اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

نولیبرالیسم و اتحادیه‌های کارگری (بخش نخست و دوم ): همالاتا، دمکراسی مردم/تارنگاشت عدالت

حرکت اصلی نولیبرالیسم در جهت پاسداری از منافع سرمایه‌داران بوده است. روند تغییر ساختاری ممکن است در کشورهای گوناگون متفاوت باشد، اما چهارچوب سیاست نولیبرالی عموماً شامل خصوصی‌سازی، آزاد‌سازی و انعطاف‌پذیر ساختن نیروی کار، کاهش شدید هزینه‌های رفاهی توسط دولت و غیره در جهت کاهش دستمزدها و دیگر مزایای کارگران می‌شود. حقوق کارگران از جمله حق آن‌ها برای سازماندهی و مذاکره دسته‌جمعی، شرایط زندگی مردم عادی و حقوق دمکراتیک آن‌ها زیر حملات شدید قرار گرفته است. به این دلیل که طبقه کارگر عموماً در صف مقدم مبارزه علیه این حملات قرار دارد، تضعیف نیروی سازمان‌یافته طبقه کارگر، تضعیف سندیکاهای آن‌ها، و تضعیف مقاومت طبقه کارگر در مقابل تهاجم کارفرمایان یکی از اهداف اصلی نولیبرالیسم بوده است. براساس ایدئولوژی نولیبرالی، اقتصاد بازار بدون مداخله دولت با کارآمدترین شیوه عمل می‌کند. اما در عمل، چیزی که صورت می‌گیرد عدم مداخله دولت نیست، بلکه مداخله آشکار دولت به نفع کارفرمایان، برای امکان‌پذیر ساختن انتقال ثروت و منابع از مردم به طبقه سرمایه‌دار است.

نولیبرالیسم و اتحادیه‌های کارگری (بخش نخست)

 

تارنگاشت عدالت


منبع: دمکراسی مردم


نویسنده: همالاتا

۲۸ مه ۲۰۱۷

نولیبرالیسم، تازه‌ترین مرحله سرمایه‌داری یک پاسخ نظام سرمایه‌داری به بحرات دهه ۱۹۷۰ بود. نولیبرالیسم از دهه ۱۹۸۰، زمانی‌که ایالات متحده آمریکا و بریتانیا اجرای برنامه تغییر ساختاری اقتصاد را آغاز کردند، ظهور کرد. بعداً، نولیبرالیسم از طريق مؤسسات مالی بین‌المللی مانند صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی به کل جهان تحمیل شد. تا دهه ۱۹۹۰، اکثر کشورها در سراسر جهان سیاست‌های نولیبرالی را در برنامه‌های خود گنجاندند. با فروپاشی اتحاد شوروی و عقب‌گرد سوسیالیسم در کشورهای اروپای شرقی، موازنه قدرت به سود امپریالیسم تغییر کرد. بسیاری از دولت‌ها از جمله دولت‌های تحت رهبری احزاب سوسیال دمکرات نولیبرالیسم را که اکنون به ایدئولوژی مسلط در جهان مبدل شده، در پیش گرفتند.

حرکت اصلی نولیبرالیسم در جهت پاسداری از منافع سرمایه‌داران بوده است. روند تغییر ساختاری ممکن است در کشورهای گوناگون متفاوت باشد، اما چهارچوب سیاست نولیبرالی عموماً شامل خصوصی‌سازی، آزاد‌سازی و انعطاف‌پذیر ساختن نیروی کار، کاهش شدید هزینه‌های رفاهی توسط دولت و غیره در جهت کاهش دستمزدها و دیگر مزایای کارگران می‌شود. حقوق کارگران از جمله حق آن‌ها برای سازماندهی و مذاکره دسته‌جمعی، شرایط زندگی مردم عادی و حقوق دمکراتیک آن‌ها زیر حملات شدید قرار گرفته است. به این دلیل که طبقه کارگر عموماً در صف مقدم مبارزه علیه این حملات قرار دارد، تضعیف نیروی سازمان‌یافته طبقه کارگر، تضعیف  سندیکاهای آن‌ها، و تضعیف مقاومت طبقه کارگر در مقابل تهاجم کارفرمایان یکی از اهداف اصلی نولیبرالیسم بوده است.

مداخله دولت برای حمایت از منافع طبقه سرمایه‌دار
براساس ایدئولوژی نولیبرالی، اقتصاد بازار بدون مداخله دولت با کارآمدترین شیوه عمل می‌کند. اما در عمل، چیزی که صورت می‌گیرد عدم مداخله دولت نیست، بلکه مداخله آشکار دولت به نفع کارفرمایان، برای امکان‌پذیر ساختن انتقال ثروت و منابع از مردم به طبقه سرمایه‌دار است. این اکنون، ماهیت انباشت اولیه را به خود گرفته است.

در اینجا ما بحث خود را به تأثیر نولیبرالیسم بر کارگران و جنیش سندیکایی متشکل، به ویژه سندیکاهای متکی بر طبقه محدود می‌کنیم. در همه کشورهایی که نولیبرالیسم را پذیرفته اند، تلاش‌های جدی و عامدانه‌ای در جهت تضعیف جنبش سازمان‌یافته طبقه کارگر صورت می‌‌گیرد. برای ربودن حقوقی که کارگران به سختی به دست آورده‌ اند، قوانین کار به سود کارفرمایان اصلاح‌ می‌شود. دست کارفرمایان برای افزایش حملات خود علیه کارگران و شرایط کاری آن‌ها از راه‌های گوناگون باز گذاشته می‌شود.

در چیزی که «ترتیبات کار غیراستاندارد» یا اشتغال «موقت» یا «آسیب‌پذیر» نامیده می‌شود در سراسر جهان از جمله در کشورهای سرمایه‌داری پیشرفته افزایش شدیدی رخ داده است. در حالی‌که تعداد مشاغل دایم شدیداً کاهش یافته، تعداد کارگرانی که در اشکال غیرمنظم اشتغال مانند نیمه‌وقت، موقت، فصلی، زمان محدود، و قراردادهای صفر ساعت کار می‌کنند، و تعداد کارگرانی که از خانه کار می‌کنند و غیره، افزایش یافته است.

در هند، تعداد کارگران قراردادی که برای انواع مشاغل دایم و همیشگی استخدام می‌شوند چندین برابر افزایش یافته است. کارآموزان مجبور می‌شوند سال‌ها در ازای بخش کوچکی از دستمزد کارگران دایم، در بسیاری از کارخانه‌های خودروسازی و دیگر کارخانه‌های شرکت‌های چندملیتی بزرگ کار کنند. این گرایش نه فقط در بخش خصوصی، بلکه در بخش عمومی و بخش دولتی نیز به چشم می‌خورد. صدها هزار کارگر با شرایط کاری شبیه کارگران بخش غیرمتشکل در بخش عمومی و در وزارتخانه‌های گوناگون دولت کار می‌کنند. حدود ۱۰ میلیون کارگر، بيش‌تر زن، بدون آن‌که به عنوان کارگر به رسمیت شناخته شوند در طرح‌های گوناگون دولت هند کار می‌کنند.

گزارش سازمان بین‌المللی کار به نام «اشتغال جهانی و چشم‌انداز اجتماعی- گرایشات ۲۰۱۷» می‌گوید که یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون نفر یا بیش از ۴۲ درصد کل کارگران سراسر جهان در سال ۲۰۱۷ در این مشاغل «آسیب‌پذیر» یا «موقت» کار می‌کنند. براساس این گزارش، ۵۰ درصد از کارگران در اقتصادهای در حال‌ظهور و ۸۰ درصد کارگران در کشورهای در حال توسعه در این مشاغل کار می‌کنند. کاهش اشتغال دایم و به کار گرفتن کارگران در این مشاغل «آسیب‌پذیر» چیزی نیست مگر یک توطئه شنیع کارفرمایان برای پایین آوردن سهم دستمزد و افزایش بیش‌تر استثمار کارگران. دولت‌ها در بسیاری از کشورها سعی می‌کنند از طريق اصلاح قوانین کار این غارتگری کارفرمایان را قانونی نمایند.

«چشم‌انداز اقتصادی جهان ۲۰۱۷» صندوق بین‌المللی پول نشان می‌دهد که در فاصله ۱۹۹۱ و ۲۰۱۴ سهم نیروی کار در در ۲۹ اقتصاد از ۵۰ اقتصاد بزرگ جهان کاهش یافته است. این کشورها در سال ۲۰۱۴ دوسوم تولید ناخالص داخلی جهان را تشکیل می‌دادند. در ۷ کشور از ۱۰ کشور بزررگ صنعتی سهم دستمزد کارگران کاهش یافته است.  در کشورهای در حال توسعه طی دو سال آینده تعداد کارگرانی که روزانه کم‌تر از ۳ دلار و ۱۰ سنت درآمد دارند هر سال ۳ میلیون نفر افزایش خواهد یافت.

کاهش توان مذاکره دسته‌جمعی
این تغییرات تنها سهم دستمزدها را پایین نیاورده است. این‌ها هم‌چنین توان مذاکره دسته‌جمعی کارگران را کاهش داده‌اند. ماهیت موقتی کار، تضمین نبودن حتا درآمدهای پایین آن‌ها، و ماهیت پراکنده محل‌های کار سازماندهی این کارگران در سندیکاها را بسیار دشوار می‌سازد. در غیبت توان متحد کارگران، که سندیکاها نمایندگی می‌کنند، کارگران نیرویی برای مذاکره دسته‌جمعی با کارفرمایان ندارند. به جای آن، آن‌ها با یک دیگر تنها برای بقاء رقابت می‌کنند. این توازن قدرت را بیش‌تر به سود کارفرمایات تغییر می‌دهد.

جهانی‌سازی و آزاد‌سازی انتقال و جابه‌جایی آزادانه روند تولید را به کشورهای دارای کار ارزان و به جاهایی که قدرت سازمان‌یافته طبقه کارگر و سندیکاهای آن‌ها ضعیف است، آسان کرده است.

دولت‌ها برای ارايه خدمات کارگران با «دستمزدهای رقابتی» در کشورهای خود، با هم رقابت می‌کنند و به شرکت‌های بزرگ خارجی و داخلی «ساده کردن» قوانین کار را که دست آن‌ها را در استثمار کارگران باز می‌گذارد، اطمینان خاطر می‌دهند. آن‌ها با بهبود «شاخص آسانی انجام کسب و کار»* برای جلب «سرمایه‌گذاران» خم و راست می‌شوند.

از تهدید فرار سرمایه، انتقال تولید به کشورها و جاهای دیگر، که به از دست رفتن مشاغل در محل‌های کنونی می‌انجامد، برای اعمال فشار بر کارگران و سندیکاهای آن‌ها در جهت توافق با کاهش دستمزدها و مزایا برای حفظ مشاغل خود استفاده می‌شود. موارد بسیاری از تسلیم شدن سندیکاها به این فشار‌ها وجود دارد. در اروپا، سندیکاها با شرکت‌ها وارد توافق‌هایی می‌شوند که «همکاری رقابتی» نامیده می‌شود و براساس آن توافق می‌کنند که خواستار افزایش دستمزدها، توافق‌نامه‌های مزدی بلندمدت، و ترتیبات جدید کار نشوند. در ایالات متحده و کانادا، کارفرمایان بر سندیکاها برای امضای توافق‌نامه‌های انعطاف‌پذیر‌سازی و فراموش کردن حق اعتصاب در ازای حمایت شغلی، فراموش کردن حق به رسمیت شناخته شدن سندیکا و دیگر حقوق کارگری فشار وارد می‌کنند. «ریاضت مشترک» در سوئد، «مدیریت مشترک ریاضت» در آلمان و «ریاضت تنبیهی» در کانادا و ایالات متحده برخی از نمونه‌های این توافق‌ها به شمار می‌آیند. در هند نیز موارد بسیاری وجود دارد که سندیکاها مجبور شده اند یا افرایش مزایا و دستمزدهای خود را فراموش کنند یا مشاغل خود را از دست بدهند.

در ایالات متحده آمریکا، ۲۸ ایالت به اصطلاح قوانین «حق کار» را تصویب کرده اند. این نام گمراه‌کننده است. این‌ها قوانینی برای حمایت از حق کار نیستند. «حقوقی» که این قوانین تضمین می‌کنند «حق» کارگران برای نپیوستن به سندیکاها، حق نپرداختن حق عضویت به سندیکاها و غیره هستند. هدف آن‌ها جلوگیری از پیوستن کارگران به سندیکاها، نپرداختن حق عضویت به سندیکاها، ورشکست کردن مالی سندیکاها و نهایتاً پاک‌سازی محل‌های کار از سندیکاها است. از قانون «بازگشت به کار» در کانادا برای پایان دادن به اعتصاب‌ها در بخش‌هایی که دولت اساسی می‌داند، از طريق اعمال جریمه‌های سنگین بر سندیکاها و کارگران استفاده می‌شود.

در بریتانیا از «مشارکت» به مثابه ابزاری برای گسترش جنبش «سندیکایی نولیبرال» توسط حزب کارگر جدید استفاده شد. این بدین معنی بود که سندیکاها درگیری طبقاتی را محکوم نمایند و در افزایش تولید و سود برای کارفرمایان مشارکت نمایند. به این سندیکاها تحت عناوینی مانند آموزش، تعلیم در محل کار، «مدرنیزه کردن» و غیره پول داده می‌شد. این سندیکاها چیزی تولید کردند که «زندانیان و بازنشستگان» دولت نولیبرال نامیده می‌شود.

اصلاحات پیشنهادی دولت حزب بهاراتیا جاناتا، تلاش آن برای ادغام ۴۴ قانون کار مرکزی در چهار قانون کار تلاش‌ها مشابهی برای تضعیف جنبش سندیکایی و توان مذاکره دسته‌جمعی کارگران در کشور ماست.

(ادامه دارد)

http://peoplesdemocracy.in/2017/0528_pd/neoliberalism-and-trade-unions-i

———————————————
* نگاه کنید به «بررسی مقایسه‌ای شاخص فضای کسب و کار در ایران و جهان» از انتشارات بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران.

http://www.edalat.org/sys/content/view/11498/38/

***

یکی از حملات بسیار جدی و اصلی نولیبرالیسم علیه جنبش طبقه کارگر حملۀ ایدئولوژیک آن است. سرمایه مالی بین‌المللی با استفاده از منابع عظیمی که در اختیار دارد، با استفاده از بخش‌هایی از روشنفکران پادوی منافع نولیبرالیسم و با استفاده از دولت‌هایی که در چنگ خود دارد توانسته است ایدئولوژی خود را برای سلطه بر جهان اشاعه دهد. سندیکاهای سازشکار و رفرمیست بسیاری قربانی این تبلیغات شده و از سیاست‌های نولیبرالی حمایت کرده اند. نکته مهم این است که نولیبرالیسم با همه این اقدامات و حملات علیه طبقه کارگر و سندیکاها به نام بهبود سرمایه‌گذاری و رشد نتوانسته مانع بحران‌هایی شود که در ذات نظام سرمایه‌داری قرار دارد. وضعیت کنونی در کشور ساختن یک چپ نیرومند را ایجاب می‌نماید که بتواند یک گزینه معتبر را در مقابل سیاست‌های نولیبرالی پیش ببرد. در این صدمین سالگرد انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر، ما به بردن این پیام به میان مردم نیاز داریم: در مقابل نظام آبرو‌باخته سرمایه‌داری «سوسیالیسم گزینه است.»

نولیبرالیسم و اتحادیه‌های کارگری (بخش دوم)

تارنگاشت عدالت

 

منبع: دمکراسی مردم


نویسنده: همالاتا

۴ ژوئن ۲۰۱۷

 

یکی از حملات بسیار جدی و اصلی نولیبرالیسم علیه جنبش طبقه کارگر حملۀ ایدئولوژیک آن است. از طرف ایدئولوگ‌های نولیبرالیسم تبلیغات عظیمی در سراسر جهان به راه افتاده است، این تبلیغات می‌گویند افزایش اتکاء بر بازارها موجب رقابت و بهبود خدمات عمومی خواهد شد؛ آزاد‌سازی و عمل‌کرد آزاد بازارها، از طريق «نَشت به پایین» رونق به سود همه خواهد بود؛ انعطاف‌پذیری بازارهای کار موجب افزایش اشتغال و دستمزد خواهد شد؛ و این‌که سندیکاها غیردمکراتیک و زورگو بوده و به اصطلاح سندیکازدایی موجب افزایش آزادی کارگران خواهد شد و غیره.

سرمایه مالی بین‌المللی با استفاده از منابع عظیمی که در اختیار دارد، با استفاده از بخش‌هایی از روشنفکران پادوی منافع نولیبرالیسم و با استفاده از دولت‌هایی که در چنگ خود دارد توانسته است ایدئولوژی خود را برای سلطه بر جهان اشاعه دهد. سندیکاهای سازشکار و رفرمیست بسیاری قربانی این تبلیغات شده و از سیاست‌های نولیبرالی حمایت کرده اند. در اروپا و کشورهای پیشرفته سرمایه‌داری این سندیکاها مقررات‌زدایی و خصوصی‌سازی را که بر بستر بحران آن روز از نظر اقتصادی سودمند بود، پذیرفتند. بسیاری تصور می‌کردند که این غیرقابل اجتناب است. تئوری «گزینه‌ای وجود ندارد» وسیعاً پذیرفته شد. تجربه هند نیز متفاوت از این نیست. در مراحل اولیه، چندین سندیکا به استثنای سنديکاهای دارای سمت‌گیری طبقاتی مانند «مرکز سندیکایی هند» دچار این توهم شده بودند که نولیبرالیسم به سود مردم، منجمله کارگران، خواهد بود.

ادعاهای نادرست
نادرستی همه این ادعاهای ایدئولوگ‌های نولیبرال به اثبات رسید. ثابت شد که تئوری «نَشت به پایین» کاملاً نادرست است. چیزی که امروز به چشم می‌خورد تمرکز فزاینده ثروت است. علی‌رغم افزایش شدید بهره‌وری، علی‌رغم ایجاد ثروت عظیم توسط کارگران، این ثروت هر چه بیش‌تر توسط تعدادی اندک تصاحب می‌شود. نابرابری تا حد بی‌سابقه‌ای افزایش یافته است. براساس گزارش آکسفام به نام «اقتصادی برای ۹۹ درصد» که در ژانوبه ۲۰۱۷ منتشر شد، ۸ فرد به اندازه ۳ میلیارد و ۶۲ میلیون نفر که فقیرترین نیم بشریت را در جهان تشکیل می‌دهند، ثروت دارند. در فاصله ۱۹۸۸‌تا ۲۰۱۱، درآمد فقیر‌ترین دَهک برای هر نفر فقط ۶۵ دلار افزایش یافته، در حالی‌که درآمد ۱ درصد ثروتمند برای هر نفر ۱۱۸۰ دلار، یعنی ۱۸۲ برابر افزایش یافته است. در هند شکاف بین غنی و فقیر حتا عميق‌تر است. یک درصد ثروتمند هند اکنون ۵۸ درصد کل ثروت کشور را در اختیار دارد، که از ۵۰ درصد جهانی بیش‌تر است. ثروت فقط ۵۷ میلیاردر در هند (۲۱۶ میلیارد دلار) به اندازه ثروت ۷۰ درصد پایین جمعیت کشور است.

نوع رشد اقتصادی تحت نولیبرالسم عموماً به مثابه «رشد بدون اشتغال» یا «رشد اشتغال‌زدا» توصیف می‌شود. بیکاری به سطح نگران‌کننده‌ای رسیده است. بر اساس گزارش سازمان بین‌المللی کار که در بالا به آن اشاره شد «بیکاری درازمدت در آمریکای شمالی و اروپا به سطوح قابل مقایسه با دوره پیش از بحران افزایش یافته است. در اروپا، در سه ماهۀ دوم سال ۲۰۱۶ سهم بیکاران جویای کار به مدت ۱۲ ماه یا بیش‌تر درمقایسه با ۴۴٫۵ درصد برای سه ماهۀ دوم سال ۲۰۱۲ به ۴۷٫۸ درصد افزایش یافت. بیش از دو‌سوم این گروه در سه ماهۀ دوم سال ۲۰۱۶ به مدت بیش از دو سال بيکار بودند.»

از پیشرفت‌های عظیم در عمل و فن‌آوری نه به سود مردم، بلکه برای اخراج مردم از کار استفاده می‌شود. شرکت‌های بزرگ در آزمندی خود برای سود از فن‌آوری برای کاهش تعداد کارگران استفاده می‌کنند. هوش مصنوعی، علم دستگاه‌های خودکار و غیره علاوه بر خودروها، تولید و غیره برای استفاده در عرصه‌هایی مانند ویراستاری، درمان پزشکی، مهمان‌داری، بخش آموزش و غیره توسعه می‌یابند. انتظار می‌ورد آن‌ها در یک مقیاس  بزرگ جایگزین کارگران شوند که این وضعیت بیکاری را وخیم‌تر خواهد کرد.

هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد بازپس گرفتن حقوق سندیکایی کارگران به رشد اقتصادی کمک کرده است. گزارش اصلی سازمان بین‌المللی کار به نام «اشتغال جهانی و چشم‌انداز اجتماعی ۲۰۱۵» که داده‌ها از ۶۳ کشور از جمله پیشرفته‌ترین اقتصادها و هم‌چنین از کشورهای برگزیده از آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین را به مدت بیش از ۲۰ سال بررسی کرد نتیجه گرفت که «کاهش حمایت از کارگران مشوق رشد شغل نیست.» این گزارش می‌گوید که پژوهش «نشان می‌دهد که تغییرات بد طراحی شده‌ای که قوانین اشتغال را تضعیف می‌کنند احتمالاً هم در کوتاه‌مدت و هم در دراز‌مدت تأثیر مخرب بر اشتغال خواهند داشت.»

نکته مهم این است که نولیبرالیسم با همه این اقدامات و حملات علیه طبقه کارگر و سندیکاها به نام بهبود سرمایه‌گذاری و رشد نتوانسته مانع بحران‌هایی شود که در ذات نظام سرمایه‌داری قرار دارد. عدم پایداری نظام سرمایه‌داری در سال ۱۹۹۷ با بحران مالی بزرگی که گریبان به اصطلاح «ببرهای شرق آسیا» را گرفت و سپس به کشورهای بسیاری گسترش یافت و از اوايل ۲۰۰۱ به یک رکود اقتصادی جهانی بزرگ انجامید، آشکار گردید. و آخرین بحران جهانی که در سال ۲۰۰۸ در ایالات متحده آمریکا آغاز شد، علی‌رغم همه تلاش‌ها از جانب مبلغین نولیبرالیسم برای نشان دادن علايم بهبود در اینجا و آنجا، بدون تخفیف ادامه دارد. یک گزارش سازمان بین‌المللی کار به نام «اشتغال جهانی و چشم‌انداز اجتماعی-گرایشات ۲۰۱۷» می‌گوید «در پیش‌بینی‌ها برای رشد در سال ۲۰۱۷ هم‌چنان طی سال‌ها در جهت حرکت نزولی (از بیش از ۴٫۶ درصد پیش‌بینی در سال ۲۰۱۲ به ۳٫۴ درصد پیش‌بینی در سال ۲۰۱۶) هم‌چنان تجدید‌نظر می‌شود و عدم اطمينان بيش‌تری پيرامون اقتصاد جهانی حاکم است.»

نارضایتی فزاینده
امروز، نارضایتی علیه تأثیر سیاست‌های نولیبرالی در سراسر جهان در حال  رشد است. کارگران در سرتاسر جهان در مبارزات بزرگ‌تر علیه حملات به حقوق و شرایط زندگی خود، علیه به اصطلاح اقدامات «ریاضتی» نولیبرالیسم درگیر می‌شوند. اعتصابات و بسیج‌های عظیم در بسیاری از کشورهای اروپا- در فرانسه، اسپانیا، یونان، پرتغال، ایتالیا، بریتانیا، و آلمان و غیره- و هم‌چنین در ایالات متحده صورت گرفته اند. در هند  از سال ۱۹۹۱، زمانی که سیاست‌های نولیبرالی در کشور آغاز شد، ۱۷ اعتصاب سراسری کشوری به رهبری مشترک جنبش سندیکایی علیه تأثیر این سیاست‌ها صورت گرفته است.

اکنون در سراسر جهان پایداری نولیبرالیسم، جهانی‌سازی به نحو فزاینده‌ای زیر سؤال است. نه تنها این، توانایی نظام سرمایه‌اری برای پرداختن به معضلات بشریت نیز زیر سؤال است.

اما در غیبت یک گزینه چپ معتبر در بسیاری از کشورها، نیروهای راست‌گرا از این نارضایتی بهره‌برداری می‌کنند. این در انتخاب اخیر ترامپ به مثابه رییس‌جمهور در ایالات متحده مشهود بود. ترامپ توانست با زدن ماسک نقّاد به چهره خود از خشم در میان کارگران سفیدپوست ایالات متحده علیه سیاست‌های آزاد‌سازی و جهانی‌سازی بهره‌برداری کند. او توانست با انتقاد از صدور مشاغل، معاملات تجاری مانند نفتا، تی.‌ پی. ‌پی و غیره و وعده کار کردن اقتصاد برای آمریکایی‌های کارگر اعتماد آن‌ها را جلب کند. او با طرح موضوعات نژادپرستی، ناسیونالیسم و غیره برای کسب حمایت کارگران سفیدپوست، مسلمانان، رنگین‌پوست‌ها و مهاجرین را به مثابه دشمنان آن‌ها ترسیم کرد. در اروپا نفوذ نیروهای راست‌گرا و نژادپرست در چندین کشور، از جمله در فرانسه، سوئد، هلند، اتریش و غیره در حال رشد است.

در هند نیز ما با وضعیت مشابهی روبه‌رو هستیم. حزب بهارتیا جاناتا، یک عضو خانواده راست‌گرای آر. اس. ‌اس. توانسته از نارضایتی مردم علیه تأثیر سیاست‌های نولیبرالی که توسط دولت «اتحاد ترقی‌خواه متحد» تحت رهبری حزب کنگره به اجرا گذاشته شد و رسوایی‌های مالی عظیمی که در دوره رژیم آن ظهور کرد، بهره‌برداری کند. حزب بهاریتا جاناتا با شوق بیش‌تری از همان سیاست‌های نولیبرالی پیروی کرده است. برنامه «هندویت» آر. اس. اس. به معنی ایجاد قطب‌بندی فرقه‌ای برای دست‌آوردهای سیاسی است. آر. ‌اس. ‌اس. و شاخه‌های آن به هیجانات فرقه‌ای دامن می‌زنند، اتحاد را از بین برده، جامعه را دچار تفرقه می‌کنند. از طرف دیگر از سیاست‌های نولیبرالی تحمیل‌شده توسط سرمایه مالی بین‌المللی که به سود شرکت‌های داخلی و خارجی و خاندان‌های سرمایه‌دار است، حمایت می‌کنند. برنامه فرقه‌گرایانه حزب بهاریتا جاناتا و آر.‌ اس. ‌اس. به تضعیف مبارزات متحد طبقه کارگر علیه سیاست‌های نولیبرالی می‌انجامد.

وضعیت کنونی در کشور ساختن یک چپ نیرومند را ایجاب می‌نماید که بتواند یک گزینه معتبر را در مقابل سیاست‌های نولیبرالی پیش ببرد. قطع‌نامه سیاسی کنگره ۲۱ حزب کمونیست هند (مارکسیست) به این اشاره می‌کند که نبرد علیه نیروهای هندویت و دیگر شکل‌های فرقه‌گرایی باید با نبرد علیه سیاست‌های نولیبرالی و تأثیرات آن‌ها بر زحمتکشان جمع و ترکیب شود. بررسی «خط تاکتیک سیاسی» مصوب کنگره ۲۱ حزب بر ضرورت ساختن نیروی مستقل حزب از طريق پرداختن به موضوعات مردم و رهبری مبارزات و جنبش‌ها تأکید می‌کند.

از این‌رو شرکت در مبارزات پیرامون موضوعات حاد روز که تأثیر سیاست‌های نولیبرالی بر شرایط زندگی کارگران را منعکس می‌کنند، پیوند دادن این موضوعات با سیاست‌های دولت و افشای سیاست‌هایی که این سیاست‌ها را هدایت می‌کنند، ضروی است. تنها از طريق چنین کارزارها و مبارزات و طرح سیاست‌های گزینه چپ است که شکست دادن هم سیاست‌های نولیبرالی و هم خطر فرقه‌گرایی را که امروز چالش جدی نسبت به زحمتکشان و کشور ماست امکان‌پذیر خواهد کرد.

طبقه کارگر و رنجبران را باید از ناگزیری بحران‌ها در نظام سرمایه‌داری و ناتوانی آن در پرداختن به نیازهای مردم، علی‌رغم پیشرفت‌های عظیم در علم، فن‌آوری و ظرفیت‌های مولده، آگاه ساخت. در این صدمین سالگرد انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر، ما به بردن این پیام به میان مردم نیاز داریم: در مقابل نظام آبرو‌باخته سرمایه‌داری «سوسیالیسم گزینه است.»
 

http://peoplesdemocracy.in/2017/0604_pd/neoliberalism-and-trade-unions-ii

 

—————————-

در زير می‌توانيد به بخش نخست اين مقاله مراجعه کنيد:
نولیبرالیسم و اتحادیه‌های کارگری (بخش نخست)

http://www.edalat.org/sys/content/view/11498/

 

http://www.edalat.org/sys/content/view/11514/38/

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 25 ژوئن 2017 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , , , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: