اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

وقتی نیروهای چپ در صحنه نیستند …فصل ۷ از بخش نخست کتاب با عنوان: «دژ غرب، سرکوب زنان و «برده‌داری نوین»»: دومنيکو لوسوردو – برگردان: خ. طهوری/تارنگاشت عدالت

دژ مستحکم غرب (به ویژه ایالات متحده) در این منطقه که از نظر سیاست‌های کاربردی بسیار مهم محسوب می‌شود، مرکب از یک سلسله کشورهایی است که مبین نفرت‌انگیزی و ظلم بی‌پایانی هستند که «برده‌داری نوین» نام گرفته. تاریخ سرمایه‌داری با سه موج عظیم از کوچانیدن اجباری و یا مهاجرت برای پیدا کردن کار روبه‌رو بود: اولین موج، تجارت با سیاه‌پوستان یعنی انتقال بردگان از آفریقا بود. در موج دوم که در قرن ۱۹ و به دنبال لغو برده‌داری واقعی پدید آمد که بازیگران اصلی آن «باربر»های هندی و چینی جایگزین بردگان شدند. از لحاظ نظری آن‌ها خدمه‌های پیمانی بودند ولی وضعیت واقعی آنان به این دلیل که تمدید قرارداد آنان به لطف و کرامت ارباب بستگی داشت، تفاوت چندانی با وضعیت بردگان نداشت. تصادفی نبود که آن‌ها از بزرگ‌ترین مستعمرات انگلیسی و پرجمعیت‌ترین کشور جهان که به تازگی پس از یک حمله استعماری به قعر یأس و ناامیدی رانده شده ‌بود، می‌آمدند. موج سوم به عنوان پیش‌شرط دارای دو روند متفاوت بود، که یکدیگر را نفی می‌کردند: از یک طرف وقایع متغیر انقلاب ضداستعماری و از طرف دیگر شکست سوسیالیسم در شرق اروپا. کشورهایی که در زمینه سیاسی هنوز به ثبات نرسیده بودند و یا این ثبات را به دنبال تهاجم نوکلنیالیستی از دست داده و نتوانسته بودند عقب‌ماندگی خویش را در زمینه‌های اقتصادی جبران کنند با موج عظیمی از مهاجرین و آوارگان روبه‌رو شدند. جهانی‌شدن نئولیبرالی جابه‌جایی توده‌ای عظیمی از نیروی کار را، که به کالايی چون کالاهای دیگر تبدیل شده بود،  در سطح جهان به همراه داشت. زیر این شرایط «استبداد» در کارخانه‌ها و یا عام‌تر بگوییم در محل کار که مارکس در کتاب مانیفست حزب کمونیست از آن سخن می‌گوید، اشکال رادیکالی به خود می‌گرفت و نهایتاً نه فقط بر نیروی کار اعمال، بلکه فرد مهاجر را نیز شامل می‌شد. 

وقتی نیروهای چپ در صحنه نیستند …

تارنگاشت عدالت
 
نويسنده: دومنيکو لوسوردو

برگردان: خ. طهوری
فصل ۷ از بخش نخست کتاب «وقتی نیروهای چپ در صحنه نیستند …» با عنوان: «دژ غرب، سرکوب زنان و «برده‌داری نوین»» در کتابخانۀ «عدالت» منتشر شد.

 برای مطالعۀ اين اثر ارزنده به اين نشانی مراجعه کنيد:

http://www.edalat.org/ketabkhaneh/VaqtiNirouhayeChapDarSahnehNistand.pdf
*****

۷. دژ غرب، سرکوب زنان و «برده‌داری نوین»

ایالات متحده آمریکا برای ویرانی و یا بی‌ثبات کردن کشورهای نامبرده همیشه از همدستی و همکاری یک و یا چند کشور عربی برخوردار بود که هر یک از آن‌ها می‌توانستند از یک هم‌پیمان فرمانبردار و مطیع به سادگی به یک دشمن و یا هدف جدیدی برای ایجاد یک ائتلاف سیاسی-نظامی جدید تبدیل شوند

ایالات متحده آمریکا برای ویرانی و یا بی‌ثبات کردن کشورهای نامبرده همیشه از همدستی و همکاری یک و یا چند کشور عربی برخوردار بود که هر یک از آن‌ها می‌توانستند از یک هم‌پیمان فرمانبردار و مطیع به سادگی به یک دشمن و یا هدف جدیدی برای ایجاد یک ائتلاف سیاسی-نظامی جدید تبدیل شوند. در چارچوب این دیپلماسی هندسه متغیر، دو نقطه ثابت وجود داشت: یکی رابطه بسیار نزدیک و غیرقابل تفکیک با اسرائیل (ذینفع عمده بالکانیزاسیون خاورمیانه) و دیگری اتحاد باثبات و پیوسته با شاه‌نشینان خلیج فارس.

آخری را مورد بررسی قرار دهیم. دژ مستحکم غرب (به ویژه ایالات متحده) در این منطقه که از نظر سیاست‌های کاربردی بسیار مهم محسوب می‌شود، مرکب از یک سلسله کشورهایی است که مبین نفرت‌انگیزی و ظلم بی‌پایانی هستند که «برده‌داری نوین» نام گرفته. تاریخ سرمایه‌داری با سه موج عظیم از کوچانیدن اجباری و یا مهاجرت برای پیدا کردن کار روبه‌رو بود: اولین موج، تجارت با سیاه‌پوستان یعنی انتقال بردگان از آفریقا بود. در موج دوم که در قرن ۱۹ و به دنبال لغو برده‌داری واقعی پدید آمد که بازیگران اصلی آن «باربر»های هندی و چینی جایگزین بردگان شدند. از لحاظ نظری آن‌ها خدمه‌های پیمانی بودند ولی وضعیت واقعی آنان به این دلیل که تمدید قرارداد آنان به لطف و کرامت ارباب بستگی داشت، تفاوت چندانی با وضعیت بردگان نداشت. تصادفی نبود که آن‌ها از بزرگ‌ترین مستعمرات انگلیسی و پرجمعیت‌ترین کشور جهان که به تازگی پس از یک حمله استعماری به قعر یأس و ناامیدی رانده شده ‌بود، می‌آمدند.

موج سوم به عنوان پیش‌شرط دارای دو روند متفاوت بود، که یکدیگر را نفی می‌کردند: از یک طرف وقایع متغیر انقلاب ضداستعماری و از طرف دیگر شکست سوسیالیسم در شرق اروپا

موج سوم به عنوان پیش‌شرط دارای دو روند متفاوت بود، که یکدیگر را نفی می‌کردند: از یک طرف وقایع متغیر انقلاب ضداستعماری و از طرف دیگر شکست سوسیالیسم در شرق اروپا. کشورهایی که در زمینه سیاسی هنوز به ثبات نرسیده بودند و یا این ثبات را به دنبال تهاجم نوکلنیالیستی از دست داده و نتوانسته بودند عقب‌ماندگی خویش را در زمینه‌های اقتصادی جبران کنند با موج عظیمی از مهاجرین و آوارگان روبه‌رو شدند. جهانی‌شدن نئولیبرالی جابه‌جایی توده‌ای عظیمی از نیروی کار را، که به کالايی چون کالاهای دیگر تبدیل شده بود،  در سطح جهان به همراه داشت. زیر این شرایط «استبداد» در کارخانه‌ها و یا عام‌تر بگوییم در محل کار که مارکس در کتاب مانیفست حزب کمونیست از آن سخن می‌گوید، اشکال رادیکالی به خود می‌گرفت و نهایتاً نه فقط بر نیروی کار اعمال، بلکه فرد مهاجر را نیز شامل می‌شد. 

درک این مطلب که چرا «برده‌داری نوین» در کشورهای خلیج فارس مکان مناسبی یافته، بسیار ساده است.

انبوه دلارهای نفتی و در نتیجه سرمایه‌گذاری و فعالیت‌های اقتصادی ناشی از آن باید الزاماً کشش و جاذبۀ زیادی برای مهاجرین فقیر و فقیرتر از کشورهای مختلف جهان داشته باشد. ولی اربابانی که باید آن‌ها را به کار بگمارند از اعضای اشراف‌زادگان موروثی هستند که همیشه عادت به اعمال قدرت استبدادی بر خدمتکاران خویش داشته و آن‌ها را متعلق به یک کاست موروثی و یا نژاد پست‌تر می‌دانسته اند

انبوه دلارهای نفتی و در نتیجه سرمایه‌گذاری و فعالیت‌های اقتصادی ناشی از آن باید الزاماً کشش و جاذبۀ زیادی برای مهاجرین فقیر و فقیرتر از کشورهای مختلف جهان داشته باشد. ولی اربابانی که باید آن‌ها را به کار بگمارند از اعضای اشراف‌زادگان موروثی هستند که همیشه عادت به اعمال قدرت استبدادی بر خدمتکاران خویش داشته و آن‌ها را متعلق به یک کاست موروثی و یا نژاد پست‌تر می‌دانسته اند. از این‌رو کسانی که از مناطق دورتری آمده و از نظر زبان و فرهنگ و مذهب متفاوت بودند (در سطح اجتماعی و همین‌طور نژادی-فرهنگی) دوبرابر «غریبه» محسوب می‌شدند. و این‌طور شد که کشورهای شورای همکاری خلیج متشکل از عربستان سعودی و بحرین و امارات متحده و کویت و عمان و قطر و به طور کل غنی‌ترین کشورهای خلیج فارس به کشورهایی تبدیل شده اند که در آنجا «برده‌داری نوین» به شکل بسیار خطرناکی گرایش به تحول به سوی برده‌داری کلاسیک به خود گرفته است.

شقاوت دوچندان این وضع نیز ناشی از آن است که برده‌داری حاکم فراسوی اهداف تولید برای تحمیل و ارضاء اراده حاکمیتِ یک کاستِ موروثی و یا نوعی «نژاد برتر» در همه سطوح است. تحقیقات قدیمی و جدید بسیار گویا است: «خدمه مهاجر از بالکن به زمین پرتاب می‌شدند، و یا به آتش کشیده می‌شدند و یا کور می‌شدند و یا زیر کتک جان می‌سپردند.»

و شاید شرایط برای «کلفت و نوکر» حتی غم‌انگيزتر بود:
«ضبط پاسپورت به محض ورود، عدم وجود مطلق امکان برای تغییر محل کار بدون اجازۀ کارفرما، ساعات کار بسیار نامناسب بدون داشتن وقت استراحت در هفته.» و تمام این‌ها برای درآمدی بسیار ناچیز که از طرف ارباب گه‌گاه برای مدت نامعلومی پرداخت نمی‌شد و آن‌هم در کشورهایی که برخی از آن‌ها دارای بالاترین تولید ناخالص داخلی در جهان هستند (…). زن ارباب آن‌ها را کتک می‌زد و ارباب به آن‌ها تجاوز می‌کرد. آن‌ها مجبور بودند زیر پله‌ها، در زیرزمین و یا در گاراژ  بخوابند و مجبور بودند هرنوع خشونتی از کتک تا سوزاندن پوست با آتش سیگار و یا روغن داغ و حتی قطع عضو را تحمل کنند.

«توکویل» مشاهده کرده بود که یک مانع «نژادی» و یا کاستی از ایجاد «همدردی عمومی» که شامل حال اعضای کاست و یا «نژاد» پست‌تر شود، جلوگیری می‌کند. (Losurdo, 2007, kap. 2.8)

تصادفی نیست که کشورهای نامبرده درست همان کشورهایی هستند که هرگز از انقلاب‌های ضداستعماری (و ضدفئودالی) متأثر نشده بودند و از همین‌رو دژ مستحکم غرب در خاورمیانه اند

تصادفی نیست که کشورهای نامبرده درست همان کشورهایی هستند که هرگز از انقلاب‌های ضداستعماری (و ضدفئودالی) متأثر نشده بودند و از همین‌رو دژ مستحکم غرب در خاورمیانه اند. شورای همکاری خلیج در سال ۱۹۸۱ به ابتکار ایالات متحده آمریکا تأسیس شد: تقریباً ۲ سال قبل از آن رژیم شاه در ایران سرنگون شده بود؛ انقلاب ضداستعماری با منشأ اسلامی-شیعه در چارچوب رقابت بسیار شدید به راه انقلاب ضداستعماری با گرایشات لائیک (که در برخی از کشورهای عربی پیروز شده بود) ادامه داد. واشنگتن برای مقابله با خطر، از یک سو عراق را تشویق به حمله به  ایران کرد و از طرف دیگر تأسیس شورای همکاری خلیج را به جریان انداخت که در سال ۱۹۹۱ در جنگ علیه عراق و ۲۰ سال بعد در جنگ علیه لیبی و سوریه قرار بود سهیم باشد.

این دژ مستحکم غرب در خاورمیانه علاوه بر «برده‌داری نوین» به خاطر سرکوب زنان که در آنجا فاقد حقوق اولیه هستند، برجسته می‌شود.

http://www.edalat.org/sys/content/view/12990/38/

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

اطلاعات

این ویودی در 22 ژوئیه 2019 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: