اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

زمستان میرود و روی سیاهش به ذغال می ماند، و حزب رنجبران ایران در مبارزه طبقاتی پاسخش به» چه می شود ؟ » و «چه باید کرد؟» چیست: ر.دیلم

انقلاب مجلس مهمانی نیست، جنگی طبقاتی است که مرتجعان برای ادامه سلطه خود بر ما تحمیل کرده اند و راهی جز ادامه مبارزه در پیش نداریم… هنگامی که در سطح جهانی ملت ها برای بدست آوردن استقلال خود از یوغ استعمار و امپریالیسم آزادی میخواستند، توده های سراسر جهان در پی دمکراسی و برابری و بهبود زندگی خفت بار خود بویژه د ر کشورهای پیرامونی به کارزاری سراسری پیوسته بودند، جوانانی از ایرانیان را می یافتی که  در پی سازماندهی سیاسی و نجات ایران و انقلاب بودند. از هاوانا تا بیروت، از الجزیره تا پکن، دسته های از خود گذشته، خود را برای شرکت در مبارزه برای انقلاب کردن در دوره های آموزشی آماده می کردند. از سوی دیگر  دستگاه امنیتی شاه ساخته و پرداخته سی آی ای و موساد از یک تیغ دولبه علیه نیروهای چپ و کمونیست استفاده می کرد. یکی دستگیری، شکنجه و اعدام و دیگری دستگیری، شکنجه و گرفتن اقرار و نمایش های تلویزیونی. شیوه ای که رژیم جمهوری اسلامی هم پس از آن ادامه داد… درد و غم مبارزان کمونیست از این تاریخ سراسر مقاومت که راهش با خون بهترین فرزندان خلق گلگون شده است، نیست، هر بار و هر زمان رفیقی را که با شعار مرگ بر شاه و یا مرگ بر خمینی زیر شکنجه می بردند و به جوخه های اعدام می سپردند، کمونیستها غم و درد از دست دادن بهترین ها را به نیرو تبدیل می کردند و در ادامه مبارزه استوار تر گام بر می داشتند اما در این مسیر سخت گلگون شده گاهی شکنجه ها و گلوله های شکر آلود توان مبارزه  را از رفیقی می گرفت و متاسفانه به ابزاری در دست دشمن تبدیل می شد. درد ورنج چنین وضعی بیشتر وسنگین تر میشد هنگامی که گروهی گری و سکتاریسم بعضی ها را تا آنجا به انحراف می کشید که با دشمن همسو می شدند و کل مشی و تشکیلات ما را زیر سوال می بردند. این سبک کار چه در دوره شاه و چه امروز همچنان بکار گرفته شده و باید به نقد کشیده شود چون کاملن در خدمت دشمنان طبقاتی کمونیست ها و کارگران است.

زمستان میرود و روی سیاهش به ذغال می ماند

در  راه انقلاب حوادثی رخ می دهد و تجاربی به دست می آید  که در آغاز کار تصورش را هیچگاه نتوان کرد و تنها در مسیر راه و در پراتیک اجتماعی است که قابل رویت میشود و شرایط برای برخورد بدان میسر می گردد. ما از نسلی بودیم که سرودمان از مقاومت کمونیست های  استالینگراد در برابر  متجاوزان  هیتلری  به نظم در آمده بود و فریاد هایمان از ایستادگی روزبه ها در میدان های تیر حکایت داشت. از آن زمان تا کنون چندین دهه می گذرد. در این سال ها صد ها هزار انقلابیون کمونیست وکارگران در  مبارز برای رهایی و برابری جان خود را  فدا کرده اند. در این جا از قهرمانان انقلابی نمی خواهم حرفی بزنم، میخواهم از رژیم های جنایتکار حاکم در ایران که با زور، شکنجه و اعدام به زندگی سیاسی نکبت بار خود ادامه داده اند و سیاست سوء استفاده آنها از عناصری که در جریان مبارزه طبقاتی خط عوض کردند اشاره ای داشته باشم. شصت سال از اولین دیدار پرویز نیکخواه، پنجاه سال از دیدار او با شاه و چهل سال از اعدام او توسط خمینی میگذرد.

 پرویز نیکخواه را در روز اول کالج وست مینستر در لندن سال 1958 وقت نهار ملاقات کردم و پس از یکی دو جلسه معلوم شد از یک ریشه سیاسی جان گرفته ایم، دست رفاقت دادیم.

در آن زمان هنگامی که مبارزه طبقاتی در جامعه ایران در حال گسترش بود و جنبش نوین کمونیستی و کارگری با نقد رفرمیسم و رویزیونیسم حزب توده ایران سکوت مرگبار سال های پس از کودتای آمریکایی بیست هشت مرداد را شکسته بود و جوانان بویژه محصلین ودانشجویان  پای درعمل برای تغییر انقلابی و رهایی از سلطه آمپریالیسم و دارودسته وابسته به آن برخاسته بودند. هنگامی که در سطح جهانی ملت ها برای بدست آوردن استقلال خود از یوغ استعمار و امپریالیسم آزادی میخواستند، توده های سراسر جهان در پی دمکراسی و برابری و بهبود زندگی خفت بار خود بویژه د ر کشورهای پیرامونی به کارزاری سراسری پیوسته بودند، جوانانی از ایرانیان را می یافتی که  در پی سازماندهی سیاسی و نجات ایران و انقلاب بودند. از هاوانا تا بیروت، از الجزیره تا پکن، دسته های از خود گذشته، خود را برای شرکت در مبارزه برای انقلاب کردن در دوره های آموزشی آماده می کردند. از سوی دیگر  دستگاه امنیتی شاه ساخته و پرداخته سی آی ای و موساد از یک تیغ دولبه علیه نیروهای چپ و کمونیست استفاده می کرد. یکی دستگیری، شکنجه و اعدام و دیگری دستگیری، شکنجه و گرفتن اقرار و نمایش های تلویزیونی. شیوه ای که رژیم جمهوری اسلامی هم پس از آن ادامه داد.

در آن زمان هر جوانی که به صفوف انقلابیون می  پیوست می دانست با چه دشمنی روبروست و اولین درس دوره های آموزشی حل مسئله مرگ و زندگی بود. تنها کسانی می توانستند در شرائط خشن دوران سلطه ی محمد رضا شاهی به مبارزه ی متشکل ادامه دهند که بی هراس از مرگ  خود را نوسازی می کردند. اما پراتیک لازم بود تا  معلوم شود چقدر این امر نهادینه شده است. زندگی آموزگار درستی بود، در جریان مبارزه  یاد می گرفتیم در برابر تیغ دولبه ساواک باید از روش های چند لبه ی مشت در برابر مشت را بکار بریم. در نتیجه هر وقت از میان  ما  رفیقی در نیمه را ه باز می ماند  و توانائی اش را در ادامه مبارزه از دست می داد، ضمن تلاش برای نجاتش هنگامی که دیگر رفتنی بود همگی  به او کمک می کردیم که به زندگی عادی خود بر گردد و دوستی و رفاقت مان حفظ شود، بر این عقیده بودیم روزی دگر بار باز خواهد گشت. هر وقت از میان ما رفیقی را دستگیر می کردند و با شکنجه های شدید او را به جوخه های اعدام می سپردند می نوشتیم و فریاد می کردیم: انقلاب مجلس مهمانی نیست، جنگی طبقاتی است که مرتجعان برای ادامه سلطه خود بر ما تحمیل کرده اند و راهی جز ادامه مبارزه در پیش نداریم. اما نوع دیگری هم داشتیم: هر وقت از میان ما رفیقی را زیر شکنجه به قصد کشت توسط نیروهای امنیتی  به زانو در می آوردند و با نمایش های رسانه ای ضدکمونیستی توسط رژیم همراه می شد با تبلیغات زهر آلود گروهای ضد سازمان انقلابی برای توجیه سیاست های سکتاریستی و گروه گرایانه ی خود روبرو می شدیم. بی شک رهبری رویزیونیستی حزب توده در این سیاست و روش نقش اساسی را داشت و در این چهل سال حکومت اسلامی دستگاه های امنیتی آن از همان حربه علیه حزب رنجبران ایران  استفاده کرده است. بیخود نیست که دستگاه های تبلیغاتی رژیم جنایتکار خمینی با استفاده از پرونده های دورغین ساواک علیه کمونیستها، تاریخ را جعل می کند، به نفی کامل مبارزات افتخار آمیز جوانان چپ و کمونیست دهه ی چهل وپنجاه می پردازند. از  رفقای سازمان انقلابی، کادر های جان باخته آن که در برابر شکنجه ها تا آخر ایستادند و از کمونیسم و راه پر افتخار تشکیلات خود دفاع کردند حرفی نیست اما مقالات و کتاب ها در باره یکی دوتا از عناصری که وادادند و از کمونیسم بریدند، می نویسند. بی شک تاریخ نویسان راستگو دهه ی چهل و پنجاه را یکی از پر فروغ ترین سال های خروج جنبش نوین کمونیستی و کارگری ایران خواهند نوشت که به درستی ستون اصلی خیزش جنبش های توده ای علیه شاه را آماده کرد و بی شک مبارزات کنفدراسیون جهانی نقش بسزایی داشت. براین دو دهه باید دهه ی شصت را هم باید اضافه کنیم که دهه ا ی بازهم پر افتخاردر مقاومت کمونیستها است که اینبار در میزانی گسترده تر پا به میدان گذاشته بودند.

اما درد و غم مبارزان کمونیست از این تاریخ سراسر مقاومت که راهش با خون بهترین فرزندان خلق گلگون شده است، نیست، هر بار و هر زمان رفیقی را که با شعار مرگ بر شاه و یا مرگ بر خمینی زیر شکنجه می بردند و به جوخه های اعدام می سپردند، کمونیستها غم و درد از دست دادن بهترین ها را به نیرو تبدیل می کردند و در ادامه مبارزه استوار تر گام بر می داشتند اما در این مسیر سخت گلگون شده گاهی شکنجه ها و گلوله های شکر آلود توان مبارزه  را از رفیقی می گرفت و متاسفانه به ابزاری در دست دشمن تبدیل می شد. درد ورنج چنین وضعی بیشتر وسنگین تر میشد هنگامی که گروهی گری و سکتاریسم بعضی ها را تا آنجا به انحراف می کشید که با دشمن همسو می شدند و کل مشی و تشکیلات ما را زیر سوال می بردند. این سبک کار چه در دوره شاه و چه امروز همچنان بکار گرفته شده و باید به نقد کشیده شود چون کاملن در خدمت دشمنان طبقاتی کمونیست ها و کارگران است.

پنجاه سال پیش پرویز نیکخواه پس از دفاع جانانه اش از عقاید کمونیستی اش در دادگاه و کشیدن پنج سال زندان رنگ عوض می کند و طی نامه هائی به اعضای کنفدراسیون جهانی و رفقای تشکیلاتی سابقش می نویسد شاه انقلاب سفید را دارد دنبال می کند، مستقل است و وقت آنست بدان پیوست. نوشت شما می دانید با سربلندی در دادگاه از نظراتم دفاع کردم.

پنج سال ونیم زندان را پشت سر گذاشته ام ولی راهی را که رفته ایم اشتباه است.

پس از سه دهه دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی هم بار دیگر تحت عنوان » ترور شاه » دست به جعل تاریخ زده شمس آبادی سرباز گارد را که در جریان کاخ مرمر کشته شد فدائی خمینی و جنبش اسلامی معرفی کرده است و در عین حال با طرح مسئله پرویز نیکخواه که بدست جلادان خمینی در همان روزهای انقلاب اعدام شد، به لجن پراکنی نسبت به جنبش چپ پرداخته است. رژیم جمهوری اسلامی و دستگاهای امنیتی آن  با اوج گیری جنبش کارگری پس از خیزش صد شهر در دیماه 96 و مقاومت همه جانبه کارگران هفت تپه و اتوبوس رانی تهران در برابر طرح ایجاد تشکلات زرد، دست به تبلیغات وسیعی علیه جنش چپ زده و برای خوش خدمتی به قدرت های ضد کمونیست جهانی همانند حکومت شاه خطر کمونیسم را در ایران جار می زند. در ماه گذشته مجله » نامه اقتصاد « روی جلد خود را با تیتر درشت با عکس لنین به همین موضوع اختصاص داد و به سران حکومت هشدار داد که از مارکسیست – لنینیست ها غافل مانده اید که سازماندهندگان جنبش دیماه بودند و برای براندازی نظام مشغول سازماندهی می باشند.

ر.دیلم

***

حزب رنجبران ایران از زمان تشکیل تا بحال مسیر پر پیچ وخم و سختی را گذرانده وهمچنان براین باور است که بدون یک حزب انقلابی که از وحدت کمونیستها بوجود آید و در پیوند فشرده با طبقه کارگر باشد، انقلاب سوسیالیستی که امروز به بدیل اجتناب ناپذیر جامعه ایران تبدیل شده است تحقق نخواهد یافت… باید یکی شویم، باید حزب کمونیست را از یکی شدن کمونیستها بوجود آوریم، باید بیش از پانزده میلیون کارگر را یاری دهیم تا متشکل  شوند و بر چنین استخوانبدی طبقاتی اتحادی بازهم وسیع تر و عظیم تر برای پیروزی در انقلاب سوسیالیستی به پیش رویم… حزب رنجبران ایران از یک مسیر بغرنجی برای  حفظ استحکام افکار هدایت کننده اش گذشته و امروز روی اصول کمونیسم علمی، دفاع همه جانبه از دستاوردهای عظیم طبقه کارگر جهانی و کلیه مارکسیست – لنینست های جهان، همچنان به راه انقلاب تا آخر با براندازی کل نظام سرمایه داری جهانی، امپریالیسم و ارتجاع محلی ومنطقه ای، برای جهانی بدون ستم، بدون تبعیض،جهانی خالی از استثمار انسان از انسان مبارزه می کند. و در برابر پرسش » چه می شود؟ » پاسخش اینست انقلاب خواهد شد و برای اینکه این انقلاب منحرف نشود و بسود مردم تکامل یابد در برابر پرسش دوم » چه باید کرد؟ » حزب رنجبران ایران  روی مشی سیاسی مبارزه برای پیروزی بدیل کارگری در برایر بدیل های بورژوازی و سرمایه داری و امپریالیسم مبارزه می کند…

 درباره: حزب رنجبران ایران در مبارزه طبقاتی

حزب رنجبران ایران در مبارزه طبقاتی پاسخش به» چه می شود ؟ » و «چه باید کرد؟» چیست

برای پاسخ به این پرسش ها ضروریست اشاره ای کنیم که این حزب در این سال های طولانی و قبل از تاسیس تشکلاتی که آنرا بنیاد گذاشتند چه گونه به این پرسش ها پاسخ گفته اند ،سیر تکاملی آنها با رشد وانکشاف جامعه چه بوده است . چهار دهه از ایجاد حزب رنجبران ایران می گذرد. تشکیل دهندگان آن  9 تشکل کمونیستی که سالهای طولانی در امر سازماندهی کمونیستی در شرایط سخت دیکتاتوری محمد رضا شاه در گیر بودند از طریق تبادل نظر و راه یابی مشخص و در محیطی گرم ورفیقانه با آموزش و مشورت در کلیه سطوح تشکیلات با هدایت کمیته مشترک وحدت پایه ریزی شد. کادر های تشکیل دهندگان اولیه » کمیته وحدت « که در همان ماه های اول سال 58 تشکیل شد و حدودن یک سال در تدارک برگزاری اولین کنگره حزب  کارکردند، اکثرن نمایندگان بازماندگان لشکر خونین کمونیست هایی بودند که دو دهه در نقد مشی رفرمیستی حزب توده ایران برای یافتن راه انقلابی مبارزه ی نظری همه جانبه ای را  به پیش برده، در عمل انقلابی برای ایجاد حزبی از نوع بلشویکی آن شرکت کرده و کادر ها و اعضای آن جان خود را بی دریغ در راه کمونیسم فدا کرده بودند. از میان آنها سازمان انقلابی حزب توده ایران دارای سابقه ی طولانی تر و ارتباطاتی گسترده تر بود که با ارائه جمعبندی از پراتیک شانزده ساله خود و سند پایه ای بنام پلاتفرم وحدت مارکسیست- لنینیستها برای ایجاد حزب کمونیست ایران در کمیته وحدت 9 تشکل بالا  شرکت کرد. در اینجا ما تنها اشاره ای به شانزده سال مبارزه ی سازمان انقلابی داریم. جا دارد یاد آوری کنیم که هشت سازمان دیگر هم در همین مسیر بنا به توانایی های خود  کارکرده و از تجربه عملی مبارزاتی بر خوردار بودند.

حزب رنجبران ایران از زمان تشکیل تا بحال مسیر پر پیچ وخم و سختی را گذرانده وهمچنان براین باور است که بدون یک حزب انقلابی که از وحدت کمونیستها بوجود آید و در پیوند فشرده با طبقه کارگر باشد، انقلاب سوسیالیستی که امروز به بدیل اجتناب ناپذیر جامعه ایران تبدیل شده است تحقق نخواهد یافت. امروز حزب رنجبران ایران با توجه به اوضاع و پراتیک خود وظیفه مبرم و فوری جنبش کونیستی و کارگری ایران را ایجاد یک حزب متحد انقلابی بر اساس اصول، برنامه و تاکتیک می داند و بر این نظر است که شرائط برای انجام چنین وظیفه ای هر روز آماده تر می گردد. چرا که از سویی آگاهی طبقاتی و لزوم تشکل سیاسی پیشرو طبقه، کادرهای فعال را به لشکر عظیم کار عرضه می کند که به نوبه خود نقش مهمی در مبارزه با تفرقه کنونی دارد و از سوی دیگر اکثریت رفقای کمونیست از این تفرقه و گرایش سکتاریستی به ستوه آمده اند و خواهان خاتمه دادن به این وضع هستند. بدست آوردن این مواضع و نقطه نظر ها در مسیر یک راه راست وصافی بدست نیامده است، ده ها افتادن ها و برخاستن ها، اشتباهات و تصحیحات حتی انحرافات و غلتیدن به چاله های اپورتو نیستی چپ و راست بوده است، اما در طول این مسیر کمونیسم علمی و پافشاری کادرها روی اصول آن توانسته حزب را به ادامه راه انقلابی پرولتاریا سوق دهد. این یکی از ویژگی های حزب رنجبران است که  با تما م فرازو نشیب هایش امروز همچنان در سمت انقلاب پرولتاریای ایستاده و از کمونیسم دفاع می کند.  این ارزیابی که حزب کمونیست باید از وحدت کمونیست ها شکل بگیرد در پشت خود یک پراتیک شصت ساله دارد. در طول این مسیر هرجا با تشکل های کمونیستی روبرو شده ضمن دست همکاری دادن به آنها روی یکی شدن و ایجاد یک حزب متحد از کل جنبش کمونیستی پافشاری کرده است .حزب در تجربه آموخته است از یکسو باید بعنوان گردانی از جنبش کارگری و کمونیستی با معیار های حزب سازی لنینی به کار  مستقل خود بپردازد و از سوی دیگر باید برای ایجاد حزب یکی شده و متحد کمونیستی که براساس اصول و برنامه مشترک کمونیستی بوجود می آید مبارزه کند. همه راه های دیگر جز انحلال طلبی و گروهی گری ثمره ای به بار نخواهد آورد. در شرایط اجتماعی ایران که دیکتاتوری  ضدکارگری و کمونیستی بیداد می کند، امپریالیسم و بورژوازی هیچگاه به طبقه کارگر این امکان را نداده و نخواهند داد که در بستر مبارزات جاری به خود آگاهی و تشکیلات سیاسی کمونیستی خود برسد. این واقعیت تاریخی از زمان ایجاد حزب کمونیست ایران حدود یک قرن پیش تا به امروز ادامه یافته است. درست با توجه به شرایط است  که کمونیست ها باید در هر قدم به جلو وموازی بارشد وگسترش جنبش کارگری سلول های کمونیستی یکی شده، زبده و مخفی در میان توده ها بوجود آورد. جنبش دیماه 96 که در صد شهر ایران و تا ده روز دوام یافت تحولی تاریخی در مسیر جنبش کارگری ایران بوجود آورد که امروز بزرگترین لشکر تغییر را توده های وسیع کارگری و پابرهنگان و نیروهای آگاه طبقاتی و کمونیستها وسوسیالیستها تشکیل می دهند. جنبش دیماه عبور از یک مرحله ی «انتخاب بد از بدتر» و نه به ارتجاع داخلی وامپریالیسم جهانی بود و تائید مشی سیاسی پرولتاریا  که امروز اکثریت نیروهای چپ وکمونیست مهر تائید بدان می زنند. این یک پیروزی بزرگی برای جنبش کارگری ایران است و شاید آیندگان جنبش دیماه را تولدی نوین برای صعود طبقه کارگر به حساب آورند.

ماتریالیست های تاریخی اوضاع و تکامل مبارزه طبقاتی را همیشه در پیوند با گذشته مورد بررسی قرار می دهند و  در پرتو تجارب گذشته و اوضاع مشخص حال برنامه و سیاست های خود را پایه می ریزند. جمعبندی های پراتیک و مبارزات به ما کمک می کند تا از یکسو بهتر به چگونگی رسیدن به مواضع کنونی خود پی ببریم و چرا بر روی چنین مواضعی ایستاده ایم.

سازمان انقلابی حزب توده ایران در روند پایه ریزی چون یکی از نقد های اساسی اش از رهبری حزب توده بی عملی و خارج نشینی بود در همان آغاز با رفتن گروهی ازاعضای بریده از رهبری  به ایران بعنوان معیاری در پیوستن به آن مشخص کرد و تشکیلاتی را سازمان داد که اعضا و کادر هایش می بایستی پای در رکاب باشند و طبق ا حتیاج به داخل روند و در مبارزه طبقاتی تحت شرایط دیکتاتوری سیاه پهلوی فعالیت کنند. این باز گرداندن آب رفته به جوی و مسیر درست بود. بعد از سرکوب خونین کودتای بیست وهشت مرداد، تلاشی سازمان افسری و فرار رهبری حزب توده به خارج، آغازی نوین و انقلابی بود که نسلی جوان پرچم آنرا بلند کرد. درست در پیروی از سیاست شرکت در عمل انقلابی و رفتن به ایران، سازمان انقلابی به مبارزه مسلحانه در جنوب ایران در میان ایل قشقائی پیوست و دو نفر از کادر های سازمان انقلابی رفقا عطا کشکولی و ایرج کشکولی را از خارج برای شرکت در آن  مخفیانه به داخل گسیل داشت. در آنزمان ایران در یک شرایط بحرانی قرار داشت و مردم کارد به استخوانشان رسیده بود و سازمان ارزیابی می کرد که  شرائط برای مبارزه مسلحانه فراهم است و از یک جرقه حریق بر خواهد خاست و بر این اساس دو رفیق سازمان انقلابی که در دوره های آموزشی حزب کمونیست چین که تجربه انقلاب پیروزمند چین را بیان می کردند شرکت کرده بودند و با توجه به اینکه محلی و سابقه مبارزاتی در میان ایل داشتند هنگامی که قیام بهمن قشقائی برپا شد برای اینکار انتخاب شدند. یکسال هم این گروه مسلحانه دوام داشت ولی با حیله وزیر دربار وقت اعلم و پشت قران امضا کردن و امان دادن به بهمن قشقائی او را به تور انداختند و در نتیجه گروه مسلحانه هم چون براساس وابستگی های ایلی بوجود آمده بود  پراکنده شد و معلوم شد قسم شاه و اعلم خدعه ای بیش نبوده چون او را پس از تسلیم شدن به جوخه اعدام سپردند.  عطا و ایرج با کاردانی و آگاهی به منطقه توانستند از محاصره و سرکوب توسط نیروهای دولتی بیرون روند و پس از گذستن از مناطق کوهستانی و راه پیمایی طولانی خود را به بندر عباس برساندند و از آنجا با کمک تشکیلات به دبی و از دبی به اروپا منتقل شوند. سازمان انقلابی اولین تجربه مبارزه مسلحانه خود را پس از جدا شدن از رهبری حزب توده جمعبندی کرد و تحت نامه ای از جنوب در  «توده « ارگان سازمان انقلابی انتشار داد.

در همان زمان با حادثه معروف به کاخ مرمر که یک سرباز جانباز دربار شمس آبادی در قصر شاه قصد کشتنش را کرده بود، رفقای ما را جمعی دستگیر کردند و اتهام تروریست به آنها زدند. دستگیری آنها که اکثرن از اعضای کنفدراسیون بودند حرکتی بس  متحد کننده در خارج کشور بوجود آورد و با تشکیل دادگاه علنی در تهران و دفاع مستدل پرویز نیکخواه در رد اتها مات تروریستی از یکسو و دفاع از فعالیت های کمونیستی گروه و افشای وضع امنیتی جامعه، صدای جنبش نوین کمونیستی جدا از رهبری حزب توده را به کلیه محافل چپ و مترقی رساندند و جان تازه ای به جنبش چپ دادند. احکام طولانی زندان و سرکوب شدید ساواک عملن این تجربه را هم به شکست تشکیلاتی کشاند با اینکه هر دو تجربه توانست از لحاظ سیاسی پیروزی بزرگی را به سود مشی پای در عمل بودن بدست آورد و از لحاظ تشکیلاتی سازمان انقلابی در برابر رهبری حزب توده توانست بیش از نود درصد اعضای حزب توده را به خود جلب کند. درس اساسی این دو تجربه این بود که سازمان باید خط مشی توده ای را در پیش گیرد و امر کار در میان کارگران را اساس قرار دهد. هربار که در حرکت عملی انقلابی سازمان شرکت می کرد با اینکه در نبرد با دشمن طبقاتی و دستگاه های نظامی و امنیتی آن شکست می خورد اما منطق سازمان ادامه مبارزه بود چون از همان آ غاز به منطق طبقه کارگر مبارزه، شکست بازهم مبارزه  تا پیروزی خود را مسلح کرده بود و اعضا و کادر هایش آگاهانه جرات به روبرو شدن با دشمن قوی تری را در خود تقویت می کردند. بیخود نبود که کمی دیرتر هنگامی که اسماعیل شریف زاده رهبر  پیشمرگان انقلابی حزب دمکرات ایران و ملا آواره از سازمان برای پیوست به آنها دعوت شد  یکی از کادر های رهبری را فورن برای ایجاد ارتباط با گروه مسلحانه به کردستان گسیل می دارد و با ملحق شدن نماینده سازمان انقلابی به گروه پاتیزانی محلی و روشن شدن مواضع رهبری جنبش که خود را مارکسیست می دانستند و با استقبال توده ی دهقانی منطقه روبرو شده بودند. سازمان انقلابی بر اساس گزارش رفیق رهبری اعزامی گروهی از کادرهای خود را که در چین و کوبا و فلسطین دوره های تعلیماتی دیده بودند از جمله دو پزشک که در خواست مبرم رفیق اسما عیل شریف زاده بود، به کردستان اعزام کرد. متاسفانه هنگامی کادر های سازمان انقلابی به کردستان رسیدند که رژیم ایران با همدستی دارودسته بارزانی توانسته بودند با سیاست محاصره و سرکوب پیشاهنگان گروه مسلحانه را از جمله شریف زاده و ملا آواره را به قتل برسانند. اما همچنان منطق سازمان انقلابی مبارزه، شکست، مبارزه بود. باردیگر سازمان باید به آن دو سئوال پاسخ می داد: چه می شود و چه باید کرد؟ اولین گام جمع بندی از تجربه مبارزه مسلحانه و شکست آن بود. رفقای سازمان انقلابی توانستند با کمک اتحادیه میهنی کردستان بازماندگان گروه مسلحانه را پیدا کنند و مشترکن اوضاع را پس از آن بررسی نمایند. نتیجه جمعبندی این بود که باید به کار طولانی تری برای در میان کارگران و زحمتکشان ده بپردازند و مهمتر اینکه با کل جنش سراسری باید پیوند فشرده ای  بر قرار باشد و این امر تنها از طریق یک حزب کمونیست امکان پذیر است. درست است که این سه حرکت عملی سازمان انقلابی بخاطر توازن قوا و تاکید روی مبارزه مسلحانه جدا از توده ها به شکست رسید اما در اینجا این پای در عمل بودن سازمان انقلابی ثمره ای ببار آورد که همچنان تا به امروز پا برجاست. تماس با حنبش مقا ومت مردم در ایل قشقائی و جنبش انقلابی کرد و مبارزه برای بردن کمونیسم علمی به میان انقلابیون راستین از خود گذشته کرد که بنا بر  گفته رهبرانی چون جلال طالبانی و نوشیروان مصطفا نقش مهمی را در این زمینه  به سازمان انقلابی داده اند. اما اوضاع کردستان و تغییرات سریع در اوضاع ایران بویژه جمعبندی از یک دهه سازماندهی پراکنده  رهبری سازمان انقلابی را به نتایج عملی نوینی رساند که این سیاست تا انقلاب 57 هفت ادامه یافت: ایجاد تشکیلات داخل، گسیل رفقای شناخته شده با تغییر هویت به داخل، گسترش کار توده ای بویژه در میان کارگران، ایجاد تشکیلات حزبی در کویت و دبی برای گسیل کادر های شناخته شده، تجدید تربیت آنها با کارکردن در شرایط کاری بسیار سخت ودر عین حال جلب نیرو از میان کارگران ایرانی مهاجر در منطقه. بدین ترتیب سازمان توانست  نه تنها با تمام سرکوب های یکی پس از دیگری توسط رژیم جنایتکار پهلوی زنده باقی بماند  و هربار که رفیقی را اعدام می کردند جوانان دیگری را برای ادامه مبارزه متشکل سازد بلکه کار مخفی و علنی را باهم تلفیق دهد، تشکیلات خارج کشور را کاملن و همه جانبه در خدمت تشکیلات داخل نوسازی نماید. این مقاومت و ایستادگی مشت محکمی بود به دهان وادادگانی از میان صفوف سازمان که نتوانستند به تعهد خود به جمع وتشکیلات وفادار بمانند و به صف دشمن پیوستند و کار عمده شان مبارزه با سازمان انقلابی و نیروهای چپ و کمونیست بود.

مبارزه ی سخت، بغرنج سازمان برای ایجاد حزب کمونیست که در بریدن از حزب توده بعنوان وظیفه مرکزی مشخص شده بود از یک روند همه جانبه ایدئولوژیک – سیاسی گذشت. سازمان انقلابی حزب توده ایران به درستی به این جمعبندی رسید که بریدن از حزب توده نمی تواند محدود به تشکیلات باشد، باید و اساسی تر است که در قلمرو ایدئولوژیک و سیاسی گسترش یابد و عمیق شود. این مبارزه تاریخی تا به امروز همچنان علیه اپورتونیسم راست حزب توده و رویزیونیسم هنگامی که رهبری به طرفداری از خط سه مسالمت آمیز خروشچف بر خاست ادامه یافته است.  در آن زمان که  تازه نوک دکل انحراف بزرگ تاریخی رویزیونیسم نمایان شده بود و رفیق مائوتسه دون با جمعبندی داهیانه اش از مبارزه بین دو خط مشی در جوامع سوسیالیستی  اولین نقد خود را بر نظرات رهبر حزب کمونیست ایتالیا رفیق تولیاتی نوشت، مبارزه ای سخت جهان کارگری و کمونیستی را فرا گرفت. پایه گزاران سازمان انقلابی جزو اولین پرچمداران این جنبش نوین ضد رویزنونیسم در ایران بودند و در اولین کنفرانس خود که در تیرانا تشکیل شد قاطعانه علیه رویزیونیسم حزب کمونیست شوروی موضع گرفتند. بدین ترتیپ حزب رنجبران ایران نه تنها در عمل از مبارزه ای سخت گذشت بلکه با برافراشتن پرچم سرخ اندیشه مائو تسه دون  و مبارزه ای بی امان علیه رویزیونیسم مدرن از لحاظ ایدئولوژیکی چون سنگ خارا در برابر حملات همه جانبه حزب توده ایران، چریک های دنباله رو آنها تا به امروز ایستادگی کرده است. این مبارزه تا آنجائی پیش رفته که رهبری حزب توده و چریک های اکثریت در همکاری با دستگاه های امنیتی رژیم اسلامی تشکیلات حزب رنجبران را لو می دادند و آقای نگهدار در مصاحبه تلویزونی با بی بی سی نه تنها به آن اقرار دارد بلکه چنین جنایتی را هنوز هم درست می داند.

خوب باید یک نکته مهمی را در این سیر تکاملی  باز گو کرد. عقاید صحیح از آسمان نازل نمی شود، خط مشی صحیح انقلابی برای رهایی طبقه کارگر و بشریت در دورانی که نظام سرمایه داری در تمام زمینه ها از فرهنگ گرفته تا دین و روابط خانوادگی حرف اول را می زند و حتی احزاب کمونیست را مثل حزب بلشویک و  حزب کمونیست چین را از  گردونه انقلابی و طبقه کارگر بیرون پرت می کند. سازمان انقلابی و حزب رنجبران ایران مبارزه بی امانی را علیه نظرات انحرافی که هر چند یک بار در درونش شکل می گرفت به پیش برد و با تاکید پافشاری بر اصول کمونیسم علمی هر بار توانست با جمعبندی از پراتیک خود، با انتقاد وانتقاد از خود، با آموزش و کمک آموزشی به رفقایی که دچار اشتباه شده بودند و خواست نوسازی داشتند، به نوسازی ادامه دهد. حزب رنجبران ایران از یک مسیر بغرنجی برای  حفظ استحکام افکار هدایت کننده اش گذشته و امروز روی اصول کمونیسم علمی، دفاع همه جانبه از دستاوردهای عظیم طبقه کارگر جهانی و کلیه مارکسیست – لنینست های جهان، همچنان به راه انقلاب تا آخر با براندازی کل نظام سرمایه داری جهانی، امپریالیسم و ارتجاع محلی ومنطقه ای، برای جهانی بدون ستم، بدون تبعیض،جهانی خالی از استثمار انسان از انسان مبارزه می کند. و در برابر پرسش » چه می شود؟ » پاسخش اینست انقلاب خواهد شد و برای اینکه این انقلاب منحرف نشود و بسود مردم تکامل یابد در برابر پرسش دوم » چه باید کرد؟ » حزب رنجبران ایران روی مشی سیاسی مبارزه برای پیروزی بدیل کارگری در برایر بدیل های بورژوازی و سرمایه داری و امپریالیسم مبارزه می کند و برای پیشبرد این مشی و ایجاد شرایط برای پیروزی اش درسه زمینه فعالیت کنونی خود را سازمان می دهد:

یکم

ایجاد حزب متحد بلشویکی را که  افکار هدایت کننده اش کمونیسم علمی، ساختمان تشکیلاتی اش بر استخوابندی کارگران پیشرو استوار باشد ودر  سبک کار از خط مشی توده ای – از توده به توده ها، انتقاد وانتقاد از خود و مرکزیت براساس دمکراسی پیروی کند در دستور کار مبرم و ضروری خود قرار داده است و درست در خدمت این وظیفه روی وحدت کمونیستها ویکی شدن پافشاری می کند.

دوم

مبارزه برای بسط و گسترش تشکل های کارگری طبق شرائط مشخص هر واحد تولیدی و ایجاد شوراهای کارگری هرجا و هر زمان میسر است چه بدون چنین وحدت و تشکیلاتی از کارگران نه بدیل سوسیالیستی می تواند اجتماعی شود و نه حزب کمونیست متحدی شکل بگیرد .

سومین

مبارزه برای ایجاد وسیعترین اتحاد توده ها از کلیه نیروهایی که دوستان و طرفداران بدیل کارگری دربرابر بدیل بورژوازی وسرمایه داری و امپریالیسم  هستند.

به باور حزب رنجبران ایران که از مسیر طولانی، سخت و بغرنجی گذشته و راهش با خون بهترین فرزندان خلق گلکون است انجام چنین وظایفی عملی است و پیروزی بدیل سوسیالیستی ممکن. باید یکی شویم، باید حزب کمونیست را از یکی شدن کمونیستها بوجود آوریم، باید بیش از پانزده میلیون کارگر را یاری دهیم تا متشکل  شوند و بر چنین استخوانبدی طبقاتی اتحادی بازهم وسیع تر و عظیم تر برای پیروزی در انقلاب سوسیالیستی به پیش رویم .

به پیش بسوی یکی شدن وایجاد حزب متحد کمونیست ایران

به پیش بسوی بسط وگسترش تشکلات مستقل کارگری درسراسرایران

به پیش بسوی بسیج عظیم ترین توده های ستمدیده، استثمار شده برای پیروزی انقلاب سوسیالیستی

ر.دیلم

 

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

اطلاعات

این ویودی در 31 اکتبر 2018 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: