اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

شعور چیزی نیست بجز هستی آگاهانۀ انسان: فیس بوک آناهیتا اردوان

این آگاهی انسان نیست که هستی اش را تعیین می کند، بلکه برعکس، هستی اجتماعی آنان است که آگاهی شان را تعیین می کند…در ارتباط بین روبنا و زیر بنا مشخص می شود که عوامل ایدئولوژیک و سیاسی بعنوان روبنا با اقتصاد بعنوان زیربنا در تعاملند. ولی همواره باید در نظر داشته باشیم که روابط تولید « بنیان واقعی» جامعه است. از همین رو بود که مارکس عنوان کرد که ایدئولوژی طبقۀ حاکم در پرتو قدرت اقتصادی و سیاسی طبقه حاکم در میان توده ها متداول می گردد. آنچنان که ابراز داشت : ایده های طبقه حاکم در هر عصری، ایده های حاکم بر جامعه اند: یعنی طبقه ای که نیروی مادی حاکم جامعه است در عین حال نیروی معنوی حاکم آن نیز هست. بنابراین، قدرت ایدئولوژیک طبقۀ حاکم از قدرت اقتصادی و سیاسیِ آن، جدائی ناپذیرند.

شعور چیزی نیست بجز هستی آگاهانۀ انسان

فیس بوک آناهیتا اردوان

» شعور چیزی نیست بجز هستی آگاهانۀ انسان، همان روند بالفعل جاری در زندگی اوست. از زندگی او برمیخیزد و معین و مشخص می گردد، دقیقاً به همین دلیل، در فرجام، نه»انتقاد» و «ایده ها» بلکه، «کردمان» و «انقلاب» نیروی محرکه ی تاریخ است.»

طبقه گروههای بزرگی از مردم اند که به لحاظ جایگاهی که درون نظام تاریخاً تعیین شده تولید اجتماعی اشغال می کنند، به لحاظ رابطه شان که بر اساس قانون تثبیت شده است، با وسائل تولید، به لحاظ نقشی که در سازمان اجتماعی کار ایفا می کنند، و نتیجتاً به لحاظ ابعادی از ثروت اجتماعی که در اختیار دارند و شیوۀ کسب آن، از یکدیگر متفاوتند. بدین ترتیب، طبقات گروههائی از مردمند که یکی از آنان می تواند کار دیگری را به اتکاءِ جایگاه متفاوتی که در نظام معینی از اقتصاد اجتماعی اشغال می کند به خود اختصاص دهد. جوامع طبقاتی، سراپردۀ خوشبختیهای فردی و گروه قلیلی با پا نهادن بر گلوی خیل عظیمی از تودهها که در حقیقت بمعنای لگدکوب سعادت واقعی فردی ست.

مجموعۀ روابط تولید ساختار اقتصادی جامعه، بنیان واقعی را تشکیل می دهد و بر آن روبنای حقوقی و سیاسی بالا می رود که منطبق با شکلهای آگاهی اجتماعی است. شیوه تولید حیات مادی فرایند حیات اجتماعی، سیاسی و معنوی را به طور کلی مشروط می سازد. این آگاهی انسان نیست که هستی اش را تعیین می کند، بلکه برعکس، هستی اجتماعی آنان است که آگاهی شان را تعیین می کند. در این تعریف روبنای ایدئولوژیک و سیاسی بطور دقیق تری مورد توجه قرار گرفته است. روبنا – سیاست و ایدئولوژی صرفاً بازتاب انفعالی آن چیزی که در اقتصاد اتفاق می افتد، نیست. بلکه، نیروها و روابط تولیدی باعث محدود شدن تکامل روبنا می شوند. بنابراین، عوامل سیاسی و ایدئولوژیک قادرند به اقتصاد بعنوان زیربنا، واکنش نشان دهند. این مساله را انگلس در نامه ای به مارکس بسیار مشخص توضیح می دهند:» بر طبق برداشت ماتریالیستی، عنصر تعیین کننده در تاریخ نهایتاً تولید و بازتولید زندگی واقعی است. بیش از این نه من و نه مارکس چیز دیگری اظهار نکرده ایم. از این رو اگر کسی این را در این گفته بگنجاند که عنصر اقتصادی یگانه عنصر تعیین کننده است، او آن گزاره را به عبارتی بی معنا و انتزاعی برمی گرداند. موقعیت اقتصادی پایه است، اما عناصر گوناگون روبنا، شکلهای سیاسی مبارزۀ طبقاتی و نتایج آن، یعنی، نهادهای برقرار شده توسط طبقه پیروزمند پس از نبردی موفقیت آمیز و جز آن، شکلهای حقوقی و حتی بازتابهای تمامی این تلاشهای واقعی در مغزهای شرکت کنندگان، نظریه های سیاسی، حقوقی، فلسفی، نگرشهای دینی و گسترش بعدی آنها در سیستم جزمیات، نیز تاثیر خودشان را بر سیر مبارزات تاریخی می گذارند و در بسیاری موارد در تعیین شکل آنها برتری می جویند. میان همۀ این عناصر یک هم کُنشی وجود دارد که در آن، در میان انبوهی از تصادفها،حرکت اقتصادی سرانجام خود را چونان ضرورت بروز می دهد.. پس در ارتباط بین روبنا و زیر بنا مشخص می شود که عوامل ایدئولوژیک و سیاسی بعنوان روبنا با اقتصاد بعنوان زیربنا در تعاملند. ولی همواره باید در نظر داشته باشیم که روابط تولید « بنیان واقعی» جامعه است. از همین رو بود که مارکس عنوان کرد که ایدئولوژی طبقۀ حاکم در پرتو قدرت اقتصادی و سیاسی طبقه حاکم در میان توده ها متداول می گردد. آنچنان که ابراز داشت : ایده های طبقه حاکم در هر عصری، ایده های حاکم بر جامعه اند: یعنی طبقه ای که نیروی مادی حاکم جامعه است در عین حال نیروی معنوی حاکم آن نیز هست. بنابراین، قدرت ایدئولوژیک طبقۀ حاکم از قدرت اقتصادی و سیاسیِ آن، جدائی ناپذیرند.

بطور کلی و ساده جامعۀ طبقاتی دست کم سه ردۀ اصلی شعور را در بر می گیرد:

– شعوری که بازتاب منافع طبقۀ حاکم آن دوران است و عقاید حاکم است

شعور طبقات حاکم گذشته که اکنون شکست خورده، از مسند قدرت بر افتاده اند لیکن هنوز بر مردم نفوذی دارند. علت این واقعیت نیروئ بازدارندۀ آگاهی است که همواره در پس واقعیت گرائی مادی گام بر می دارند. پخش و نفوذ عقاید تا اندازه ای مستقل از رویدادهائی است که در زمینۀ تولید مادی صورت می گیرد. در نتیجه ممکن است مردم تحت نفوذ عقاید نیروهایِ اجتماعی ای که دیگر از نظر اقتصادی نیروهایِ غالب نیستند باقی بمانند
شعور طبقۀ انقلابی نوین که در حال تکوین است و اگر چه هنوز تحت سلطه است. ولی، پیکار برای رهائی اش را آغاز کرده و پیش از آنکه بتواند ستمگران را براندازد باید دست کم خود تا حدودی از عقاید ستم گران رهائی یابد.

 

برگرفته از فیس بوک آناهیتا اردوان

https://www.facebook.com/Ardv133?hc_ref=ARQ_Eyqp0wEM7d0wYPUQ8B6qd68-xS-N43foz4cbFNQdzTyYOyBkCC8dvnM2ANy71Gw&fref=nf

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 16 ژوئیه 2017 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: