اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

حقِ آتشِ با و بی اختیاران: بهنام چنگائی 

جان و مال مردم و تمامیت کشور ما در لبه ی پرتگاه می باشد. و این در حالی ست که قریب به اتفاق کارگران، تنگدستان، گرسنگان، بیدادرسان، زنان، جوانان، مخالفان و اصولا همه غارتشدگان رژیم تاب بردباری ندارد و سر بفریاد زده اند و کمتر کسی پیدا می شود که زهر و شلاق قانون اساسی و قضای الهی ـ اسلامی آن را با پوست و استخوان لمس نکرده باشد…تجربه های خونین تاکنونی، هیچگاه نتوانسته و نمی تواند با اراده ی انسان گرسنه، آسیب پذیر و بی اختیار متحول و متغییر شود. مذاهب با «اختیار انسان» سر سازگاری ندارند، و هرگز انسان شناسانه و نرمش گرایانه و تکاملی به شعور امروزی نوع مسلمان، بهائی نمی دهد و نخواهدداد. بهمین خاطر محتوای دین 1400 ساله بسان دیگر ادیان ابراهیمی مسکوتِ خواست وامانده ی مععم هاست. و ناگزیر مملو است از فرمان ها، ناخوانائی ها و ناهماهنگی های تحمیلی و جبری. جبری که در تلقیق با قدرت دولتی و لااقل در ایران و عربستان و افغانستان و عراق و سوریه … مگر طبق احکام الهی و مصلحت اسلامی و شئون کائنات و نه بر پایه خاستگاه تاریخی انسان. از اختیار امت تنها، قبول اراده ی الهی، سرنوشت محتوم و فرمانبری از نمایندگان او در روی زمین چیزی یافت نمی شود. ما بی اختیاران در برابر بااختیارانیم. اما تاکی؟

حقِ آتشِ با و بی اختیاران

بهنام چنگائی 

بوی گند کل بساط فرقه ای و کثافتکاری کل موافقان و مخالفان درون و بیرون خیمهِ امامت خامنه ای درآمده است. فرهنگ خودمحور رهبر، بسان خمینی که می گفت: اگر همه بگویند نه، من می گویم آری! ایشان نیز با پس شدن هوای سیاست های ماجراجویانه داخلی، منطقه ای و جهانی خویش، اینک از ترس و ناگزیری صیانت نفس، یکباره فرمان آتش به اختیار به سرسپرددگانش می دهد؛ و دست به ترفند مخاطره آمیز تازه ای برده تامگر همچون همیشه، حق چندشناک خداگونگی اختیارات بی پایانش را در تفویض به مافیای نظامی خویش محفوظ بدارد و «آتش به اختیاران» را در بزنگاهِ خطر بود و نبود گشتن منبر ولایت، بتواند درندگانش را چنان «دست باز» بگذارد که بیاری سرعت عمل در قتلعام مخالفان، شاید مصون بماند و آتش بجان خلافت اش نیافتد. و همزمان با این حکم خودکامانه حق آتش مسلم دفاعی را از بی اختیاران زنجیری اش سلب کند.

پس از 38 سال جنون و خون و خودکامگی مفرط مذهبی توسط، یک کاست کوچک مفتخور با اختیارات شبه خدائی، حالا دیگر مردم عاصی و ستمزده ی ما حکومت ملا، رهبانیت فاسد ولایت فقیه مطلق و جنگ ثروت و قدرت باندها و مافیاهای خرد و درشت همه سویه کل نظام را بیش از هرزمانی خوب می بینند و با تشدید جنگ جناح ها و سران آنها » رهبر و روحانی» در برابر هردو سازش ناپذیرانه ایستاده اند. همگام با آن جنگ مذهبی «شیعی سنی» شعله ورتر شده و به آشوب بزرگی در منطقه رسیده که ترورهای داعشی، پیوسته بر آن دامن زده و بارها به انفجارهای مرگبار اینجا و آنجا انجامیده است. دول عرب مرتجع هم از بیم مردم خود ناگزیر، زیر چتر ائتلاف عرب، صهیونیسم و ترامپ رفته اند. در سوی دیگر امپریالیسم آمریکا نیز خود با بحران های سیاسی اقتصادی فراوانی دست در گریبان است که با غنیمت شمری فرصت، مشغول فروش جنگ آفزارهای مدرن به عربستان و ائتلاف می باشد، و سرگرم روغنکاری بحران های منطقه ای ـ جهانی سرکردگی خویش هست. و خامنه ای با خرد در این بازی مرگ و ویرانی می خواهد شرکت کرده و با تشویق بحران منطقه ای حیات خود را با «آتش به اختیار» تضمین و تداوم بخشد.

جان و مال مردم و تمامیت کشور ما در لبه ی پرتگاه می باشد. و این در حالی ست که قریب به اتفاق کارگران، تنگدستان، گرسنگان، بیدادرسان، زنان، جوانان، مخالفان و اصولا همه غارتشدگان رژیم تاب بردباری ندارد و سر بفریاد زده اند و کمتر کسی پیدا می شود که زهر و شلاق قانون اساسی و قضای الهی ـ اسلامی آن را با پوست و استخوان لمس نکرده باشد. خامنه ای درمانده با دادن حق آتش به اختیار هیچ، نکته ی تازه ای را روشن نکرده که بسود اختیار نداشته ی مردم باشد. و دست آویز کمک رسانی برای سرخوردگی اراده بی اختیار توده ها گردد. مردم ما که اراده تصمیمگیری ندارند؛ چه رسد به اختیار! در فرمان رهبر با انصاف، چه تحفه تازه ای هست تا پس از این بتواند، شفاف تر ساختار جدا از مردمی و ضدبشری شیعی را دلپذیرکند؟! دستگاه قداری که تلنباری از احکام ازلی و ابدی ست؛ اصول و فروع و دستوراتی که جز محصول دست ساز آخوندها نبوده و نیست. برای پی بردن به دلایل دست سازی آن کافی ست ما تنها، به جنگ 1400 ساله سنی شیعی برخودرد تاریخی کنیم.

با تفاوت هانی جهان اسلامی بجان مردمانش افتاده و آنانرا فریب داده و و اسیر فتنه برتریجوئی سران مذاهب سکتاریست کرده است. در این بازی قدرت و سروری دکانداران دینی اصول، مدیریت و رهبری فوق بشری آخوندهای سنی و شیعی کانون مشکل مسلمانان و دیگران است و همو، بنا بر تجربه های خونین تاکنونی، هیچگاه نتوانسته و نمی تواند با اراده ی انسان گرسنه، آسیب پذیر و بی اختیار متحول و متغییر شود. مذاهب با «اختیار انسان» سر سازگاری ندارند، و هرگز انسان شناسانه و نرمش گرایانه و تکاملی به شعور امروزی نوع مسلمان، بهائی نمی دهد و نخواهدداد. بهمین خاطر محتوای دین 1400 ساله بسان دیگر ادیان ابراهیمی مسکوتِ خواست وامانده ی مععم هاست. و ناگزیر مملو است از فرمان ها، ناخوانائی ها و ناهماهنگی های تحمیلی و جبری. جبری که در تلقیق با قدرت دولتی و لااقل در ایران و عربستان و افغانستان و عراق و سوریه …جنایت های بی شمارشان روی هیتلرها را سفیدکرده است. ما بخوبی می دانیم که در این قوانین و دیدگاه های فوق انسانی مذهبی، وظایف به اصطلاح امت بسیار با تهدید، تبیه و تحدید گفته شده و برعکس آن، از تمایل و «خواست آزاد بشر» و ضرورت تنوع نگرش های فلسفی آن، سخنی بمیدان زندگی انسان ها که بیشتر برده اند کشانیده نشده است؛ مگر طبق احکام الهی و مصلحت اسلامی و شئون کائنات و نه بر پایه خاستگاه تاریخی انسان. از اختیار امت تنها، قبول اراده ی الهی، سرنوشت محتوم و فرمانبری از نمایندگان او در روی زمین چیزی یافت نمی شود. ما بی اختیاران در برابر بااختیارانیم. اما تاکی؟

بهنام چنگائی 24 خرداد 1396

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 14 ژوئن 2017 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: