اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

لنگستون هیوز، مرد شعر جاز: گاردین، نشریه حزب کمونیست استرالیا/تارنگاشت عدالت/ دنیای مردم

لنگستون هیوز، شاعر، کنشگر اجتماعی، رمان‌نویس، نمایشنامه‌نویس، مقاله‌نویس آمریکایی در سال ۱۹۰۲ به دنیا آمد و ۵۰ سال پیش در ۲۲ مه ۱۹۶۷ درگذشت. او از نخستین نوآوران شکل ادبی هنری موسوم به شعر جاز، و یک رهبر رنسانس هارلم شهر نیویورک بود. هیوز هم‌چنین در سازمان‌های تحت رهبری حزب کمونیست مانند کلوب‌های جان رید و لیگ مبارزه برای حقوق سیاهان درگیر بود. او در سال ۱۹۳۸ بیانیه‌ای را در حمایت از تصفیه‌های استالین امضاء کرد و در سال ۱۹۴۰ برای جلوگیری از مشارکت ایالات متحده در جنگ جهانی دوم به بسیح آمریکایی صلح پیوست.

لنگستون هیوز، مرد شعر جاز

 

تارنگاشت عدالت

 

منبع: گاردین، نشریه حزب کمونیست استرالیا
۳۱ مه ۲۰۱۷

 

لنگستون هیوز، شاعر، کنشگر اجتماعی، رمان‌نویس، نمایشنامه‌نویس، مقاله‌نویس آمریکایی در سال ۱۹۰۲ به دنیا آمد و ۵۰ سال پیش در ۲۲ مه ۱۹۶۷ درگذشت. او از نخستین نوآوران شکل ادبی هنری موسوم به شعر جاز، و یک رهبر رنسانس هارلم شهر نیویورک بود.

در سال ۱۹۳۲، هیوز با گروهی از سیاهان برای تهیه یک فیلم درباره بدبختی سیاهان آمریکا به اتحاد شوروی رفت. فیلم هرگز ساخته نشد، اما هیوز ار فرصت برای یک سفر طولانی در سراسر اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، از جمله جمهوری‌های شوروی در آسیای مرکزی استفاده کرد. او پیش از بازگشت به آمریکا به چین و ژاپن نیز سفر کرد.

اشعار هیوز مرتب در دیلی ورکر منتشر می‌شد و او در ابتکارات سازمان‌های کمونیستی مانند حرکت برای آزادی پسران اسکاتز‌بورو درگیر بود. هیوز برای نشان دادن حمایت از جمهوری در جریان جنگ داخلی اسپانیا، در سال ۱۹۳۷ به عنوان خبرنگار روزنامه سیاهان بالتیمور و دیگر روزنامه‌های سیاهان به اسپانیا رفت.

هیوز هم‌چنین در سازمان‌های تحت رهبری حزب کمونیست مانند کلوب‌های جان رید و لیگ مبارزه برای حقوق سیاهان درگیر بود. او در سال ۱۹۳۸۸ بیانیه‌ای را در حمایت از تصفیه‌های استالین امضاء کرد و در سال ۱۹۴۰۰ برای جلوگیری از مشارکت ایالات متحده در جنگ جهانی دوم به بسیح آمریکایی صلح پیوست.

هیوز به دلیل وجود قوانین تبعیض‌آمیز جان کرو و جدایی و محرومیت سیاهان از حق رأی دادن، با درگیر شدن سیاهان آمریکا در جنگ مخالف بود. هیوز پس از رسیدن به این نتیجه که خدمت در جنگ به مبارزه سیاهان آمریکا برای حقوق خود د در داخل کمک خواهد کرد به حمایت از تلاش جنگی سیاهان آمد. هیوز شبیه نویسندگانی مانند لورن هنزبری و ریچارد رایت یک اومانیست و ناخداباور بود- نحله‌ای که اغلب در روایات جنبش حقوق مدنی نادیده گرفته می‌شود.

هیوز که توسط بسیاری در راست سیاسی به کمونیست بودن متهم می‌شد همیشه این‌را انکار می‌کرد. زمانی از او پرسیدند چرا عضو حزب کمونیست نشده است، وی نوشت: «حزب کمونیست بر یک نظم سخت و پذیرش رهنمود‌ها قرار دارد، من به عنوان یک نویسنده، مایل به پذیرش این نبودم.»

ما در بزرگداشت لنگستون هیوز چند شعر او را در اینجا تقدیم می‌کنیم: کتاب شعر سوسیالیستی پنگوئن، ویرایش آلن بولد، ۱۹۷۰.

برگرفته از دنیای مردم

 

*****

 

من هم آمریکا را می‌خوانم

 

منم سرود آمریکا رو می‌خونم.
من «داداش تاریکه»م.
مهمون که میاد
می‌فرستَنَم تو آشپزخونه چیز بخورم،
اما من می‌خندم
حسابی می‌لمبونم و
هیکلو می‌سازم.
فردا
مهمون که بیاد
من همون جور سر میز می‌مونم و
اون وخ
دیگه دَیّاری جیگرشو نداره که
بم بگه
«برو تو آشپزخونه غذاتو بخور.»
یکی از اون:
حالی‌شون میشه که من چه قدر خوشگلم و
از خجالت خیس آب و عرق میشن.
خب منم آمریکایی‌ام!

 

*****

 

آواز برای دختر سیاه

 

اون دور دورای جونوب، تو دیکسی
(دل پاره پارۀ من)
به درختِ سرِ یه چارراه
خاطرخوای سیاهِ جوونَمو دار می‌زنن.
اون دور دورای جونوب، تو دیکسی
(تو هوا، یه تنِ کوفتۀ کبود)
از عیسا – خدای سفید- پرسیدم
دعا کردَنا فایده‌شون چی بود.
اون دور دورای جونوب، تو دیکسی
(دل پاره پارۀ غرقِ خون)
عشق، یه سایۀ لُخته

 

*****

 

سیاه از رودخانه‌ها می‌گوید
من با رودخانه‌ها آشنایی به هم رسانده ام
رودخانه‌هایی به دیرینه سالیِ عالم و قدیمی‌تر از جریان خون
در رگ‌های آدمی.
جان من همچون رودخانه‌ها عمق پیدا کرده است. من در فرات غوطه خورده ام
هنگامی که هنوز سپیده‌دم جهان، جوان بود.
کلبه‌ام را نزدیک رود کنگو ساخته بودم
که خوابم را لالايی می‌گفت.
به نیل می‌نگریستم و اهرام را بر فراز آن برپا می‌داشتم.
ترانه‌ی می‌سی‌سی‌پی را می‌شنیدم
آنگاه که لینکلن در نیواورلئان فرود آمد،
و سینۀ گل‌آلودش را دیده ام
که به هنگام غروب به طلا می‌ماند.
من با رودخانه‌ها آشنا شده ام
رودخانه‌هایی سخت دیرینه سال و ظلمانی.
جان من همچون رودخانه‌ها عمق پیدا کرده است.

 

*****

 

چرخ  فلک
بخش جیم کرو کجاست
در این چرخ فلک
آقا، چون من می‌خوام سوار شم؟
در جنوب، جایی که من میام
سفید و رنگی
نمی‌تونند کنار هم بشینند.
در جنوب در قطار
یک کوپه جیم کرو هست.
در اتوبوس ما را در عقب می‌نشتانند
اما در چره و فلک
اما چرخ فلک جلو و عقب ندارد!
برای کودکی که سياه است
اسب کجاست؟

 

*****
مادر به پسر
بسیار خوب پسرم، برات می‌گم
زندگی واسه من پله‌های کریستال نبوده
پر از میخچه بود
پر از خاره
با تخته‌های شکسته
و پله‌هایی لخت، خالی از فرش
اما همش
از آن بالا می‌رفتم
می‌رسیدم به هیچ
به پیچ و خم‌ها
بعضی وقتا تو تاریکی می‌رفتم
جایی که چراغی نبود.
پس پسر عقب‌گرد نکن
نبینمت رو پله‌ها درجا بزنی
واسه این‌که رسیدن سخته
نبینمت از پا بیفتی
واسه این‌که عزیزم من هنوز دارم از پله بالا می‌رم
و زندگی واسه من پله‌های کریستال نبوده

http://www.cpa.org.au/guardian/2017/1779/15-jazz.html

 
—————————————-
عدالت:
۱- پس از پایان جنگ داخلی و لغو برده‌داری، در سال‌‌های ۱۸۷۶ تا ۱۹۶۵ در ایالات جنوبی ایالات متحده قوانین ایالتی و محلی وجود داشت که عملاً جدایی و تبعیض نژادی را اعمال می‌کرد. طبق قوانین جیم کرو جداسازی نژادی در مدارس دولتی، اماکن و وسايل نقلیه عمومی، در دستشویی‌ها، رستوران‌ها و حتا در نیروهای مسلح حاکم بود.

۲- ترجمه من هم آمریکا را می‌خوانم، آواز برای دختر سیاه، سیاه از رودخانه‌ها می‌گوید از احمد شاملو. ترجمه مادر به پسر از مهناز بدیهیان.

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 1 ژوئن 2017 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , , , , , , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: