اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

اخبار و گزارشات کارگری 19 خرداد 1396، اجلاس ILO و مواجهه کارفرمایان و دولت ایران با ۲ مقاوله‌نامه گفت‌وگو با علیرضا نوایی، فعال «اتحاد بین‌المللی در حمایت از کارگران ایران»: لیلا محمودی، و بیانیۀ 5 تشکل داخل کشور خطاب به همۀ سازمان های کارگری جهان

اخبار و گزارشات کارگری 19 خرداد 1396

اعتراض به طرح کارورزی وظیفه ای همگانی (کارگران،معلمان،پرستاران،کارمندان،دانشجویان،فارغ التحصیلان دانشگاه ها،دانش آموزان ،جوانان متقاضی کارو….) است

اعتراض به اجرای طرح کارورزی دفاع ازدستاوردهای کارگران، حقوق خود ونسل های آینده است
-«طرح کاروزی» وزارت کار، مغایر با  توسعه منابع انسانی است!

– گزارش کانون مدافعان حقوق کارگر به یک صدو ششمین اجلاس آی ال او

– فراخوان گردهمایی5سندیکای فرانسه برای همبستگی با کارگران ایران درژنوهمزمان با اجلاس سالیانه سازمان جهانی کار

– سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه:

حملات تروریستی علیه مردم بی دفاع را محکوم می کنیم

– کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری:

«دست تروریست های جانی و مرتجع از سر مردم کوتاه باد »

«طرح کاروزی» وزارت کار، مغایر با  توسعه منابع انسانی است!

اقدام اخیر وزارت کار دولت یازدهم در باره آنچه به اشتغالزایی نسبت داده میشود جای حرف و حدیث بسیار دارد این اقدام با  ایجاد سامانه کاروزی از سوی وزارت کار کلید خورده است و قرار است بیکاران فارغ التحصیل دز این سامانه نام نویسی کنند تا زمینه اشتغال آنها بعد از طی گذران 9 ماه کارورزی با حد اکثر دستمزدی برابر یک سوم مبلغ حداقل آخرین دستمزد و بدون هیچ مزایایی ، فراهم شود!

فارغ از اینکه کشور در دوران انتخابات قرار داشته است و فارغ از وعده های انتخاباتی که قاعدتا بخشی از آن برای کشاندن کارگران و جوانان جویای کار به پای صندوق ها داده اند؛ فارغ از این موضوع که اشتغالزایی یکی از اساسی ترین میدان های مبارزه بین دو رقیب اصلی در موسم انتخابات بود و هست؛ و بدون درنظر داشت همه ملاحظات ناشی از تب و تاب انتخابات؛ موضوع طرح کارورزی از سوی وزارت کار دولت یازده ادامه همان سیاست هایی است که در دولت های نهم و دهم آغاز شد و دستور العمل هایی چون طرح «استاد شاگردی نوین» را رقم زد که طرح پایلوت آن در دولت یازدهم اجراشد و ادامه همان یورش سازمان یافته ایست که طی سال ها از سوی همه دولت ها به قانون کار شد و در دولت یازدهم هم با لایحه ضد کارگری تدوین شده در دولت احمدی نژاد به مجلس راه یافت و دولت یازدهم نیز تا روزهای منتهی به انتخابات از بازپس گیری آن خودداری کرد. سیاست اقتصادی توسعه گریزی که بر پایه :

1)  مقررات زدایی از روابط کار اعم از مقررات ناشی از اصول مصرحه در قانون اساسی ، قانون کار و تعهدات دولت در قبال مقاوله نامه های سازمان بین المللی کار (ILO)

2)مطیع سازی نیروی کار بالقوه (جویندگان کار)

3)   حفظ نرخ دستمزد ها در کمترین حد ممکن

4)    کاهش انتظارات در بین فارغ التحصیلان

5)    دادن رانت مثبت به سرمایه گذاران  ازراه گزینش به اختیار و ارزان و مطیع نیروی کار

6)  دادن رانت مثبت به سرمایه گذاران و سیستم کارفرمایی با کاهش تعهدات قانونی در برایر نیروی کار

7)     ایجاد رقابت منفی در بین شاغلین  و بیکاران برای حفظ شغل و تنظیم عرضه و تقاضا به سود سرمایه داران

استوار میشود؛

دلایل چنین رویکردی چیست؟ چرا دولت ها با آگاهی نسبت تاثیرات چنین سیاست هایی حاضرند روش های منسوخ و مطرودی چون طرح قرون وسطایی «شیوه نامه استاد شاگردی نوین » و طرح «کارورزی فارغ التحصیلان » را اجرایی کنند ؟

پس از کارگران شاغل که نبود امنیت شغلی، و کاهش نرخ مزد و درآمد به نسبت هزینه های یک زندگی معمولی آنها را دراستیصال قرار داده است ؛ انبوه بیکاران زن و مرد بیشترین جمعیت آسیب پذیر کشور را تشکیل می دهند . زنان و مردانی که بخش قابل توجهی از آنان از تحصیلات بیش از دیپلم برخوردارند  و هزینه های گزافی را برای گذران دوره تحصیل تا فارغ التحیل شدن پرداخته اند . سرمایه داری در ایران با کالایی کردن دانش این نیروها را  دز زمان تحصیل به غایت سرکیسه کرده است و حالا در بدو ورود به بازار کار احتمالی نیز با شیوه ای کاملا استثمارگرانه آنها را برای مدت معینی به بیگاری وامیدارد ! وقتیتحصیل کرده ها برای مدتی باید با دریافت یک سوم حقوق پایه و بدون هیچگونه بیمه و مزایایی به عنوان کارورز در اختیار صاحبان سرمایه قرار گیرند کاملا طبیعی است که جویندگان کار بدون تحصیلات دانشگاهی با شیوه های منسوخ استاد شاگردی به رایگان در اختیار کارفرمایان قرار گیرند !

طراحان این شیوه به اصطلاح اشتغالزایی در سطح معاونین وزارت کار هیچ اعتنایی به قوانین بالا دستی از قبیل قانون اساسی و قانون کار به ویژه فصل پنجم آن تحت عنوان آموزش و اشتغال ندارند ! هیچ قیدو تعهدی در برابر مقاوله نامه 142 سازمان بین المللی کار مصوب 1975در باره توسعه منابع انسانی ندارند و احتمالا حتی یک بار هم آنرا مطالعه نکرده اند و برای آنها مهم نیست که حتی سازمان های رسمی کارگری موجود در شورای عالی کار در باره تصمیم گیری های درست و قانونی و یا نادرست و غیر قانونی چنین طرح هایی نظر دهند! برای طراحان طرح کارورزی این خطای فاحش بسیار عادی تلقی میشود که طرح هایی را خلاف روند قانونمند  آن مصوب کنند !

مقاوله نامه 142 در باره توسعه منابع انسانی در ماده پنج  خود  به اعضا تکلیف می کند که: «سیاست ها و برنامه های راهنمایی حرفه ای و آموزش حرفه ای باهمکاری سازمان های کارفرمایان و کارگران و در صورت اقتضاء برابر قانون و روال ملی با همکاری سایر نهاد های ذینفع ، تهیه و تنظیم و اجرا خواهد شد.»

طراحان سیاست کارورزی با تغییر واژه کارآموز به کارورز عملا میخواهند قانون کار را دور زده و از تعهداتی که قانون در فصل پنجم به عهده دولت و سازمان های فنی و حرفه ای گذاشته است شانه خالی کنند!

از سوی وزارت کار تلاشی برای ایجاد زیر ساخت ها ی لازم اشتغالزایی در حوزه تعاونی ها و تقویت بخش تعاونی اقتصاد که با ادغام وزارت تعاون و وزارت کار به عهده اش گذاشته شده است؛ دیده نمی شود . یکی از بخش هایی که در اقتصاد ایران همواره کاملا مورد بی اعتنایی قرار میگیرد ؛ ایجاد تعاونی های تولید است که با توجه جدی به آن بخش قابل توجهی از انرژی و پتانسیل نیرو های تحصیل کرده می تواند با طرح و برنامه های مشخصی به کار گرفته شود ؛ اما چنین رویکردی درپیشبرد سیاست های نئولیبرالی خوشایند نیست ! اینها حلقه هایی در زنجیره اقتصاد ملی است که نادیده گرفته میشوند واین نادیده گرفتن به هیچ روی تصادفی نیست. کاهش نقش تعاونی در اقتصاد ایران سرآغاز افزایش نقش بخش خصوصی و کمک به ورود سرمایه های فراملیتی است که توسعه گریزی برپایه موارد یاد شده در بالا را مقدم بر تولیدات ملی  میداند.

حسین اکبری-19خرداد

گزارش کانون مدافعان حقوق کارگر به یک صدو ششمین اجلاس آی ال او

سال ۱۳۹۵، سالی دردناک برای کارگران ایران بود. در کنار حداقل دستمزد چند برابر کمتر از خط فقر، استمرار عدم پرداخت به موقع دستمزدها، قراردادهای سفید امضا و موقت، نبودن پوشش بیمه و خدمات بهداشتی مناسب، تعطیلی واحدهای تولیدی پس از واگذاری به بخش خصوصی و تعدیل نیرو و اخراج های پس از آن، نبود ایمنی کار نیز کارگران بسیاری را به کام مرگ کشاند، آتش نشانان و کارگران تولیدیهای پوشاک در ساختمان پلاسکو (که در گزارش های رسمی حتا اسمی از آنها برده نشده است)، حادثه معدن یورت که به کشته شدن ۴۳ کارگر منجر شد و صدها کارگر ساختمانی و صنعتی دیگر. وضعیت ایمنی کار در ایران چنان بحرانی شده که هر روز بیش از ۵ نفر در اثر حوادث کار در کارگاه ها و محل های کارشان در حقیقت به قتل می رسند که از جمله دلایل این قتل ها سهل انگاری های کارفرمایان، نبودن کمترین استانداردهای ایمنی، سودطلبی و واگذاری معادن و صنایع تحت عنوان خصوصی سازی به افراد غیر متخصص و بدون در نظر گرفتن منافع کارگران است.

و برای کارگران مهاجر، کودکان کار و کارگران زن این بی حقوقی ها چند باره است.

از سوی دیگر دولت در تدارک تغییر قانون کار به نفع سرمایه داران است تا همین حداقل قوانین حمایتی باقی مانده نیز از قانون حذف شود تا بی حقوقی مطلق کارگران ایران وسیله ای برای جذب سرمایه های خارجی باشد. پاسخ دولت به بیکاری گسترده نیروی جوان و متخصص، اجرایی شدن طرح کارورزی فارغ التحصیلان دانشگاهی بیکار از مقطع کاردانی تا مقطع دکتری با یک سوم حداقل حقوق تعیین شده است که در واقع نوعی به بردگی کشیدن نیروی کار متخصص و جوان است. به خصوص که پس از اتمام دوره کارورزی کارفرمایان هیچ تعهدی در قبال جذب قطعی کارورز را در واحد مربوطه ندارند. این شیوه استثمار بی حد و اندازه که سالها به شکل غیر رسمی انجام می شد اکنون با تصویب و اجرایی شدن آن شکل رسمی و قانونی به خود گرفته است.

همه ی این ها در حالی است که هیچ کدام از مقاوله نامه های سازمان جهانی کار نظیر ۹۸، ۸۷ و ۱۱۱ که توسط ایران به امضا رسیده و دولت ایران مفاهمه نامه ای برای اجرای آنها امضا کرده است (۱۳۸۳)، محلی از اعراب ندارند و اجرا نمی شوند.

عدم پرداخت به موقع دستمزد کارگران به روالی روتین در ایران تبدیل شده است و کارگران از دو تا ۲۴ ماه و حتا بیشتر حقوق معوقه دارند. این کارگران مجبورند با گرفتن قرض از نزدیکان یا وام از بانکها زندگی خود را بگذرانند، وام هایی که بابت آن باید بهره های کلان بپردازند. درحالی که هیچ جریمه دیرکردی بابت این حقوق های معوقه به آنان پرداخت نمی شود.

در مقابل کارگران ایران ساکت ننشسته و آنچه را که سرمایه داران و کارفرمایان خصوصی و دولتی برایشان رقم می زنند، نپذیرفته و با اعتراضات و اعتصاب های پی در پی به مقابله با آن پرداخته و می پردازند. هر روزه تجمع های اعتراضی و اعتصاب کارگران در واحدهای تولیدی مختلف در سراسر ایران رخ می دهد. در بسیاری از این اعتراضات خانواده های کارگران نیز حضور فعال داشته اند. نمونه ای از این اعتراضات در زیر آمده است:

اعتصاب کارگران خدماتی شهرداری شهرهای رشت، رشتخوار ، لوشان، شوشتر، بجنورد، کوزران، دزفول، فراغی، ایذه، کنگاور، زاهدان، نی ریز و…

مربیان پیش دبستانی وآموزش دهندگان نهضت سوادآموزی ( یکی از آموزش دهندگان که برای پیگیری مطالبات خود به مجلس رفته بود، در جریان حمله به مجلس کشته شده است)

و اعتصاب کارگران در واحدهای فولاد البرز، فولاد زاگرس، آذریت تبریز، سیمان دهلران ، سدید ریخته گر، کارگران قرارداد موقت بندر امام خمینی، معدن ذغال سنگ طرزه، مجتمع نی شکر هفت تپه، فرنخ، ناز نخ قزوین، شرکت پیمانکاری سایبر بیرنگان در استان چهارمحال بختیاری، کارخانه روغن نباتی گلنار، پلی‌اکریل، چوکای تالش، گندله سازی اردکان ،شرکت فراپتروساز در بندرعباس، شرکتهای پیمانکاری پتروشیمی ایلام، شرکت ارسا ساختمان، (یکی از پیمانکار آزاد راه تهران شمال) ، شرکت پاکینه شوی واقع در شهرک صنعتی خرمشهر، پتروشیمی پردیس، کارخانه فولاد بویرصنعت یاسوج ، کارگران حمل بار فرودگاه مهرآباد، کارخانه آلومینیوم المهدی ،پالایشگاه ستاره خلیج فارس در بندرعباس، پیمانکاری ماشین سازی اراک، پتروشیمی پردیس، شرکت پتروشیمی اروند، پتروشیمی جم، پیمانکاری عسلویه ، کارکنان تأمین نیروی شرکت پیمانکاری نگهداشت کاران (زیرمجموعه پتروشیمی فن آوران، کارخانه قند قهستان در استان خراسان جنوبی، پروژه مرمت مجموعه ارگ قدیم بم ، شرکت هواپیمایی هما، صندوق فولاد، شرکت کشت وصنعت مغان در شهرستان پارس آباد، پروژه سد چم شیر گچساران، کارخانه رینگ سازی مشهد، کارخانه بلبرینگ سازی تبریز ، کارگزاران صندوق بیمه کشاورزی سراسر کشور، ماشین سازی هپکو اراک، کارخانه شیشه قزوین ، ریخته گری ماشین سازی تبریز ، شرکت قالب‌های صنعتی سایپا، میدان نفت وگاز تنگ بیجار در استان ایلام، مجتمع کشت‌و صنعت هفت تپه، کارخانه صنعتی بهشهر، سیمان دشتستان، سامان کاشی بروجرد، پالایشگاه ستاره خلیج فارس در بندرعباس، فرش پارس، پارس قو، کاشی نیلو، مجتمع آلومینیوم المهدی هرمزآل ، فولاد بویرصنعت یاسوج، لیفتراک سازی سهند تبریز، صندوق فولاد، معدن زغال سنگ همکار، پلی‌اکریل اصفهان، پروژه سد میمه شهرستان دهلران، پتروشیمی مارون ، کاشی سامان، کاشی بروجرد، کمپروسور سازی تبریز، گروه ملی صنعتی فولاد در اهواز، تراورس راه آهن اندیمشک، صنعت نساجی یزد، کشتارگاه پرندک ، پوشینه بافت، نیروگاه رامین اهواز ، سنگ پشم واقع در جاده مخصوص کرج، کانسرام و سیمان طبس، آونگان اراک، کاشی گیلانا، کشت و صنعت مهاباد، سیمان مسجد سلیمان شرکت گروه ملی صنعتی فولاد ا یران ، روغن نباتی جهان، ذوب آهن اردبیل، نورد لوله، شیشه قزوین، کاشی کویر یزد، فیبر ایران انزلی، صنایع کاغذسازی، کاشی نیلو نجف و …

اعتراضات فقط به کارگران شاغل محدود نشده و بازنشستگان بخش های مختلف از جمله معلمان نیز به خیابان آمده و به فقر روز افزون و بی حقوقی خود بارها و بارها اعتراض کرده اند.

در مجموع بیش از دو هزار اعتراض و اعتصاب و تجمع در یک سال گذشته.

این همه اعتراض و اعتصاب در حالی صورت گرفته که کلیه رسانه های متعلق به کارگران که اخبار واقعی اعتراضات کارگری را پوشش دهند، سالهاست که تعطیل شده اند. (نظیر مجلات نقد نو و راه آینده) و برای کارگران هیچ گونه تریبون مستقلی وجود ندارد. سایت ها و فضای مجازی که تنها می توانند بخشی از مسایل کارگران ایران را به اطلاع عموم برسانند نیز بارها و بارها مورد تهدید قرار گرفته و فیلتر می شوند و مسوولین آنها مدام به مراکز امنیتی واطلاعاتی احضار می شوند.

و از همه مهم تر کارگران ایران همچنان از ایجاد تشکل ها و سازمان های مستقل خود محرومند و نمایندگان و کارگران فعال به دلیل اقدام در جهت تشکل یابی کارگران و سازمان دادن اعتراضات کارگری، با احکام سنگین شلاق و حبس به اتهام اقدام علیه امنیت کشور روبرو هستند.

هم اکنون سعید شیرزاد (شاغل در پالایشگاه تبریز)، پیام شکیبا (شاغل در کارگاهی در شهرک صنعتی گلگون در سعیدآباد)، محسن عمرانی ( معلم بوشهری)، مهدی فرائی شاندیز (معلم) و خباط دهدار از فعالان تشکل سراسری و … در زندان هستند. اسماعیل عبدی از اعضای کانون صنفی معلمان بعد از روزها اعتصاب غذا از زندان به بیمارستان منتقل و بعد از چند روز به زندان بازگشت داده شد. محمود صالحی از اعضای انجمن خبازان سقز و عضو کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری، جعفرعظیم زاده عضو هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران، علی نجاتی عضو هیات مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، علی رضا ثقفی از اعضای کانون مدافعان حقوق کارگر ، رضا شهابی ، داوود رضوی و ابراهیم مددی از اعضای هیات مدیره سندیکای اتوبوس رانی تهران و حومه و بسیاری دیگر از کارگران فعال حکم داشته و تحت تعقیب قضایی هستند.

در چنین شرایطی، مانند سالهای قبل، کارگران ایران و تشکل های مستقل کارگری داخل ایران از انتخاب و فرستادن نماینده به آن اجلاس محروم مانده اند زیرا که بیشتر فعالان کارگری یا در زندان هستند یا ممنوع الخروج از کشور و یا تحت حکم های تعلیقی و انواع تهدیدها قرار دارند و کسانی به عنوان نماینده کارگران ایران در اجلاس آی ال او شرکت میکنند که یا وابسته به تشکل های دولتی هستند و مورد اعتماد دولتیان و مقام های امنیتی و یا از تشکل های دولت ساخته و نهادهای غیر مرتبط با کارگران ایران اند. هیچ یک از کسانی که به عنوان نماینده کارگران ایران در اجلاس جاری سازمان جانی کار شرکت دارند توسط کارگران و نهادهای مستقل کارگری ایران انتخاب نشده اند.

حال در غیاب نماینده واقعی کارگران ایران در یک صد و ششمین اجلاس سالانه آی ال او که اجرای مقاوله نامه‌ها، مهاجرت نیروی کار، اشتغال و کار شایسته برای صلح جزء برنامه امسال آن اجلاس است، کارگران ایران از نمایندگان کارگران حاضر در اجلاس و هم طبقه ای های خود می خواهند که صدای کارگران ایران را در سطح بین المللی به گوش همگان برسانند.

تنها همبستگی جهانی کارگران می تواند کارگران را به خواسته های خود برساند.

کانون مدافعان حقوق کارگر

خرداد ۱۳۹۶

فراخوان گردهمایی5سندیکای فرانسه برای همبستگی با کارگران ایران درژنوهمزمان با اجلاس سالیانه سازمان جهانی کار

زمان:سه شنبه13ژوئن2017-ساعت12

مکان:میدان ملت ژنو

سندیکاهای ث.ژ.ت (CGT)، ث.اف.د.ت (CFDT)، اف.اس.او (FSU)، اونسا (UNSA) و سولیدر               (Solidaires)فرانسه،برای آزادی فعالین سندیکایی زندانی درایران،دفاع از حق ایجاد سندیکاهای مستقل درایران  وحضور نمایندگان تشکل های کارگری مستقل از رژیم درهیئت نمایندگی ایرانی شرکت کننده دراجلاس سالیانه سازمان جهانی کارفراخوان به یک گردهمایی در ژنوبتاریخ13ژوئن دادند.

متن اصلی فراخوان بزبان فرانسه:

Rassemblement à Genève le 13 juin 2017

Place des Nations de 12h à 14h

pour la défense des droits des travailleurs

et des libertés syndicales en Iran

En Iran, les travailleurs sont privés de libertés essentielles :

– le droit de faire grève,

– le droit de manifester,

– le droit de constituer des organisations syndicales.

Accusés d’avoir enfreint ces interdictions, des milliers de salariés sont arrêtés, nombre d’entre eux sont jetés en prison et certains condamnés à mort.

Les organisations syndicales françaises CFDT, CGT, FSU, Solidaires et UNSA appellent les organisations de travailleurs présentes à Genève à l’occasion de la Conférence internationale du travail 2017 à se rassembler Place des Nations pour exiger :

–   La libération des syndicalistes emprisonnés

–   Le droit de constituer des syndicats indépendants en Iran ;

– Une présence dans la délégation iranienne à la Conférence internationale du Travail de l’OIT d’organisations de travailleurs authentiques et indépendantes du régime.

Place des Nations à Genève

Le 13 juin 2017 de 12h à 14h

Ce rassemblement permettra aux représentants syndicaux présents d’exprimer leur solidarité envers les travailleurs et syndicalistes iraniens.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه:

حملات تروریستی علیه مردم بی دفاع را محکوم می کنیم

در ادامه حملات تروریستی در سراسر جهان متاسفانه چهارشنبه هفدهم خرداد، دو حمله ی تروریستی در تهران جان هفده تن از شهروندان بی گناه  را گرفت و بیش ازپنجاه و دو تن را نیز مجروح کرد.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه حملات تروریستی علیه مردم بی دفاع در تهران و سراسر جهان را شدیدا محکوم می کند. و با قربانیان این حملات ضد انسانی و خانواده های آنان ابراز همدردی و همبستگی  دارد.و مخالفت خود را با خشونت، جنگ افروزی و کشتارعلیه مردم بی گناه تحت هر عنوان و بهانه ای اعلام میدارد.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

۱۹ خرداد۹۶

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری:

«دست تروریست های جانی و مرتجع از سر مردم کوتاه باد »

مردم ایران روز گذشته، چهارشنبه 17 خرداد 96، همزمان شاهد دو حمله مسلحانه سازمان یافته و برنامه ریزی شده در دو نقطه از تهران توسط دو تیم از تروریست ها بودند. بر اساس خبرهای منتشر شده این عملیات، تاکنون 17 کشته و بیش از 40 نفر مجروح بر جای گذاشته است. بسیاری از جان باخته گان کسانی هستند که به دلایل مختلف برای بیان دردها و حل مشکلات شان به نمایندگان مجلس مراجعه کرده بودند. طبق گزارشات ضد و نقیضی که برخی از مقامات امنیتی اعلام کرده اند، تروریست ها نیز که تعداد آن ها در هر دو عملیات 6 نفر بوده است، تماماً کشته شده اند. قابل توجه اینکه هنوز عملیات تروریستی به پایان نرسیده بود که جریان تا مغز استخوان فاسد و مرتجع داعش با ارسال ویدئو ـ کلیپی کوتاه، از شبکه خبررسانی «اعماق»،  مسئولیت عملیات را بر عهده گرفت. عملیاتی که منجر به کشته و زخمی شدن عده ای از مردم بی گناه، از باغبان گرفته تا عابرین پیاده و همچنین سه نفر از معلمان و فرهنگیان کشور به نام های » حسین جلالی «، «حسین بنی اردلان » و خانم » هانیه اکبریانی » گردید. فرهنگیانی که برای پیگیری مطالبات خود و همکاران شان از استان خراسان شمالی و شهرستان نور به تهران آمده بودند.

جدا از این که چنین اعمال جنایتکارانه ای را چه افراد، جریانات و یا گروه هایی  انجام داده باشند، باید اذعان نمود که این قبیل اقدامات تروریستی ــ که به طور قطع سرنخ آن در دست دولت های هار و قدرتمند سرمایه داری جهانی و عوامل آن ها در سرتاسر دنیا قرار دارد ــ در نهایت مردم را آماج تهاجمات کور و ضد انسانی خویش قرار می دهد. ضمن اینکه به نوبه خود می تواند به بهانه های مختلف مورد بهره برداری و سوء استفاده حاکمان و حافظان سرمایه قرار گرفته و دست صاحبان سرمایه و عوامل آنان را برای سرکوب جنبش های اجتماعی و مبارزات حق طلبانه کارگران و قشرهای مختلف مردم باز بگذارند.

جنگ ها و عملیات تروریستی که در سال های اخیر از جانب دولت ها وگروه های واپسگرا و مرتجع در مناطق مختلف جهان به راه افتاده را باید در زمره سیاست ها و راه حل های سرمایه جهانی و ایادی شان برای به کجراهه کشاندن مبارزات طبقاتی کارگران و توده های محروم و کاهش بحران های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی به حساب آورد. بدیهی است که کارگران آگاهی که راه نجات خود از جهنم سرمایه را اتکا به نیروی جمعی و مبارزات مستقل و طبقاتی خویش می دانند، جنگ های ویرانگر و ضدمردمی و تروریسم کور و جنایتکارانه مشتی جانی و مرتجع را تحت هر عنوان و بهانه ای محکوم نموده و آن را مانعی بزرگ بر سر راه رشد و گسترش مبارزات آزادی خواهانه و عدالت طلبانه خویش می دانند. از نظر کارگران آگاه این قبیل اقدامات نه تنها آرامش و امنیت جامعه را به خطر می اندازند، بلکه به زیان کارگران و مبارزات حق طلبانه آنان تمام شده و به سهم خود موجبات سوء استفاده صاحبان سرمایه و دولت های حامی آنان برای اعمال سرکوب و اختناق در جامعه می گردند.

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری، ضمن تسلیت به بستگان و بازماندگان مردمی که به ناحق جان خود را در این حادثه تروریستی و جنایتکارانه از دست داده اند؛ هرگونه عملیات جنگ طلبانه و از جمله عملیات تروریستی تهران را به شدت محکوم نموده؛ و آن را در راستای خدمت به اربابان سرمایه و دولت های ساخته و پرداخته ی آن ها می داند. و تاکید می نماید که راه کسب حقوق پایمال شده کارگران و اقشار مختلف مردم، تنها از طریق گسترش مبارزات جمعی و متشکل آنان و با اتکا به توان و نیروی اراده خود کارگران امکان پذیر خواهد بود.

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری – 18/03/1396

نوزدهم خردادماه1396

akhbarkargari2468@gmail.com

***

اجلاس ILO و مواجهه کارفرمایان و دولت ایران با ۲ مقاوله‌نامه

گفت‌وگو با علیرضا نوایی، فعال «اتحاد بین‌المللی در حمایت از کارگران ایران»

لیلا محمودی

صد و ششمین اجلاس سازمان جهانی کار(ILO) از ۵ ژوئن (۱۵ خرداد) در ژنو آغاز شده تا جمعه ١۶ ژوئن (۲۲ خرداد) ادامه خواهد داشت.

گزارش امسال اجلاس، در ۲ مورد به ایران پرداخته است: نقض مقاوله‌نامه پرداخت بموقع دستمزدها، و درخواست پاسخگویی نسبت به اجرای مقاوله‌نامه مربوط به ایمنی و سلامت محیط کار.

علیرضا نوایی فعال «اتحاد بین‌المللی در حمایت از کارگران ایران» به زمانه می‌گوید در چنین مواردی هیات‌های نمایندگی دولت و کارفرمایان فعالند و آن‌ها که بعنوان نمایندگان کارگران ایران به اجلاس اعزام شده‌اند، نقش‌شان تزئینی است.

کمیسیون «کاربست مقاوله‌نامه‌ها و توصیه‌نامه‌ها» در گزارش خود به اجلاس امسال ILO، از ایران به عنوان ناقض مقاوله‌نامه ۹۵درباره پرداخت به‌موقع دستمزدها یاد کرده و درباره مقاوله نامه ۱۵۵مربوط به ایمنی و سلامت محیط کار از ایران توضیح خواسته است.

این کمیسیون چگونه از وضعبت کارگران ایران باخبر می‌شود، چه کسانی قرار بوده امسال بعنوان نماینده کارگران به سوئیس سفر کنند، در موارد قبلی که ایران ناقض مقاوله‌نامه‌ها شناخته شده چه نتیجه‌ای حاصل شده و چه آکسیون‌هایی در حمایت از کارگران ایران سازماندهی شده است، این سوالات را با علیرضا نوایی فعال «اتحاد بین‌المللی در حمایت از کارگران ایران» در میان گذاشته‌ایم.

گفت‌وگو با علیرضا نوایی را بشنوید:

https://soundcloud.com/radiozamaneh/gzxwht1wpm5t

***

بیانیۀ 5 تشکل داخل کشور

خطاب به همۀ سازمان های کارگری جهان

در آستانه اجلاس سالیانه «سازمان جهانی کار» و شرکت نمایندگان تشکل ها و نهادهای کارگری از سراسر جهان و به استناد اساسنامه این سازمان، از تشکل های کارگری ایران نیز برای فرستادن نمایندگان خود به این اجلاس دعوت به عمل آمده است.

امسال نیز همچون سال های گذشته این اجلاس در حالی برگزار می شود که نمایندگان مستقل و واقعی طبقۀ کارگر ایران برای شرکت و تشریح چگونگی شرایط کار و زندگی و مبارزات کارگران ایران، با موانع جدی از سوی دولت، قوۀ قضائیه و نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی مواجه اند. کارگران ایران بارها طی گزارشات و شکایت های متعدد به مجامع بین المللی و از جمله «سازمان جهانی کار»، محرومیت های شدید وعدم برخورداری خود از کوچک ترین حقوق بنیادین و حمایت های قانونی را مطرح کرده اند، و این شرایط غیر انسانی و ضد کارگری علیه میلیون ها کارگر مرد و زن، کودکان کار و خیابان، بیکاران، و کارگران مهاجر ساکن ایران کماکان نیز تداوم دارد:

ممنوعیت ایجاد تشکل ها و سازمان های مستقل کارگری، محکومیت نمایندگان و کارگران فعال به احکام سنگین زندان و وارد کردن اتهام اقدام علیه امنیت کشور و نیز ممنوع الخروج نمودن آنان (که یکی از موانع عمده برای شرکت آزادانه و حضور در مجامع کارگری و رساندن صدای اعتراضات و مبارزات کارگران ایران محسوب می گردد)، جرم سیاسی قلمداد کردن طرح مطالبات و مبارزات کارگری، دستگیری و صدور احکام قرون وسطائی مانند شلاق زدن کارگرانی که ماه ها مزد عقب افتادۀ خود را طلب می کردند (پتروشیمی رازی، معدن آق قلعه …)، استثمار مطلق کارگران و برخورد وحشیانه با آنان توسط شرکت های پیمانکاری و قراردادهای موقت سفید امضا، تعیین حداقل مزد توسط شورای عالی کار رژیم و محکومیت اکثریت کارگران حداقل بگیر به زندگی 4 برابر زیر خط فقر که در رابطه با مزد زنان و کودکان و مهاجران به مراتب وضعیت اسفبارتر است، گستردگی روزافزون حوادث شغلی در محیط کار بدون کوچکترین نظارت، عدم رعایت ایمنی و استانداردها از سوی دولت و کارفرمایان به نحوی که مراکز کار را تبدیل به قتلگاه کارگران نموده و فجایع ساختمان پلاسکو، معدن ذغال سنگ زمستان یورت آزادشهر و کارخانه فولاد بویراحمد نمونه های اخیر آن هستند. در همین رابطه طبقه کارگر ایران متحد و یک پارچه خواهان تأمین ایمنی کار برای کاهش سوانح کار و تشکیل هیئت های مستقل کارگری برای حقیقت یابی و تعیین علت حوادث در محیط های کار و همچنین اعلام عواملی که منجر به حوادث کار و ایجاد نقص عضو و صدمات جبران ناپذیر از جمله فوت کارگران گردیده است.

طی هفته های اخیر شمار زیادی از فعالان مدنی، اجتماعی و کارگری ایران دستگیر، احضار و تهدید شده اند. شمار زیادی از آنان به مجازات های های سنگین زندان و تبعید به اتهام انجام و یا «نیت انجام» عادی ترین فعالیت ها در جهت تحقق ابتدائی ترین حقوق کارگران و یا فعالیت های معمولی فرهنگی محکوم شده اند از جمله:

اسماعیل عبدی معلم و عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران که به شش سال زندان محکوم شده و از اردیبهشت ماه تاکنون در حال اعتصاب غذا است. علی نجاتی عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران نیشکرهفت تپه، اخراج از کار و بازنشستگی اجباری، که پیش از این به دلیل دفاع از حقوق کارگران و تلاش برای تشکیل سندیکا به دو سال زندان محکوم شده بود اکنون نیز به اتهام «تبلیغ علیه نظام و تکرارجرم و اصرار در مخالفت با نظام» به شش ماه زندان محکوم شده است. جعفرعظیم زاده، عضو هیئت مدیرۀ اتحادیۀ آزاد کارگران ایران، به اتهام تبلیغ علیه نظام و تلاش برای پیگیری حقوق کارگران به شش سال زندان محکوم شد که نزدیک به یکسال در زندان و بیش از دو ماه نیز در اعتصاب غذا بود و اکنون نیز برای اجرای حکم زندان احضار گردیده است. شاپور احسانی راد کارگر فعال و عضوهیئت مدیرۀ اتحادیۀ آزاد کارگران ایران، به اتهام تبلیغ علیه نظام محکوم به شش سال زندان که فعلا از اجرای حکم تبرئه شد است. محمود صالحی کارگر فعال، عضو پیشین کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری، چندین سال در بدترین شرایط در زندان به سر برده که منجر به از دست دادن کلیه و بیماری قلبی وی شده است و تحت دیالیز و درمان است. اکنون نیز از سوی دادگاه برای اجرای حکم جدید احضار گردیده است. علی محمد جهانگیری محکوم به چهار سال زندان و تبعید در یزد. عزت الله جعفری محکوم به یک سال زندان و تبعید به کرمان. شاپور رشنو محکوم به یک سال تبعید در شیراز. عبدالرضا شاکری یک سال زندان. خانم اشرف رحیم خانی محکوم به یک سال زندان. خانم زینب کشوری محکوم به چهارماه زندان. رضا شهابی عضو هیئت مدیره سندیکای اتوبوس رانی تهران و حومه که 6 سال در زندان بود و در دوران محکومیت نیز تحت عمل جراحی و با آسیب دیدگی ستون فقرات پرونده دارد و صدور یک سال مجدد زندان برای ایشان، صدور حکم 5 سال زندان برای دادود رضوی عضو سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، بازداشت ابراهیم مددی عضو سندیکای کارگران شرکت واحد، بازداشت واله زمانی عضو سندیکای نقاشان استان البرز و آزادی موقت وی با قید وثیقه، محمد جراحی، بهنام ابراهیم زاده، صدور حکم 3 سال و نیم برای جمیل محمدی، آتنا دائمی که بیش از 35 روز در اعتصاب غذا بود و اکنون برای اجرای دوران محکومیت خود در زندان به سر می برد، آرش صادقی نیز که به دلیل اعتصاب غذای طولانی مدت در وضعیت نامناسب جسمی در زندان بسرمی برد. فعالان حقوق معلم رسول بداغی، باغانی عضو کانون صنفی معلمان ایران و محسن عمرانی معلمی که برای دفاع از مطالبات جامعه معلمان از 13 اردیبهشت 1396 برای اجرای حکم یک سال زندان تعزیری و دو سال انفصال از خدمت در زندان بوشهر به سر می برد. تحت پیگرد قرارگرفتن و زندانی بودن شماری از کارگران فعال، معلم، هنرمند، نویسنده، خبرنگار، فعال حقوق کودک، فعال حقوق زنان و زنانی که به ستم جنسیتی و ستم مضاعف معترض می باشند. فعالان سیاسی، اجتماعی، مدنی، عقیدتی و اقلیت های مذهبی، ملی و قومی؛ که به دلیل کثرت دستگیری ها و همچنین اختناق حاکم، ما از نام و نشان آنها بی اطلاع هستیم. جا دارد که از کشته شدن دلخراش زنده یاد شاهرخ زمانی کارگر فعال و عضو هیئت مؤسس سندیکای نقاشان، در زندان رجائی شهر کرج، که چندین سال در بدترین شرایط زندان های ایران به سر برد به عنوان واقعیت زندگی کارگران مبارز زیر تیغ سرکوب و خفقان حاکم تأکید کنیم.

ما شرکت نمایندگان وابسته به دولت ایران و نهادهای رسمی و سیاه در اجلاس سالیانۀ «سازمان جهانی کار» و نیز پذیرش آنان به عنوان نمایندگان کارگران ایران را محکوم می کنیم. آنان (از جمله خانه کارگر، شوراهای اسلامی کار و سایر نهادهای دست ساز و افراد وابسته به دولت) در کشتار و سرکوب خونین مبارزات کارگران ایران و مدافعان راستین طبقۀ کارگر، شریک و فعال بوده اند. ما در غیاب حضور نمایندگان واقعی و مستقل کارگران ایران در اجلاس سازمان جهانی کار، اعلام می داریم: رفع هرگونه اتهام امنیتی و سیاسی، عدم پیگرد پلیسی، امنیتی و سیاسی، رفع موانع ممنوع الخروج بودن برای نمایندگان کارگران و تشکل های مستقل کارگری و حق شرکت در اجلاس سازمان جهانی کار و مجامع بین المللی و جلسات سندیکاها و اتحادیه های کارگری، از جمله حقوق انصراف ناپذیر طبقۀ کارگر ایران است.

ما برای آگاهی همۀ سازمان های کارگری در جهان و تمام سازمان ها و افراد دموکرات و مدافعان واقعی حقوق بشر شماری از خواست های فعالان کارگری ایران را در اینجا درج می کنیم تا همه بدانند دستگاه های حاکم در ایران کارگران مبارز و فعالان اجتماعی  و مدنی را به خاطر چه «اتهاماتی» محکوم می کنند:

□ به رسمیت شناختن حق تشکل های مستقل کارگری (مستقل از دولت و همۀ نهادهای حکومتی، از کارفرمایان، از احزاب سیاسی و نهادهای مذهبی) در همۀ رشته های فعالیت اقتصادی، اجتماعی، اداری، فرهنگی و غیره.

□ حق شرکت و دخالت سازمان های مستقل کارگری در تدوین قانون کار.

□ به رسمیت شناختن حق انعقاد پیمان های جمعی کار بین کارگران و کارفرمایان.

□ برقراری بازرسی کارگری مرکب از نمایندگان منتخب کارگران با حقوق و اختیارات کافی برای نظارت بر شرایط کار در همۀ مؤسساتی که در آنها کار مزدی انجام می شود.

□ برقراری حداکثر ۴٠ ساعت کار و دو روز متوالی استراحت در هفته، و حداقل یک ماه مرخصی در سال با حقوق و مزایای کامل، برای کارگران مزدی.

□ تعیین حداقل مزد براساس هزینۀ متوسط خانوار شهری (بر طبق آمار بودجۀ خانوار) و افزایش آن به نسبت تورم و بارآوری اجتماعی کار با تأیید نمایندگان منتخب کارگران.

□ ممنوعیت کار کودکان و نوجوانان کمتر از ۱٦ سال و محدود کردن کار کارگران ۱٦ تا ۱٨ ساله به حداکثر ۴ ساعت کار در روز.

□ رفع هرگونه تبعیض جنسی، دینی، ملی و قومی در استخدام، تصدی مشاغل و مسئولیت ها و حقوق و مزایا و غیره.

□ مزد برابر زنان با مردان برای کار یکسان.

□ حق بیمۀ عمومی بیکاری برای کارگران بیکار و همۀ جویندگان کار.

□ بیمۀ کامل تمام مراقبت های مربوط به پیشگیری بیماری ها، بهداشت عمومی و درمان

□ تعطیل رسمی و با حقوق روز اول ماه مه در همۀ مؤسساتی که کارگران مزدی در آنها به کار اشتغال دارند.

□ حق بازنشستگی کارگران پس از حداکثر سی سال کار یا شصت سال سن بر مبنای بالاترین حقوق دریافتی؛ افزایش سالانۀ حقوق آنان به نسبت افزایش مزد کارگران شاغل؛ کاهش میزان حداکثر سنوات کار و یا سن بازنشستگی در مشاغل دشوار و خطرناک: تعیین این امور در صلاحیت اتحادیه های کارگری مستقل و دیگر ارگان های منتخب کارگران  است.

□ مرخصی زایمان ومراقبت دوران بارداری وزایمان وحقوق و مزایای کامل برای شاغل وبیکار بر اساس پیشرفته ترین معیارهای جهانی، تقبل همه هزینه های دوران پیش و پس از زایمان توسط سازمان بیمه های اجتماعی و وزارت بهداشت و آموزش پزشکی.

□ تضمین پرداخت مزد کارگران در پایان هر ماه برای کاری که انجام داده اند، توسط دولت، در صورتی که کارفرما به هر دلیل از پرداخت آن شانه خالی کند.

□ ممنوعیت بستن کارخانه ها توسط کارفرمایان بدون تأیید اتحادیه های کارگری یا دیگر سازمان های منتخب کارگران.

□ ممنوعیت اخراج کارگران توسط کارفرمایان بدون تأیید اتحادیه های کارگری یا دیگر سازمان های منتخب کارگران.

□ بازگشت فوری کارگرانی که به علت مبارزه برای خواست های کارگری زندانی و اخراج شده اند به کار خود؛ رفع اتهام و منع تعقیب آنها و پرداخت حقوق و مزایای مدتی که از کار برکنار شده بودند.

□ آموزش رایگان در تمام سطوح برای همه؛ آموزش اجباری تا سن ۱٦ سالگی برای همۀ کودکان و نوجوانان دختر و پسر؛ تأمین رایگان کتاب ها و وسایل درسی؛ تأمین دست کم یک وعدۀ غذا برای دانش آموزان.

□ بیمۀ درمانی رایگان برای همۀ کسانی که تحصیل می کنند.

□ مبارزه برای تأمین مسکن مناسب برای همه.

□ برابری حقوق کلیه کارگران ساکن ایران فارغ از ملیت، جنسیت و مذهب آنان و رفع هر نوع تبعیض به ضد همۀ کارگران مهاجر یا دیگر کارگران سایر ملیت ها که در ایران شاغل و یا ساکن اند.

کارگران پروژ های پارس جنوبی

کارگران پتروشیمی های منطقه ماهشهرو بندر امام

فعالان کارگری جنوب

جمعی از کارگران محور تهران – کرج

فعالان کارگری شوش و اندیمشک

11 خرداد 1396

kargaran.parsjonobi@gmail.com

 

 

***

یاد و خاطره تمامی ستارگان درخشان آسمان فدا و ازخود گذشتگی همواره گرامی باد

هموطنان وهمرزمان گرامی امروزیکباردیگررژیم جهل وجوروجنایت وفساد آخوندی به شیوه همیشگی برای بقا خود وهمدستانش درنمایشی ازپیش طراحی شده همچون انفجارساختمان پلاسکو ازجان ومال عده ای انسان بیگناه وبیدفاع مایه گذاشتند اما بازهم زهی بیشرمی که عملکرد ضد بشری حاکمان داعشی درراستای مصلحت نظام ولایی برکسی پوشیده نیست هرچند تمامی سناریوهای طراحی شده توسط باندهای تحت فرمان ولی فقیه ارتجاع پس ازمدتی کوتاه لومیروند وتشت رسوایی حاکمان برای هزارمین بارازبام فرومی افتد.

بزرگواران اگرچه شما ومن مدتی ازکشوردورهستیم اما درعصری زندگی میکنیم که فضای مجازی وسایروسایل ارتباطی کاررا جهت درجریان قرارگرفتن هراتفاقی آسان کرده است بطورمثال امروزفیلمی کوتاه توسط افرادی منتشرشد که نشان میداد وزیربهداشت ودرمان ازمجروحین حادثه یا نمایش طراحی شده سرداران سپاه دیدارمی کرد که یکی ازآنها که پایش مورد اصابت گلوله قرارگرفته بود گفت جناب وزیروقتیکه ما اجازه نداریم حتی یک خودکارداخل مجلس ببریم چگونه است که مثلا داعشیان روزروشن با اسلحه بزرگ کلاشینکف وارد راهروهای مجلس میشوند ومردم عادی رابه رگبارمی بندند ودرجای دیگرفیلم انفجارفردی که براثراصابت گلوله جلیقه انفجاریش منفجرمیشود حدود صدمترنرسیده به گورخمینی جلاد قراردارد با این توضیحات ساده میتوان دریافت که دیدارروزگذشته سردارقاسم سلیمانی فرمانده جنایتکارسپاه قدس با وزیرامور خارجه امیرنشین قطرآغازاین توطعه بیشرمانه بوده تا با این نمایش بگویند عربستان وکشورهای همپیمانش حامی تروریست  اما قطروجمهوری آخوندی ضد تروریست میباشند هرچند که کشورعربستان ازدیربازحامی تروریست بوده اما چگونه است که یک شبه داعش ازمرزعبورکرده وآزادانه تا پایتخت کشورپیش آمده وگورخمینی ومجلس ارتجاع رامورد حمله قرارداده درصورتیکه درطول این نمایش مضحک هیچ یک ازمسئولین وسران رژیم آخوندی کوچکترین صدمه ای ندیده اند یعنی عده ای اجیرشده یا فریب خورده بنام داعش آورده شده بودند تا عده ای رهگذر ودربان را بکشند ویا مجروح کنند.

اینک اگربه کارنامه سیاه سی وهشت ساله رژیم آخوندی نگاهی بیندازیم گذشته ازعملیات بیشمارتروریستی داخل وخارج ازکشوربه دستورخمینی جلاد وخامنه ای جنایتکارتمامی گروه ها وسازمانها واحزاب بنیادگرای تروریستی ازطرف سران وباندهای تحت امرشان ازلحاظ مالی وتسلیحاتی مورد حمایت وبهرمند شده اند.

اما دراین محرکه کارنامه امیرنشین قطردرسیاهی اظهرمن الشمس است برای نمونه میتوان به مقرباشکوه گروه وحشی طالبان افغانستان درقطراشاره کرد وده ها گروه تروریستی دیگرکه توسط سران این امیرنشین حمایت مالی میشوند.

یاران گرامی قصد من ازنوشتن این مطلب داشتن تشویش است زیرا تمامی حکومتهای توتالیتروخاصا رژیم فاشیسم دینی حاکم برکشورمان آنگاه که دریابند درداخل فاقد مشروعیت میشوند وبعلت تحریم ها وغارتهای چندین هزارمیلیارد دلاری وصرف هزاران میلیارد دلاردرجنگ های نیابتی وتهی شدن خزانه مالی توان پاسخگویی به حداقل خواسته ها ومطالبات مردم را ندارند وازلحاظ بین المللی به پایان تاریخ مصرف نزدیک میشوند دست به اعمالی میزنند که بصطلاح افکارتوده ها را منحرف کنند اما به یکباره چون جرقه ای درانبارباروت منجربه انفجاری بزرگ میشود وملک وملت ایران را بکام خود میکشاند همچنانکه درعراق وافغانستان ویمن ولیبی وسوریه وسومالی شاهد میباشیم که درصورت چنین اتفاقی با توجه به بغض فروخفته درگلوی هشتاد میلیون انسان تحت ستم وتبعیض وسرکوب وعزیزازدست داده واسیب دیده سالها طول خواهد کشید تا آتش خشم مردم فروکش کند ومهمترازآن دخالتهای دول استعماری وسرمایه داری درراستای منافع مالی واستراتژیکی خود آنچنان که درکشورهای یادشده عمل کردند خود مزید برعلت است وهیچ بعید نیست که تمامیت ارضی کشورمان دستخوش تجزیه شود.

امیداست تمامی عاشقان ایران وایرانی ومخالفان رژیم فاسد اخوندی دراین برهه زمانی بس خطیربا درایت وهشیاری واتحاد وهمدلی فارغ ازهرمرام ومسلک وعقیده جلوی اعمال خسارتبارحاکمان ضد ایران وایرانی رابگیرند چراکه ما اگرچه درسال1357 به ناگاه دچاریک شبیخون استعماری و ارتجاعی شدیم اما نباید فراموش کنیم ایران متعلق به همه ایرانیان است ومیبایست درحفظ وحراست آن بکوشیم ودست دشمنان قسم خورده راازپهنه آن قطع کنیم بارمزما میتوانیم چون میخواهیم با پشتوانه خون هزاران جانفشان راه آزادی.

یاد وخاطره تمامی ستارگان درخشان آسمان فدا وازخود گذشتگی همواره گرامی باد.

به امید صبح آزادی متحد وپیروزباشید.

 

با مهروسپاس واحترام غلام عسگری فعال کارگری درتبعید.

 

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 10 ژوئن 2017 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , , , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: