اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

سخنی در مورد حزب سازی، و بحران دولت سازی پارلمانتاریستی: ک.ابراهیم

علت اصلی و تعیین کننده آگاهی اندک درست از ضرورت مبارزه ی طبقاتی در ایجاد حزب، تلاش نکردن در تهیه ی خط مشی سیاسی درست  انقلابی مشترک، تشکیلات مستحکم صاحب نفوذ درمیان توده ها و گام درعمل داشتن متکی به صحت سیاست خود، می باشد که نفوذ یافتن پایه ای وسیع درمیان استثمار شده گان و ضرورت ایجاد حزبی آگاه و متکی بر داشتن تئوری و سیاستهای درست انقلابی درعمل، مبارزه طبقاتی جدی و پیشرو مطمئن و سرسختانه پیروز را تضمین می کند…دوجهان بینی متضاد در حفظ یا در رد  » از خود بیگانگی» و دامن زدن به نظامهای طبقات حاکم فرقه گرا در زیر پرچم سرمایه داری ویا جهان بینی متشکل شدن در زیرپرچم جهان بینی کمونیستی دربراندازی طبقاتی متکی برمالکیت  خصوصی بر وسایل تولید و مبادله و برقراری مالکیت اشتراکی و اجتماعی از نظر تاریخی در برابر یکدیگر صف کشیده اند. هم اکنون کمونیستها باید در مقابل یکی ازاین دو موضع نظر خود را مشخص کنند:  «برقرارباد فرقه گرائی، نخبه گرائی سرمایه جهانی!» ، یا «زنده باد وحدت کمونیستها و کارگران جهان»! یا «زنده باد پلورالیسم سیاسی – تشکیلاتی!»، یا «زنده باد وحدت انترناسیونالیسم پرولتاریائی»!

سخنی در مورد حزب سازی

ک.ابراهیم

اگر به حرکت حزب سازی درچند صد سال اخیرنظام سرمایه داری در اروپا ودر حفظ حاکمیت آن توجه داشته باشیم، این روند اساسا برپایه ی دو بینش گسترش ازخودبیگانگی درمیان توده های مردم و رقابت جوئی در خدمت خود، گردآوری عده ای حول منافع طبقاتی نظام خویش شکل گرفت. ترفند برقراری وجود روابط دموکراتیک پارلمانتاریستی درهرکشور و حق انتخاب حاکمان از طریق استفاده از»حق رای دهی همه گانی»، به ایجاد تشکلهای احزاب مختلف و شرکت آنها در رای گیری ها مورد استفاده قرار دادند. انتخاب شدن نماینده در پارلمان از میان احزاب، با جوَ رقابت درمیان طبقات و حتا طبقه ی خود و تغییرسیاستهای روزمره ی موجود، به روشی از حکومت داری تبدیل گشت. درعین حال نظام سرمایه داری و تقسیم توده های مردم به دنباله روان احزاب مختلف از بخشهای مختلف طبقه سرمایه دارو غیره، و درواقع دامن زدن به فرقه تراشی رقابتی اختلاف اندازدر میان مردم با تجدید انتخابات هر چند سال یکبار به سود حفظ نظام سرمایه داری، کلاه گشادی برسر مردم گذاشته اند. این ترفند » دمکراسی پارلمانی» به حدی امروز با این که صدها سال پراتیک انتخابات پارلمانی قادر به نشان دادن حقانیت رای گیری از توده های مردم نشده وبا تشکیل دولتهای اقلیت به عنوان غاصبان اکثریت تقلبی توسط اقلیت دارنده گان وسایل تولید تبدل شده اند، که به بحران این نظام رسوای «دموکراتیک اقلیتی» درکلیه این کشورها کشیده شده اند و هم اکنون کمتر کشور پیشرفته سرمایه داری را می توان یافت حاکمان با 70% رای مردم به قدرت رسیده باشند.

جنبشهای 100 سال  حزب سازی در ایران نیز، به طور سخیفانه ای درتلاش برای مشروع نشان دادن وتامین سلطه ی طبقات استثمارگر و ستم گر، با به عاریت گرفتن از نظامهای سرمایه داری غرب ، انتخابات در تشکیل دولت با شروع افراد مرتجع مدافع حاکمان و یا احزاب معلوم الحال شروع شد. نیروهای آزادی خواه نیز درمقابله با نظام دیکتاتوری نیمه فئودالی – نیمه مستعمره وابسته به امپریالیسم برای استقرار کشور دموکراسی نوین و نهایتا گذار به سوسیالیسم، به دلیل وجود استبداد فئودالیسم جان سخت سلطنتی – مذهبی آسیائی سرکوب گر و دخالت  گری امپریالیسم کشورهای غربی، به تشکیل و بقای فعالیت احزاب و دولت مستقل و مترقی پایدار نایل نشده و با سرکوب بربرمنشانه ی حاکمان،  متلاشی گشته اند. در جریان این نظام تفرقه انداز توده های مردم، بخشی از روشنفکران نخبه، به جای درک شرکت در نظام پارلمانتاریستی حزب سازی و تهیه ی مرامنامه و دعوت از توده ها در حزبی پیشرو و قوی و متحد در مقابله با نظام سرمایه داری، به شرکت در سازمانها و احزاب و فرقه های متعددی پرداختند. این تشکلها،  خود را تنها و بهترین نماینده این اکثریت استثمارشده و ستم دیده عرضه کردند. بدین ترتیب علاوه براحزاب صاحبان سرمایه بزرگ و متوسط و کوچک، اینان نیز درمیان کارگران و زحمت کشان، دامنه ی فرقه گرائی های متعدد و ناپایداری در آشفته گی و ناتوانی در هدایت سیاسی آگاهانه ی مردم نقش مثبتی در عمل نشان نداده و فرقه گرائی را رواج دادند.

بدین ترتیب، بروزاین واقعیت ناشی ازتشکیل حزب ویا سازمان، سرکوب، بازهم تشکیل تجمع و سرکوب مجدد، تشکیل و نهایتا شکست تشکل مترقی و نهایتا تن دادن به فرقه ها، احزاب مترقی مخالف حاکمان، تاکنون موفقیتی در خدمت به طبقات تحت ظلم و ستم و یافتن نفوذ قابل توجه به دست نیاورده اند. علت اصلی و تعیین کننده آگاهی اندک درست از ضرورت مبارزه ی طبقاتی در ایجاد حزب، تلاش نکردن در تهیه ی خط مشی سیاسی درست  انقلابی مشترک، تشکیلات مستحکم صاحب نفوذ درمیان توده ها و گام درعمل داشتن متکی به صحت سیاست خود، می باشد که نفوذ یافتن پایه ای وسیع درمیان استثمار شده گان و ضرورت ایجاد حزبی آگاه و متکی بر داشتن تئوری و سیاستهای درست انقلابی درعمل، مبارزه طبقاتی جدی و پیشرو مطمئن و سرسختانه پیروز را تضمین می کند.

هم اکنون نگاهی به عمل کرد رژیم جمهوری اسلامی در تلاش برای ایجاد سندیکای موازی در برابر سندیکاهای مستقل مبارز موجود نظیر سندیکاهای شرکت اتوبوسرانی واحد تهران وحومه و سندیکای نیشکر هفت تپه و غیره، درست دررواج دادن فرقه گرائی در درون جنبش کارگری برای تضعیف مبارزات درخشان این سندیکاها سیاست ضدانقلابی را درپیش گرفته اند.هدف اصلی این نظام مرتجع سرمایه داری ارتجاع حاکم کشاندن مبارزات کارگران به زیر نفوذ آنها است. اما در مبارزه با این تلاش مذبوحانه، عناصر آگاه طبقه کارگر به مبارزه علیه این سیاست تفرقه انداز قد عَلَم کرده اند، درحالی که فرقه گرایان مدعی کمونیست بودن در دنباله روی از فرقه گرائی طبقات  اقشار ارتجاعی پافشاری نموده و شعار وحدت کمونیستها را به فراموشی سپرده و برای افشا نشدنشان در حد وحدتهای سیاسی خود را پنهان ساخته اند.

بدین منظور خوشبختانه تئوری سازمان یابی و حرکت مبارزاتی طبقه کارگر براساس مبارزات پیروزمندانه ی طبقه کارگر و توده های زحمت کش با دقت بی نظیر در تئوری کمونیسم علمی جمعبندی شده و در اختیار کمونیستها قرار داشته و تنها انتظار ازمدعیان کمونیست این است که از آنجا که مبارزه طبقاتی درمسیر پیشروی خود به خودی مملو از خودخواهی ها جلو نرفته و براساس تئوری کمونیسم علمی به مثابه مشعل راهنمائی حرکت کرده و در سنگلاخها و شوره زارها و باتلاقها خود را گرفتار نمی سازدباید بااحساس عمیق طبقاتی گام برداشت. از جمله برای متحد شدن و نهایتا یکی شدن دربرنامه حزبی واحد کمونیست طبقه کارگر متکی براصول کمونیسم و وحدت روی نکات اساسی استراتژی و تاکتیکهای انقلابی، در هرکشور، حرکت یک پارچه اول ولی محدود را باید شروع کرده و با توجه به تعمیق وحدت متکی بر اجرای مرکزیت – دموکراتیک حزبی واحد مشترکا سیاستها در زمینه های مختلف را مشترکا یافته و حرکت انقلابی خود را به طور منضبط و استواری به پیش برد.

متاسفانه به علت شکست ناشی از عدول کمونیستها در به کاربستن کمونیسم علمی و نقد آن با گرویدن به انحراف رویزیونیستی مدرن و پست مدرن به جای وحدت ایدئولوژیک – سیاسی کمونیستی، جنبش جهانی کمونیستی را ازجمله در حزب سازی کمونیستی به منجلاب فرقه گرائی کشاندند. برای نشان دادن این واقعیت به تاریخ جنبش کمونیستی مراجعه کنیم: بیش از170 سال پیش مارکس و انگلس «مانیفست حزب کمونیست» را در مشخص کردن راه مبارزه ی طبقاتی طبقه کارگر و روشنفکران، در پایان این اثر علمی تاریخی با شعار «کارگران تمام کشورها، متحد شوید»!  نقش مخرب احزاب «سوسیالیسم فئودالی، بورژوائی، آلمانی یا حقیقی خرده بورژوائی تخیلی» رهنمود روشنی ارائه دادند که عدول از این شعار ماهیت هر تشکل کمونیستی را باید زیر سئوال برد. زیرا پافشاری روی فرقه گرائی در جنبش کمونیستی و گام برنداشتن در طرد فرقه گرائی دیدگاهی ارتجاعی است به مثابه ترمزی در ایجاد احزاب نیرومند ایدئولوژیک – سیاسی – تشکیلاتی کمونیستی واحد عمل کرده و ضروری است قاطعانه این دُمل چرکین غیر پرولتری را از صحنه ی مبارزه جویانه کمونیستی پاک کنیم. و از موضع انقلابی کمونیستی زنده یاد شاهرخ زمانی به مثابه کارگر مبارز کمونیست نیزبیاموزیم.

مدافعان «پلورالیسم سیاسی – تشکیلاتی و فرقه گرا» ماهیتا مدافعان نظری و عملی طبقه سرمایه دارو اقشار خرده بورژوا و روشنفکران متزلزل درحال نوسان بین آنان، در حفظ تفرقه درمیان توده ها وحفظ موقعیت برترنظام سرمایه داری فعالانه عمل می کنند. اما در جریان مبارزات اکثریت توده های کار و زحمت در درهم شکستن فرقه گرائی به مثابه گرایش به شدت انحرافی ضدکمونیستی چنان مبرمیت وضرورت یافته که بدون ازبین بردن نفوذ این انحراف،  امکان موفقیت انقلابی علیرغم فدا کاریها و مبارزات توده ای هرچه زودتر فراهم نخواهدشد.

در این رابطه می بینیم که دوجهان بینی متضاد در حفظ یا در رد  » از خود بیگانگی» و دامن زدن به نظامهای طبقات حاکم فرقه گرا در زیر پرچم سرمایه داری ویا جهان بینی متشکل شدن در زیرپرچم جهان بینی کمونیستی دربراندازی طبقاتی متکی برمالکیت خصوصی بر وسایل تولید و مبادله و برقراری مالکیت اشتراکی و اجتماعی از نظر تاریخی در برابر یکدیگر صف کشیده اند.

هم اکنون کمونیستها باید در مقابل یکی ازاین دو موضع نظر خود را مشخص کنند:  «برقرارباد فرقه گرائی، نخبه گرائی سرمایه جهانی!» ، یا «زنده باد وحدت کمونیستها و کارگران جهان»! یا «زنده باد پلورالیسم سیاسی – تشکیلاتی!»، یا «زنده باد وحدت انترناسیونالیسم پرولتاریائی»!

حتا برخی از شاعران برجسته ایران با بیان این که : «جنگ 72 ملت همه را عذر بنه — چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند»! را می توان ذکر کنیم در دوران قرون وسطائی برای درهم شکستن دیدگاههای ایده آلیستی مرتجعان فردگرا یا فرقه گراهای موجود آن زمان را ازاین طریق مورد نقد قرار دادند. اما بعد از گذشت صدها سال از آن زمان  هنوزمدعیان «کمونیستی» به این درک روشن در مبارزات اجتماعی نرسیده اند تا آگاهانه ریشه ی این مرض اجتماعی «ضد اجتماعی عمل کردن» را از بیخ و بن بخشکانند.

ک.ابراهیم – 12 مهر1397 (5-10-2018 )

***
به علت عدم اعتماد توده های مردم ، انتخابات  نوع پارلمانی به سطح گندیده گی رسیده و انتخابات نوع شورائی که از دست آوردهای مبارزاتی طبقه کارگر انقلابی روسیه و پشتیبانی قاطع حزب بلشویک روسیه به رهبری این حزب ، امروزه با کیفیت کمونیستی آن طرد انتخابات پارلمانی بورژوائی را نشان داده و کارگران جهان را بیش از پیش در آموزش به اصول این انتخاب به مراتب دموکراتیک باید کارگران جهان را آگاه، متحد و مبارزه با تغییر نظام سرمایه داری با تحقق انقلاب سوسیالیستی تحت رهبری احزاب کمونیست فراهم نمایند و ازخود بیگانگی سازی جهان طبقاتی ضدبشری را به زباله دانی تاریخی بریزند.

بحران دولت سازی پارلمانتاریستی

ک.ابراهیم

به همان ترتیبی که با رشد نظام مالکیت خصوصی بروسایل تولید و مبادله به سطح سرمایه داری به آخرین سطح رشد سرمایه داری امپریالیستی ازخود بیگانگی را درکلیه ی فعالیتهای اجتماعی تکامل داد، درعرصه ی سیاسی در حزب سازی و در تشکیل دولت با تکیه به رقابت حزبهای ظاهری، دولت سازی دچار بحران رو به فزونی سراسری شده اند.

اگر نمونه های انتخابات پارلمانتاریستی در کشورهای پیشرفته ی سرمایه داری با دقت نگاه کنیم، علیرغم انتخابات حزبی در عرصه های تشکیل مجلس، دولت، ریاست جمهور، به خاطرحفظ ظاهر دموکراتیک بودن نظام سرمایه داری، مدت زیادی بعد از پایان انتخابات و معلوم شدن نماینده گان احزاب کوچکتر چند درصدی که صلاحیت  ورود به مجلس ندارند و به دنبال آن انتخاب نخست وزیر یا رئیس جمهور به دلیل نیاوردن اکثریت آراء در تعیین این دو نوع شخصیت بالای مسئول دولتی با تضادهای زیر رو به رو می شوند:

1)- از 100% تعداد افراد حائزشرایط شرکت در انتخابات در تمام کشورها، در بهترین حالت 70-  80% رای دهنده ی شرکت کننده گان و30 تا 20% ممتنعین درانتخابات، در مثلا از کل جمعیت کشور 80 میلیونی (56 تا 64 میلیون) نفر رای دهنده برای یک کاندیدا بحساب ماکزیمم 64 میلیونی رای دهنده، 8 .44% (برای 64 میلیون ضرب در 70 %آراء ) وماکزیمم رای 80% آراء با2. 51 % ( 64 میلیون ضرب در 80% آراء)که تنها انتخابات اکثریت بالاتر از 51%نماینده منتخب قابل دفاع از انتخابات می باشد که حداقل اکثریت دموکراتیک می باشد که هیچگاه هم در انتخابات چنین آرائ حداقلی به وجود نمی آید.. در حالی که درصورت جود دو یابیشتررقیب شرکت کننده مختلف برای نخست وزیر و رئیس جمهور شدن هرگزنمایندگان منتخب  نماینده اکثریت مجلس و یا برای نخست وزیری و ریاست جمهوری منتخب مردم نبوده و این گونه انتخابات فقط بامحاسبات جعلی درکشورهای سرمایه داری و ماقبل سرمایه داری دموکراتیک ترین حکومت کشورها به حساب نباید آورده شوند.

2)- کمتر کشوری را درجهان میتوان یافت که تقلبهای ازجانب حکومتها یا احزاب سیاسی در قدرت در انداختن رای های قلابی با تعویض جعبه های رای ریخته شده و یا رای افرادی که از جهان چشم فروبسته اند یا خرید رای و دیگر انواع کلکها آراء نماینده گان خود را جهت پیروز شدن فراهم می کنند.امری که نشان می دهد ادعای دموکراسی پارلمانی به پائین تر از آنچه که در نکته بالا آمد به طرف کمتر سقوط می کند.

3)- در کشورهائی که آزادیهای دموکراتیک به مثابه حقوق دموکراتیک توده های کارگر و زحمت کش نه تنها مراعات نمی شوند، بلکه مبارزات این اکثریت تحت استثمار و ستم حتا در ایجاد تشکلهای سندیکائی با شکنجه و زندان و اعدام روبه رو می گردند، احزاب چپ و کمونیست با ممنوع بودن،  کمونیستها شدیدا با کنترل فاشیستی روبه رو می باشند، صحبت از انتخابات دموکراتیک، در کشورهای سرمایه داری جعل تاریخی بزرگی می باشد.که بالاترین رای «دموکراتیک» ریاست جمهوریها بین 20 تا 30% رای می باشد.

اما انتخاب تاریخی بزرگی در اثر پیشرفت مبارزه طبقاتی و افسار گسیخته گی ظلم و ستم نظام سرمایه داری و بالا رفتن درک توده های کارگر و زحمت کش از ماهیت  ضد دموکراتیک انتخابات پارلمانی و با مبارزات درخشان رهائی بخش جنبشهای کارگری و توده ای، در تجربه بیش از 200 ساله توده های کار و زحمت دیده اند که احزاب و دولتهای سرمایه داری به موقع انتخابات قولهای زیاد به نفع توده های مردم جهت دزدیدن رای آنها می دهند، ولی به محض پایان انتخابات چرخ حاکمان برهمان پایه ی ادامه ظلم و استثمار و ستم در خدمت به بقای حاکمیت سرمایه داری با تکیه بر حفظ جهان خود از هیچ جنایتی  ابا نمی کنند.

امتناع بیش از 25% دارنده گان حق رای، بی آبرو شدن احزاب بورژوائی  خرده بورژوائی در خدمت به حفظ حاکمیت موجود، افزوده شدن حزب سازیها و بی اعتباری این احزاب حتا درکشورهای سرمایه داری امپریالیستی بزرگ نظیر آمریکا، آلمان، انگلیس، ایتالیا، اتریش و سوئد و غیره جالب بررسی می باشد. جلب آراء اکثریت 51% انتخابات چه درشرایطی که احزاب به تنهائی قادر به کسب اعتماد اکثریت آراء مردم نیستند از یک سو با مذاکره احزاب مختلف درخدمت به شیره مالیدن به سر مردم در حفظ نظام سرمایه داری به صورت فریب ائتلاف درازمدت(allience)احزاب وحدت «همه باهمی» را به وجود آورند مثلا وحدت در جنگی که در پیش دارند تا بتوانند دولت و غیره را تشکیل دهند و یا وحدت گذرا ئی موقت در ایجاد دولت به صورت (coalition) که وحدتی ممکن است به ادغام در یکدیگر و یا جدائی از هم صورت گیرد.

هر دوی این تلاشها نشانی جز این نیست که به علت عدم اعتماد توده های مردم ، انتخابات  نوع پارلمانی به سطح گندیده گی رسیده و انتخابات نوع شورائی که از دست آوردهای مبارزاتی طبقه کارگر انقلابی روسیه و پشتیبانی قاطع حزب بلشویک روسیه به رهبری این حزب ، امروزه با کیفیت کمونیستی آن طرد انتخابات پارلمانی بورژوائی را نشان داده و کارگران جهان را بیش از پیش در آموزش به اصول این انتخاب به مراتب دموکراتیک باید کارگران جهان را آگاه، متحد و مبارزه با تغییر نظام سرمایه داری با تحقق انقلاب سوسیالیستی تحت رهبری احزاب کمونیست فراهم نمایند و ازخود بیگانگی سازی جهان طبقاتی ضدبشری را به زباله دانی تاریخی بریزند.

ک.ابراهیم –  24 مهر1397 ( 16اکتبر2018 )

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

اطلاعات

این ویودی در 30 اکتبر 2018 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: