اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

مارکس، سمفونی ناتمام- گفتار «ح» (۲۲): یورگن نفه – ترجمه و تلخيص: خ. طهوری/عدالت 

مارکس در سن ۲۵ سالگی برای خود این وظیفه را تعیین کرد که هیبت و نگاره‌ و آن قدرت بیگانه‌ای را که نهایتاً بر همه چیز حاکم می‌گردد، افشا کند. او در سن ۵۰ سالگی به هدف خود رسیده بود. رابطه به صرفه بودن و بارآور بودن امروز تفاوت زیادی با زمان مارکس ندارد. در آن‌زمان نیز مثل امروز رقابت، خلاقیت به همراه داشت و کسب و کار را فاسد می‌کرد. تا وقتی انحصار وجود نداشته باشد روند کار مطابق با قواعد بازار است. هرکس نخواهد در مسابقه موش‌های صحرایی شرکت داشته باشد، فنا خواهد شد…به نظر مارکس سرمایه‌داری یک سیستم دیوانه است که جهانی وارونه ایجاد می‌کند، جهانی که در آن واقعیات حتماً نباید منطقی باشد. این سیستم تضادهای خود را به مغز ما که هم‌زمان درون آخته و بیرون‌آخته‌ محسوب می‌گردد، حمل می‌کند…این‌که امروز به خاطر ضعف نیروهای چپ مردم گروه گروه به سوی پوپولیست‌های راستگرا جلب می‌شوند، نمی‌توانست مارکس را متعجب کند. برای او عقب‌گرد جزيی از پیشرفت است و در درازمدت به هر حال بشریت راه خود را خواهد پیمود و به قول مارکس این راه از من به ما و از فردگرایی به جامعه‌گرایی پیموده خواهد شد…طبیعت جاندار که در چارچوب آن اقتصاد صورت می‌گیرد، سیستم‌های باثباتی در جنگل‌های استوایی با میلیون‌ها سال قدمت پدید آورده، که در آن رشد و زوال در درازمدت تعادل خود را حفظ کرده بود، هر چند که امروز در ابعاد غیرقابل تصوری برای همیشه از بین می‌رود. مارکس تقریباً به این شکل آینده تیره‌ها را تصور می‌کرد…دولت‌ها روزبه‌روز بیش‌تر وابسته به کنسرن‌های تکنولوژی می‌گردند که علاوه برآن انتخابات را زیر نفوذ خویش قرار می‌دهند و تعیین می‌کنند چه نیرویی حکومت کند و برای آنان قاعده و مقررات وضع نماید. به زودی بدون آن‌ها و دانش انحصاری شده آن‌ها هیچ‌چیز ممکن نخواهد بود.

مارکس، سمفونی ناتمام (۲۲)

عدالت 

نويسنده: یورگن نفه


ترجمه و تلخيص: خ. طهوری

گفتار «ح» از فصل بيست‌ودوّم، بخش دوّم کتاب «مارکس، سمفونی ناتمام» در کتابخانۀ «عدالت» منتشر شد.

برای مطالعۀ اين اثر ارزنده به نشانی زير مراجعه کنيد:

http://www.edalat.org/ketabkhaneh/Marx Samfouni Natamam.pdf

در گفتار «ح» از فصل بيست‌ودوّم اين کتاب می‌خوانيم:

ح- مهر تأييد

مارکس در سن ۲۵ سالگی برای خود این وظیفه را تعیین کرد که هیبت و نگاره‌ و آن قدرت بیگانه‌ای را که نهایتاً بر همه چیز حاکم می‌گردد، افشا کند. او در سن ۵۰ سالگی به هدف خود رسیده بود. او تنها به عنوان یک آته‌ایست معتقد می‌توانست چیزی را که بسیاری با یک اثر صرفاً اقتصادی اشتباه می‌گیرند، خلق کند. فردی که معتقد بود بشریت هم این‌که از اسرار پشت پرده آگاه شود، قادر است از خداوند نیز عبور کند، فتیش سرمایه را مانع غیرقابل عبوری نمی‌دانست.


رابطه به صرفه بودن و بارآور بودن امروز تفاوت زیادی با زمان مارکس ندارد. در آن‌زمان نیز مثل امروز رقابت، خلاقیت به همراه داشت و کسب و کار را فاسد می‌کرد. تا وقتی انحصار وجود نداشته باشد روند کار مطابق با قواعد بازار است. هرکس نخواهد در مسابقه موش‌های صحرایی شرکت داشته باشد، فنا خواهد شد. این امر استثمارکننده و استثمارشونده را به هم پیوند می‌دهد. و در نتیجه جای تعجبی نیست که پیشرفت نیز دارای خصلت دوگانه می‌گردد.

به نظر مارکس سرمایه‌داری یک سیستم دیوانه است که جهانی وارونه ایجاد می‌کند، جهانی که در آن واقعیات حتماً نباید منطقی باشد. این سیستم تضادهای خود را به مغز ما که هم‌زمان درون آخته و بیرون‌آخته‌ محسوب می‌گردد، حمل می‌کند.

به نظر مارکس سرمایه‌داری یک سیستم دیوانه است که جهانی وارونه ایجاد می‌کند، جهانی که در آن واقعیات حتماً نباید منطقی باشد. این سیستم تضادهای خود را به مغز ما که هم‌زمان درون آخته و بیرون‌آخته‌ محسوب می‌گردد، حمل می‌کند. این امر به ویژه در نمونه وابسته ساختن بیمه بازنشستگی به بازارهای مالی بیش‌تر برجسته می‌گردد.


تصویر ایده‌آل سرمایه‌داری از «خلق سهامدار» آرزوی مشتاقانه‌ آن برای عدم وجود خلق انقلابی است. این خواست سرمایه‌گذار به عنوان اربابی نوظهور در هیأتی گمنام است. هرچند رابطه سیاسیِ تصحیح شده بین بالا و پايین در مواردی زیادی نحوه دستوری سربازخانه‌ای را به کمک توافق‌نامه‌های التزامی در مورد اهداف مورد نظر از میان برداشته، لکن حقیقت استثمار و کشيدن شیره کارگران تا نهایت ممکن از زمان مارکس تاکنون هیچ تغییری حاصل نکرده است. فقط این تفاوت وجود دارد که اکنون هر دو طرف اجازه دارند رؤیای نئوفئودالی خدمات ارزان را در سر بپرورانند؛ این یکی ستاد خانگی متشکل از خدمتکاران، درست مانند دوران مارکس و آن یکی البسه ارزان‌قیمت به وسيلۀ خدمات سرپایی و یا پیتزا سرویس.

این‌که امروز به خاطر ضعف نیروهای چپ مردم گروه گروه به سوی پوپولیست‌های راستگرا جلب می‌شوند، نمی‌توانست مارکس را متعجب کند. برای او عقب‌گرد جزيی از پیشرفت است و در درازمدت به هر حال بشریت راه خود را خواهد پیمود و به قول مارکس این راه از من به ما و از فردگرایی به جامعه‌گرایی پیموده خواهد شد.

این‌که امروز به خاطر ضعف نیروهای چپ مردم گروه گروه به سوی پوپولیست‌های راستگرا جلب می‌شوند، نمی‌توانست مارکس را متعجب کند. برای او عقب‌گرد جزيی از پیشرفت است و در درازمدت به هر حال بشریت راه خود را خواهد پیمود و به قول مارکس این راه از من به ما و از فردگرایی به جامعه‌گرایی پیموده خواهد شد. ما با چه شکست‌هایی هنوز روبه‌رو خواهیم بود را تنها می‌توان بعدها مشخص کرد.


فرض کنیم يک شهاب‌سنگ به سوی کره زمین درحرکت بود و با وحدت قوا ممکن بود از زوال کره زمین جلوگیری کرد، آیا بشریت همه توان خود را به کار نمی‌گرفت تا اشتراکاً خطر را از سر دور کند؟ آیا حال که مخلوق بشر، سرمایه‌داری که اکنون کورس نابودی از درون را انتخاب کرده، البته با این تفاوت که لحظه برخورد را نمی‌توان به دقت تعیین کرد، نباید بشریت به اقدام مشابهی دست زند؟

نسلی که این مسؤولیت تاریخی را احساس می‌کند شاید به دنیا آمده است. اگر این تصور حقیقت دارد بد نیست که او آثار مارکس را مطالعه کند. متفکران آینده می‌توانند نه تنها از او  بیاموزند، بلکه می‌توانند منطق طبقه حاکمه را بی‌هیچ ملاحظه‌ای تجزیه و تحلیل کنند. از آنجا که آن‌ها ظاهراً احساس می‌کنند که علم و دانش امروزی به فردی چون او نیازمند است، آثار او خارج از برنامه درسی دانشگاه‌ها مجدداً مطرح گردیده است. جلسات تدریس «سرمایه» در سطح جهان خریداران بسیاری پیدا کرده و روشنفکرانی که به مارکس استناد می‌کنند (مانند آدورنو) در حال حاضر بسیار مطرح هستند.

طبیعت جاندار که در چارچوب آن اقتصاد صورت می‌گیرد، سیستم‌های باثباتی در جنگل‌های استوایی با میلیون‌ها سال قدمت پدید آورده، که در آن رشد و زوال در درازمدت تعادل خود را حفظ کرده بود، هر چند که امروز در ابعاد غیرقابل تصوری برای همیشه از بین می‌رود. مارکس تقریباً به این شکل آینده تیره‌ها را تصور می‌کرد.

طبیعت جاندار که در چارچوب آن اقتصاد صورت می‌گیرد، سیستم‌های باثباتی در جنگل‌های استوایی با میلیون‌ها سال قدمت پدید آورده، که در آن رشد و زوال در درازمدت تعادل خود را حفظ کرده بود، هر چند که امروز در ابعاد غیرقابل تصوری برای همیشه از بین می‌رود. مارکس تقریباً به این شکل آینده تیره‌ها را تصور می‌کرد. به زعم مارکس اقتصاد باید از بوم‌شناسی سرمشق می‌گرفت، نه برای نجات ثروتمندان، بلکه برای نجات ثروت جامعه.


همان‌طور که مارکس پیش‌بینی کرده بود، سرمایه‌داری کردن امروز تا دورافتاده‌ترین نقطه جهان با اعمال کنترل مطلق به جلو رانده می‌شود. مصرف‌کنندگان – تولیدکنندگان (در اینجا مسأله رنگ سیاسی به خود می‌گیرد) بی هیچ مقاومتی اجازه می‌دهند که کنترل شوند و گمراه گردند و  زیر سلطه قرار داده شوند، زیرا فکر می‌کنند کنترل و هدایت خویش را در دست دارند و حاکم بر تصمیمات (خرید) خود هستند.


آلگوریتم‌ها گویی به طور ضمنی خود را در بخش‌های قدرت سیاسی نیز بی‌بدیل می‌سازند.

دولت‌ها روزبه‌روز بیش‌تر وابسته به کنسرن‌های تکنولوژی می‌گردند که علاوه برآن انتخابات را زیر نفوذ خویش قرار می‌دهند و تعیین می‌کنند چه نیرویی حکومت کند و برای آنان قاعده و مقررات وضع نماید. به زودی بدون آن‌ها و دانش انحصاری شده آن‌ها هیچ‌چیز ممکن نخواهد بود.

دولت‌ها روزبه‌روز بیش‌تر وابسته به کنسرن‌های تکنولوژی می‌گردند که علاوه برآن انتخابات را زیر نفوذ خویش قرار می‌دهند و تعیین می‌کنند چه نیرویی حکومت کند و برای آنان قاعده و مقررات وضع نماید. به زودی بدون آن‌ها و دانش انحصاری شده آن‌ها هیچ‌چیز ممکن نخواهد بود. شرکت‌های نرم‌افزاری در اصل این رویکرد را مدل تجارتی آینده خود برآورد می‌کنند.

آیا این اوج سرمایه‌داری خواهد بود؟ خصوصی‌سازی مطلق که دستگاه دولتی و مدیریت کشوری را نیز دربر گیرد؟ تا در چارچوب حفظ منافع سرمایه نه تنها آن را استثمار کند، بلکه نهایتاً آن‌را زیر سلطه خویش قرار دهد؟ احتمالاً انسان به آن هم خو خواهد گرفت.

http://www.edalat.org/sys/content/view/12679/38/

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

اطلاعات

این ویودی در 11 فوریه 2019 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: