اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

بن بست استعمار نوین در ساحل (1و2): برونو گیک، و کرۀ شمالی: «نابودی»، «پاسخ نظامی گسترده» یا «جنگ اقتصادی»؟ – واشنگتن در پندار تحریم کامل بازرگانی با کرۀ شمالی و تعیین مجازات علیه چین: پروفسور میشل شوسودوسکی/ترجمه های حمید محوی

با تخریب دولت لیبی، فرانسه، بریتانیا و ایالات متحده بذر هرج و مرج را در منطقه کاشتند. پس از تحویل غیر مستقیم جنگ افزار به شورشیان، پاریس به سهم خود با حضور نظامی اش سلاح ایدئولوژیک ضروری برای استفاده از جنگ افزارها را به آنها تقدیم کرد. در ماه های گذشته، موج جدید کشتاری که کشورهای غرب آفریقا را در هم نوردیده مردم را متقاعد کرده است که فرانسه نه راه حل بلکه جزئی از مشکلات است. در ساحل، استعمار نوین فرانسه در بن بست گرفتار آمده است.

Images intégrées 1

گاهنامۀ هنر و مبارزه 

بن بست استعمار نوین در ساحل (1و2)

برونو گیک Bruno Guique

مرکز مطالعات جهانی سازی

ترجمۀ حمید محوی

3 سپتامبر 2017

در ساحل مداخلۀ فرانسه که می بایستی به «برقراری صلح» بیانجامد، خلاف آنچه در چشم انداز انتظارات می درخشید آتش جنگ را بیش از پیش بر افروخت و موجب تشدید بحران شد. به دور از کاهش، حملات تروریستی نیز افزایش یافت، و هرج و مرج فزاینده ای را در کل منطقه به وجود آورد. 13 اوت، 19 نفر از شهروندان غیر نظامی در آواگادوگو پایتخت بورکینافاسو کشته شدند. این تراژدی که رسانه های غربی آن را با بی اعتنائی به مثابه رویدادی بی اهمیت برگزار کردند، در پی حملات مرگباری روی داد که از سوی القاعده در ساحل عاج، آواگادوگو و باماکو(بزرگترین شهر مالی) طی ماه های گذشته صورت گرفته بود.

پس ازعملیات نظامی فرانسه که با نام کد «سروال» Serval (یوزگربه) طی ژانویۀ 2013 در مالی آغاز شد در ژوئیۀ 2014 پایان یافت، فوراً عملیات دیگری با نام کد «بارکان» Barkhane در کشورهای منطقه ادامه یافت. ولی این تغییر نام هیچکس را گول نمی زند.

بر اساس تعبیر رسمی، مداخلۀ خارجی (مداخلۀ فرانسه) باید از اقدامات یگانهای مالی علیه گروه های مسلح که کنترل ازواد(3) در شمال کشور را بدست گرفته اند پشتیبانی کند. هدف مداخلۀ خارجی «برقراری صلح» و «مبارزه علیه تروریسم» بوده ولی از این محاسبه بسیار دور هستیم !

 Images intégrées 2

در دروازه های صحرا، غیرنظامیان و نظامیان آماج تیر جهاد طلبانی قرار می گیرند که از دوران شکست نظامی در سال 2013 در مقابله با نیروهای فرانسویِ بسیار مجهز سوء قصدهایشان را افزایش داده اند. سربازان فرانسوی ابتدا از سوی بخشی از مردم به مثابه آزاد کنندگان مورد استقبال قرار گرفتند، ولی بعداً از هر سو انتقادات شدیدی را باید تحمل می کردند. بین بومیان آنانی که برای از بین بردن تروریسم روی فرانسوی ها حساب می کردند خیلی زود ناامید شدند، و آنانی که به مبارزه علیه تروریسم به چشم ظن نگاه می کردند و در پشت پرده در پی کشف سناریوی استعماری بودند، در تداوم جنگ تأیید ظن خود را باز یافتند.

گفتمان رسمی دائماً تکرار می کند که زمان اشغال استعماری به سر آمده، ولی امروز تعداد نظامیان فرانسوی در غرب آفریقا در سال 2017 از فردای استقلال کشورهای آفریقائی در سال 1960 بیشتر است. در پایان ریاست جمهوری فرانسوآ هولاند، در مه 2017، 4000 سرباز در منطقه به سر می بردند. رئیس جمهوری جدید نیز پا جای پای رئیس جمهور پیشین گذاشت و در نخستین دیدار خارجی از پایگاه گااو Gaoدر مالی از یگانهای فرانسوی حاضر در محل دیدار به عمل آورد. نماد آشکار ! از هولاند تا مکرون، [فرانسآفریقا] در اوج می درخشد.

Images intégrées 3

Source : https://www.ensemble-fdg.org/content/le-retour-lafrique-de-larmee-francaise

در ژانویه 2013، فرانسه نیروهایش را به جنگ داخلی در قلب آفریقا گسیل کرد. طرفداران این مداخلۀ نظامی می گویند که فرانسه دیگر یک قدرت استعماری نیست، و به درخواست رسمی دولت مالی مداخله کرده است. مادۀ 51 منشور سازمان ملل متحد در واقع پیشبینی کرده است که دولتی ممکن است از یک دولت دیگر درخواست کمک نظامی کند، و دولت مالی نیز به همین ماده تکیه داشته است. دولتهای آفریقائی همسایه نیز از عملیات نظامی علیه شورشیان پشتیبانی کرده اند.

ولی  موضوع قانونیت دولت مالی نیز مطرح است، زیرا کودتای مارس 2012 توسط سرهنگ سانونگوSanongo نه تنها رئیس جمهور سابق را سرنگون کرد تا رئیس جمهور دیگری را جایگزین کند بلکه قانون اساسی را نیز به حالت تعلیق درآورد. هم پیمان فرانسه، در فوریه 2013 قدرتی نظامی بود که از جنوب کشور با کودتا سر کار آمده بود و برای مبارزه علیه شورشیان شمال عجله داشت. انتخاب رئیس جمهور جدید در اشکال قانونی نیز میراث تردید پذیر را از بین نبرد.

پرسش دیگر این است که آیا جنگ واقعاً اجتناب ناپذیر بود. در ژانویه 2013 می گفتند که تهدیدی فوری روی باماکو سنگینی می کند و برای حفاظت از اتباع فرانسوی به سرعت باید وارد عمل شوند. ولی حرکت نظامی فرانسه از دستیابی به چنین هدفی فراتر رفت، و از آغاز به حذف نیروهای شورشی و تسخیر شمال اقدام کرد، و با این حساب 700 نفر را به قتل رساند. علاوه بر این، تأیید حقانیت مداخلۀ فرانسه به نام خطر فوری به پرسش مطروحه در بالا پاسخ نمی گوید، زیرا باید از خودمان بپرسیم که چرا این جنگ محلی به شکل ناگهانی اوج گرفت.

پیروزی «جنبش آزادی بخش ملی ازواد» در سال 2012 نقطۀ اوج چهارمین شورش طوارق از دوران استقلال کشور مالی بود و موجب فروپاشی ارتش و دولت مالی شد، در حالی که فوراً پس از این رویداد، در ماه مارس با کودتای سرهنگ سانونگو وضعیت نامتعادل گردید. ولی نظامیان کودتاچی از هر گونه گفتگو امتناع کردند، و جنبش آزادیبخش ملی ازواد کنترل شمال را از دست داد، و سپس جریان اسلامگرا و به ویژه انصارالدین که از مخالفان جنبش آزادیبخش ملی ازواد بودند به میدان آمدند.

در 21 دسامبر 2012 آغاز گفتگو بین جنبش آزادیبخش ملی ازواد و انصارالدین که خواهان آتش بس بودند در الجزایر اعلان شد. ولی رهبر انصار الدین که از سوی مقامات الجزایری کنار نگهداشته شده بود، این گفتگوها را افشا کرد و گروه خود را به ادامۀ جنگ فراخواند. تسخیر کونا Konna بدست شورشیان در 8 ژانویه 2013 نتیجۀ مستقیم قطع نابهنگام و غافلگیرانۀ گفتگوها در 7 ژانویه در الجزایر بود. و شکست گفتگوها با شورش طوارق موجب رادیکالیزاسیون آنان شد.

اگر ریاکاری در توجیه حرکت نظامی فرانسه با ادعای شکست گفتگوها، خشونت شبه نظامیان اسلامگرا قابل بخشایش نیست. ولی روشن است که استعفای سیاسی به نفع حرکت نظامی موجب شد که سازمانهای افراطگرا در بسیج محرومان ساحل توفیق داشته باشند.

شورش مسلحانه از چهار عنصر تشکیل شده بود که مناسبات متغییری داشتند، از رقابت تا برخورد و اتحاد و قول و قرار. پر شمارترین آنها انصارالدین حاصل انشعاب جنبش آزادیبخش ملی ازواد است که مبارزان آن علیه دولت مالی می جنگند. دو عنصر دیگر القاعده در مغرب اسلامی و جنبش برای اتحاد و جهاد در آفریقای غربی ست. با نفی گفتگو با جنبش آزادیبخش ملی ازواد، باماکو سقوطش را به نفع انشعات افراطگرایانه تر تسریع کرد.

گفتمان تسکین بخش رهبران فرانسوی، دوگانه باوری (خیر و شر باور) که گاهی مماس به  مسخرگی می شود، پردۀ فریبنده ای روی این جنگ افکنده که در دوردستها جریان دارد و برای افکار عمومی قابل درک نیست، البته بجز آن چیزی که ستاد فرماندهی مرکزی ارتش فرانسه به آنان نشان می دهد.

اگر به کاخ الیزه باور داشته باشیم، فرانسه صرفاً «برای صلح» تلاش می کند، و در کنار هم پیمانان منطقه «علیه تروریسم» به مبارزه برخاسته است. بطور خلاصه یعنی آرمان شرافتمندانه ای که گام های کشور حقوق بشر را هدایت می کند، ولی به شکل شگفت آوری می بینیم که در مقابل مسائل عادی و روزمره بی اعتنا باقی می ماند.

منابع اورانیوم نیجریه که توسط آریوا AREVA (شرکت خوشه ای استخراج معدن، فناوری هسته ای و انرژی فرانسوی و چند ملیتی) مورد بهره برداری قرار می گیرد یک سوم مصرف مراکز هسته ای اش را تأمین می کند، خوش شانسی بزرگی برای فرانسه است که مبارزۀ شوالیه مسلکانه با نیازهایش در زمینۀ مواد معدنی تلاقی می کند! مدیر قدیمی شرکت اروپائی، نخست وزیر فرانسه ادوارد فیلیپ چیزهائی در این زمینه می داند. و بین ساکنان منطقه چه کسی باور می کند که حضور نظامی فرانسه در خدمت چیز دیگری بجز بهره برداری نو استعماری از منابع زیر زمینی آفریقا بوه است؟

Images intégrées 4 

Source de la photo : http://lexpansion.lexpress.fr/entreprises/comment-areva-a-securise-son-approvisionnement-en-uranium-au-niger_1546700.html

فرانسه به همان اندازه در معرض واکنش تلخ مردم است که از بی ثباتی ساحل اظهار نگرانی می کند. منشأ بی ثباتی البته به بازداشتن مبارزان طوارق در دوران قذافی بازمی گردد. بازگشت آنان به خانه هایشان با سلاح و مهمات موجب هرج و مرجی شد که بهای آن را ثبات شکنندۀ جامعۀ ساحلی پرداخت. کل منطقه بهای خشونت غرب علیه لیبی را می پردازد، و نظامیان فرانسه با دشمنانی رویاروئی می کنند که در ذهنیتشان بازگشت قدرت قدیمی استعماری را دلیل بارزی برای مبارزۀ ضد امپریالیستی می پندارند!

با تخریب دولت لیبی، فرانسه، بریتانیا و ایالات متحده بذر هرج و مرج را در منطقه کاشتند. پس از تحویل غیر مستقیم جنگ افزار به شورشیان، پاریس به سهم خود با حضور نظامی اش سلاح ایدئولوژیک ضروری برای استفاده از جنگ افزارها را به آنها تقدیم کرد. در این ماه های گذشته، موج جدید کشتاری که کشورهای غرب آفریقا را در هم نوردیده مردم را متقاعد کرده است که فرانسه نه راه حل بلکه جزئی از مشکلات است. در ساحل، استعمار نوین فرانسه در بن بست گرفتار آمده است.

Bruno Guigue

Copyright © Bruno Guigue, Mondialisation.ca, 2017

لینک متن اصلی :

http://www.mondialisation.ca/impasse-neo-coloniale-au-sahel/5607137

ترجمۀ حمید محوی

پاریس، 11 سپتامبر 2017

پاورقی مترجم :

1) ساحل

Images intégrées 11

برگرفته از ویکیپدیا : ساحل، منطقه ای است با اقلیم و تنوع زیستی مشابه که میان صحرای بزرگ آفریقا وساوانای سودان قرار گرفته است. این منطقه در شمال آفریقا از اقیانوس اطلس تا دریای سرخ کشیده شده است. نام ساحل برگرفته از واژه عربی ساحل است و علت نامگذاری اش این است که مراتع این منطقه چون ساحلی در کنار شنزارها می مانند.

ساحل مناطقی از (از غرب به شرق) شمال سنگال، جنوب موریتانی، مرکز مالی، جنوب الجزیره و نیجر، مرکز چاد، جنوب سودان، شمال سودان جنوبی و اریتره را در بر می گیرد.

2)استعمار نوین در ساحل از دیدگاه من یعنی استعمار نوین در جهان و با چنین دیدگاهی ست که به ترجمۀ این متن پرداخته ام.

3) ازواد. دولت اَزَواد یا دولت مستقل ازواد دولتی به رسمیت شناخته نشده در شمال آفریقا است که بتازگی از کشور مالی به طور یکجانبه توسط جنبش ملی آزادیبخش ازواد اعلام استقلال کرده‌است.

 

***

 پکن %90 از داد و ستد با کرۀ شمالی را کنترل می کند، ولی جمهوری خلق چین در عین حال مهمترین شریک مبادلات بازرگانی با ایالات متحدۀ آمریکاست. چین به واردات ایالات متحدۀ آمریکا وابسته نیست، کاملاً بر عکس اقتصاد ایالات متحده روی واردات تکیه دارد. پایگاه صنعتی و کارخانه های ایالات متحده ضعیف است و به شکل گسترده به واردات جمهوری خلق چین بستگی دارد. تصور کنید چه روی خواهد داد اگر چین به تهدیدات واشنگتن واکنش نشان دهد و تصمیم بگیرد از فردا صادرات کالاهای «ساخت چین» به ایالات متحدۀ آمریکا را به شکل چشم گیری کاهش دهد. چنین واکنشی از سوی چین بسیار ویرانگر خواهد بود و می تواند اقتصاد مصرفی را دچار اختلال کند و هرج و مرج مالی به وجود بیاورد.تولیدات «ساخت چین» ستون فقرات فروشگاه های ایالات متحدۀ آمریکا را تشکیل می دهد و به شکل انکار ناپذیری مصرف خانوادگی را در بر می گیرد، کلیۀ اجناس مانند لباس، کفش، اجناس الکترونیک، اسباب بازی، جواهر، سامانه های ثابت، مواد غذائی، تلویزیون، تلفن همراه، و امثال اینها.

کرۀ شمالی : «نابودی»، «پاسخ نظامی گسترده» یا «جنگ اقتصادی»؟

واشنگتن در پندار تحریم کامل بازرگانی با کرۀ شمالی و تعیین مجازات علیه چین

 

پروفسور میشل شوسودوسکی Prof Michel Chossudovsky 

مرکز مطالعات جهانی سازی

ترجمۀ حمید محوی

6 سپتامبر 2017

Images intégrées 5

وزیر دفاع ملقب به «مَد داگ» ( « Mad Dog » )  سگ هار یا سگ دیوانه  جیمز ماتیس در یک مصاحبۀ مطبوعاتی گفت که «تهدید کرۀ شمالی علیه ایالات متحدۀ آمریکا به پاسخ نظامی گسترده خواهد انجامید»، ولی احتیاط را از دست نداد و گفت که «ما در پی نابودی کرۀ شمالی نیستیم، گزینش های متعددی در نظر گرفته شده است».

Images intégrées 6

تصویر رسمی جیمز ماتیس، 2017

ماتیس اعلان کرد که رئیس جمهور ترامپ «می خواهد از گزینشهای نظامی در نظر گرفته شده مطلع باشد» :

«هر تهدیدی علیه ایالات متحدۀ آمریکا و سرزمینهایش به علاوۀ گوآم یا علیه هم پیمانان ما، «به پاسخ نظامی گسترده خواهد انجامید که مؤثر و حجیم خواهد بود.»

 نابودی، هدف جنگ کره در سال 1953-1950 بود. و «مَد داگ» جیمز ماتیس مسئولیت نابودی فالوجه (عراق) در سال 2004 را به عهده داشت.

ژنرال بازنشسته جیمز ماتیس لقب «مَد داگ» را به پاس عهد فرماندهی اش در نیروی دریائی ایالات متحده در نبرد فلوجه در آوریل 2004 دریافت کرد. در این حمله، اعضای نیروی دریائی روی آمبولانسها و کارمندان خدمات بشر دوستانه تیراندازی کردند، شهر را محاصره نمودند و مانع فرار غیرنظامیان شدند. اعضای نیروی دریائی با افرادی که کشته بودند عکس یادگاری گرفتند (…).

طی محاصرۀ فلوجه که من به عنوان روزنامه نگار پذیرفته شده بودم و رویدادها را پوشش می دادم، سربازان نیروی دریائی آمریکا به اندازه ای غیرنظامیان را به قتل رسانده بودند که محوطۀ جلوی شهرداری را باید بجای گورستان استفاده می کردند.

Images intégrées 7

Falloujah 2004, source : CNN

گزینش «مَد داگ» توسط ترامپ برای مقام وزیر دفاع به هیچ وجه جای تردیدی باقی نمی گذارد. به گفتۀFelicity Arbuthnot :

تهاجم ایالات متحده ترس سردی را به تن آدم می انداخت «خانه به خانه، اتاق به اتاق» با کاشتن بذر مرگ و ویرانی در «شهر مساجد» قدیمی که به آن می بالیدند.

در گزارشی نوشته شده بود که : «پیش از حملۀ فلوجه، تنها توپخانۀ نازیها و بمباران ورشو در سپتامبر 1939، و بمباران وحشتناک روتردام در ماه مه 1940 توسط نازیها در سطح قارۀ اروپا را می توانیم با آن مقایسه کنیم.»

کمی دورتر ادامه می دهد : « (…) نبرد فلوجه در یک مفهوم قابل درک است. برتری نظامی و فنی ایالات متحدۀ آمریکا علیه مقاومت به همین اندازه عظیم بود، و می توانیم برتری ارتش ایالات متحده را در جنگ علیه سرخپوستان آمریکا در سالهای 1870 و 1880 مقایسه کنیم.»

%70 از خانه ها و فروشگاه ها تخریب شده بود، و آنهائی که هنوز سر پا ایستاده بودند به شکل جدی خسارت دیده بودند. پزشک عراقی علی فدهیل نوشته بود : «شهری کاملاً ویران شده. شهری که شبیه شهر ارواح است. فلوجه شهر مدرنی بود، امروز چیزی از آن باقی نمانده. تمام روز را روی ویرانه هائی گذراندیم که پیش از این مرکز شهر بوده، هیچ ساختمان  قابل استفاده ای وجود نداشت.»، به نقل از :

 (City of Ghosts, The Guardian, 11 janvier 2005)

نابودی دوم با «مد داگ» ماتیس در فرماندهی

امروز، «مَد داگ» ماتیس پنتاگون را هدایت می کند، در نتیجه در چنین مقامی مسئول جنگ افزارهای هسته ای و استراتژیک است، و تمامی یک کشور را به «پاسخ نظامی گسترده» تهدید می کند. انگیزۀ جنایتکارانه ولی در ابعاد وسیعتر. جنایتکاران جنگی به مقامات عالی دست یافته اند. ابتدا باید ببینیم که چه کسی چه کسی را تهدید می کند ؟

کرۀ شمالی %30 جمعیت خود را زیر بمبهای آمریکائی طی جنگ کره از دست داد. دچار توهم نباشیم :این سیاست یه سوی تخریب کامل حرکت می کند.

ژنرال ایالات متحده کورتیس لامی Curtis Lemay پس از این واقعه گفته بود :

«پس از تخریب 78 شهر کرۀ شمالی و هزاران دهکده، و کشتار تعداد بی شماری از غیر نظامیان (…) طی یک دورۀ سه ساله، ما %20 از جمعیت را کشتیم.»

«ما برای جنگیدن به آنجا رفتیم، و کار را با آتش کشیدن تمام شهرهای کرۀ شمالی، و به هر نحوی به پایان بردیم (…) (شهر پیونگ یانگ در تصویر زیر)

Images intégrées 8

 پیونگ یانگ 1953

جنگ اقتصادی

معاون رئیس جمهور آمریکا به سهم خود طی یک مصاحبۀ مطبوعاتی چنین اظهار داشت که هدف فوری توقف مبادلات بازرگانی با کرۀ شمالی ست که در واقع این سیاست باید به انزوای کامل کرۀ شمالی بیانجامد، و به وسیلۀ رژیم تحریم عملی خواهد شد «توقف مبادلات بازرگانی با هر کشوری که با کرۀ شمالی داد و ستد کند.»

آنچه امروز روی میز طراحی ایالات متحدۀ آمریکا دیده می شود، توقف مبادلات بازرگانی با کرۀ شمالی ست که %90 از کل آن با چین انجام می گیرد.

«اگر این طرح به اجرا گذاشته شود، چنین گزینشی به معنای توقف مبادلات بازرگانی ایالات متحدۀ آمریکا با چین خواهد بود، یعنی چینی که گرچه به تحریم اقتصادی کرۀ شمالی رأی مثبت داده ولی همکار شمارۀ یک این کشور «شرور» نیز باقی مانده است.»

این نقل قول (سی ان ان، 3 سپتامبر 2017) البته خنده آور بنظر می رسد، زیرا اعلان مجازات علیه چین فوراً علیه خود ایالات متحدۀ آمریکا عمل خواهد کرد، یعنی روندی که می تواند اقتصاد مصرفی «ساخت چین» « Made in China » را مخدوش کند.

آیا چین از مقابل تهدیدات واشنگتن واپس نشینی خواهد کرد ؟ پکن %90 از داد و ستد با کرۀ شمالی را کنترل می کند، ولی جمهوری خلق چین در عین حال مهمترین شریک مبادلات بازرگانی با ایالات متحدۀ آمریکاست.

Images intégrées 9

چین به واردات ایالات متحدۀ آمریکا وابسته نیست، کاملاً بر عکس اقتصاد ایالات متحده روی واردات تکیه دارد. پایگاه صنعتی و کارخانه های ایالات متحده ضعیف است و به شکل گسترده به واردات جمهوری خلق چین بستگی دارد.

تصور کنید چه روی خواهد داد اگر چین به تهدیدات واشنگتن واکنش نشان دهد و تصمیم بگیرد از فردا صادرات کالاهای «ساخت چین» به ایالات متحدۀ آمریکا را به شکل چشم گیری کاهش دهد. چنین واکنشی از سوی چین بسیار ویرانگر خواهد بود و می تواند اقتصاد مصرفی را دچار اختلال کند و هرج و مرج مالی به وجود بیاورد.

تولیدات «ساخت چین» ستون فقرات فروشگاه های ایالات متحدۀ آمریکا را تشکیل می دهد و به شکل انکار ناپذیری مصرف خانوادگی را در بر می گیرد، کلیۀ اجناس مانند لباس، کفش، اجناس الکترونیک، اسباب بازی، جواهر، سامانه های ثابت، مواد غذائی، تلویزیون، تلفن همراه، و امثال اینها.

مصرف کنندگان آمریکائی به شما خواهند گفت : فهرست طولانی ست.

«چین فروشندۀ 7 تلفن سلولی از 10 در بازار جهانی ست، و به همین گونه 12 میلیارد و نیم جفت کفش (بیش از %60 تولید جهانی کفش). علاوه بر این، چین %90 کامپیوترهای جهان را می سازد با قابلیت %45 کشتی سازی جهان.» (The Atlantic, août 2013)

 دوباره آمریکای بزرگ Make America Great again  : ساخت چین. فکر خوبی برای دونالد نیست.

هاراکیری اقتصادی

این نوع باج خواهی اقتصادی دولت ترامپ از چین پاسخ نخواهد داد و با شکست روبرو خواهد شد. اگر ایالات متحدۀ آمریکا علیه چین رژیم مجازات برقرار کند مستقیماً به خود ایالات متحدۀ اصابت خواهد کرد. ایالات متحدۀ آمریکا نمی تواند از واردات کالاهای ساخت چین صرفنظر کند. چنین اقدامی به مثابه خودکشی و «هاراکیری اقتصادی» خواهد بود.

وخامت مناسبات ایالات متحدۀ آمریکا و کرۀ جنوبی

ترامپ روی کرۀ جنوبی نیز فشار وارد می کند تا توافقات مبادلات آزاد بین دو کشور همجوار را باطل کند، و به این علت که کرۀ جنوبی در عین حال  برنامۀ نظامی ایالات متحدۀ آمریکا علیه پیونگ یانگ را کاملاً تأیید نمی کند.

رئیس جمهور مون بیشتر خواهان گفتگو و حل مسالمت آمیز مسائل با پیونگ یانگ است، و به همین گونه طرفدار بازسازی مناسبات بازرگانی و سرمایه گذاری شمال و جنوب بر اساس بیانیۀ مشترک در سال 2000 است.

Images intégrées 10

Capture d’écran : NYT, 3 septembre 2017

در حالی که جهان در نگرانی از آزمایش هسته ای پر اهمتی به سر می برد که کرۀ شمالی در هفتۀ گذشته انجام داد، رژیم شرور کرۀ شمالی نبود بلکه کرۀ جنوبی نزدیکترین هم پیمان ایالات متحده بود که دراین دوران بحرانی باید از بیانات آتشین ترامپ سهم می بُرد. ترامپ در توئیتر سئول را به سیاست تسلیم متهم و از دولت لیبرال جدید کرۀ جنوبی اظهار یأس و ناامیدی کرد، زیرا برنامۀ هسته ای کرۀ شمالی را به چشم تسامح می نگرد و به درخواست او برای بازبینی کل مراودات بازرگانی بی اعتنا باقی مانده، در حالی که ترامپ چنین رفتاری را برای کارگران و شرکت های آمریکائی زیانبار تلقی می کند.

در یک پیغام توئیتری به تاریخ 3 سپتامبر، رئیس جمهور ترامپ کرۀ جنوبی را که گوئی از «تسلیم» سخن گفته متهم کرده است.

نکتۀ پر اهمیتی که باید یادآور شویم این است که بدون همکاری کرۀ جنوبی، ایالات متحدۀ امریکا در وضعیتی نخواهد بود که بتواند فرآیند تدارکات نظامی خود را علیه جمهوری دموکراتیک خلق کره به اجرا گذارد. امیدوار باشیم که گفتگوهای صلح (با پشتیبانی چین، روسیه و کرۀ جنوبی) موجب خروج از بحران شود.

 Copyright © Prof Michel Chossudovsky, Mondialisation.ca, 2017

 

لینک متن اصلی :

http ://www.mondialisation.ca/coree-du-nord-aneantissement-riposte-militaire-massive-ou-guerre-economique/5607811

 

ترجمۀ حمید محوی

پاریس. 11 سپتامبر 2017

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 11 سپتامبر 2017 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: