اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

کوبا: همواره به پیش!: فولکر هرمزدورف – دنیای جوان/ تارنگاشت عدالت

آن‌که شایعه مرگش تبلیغ می‌شود نمرده است و به جای سوگواری، کوبای سوسیالیستی در این روزها ۶۰-مین سالگرد پیروزی انقلاب خود را جشن می‌گیرد. نه تجاوز و نه حملات تروریستی، نه توطئه و نه توصیه‌های مسموم دوستان دروغین، نتوانست خلق کوبا را که ۶۰ سال با موفقیت از دست‌آوردهای خود دفاع کرده، به زانو درآورد. ۶۰ سال پیش از این انقلاب کوبا در مبارزه علیه دیکتاتور «فلوگنسیا باتیستا» پیروز شد-نمونه کوبای سوسیالیستی در آمریکای لاتین بی‌نظیر است. کوبا تا امروز تنها کشور در قاره آمریکا است که شهروندان آن با وجود محدودیت‌هایی که همسایه شمالی آن‌ها ایجاده کرده‌اند، این حقوق بشر را تضمین کرده است. در حالی‌که اغلب کشورهای آمریکای لاتین هنوز با بی‌عدالتی اجتماعی و بیکاری توده‌ای و فقدان امکانات فرهنگی و تأمین بهداشتی ناقص و فقر و گرسنگی و خشونت روبه‌رو هستند، کوبا ۶۰ سال است که بر اغلب این شداید فايق آمده است.

کوبا: همواره به پیش!

تارنگاشت عدالت
 
منبع: دنیای جوان

نويسنده: فولکر هرمزدورف

۲ ژنوایه ۲۰۱۹
یک ضرب‌المثل آلمانی می‌گوید: «آنکس که شایعه مرگش زبانزد عام است، معمولاً طول عمر بیش‌تری دارد.»
هنگامی‌که گروهی از پارتیزان‌های بسیار جوان ریشو با موهای بلند روز ۱ ژانویه ۱۹۵۹ دیکتاتور کوبا «فلوگنسیا باتیستا» را که مورد حمایت واشنگتن قرار داشت از کشور بیرون راندند و یک هفته بعد نیروهای شورشی همراه «فرمانده بزرگ» فیدل کاسترو روس پس از مارش ظفرمند خود در کشور وارد پایتخت کشور هاوانا شدند، بسیاری از ناظرین پایان نزدیک آن و آغاز نظم نوینی را پیش‌بینی کردند. از آن زمان مخالفین انقلاب کوبا ولی همین‌طور برخی که خود را هوادار آن معرفی می‌کنند، بارها و به طور منظم ناقوس مرگ آن را به صدا درمی‌آورند. ولی پس از گذشت ۶۰ سال  مدل آلترناتیو جامعه کوبا هنوز بسیار زنده و جالب توجه باقی مانده است.

ارزشش را داشت
«خورگه انریکه خه‌رس بلیساریو» روزنامه‌نگار می‌گوید: «بدون کوبا و تاریخش من هرگز «خورگیتو» نمی‌شدم.» خورگیتو با بیماری فلج اسپاستیکی به دنیا آمد، نوعی بیماری که معمولاً زندگی مریض را به شدت و برای همیشه مختل می‌نماید. سیستم بهداشتی و درمانی و تعلیم و تربیتی پس از پیروزی انقلاب در کوبا کمک کرد تا او فردی متکی به نفس و مستقل بار آید و شغل ایده‌آل خود را دنبال کند. خانم معلم او در تعریف این به اصطلاح معجزه می‌گوید: «برای ما در کوبا مسأله اصلی سود و اقتصاد قوی تعیین کننده نیست. این‌ها تنها محصول‌های جنبی است. فاکتور تعیین کننده برای ما انسان است.» رشد و تکامل «خورگیتو» به گفته خودش قبل از انقلاب ممکن نبود و در عین‌حال تأيید ادعای فیدل کاسترو است که بارها تکرار می‌کرد که می‌توان جهان دیگری ساخت.

رد این نظر و از آن طریق نابودی انگیزه و امید میلیون‌ها نفر انسان، به ویژه در نیم‌کره جنوبی، نیات اصلی همه آن کسانی است که مدل کوبا را شکست‌خورده معرفی می‌کنند. مثلاً بنیاد کنراد آدنائور که به حزب دمکرات مسیحی آلمان بسیار نزدیک است، ده سال پیش طی مقاله‌ای نوشت: «ارزشش را نداشت. در ۵۰-مین سالگرد انقلاب کوبا با در نظر گرفتن تقریباً هر جنبه از وضعیت رقت‌بار این جزیره دریای کارائیب دلیلی برای صدور کارنامه مثبت و حتا پیروزمندانه آن موجود نیست.»

در رابطه با ۶۰-مین سالگرد انقلاب ما در رسانه‌های بورژوايی شاهد جنگ عظیمی از این نوع نقدها هستیم. چنین اظهاراتی که بیش‌تر بر پایه آرزو و نه سند و مدرک بنا شده، نه تنها وضعیت امروزی در آمریکای لاتین و در بخش‌های گسترده جهان را نادیده می‌گیرد، بلکه مناسباتی را نيز که قبل از انقلاب در کوبا حاکم بود، مسکوت می‌گذارد.

در سال ۱۹۵۸ تعداد مردم بیکار و نیمه‌کار از ۶۵۷ هزار نفر که تقریباً ۳۵ درصد از جمعیت شاغل را دربر می‌گرفت، گذشته بود. بیش از ۶۵ درصد از ۹۰۰ هزار کارگر کشاورزی فقط ۳ تا ۴ ماه در سال به کار اشتغال داشت و به همین دلیل در فقر و محنت زندگی می‌کرد. بیش از ۸۶ درصد از مردمانی که اغلب در کلبه‌های مخروبه زندگی می‌کردند از پوشش بهداشتی و درمانی برخوردار نبودند و برای ۶۴ درصد از کودکان مدرسه‌ای وجود نداشت.

وقتی که «ارنستو چه‌گوارا»ی پزشک در دسامبر ۱۹۵۶ با گروهی که از طرف فیدل کاسترو رهبری می‌شد در سواحل شرقی کوبا وارد خاک کوبا شد، در کوه‌های «سیه‌را مائسترا» با کودکانی برخورد کرد که «وضعیت جسمانی کودکان ۸ و یا ۹ ساله را داشتند در حالی که در واقع ۱۳ یا ۱۴ ساله بودند.» «چه» «کودکان سیه‌را مائسترا را محصول معتبر فقر و گرسنگی» می‌نامید. «آن‌ها قربانی سوءتغذیه بودند.» تنها ۱۱ درصد این کودکان می‌دانستند شیر چه طعمی دارد و تنها ۴ درصد از مردم کوبا گوشت مصرف می‌کردند. تا قبل از پیروزی انقلاب نیمی از جمعیت این کشور سواد خواندن و نوشتن نداشت. در حالی‌که وابستگان به اقشار بالايی اجتماع، سیاستمداران فاسد و عوامل دیکتاتوری باتیستا پس از پیروزی شورشیان کشور را ترک کردند تا در میامی منتظر پایان موعود «کابوس» گردند، بخش اعظم مردم کوبا از آزادی‌های سیاسی و خدمات اجتماعی که تا آن لحظه از آن محروم بودند برخوردار شد. حقوق بشر در داشتن بهداشت و فرهنگ و مسکن و برابری برای اولین بار در مرکز برنامه سیاسی کشور قرار گرفت.

اقدامات گسترده
پس از پیروزی در روز ۱ ژانویه سال ۱۹۵۹ انقلابیون بلافاصله ساختمان دولت جدید را آغاز کردند. در فوریه ۱۹۵۹ قانون اساسی موقت به تصویب رسید که روند انتقال را مقدور می‌ساخت. فیدل کاسترو گفت: «اگر انقلاب ۱۸۶۸ با آزادی بردگان آغاز شد، پس انقلاب ۱۹۵۹ وظیفه داشت جامعه را از یوغ انحصاری که به کمک آن اقلیتی مردم را استثمار می‌کرد، رها سازد. و رهايی از استثمار انسان از انسان به معنی لغو حق داشتن محصولاتی بود، که به جامعه تعلق دارد و باید به جامعه تعلق داشته باشد.»

روز ۱۷ مه ۱۹۵۹ اولین قانون در مورد اصلاحات ارضی به تصویب رسید و از آن طریق بزرگ‌زمین‌داران داخلی و خارجی خلع ید شدند و بیش از ۱۰۰ هزار دهقان به رایگان صاحب زمین شدند. در سال ۱۹۶۰ مالکیت انحصارهای خارجی بزرگ و سپس سرمایه‌داری ملی، ملی شد. به موازات آن تغییر و تحول قلعه‌ها و سربازخانه‌ها به مدارس آغاز گردید. کاسترو گفت: «مسأله اینجاست که دورافتاده‌ترین مناطق کوهستانی نیز بدون معلم نماند.»

تنها یک سال بعد سازوکار سوادآموزی با موفقیت به پایان رسید. در این سازوکار ۲۷۰ هزار نفر داوطلبانه و به عنوان آموزگار افتخاری شرکت داشتند. کوبا اولین کشور در آمریکای لاتین بود که بی‌سوادی را ریشه‌کن کرد.

دولت انقلابی همین‌طور فوراً به بهبود وضعیت بهداشتی و درمانی مردم پرداخت. در حالی که در دوران باتیستا در سال‌های ۱۹۵۶ و ۱۹۵۷ برای بخش بهداشت و درمان فقط ۲۲ میلیون پزو  در نظر گرفته شده بود این بودجه در سال ۱۹۶۹ به ۲۲۰ میلیون رسید. هر شهروندی در صورت بیماری طبق قانون حق برخورداری از درمان رایگان را داشت. در ماده ۹ قانون اساسی کوبا ۱۹۷۶ (که هنوز صادق است) دولت مؤظف است امکاناتی فراهم آورد که «هیچ مریضی در کشور بدون تأمین بهداشتی وجود نداشته باشد.» در ماده ۴۳ و ۵۰ قانون اساسی حق تأمین بهداشتی و درمان رایگان تضمین شده است.

بدیهی است که اکثریت مردم کوبا از انقلاب حمایت می‌کرد. با حمایت توده‌ای و تظاهرات عظیم «مجممع عمومی ملی خلق کوبا» روز ۲ سپتامبر ۱۹۶۰ «اولین منشور هاوانا» را به تصویب رسانید که در آن «استثمار انسان از انسان» محکوم و اهداف نظم اجتماعی دیگری فرموله شده بود. از جمله حقوق: حق دهقان برای داشتن زمین، حق کارگر برای برخورداری از ثمره کار خویش، حق کودکان برای داشتن تحصیلات دبستانی و حق جوانان برای تعلیمات حرفه‌ای، حق سیاه‌پوستان و مردمان بومی در حفظ مرتبت انسانی نامحدود، حق زنان  برای داشتن برابری حقوقی و اجتماعی و دستمزد و همین‌طور حق بیماران برای داشتن حمایت رایگان پزشکی و پرستاری بود. 

کوبا تا امروز تنها کشور در قاره آمریکا است که شهروندان آن با وجود محدودیت‌هایی که همسایه شمالی آن‌ها ایجاده کرده‌اند، این حقوق بشر را تضمین کرده است.

تحریم و ترور
مخالفین انقلاب تا امروز نتوانسته اند موفقیت‌های این انقلاب را بپذیرند. پس از این‌که شاخه‌های اصلی اقتصاد به مالکیت عمومی خلق درآمد، زمین‌داران بزرگ و صاحبان کارخانه‌ها همراه شرکت‌‌های آمریکایی علیه «شبح کمونیسم» در کوبا به پا خاستند. ريیس‌جمهور وقت آمریکا دوایت آیزنهاور در سال ۱۹۶۰ اولین تحریم‌ها را اعمال کرد که بعد چندین بار تشدید گردید و به کشورهایی که با کوبا رابطه اقتصادی داشتند نیز تعمیم داده شد.

کوبا تقریباً بیش از ۶۰ سال در شدیدترین و گسترده‌ترین محاصره اقتصادی و تجارتی و مالی که هرگز علیه کشوری اعمال نشده، قرار دارد. هدف کلیه این اقدامات در یادداشت دولت آمریکا متعلق به ۶ آوریل ۱۹۶۰ «تحریک یأس و نارضایتی در بین مردم به علت درماندگی اقتصادی» ذکر شده بود. به طور مشخص باید «ممنوعیت واردات و تراکنش مالی، اقتصاد را تضعیف نماید و به کاهش درآمدها بیانجامد و فقر و گرسنگی و بی‌نوایی و یأس ایجاد کند و از این طریق به سقوط دولت منجر شود.»

به موازات تحریم و محاصره، دولت ایالات متحده آمریکا دست به ایجاد و تقویت گروه‌های اپوزیسیون برانداز و اقدامات خرابکارانه و ترور زد. در اوایل دهه ۱۹۶۰ دولت کندی زیر عنوان «عملیات مونگوز» برنامه‌ای برای انجام بیش از ۳۰ اقدام مختلف تصویب کرد تا «رژیم کمونیستی را سرنگون سازد.» از جمله این اقدامات تبلیغ و سوءقصد به جان سیاستمداران کوبایی، خرابکاری‌های اقتصادی، ویران کردن مزارع نیشکر و کارخانه‌ها، مین‌گذاری بندرها، مسلح ساختن و تعلیم و تربیت نیروهای اپوزیسیون و اقدامات پنهانی واحدهای ویژه ارتش آمریکا برای عملیات در کوبا بود.

پس از حمله نافرجام  مزدوران CIA در خلیج خوک‌ها در آوریل ۱۹۶۱ ترور شهروندان و خرابکاری در تأسیسات کشور شدت یافت. روز ۶ اکتبر ۱۹۷۶ بلافاصله پس از آغاز پرواز از باربادوس درون هواپیمای DC-8 پرواز CU 455 شرکت هواپیمایی کوبا بمبی منفجر شد که به مرگ ۷۳ نفر سرنشین و خدمه هواپیما منجر گردید. مقامات باربادوس دو مأمور سابق سازمان سیا را مسؤول این انفجار معرفی کردند. هر دو تروریست که در سال ۱۹۹۷ یک سلسله از حملات تروریستی  علیه هتل‌ها در هاوانا و «واراده‌رو» ترتیب داده بودند، تا آخر عمر در آرامش کامل در میامی زندگی کردند و به طور منظم با مخالفین سیستم که در کوبا فعالیت داشتند، در ارتباط بودند. ترور (مانند محاصره اقتصادی) به عنوان گزینه‌ای برای سرنگونی دولت کوبا در طول حکومت ريیس جمهور باراک اوباما که خود را لیبرال جلوه می‌داد، ادامه داده شد. در آوریل ۲۰۱۴ مأمورین امنیتی کوبا ۴ نفر از مهاجرین کوبایی را که در ارتباط با مخالفین سیستم در جزیره قرار داشتند در کوبا دستگیر کردند. تروریست‌ها اعتراف کردند که قصد داشتند تأسیسات نظامی کشور را مورد حمله قرار دهند تا واکنش خشونت‌آمیز دولت را تحریک کنند. طبق یک برآورد موقت وزارت کشور کوبا، از زمان پیروزی انقلاب تا پایان سال ۲۰۱۴ در کوبا ۷۱۳ اقدام تروریستی صورت گرفته که به کشته شدن ۳۴۷۸ و مجروح و معلول شدن دايمی ۲۰۹۹ نفر منجر گردیده است.

چون محاصره، حمله و ترور از ۶۰ سال پیش تاکنون نتوانسته بر انقلاب کوبا پیروز گردد، باید ایجاد گروه‌های توطئه‌گر اپوزیسیون و پخش اخبار جعلی و سازوکارهای رسانه‌ای حداقل کمک کند چهره کوبا را در جهان خدشه‌دار نماید. در سال ۲۰۱۵ روزنامه‌نگار آمریکايی «ترایسی ایتن» در بلاگ خود زیر عنوان Along the Malecon نوشت آژانس آمریکايی NED و USAID و وزارت امور خارجه آمریکا بودجه دولتی «برنامه‌های دمکراسی» در کوبا را از ۲۰ میلیون دلار در سال ۲۰۱۵ به ۳۰ میلیون دلار در سال ۲۰۱۶ افزایش داده اند. علاوه برآن، فرستنده تبلیغاتی رادیو و تلویزیون مارتی که در سال ۱۹۸۵ ویژه بی‌ثبات کردن کوبا تأسیس شده بود با بودجه سالانه ۲۷٫۹ میلیون تاکنون ۷۷۰ میلیون دلار از مالیات مردم آمریکا را به خود اختصاص داده است. از سال ۲۰۱۳ «دفتر خبرگزاری کوبا» (OCB) که دولتی است هر هفته هزاران DVD و USB Sticks و SMS با تبلیغات دولتی آمریکایی از طرق غیرقانونی وارد کوبا کرده و بین مخالفین سیستم تقسیم می‌نماید. یک مجله خبری به نام El Pitirre هر دوهفته یک‌بار به ۷۵ هزار آدرس الکترونیکی در کوبا ارسال می‌گردد.

برای دولت آمریکا این‌ها ابزاری است تا مقدمات به اصطلاح «بهار عربی» در کوبا فراهم شود. برای این کار OCB باید شبکه‌ای از «خبرنگاران مستقل» تأسیس نماید که «بدون سانسور» از کوبا گزارش داده و با «رهبران جنبش دگراندیشان» مصاحبه انجام دهد. «وظیفه» آنان قبل از هر چیز تغذیه رسانه‌های خارجی با موضع‌گیری‌های «معتبر» از کوبا و در مورد کوبا است. «روزنامه‌نگاران مستقل» در کوبا تنها منبع گزارشات مشابه در مورد «زندانیان سیاسی» و یا نقض مفروض قوانین حقوق بشر است که اغلب اعتبار آن‌ها ثابت نشده و به طور منظم در رسانه‌های بزرگ غربی انتشار می‌یابد.

مخالفین انقلاب تنها از طرف ایالات متحده حمایت نمی‌شوند. مثلاً خانم «یوآنی سانچز» از طرف فرستنده رادیویی رسمی دولت آلمان «دویچه وله» حق‌الزحمه بسیار خوبی دریافت می‌کند و برنامه‌های ثابتی در این رادیو در اختیارش قرار دارد. از این‌رو ضدانقلاب از راه‌های بسیار ظریفی وارد می‌گردد. 

طیف راه‌های نفوذی و اجیر کردن مزدور از ایجاد رابطه از طریق برنامه‌های به اصطلاح امدادی برای بیماران مبتلا به ایدز و یا حمایت از آهنگسازان و یا راپرهای جوان و یا مؤسسات مشاورتی برای افراد دارای کار آزاد و یا اهدای بورس تحصیلی، کارگاه‌های ژورنالیستی و تبادل هنرمند گرفته تا ایجاد رابطه با محافل کلیسایی گسترده است. حامل اقدامات توطئه‌گرانه، سازمان‌های غیردولتی و کنسرن‌های رسانه‌ای و بنیادهای حزبی خارجی و هم‌چنین سازمان‌های بین‌المللی مثل «جامعه بین‌المللی برای حقوق بشر» و یا «گزارشگران بدون مرز» که هر دو گرایشات ارتجاعی دارند، می‌باشد.

موقعیت استثنایی
با این‌که هیچ‌یک از کشورهای منطقه مانند کوبا این‌چنین مورد حملاتی چون تحریم و محاصره و ترور و توطئه و سازوکارهای رسانه‌ای قرار نداشته اند، با این حال این جزیره سوسیالیستی امروز از نظر استانداردهای اجتماعی از همه کشورهای دیگر منطقه جلوتر است. در حالی‌که اغلب کشورهای آمریکای لاتین هنوز با بی‌عدالتی اجتماعی و بیکاری توده‌ای و فقدان امکانات فرهنگی و تأمین بهداشتی ناقص و فقر و گرسنگی و خشونت روبه‌رو هستند، کوبا ۶۰ سال است که بر اغلب این شداید فايق آمده است.

با وجود محاصره اقتصادی و تجارتی و مالی هیچ‌کس در کوبا از گرسنگی نمی‌میرد. هیچ کودکی در خیابان زندگی نمی‌کند. نرخ مرگ و میر اطفال و نرخ بی‌سوادی در کوبا پايین‌تر از ایالات متحده آمریکا و برخی از نقاط آلمان فدرال است. حد متوسط عمر در کوبا بالاترین حد متوسط در بین کشورهای آمریکای لاتین است در حالی‌که در هندوراس و کلمبیا و مکزیک و برزیل و دیگر کشورهايی که هوادار ارزش‌های غربی هستند همه ساله چندین و چند روزنامه‌نگار به قتل می‌رسند، آخرین قتل یک همکار رسانه‌ای در کوبا در سال ۱۹۵۸ یک سال قبل از پیروزی شورشیان صورت گرفت.

لغو خدمات اجتماعی از سوی دولت‌های نئولیبرال در آرژانتین و شیلی، فعالیت‌های تروریستی باندهای شبه‌نظامی در کلمبیا، فقر و گرسنگی و خشونت در هندوراس و گواتمالا و ال سالوادور و دیگر کشورهای آمریکای مرکزی که به مهاجرت و فرار صدها هزار نفر انجامیده و در آخر به قدرت رسیدن فرد فاشیستی چون «ژائیر بولسونارو» در برزیل، بزرگ‌ترین و پرجمعیت‌ترین کشور آمریکای جنوبی، انقلاب کوبا را به عنوان تنها آلترناتیو واقعی در کل قاره به نمایش می‌گذارد.

امروز در کوبا حفظ برابری حقوق و عدالت اجتماعی و انقلاب به عنوان آن‌چه که فیدل کاسترو در سال ۱۹۶۱ فرموله کرده بود، یعنی «انقلاب سوسیالیستی و دمکراتیک مردم ساده، به کمک مردم ساده و برای مردم ساده» به عنوان بزرگ‌ترین چالش اجتماعی و سیاست داخلی در سال‌های آینده در وهله نخست اهمیت قرار دارد. برای این کار کشور از نظر سیاسی بسیار مستحکم است. در انتخابات پارلمانی در ماه مارس روند تغییر نسل ادامه پیدا کرد. ۷۸ درصد از ۶۰۵ نماینده جدید بعد از ۱ ژانویه سال ۱۹۵۹ به دنیا آمده اند. با ۴۸ سال حد متوسط عمر نمایندگان مجلس شورای ملی، کوبا دارای یکی از جوان‌ترین پارلمان‌های دنیاست.

همین‌طور ريیس جمهور جدید کوبا «میگل دیاس کانل» که ۵۸ سال عمر دارد و مهندس الکترونیک است، جزو رؤسای جوان کشور و دولت در جهان قرار دارد. ۵۳ درصد نمایندگان مجلس را زنان تشکیل می‌دهند و از این نظر کوبا پس از رواندا دومین کشور در سطح جهان است که تعداد نمایندگان زن مجلس از نمایندگان مرد بیش‌تر است.

نوادگان پارتیزان‌ها که در سال‌های آینده سیاست‌های کوبا را تعیین خواهند کرد مؤنث و جوان و انقلابی هستند. دیگر آن‌ها نباید با تفنگ برای استقلال کشور خود مبارزه کنند. سلاح‌های آنان امروز کتاب و میکروسکپ و تیغ جراحی و حیطه فعالیت آنان آزمايشگاه‌های تحقیقاتی و اتاق‌های عمل و تأسیسات آموزشی و هیأت‌های تحریریه آن‌لاین است. خلق نقش سیاهی‌لشگر بازی نمی‌کند، بلکه به عنوان حاکم اصلی ضامن و نیروی محرکه انقلاب است. این امر در جلسات مشورتی و مذاکره در مورد قانون اساسی نوین که طی آن در ماه‌های اخیر ۸٫۹ میلیون شهروند در بیش از ۱۳۳ هزار همایش در کارخانه‌ها و دفاتر اداری و محله‌ها و تأسیسات آموزشی شرکت نمودند به خوبی مشاهد می‌شد. رفراندم خلق در مورد قانون اساسی جدید قرار است روز ۲۴ فوریه ۲۰۱۹ انجام شود که مصادف با سالگرد انقلاب ۱۸۹۵ و آغاز دومین جنگ استقلال‌طلبانه علیه سلطه استعماری اسپانیا است. ريیس‌جمهور «دیاز کانل» نتیجه بحث و گفت‌وگوها را این‌طور فرموله کرد: «ما خلقی هستیم که قطب‌نمای ارزش‌هایی را که ۵۰ سال ما را هدایت کرده است از چشم دور نخواهیم کرد.»

سوسیالیسم یا مرگ
تنها آنانی که واقعیت‌ها را نادیده می‌گیرند و یا نفی می‌کنند می‌توانند مدل کوبا را «شکست خورده» معرفی کنند. درست عکس آن صادق است: انقلاب تا امروز با شکست روبه‌رو نشده. پس از ۵۰۰ سال سلطه بیگانه در کوبا با این انقلاب برای اولین بار رؤیای قهرمان ملی کوبا «خوزه مارتی» در مورد کشوری آزاد و مستقل و حاکم به واقعیت پیوست. رهبر این انقلاب فیدل کاسترو اولین ريیس کشور و دولت در تاریخ کوبا بود که از مقام خود برای ثروت‌اندوزی شخصی سوءاستفاده نکرد و به ساز دولت‌های خارجی و کنسرن‌های فراملیتی نرقصید و در مقابل ایالات متحده یا به قول خوزه مارتی «هیولای شمالی» با موفقیت مقاومت کرد.

نه تجاوز و نه حملات تروریستی، نه توطئه و نه توصیه‌های مسموم دوستان دروغین، نتوانست خلق کوبا را که ۶۰ سال با موفقیت از دست‌آوردهای خود دفاع کرده، به زانو درآورد. فیدل کاسترو مدام تأکید می‌کرد: نه با این‌که، بلکه درست چون کوبا راه سوسیالیستی را انتخاب کرد، این کشور به دست‌أوردهای فوق‌العاده نايل گردید. کاسترو که معمولاً سخنرانی‌های خود را با Patria o muerte! (میهن یا مرگ) به پایان می‌برد، آن‌را بعدها با اشاره به آلترناتیو «سوسیالیسم یا بربریت» که روزا لوکزامبورگ در سال ۱۹۱۶  مطرح کرد، آن را با جمله «سوسیالیسم یا مرگ» پایان می‌داد.

آن‌که شایعه مرگش تبلیغ می‌شود نمرده است و به جای سوگواری، کوبای سوسیالیستی در این روزها ۶۰-مین سالگرد پیروزی انقلاب خود را جشن می‌گیرد.

http://www.edalat.org/sys/content/view/12607/38/
Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

اطلاعات

این ویودی در 11 ژانویه 2019 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: