اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

نولیبرالیسم و اتحادیه‌های کارگری (بخش نخست): همالاتا/ دمکراسی مردم، سخنرانی جورج ماوریکوس در اجلاس سازمان بین‌المللی کار: فدراسیون جهانی اتحادیه‌های کارگری، و آشنایی با سازمان بین‌المللی کار: ا. آذرنگ/تارنگاشت عدالت  

حرکت اصلی نولیبرالیسم در جهت پاسداری از منافع سرمایه‌داران بوده است. روند تغییر ساختاری ممکن است در کشورهای گوناگون متفاوت باشد، اما چهارچوب سیاست نولیبرالی عموماً شامل خصوصی‌سازی، آزاد‌سازی و انعطاف‌پذیر ساختن نیروی کار، کاهش شدید هزینه‌های رفاهی توسط دولت و غیره در جهت کاهش دستمزدها و دیگر مزایای کارگران می‌شود. حقوق کارگران از جمله حق آن‌ها برای سازماندهی و مذاکره دسته‌جمعی، شرایط زندگی مردم عادی و حقوق دمکراتیک آن‌ها زیر حملات شدید قرار گرفته است. به این دلیل که طبقه کارگر عموماً در صف مقدم مبارزه علیه این حملات قرار دارد، تضعیف نیروی سازمان‌یافته طبقه کارگر، تضعیف سندیکاهای آن‌ها، و تضعیف مقاومت طبقه کارگر در مقابل تهاجم کارفرمایان یکی از اهداف اصلی نولیبرالیسم بوده است. براساس ایدئولوژی نولیبرالی، اقتصاد بازار بدون مداخله دولت با کارآمدترین شیوه عمل می‌کند. اما در عمل، چیزی که صورت می‌گیرد عدم مداخله دولت نیست، بلکه مداخله آشکار دولت به نفع کارفرمایان، برای امکان‌پذیر ساختن انتقال ثروت و منابع از مردم به طبقه سرمایه‌دار است.

نولیبرالیسم و اتحادیه‌های کارگری (بخش نخست)

تارنگاشت عدالت

منبع: دمکراسی مردم


نویسنده: همالاتا

۲۸ مه ۲۰۱۷

 

نولیبرالیسم، تازه‌ترین مرحله سرمایه‌داری یک پاسخ نظام سرمایه‌داری به بحرات دهه ۱۹۷۰ بود. نولیبرالیسم از دهه ۱۹۸۰، زمانی‌که ایالات متحده آمریکا و بریتانیا اجرای برنامه تغییر ساختاری اقتصاد را آغاز کردند، ظهور کرد. بعداً، نولیبرالیسم از طريق مؤسسات مالی بین‌المللی مانند صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی به کل جهان تحمیل شد. تا دهه ۱۹۹۰، اکثر کشورها در سراسر جهان سیاست‌های نولیبرالی را در برنامه‌های خود گنجاندند. با فروپاشی اتحاد شوروی و عقب‌گرد سوسیالیسم در کشورهای اروپای شرقی، موازنه قدرت به سود امپریالیسم تغییر کرد. بسیاری از دولت‌ها از جمله دولت‌های تحت رهبری احزاب سوسیال دمکرات نولیبرالیسم را که اکنون به ایدئولوژی مسلط در جهان مبدل شده، در پیش گرفتند.

حرکت اصلی نولیبرالیسم در جهت پاسداری از منافع سرمایه‌داران بوده است. روند تغییر ساختاری ممکن است در کشورهای گوناگون متفاوت باشد، اما چهارچوب سیاست نولیبرالی عموماً شامل خصوصی‌سازی، آزاد‌سازی و انعطاف‌پذیر ساختن نیروی کار، کاهش شدید هزینه‌های رفاهی توسط دولت و غیره در جهت کاهش دستمزدها و دیگر مزایای کارگران می‌شود. حقوق کارگران از جمله حق آن‌ها برای سازماندهی و مذاکره دسته‌جمعی، شرایط زندگی مردم عادی و حقوق دمکراتیک آن‌ها زیر حملات شدید قرار گرفته است. به این دلیل که طبقه کارگر عموماً در صف مقدم مبارزه علیه این حملات قرار دارد، تضعیف نیروی سازمان‌یافته طبقه کارگر، تضعیف  سندیکاهای آن‌ها، و تضعیف مقاومت طبقه کارگر در مقابل تهاجم کارفرمایان یکی از اهداف اصلی نولیبرالیسم بوده است.

مداخله دولت برای حمایت از منافع طبقه سرمایه‌دار
براساس ایدئولوژی نولیبرالی، اقتصاد بازار بدون مداخله دولت با کارآمدترین شیوه عمل می‌کند. اما در عمل، چیزی که صورت می‌گیرد عدم مداخله دولت نیست، بلکه مداخله آشکار دولت به نفع کارفرمایان، برای امکان‌پذیر ساختن انتقال ثروت و منابع از مردم به طبقه سرمایه‌دار است. این اکنون، ماهیت انباشت اولیه را به خود گرفته است.

در اینجا ما بحث خود را به تأثیر نولیبرالیسم بر کارگران و جنیش سندیکایی متشکل، به ویژه سندیکاهای متکی بر طبقه محدود می‌کنیم. در همه کشورهایی که نولیبرالیسم را پذیرفته اند، تلاش‌های جدی و عامدانه‌ای در جهت تضعیف جنبش سازمان‌یافته طبقه کارگر صورت می‌‌گیرد. برای ربودن حقوقی که کارگران به سختی به دست آورده‌ اند، قوانین کار به سود کارفرمایان اصلاح‌ می‌شود. دست کارفرمایان برای افزایش حملات خود علیه کارگران و شرایط کاری آن‌ها از راه‌های گوناگون باز گذاشته می‌شود.

در چیزی که «ترتیبات کار غیراستاندارد» یا اشتغال «موقت» یا «آسیب‌پذیر» نامیده می‌شود در سراسر جهان از جمله در کشورهای سرمایه‌داری پیشرفته افزایش شدیدی رخ داده است. در حالی‌که تعداد مشاغل دایم شدیداً کاهش یافته، تعداد کارگرانی که در اشکال غیرمنظم اشتغال مانند نیمه‌وقت، موقت، فصلی، زمان محدود، و قراردادهای صفر ساعت کار می‌کنند، و تعداد کارگرانی که از خانه کار می‌کنند و غیره، افزایش یافته است.

در هند، تعداد کارگران قراردادی که برای انواع مشاغل دایم و همیشگی استخدام می‌شوند چندین برابر افزایش یافته است. کارآموزان مجبور می‌شوند سال‌ها در ازای بخش کوچکی از دستمزد کارگران دایم، در بسیاری از کارخانه‌های خودروسازی و دیگر کارخانه‌های شرکت‌های چندملیتی بزرگ کار کنند. این گرایش نه فقط در بخش خصوصی، بلکه در بخش عمومی و بخش دولتی نیز به چشم می‌خورد. صدها هزار کارگر با شرایط کاری شبیه کارگران بخش غیرمتشکل در بخش عمومی و در وزارتخانه‌های گوناگون دولت کار می‌کنند. حدود ۱۰ میلیون کارگر، بيش‌تر زن، بدون آن‌که به عنوان کارگر به رسمیت شناخته شوند در طرح‌های گوناگون دولت هند کار می‌کنند.

گزارش سازمان بین‌المللی کار به نام «اشتغال جهانی و چشم‌انداز اجتماعی- گرایشات ۲۰۱۷» می‌گوید که یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون نفر یا بیش از ۴۲ درصد کل کارگران سراسر جهان در سال ۲۰۱۷ در این مشاغل «آسیب‌پذیر» یا «موقت» کار می‌کنند. براساس این گزارش، ۵۰ درصد از کارگران در اقتصادهای در حال‌ظهور و ۸۰ درصد کارگران در کشورهای در حال توسعه در این مشاغل کار می‌کنند. کاهش اشتغال دایم و به کار گرفتن کارگران در این مشاغل «آسیب‌پذیر» چیزی نیست مگر یک توطئه شنیع کارفرمایان برای پایین آوردن سهم دستمزد و افزایش بیش‌تر استثمار کارگران. دولت‌ها در بسیاری از کشورها سعی می‌کنند از طريق اصلاح قوانین کار این غارتگری کارفرمایان را قانونی نمایند.

«چشم‌انداز اقتصادی جهان ۲۰۱۷» صندوق بین‌المللی پول نشان می‌دهد که در فاصله ۱۹۹۱ و ۲۰۱۴ سهم نیروی کار در در ۲۹ اقتصاد از ۵۰ اقتصاد بزرگ جهان کاهش یافته است. این کشورها در سال ۲۰۱۴ دوسوم تولید ناخالص داخلی جهان را تشکیل می‌دادند. در ۷ کشور از ۱۰ کشور بزررگ صنعتی سهم دستمزد کارگران کاهش یافته است.  در کشورهای در حال توسعه طی دو سال آینده تعداد کارگرانی که روزانه کم‌تر از ۳ دلار و ۱۰ سنت درآمد دارند هر سال ۳ میلیون نفر افزایش خواهد یافت.

کاهش توان مذاکره دسته‌جمعی
این تغییرات تنها سهم دستمزدها را پایین نیاورده است. این‌ها هم‌چنین توان مذاکره دسته‌جمعی کارگران را کاهش داده‌اند. ماهیت موقتی کار، تضمین نبودن حتا درآمدهای پایین آن‌ها، و ماهیت پراکنده محل‌های کار سازماندهی این کارگران در سندیکاها را بسیار دشوار می‌سازد. در غیبت توان متحد کارگران، که سندیکاها نمایندگی می‌کنند، کارگران نیرویی برای مذاکره دسته‌جمعی با کارفرمایان ندارند. به جای آن، آن‌ها با یک دیگر تنها برای بقاء رقابت می‌کنند. این توازن قدرت را بیش‌تر به سود کارفرمایات تغییر می‌دهد.

جهانی‌سازی و آزاد‌سازی انتقال و جابه‌جایی آزادانه روند تولید را به کشورهای دارای کار ارزان و به جاهایی که قدرت سازمان‌یافته طبقه کارگر و سندیکاهای آن‌ها ضعیف است، آسان کرده است.

دولت‌ها برای ارايه خدمات کارگران با «دستمزدهای رقابتی» در کشورهای خود، با هم رقابت می‌کنند و به شرکت‌های بزرگ خارجی و داخلی «ساده کردن» قوانین کار را که دست آن‌ها را در استثمار کارگران باز می‌گذارد، اطمینان خاطر می‌دهند. آن‌ها با بهبود «شاخص آسانی انجام کسب و کار»* برای جلب «سرمایه‌گذاران» خم و راست می‌شوند.

از تهدید فرار سرمایه، انتقال تولید به کشورها و جاهای دیگر، که به از دست رفتن مشاغل در محل‌های کنونی می‌انجامد، برای اعمال فشار بر کارگران و سندیکاهای آن‌ها در جهت توافق با کاهش دستمزدها و مزایا برای حفظ مشاغل خود استفاده می‌شود. موارد بسیاری از تسلیم شدن سندیکاها به این فشار‌ها وجود دارد. در اروپا، سندیکاها با شرکت‌ها وارد توافق‌هایی می‌شوند که «همکاری رقابتی» نامیده می‌شود و براساس آن توافق می‌کنند که خواستار افزایش دستمزدها، توافق‌نامه‌های مزدی بلندمدت، و ترتیبات جدید کار نشوند. در ایالات متحده و کانادا، کارفرمایان بر سندیکاها برای امضای توافق‌نامه‌های انعطاف‌پذیر‌سازی و فراموش کردن حق اعتصاب در ازای حمایت شغلی، فراموش کردن حق به رسمیت شناخته شدن سندیکا و دیگر حقوق کارگری فشار وارد می‌کنند. «ریاضت مشترک» در سوئد، «مدیریت مشترک ریاضت» در آلمان و «ریاضت تنبیهی» در کانادا و ایالات متحده برخی از نمونه‌های این توافق‌ها به شمار می‌آیند. در هند نیز موارد بسیاری وجود دارد که سندیکاها مجبور شده اند یا افرایش مزایا و دستمزدهای خود را فراموش کنند یا مشاغل خود را از دست بدهند.

در ایالات متحده آمریکا، ۲۸ ایالت به اصطلاح قوانین «حق کار» را تصویب کرده اند. این نام گمراه‌کننده است. این‌ها قوانینی برای حمایت از حق کار نیستند. «حقوقی» که این قوانین تضمین می‌کنند «حق» کارگران برای نپیوستن به سندیکاها، حق نپرداختن حق عضویت به سندیکاها و غیره هستند. هدف آن‌ها جلوگیری از پیوستن کارگران به سندیکاها، نپرداختن حق عضویت به سندیکاها، ورشکست کردن مالی سندیکاها و نهایتاً پاک‌سازی محل‌های کار از سندیکاها است. از قانون «بازگشت به کار» در کانادا برای پایان دادن به اعتصاب‌ها در بخش‌هایی که دولت اساسی می‌داند، از طريق اعمال جریمه‌های سنگین بر سندیکاها و کارگران استفاده می‌شود.

در بریتانیا از «مشارکت» به مثابه ابزاری برای گسترش جنبش «سندیکایی نولیبرال» توسط حزب کارگر جدید استفاده شد. این بدین معنی بود که سندیکاها درگیری طبقاتی را محکوم نمایند و در افزایش تولید و سود برای کارفرمایان مشارکت نمایند. به این سندیکاها تحت عناوینی مانند آموزش، تعلیم در محل کار، «مدرنیزه کردن» و غیره پول داده می‌شد. این سندیکاها چیزی تولید کردند که «زندانیان و بازنشستگان» دولت نولیبرال نامیده می‌شود.

اصلاحات پیشنهادی دولت حزب بهاراتیا جاناتا، تلاش آن برای ادغام ۴۴ قانون کار مرکزی در چهار قانون کار تلاش‌ها مشابهی برای تضعیف جنبش سندیکایی و توان مذاکره دسته‌جمعی کارگران در کشور ماست.

(ادامه دارد)

http://peoplesdemocracy.in/2017/0528_pd/neoliberalism-and-trade-unions-i

 

———————————————
* نگاه کنید به «بررسی مقایسه‌ای شاخص فضای کسب و کار در ایران و جهان» از انتشارات بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران.

***

به‌ نمایندگی از جانب فدراسیون جهانی اتحادیه‌های کارگری، مایلیم درودهای‌ها گرم خود را به همه نمایندگان سازمان‌های سندیکایی و کارگران ابراز نماییم. ما در یک دوره زمانی زندگی می‌کنیم که در آن زندگی، کیفيت زندگی، کار و شرایط کاری برای طبقه کارگر و دهقانان فقیر در کل جهان سرمایه‌داری روزبه‌روز بدتر می‌شود. ما به عنوان فدراسیون جهانی اتحادیه‌های کارگری، در درون جنبش سندیکایی بین‌المللی در صف مقدم مبارزات خود، همبستگی و انترناسیونالیسم خود را با خلق‌ها و کشورهایی که از مداخلات امپریالیستی رنج می‌برند، اعلام می‌داریم. جنبش سندیکایی هم‌چنین به یک سازمان انتخابی بین‌المللی کار، بدون حذف‌ها و تبعیضات؛ با برخورد برابر با سندیکاهای عضو آن، با دمکراسی و شفافیت نیاز دارد.

سخنرانی جورج ماوریکوس در اجلاس سازمان بین‌المللی کار

تارنگاشت عدالت

منبع: فدراسیون جهانی اتحادیه‌های کارگری

 

سخنرانی آقای جورج ماوریکوس دبیرکل فدراسیون جهانی اتحادیه‌های کارگری در ۱۰۶مین نشست وسیع کنفرانس بین‌المللی کار در دوزادهم ژوئن ۲۰۱۷

 

همکاران گرامی،
به نمایندگی از جانب فدراسیون جهانی اتحادیه‌های کارگری، مایلیم درودهای‌ها گرم خود را به همه نمایندگان سازمان‌های سندیکایی و کارگران ابراز نماییم.

ما در یک دوره زمانی زندگی می‌کنیم که در آن زندگی، کیفيت زندگی، کار و شرایط کاری برای طبقه کارگر و دهقانان فقیر در کل جهان سرمایه‌داری روزبه‌روز بدتر می‌شود.

وضعیت برای همه کارگران بسیار دشوار است؛ نسل‌های جوان‌تر، کارگران جوان، دانشمندان جوان و دهقانان جوان در تردید و عدم امنیت نسبت به آینده به سر می‌برند.

فدراسیون جهانی اتحادیه‌های کارگری تلاش می‌کند مقاومت و مبارزات سندیکاها را در هر گوشه کره زمین، با هدف دفاع از حقوقی که کارگران در هر کشور و هر بخش به دست آورده اند، سازمان دهد.

از این جايگاه، ما پیگرد سندیکاها در قزاقزستان را محکوم می‌کنیم؛ ما همبستگی خود را با سندیکالیست‌های کلمببا که از خشونت گروه‌های شبه‌نظامی رنج می‌برند ابراز نموده، به ویژه در کنار سندیکالیست‌هایی ایستاده ایم که علیه تلاش‌ها برای منحل کردن سندیکاهای خود مبارزه می‌کنند. در کنار کارگرانی در هندوراس ایستاده ایم که برای توافق‌‌های مذاکره دسته‌جمعی مبارزه می‌کنند، در کنار آموزگاران در مکزیک در مبارزه آن‌ها علیه اصلاحات آموزشی، ما همبستگی خود را با کارگران موقت سابق و با برادران خود در آنگولا ابراز می‌کنیم. ما همبستگی خود را با آموزگاران و طبقه کارگر در ترکیه که از پی‌آمدهای سیاست‌های ضددمکراتیک دولت ترکیه رنج می‌برند، ابراز می‌کنیم. ما سیاست ضدکارگری چندملیتی سامسونگ را محکوم کرده و از اتحادیه سراسری سامسونگ و کیم سونگ هوان دبیرکل آن که به دلیل فعالیت سندیکایی سه سال در زندان بود، حمایت می‌کنیم.

وضعیت پیچیده و نامعلوم است. فقر شدید و بیکاری بالا دشواری‌های زیادی در بسط مبارزات ایجاد می‌کنند.

اما ما گزینه‌ای نداریم. وظیفه ماست که همه کارگران را براساس طبقه اجتماعی که به آن تعلق دارند، متحد کنیم و مقاومت خود را، گاهی از طريق دفاع، گاهی از طریق حمله، سازمان دهیم؛ با یک استراتژی انعطاف‌پدیر و هشیارانه برای این‌که نتایج مشخص به سود کارگران به دست آید.

ما در کنار مبارزه‌ای که برای  حقوق مالی، اجتماعی، دمکراتیک و سندیکایی خود باید پیش ببریم باید عمل خود را نیز علیه استراتژی‌های امپریالیسم، چندملیتی‌ها و فراملیتی‌هایی که موجب ریختن خون خلق‌های بسیاری شده اند و میلیون‌ها نفر را مجبور به ترک کشور، منطقه و خانه خود کرده اند، مستحکم نماییم.

ما به عنوان فدراسیون جهانی اتحادیه‌های کارگری، در درون جنبش سندیکایی بین‌المللی در صف مقدم مبارزات خود، همبستگی و انترناسیونالیسم خود را با خلق‌ها و کشورهایی که از مداخلات امپریالیستی رنج می‌برند، اعلام می‌داریم.

ونزوئلا امروز هدف سیاست‌های ایالات متحده و متحدین آن قرار دارد.

کوبا هم‌چنان از محاصره جنایتکارانه ایالات متحده که بیش از ۵۵ سال ادامه یافته، رنج می‌برد.

مردم فلسطین هنوز بدون داشتن کشور خود زندگی می‌کنند، و هزاران کودک فلسطینی در زندان‌های اسرائیل به سر می‌برند.

مردم سوریه از حملات هزاران مزدوری که توسط امپریالیست‌ها جذب و حمایت شده اند، رنج می‌برند.

خلق‌های عراق، مالی، لیبی، افغانستان از سیاست‌های غیردمکراتیک رنج می‌برند.

منطقه خلیج [فارس] به علت رقابت‌های اقتصادی و خصومت‌های بین امپریالیست‌ها در آتش است.

مردم مکزیک نژاد‌پرستی و تهدیدات رییس‌جمهور ایالات متحده را، که تهدید به ساختن یک دیوار و پیگرد همه مهاجرین اقتصادی کرده، تجربه می‌کنند.

این طرح کلی واقعیت تاریک امپریالیسم امروز است.

تحت این شرایط، طبقه کارگر جهانی، و همه کارگران، به یک جنبش سندیکایی رزمنده، کارآمد و فعال نیاز داریم. ما به سندیکاهایی نیاز داریم که شهامت داشته باشند، که ایستادگی نمایند، که دمکراتیک باشند؛ که به پایه اعضای خود توجه نمایند و این‌که همه کارکران را بدون توجه به مذهب، رنگ، جنسیت و زبان متحد کنند.

در چهارچوب امروز،  موضوع «ساختن آینده‌ای با کار شایسته» بیش از هر زمان دیگری دقیق است و فقط می‌تواند از طريق مبارزات طبقاتی، که در کانون خود ارضای نیازهای معاصر کارگران را قرار داده حاصل گردد.

جنبش سندیکایی هم‌چنین به یک سازمان انتخابی بین‌المللی کار، بدون حذف‌ها و تبعیضات؛ با برخورد برابر با سندیکاهای عضو آن، با دمکراسی و شفافیت نیاز دارد.

در این راستا، فدراسیون جهانی اتحادیه‌های کارگری متنی از اصول کلی را تدوین و توزیع کرده است. ما تا زمانی که تصویر یک‌جانبه کنونی هیأت حکام به پایان برسد به نبرد خود ادامه خواهیم داد. نمایندگی تناسبی، برابری و شفافیت پیش‌شرط‌ها برای کار شایسته و روابط شایسته هستند.

با سپاس

http://www.wftucentral.org/the-wftu-general-secretary-addressed-the-106th-ilc-plenary-session-today-on-june-12th-2017/

***

سازمان بین‌المللی کار در سال ۱۹۱۹ در جریان مذاکرات پیمان ورسای به عنوان یکی از آژانس‌های وابسته به میثاق ملل تشکیل شد. پس از از بین رفتن میثاق ملل و بنیانگذاری سازمان ملل به جای آن، سازمان بین‌المللی کار به یک نهاد وابسته به سازمان ملل تبدیل شد. سازمان بین‌المللی کار، عرصه‌ای است که در آن مبارزۀ طبقاتی بین کار و سرمایه به طور روشن، همه‌جانبه، در شرایط نابرابر و به سود سرمایه و کارفرما در جریان است. آنچه که از این سازمان به صورت کنوانسیون و پیشنهاد بیرون می‌آید در نهایت به وضعیت مشخص مبارزۀ طبقاتی در کشورهای عضو بستگی دارد …

آشنایی با سازمان بین‌المللی کار

تارنگاشت عدالت

 

ا. آذرنگ

سازمان بین‌المللی کار یکی از نهادهای تخصصی سازمان ملل است که در زمینه مسايل کار و کارگری فعالیت می‌کند و مقر آن در ژنو، سوئیس می‌باشد. سازمان بین‌المللی کار در سال ۱۹۱۹ در جریان مذاکرات پیمان ورسای به عنوان یکی از آژانس‌های وابسته به میثاق ملل تشکیل شد. پس از از بین رفتن میثاق ملل و بنیانگذاری سازمان ملل به جای آن، سازمان بین‌المللی کار به یک نهاد وابسته به سازمان ملل تبدیل شد. منشور کنونی آن موسوم به بیانیه فیلادلفیا در سال ۱۹۴۴به تصویب رسید.

مجموعه دبیرخانه و کارمندان سازمان بین‌المللی کار، دفتر بین‌المللی کار نامیده می‌شود. هدف این سازمان عبارت است از حمایت از حقوق کارگران، بهبود شرایط کار و زندگی کارگران، اشتغال‌زایی، و فراهم کردن دسترسی به اطلاعاتی و آموزش. برنامه‌های سازمان بین‌المللی کار شامل ایمنی کار، معیارهای کار و حقوق بشر می‌شود. یکی از عملکردهای سازمان بین‌المللی کار از آغاز، تعیین معیارهای جهانی پیرامون شرایط کار بوده است.

سازمان بین‌المللی کار در ژوئن هر سال کنگره بین‌المللی کار را در ژنو برگزار می‌کند. در این کنگرۀ سالانه، معیارها و پیشنهادهای تهیه شده مورد بررسی قرار گرفته و با رأی اکثریت شرکت‌کنندگان تصویب می‌شوند. هم‌چنین کنفرانس سالانه پیرامون سیاست عمومی سازمان بین‌المللی کار، برنامه کار و بودجه آن تصمیم‌گیری می‌کند.

ترکیب هیأت‌های شرکت‌کننده و روند تصمیم‌گیری
از سوی هر یک از دولت‌های عضو یک هیأت چهار نفره در کنفرانس سالانه بین‌المللی کار شرکت می‌کند. ترکیب نمایندگان این هیأت‌ها بدین قرار است: دو نماینده از سوی دولت، یک نماینده از طرف تشکل‌های کارفرمایان و یک نماینده از سوی تشکل‌های کارگری. اگر دولتی تعداد بیش‌تری نماینده به کنفرانس بفرستد، فقط چهار نفر از اعضای هیأت با ترکیب بالا، از حق رأی برخوردار خواهند بود.

نماینده کارفرمایان و کارگران معمولاً با موافقت تشکل‌های کشوری هر یک از این دو طبقه انتخاب می‌شوند. در نتیجه، ماهیت و رأی این هیأت‌ها در ارتباط مستقیم با ماهیت و سیاست اقتصادی- اجتماعی دولت‌های متبوع‌شان قرار دارد.

روند تصمیم‌گیری در سازمان بین‌المللی کار بدین معناست که تصویب معیارها و پیشنهاد‌ها نیازمند پشتیبانی دولت‌ها از آن‌ها است. با این وجود، در عمل همه دولت‌هایی که به یک کنوانسیون یا پیشنهاد رأی داده اند، در کشور خود آن را قانون و الزامی نمی‌کنند. به عنوان مثال، کنوانسیون کار نیمه‌وقت که در سال ۱۹۹۴ به تصویب سازمان بین‌المللی کار رسید، تاکنون تنها از جانب ده کشور امضاء شده است. از سوی دیگر، هشت کنوانسیون که سازمان بین‌المللی کار آن‌ها را «اساسی» تعربف کرده و بر روی‌هم استانداردهای بین‌المللی کار را تشکیل می‌دهند، از طرف اکثر دولت‌های عضو پذیرفته شده اند.

امضای هر یک از کنوانسیون‌ها یا پیشنهاد‌ها، دولت‌ها را قانوناً به اجرای مفاد آن ملزم می‌کند. دولت‌ها مؤظفند رسماً و به طور مشخص تعهد عملی خود را به کنوانسیون یا پیشنهادی که امضاء کرده اند، گزارش دهند. هر سال، کمیته اجرای استانداردها وابسته به کنفرانس بین‌المللی کار به موارد تخلف از استانداردهای کار رسیدگی می‌کند. موضوعات مورد بررسی می‌تواند همه زمینه‌های سیاست‌های کارگری مانند آزادی تشکل، تبعیض، کار کودکان، حمایت از مادران و غیره را دربر بگیرد.

در سال‌های اخیر کشور برمه چندین بار به خاطر نادیده گرفتن حقوق اساسی کارگران مورد انتقاد قرار گرفته است. اعلام مکرر «نگرانی عمیق» از طرف سازمان بین‌المللی کار در این مورد، در عمل فقدان اختیارات قانونی- اجرایی آن سازمان را نشان می‌دهد.۱

سازمان بین‌المللی کار در کشورهای عضو نیز، سیاست سه‌جانبه‌گرایی (تسامح و تعامل دولت، کارفرما و کارگر) را تشویق و تبلیغ می‌کند. در نتیجه، در کشورهایی که دولت، دولت کارفرمایان است؛ سه‌جانبه‌گرایی در عمل در خدمت پیشبرد سیاست‌های نولیبرالی با چهره «مهربان» قرار می‌گیرد.

سازمان بین‌المللی کار، عرصه‌ای است که در آن مبارزۀ طبقاتی بین کار و سرمایه به طور روشن، همه‌جانبه، در شرایط نابرابر و به سود سرمایه و کارفرما در جریان است. آنچه که از این سازمان به صورت کنوانسیون و پیشنهاد بیرون می‌آید در نهایت به وضعیت مشخص مبارزۀ طبقاتی در کشورهای عضو بستگی دارد ...

http://www.edalat.org/sys/content/view/2159/47/

——————–

۱- http://www.ilo.org/public/english/standards/norm/index.htlm

 

 

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 18 ژوئن 2017 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: