اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

مبارزات ما ابزار رونق کسب و کار فعالان حقوق بشر است!: فریبا مرزبان

سال های تولانی ست در ادامه راهی که رفتیم به افشای رفتارها و سیاست های رژیم پرداخته ایم و برای پایان دادن به شکنجه و زندان شرایط بد حاکم بر زندان ها را بازگو کرده ایم… فعالان کنونی حقوق بشر با پذیرفتن و پیشنهاد کردن پروژه و جایزه در خارج از کشور سرگرم اند و جوایز مشروط اهدا می کنند. این در حالی ست که کمیساریای عالی شورای امنیت سازمان ملل متحد و دیگر سازمان های حقوق بشری گزارش های رسمی خود را منتشر می کنند بر پایه آنچه بر ما گذشته است؛ نه با بچه بازی چند تن که هنوز به بلوغ سیاسی نرسیده اند. و اساسن دغدغه آنها در جامعه، دست یابی مردم به “آزادی” نیست. و متاسفانه رابط ها با شرط و شروط جایزه پیشنهاد می دهند…هم شلاق خورده ایم، هم مشت و لگد. گریختن را تحمل کرده ایم و با همه این احوال دغدغه های آزادی خواهانه ی ما هنوز پایانی نیافته است و اکنون با ”شجاعت و تحمل سختی های بودن در گریختن“ به افشای جنایات درون زندان ها پرداخته و در دسترس همگانند تا کاری انجام بگیرد برای متوقف شدن اعمال شکنجه و اجرای احکام اعدام؛ نه برای کسب درآمد (جایزه مشروط)، شهرت و با تایید و همراهی در این نوع رفتارها بی عدالتی را گسترده تر بکنند…ما مبارزه و افشاگری کردیم تا مردم و جهانیان بدانند بر نسل انقلاب چه گذشت نه این که ابزار اعتبار و بالا بردن رونق کسب و کار فعالان حقوق بشر یک مشت خاین بشویم.

مبارزات ما ابزار رونق کسب و کار فعالان حقوق بشر است!

Fariba-Marzban-594x400.png
فریبا مرزبان
آشکار آشکارست حقوق بشری های کنونی از افشاگری های ما و از موقعیت هایی که در نتیجه مبارزه آفریده ایم و تلفات سنگین هم داده ایم برای خود و دیگر اشخاص خانواده همراه شان بهره برداری می کنند. اکثرن از هوادران پیشین حکومت اند؛ بسا هنوز هم جز هواداران انقلاب اسلامی هستند. هنگامی که رژیم به سرکوب مردم معترض و آزادی خواهان در استان های جنوب و غرب کشور و سپس دیگر شهرها دست زده بود، هم چون مدافعان حرم از مواضع سیاسی رهبر جمهوری اسلامی آیت ا… «خمینی» پشتیبانی می کردند.
مدافعان حرم به شناسایی و شناساندن شخصیت های مخالف حکومت به برادران پاسدار مستقر در دادستانی مشغول بودند؛ آن هنگام که «خمینی» گفت: بگیرید و بکوشیدشان. زندانیان سیاسی ایران در دهه خونین شصت خورشیدی از سوی نهادهای بین المللی پشتیبانی نشدند؛ چشم ها بر جنایات درون زندان ها و وقایع خشونت بار در جامعه بسته بودند. ۴۰ سال سخنی از حقوق بشر بر زبان کسی نیامد. مسوولان جمهوری اسلامی از بی پشتیبان بودن هر زندانی سیاسی مخالف همگون با ما در جهت متلاشی و نابود کردن آنها بهره برداری کردند.
از سال هایی می نویسم که خودمان بودیم؛ و سازمان های “عفو بین الملل و شوراهای عالی حقوق بشری” برای ما کاری نکردند. و چنانچه در دهه پیش کمیسیون های حقوق بشر در ایران طرف دارانی داشته اند؛ جرات نفس کشیدن نداشتند؛ تا دکانی باز کرده باشند. ترس از شرایط سخت حاکم و نداشتن انگیزه دفاع از باورها و شعارهای شان در هیچ کجا حضور فیزیکی پیدا نمی کردند. آهسته رفتند و آهسته آمدند و از آنها صحبت و سخنی شنیده نمی شد؛ همچون سخنرانان و طرف داران حقوق بشری کنونی در خارج از کشور نبودند که در تلویزیون ها و مجالس یک ساعت یک ساعت سخن می گویند و البته دریغ از یک جمله مفید برای شنونده.
گوش های ما که فعالان سیاسی- اجتماعی هستیم اسامی را نشنیده بود و از چگونگی فعالیت های این دو سازمان آگاهی در دست نبود؛ چه رسد بر این که حضورشان را در بی طرفی احساس کرده باشیم. اما اکنون گزارش های دو سازمان گفته شده بر اساس افشاگری ها و گزارش های تنظیم شده ما مبنی بر چگونگی اتفاقات درون زندان ها و چگونگی رفتارهای دادستانی جمهوری اسلامی تهیه می شوند. با زحمت مسیر را هموار کرده ایم تا کسانی که روزها راحت خورده اند و و شب ها آسوده خوابیده و از مدافعان حرم بوده اند؛ نمره مثبت و منفی به دیگران بدهند. گویی سختی کشیده ایم برای این ها، این دست از آدم ها که نه ما را می شناسند و نه ما با آنها آشنا بوده ایم.
سال های تولانی ست در ادامه راهی که رفتیم به افشای رفتارها و سیاست های رژیم پرداخته ایم و برای پایان دادن به شکنج و زندان شرایط بد حاکم بر زندان ها را بازگو کرده ایم.
فعالان کنونی حقوق بشر با پذیرفتن و پیشنهاد کردن پروژه و جایزه در خارج از کشور سرگرم اند و جوایز مشروط اهدا می کنند. این در حالی ست که کمیساریای عالی شورای امنیت سازمان ملل متحد و دیگر سازمان های حقوق بشری گزارش های رسمی خود را منتشر می کنند بر پایه آنچه بر ما گذشته است؛ نه با بچه بازی چند تن که هنوز به بلوغ سیاسی نرسیده اند. و اساسن دغدغه آنها در جامعه، دست یابی مردم به “آزادی” نیست. و متاسفانه رابط ها با شرط و شروط جایزه پیشنهاد می دهند.
آیا جوایز پیشنهادی بخاطر پاداش و قدردانی از زحمات پیشین شخص ست یا برای خریدن آینده کاندید؛ جایزه چند هزار یورویی و یا چند سد هزار …؟ به کسی چه مربوط است که برنامه آینده زندگی شخص کاندید چیست و در آینده چه می خواهد که انجام بدهد؟
مگر در آن هنگام که کسانی داوطلبانه و بدون چشم داشت مبارزه می کردند و با تلاش اقدامات شایانی انجام دادند تا سرانجام جمهوری اسلامی را کمی به عقب هل داده اند؛ مبارزات آنها مشروط بوده ست و یا صورتحسابی بابت آن ها نزد کسی فرستاده اند؟ صورتحساب برای تحمل روزهایی که انفرادی بوده اند و یا در اتاق شکنجه؟ یا صورتحساب روزها و شب هایی که بی خوابی کشیده اند و سال هایی که جهت افشاگری و پژوهش هزینه کرده اند؟
نکته دیگر صلاحیت نداشتن برخی است که رابط این سازمان ها و آژانس ها هستند؛ برای نویسنده گزیدن و اعتماد داشتن به چنین شخصیت هایی تعجب برانگیز است. اینها کجا و اعتبار سپردن مسوولیت ارتباط با برنده یا کاندیدایی … کجا که نمره قبولی و ردی بدهند!
حقوق بشری های کنونی از افشاگری های ما و از موقعیت هایی که در سطح بین الملل آفریده ایم برای خود و دیگر اشخاص خانواده شان بهره برداری می کنند. اینها که چند تن هستند؛ سال هاست حقوق ما را می دزدند و در واقع با موقعیتی که برای خود ساخته اند به بی عدالتی ها دامن زده و تبعیض اعمال می کنند. واقعیت توجیه اقداماتی ست که مصداق خیانت شده اند؛ در این صورت از جمهوری اسلامی چه انتظاری باید داشت؟
فراموش نمی کنیم همان ها هستند که در ایران هم در کنار رژیم سرکوب گر اسلامی ایستادند و با ما نبودند.
نسل کنونی و پشتیبان های پیدا و پنهان آنها هر چه که دارند و نانی که می خورند از مبارزات و جانفشانی های نسل ماست؛ بیش از این خیانت نه! معرفی و رسوا خواهید شد.
بی ریا به انتشار خاطرات پرداختیم. با از ”خودگذشتگی، پایداری و استقامت،“ شرایط حاکم بر زندان و دردهای پدید آمده از شکنجه را تجربه کرده و سبب تغییر شرایط امروز در جامعه گشته ایم.
هم شلاق خورده ایم، هم مشت و لگد. گریختن را تحمل کرده ایم و با همه این احوال دغدغه های آزادی خواهانه ی ما هنوز پایانی نیافته است و اکنون با ”شجاعت و تحمل سختی های بودن در گریختن“ به افشای جنایات درون زندان ها پرداخته و در دسترس همگانند تا کاری انجام بگیرد برای متوقف شدن اعمال شکنجه و اجرای احکام اعدام؛ نه برای کسب درآمد (جایزه مشروط)، شهرت و با تایید و همراهی در این نوع رفتارها بی عدالتی را گسترده تر بکنند.
اگر این گزارش ها نباشند با چه چیز رژیم جمهوری اسلامی محکوم می شود؟
انکار ناپذیر است که۴۰ سال حقوق ما پای مال شده است. حقوق ما را می دزدند و می دهند به طیف طرف دار حکومت اصلاح طلب ها، اعتدال گرایان، ملی- مذهبی ها و کسانی که به حسن روحانی رای می دهند و یا به آنها که برهنه در خیابان شانزالیزه رژه می روند و در محوطه باز موزه ها به اجرای سیرک می پردازند. میثاق ها و رابط هایی که ”حقوق ما“ را پای مال می کنند؛ خیانت به ما کرده اند؛ از جمهوری اسلامی چه انتظاری باید داشت؟
ما مبارزه و افشاگری کردیم تا مردم و جهانیان بدانند بر نسل انقلاب چه گذشت نه این که ابزار اعتبار و بالا بردن رونق کسب و کار فعالان حقوق بشر یک مشت خاین بشویم.
۲۵ فوریه ۲۰۱۹
Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

اطلاعات

این ویودی در 28 فوریه 2019 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: