اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

خط مرزی عراق و سوریه، آمریکا را به محاصره درآورده است: دکتر وفیق ابراهیم، استاد دانشگاه لبنان / مترجم: احمد مزارعی

ادامه تمرکز ارتش عربی سوریه در طول کامل مرزها و مرتبط شدن آن‌ها با منطقه تمرکز ارتش عراق و حشد الشعبی در جبهه مقابل، به دو عنصر مهم دلالت دارد: شکست تروریسم و قطع کامل خطوط ارتباطی آن‌ها میان دو کشور  و دوم منهدم کردن پروژه آمریکائی در خاورمیانه مبنی بر بازگرداندن ایران به مرزهای خود و هم‌چنین منع روسیه در رسیدن به کشورهای مشرق عربی از طریق خط ارتباطی ایران، عراق وسوریه. شکی نیست که خطوط ارتباطی روسیه از طریق ترکیه، بر اساس قراردادی که بین روسیه قیصری و دولت عثمانی به امضا رسیده مضمون است و کشتی‌های روسی می‌توانند از طریق دریای سیاه  بسوی مرمره اژه و مدیترانه رفت‌و‌آمد کنند، اما این خطوط و کشتی‌های روسی از طرف ترکیه و پیمان ناتو با دقت مراقبت می‌شوند. اما چنین بنظر میرسد که که خطوط تازه روسی، ایرانی عراقی و سوری بسوی حزب الله در لبنان از نظر ژئوپولتیکی قوی‌تر است و می‌تواند سیاست تک‌قطبی آمریکا را به چالش بگیرد و این خط می‌تواند جاذبه خوبی برای کشورهائی هم‌چون چین باشد که در این مسیر قراردارند، به ویژه در مورد چین می‌تواند از موضع قدرت‌مند تری با آمریکا چالش کرده و مرجعیت جهانی وی‌را تحت تآثیر قراردهد، چندقطبی شدن و تجزیه قدرت جهانی موجب خواهد شد که مرجعیت جهانی و قانون بین المللی مورد احترام قرار گیرد و در نتیجه بتوان بر سرکشی‌های کابوئی آمریکائی که بر قطارهای اقتصادی جهان حمله کرده و به سرقت آن می‌پردازد، لگام زد… دراماتیک ترین علتی که موقعیت و مرجعیت بین المللی آمریکا را تهدید می‌کند جنگ بر علیه دولت سوریه است که از یک برنامه  عربی – خلیجی ، زیر نظر آمریکا برای تغییر دولت سوریه، که قرار بود طی چند ماه بتوسط سازمان‌های تروریستی و تکفیری به‌سرانجام برسد ، و دولت سوریه سقوط کند، اما به علت ضعف ماهیت این برنامه و مجریان آن، تبدیل به برنامه ای برای تخریب و تجزیه سوریه به کانتون‌هائی متعدد گردید، ضروری است در اینجا به این موضوع اشاره شود که میدان نبرد در سوریه به علت مقاومت سرسختانه محور مقاومت، تبدیل به صحنه جنگی جهانی گردید و اداره آن به عهده مستقیم آمریکا، قطر ، عربستان و ترکیه سپرده شد که میلیاردها دلار برایش بودجه منظور گردید و صدها هزار نفر تکفیری نیز از سراسر جهان برای نابودی سوریه به خدمت گرفته شد . اما چرا آمریکا در منهدم کردن سوریه این‌همه اصرار می‌ورزد؟ اصرار آمریکا به این علت است که دولت سوریه از نظر تاریخی اولین دولت مرکزی در تاریخ اموی‌ها می‌باشد، و بنابه علل تاریخی و اجتماعی تآثیر زیادی بر لبنان، اردن و عراق دارد، و نباید جانب اقتصادی سوریه را هم فراموش کرد، زیرا دمشق نقطه انتقال و گذر میان این کشورها و بر عکس است و ترکیه نیز از طریق سوریه می‌تواند وارد کشورهای عربی گردد. اما برای اهمیت سیاسی سوریه تفسیرات بسیار عمیق‌تری وجود دارد، سوریه تنها دولتی است که در صورت منهدم شدنش قضیه فلسطین نیز ملغی می‌گردد و پس از آن جبهه مقاومت منطقه از ایران گرفته تا لبنان نیز پایان می‌یابد، و اردن دیگر وظیفه‌ای نخواهد داشت و عراق نیز یه سادگی تسلیم خواهد شد.

خط مرزی عراق و سوریه، آمریکا را به محاصره درآورده است

نوشته: دکتر وفیق ابراهیم، استاد دانشگاه لبنان

مترجم: احمد مزارعی، 23 خرداد 1396

کافی بود تا امکانات فرهنگی وسیاسی رئیس جمهور آمریکا ، دونالد ترامپ ، ظاهر شود تا بر همگان آشکار گردد که تا چه حد مرجعیت بین المللی واشنگتن مضمحل شده است.

اما کشورهای بزرگ و در پایان کار به موسسات خود وابسته هستند که عادتا بلندپروازی های بی حدومرز ویا رسوائی های روسای جمهور را «کنترل و یا ترمیم «می کنند….، هم اکنون در عرصه سیاست آمریکا چنین وضعیتی حاکم است.

لذا ضرورت دارد و واجب است که این عقب گرد آمریکا را به طریقه ای علمی مورد مطالعه قرار داد تا تحلیل، بیانگر موقعیت فعلی آمریکا باشد.  هم اکنون برنامه های سیاسی و نظامی آمریکا در خاور میانه و جنوب شرق آسیا رو به کاهش و عقب نشینی می باشد و اروپا نسبت به برنامه های ترامپ در مورد تسلط بر اقتصاد کشورهای نفتی تمرد و اعتراض می کند و در عین حال نباید از گسترش افقی چین و بازگشت روسیه به فضای سابق اتحاد شوروی سابق غافل ماند .

در قیاس وضعیت آمریکا در سال های نود قرن گذشته و اوضاع امروزی آن، صاحب نظران بر این عقیده اند که آمریکا درتنگنای اقتصادی بزرگی قرار گرفته و بده‌کاری های آن از حد معمول خارج بطوری که درحجم موقعیت طبقه متوسط آمریکا، یا در حجم استقرار سیاسی آنها خلل وارد کرده است. انعکاس این وضعیت را می توان در تظاهر دشمنی فقرای آمریکا بر علیه خارجی ها مشاهده نمود. در این زمینه صاحب نظران بر این باورند که آمریکا نیاز به بودجه کلانی در حد شش هزار میلیارد دلار دارد تا بتواند دوباره امنیت طبقاتی خود را برقرار سازد و این بودجه هنگفت را تنها در کشورهای خلیج فارس، ژاپن، آلمان و یا کشورهائی می‌توان یافت که در برنامه های اقتصادی خود موفق بوده و توانسته‌اند از نفت و یا موارد دیگر اقتصاد قدرتمندی برای خود به وجود آورند.

پس از فروپاشی شوروی در سال 1989، آمریکا توانست با راه انداختن جنگی گسترده ، وتجاوز به سر زمین‌های دیگران و با کمک انوا ع توطئه های گوناگون ، تسلط جهانی خود را اعمال کند ، آمریکا در این مرحله موفق شد تسلط خودرا جایگزین شوروی سابق و اروپا کرده و چین را هم یک‌جا وادار به سکوت کند و در نتیجه بر تصمیم‌گیری‌های سیاسی ،اقتصادی و مصرفی جهان حاکم شود.

واشنگتن اکنون و پس از بیست‌و‌ هفت سال خود را در وضعیتی بحرانی می‌بیند که کم‌تر کسی می‌تواند آن را انکار کند: اوج‌گیری موشکی چین و ژاپن و آلمان از نظر اقتصادی، بازگشت مجدد قدرت‌مند روسیه و ایران از نظر ژئوپولتیک و نفوذش در کشورهای اسلامی وهم‌پیمانی وی با روسیه.

آیا این وضعیت شگفتی‌آور نیست ؟ واشنگتن اشغال می‌کند و درمی‌نوردد، در حالی‌که اروپا و چین از نظر اقتصادی توسعه می‌یابند و روسیه وایران نفوذ بیش‌تری پیدا می‌کنند؟! ، در حالی‌که آمریکا که جهانی را در نوردید، جنگ‌ها و هرج و مرج‌های عظیمی را بر علیه ملت‌ها سازمان داد، از نظر اقتصادی دچار شکست شده است و هم‌اکنون از نظر یگانه‌بودن مرجعیت جهانی خود نیز در برابر قدرت‌های دیگر در حال شکست است و در جنگ جهانی سومی که بر علیه آن قدرت‌ها به راه انداخت پیروز نشد، و حتی در سلسله جنگ‌های منطقه ای که در افغانستان، شبه قاره هند و کشورهای مشرق عربی نیز به راه انداخت موفقیتی بدست نیاورد.

چه عواملی باعث این وضعیت برای آمریکا شدند؟

جنگی که آمریکابر علیه افغانستان براه‌انداخت به نتیجه نرسید، پس از شانزده سال از شروع جنگ، تا هم‌اکنون طالبان و بقایای القاعده بر هفتاد‌درصد از اراضی افغانستان تسلط دارند.

پس از چهارده سال از تجاوز آمریکا به کشور عراق، در سراسر کشور، سرباز آمریکائی نمی‌تواند حتی یکصد‌متر از پایگاه خود خارج شود، نفوذ و تسلط اول بر سراسر خاک عراق ابتدا دولت این کشور و پس از آن بیش‌ترین نفوذ را ایران دارد و باید گفت که نفوذ آمریکا و ترکیه در عراق حاشیه ای می‌باشد، هم‌چنین ملت مصر برنامه اخوان المسلمین را در مصر که مورد تآیید آمریکا بود، با شکست روبرو ساختند .

مشابه همین وضعیت را باید در لیبی و تونس مشاهده کرد، در آن‌جا نیز دوست‌داران آمریکا با اخوان المسلمین درگیرشده و از حکومت اخراج‌شان کردند، در مورد یمن نیز باید گفت که آمریکا به هم‌راهی با عربستان، خود به جای اخوان المسلمین ، برنامه های جنگی آنها را پیش می‌برد ، زیرا اخوان‌ها نتوانستند اعتماد مردم یمن را جلب‌کنند . در مورد صومالی باید گفت که در آنجا «سیرکی» خونین و باز، زیر نظارت آمریکا به‌راه افتاده و آمریکا تا کنون نتوانسته است موقعیت  را به نفع طرفداران‌ش تثبیت کند.

با این وجود آمریکا نتوانسته است مداخلات نظامی خود را در کشورها و مناطق گوناگون، تبدیل به نفوذ سیاسی و اقتصادی نماید، و باعث آن شده است که بودجه های عظیمی را در برنامه های نظامی به مصرف برساند، بدون این‌که هیچ بازده اقتصادی داشته باشد که بتواند در چرخه اقتصاد آمریکا بکار بیندازد.

اما دراماتیک ترین علتی که موقعیت و مرجعیت بین المللی آمریکا را تهدید می‌کند جنگ بر علیه دولت سوریه است که از یک برنامه  عربی – خلیجی ، زیر نظر آمریکا برای تغییر دولت سوریه، که قرار بود طی چند ماه بتوسط سازمان‌های تروریستی و تکفیری به‌سرانجام برسد ، و دولت سوریه سقوط کند، اما به علت ضعف ماهیت این برنامه و مجریان آن، تبدیل به برنامه ای برای تخریب و تجزیه سوریه به کانتون‌هائی متعدد گردید، ضروری است در اینجا به این موضوع اشاره شود که میدان نبرد در سوریه به علت مقاومت سرسختانه محور مقاومت، تبدیل به صحنه جنگی جهانی گردید و اداره آن به عهده مستقیم آمریکا، قطر ، عربستان و ترکیه سپرده شد که میلیاردها دلار برایش بودجه منظور گردید و صدها هزار نفر تکفیری نیز از سراسر جهان برای نابودی سوریه به خدمت گرفته شد .

اما چرا آمریکا در منهدم کردن سوریه این‌همه اصرار می‌ورزد؟ اصرار آمریکا به این علت است که دولت سوریه از نظر تاریخی اولین دولت مرکزی در تاریخ اموی‌ها می‌باشد، و بنابه علل تاریخی و اجتماعی تآثیر زیادی بر لبنان، اردن و عراق دارد، و نباید جانب اقتصادی سوریه را هم فراموش کرد، زیرا دمشق نقطه انتقال و گذر میان این کشورها و بر عکس است و ترکیه نیز از طریق سوریه می‌تواند وارد کشورهای عربی گردد.

اما برای اهمیت سیاسی سوریه تفسیرات بسیار عمیق‌تری وجود دارد، سوریه تنها دولتی است که در صورت منهدم شدنش قضیه فلسطین نیز ملغی می‌گردد و پس از آن جبهه مقاومت منطقه از ایران گرفته تا لبنان نیز پایان می‌یابد، و اردن دیگر وظیفه‌ای نخواهد داشت و عراق نیز یه سادگی تسلیم خواهد شد.

بنابه مجموعه عوامل بر شمرده شده، سیاست آمریکا در درجه اول بر تغییر نظام سیاسی سوریه متمرکز شد که شکست خورد…. و هم‌اکنون در آستانه شکست دیگری است که هدفش تجزیه کیان سیاسی دولت سوریه بود.

مظاهر شکست آمریکا گوناگون است، اما همه در پیروزی پیمان روسیه، ایران و سوریه متمرکز است که درجهت تحقق دست‌آوردهای عظیمی حرکت کنند که بعضی از این دست‌آوردها برای مستحکم کردن قدرت دولت مرکزی سوریه ضروری است و بخش دیگری در وارد آوردن ضربات کوبنده‌تری در جهت به‌شکست‌کشاندن بر نامه آمریکا در «خاور میانه».

اگر پیش‌رویهای ارتش سوریه در شمال حلب، شرق حمص، شرق تدمر و دمشق در چهارچوب گسترش نفوذ دولت می‌گنجد، با این حساب رسیدن پیش‌گامان اولیه ارتش سوریه و محور مقاومت به منطقه شمالی گذرگاه «تنف» که در مرز عراق وجود دارد، بمثابه اقدامی درجهت یک استراتژی می‌باشد که به کُل‌خاور میانه ارتباط پیدا می‌کند……/ و ادامه تمرکز ارتش عربی سوریه در طول کامل مرزها و مرتبط شدن آن‌ها با منطقه تمرکز ارتش عراق و حشد الشعبی در جبهه مقابل، به دو عنصر مهم دلالت دارد:

شکست تروریسم و قطع کامل خطوط ارتباطی آن‌ها میان دو کشور  و دوم منهدم کردن پروژه آمریکائی در خاورمیانه مبنی بر بازگرداندن ایران به مرزهای خود و هم‌چنین منع روسیه در رسیدن به کشورهای مشرق عربی از طریق خط ارتباطی ایران، عراق وسوریه. شکی نیست که خطوط ارتباطی روسیه از طریق ترکیه، بر اساس قراردادی که بین روسیه قیصری و دولت عثمانی به امضا رسیده مضمون است و کشتی‌های روسی می‌توانند از طریق دریای سیاه  بسوی مرمره اژه و مدیترانه رفت‌و‌آمد کنند، اما این خطوط و کشتی‌های روسی از طرف ترکیه و پیمان ناتو با دقت مراقبت می‌شوند.

اما چنین بنظر میرسد که که خطوط تازه روسی، ایرانی عراقی و سوری بسوی حزب الله در لبنان از نظر ژئوپولتیکی قوی‌تر است و می‌تواند سیاست تک‌قطبی آمریکا را به چالش بگیرد و این خط می‌تواند جاذبه خوبی برای کشورهائی هم‌چون چین باشد که در این مسیر قراردارند، به ویژه در مورد چین می‌تواند از موضع قدرت‌مند تری با آمریکا چالش کرده و مرجعیت جهانی وی‌را تحت تآثیر قراردهد، چندقطبی شدن و تجزیه قدرت جهانی موجب خواهد شد که مرجعیت جهانی و قانون بین المللی مورد احترام قرار گیرد و در نتیجه بتوان بر سرکشی‌های کابوئی آمریکائی که بر قطارهای اقتصادی جهان حمله کرده و به سرقت آن می‌پردازد ، لگام زد.

جنگ مرزی عراق و سوریه هنوز پایان نیافته است، اما دلایل زیادی بر پیروزی قریب الوقوع هر دو ارتش با کمک محور مقاومت وجود دارد، و می‌توان این پیروزی را در خلال در گیری‌های انفجاری در محور آمریکائی با ترکیه و قطر و میان سازمانهای تروریستی و تکفیری در سوریه که در بیش از یک منطقه به کشتار و ذبح یکدیگر مشغولند مشاهده نمود، غیر از همه این‌ها، درگیری میان ترکیه و کُردها است که به علت سیاست‌های واشنگتن ادامه پیدا کرده و تشدید شده اشت.

توضیحات و دلایل فوق بسیار عمیق است، اما ضروری است تا این‌ها را به وضعیت رو به رشد «سازمان شانگهای « ارتباط داد، این سازمان اکنون شامل کشورهای بزرگی به حجم روسیه، چین ، هند و پاکستان و…/ است و قرار است ایران نیز به زودی عضو شود …/ که دلالت بر تشکل مرجعیت‌های بین المللی تازه ای دارد و همه در پرتو شکست آمریکا در خطوط مرزی عراق و سوریه حاصل شده است.

روزهای آینده و پیروزی‌های بیش‌تری که دو ارتش سوریه و عراق بدست خواهند آورد بسیار مهم و حیاتی است، بدون شک این  دو کشور خواهند توانست  پیروزی‌های خود را تبدیل به اهرمی قدرت‌مند و یک استراتژی اساسی کنند که بتواند منطقه مشرق عربی (مشرق عربی شامل کشورهای سوریه، لبنان، اردن وعراق میباشد- مترجم) را از دخالت‌های دو قطب مخرب نظام‌های قرون‌وسطائی خلیج فارس و هم‌چنین استعمار آمریکا که درشکل وقاحت ترامپ کابوئی تجسم یافته، رها سازند.

پایان ترجمه.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 13 ژوئن 2017 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , , , , , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: