اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

 همگامی طیف گسترده منفردین سیاسی چپ ضرورتی عاجل! بهروز سورن

طیف چپ خارج کشور اگر چه در نهادهایی کارگری و یا چپ اتحادهایی نسبتا موفق داشته اند اما از حوزه نزدیکی های منطقه ای خویش و یا ارتباطات محدود و محصور خارج نشده اند. تشکیل آنها قبل از اینکه ناشی از ضرورتها باشد ارادی بوده است و فراگیر نبوده اند. شکلیابی چپ منفرد غیر تشکیلاتی مولفه های دیگری خواهد داشت. اولا فراگیر است و مختصات فراگیر شدن را داراست و دوما تابعی از مناسبات حاکم بر تشکلهای سنتی نخواهد بود زیرا که شناخت کافی از آن مکانیزم های موثر فرقه گرائی را دارد و سوما مخاطب ان تمامی منفردین چپ و سراسری است. چهارم اینکه رهبر یا جمع رهبران نخواهد داشت, هر فرد یک رای و فرصت خواهد داشت. این طیف تشکل ستیز یا تشکل گریز نیست. فاصله این طیف با روابط غیر دمکراتیک و رهبران مادام العمر است و اینها نشانی ازخودویژه گی این سازمانیابی هستند… شکست چپ انقلابی در کشورمان را امروزه جای انکار نیست. این شکست تنها با قدرت سرکوب فاشیستی رژیم قابل تعریف نیست. ناتوانی رهبری چپ عامل دوم این شکست بوده است. ناموزون بودن توانایی های این رهبران و رشد و گسترش تشکل ها نیز از موضوعات قابل بحث است. آیا امروز و برای خروج چپ انقلابی از بحران همان افرادی که سی و چند سال قبل ناتوان در رهبری چپ بودند. به خود نقدی نداشته اند و میبایستی مکررا از سوی بدنه چپ موجود مورد سوال قرار بگیرند, میتوانند برای برآمد و عروج دوباره چپ انقلابی در خارج از کشور نسخه ای بهتر از آن دوران بپیچند؟ 

همگامی طیف گسترده منفردین سیاسی چپ ضرورتی عاجل!

بهروز سورن

حقیقت این است که طیف وسیعی از فعالین چپ از همکاری با احزاب و سازمانهای سیاسی سنتی هنوز موجود دوری میجویند و این طیف اغلب اعضا و کادرهای این نهادهای سیاسی بوده اند که در میان امواج انشعابات آنها به بیرون از دایره ارتباطات حزبی و سازمانی پرتاب شدند  یا به خواست و اراده خود از این تشکل های سنتی فاصله گرفتند.  حقیقت دیگر اینکه تنها این طیف نیستند که از ارتباط با نهادهای سیاسی موجود می پرهیزند. بلکه در ازای ریزش محسوس بدنه سازمانی آنها نیرویی جوان و تازه نیز به هر دلیلی این تشکلها را بازسازی نمی کند.

بعبارت دیگر روند بازسازی در چپ متشکل مختل است و ایستا و یا نموداری منفی دارند. اینها اما خود به آن آگاهند. با هر موج مبارزاتی در داخل کشور به ضرورت نزدیکی به یکدیگر و تشکیل یک نیروی قابل لمس از جمع جبری خود میرسند و با فرود خیزش های مردمی از حرارتشان و تحرک شان کاسته میشود.

با کنش طیفهای راست و معطوف به قدرت و با تاخیر طولانی کنشگری چپ متشکل نیز آغاز میشود و آنهم در سنتی ترین وجه سالهای ۵۷ تا ۶۰ خود و دعوت از چهره های سیاسی آن دوران که در شکست چپ کشورمان نقشهای کلیدی تاریخی داشته اند. گذر زمان کوچکترین تاثیری بر کردار چپ متشکل نگذاشته است.راهیایی برای خروج از رخوت چپ با همان افراد سیاسی چپ انجام میپذیرد که چهل سال قبل و خوشبختانه هنوز زنده اند. با همان چهره هایی که ناتوانی خویش را پیش تر از امروز به اثبات رسانده اند. چهره هایی که در حضور امروزه چپ سنتی نالایق نقش برجسته ای دارند و دیواره های تشکل های فرقه ای آنها رسوب کرده است و جلبک ها مانع از دیده شدن آنهاست.

شکست چپ انقلابی در کشورمان را امروزه جای انکار نیست. این شکست تنها با قدرت سرکوب فاشیستی رژیم قابل تعریف نیست. ناتوانی رهبری چپ عامل دوم این شکست بوده است. ناموزون بودن توانایی های این رهبران و رشد و گسترش تشکل ها نیز از موضوعات قابل بحث است. آیا امروز و برای خروج چپ انقلابی از بحران همان افرادی که سی و چند سال قبل ناتوان در رهبری چپ بودند. به خود نقدی نداشته اند و میبایستی مکررا از سوی بدنه چپ موجود مورد سوال قرار بگیرند, میتوانند برای برآمد و عروج دوباره چپ انقلابی در خارج از کشور نسخه ای بهتر از آندوران بپیچند؟

به گمان من طیف رهبری تشکل های سنتی یکی از موانع شکل گیری چپ نوین دمکرات بدور از سانترالیزم و گرایشات فرقه ای تشکل های سنتی موجود هستند. چنانچه این رهبری سنتی بطور جمعی تنها بعنوان مشاور و نه رهبر حضور یابند زمینه های حضور سیاسی و موثر چپ کشورمان در خارج از کشور و در تحولات جاری داخل کشور نیز فراهم خواهد شد.

اگر چه رفتار سیاسی و دمکراتیک برخی از تشکلها در حوزه های رسانه ای نشان از درجه ای از بلوغ نظری آنها میدهد اما در حوزه راهیابی برای خروج از سردرگمی و رخوت چپ متشکل نسخه شفابخش آنها همان مکانیزم های قدیمی و جمع جبری نهادهای سنتی است. نگاه کنید به سخنگویان آنها و مباحثه های ویدئو یی این طیف!

اینکه در شرایط کنونی طیف گسترده فعالین منفرد چپ غیر تشکیلاتی زیر ذره بین قرار گرفته اند نتیجه یاس عمومی و مشاهده ناتوانی و سنت گرایی بیهوده همین طیف هنوز متشکل است. ضرورت به میدان مبارزه آمدن و پشتیبانی محسوس از جنبشهای مردمی از سوی طیف گسترده فعالین منفرد چپ غیر تشکیلاتی ازهمینجاست. این امر متحقق نمیشود مگر با سازمانیابی این طیف.

این سازمانیابی پیش از آنکه ارادی باشد ناشی از ضرورتی است بی تردید و تاریخی. جنبش کارگری با مبارزات اخیر کارگران هفت تپه و فولاد اهواز و هپکو نشان داد که در شرف ورود به فاز جدید مبارزاتی است. جنبش معلمان و زنان و دانشجویی و بازنشستگان و کامیونداران علاوه بر خصلت سراسری بودنشان جوانه هایی از همبستگی را نیز نشان داده اند. این جنبشها بهمراه خیزش عمومی و میلیونی دیماه ۹۶ اما فاقد پشتیبانی و همبستگی در خارج از مرزها بوده اند. بی شک تلاشهایی پراکنده اما ضعیف را شاهد بودیم اما بسیار نازلتر از بنیه و پتانسیل بالقوه تبعیدیان و مهاجران ایرانی در خارج از کشور بوده است.

طیف چپ خارج کشور اگر چه در نهادهایی کارگری و یا چپ اتحادهایی نسبتا موفق داشته اند اما از حوزه نزدیکی های منطقه ای خویش و یا ارتباطات محدود و محصور خارج نشده اند. تشکیل آنها قبل از اینکه ناشی از ضرورتها باشد ارادی بوده است و فراگیر نبوده اند. شکلیابی چپ منفرد غیر تشکیلاتی مولفه های دیگری خواهد داشت. اولا فراگیر است و مختصات فراگیر شدن را داراست و دوما تابعی از مناسبات حاکم بر تشکلهای سنتی نخواهد بود زیرا که شناخت کافی از آن مکانیزم های موثر فرقه گرائی را دارد و سوما مخاطب ان تمامی منفردین چپ و سراسری است. چهارم اینکه رهبر یا جمع رهبران نخواهد داشت, هر فرد یک رای و فرصت خواهد داشت. این طیف تشکل ستیز یا تشکل گریز نیست. فاصله این طیف با روابط غیر دمکراتیک و رهبران مادام العمر است و اینها نشانی ازخودویژه گی این سازمانیابی هستند.

چنانچه جنبش سبز در سال ۸۸ تمایلات تغییرات بنیادین مردمی را بسوی اصلاحات تنزل داد و توانش را هم داشت اما خیزش عمومی و رادیکال مردمی در دیماه ۹۶ نه تنها بانگ سرنگونی رژیم را به صدا در آورد بلکه تمامی اصلاح طلبان را نیز انگشت بدهان باقی گذاشت. امروزه شکافی عمیق را در میان اصلاح طلبان و بخش راست ماتم زده باصطلاح چپ  خارج کشورخودنامیده را هم سردرگم کرده است.

این طیف که از آویزان شدن به بخشی از حکومت در هیچ برهه ای از تاریخ سراسر جنایت رژیم کوتاه نمی آمد امروزه و با پیوستن اصلاح طلبان به بخش حاکم خرامان خرامان بسوی رادیکال ها میخزند. گویا اتفاقی نیافتاده است و از دستبند و گردن بند سبز انها نیز خبری نیست. بیاد دارم که خیزش عمومی 88 مورد تائید نیروهای چپ سرنگونی طلب نیز بود. این پارادوکس در بطن این خیزش بود. اصلاح طلبان دست بالا را داشتند و با موسوی شان و کروبی شان بدنبال رای گم شده خود می گشتند.

اپوزیسیون چپ انقلابی در چنین شرایطی میبایستی که مولفه ای پر خروش برای هرچه رساتر کردن صدای دادخواهی این جنبش ها باشد.برای انجام این نقش نیازمند اقدامات بسیار گسترده تر و موثر تر از گذشته است. بحران سیاسی کنونی در خاور میانه و سایه جنگی ویرانگر برای کشورمان ضرورت حضور چپی توانا و آماده کارزار را به همه ما گوشزد میکند.

سایت گزارشگران پیش از این فراخوانی در ارتباط با تدارک سراسری در حمایت از کارگران کشورمان منتشر کرد و همچنان از همه آنان که دل پرسوزی برای مبارزان داخل کشور دارند تقاضا دارد که پیام این نوشته را پاسخی مثبت داده و به صفوف منفردین چپ مستقل بپیوندند.

sooren001@yahoo.de

19.06.2019

http://gozareshgar.com/10.html?&tx_ttnews%5Btt_news%5D=38126&tx_ttnews%5BbackPid%5D=23&cHash=eea1a76cc9ed83866e4abed90c2ff53a

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

اطلاعات

این ویودی در 19 ژوئن 2019 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: