اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

وقتی نیروهای چپ در صحنه نیستند … فصل ۲ از بخش دوم کتاب با عنوان: «سیستم تک‌حزبی با خصلت رقابتی و بازگشت تبعیض در سرشماری»: دومنيکو لوسوردو – برگردان: خ. طهوری/تارنگاشت عدالت

شکاف میان نهادها و واقعیت‌های اجتماعی به قدری عمیق گردیده که گرایش گسترش سیستم تک‌حزبی با خصلت رقابتی با گرایش متضادی روبه‌رو شده است که به پر قدرت شدن احزاب پوپولیستی می‌انجامد. به عنوان بیان اعتراضات گسترده علیه قطب‌بندی اجتماعی و یک سیستم سیاسی بلوکه شده این اعتراضات به این سو گرایش پیدا کرده اند که سرچشمه همه بدی‌ها و نارسايی‌ها را در روند جهانی شدن (آن‌هم به صورتی که در سطح اروپا و جهان در جریان است) ببینند و در عین‌حال ناتوانی خود را در ارايه یک آلترناتیو واقعی ثابت کنند.

وقتی نیروهای چپ در صحنه نیستند …

تارنگاشت عدالت
 
نويسنده: دومنيکو لوسوردو
برگردان: خ. طهوری
فصل ۲ از بخش دوم کتاب «وقتی نیروهای چپ در صحنه نیستند …» با عنوان: «سیستم تک‌حزبی با خصلت رقابتی و بازگشت تبعیض در سرشماری» در کتابخانۀ «عدالت» منتشر شد.

برای مطالعۀ اين اثر ارزنده به اين نشانی مراجعه کنيد:

http://www.edalat.org/ketabkhaneh/VaqtiNirouhayeChapDarSahnehNistand.pdf
*****
۲. سیستم تک‌حزبی با خصلت رقابتی و بازگشت تبعیض در سرشماری
آن‌چه که به آزادی‌های سیاسی مربوط می‌شود، دیگر راز سر به مهری نیست که «پلوتوکراسی» (حکومت پول) و یا «پلوتونومی» شیوع پیدا کرده است. چندین سال پیش یک تاریخ‌شناس معتبر آمریکایی تصویر نسبتاً زشتی از دمکراسی در کشور خود ترسیم کرد: «وقتی صحبت از انتخابات است، امروزه همه چیز حول محور امکانات مالی دور می‌زند. با در نظر گرفتن مخارج بسیار سنگین مبارزات انتخاباتی اخیر این گرایش شدیداً به چشم می‌خورد تا ورود تنها آن بخش از نامزدها به شرکت در انتخابات مقدور شود که یا خود متمکن و ثروتمندند و یا از طرف هم‌پیمانان سیاسی و یا «گروه‌های ذینفع» و لابی‌های مختلف حمایت مالی می‌شوند.» آن‌چه روشن است: «در کشوری که پول حکومت می‌کند (…) نابرابری اقتصادی به نابرابری سیاسی منجر خواهد شد.

در کشوری که پول حکومت می‌کند (…) نابرابری اقتصادی به نابرابری سیاسی منجر خواهد شد.» گویی تبعیض در انتخابات (یعنی هر کس که دارای حداقلی از ثروت بود می‌توانست در انتخابات شرکت کند) که از در بیرون رانده شده بود اکنون از پنجره مجدداً وارد می‌گردد.

پلوتوکراسی و یا پلوتونومی رقابت را از بین نمی‌برد. من در کتاب خود دمکراسی و یا بناپارتیسم در این رابطه از یک «سیستم تک‌حزبی با خصلت رقابتی» سخن گفتم: دو حزب و یا بهتر بگوییم دو شخصیت که در جهان‌بینی و یا برنامه خود در نهایت به این و یا آن گروه ذینفع، که آن یک درصدی که ثروت و قدرت سیاسی کشور را کنترل می‌کند، وابسته است در یک رقابت شدید انتخاباتی قرار دارند. (رجوع کنید به تحلیل سیستم تک‌حزبی با خصلت رقابتی و در مورد تاریخ پیدایش آن در ایالات متحده و غرب.

چون در رقابت انتخاباتی مجاز نیست که سیستم تک‌حزبی تعیین کننده زیر سؤال برده شود، از این‌رو باید تعداد نامزدهای انتخاباتی محدود و حداکثر به دو رقیب خلاصه شود

چون در رقابت انتخاباتی مجاز نیست که سیستم تک‌حزبی تعیین کننده زیر سؤال برده شود، از این‌رو باید تعداد نامزدهای انتخاباتی محدود و حداکثر به دو رقیب خلاصه شود. بهترین راه‌حل سیستم دوحزبی بود که اغلب به عنوان تجلی خرد رشدیافته و والا و واقعیت‌نگری شدید آنگلوساکسون‌ها و «تجربه آنان در دمکراسی» تعبیر می‌شد. 

در واقع در تاریخ ایالات متحده آمریکا در برخی از لحظات بحرانی سیستم دوحزبی از طرف طبقات حاکمه با زور تحمیل شد. در انتخابات شهری  سال ۱۹۱۷ سوسیالیست‌ها در اوج مبارزه خود علیه جنگ به یکی از احزاب پرقدرت کشور تبدیل شده بودند: نامزد شهرداری نیویورک ۲۲٪ از آراء را از آن خود کرد. ۱۰ سوسیالیست به مجلس قانون‌گذار نیویورک راه یافتند. در شیکاگو آرای سوسیالیست‌ها به ۳۴٫۷٪ رسید. این وضعیت سیستم دوحزبی را دچار بحران کرد: بنا بر تخمین «جوزف تومولتی»، مشاور ريیس‌جمهور ویلسون «دو حزب (سنتی) کاملاً از چشم شهروندان معمولی افتاده و بدنام شده بودند»، در حالی‌که حزب مطلقاً اپوزیسیون در مقابل دمکرات‌ها و جمهوری‌خواهان که موافق ورود به جنگ و ستایشگر «وظیفه جنگی» ایالات متحده آمریکا بودند، روزبه‌روز قدرتمندتر می‌شد. سیستم دوحزبی به برکت سرکوب و ارعاب کسانی که متهم به فقدان وفاداری و عرق ملی بودند مجدداً خود را تثبیت کرد که به ویژه شامل حال حزب سوسیالیست شد:
نامزد این حزب برای ریاست جمهوری «یوجین و. دبز» دستگیر و به ده سال زندان محکوم گردید، هر چند که در سال ۱۹۲۱ در سن ۶۰ سالگی از زندان آزاد شد. به خاطر پژواک جهانی انقلاب اکتبر پایان جنگ اول جهانی به معنی پایان خشونت قانونی و یا غیرقانونی نبود:

مجمع قانون‌گذاری ایالت نیویورک فارغ از این‌که آیا انتخابات نمایندگان سوسیالیست قانونی و یا غیرقانونی صورت گرفته بود آن‌ها را از مجلس اخراج کرد

مجمع قانون‌گذاری ایالت نیویورک فارغ از این‌که آیا انتخابات نمایندگان سوسیالیست قانونی و یا غیرقانونی صورت گرفته بود آن‌ها را از مجلس اخراج کرد. ۳۰ سال بعد پس از آغاز جنگ سرد به شکل مشابهی سیستم دوحزبی مجدداً نجات داده شد و به برکت سرکوبی که هدفش کمونیست‌ها و کسانی که متهم به عضویت و یا هواداری از آن بودند، به شکل نهایی تثبیت گردید.

تحت شرایط نسبتاً صلح‌آمیزِ رشد، مکانیسم‌های ساده‌تری برای حفاظت از سیستم عملاً تک‌حزبی به کار گرفته شد: همین سیستم تک‌رأیی و نظام انتخاباتی نخست نفری (همه مال برنده) نامزدهای دیگر را که دارای منابع مالی آن‌چنانی نیستند از گردونه خارج می‌کند. علاوه برآن، در ایالات متحده تک تک ایالات از طریق ترفندهای کوچک ولی متعددی احزاب و یا نامزدهای مستقل را محدود می‌کند و یا از کار آنان ممانعت به عمل می‌آورد. و اگر روزی فردی که برای سیستم سیاسی حاکم غریبه محسوب ‌شود از موانع مختلف واقعی و قانونی عبور کند و با وجود آن‌ها بتواند نامزدی خود را اعلام کند، آنگاه سانسور از طریق رسانه‌ها صورت خواهد گرفت که البته به دستور از بالا نیست، بلکه از «جامعه مدنی» نشأت می‌گیرد.

مثلاً انتخابات ۱۹۸۸ را در نظر بگیریم که به پیروزی جورج دبلیو بوش جمهوری‌خواه و شکست «مایکل س. دوکاکیس» دمکرات انجامید.

ولی

در آن زمان چه کسی متوجه شد که در مبارزه انتخاباتی خانمی نیز به نام «لئونورا ب. فولانی» شرکت کرده بود؟

در آن زمان چه کسی متوجه شد که در مبارزه انتخاباتی خانمی نیز به نام «لئونورا ب. فولانی» شرکت کرده بود؟ او یک زن سیاه‌پوست روان‌شناس از نیویورک بود که از طرف جامعه سیاه‌پوستانی که  از حزب دمکرات مأیوس شده بودند و برنامه‌ای برای صلح عرضه کرده بود و از دوستی با کوبا و حمایت از مردم فلسطین سخن می‌گفت حمایت می‌شد. فرستنده‌های تلویزیونی که بحث‌های انتخاباتی را سازماندهی می‌کردند، از دعوت او به برنامه‌های خود احتراز می‌جستند و حتا نام او را بر زبان نمی‌آوردند. بلافاصله به کمیسیون انتخابات، که اصولاً مؤظف بود «شانس برابر» برای کلیه نامزدها را تضمین کند، اعتراض شد. فرستنده‌های تلویزیونی «انتخاب‌کنندگان آمریکایی را از داشتن این شناخت محروم کردند که نامزد سومی نیز در سطح کشور وجود دارد.» ولی اعتراض که بر این مبنا شکل گرفته بود، با این استدلال رد شد که فرستنده‌های تلویزیونی منطبق بر حقوقی که دارا هستند نامزدی خانم «فولانی» را «زیاد جالب توجه و مهم برآورد نکردند.» البته یک مؤسسه نظرسنجی معتبر هم‌زمان با این امر به این نتیجه رسیده بود که ۶۳٪ مردم آمریکا نه دمکرات‌ها و نه جمهوری‌خواهان را نمایندگان واقعی نظرات خود احساس نمی‌کنند.

می‌توان یک نمونه جدید دیگر برای همین پدیده اضافه کرد. در مبارزات انتخاباتی سال ۲۰۱۲ خانم «جیل استاین» از حزب سبزها در کنار دیگر نامزدها وارد عرصه مبارزات انتخاباتی شد. او کوشش کرد به خاطر محروم شدن از شرکت در مناظره‌های تلویزیونی تظاهرات عمومی سازماندهی کند ولی فوراً از سوی پلیس از آن جلوگیری شد.

در کشوری که مبارزه انتخاباتی در وهله اول در مناظره‌های تلویزیونی صورت می‌گیرد، شرکت کنندگان عملاً  از طرف گروه‌های انحصاری بزرگ، یعنی سرمایه‌های کلان که فرستنده‌ها و رسانه‌ها را کنترل می‌کنند، تعیین می‌شوند

در کشوری که مبارزه انتخاباتی در وهله اول در مناظره‌های تلویزیونی صورت می‌گیرد، شرکت کنندگان عملاً  از طرف گروه‌های انحصاری بزرگ، یعنی سرمایه‌های کلان که فرستنده‌ها و رسانه‌ها را کنترل می‌کنند، تعیین می‌شوند و ما در واقع در درون یک رژیم پلوتوکراسی و یا پلوتونومی به سر می‌بریم.

پس از این‌که نامزدهای آلترناتیو به کنار گذاشته شدند، مبارزه انتخاباتی  معمولاً  حول ستایش و تأکید تقدم اخلاقی (و نظامی) ایالات متحده دور می‌زند. اسطوره به اصطلاح  «تافته جدا بافته بودن» ایالات متحده اجازه اقدام دیگری را نمی‌دهد. و به قول نیویورک تایمز مشکلات و واقعیت‌ها و موضوعات واقعی که باید بیش از همه چیز شهروندان را نگران سازد، مورد اغماض قرار گرفته و از ضمیر خاطر زدوده می‌شود. در لیست کشورهایی که به خاطر مبارزه با «فقر کودکان» و یا «مرگ‌ومير کودکان» بیش از دیگران برجسته شده اند، ایالات متحده رتبه ۳۴ و یا ۴۹ را داراست. همین‌طور آنچه که به «تحرک اجتماعی» و یا امکان رشد و ترقی مربوط می‌شود این کشور دارای شهرت خوبی نیست. ولی در یک مورد این کشور رتبه اول را احراز کرده که متأسفانه زیاد تملق‌آمیز نیست:

ابرقدرت جهانی «در زندانی کردن شهروندان خود رتبه اول را در جهان به خود اختصاص داده است و نرخ زندانیان این کشور به مراتب بالاتر از روسیه و کوبا و ایران و یا چین می‌باشد.»

ابرقدرت جهانی «در زندانی کردن شهروندان خود رتبه اول را در جهان به خود اختصاص داده است و نرخ زندانیان این کشور به مراتب بالاتر از روسیه و کوبا و ایران و یا چین می‌باشد.» و نباید تصور کرد که شرایط حبس در ایالات متحده به ویژه بسیار ملایم و مطبوع است. ایالات متحده آمریکا خود را پرچمدار دفاع از حقوق بشر قلمداد می‌کند و در این مورد به ویژه نسبت به چین فخرفروشی می‌کند. از این گذشته در کشور آخر محافلی که موضع بسیار مثبتی نسبت به غرب دارند حتماً باور و قبول نخواهند کرد که در ایالات متحده آمریکا زنان زندانی باید دستبند به دست اطفال خود را به دنیا آورند. این مطلبی است که برعکس در ایالات متحده زیاد مورد توجه واقع نمی‌شود: مشکلات واقعی کشور تنها نقش بسیار حاشیه‌ای در مبارزات انتخاباتی زنده و پرشور ایفاء می‌کند، که ظاهراً در وهله اول به این خاطر اجرا می‌شوند تا به بهترین نحو بحث و گفت‌وگو کنند و برای ستایش پلوتوکراسی حاکم به عنوان قدیمی‌ترین و بهترین نوع دمکراسی از یکدیگر سبقت بگیرند و همین‌طور در مورد بهترین شیوه برای برجسته کردن و گسترش دادن و یا مدیریت قدرت امپراتوری کاخ سفید و یا بهترین نامزد برای این کار که از دیگران مناسب‌تر است، بحث و گفت‌وگو کنند.

در غرب سیستم تک‌حزبی با خصلت رقابتی به این سو گرایش دارد که فراسوی جمهوری آمریکای شمالی  (و بریتانیای کبیر) گسترش یابد و این گسترش در عین حال به معنی تثبیت پیروزی پلوتوکراسی است

در غرب سیستم تک‌حزبی با خصلت رقابتی به این سو گرایش دارد که فراسوی جمهوری آمریکای شمالی  (و بریتانیای کبیر) گسترش یابد و این گسترش در عین حال به معنی تثبیت پیروزی پلوتوکراسی است. تصادفی نیست که جنبش‌های اعتراضی، بدون رهیافت سیاسی و حتی بدون رابطه بحث و گفت‌وگوی نیروهای سیاسی پارلمان روز‌به‌روز بیش‌تر شکل شورش‌های شهری را به خود می‌گیرند. این امر ثابت می‌کند که توده گسترده مردم اعتماد خود را به نهادهای نمایندگی که بر پایه تبعیض انتخاباتی برگزیده شده اند، از دست داده است.

در این میان شکاف میان نهادها و واقعیت‌های اجتماعی به قدری عمیق گردیده که گرایش گسترش سیستم تک‌حزبی با خصلت رقابتی با گرایش متضادی روبه‌رو شده است که به پر قدرت شدن احزاب پوپولیستی می‌انجامد. به عنوان بیان اعتراضات گسترده علیه قطب‌بندی اجتماعی و یک سیستم سیاسی بلوکه شده این اعتراضات به این سو گرایش پیدا کرده اند که سرچشمه همه بدی‌ها و نارسايی‌ها را در روند جهانی شدن (آن‌هم به صورتی که در سطح اروپا و جهان در جریان است) ببینند و در عین‌حال ناتوانی خود را در ارايه یک آلترناتیو واقعی ثابت کنند.

http://www.edalat.org/sys/content/view/13046/38/

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

اطلاعات

این ویودی در 24 اوت 2019 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: