اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

اخبار و گزارشات کارگری 3 مرداد 1396، و سفری تلخ به قلعه لهک/  مخروبه‌هایی که خانه نامیده می‌شوند + عکس گزارش: یاسمن خالقیان

اخبار و گزارشات کارگری 3 مرداد 1396

اعتراض به طرح های کارورزی و مهارت آموزی وظیفه ای همگانی (کارگران،معلمان،پرستاران،کارمندان،دانشجویان،فارغ التحصیلان دانشگاه ها،دانش آموزان ،جوانان متقاضی کارو….) است

اعتراض به اجرای طرح های کارورزی و مهارت آموزی دفاع ازدستاوردهای کارگران، حقوق خود ونسل های آینده است

– اردوگاه کار اجباری پاسخ به مشکل بیکاری نیست
– گزارش تکمیلی اعتصاب و تجمع امروز کارگران شرکت نیشکر هفت تپه: بستن جاده بین المللی اهواز اندیمشک، درگیری نیروهای انتظامی با کارگران در محل کارخانه و احضار قائم مقام شرکت به شورای تامین شهر
– آغازدومین هفته اعتراض کارگران مناطق هشت گانه شهرداری اهواز نسبت به عدم تبدیل وضعیت
– ادامه اعتصاب کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران برای ششمین روزمتوالی
– تجمع اعتراضی کارگران کارخانه چوب و فلز اردکان نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی مقابل فرمانداری
– تجمع کارگران اخراجی کارخانه فولاد خوزستان برای بازگشت بکار
– اعتراض رسانه ای مربیان پیش‌دبستانی منطقه خَزَل واقع در شهرستان نهاوند نسبت به عدم تبدیل وضعیت
– سرنوشت بیش از ۵۰۰۰ کارگزارِ صندوقِ بیمه کشاورزی در هاله‌ای از ابهام
– سایه اخراج از کار بالای سر کارگران شرکت حفاری شمال
 محمود صالحی:ارائه خدمات یا خیانت به کارگران ساختمانی
 جان باختن کارگرکارخانه داروسازی رشت براثر مسمومیت دارویی

اردوگاه کار اجباری پاسخ به مشکل بیکاری نیست

پرویز صداقت:بازندگان این طرح فرودستان و محرومان و مزدبگیران و دانش‌آموختگان دانشگاه‌ها هستند که یا با دستمزدهایی بسیار ناچیز مشغول به کار می‌شوند و یا موقعیت و جایگاه هرچه ضعیف‌تری در اجتماع و در به‌اصطلاح بازار کار خواهند داشت. راهکار مقابله با این طرح‌ها در درجه‌ی نخست شناخت و آگاهی‌بخشی و اطلاع‌رسانی و سپس کنشگری مستقل راه مقابله با طرح‌هایی از این دست است. ابتدا باید پی‌آمدهای عملی اجرای این طرح‌ها و بازندگان و برندگان احتمالی آن را به درستی شناخت. سپس این شناخت را به جامعه‌ و مخاطبان منتقل ساخت و از این طریق کنشگری جمعی حول مقاومت در برابر آن‌ها را سازمان داد.

دولت یازدهم در روزهای پایانی کار خود طرح کارانه اشتغال جوانان(کاج) را به اجرا گذاشته است تا به‌گفته خود فارغ‌التحصیلان بی‌مهارت دانشگاهی را با قراردادن در محیط تجربی ماهر کند. طرحی که به گفته پرویز صداقت، اقتصاددان در ادامه پروژه ارزان‌سازی نیروی کار است که سال‌هاست در قالب سیاست‌هایی همچون موقتی‌سازی نیروی کار، سپردن بخشی از نیروی کار به شرکت‌های پیمانکاری و کاهش  شمول قانون کار پیگیری می‌شود. درحالی که مجریان طرح کاج می‌گویند با فرستادن دانشجویان به کارورزی و تشویق کارفرمایان به جذب این نیروهای غیرماهر می‌خواهند کشور را از سونامی بیکاری نجات دهند، پرویز صداقت می‌گوید:« انگار بگویند برای حل مسأله‌‌ی بیکاری همه باید به اردوگاه کار اجباری بروند».

صداقت در تدوین و اجرای این طرح نه فقط دولت بلکه اقتصاددانان و جامعه‌شناسان را نیز مقصر می‌داند و می‌گوید: «در این میان جرم اقتصاددانان سنگین‌تر است؛ چراکه سیاست‌های تضعیف موقعیت گروه‌های مزدبگیر را تحت عنوان فریبنده «انعطاف‌پذیرکردن بازار کار» توجیه علمی کرده‌اند. جامعه‌شناسان نیز در این ماجرا سهیم بوده‌اند. آنها از طریق اولویت قائل‌شدن برای پاره‌ای از گفتارهای نظری جامعه دانشگاهی را از اولویت‌های انضمامی جامعه دور کرده‌اند.»

ریشه طرح « کاج :کارانه اشتغال جوانان» به لحاظ تاریخی و قانون‌گذاری از کجا شروع شد و به‌ لحاظ اقتصاد سیاسی نشات گرفته از چه سنت‌های نظری و سیاسی است؟

در سال‌های پس از جنگ هشت‌ساله مجموعه برنامه‌ها و سیاست‌های اقتصادی که دولت‌های وقت، از میانه‌رو و اصلاح‌طلب تا اصول‌گرا و اعتدالی،‌ دنبال کردند تضعیف موقعیت عمومی کارگران در مقام یک طبقه بود. این فرایند از طریق مجموعه‌ای از مقررات‌زدایی‌ها و مقررات‌گذاری‌ها و با بهره‌جستن از تغییرات دموگرافیکی انجام شد. کاهش میزان قراردادهای دایمی و بدین ترتیب موقتی‌سازی نیروی کار، سپردن بخشی از نیروی کار به شرکت‌های پیمانکاری، کاهش  شمول قانون کار و این اواخر تلاش برای تغییر بنیادی قانون، همه و همه با هدف انعطاف‌پذیرسازی حداکثری بازار کار صورت پذیرفت. بدین ترتیب، سیاست‌سازان و سیاست‌گذاران با کاهش نسبی هزینه‌های نیروی کار تلاش کردند جذابیت بیش‌تری برای سرمایه‌گذاری و انباشت سرمایه ایجاد کنند.

این سیاست‌ها از سویی برخاسته از سنت نظری ایدئولوژی نولیبرالی است و از سوی دیگر در آن سنت فقهی قرار دارد که فروش نیروی کار را در باب «اجاره» در فقه اسلامی تلقی می‌کند. این دو دیدگاه در تمامی سال‌های سه دهه‌ی اخیر تقویت‌کننده‌ی یکدیگر بودند. طرح مورد سؤال شما با عنوان کارانه اشتغال جوانان نیز که گویا در مقطع انتخابات ریاست‌جمهوری هر دو جناح اصلی مدعی ابتکار آن بودند نیز ازجمله طرح‌هایی است که به کاهش هرچه بیش‌تر قدرت چانه‌زنی جمعی کارگران می‌انجامد.

در ظاهر امر، مدعای برنامه‌ریزان و مجریان طرح‌هایی از قبیل کارانه‌ اشتغال جوانان مقابله با معضل بیکاری جوانان دانش‌آموخته‌ی دانشگاه‌هاست. چراکه به این ترتیب بخشی از نیروی جوان دانشگاهی جذب برخی فرصت‌های شغلی می‌شوند. در حالی که مسأله‌ی اصلی حق کار شهروندان برای زندگی شرافتمندانه است، نه این که تحت عنوان اشتغال در شرایط بیگاری قرار بگیرند. انگار فردا بگویند برای حل مسأله‌‌ی بیکاری همه باید به اردوگاه کار اجباری بروند. بله در ظاهر امر اردوگاه کار اجباری هم می‌تواند مشکل بیکاری را حل کند اما پاسخی به معضلات جامعه‌ نیست.

به نظر شما علل طرح چنین لوایحی چیست؟ چه ساختارها یا عواملی در بافت اجتماعی و اقتصادی ایران وجود دارد که موجب می‌شود این طرح‌ها تولید شود؟ به عبارت دیگر، ریشه این طرح به لحاظ تاریخی و قانون‌گذاری از کجا شروع شد و چه ضرورتی برای اجرای آن حس شد؟

همان‌طور که پیش‌تر هم توضیح مختصری دادم، طرح‌هایی از این دست با تضعیف هرچه بیش‌تر موقعیت کارگران پروژه‌ی ارزان‌سازی نیروی کار را دنبال کرده است. عامل ساختاری که به اجرای این پروژ‌ه‌هایی از این دست کمک کرده از سویی تغییرات دموگرافیکی دهه‌ی ۱۳۶۹ و اضافه‌عرضه‌ی نیروی کار است و عامل دیگری هم که در سطح عاملیت‌های اجتماعی به اجرای این پروژه‌ها کمک کرده فقدان تشکل‌های مستقل کارگری بوده که توان مقاومت آگاهانه‌‌ی دسته‌جمعی در برابر پروژه‌هایی

از این دست را می‌توانست فراهم سازد.

 طبعاً با امکان برخورداری از نیروی کاری با دستمزد به‌مراتب کم‌تر از حداقل‌های قانونی شرایط کارگران برای انعقاد قراردادهایی با دستمزدهای بالاتر وخیم‌تر می‌شود. وقتی عرضه‌ی نیروی کار افزایش می‌یابد و تقاضا برای آن ثابت است و از سوی دیگر حمایت‌های قانونی از نیروی کار کاهش می‌یابد و یا حذف می‌شود طبعاً نیروی کار هرچه ارزان‌تر می‌شود و دستمزدهای واقعی بازهم کاهش می‌یابد.

به نظر شما نهادهای علمی و دانشگاهی، به خصوص اقتصاددان‌ها و جامعه‌شناسان با مکاتب فکری مختلف چه تأثیری بر شکل‌گیری طرح‌های اینچنینی دارند؟ در واقع، این گونه طرح‌ها از چه گفتمان عملی در اقتصاد و جامعه شناسی استخراج می‌شود و چه بازیگرانی در عرصه دانشگاهی پشت سر آن هستند؟

البته به گمانم جرم اقتصاددانان در این میان سنگین‌تر است چراکه مجموعه سیاست‌هایی را که طی سه دهه‌ی گذشته برای تضعیف موقعیت گروه‌های مزدبگیر جامعه اجرا شد تحت عنوان فریبنده‌ی انعطاف‌پذیر کردن بازار کار توجیه «علمی» کردند. آنان سیاست‌های طبقاتی مشخصی را که به این ترتیب دنبال می‌شد تحت عنوان سیاست‌هایی برخاسته از «علم اقتصاد» توجیه می‌کردند. برخی‌شان احتمالاً مقهور اقتدار نولیبرالیسم در سطح جهانی شده بودند و برخی هم به طور مستقیم ذی‌نفع در اجرای این سیاست‌ها بودند.

اما شاید جامعه‌شناسان و دیگر کارشناسان علوم اجتماعی به طور غیرمستقیم در این پروژه سهیم بودند. آنان از طریق اولویت قائل شدن برای پاره‌ای گفتارهای نظری که گاهی به نظر می‌رسید صرفاً پیروی از آخرین مدهای فکری است، جامعه دانشگاهی را از اولویت‌های انضمامی جامعه دور کردند. خوشبختانه در مورد اخیر به نظر می‌رسد در دو سه سال گذشته تلاش‌هایی برای احیای سنت اصیل در جامعه‌شناسی صورت پذیرفته است. قبل از سال‌های اخیر موضوع پایان‌نامه‌های دانشگاهی در دانشکده‌های علوم اجتماعی تاحدود زیادی موضوعات نظری صرف در معرفی آرای متفکران پست‌مدرن و یا سنت فرانکفورتی و غیره بود اما به نظر می‌رسد به‌تدریج تلاش برای شناخت مسایل اجتماعی جاری به‌ویژه مسایل شهری در دستورکار برخی از تحقیقات دانشگاهی قرار گرفته است.

در این میان، وضع پایان‌نامه‌ها در دانشکده‌های اقتصاد بسیار تلخ‌تر و حتی می‌شود گفت مضحک‌تر است. معمولاً از یکی از گزارش‌های مقدماتی یا مقالات دانشگاهی خارجی رونوشت می‌کردند و تلاش می‌کردند با گرته‌برداری از مدل‌سازی‌های ریاضی انجام شده در مقاله اصلی و ریختن یک مشت داده‌ی بی‌هدف در مدل اصلی مثلاً نتیجه بگیرند که بورس کاراست یا نیمه‌کارا! در حالی که چند دهه پیش‌تر وضعیت تحقیقات دانشگاهی که مثلاً به موضوعاتی مانند قشربندی اقتصادی و اجتماعی در جامعه‌ی شهری و یا روستایی معاصرمان سرجمع بهتر بود.

به نظر شما این‌گونه طرح‌ها چه تأثیری بر سیستم دانشگاهی به طور کلی، کیفیت آموزش و وضعیت دانش‌آموختگان دانشگاهی دارد؟ آیا می‌تواند برای وضعیت شغلی آنها راه‌گشا باشد؟

باید گفت هیچ تأثیری. سیستم دانشگاهی ما از اواسط دهه‌ی ۱۳۶۰ مبتنی بر یک سیستم توسعه‌‌ی کمّی و مدرک‌گرایی فارغ از نیازهای واقعی جامعه بوده است. در این میان، حتی انواع دوره‌های MBA و DBA هم که در ظاهر برای پاسخ‌گویی به نیازهای بازار کار طراحی شده بیش‌تر پاسخی به عطش عناوین دکترا و غیره بود که چند سالی تبش سیستم‌های اداری ما را گرفته بود. اکنون سیستم دانشگاهی ما به بن‌بست مطلق رسیده است. یک بخش بسیار کوچک دانشگاهی داریم که وظیفه‌اش پرورش نخبگانی برای فعالیت در نظام‌های آکادمیک ـ پژوهشی غرب است و یک بخش بسیار متورم و بزرگ هم که اگر کارکردی داشته همان تأخیر در زمان ورود نیروی انسانی به بازار کار بوده است.

دانش‌آموختگان دانشگاه‌ها با مسایل عملی در صنعت و تجارت و آموزش و انواع خدمات تاحدود زیادی بیگانه‌اند چراکه اساساً توسعه‌‌ی این مراکز دانشگاهی برای پاسخ‌گویی به نیازهای عرصه‌ی اقتصاد نبوده است. آکادمیسین‌ها هم اغلب از مسایل جاری جامعه دورند و درج نام‌شان در برخی پژوهش‌های سازمان‌ها و مراکز دولتی و شهرداری‌ها و شرکت‌های مشاور، بیشتر از جنس یک انتفاع دوجانبه مجری ـ کارشناس برای بهره‌مندی از توجیه علمی یک پروژه و نیز منافع مالی حاصل از این توجیه بوده است.

این طرح چه تاثیری می‌تواند بر اشتغال کارگران و کارمندان پیش‌تر شاغل در آن بخش بگذارد ؟

موقعیت آن‌ها را آسیب‌‌پذیرتر می‌سازد، چرا که اکنون کارفرما می‌تواند از خیل نیروی جوان و ارزان‌قیمت‌تری استفاده کند که در اغلب مشاغل غیرتخصصی و نیمه‌ تخصصی می‌توانند جایگزین نیروی کار موجود بشوند. یعنی اشتغال آن‌ها شکننده‌تر می‌شود، و قدرت چانه‌زنی کم‌تری بر سر دستمزد و شرایط کار خواهند داشت.

 به نظر می‌رسد که این طرح در عرصه سیاست عمومی بازندگانی دارد که بخش بزرگی از گروه‌های هدف سیاست را در برمی‌گیرد. به نظر شما این بازندگان در نتایج چنین طرح‌هایی چه اقدامات عملی برای مقاومت در برابر آن می‌توانند انجام دهند؟

بازندگان این طرح فرودستان و محرومان و مزدبگیران و دانش‌آموختگان دانشگاه‌ها هستند که یا با دستمزدهایی بسیار ناچیز مشغول به کار می‌شوند و یا موقعیت و جایگاه هرچه ضعیف‌تری در اجتماع و در به‌اصطلاح بازار کار خواهند داشت. راهکار مقابله با این طرح‌ها در درجه‌ی نخست شناخت و آگاهی‌بخشی و اطلاع‌رسانی و سپس کنشگری مستقل راه مقابله با طرح‌هایی از این دست است. ابتدا باید پی‌آمدهای عملی اجرای این طرح‌ها و بازندگان و برندگان احتمالی آن را به درستی شناخت. سپس این شناخت را به جامعه‌ و مخاطبان منتقل ساخت و از این طریق کنشگری جمعی حول مقاومت در برابر آن‌ها را سازمان داد.

منبع:ایلنا-3مرداد

گزارش تکمیلی اعتصاب و تجمع امروز کارگران شرکت نیشکر هفت تپه: بستن جاده بین المللی اهواز اندیمشک، درگیری نیروهای انتظامی با کارگران در محل کارخانه و احضار قائم مقام شرکت به شورای تامین شهر

اتحادیه آزاد کارگران ایران: بدنبال اعتصاب و تجمع متحدانه دیروز کارگران شرکت نیشکر هفت تپه که با همراهی بخشهایی از خانواده های آنان انجام شد امروز نیز آنان بدلیل بی توجهی کارفرما به خواستهایشان به اعتصاب و تجمع خود همراه با خانواده هایشان ادامه دادند.

بنا بر گزارشهای رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران، صبح امروز پس از تجمع کارگران نیشکر هفت تپه در مقابل کارخانه و تداوم بی توجهی های کارفرما به مطالبات بر حق شان، آنان خشمگینانه به سمت جاده بین المللی اهواز اندیمشک حرکت کرده و علیرغم گرمای طاقت فرسا، فاصله ده کیلومتری شرکت تا این جاده را پیموده و از ساعت 9 صبح اقدام به بستن هر دو طرف آن کردند.

علیرغم ترافیک بسیار سنگینی که در این جاده ایجاد شد بجز چند ماشین از نیروهای انتظامی و برخی حراستیهای کارخانه، هیچیک از مسئولین شهر شوش در محل حاضر نشدند و کارگران اعتصابی هفت تپه ساعت یازده صبح به میل و اراده خود جاده را باز کرده و با ترک سه راه خوانساری (محل انسداد جاده توسط کارگران) عازم محل کارخانه شدند.

بنا بر این گزارش، با رسیدن کارگران خشمگین نیشکر هفت تپه به محل شرکت،  قائم مقام کارخانه نصیری افشار، با حضور در جمع کارگران تلاش کرد با وعده و وعید اقدام به آرام کردن آنان کند که با عکس العمل تند کارگران و شعار «افشار حیا کن نیشکر را رها کن» مواجه و بسرعت از محل متواری شد. بدنبال این وضعیت نیروهای انتظامی با استفاده از گاز اشک آور و زدن آن به سوی کارگران تلاش کردند آنان را متفرق کنند اما با مقاومت کارگران مواجه و در نتیجه درگیرهای پیش آمده شیشه های چند ماشین شکسته شد.

بنا بر آخرین گزارشهای رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران، در پی این درگیری، کارگران اعتصابی نیشکر هفت تپه با میل و اراده خود حوالی ساعت 13 به تجمع شان پایان دادند و اعلام کردند در صورت عدم رسیدگی فوری به خواستهایشان، از فردا صبح اعتراضات خود را باز هم تشدید خواهند کرد. کارگران شرکت نیشکر هفت تپه امروز در حالی به تجمع خود در محل کارخانه پایان دادند که بدلیل درگیریهای پیش آمده و بسته شدن جاده بین المللی اهواز اندیمشک توسط کارگران، قائم مقام کارخانه به شورای تامین شهر احضار و عازم آنجا شد.

وضعیت بحرانی حاضر در این شرکت بزرگ کشت و صنعت از زمان واگذاری آن  به بخش خصوصی از 15 ماه پیش ادامه دارد و تاکنون دولت روحانی و مسئولین شهر هیچ اقدام موثری در پایان دادن به وضعیت مصیبت بار کارگران شرکت نیشکر هفت تپه انجام نداده اند.

در حال حاضر کارگران این شرکت علاوه بر خواست پرداخت سه ماه دستمزد معوقه و دیگر مطالبات معوقشان، خواهان پایان دادن به وضعیت امنیتی در کارخانه، اخراجهای فله ای و انجام تعهدات کارفرما در قبال کارگران بازنشسته و اجرائی شدن مصوبه مجلس در مورد بازنشستگی کارگران نی بر و خلع ید از مالک خصوصی و بازگرداندن آن به بخش دولتی هستند.

اتحادیه آزاد کارگران ایران – سوم مرداد ماه 1396

آغازدومین هفته اعتراض کارگران مناطق هشت گانه شهرداری اهواز نسبت به عدم تبدیل وضعیت

امروزسه شنبه سوم مردادماه،کارگران مناطق هشت گانه شهرداری اهواز دومین هفته اعتراضشان را نسبت به عدم تبدیل وضعیت با ادامه تجمع مقابل استانداری خوزستان آغاز کردند.

در این باره یکی از کارگران حاضر در این تجمع به ایلنا گفت: بیش از ۵ هزار کارگر پیمانی فضای سبز شهرداری اهواز، ‏ تبدیل وضعیت قرارداشان از پیمانی به مستقیم هستند و تا این لحظه از جانب استانداری و مدیریت شهرداری اهواز پاسخ مشخصی به این خواسته‌های ما داده نشده است.

یکی دیگراز کارگران پیمانی شهرداری اهواز با تاکید بر اینکه بعد از سال‌ها کار در این واحد از همه مزایای قانونی کار بی‌بهره بوده و از قرارداد‌های موقت خود با پیمانکار خسته شده‌ایم، گفت: از مسئولان استانداری وشهرداری مرکزی اهواز می‌خواهیم تا در مقام کارفرمای اصلی نسبت به تبدیل قراردادهای استخدامی اقدام کند.

ادامه اعتصاب کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران برای ششمین روزمتوالی

امروزسوم مردادماه، اعتصاب کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران برای ششمین روزمتوالی دراعتراض به عدم پرداخت  حقوقشان ادامه پیداکرد.

براساس گزارشات منتشره، کارگران معترض گروه ملی صنعتی فولاد ایران امروز نسبت به صحبت‌های مدیرعامل این شرکت درباره آنچه که فعال بودن برخی خطوط تولید این کارخانه و پرداخت حقوق کارگران عنوان کرده بود واکنش نشان دادند.

در پی اعتصاب پنج روزه کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران، ایرنا مصاحبه‌ای با حمید محمودی، مدیرعامل گروه ملی فولاد انجام داد که وی اعلام کرد حقوق‌ سه ماه نخست امسال کارگران این گروه، پرداخت شده و خط فولاد سازی آن فعال است.

درهمین رابطه یکی از کارگران گروه ملی فولاد اظهارکرد: خبر راه اندازی خط فولاد سازی این شرکت کذب است و این خط فعال نیست و حقوق کارگران نیز از فروردین تاکنون پرداخت نشده است.

وی که خواست نامش فاش نشود بیان کرد: کارگران وعده‌های زیادی شنیده‌اند که عملی نشده‌اند به خاطر همین دیگر نمی‌توانند به حرف مدیرعامل اعتماد کنند.

وی اظهارکرد: نیمی از مشکلات این شرکت داخلی است.

همچنین تعدادی از کارگران گروه ملی نیز اظهار کردند: صحبت‌های مدیر عامل درباره پرداخت حقوق کارگران صحت ندارد و آنها چندین ماه است که حقوقی دریافت نکرده‌اند همچنین هم اکنون این شرکت تولیدی هم ندارد و خطوط تولید آن متوقف است.

تجمع اعتراضی کارگران کارخانه چوب و فلز اردکان نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی مقابل فرمانداری

امروزسوم مرداد ماه، کارگران کارخانه چوب و فلز اردکان(چوفا) دراعتراض به بلاتکلیفی شغلی و عدم پرداخت 6ماه حقوق وعیدی سال جاری،دست به تجمع مقابل فرمانداری اردکان زدند.

به گزارش یک منبع خبری محلی کارگران معترض گفتند: وقنی که موقع رای گیری بود همه مسئولین در بین مردم بودند اما حالا پیدایشان نمی شود، حتما باید خیابان را ببندیم یا لاستیک آتش بزنیم که کسی پاسخگوی حق و حقوق ما باشد؟

کارگران  خطاب به مسئولین شهر،نماینده و اعضای شورا گفتند، آخر کدام نانوایی و سوپر لبنیاتی و درمانگاهی برای دریافت مزد و پول خود 9 ماه صبر می کند؟ اگر شما می دانید که چه کسی می تواند 9 ماه پای حقوق نداشته ما صبر کند لطفا ما را به او معرفی کنید.

برای پرداخت پول آب و برق مجبور به قرض از اقوام و دوستان هستیم. زن و بچه های ما چند وقتی است که جز آب سرد در یخچال چیز دیگری نمی بینند و سفره هایمان خالی است.

یکی از کارگران ادامه داد: هر روز می گویند جلسه داریم، منتظر وام هستیم و وعده های سرخرمن می دهند، این وعده ها برای ما پول و برای زن و بچه هایمان غذا نمی شود.

به گفته کارگران 15 نفر به کارخانه بازگشته و مشغول به کار شده اند اما ما بقی کارگران با سابقه کار طولانی و بعضا تا 20 سال همچنان بیکار و بدون حقوق و بلاتکلیف مانده اند.

تجمع کارگران اخراجی کارخانه فولاد خوزستان برای بازگشت بکار

روزگذشته(2مرداد)، کارگران اخراجی کارخانه فولاد خوزستان همزمان حضورنماینده مجلس در مقابل اداره ورزش و جوانان دست به تجمع مقابل این اداره زدند وخواستاربازگشت بکارشدند.

امروزایلنا درهمین رابطه نوشت،۱۴ کارگر پیمانکار خدمات شرکت فولاد خوزستان در بندر امام از کاراخراج شدند.این کارگران که هر کدام از ۱۰ تا ۲۵ سال سابقه‌ کار دارند.

عصر روز گذشته، این کارگران با حضور در مقابل اداره ورزش و جوانان که علی گلمرادی نماینده مجلس به همراه هیئتی از شرکت عملیات غیر صنعتی صنایع پتروشیمی حضور داشت،تجمع کرده وخواهان بازگشت بکارشدند.

اعتراض رسانه ای مربیان پیش‌دبستانی منطقه خَزَل واقع در شهرستان نهاوند نسبت به عدم تبدیل وضعیت

حدود ۴۰ مربی پیش دبستانی منطقه خَزَل واقع در شهرستان نهاوند استان همدان که به صورت شرکتی در مراکز پیش دبستانی روستاهای این منطقه کار می کنند خواستار استخدام شدن در آموزش و پروش استان همدان هستند.

جمعی از مربیان پیش دبستانی منطقه خَزَل واقع در شهرستان نهاوند استان همدان به ایلنا گفتند که بین یک تا ۷ سال است که در مراکز پیش دبستانی منطقه خزل به صورت  شرکتی کار می‌کنند و خواستار استخدام توسط  آموزش و پروش استان همدان هستند.

آنها با بیان اینکه تعدادشان در حدود ۴۰ نفر است، افزودند: از طریق مجلس شورای اسلامی و آموزش و پرورش استان همدان پیگیر وضعیت استخدام خود هستیم اما به ما می‌گویند که این کار منوط به تامین بودجه از سوی دولت است که تاکنون این کار انجام نشده است.

آنها در ادامه با بیان اینکه میزان حق الزحمه دریافتی  آنها «رقم ناچیزی» است، افزودند: با توجه به این که در هر مرکز پیش دبستانی ۵ تا ۱۰ نوآموز وجود دارند و رقم شهریه پرداختی آنها چیزی در حدود ۲۰۰ هزار تومان در سال است مراکز پیش دبستانی قادر نیستند که حق الزحمه‌های مناسبی را پرداخت کنند.

آنطور که مربیان پیش دبستانی منطقه خزل می‌گویند به هر کدام از آنها از مجموع شهریه‌های دریافتی از خانواده‌ها، ۱۵ درصد حق الزحمه پرداخت می‌کنند با این حساب به طور متوسط با کسر حق بیمه  ۱۰۰ هزار تومانی، در حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار تومان دریافتی دارند.

مربیان پیش دبستانی منطقه خزل در عین حال می‌گویند که با توجه به هزینه‌های بالای تردد از شهر به مناطق روستایی از حق الزحمه‌های دریافتی مبالغ کمی برای گذارن زندگی در جیبشان باقی می‌ماند از این رو تنها استخدام توسط آموزش و پرورش همدان  است که می تواند وضعیت معیشتی آنان را بهبود ببخشد.

سرنوشت بیش از ۵۰۰۰ کارگزارِ صندوقِ بیمه کشاورزی در هاله‌ای از ابهام

کارگزاران صندوق بیمه کشاورزی از آینده مبهم شغلی خود ابراز نگرانی کردند.

به گفته این کارگزاران، علیرغم تاکید وزیر جهادکشاورزی مبنی بر پرداخت کارمزد کارگزاران بیمه کشاورزی و نیز با استناد به ماده ۲۷ اساسنامه قانونی صندوق بیمه کشاورزی (مصوب مجلس شورای اسلامی)؛ که عملیات اجرایی بیمه کشاورزی می‌بایستی توسط بانک کشاورزی در سراسر کشور صورت پذیرد؛ مدیران مالی بانک کشاورزی اعلام داشتند که با توجه به حذف سرفصل« کارمزدکارگزاری از ردیف بودجه سالانه بانک کشاورزی؛ از این به بعد نمی‌توانند کارمزد کارگزاران بیمه کشاورزی را پرداخت کنند.

این کارگزاران به ایلنا گفتند: باتوجه به اینکه صندوق هیچگونه منابع مالی ازخود نداشته و صرفا متکی به کمکهای مالی دولت (ازطریق تهاترحساب‌ها با بانک کشاورزی) بوده و حق بیمه دریافتی از کشاورز بسیار ناچیز است؛ سرنوشت ۵۸۰۰ کارگزار فعال در عرصه بیمه کشاورزی که هریک نان آور برای خانواده خود هستند در هاله‌ای از ابهام فرو رفته است.

کارگزاران صندوق بیمه کشاورزی بار‌ها نسبت به عدم امنیت شغلی خود و نداشتن حقوق قانونی مانند بیمه، اعتراضات مختلفی سامان داده‌اند. این کارگزاران سالهاست که از شرایط شغلی خود انتقاد دارند و خواستار عقد قرارداد دائم با وزارت جهاد کشاورزی هستند.

سایه اخراج از کار بالای سر کارگران شرکت حفاری شمال

کارگران حفاری شمال به علت تصمیمات مجمع عمومی شرکت و تلاش برای فروش املاک، نگران اخراج هستند.

کارگران حفاری شمال مدتهاست که از اعمال سیاست‌های کاهش هزینه در شرکت نگران هستند،به ایلنا گفتند:در جلسه مجمع عمومی شرکت که بیست و پنجم تیرماه برگزار شد، یکی از تصمیمات تعدیل نیرو بوده‌است. زمزمه‌های تعدیل نیرو به اندازه کافی این کارگران را نگران کرده‌بود؛ تا این که در روزهای گذشته آگهی مزایده‌ی دفتر تهرانِ شرکت منتشر شد.

این آگهی یک ساختمان در منطقه پونک تهران را تا تاریخ پنجم مرداد ماه به مزایده گذاشته است.

کارگران حفاری شمال می‌گویند: کارکنان دفتر تهران پس از سالها سکونت و کار کردن در تهران، بایستی به یکی از شهرستان‌ها که به احتمال زیاد اهواز است، منتقل شوند  یا این که مجبور به تسویه حساب شوند.

به اعتقاد کارگران حفاری شمال، این مزایده و فروش ساختمان، اتفاق خوشایندی نیست و می‌تواند سرآغاز بیکاری کارگران حفاری در هفته‌ها و ماههای آینده باشد.

محمود صالحی:ارائه خدمات یا خیانت به کارگران ساختمانی

کارگران ساختمانی و استادکاران!

این روزهای هیئت مدیره انجمن صنفی کارگران و استادکاران ساختمانی سقز با پخش اطلاعیه ای به کارگران عضو آن انجمن نوید داده که منبعد می توانند در چند مرکز شهر از جمله مطب چند دکتر؛ استخر شنا، سونوگرافی، بانک ملی، بیمه ایران، بیمه کارآفرین، نوشت افزار و آزمایشگاه بیمارستان تامین اجتماعی با معرفی نامه کتبی انجمن صنفی چند درصد تخفیف دریافت کنند. به استناد اطلاعیه انجمن صنفی، هیئت مدیره با مسئولان بیمارستان تامین اجتماعی توافق کرده اند هر روز یک نفر بیمه شده عضو انجمن را جهت آزمایش به بیمارستان تامین اجتماعی بدون نوبت معرفی کنند. با توجه به اظهارات هئیت مدیره در حال حاضر انجمن صنفی کارگران و استاد کاران ساختمانی شهر سقز تعداد 4000 هزار نفرعضو دارند!! اگر برای هر عضو بیمه شده ی اصلی 3 نفر را در نظر بگیریم، جمعیتی معادل 12 هزار نفر را شامل میشود.

این اطلاعیه در شرایطی منتشر گردیده که سازمان تامین اجتماعی در ماه، یک سوم از دسترنج ما کارگران را بعنوان حق بیمه وصول می کند، تا در مقابل، به استناد ماده 54 از قانون سازمان تامین اجتماعی» بیمه شدگان و افراد خانواده آنها از زمانی که مشمول مقررات این قانون قرار می گیرند در صورت مصدوم شدن بر اثر حوادث یا ابتلاء به بیماری می توانند از خدمات پزشکی استفاده نمایند. خدمات پزشکی شامل کلیه اقدامات درمانی سرپائی – بیمارستانی تحویل داروهای لازم و انجام آزمایشات تشخیصی می باشد. » بایستی به بیمه شده اصلی و خانواده تحت تکفل او ارائه دهند.

ولی با کمال تاسف چند نفر که خود را بعنوان نماینده کارگران ساختمانی به اذهان عمومی معرفی کرده اند در راستای منافع مسئولان سازمان تامین اجتماعی می خواهند بیمه شده گان را به مراکز درمانی خصوصی تشویق کنند. نماینده به اصطلاح کارگران ساختمانی به جای اینکه کارگران بیمه شده را به مراکز خصوصی تشویق و آن مراکز خصوصی را نهادینه کنند؛ چرا به سازمان تامین اجتماعی فشار نمی آوردند تا برابر اساسنامه سازمان تامین اجتماعی به بیمه شده گان خدمات ارائه دهند؟ اعضای هیئت مدیره انجمن صنفی کارگران ساختمانی چطور به خود اجازه می دهند تا به این شکل به طبقه کارگر( بیمه شده گان) خیانت کنند و این تخفیف چند درصدی را نهادینه کنند. امروز در اکثر شهر های ایران مراکزی بنام کلینیکهای تخصصی دایر شده و خدمات آن بهتر از پزشک های خصوصی و هزینه آن نیز به نسبت پزشک های خصوصی خیلی کمتر است. آیا نمایندگان کارگران ساختمانی از درک مضرات این اقدامشان عاجز اند ؟ یا از سوی مسئولین سازمان تامین اجتماعی به اعضای هیئت مدیره چراغ سبز نشان داده اند تا در راستای اهداف و برنامه های سازمان که همانا تعدیل و پایین آوردن خدماتی به بیمه شدگان است که برابر قوانین موجود، سازمان تامین اجتماعی مکلف است به آنان ارائه نماید، می باشد. سازمان تامین اجتماعی سال هاست به طریق مختلف قصد دارد با نهادینه کردن این اهداف به بیمه شدگان و کارگران تفهیم نماید تا بجای رفتن به بیمارستانها و مراکز دولتی به مراکز خصوصی رجوع کنند؟؟ آیا چنین فعالیتهایی از جانب تعدادی از نمایندگان کارگران در انجمن های صنفی کارگری مصداق خیانت به بیمه شده گان سراسر ایران نیست؟

بیمه شدگان محترم:

وقتی سازمان تامین اجتماعی 30 درصد از حقوق ما کارگران را بعنوان حق بیمه ماهیانه وصول می کند؟ پس آن سازمان موظف است کلیه خدمات درمانی را به طور رایگان در اختیار ما بیمه شده گان و خانواده های ما قرار دهند. نماینده به اصطلاح کارگران ساختمانی با افتخار اطلاعیه پخش کرده اند که در طول 2 سال گذشته به اعضای خود خدمات ارائه داده اند!!!؟؟

اعضای محترم انجمنهای صنفی کارگران و استادکاران ساختمانی استان کردستان، لطفا» به تعرفه های پزشکی زیرتوجه کنید و خود شما در این مورد قضاوت نماید.

1-ویزیت پزشک متخصص بدون دفترچه و آزاد مبلغ 35 هزار تومان .

2-ویزیت پزشک متخصص با دفترچه 25 هزار تومان .

3-ویزیت پزشک متخصص در درمانگاه آزاد و بدون دفترچه 13200 تومان .

4-ویزیت پزشک متخصص در درمانگاه با دفترچه 3950 تومان .

5-ویزیت پزشک عمومی در درمانگاه بدون دفترچه 10600 تومان .

6-ویزیت پزشک عمومی در درمانگاه با دفترچه 3180 تومان .

7-ویزیت پزشک فوق تخصص بدون دفترچه در درمانگاه 16000 تومان .

8-ویزیت پزشک فوق تخصص در درمانگاه با دفترچه 4800 تومان .

با توجه به اطلاعیه صادره از سوی هیئت مدیره انجمن صنفی کارگران ساختمانی هر مریض به استناد توافقنامه هیئت مدیره و پزشک باید 20هراز تومان پرداخت کنند. این درحالی است که همان پزشک در درمانگاه مبلغ 3950 تومان دریافت می کند.

این چه نوع خدماتی است که هیئت مدیره با افتخار هر روز آن را تبلیغ و اطلاعیه صادر می کنند. هیئت مدیره کارگران ساختمانی آنقدر خود را در خدمت سازمان تامین اجتماعی قرار داده اند که اطراف خود را نمی بینند و بخاطر اینکه یک پزشک خصوصی 30 درصد کمتر از کارگران عضو انجمن صنفی هزینه دریافت کند؛ به هر کاری تن می دهند، از جمله بیمه نمودن کارگران شاغل در مطب های خصوصی بنام کارگر ساختمانی !! یعنی هیئت مدیره بیشتر به پزشکان خدمت می کنند تا به اعضای خود!!؟؟ پزشکانی که در روز 30 الی 40 نفر بیمار را ویزیت می کنند منشی های خودشان را بیمه نمی نمایند و از سهم بیمه کارگران ساختمانی استفاده می کنند!!

طی روزهای گذشته اخباری از حقوق نجومی معاون سازمان تامین اجتماعی که مبلغی بالغ بر بیست و هفت میلیون و هشصد وپنجاه و شش هزار و ششصد وپنجاه و دو تومان بود، رسانه های داخلی منتشر گردید، علاوه بر این حقوق میلیونی مبلغ وام دریافتی این آقا از صندوق سازمان چهار صد وهشتاد میلیون تومان بوده است. قسمت جالب این ماجرا این است که جناب آقای معاون هر ماه مبلغی معادل پانصد و هفتاد هزار تومان از وامشان را پرداخت می کنند یعنی معاون عزیز پس از 90 سال مرحمت می نمایند و بدهی خود رابه صندوق ما کارگران پس می دهند.

چرا هیئت مدیره انجمن های صنفی استان کردستان (به اصطلاح) کارگری به این بی عدالتی اعتراض نمی کنند و در مقابل آن سکوت کرده اند؟ چرا بایستی فعالیتهایی را که کمتر از خیانت نیست به عنوان کارنامه درخشان خود به کارگران قالب کنند؟ به چه هدفی ؟ با کدام انگیزه ؟ چرا کارگران را برای اعتراض به این وضعیت آماده نمی کنند؟ چرا رو به کارگران و بیمه شدگان اعلام نمی کنند که هیچ یک از مسئولین سازمان تامین اجتماعی خود عضو سازمان ما نیستند و تنها برای چپاول صندوق ما کارگران به آن جا اعزام شده اند؟

3/5/96

جان باختن کارگرکارخانه داروسازی رشت براثر مسمومیت دارویی

عصر امروز3مرداد، یک کارگر34 ساله کارخانه داروسازی رشت هنگام تمیزکاری و شستشوی دستگاه دارو سازی دچار مسمومیت دارویی شد وجانش را ازدست داد.

طبق گزارش مرکز کنترل ۱۲۵ آتش نشانی رشت؛ حادثه مسمومیت و محبوس شدن سه کارگر شرکت داروسازی در ساعت ۱۸:۱۴ دقیقه گزارش شد.

شهرام مومنی معاون عملیات سازمان آتش‌نشانی با بیان اینکه این حادثه در زمان تمیزکاری و شستشوی دستگاه دارو سازی برای یکی از کارگران رخ داده بود، افزود: دو کارگر دیگر نیز بواسطه نجات جان همکارشان به داخل محوطه رفتند که با توجه به مسمومیت دارویی قادر به خروج نشدند.

مومنی با بیان اینکه سریعا آتش‌نشانان بوسیله دستگاه تنفسی نسبت به خارج کردن هر سه مصدوم اقدام کردند، گفت: با توجه به آخرین اخبار دریافت شده یکی از کارگران بعلت مسمومیت شدید دارویی حالش وخیم است.

وی در پایان از بهبودی دو تن دیگر خبر داد و گفت: در محیط کار اول ایمنی و سنجش محیطی امن نخستین گام در جهت پیشبرد صحیح کار خواهد بود.

همین گزارش حاکی است: سه کارگر توسط عوامل اورژانس به مراکز درمانی انتقال یافتندوکارگر۳۴ ساله بعلت شدت مسمومیت در بیمارستان فوت کرد.

سوم مرداد ماه 1396

akhbarkargari2468@gmail.com

***


 سفری تلخ به قلعه لهک/  مخروبه‌هایی که خانه نامیده می‌شوند + عکس


ممکن است روزهای زیادی حمام نروند درصورتی‌که شانس حمام رفتن پیدا کنند هم به خاطر نداشن شامپو و صابون بازهم مشکلات بهداشتی دارند. اینجا زنان در تامین ضروری‌ترین وسایل بهداشتی با مشکل مواجه هستند. اینجا از بهداشت خبری نیست.

به گزارش خبرنگار ایلنا، دور تا دور منطقه را فضای سبز زمین‌های کشاورزی پوشانده است؛ اما جاده منتهی به نقطه مورد نظر خاکی است. درست مثل محله‌های قدیمی با یک درب آهنی بزرگ از جاده خاکی جدا می‌شود. دیوارها کاهگلی است و به محض ورود خانه‌های به هم فشرده و قدیمی جلب توجه می‌کند، خانه‌هایی فاقد حمام که سهمشان یک دستشویی قدیمی در گوشه‌ای از فضای محله است که در هم ندارد و با یک پارچه از حیاط جدا می‌شود؛ محله‌ای به اسم قلعه لهک که در جاده تهران قم و مقابل حرم امام خمینی قرار دارد، درست در چند قدمی تهران.

در بحبوحه انتخابات یا درست زمانی که گروه‌های مختلف قصد تخریب دارند، مطرح می‌شوند، عکس تنهایی و دور ماندن آن‌ها از کمترین حقوق انسانی و قانونی تیتر یک بسیاری از رسانه‌ها می‌شود، بعد که کار تخریب تمام شد آن‌ها هم فراموش می‌شوند؛ درست مثل تمام روزهایی که با کمترین امکانات زندگی کرده‌اند. تمام صحبت‌هایی که درخصوص مدیریت غلط منابع آبی، تقسیم‌بندی نامتناسب منابع انسانی با ظرفیت‌های زیستی، توزیع نامتعادل ثروت، بی‌توجهی به بهداشت، درمان و سلامت روحی روانی مطرح شده بود نیز در بین دعواهای گروه‌های مختلف گم می‌شود. کلمه «مردم» به مهاجرهای شهرهای مختلف یا‌‌ همان غربتی تغییر شکل می‌دهد و در این بین مساله کودکی از دست رفته انسان‌هایی که حتی حق تحصیل برای آنان متفاوت از دهک‌های بالا‌تر جامعه است دهن کجی می‌کند. «مردمی» که سهمشان یک دستشویی کوچک و قدیمی در کنار فضای محله است که حتی در ندارد.

«محمد مهدی»
پسرک در گوشه‌ای از فضا مشغول بازی است، نشسته روی خاکی که در‌‌ همان نقطه جمع شده است. به محض ورود جلو می‌آید روی صورت نشانه‌هایی از آفتاب سوختگی شدید دارد که سرخ و پوست پوست شده است؛ روی صورت ردی از پفک هم دارد. بین اینکه قطعی بگوید ۶ یا ۷ ساله است تردید دارد؛ اما عاشق این است که سریع‌تر بزرگ شود. «دوست داری چی کار کنی وقتی قدت بلند شد؟» «برم سربازی.» «چرا؟» «سربازا تفنگ دارن، منم تفنگ می‌خوام.» «اگه الان تفنگ داشته باشی که صدای بلند نده اما تفنگ باشه تا باهاش بازی کنی بازم وقتی قدت بلند شد می‌خوای سرباز شی؟» یک «نه» بلند می‌گوید و بعد به سمت خانه‌اش قدم برمی‌دارد.

زنی به ظاهر میانسال از خانه «محمد‌مهدی» بیرون می‌‌آید و با اصرار دعوت می‌کند که در خانه‌اش صحبت کنیم، خانه‌ای که نه کولر دارد و نه حتی آشپزخانه. چند تکه ظرف و دو قابلمه سیاه در گوشه‌ای از خانه به چشم می‌خورد. خانه‌ای که نباید بیشتر از ۳۰ متر باشد، بوی نم می‌دهد و چند تکه قالی قدیمی دود گرفته را روی فضای سیمانی کف خانه جای داده است. زن ۳۳ ساله است و در ۱۷ سالگی اولین بچه خود را به دنیا آورده است. زمستان سختی که زن از یاد نمی‌برد. هیچ درمانگاهی در این منطقه وجود ندارد و برای رسیدن به اولین درمانگاه باید مسافتی ۲۰ دقیقه‌ای را با ماشین طی کنند؛ با وجود اینکه این منطقه ۴۰ خانوار دارد که هرکدام آن‌ها متوسط دو فرزند دارند.

فضای اتاق به قدری گرفته و گرم است که باید بقیه صحبت‌ها را در محوطه دنبال کرد. زیر داغی آفتابی که حتی کف پا را با وجود کفش می‌سوزاند. زن می‌گوید که شب‌ها هوا قدری خنک می‌شود؛ اما زمستان‌های سردی دارد که وزش باد نیز به سرمای آن اضافه می‌کند. رنگ و روی زرد و خشکی صورت بچه‌هایی که در گوشه‌های حیاط به اسم بازی ایستاده‌اند مشترک است. کودکانی که اگر کمک سازمان‌های مردم نهاد نباشد هفته‌ای یک بار هم گوشت مصرف نمی‌کنند؛ بیشتر غذای آن‌ها از گوسفند و مرغ تنها گردن مرغ است.

اغلب زنان قلعه لهک در زمین‌های کشاورزی اطراف کار می‌کنند، از صبح تا نزدیکی‌های غروب و کار اصلی آن‌ها در فصل تابستان است. شاید به همین خاطر است که هرچه به غروب نزدیک می‌شویم تعداد مادرهای جمع بیشتر می‌شود؛ مادرانی که شپش‌های سر کودکان خود را نشان می‌دهند، دخترکانی که از کوتاه شدن مو فرار می‌کنند؛ اما نبود دارو و بهداشت مناسب شپش را مهمان موهای آن‌ها کرده است.

مردی نزدیک می‌شود، با یک موتور. به محض اینکه آن را پارک می‌کند چند بچه به سمت موتور می‌روند؛ تنها وسیله بازی آن‌ها در این ساعت از روز. در چند قدمی جایی که موتور پارک شده است چیزی شبیه به یک حوض وجود دارد؛ سیمانی و کثیف. بچه‌ها هرچند دقیقه برای آب خوردن از شیر حوض آویزان می‌شوند.‌ راه‌هایی از منبع آب به برخی از خانه‌ها کشیده شده است؛ در غیر اینصورت باید از همین حوض برای تامین آب استفاده کنند.

مرد می‌گوید: «کار بهم پیشنهاد شده تو تهران با ماهی ۸۰۰ تومن، ۶ صبح باید بزنم بیرون و ۱۰ شب جنازه‌ام برگرده خونه؛ اما از پس هزینه‌ها برنمی‌ام. انگار جایگاهی نداریم. خیلی وقتا کار نکردن هزینه کمتری برامون داره.» مرد به روزهایی اشاره می‌کند که شاغل بود؛ اما در آخرین روزهای ماه حتی پول کرایه برای رفتن به محل کار را نداشت و به همین خاطر از آنجا هم بیرون آمد؛ مدتی بعد هم با کلی قرض موفق به خرید موتورسیکلت شد که حداقل رفت و آمد را برای او مقدور می‌کند؛ البته اگر خراب نباشد.

«زهرا»
زهرا بعضی شب‌ها به خاطر مصرف مواد شوینده از درد ریه خوابش نمی‌برد. بیمه نیست، مثل خیلی از کارگران دیگر. زن و مرد هم ندارد. حداقل در این قضیه تقریباً برابرند، بدون بیمه، با بیماری‌هایی سخت که تا آخر عمر با آن‌ها می‌ماند؛ مثل شوهرش که قبلاً کارگر ساختمان بوده، دچار سانحه شده است و حال مریم با کار در خانه‌های مردم روزگار می‌گذراند. کاری که برای انجام‌دان آن باید مسافتی نیم ساعته را طی کند و بعضی شب‌ها اگر ماشین نباشد مجبور است مسیر جاده تا محل زندگی خود را پاده طی کند؛ جاده‌ای که پر از سگ‌های ولگرد است.

زهرا در بین صحبت‌هایش به این نکته اشاره می‌کند که بهداشت در این منطقه بسیار پایین است. آن‌ها حتی ممکن است روزهای زیادی حمام نروند و در صورتی که شانس حمام رفتن هم پیدا کنند؛ بدلیل نداشن شامپو و صابون بازهم مشکلات بهداشتی دارند. در این منطقه هم همچون دیگر مناطق حاشیه‌نشین تهران زنان در تامین مهم‌ترین وسیله بهداشتی شخصی خود با مشکل مواجه هستند و در بسیاری از مواقع مجبور به استفاده از پارچه‌هایی می‌شوند که بهداشتی نیست. چهره اغلب زنان ۱۰ سال بیشتر از سن واقعی است.

«یارانه»
خانواه‌های ساکن قلعه لهک یارانه دریافت می‌کنند؛ اما بیشتر آن صرف هزینه‌های درمانی بچه‌ها می‌شود؛ البته به گفته اهالی بخش زیادی از آن صرف هزینه رفت و آمد به درمانگاه می‌شود و در صورت نیاز به دارو پولی برای خرید باقی نمی‌ماند. نان و عدس از غذاهایی است که مصرف زیادی دارد؛ البته به لطف شبکه‌های اجتماعی چند وقتی است که سازمان‌های مردم نهاد رفت و آمد بیشتری برای تامین نیازمردم این منطقه دارند؛ شاید به همین خاطر است که لباس از بچه‌ها شبیه به طبقه اقتصادی آن‌ها نیست.

«مدرسه»
خانه‌های حاشیه نشین‌ها از مواد و مصالح مختلف در دسترس ساخته شده است که اغلب خود ساکنان آن‌ها را احداث کرده‌اند. این مناطق فاقد خدمات شهری مثل آسفالت، برق و دفع زباله هستند. خانه‌هایی که از جمعیت متراکم تشکیل شده با خانواده‌هایی که پرجمعیت هستند؛ درست است که اگر این مناطق مورد توجه ویژه قرار بگیرد به مرور با استحکام خانه‌ها نظم گرفته و تبدیل به شهرک و شهر می‌شود؛ اما بیش از این نیاز به محلی دارد که کودکان با توجه به سن خود در آن تحصیل کنند. قلعه دهک را جمعیتی تشکیل می‌دهد که اغلب زنان و مردان آن یا درس نخوانده‌اند و یا اینکه تا راهنمایی مدرسه رفته‌اند؛ اما نکته قابل توجه این است که کودکان نیز به رغم اینکه به مدرسه می‌روند؛ اما نسبت به همسن‌های خود در دیگر نقاط از سوادکمتری برخوردار هستند؛ حتی یک پسر ۱۰ ساله نیز در جمع حضور داشت که قادر به نوشتن صحیح اسم و فامیل خود نبود. مدرسه بچه‌های قلعه لهک در جایی دورتز از محل سکونت آن‌ها است و با توجه به اینکه تعداد دانش آموزان در این منطقه بالا است؛ اما سهم کمی از لحاظ آموزشی برای آن‌ها درنظر گرفته شده است؛ دانش آموزانی که مانند بسیاری از کودکان دهک‌های پایین جامعه علاوه بر مشکل تامین کتاب و دفتر با مشکل رفت و آمد نیز مواجه هستند که همین امر آن‌ها را از یکی از مهم‌ترین حقوق کودک محروم می‌کند.

گزارش: یاسمن خالقیان

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: