اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

اخبار و گزارشات کارگری 8 آبان 1396، بازداشت محمود صالحی و دیگر فعالین کارگری قویا محکوم است!، و ياد علي اشرف درويشيان يار محرومين و پيكارجوي راه آزادي گرامي باد: نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران – خارج کشور

اخبار و گزارشات کارگری 8 آبان 1396

– گزارش تجمع و تحصن 8 آبان بازنشستگان مقابل سازمان برنامه وبودجه
– سومین روز اعتصاب کارگران نیروگاه شیروان
– تجمع اعتراضی جوانان جویای کارکنگان نسبت به بیکاری همزمان با بازدید استاندار بوشهر از پروژه دهکده گردشگری
 سندیکای کارگران شرکت واحد  اتوبوسرانی تهران وحومه:
بازداشت وزندانی کردن محمود صالحی فعال کارگری را محکوم میکنیم
– اطلاعیه شماره ۱ کمیته دفاع از محمود صالحی
– گفتگوی رادیو بین المللی فرانسه با نجیبه صالح زاده درباره محمودصالحی
– شورای همبستگی با جنبش کارگری ـ پاریس:
دستگیری محمود صالحی، فعال خستگی ناپذیر جنبش کارگری ایران!
– بلاتکلیفی معیشتی وشغلی کارگران کارخانه سیم و کابل پیشرو انار
– اعتراض جمعی ازکارگران کارخانه اتحاد موتور نسبت به شیوه اجرای قانون طرح طبقه بندی وعدم اجرای قانون مشاغل بازنشستگی مشاغل سخت و زیان‌آور
– برکارگران شهرداری گمیشان چه می گذرد؟
– تعدادکارگران جان باخته حادثه آتش‌سوزی و انفجار پالایشگاه نفت تهران به 7نفر رسید
جزئیات وضعیت تنها کارگربازمانده این حادثه
– از کارگران قربانی حادثه آتش سوزی در دستگاه ٩٥ شرکت ملی حفاری ایران در منطقه رگ سفید چه خبر؟
-16نوامبرروزاعتصاب وتظاهرات سراسری درفرانسه علیه سیاست های لیبرالی دولت ماکرون

فراخوان تجمع وتحصن بازنشستگان

زمان :10،9،8و11آبان ماه1396-ساعت10صبح

مکان:مقابل سازمان برنامه وبودجه

گزارش تجمع و تحصن 8 آبان بازنشستگان مقابل سازمان برنامه وبودجه

امروز دوشنبه ۸ آبان  راس ساعت ۹:۳۰ تجمع پیشکسوتان کشوری آغاز شد .

 طی فراخوان داده شده دوستان و همراهان عزیز از شهرهای دور و نزدیک مقابل سازمان برنامه و بودجه جمع شده و با برنامه ای منظم اعتراض خود را از وضعیت موجود و عدم اجرای قانون به گوش مسئولین رساندند.

حضور پیشکسوتان کشوری شامل فرهنگیان ، پیراپزشکی و پرستاران ، وزارت بهداشت ، راه آهن ،وزارت کشور ، همینطور  پیشکسوتان لشکری ازچهار گوشه کشور بی نظیر بود و زبان از تقدیر و تحسین ایشان قاصر است .

بعد از جمع شدن دوستان ، توسط تعدادی از همکاران پرتلاش شعارهایی که حاوی خواسته های به حق پیشکسوتان بود داده شد و جمعیت با شور و هیجان شعارها را تکرار کردند .

راس ساعت ۱۲ قطعنامه قرائت شد و بند بند آن توسط دوستان تایید گردید .

پس از قرائت قطعنامه تحصن آغاز گردید و طی این تحصن همکاران عزیزی به سخنرانی و قرائت شعر پرداختند .

در حال حاضر ساعت ۱۶ که در حال تهیه گزارش می باشم بیش از ۱۵۰ تن از دوستان در تحصن شرکت دارند و تحصن با روشن کردن شمع تا پاسی ازشب ادامه دارد.

از اولین دقایق شروع تجمع نیروی انتظامی در محل حاضر شد و تعداد زیادی از ماموران شریف نیروی انتظامی برای کنترل نظم انجام وظیفه می کردند .

بخش هایی از قطعنامه تجمع 8آبان بازنشستگان مقابل سازمان برنامه وبودجه

به دولتمردان، مجلس نشینان  و دیگر مسئولان تصمیم ساز کشور، یادآوری می کنیم که تا احقاق حقوق قانونی و تضییع شده ی خود از پای نخواهیم نشست و درصورت عدم دریافت پاسخ کافی و وافی، تجمعات و تحصن ها را در مقیاسی بزرگتر و در سطح کشور، تداوم خواهیم بخشید.

********

وقتی دفتر تاریخ تاریک زندگی  بازنشستگان کشوری، ورق می خورد، سطرسطر آن، نشان از گذر ثانیه های سوگوار و سیاهپوشی دارد که هریک داغی ماندگار از تبعیض و بی عدالتی بر پیشانی نوشتِ  خویش دارند.

نطفه  ناپاک تقدیر شوم بازنشستگان کنونی در بطن برهه ای ازحیات اجتماعی ایران، بسته شدکه مقرر بود حاکمانش پیشتاز کاروان های عدالت خواهی تاریخ معاصر باشند.  

سرنوشت بازنشستگان امروز از بدو استخدام، در پرتو نگاه توسن ِ مسندنشینان به مفهوم عدالت، برآبی بنا گردید که همواره به سمت آسیاب منافع لایه های پنهان قدرت جاری بود.

استخوان بندی زندگی حرفه ای و حیات اجتماعی این قربانیان رانت خواری، با شیر خشک تقلبی «فرق» و تغذیه ی ترحمی «فقر» از پستان متفعن و چرک آلود نامادران قدرت طلب و ویژه خواران مدعی خدمت، شیرازه بست.

چندگاهی ازمصلحت اداره جنگ و سپس اولویت های دوران پساجنگ به عنوان سرپوشی ازجنس تلبیس برای دور زدن عدالت و نهادن کلاه شرعی بر سر زندگی معلمان بهره گرفته شد.  پس از انقضای تاریخ مصرف این فتوای نانوشته، ضرورت های نوساخته دیگری از بطن نوشکمان آبستن قدرت در زایشگاه دولتی و رایگان تزویر و فریب، سزارین شد تا نوخاستگان این تولید مثل نامشروع، چپاولگران امدادی حقوق حرفه ای ما بازنشستگان تاریخ مصرف گذشته امروز باشند.

سکانس بعدی این سریال دراماتیک که پهلوزن ِ بسیاری از تراژدی های حیات بشری است، جنگ زرگری و فرمانروایی نوبتی جناح های انحصارگرای سیاسی و چوب نامریی قدرتی بود که خادمان مخدوم کش در مسابقه امدادی لگدمال کردن حقوق  شاغلان دیروز و بازنشستگان امروز به هم می سپردند.

 این نسل پیشانی سیاه، عجب سرنوشت تلخ و تقدیر بی مقداری داشته اند که در شطرنج نابرابر زندگی، همچون سربازانی بی دفاع، همواره پایمال فیل قدرت و شه مات فرزین سیاست بوده اند!

آنها که درعنفوان جوانی، در زیر تازیانه تبعیض و در گذر از هفت خوان تنازع برای بقا، محکوم به زندگی با اعمال شاقه بوده اند، اکنون با روحی مجروح و روانی محزون، بدون تن پوشی از اندوخته جوانی به امید شاهنامه ای که شاید پایانش خوب باشد، به زمستان سرد و ساکت بازنشستگی قدم نهاده اند، اما در گرداب وعده های جعلی، و سیاست بازی های مصلحتی، گرفتارآمده اند تا پازل تصویر شوم زندگی شان برای ترسیم تابلویی نادر از یک «سرنوشت سیاه»، تکمیل شده باشد.

درحالیکه همه ساکنان عالم ملکوت نیز صدای اعتراض بازنشستگان و یکایک هجاهای خواسته های قانونی آنها را شنیده و از برکرده اند، نهایت اراده ی سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور، بر حلوای نسیه ی «طرح های بی پشتوانه چندساله» و چشم اندازهای کودک شادکنی مقصور گشته است که مصداقی از زنگلوله های  پای تابوتی به شمار می آیندکه در طَبَق  وعده های آن جهانی، بر سرسفره ی پر از پوچِ بازنشستگان نهاده شده باشند.

ما بازنشستگان زیرمجموعه دولت و قربانیان سوء مدیریت شما صاحب منصبان، علی رغم میل باطنی و با وجود کهولت سن و ابتلا به انواع بیماری های زودرس اهدایی شما ، به ناچار رنج سفر و حضور در تجمع و تحصن را بر خود هموار کرده ایم تا خواسته ها و مطالبات قانونی خویش را برای چندمین بار و چندمین سال پیاپی به شرح زیر اعلام نماییم :

 از دولت می خواهیم که در مفاد قانون اصلاحی مدیریت خدمات کشوری، تمهیدات و شرایطی پیش بینی  شود که بازنشستگان ازنظر تحصیلات، سنوات خدمت، رتبه های علمی و شغلی، پست های مدیریتی و کارشناسی، شرایط ایثارگری، سایر عوامل و متغیرهای خدمتی  و دریافتی حقوق و مزایا، از وضعیتی همتراز با شاغلان هم رتبه ی خود،  برخوردار باشند.

 از رییس سازمان مدیریت و برنامه ربزی کشور می خواهیم در تدوین لایحه بودجه سنواتی سال ۹۷کل کشور، منابع لازم و کافی برای اجرای همسان سازی حقوق و مزایای مشمول کسور شاغلان و بازنشستگان را به گونه ای تامین و در ردیف بودجه مربوط به این موضوع بگنجانند که؛ طرح همسان سازی، حداکثر ظرف بازه زمانی دوساله و با صدور احکام لازم در ابتدای سال ۹۸ خاتمه یابد.

 ما خواهان اجرای مفاد ماده ۸۵قانون مدیریت خدمات کشوری و ماده ۳۰ برنامه ششم توسعه به گونه ای هستیم که منابع لازم جهت اجرای بیمه خدمات درمانی تکمیلی در بودجه دستگاههای اجرائی ذیربط، پیش بینی و از ابتدای سال ۹۷ ، قرارداد بیمه تکمیلی شاغلان و بازنشستگان به صورتی واحد و یکسان، توسط دستگاههای اجرایی؛ منعقد شود.

درپایان به دولتمردان، مجلس نشینان  و دیگر مسئولان تصمیم ساز کشور، یادآوری می کنیم که تا احقاق حقوق قانونی و تضییع شده ی خود از پای نخواهیم نشست و درصورت عدم دریافت پاسخ کافی و وافی، تجمعات و تحصن ها را در مقیاسی بزرگتر و در سطح کشور، تداوم خواهیم بخشید.

سومین روز اعتصاب کارگران نیروگاه شیروان

امروزدوشنبه هشتم آبان ماه برای سومین روزمتوالی، کارگران نیروگاه شیروان(شرکت نصب نیرو) در اعتراض به عدم پرداخت ماه ها مطالبات،سطح ناچیز حقوق وشرایط کاری،به اعتصابشان ادامه دادند ومقابل درب ورودی این واحد تولیدی تجمع کردند.

براساس گزارشی که هشتم آبان ماه رسانه ای شد،یکی از کارگران نیروگاه نصب نیرو شیروان حاضر در تجمع در خصوص علت برگزاری اجتماع اعتراضی کارگران گفت: شمار زیادی از کارگران شاغل در این نیروگاه بیش از یک سال بابت حقوق بیمه اجباری و تکمیلی، اضافه کاری، عیدی، پاداش و بن کارگری از کارفرما طلبکارند.

وی افزود: در سال جاری مطابق با 6ماهه گذشته هیچ مبلغی را از سوی مسئولین نیروگاه دریافت نشده و غیر از مطالبات معوقه یاد شده، کارگران نیروگاه در یک سال و نیم گذشته دستمز ماهیانه خود را با تاخیر دریافت کرده‌اند.

این کارگر ادامه داد: وضعیت نامطلوب مالی در حالی برای بیش از یک سال به کارگران نیروگاه تحمیل شده‌ است که کار در محیط‌های نیروگاهی یکی از مشاغل پرخطر و حادثه خیز تلقی می‌شود.

کارگر دیگری عنوان کرد: حقوق ماهیانه من یک میلیون و صد هزار تومان است اما عملا ماهیانه حقوقی دریافت نمی‌کنم، اضافه کاری را هم قطع کرده و زندگیم دچار مشکل شدیدی شده است.

وی به مشقت‌های زندگی خود اشاره کرد و گفت: هر روز برای گذران زندگی مواد غذایی را از مغازه داران شهرم قرض گرفته‌ام اما اکنون حسابم زیاد شده( دو میلیون تومان) و کسی دیگر حاضر نیست به چیزی قرض بدهد.

همیشه وعده پرداخت حقوق را می‌دهند و می‌گویند شنبه پرداخت می‌شود اما ازفروردین واردبیهشت96  تاکنون شنبه‌های بسیاری گذشته است و هنوز خبری از حقوق نیست.

کارگر نیروگاه ادامه داد،  حقوق سال 95 را کامل نگرفته‌ایم اگر اعتراضی هم صورت می‌گیرد جا به جایی انجام می‌شود و یا برای شخص معترض عدم نیاز به کار و اخراج نوشته می‌شود.

یکی دیگر از کارگران نصب نیرو شیروان به هشت ماه حقوق معوق خود اشاره و عنوان کرد: علاوه بر حقوق هنوز عیدی و سنوات را دریافت نکرده‌ایم و نزدیک به یک سال است که هزینه بیمه ما واریز نشده است.

کارگر نصب نیرو گفت: توان پرداخت مخارج زندگی را ندارم تا جایی که کنتور گازم را جمع کردند و بدون گاز زندگیمان مختل شده است روزه‌دار بودیم  ولی گازی برای پخت و پز نداریم.

وی اظهارداشت: کسی دیگر به ما قرض نمی‌دهد دیگر نان خالی هم نداریم، موتورم را برای مخارج زندگی فروختم ولی الان دیگر هیچ پولی برای تامین نیازهای اولیه خانواده‌ام ندارم.

آشنایی با شرکت ها وپیمانکارانی که حقوق کارگران نیروگاه شیروان را پرداخت نمی کنند:

-پروژه نیروگاه سیکل ترکیبی شیروان در کیلومتر ۹ جاده شیروان به مشهد واقع شده است.

-کارفرمای این پروژه سازمان توسعه برق ایران، مشاور کارفرما شرکت مهندسین مشاور قدس نیرو و ناظر کارگاهی شرکت مشانیر است.

– پیمانکاران اصلی این پروژه، شرکت توسعه یک و دو مپنا هستند.

-شکل‌گیری گروه مپنا، با تأسیس «شرکت مدیریت پروژه‌های نیروگاهی ایران» یا به اختصار «مپنا» در ۲۲ مرداد ماه سال ۱۳۷۲ خورشیدی و توسط وزارت نیروی جمهوری اسلامی ایران آغاز می‌شود.

مپنا، یک بنگاه اقتصادی ایرانی است که به همراه ۴۱ شرکت زیرمجموعه خود، تحت عنوان “شرکت گروه مپنا” در زمینه توسعه و ساخت نیروگاه‌های حرارتی، همچنین اجرای پروژه‌هاى نفت و گاز و حمل و نقل ریلى، به صورت پیمانکار اجرایی کلید در دست (EPC) و سرمایه‌گذاری خصوصی (IPP) فعالیت می‌کند.

-شرکت نصب نیرو از شرکت‌های برجسته‌ی گروه مپنا به عنوان یکی از بزرگترین پیمانکاران صنعتی در حوزه انرژی شناخته می‌شود. این شرکت بیش از ۱۹۰ پروژه را در زمینه‌های نیروگاهی و صنعتی در داخل و خارج کشور به انجام رسانده است.

تجمع اعتراضی جوانان جویای کارکنگان نسبت به بیکاری همزمان با بازدید استاندار بوشهر از پروژه دهکده گردشگری

امروز دوشنبه8آبان،جمعی از جوانان جویای کارکنگان دراعتراض به بیکاری وبرای اشتغال همزمان با بازدید استاندار بوشهر از پروژه دهکده گردشگری کنگان دست به تجمع زدند.

براساس گزارش منتشره، جوانان تجمع کننده رودر رو با استانداربا اشاره به بیکاری جوانان و با بیان اینکه کمپینی در این راستا تشکیل شده ، به بیان مشکلات بیکاران بخصوص جوانان تحصیل کرده پرداختند.

گزارش مراسم خاکسپاری علی اشرف درویشیان

مراسم تشییع پیکر علی‌اشرف درویشیان در بهشت سکینه کرج برگزار شد. این نویسنده با نوای مرغ سحر به خاک سپرده شد.

براساس گزارش منتشره،تشییع پیکر علی‌اشرف درویشیان در سکوت کامل و با حضور جمعیت زیادی شامل مردم و دوستان این نویسنده‌ی داستان‌های کارگری و پژوهشگر حوزه ادبیات عامه در بهشت سکینه برگزار شد.

فرخنده حاجی‌زاده (نویسنده) که اجرای این مراسم را نیز برعهده داشت، در آغاز مراسم، علی اشرف درویشیان را این گونه معرفی کرد: علی اشرف درویشیان انسانی آزاده، عدالتخواه و برابری طلب بود و که به راستی نماد تعهد درستی در ادبیات محسوب می‌شود. فاجعه درگذشت این نویسنده را باید به جامعه مستقل ادبی، فرهنگی، اجتماعی به روشنفکران ایران و همچنین تمام دوستداران و خوانندگان و مردم مخصوصا خانواده محترمش و همسر گرامی‌اش شهناز دارابیان که در این سال‌ها همواره یاری‌گر او بوده و در دوره‌های حبس، شکنجه و بیماری کنار او ایستاد، تسلیت گفت. درویشیان آزادی اندیشه و بیان و مسوول عدالت اجتماعی را وارد عرصه‌های ادبی و داستانی  ما کرد.سپس سهراب مهدی‌پور بیانیه جمعی از نویسندگان را برای درگذشت این نویسنده خواند.

در بخشی از این بیانیه آمده است: قلم درویشیان قلم و زبان کودکان رنج و کار بود. آنچه که از او به عنوان میراث باقی می‌ماند گفتن از تهیدستان و اعتراض به نابرابری و تبعیض است. درویشیان هیچگاه سر سفره صاحبان قدرت ننشست زیرا این سفره را خونین می‌دانست. او نه تنها از شرافت قلم خود محافظت کرد بلکه در تمام زمان‌ها خواستار آزادی قلم و منتقد سرسخت سانسور بود.

در ادامه محسن حکیمی اظهار داشت: نام و یاد علی‌اشرف درویشیان؛ نویسنده آزادیخواه و ستم‌ستیز را گرامی می‌داریم. او از همان کودکی با رنج ناشی از جامعه سرمایه‌داری آشنا شد. کودکی بود که در کارگاه آهنگری کار می‌کرد و سپس به عنوان شاگرد بنا با رنج‌های جامعه آشنا شد. با این حال همزمان درس خواند و وارد دانش‌سرا شد تا نهایتا به عنوان یک معلم وارد بخش دیگری از طبقه کارگری شود و به مبارزه با سرمایه‌داری ادامه دهد.

حکیمی افزود: درویشیان معلم روستاهای کرمانشاه بود و برای همین آموزش به کودکان مظلوم و نوشتن از محرومان به زندان افتاد. از سال 50 تا 56 و 57 سه بار به زندان رفت و بار آخر با انقلاب مردم علیه سلطنت آزاد شد. به یاد دارم روزی را که جلوی زندان قصر شاهد آزادی زندانیان سیاسی بودیم و دیدم چگونه مردم علی‌اشرف را روی دوش خود به دانشگاه بردند و او آنجا سخنرانی کرد.

حکیمی سپس در بیان خاطره‌ای از علی‌اشرف درویشیان گفت: در یکی از مراسم‌های محمدجعفر پوینده، علی‌اشرف که وارد شد واقعه‌ای را که برایش اتفاق افتاده بود با همان زبان طنز خود بیان کرد. گفت که در مسیر صدای کسی را شنیده که از پشت سر خطاب به او سلام کرده و او یک لحظه پیش خود تصور کرده که به سرنوشت پوینده دچار می‌شود و او را نیز با خود خواهند برد اما بعد می‌بیند که فرد مورد نظر با موبایل صحبت می‌کرده‌ است. زندگی او فقط رنج و فقر نبود بلکه سراسر مبارزه با تبعیض و ظلم و آزادیخواهی بود و امیدوارم قضاوت درستی از او در تعاریف‌مان داشته باشیم.

فریبرز رئیس دانا نیز در این مراسم، علی‌اشرف درویشیان را نویسنده مشهور و متعهد و نویسنده محرومان خواند و بیان کرد: ما یک نویسنده محرومان داریم و آن هم علی‌اشرف درویشیان است. هرگز تا زمانی که زنده بود از گفتن از فقر و محرومیت و ستم در آثارش دست نکشید و مطمئنا نمود این مسائل در آثار او بی نتیجه نخواهد بود. تا زمانی که فقر و تبعیض وجود دارد؛ علی‌اشرف درویشیان و آثارش نیز ضرورت دارد.

رئیس‌دانا ادامه داد: تاریخ نویسندگانی مثل امیل زولا، ناتویل گورچین، صمد بهرنگی و علی‌اشرف درویشیان را فراموش نخواهد کرد. درویشیان معتقد بود ژانر ادبی طبقه کارگر نداریم و تمام ادبیات باید در خدمت محرومان باشد و خودش به نوعی وقف ادبی تهیدستان و رنج‌کشیدگان شده بود و لحظه از مبارزه برای عدالت و رفع تبعیض غافل نشد. برای من و ما، او شرافت قلم است. و این جز به دلیل ارائه ارزشمند کارهایی در ابعاد اجتماعی بود.

سپس بهرنگ درویشیان، پسر این نویسنده برای ایراد سخنرانی پشت تریبون رفت که به دلیل تالم روحی شرایط سخن گفتن نداشت.

ناصر زرافشان در ادامه مراسم سخنان خود را این‌گونه آغاز کرد: علاقه و عاطفه این مردم به علی‌اشرف درویشیان خاص است. و من این محبت و علاقه مردم به او را حس می‌کنم اگر علی‌اشرف بین مردم جایی دارد به خاطر چهره و وجود فیزیکی‌اش نیست  بلکه برای این است که راوی رنج‌های خود مردم بود. اصالت در ادبیات با مضامینی است که از زندگی مواقعی با مردم سخن می‌گویند. اگر ادبیات ما صرفا درگیر شکل و فرم شود نه به درد جامعه می‌خورد و نه جامعه به آن توجه می‌کند.

زرافشان یادآور شد: اگر از مضامین اجتماعی در ادبیات فاصله بگیریم نوشتن بیهوده خواهد بود. درویشیان با تمام آثارش افشاگر نابرابری‌ها فاصله طبقاتی و ستمی بود که به توده جامعه روا می‌شد. او در آرزوی عدالت اجتماعی و از بین رفتن نابرابری‌ها بود و آزادی عدالت را لازم و ملزوم یکدیگر می‌دید. واقعیت هم این است که بدون برابری آزادی مفت نمی‌ارزد و بدون عدالت اجتماعی دموکراسی ارزشی ندارد و عوامفریبانه است.

او همچنین قومی بودن داستان‌های درویشیان را از نکات قوت کارهای او دانست و تصریح کرد: داستان‌های درویشیان بومی است و این مزیت کارهای اوست. او درختی است که در این سرزمین بالیده و ثمر داده است. به نظرم اینکه چشم بسته از فرم‌های نویسندگان غربی پیروی کنیم و در مضامین داستان‌هایمان توجهی به سوابق اجتماعی‌مان نداشته باشیم اثر قابل توجهی به وجود نمی‌آورد.

این نویسنده افزود: کافکا، مارسل پروست و… محصول جامعه‌ای دیگر هستند و تقلید محض از شکل کار آنها کسی را به جایی نمی‌رساند اگر هری پاتر در دنیا خواننده دارد در دنیای ما کودکانی هستند که روزی خود را در سطل زباله‌ها جست‌وجو می‌کنند. نویسنده بی‌خنده‌ای که هر روز چنین صحنه‌هایی را ببیند طبعا ذهنی متفاوت از نویسنده هری پاتر خواهد داشت. علاوه بر اینها شخصیت علی‌اشرف قابل تقدیر  بود و خودش نیز مثل آثارش زلال، ساده و بی‌تکلف می‌نمود.

اکبر معصوم‌بیگی نیز در این مراسم گفت: مدام گفته شده و می‌شود که علی‌اشرف کودکی و نوجوانی رنج‌باری داشته و ستم کشیده است و در جوانی نیز به زندان افتاده و تحت تعقیب بوده ولی به نظرم زندگی علی‌اشرف با تمام این رنج‌ها شگفت‌انگیز و رشک‌انگیز است و من؛ یکی به آن حسادت می‌کنم. اگر این رنج‌ها باعث شده داستانی مثل آبشوران و سال‌های ابری به وجود بیاید؛ چرا باید برای زندگی نویسنده‌اش گریه کنیم؟ خیلی‌ها دستخوش فشار و زندان بودند ولی چه کسی داستانی مثل سلول 18 را نوشته است؟ او شاگرد همایی و فروزان‌فر بود، باید به زندگی او غبطه بخوریم. علی‌اشرف برخلاف بسیاری در گذشته نماند و آنچه که در عصر کنونی ما می‌گذرد نیز به داستان‌هایش راه داد و اساساً چند قصه آخر او واکنشی بود به آنچه که در روز جامعه می‌گذشت.

رضا خندان مهابادی در سخنانی کوتاه گفت: علی‌اشرف تکه‌ای مجسم از آرمان‌ها و باورهایش بود. خیلی کسان هستند که آرمان‌ها و آرزوهای قشنگ دارند و اتفاقاً هم مطابق آنها رفتار می‌کنند و با آنها منطبق هستند اما اندک‌اند آنهایی که‌آرمان‌هایشان جزئی از شخصیت‌شان باشد. علی‌اشرف یکی از این آدم‌ها بود.

حسن فرخ‌سرشت نیز در این مراسم تاکید کرد: علی‌اشرف هر ‌آنچه را که گفت، زندگی کرده و در داستان‌هایش از امثال «نیازعلی ندارد» گفته که دهانش را می‌بندند تا نگوید ندارد. او تصویرگر آنهایی بوده که فقر و ستم چهارسوی زندگی‌شان را لگدکوب کرده است درحالیکه شایستگی آنها بیش از اینها است. آیا می‌توان جهانی را تحمل کرد که بدی در آن قاعده شده و نیکی در آن استثناست؟ برای تغییر چنین جهانی به علی‌اشرف و آثارش نیاز داریم و امروز آمدیم تا یاد و نامش را فریاد بزنیم. آثارش را نادیده گرفتند، در خیابان تهدیدش کردند و در پایان که درمانده شدند به تطمیعش متوسل گشتند اما باز راه به جایی نبردند. درویشیان روایتگر زندگی واقعی مردم بود و نه فقط از رنج و بی‌عدالتی نسبت به انسان می‌گفت بلکه آرمان برابری و رهایی را روایت می‌کرد.

فرخ‌سرشت افزود: پس از سال‌ها سکوت در برابر او چند سالی است که سعی دارند او را تنها نویسنده فرودستان جلوه دهند و پلاک نویسنده فرودستان را همانند پلاک یک زندانی به سینه‌اش بزنند تا عنوان نویسنده مردم را از او بربایند. واقعیت این است که تهی‌دستان، محرومان، بی‌خانمان‌ها و محرومان از آزادی، عدالت و بهداشت آموزش و هرکس که برای غذای خود نگران است مخاطب داستان‌های درویشیان محسوب می‌شود و او نویسنده این گروه عظیم مردمی است.

 

او ادامه داد: درویشیان همه عمر به جهانی آزاد و برابری مردمی تاکید داشت و امروز با آرزوی ادامه راه و آرمان‌هایش اینجا را ترک می‌کند.

در ادامه برنامه؛ نماینده‌ای از طرف مردم کرمانشاه در سخنانی کوتاه اظهار داشت: ما در سنین 15 تا 25 سالگی به واسطه داستان‌های علی‌اشرف‌ درویشیان آگاه شدیم که چه نابرابری‌ها و تبعیض‌هایی را تحمل می‌کنیم. او به ما آموخت که باید در چهارراه آزادی‌خواهی قدم برداریم.

سپس قاسم حسنی از شبکه یاری کودکان کار ضمن عرض تسلیت، بیانیه‌ای را از سوی این سازمان مردم‌نهاد خواند.

در بخشی از این بیانیه آمده بود: علی‌اشرف درویشیان با آثارش پیشرو و طلایه‌دار شکل‌گیری جریان مبارزه با کار کودک بود و ما خودمان را مدیون او می‌دانیم. او راهی را که صمد بهرنگی آغاز کرده بود به خوبی ادامه داد. می‌دانم که چراغ فروزان اندیشه و خواست او هرگز خاموش نمی‌شود و تاثیرگذاری ادبیات اجتماعی ما ادامه خواهد داشت.

این مراسم با خوانش اشعاری از ناهید کبیری، علی‌اکبر درویشیان (برادر علی‌اشرف درویشیان) و اجرای قطعاتی از موسیقی بختیاری توسط علی‌اکبر شکارچی به پایان رسید.

مشایعت پیکر علی‌اشرف درویشیان که ابتدا با فریادهای «درود درود…» آغاز شده بود، پس از چند تذکر، در سکوت کامل ادامه یافت. این نویسنده با نوای مرغ سحر به خاک سپرده شد.

سندیکای کارگران شرکت واحد  اتوبوسرانی تهران وحومه:

بازداشت وزندانی کردن محمود صالحی فعال کارگری را محکوم میکنیم

با افزایش اعتراضات کارگری وتجمع های گسترده کارگران در دوسال گذشته ، متاسفانه شاهد شدت گرفتن برخوردهای امنیتی و قضایی با فعالان کارگری و کارگران معترض هستیم واین بارشاهد دستیگری و زندان کردن محمود صالحی از چهره های شناخته شده فعالان کارگری در خروج از بیمارستان سقز هستیم. این فعال کارگری در حالی دستگیر وزندانی میشود که کلیه هایش در بازداشت های قبلی و عدم توجه ورسیدگی به موقع پزشکی از کار افتاده و بطور مرتب باید دیالیز شود و کوچکترین کوتاهی و عدم توجه پزشکی برای ایشان میتواند خطرات جانی داشته باشد. محمود صالحی دبیر سابق انجمن صنفی خبازان وفعال کارگری است که سالها تلاش برای دفاع از منافع هم طبقه ایی های خود تلاش کرده است .

سندیکای کارگران شرکت واحد دستگیری و زندانی کردن آقای محمود صالحی را بشدت محکوم میکند و هرگونه برخورد های امنیتی و پلیسی را با فعالین کارگری و صنفی محکوم می کند و خواستار آزادی بی قید و شرط محمود صالحی و رضا شهابی از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد و دیگر فعالین صنفی در بند می باشد و اعلام می دارد هرگز با فشار و تهدید وزندان ، کارگران از مطالبات به حق خود عقب نشینی نخواهند کرد .

سندیکای کارگران شرکت واحد  اتوبوسرانی تهران وحومه

 آبان ۹۶

اطلاعیه شماره ۱ کمیته دفاع از محمود صالحی

کارگران، اتحادیه های کارگری و مردم آزادیخواه !

همانطوریکه مطلع هستید، روز شنبه ششم آبانماه ماموران نیروی انتظامی، بدون هیچگونه اخطار و اطلاع قبلی، محمود صالحی از چهره های سرشناس و خوشنام جنبش کارگری را حین خروج از بیمارستان بازداشت و روانه زندان کردند. این اولین بار نیست که محمود صالحی دستگیر و زندانی می شود. محمود صالحی بارها و بارها بخاطر دفاع از مطالبات و خواسته های خود و هم طبقه ای هایش دستگیر و زندانی شده است، بطوریکه سالهای زیادی از عمر مفید و جوانیش را در زندان گذرانده است.

در دفاع از محمو صالحی و برای اطلاع رسانی درست و به موقع و مهمتر از این جلب حمایت کارگران و مردم آزادیخواه از محمود صالحی و سایر کارگران زندانی کمیته ای با عنوان “کمیته دفاع از محمود صالحی” تشکیل شده است. امروز کمیته اولین نشست خود را برگزار کرد و در این جلسه نجیبه صالح زاده بعنوان سخنگوی کمیته انتخاب گردید. از این ببعد تلاش خواهیم کرد کلیه اخبار و گزارشات مربوط به وضعیت و شرایط جسمی و در زندان بودن محمود صالحی و کار کمیته را از طریق سایت رسمی کمیته به اطلاع همگان برسانیم.

انتظار داریم که شما فعالین و مدافعان جنبش کارگری و مردم آزادیخواه ما را در پیشبرد این مهم یاری رسانید.

کمیته دفاع از محمود صالحی

هفتم آبان مان ۹۶ برابر با ۲۹ اکتبر ۲۰۱۷ میلادی

شماره تلفن های تماس با سخنگوی کمیته دفاع از فعال کارگری محمود صالحی

۹۱۸۴۱۳۸۴۳۵

۹۱۸۸۸۱۱۸۱۱۶

لینک سایت کمیته دفاع از محمود صالحی:

http://mahmoodsalehi.com/

گفتگوی رادیو بین المللی فرانسه با نجیبه صالح زاده درباره محمودصالحی

نجیبه صالح زاده می گوید همسرش قبل از بازداشت سال ۹۴ از بیماری کلیه رنج می برده است اما در دوره بازداشت بیماری او شدت پیدا کرد.

وی افزود،امروز(7آبان) با پسرش، از مقام های دادگاه در خواست کردند تا آزمایش های دیالیز محمود صالحی در زندان پیگیری شود در غیر اینصورت ممکن است این فعال کارگری از «دست برود.»

محمود صالحی، فعال کارگری ایرانی روز شنبه ۲۸ اکتبر/ ۶ آبان هنگام خروج از بیمارستان  خمینی سقز توسط ماموران انتظامی دستگیر و روانه زندان شد. آقای صالحی که از بیماری کلیه رنج می برد، برای آزمایش هفتگی دیالیز به بیمارستان رفته بود.

نجیبه صالح زاده، همسر محمود صالحی روز یکشنبه 7آبان به رادیو بین المللی فرانسه گفت ظهر روز شنبه چهار مامور انتظامی همسر او را بعد از بازداشت در خروجی بیمارستان خمینی، به دادگاه بردند و در آنجا دادستان حکم یک سال زندان محمود صالحی را به او ابلاغ کرد.

محمود صالحی در اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۴ در آستانه روز کارگر بازداشت شد اما پس از آن بعلت وخامت وضعیت جسمانی آزاد شد. او در جریان دادگاه به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «عضویت در جمعیت های معارض» جمعا به ۹ سال زندان محکوم شد اما تقاضای تجدید نظر کرد.

همسر محمود صالحی گفت طی این دوسال دادگاه هیچگونه حکمی را در مورد تقاضای تجدید نظر آقای صالحی به او ابلاغ نکرده بود و گرنه محمود صالحی شخصا به دادگاه حاضر می شد.

نجیبه صالح زاده می گوید همسرش قبل از بازداشت سال ۹۴ از بیماری کلیه رنج می برده است اما در دوره بازداشت بیماری او شدت پیدا کرد.

او گفت امروز(7آبان) با پسرش، از مقام های دادگاه در خواست کردند تا آزمایش های دیالیز محمود صالحی در زندان پیگیری شود در غیر اینصورت ممکن است این فعال کارگری از «دست برود.»

شورای همبستگی با جنبش کارگری ـ پاریس:

دستگیری محمود صالحی، فعال خستگی ناپذیر جنبش کارگری ایران!

روز شنبه ششم آبان زمانیکه محمود صالحی با همسر همرزمش پس از انجام دیالیز کلیه از بیمارستان خمینی سقز خارج شده بود بوسیله چهار لباس شخصی بازداشت میشود. در عصر همان روز دادستانی شهر سقز اجرای حکم 8 سال زندان وی را به همسرش اعلام میدارد و اینگونه تجاوز به حقوق انسانی فعالین کارگری و دیگران به وسیله حاکمیت جمهوری اسلامی ایران بار دیگر در دوره های کنونی تشدید بیشتری می یابد. حاکمین بر جان و مال و حقوق ابتدایی انسان های شریف و مبارز رحم نمی کنند و هرگونه اعتراضات اجتماعی مبتنی بر مطالبات طبقاتی را با انگ های «اقدام علیه امنیت کشور» منطبق می سازند و با خیال پردازی های مذهبی و فکری خویش که آنرا بویژه از طریق دادسراها و دادستانی های جمهوری اسلامی به مثابه «قرارداد اجتماعی» خویش مبدل ساخته اند و با عبارات فریب کارانه و غیر واقعی «احکام صادره» از دستگیری، زندان، شکنجه و کشتار را برای مردم این سرزمین آسان می کنند.

دامنه ی تجاوزات حقوقی ـ اجتماعی حاکمیت جمهوری اسلامی در تمامی ابعاد جریان دارد و حتی بر حریم خصوصی افراد نیز حمله ور می گردد. محمود صالحی، کارگری که از بیماری کلیه و عمل قلب رنج می برد، همواره مدافع حقوق طبقاتی خود و نیز جنبش کارگری ایران است و لحظه ای در پیشبرد اهداف مبارزاتی، تعلل به خود راه نداده و بطور خستگی ناپذیر پیکار اجتماعی را تداوم می بخشد. محمود صالحی کارگر آگاه خباز شهرستان سقز، تمام بیماری های خود را از زندان های جمهوری اسلامی که در دوره های متعددی گرفتار بود، گرفته است. وی فاقد دو کلیه میباشد و در هر ماه به هشت دیالیز نیاز دارد و در ضمن دوبار در تهران قلب اش مورد عمل جراحی قرار گرفته است. با چنین وضعیتی حاکمیت جمهوری اسلامی ایران، تجاوزی آشکار به حریم و حقوق شخصی وی و دیگر فعالین کارگری نظیر رضا شهابی، محمد نظری… و نیز اسماعیل عبدی، محمود بهشتی لنگرودی، محسن عمرانی و رسول بداقی و بسیاری از فعالین اجتماعی که امروز در بند جمهوری اسلامی ایران اسیر اند و فعالین کارگری دیگری که در دوره های اخیر همانند؛ کورش بخشنده، ستار بهشتی، شاهرخ زمانی و محمد جراحی یا در زندان و یا از بیماری های ناشی از زندان جان باخته اند. شورای همبستگی با جنبش کارگری در ایران، تمام نهادهای کارگری و نیروها و انسان های عالتخواه را خطاب قرار می دهد و خواهان مبارزه ای پیگیرانه علیه ستمگری های بیشمار جمهوری اسلامی ایران است. ما بدینوسیله اعتراض عمیق خود را نسبت به دستگیری و زندان فعال کارگری، محمود صالحی اعلام میداریم و خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط وی و تمامی فعالین کارگری و اجتماعی در بند می باشیم.

فعالین کارگری و دیگر زندانیان اجتماعی در بند را آزاد کنید!

شورای همبستگی با جنبش کارگری ـ پاریس

conseil.solid21@gmail.com

7 آبان 1396 ـ 29 اکتبر 2017

بلاتکلیفی معیشتی وشغلی کارگران کارخانه سیم و کابل پیشرو انار

حقوق کارگران سیم و کابل پیشرو انار4ماه پرداخت نشده و مدتی است که این کارخانه به حالت نیمه تعطیل در آمده و بیم این می‌رود که این واحد صنعتی کاملاً تعطیل شود.

به گزارش یک منبع خبری محلی،یکی از این کارگران وضع معیشتی را با این شرایط،بسیار سخت عنوان کرد و گفت:از ابتدای تیرماه امسال حقوق دریافت نکرده ایم و بعد از سه ماه نه تنها حقوق معوقه ما پرداخت نشده بلکه در اواخر شهریور نیز برای حدود یک ماه کارخانه به حالت نیمه تعطیلی در آمد و ما را به مرخصی اجباری بدون حقوق فرستادند.

وی در مورد علت نیمه تعطیلی کارخانه در مهرماه گفت: آنگونه که به ما گفته شد عدم نقدینگی شرکت های خریدار محصول و همچنین نبود مواد اولیه علت نیمه تعطیلی کارخانه در این مدت  بوده است که از اوایل آبان ماه نیز مقداری از مواد اولیه تهیه شده که آن هم تا چندروز دیگر مصرف می شود و مجددا خط تولید میخوابد.

لازم بذکر است کارخانه سیم و کابل پیشرو شهرستان انار یکی از واحد‌های صنعتی شهرستان انار است که فعالیت خود را از سال ۱۳۷۰ در زمینی به مساحت ۶۰۰۰۰ متر مربع آغاز نمود.این مجموعه در راستای طرح توسعه خود در سال ۱۳۸۳ اقدام به ساخت سالنهای جدید تولید به مساحت هفت هزار متر مربع و خرید ماشین آلات و تجهیزات پیشرفته آزمایشگاهی نمود که امکان تولید کابلهای برق تا سطح مقطع ۵۰۰ میلیمتر مربع و انواع کابلهای مخابراتی تا ۲۴۰۰ زوج را برای این مجموعه فراهم نموده است.

اعتراض جمعی ازکارگران کارخانه اتحاد موتور نسبت به شیوه اجرای قانون طرح طبقه بندی وعدم اجرای قانون مشاغل بازنشستگی مشاغل سخت و زیان‌آور

جمعی ازکارگران کارخانه اتحاد موتور در استان تهران اعتراضشان را نسبت به شیوه اجرای قانون طرح طبقه بندی وعدم اجرای قانون مشاغل بازنشستگی مشاغل سخت و زیان‌آور،رسانه ای کردند.

براساس گزارش منتشره، یکی از کارگران گفت: قانون طرح طبقه بندی مشاغل که از یکسال قبل درکارخانه قطعه سازی اتحاد موتور اجرا شده، موجب باعث ایجاد شکاف درآمدی میان کارگران رسمی و قراردادی و در نتیجه نارضایتی کارگرانی که درآمدشان پایین مانده‌، شده است.

از قرار معلوم در نتیجه اجرای این قانون درآمد نیمی از کارگران قراردادی که اکثریت افراد هستند تا نزدیک به پانصد هزار تومان افزایش یافته است و همین مسئله باعث نارضایتی اقلیت کارگران رسمی شده است.

از طرف دیگر بیشتر کارگران رسمی این کارخانه به دلیل نوع شغل مشمول قانون بازنشستگی مشاغل سخت و زیان‌آور می‌شوند اما چون در لیست بیمه اشاره‌ای به حرفه تخصصی آنها نشده‌است نمی‌توانند از این فرصت قانونی استفاده کرده و و با ۲۰ سال سابقه کار بازنشسته شوند.

برکارگران شهرداری گمیشان چه می گذرد؟

ماه ها حقوق وحق بیمه کارگران شهرداری گمیشان پرداخت نشده است.این کارگران از ترس از دست دادن همان حقوقی که با چندین ماه تأخیر پرداخت می‌شود مهر خاموشی به لب گرفتند تا مبادا اعتراض آنها موجب اخراج آنها شود.

برپایه گزارش رسانه ای شده بتاریخ8آبان،یکی از کارگران شهرداری گمیشان در این باره می‌گوید، 25 سال است که در شهرداری گمیشان کار می‌کنم اما به‌مدت یک سال است که حقوق نگرفتم.

آنه‌محمد کم می‌افزاید، بیش از 20 میلیون تومان از شهرداری گمیشان طلبکار هستم که متأسفانه هیچ مقداری از آن را دریافت نکردم  و متأسفانه حقوقمان را هر سه ماه یک بار پرداخت می‌کنند.

وی که دو فرزند دارد، می‌گوید زندگی با این شرایط بسیار سخت است، مجبورم بعد از ساعات کاری دوباره کار کنم اما باز هم مشکل داریم طوری که قبوض آب، برق و … را نمی‌توانم پرداخت کنم و از پرداخت شهریه دانشگاه فرزندم بازماندم.

یکی دیگر از کارگران شهرداری گمیشان که نمی‌خواهد نامش فاش شود، در این باره می‌گوید، 10 ماه حقوق سال گذشته‌ام مانده در سال‌جاری نیز دو ماه از حقوقم را دریافت نکردم.

وی می‌افزاید، ما جزو کارگران شرکتی هستیم که حقوق را با تأخیر دریافت می‌کنیم، متأسفانه دو سال است که کارگران شرکتی شهرداری گمیشان از بیمه و حقوق محروم هستند اما ترس آنها از مسؤولان امر موجب شده از بیان مشکلات خود پرهیز کنند.

آنه‌محمد قلیجی کارگر دیگری است که از تأخیر در پرداخت حقوق گله‌مند است و می‌گوید، بنده جزو کارگران شرکتی هستم، یک سال است که نه حقوق گرفتیم و نه از بیمه برخوردار شدیم، متأسفانه بلاتکلیف هستیم و هنوز شهرداری گمیشان با هیچ شرکتی قرارداد نبسته است.

وی که یک رفتگر زحمت‌کش است، می‌افزاید، تعویق در پرداخت حقوق زندگی را بر ما سخت کرده است، وقتی از جلوی فروشگاه‌ها و مغازه‌های محل زندگی عبور می‌کنم شرمنده می‌شوم که به همه آنها بدهکارم اما امکان پرداخت آن را ندارم.

کارگر شهرداری گمیشان ادامه می‌دهد، مسؤولان اختلاف با شرکت مورد قرارداد را علت تعویق در پرداخت حقوق می‌دانند اما مشکل شرکت چه ارتباطی به کارگر دارد که باید ماه‌ها از دریافت حقوق محروم باشند.

قلیجی بیان می‌کند، در حال حاضر 30 کارگر شهرداری گمیشان وضعیت مشابه دارند و ماه‌ها است که حقوق دریافت نمی‌کنند.

این کارگر شهرداری گمیشان از نحوه برخورد مسؤولان با کارگران گلایه و ابراز می‌کند، متأسفانه مسؤولان ارزشی برای کارگر قائل نمی‌شوند و تنها می‌خواهند که برای آنها کار کنیم، از مسؤولان درخواست می‌کنم به مشکل تأخیر حقوق کارگران شهرداری گمیشان توجه کنند.

تعدادکارگران جان باخته حادثه آتش‌سوزی و انفجار پالایشگاه نفت تهران به 7نفر رسید

جزئیات وضعیت تنها کارگربازمانده این حادثه

با مرگ جواد نوروزی یکی ازدو مصدوم آتش‌سوزی و انفجار پالایشگاه نفت تهران درشنبه شب(6آبان) تعداد کارگران جان باخته این حادثه به 7نفر رسید.

علی نظر جلیلیان آخرین نفر از آن گروهی است که در بالای برج تقطیر پالایشگاه نفت تهران دچار حریق شدند.

تنها بازمانده حادثه پالایشگاه نفت تهران ، در بخش مراقبت‌های ویژه بخش سوختگی بیمارستان چمران بستری است.

 مردی ٤٥ساله که از کرمانشاه با زن و دو فرزندش برای زندگی به تهران آمد. او یکی از نیروهای فصلی اورهال پالایشگاه‌هاست.

«او این حرفه را پیش از این هم در کرمانشاه انجام داده بود. او صبح جمعه با همکارش، جواد نوروزی قرار داشت تا به پالایشگاه تهران بروند.آنها با هم رفتند تا این‌که بعد از ظهر خبر یک حادثه در پالایشگاه تهران خانواده و اقوام علی‌نظر را نگران کرد. ٨نفر از نیروهای مشغول به کار در برج تقطیر این مرکز دچار سوختگی شدند.

من می‌دانستم که در برج کار می‌کند. او درباره کار در پالایشگاه و سختی آن بارها با من صحبت کرده بود.»

اینها بخشی از صحبت‌های یکی از نزدیک‌ترین اقوام علی‌نظر است که به دلایلی خواست نامش فاش نشود.

چه زمانی از حادثه آتش‌سوزی و مصدومیت علی باخبر شدید؟

من در کارگاه مبل‌سازی مشغول کار بودم. حدود ساعت ٥بعدازظهر بود که تلفنم زنگ خورد. پشت خط یکی از همکاران علی بود، ماجرا را خیلی سریع برای من تعریف کرد. من هم بلافاصله با خانواده تماس گرفتم و ماجرا را اطلاع دادم.

در مسیر پالایشگاه بودیم که متوجه شدیم او را همراه با جواد نوروزی به بیمارستان چمران منتقل کرده‌اند.

ما هم به طرف بیمارستان آمدیم. از جمعه‌شب تا امروز یکشنبه هم در همین بیمارستان هستیم.

او چند ‌سال دارد؟

حدود ٤٥سال. متولد ١٣٥١ است.

ازدواج کرده؟

بله، داماد هم دارد. علی یک پسر به نام ابوالفضل و یک دختر به نام نسترن دارد. دخترش هم چند وقت پیش ازدواج کرد.

چند وقت است که در پالایشگاه کار می‌کند؟

حدود ٢سالی می‌شود. او آدم فنی است. قبل از این هم چند سالی در ساختمان‌های بلند آرماتوربندی می‌کرد.

پیش از آن هم در کرمانشاه همین کار اورهال در پالایشگاه را انجام می‌داد. اما تقریبا از وقتی به تهران آمد،در پالایشگاه مشغول به کار شد.

در تهران زندگی می‌کند؟

نه، همراه با زن و بچه‌هایش به تهران آمد و یک خانه اجاره‌ای در اطراف اسلامشهر گرفت.الان سه سالی می‌شود.

پسرش در یک کارگاه کار می‌کند. خودش هم که در پالایشگاه، با هم خرج زندگی را درمی‌آوردند.

اما حالا که این اتفاق افتاده خدا می‌داند که چه سرنوشتی داشته باشد.

الان حال علی چطور است؟

هنوز علی را ندیدیم. اجازه ملاقات نمی‌دهند، می‌گویند در بخش سوختگی احتمال عفونت دارد و باید ایزوله باشد؛اما شنیده‌ایم که همه بدنش سوخته و باند‌پیچی شده است مثل این‌که فقط صورتش سالم مانده است.

پزشکان از وضع علی با شما صحبت کرده‌اند؟

آنها چند بار به همه ما گفتند که ما هر کاری لازم باشد و بتوانیم برای او انجام می‌دهیم؛ اما هیچ چیز مشخص نیست.

در این مدت از طرف پالایشگاه با خانواده شما تماس داشته‌اند؟

از وقتی که ما به بیمارستان آمدیم، دو نفر از نیروهای پالایشگاه کنار ما هستند. تعدادی از فامیل از کرمانشاه و شهرستان به تهران آمده‌اند، همه آنها را برای استراحت به میهمانسرا می‌برند، غذا هم برای همه تهیه کرده‌اند.

تا الان یک ریال ما هزینه‌ای به بیمارستان پرداخت نکرده‌ایم. آنطور که به ما گفتند، همه این افراد بیمه حوادث هستند.

خانواده نوروزی هم که صبح یکشنبه برای تحویل جنازه به این بیمارستان آمدند، هیچ هزینه‌ای پرداخت نکردند.

شما جواد نوروزی را هم می‌شناسید؟

از طریق علی با او آشنا شدم. جواد بچه گرگان بود. او روز حادثه خودش را از بالای برج به پایین انداخت تا شاید از شعله‌های آتش جان سالم به در برد؛ اما عمرش به دنیا نبود. علی چندبار به من گفت که کار من خیلی خطرناک است. کار آب و آتش است. راست هم می‌گفت کار در پالایشگاه خطرات زیادی دارد.

خبر مرگ جواد نوروزی را حمیدرضا جعفری، رئیس روابط‌عمومی شرکت پالایشگاه نفت تهران ظهر دیروز به رسانه‌ها اعلام کرد.

به‌ گفته او یکی از پرسنل بخش بهره‌برداری پالایشگاه تهران بود که در اثر شدت جراحات وسوختگی شدید شنبه در بیمارستان چمران فوت کرد.

او همچنین درباره وضع دیگر مصدوم این حادثه هم گفت: «علی‌نظر جلیلیان مصدوم دیگر حادثه آتش‌ سوزیبعد از ظهر جمعه در پالایشگاه است که پزشکان حال عمومی او را رو به بهبود اعلام کرده‌اند.

این در حالی است که شنیده‌ها از پرسنل درمانی بخش سوانح سوختگی بیمارستان چمران از نامشخص‌بودن وضع نهایی این مصدوم حکایت دارد.

یکی از مسئولان بخش سوختگی این مرکز درمانی که نخواست نامش فاش شود، درباره وضع جسمانی علی‌نظر جلیلیان گفت: «هر چند بیمار منتقل‌شده از پالایشگاه دارای علایم حیاتی مناسب و سطح هوشیاری قابل ‌قبولی است،با وجود این او از همه نواحی بدن دچار سوختگی شده و شدت و نفوذ سوختگی‌ها در قسمت‌های مختلف بدن بیمار متفاوت است.

تنها قسمت نسبتا سالم بدن وی، بخش سرو‌صورت است. به همین دلیل هیچ چیز هنوز قطعی نیست و باید برای مشخص‌شدن سرنوشت این بیمار صبر کرد.» اینها در حالی است که هنوز علت دقیق این حادثه اعلام نشده است.

از کارگران قربانی حادثه آتش سوزی در دستگاه ٩٥ شرکت ملی حفاری ایران در منطقه رگ سفید چه خبر؟

هویت پنج کارگری که روز گذشته (۷ آبانماه) در میدان نفتی رگ سفید در فاصله ۱۵۰ کیلومتری از جنوب شرقی اهواز بر اثر وقوع انفجار گازکشته وزخمی شده بودند مشخص شد.

جان باختگان این حادثه شغلی دو کارگر به نام‌های «محمد سلیمی چگینی» و « فرزاد ارزانی » هستند  که به عنوان دیده بان وحفار در این میدان نفتی مشغول کار بودند .

همچنین آقایان «داود فربدی» ،«فرهاد کمایی» و«مهران مهرپویا»  کارگرانی هستند که در این حادثه دچار سوختی ۲۰ تا ۳۰ درصد شده‌اند که یک نفر از آنها به بیمارستان نفت اهواز و دو مصدوم دیگر به بیمارستان هندیجان اعزام شده‌اند.

با این‌ حال برخی اخبار غیر رسمی حاکی از متفاوت بودن این آمار حکایت دارند.

16نوامبرروزاعتصاب وتظاهرات سراسری درفرانسه علیه سیاست های لیبرالی دولت ماکرون

اخباروگزارشات کارگری-30اکتبر:شش سندیکای حقوق بگیران،دانشجویان ودانش آموزان دبیرستانی فرانسه(CGT – FO – Solidaires – UNEF – UNL – FIDL) بدنبال جلسه بیست وچهارم اکتبر،طی بیانیه ای شانزدهم نوامبرراروزاعتصاب وتظاهرات برای اعتراض به سیاست های لیبرالی دولت ماکرون مبنی برافزایش نابرابری در راستای منافع اقلیت،اعلام کردند.

سیاست هایی چون:

-اصلاحات غیرقابل قبول در قانون کار جهت محدودتر کردن حقوق کارگران

-درخطرقرارگرفتن حقوق کارگران ومتقاضیان کار در ارتباط با بیمه بیکاری وآموزش حرفه ای

-موقتی تر کردن قراردادهای کارشاغلین وجوانانی که وارد بازار کارمی شوند

-زیرسئوال رفتن آینده جوانان در رابطه با آموزش عالی

-کاهش دستمزد وافزایش شارژ سوسیال حقوق بگیران

– محدودتر کردن خدمات عمومی وحمایت های سوسیال

6سندیکای فرانسه با توجه به چنین شرایط وخیم، روز16نوامبررابرای اعتصاب وتظاهرات حقوق بگیران،دانشجویان ودانش آموزان تعیین وازدیگرسندیکاها خواسته اند با این اقدام اعتراضی همراه شوند.

هشتم آبان ماه1396

akhbarkargari2468@gmail.com

***

بازداشت محمود صالحی و دیگر فعالین کارگری قویا محکوم است!

ساعت ۱۲ ظهر روز شنبه در حالیکه محمود صالحی از فعالین جنبش کارگری ایران از بیمارستان پس از انجام دیالیز کلیه بر می گشت و وضعیت جسمانی مناسبی نداشت در مقابل بیمارستان توسط تعدادی از نیروهای امنیتی که لباس شخصی به تن داشتند دستگیر و به زندان مرکزی شهر سقز منتقل شد.

محمود صالحی از نظر جسمی در شرایط بدی قرار دارد و سلامتی او در زندان در معرض خطر جدی است. چنین برخوردهایی غیر انسانی که از طرف نیروهای سرکوبگر حکومت سرمایه جمهوری اسلامی که با ادامه فشار بر فعالان جنبش کارگری و پرونده سازی علیه آنان ادامه دارد، سبب شرایط دشوار و امنیتی شده، و رژیم با این ترفندها در تلاش است که فعالین کارگری را ازمبارزه برای کسب حقوق شان بازدارد.

محمود صالحی نیاز به درمان مداوم دارد و سلامتی او در خطر جدی است، هر اتفاق و عواقب ناگوار گریبان گیر او شود، مسئولیتش مستقیم به عهده مزدوران جمهوری اسلامی خواهد بود.

رژیم اسلامی با متوسل شدن به اذیت و شکنجه، دستگیری، صدور احکام زندان و بگیر و ببند فعالین کارگری و معلمان، تا کنون توانسته به موجودیت خود مشروعیت بدهد. اما قطعا با اعتراض هایی که در رابطه با بیکار سازیها، حقوقهای معوقه و سرکوبها و دستگیریها که هر روز هم گسترده تر می شود نخواهد توانست مقابله کند. کارگران، معلمان و توده های زحمتکش وتهیدست در چنین شرایطی چاره ایی جز اعتراض و اعتصاب ندارند.  پاسخ رژیم به این اعتراضات و مبارزات، ضرب و شتم کارگران و دستگیری و زندانی کردن آنها است. به بند کشیدن محمود صالحی، رضا شهابی، و دیگر فعالین جنبش کارگری ایران، تنها خشم و نفرت بیشتر کارگران و  توده های زحمتکش علیه رژیم را دامن خواهد زد.

ایجاد جو رعب و خفقان و دستگیری فعالین کارگری و معلمین و سایر انسانهای آزاده ای که در زندانهای رژیم سرمایه جمهوری اسلامی بسر می برند، این وظیفۀ را جلو ما میگذارد که با تلاشی گسترده و همگانی  بر علیه این دستگیریها بپا خیزیم. باید با کارزاری وسیع و پیگیر در سطح جهانی از افکار عمومی بخواهیم که با فشار به رژیم خواهان آزادی بی قید و شرط محمود صالحی، رضا شهابی و دیگر زندانیان سیاسی گردد.

نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران – خارج کشور دستگیری محمود صالحی را قویا محکوم میکند و خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط او میباشد.  حمایت از فعالین کارگری، کمک به حفظ سلامتی­شان و تلاش برای نجات آنها از زندان، وظیفۀ فعالین جنبش کارگری، هواداران این جنبش و تمامی آزادیخواهان است، با مبارزه و اعتراض همگانی و سراسری تلاش نمائیم جان محمود صالحی و رضا شهابی را از چنگال آدمکشان جمهوری اسلامی نجات دهیم.

شنبه  ۶ آبان ۱٣۹۶ –  ۲٨ اکتبر  ۲۰۱۷

nhkommittehamahangi@gmail.com

***

ياد علي اشرف درويشيان يار محرومين و پيكارجوي راه آزادي گرامي باد

 

 

علی اشرف درويشيان نويسنده مبارز و مردم دوست و راوي زندگي و آلام و رنج های فرودستان و زحمتكشان پس از یک دوره طولانی بیماری درگذشت. او با قلم توانايش همواره و هميشه در خدمت مردم ستمديده بود و برای همبسته نمودن فرودستان مي نوشت.

 

علی اشرف درويشيان از همان جواني گرفتار زندان و شكنجه شد. او  در دهه ٥٠ به دليل فعالیت‌های فرهنگي و سیاسی از آموزش و پرورش اخراج و چند بار دستگیر شد. در آخرين دستگيريش درسال ۵۴ به ۱۱ سال زندان محکوم گردید. و در گرماگرم انقلاب در  آبان ۵۷ همراه با ديگر زندانيان سياسی آزاد شد.

درویشیان در تمام عمر نويسندگی اش عليه سانسور مبارزه کرد و در پيكار براي آزادی بيان  و عدالت اجتماعي خوش درخشيد. او حتي در بستر بيماري هم از جوش و خروش باز نايستاد و در برابر رژيم ضد انساني جمهوري اسلامي  ايستاده بود و عليه صاحبان قدرت و ثروت و دشمنان مردم مي گفت. نام او به عنوان یک نویسنده مردمی که قلمش همواره درخدمت محرومان جامعه بود، در ادبیات ما جاودانه خواهد ماند.

ما درگذشت علی‌اشرف درویشیان اين نويسنده پيكارجو و بيانگر زندگي محرومين را به خانواده، دوستان، کانون نويسندگان و همه کسانی که برای برابري و آزادي مبارزه می کنند، تسلیت می‌گوئيم و خود را با آنان هم درد مي دانيم.

يادش گرامي باد

نهادهاي همبستگي با جنبش كارگري ايران- خارج از كشور

 

آبان ماه ١٣٩٦

اكتبر ٢٠١٧

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

این سایت برای کاهش هرزنامه‌ها از ضدهرزنامه استفاده می‌کند. در مورد نحوه پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

اطلاعات

این ویودی در 30 اکتبر 2017 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: