اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

اخبار و گزارشات کارگری 22 تیر 1396، و سرکوب وحشیانه تحصن کارگران بیکار!: ماهنامه کارگری، ارگان کارگری چریکهای فدائی خلق ایران شماره 42، پانزدهم تیر ماه 1396

اخبار و گزارشات کارگری 22 تیر 1396

اعتراض به طرح کارورزی و مهارت آموزی وظیفه ای همگانی (کارگران،معلمان،پرستاران،کارمندان،دانشجویان،فارغ التحصیلان دانشگاه ها، دانش آموزان، جوانان متقاضی کارو….) است

اعتراض به اجرای طرح کارورزی و مهارت آموزی دفاع ازدستاوردهای کارگران، حقوق خود ونسل های آینده است

پرداخت بخشی از مطالبات کارگران اخراجی کارخانه ذوب آهن اردبیل پس از اعتصاب غذایشان!
– تجمع اعتراضی کارگران اخراجی عسلویه مقابل فرماداری پارسیان!
– تجمع اعتراضی کارگران کارخانه ماشین‌سازی لرستان نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی مقابل استانداری همزمان با سفر وزیرکشور
– هشدار در باره یک توطئه ضد کارگری دیگر!
– گزارش شرکت حسن سعیدی و سید رسول طالب مقدم در کنگره کنفدراسیون اتحادیه های کارکنان عمومی ترکیه KESK
– تضییع حقوق کارگران تعمیرگاه توسط مدیریت ناکارآمد شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه
– عدم پرداخت ماه ها حقوق وحق بیمه کارگران سازمان حمل و نقل و بار و مسافر شهرداری رشت
– کارگران ساده؛ ربات های غذاساز!
– گزارشی درباره  کارگران کوره های آجر پزی محمودآباد شهر ری
– تجمع اعتراضی دانشجویان پرستاری زنجان مقابل درب ستاد دانشگاه علوم پزشکی استان
– مصدومیت شدید  یک کارگر درپی سقوط به داخل چاله آسانسور در مشهد
– جان باختن یک کارگر ساختمانی در دزفول زیر آوار
 کشته وزخمی شدن 2کارگردربادرود براثربرق گرفتگی

پرداخت بخشی از مطالبات کارگران اخراجی کارخانه ذوب آهن اردبیل پس از اعتصاب غذایشان!

کارگران اخراجی کارخانه ذوب آهن اردبیل در ادامه تجمعات اعتراضیشان نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی،دست به تحصن واعتصاب غذا در مسجد میرزا علی‌اکبر این شهر زدند.

طول کشیدن اعتصاب غذا ونامساعد بودن حال تعدادی از کارگران اعتصابی موجب حضور اکیپ‌های درمانی و اورژانس در مسجد شد.

درچنین شرایطی وباحضور دادستان اردبیل درمحل،قرار بر این شد که طلب کارگران در 3 قسط تقسیم و پرداخت شود که قسط اول در حدود 850 میلیون تومان از مطالبات این کارگران پرداخت شده و کارگران به اعتصاب غذای خود پایان دادند.

برپایه گزارشی که امروز رسانه ای شد، حدود 100 نفر از کارگران کارخانه ذوب‌آهن اردبیل که اخراج شده و مطالبات آن‌ها که سرجمع در حدود 3 میلیارد تومان است، به دنبال پرداخت نشدن مطالبات در مسجد میرزاعلی اکبر اردبیل اعتصاب غذا کرده بودند.

طول کشیدن اعتصاب غذا ونامساعد بودن حال تعدادی از کارگران اعتصابی موجب حضور اکیپ‌های درمانی و اورژانس در مسجد شد.

درچنین شرایطی وباحضور دادستان اردبیل درمحل،قرار بر این شد که طلب کارگران در 3 قسط تقسیم و پرداخت شود که قسط اول در حدود 850 میلیون تومان از مطالبات این کارگران پرداخت شده و کارگران به اعتصاب غذای خود پایان دادند.

قابل یادآوری است که بنا به آخرین گزارش منتشره بقیه کارگران ذوب آهن اردبیل هم بدنبال تعطیلی کارخانه در وضعیت بلاتکلیفی از نظر شغلی ومعیشتی بسر می برند.*

* بیکارشدن کارگران ذوب آهن اردبیل بدنبال تعطیلی کارخانه

رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت استان اردبیل گفت: کارخانه ذوب آهن اردبیل به دلیل مشکلات مدیریتی و مالی فعلا تعطیل بوده و سرنوشت فعالیت آن در ابهام است.

سید حامد عاملی صبح شنبه در جمع خبرنگاران در پاسخ به اقدامات این مجموعه برای رفع مشکلات ذوب آهن اردبیل تصریح کرد: در وضعیت فعلی ذوب‌آهن عملاً تعطیل شده و تولید ندارد.

وی افزود: واحد تولیدی ذوب‌آهن اردبیل با مشکلات مالی و مدیریتی مواجه است و به دلیل اینکه مالک توان مالی و مدیریتی ندارد، فعلاً تعطیل شده است.

رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت استان تأکید کرد: مستأجری از استان گیلان نیز به صورت موقت این واحد تولیدی را اجاره کرد که به دلیل اتمام مهلت اجاره  این سرمایه‌گذار استان را ترک کرده و در حال حاضر ذوب‌آهن تعطیل است.

وی متذکر شد: تا زمانی که مشکلات فعلی کارخانه رفع شود نمی‌توان در خصوص وضعیت و نحوه فعالیت مجدد آن اظهارنظر کرد.

عاملی مسئولیت رسیدگی بر مشکلات کارگران را متوجه اداره کار، تعاون و رفاه اجتماعی استان دانست و افزود: در وضعیت فعلی به دلیل مشکلات مالی مالک، حتی اعطای تسهیلات نیز مقدور نیست.

درهمین رابطه:

*تجمع اعتراضی  کارگران کارخانه ذوب‌آهن اردبیل نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی!

ظهرامروز9خرداد،کارگران اخراجی کارخانه ذوب‌آهن اردبیل دراعتراض به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی مقابل دفتر امام جمعه اردبیل تجمع کردند.

یکی از کارگران حاضر در این تجمع به خبرنگاری گفت: در حالی که تنها منبع درآمد من و خانواده‌ام برای معیشت و گذران زندگی درآمد حاصل از اشتغال من در کارخانه است اما هنوز ماه‌هاست که حقوقی از کارخانه دریافت نکرده‌ام و این امر من و خانواده‌ام را به شدت در تنگنا قرار داده است.

بنابه گفته کارگران معترض حاضر در این تجمع حتی برخی کارگران حقوق 17 ماه خود را دریافت نکرده‌اند که این امر سبب مشکلاتی برای آنها در حوزه معیشتی شده است چرا که تنها منبع برای گذران زندگی اغلب کارگران حقوق ماهیانه دریافتی آنها از کارخانه به شمار می‌رود.

یکی دیگر ازکارگران شرکت‌کننده در این تجمع اعتراضی گفت: در کارخانه ذوب آهن اردبیل بیش از 400 نفر کارگر رسمی و قراردادی فعالیت دارند که چندین ماه مطالبات معوقه از کارفرما دارند که پیش از این نیز تعداد زیادی از  کارگران قراردادی کارخانه از سوی کارفرما به بهانه مشکلات مالی با اتمام قرارداد کار بیکار شده‌اند.

با توجه به اینکه این کارگران هیچ پاسخ قاطعی از سوی کارفرما برای دریافت مطالباتمان دریافت نکرده‌اند برای احقاق حقوق از دست رفته‌ خود این تجمع را بارها در مقابل استانداری و برخی نهادهای دیگر انجام داده‌اند که با وجود تاکید مسئولان بر بررسی و پیگیری مشکلات کارگران اما هنوز اقدامی در این زمینه نشده است.

*تجمع اعتراضی کارگران  کارخانه ذوب آهن اردبیل نسبت به عدم پرداخت ماه هاحقوق مقابل استانداری!

امروز2خرداد،جمعی از کارگران کارخانه ذوب آهن اردبیل برای باردیگردر اعتراض به عدم پرداخت ماه ها حقوق مقابل استانداری تجمع کردند.

به گزارش منابع خبری محلی،کارگران با بنر نوشته هایی همچون:«مبارزه با فساد با شعار محقق نمی شود اقدام و عمل لازم است»، «معوقه 17 ماهه»، « عزا عزاست امروز روز عزاست امروز- کارگر ذوب آهن رو به فناست امروز» و…اعتراضشان را بنمایش گذاشتند.

تجمع اعتراضی کارگران اخراجی عسلویه مقابل فرماداری پارسیان!

روزگذشته(21تیر)، جمعی از کارگران اخراجی شرکت های پارس جنوبی دراعتراض به اخراج وبرای بازگشت بکارمقابل فرمانداری پارسیان تجمع کردند.

 به گزارش منابع خبری محلی،احمد یکی از معترضین به اخراجش از پارس جنوبی گفت:سابقه ۱۴ سال فعالیت در پارس جنوبی را دارم، اما به بهانه اینکه یک فرد غیر بومی هستم من را از شرکت اخراج کردند.

 وی با اشاره به این که اغلب نیروهای اخراجی سابقه بیش از ۷سال کار در عسلویه را دارند افزود: این افراد در دشوارترین شرایط، پروژه های عسلویه را به سرانجام رساندند اما حالا تنها چیزی که نصیب آن ها شده حکم اخراجشان است.

 محمد دیگر کارگر معترض اظهار داشت:سابقه ۱۵ سال فعالیت در پارس جنوبی را دارم اما به جرم داشتن کد ۴۷۰ که متعلق به هرمزگان است من را غیربومی دانسته واخراج کردند.

 وی ادامه داد:من دارای ۲ فرزند نیز می باشم و با بیکار شدنم،معلوم نیست چه سرنوشتی برایم رقم خواهد خورد واین یک ظلم بزرگ در حق من وخانواده ام می باشد.

 

یکی دیگر از معترضین با ابراز گلایه وناراحتی از اخراجش در شرکت های عسلویه ابراز داشت:در هفته های آینده وعده اخراج بیش از ۴۰ کارگر دیگر را به ما داده اند که تا پایان شهریور ماه جاری هیچ کارگری از پارسیان در عسلویه فعالیت نخواهد داشت.

معترضین با اشاره به اینکه وعده های مسئولین تا به امروز دردی از مشکلات ما در پارس جنوبی را حل نکرده گفتند:وعده های مسئولین تا به امروز در حد شعار بوده و راهگشای مشکلات ما نیز نبوده است وامروز با این تجمع به همگان فهماندیم که کاسه صبرمان لبریز شده است.

درهمین رابطه،رادمهر فرماندار شهرستان پارسیان گفت:متأسفانه به دلیل غیربومی بودن این روزها شاهد اخراج کارگران زیادی از شهرستان در فازهای ۱۷،۱۸،۲۰ و ۲۱ پارس جنوبی هستیم که موجی از نارضایتی ونگرانی را در بین کارگران ومردم مشاهده می کنیم که با تجمع در فرمانداری این نارضایتی را ابراز کرده اند.

 رادمهر با اشاره به مصوبه هیئت وزیران در شعاع ۱۰۰ کیلومتری پارس جنوبی،همه شهرستان ها بومی محسوب می شوند و از آنجا که شهرستان پارسیان با قرار گرفتن در فاصله ۲۵ کیلومتری،پس نیروهای این منطقه غیربومی محسوب نمی شوند.

 وی افزود:نیروهای پارس جنوبی که در این شهرستان زندگی می کنند به عنوان مهمان،از همه نوع خدماتی بهره می برند،پس غیر بومی بون معنا ومفهومی پیدا نمی کند.

 فرماندار پارسیان ادامه داد:پارسیان سالیان سال متأثر از آلایندگی های پارس جنوبی می باشد و انتظار می رود کارگران ونیروهای پارسیانی مجدد به کارگیری شوند وبه فعالیت خود ادامه دهندو ظرفیتی که به عنوان پروژه ملی در عسلویه واقع شده از تمامی جوانان منطقه استفاده شود.

رادمهر اشاره کرد: بکار گیری مجدد این نیروها در پارس جنوبی یکی از مطالبه های مهم اجتماعی مردم شهرستانی است که آلایندگی های ناشی از فعالیت‌های پالایشگاهی عسلویه را باید تحمل کنند.

وی با یادآوری اینکه برخی روستاهای شهرستان پارسیان به عسلویه چسبیده‌ اند ، خاطر نشان کرد: از مسئولان انتظار می رود نیروهای این روستاها را بر اساس شاخص های منطقه ای و ملی در این پروژه بزرگ ملی بکار گیرند.

شهرستان پارسیان هرمزگان با 50 هزار و 596 نفر جمعیت در فاصله 500 کیلومتری غرب بندرعباس مرکز استان هرمزگان و 25 کیلومتری غرب عسلویه واقع شده است.

تجمع اعتراضی کارگران کارخانه ماشین‌سازی لرستان نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی مقابل استانداری همزمان با سفر وزیرکشور

امروز 22تیرماه، کارگران کارخانه ماشین‌سازی لرستان همزمان با سفر وزیر کشور به این استان دراعتراض به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی،دست به تجمع مقابل استانداری لرستان زدند.

کارگران اخراج شده از این واحد با حمل نوشته‌هایی با مضامینی همچون » شرکت ماشین‌سازی لرستان در سال تولید ملی، اقتصاد مقاومتی در سایه دولت تدبیر و امید تعطیل می‌شوند» و یا » استاندار لرستان تعطیلی کارخانه‌های مساوی فقر و بیکار» و «مسئولان تعطیلی کارخانه‌ها مساوی بیکاری و طلاق و خودکشی» خواستار رسیدگی هرچه سریع‌تر مسئولان استان و انعکاس تعطیلی این واحد صنعتی مهم استان به مسئولان کشور شدند.

یکی از کارگران این واحد صنعتی در این تجمعبه خبرنگاری گفت: دلیل تشدید مشکلات این واحد صنعتی قدیمی استان لرستان با پیشینه 40 ساله بی‌مسئولیتی مسئولان استان و عدم مدیریت صحیح آن‌ها در این زمینه است که این کارخانه را در آستانه تعطیلی قرار داده است.

وی می‌افزاید: مشکل کارگران این واحد 6 ماه حقوق معوقه و یا 5 ماه عدم واریز حق بیمه آن‌ها نیست بلکه مشکل آن‌ها بیکاری در اثر تعطیلی کامل این کارخانه است.

دیگر کارگر این واحد صنعتی با فریادهای خود می‌گوید: مسئولان استان رسیدگی به یک مرغداری 24 متری را به کارخانه‌ای به این بزرگی ترجیح می‌دهند!

ماشین‌سازی لرستان با قدمتی بالغ‌بر ۴۰ سال این روزها با تشدید بحران نفس‌های آخر خود را می‌کشد و می‌رود تا این صنعت را نیز به تاریخچه واحدهای تعطیل لرستان اضافه کند.

شرکت ماشین‌سازی لرستان باسابقه‌ای بیش از 40 سال درزمینهٔ طراحی، ساخت و نصب انواع سازه‌های فلزی و تجهیزات صنعتی قدیمی‌ترین صنعت استان لرستان محسوب می‌شود که زمانی سازه‌های فاز یک پارس جنوبی و سکوهای نفتی و پروژه‌های بسیاری ازاین‌دست را به سرانجام رسانده است و چند سالی است دودی از این کارخانه بلند نمی‌شود.

ماشین‌سازی لرستان درگذشته و پیش از آغاز بحران‌های مالی با 500 کارگر خود رونق محسوسی در تولید انواع سازهای فلزی داشت و امروز با تشدید بحران‌های مالی و اخراج کارگران خود حتی قادر به تأمین هزینه شرکت‌های خدماتی نیست و شرایط این شرکت هرروز بدتر از دیروز می‌شود.

مالک پیشین این شرکت گروه آریا بود که مدیر آن به دلیل فسادهای مالی و اختلاس‌های کلان اعدام شد و اکنون مالکیت ماشین‌سازی لرستان چند سالی است در اختیار دادستانی کشور قرارگرفته و زمزمه‌هایی نیز از واگذاری آن به بانک ملی شنیده می‌شود تا فعالیت خود را آغاز کند.

اما آمدوشدهای مسئولان در ستاد تسهیل استان نیز نتوانست درد کارگران اخراج شده از این صنایع را درمان کند تا اینکه امروز و در جریان سفر وزیر کشور به خرم‌آباد تعدادی از کارگران این واحد صنعتی با تجمع مقابل استانداری لرستان محل برگزاری همایش منتخبان شوراهای شهر استان خواستار رسیدگی به وضعیت خود شوند.

هشدار در باره یک توطئه ضد کارگری دیگر!

اخیرا» مشاهده شده که هنگام مراجعه کارگر به اداره کار جهت اعزام کارشناس، اعلام گردیده که طبق یک دستورالعمل جدید ؟!! از این به بعد کارشناسی از طرف اداره کار جهت تحقیقات محلی در زمینه اثبات اشتغال و سابقه کار کارگر اعزام نخواهد شد و کارگر ملزم است تنها از طریق مدارک و مستندات معتبر ادعای خود را ثابت نماید! بر همگان آشکار است که با توجه به عدم دسترسی کارگران به مدارکی از قبیل لیست حقوقی و مدارک حضور و غیاب و غیره، عملا» چنین چیزی امکان پذیر نبوده و کارگر در صورت اختلاف با کارفرما، در یکی از مهمترین مسائل مرتبط با احقاق حقوق خود، خلع سلاح می شود.

هشدار در باره یک توطئه ضد کارگری دیگر!

بسیار دیده شده که بخشنامه ها و دستورالعمل هایی که اساسا» مغایر با قانون کارهستند، توسط اداره کار یا سازمان تامین اجتماعی برای مدتی در یک یا چند شهرصادر می گردند و بی سرو صدا به مرحله اجرا در می آیند. بعد از اینکه مدتی از اجرای این بخشنامه ها گذشت و به اصطلاح جا افتاد، به آن ها صورت قانونی داده شده و به تصویب می رسند. (بخشنامه غیرقانونی عدم رسیدگی به شکایات کارگران مشمول خدمت نظام وظیفه و همچنین اجرای غیرقانونی طرح کارورزی در بعضی ازشهرها با هدف بیگاری کشیدن از فارغ التحصیلان دانشگاهی، نمونه هایی از این دست می باشند.) بدتر از آن اینکه، مشاهده شده حتی بدون وجود همان دستورالعمل و آیین نامه خلاف قانون و با استفاده از ناآگاهی کارگران نسبت به حقوق قانونی خودشان، چنین اقدامات ضد کارگری صورت گرفته است.

توطئه جدیدی که درحال شکل گیری است، مربوط به مسئله اثبات سوابق کاری و اشتغال کارگر در مراکز کاری، در صورت بروز اختلاف میان کارگر و کارفرما می باشد که اخیرا» در بعضی از مراکز اداره کار به جریان افتاده است.

می دانیم اولین شرط برای اینکه کارگر تحت پوشش قانون کار قرار گیرد و از مزایای موجود در آن استفاده کند، این است که بتواند اثبات نماید که در یکی از مراکز کار ( شرکتی یا کارگاهی و یا . . . )، اشتغال داشته و در رابطه کارگری ـ کارفرمایی بوده است. یعنی می بایست بتواند ادعای خود را مبنی براشتغال و میزان سابقه کار در شرکت مفروض اثبات کند. این موضوع در قانون کار به این صورت بیان گردیده است:

ماده 87 آیین دادرسی کار- «ارائه دلایل و مدارک دال بر وجود رابطه کاری فی مابین طرفین ومیزان مزد و مزایای بالاتر از حداقل قانونی و میزان سابقه کار در کارگاه* به عهده کارگر وارائه دلایل و مدارک دال بر تایید حقوق مذکور و یا عدم شمول مقررات قانون کار به روابط طرفین به عهده کارفرما است.».

ماده82 آیین دادرسی کار- «ادله اثبات دعوا در مراجع حل اختلاف کار به ترتیب شامل اقرار،اسناد و امارات است. گواهی خواهان می تواند با رعایت شرایط، اماره محسوب شود

ماده89 آیین دادرسی کار- «مرجع رسیدگی کننده می تواند به تشخیص خود یا به درخواست هریک از طرفین دعوا، قرار تحقیق محلی صادر نماید

ماده94آیین دادرسی کار- «تحقیق کننده با مراجعه به محل کار و درصورت لزوم سایر محل های مرتبط وبا استماع اظهارات و اطلاعات افرادی که از سوی طرفین معرفی می شوند یا افرادی که خود تشخیص می دهد و با بررسی مدارک و دفاتری که بتواند در امر تحقیق موثر واقع شوند در مورد موضوعات مذکور در قرار صادره مرجع،بررسی لازم را به عمل آورده و تحقیقات انجام شده را با ذکر منابع وافراد مورد مراجعه به طور کتبی به مرجع گزارش می نماید

به زبان ساده تر در صورت بروز اختلاف میان کارگر و کارفرما، کارگر برای احقاق حقوق خود می بایست یا با استفاده از اسناد و مدارکی از قبیل فیش حقوقی، برگه مرخصی، دفترچه بیمه، کارت حضور و غیاب و . . . و یا اقرار کارفرما ویا از طریق اماره به معنای بررسی و تحقیق، اشتغال خود را در کارگاه اثبات نماید. طبق ماده82 قانون کار، کارگر می تواند از اداره کار درخواست بررسی کارشناسانه بنماید. یعنی تقاضا کند که کارشناس اداره کار به محل اعزام و از راه های مختلف از قبیل گواهی شاهدان یا همکاران، تحقیقات محلی وغیره، اشتغال کارگر در آن واحد کاری را تایید نماید.

اخیرا» مشاهده شده که هنگام مراجعه کارگر به اداره کار جهت اعزام کارشناس، اعلام گردیده که طبق یک دستورالعمل جدید ؟!! از این به بعد کارشناسی از طرف اداره کار جهت تحقیقات محلی در زمینه اثبات اشتغال و سابقه کار کارگر اعزام نخواهد شد و کارگر ملزم است تنها از طریق مدارک و مستندات معتبر ادعای خود را ثابت نماید! بر همگان آشکار است که با توجه به عدم دسترسی کارگران به مدارکی از قبیل لیست حقوقی و مدارک حضور و غیاب و غیره، عملا» چنین چیزی امکان پذیر نبوده و کارگر در صورت اختلاف با کارفرما، در یکی از مهمترین مسائل مرتبط با احقاق حقوق خود، خلع سلاح می شود. همانطور که دیدیم طبق ماده82 در صورتی که کارگر امکان دسترسی به اسناد و مدارک جهت اثبات سابقه کار را نداشته باشد،می تواند از اداره کار درخواست اعزام کارشناس نماید تا از طریق افرادی که توسط کارگر به وی معرفی گردیده و یا سایر گواهان، موضوع مورد ادعای خود را در ارتباط با اشتغال اثبات نماید.

در مورد میزان اهمیت این توطئه که در خفا در جریان است باید گفت درواقع عدم احراز سابقه کاری وعدم اثبات وجود رابطه کارگری ـ کارفرمایی، به معنای از بین رفتن کلیه حقوق قانونی کارگر و مشابه اهمیت عدم اثبات رابطه فرزندی در مسئله ارث استکه بدون اثبات چنین رابطه ای اساسا» مسئله ارث منتفی می باشد.

با توجه به میزان اهمیت این توطئه و عواقب عظیمی که می تواند دامنگیر کارگران سازد، تنها راه مقابله با آن این است که یکدیگر را نسبت به موضوع آگاه نماییم ودرصورتی که به چنین موردی برخورد نمودیم، به راحتی زیر بار نرویم و نشان دهیم که به حقوق قانونی خود واقف هستیم. لذا ضروری است در صورتی که هنگام مراجعه به اداره کار جهت پیگیری شکایت به چنین دستورالعملی اشاره شد، درخواست کنیم که آن دستورالعمل را به ما نشان دهند. در این صورت از دو حالت خارج نیست؛ یا اساسا» چنین دستورالعملی وجود نداشته و یا اگر وجود داشته باشد، کاملا» غیر قانونی می باشد که در هر دو حالت کارگران می بایست در این خصوص شکایتی تنظیم و پیگیرانه تمامی مراحل رسیدگی به شکایت را (حتی تا دیوان عدالت اداری ) دنبال نمایند.

اطلاع رسانی و اقدام جدی ما کارگران درسطح وسیع می تواند مانع اجرای چنین توطئه های ضد کارگری گردیده و این قبیل پروژه های موذیانه و ضد کارگری را از ابتدا متوقف ساخته و آن ها را در نطفه خفه نماید.

__________

*هرجا در قانون کار از کارگاه نام برده شده، به معنای محل کار اعم از کارگاه، کارخانه، رستوران و یا هر محل کار دیگر می باشد.

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری – 20/04/1396

گزارش شرکت حسن سعیدی و سید رسول طالب مقدم در کنگره کنفدراسیون اتحادیه های کارکنان عمومی ترکیه KESK

در این کنگره نمایندگان کارگری از جمله نمایندگان کارگران بخش آموزش (معلمان) ترکیه برای انجام امور سندیکایی خود حضور داشتند و میهمانانی از سایر کشورها نظیر سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، تونس، نروژ، برزیل، فرانسه، هلند، آلمان، گرجستان، قبرس، … در این کنگره شرکت داشتند.

در روز اول کنگره مسولان کنفدراسیون KESK سخنرانی کردند همچنین پیام های سندیکاهای خارجی حاضر در کنگره توسط نمایندگان شان خوانده شد و کشورهایی که نمایندگانشان حضور نداشتند پیام های که فرستاده بودند خوانده شد. در این کنگره همچنین نماینده کنفدراسیون آی تی یو سی که سندیکای کارگران شرکت واحد اتو بوسرانی تهران عضو آن می باشد حضور داشت.

پیام های خوانده شده عموما تاکید بر همبستگی جهانی کارگران داشت و کارگران کشورهای مختلف بعضا مسیر همبستگی خود با کارگران ترکیه را مشخص می کردند.

نمایندگان سندیکای کارگران شرکت واحد در این کنگره موفق شدند در گفتگو با نمایندگان کارگری بخش های مختلف در ترکیه و سایر کشورها مشارکت آنان را در حمایت از کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و سایر کارگران ایران در مورد آزادی فعالیت های سندیکایی جلب کنند.

نمایندگان سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه با دعوت رسمی کنفدراسیون KESK و با پرداخت هزینه های سفر توسط این کنفدراسیون در این کنگره حضور یافتند.

عکس یادگاری میهمانان خارجی با دبیر کل اتحادیه های کارکنان عمومی ترکیه (KESK)

منبع:کانال تلگرام سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

تضییع حقوق کارگران تعمیرگاه توسط مدیریت ناکارآمد شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه

مطابق پیمان دسته جمعی در شرکت واحد اتوبوسرانی و قانون و از همه مهمتر برابر منطق، مدیریت می بایست سالانه دو دست لباس کار برای کارگران تهیه کند. یک دست لباس مخصوص فصل گرما و یک دست لباس برای فصل سرما به کارگران تحویل دهد.

برابر تماس کارگر تعمیرگاه سامانه BRT6 مدیریت ناکارآمد شرکت واحد اتوبوسرانی به کارگران تعمیرگاه و توقفگاه فقط یک دست لباس کار زمستانی که مخصوص روزهای سرد است تهیه کرده است و کارگران مجبورند در گرمای شدید تابستان لباس زمستانی تن خود کنند.

برگرفته از کانال تلگرام سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

عدم پرداخت ماه ها حقوق وحق بیمه کارگران سازمان حمل و نقل و بار و مسافر شهرداری رشت

مشکل پرداخت نشدن دستمزد معوقه مجموعه کارگران شاغل در سازمان حمل و نقل و بار و مسافر شهرداری رشت در استان گیلان هنوز ادامه دارد.

 به گزارش منابع خبری محلی، این کارگران که در واحد‌های اتوبوس رانی، تاکسیرانی و پایانه سازمان حمل و نقل و بار و مسافر شهرداری رشت به صورت پیمانی، قراردادی وروزمزدی مشغول کارند، دست کم۲ تا ۳ماه حقوق معوقه طلب دارند.

این کارگران با بیان اینکه مهم‌ترین عامل پرداخت نشدن مزد آن‌ها کمبود نقدینگی و نبود منابع مالی است، در ادامه درباره جزئیات مطالبات خود افزودند: مطالبات معوقه کارگران شاغل در سازمان حمل و نقل و بار و مسافر شهرداری رشت به بخشی از دستمزد سال ۹۵ و به تاخیر افتادن دستمزد ماهای اردیبهشت وخرداد سال ۹۶ مربوط می‌شود.

بنا به گفته کارگران شاغل در سازمان حمل و نقل و بار و مسافر شهرداری رشت جدا از مطالبات مزدی، حق بیمه آن‌ها از زمستان سال ۹۵ به تامین اجتماعی پرداخت نشده است.

به گفته این کارگران، بخش زیادی از مطالبات آنها در زمان مدیریت قبلی اتفاق افتاده است که روز گذشته چهارشنبه مدیریت فعلی وعده پرداخت بخش از آن را امروز پنجشنبه (۲۲ تیرماه)  داده است.

کارگران ساده؛ ربات های غذاساز!

گزارشی از وضعیت کارگران تهیه غذاها و رستوران ها

میلاد جنت

«کارگری رستوران شغل مزخرفیه! یعنی شما اگر کنار خیابان سیگار بفروشید؛ سگ اش شرف دارد به کارگری در رستوران! کارگر آشپزخانه ی رستوران بودن در یک صورت اشتباه نیست؛ این که از محل خانه ات سفر کرده باشی به شهری و بخواهی تازه وارد بازار کار شوی و می خواهی غذا و جای خواب داشته باشی؛ دزدی و گدایی نکنی و از گرسنگی نمیری و یک کار یاد بگیری… سه چهار سال پادویی می کنی به امید این که یک روزی شاید حدود ۱۰ سال دیگر آشپز شوی. در غیر این صورت، دستفروشی کنی خیلی بهتر از این است که کارگر رستوران شوی»

کارگری ۳۲ ساله که ۸ سال از عمرش را در آشپزخانه ی رستوران ها کار کرده بود.

لینک متن کامل:

http://www.kanoonm.com/2781#more-2781

گزارشی درباره  کارگران کوره های آجر پزی محمودآباد شهر ری

آفتاب و گرمای کوره‌ها، گود را شبیه جهنم کرده. محمد اما سرش گرم کار است. کلاه حصیری رنگ و رو رفته‌ای به سر دارد و پاهایش تا زانو توی گل فرو رفته. خودش می‌گوید از خواف آمده و 2 ماه کار می‌کند تا خرج بیکاری بقیه سال را دربیاورد. محمد با سه پسر کوچک و همسرش مشغول کار هستند.

 تا چشم کار می‌کند دودکش‌های بلند کوره‌هاست و کارگرانی که آنقدر کار کرده‌اند که صورتشان همرنگ آجر شده. لابه لای گودها می‌چرخیم و بچه‌ها دوره‌مان می‌کنند. انگار که کارناوال است و ما پیشاهنگانی که بچه‌ها دلشان می‌خواهد با آنها سرگرم شوند. بچه‌ها به ما می‌گویند بالای محوطه، استخر دارند و می‌روند آنجا بازی. استخر؟ آن هم در این بیابان؟

عزیز آقا می‌گوید هر سال از خواف اینجا می‌آییم و کار می‌کنیم. آنجا که کاری نیست، بقیه محلی‌ها هم بعضی می‌روند اصفهان و بعضی مشهد. هرچه باشد اینجا الاقل برای دو سه ماه پولمان ذخیره می‌شود و می‌توانیم برای بقیه سال زندگی کنیم. همسرش از سایه پشت توری بیرون می‌آید و می‌پرسد: می‌توانید برای بچه‌ها عروسک بیاورید؟

کوثر با موهای طلایی‌ و پای برهنه، برادر کوچکش را کول کرده و با لباس راه راه قرمزش لای خشت‌های آجر می‌دود و به خاک و بیابان جان می‌دهد. کوثر و راحیل و علیرضا و جواد… آنها هر روز ساعت 3 نیمه شب همراه با پدر و مادر از خانه 12 متری‌شان بیرون می‌زنند و به گودی کوره‌ها می‌روند تا در جا به جا کردن خشت‌های خام کمک کنند. آنها هر سال از خواف و مشهد برای دو ماه کار فصلی به محمود آباد شهرری می‌آیند. به قول خودشان «برای دوزار پول بیشتر»

آفتاب و گرمای کوره‌ها، گود را شبیه جهنم کرده. محمد اما سرش گرم کار است. کلاه حصیری رنگ و رو رفته‌ای به سر دارد و پاهایش تا زانو توی گل فرو رفته. خودش می‌گوید از خواف آمده و 2 ماه کار می‌کند تا خرج بی‌کاری بقیه سال را دربیاورد. محمد با سه پسر کوچک و همسرش مشغول کار هستند. کمی آن طرف‌تر همسرش خشت‌های خشک را روی هم می‌چیند و با هر سؤالی که از او می‌پرسم نگاهی هم به محمد می‌کند و روی صورت خاک گرفته‌اش نقش کمرنگی از لبخند می‌نشیند. پاسخ همه پرسش‌ها همین لبخند است. محمد دلیل این مهاجرت فصلی را نبود کار در خواف می‌داند و می‌گوید: «نه آبی هست و نه کاری. زمین‌های خواف خشک شده و اکثر مردم مثل من مجبورند به شهرهای دور و نزدیک بروند تا کاری پیدا کنند.» او و بسیاری دیگر مثل او هرسال به خاطر بی‌آبی و خشکسالی مجبور به کوچ و حاشیه نشینی در اطراف شهرهای بزرگ می‌شوند و برای‌شان هم فرقی نمی‌کند چه کاری؛ هر چه باشد بهتر از گرسنه ماندن با 6 فرزند قد و نیم قد است.

فرزند کوچک محمد با پاهای برهنه در جابه جا کردن خشت به مادرشان کمک می‌کنند. یکی دیگر هم آنطرف در سکوت مشغول بیل زدن خاک است. احمد که 10سال سن دارد دائم نگاهش به سمت دوربین است. تا می‌بیند عکس می‌گیریم تعداد خشت‌هایی را که برمی‌دارد بیشتر می‌کند. از احمد می‌پرسم درس و مدرسه را چکار می‌کند؟ می‌گوید: «درس می‌خوانم ولی الان تعطیلات است و وقتی تابستان تمام شد، برمی‌گردم خواف و می‌روم مدرسه» لا به لای حرف‌هایش دائم می‌گوید: «عمو می‌توانی برایم دوچرخه بخری؟» فرزندان محمد تعطیلات تابستان را با پای برهنه در گرمای طاقت فرسای بیابان‌های محمودآباد می‌گذرانند. تعطیلات فرزندان شما چطور می‌گذرد؟

تا چشم کار می‌کند دودکش‌های بلند کوره‌هاست و کارگرانی که آنقدر کار کرده‌اند که صورتشان همرنگ آجر شده. لابه لای گودها می‌چرخیم و بچه‌ها دوره‌مان می‌کنند. انگار که کارناوال است و ما پیشاهنگانی که بچه‌ها دلشان می‌خواهد با آنها سرگرم شوند. بچه‌ها به ما می‌گویند بالای محوطه، استخر دارند و می‌روند آنجا بازی. استخر؟ آن هم در این بیابان؟ جواد که پسری 8 ساله است جلو می‌رود. از محوطه کوره‌ها که بالا می‌رویم تا چشم کار می‌کند، سبزی است و زمین‌ها زراعی. فضا یکباره عوض می‌شود؛ از بیابان به مزرعه و سبزی. جواد با دست چند درخت را نشان می‌دهد که از وسط زمین‌ها بیرون زده. مرزهای باریک زمین‌های زراعی تنها راه رسیدن است. جواد مدام می‌گوید: «اینجا پر از مار است مراقب باشید.» به درخت‌ها که نزدیک می‌شویم آلونکی هویدا می‌شود و بلافاصله صدای پارس سگ‌ها.

مردی با زیرپیراهن رکابی از آلونک بیرون می‌آید و با دست اشاره می‌کند که نترسید و بیایید. سعید تقریباً 40 ساله است. صاحب مجموعه تفریحی وسط زمین‌های زراعی. خودش می‌گوید نفری 3 هزار تومان پول بلیت می‌گیرد تا بچه‌ها و کارگران تنی به آب بزنند و خستگی درکنند. صدای آب و شلوغی پسرها می‌آید. می‌رویم پشت آلونک. اینجا از فود کورت و کافه‌های شیک کنار استخر خبری نیست. یک طرف حوض سیمانی که از آب خنک چاه پر می‌شود، چند درخت قد برافراشته‌اند و طرف دیگر کیسه‌های بزرگ زباله. سعید می‌گوید: «اینجا هم کار تفکیک زباله انجام می‌دهم، هم کبوترهایم را نگه می‌دارم و هم پول ناچیزی برای استخر در می‌آورم. اینها هم بیشتر کارگران خودم هستند که شب اینجا می‌مانند.» بچه‌ها و کارگران افغان سر از پا نمی‌شناسند و دائم مشغول شیرجه زدن در آب هستند. به نظر خوشحال می‌آیند. در این گرمای تابستان، آب خنک چاه و آبتنی شاید بتواند مشکلات را لااقل برای چند لحظه از یادشان ببرد.

چند کوره آن طرف‌تر، دو مرد مشغول خشت زنی هستند. تلفن همراه را لای یکی از آجرها گذاشته‌اند و به موزیک گوش می‌کنند. دو مرد کلاه حصیری بین ستون‌های بلند آجر رفت و آمد می‌کنند. اهل مشهد هستند و کارگر فصلی. یکی که حال صحبت دارد، همین‌طور که خشت‌ها را از قالب درمی‌آورد و روی هم می‌چیند می‌گوید: «از صبح ساعت 3 می‌آییم و تا 6 غروب کار می‌کنیم برای روزی 35 هزارتومان. برای همین کار در مشهد روزی 32 تومن می‌دهند. ما برای دوزار بیشتر با خانواده می‌آییم اینجا» خانه‌هایشان یک اتاق 12 متری است که روی یال یک تپه ساخته شده با دست‌شویی و حمامی مشترک.

نزدیک ظهر است و همه برای استراحتی کوتاه به خانه‌ها برگشته‌اند. اتاق‌ها تنگ هم هستند و دختر بچه‌های کوچک مشغول شیطنت و بازی. بعضی بچه‌ها به خاطر اینکه قدشان به روشویی نمی‌رسد با پا داخلش رفته‌اند تا قابلمه‌ یا پیشدستی بشویند. پیرمردی افغان مرا به خانه‌اش دعوت می‌کند. خانه چیزی جز یک چهار دیوار سفید و فرشی قدیمی نیست. پیرمرد مشغول عوض کردن بانداژ دستش می‌شود و با لهجه افغانستانی غلیظی از درد شکایت می‌کند: «دستم همین‌جا شکسته، بدجوری درد می‌کند. پولی ندارم دکتر بروم.» پیرمرد بیرون می‌رود و با ناهار برمی‌گردد؛ دو سیب زمینی پخته در یک پیش دستی. تعارف می‌کند که ناهار را میهمانش باشیم.

یکی از خانه‌ها‌ با چوب و پارچه مسقف شده و نور آفتاب از آن لا به لا روی زمین پهن شده. طرف دیگر اما هیچ سایبانی ندارد و آفتاب مستقیم می‌تابد. مردی خسته با دو پسر خاکی‌اش از ورودی تنگ وارد محوطه خانه‌ها می‌شوند. آنها هم اهل خواف هستند و هر سال برای کار به اینجا می‌آیند. عزیز آقا دست و روی‌اش را می‌شوید و دو پسر کوچکش هم کنار پدر مشغول وضو گرفتن می‌شوند. خیلی حال حرف زدن ندارد. همسرش از لای پارچه توری که از در ورودی آویزان است نگاهش می‌کند. عزیز آقا می‌گوید: «هر سال از خواف اینجا می‌آییم و کار می‌کنیم. آنجا که کاری نیست، بقیه محلی‌ها هم بعضی می‌روند اصفهان و بعضی مشهد. هرچه باشد اینجا لااقل برای دو سه ماه پولمان ذخیره می‌شود و می‌توانیم برای بقیه سال زندگی کنیم.»

همسرش از سایه پشت توری بیرون می‌آید و می‌پرسد: «می‌توانید برای بچه‌ها عروسک بیاورید؟» دختربچه‌ای انگار که پشت دامنش پنهان شده باشد، سرش را بیرون می‌آورد و می‌خندد. پاهای عروسکی کثیف و کچل در دستش آویزان مانده. شاید به عروسکی نو فکر می‌کند. اینجا بچه‌ها دلشان به همین اسباب بازی‌ها خوش است. خبری از تبلت و پلی استیشن نیست.

به گزارش ایران،کارگران 10 کوره فعال محمودآباد شهر ری از هر شهری هستند اما خواف و شهرهای حاشیه‌ مشهد جمعیت اصلی این کارگران را تشکیل می‌دهند. اهالی می‌گویند اینجا تعداد افغان‌ها کم شده و در این چند سال، تعداد کارگران ایرانی زیادتر شده. حاشیه نشینانی که از یک حاشیه به حاشیه‌ای دیگر کوچ می‌کنند، از خشکسالی به کویر، از بیابان به کوره، از جهنم به جهنم. برای دو ماه کار و گذران بقیه سال با پس‌انداز رنج.

تجمع اعتراضی دانشجویان پرستاری زنجان مقابل درب ستاد دانشگاه علوم پزشکی استان

پیش از ظهر امروز22تیر،جمعی از دانشجویان رشته پرستاری استان زنجان مقابل درب ستاد دانشگاه علوم پزشکی استان تجمع کرده‌اند.

بی‌عدالتی‌ها در پرداخت‌ها، عدم پرداخت معوقاتی که هشت ماه از زمان آنها می‌گذرد، در نظر نگرفتن ساعات بهره‌وری در شیفت‌های موظف و سیاست تربیت پرستار بیمارستانی از دلایل اعتراض این افراد بوده است.

یکی از معترضانبه خبرنگاری گفت: با اجرایی شدن این طرح بیمارستان‌ها محوریت کار قرار می‌گیرند و رشته پرستاری از آکادمیک بودن و دانشگاه‌ها از محوریت، خارج می‌شوند.

وی افزود: در سطح جهان به رشته پرستاری به صورت آکادمیک پرداخته می‌شود اما در کشور این طرح موجب بروز مشکلات زیادی خواهد شد.

این معترض با بیان اینکه نباید با جان مردمی بازی کرد، ادامه داد: با وجود تحصیلات دانشگاهی و گذراندن دوره‌های کارورزی، هنوز در کشور خطاهای زیادی در حوزه بیمارستانی رخ می‌دهد، اگر تربیت پرستاران در بیمارستان‌ها اتفاق افتد،‌ مشخص نیست نتیجه چه خواهد شد!؟

وی با اشاره به اینکه در حال حاضر بیمارستان الغدیر ابهر اعلام کرده که 30 نفر از دانشجویان را جذب خواهد کرد، تصریح کرد: این در حالی که این بیمارستان بخشی برای گذراندن دوره کارورزی نداشته و کارورزان آن به بیمارستان‌های زنجان معرفی می‌شوند.

این دانشجو با تاکید بر اینکه بدون فراهم کردن زمینه‌ها و امکانات لازم طرح تربیت پرستار بیمارستانی مطرح شده است، افزود: در حال حاضر بیشتر نهادها و انجمن‌های پرستاری کشور نسبت به این طرح معترض هستند.

وی با بیان اینکه در حال حاضر قصد دارند کد رشته‌های این پرستاران را وارد دفترچه‌های کنکور سراسری کنند، گفت: این در حالی است که طرح هنوز مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی را ندارد.

این معترض با اشاره به اینکه اجرای طرح تربیت پرستار بیمارستانی موجب به خطر افتادن سلامت افراد خواهد شد،‌ یادآور شد: متاسفانه پشت همه این قضایا مافیای سلامت قرار دارد که به دنبال قدرت هستند.

وی در حال حاضر افرادی در استان زنجان هستند که کارانه میلیاردی دریافت می‌کنند، باید به این امور رسیدگی شود،‌ وزارت بهداشت نمی‌پذیرد که امور مربوط به پرستاران توسط متخصصان این حوزه پیگیری شود.

این معترض گفت:‌ 15 هزار پرستار بیکار و مایل به اشتغال در کشور وجود دارد، صدای ما به جایی نمی‌رسد و آتش به اختیار عمل می‌کنیم.

مصدومیت شدید  یک کارگر درپی سقوط به داخل چاله آسانسور در مشهد

سرپرست ایستگاه پنجم سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهرداری مشهد گفت:امروز22تیر یک کارگر ساختمانی در پی سقوط در چاله آسانسور به شدت مصدوم و راهی بیمارستان شد.

مرتضی باقری با بیان اینکه کارگر مزبور در پی سقوط در چاله آسانسور به شدت مصدوم و راهی بیمارستان شد، اظهار کرد: این حادثه ظهر امروز در یک مجتمع مسکونی در حال احداث واقع در بلوار دانشجو رخ داد.

وی ادامه داد: در این حادثه فرد حادثه‌دیده که از کارگران این پروژه ساختمانی چهار طبقه بود، به علت نامعلومی در حین کار در یکی از طبقات به داخل چاله آسانسور سقوط می‌کند.

باقری با اشاره به نامعلوم بودن طبقه‌ای که کارگر از آن سقوط کرده بود، عنوان کرد: فرد حادثه‌دیده توسط تیم امداد و نجات ایستگاه شماره پنجم آتش‌نشانی، از داخل چاله آسانسور به سطح زمین منتقل و برای اعزام به بیمارستان تحویل تکنسین‌های اورژانس شد.

جان باختن یک کارگر ساختمانی در دزفول زیر آوار

امروز22تیر،یک کارگر ساختمانی براثرریزش دیواریک مغازه در حال ساخت در دزفول جانش را از دست داد.

به گزارش سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرداری دزفول این حادثه ساعت 13:41 دقیقه ظهرامروز پنجشنبه در خیابان آفرینش دزفول رخ داد.

عبدالحسین معظم فر مدیر عامل سازمان در محل حادثه اظهار داشت:در پی اعلام حادثه ریزش جداره سنگی یک باب مغازه در دست ساخت و زیر آوار ماندن یک کارگر، گروه امداد و نجات به محل حادثه اعزام شد.

وی محل این حادثه تقاطع خیابان های آفرینش و حر در شهر دزفول عنوان کرد و گفت:کارگری حدودا ۴۰ ساله حین تخریب زیر آوار مدفون شده و به علت شدت حادثه جان خود را از دست داد.

معظم فر افزود:ناجیان ۱۲۵ در حال آوار برداری برای خارج کردن جسد این کارگر می باشند.

کشته وزخمی شدن 2کارگردربادرود براثربرق گرفتگی

امروز22تیر،2کارگر حین کار در ساختمان نیمه‌ کاره بادرود براثر برق گرفتگی کشته وزخمی شدند.

رئیس مرکز فوریت های پزشکی شهرستان نطنز در گفتگو با خبرنگاران، از مرگ کارگر ساختمانی در بادرود خبر داد و اظهار کرد: حوالی ظهر روز پنج شنبه در ساختمان نیمه‌ کاره در کنار مسجد توکل بادرود واقع در بلوار کشاورز دو نفر کارگر ساختمانی که در حال عملیات جوشکاری و بنایی بودند دچار برق‌ گرفتگی شدید شدند.

حسین مخلصی با بیان این که نیروهای پایگاه اورژانس ۱۱۵ و هلال‌احمر بادرود بدون فوت وقت و با دو دستگاه آمبولانس به محل حادثه اعزام شدند، افزود: یکی از حادثه‌ دیدگان به نام علی باغبانی که بر اثر برق‌ گرفتگی از یکی از طبقه های ساختمان نیمه کاره به پایین پرت شده بود علائم حیاتی نداشت و با وجود تمام تلاش های پزشکان و عوامل درمانی در بیمارستان فاطمیه بادرود درگذشت.

وی اضافه کرد: عیسی حدادی ۴۶ ساله که مصدوم دیگر این حادثه است نیز دچار سوختگی از ناحیه دو دست شده و هم‌ اکنون در بیمارستان فاطمیه بادرود بستری و مداوا بر روی وی در حال انجام است.

رئیس مرکز فوریت های پزشکی شهرستان نطنز با بیان این که حال عمومی این مصدوم رضایت‌ بخش است، خاطر نشان کرد: علت حادثه توسط کارشناسان فنی و انتظامی در دست بررسی است.

بیست ودوم تیر ماه 1396

akhbarkargari2468@gmail.com

***

 

سرکوب وحشیانه تحصن کارگران بیکار!

 ماهنامه کارگری، ارگان کارگری چریکهای فدائی خلق ایران شماره 42، پانزدهم تیر ماه 1396

یورش وحشیانه نیرو های سرکوبگر جمهوری اسلامی به تحصن مسالمت آمیز کارگران بیکار و اخراجی شرکت پویا زرکان تکاب آذربایجان غربی (معدن طلای آغ دره) جلوه دیگری از وحشیگری رژیم ضدکارگری جمهوری اسلامی را با برجستگی تمام در مقابل چشم همگان به نمایش گذاشت.

 

روز پنجشنبه ٢٥ خرداد ماه 1396 ، نیرو های انتظامی و امنیتی به کارگرانی که حدود 20 روز بود جهت دستیابی به فرصتی شغلی در نزدیکی محوطه در ورودی این معدن مبادرت به تحصن و نصب چادر کرده بودند ،  وحشیانه حمله کرده و کارگران بیکار ، جویای کار و خانواده آن ها را مورد ضرب و شتم قرار دادند.  بر اساس  گزارشات منتشر شده ، شدت حمله به گونه ای بود که حداقل 13 نفر از متحصنین مجروح شدند و چند زن از خانواده کارگران معترض بر اثر ضربات پلیس بیهوش شدند. در جریان این سرکوب وحشیانه ، ده کارگر جویای کار نیز بازداشت گردیدند.  ضرب و شتم و سرکوب کارگران معترض و خانواده های بی گناه آنان که خواستی جز کار و نان و امنیت شغلی نداشتند ، یک بار دیگر نشان داد که دولت کارگر ستیز روحانی جنایتکار تا چه حد در عزم خود برای سرکوب طبقه کارگر مصمم و پیگیر است. این اقدام ننگین نیروهای سرکوبگر رژیم ، همچنین ماهیت رسوا و کثیف تمامی کاسه لیسان بورژوازی حاکم را افشاء کردکه هنوز صدای عربده های آنان برای دفاع از روحانی و دار و دسته اش در نمایشات انتخاباتی اخیر و دعوت از کارگران برای رای دادن به وی در گوش کارگران ستمدیده و مبارز باقی مانده است.

 

اما ماجرا چه بود و این کارگران و خانواده های محروم آن ها به کدامین گناه دچار خشم مزدوران نیروهای انتظامی شدند؟  کارگران متحصن که اکثرا از اهالی چهار روستای انگورد ، آق‌دره اولیا ، وسط و سفلی ، و شهر تکاب هستند ، از زبان یکی از معترضین در رابطه با دلائل اعتراض و سرکوب خود می گویند که: “این معدن در مراتع روستاهای ما واقع شده است ، اما بیشتر کارگران شاغل در این معدن غیر بومی هستند. فقط چند نفر از اهالی روستاهای ما در این معدن کار می کنند ، آن هم با قراردادهای فصلی”.  همین کارگر معترض جویای کار در ادامه صحبت هایش می گوید: “ما به نشانه اعتراض به بیکاری شدید، از بین رفتن مراتع مان و قراردادهای فصلی ، دست به تحصن زدیم. اعتراض ما مسالمت آمیز و خواسته هایمان برحق است. در روزهای گذشته ، چندین نفر از ما به ادارە اطلاعات سپاه فراخواندە شدە بودند و تهدید شده بودند که در صورت ادامه تحصن با اتهام اقدام علیه امنیت ملی مواجه خواهیم شد».

 

به رغم آن که نیروهای سرکوب دولت درست به دنبال تهدیدات اداره اطلاعات سپاه و عمل به وعده این ارگان سرکوب جهنمی ، وحشیانه به کارگران متحصن و مقاوم حمله بردند ، اما بلندگوهای رسوای «کارگری» جمهوری اسلامی با دروغ پراکنی آشکار مدعی شدند که نیروهای انتظامی تنها به دلیل «حضور مستمر جویندگان کار» در محوطه معدن ، که موجب بروز «مشکل» برای «اهالی شاغل» گشته بود، مجبور به «مداخله» شدند.

 

در مورد هجوم و برخورد خشونت آمیز نیروهای انتظامي با کارگران بیکار که بیشتر از اهالی روستای آغ دره بودند یک شاهد عینی به آژانس خبرگزاری موکریان گفت: «آن ها برای پایان دادن به تحصن مسالمت آمیز ما ، متوسل به زور شدند. زنان می خواستند از این اقدام جلوگیری کنند ولی آن ها هر کسی را که اعتراض می کرد ، کتک می زدند».

 

یکی دیگر از این کارگران در توضیح وضع وخامت بار کارگران و ظلم و اجحاف صاحبان معدن و ارگان های دولتی به خبرنگارانی که جهت تهیه گزارش به محل درگیری رفته اند می گوید: ساكنان منطقه در فقر شدید بسر می برند اما مسئولین معدن طلای آغ دره، كارگران بومی را اخراج و كارگرهایی را از دیگر مناطق برای كار به این معدن آورده اند.

 

گفته های کارگران معترض و فیلم هائی که از صحنه سرکوب متحصنین در فضا های اینترنتی منتشر شده است ، آشکارا نشان می دهند که خواست داشتن شغل در معدنی که با نابودی مراتع زحمتکشان منطقه به راه افتاده یک خواست طبیعی کارگران متحصن و خانواده های شان می باشد که وحشیانه و با زبان سرکوب و زور آشکار از طرف حکومت پاسخ گرفته است.

 

همچنین توجه به سابقه مبارزات کارگران این معدن که خواست دریافت حقوق های معوقه شان در چند سال پیش منجر به بازداشت 17 کارگر و  شلاق خوردن تعدادی از آن ها شد ، کاملا روشن می سازد که مسئولین معدن طلای آغ دره با استفاده از تجارب ضد انقلابی شان ، در تلاش اند تا جائی که می توانند کارگران محلی را برای کار در معدن استخدام نکنند.  چرا که می دانند کارگران محلی به دلیل روابط خانوادگی و محلی فیمابین شان در قیاس با کارگران غیر بومی راحت تر می توانند برای تحقق خواست های برحق شان دست به تجمع زده و به خاطر روابط محلی و خانوادگی ، تجمع شان هم سریعا مورد حمایت اهالی قرار می گیرد.  در نتیجه کارگران محلی می توانند فشار های بیشتری به سرمایه داران و معدن داران سودجو بیاورند. همین امر یعنی چشم پوشی از استخدام کارگر محلی در شرایط فقر و بیکاری شدید باعث اعتراض کارگران اخراجی و بیکار شده و  منجر به اعتراضات برحق آنان به صورت تحصن گشت.

 

یکی از نکاتی که در جریان مبارزات کارگران اخراجی معدن طلای آغ دره و کارگران بیکار جویای کار بار دیگر با برجستگی در مقابل کارگران قرار گرفت ، برخورد جانبدارانه اداره کار از کارفرمای معدن مزبور بود. به دنبال یورش نیرو های امنیتی و انتظامی به کارگران معترض ، مدیر کل اداره تعاون کار ورفاه اجتماعی آذربایجان غربی ، در دفاع تمام قد از مسئولین معدن طلا و نیرو های سرکوبگر جمهوری اسلامی طی انتشار اطلاعیه ای به اشاعه دروغ متوسل شده و مدعی شد که حادثه اتفاق افتاده «نزاع دسته جمعی اهالی و کارگران معدن» بوده و مسئولین ضمن «بی‌طرفی تلاش در رفع مخاصمه و رفع مشکل را صرفا ایفا و با هیچ یک از طرفین برخورد تندی نداشتند.» چنین دروغی در شرایطی که فیلم حمله نیروی انتظامی به کارگران به طور وسیع پخش شده و چندین زن از خانواده رنج دیده کارگران در اثر ضربات پلیس بیهوش شده اند ، معنای بی طرفی اداره کار که مقامات حکومت ، وسیعا آن را در میان کارگران تبلیغ می کنند را بهتر در مقابل چشم کارگران قرار می دهد. به خصوص که این اداره در همین اطلاعیه تاکید می کند که معدن مزبور «ظرفیت به کارگیری تعداد افراد مدنظر اهالی را ندارد».   در حالی که خواست کارگران متحصن استخدام کارگران بومی و از هر خانواده حداقل یک نفر بوده است.

 

اطلاعیه سرا پا کذب مدیر کل اداره تعاون کار و رفاه اجتماعی آذربایجان غربی به روشنی تمام یک بار دیگر نشان داد که چگونه در دیکتاتوری حاکم ، دولت موجود در هر شکل و رنگی از «اصلاح طلب» و «محافظه کار» گرفته تا با «کلید» و بی کلید ، حافظ و مدافع بی چون و چرای منافع سرمابه داران می باشد. اکنون هم در شرایط زمامداری روحانی جنایتکار این قهرمان اعدام ، دولت وی دلیل هجوم نیروی انتظامی به کارگران را «نزاع دسته جمعی اهالی و کارگران معدن» و تلاش برای میانجیگری بین آن ها جا می زند تا دفاع تمام قد خود از منافع و خواست های سرمایه داران و کارفرمایان زالو صفت را لاپوشانی نماید. چنین برخوردی البته در «مملکت امام زمان» امر تازه و عجیبی نیست. در شرایطی که ولی فقیه جنایتکار با وقاحت و بیشرمی تمام ، جلادان کشتار های دهه 60 را قربانی توصیف می کند ، چرا نباید فلان پادوی اداره کار هم حمله نیرو های سرکوب به کارگران را مداخله برای پایان دادن به «نزاع دسته جمعی اهالی و کارگران معدن» جلوه دهد!

 

اما به رغم همه فریبکاری ها و دروغ پردازی های دست اندرکاران دولت روحانی ، تداوم مبارزات کارگران معدن آغ دره و انعکاس وحشیگری نیروی سرکوب جهت پراکنده کردن آن ها در رسانه های گوناگون ، سردمداران جمهوری اسلامی را واداشت تا جهت رفع و رجوع رسوائی ای که به بار آورده اند ، نمایندگان مجلس خود را جلو بیندازند تا با تصویب طرح «تحقیق و تفحص از نحوه برخورد با کارگران معدن روستای آق دره تکاب» بکوشند همچون همیشه موضوع سرکوب کارگران را ماستمالی کرده و آن را حداکثر ناشی از خودسری ماموران محلی و نه سیاست کل نظام سرکوبگرانه حاکم جا بزنند.  اما چنین ترفندهایی قادر به پوشاندن ماهیت کارگر ستیز و ضدخلقی جمهوری اسلامی و نیروهای سرکوب آن نخواهند بود. تداوم بی وقفه مبارزات دلاورانه کارگران در سراسر کشور علیه نظام استثمار گرانه حاکم که هر روز با شدت و حدت تمام جریان دارد ، نمایانگر هر چه شدیدتر شدن تضاد بین کارگران و سرمایه داران بوده و همچنین گویای آن است که کارگران ، چهره سیاه دشمنان طبقاتی خود و رژیم ضد خلقی حامی آن ها را به خوبی می شناسند.

 

مبارزات تاکنونی کارگران در سراسر کشور و از جمله مبارزات کارگران معدن آغ دره به روشنی آشکار کرده است که تنها اتحاد و پیگیری کارگران در جهت دستیابی به مطالبات بر حق شان می باشد که به آن ها امکان می دهد در توازن قوای نابرابر کنونی به خواست های خود دست یابند.  تجربه نشان داده که دولت در ایران ابزار سلطه سرمایه داران زالوصفت  می باشد و همان طور که چاقو دسته خودش را نمی برد ، دولت جمهوری اسلامی هم صرف نظر از این که چه کسی بر سر آن قرار گیرد ، هرگز به ضرر کارفرمایان و به نفع کارگران گام بر نخواهد داشت.  به همین دلیل کارگران رنجدیده ما جهت رهائی خود از این وضع  ظالمانه چاره ای جز این ندارند که لبه تیز مبارزات خود را در جهت نابودی رژیم جمهوری اسلامی به مثابه حافظ و مدافع منافع سرمایه داران (خارجی و داخلی) سمت دهند.   این رژیم اساسا با دار و شکنجه و زندان ، و اعمال یک دیکتاتوری مبتنی بر سرنیزه ، نظم ظالمانه حاکم را حفاظت می کند و برای نابودی آن راهی جز توسل به مبارزه مسلحانه وجود ندارد.

 

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: