کار دولت برای حمایت از آنها چیست؟
زندگی کاک احمد، آیینه وضعیت اسفناک هزاران کولبری است که پرسش‌های زیادی درباره شرایط زندگی آنها وجود دارد.
از آغاز سال میلادی ۲۰۱۹ تاکنون بیش از ۵۰ کولبر جان باخته و ۱۱۹ کولبر زخمی شده‌اند. از این تعداد، کشته شدن ۲۸ نفر از کولبران و زخمی شدن ۹۸ نفر از آنان، بر اثر تیراندازی مستقیم نیروهای مرزبانی و سپاه بوده است.
این آمار نشان می‌دهد در کنار تمام حوادثی که هر لحظه جان کولبران را تهدید می‌کنند، تیراندازی نیروهای مرزبانی و سپاه بیشتر از عوامل دیگر باعث مرگ و میر آنان می‌شود.
در یکی از آخرین موارد کشتار کولبران، حدود دو هفته پیش کولبری ۱۶ ساله به نام اسماعیل ساوجی که تنها نان‌آور خانواده‌اش بود، توسط نیروهای مرزبانی به قتل رسید.
آمار مشخصی از تعداد کولبران وجود ندارد، اما سید احسن علوی، نماینده مردم سنندج در مجلس، تیر ماه ۹۸ گفت که تعداد آنان روز به روز بیشتر می‌شود. او شمار کولبران را تنها در استان کردستان بیش از ۱۰۰ هزار نفر اعلام کرد.
کولبری به خودی خود با مشکلات و چالش‌های عدیده‌ای روبه‌روست و کوچک‌ترین حادثه‌ای می‌تواند به مثابه به خطر افتادن وضعیت زندگی و معیشت یک خانواده چند نفره تلقی شود.
کولبران روزانه جانشان را کف دستشان می‌گذارند و از خانه خارج می‌شوند. آنها زندگی امروزشان را می‌فروشند برای خریدن نان فردایشان. هر خداحافظی با خانواده و بستگان ممکن است به معنی آخرین دیدار و
آخرین خداحافظی باشد، زیرا باید از هفت خوان حوادثی چون کشته شدن توسط نیروهای مرزبانی و سپاه، سقوط از ارتفاع، گیر کردن در برف در زمستان و سرمازدگی، غرق شدن در رودخانه، رفتن روی مین‌های بازمانده از زمان جنگ، گذشتن از مسیرهای صعب‌العبور کوهستانی و …، بگذرند. تمام این‌ها هم تنها برای مبلغ ناچیزی (حدود ۵۰ تا ۱۲۰ هزار تومان) اجرت است برای ساعت‌ها حمل بار بر روی دوش‌هایشان.

( 17 ) – کانون نویسندگان ایران: گزارش آزادی بیان در هفته‌ای که گذشت (۲۳ – ۲۹ مرداد):
چهارشنبه ۲۳ مــرداد: دادگاه سید رسول طالب مقدم از بازداشتی‌های روز جهانی کارگر درشعبه‌ی ۲۶ دادگاه انقلاب به اتهام اخلال درنظم عمومی و تبلیغ علیه نظام برگزار شد
در همین روز جلسه رسیدگی به اتهامات ۱۰ تن از کارگران معترض مجتمع کشت و صنعت نیشکر هفت تپه در دادگستری شوش برگزار شد.
کارگران مذکور عبارتند از حسین انصاری زاده، محمد خنیفر، فیصل ثعالبی، صاب ظهیری، عادل سماعی، اسماعیل جعادله، بنی نعامی، امید آزادی، رستم عبدالله‌زاده و علی بنی سعده.
روز پیش از برگزاری این دادگاه نیز هفت کارگر معترض دیگر این مجتمع هرکدام به ۸ ماه حبس تعلیقی و ۳۰ ضربه شلاق محکوم شدند.
در این روز اولدوز قاسمی ، جواد احمدی یئکانلی و امیر ستاری سه فعال اهل آذربایجان غربی از دادسرای عمومی و انقلاب ارومیه ابلاغیه‌ی الکترونیکی دریافت کردند. بر اساس این ابلاغیه آنها باید در تاریخ ۱۷ مهرماه در محل دادسرا حاضر شوند. این سه شهروند در فروردین ماه سال جاری توسط دادگاه کیفری دو نقده از اتهامات مطروحه تبرئه شده بودند.
جمعه ۲۵ مــرداد: شماری از کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل با انتشار بیانیه‌ای صدور احکام سنگین حبس علیه یاسمن آریانی ، منیره عربشاهی و مژگان کشاورز به دلیل اعتراض به حجاب اجباری را محکوم کردند و خواستار آزادی بی قید و شرط آنها شدند. این سه فعال مدنی پیشتر توسط دادگاه انقلاب تهران مجموعا به ۵۵ سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم شده‌اند.
در بخشی از این بیانیه آمده است:«ما نسبت به بازداشت و صدور احکام سنگین حبس علیه این زنان که به فعالیت‌های صلح‌آمیزی که با حق آزادی آنها ارتباط مستقیم دارد ؛ عمیقا نگران هستیم».
در همین روز صادق زیباکلام استاد دانشگاه و تحلیل‌گر مسائل سیاسی از محکومیت یک سال زندان خود به اتهام «نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی» خبر داد.
به گفته‌ی زیباکلام محکومیت وی در پی شکایت دادستان دادسرای ویژه روحانیت و به واسطه یکی از یادداشت‌هایش پیرامون مقایسه بودجه استخدام سیصد هزار روحانی با بودجه استان‌های کردستان، سیستان و بلوچستان و محیط زیست کشور بوده است.
شنبه ۲۶ مــرداد: دومین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات حسن سعیدی عضو سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، روز جاری در دادگاه انقلاب تهران برگزار شد. سعیدی در تاریخ ۱۱ اردیبهشت ماه همزمان با روز جهانی کارگر بازداشت و پس از ۳۳ روز با تودیع قرار وثیقه آزاد شده بود. در همین روز محمد نجفی وکیل دادگستری محبوس در زندان اراک ، در پی تبعید به قرنطینه‌ی این زندان دست به اعتصاب غذا زد..
یکشنبه ۲۷ مــرداد: عباس واحدیان شاهرودی نویسنده و فعال مدنی ساکن مشهد شب‌هنگام در منزل شخصی خود توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
بر اساس اطلاعات دریافتی ۸ تن از ماموران امنیتی به منزل آقای واحدیان شاهرودی مراجعه کرده و با رفتاری خشونت آمیز وی را بازداشت کردند.بازداشت عباس واحدیان شاهرودی در حالی صورت گرفته است که وی امروز به شعبه ۹۰۳ دادگاه انقلاب مشهد احضار شده بود.
در همین روز نجات بهرامی روزنامه نگار و معاون سابق روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش توسط دادگاه انقلاب تهران به یک سال حبس تعزیری و دو سال محرومیت از استفاده از تلفن هوشمند و عضویت در احزاب و گروه‌های سیاسی محکوم شد. وی در آذرماه سال گذشته توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود. در این روز جاوید رحمان گزارشگر ویژه‌ی حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور ایران، گزارش تازه‌ی خود در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران را منتشر کرد. این گزارش شامل بخش‌هایی از جمله، مجازات اعدام در ایران، بازداشت های خودسرانه شهروندان دو تابعیتی، افزایش فشار بر روزنامه‌نگاران، جامعه‌ی وکلا و فعالان حقوق زنان، عدم آزادی بیان و اطلاع رسانی آزاد است.
در همین روز محمد تقی فلاحی دبیرکل کانون صنفی معلمان تهران به ۸ ماه حبس تعزیری و ۱۰ ضربه شلاق محکوم شد. اجرای این حکم به مدت سه سال تعلیق شده است. آقای فلاحی ۱۲ اردیبهشت ماه امسال همزمان با روز معلم و در جریان تجمع اعتراضی فرهنگیان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود. در موردی دیگر دادگاه تجدید نظر استان تهران حکم ۱۰سال حبس و ۲ سال ممنوع از کاری و ممنوع‌الخروجی برای ارس امیری فعال فرهنگی، دانشجوی ایرانی دانشگاه کینگستون و کارمند دفتر شورای فرهنگی بریتانیا (بریتیش کانسیل) را بدون حضور او و وکیلش عیناً تائید کرد. ارس امیری در اردیبهشت ماه سال جاری توسط دادگاه انقلاب به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شده بود
دوشنبه ۲۸ مــرداد: جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران با انتشار نامه‌ای خطاب به وزیر علوم ضمن اشاره به دانشجویان بازداشتی و دربند این دانشگاه و تاکید بر اصل استقلال دانشگاه، این وزارت و دست‌اندرکاران آموزش عالی کشور را ناتوان در عملی ساختن وعده های خود مبنی بر پیگیری وضعیت دانشجویان دانسته و اعلام کرده‌اند که این نهاد خود بخشی از سرکوب سازمان یافته علیه دانشجویان فعال در عرصه‌های صنفی‌ست.
در همین روز جلسه‌ی دادگاه رسیدگی به اتهامات (صبا کردافشاری) فعال مدنی روز جاری در دادگاه انقلاب تهران برگزار شد. کیفرخواست پرونده‌ی خانم کردافشاری در تاریخ ۱۶ مرداد به وی ابلاغ شده بود. صبا کردافشاری، از تاریخ ۱۱ خردادماه در بازداشت به سر می‌برد و روز سه‌شنبه از زندان قرچک ورامین به زندان اوین منتقل شده است. در این روز شماری از حامیان حقوق حیوانات که در اعتراض به کشتار وحشیانه‌ی سگ‌ها در مقابل ساختمان شهرداری تهران تجمع کرده‌بودند ، در پی هجوم پلیس به این تجمع به خشونت کشیده شد و تعدادی از معترضان بازداشت شدند. در همین روز اعظم خضری (نسرین جوادی)، از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر و عضو اتحادیه‌ی آزاد کارگران ایران توسط دادگاه انقلاب تهران به ۷ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد. این فعال کارگری در جریان تجمع روز جهانی کارگر بازداشت و پس از حدود یک ماه با تودیع قرار وثیقه آزاد شده بود.
سه‌شنبه ۲۹ مــرداد: دادگاه تجدید نظر استان خراسان رضوی، حکم ۱۳ سال حبس تعزیری کمال جعفری یزدی استاد دانشگاه ساکن مشهد را عینا تائید و روز گذشته به وکیل وی ابلاغ کرد. جعفری یزدی اواخر فروردین ماه سال جاری توسط دادگاه انقلاب مشهد به حبس محکوم و جلسه دادگاه تجدید نظر وی که با بازداشت شماری از فعالین مدنی و صنفی نیز همراه بود هفته گذشته برگزار شده بود. در همین روز محمدصابر ملک رئیسی و شیراحمد شیرانی دو زندانی سیاسی تبعیدی در زندان اردبیل به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام از درون زندان» توسط دادگاه انقلاب اسلامی این شهر هرکدام به یک سال حبس تعزیری دیگر محکوم شدند. حکم صادره در ارتباط با پرونده جدیدی است که این دو زندانی در نهمین سال حبس خود با آن روبرو شده‌اند. پیشتر نیز بابت بخش اول این پرونده، محمدصابر ملک رئیسی به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شده بود.

( 18 ) – 50 کارگر زیگورات چغازنبیل ۴ ماه بدون بیمه/ حقوق واریز شد، دیگر اعتبار نداریم
مدیر پایگاه میراث جهانی چغازنبیل و هفت‌تپه تاکید کرد: میراث‌فرهنگی به کمک، فکر، پشتیبانی، ‌کارهای حفاظت‌گرانه بسیار زیادی نیاز دارد اما نمی‌دانم اوضاع تامین اعتبار در سازمان چگونه پیش می‌رود و امکان دارد مجبور باشیم به دلیل کمبود اعتبار، برخی از برنامه‌ها را کاهش دهیم.
به گزارش خبرنگار ایلنا، بیش از چهار ماه است که بیمه ۵۰ نفر از کارگرانِ زیگورات چغازنبیل رد نشده است. گفته می‌شود با اینکه هشت روز از پرداخت حقوقِ این کارگران گذشته اما هنوز بدهی بیمه درمانی این کارگران واریز نشده است.
تعدادی از کارگران نیاز به درمان پزشکی دارند اما به علتِ پرداخت نشدنِ حق بیمه، قادر به درمان خود یا اعضای خانواده نیستند. با توجه به آنکه امروز تعطیل است این احتمال وجود دارد که حق بیمه‌ها روز چهارشنبه نیز پرداخت نشود و عملا این کارگران باید تا هفته آینده صبر کنند.
عاطفه رشنویی (مدیر پایگاه میراث جهانی چغازنبیل و هفت‌تپه) دراین خصوص به ایلنا گفت: برای این پایگاه حدود ۷ میلیارد تومان بودجه تقاضا کرده‌ بودیم که بعد از گذشت ۴ ماه، یک میلیارد تومان تخصیص یافت و توانستیم حقوق کارگران را بعد از گذشت ۴ ماه پرداخت کنیم. این درحالی است که از این به بعد دیگر بودجه‌ای در اختیار نداریم و تا زمانی که اعتبارات تخصیص نیابد نمی‌توانیم بگوییم که آیا می‌توانیم از این پس حقوق کارگران را واریز کنیم یا خیر؟
به گفته او، تا روز گذشته، ۲۸ مردادماه با توجه به آنکه بودجه تخصیص یافته تمام شده، تضمینی برای پرداخت حقوق مردادماه وجود ندارد. این درحالی است که تامین اعتبار نداریم و تمام پایگاه‌های میراث‌فرهنگی کشور با عدم تامین اعتبار روبه رو هستند و به دنبال راه‌حل می‌گردیم.
رشنوی درخصوص پرداخت بیمه کارگران چغازنبیل گفت: زمانی که سند حقوق رد می‌شود، سند بیمه نیز همزمان رد می‌شود. ضمن آنکه کارهای مالی پایگاه چغازنبیل زیر نظر اداره کل میراث‌فرهنگی خوزستان انجام می‌شود. همزمان با اسناد مالی حقوق،‌ اسناد مالی بیمه نیز پرداخت شده اما اینکه چک مورد نظر چه زمانی به بانک برده شود در زمره اختیارات پایگاه چغازنبیل نیست و مسئولان اداره کل میراث‌فرهنگی استان، مسئول آن هستند. تا جایی که می‌دانم هنوز چک بیمه به بانک برده نشده.
مدیر پایگاه میراث جهانی چغازنبیل و هفت‌تپه تاکید کرد: میراث‌فرهنگی به کمک، فکر، پشتیبانی، ‌کارهای حفاظت‌گرانه بسیار زیادی نیاز دارد اما نمی‌دانم اوضاع تامین اعتبار در سازمان چگونه پیش می‌رود و امکان دارد مجبور باشیم به دلیل کمبود اعتبار، برخی از برنامه‌ها را کاهش دهیم.
به گفته رشنویی، بنای چغازنبیل در حال حاضر ثابت شده و در شرایط مناسبی است. اما با توجه به به خشتی بودن بنا، نیازمند حفاظت و مرمت مستمر است. باید قبل از شروع بارندگی‌ها سرکشی و کارهای جلوگیری از بروز بحران را انجام دهیم. قطعا به تامین اعتبار نیاز داریم. در این میان خیرین می‌توانند به حوزه میراث‌فرهنگی کمک کنند و باتوجه به قوانینی که وضع شده از بخشودگی مالیاتی بهره‌مند شوند

( 19 ) – عدم پرداخت ماه ها حقوق کارگران شرکت زغال‌سنگ استان کرمان
عدم برخورداری کارگران معادن زغال سنگ استان کرمان از امنیت جانی بدلیل برداشت سنتی و رعایت نشدن اصول ایمنی کار
بلاتکیفی بازنشستگی 3200کارگربدلیل پرداخت نشدن 4درصد حق بیمه مشاغل سخت و زیان‌آور
شرکت زغال‌سنگ استان کرمان اقتصاد شهرهای بزرگی هم چون کرمان، زرند، کوهبنان و راور را تحت پوشش دارد و خانواده‌های بسیاری معیشت آن‌ها با این معادن گره‌خورده است که این روزها تعداد زیادی از آن‌ها در انتظار بازنشستگی هستند.
سال‌ها به علت انحصار خرید زغال‌سنگ توسط ذوب‌آهن اصفهان لذا تعلل در پرداخت بدهی‌ها توسط ذوب‌آهن اقتصاد این معادن نیز دچار اختلال شده و لذا پرداخت حقوق و یا در حال حاضر وضعیت بازنشستگی بسیاری از کارگران معطل و بلاتکلیف می‌ماند.
در همین راستا افزون سه هزار کارگر معدن که در سن بازنشستگی هستند به دلیل ناتوانی مالی شرکت زغال‌سنگ در پرداخت 4 درصد حق بیمه آن‌ها با مشکل بازنشستگی روبرو شدند.
مشکلات کارگران معدن در این استان تنها به بازنشستگی ختم نمی‌شود بلکه قرار گرفتن در زمره مشاغل سخت، پرداخت به‌موقع حقوق و مزایا و هم‌چنین پرداخت لیست‌های بیمه ازجمله مشکلات آن‌هاست.
برپایه گزارش رسانه ای شده بتاریخ 31مرداد،باوجوداینکه استان کرمان به‌عنوان یکی از مهم‌ترین قطب‌های تولید زغال‌سنگ شهرت دارد اما اکنون پس از سال‌ها بهره‌برداری از معادن زغال‌سنگ، همچنان به‌صورت سنتی برداشت می‌شود و لذا بسیاری از کارگران بنا بر گفته خودشان از امنیت جانی لازم برخوردار نیستند نکته‌ای که نماینده آن‌ها نیز تائید می‌کند و می‌گوید: برخی معادن استان کرمان به علت تحریم‌ها و نرسیدن چوب روسی معادن تعطیل شدند و بدون این نوع چوب اکنون جان بسیاری از کارگران درخطر است.
متأسفانه طی سال‌های گذشته بسیاری از معادن زغال‌سنگ استان کرمان به علت زیان دهی رو به تعطیلی نهادند و این امر موجب شد که ضمن افزایش مشکلات اقتصادی و تولیدی در منطقه افراد بسیاری با مشکل اشتغال روبه‌رو باشند.
کارگران معدن چشمه پودنه زغال‌سنگ کرمان سه ماه حقوق معوقه دارند و مشکلات معیشتی بزرگ‌ترین مشکلات کارگران این معادن است.
یکی از کارگران معادن زغال‌سنگ استان کرمان با اشاره به مشکلات مالی این شرکت اظهار می‌کند: عمده محصول زغال‌سنگ کرمان در شرکت ذوب‌آهن اصفهان مصرف می‌شود اما مطالبات این شرکت به‌موقع توسط ذوب‌آهن پرداخت نمی‌شود و لذا کارگران این شرکت با مشکلات جدی مواجه می‌شوند.
وی با اشاره به اینکه کارگران معدن چشمه پودنه زغال‌سنگ کرمان سه ماه حقوق معوقه دارند و مشکلات معیشتی بزرگ‌ترین مشکلات کارگران این معادن است می‌افزاید: بسیاری از پرداخت‌ها به کارگران در این معادن در برخی اوقات دستی بوده و مدرکی برای فعالیت در معادن وجود ندارد لذا بازنشستگی کارگران معادن زغال‌سنگ باوجود ازکارافتادگی به تعویق افتاده است.
وی این موضوع را بیشتر به قبل از سال 89 نسبت می‌دهد و می‌افزاید: بیمه برخی کارگران معدن پیش از سال 89 تنها پنج روز از ماه پرداخت می‌شده و این کارگران در تأمین اجتماعی غیبت خورده‌اند.
وی عنوان می‌کند: اکثریت معادن زغال‌سنگ به دلیل تأخیر در پرداخت حقوق و مزایا کارگران با حقوق معوقه چندماهه کارگران روبرو هستند و این موضوع برای کارگران زحمتکش که در شرایط کاری خاصی در این معادن مشغول به کار هستند مشکلاتی ایجاد کرده است.
وی ابراز می‌کند: ادامه این وضعیت ممکن است موجب تعطیلی برخی از این معادن و در برخی دیگر باعث کاهش سرمایه‌گذاری و به‌تبع آن کاهش آماده‌سازی و کاهش تولید و نهایت کاهش اشتغال شود.
در همین راستا استاندار کرمان که به دلیل مطالبات معوق مانده و بلاتکلیفی بسیاری از کارگران در آستانه بازنشستگی مورد فشار رسانه‌ها و هم‌چنین نمایندگان کارگران قرار دارد بیان می‌کند: برای اینکه 3200کارگر مشمول بازنشستگی زغال‌سنگ در استان بازنشسته شوند، باید چهار درصد حق بیمه مشاغل سخت و زیان‌آور به تأمین اجتماعی پرداخت شود که 128 میلیارد تومان بار مالی دارد و زغال‌سنگ این منابع را ندارد.
وی پیشنهاد می‌دهد تا بدهی کارفرمایان زغال‌سنگ به تأمین اجتماعی 60 ماهه بدون جریمه تقسیط شود تا بدین ترتیب مشکل کارگران حل شود.
وی یادآور می‌شود: در همین راستا مقررشده دو راه با کمک نمایندگان مجلس شورای اسلامی و اتاق بازرگانی در زمینه استفاده از حقوق دولتی معادن استان و تقسیط بدهی به‌صورت 10 ساله و پرداخت قسطی به تأمین اجتماعی دنبال شود.
وی تصریح می‌کند: همچنین مقررشده بعدازاین چهار درصد حق بیمه با پیگیری اتاق بازرگانی و دریافت مصوبه شورای گفت‌وگوی ملی و سایر مراجع، به‌صورت مستمر و ماهیانه دریافت شود.
استاندار کرمان درباره مطالبات شرکت زغال‌سنگ استان کرمان از ذوب‌آهن اصفهان نیز بیان می‌کند: مطالبات از ذوب‌آهن اصفهان مصوبه هیئت دولت را دارد و پیش‌بینی منابع نیز صورت گرفته اما بخشی از مصوبات اجرا و پرداخت بدهی صورت نگرفته که قرار شد توسط نماینده مجلس از کرمان و راور این مسئله پیگیری شود.

*ادامه تعطیلی معادن سنگ عباس آباد محلات وبیکاری صدها نفر
حدودا دو ماه از آغاز سال 98نگذشته بود که نامه ای از طرف معاونت معدنی وزارت صنعت ، معدن و تجارت به مجموعه معادن عباس آباد محلات در استان مرکزی صادر شد مبنی بر اینکه این معادن باید تعطیل شوند. بلافاصله پس از ابلاغ این نامه بارگیری سنگ از معادن عباس آباد متوقف شد و افرادی که در این معادن کار می کردند بیکار شدند. اطلاعات موجود حاکی از آن است که حدودا 800نفر به صورت مستقیم و غیر مستقیم در معادن عباس آباد فعالیت و از این راه کسب درآمد می کردند.
بنابه گزارش رسانه ای شده بتاریخ 31مرداد،برخی از دلایل معاونت معدنی وزارت صنعت معدن و تجارت برای تعطیل کردن معادن عباس آباد به شرح مذکور است؛ آلوده کردن محیط زیست، اختلاف برخی از معدنکاران که در این معادن با هم شریک هستند، فروش سنگ این معادن به دلال ها، عدم رعایت نکات ایمنی در برخی سینه کارهای معدن.
مهمترین دلیل تعطیلی معدن که از طرف معاونت معدنی وزارت صنعت معدن و تجارت بیان شده آلوده کردن محیط زیست توسط گرد و غبار حاصل از فعالیت های معدنی است که این گرد وغبار عمدتا از روی جاده های خاکی عباس آباد بلند می شود و بر شهر نیم ور می نشیند. به دلیلی که در زیر عنوان می شود می توان این طور استدلال کرد که در این باره بیشتر وزارت صنعت، معدن و تجارت مقصر است نه معدنکار.
طبق قانون تمامی معادن کشور موظف به پرداخت حقوق دولتی هستند. قانون با در نظر گرفتن این نکته بسیار مهم و اساسی که فعالیت های معدنی مخرب و آلوده کننده محیط زیست است مکلف کرده که برای جبران این خسارت حقوق دولتی دریافتی از معادن به شرح زیر هزینه شود؛ ۶۵ درصد به وزارت صنعت، معدن و تجارت برای اجرای بهینه تکالیف و ماموریت های توسعه بخش معدن و صنایع معدنی کشور، ۱۵ درصد به اعتبارات استانی برای ایجاد زیرساخت و رفاه و توسعه شهرستان با اولویت بخشی به منطقه ای که معدن در آن واقع شده، ۱۲ درصد به وزارت جهاد کشاورزی تا نسبت به احیا و بازسازی محل عملیات معدنی اقدام شود، ۵ درصد به صندوق بیمه فعالیت های معدنی برای حمایت از مکتشفان و بهره برداران معادن، ۳ درصد به عنوان کمک به سازمان نظام مهندسی معدن برای تحقق اهداف تعیین شده در قانون مربوطه.
طبق قانون فوق باید ۲۷ درصد از حقوق دولتی دریافتی از معادن شهر نیم ور برای ایجاد رفاه و توسعه و احیاء و بازسازی محل عملیات معدنی به نیم ور پرداخت می شده، آیا تاکنون این مبلغ پرداخت شده است؟ عمده گرد و غباری که از معادن عباس آباد بلند می شود مربوط به جاده های این معدن است، وزارت صنعت، معدن و تجارت تاکنون چه مبلغی از حقوق دولتی دریافتی از این معادن را صرف ایجاد جاده های آسفالت و مناسب کرده است؟ چه مبلغی صرف ایجاد فضای سبز شده است؟
مسایلی مانند فروش سنگ این معادن به دلال ها یا ایجاد نکات ایمنی در معدن یا اختلافات شخصی شرکا به راحتی و با نامه نگاری و ابلاغ و هشدار به معدنکاران قابل حل است.
مساله این است که شغل و درآمد و زندگی بسیاری از مردم شهرستان محلات به صنعت سنگ و معدن گره خورده و اینگونه تصمیم گیری ها، افرادی که در این حوزه مشغول به کار و فعالیت هستند را با مشکلات اساسی مواجه می کند. در این بین بیشتر از همه برخی کارخانجات سنگبری که سنگ عباس آباد را می بریدند، کارگران معادن و راننده های وسایل نقلیه که به صورت مستقیم درگیر کار معدن و استخراج آن بودند ضرر می کنند و زندگی و معیشت آنها دچار اختلال می شود.
جاده های خاکی عباس آباد که مهمترین منبع ایجاد گرد و غبار هستند می توانند با کمک و درایت سازمان صنعت، معدن و تجارت استان مرکزی و حمایت های مالی وزارت خانه و کمک و همدلی معدنکاران این منطقه آسفالت شوند تا این مشکل آلایندگی یک بار و برای همیشه برطرف شود.

*- پیام از طرف کارگران نیشکر هفت تپه
🔹در محکومیت حکم ناعادلانه نسرین جوادی
بنام خداوند جان و خرد
درود بیکران به هم طبقه ای های ستمدیده ومردم عزیز کشورمان ایران
اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت کشور” پنج سال حبس، برای اتهام ”تبلیغ علیه نظام” یکسال حبس و برای اتهام ” اخلال در نظم عمومی” به یکسال حبس و ۷۴ ضربه شلاق و نیز محرومیت استفاده از گوشی هوشمند و اقلام مشابه و ممنوعیت عضویت در احزاب و گروه ها و دستجات سیاسی و اجتماعی،بنظر شما این مجازات ها برای چه کسی و به چه جرمی صادر شده است؟
این احکام برای سرکار خانم جوادی از اعضای اتحادیه ازاد کارگران ایران صادر شده و اگر از قاضی بپرسید این احکام را بر چه اساسی صادر کرده اید در چشمان شما زل خواهد زد و قطعا میگویید «شرع اسلام»
جالب است بدانید جرم خانم جوادی شرکت در تجمع روز جهانی کارگر است ،
ایا یک کارگر ایرانی حق ندارد مطالباتش را فریاد بزند ؟
چرا هرکس بر سر هر موضوعی اعتراض میکند با اینگونه احکامی روبرو میشود ، به کجا رسیده ایم که سیستم قضایی ما ضد کارگر ،زن ستیز ومردم ستیز شده است؟
آیا با بازداشت فعالین کارگری و ترقی خواه رانت ها وفسادها برچیده شده ؟
زندانها پر شده از فعالین کارگری و سایر فعالین در تمام زمینه ها
آیا حق این عزیزان زندان است ؟
کسانی که نمیتوانند در برابر بی عدالتی ها سکوت کنند. جایشان زندان است ،چه کسی دستور بازداشت این عزیزان را صادر کرده ؟
اگر فکر کرده اید با احکام سنگین میتوانید کارگران را از مبارزه برای اجرای عدالت و پیگیری مطالباتشان باز دارید سخت در اشتباهید
شما با این اعمال ضد کارگریتان کینه کارگران را نسبت به خود بیشتر میکنید وبه ما نشان دادید که راه درست را انتخاب کرده ایم ومصمم تر از همیشه و با گامهایی استوار به راهمان ادامه خواهیم داد،
بترسید از روزی که طغیان کارگران ایرانی به را بیفتد،
آن روز، روز تسویه حساب خواهد بود و جای ظالم مظلوم قطعا برعکس خواهد بود.
ما کارگران هفت تپه احکام ظالمانه خانم نسرین جوادی را بشدت محکوم میکنیم و خواهان بستن پرونده این شیرزن و تمامی فعالین کارگری و ترقی خواه هستیم،
همچنین از قوه قضائیه. میخواهیم که روند پر شتاب بازداشت فعالین ترقی خواه و صدور احکام ظالمانه برای این عزیزان را متوقف کند .
«»از هفت تپه تا تهران
زحمتکشان در زندان»»

*گزارشی درباره برگزاری و دوره بازجویی و حبس مهدی قلیان
به غیر از متهمان اصلی پرونده هفت تپه برادر سپیده قلیان، مهدی قلیان نیز روز یکشنبه ۲۷ مرداد ماه در شعبه ۱۰۱ دادگاه کیفری شهرستان دزفول دادگاهی شد. مهدی قلیان، ۳۷ ساله، متاهل و دارای دو دختر (۹ سال و ۱۱ سال) و ساکن دزفول است او هرگز در زندگی خود فعالیت سیاسی نداشته است. اما در روزی که ماموران امنیتی برای دستگیری سپیده به خانه آنها هجوم آوردند، در جریان درگیری مهدی قلیان نیز بازداشت و پس از ۱۰ روز حضور در چندین بازداشتگاه مختلف متهم به چهار اتهام شد.
در حال حاضر دو روز پس از تشکیل یک جلسه دادگاهش در تاریخ ۲۷ مرداد ماه، از طریق پیامکی در تاریخ ۳۰ مرداد ماه متوجه صدور حکمش شده است.
براساس گزارش رسانه ای شده بتاریخ31مرداد، یک منبع آگاه درباره وضعیت مهدی قلیان گفت: «فقط از طریق پیامک به او اطلاع داده شده حکم صادر شده و احتمالا ظرف چند روز دیگر به او ابلاغ می‌شود».
او با اشاره به صدور حکم دو روز پس از تشکیل دادگاه می‌گوید:‌ «دو روز پس از تشکیل دادگاه حکم صادر می‌شود یعنی از قبل همه چیز مشخص و تعیین شده بود. در روز اول بازداشت، بازپرس پرونده به مهدی قلیان که او را با سروصورت خونین نزدش بردند، گفته بود من هیچ کاره‌ام، دستور از بالا به من می‌رسد. حتی این بازپرس همین حرف را به اسماعیل بخشی زده بود و گفته بود تو خودت را بدبخت کردی و من دیگر کاری نمی‌توانم بکنم. حالا تشکیل دادگاه، حضور وکیل و دفاعیات هم فقط برای تزیینات است وگرنه از قبلا حکم صادر شده و قاضی هم هیچ‌کاره است».
اتهامات مهدی قلیان «ضرب و شتم ضابطین قضایی»، «تمرد از دستور حکم قضایی»، «مچاله کردن حکم قاضی» و «فحاشی به ضابطین قضایی». به گفته این منبع مهدی قلیان اتهاماتش را قبول ندارد و در جلسه دادگاه درخواست پخش فیلمی که از روز دستگیری از سوی ماموران امنیتی گرفته شده را داشته است با این حال با این درخواست موافقت نشده است.
این منبع مطلع درباره نحوه بازداشت برادر سپیده قلیان گفت: صبح زود ۳۰ دی ماه ۹۷ وقتی چهار مامور مرد به همراه دو مامور زن به خانه آنها وارد می‌شوند تنها کسی که بیدار بوده مهدی قلیان برادر سپیده بوده، ماموران به زور وارد خانه می‌شوند، با تک ‌تک اعضای خانواده سپیده توهین می‌کنند و درگیری ایجاد می‌شود: «یکهو ۱۷ مامور وارد خانه شدند، همه جای خانه را مامور گرفته بود. برادر سپیده را با سر و صورت خونین و با دستبند، پابند و چشم بند در حالیکه روی آسفالت خانه می‌کشیدند بیرون بردند. ماموری به گردن مادرشان شوکر برقی می‌زند، مادر داشته دنبال پسرش که خونین و کشان کشان به ون برده می‌شده، می‌رفته است. آن روز مهدی را هم همراه سپیده بردند».
به گفته این منبع،مهدی و سپیده قلیان پس از بازداشت در تاریخ ۳۰ دی ماه به بازداشتگاه دزفول، زندان دزفول و پس از آن به بازداشتگاه امنیتی اهواز منتقل شدند. مهدی قلیان در تاریخ ۱۰ بهمن با قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومان آزاد شد.
این منبع درباره دوران بازداشت مهدی قلیان گفت: «مهدی وقتی به بازداشتگاه اهواز می‌رسند از ماموران خواهش می‌کند که خواهرش در سلول نزدیک یا روبری او باشد. خواهر و برادر در آن چند روز در سلول روبروی هم بودند. اما تمام مدت در سلول بسته بود. گفته بودن اگر صدای پا می‌شنوید باید سریع چشم بندتان را بردارید و به سمت دیوار و پشت به درب سلول بایستید. اگر در سلول شما را زدند، چشم بند را زده و با سر پایین بیرون بیاید. آن وقت با کشیدن آستین لباس‌شان آنها را به اتاق بازجویی می‌بردند».
سلول‌های یک و نیم در دو متر، سرد و بدون وسایل گرمایشی و فقط دو پتوی کثیف «در آن زمان زمستان بوده، نه لباس کافی داشتند و نه وسایل گرمایشی. پتوها هم آن قدر کثیف و بد بوده که به زحمت از آنها استفاده می‌کردند».
مهدی قلیان در بازجویی‌های خود متهم به ارتباط با گروهک تروریستی شده است: «از او پرسیدند که با چه گروهک ترویستی در ارتباط بودی. می‌خواستند او را قانع کنند که با یک گروهکی در ارتباط بوده که از طریق آن نیروهای امنیتی را به خانه کشانده و بعد آنها را کتک زده است. مهدی هم گفته که او خواب بوده و وقتی در را باز کرده مواجه با مامورانی شده و بعد هم سر از اینجا درآورده و گروهکی نمی‌شناسد».
این منبع به اعترافات اجباری مهدی قلیان هم اشاره می‌کند و می‌گوید مهدی در ابتدا چیزهایی را که فکر می‌کرده واقعی است در برگه‌های اعترافش نوشته است اما بعد ماموران گفته اند نه ما اینها را قبول نداریم و اگر چیزهای دیگر ننویسی از اینجا بیرون نمی روی. مهدی هم گفته پس شما بنویسید من امضا می‌کنم. اما آنها گفته‌اند نه باید با دست خودت‌ات باشد. او نوشته و بعد آنها انگشتش را گرفته‌اند و زیر کاغذ زده‌اند.
به گفته این منبع در روز دادگاه در تاریخ ۲۷ مرداد ماه، مهدی قلیان و وکیلش توانستند از خود دفاع کنند: «مهدی در جلسه دادگاه به قاضی گفته که اتهاماتش را قبول ندارد اما قاضی گفته تو با دست خودت اعتراف کردی و مهدی هم گفته بله با زور مجبورش کردند که بنویسد او هم چون می‌خواسته از آن وضعیت خلاص شود هر چه گفته‌اند نوشته است. مهدی درخواست فیلمی را کرده که در روز بازداشت ماموران از تمام لحظات گرفته بودند، خواسته تا قاضی ببیند که ماموران به مادرش شوکر برقی زده‌اند و خودش را خونین کشان کشان برده‌اند و خواهر کوچکترش را هم. اما فیلمی نشان داده نشده و ظرف سه روز هم حکم صادر شده است».
مهدی قلیان دارای دو فرزند و دارای شغل آزاد هیچ‌گاه پیش از بازداشت خواهر کوچکش کار سیاسی نکرده، این منبع درباره برادر سپیده قلیان گفت: «مهدی نگران خواهرش بود. خواهر ۲۲ ساله‌ای که فقط از کارگران هفت‌تپه و همشهریانش دفاع کرده و کار خلافی نکرده بود. خواهری که حتی شب‌ها با چراغ روشن می‌خوابیده و یکهو سر از بازداشتگاه‌ها و زندان‌های مختلف با وضعیت اسف‌‌بار درآورده است. مهدی ناراحت برخورد ماموران و ورود خانه بدون هماهنگی بود و بعد خودش هم بازداشت شد».
تاکنون دادگاه پنج نفر از هفت متهم پرونده اعتراضات هفت‌تپه در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی محمد مقیسه برگزار شده است اما هنوز دادگاه دو نفر دیگر(ساناز الهیاری، فعال مدنی و علی نجاتی کارگر بازنشسته هفت‌تپه) باقی مانده است.
دادگاه‌های این پرونده در تاریخ‌های (۱۲، ۱۳ ، ۱۹ و ۲۰ مرداد ماه) برگزار شده است. در دومین جلسه دادگاه، عسل محمدی یکی از متهمان پرونده که تا آن زمان با قرار وثیقه آزاد بود به دستور قاضی مقیسه بازداشت و روانه زندان اوین شد. دلیل بازداشت او به گفته قاضی مقیسه، اطلاع‌رسانی و فعالیت او در دوران آزادی با قرار وثیقه بوده است. اما جز برگزاری دادگاه‌های آنها، فرزانه زیلابی وکیل اسماعیل بخشی و جمال‌الدین حیدری منش وکیل سپیده قلیان به دلیل دفاع از موکلان خود مورد توهین و حتی تهدید به بازداشت از سوی قاضی مقیسه قرار گرفتند.
علاوه بر اینها، در اولین روز دادگاه این متهمان، سه جوان دیگر به نام‌های (رهام یگانه، فرید لطف‌آبادی و هیراد پوربداقی) در مقابل ساختمان دادگاه انقلاب بازداشت شدند. مادر رهام یگانه در همین رابطه گفت:که این سه نفر بدون شعار و یا حرکت خاصی فقط جلوی ساختمان دادگاه انقلاب برای دیدن دوستانشان ایستاده بودند که از سوی ماموران امنیتی بازداشت شدند.
یک روز پس از بازداشت این سه جوان در شعبه هفتم و چهارم بازپرسی متهم به «اخلال در نظم عمومی» شدند و با قرار بازداشت موقت به زندان اوین منتقل شدند. از آن زمان تاکنون فقط دو بار تماس کوتاه تلفنی با خانواده‌های خود داشته‌اند.

*- نامه کارگران سیمان کارون به رئیس قوه قضاییه:
لزوم استقرار نماینده ستاد مبارزه با پولشویی در واحدهای مشکل‌دار/ به شبهات کارگران در خصوص کاهش تولید پاسخ دهید
کارگران سیمان کارون طی نامه‌ای به رئیس قوه قضاییه خواستار پیگیری مشکلات تولید در این کارخانه شدند.
کارگران سیمان کارون طی نامه‌ای خطاب به ابراهیم رئیسی (رئیس قوه قضاییه) ضمن انتقاد از بلاتکلیفی وضعیت خود، استقرار نماینده ستاد مبارزه با پولشویی طبق مصوبه مجلس در خصوص شرکت‌های دارای شبهات مالی در این واحد تولیدی را خوستار شدند.
آنان در این نامه با اشاره به جایگزینی سرپرست به عنوان جانشین مدیرعامل پیشین شرکت، از رئیس قوه قضاییه خواستند تا هرچه سریع‌تر نسبت به شبهات به وجود آمده برای کارگران رسیدگی شود.
کارگران سیمان کارون با انتقاد از عدم شفاف‌سازی در امور مالی کارخانجات در این نامه نوشته‌اند: ما خواهان تعیین تکلیف نهایی در راستای انتخاب یک مدیرعامل متخصص و کارآزموده هستیم و با توجه به کاهش تولید در این کارخانه باید نسبت به تهیه اقلام و قطعات مورد نیاز کارخانه در اسرع وقت توسط کارفرما اقداماتی صورت بگیرد./ایلنا

( 20 ) – دادگاه محل محاکمه غارتگران و اختلاس گران باید باشد، نه محل دادگاهی کارگران گرسنه.
پرونده ۱۰ نفر از کارگرانی که در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۸، در اعتراض به حقوق و مزایای عقب افتاده ، طرح طبقه بندی مشاغل، عدم تمدید دفتر چه های بیمه و وضعیت قرار داد های کار و… بصورت مسالمت آمیز دست به تجمع زده بودند هنوز مفتوح می باشد.
قبلا گفته شد که ، اسد بیگی و شکوهی مسئول حراست شرکت نیشکر هفت‌تپه و برخی از اعضای شورای اسلامی کار ، برای ایجاد رعب و وحشت کارگران گرسنه در هفت تپه دست به هر توطئه ای خواهند زد تا کارگران حق خواه و معترض را جهت سرکوب ،به دادگاه بکشانند.
ما قبلا یاد آور شدیم که دست هایی در پشت پرده قرار دارد و این اشباح با هر امکانی که در اختیار دارند می توانند رای دادگاه را به نفع کارفرمایان و به ضرر کارگران گرسنه رقم بزنند.
ما شنیدیم که رئیسی، قصد دارد با فساد در دستگاه قضایی مبارزه کند!، گفتم این‌فساد و این بی حقوقی ها در دادگاه شوش مشهود است.
گفتیم که کارگران گرسنه هفت تپه بدون هیچ دلیلی محاکمه می شوند و احکام‌ زندان و شلاق برای آنها صادر می شود.
ما گفتیم که وکیل کارگران هفت تپه، خانم فرزانه زیلابی با حضور در دادگاه توانسته است بر اساس مستندات ثابت کند که کارگران هفت‌تپه در یک تجمع مسالمت آمیز تنها از حق خود به دفاع برخواسته اند و هیج جرمی مرتکب نشده اند.
گفته شد که شورای اسلامی کار بنابه دستور خطیبی، نماینده اسد بیگی کارگران را ترغیب می کنند که با رجوع به کارفرما و دادن تعهد به عدم برگزاری تجمع در شرکت، جلب رضایت کار فرما را فراهم کنند.
گفتیم که این همکاری دادگاه و کار فرما برای گرفتن تعهد های غیر قانونی، در این راستا می باشد که کارگران برای کسب مطالباتشان دست به هیج اعتراضی نزنند، چرا که هر کارگری که از حق خود دفاع کند سر و کله ان‌ با دادگاه!! زندان و شلاق خواهد بود!
هم سرنوشتان؛
دست های پشت پرده برای خاموش کردن صدای کارگران گرسنه در دادگاه شوش، همچنان به کار خود ادامه می دهد.
دست هایی که حافظ منافع کار فرمایان و سرمایه داران هستند ، دست هایی که صدای اعتراض کارگران گرسنه را با ایجاد فضای رعب و وحشت جواب می دهند و با اتکاه به دادگاه ،احکام زندان و شلاق را برای کارگران گرسنه صادر می کنند.
نباید کارگرانی که مورد بی حقوقی قرار می گیرند و دسترنج آنها غارت می شود در دادگاه مورد محاکمه قرار گیرند. در دا گاه باید غارتگران، مفسدان، دزدان و جنایتکاران محاکمه شوند.
متاسفانه اما ما شاهد هستیم که این روند کاملا وارونه است، دزدانی که حاصل کار و رنج کارگران را بالا می کشند آزاد هستند و با دست های پشت پرده کارگران حق خواه و گرسنه را به چهار میخ می کشند.
در دنیای وارونه، همه چیز وارونه است ظالمان و ستم کاران، در رفاه و آسایش و امنیت زندگی می کنند، اما تولید کنندگان تمام نعمات مادی، در فقر و گرسنگی!
در این دنیای وارونه دادگاه هم برای گرسنگان حکم بی دادگاه را داد.
دادگاه زمانی دادگاه است که حق را به حق دار برساند، در غیر اینصورت باید گفته شود بی دادگاه.
سندیکای کارگران هفت تپه به دادگاه کشاند کارگرانی که برای احقاق حقوق پایمال شده دست به آعتراض میزنند و برای آنها پرونده سازی می شود را محکوم کرده و خواستاریم که سریعا به این روند ضد کارگری پایان داده شود.
سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه
۳۰ مرداد ۹۸
*- حقوق های ناچیز بازنشستگان پاسخگوی هزینه‌های درمان نیست/ بیماران تامین اجتماعی از مطب‌های خصوصی سردرمی‌آورند
عضو هیات مدیره کانون بازنشستگان تهران با اشاره به مشکلات درمانی بازنشستگان گفت: با توجه به تورم و گرانی‌های به وجود آمده، حقوق ناچیز بازنشستگان پاسخگوی هزینه‌های درمان آنها نیست.
مجید سبزعلیان با اشاره به افزایش هزینه‌های درمان همزمان با گران شدن دیگر کالاها به خبرنگار ایلنا گفت: هزینه‌های درمانی به اندازه‌ای بالا رفته که اگر یک بازنشسته تمام حقوقش را هم برای هزینه‌های درمانی اختصاص دهد، بازهم جوابگو نیست.
وی با ذکر نمونه‌ای گفت: یکی از بازنشستگان که مبتلا به سرطان شده و به کانون مراجعه کرده بود گلایه می‌کرد که تمام حقوقش را صرف خرید داروهای شیمی درمانی می‌کند و از سقف خدمات درمانی بیمه آتیه‌سازان حافظ نیز استفاده کرده و سازمان تامین اجتماعی نیز حاضر نیست خدمات درمانی کاملی در این زمینه ارایه کند.
عضو هیات مدیره کانون بازنشستگان تهران از شلوغ بودن بیمارستان‌های تامین اجتماعی انتقاد کرد و گفت: این بازنشسته مبتلا به سرطان که برای دریافت کمک به کانون مراجعه کرده بود به دلیل آنکه بیمارستان‌های تهران شلوغ بود، خودش در بابل زندگی می‌کرد و از خانواده دور شده بود تا بتواند از خدمات یک بیمارستان در بابل استفاده کند. این بازنشسته اعلام می‌کرد که بیمارستان‌های تهران مانند فیاض بخش و میلاد به اندازه‌ای شلوغ است که اگر قرار باشد از خدمات این بیمارستان‌ها استفاده کند شش ماه دیگر هم نوبت به او نخواهد رسید.
وی با ابراز تاسف از اینکه میزان فرانشیز بیمه تامین اجتماعی در حال افزایش است، گفت: بازنشستگانی به کانون مراجعه می‌کنند که برای آزمایش به بخش خصوصی مراجعه کرده‌اند اما یک سوم هزینه را بیمه پرداخت کرده و دو سوم را بازنشسته پرداخته است. بدین معنا که 55 هزار تومان از هزینه آزمایش 140 هزار تومانی را سازمان تامین کرده و بقیه را بازنشسته پرداخت کرده است.
سبزعلیان با اشاره به اینکه تبلیغات بسیاری در خصوص ارایه خدمات درمانی تامین اجتماعی صورت می‌گیرد، گفت: بارها در جلسات کانون به بازنشستگان اعلام کرده‌ایم که سازمان خدمات درمانی مناسبی ارایه می‌کند اما در واقع این طور نیست و انتظار داریم مدیران تامین اجتماعی نسبت به درمان توجه بیشتری داشته باشند.
وی با ابراز تاسف از اینکه بازنشسته با حقوق یک میلیون و 500 هزار تومانی به پایین از عهده هزینه‌های درمانی برنمی‌آید، گفت: ویزیت پزشکان بی‌حساب و کتاب گران می‌شود، قیمت دارو بالا می‌رود و از سوی دیگر 79 قلم دارو از لیست تعهدات درمانی سازمان حذف می‌شود که بارها نسبت به آن انتقاد کرده‌ایم زیرا بازنشستگان بیش از هر داروی دیگری به این داروهای حذف شده نیاز دارند.
عضو هیات مدیره کانون بازنشستگان تهران با انتقاد از اینکه داروهای تقویتی در لیست بیمه تعریف نمی‌شود، گفت: وقتی فردی بازنشسته می‌شود، توان خود را از دست می‌دهد و نیاز به داروهای تقویتی دارد تا بتواند سرپا باشد. این در حالی است که همواره تاکید می‌شود که پیشگیری بهتر از درمان است و اگر بازنشسته تقویت شود نسبت به بیماری‌های بسیاری مصونیت پیدا می‌کند.

*- دستگیری دونماینده مجلس بخاطر فساد در صنعت‌خودرو
فریدون احمدی، نماینده مجلس از زنجان، و محمدی عزیزی، نماینده ابهر، خرمدره و سلطانیه در استان زنجان، به اتهام «معاونت در اخلال بازار خودرو» با قرار وثیقه یک میلیارد تومانی بازداشت شده‌اند
در روزهای اخیر مدیرعامل ایران‌خودرو، برکنار و سپس بازداشت شد. دوتن دیگر از مدیران این کارخانه هم بازداشت شده‌اند و مدیرعامل سایپا ممنوع‌الخروج شده است
سوابق دو نماینده بازداشت شده در پرونده مافیای خودرو :
۱- فریدون احمدی
قائم مقام وزیر صنعت، معدن و تجارت
معاون وزیر بازرگانی
عضو هیأت‌مدیره بانک و بیمه
رئیس هیأت‌مدیره خودروسازی و هواپیمایی
کاندیدای وزارت ارتباطات
رییس هیات‌عامل سازمان ایمیدرو در دولت احمدی‌نژاد
۲- محمد عزیزی
فرماندار‌ ابهر و شهردار زنجان
مدیرکل روابط عمومی وزارت اقتصاد
مشاور مدیرعامل سایپا
قائم مقام شهرداری منطقه ۱۶ تهران
مشاور وزیر اقتصاد در دولت احمدی‌نژاد‌

*- بازنشستگان از سرایداری تا دستفروشی/ چالش‌های بازنشستگی پایان ندارد
نایب رییس کانون بازنشستگان تهران با ابراز تاسف از وضعیت نامناسب اقتصادی مستمری‌بگیران گفت: شرایط اقتصادی به اندازه‌ای نامناسب است که مردم با مشکلات بسیاری رو به رو هستند و در این بین بازنشستگان که مستمری ناچیزی دریافت می‌کنند، برای تامین نیازهای خانواده خود ناچار هستند به مشاغلی همچون دستفروشی و آبدارچی روی بیاورند و بدتر اینکه برخی از این افراد دست نیاز به سوی مردم دراز می‌کنند.
مهدی مجیدی با ابراز تاسف از اینکه وضعیت اقتصادی به اندازه‌ای نامناسب است که در معیشت اقشار آسیب‌پذیر به ویژه بازنشستگان که تنها محل درآمدشان مستمری ماهیانه است تاثیرات منفی می‌گذارد به خبرنگار ایلنا گفت: مسوولان باید بپذیرند که بازنشستگان در شرایط بدی به سر می‌برند.
وی به نقش سازمان تامین اجتماعی در رفع مشکلات بازنشستگان اشاره کرد و گفت: هرقدر وضعیت اقتصادی مناسب‌تر باشد و اشتغالزایی بیشتر شود، در نتیجه میزان پرداخت حق بیمه بالا خواهد رفت که بر درآمد تامین اجتماعی تاثیرگذار خواهد بود و این روند به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر تامین اجتماعی و زندگی کارگران و بازنشستگان اثر می‌گذارد.
نایب رییس کانون بازنشستگان تهران با تاکید بر اینکه ثبات اقتصادی بسیار اهمیت دارد، گفت: اگر ثبات اقتصادی باشد، بازنشستگان و حقوق‌بگیران همه روزه شاهد تغییر قیمت‌ها که معیشت‌شان را با خطر رو به رو می‌کند، نخواهد شد. درواقع بازنشستگان درآمد دیگری ندارند که با استفاده از آن، توان تحمل تغییرات گسترده قیمت‌ها را داشته باشند.
وی با تاکید بر اینکه زندگی بازنشستگان با دیگر آحاد جامعه متفاوت است، گفت: بازنشستگان از نظر سنی در شرایط ابتلا به انواع بیماری‌ها هستند و بیشتر از قشر جوان باید تحت درمان و مراقبت‌های درمانی قرار بگیرند بنابراین وقتی یک بازنشسته نتواند هزینه‌های زندگی خود و خانواده‌اش را تامین کند، دچار افسردگی می‌شود و همین فشار روانی بر جسم آنها نیز اثرات منفی خواهد گذاشت. در نتیجه هزینه‌های درمانی بازنشستگان نیز افزایش خواهد یافت.
مجیدی گفت: مسوولان کاری کنند که ثبات اقتصادی در جامعه حکمفرما شود تا بازنشستگان و اقشار حقوق‌بگیر بیش از این درگیر مشکلات معیشتی نباشند.
وی با اعلام اینکه خانواده‌های بازنشستگان و مستمری‌بگیران تابعی از فرد بازنشسته هستند، گفت: چشم امید اعضای یک خانواده به پدر است و خانواده ارتباط زنجیره‌ای با جامعه دارد بنابراین اگر مشکلات معیشتی بازنشستگان حل نشود، امنیت جامعه به خطر می‌افتد و در صورت تامین معیشت مناسب خانواده، امنیت جامعه تضمین خواهد شد.
نایب رییس کانون بازنشستگان تهران از نحوه تعیین حقوق و دستمزد انتقاد کرد و گفت: متاسفانه امروزه در تعیین حقوق و مزایا بر حداقل متمرکز شده‌ایم و تاکید شورای عالی کار و سایر مراجع قانونی، بر حداقل‌هاست. در بحث حقوق بازنشستگان نیز ماده 96 و 111 قانون تامین اجتماعی متاثر از ماده 41 قانون کار است که این ماده قانونی نیز بر اساس حداقل‌ها بحث می‌کند، درحالیکه باید بر واقعیت‌های جامعه چشم باز کنیم و سبد خانوار را ملاک تعیین دستمزد و حقوق قرار دهیم.
وی با تاکید بر اینکه مسوولان باید بدانند که حقوق یک میلیون و 500 هزار تومانی پاسخگوی نیازهای 10 روزه یک خانواده 4 نفره هم نیست، گفت: حقوق به اندازه‌ای ناچیز است که هزینه درمان، آموزش و تفریحات سالم از زندگی افراد حذف شده و تنها به معیشت می‌پردازند بنابراین یک بازنشسته مجبور می‌شود برای تامین نیازهای حداقلی مانند اجاره خانه و خوراک، به شغل دوم روی بیاورد.
مجیدی با اشاره به اینکه بازنشستگان به دلیل ناتوانی در انجام کارهای دشوار، به مشاغل حداقلی رو می‌آورند، گفت: بازنشستگان به مشاغلی مانند نگهبانی و سرایداری در مجتمع‌ها روی آورده‌اند. یا خیلی از کارگاه‌های زیرزمینی که از چشم بازرسان ادارات کار و تامین اجتماعی دور مانده‌اند، بازنشستگان را به کار می‌گیرند و از شرایط نامناسب زندگی بازنشستگان سوءاستفاده می‌کنند. کارفرمایان این کارگاه‌ها می‌دانند که حقوق یک میلیون و 500 هزار تومانی پاسخگوی نیاز بازنشستگان نیست و توان انجام کار دیگری را هم ندارند، بنابراین با حقوق‌های پایین بازنشستگان را به کار می‌گیرند.
وی با ابراز تاسف از اینکه بازنشستگان را به عنوان سرایدار، آبدارچی در شرکت‌ها یا بنگاههای معاملات املاک یا پادویی مغازه و مشاغلی از این دست جذب می‌کنند، گفت: اگر بازنشستگان نتوانند این قبیل مشاغل را پیدا کنند یا شرایط مورد تایید را نداشته باشند، مجبور به دستفروشی می‌شوند که البته دستفروشی هم چالش‌های خاص خودش را دارد.
نایب رییس کانون بازنشستگان تهران افزود: ماموران سد معبر که مسوول نظم و انظباط معابر هستند، گاه با دستفروشان برخوردهایی می‌کنند که در مورد بازنشستگان غیرقابل تحمل است و موجب می‌شود شخصیت بازنشستگان زیر سوال برود.
وی در خصوص آن دسته از بازنشستگانی که نتوانسته‌اند حتی دستفروشی کنند، گفت: دیده شده در برخی موارد که بازنشستگان توان انجام کار نداشته یا نتوانسته‌اند کاری پیدا کنند و شرمنده اعضای خانواده خودشان هستند، ناچار به درخواست از مردم رو می‌آورند که نه تنها برای خودشان بلکه برای خانواده و جامعه آنها موجب سرافکندگی است.
مجیدی با تاکید بر اینکه این وضعیت زندگی به هیچ وجه در شان یک بازنشسته نیست، گفت: اگر مسوولان تدبیری بیاندیشند تا یک بازنشسته بتواند کالاهای اساسی زندگی‌اش را تامین کند، هرگز به چنین مشکلاتی گرفتار نمی‌شود.
وی افزود: اگر مسوولان گوشت، سیب زمینی، پیاز، برنج، میوه‌ و دیگر کالاهای اساسی و نانی که قیمت‌های شناور دارند را به نوعی با قیمت مناسب در بازار عرضه کنند، بازنشسته مجبور نخواهد شد در سنین پایانی عمر بار دیگر خود را به آب و آتش بزند.
نایب رییس کانون بازنشستگان تهران با تاکید بر اینکه برای نهادهای دولتی هم مناسب نیست که یک کارگر بازنشسته دست نیاز به سمت مردم دراز کند، از مسوولان خواست در این زمینه فکری اساسی کنند. وی افزود: مسوولان باید سبد کالای حداقلی را برای یک خانواده چهار نفره تعریف کنند و آن را در قالب یارانه نقدی یا غیرنقدی و حتی ارزاق عمومی در قالب بن کالا به بازنشستگان بدهند تا شرایط معیشت نامناسب آنان را جبران کنند و نگذارند کار به جایی برسد که بازنشسته برای تامین معیشت خانواده‌اش ناچار تن به هر کاری بدهد.

*- شرایط سخت معلمان قرارداد کار معین | معلمانی با قرارداد یکساله.

«معلمان با قرارداد کار معین» یک گروه از مدل‌های معلمی در آموزش و پرورش هستند که سال‌هاست در این وزارتخانه کار می‌کنند اما نه تنها تحت پوشش طرح رتبه‌بندی نیستند و از مزایای معلمان رسمی بهره‌مند نمی‌شوند بلکه به علت شکل قراردادشان از حداقل امنیت شغلی لازم نیز برخوردار نمی باشند

*- محسنی اژه‌ای، معاون اول قوه قضاییه، در جلسه معارفه رئیس کل دادگستری خوزستان که ۳۰ مرداد در اهواز برگزار شد، گفت:
برخی از بازداشت‌های موقت ما طولانی شده است. البته ممکن است شما برای این کار دلیل داشته باشید. اما گاهی می‌بینید که بازداشت موقت، سه ماه، چهارماه، پنج ماه یا بیشتر طول کشیده است. دادستان و دادگستری باید جلسه برگزار کنند و اقدام ویژه‌ای در این زمینه انجام دهند تا کسانی که ضرورتی برای بازداشت آنها وجود ندارد، در بازداشت نباشند.
نزدیک به چهار ماه است که ندا_ناجی، #مرضیه_امیری و عاطفه_رنگریز به اتهام شرکت در تجمع مسالمت آمیز روز کارگر در مقابل مجلس شورای اسلامی در بازداشت موقت اند. و تلاش خانواده‌ها و وکلای آنها برای تبدیل قرارشان به کفالت یا وثیقه تا امروز بی‌نتیجه بوده است.
مسئولین دستگاه قضا هر بار با بهانه‌ای از تبدیل قرار جلوگیری کرده‌اند، این درحالی است که چند ماه است تحقیقات مقدماتی تمام شده و هیچ توجیه قانونی برای ادامه بازداشت این سه نفر وجود ندارد.

روزشمار رویدادهای کارگری در ایران – مرداد 1398 پی دی اف

روزشمار رویدادهای کارگری در ایران – مرداد 1398 داکس

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.