اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

بازی باخت باخت ترامپ و ناتوی سنی عربستان، و عقب نشینی ترامپ، جنگ طلبی عربستان و نزدیکی قطر به ایران؟: دو مقاله از سیما صابر/هفته

برای آمریکا روشن است بدون حمایت آنها از آل سعود در مقابل دریافت دلار های نفتی، عربستان مشگل جدی برای بالا کشیدن تنبان خود دارد، نمونه های شفاف آن در مقابل چشممان است، در سوریه تمامی تروریستهای مورد حمایت عربستان قلع و قمع شده اند، در عراق وضع عربستان و تروریستهای سنی اش بهتر نیست، در یمن در برابر نیروهای فقیر ترین کشور عربی مثل یابو در گل مانده است، جنگی که قرار بود ۲ هفته طول بکشد بیش یکسال است ادامه دارد و علیرغم تمام جنایات ضد بشری عربستان و متحدانش آمریکا و بریتانیا هر روز بدتر هم میشود، آبروئی هم برای آل سعود نمانده ده ها هزار کشته، بمبهاهای خوشه ای و فسفری، وبا و دیگر جنایات… مردم زیر فشار ترور خارجی به دولت محلی نزدیک میشوند، در ایران هم چنین خواهد شد، ایران کشوری شیعه است و نقشه عربستان سنی افراطی در کوتاه مدت هم در ایران محکوم به شکست قطعی است و باعث دامن زدن بیشتر به دشمنی میان افراطیون و برتری طلبان سنی و شیعه خواهد شد. عربستان در بازی پوکر خود بلوف زده است و چون این کشور نه توان و نه منابع انسانی پیروزی در چنین بازی را ندارد بی شک بازنده نهائی خواهد بود حتی اگر آمریکا در پس آل سعود ایستاده باشد.
donald-trump-in-saudi-arabien

سیما صابر

ترامپ در اولین کنش سیاست خارجی خود نه تنها نتوانست ایران را دچار بحران سیاسی کند بلکه متحدانش را هم با رفتاری غیر حرفه ای بجان هم انداخت.

مشاوران رئیس جمهور آمریکا که همگی هم نظر عربستان سعودی هستند توانستند ترامپ را متقاعد کنند، تنها راه شکست ایران همکاری با این کشور است، ایران بد است، عربستان خوب! بهترین روش هم برای مقابله یا ملاهای شیعه مذهب ایرانی، ایجاد یک ارتش مشابه ناتو از کشورهای مسلمان سنی منطقه به رهبری دارودسته آدمخوار حاکم بر مکه و مدینه است، مسلح کردن و آماده سازی آن هم به عهده آمریکا باشد، خدا بدهد برکت !
در این مقاله خواهیم دید که آیا عربستان سعودی و اربابانش ( آمریکا و اسرائیل) حساب و کتابهایشان درست درخواهد آمد یا خیر.

عربستان قطر را متهم به دفاع از تروریسم میکند، بدلیل بی ثبات کردن منطقه و حمایت از تروریسم مرز قطر با عربستان بسته میشود و قطر تحت محاصره زمینی، هوائی و زمینی عربستان و اقمارش مانند بحرین و امارات وچند جزیره ی بی اهمیت قرار میگیرد. بقیه ماجرا در چند روز گذشته تیتر بیشتر مطبوعات کاغذی و اینترنتی بود و هست و برای مقاله من کمتر اهمیت دارد، قصد من در این مقاله کوتاه نگاهی به اتهامات عربستان به شیخ نشین قطر و بررسی تاکتیک رژیم عربستان سعودی در منطقه است.

اتهام حمایت قطر از تروریسم بی شک درست است، اما متهم کردن قطر توسط عربستان همانقدر مسخره است که بریتانیا آمریکا را متهم به امپریالیسم کند!
این امری غیر قابل انکار است که شیوخ حاکم بر قطر و عربستان هر دو به فرقه متحجر و بی آبروی وهابی تعلق دارند که «کپی رایت» تروریسم دینی را در اختیار خود دارد. در این منطقه بی ریشه و کم فرهنگ که اعتبار افراد به مال و ثروت و سرسپردگی به افکار و عقاید ارتجاعی است چیز عجیبی نیست که بین حاکمان دیسنی لندهای عربی رقابت بر سر این باشد که کی مرتجعتر است.
نگاهی به ایفای نقش هر دو شیخ نشین وهابی روشن میکند که هر دو خاندان متحجر در منطقه با تلاش بی وقفه مشغول حمایت از تروریسم و یا بی ثبات کردن کشورهای هم مذهب و هم زبان و هم دین اطراف خود بوده وهستند.
اگر قطر در سوریه از القاعده حمایت میکند، عربستان هم داعش و دارو دسته های نزدیک به آمریکا و اسرائیل را مورد عنایت خود قرار میدهد.
اگر قطر از اخوان المسلمین و مرسی در مصر حمایت کرد بر عکس عربستان از رژیم نظامی السیسی حمایت کرد تا مرسی را به زندان بفرستد و با کودتا کار را تمام کند. اگر قطر حامی دارودسته های اسلامی و بقایای القاعده در لیبی است، عربستان از دارودسته نزدیک به حفتر حمایت میکند. هردو کشور در افغانستان هم مشغول تروریسم پروری اند، قطر حامی طالبان است و حتی طالبان در دوحه تنها نمایندگیشان در جهان را گشوده اند و طبعا عربستان پشتیبان نفوذ داعش در افغانستان با همکاری پاکستان است.
قطر بزرگترین مدافع حماس و عربستان بزرگترین دشمن عربی حماس است.
بنابر این قطع روابط با قطر با ادعای بی ثبات کردن منطقه از سوی عربستان مانند این است که مافیای ایتالیا روابط اش رابا مافیای آمریکا بدلیل گانگستر بودن آنها قطع کند!
با این تفاصیل روشن است که قطر هم قربانی بی گناهی نیست!

saudi_arabia_isis
قطر از بدو تاسیس اش توسط بریتانیا زیر تنه سنگین پسر عمه اش عربستان احساس ناراحتی میکرد، این احساس در دوران مدرن اسلحه و «های تک» و پولهای نفتی هر روز بد تر هم میشود، در حالیکه عربستان تمامی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را یا به اقمار خود تبدیل کرده و یا سر جایشان نشانده، قطر هم ادعای دمکراسی و سنت شکنی را در می آورد و هم با بلندگوی تبلیغاتی اش «الجزیره» نظم و قاعده جهان وهابی را بهم زده است، کاری که عربستان سنتی و جاه طلب از آن احساس خطر کرده و تمامی تلاشش را برای مقابله با آن بکار میگیرد.
قطر با تبلیغاتش نقش مهمی در«بهار عربی» بازی کرد و آتش بیار سرنگونی رژیم های متحد عربستان در تونس ( بن علی که پس از سرنگونی اش همچنان مهمان عربستان است) و حسنی مبارک در مصر شد.
اختلاف عربستان و قطر بر سر سیاستهای متفاوت دو کشور در مورد ایران، فلسطین و ترکیه است و طبعا اینک کی وهابی تر است این آخری که مسابقه اثبات خریت است را کنار میگذاریم و میرویم سر اینکه چرا عربستان بازنده احتمالی این رقابت است .
دونالد ترامپ که چند ماه پس از جلوسش به کاخ سفید به نماینده ی اخته ی طبقه حیران «آمریکن دریم » سابق تبدیل شده است، هر روز بیشتر از وعده های انتخاباتی اش فاصله میگیرد و موجب گیجی رای دهندگانش میشود. ترامپ و هوادارانش آهسته متوجه میشود که جلوی نخبگان حاکم بر آمریکا ملق بازی و شعارهای تو خالی «آمریکا فرست» کشک است و هواداران ترامپ با تعجب شاهد این پدیده هستند که قهرمان نارنجی شان هر روز بیشتر شبیه جورج بوش و هیلاری کلینتون میشود، اما همین ترامپ نقش مهمی در وحشیگری اخیر آل سعود دارد.
سفر ترامپ و سیرک پر جلال و جبروتی که الجبیر و دیگر شمشیر (چاقو) کشان آل سعود راه انداخته بودند، مقدمه حرکاتی است که از چند هفته پیش در منطقه شاهدش هستیم.
دعوت قطر به این سیرک برای ان صورت گرفت که به حاکم قطر آخرین فرصت را برای امضای توافق نامه حمله به ایران بدهند و یا بهتر بگویم ترغیبش کنند انگشت بزند، که نشد. حالا که نشد وارد مرحله دوم میشویم، اگر ترغیب و تشویق اثر نکرد «تا نباشد چوب تر..» پس دست به کار تهدید و تنبیه خواهیم شد.
نتایج مرحله دوم برای قطر، قطع روابط و محاصره سیاسی اقتصادی است، مسابقه میانجیگری هم بین کشورهای منطقه و فرا منطقه ای شروع شده است، طبعا برای پالان گذاشتن روی شانه های امیر قطر وگرنه که اکر عربستان خیال سازش با قطر را داشت که عربده نمی کشید و نفس کش نمی طلبید.

saudi_arabia_4jh
قطر یک مشت آدم درجه دو حماس را با آخ و واخ از قطر اخراج کرد تا مزه دهن عربستان را بچشد، آل صعود گفت «نوچ» کمه!
قطر فهمید سمبه پر زور است، سراغ تهران و آنکارا رفت، عقلشان میرسید که آمریکا همدست آل سعود است و از همان ابتدا سراغ لات یانکی نرفتند و حتی پیشنهاد میانجی گری ترامپ را با «شکرا» رد کردند.
قطر میداند ورود ایران به ماجرا مهم است اما هزینه خودش را دارد، اسم هزینه هم سوریه است، شرط ایران خروج قطر از سوریه است (قطع حمایت مالی و نظامی از القاعده در سوریه) ، ورود ایران اما به معنی پیوستن قطر به اتحاد جدیدی نیست، در ضمن هم آخوندهای حاکم بر ایران دلشان برای شرکت در جنگی جدید اینبار بخاطر جناح مدرن وهابیت لک نزده است و هم قطر عاشق چشم و ابروی ملاها ست ، حمایت ایران محدود به بازگذاشتن بنادر ، تامین مواد غذائی شیخ نشین خواهد بود و امن نگاه داشتن خلیج فارس و آسمان آن است حتی برای قطر.
حمایت ترکیه بیشتر سمبولیک است، ترکیه با قطر یک پیمان نظامی امضا کرده است و به روایتی بین ۶۰ تا ۱۶۰ نظامی ترک در خاک قطر مستقر کرده است، در مقابلش آمریکا بزرگترین پایگاه نظامی اش را در قطر بر پا کرده و جایش هم فعلا خوش است.
ایران میتواند حمایت سیاسی و اقتصادی و ضمانت صادرات و واردات به قطر را به عهده بگیرد. ترکیه نه میخواهد و نه توان در افتادن با آمریکا در خلیج فارس را دارد، اردوغان تا کمر در مستراحی که خود با حمایت از تروریسم در سوریه راه انداخته فرو رفته، مشگل کردهای سوریه و پ کا کا و شاهکارهای سیاسی اش در رابطه با دیگر کشورهای اروپائی از یکسو و پس رفتن توریسم دست وپایش را بسته است، حمایت ترکیه مثل همیشه در حد هارت و پورت است و حداکثر صادرات البسه و میوه.
تا اینجا بنظر میرسد عربستان دست بالا را دارد، اما این ظاهر قضیه است .
عربستان بدلیل ارزانی نفت و گاز و ریخت و پاشهایش مانند خرید های سنگین تسلیحاتی، جنگ سرتا پا رسوا در یمن، حمایت مالی شدید از داعش و دیگر تروریستهای منطقه دچار وضعیت مناسب مالی نیست.
برای آمریکا روشن است بدون حمایت آنها از آل سعود در مقابل دریافت دلار های نفتی، عربستان مشگل جدی برای بالا کشیدن تنبان خود دارد، نمونه های شفاف آن در مقابل چشممان است، در سوریه تمامی تروریستهای مورد حمایت عربستان قلع و قمع شده اند، در عراق وضع عربستان و تروریستهای سنی اش بهتر نیست، در یمن در برابر نیروهای فقیر ترین کشور عربی مثل یابو در گل مانده است، جنگی که قرار بود ۲ هفته طول بکشد بیش یکسال است ادامه دارد و علیرغم تمام جنایات ضد بشری عربستان و متحدانش آمریکا و بریتانیا هر روز بدتر هم میشود، آبروئی هم برای آل سعود نمانده ده ها هزار کشته، بمبهاهای خوشه ای و فسفری، وبا و دیگر جنایات.

usa_arab
در لبنان عربستان نقش و دستش رو شده و متحدان نزدیکش هم برایش تره خرد نمی کنند.
مرحله دوم نقشه عربستان و آمریکا منجر به ایجاد یک اتحاد گسترده علیه ایران با کمک قطر نمی شود، تلاش ایجاد یک ناتوی عربی سنی با مهندسی ترامپ و ایجاد یک ناندانی جدید برای صنایع جنگی آمریکا در اولین گامش به شکست انجامید.
برنامه سر هم بندی یک ناتوی سنی بجای آنکه موجب ایجاد اتحاد بین کشورهای عربی شود برعکس منجر به نمایان شدن ترک های عمیق اختلافات بین آنها شد، اولین تاکتیک مشترک آمریکا و عربستان پس از روی کار آمدن ترامپ در عرض کمتر از چند روز عملا شکست خورده است.

اصولا سیادت عربستان در جهان اهل سنت بشدت زیر سوال است، بجز چند کشور فقیر و دیسنی لندهای خلیج فارس بقیه کشورهای مسلمان به رهبری ادعائی عربستان کمترین وقعی نمی نهند و هر کشوری ساز خودش را میزند، نگاهی به این لیست بیندازیم، نام کشورهائی مانند قطر، ترکیه، الجزایر، پاکستان، لبنان، عراق، عمان، یمن، تونس و سوریه نشان میدهد که کشورهای مهم اسلامی برایشان تمایلات وهابییون عربستان کمترین اهمیتی ندارد.
عربستان در مرحله بعدی سعی در بمبگذاری و ترور در ایران و قطر خواهد کرد، اولین نشانه های آن را در تهران تجربه میکنیم، این سیاست در تمام کشورها به عکس خود مبدل شده است، مردم زیر فشار ترور خارجی به دولت محلی نزدیک میشوند، در ایران هم چنین خواهد شد، ایران کشوری شیعه است و نقشه عربستان سنی افراطی در کوتاه مدت هم در ایران محکوم به شکست قطعی است و باعث دامن زدن بیشتر به دشمنی میان افراطیون و برتری طلبان سنی و شیعه خواهد شد.
عربستان در بازی پوکر خود بلوف زده است و چون این کشور نه توان و نه منابع انسانی پیروزی در چنین بازی را ندارد بی شک بازنده نهائی خواهد بود حتی اگر آمریکا در پس آل سعود ایستاده باشد.

https://mejalehhafteh.com/2017/06/10/

***

قطر از یک عربستان پر قدرت در واشنگتن و از دریای اسلحه این کشور و غیر قابل پیش بینی بودن سیاست حاکمان مکه و دینه بیشتر از یک ایران شیعی واهمه دارد٬ هرکس نداند امیر قطر بهتر از همه میداند که ایران هنوز به آن مرحله از دیوانگی نرسیده است که به قطر یا کویت و بحرین به بهانه گسترش حکومت شیعی حمله کند و آنها اشغال کند اما همین امیر قطر بخوبی میداند که یک عربستان وهابی میتواند به بهانه مقابله با تروریسم و خطر ایران آنها قربانی سیاستهای جنگ افروزانه خود کند… عربستان سعودی در کارنامه ی خود حمایت مالی برای گسترش مدارس مذهبی در افغانستان٬ پاکستان و از آنجا گسترش عقاید افراطی اسلام وهابی در این مناطق را داشته٬ که بعدا به حمایت مالی و نظامی از مجاهدین افغان منجر شد و در مسیر تحولات بعدی منجر به تشکیل طالبان و القاعده در افغانستان گردید٬ عربستان همچنین از فعالیتهای تروریستی در عراق پس از سرنگونی صدام حسین٬ در بوسنی و مناطق مسلمان نشین پس از اشغال یوگسلاوی و حمایت مستقیم از تروریستهای شدیدا افراطی در سوریه دست برنداشته و حتی در مناطق دور دست جنوب شرقی آسیا مانند اندونزی و فیلی پین هم به حمایت از فعالیتهای تروریستی دست میزند. حمایت عربستان از مسلمانان افراطی در مناطق مسلمان نشین چین٬ روسیه٬ تاجیکستان امروز جای تردید ندارد. لابی گری عربستان سعودی در ایالات متحده در چندین سال گذشته امکانات و عرصه های جدیدی را برای شیوخ مرتجع حاکم بر این کشور گشود٬ نزدیکی آنان به نئوکانهای نظامی و نفتی و دلالان قدرت در هردو حزب مهم آمریکا موجب مستحکم شدن پایه های سیاستهائی شد که حتی ترامپ را هم بداخل شبکه خود کشاند… یک عربستان پر قدرت تا دندان مسلح و مورد حمایت آمریکا میتواند هر ساعت خطری مستقیم برای قطر٬ عمان و یا کویت و حتی امارات عربی باشد. عربستان که در گذشته با اشغال بحرین نشان داده است کوچکترین اختلاف نظر و یا تحولی را که موجب باز شدن فضای سیاسی کشورهای عربی شود را تحمل نمی کند٬ با دخالتهای خود در امور داخلی لبنان٬ بحرین٬ مصر و یمن موجب افزایش تنشها و کودتا در مصر و سرنگونی دولت منتخب مرسی و اخوان المسلمین نزدیک به قطر٬ اشغال بحرین و جنگ افروزی در یمن در هراس از باز شدن فضای سیاسی در اینکشورها شده است آنهم در دوران اوباما یعنی در دورانی که عربستان چک سفید ترامپ را هم در جیبش نداشت و تمام این دخالتها به بهانه مقابله با ایران!(فراموش نکنیم متهم کردن مرسی به جاسوسی برای ایران) بهانه ای واهی چرا که ترس واقعی عربستان نه تشکیل یک دولت شیعی در یمن است که عربستان نگران تشکیل یک حکومت انقلابی و یا ضد دیکتاتوری با انتخابات و باقی قصه هاست.

عقب نشینی ترامپ، جنگ طلبی عربستان و نزدیکی قطر به ایران؟

سفر دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا به خاورمیانه را در راستای فاصله گرفتن هر چه بیشتر از وعده ها و قولهای انتخاباتی میتوان ارزیابی کرد٬ ترامپ که در پیامهای تویتری معروفش بارها عربستان را به عنوان «کشور متحجری که عقاید متحجر وهابی را گسترش میدهد و با درآمدنفتی اش بزرگترین حامی تروریسم افراطی اسلامی» مورد حمله قرار داده بود٬ پس از رسیدن به مقام ریاست جمهوری گام به گام از این اظهاراتش فاصله گرفت تا آنجا که در دیدارش از عربستان، حکومت ارتجاعی وهابی این کشور را مورد تفقد و تشویق قرار داد و انرا از ستونهای اصلی مبارزه با افراط گرائی و تروریسم نامید. (۱)
قرار دادهای سنگین فروش اسلحه به کشوری که بزرگترین حامی مالی و نظامی تروریستهای اسلامی در عراق٬ افغانستان و سوریه است و به حاکمان متحجری که حمایت مالی مستقیم آنها از القاعده در افغانستان و خاورمیانه منجر به حملات یازدهم سپتامبر شد نشان میدهد که نه تنها ترامپ بلکه تمامی نخبگانی که در آمریکا سر نخهای تصمیمات مهم را در دست خود دارندحاضرند در ازای قرار دادهای نان و آبدار تمامی «آمریکن دریم» و حقوق بشر و حقوق زنان را به سطل زباله سرازیر کنند و در گسترش جنگ و ویرانی و زیر پا نهادن حقوق بشر در منطقه تردیدی به خود راه ندهند.
عربستان سعودی در کارنامه ی خود حمایت مالی برای گسترش مدارس مذهبی در افغانستان٬ پاکستان و از آنجا گسترش عقاید افراطی اسلام وهابی در این مناطق را داشته٬ که بعدا به حمایت مالی و نظامی از مجاهدین افغان منجر شد و در مسیر تحولات بعدی منجر به تشکیل طالبان و القاعده در افغانستان گردید٬ عربستان همچنین از فعالیتهای تروریستی در عراق پس از سرنگونی صدام حسین٬ در بوسنی و مناطق مسلمان نشین پس از اشغال یوگسلاوی و حمایت مستقیم از تروریستهای شدیدا افراطی در سوریه دست برنداشته و حتی در مناطق دور دست جنوب شرقی آسیا مانند اندونزی و فیلی پین هم به حمایت از فعالیتهای تروریستی دست میزند.
حمایت عربستان از مسلمانان افراطی در مناطق مسلمان نشین چین٬ روسیه٬ تاجیکستان و … امروز جای تردید ندارد.
لابی گری عربستان سعودی در ایالات متحده در چندین سال گذشته امکانات و عرصه های جدیدی را برای شیوخ مرتجع حاکم بر این کشور گشود٬ نزدیکی آنان به نئوکانهای نظامی و نفتی و دلالان قدرت در هردو حزب مهم آمریکا موجب مستحکم شدن پایه های سیاستهائی شد که حتی ترامپ را هم بداخل شبکه خود کشاند.
دور شدن ترامپ از مواضع قبل از ورودش به کاخ سفید موجب قدرت گیری لابی عربستان و اسرائیل در آمریکا گردید٬ با قراردادهای عظیم تسلیحاتی ترامپ و عربستان٬ ترامپ رسما ادامه حمایت نظامی از تروریستهای القاعده و داعش را توسط عربستان ممکن ساخت و این معامله مانند آمپول دوپینگی برای تروریستهای اسلامی و سیا در منطقه است که با فروش این سلاحها بودجه عملیات تروریستی سیا و پنتاگون برای چند سال آینده تامین مالی میشود.
بنظر «مارک کرنویچ» سیاست خارجی دونالد ترامپ توسط گلوبالیستهائی که در کاخ سفید نفوذ داشته و به لابی مالی عربستان و اسرائیل نزدیکند کنترل میشود. مشاور امنیت ملی ترامپ «مک مستر»(۲) و معاون او «دینا حبیب پاوول»(۳) عملا موفق به تغییر نظر ترامپ در مورد عربستان شده و به روایتی او را مجبور به اینکار کردند.(۴)
دینا حبیب پاوول که در عین حال مشاور دختر ترامپ ایوانکا و داماد یهودی اش «کوشنر» نیز هست از لابیستهای معروف عربستان سعودی بوده و ارتباطات نزدیکی با مشاور و معتمد٬ بدنام و مشهور هیلاری کلینتون «هما عابدین» دارد فردی که برای نزدیکی اش به حاکمان مرتجع عرب برای خودش نامی دست وپا کرده است٬ موضوع آنجا جالبتر میشود که بدانیم خانم هما عابدین دارای روابط نزدیکی با «والری جرت» مشاور باراک اوباما میباشد که تمام تلاش خود را مصروف شکست ترامپ و کنار گذاشتن وی میکند٬ در واشنگتن این شایعه که مک مستر و دینا حبیب پاوول سوراخهای اطلاعاتی نیویورک تایمز در کاخ سفید هستند بر سر زبانهاست.
به روایت مارک کرنویچ همین مشاور امنیت ملی ترامپ مک مستر نقش اصلی در امضای قرارداد تسلیحاتی با عربستان سعودی را داشته است٬ و مک مستر مدعی است که هدف از تسلیح عربستان به یلاحهای مدرن و خطرناک فراهم آوردن این امکان برای ارتش اینکشور برای مداخله زمینی در سوریه است (۵)

saudi_laby_01

انتخاب روبرت مولر نئوکان از افراد نزدیک به جورج بوش و از فعالان متخصص کمرنگ کردن نقش عربستان در ماجرای یازده سمپتامبر، به عنوان بازرس ویژه بررسی پرونده ارتباط ترامپ و روسیه  و انتخاب احتمالی «جو لیبرمن» دشمن قسم خورده ترامپ به عنوان رئیس اف بی آی میتواند روند تسلیم شدن ترامپ به نخبگان قدرت در آمریکا را سرعت بخشیده باشد و شاید هم نوید پایان دوران کوتاه ریاست جمهوری وی باشد.(۶)
خطر مسلح کردن عربستان
مسلح کردن ارتش عربستان به سلاحهای مدرن و سنگین در این حجم نه تنها تهدیدی برای یمن میباشد که مستقیما دیگر همسایه های اینکشور را نیز تهدید میکند٬ عربستان با این امکانات قصد انتقال جنگهای جدیدی را به مرزهای ایران بزرگترین رقیبش در منطقه را دارد٬ در حالی‌‌که تا بحال عربستان بدلیل سیاستهای دوران اوباما احساس امنیت و حمایت مستقیم آمریکا از سیاستهایش را از دست داده بود٬ پس از این معامله خود را هرچه بیشتر مطمئن تر از هر زمان دیگری برای بکار گیری سیاستهای جنگ افروزانه اش در منطقه احساس میکند.
این احساس اطمینان و اعتماد به نفس عربستان که از سوی اسرائیل و آمریکا نیز تقویت میشود تهدید مستقیمی برای مرزهای شرقی٬ جنوبغربی و غرب ایران است.
تشکلهای بدنام مخالف ملاهای حاکم در ایران مانند سازمان مجاهدین خلق که حاضر به تن دادن به هر نوع رذالتی برای رژیم چنج در ایران میباشند٬ گروه های کم اهمیت تری مانند تروریستهای اسلامی و وهابی در شرق ایران و یا سازمانهای شوونیست «چپگرای کرد» مانند حزب دمکرات کردستان ایران٬ حزب کومله، پژاک و یا جدیدا حزب کمونیست ایران برای دلار های سعودی و همکاری با ترامپ مانند تجربه روژاوا کیسه دوخته و به صف شده اند.
اما خطر عربستان سر مست از حمایت سیاسی و نظامی آمریکا تنها شامل حال ایران نمی شود بجز سوریه و عراق که مستقیما خود را برای دخالتها و حمایتهای جدید عربستان و تروریستهای مورد حمایتش آماده میکنند دیگر همسایه های ظاهرا هم پیمان عربستان نیز از «الطاف» حاکمان این کشور در امان نیستند!
یک عربستان پر قدرت تا دندان مسلح و مورد حمایت آمریکا میتواند هر ساعت خطری مستقیم برای قطر٬ عمان و یا کویت و حتی امارات عربی باشد. عربستان که در گذشته با اشغال بحرین نشان داده است کوچکترین اختلاف نظر و یا تحولی را که موجب باز شدن فضای سیاسی کشورهای عربی شود را تحمل نمی کند٬ با دخالتهای خود در امور داخلی لبنان٬ بحرین٬ مصر و یمن موجب افزایش تنشها و کودتا در مصر و سرنگونی دولت منتخب مرسی و اخوان المسلمین نزدیک به قطر٬ اشغال بحرین و جنگ افروزی در یمن در هراس از باز شدن فضای سیاسی در اینکشورها شده است آنهم در دوران اوباما یعنی در دورانی که عربستان چک سفید ترامپ را هم در جیبش نداشت و تمام این دخالتها به بهانه مقابله با ایران!(فراموش نکنیم متهم کردن مرسی به جاسوسی برای ایران) بهانه ای واهی چرا که ترس واقعی عربستان نه تشکیل یک دولت شیعی در یمن است که عربستان نگران تشکیل یک حکومت انقلابی و یا ضد دیکتاتوری با انتخابات و باقی قصه هاست.

trump_arabia

امروز قطر از یک عربستان پر قدرت در واشنگتن و از دریای اسلحه این کشور و غیر قابل پیش بینی بودن سیاست حاکمان مکه و دینه بیشتر از یک ایران شیعی واهمه دارد٬ هرکس نداند امیر قطر بهتر از همه میداند که ایران هنوز به آن مرحله از دیوانگی نرسیده است که به قطر یا کویت و بحرین به بهانه گسترش حکومت شیعی حمله کند و آنها اشغال کند اما همین امیر قطر بخوبی میداند که یک عربستان وهابی میتواند به بهانه مقابله با تروریسم و خطر ایران آنها قربانی سیاستهای جنگ افروزانه خود کند.
امروز ایران در برابر سیاستهای توسعه طلبانه و جنگ افروزانه عربستان تنها نیست٬ به لطف حماقتهای ترامپ بجز سوریه و عراق شیخ نشینهای خلیج فارس هم در مورد روابطشان با ایران باید تجدید نظر کنند.

https://mejalehhafteh.com/2017/05/29/

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 11 ژوئن 2017 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: