اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

جنگ قریب الوقوع با چین(1): جان پیلگر /ترجمه از هوشنگ، و 17شهریور 1357، نشانگر موقعیت انقلابی در ایران!: پیام فدایی، ارگان چریکهای فدایی خلق ایران، شماره 219، شهریور ماه 1396

(علت این که) غرب در شناخت از چین مشکل دارد  به خاطر این است که غرب رسانه آزاد ندارد و این (به طور خلاصه) لُب کلام است.  و کسانی (هستند که) به این موضوع  آگاه نشده اند ، به ویژه با توجه به رویدادهای اخیر ، زمانی که در  کمپین انتخاباتی ای که در ایالات متحده داشتید ، این مسائل بزرگ جنگ و صلح ، اساسا کنار گذاشته شده بودند و مورد بحث قرار نگرفتند.  ما حرکت آزاد اطلاعات که خیلی افتخار به داشتن آن را می کنیم ، نداریم.  این پاسخ کوتاه به آن (سئوال) است…خبرگزاری ها در مورد باندهای فرودگاهی ای که چین در دریای جنوبی چین ایجاد می کند، صحبت می کنند ، اما هیچ چیزی در مورد آن چه در این زمینه ایالات متحده ایجاد می کند نمی گویند ، این به اصطلاح «چرخش به طرف آسیا» است که من فکر می کنم که اکثر مردم آمریکا هرگز از آن خبری نشنیده اند ، و این در حالی است که آمریکا بزرگترین تأسیسات نیروی هوایی و نیروی دریایی ، از زمان جنگ جهانی دوم به این طرف را در جهان داراست… این روزها خطوط قرمزی وجود ندارند.  شما ناتو (سازمان پیمان آتلانتیک شمالی) ، نیروهای ناتو تحت رهبری آمریکا را در مرزهای غربی روسیه دارید.  این در طول دوران جنگ سرد قدیم بی سابقه بوده است. در حالی که  – همان طور که قبلا اشاره کردم – یک گروه از کشتی های بزرگ نیروی دریایی ایالات متحده در حال حاضر در حال حرکت به طرف چین هستند.

جنگ قریب الوقوع با چین

بخش اول

جان پیلگر، 9 دسامبر 2016

ترجمه از: هوشنگ 

پیام فدایی، ارگان چریکهای فدایی خلق ایران، شماره 219، شهریور ماه 1396

 

توضیح مترجم: آن چه در پیش رو دارید ، ترجمه متن گفتگوی تام هارتمن – مجری آمریکائی برنامه «تصویر بزرگ» که توسط شبکه تلویزیونی «روسیه امروز» در خاک آمریکا پخش می شود ، با نویسنده و فیلمساز استرالیائی – جان پیلگر در مورد فیلم مستند جدید او به نام «جنگ قریب الوقوع با چین» و تشدید تضاد و امکان درگیری نظامی بین نیروهای امپریالیستی آمریکا ، چین و روسیه است که برخی معتقدند می تواند به جنگ جهانی سوم منجر شود. این گفتگو عینا از گفتار به صورت نوشتار در آمده و هنگام ترجمه ، هیچ گونه تغییری در متن گفتگو ها داده نشده است.(1)  در نتیجه ترجمه فارسی ، روال «محاوره» هارتمن با پیلگر را بدون تصحیح دستور زبان ، دنبال می کند.  توضحیات داخل پرانتز و زیرنویس ها برای تفهیم هر چه بیشتر مصاحبه از طرف مترجم به متن اضافه شده اند.  شهریور 1396 برابر با سپتامبر 2017

تام هارتمن: سلام. من تام هارتمن ، در واشنگتن دی سی ، به برنامه «تصویر بزرگ» خوش آمدید.  در سال جاری (2016) ، اگر شما هر یک از سخنرانی های انتخاباتی دونالد ترامپ را تماشا کرده باشید ، ممکن است بیهوده گویی ها و چرند و پرند حرف زدن های او علیه چین را شنیده باشید.  آن طوری که او توضیح داده است و همچنان ادامه می دهد – چین دشمن فانی آمریکا و متخاصم آن برای قرن بیست و یکم و فراتر از آن است.  با این حال ، دونالد ترامپ تنها کسی نیست که به نظر می رسد این گونه فکر می کند.

این به اصطلاح «چرخش به طرف آسیا» که رئیس جمهور اوباما در محور دستور کار دراز مدت سیاست خارجی خود قرار داده بود ، در بخش بزرگ خود بر اساس این ایده که چین یک دشمن بالقوه می باشد که نیاز است حتی شاید با توسل به زور با آن مقابله بشود ، مورد تأکید بود.  اما آیا چین واقعا دشمن ما است؟  یا این که ما آن ها را تبدیل به یک دشمن می کنیم؟  و در روند آن ، آیا ما خطر نابودی (توسط بمب های) هسته ای را دامن نمی زنیم؟

این پرسش ها در قلب فیلم مستند جدید تکان دهنده ای که توسط فیلمساز معروف ، جان پیلگر به نام «جنگ قریب الوقوع با چین» ساخته شده است ، وجود دارند که پخش آن در ایالات متحده به طور انحصاری در این جا توسط شبکه آمریکائی تلویزیون «روسیه امروز» برای اولین بار در شنبه شب ، ساعت 9:00 به وقت شرق (آمریکا) و ساعت 6:00 به وقت اقیانوس آرام (غرب آمریکا) پخش می شود.  حالا ، جان پیلگر از یکی از استودیو های ما در لندن به ما می پیوندد.  جان، به برنامه خوش آمدی.

جان پیلگر: با تشکر از شما ، تام

 

تام هارتمن: شما این فیلم مستند را نه با صحبت در مورد چین ، بلکه با بخش طولانی ای در مورد آزمایش هسته ای آمریکا در اقیانوس آرام ، شروع می کنی.  علت آن چه بود؟

 

جان پیلگر: خوب، این در مورد احتمال ، اگر نه چشم انداز ، جنگ هسته ای است.  گفته می شود که مسئله جنگ هسته ای و خطر جنگ هسته ای از بین رفته است.  البته این خطر هرگز از بین نرفت و موقعیت کنونی (آمریکا) با چین و همچنین با روسیه ، دو نیروی مسلح هسته ای این را به ما یادآوری می کند.  کل مسئله «جنگ سرد» با امکان رو در روئی با یک «مبارزه نهائی» هسته ای که ما را به خود مشغول کرده بود ، اکنون خیلی بیشتر مطرح است. منظورم این است که کل مسئله در مورد چین – من از این واژه ی بی‌بو و خاصیت استفاده می کنم – «غیر ضروری» است.

اما این اتفاق افتاد و جالب این است که این اتفاق افتاده است ، البته این مسئله برای چند سال است که اتفاق افتاده است ، اما در واقع مثل این است که همه تازه متوجه آن شده اند.  در ایالات متحده و همین طور در این جا (انگلستان) ، در مورد ساخت باند هواپیمائی و فرودگاه در «جزایر اسپراتلی» (2) در دریای جنوبی چین توسط چین ، اخبار زیادی منتشر می شوند.  ولی در مورد این که آمریکا با حدود چهار صد پایگاه نظامی ، از استرالیا گرفته تا اقیانوس آرام ، آسیا ، کُره ، ژاپن و سراسر یوروسیا (دو قاره متصل بهم اروپا و آسیا) ، چین را احاطه کرده است ، تقریبا هیچ چیزی گفته نمی شود.

و این یکی از احتمالا افشا کننده ترین نقشه هایی است که من در این فیلم مستند مورد استفاده قرار داده ام که بر اساس تحقیقات عالی «دیوید وین» در کتاب «کشور پادگانی» نشان می دهد که کشور چین ، همان طور که می گویم ، با کشتی های جنگی ، با ناو بر هائی مملو از جت های بمب افکن و پایگاه های نظامی ، همچون حلقه طناب دار ، در محاصره قرار گرفته است.  نیروی دریایی ایالات متحده ، کشتی هائی که در عمق کم هم می توانند حرکت بکنند را در نزدیکی های آب های چین نگهداشته است. این نوعی تحریک یا می توان گفت نوعی سناریو ، سناریوی درست قبل از جنگ است.

اما چرا؟  این امر با عقل جور در نمی آید و البته همه چیز در مورد سلطه است و آمریکا احساس اضطراب و  ناامنی می کند ، حداقل دولت های مختلف ایالات متحده احساس کرده و می کنند که آن ها و جایگاه آن ها به عنوان سگ بر تر در جهان به چالش کشیده شده است.

تام هارتمن: شما در فیلم ، در مورد یک رویداد در اوکیناوا ، در دوران بحران موشکی در کوبا را شرح می دهید ، می دانید ، من (قبل از) دوران بحران موشکی در کوبا ، به دنیا آمده بودم ، اما هیچ خاطره ای از (رویداد اوکیناوا) نداشتم یا چیزی در مورد آن داستان نشنیده بودم.  در مورد آن به ما بگویید.  و این که آن حادثه چه چیزی را به ما نشان می دهد؟

جان پیلگر: خوب ، جالب است ، این طور نیست؟  شما درست می گوئید ، من نیز در آن زمان به دنیا آمده بودم و به خوبی بحران موشک در کوبا را به یاد می آورم.  هیچ دلیلی از تهدید احتمالی در شرق وجود نداشت. اما در حقیقت آن چه اتفاق افتاده بود و به گونه ای که یکی از تکنیسین های سابق موشکی به کمیته سازمان ملل شهادت داد ، این بود که یک از سیلو های موشکی «مِیس » (3) در اوکیناوا ، فرمان آتش تقلبی (غیر واقعی و دروغین) دریافت کرد. این موشک های «مِیس» به طرف چین و کُره شمالی نشانه گرفته شده بودند. دو تای از آن ها به طرف اتحاد جماهیر شوروی ، اما بیشتر آن ها به طرف چین نشانه گرفته شده بودند.

و این ، قهرمان این قسمت (از فیلم) یک کاپیتان بود که اکنون مرده است ، همان کاپیتان ایالات متحده که این واقعیت را مورد سئوال قرار داد که در زمانی که به او دستور داده شده بود که موشکی را به طرف چین پرتاب کند ،  سربازان زیر دست او در حال تماشا کردن گسترش بحران موشکی (بین آمریکا و) کوبا در تلویزیون بودند. در واقعیت ، آن واقعه هیچ ربطی به چین نداشت.  بنابر این او به چندین نفر از خدمه اش دستور داد تا به محل دیگری از پرتاب موشک که این فرمان آتش را قبول کرده بود بروند و با هفت تیر های کالیبر 45 خود ، آن ها را از این کار باز دارند.

این حادثه ای بود که هر شخصی می تواند تصوّر آن را بکند در حالی که بر این باور است که در واقع اتفاق نمی افتد.  اما این اتفاق افتاد.  جان بوردون ، تکنیسین سابق موشکی که به این موضوع اشاره می کند ، در این فیلم به ما می گوید که چه گذشت و توضیح می دهد که آن روز برای هواخوری از سیلو (ی موشک) بیرون آمد و نسیم دریائی را حس کرد و بین خودشان بحث در گرفت که چگونه نزدیک بود آن ها کُره زمین را منفجر کرده باشند.

این یک تهدید از سلاح های هسته ای است و در حال حاضر ما اوکیناوا را داریم که (موشک ها) کاملا در حالت (آماده باش) پرتاب قرار دارند ، نمی دانیم ، شاید با سلاح های هسته ای و آن هایی که در آستانه پرتاب بودند ، در اوکیناوا مخفیانه (کار گذاشته شده) بودند ، اما موشک ها در 32 تجهیزات ارتشی ایالات متحده در حدود 500 مایلی (805 کیلومتری) از چین ، در حالت (آماده باش) پرتاب قرار دارند.  این نوع خطری است که امروزه ما شاهد آن هستیم ، یا باید باشیم.

تام هارتمن: بله شما در مورد این که آمریکا حدودا از هزاران پایگاه نظامی در سراسر جهان نگهداری می کند ، صحبت می کنید و همان طور که در فیلم متذکر شدید ، شما به صورت تصویری این چنین حلقه طناب دار را دور تا دور چین نشان می دهید.  تا چه حد این پایگاه های نظامی ایالات متحده ، نسبت به پایگاه های باقی مانده از (دوران) جنگ جهانی دوم ، جدید هستند؟

جان پیلگر: خوب ، خیلی ، بعضی از آن ها باقی مانده (از دوران جنگ جهانی دوم) هستند ، منظورم این است که ، در توافق با حرف شما ، اوکیناوا از جنگ جهانی دوم باقی مانده است.  تفنگداران دریایی (آمریکا) آن (جزیره اوکیناوا) را گرفتند و تقریبا مدعی شدند که مال خودشان هست و با این که این جزیره یک ایالت قلمرو ژاپن است ، (آن ها) واقعاً آن را ترک نکرده اند.

بنابر این ، اما شما می دانید ، از این پایگاه به اصطلاح باقی مانده (از دوران جنگ جهانی دوم) ، ویتنام ، کامبوج ، لائوس ، عراق و افغانستان ، همه توسط هواپیماهای مقرر در اوکیناوا ، مورد حمله قرار گرفته اند.  و در حال حاضر ، همان طوری که وقتی که در اوکیناوا بودم مطلع شدم ، تمام تنظیمات (تسلیحاتی) این پایگاه ها به سمت چین و کُره شمالی است و کمی پائین تر در جزیره جِجو در جنوبی ترین نقطه کُره ، پایگاه جدیدی است که توسط نیروی دریایی کُره جنوبی ساخته شده است و به طور خاص برای ایالات متحده ساخته شده ، جایی که زیردریایی های هسته ای و ناوشکن های مجهز به موشک جدید «ای جِس» (محافظ) در آن جا نگهداری خواهند شد.

این حدود 400 مایل (644 کیلومتر) از شانگهای دور است.  و این زنجیره ای از پایگاه ها که بعضی از آن ها ، همان طور که گفتید (از دوران جنگ جهانی دوم) باقی مانده اند ، اما چرا آن ها نابود نشده اند ، سئوال این است. در حالی که بسیاری دیگر ، مانند این (پایگاه) جدید در کُره ، (بعد از جنگ دوم جهانی و جدیدا) ساخته شده اند.

همچنین در کُره ، در سرزمین اصلی ، ما سیستم دفاع موشکی «تاد» را مشاهده می کنیم که ظاهرا با هدف گیری به طرف کُره شمالی برای محافظت از کُره جنوبی است. خوب ، این بی معنی است ، (چرا که) آن (موشک) ها به طرف چین نشانه رفته اند.

تام هارتمن: بله

 

جان پیلگر: و هنگامی که ما ، این همان سیستم دفاع موشکی است که آن ها در باره قرار دادن آن در اروپا از آن صحبت می کنند ، البته این سیستم دفاعی نیست ، این (کار) بسیار تحریک آمیز است.

تام هارتمن: شما با دستیار سابق دنگ شیائوپینگ به نام ژانگ وایوی مصاحبه ای داشتید و او در فیلم شما در مورد چین این را بیان کرد: اگر بی بی سی برنامه ای را پخش کند ، آن ها خوشنودند که همیشه چیزی راجع به این دیکتاتوری کمونیستی ، این (سیستم) خودکامگی (که منظور چین است) ، ذکر کنند.

در واقع با این نوع برچسب ، می دانید ، نمی توانید چین را آن طور که هست ، درک کنید.  اما اگر شما بی بی سی یا سی ان ان را تماشا بکنید و یا (مجلّه) اکونومیست را بخوانید و سعی بکنید که چین را درک کنید ، در این کار موفق نخواهید شد. (درک چین از این طرُق) غیر ممکن است.

تام هارتمن: بنابر این ، جان پیلگر ، چرا غرب در شناخت از چین مشکل دارد ، چگونه این موضوع به تنش های فعلی ما مربوط می شود؟

جان پیلگر: (علت این که) غرب در شناخت از چین مشکل دارد  به خاطر این است که غرب رسانه آزاد ندارد و این (به طور خلاصه) لُب کلام است.  و کسانی (هستند که) به این موضوع  آگاه نشده اند ، به ویژه با توجه به رویدادهای اخیر ، زمانی که در  کمپین انتخاباتی ای که در ایالات متحده داشتید ، این مسائل بزرگ جنگ و صلح ، اساسا کنار گذاشته شده بودند و مورد بحث قرار نگرفتند.  ما حرکت آزاد اطلاعات که خیلی افتخار به داشتن آن را می کنیم ، نداریم.  این پاسخ کوتاه به آن (سئوال) است.

چرا این طور هست؟ همان طور که در ابتدا متذکر شدم ، خبرگزاری ها در مورد باندهای فرودگاهی ای که چین در دریای جنوبی چین ایجاد می کند، صحبت می کنند ، اما هیچ چیزی در مورد آن چه در این زمینه ایالات متحده ایجاد می کند نمی گویند ، این به اصطلاح «چرخش به طرف آسیا» است که من فکر می کنم که اکثر مردم آمریکا هرگز از آن خبری نشنیده اند ، و این در حالی است که آمریکا بزرگترین تأسیسات نیروی هوایی و نیروی دریایی ، از زمان جنگ جهانی دوم به این طرف را در جهان داراست.

این موضوع مطرح نبوده است ، مورد بحث واقع نشده است. این موضوع کم اهمیت جلوه داده شده است و این شامل رسانه های معتبر – من در مورد خبرگزاری فاکس صحبت نمی کنم – در مورد رسانه های به اصطلاح معتبری مثل: نیویورک تایمز ، واشنگتن پست و بقیه صحبت می کنم.

به نظر می رسد ، حداقل این به نظر من آشنا می آید ، ممکن است برای شما هم آشنا باشد ، که ما در آن حالت کاتاتونیکی (اختلال حرکات و رفتار ناشی از یک حالت ذهنی مختلط ، معمولا اسکیزوفرنی) هستیم که جنگ سرد  را به آغوش می کشیم (و پذیرا می شویم) ، آن چه بود.  تفاوت (این موقعیت) با جنگ سرد – جنگ سرد قدیمی – در این است که در آن زمان خطوط قرمز وجود داشتند.  خطوط قرمزی وجود داشتند که تنها در شرایط بسیار خطرناک از آنان عبور می شد. و هر دو طرف می دانستند که در کجا قرار گرفته اند.

این روزها خطوط قرمزی وجود ندارند.  شما ناتو (سازمان پیمان آتلانتیک شمالی) ، نیروهای ناتو تحت رهبری آمریکا را در مرزهای غربی روسیه دارید.  این در طول دوران جنگ سرد قدیم بی سابقه بوده است. در حالی که  – همان طور که قبلا اشاره کردم – یک گروه از کشتی های بزرگ نیروی دریایی ایالات متحده در حال حاضر در حال حرکت به طرف چین هستند.

اخیراً ، شما بزرگترین عملیات تمرین نظامیِ دریایی توسط آمریکا و استرالیا (با نام) «شمشیر طلسمی» را انجام دادید که در آن محاصره نیروهای چین در سراسر «تنگه مالاکا» تمرین داده شده بود. این اتفاق همین سال گذشته رخ داد.  ما در این مورد چیزی نمی دانیم. آن چه من می گویم این نکته است ، و چرا ما نمی دانیم؟  و این برای ما یک سئوال است.

تام هارتمن: درسته (واقعاً). پس از پخش آگهی های تبلیغاتی ، با جان پیلگر در مورد این فیلم مستند فوق العاده که در شب شنبه توسط شبکه تلویزیونی «روسیه امروز» که در ایالات متحده آمریکا پخش می شود ، بیشتر صحبت خواهیم کرد.

تام هارتمن: و به برنامه «تصویر بزرگ» خوش آمدید. من با فیلمساز افسانه ای – جان پیلگر درباره فیلم مستند جدید درخشانش به نام «جنگ قریب الوقوع با چین» صحبت می کنم که توسط شبکه تلویزیونی «روسیه امروز» در ایالات متحده آمریکا در شنبه ساعت 9 شب به وقت منطقه شرقی (آمریکا) ، پخش خواهد شد.

جان، در فیلم شما ، «اریک لی» که یک فرد اهل سرمایه گذاری و تجارت و دانشمند علوم اجتماعی است در ارتباط با رابطه بین ایالات متحده و چین این را می گوید:  هرگز در تاریخ ، هیچ دو کشوری مثل چین و آمریکا وجود نداشته اند که این قدر به یکدیگر از درون وابستگی داشته باشند.  و چین بزرگ ترین کشور تجاری در جهان و در تاریخ است.  بنابراین اقتصاد چین و جامعه آن ها، زندگی آن ها، به کل جهان، از جمله آمریکا و غرب و تمام کشورهای دیگر مرتبط است.

بنابر این من فکر می کنم که وابستگی متقابل بین این دو کشور و در میان همه ملت های جهان، صحبت از صلح می کند.

(ادامه دارد)

زیرنویس های مترجم:

1 –

http://www.thomhartmann.com/blog/2016/12/transcript-john-pilger-coming-war-china-9-december-16

2 – جزایر اسپراتلی ، واقع در دریای جنوبی چین ، جزایر مصنوعی هستند که به دست انسان ساخته شده اند.  چینی ها با ریختن کیلومتر ها شن و سنگ و کلوخ در اطراف این جزایر سنگی پراکنده از هم ، موفق به مسطح کردن این جزایر و ایجاد باند های فرودگاه های ارتشی شده اند.  این جزایر به خاطر نزدیکی با ویتنام ، مالزی ، فیلیپین و تایوان ، همواره جزو مناقشات منطقه ای این کشور ها با چین به حساب می آیند.

3 – «مِیس» میله‌ی مزیّن به جواهر و گرز مانندی است که در مراسم رسمی ، توسط شهرداران انگلیس و  دیگر مسئولان دولتی به علامت سمبل قدرت حکومتی حمل می‌شود.  بمب های هسته ای به همین نام (تی ام – 76 –میس) از تخم و ترکه بمب هائی هستند که نازی ها در جنگ جهانی دوم در بریتانیا منفجر کردند. این موشک های سیزده متری ، هشت تُن وزن دارند. کلاهک موشکی آن دارای یک بمب هسته ای 1.1 مگاواتی است که قدرت آن بیش از 75 برابر میزان انفجار بمب در هیروشیما افزایش یافته است و می تواند همه چیز را تا شعاع پنج کیلومتری از بین ببرد. دهانه و عمق گودالی که این بمب ایجاد خواهد کرد به ارتفاع یک ساختمان بیست طبقه خواهد بود.  محیط زیست و خاک محل انفجار برای دهه های متوالی ، غیر قابل سکنی و کشاورزی خواهد شد.

http://www.siahkal.com/index/right-col/PF219-jang-ba-Chin-Part1.htm

***

واقعه 17 شهریور به طور برجسته افشاگر چهره واقعی ارتش امپریالیستی ایران می باشد. همان ارتشی که رژیم جانشین شاه یعنی جمهوری اسلامی بلافاصله پس از روی کار آمدن ، آن را علیه توده های انقلابی به کار گرفت و مبارزات خلق های ما در کُردستان ، تُرکمن صحرا ، خوزستان را به خون کشید و با به راه انداختن جنگی ارتجاعی با عراق که تنها به نفع امپریالست های آمریکا و انگلیس و شرکاء سازمان یافته بود ، میلیون ها تن از نسل جوان انقلابی ایران را به قتل گاه فرستاد. 17شهریور، جلوه شکوهمندی از مبارزات خلق های ما و در همان حال جلوه ائی از ماهیت ددمنشانه نظام سرمایه داری وابسته ایران می باشد که برای حفظ سلطه منحوس خود نشان داده است از هیچ جنایتی فرو گذاری نمی نماید. ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدای این روز تاریخی ، بر این نکته باید تاکید کنیم که اگر 17 شهریور ماهیت واقعی ارتش ایران را بار دیگر در مقابل توده های ما به نمایش گذاشت ، در همان حال این وظیفه بزرگ را نیز در مقابل ادامه دهندگان راه شهدای 17 شهریور قرار داد که تا نابودی ارتش امپریالیستی ایران به مثابه عمده ترین عامل بقای سلطه ظالمانه امپریالیست ها و سرمایه داران وابسته از پای ننشینند؛ چرا که تحقق اهداف این شهدا تنها با نابودی نظام سرمایه داری وابسته و ارتش جنایت کارش امکان‌پذیر می باشد.

17شهریور 1357 ، نشانگر موقعیت انقلابی در ایران!

پیام فدایی، ارگان چریکهای فدایی خلق ایران، شماره 219 ، شهریور ماه 1396

در مبارزات قهرمانانه توده های تحت ستم ایران در سال های 56 – 57  علیه رژیم وابسته به امپریالیسم شاه ، 17 شهریور بیان گر نقطه عطف تاریخی است. این مبارزات که هدفش کسب استقلال (قطع قطعی هرگونه نفوذ امپریالیست ها در ایران) و برقراری آزادی و دموکراسی در جامعه بود در این روز به نقطه ای رسید که برگشت از آن دیگر ممکن نبود.

پس از قیام مردم مبارز تبریز در 29 بهمن 1356 ، امپریالیست ها و بورژوازی وابسته ایران که متوجه جدی بودن موج انقلابی توده های تحت ستم ایران شده بودند ، در حالی که مشغول تدارک و تقویت آلترناتیو هائی برای فردای سقوط احتمالی رژیم شاه شدند (از جمله اقدام به آماده سازی خمینی و دار و دسته های اسلامی) ولی هنوز امیدوار بودند که بتوانند موج انقلاب در ایران را با سرکوب توسط نیروهای مسلح شاهنشاهی خوابانده و رژیم شاه را حفظ کنند. اما شدت گیری مبارزه توده های جان به لب رسیده از مظالم رژیم شاه پس از قیام مردم تبریز در شرایطی که این توده ها از مبارزه مسلحانه پیشاهنگان صدیق و جان بر کف خود الهام گرفته و فضای رادیکال و انقلابی بر همه جامعه سیطره داشت ، به طور روزن افزون به دشمنان مردم می فهماند که بیهوده در انتظار فروکش موج انقلابی در ایران می باشند.

در 16 شهریور 1357 ، شریف امامی که پس از برکناری نخست وزیر ظاهراً مادام العُمر شاه ، امیر عباس هویدا سومین نخست وزیر بود که دولت تشکیل داده بود ، در تهران و یازده شهر دیگر اعلام حکومت نظامی نمود و از مردم خواست که به هیچ وجه از خانه های خود بیرون نیایند.  اما توده های انقلابی جنوب شهر تهران در 17 شهریور 1357 برای برگزاری تظاهراتی بزرگ علیه رژیم شاه به مثابه نوکر امپریالیست ها ، در میدان ژاله جمع شدند. در این روز ارتش که عمده ترین عامل حفظ رژیم های وابسته به امپریالیسم و نظام سرمایه داری وابسته در ایران می باشد و به قول تئوریسین کبیر چریکهای فدائی خلق ایران ، رفیق مسعود احمدزاده ، ستون فقرات سلطه امپریالیستی در ایران را تشکیل می دهد ، به روی مردم تظاهرکننده آتش گشود و با رگبار مسلسل های آمریکائی چند صد تن از زنان و مردان مبارز و انقلابی را به قتل رساند ، «ژاله خون شد». رژیم شاه با به کار گیری ارتش مزدور و فاجعه ای که آفرید امیدوار بود که بدین وسیله از رشد مبارزات انقلابی توده ها جلوگیری خواهد کرد. ولی هیهات که درست از همان روز 17 شهریور ، معلوم شد که انقلاب توده ها دیگر مهار شدنی نیست. «ژاله خون شد، خون جنون شد» و نوید سرنگونی رژیم شاه را داد و بالاخره «سلطنت واژگون شد». (جملات توی گیومه از سرودِ «ژاله خون شد ، خون جنون شد ، سلطنت زین جنون واژگون شد…» می باشد)

در ترم ادبیات مارکسیستی ، 17 شهریور 1357 بیان گر به وجود آمدن موقعیت انقلابی در جامعه بود. به عبارت دیگر این روز آغازگر شرایطی گردید که وجه مشخصه آن ناتوانی رژیم شاه در حکومت به شیوه های سابق و عدم خواست مردم در زندگی به شیوه سابق بود. از این زمان به بعد انقلاب توده ها با چنان سرعتی رشد کرد که رژیم شاه به هر وسیله ای متوسل شد – که به کار گیری فریب و نیرنگ و دادن ظاهراً امتیازاتی به مردم (انحلال ساواک ، تشکیل شورای سلطنت بدون حضور شاه) از آن جمله بود – نتوانست جلوی موج انقلاب را بگیرد. اما به گفته لنین برای این که یک موقعیت انقلابی منجر به انقلاب به مفهوم دگرگونی در سیستم اقتصادی – اجتماعی پیشین گردد ، نیاز به آن است که طبقه انقلابی که رسالت به سر انجام رساندن انقلاب توده ها را به عهده دارد ، به حد کافی قوی باشد. این رسالت در جامعه ایران بر دوش طبقه کارگر قرار دارد که در آن شرایط به دلیل نفوذ اپورتونیسم در سازمان چریکهای فدائی خلق ایران حتی از وجود سازمان پیشاهنگ خود نیز محروم مانده بود.

واقعه 17 شهریور به طور برجسته افشاگر چهره واقعی ارتش امپریالیستی ایران می باشد. همان ارتشی که رژیم جانشین شاه یعنی جمهوری اسلامی بلافاصله پس از روی کار آمدن ، آن را علیه توده های انقلابی به کار گرفت و مبارزات خلق های ما در کُردستان ، تُرکمن صحرا ، خوزستان را به خون کشید و با به راه انداختن جنگی ارتجاعی با عراق که تنها به نفع امپریالست های آمریکا و انگلیس و شرکاء سازمان یافته بود ، میلیون ها تن از نسل جوان انقلابی ایران را به قتل گاه فرستاد.

17شهریور، جلوه شکوهمندی از مبارزات خلق های ما و در همان حال جلوه ائی از ماهیت ددمنشانه نظام سرمایه داری وابسته ایران می باشد که برای حفظ سلطه منحوس خود نشان داده است از هیچ جنایتی فرو گذاری نمی نماید.

ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدای این روز تاریخی ، بر این نکته باید تاکید کنیم که اگر 17 شهریور ماهیت واقعی ارتش ایران را بار دیگر در مقابل توده های ما به نمایش گذاشت ، در همان حال این وظیفه بزرگ را نیز در مقابل ادامه دهندگان راه شهدای 17 شهریور قرار داد که تا نابودی ارتش امپریالیستی ایران به مثابه عمده ترین عامل بقای سلطه ظالمانه امپریالیست ها و سرمایه داران وابسته از پای ننشینند؛ چرا که تحقق اهداف این شهدا تنها با نابودی نظام سرمایه داری وابسته و ارتش جنایت کارش امکان‌پذیر می باشد.

چریکهای فدائی خلق ایران

شهریور 1396

http://www.siahkal.com/index/right-col/PF219-17-Shahrivar.htm

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 14 نوامبر 2017 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: