اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

تأکيد دگرباره بر اهميت لنينيسم!: ردگلوب، و فاتحه برای ونزوئلا: عصر ما/تارنگاشت عدالت

حزب کمونیست ونزوئلا روز چهارشنبه در آغاز پانزدهمين کنگرۀ خود، یک سمینار بین‌المللی درباره اهمیت تئوری‌های ولادیمیر ایلیچ لنین در کاراکاس برگزار کرد. در مرکز پایتخت ونزوئلا، نمایندگان فراوانی از احزاب کمونیست از سراسر جهان از جمله کلمبیا، بریتانیا، آلمان، مکزیک، پاناما، پرتغال، نروژ، بلژیک و اسپانیا حضور داشتند. اسکار فیگوئرا، دبیرکل حزب کمونیست ونزوئلا در سخنرانی اصلی خود خاطرنشان کرد که سهم لنین در زمینه دانش انقلابی امروز هم از اهميت مرکزی برخوردار است: «ما کمونیست‌های ونزوئلايی امروز بر خصلت لنینی سازمان خود تأکید می‌کنیم. حزب انقلابی باید موضع طبقاتی روشنی داشته باشد و ایدئولوژی ويژۀ خود و برنامه طبقه کارگر را با یک جهت‌گیری انترناسيوناليستی نمايندگی کند، با يک رهبری جمعی و با استقلال کامل در مقابل بورژوازی و ابزار آن، يعنی دولت بورژوایی.»

تأکيد دگرباره بر اهميت لنينيسم!

تارنگاشت عدالت
 
منبع: ردگلوب

حزب کمونیست ونزوئلا بار ديگر بر اهميت لنينيسم تأکید می‌ورزد

حزب کمونیست ونزوئلا (PCV) روز چهارشنبه در آغاز پانزدهمين کنگرۀ خود، یک سمینار بین‌المللی درباره اهمیت تئوری‌های ولادیمیر ایلیچ لنین در کاراکاس برگزار کرد. در هتل «Anauco Suites»، در مرکز پایتخت ونزوئلا، نمایندگان فراوانی از احزاب کمونیست از سراسر جهان از جمله کلمبیا، بریتانیا، آلمان، مکزیک، پاناما، پرتغال، نروژ، بلژیک و اسپانیا حضور داشتند.کارلوس اوخدا فالکون، مدیر مؤسسه مطالعات بوليوار مارکس در سخنرانی افتتاحيه بیان داشت، که اين سمينار به مثابۀ «مقدمه»ای بر کنگره کمونیست‌های ونزوئلايی محسوب می‌شود. موضوع بر سر آوردن لنین، «بزرگ‌تیتان انقلاب روسیه»، به چارچوب مبارزات خلق‌ها در امروز است که با تشدید بحران سرمایه‌داری و پی‌آمدهای تشدید مبارزات طبقاتی روبه‌رو هستند.

اسکار فیگوئرا، دبیرکل حزب کمونیست ونزوئلا در سخنرانی اصلی خود خاطرنشان کرد که سهم لنین در زمینه دانش انقلابی امروز هم از اهميت مرکزی برخوردار است: «ما کمونیست‌های ونزوئلايی امروز بر خصلت لنینی سازمان خود تأکید می‌کنیم. حزب انقلابی باید موضع طبقاتی روشنی داشته باشد و ایدئولوژی ويژۀ خود و برنامه طبقه کارگر را با یک جهت‌گیری انترناسيوناليستی نمايندگی کند، با يک رهبری جمعی و با استقلال کامل در مقابل بورژوازی و ابزار آن، يعنی دولت بورژوایی.»

ری سونگ گیل، سفیر جمهوری دمکراتیک خلق کره در کاراکاس، سنت‌های مبارزه‌جویانه خلق کره را در برابر امپریالیسم برجسته کرد. وی با توجه به تحریکات نظامی ایالات متحده آمریکا و کره جنوبی، تأکید کرد: «مردم کره شمالی آماده اند به شدت با تجاوزگران امپریالیستی مقابله کنند.»

کارلوس ویمر، عضو هيأت سیاسی حزب کمونیست ونزوئلا و دبير روابط بين‌المللی حزب، خاطرنشان کرد که با انقلاب اکتبر در سال ۱۹۱۷ «کارگران، دهقانان و سربازان برای نخسنين بار قدرت سیاسی را به دست گرفتند.»

کنگرۀ پانزدهم روز پنج‌شنبه، ۲۲ ژوئن، در کاراکاس آغاز به کار کرد، که پايان آن برای روز یک‌شنبه پيش‌بينی شده است. در اين کنگره ۴۰۰ نفر نماینده از سراسر ونزوئلا و مهمانان متعدد بین‌المللی نیز شرکت خواهند کرد. حزب کمونیست ونزوئلا از عموم مردم برای شرکت در مراسم عمومی افتتاحيه کنگره که در ساعت ۳ بعدازظهر به وقت محلی (۹ شب به وقت اروپای مرکزی) در تئاتر Cantaclaro در کاراکاس برگزار می‌شود، دعوت کرد.

http://www.edalat.org/sys/content/view/11507/38/

***

فریاد درخواست آنان برای دخالت نظامی ایالات متحده آمریکا در ونزوئلا انسان را به یاد خواست‌های مشابه علیه یوگسلاوی، افغانستان، عراق و لیبی قبل از این که این کشورها در سال ۱۹۹۹، ۲۰۰۱، ۲۰۰۳ و ۲۰۱۱ مورد حمله قرار گیرند، می‌اندازد. هرکس که مأموریت‌های جنگی آن زمان را دنبال کرده باشد تأيید خواهد کرد که در آنجا نیز گزارشات هدفمندانه جعلی و باطل رسانه‌های سامانه نقش مهمی ایفاء کردند و این نتیجه فاجعه‌بار را سبب شدند….حتا اگر اپوزیسیون ونزوئلا، مثل تمر و ماکری قدرت دولتی را در اختیار گیرد، باز معضلات کشور از بین نخواهد رفت، زیرا سیستم سرمایه‌داری مورد علاقه‌ آنان که تنها کسب سود نیروی محرکه آنست بنا بر جوهره خود بی‌ثبات و ویرانگر است. از آنجا که کارگران در سطح جهان در اثر سیاست اقتصاد ریاضتی دستمزد کم‌تری دریافت می‌کنند، قادر نیستند کلیه محصولاتی را که خود تولید می‌کنند، بخرند. شرکت‌ها با معضل بازار فروش روبه‌رو هستند، زیرا به قدر کافی پول در دسترس مردم نیست تا کالاهای آنان را بخرند و در نتیجه از حجم سود سرمایه‌داران کاسته خواهد شد. همه این مسايل در سطح جهان رخ می‌دهد و راه را برای بحران مالی جهانی باز می‌کند و از این طریق سرمایه‌داری به به حرکت قهقرايی خود ادامه می‌دهد و در طول زمان اعتبار خود را به عنوان یک سیستم کارا از دست می‌دهد. درست مانند سرمایه‌داری، نیروهای اپوزیسیون نیز در ونزوئلا واقعاً چیزی برای ارايه در دست ندارند و در اصل هر دو به پایان خط رسیده اند.

 

 فاتحه برای ونزوئلا

تارنگاشت عدالت

منبع: عصر ما
 ۲۳ ژوئن ۲۰۱۷

رسانه‌های سامانه می‌خواهند به ما تلقین کنند که در پس اعتراضات علیه دولت در ونزوئلا، که اکنون به قیمت جان بیش از ۵۰ نفر از شهروندان تمام شده (طبق برآورد venezuelaanalysis.com ۸۲ نفر که از بدو تظاهرات قربانی خشونت سیاسی شده اند) این داستان نهفته است:
نخست داستان داوود و جالوت تعریف می‌شود، داستانی که مدام توسط فرستنده‌های تلویزیونی تکرار می‌شود: در یک طرف دمکرات‌های بی‌آزار و صلح‌دوست که خواستار آزادی‌های دمکراتیک هستند و در طرف دیگر دولت خودکامه، پرقدرت و خشن که در نظر ندارد این آزادی‌ها را به مردم ارزانی دارد.

این داستان زیبا که مدام توسط رسانه‌های سامانه ‌(Mainstream) تکرار می‌شود باید پشتیبانی بیش‌تری برای «تغییر رژیم» فراهم سازد. کانال‌های تلویزیونی و مطبوعات مثل CBS، CNN ،NBC، ABC ، Foxnews و یا نیویورک‌تایمز به خبرگان جهانی غنی تعلق دارند که در عین‌حال صاحب مجتمع صنایع نظامی نیز هستند و سودشان منوط به وجود جنگ‌های بی‌پایان است.

فریاد درخواست آنان برای دخالت نظامی ایالات متحده آمریکا در ونزوئلا انسان را به یاد خواست‌های مشابه علیه یوگسلاوی، افغانستان، عراق و لیبی قبل از این که این کشورها در سال ۱۹۹۹، ۲۰۰۱، ۲۰۰۳ و ۲۰۱۱ مورد حمله قرار گیرند، می‌اندازد. هرکس که مأموریت‌های جنگی آن زمان را دنبال کرده باشد تأيید خواهد کرد که در آنجا نیز گزارشات هدفمندانه جعلی و باطل رسانه‌های سامانه نقش مهمی ایفاء کردند و این نتیجه فاجعه‌بار را سبب شدند.

شکل و شیوه‌ای که رسانه‌های سامانه تظاهرات در ونزوئلا را تحلیل می‌کنند مشکل بزرگ این رسانه‌هاست. اگر انسان مقالات و یا تصاویر متحرک آنان را که توسط رسانه‌های معتبر منتشر می‌شود دقیقاً بررسی کند، متوجه یک گرایش و خط قرمز دايمی می‌گردد و آن انعکاس ناآرامی‌های جاری کشور بدون هرنوع رابطه تاریخی است.

این رسانه‌ها نه تنها آگاهانه حملات مداوم اقتصادی و سیاسی را که علیه انقلاب بولیواری از سال ۱۹۹۹ تاکنون صورت گرفته به دست اغماض می‌سپارند که تاکنون مانع از این شده که دولت بتواند صلح و ثبات را در کشور تأمین کند، بلکه آن‌ها همین‌طور اگاهانه از هرنوع اشاره‌ای به وضعیت کشور قبل از این که هوگو چاوز در سال ۱۹۹۹ ریاست جمهوری را عهده‌دار شود و کمر همت برای بهبود شرایط زندگی اکثریت بزرگ مردم زحمتکش ببندد، خودداری می‌کنند.

در اوايل دهه ۲۰۰۰ صاحبان سوپرمارکت‌های زنجیره‌ای که با نیروهای اپوزیسیون کشور همکاری داشتند، دست به احتکار مواد غذايی زدند تا بعد آن را با قیمت گران‌تر به فروش رسانند و سود کلانی حاصل کنند. واردکنندگان مواد غذايی، که همین‌طور به صفوف جناح راست و خبرگان غنی تعلق داشتند، آمار واردات را دستکاری کردند تا بتوانند قیمت کالاهای مربوطه را افزایش دهند.

ريیس بانک مرکزی ونزوئلا «ادمه بتانکور» در سال ۲۰۱۳ گزارش داد که کشور در سال قبل از آن به خاطر احتکار و دستکاری قیمت‌ها  بین ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار از دست داده است. اقدامات خرابکارانه  از طرف نیروهای دست راستی علیه اقتصاد سوسیالیستی ونزوئلا که از سال ۱۹۹۹ در سطوح مختلف صورت می‌گرفت، این هدف را دنبال می‌کرد تا به اعتراضات سیاسی دامن بزند. این سیاست راهبردی بی‌ثبات کردن که کارشناس علوم سیاسی آمریکايی «جین شارپ» تعریف کرد از مدت‌ها پیش علیه دولت‌هايی به کار گرفته می‌شود که مخالف سلطه وال‌استریت هستند.

رسانه‌های سامانه اکیداً از بیان این‌که قبل از انقلاب بولیواری در سال ۱۹۹۹ نرخ تورم و همین‌طور نرخ بیکاری و فقر در کشور به مراتب بالاتر از امروز بود، خودداری می‌کنند، زیرا آن‌ها به جای درک پدیده‌هايی مانند ناآرامی‌ها در ونزوئلا به عنوان وقایع مربوط به هم که مدام روندهای متغیری را تشکیل می‌دهد، آن‌ها را مانند لحظاتی ایستا و بی‌رابطه مطرح می‌سازند. این شیوه تحلیل، حال «مربوط» را از گذشته «غیرمربوط» جدا می‌سازد و از این طریق رابطه کلی پدیده‌ها را در سایه قرار می‌دهد.

مارکسیست‌ها منکر افزایش رشد نرخ تورم در ونزوئلا و این که کمبود کالا شدت می‌یابد نیستند ولی نمی‌خواهند این واقعیت را بدون پيوندهای مربوط به آن مطرح کنند و تنها به ظاهر قناعت نموده و از این طریق واقعیت را وارونه جلوه دهند. مارکسیسم کوشش می‌کند تحلیل خود را فراسوی فاکت‌های موجود توسعه داده علل اقتصادی مثلاً تورم را مورد بررسی قرار دهد و از این طریق راه‌حل‌هايی برای چیره شدن بر آن ارايه نماید.

يک مشکل دیگر در گزارش‌دهی رسانه‌های سامانه معرفی وارونۀ تظاهرکنندگان و دولت است. همان‌طور که قبلاً گفته شد فرستنده‌های خبری تظاهرکنندگان را دمکرات‌های بی‌آزار و صلح‌دوست و برعکس کاربران دولتی را خودکامگان پرقدرت و خشن معرفی می‌کنند. مثلاً وقتی در مورد تظاهرات گزارش داده می‌شود، اغلب تصاویر تظاهرکنندگان نشان داده می‌شود که شعارهای به ظاهر مترقی مثل «مرگ بر دیکتاتور» و یا «عدالت برای زندانیان سیاسی» با خود حمل می‌کنند. تصاویر تظاهرکنندگانی که گل بین افراد پلیس تقسیم می‌کنند و با چشمانی گریان، با عجز و لابه خواستار «به خشونت پایان دهید» هستند نیز با رغبت منتشر می‌گردد.

از طرف دیگر پلیس و گارد ملی بولیواری نیز نشان داده می‌شود که چگونه با ماشین آب‌پاش و یا مجهز به سپر تظاهرکنندگان را متفرق می‌سازند. این رسانه‌ها به ندرت تظاهرات نیروهای چپ موافق دولت را که تقریباً همه روزه با صلح و صفا برای انقلاب بولیواری به خیابان‌ها می‌آیند، منعکس می‌نمایند.

این انعکاس سطحی رسانه‌ها به مردم القا می‌کند که تظاهرکنندگان دست راستی انقلابی و دولت چپ ونزوئلا ارتجاعی است. مطابق با آن، بینندگان تلویزیون گروه اول را نیرويی شبیه Occupy Wall Street و یا Black Lives Matter و گروه دوم را دولتی شبیه به رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی تعبیر می‌کند.

از دیدگاه مارکسیستی این قیاس، وارونه‌نمايی منحطِ مناسبات واقعی است.

در جوامع سرمایه‌داری مثلاً ایالات متحده آمریکا که در آن توانمندان طبقه حاکم را تشکیل می‌دهند، خبرگان غنی برای حکومت بر مستضعفین از دولت استفاده می‌کنند. این امر را می‌توان آنجا شاهد بود که چگونه شرکت‌ها از پلیس استفاده می‌کنند تا کارگران را سرکوب نمایند و مانع اعتراض گروه‌های اجتماعی محروم برای شرایط بهتر زندگی کردند.

در جوامعی چون ونزوئلا که به سوی سوسیالیسم حرکت می‌کنند و دولت اقشار مستضعف جامعه را نمایندگی می‌کند، کارگران و اقشار سرکوب شده هر چند هنوز بر خبرگان غنی چیره نشده و به مبارزه مشغولند ولی دارای قدرت کنترل بیش‌تری بر آن هستند. مثلاً در ماه مارس سال جاری ريیس‌جمهور نیکولاس مادورو دستور ضبط نانوايی‌هايی را که به خبرگان دست راستی تعلق داشت و آن‌ها دانسته آرد احتکار کرده بودند، صادر کرد و بعد این نانوايی‌ها را زیر کنترل تعاونی‌های کارگری قرار داد.

مارکسیسم همین‌طور مخالف این ادعای جاری بسیاری از آنارشیست‌هاست که کلیه دولت‌ها نهادهايی با خصلت بورژوايی هستند. برعکس، خصلت هر دولتی از طبقه‌ای نشات می‌گیرد که بر آن حاکم است. درست بر پایه این برداشت مارکسیست‌ها می‌گویند که هر اعتراضی علیه دولت نباید انقلابی باشد ولی متأسفانه بسیاری از لیبرال‌ها و آنارشیست‌ها نمی‌توانند این واقعیت را درک کنند.

رهبران اپوزیسیون راست در ونزوئلا مدعی هستند که مدل سوسیالیستی انقلاب بولیواری مسؤول و مسبب کلیه مشکلات کشور است. آن‌ها کاملاً نسنجیده تئوری‌های اقتصادی را که اندیشکده‌‌های وال‌استریت به آن‌ها حقنه کرده اند و ادعا می‌کنند که سرمایه‌داری بازار آزاد کلیه مشکلات ونزوئلا را حل خواهد کرد، نشخوار می‌کنند. آن‌ها می‌گویند: «سوسیالیسم بوروکراسی به همراه دارد.» و پیشنهاد می‌کنند که سرمایه خصوصی بخش‌های‌ خدمات بهداشتی و درمانی، بخش‌های تعلیم و تربیت، توزیع مواد غذايی و خدمات مسکونی را عهده‌دار شود. رهبر اپوزیسیون «لئوپولدو لوپز» که دارای روابط سؤال‌برانگیزی با غول فراملیتی نفتی اکسون موبایل است حتا پیشنهاد کرد که بهتر است شرکت ملی نفت ونزوئلا PVSA را که یکی از منابع عمده ثروت کشور است، به دست بخش خصوصی سپرد.

رهبران اپوزیسیون هم‌چنین پیشنهاد کردند نهادهای مهم دولتی مانند وزارت امور شهروندان بومی، امور زنان و جنسیت منحل شوند تا به قول آنان «اقتصاد تثبیت گردد.»

جای تردید نیست که ونزوئلا با معضلات جدی اقتصادی روبه‌روست ولی این درست نیست که اپوزیسیون علل این معضلات را سوسیالیسم اعلام می‌کند. آن‌ها مطرح نمی‌کنند که کلیه کوشش‌ها برای برقراری مدیریت باثبات اقتصادی از سال ۱۹۹۹ تاکنون به طور سیستماتیک تخطئه شده است. نیروهای اپوزیسیون مدام از «کمبودهای سوسیالیسم» سخن می‌گویند ولی همان‌طور نیز مدام آن را مورد حمله قرار می‌دهند تا مانع موفقیت آن شوند.

درست مثل این است که ما معماری را که ساختمان منزل را به سرعت به پایان نرسانده مورد انتقاد قرار دهیم و در عین‌حال در نظر نگیریم که زمین ساختمانی از ابتدا مدام دستخوش چپاولگری و ویرانی بوده است. انقلاب بولیواری به پیشرفت‌های اجتماعی عظیمی نايل گردیده است، با این که خرابکاری‌های اقتصادی نیروهای راست در طی تاریخ ۱۸ ساله حیات آن حتا یک روز تعطیل نشده است.

اپوزیسیون، رسانه‌های سامانه و وال‌استریت در این ادعا با یکدیگر اتفاق نظر دارند که اگر ونزوئلا به دامن سرمایه‌داری بازگردد، وضعیت کشور بهتر خواهد شد.

برای این که بدانیم، اگر اپوزیسیون بتواند دولت بولیواری را سرنگون سازد و سرمایه‌داری را مجدداً احیاء کند، در آن صورت وضعیت ونزوئلا چگونه خواهد بود، کافیست به فاجعه‌های نئولیبرالی در برزیل و آرژانتین نظر بیافکنیم.
از زمانی که «مائوریسیو ماکری» ریاست جمهوری آرژانتین را عهده‌دار شده کلیه پیشرفت‌هايی را که در دوران ریاست جمهوری همکار پیشین او خانم «کریستینا فرناندز» حاصل شده بود، باطل کرد. «ماکری» دست راستی که یک دشمن علنی دولت ونزوئلاست در بخش‌های فراوانی از اقتصاد آرژانتین سیاست صرفه‌جويی و اقتصاد ریاضتی را به اجرا گذاشت. قیمت گاز و برق افزایش یافت، اشتغال‌زدايی آغاز شد، نهادهای دولتی تقلیل پیدا کرد در حالی‌که شرکت‌های خصوصی که دارای روابط حسنه با دولت هستند از امتیاز کاهش مالیاتی برخوردار شدند. این سیاست آرژانتین را با فقر، بی‌ثباتی و ناآرامی بیش‌تری روبه‌رو کرده است.

همین امر در مورد برزیل نیز صادق است. از زمانی که ريیس‌جمهور وقت «میشل تمر» در سال ۲۰۱۶ قدرت را به دست گرفت کلیه پیشرفت‌هايی را  که در دوران ريیس‌جمهور مترقی این کشور خانم «دیلما روسف» حاصل شده بود، کان لم‌یکن اعلام کرد. در نتیجه میلیون‌ها نفر شهروند برزیلی گرفتار فقر شدند، خشونت پلیس علیه شهروندان آفروبرزیلی و بومی شدت پیدا کرده، حقوق کارگران کشاورزی دیگر مورد توجه قرار نمی‌گیرد و برعکس وضعیتی مجدداً برقرار شده که طبق کتاب قانون جزايی کشور، در سطح برده‌داری طبقه‌بندی می‌شود.

«تمر» هم یک مخالف پرشور انقلاب بولیواری است. او هم با رشد نیروهای اپوزیسیون در کشور خود که زیر سیاست‌های نئولیبرالی و اقتصاد ریاضتی او رنج می‌برند، روبه‌روست.

حتا اگر اپوزیسیون ونزوئلا، مثل تمر و ماکری قدرت دولتی را در اختیار گیرد، باز معضلات کشور از بین نخواهد رفت، زیرا سیستم سرمایه‌داری مورد علاقه‌ آنان که تنها کسب سود نیروی محرکه آنست بنا بر جوهره خود بی‌ثبات و ویرانگر است.

از آنجا که کارگران در سطح جهان در اثر سیاست اقتصاد ریاضتی دستمزد کم‌تری دریافت می‌کنند، قادر نیستند کلیه محصولاتی را که خود تولید می‌کنند، بخرند. شرکت‌ها با معضل بازار فروش روبه‌رو هستند، زیرا به قدر کافی پول در دسترس مردم نیست تا کالاهای آنان را بخرند و در نتیجه از حجم سود سرمایه‌داران کاسته خواهد شد. همه این مسايل در سطح جهان رخ می‌دهد و راه را برای بحران مالی جهانی باز می‌کند و از این طریق سرمایه‌داری به به حرکت قهقرايی خود ادامه می‌دهد و در طول زمان اعتبار خود را به عنوان یک سیستم کارا از دست می‌دهد.

درست مانند سرمایه‌داری، نیروهای اپوزیسیون نیز در ونزوئلا واقعاً چیزی برای ارايه در دست ندارند و در اصل هر دو به پایان خط رسیده اند.

http://www.edalat.org/sys/content/view/11519/38/

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 29 ژوئن 2017 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: