اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

نگاهی به «انتخابات» از سه زاویه: اشرف علیخانی (ستاره.تهران)، سوسن و غلام عسکری

دریافتی:

نگاهی به «انتخابات» از سه زاویه

 

1 : سوال

وبلاگم متوقف است و خیال ندارم پست جدید بگذارم ولی سوالی دارم که آنرا  (آنهم بطور کلی) ، مطرح میکنم:

بنا بر آمار منتشر شده در خود سایتهای دولتی ، واجدین شرایط رای دادن، بیش از 56 میلیون ایرانی  در داخل کشور بوده اند که از این تعداد حدود 41 میلیون رای داده اند. چنانچه آمار شرکت کنندگان در انتخابات را واقعی هم فرض کنیم و درست بینگاریم، تعداد 15 میلیون واجد شرایط رای دادن، در انتخابات ریاست جمهوری سال 96 شرکت نکرده اند.  این تعداد می تواند برابر با جمعیت یک کشور مستقل باشد. حال سوالم اینست که سهم انسانی و حقوق اجتماعی و سیاسی این افراد چه می شود و چرا این میزان جمعیت کلان، نادیده گرفته شده و حقوقشان در ابراز نظر و انتخاب و زندگی بر اساس آنچه بدان اعتقاد و باور دارند، پایمال می گردد؟

این 15 میلیون جمعیت، چگونه و از چه طریق باید حرف و نظرشان را بیان کنند؟؟
به امید روزی که هر انسانی راه زندگی اش پر از زیبایی و شکوفایی باشد، روزی سرشار از برابری، آزادی، آبادی،  و رنگ قشنگ شادی
اشرف علیخانی (ستاره.تهران) شنبه 30 اردیبهشت 96

https://sabadesetareh.blogspot.com/2017/05/blog-post.html

 

2 : ﻣﻴﺪاﻧﻢ ,ﻧﻤﻴﺪاﻧﻢ! 

اﻳﻨﻜﻪ 57 ﺩﺭﺻﺪ اﺯ ﻣﺮﺩﻡ اﻳﺮاﻥ ,ﺩﺭ ﺩاﺧﻞ و ﺧﺎﺭﺝ ﻛﺸﻮﺭ,ﺩﻳﺮﻭﺯ و  اﻣﺮﻭﺯ ﺩﺭ ﺷﻮﺭ و ﺷﻮﻕ, ﺷﻌﺮ و ﺷﻌﺎﺭ  رئیس‌جمهور ﺣﺎﺿﺮ ﺷﺎﻥ ﻛﻪ رئیس‌جمهور  ﺳﺎﺑﻘﺸﺎﻥ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ ﺭا اﻧﺘﺨﺎﺏ ﻛﺮﺩﻧﺪ!  ﻣﻴﺪاﻧﻢ, و اﻳﻨﻜﻪ ﺩﺳﺖ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﻓﺖ,ﺷﺮﻃﻬﺎ ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪ,ﻫﻮﺭا ﻫﺎ ﻛﺸﻴﺪﻩ ﺷﺪ,ﺗﻒ ﻫﺎ ﭘﺮﺗﺎﺏ,ﺗﻔﺴﻴﺮ و ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻫﺎ,اﻣا و اﮔﺮ ﻫﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪ  ,اﻳﻦ ﺭا ﻫﻢ ﻣﻴﺪاﻧﻢ…اﻳﻨﻜﻪ ﻣﺎﺩﺭﻱ ﺑﻪ ﻗﺎﺗﻞ ﻓﺮﺯﻧﺪﺵ ﺭاﻱ ﺩاﺩ و ﭘﺎﻳﻜﻮﺑﻲ ﻛﺮﺩ, اﻳﻦ ﺭا ﻫﻢ ﺷﻮﺭﺑﺨﺘﺎﻧﻪ ﺩﻳﺪﻡ ,ﺧﻮاﻧﺪﻡ و ﺷﻨﻴﺪﻡ,اﻳﻨﻜﻪ ﺯﻧﺪاﻧﻴﺎﻥ ﻫﻢ ﭘﺎﻱ ﺻﻨﺪﻭﻕ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﻫﻢ ﻣﻴﺪاﻧﻢ, اﺻﻼ ﺑﺪﻭﻥ ﺭﻭﺩﺭﺑﺎﻳﺴﺘﻲ ﺗﻤﺎﻡ ﺧﺒﺮﻫﺎ ﺭا ﻃﺒﻖ ﻋﺎﺩﺕ ﺭﻭﺯاﻧﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻛﺮﺩﻩ و ﻣﻴﻜﻨﻢ و ﻣﻴﺪاﻧﻢ, ﻣﻴﺪاﻧﻢ, ﻣﻴﺪاﻧﻢ…. ﻣﻦ ﻧﻪ ﻣﻔﺴﺮ ﺳﻴﺎﺳﻲ,ﻧﻪ ﺗﺤﻠﻴﻠﮕﺮ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ, ﻧﻪ ﻳﻚ ﻛﺎﺭﻩ ي ﻣﻤﻠﻜﺖ, ﻫﻴﭻ ﻧﻴﺴﺘﻢ.ﻓﻘﻄ ﻳﻜﻲ اﺯ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺯﻣﻴﻨﻢ  ﻛﻪ ﺗﺎ 20 ﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶ ﺩﺭ ﺳﺮﺯﻣﻴﻦ ﻋﺠﻴﺒﻲ ﺑﻨﺎﻡ اﻳﺮاﻥ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﺎﻧﻲ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ… ﺑﻪ ﻫﺰاﺭ و ﻳﻚ ﺩﻟﻴﻞ ﺑﻪ ﮔﻮﺷﻪ ي ﺩﻳﮕﺮﻱ اﺯ ﺯﻣﻴﻦ ﭘﺮﺗﺎﺏ وو ﺑﺎﺭﻱ, ﻣﻼﻟﻲ ﻧﻴﺴﺖ ﺟﺰ ﺩﺭﺩ اﻋﺼﺎﺏ,  ﺯﻭﺭ ﻧﺎﻛﺲ و ﺳﻮاﻻﺕ ﺑﻲ ﺟﻮاﺑﻲ ﻛﻪ ﻣﺜﻞ ﻣﻮﺭﻳﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﻣﺨﻢ ﺣﻤﻠﻪ ﻛﺮﺩﻩ اﻧﺪ.ﺳﻮاﻻﺗﻲ ﻛﻪ ﺧﻮاﺏ اﺯ ﭼﺸﻤﺎﻥ و ﺁﺭاﻣﺶ اﺯ ﺧﻴﺎﻟﻢ ﺩﺯﺩﻳﺪﻩ اﻧﺪ… اﻣﺮﻭﺯ ﺑﻌﺪ اﺯ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻋﺖ ﻛﺎﺭﻱ, ﻭﻗﺘﻲ ﻛﻮﻟﻪ ﭘﺸﺘﻲ اﻡ ﺭا ﺑﺮ ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﻳﻢ ﺳﻔﺖ ﻛﺮﺩﻡ,ﺭﻓﺘﻢ ﺗﺎ ﻣﺜﻞ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﻪ ﻗﻂﺎﺭﻱ ﺑﺮﺳﻢ ﻛﻪ ﻣﺮا ﺑﻪ ﭘﺎﻳﮕﺎﻩ ﻣﻴﺮﺳﺎﻧﺪ… اﻳﺮاﻥ , ﻣﺮﺩﻡ و ﺭاﻱ ﻫﺎﻱ ﺩاﺩﻩ و ﻧﺪاﺩﻩ ﺷﺎﻥ اﺯ ﻳﻜﺴﻮ و  ﺑﺎﺯﻱ و ﻧﺘﻴﺠﻪ ي ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ اﻣﺮﻭﺯ (ﺑﻴﻦ ﺗﻴﻤﻬﺎﻱ ﻛﻠﻦ و ﻣﺎﻳﻨﺰ  )ﺩﺭ ﺳﻮﻳﻲ ﺩﻳﮕﺮ, ﺩﻭ اﺗﻔﺎﻗﻲ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺧﻴﻠﻲ ﻫﺎ اﺯ ﺁﻥ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﻴﻜﺮﺩﻧﺪ, ﺑﺮاﻱ ﻣﻦ ﻧﻪ ﺩاﻧﺴﺘﻦ اﻭﻟﻲ ﺗﻮﻓﻴﺮﻱ ﺩاﺷﺖ و ﻧﻪ ﺩﻭﻣﻲ,و ﺣﺘﻲ ﺣﻮﺻﻠﻪ ي ﮔﺎﺯ ﺯﺩﻥ ﺳﻴﺒﻲ ﻛﻪ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﻣﺘﻮاﻟﻲ ﺩﺭ ﻛﻮﻟﻪ اﻡ ﻫﺴﺖ ﺭا ﻫﻢ ﻧﺪاﺷﺘﻢ.. اﻳﻨﻮﺭ و ﺁﻧﻮﺭﻡ ﺭا ﺩﻳﺪﻛﻲ ﺯﺩﻡ, ﻫﻴﭻ ﺗﺎﺯﻩ ﮔﻲ ﻧﺪاﺷﺖ.ﻛﺘﺎﺑﻲ ﻛﻪ اﺧﻴﺮا  ﻣﺮا ﺑﺎ ﺧﻮﺩ اﻳﻨﻮﺭ و ﺁﻧﻮﺭ ﻣﻴﻜﺸﺎﻧﺪ ﺭا اﺯ ﻛﻮﻟﻪ ﺧﺎﺭﺝ و ﺳﻌﻲ ﻛﺮﺩﻡ ﺑﺨﻮاﻧﻢ ( ﻗﻂﺎﺭ ﻣﺎﻻﻣﺎﻝ اﺯ ﻃﺮﻓﺪاﺭاﻥ ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ ﺑﻮﺩ و ﻧﻌﺮﻩ ﻫﺎﻱ ﮔﻮﺵ ﺧﺮاﺵ,ﺑﻮﻱ اﻟﻜﻞ و ﺟﻮاﻧﺎﻧﻲ ﺁﻭﻳﺰاﻥ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻛﻪ ﺻﺪاﻱ ﻋﺸﻖ ﺑﺎﺯﻳﺸﺎﻥ ﺣﻮاﺳﻢ ﺭا ﭘﺮﺕ ﻣﻴﻜﺮﺩ)  ﻛﺘﺎﺑﻲ اﺳﺖ ﺑﻨﺎﻡ «ﺩاﺳﺘﺎﻧﻬﺎﻱ ﻗﺮﻥ» ﻛﻪ ﺧﺎﻟﻲ اﺯ ﺩاﻧﺴﺘﻨﻲ ﻧﻴﺴﺖ..ﺳﺮﻡ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻣﺮﺩ ﻣﻴﺎﻧﺴﺎﻝ  ﺁﻟﻤﺎﻧﻲ اﺯ ﻣﻦ ﭘﺮﺳﻴﺪ: ﻋﺮﺏ ﻫﺴﺘﻴﺪ? ﻣﻴﺪاﻧﺴﺘﻢ ﭼﺮا اﻳﻦ ﺳﻮاﻝ ﺭا ﻣﻴﭙﺮﺳﺪ,ﺳﺮﻳﻊ ﭘﺎﺳﺦ ﺩاﺩﻡ : ﻧﻪ.. و اﻭ : اﻣﺎ ﻛﺘﺎﺑﺘﺎﻥ ﻋﺮﺑﻲ اﺳﺖ! ! و ﻣﻦ: ﻧﻪ… ﻓﺎﺭﺳﻲ اﺳﺖ و ﺗﻮﺿﻴﺢ ﻛﻮﺗﺎﻫﻲ ﻛﻪ اﻟﻔﺒﺎي ﻓﺎﺭﺳﻲ و ﻋﺮﺑﻲ و ﻃﺮﻳﻘﻪ ي ﻧﻮﺷﺘﻦ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻘﺮﻳﺒﺎ ﻣﺸﺎﺑﻪ اﺳﺖ ﻭﻭﻭﻭﻭﻭ ﺧﻼﺻﻪ ﺩﺳﺖ اﺯ ﺧﻄ ﺑﺮﺩاﺷﺖ و ﺑﻪ ﺧﻂﻮﻁ ﻣﺘﺼﻞ ﺷﺪ ..ﺑﺎ ﻇﺮاﻓﺖ ﺧﺎﺻﻲ ﮔﻔﺖ : ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﺭﻭﺣﺎﻧﻲ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﭘﺮﺯﻳﺪﻧﺘﺘﺎن ﺷﺪ? ﭼﻨﺎﻥ ﺧﺠﺎﻟﺘﻲ ﻛﺸﻴﺪﻡ ﻛﻪ ﺟﻮاﺑﻢ ﻧﻴﺎﻣﺪ…ﻧﻤﻴﺨﻮاﺳﺘﻢ ﺑﺎ ﻳﻚ ﻧﻪ و ﺗﻮﺿﻴﺤﻲ ﻛﻪ اﺑﺪا ﺑﺪﻫﻜﺎﺭﺵ ﻧﺒﻮﺩﻡ ﺭﻫﺎ ﺑﺸﻮﻡ…ﭼﻨﺎﻥ ﮔﻮﺷﻪ ي ﺭﻳﻨﮓ ﮔﻴﺮ ﻛﺮﺩﻡ ﻛﻪ ﻓﻘﻄ ﺑﻪ اﻧﮕﻠﻴﺴﻲ ﮔﻔﺘﻢ : No comment !!!!!!!! اﺯ اﻳﻦ ﻣﺮﺩ ﺁﻟﻤﺎﻧﻲ و ﺳﻮاﻟﺶ ﺭﻧﺠﻴﺪﻩ ﻧﺸﺪﻡ,ﺁﺩﻣﻲ اﺳﺖ,ﭼﺸﻢ و ﮔﻮﺵ ﺩاﺭﺩ…ﺩﻳﺪﻩ و ﻣﻴﺒﻴﻨﺪ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻡ اﻳﻦ اﻳﺎﻡ ﭼﻪ ﻛﺮﺩﻩ و ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ  اﻣﺎ ﻳﻚ ﺁﻥ ﺩﻟﻢ ﺑﺮاﻱ ﺧﻮﺩﻡ ﺳﻮﺧﺖ ﻛﻪ ﺟﻮاﺑﻲ ﺩﺭ ﺧﻮﺭ ﺁﻥ ﺳﻮاﻝ ﻧﺪاﺷﺘﻢ….. ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﭘﺎﺳﺨﻲ ﻧﺪاﺷﺘﻢ ﺑﻠﻜﻪ ﭘﺮ اﺯ ﺑﻐﺾ و ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺑﻮﺩﻡ..ﺑﻐﻀﻲ ﻛﻪ اﮔﺮ ﺭﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺩﺭﻳﺎ ﺑﻪ ﮔﺮﻳﻪ ﻣﻲ اﻓﺘﺪ.. و ﻓﺮﻳﺎﺩﻱ ﻛﻪ ﮔﻮﺵ ﻓﻠﻚ ﺭا ﻛﺮ ﻣﻴﻜﻨﺪ.. ﭼﻪ ﻣﻴﺘﻮاﻧﺴﺘﻢ ﺑﮕﻮﻳﻢ? ﺑﮕﻮﻳﻢ ﻛﻪ اﻳﺮاﻥ و اﻳﺮاﻧﻲ ﺣﻜﺎﻳﺖ ﺗﻒ ﺳﺮﺑﺎﻻﺳﺖ? ﺑﮕﻮﻳﻢ ﻛﻪ اﻳﺮاﻧﻲ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻠﻴﺘﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ اﺯ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﺧﻮﺩ و ﭘﻴﺮاﻣﻮﻧﺶ ﻫﻴﭽﮕﺎﻩ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺭﺱ ﻧﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻠﻜﻪ ﻫﺰاﺭ ﺑﺎﺭ ﺩﻳﮕﺮ ﻣﺴﺘﻌﺪ اﺳﺖ اﺯ ﭼﺎﻟﻪ ﺩﺭ ﺑﻴﺎﻳﺪ ﻭﻭ ﺑﻪ ﭼﺎﻩ اﻓﺘﺪ.. ﺑﮕﻮﻳﻢ : ﺁﻗﺎ ﺟﺎﻥ ﻣﻦ 38 ﺳﺎﻝ ﺁﺯهﮔﺎﺭ ﮔﻔﺘﻪ و ﻣﻴﮕﻮﻳﻢ : ﺁﺭﻱ!  ﻧﻪ ﺑﻪ ﺣﻜﻮﻣﺖ اﺳﻼﻣﻲ..ﭼﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﻣﻴﮕﻔﺘﻢ? ﻣﻴﮕﻔﺘﻢ : اﻳﻨﻬﺎﻳﻲ ﻛﻪ اﻣﺮﻭﺯ و ﺩﻳﺮﻭﺯ ﺟﻠﻮﻱ ﺳﻔﺎﺭﺗﺨﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﻓﺮﻧﮓ ﺧﻮﺵ ﺭﻗﺼﻲ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ ﭼﻪ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ?? ﻫﻤﻴﻦ ﻫﺎﻳﻲ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ اﺯ اﻳﺮاﻥ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﺑﻲ ﻗﺎﻧﻮﻧﻲ ,ﺗﻮﺣﺶ ﺣﻜﻮﻣﺘﻲ,ﻋﺪﻡ ﺁﺯاﺩﻱ,ﻫﻮاﻱ ﺁﻟﻮﺩﻩ ….ﺩﺭ ﺭﻓﺘﻪ اﻧﺪ و اﻣﺮﻭﺯ ﭘﺎﻱ ﺻﻨﺪﻭﻕ ﺭاﻱ ﺑﻪ ﻋﺎﻣﻠﻴﻦ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﻻﻳﻞ ﺭاﻱ ﺩاﺩﻩ اﻧﺪ؟؟؟ اﻧﺼﺎﻓﺎ ﭼﻪ ﻣﻴﮕﻔﺘﻢ ﻛﻪ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻧﻜﺸﻢ ؟

ﺣﺎﻟﻢ ﭼﻨﺎﻥ ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻓﻘﻄ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﻴﺪاﻧﻢ… ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺳﻴﺪﻡ, ﺳﻌﻲ ﻛﺮﺩﻡ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﻴﺮﻭﻥ و اﺗﻔﺎﻗﺎﺗﺶ ﺭا ﻫﻤﺎﻥ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﭼﺎﻝ ﻛﻨﻢ و ﺑﻪ ﻣﻴﻮﻩ ﻫﺎﻱ ﺗﻨﻢ ﺑﭙﺮﺩاﺯﻡ.. ﺑﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪاﻧﻢ ﻛﻪ ﺣﺎﻝ اﻳﻦ ﺳﺎﻟﻬﺎﻱ ﺳﻴﺎﻩ ﻣﺮا ﻣﻴﺪاﻧﻨﺪ..اﻣﺎ ﻧﺸﺪ…ﻧﺸﺪ ﻛﻪ ﺁﺭاﻡ ﺑﮕﻴﺮﻡ… ﻧﮕﺎﻩ ﻛﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﻣﺸﻬﺪ,ﺗﻬﺮاﻥ,ﺷﻴﺮاﺯ,ﺣﺘﻲ ﺳﻴﺴﺘﺎﻥ و ﺑﻠﻮﭼﺴﺘﺎﻥ,و ﻣﺮﺩﻡ ﺭا ﺩﻳﺪﻡ…ﺁﺭﻱ ﻣﺮﺩﻣﻲ ﻛﻪ ﺭﻫﺎﻳﻴﺸﺎﻥ ﺁﺭﺯﻭﻱ ﭼﻮﻥ ﻣﻨﻲ اﺳﺖ,و ﺭﻫﺎﻳﻲ ﺷﺎﻥ ﺁﺭﺯﻭﻱ ﭼﻮﻥ اﻭﻳﻲ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻫﻢ اﻛﻨﻮﻥ ﺩﺭ ﺧﺎﻭﺭاﻧﻬﺎ ﺑﺎ ﺳﻴﻨﻪ ﻫﺎﻱ ﺳﻮﺭاﺥ و ﮔﻠﻮﻟﻪ اﻳﻲ ﺩﺭ ﺷﻘﻴﻘﻪ ﻣﭽﺎﻟﻪ ﺷﺪﻩ اﺳﺖ… ﺁﺭﺯﻭﻱ اﻭﻳﻲ ﻛﻪ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺷﻜﻨﺠﻪ ﺷﺪ ﻛﻪ ﺑﻌﺪ اﺯ ﺁﺯاﺩﻱ ﺳﺮ اﺯ ﺩاﺭﻟﻤﺠﺎﻧﻲ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩ,ﻣﺮﺩﻡ ﺭا ﺩﻳﺪﻡ… ﻣﺮﺩﻣﻲ ﻛﻪ ﺑﺎﺯ ﺭﻓﺘﻨﺪ و ﻣﻴﺮﻭﻧﺪ, ﺭاﻱ ﺩاﺩﻧﺪ و ﻣﻴﺪﻫﻨﺪ … اﺯ ﻫﻨﺮﺑﻨﺪ,ﺷﺎﻋﺮ,ﺗﺎ ﭼﭗ و ﺭاﺳﺖ,ﺭاﺩﻳﻜﺎﻝ و دﻣﻜﺮاﺕ, ﭼﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﺳﺮ,ﻗﻤﻪ ﺑﺪﺳﺖ,ﻛﺮاﻭاﺗﻲ و ﻳﻘﻪ ﺁﺧﻮﻧﺪﻱ و…… ﺭﻓﺘﻨﺪ و ﻣﻴﺮﻭﻧﺪ و ﺭاﻱ ﺩاﺩﻩ و ﻣﻴﺪﻫﻨﺪ… ﻫﻤﻪ ي اﻳﻨﻬﺎ ﺭا ﻣﻴﺪاﻧﻢ و ﺣﺘﻲ ﻣﻴﺪاﻧﻢ ﻛﻪ ﺑﺮاﻱ اﻳﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﻧﺴﺨﻪ ﭘﻴﭽﻴﺪ,ﻣﻨﻬﻢ ﺫاﺗﺎ ﻛﻪ اﻳﻨﻜﺎﺭﻩ ﻧﻴﺴﺘﻢ……اﻣﺎ ﻳﻚ ﭼﻴﺰ ﺭا اﺻﻼ ﻧﻤﻴﺪاﻧﻢ و ﺁﻥ اﻳﻨﻜﻪ : ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺮاﻱ ﭼﻪ ﺭاﻱ ﺩاﺩﻧﺪ؟؟ ﺁﻳﺎ ﺑﺎ اﻳﻦ ﺭاﻱ ﻫﻮا ﺑﻪ اﻫﻮاﺯ,ﺁﺏ ﺑﻪ ﺯاﻳﻨﺪﻩ ﺭﻭﺩ,ﺁﺯاﺩﻱ ﺑﻪ ﺯﻧﺪاﻧﻲ, ﺧﻨﺪﻩ ﺑﻪ ﻟﺐ ﻫﺎ,ﺩاﻧﺶ ﺑﻪ ﺩاﻧﺸﮕﺎﻩ ﻫﺎ,ﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﺳﻔﺮﻫﺎ, ﻣﺴﻜﻦ ﺑﻪ ﻛﺎﺭﺗﻦ ﺧﻮاﺑﻬﺎ ,ﻛﺎﺭ ﺑﻪ ﺑﻴﻜﺎﺭاﻥ ,ﺷﻌﺮ ﺑﻪ ﺷﺎﻋﺮ و ﻛﻠﻤﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﺳﺎﻧﺴﻮﺭ ﺑﻪ ﻛﺘﺎﺏ ﺟﺎﺭﻱ ﻣﻴﺸﻮﺩ؟؟؟ ﺭاﻱ ﻃﻨﺎﺏ اﺯ ﮔﻠﻮﻱ اﻋﺪاﻣﻲ,ﺷﻼﻕ اﺯ ﺗﻦ ﺯﻧﺪاﻧﻲ ﻣﺤﻮ ﻣﻴﺸﻮﺩ? ﺑﺎ اﻳﻦ ﺭاﻱ ﺁﻳﺎ ﺩﺧﺘﺮﻱ ﻧﻪ ﻳﻮاﺷﻜﻲ ﺑﻠﻜﻪ ﺁﺯاﺩ ﺁﻧﮕﻮﻧﻪ ﻛﻪ ﻣﻴﺨﻮاﻫﺪ ﻣﻴﺮﻗﺼﺪ,ﻣﻴﭙﻮﺷﺪ,ﻣﻴﻨﻮﺷﺪ?  ﺑﺎ اﻳﻦ ﺭاﻱ ﻛﻠﻴﻪ ﻫﺎ,ﭼﺸﻤﻬﺎ,ﻣﻐﺰ اﺳﺘﺨﻮان و ﻛﻮﺩﻛﻲ ﺩﻳﮕﺮ ﻓﺮﻭﺧﺘﻪ ﻧﻤﻴﺸﻮﺩ      و ………. ﻫﻮاﺭ,ﻫﻮاﺭ, ﻫﻮاﺭ… اﻳﻦ ﺭا ﻧﻤﻴﺪاﻧﻢ… ﻧﻤﻴﺪاﻧﻢ ﭼﺮا ﻣﺮﺩﻡ, ﺭاﻱ ﺩاﺩﻩ اﻧﺪ؟؟؟ ﺷﻤﺎ ﻣﻴﺪاﻧﻴﺪ؟؟؟

ﺳﻮﺳﻦ

 

3 : ؟

دوستان وهمرزمان گرامي ازآنجاييكه سران خلافت اسلامي حاكم بركشورمان همواره مصلحت ودوام عمرسياه رژيم رادرنظرداشته اند يكبارديگرمصلحت گرايي رابراي مردم ترجيح داد وبه همين لحاظ ازمهندسي انتخابات خودداري كرد وحسن فريدون يا همان روحاني تازه مسلمان با پنجاه وهفت درصد آرامجدد طبق نظرعاغادرپست بي اختياررياست جمهوررژيم فاشيسم ديني ابقا شدزيراهمانگونه كه درمطلب قبل اشاره كردم درصورت تقلب درسيرك انتخابات رژيم بسيارزودترفروپاشي خواهد كرد.
اما اينك كه روحاني ابقا شد مردم ايران دست سران رژيم راخوانده اند وبطوريقين سطح مطالبات خودرا بالا خواهند برد وتا تحقق تمامي خواسته هاي خود دست ازمبارزه نخواهند كشيد.

اول. آزادي تمامي زندانيان سياسي وعقيدتي ومدني وفعالين كارگري ومعلمان ومدافعان حقوق بشر وروزنامه نگاران.

دوم.رفع تمامي موانع برسرراه ايجاد تشكل هاي كارگري ومعلمان وحقوق زنان واقشارفرودست.

سوم. پايين آوردن سطح تورم وجلوگيري ازقاچاق كالاهاي بنجل توسط برادران قاچاقچي.
عدم دخالت ونيروهاي اطلاعاتي وامنيتي دركاردولت وزندگي مردم.

چهارم. جلوگيري ازصادرات وواردات وتوزيع مواد مخدردركشورتوسط باندهاي درون رژيم.

پنجم. جلوگيري ازاختلاسها ورانتخواري ورشوه خواري وزمينخواري وجنگلخواري.

ششم. ملي اعلام كردن تمامي امپراتوري هاي مالي ومنقول وغيرمنقول تحت سلطه مقام عظما.

هفتم.رفع هرگونه فقروفلاكت وبيكاري ونابساماني هاي محيط زيست ومشكلات كشاورزان وده نشينان وروستانشينان.

هشتم. رفع هرگونه تبعيض جنسيتي ومحدوديت هاي اجتماعي.

نهم. به اجراگذاشتن منشورحقوق شهروندي والتزام نيروهاي سپاهي وبسيجي واطلاعاتي وامنيتي به آن درمقابل حقوق مردم.

دهم.رسيدگي به وضعيت عمومي كارگران اعم ازبيمه ودرمان وايمني محيط كاروحداقل دستمزد آنها طبق ماده٤١قانون كار.

يازدهم. ايجاد مناسب فضاي آموزشي درسطح شهروبخش وده وروستا جهت تحصيل رايگان تمامي فرزندان طبقات پايين دست جامعه.

دوازدهم. ايجاد فضاي درمانگاه وبيمارستان ها درسطح شهروبخش وروستاها جهت درمان رايگان طبقات پايين دست جامعه ونقاط دورافتاده كشور.

سيزدهم.بازگرداندن تمامي مبالغ هنگفت كه توسط باندهاي وابسته به بيت دزديده شده اند به صندوق ذخيره مالي كشور.

چهاردهم. رسيدگي به وضعيت غيراستاندارد ماشين هاي داخلي وجاده هاي نامناسب سراسركشورجهت جلوگيري ازتصادفات خسارتبارجاني ومالي هرساله.

پانزدهم. حفظ استقلال كشور وعدم واگذاري پايگاههاي نظامي به دول قدرتمند شرق وعرب.
شانزدهم. عدم دخالت ونيروهاي سپاهي وبسيجي وحزب الله درامورسايركشورهاكه تاكنون ضمن خسارتهاي جاني صدها هزارميليارد ازسرمايه هاي ملي دراين راهزينه شده بدون داشتن منافعي براي ملك وملت ايران.

به اميد فرداي آزادي متحد وپيروزباشيد.

لطفا به اشتراك بگذاريد.

بامهر

غلام عسگري.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 21 مه 2017 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: