اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

در اجلاس هفت کشور- علنی شدن استراتژی ترامپ برای شعار «امریکا اول»!: یونگه ولت، و امریکا آغوش گشوده برای سرمایه های فراری از اروپا: «اخبار اقتصادی آلمان»/  ترجمه های رضا نافعی

علت این در گیری که ترامپ آغاز کرده ، مبارزه برای تجدید تقسیم جهان است. هدف شعار « امریکا اول» براندازی سرمایه داری نیست، بلکه عکس آنست. آری بخشی از نخبگان امریکا  از نتایج حاصل شده  توسط جهانی گرایان نولیبرال در بیست سال گذشته ناراضی هستند .

در اجلاس هفت کشور- علنی شدن استراتژی ترامپ برای شعار «امریکا اول»!

یونگه ولت – ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون4،087،664

والری ژیسکاردستن، رئیس جمهور اسبق فرانسه، هنوز زنده است، هلموت اشمید صدراعظم اسبق آلمان درگذشته است. قالب سیاسی «جی 7» را که رو به مرگ است، این دو نفر برای ایجاد هماهنگی غیر رسمی سیاسی برای کشورهای عضو «اختراع» کردند. (که در آغاز 6 کشور را در بر می گرفت تا سال 2014 که شد » جی8″ ). در دیدار امسال کار میان سران کشورهای هفتگانه: امریکا، ژاپن، آلمان، فرانسه، انگلستان، ایتالیا و همچنین کشور میزبان کانادا به اختلاف نظر علنی کشید: ترامپ پس از ترک محل کنفرانس که در «لامال بی» کانادا برگزار شد، دستور داد امضاء او را از پای بیانیه مشترک نهائی کنفرانس حذف کنند. این پدیده در تاریخ گروه «جی7» تازه بود و حاکی از وجود اختلاف عمیق میان کشورهایی که خود را معمولا «غرب» می دانند.

انگیزه آن چه بود؟

روز یکشنبه، پس از پایان اجلاس سران، ژوستین ترودو، نخست وزیر کانادا و مهماندار اجلاس در برابر رسانه های بین المللی قرار گرفت و اعلام کرد: «ما یک بیانیه پایانی داریم» این را گفت تا بر آن این نکته را بیفزاید: «که بیانیه توهین آمیز است» چون ترامپ می گوید انگیزه مقرر کردن تعرفه های تنبیهی علیه اتحادیه اروپا وکانادا علائق امنیتی ایالات متحده امریکاست. اینک کانادا واکنش نشان می دهد.

«ما دوست نداریم این کار را بکنیم، ولی  آن را بطور کامل انجام خواهیم داد، چون ما کانادائی ها مهربان و معقول هستیم ولی اجازه نمی دهیم ما را تحت فشار بگذارند».

البته آنچه او گفت جرئت می خواست  ولی دیپلماتیک نبود. رئیس جمهور امریکا  اظهارات نماینده کانادا را در کنفرانس رسانه ای وسیله ای ساخت  برای حمله متقابل  و بی اثر ساختن نمایش ژوستن ترودو،  و گفت چون کانادا گمرک سنگینی از دهقانان، کارگران و موسسات امریکائی می گیرد، من  هیئت نمایندگی امریکا را موظف کردم بیانیه نهائی را امضاء نکند» . ترودو در طول کنفرانس مطیع و  ملایم بود ولی در کنفرانس مطبوعاتی خود اظهارات نادرست کرد. ترامپ مهماندار را ناشایسته و ضعیف توصیف کرد.

ترامپ پیشنهاد کرد که کشور های عضو جی 7 بطور کلی از دریافت گمرک و پرداخت یارانه چشم پوشی کنند .

واکنش ها در برابر این پیشنهاد» سرد» بود، بخصوص با توجه به این که از همان آغاز مهر اختلاف میان امریکا از یک سو و پنج کشور از هفت کشور عضو جی هفت از سوی دیگر بر پیشانی مذاکرات نقش بسته بود.

چنین بنظر می رسد که فقط موضع جوزپه کونتی، نخست وزیر ایتالیا، با موضع پنج عضو دیگر جی 7  متفاوت است .

قبل از آغاز کنفرانس، ترامپ برای  اداره جهان مانعی جلوی پای شش شریک دیگر قرار داد که می بایستی از روی آن بپرند و آن این بود که گفت بنظر او روسیه هم که در سال 2014 از این گروه اخراج شده باید به آن باز گردد. ولی نه  تنها ژاپنی ها، انگلیسی ها، فرانسوی ها، کانادایی ها و  آلمانها هیچکدام حاضر به پریدن از روی این مانع نبودند،  بلکه برعکس بشدت با این فکر مخالفت کردند. تنها کسی که پیشنهاد را پسندید، کونتی، نخست وزیر ایتالیا بود – اما این  نظر کونتی ژان کلود یونکر و دونال توسک را بشدت عصبانی کرد (اتحادیه اروپا در کنفرانس جی7 وضعیت ناظر دارد) آنها با شتاب تمام اعلام کردند که اتحادیه اروپا متحدا مخالف این پیشنهاد است.

علت این در گیری که ترامپ آغاز کرده ، مبارزه برای تجدید تقسیم جهان است. هدف شعار « امریکا اول» براندازی سرمایه داری نیست، بلکه عکس آنست. آری بخشی از نخبگان امریکا  از نتایج حاصل شده  توسط جهانی گرایان نولیبرال در بیست سال گذشته ناراضی هستند .

ترامپ دینامیت ویرانگر را اینجا کاشته است. این که  آیا آیندگان این عمل را «گامی سازنده » ارزیابی خواهند کرد یا نه، نکته ایست که در آینده روشن خواهد شد. صدراعظم آلمان، روز یکشنبه هنگام بازگشت به برلین، سخت لب بسته بود، آنچه گفت این بود : « اختلاف نظر ها قابل مشاهده اند».

https://www.jungewelt.de/artikel/333894.trump-sprengt-die-g-7.html

https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندید

***

سرمایه ای که به خارج می رود  برای سرمایه گذاری در آلمان یا منطقه یورو  اختصاص داده نمی شود.  سرمایه ای که از اروپا خارج می شود در اختیار امریکا و انگلستان قرار می گیرد. منطقه یورو  برای سرمایه گذاران اروپائی از جذابیت کافی برخوردار نیست. بطور کلی  خروج سرمایه می تواند  بر اقتصاد کشوری دیگر تاثیرات مثبت داشته باشد. این درحالتی است که این  سرمایه  برای کارهای تولیدی مورد استفاده قرار گیرد – یعنی وقتی که سودی از تولید بدست آید. در این حالت است که باز گشت بازده سرمایه (یعنی سود) می تواند مورد مصرف قرار گیرد یا دوباره  سرمایه گذاری شود. مازاد بازرگانی خارجی آلمان به این معنی است که تمام آنچه را که ما تولید می کنیم خود در داخل مصرف نمی کنیم، یعنی ما بیش از نیاز خود تولید می کنیم. مازاد بازرگانی در واقع بمعنی صدور سرمایه است. این سرمایه در اختیار کشورهائی گذاشته می شود که بتوانند هزینه واردات خود را بپردازند. کشورهائی که کسر بودجه دارند مانند امریکا و انگلستان می توانند از  طریق جذب سرمایه  خارجی هزینه سنگین واردات خود را تامین کنند. از این رو عدم توازن در بازرگانی جهانی  در دراز مدت برجای خواهد ماند. در نتیجه خطر حمایت از صنایع داخلی فزونی خواهد یافت – یعنی آن چیزی که هم اکنون در امریکا مشاهده می شود. سرمایه گذاری خارجی کلان می تواند منجر به بحران اقتصادی شود. گویا ترین مثال بحران وام مسکن است. سرمایه گذاری بانک های بین المللی در اوراق بهادار امریکا سبب شد تا بحران  امریکا جهان گیر شود.  سرمایه گذاری سنگین بانک های اروپائی در امریکا نظام مالی اروپا و متعاقب آن اقتصاد تولیدی آن را متزلزل ساخت. بر این اساس سرمایۀ  پس انداز شده ای که به خارج از منطقه تحت نفوذ اروپا  منتقل شده باشددبا خطر روبروست. با تغییر نرخ ارز یا افت بهای دارائی مستقر در خارج، سرمایه انتقال یافته به خارج نیز کاهش خواهد یافت.

 

امریکا آغوش گشوده برای سرمایه های فراری از اروپا

«اخبار اقتصادی آلمان»-  ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون4،083،325

منطقه یورو بزرگترین صادر کننده سرمایه در جهان است. بخش عمده  سرمایه  بسوی دو کشور امریکا و انگلستان که با کسربودجه روبروهستند، روان است. کانادا و استرالیا نیز از این انتقال سرمایه سود می برند. 75 در صد از مجموعه سرمایۀ پس انداز شده خالص جهان  که در اختیار منطقه یورو، چین و ژاپن است بسوی امریکا روان است.

از سال 2012 خروج سرمایه خالص از اروپا به امریکا در جریان است: در حال حاضر 3 در صد از تولید ناخالص ملی به خارج می رود. این امر در درجه اول از طریق سپرده های بانکی و اعتبارات صورت می گیرد : از سال 2012 تا 2014، فقط از این طریق ، 5 در  صد از سود ناخالص ملی  به خارج منتقل شده است.

این خروج سرمایه به  خاطر بازده مورد انتظار است. و این تفاوت میزان بهره رو به افزایش است: نرخ بهره در دراز مدت در ایالات متحده امریکا پیوسته از نرخ بهره اروپائی  دورتر می شود. در آوریل 2018 اختلاف میان بهره در امریکا و آلمان به 2،4 در صد ارتقاء یافت. آخرین بار  که اختلاف میزان بهره در دو کشور به این حد رسید سال 1989بود.

این که آیا بانک مرکزی اروپا قادر به افزایش نرخ بهره در آینده نزدیک خواهد بود یا نه  پرسشی است که پاسخ آن نمی تواند مثبت باشد. با بالابردن نرخ بهره  کشورهای بشدت مقروض اروپائی باید برای بدهی های خود  بهره بیشتری بپردازند. از سوی دیگر  افزیش نرخ بهره در امریکا سیر خروج سرمایه از اروپا را سریع تر خواهد ساخت.

از سال 2011 میزان اعتباری که آلمان به خارج می دهد بسرعت فزونی می یابد: از 23، 2 در صد در سال 2011 طی فقط 6 سال به قریب 60 در صد از تولید  ناخالص ملی  رشد یافته است. دلیل آن تفاوت نرخ بهره و فعالیت در درون کشور بمثابه محل سرمایه گذاری است.

سرمایه ای که به خارج می رود  برای سرمایه گذاری در آلمان یا منطقه یورو  اختصاص داده نمی شود.  سرمایه ای که از اروپا خارج می شود در اختیار امریکا و انگلستان قرار می گیرد. منطقه یورو  برای سرمایه گذاران اروپائی از جذابیت کافی برخوردار نیست.

بطور کلی  خروج سرمایه می تواند  بر اقتصاد کشوری دیگر تاثیرات مثبت داشته باشد. این درحالتی است که این  سرمایه  برای کارهای تولیدی مورد استفاده قرار گیرد – یعنی وقتی که سودی از تولید بدست آید. در این حالت است که باز گشت بازده سرمایه (یعنی سود) می تواند مورد مصرف قرار گیرد یا دوباره  سرمایه گذاری شود.

مازاد بازرگانی خارجی آلمان به این معنی است که تمام آنچه را که ما تولید می کنیم خود در داخل مصرف نمی کنیم، یعنی ما بیش از نیاز خود تولید می کنیم. مازاد بازرگانی در واقع بمعنی صدور سرمایه است. این سرمایه در اختیار کشورهائی گذاشته می شود که بتوانند هزینه واردات خود را بپردازند.

کشورهائی که کسر بودجه دارند مانند امریکا و انگلستان می توانند از  طریق جذب سرمایه  خارجی هزینه سنگین واردات خود را تامین کنند. از این رو عدم توازن در بازرگانی جهانی  در دراز مدت برجای خواهد ماند. در نتیجه خطر حمایت از صنایع داخلی فزونی خواهد یافت – یعنی آن چیزی که هم اکنون در امریکا مشاهده می شود.

سرمایه گذاری خارجی کلان می تواند منجر به بحران اقتصادی شود. گویا ترین مثال بحران وام مسکن است. سرمایه گذاری بانک های بین المللی در اوراق بهادار امریکا سبب شد تا بحران  امریکا جهان گیر شود.  سرمایه گذاری سنگین بانک های اروپائی در امریکا نظام مالی اروپا و متعاقب آن اقتصاد تولیدی آن را متزلزل ساخت.

بر این اساس سرمایۀ  پس انداز شده ای که به خارج از منطقه تحت نفوذ اروپا  منتقل شده باشددبا خطر روبروست. با تغییر نرخ ارز یا افت بهای دارائی مستقر در خارج، سرمایه انتقال یافته به خارج نیز کاهش خواهد یافت.

 

https://deutsche-wirtschafts-nachrichten.de/2018/06/04/kapital-verlaesst-europa-geht-die-usa-und-nach-grossbritannien/

.https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندید

https://aayande.wordpress.com/

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

اطلاعات

این ویودی در 13 ژوئن 2018 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: