اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

تفاوت خشم و نفرت: آجی گوداوارتی-نیوز کلیک/تارنگاشت عدالت

خشم نشانه نارضایتی و طلب عدالت است، در حالی‌که نفرت تقریباً متضاد آن است و از یک حس غالب از دست دادن امتیازات (ناروا) ناشی می‌شود و قهر و ارعاب اسلحه‌های آن است. در حالی‌که خشم به وسیله کسانی ابراز می‌شود که در پایین‌ترین پله نردبان اجتماعی قرار دارند، نفرت آوازه انحصاری خواصی است که ماسک قربانی بودن به چهره دارند. خشم ارگانیک است، نفرت ساخته و مهندسی شده است. خشم یک حس درماندگی را به وجود می‌آورد اما امید را از دست نمی‌دهد. نفرت زاده مصونیت است و اطاعت را می‌طلبد.

تفاوت خشم و نفرت

تارنگاشت عدالت
منبع: نیوز کلیک

نویسنده: آجی گوداوارتی

۴ ژوئن ۲۰۱۹
در ۲۳ تیرماه ۱۳۸۹ در «اخبار روز» ترجمه مطلبی سطحی با مقدمه‌ای سخیف و سطحی‌تر از اصل مطلب به نام «احساسات بخشی از دموکراسی هستند» منتشر شد.
http://www.iran-chabar.de/news.jsp?essayId=94229
مقاله «بازنمایی کالایی‌شدن احساسات در روابط اجتماعی» با بررسی موردی یک فیلم نقش برجسته و تعیین‌کننده زیربنای اقتصادی و روابط مالکانه را در شکل‌گیری احساسات گوناگون و متضاد نشان می‌دهد.
http://www.edalat.org/sys/content/view/12986/

مطلب زیر اهمیت محتوای اجتماعی پدیده‌های شکل دهنده به احساسات متضاد را نشان می‌دهد، احساساتی که منطقاً همه نمی‌توانند «بخشی از دمکراسی» باشند- مگر این‌که دمکراسی را در «دمکراسی» اتحادیه اروپایی و در آن‌چه آن مورخ جیره‌خوار در جمع دولتمردان هلند گفته است، خلاصه بدانیم.

*****
کالبد‌شکافی خشم و نفرت در هند

پنج سال گذشته شاهد انفجار خشم و نفرتی بوده است که خود را در اعتراضات و خشونت‌های خیابانی نشان داده اند. ما حتا اگر رویداهای هفته نخست دومین دور [نخست‌وزیری] نارندرا موودی را در نظر بگیریم، این آن‌چه را که در راه است نشان می‌دهد. اکنون توصیف روزگار کنونی به مثابه «عصر خشم» متداول شده، و دیدن روزانه خشم و نفرت به «حالت عادی جدید» مبدل شده است. اما، کاربست صِرف این واژه‌ها برای توصیف رویدادهایی که زشت و خشن می‌شوند به ما برای درک چیزی که محتوای اجتماعی رویدادهایی که محرک خشم و نفرت هستند، کمک نمی‌کند.

خشم نشانه نارضایتی و طلب عدالت است، در حالی‌که نفرت تقریباً متضاد آن است و از یک حس غالب از دست دادن امتیازات (ناروا) ناشی می‌شود و قهر و ارعاب اسلحه‌های آن است. در حالی‌که خشم به وسیله کسانی ابراز می‌شود که در پایین‌ترین پله نردبان اجتماعی قرار دارند، نفرت آوازه انحصاری خواصی است که ماسک قربانی بودن به چهره دارند. خشم ارگانیک است، نفرت ساخته و مهندسی شده است. خشم یک حس درماندگی را به وجود می‌آورد اما امید را از دست نمی‌دهد. نفرت زاده مصونیت است و اطاعت را می‌طلبد

خشم نشانه نارضایتی و طلب عدالت است، در حالی‌که نفرت تقریباً متضاد آن است و از یک حس غالب از دست دادن امتیازات (ناروا) ناشی می‌شود و قهر و ارعاب اسلحه‌های آن است. در حالی‌که خشم به وسیله کسانی ابراز می‌شود که در پایین‌ترین پله نردبان اجتماعی قرار دارند، نفرت آوازه انحصاری خواصی است که ماسک قربانی بودن به چهره دارند. خشم ارگانیک است، نفرت ساخته و مهندسی شده است. خشم یک حس درماندگی را به وجود می‌آورد اما امید را از دست نمی‌دهد. نفرت زاده مصونیت است و اطاعت را می‌طلبد.

بنابراین، تصادفی نیست که دو گروه و هویت اجتماعی که خشونت نابکارانه و تسلسلی را تحمل کرده اند، با خشم مشروع اعتراض می‌کنند، اما هرگز از خود نفرت وقیحانه نشان نمی‌دهند. دالیت‌ها (نجس‌ها) در هند به ندرت از خشونت روزانه، کشتارهای سازمان‌یافته کاستی، تحقیر و داغ ننگ در امان بوده اند. زنان نیز از تعرضات جنسی کودکی، خشونت خانگی، تعرض جنسی، مزاحمت فیزیکی در فضاهای عمومی و محل کار پیوسته رنج می‌برند. با این وجود، شما به ندرت می‌بینید که نجس‌ها یا زنان از نفرت خروشان شوند. آن‌ها اعتراض می‌کنند، به وجدان شما تلنگر می‌زنند، ممکن است با ظرافت تعصبات شما را برجسته نمایند اما شما هرگز نمی‌شنوید که دالیت‌ها تشنه خون کاست‌های برتر بشوند. علی‌القاعده  آن‌ها هرگز از آسیب جسمی به کاست هندوها صحبت نمی‌کنند. آن‌ها ممکن است احترامی را که انتظار دارید از شما دریغ نمایند. جنبش زنان هرگز نگفته است که مردان باید مجازات شوند، حتا اگر معتقد باشند که اکثر مردان به این یا آن شکل خصلت‌های پدرشاهی را در خود دارند. آن‌ها برای آوردن یک احساس گناه و شرم، رنجش و خشم را ابراز می‌کنند. چیزی که آن‌ها برای آن می‌رزمند عدالت است نه قصاص.

«جیوتیراو فول» (Jyotiba Phule) و «بهیمراو رامجی آمبدکار» (Bhimrao Ambedkar)، به رغم این‌که قربانیان مستقیم تبعیض کاستی بودند، و بیش‌تر «آمبدکار» که علی‌رغم دست‌آوردهای خیره‌کننده‌اش از بی‌حرمتی‌های کاست-محور در امان نماند، رنجیده بود، اما هرگز حتا به مثابه یک اشتباه ناچیز نسبت به کاست هندوها نفرت ابراز نکرد. او در واقع، نیاز به همبستگی را برای غلیه بر کاست ابراز می‌نمود.

«جیوتیراو فول» بلای کاست را نه فقط بر اکثریت مردم [متشکل از ۸۵ درصد جمعیت هند، در ۶۰۰۰ کاست گوناگون، از جمله در کاست نجس‌ها، کاست‌های مادون، کاست‌های قبايل-عدالت] بلکه بر زنان برهمن و بیوه‌های برهم می‌دید. «جنبش پلنگان دالیت» (پلنگان نجس‌ها) به استفاده از خشونت متقابل برای غلیه بر نابرابری ساختاری نزدیک شد، اما حتا آن‌ها درباره این‌که همه بی‌چیزان هویت دالیت دارند صحت می‌کردند. «نامدئو دهاسال» (Namdeo Dhasal) شاعر گویش ماراتی از پرخاش به مثابه سلاحی برای برجسته نمودن آسب وارده به خود استفاده کرد، اما هیچ‌گاه به توجیه نفرت نزدیک نشد.

اعتراضات، حتا اگر گاهی اوقات به خشونت یا روش توهین‌آمیز سرریز کنند، از یک احساس تعلق، و نه مالکیت، سرچشمه می‌گیرند. همان‌طور که کریشنا منون، وزیر دفاع پیشین در کابینه نهرو زمانی گفت آن‌ها از پرخاش «به مثابه یک میانبر به برابری» استفاده  می‌کنند. اکثر فمنیست‌ها و جنبش‌های زنان حتا در حالی‌که خشم و ناشکیبایی خود را از پدرسالاری و خشونت همراه با آن ابراز می‌نمایند، درباره آسیب‌هایی نيز که مردان از ایفای نقش مذکر متحمل می‌شوند، بحث می‌کنند.

در مقابل همه این‌ها، نفرت گروه‌های مسلط قرار دارد که احساس می‌کنند ذیحق هستند. شلاق زدن نجس‌ها در اونا و مثله کردن مسمانان در جاهای گوناگون نفرتی است که از حقیر شمردن دیگران ناشی می‌شود. ابراز وجود هندو تحت رهبری «سنگ پاریوار» [جنبش ناسیونالیستی هندو]، حتا با قبول زیاده‌روی‌های حاکمان مسلمان در گذشتۀ دور، برای انقیاد اقلیت‌ها است. این از یک حس توقع و مالکیت بر کشور، و نه آن‌طور که پیوسته ادعا می‌شود از یک حس تعلق و برادری، زاده می‌شود. مسأله بر سر انتقام است، نه عدالت یا بزرگ‌منشی.

تفاوت بین خشم و نفرت را در دره کشمیر به وضوح می‌توان دید. معارضین مسلمان حزب المجاهدین و دیگر تشکل‌های گوناگون دچار نفرت هستند و احساس برتری مذهب خود بر همه مذاهب دیگر محرک آن‌ها است. آن‌ها بیش‌تر از آن‌که کشمیری‌ها- از جمله مسلمانان کشمیر را دوست داشته باشند- احساس مالکیت بر کشمیر را دارند

تفاوت بین خشم و نفرت را در دره کشمیر به وضوح می‌توان دید. معارضین مسلمان حزب المجاهدین و دیگر تشکل‌های گوناگون دچار نفرت هستند و احساس برتری مذهب خود بر همه مذاهب دیگر محرک آن‌ها است. آن‌ها بیش‌تر از آن‌که کشمیری‌ها- از جمله مسلمانان کشمیر را دوست داشته باشند- احساس مالکیت بر کشمیر را دارند.

کاملاً برعکس این، مسلمانان کشمیر که طی بیش از نیم قرن از خشونت بی‌وقفه رنج برده اند به انجام اعتراضات خشمگنانه ادامه می‌دهند اما هرگز نفرت نشان نمی‌دهند. یک گردشگر «هندو» در دره کشمیر هرگز عدم امنیت را تجریه نمی‌کند یا هرگز از نفرت شکایت نمی‌کند. مسمانان کشمیر، تقریباً همیشه تمایز ضرور بین دولت هند و مردم آن‌را، حتا اگر آن‌ها به یک مذهب متفاوت تعلق داشته باشند در نظر می‌گیرند. اما زننده‌ترین و غم‌انگيز‌ترین مورد در همه این‌ها فقهای برهمایی (پاندیت‌های) کشمیر هستند که از عدم تحمل معارضین رنج برده اند، آواره اند و روان آن‌ها زخمی است. اما چیزی که پاندیت‌ها انجام نداده اند تمایز قايل شدن بین اهالی بومی و معارضین است. به تازگی یک پاندیت کشمیری در یک اظهارنظر در باره مطلبی که در رسانه‌های اجتماعی درباره یک پرتاب‌کننده سنگ نصب شده بود در پاسخ به چیزی که من نوشته بودم گفت: «هر مسلمان معترض در دره کشمیر را باید کشت.» او نوشت: «باید به سر هر پرتاب‌کننده سنگ شلیک کرد… بدون اما و اگر. پایان.»

این یک استثناء نیست؛ موارد شایان تعریف به کنار، این تجربه من از برخورد با اکثر پاندیت‌های کشمیر بوده است. آیا درست است اگر پرسیده شود پاندیت‌های کشمیر عدالت می‌خواهند یا قصاص؟ آیا آن‌ها با توجه به جابگاه اجتماعی برترشان در گذشته ادعای مالکیت دارند، یا در پی تعلقی هستند که مختل شد اما ناپید نگردید؟ آیا آن‌‌ها برای سلطه اجتماعی از دست رفته سوگوارند یا برای فاصله‌های ایجاد شده در همبستگی قومی؟

گروه‌های قومی مسلط در هند، حتا با قبول این‌که آن‌ها برخی شکایات واقعی دارند، چه کاست هندو‌ها باشد، چه کاست‌های مسلط میانی، اکثریت هندو باشند یا پاندیت‌های کشمیر، لازم است تمایز ضرور بین خشم مشروع برای تصحیح تاریخ و نفرت نامشروع برای عقب راندن تاریخ را بدانند

گروه‌های قومی مسلط در هند، حتا با قبول این‌که آن‌ها برخی شکایات واقعی دارند، چه کاست هندو‌ها باشد، چه کاست‌های مسلط میانی، اکثریت هندو باشند یا پاندیت‌های کشمیر، لازم است تمایز ضرور بین خشم مشروع برای تصحیح تاریخ و نفرت نامشروع برای عقب راندن تاریخ را بدانند. فقط در طلب برادری، و نه سطله است که نفرت حتا به وسیله ستمدیده یا نسبت به او زیان‌بخش دیده خواهد شد.

https://www.newsclick.in/index.php/Mob-Lynching-Hatred-India

————————-
عدالت: این مطلب در ۱۴ ژوئن ۲۰۱۹ در «کانترپانچ» نیز منتشر شد.

https://countercurrents.org/2019/06/the-anatomy-of-anger-and-hatred-in-india
http://www.edalat.org/sys/content/view/12991/38/

1 دیدگاه برای “تفاوت خشم و نفرت: آجی گوداوارتی-نیوز کلیک/تارنگاشت عدالت

  1. shirakvand
    26 ژوئیه 2019

    Zahra.pourhassani@gmail.com

    در چهارشنبه ۲۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۹،‏ ۶:۲۸ اشتراک eshtrak eshtrak posted: » خشم نشانه نارضایتی و طلب عدالت است، در حالی‌که نفرت > تقریباً متضاد آن است و از یک حس غالب از دست دادن امتیازات (ناروا) ناشی > می‌شود و قهر و ارعاب اسلحه‌های آن است. در حالی‌که خشم به وسیله کسانی ابراز > می‌شود که در پایین‌ترین پله نردبان اجتماع» >

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

اطلاعات

این ویودی در 24 ژوئیه 2019 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: