اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

چپ «همه چیز غیر از طبقه» و گرامشی: مایکل پارنتی، و گرامشی در دايرةالمعارف بزرگ شوروی/تارنگاشت عدالت

جنگ طبقاتی سرمایه با احکام دادگاه‌ها، قوانین ضدکارگری، سرکوب پلیسی، انحلال سندیکا، نقض قرارداد، بیگارگاه‌ها، عدم صداقت در محاسبه ساعات کار، تخلفات ایمنی، اذیت و اخراج کارگران مقاومت کننده، کاهش دستمزدها و مزایا، دستبرد به صندوق‌های بازنشستگی و تعطیل کارخانه‌ها صورت می‌گیرد. کار با سازماندهی سندیکا، اعتصابات، کم‌کاری‌ها، بایکوت‌ها، تظاهرات علنی، اقدامات کاری، غیبت هماهنگ، خراب‌کاری در محل کار به جنگ طبقاتی سرمایه پاسخ می‌دهد. طبقه از يک پویایی برخوردار است که از مشهود بودن فوری آن فراتر می‌رود. ما چه از آن آگاه باشیم یا نه، واقعیات طبقاتی جامعه ما را دربر می‌گیرند، و به میزان زیادی ظرفیت ما را برای دنبال کردن منافع‌مان تعیین می‌کنند. قدرت طبقاتی عاملی است که برنامه سیاسی، انتخاب رهبران، گزارش اخبار، تأمین بودجه علوم و آموزش، توزیع مراقبت درمانی، برخورد نادرست با محیط زیست، کاهش دستمزدها، مقاومت در مقابل برابری نژادی و جنسیتی، عرضه سرگرمی‌ها و هنرها به بازار، اشاعه پیام‌های مذهبی، سرکوب نارضایتی، و تعریف خود واقعیت اجتماعی را تعیین می‌کند. مردم ممکن است شناخت طبقاتی نداشته باشند، اما آ‌ن‌ها هنوز تحت تأثیر قدرت، امتیازات، و نارسایی‌های مربوط به توزیع ثروت و خواست قرار دارند… بسیاری که وانمود می‌کنند چپ هستند آن‌چنان دیوانه‌وار مارکسیست‌ستیزند، که برای توضیح آن‌چه که در جهان رخ می‌دهد به غیر از قدرت طبقاتی به هر مفهوم به عقل جور نیامدنی متوسل می‌شوند. آن‌ها تئوریسین‌های چپ «همه چیز غیر از طبقه»اند، که در حالی‌که در اکثر موضوعات سیاسی متحد محافظه‌کاران نیستند، سهم خود را برای از هوش بردن آگاهی طبقانی انجام می‌دهند. برخی تئوریسین‌های چپ «همه چیز غیر از طبقه» برای ارتقای نوشته‌های آنتونیو گرامشی رهبر فقید حزب کمونیست ایتالیا به مثابه یک منبع تئوری فرهنگی برای مقابله با تحلیل طبقاتی مارکسیستی زحمت زیادی به خود داده اند. خود گرامشی [اگر بود] این چیزهایی را که تئوریسین‌های چپ «همه چیز غیر از طبقه» به او نسبت می‌دهند، عجیب‌و‌غریب و نابهجا می‌دانست. او هرگز فرهنگ و طبقه را به مثابه دو اصطلاح نفی کننده یکدیگر در نظر نگرفت، بلکه هژمونی فرهنگی را یک ابزار حیاتی طبقه حاکم می‌دید.

 چپ «همه چیز غیر از طبقه» و گرامشی

تارنگاشت عدالت
فرازهایی از کتاب «سیاه‌جامگان و سرخ‌ها: فاشیسم منطقی و سرنگونی کمونیسم»، نوشته مایکل پارنتی، ۱۹۹۷، انتشارات سیتی‌لایتس، سان‌فرانسیسکو، صفحات ۱۴۵-۱۵۱.
***
بسیاری که وانمود می‌کنند چپ هستند آن‌چنان دیوانه‌وار مارکسیست‌ستیزند، که برای توضیح آن‌چه که در جهان رخ می‌دهد به غیر از قدرت طبقاتی به هر مفهوم به عقل جور نیامدنی متوسل می‌شوند. آن‌ها تئوریسین‌های چپ «همه چیز غیر از طبقه»اند (Anything-But-Class)، که در حالی‌که در اکثر موضوعات سیاسی متحد محافظه‌کاران نیستند، سهم خود را برای از هوش بردن آگاهی طبقانی انجام می‌دهند.

تئوریسین‌های چپ «همه چیز غیر از طبقه» می‌گویند ما زیاد به طبقه توجه می‌کنیم. واقعاً چه کسی این کار را می‌کند؟ شخص پس از بررسی انتشارات آکادمیک رسمی، ژورنال‌های رادیکال، و کنفرانس‌های دانشمندان سوسیالیست مشکل می‌تواند تحلیل طبقاتی چندانی، از هر نوع که باشد، در آن‌ها بیاید. نه تنها توجه یسیار زیادی به قدرت طبقاتی نمی‌شود، بلکه اکثر نویسندگان و مفسرین ایالات متحده تازه باید موضوع را کشف کنند.

تئوریسین‌های چپ «همه چیز غیر از طبقه» در جست‌وجوی بی‌پایان خود برای طرح‌های نظری که بتواند تحلیل طبقاتی مارکسیسم را خاموش کند، سال‌هاست که بر روی دوگانگی دروغین بین مارکس جوان (فرهنگ‌گرا، هومانیست، خوب) و مارکس مسّن (دگماتیک، اقتصادگرا، بد) یاوه‌سرايی کرده اند. همان‌طور که دانشمند مارکسیست برتل اولمان (Bertell Ollman) خاطرنشان می‌کند، این تقابل مصنوعی یک توسعه نسبتاً ناچیز در کار مارکس را به شکاف ژرفی بین دو  شیوه تفکر که کم‌ترین شباهتی با هم ندارند، مبدل می‌نماید.

برخی تئوریسین‌های چپ «همه چیز غیر از طبقه» برای ارتقای نوشته‌های آنتونیو گرامشی رهبر فقید حزب کمونیست ایتالیا به مثابه یک منبع تئوری فرهنگی برای مقابله با تحلیل طبقاتی مارکسیستی زحمت زیادی به خود داده اند. (به عنوان مثال نگاه کنید به انتشاراتی مانند Telos به وسیله پال پیکون در دهه ۱۹۷۰ و اوايل دهه ۱۹۸۰). آن‌ها می‌گویند گرامشی نظرات «اقتصادگرایانه» مارکس و لنین را رد کرد و مبارزه طبقاتی را به عنوان مفهوم مرکزی در نظر نگرفت، و ترجیح داد یک «تحلیل ظریف»تری بر شالوده هژمونی فرهنگی ارايه نماید. در نتیيجه همان‌طور که ت. جی. جکسون مورخ گفته گرامشی «مارکسیستی شد که برای بردن به خانه و معرفی به مادر بی‌خطر است.» و همان‌طور که کریستوفر فلپس (Christopher Phelps) افزود: «گرامشی بی‌خطر، اهلی، قلب ماهیت شده است- بیگانه‌ای با خود انقلابی او. دانشگاهیانی که در صددند عقب‌نشینی خود به تئوری‌های شدیداً انتزاعی را توجیه نمایند توهمات خیال‌بافانه‌ای درباۀ فعالیت ضدهژمونیک خود آفریده اند. آن‌ها یک گرامشی غیرواقعی آفریده اند که دارای نظراتی است که هرگز نداشته است، از آن‌جمله مخالفت با یک سازمان انقلابی سوسیالیست، از نوعی که او، در پی لنین، ضروری می‌دانست.» (مانتلی ریویو، نوامبر ۱۹۹۵)

خود گرامشی [اگر بود] این چیزهایی را که تئوریسین‌های چپ «همه چیز غیر از طبقه» به او نسبت می‌دهند، عجیب‌و‌غریب و نابهجا می‌دانست. او هرگز فرهنگ و طبقه را به مثابه دو اصطلاح نفی کننده یکدیگر در نظر نگرفت، بلکه هژمونی فرهنگی را یک ابزار حیاتی طبقه حاکم می‌دید. به علاوه، او جایگاه برجسته‌ای از مسؤولیت در حزب کمونیست ایتالیا داشت و خود را استوار در درون اردوی مارکسیستی-لنینیستی می‌دید.

مبارزه طبقاتی روزانه
تئوریسین‌های چپ «همه چیز غیر از طبقه» در حمایت از این نظر خود که طبقه (از نقطه نظر مارکسیستی) منسوخ شده است، به کرّات اظهار می‌دارند که در آینده قابل پیش‌بینی انقلاب کارگران در ایالات متحده رخ نخواهد داد. (من در طی «کنفرانس گرامشی» در اَمهرست، ماساچوست، در آوریل ۱۹۸۷، در سه گروه مختلف شنیدم که این احساس ابزار می‌شد.) حتا اگر ما با این پیش‌گویی موافق باشیم، هنوز خواهیم پرسید این چگونه می‌تواند توجیهی برای رد تحلیل طبقاتی و این نتیجه‌گیری بشود که چیزی به نام استثمار کار از طرف سرمایه و هیچ مخالفتی از طرف مردمی که برای معاش کار می‌کنند، وجود ندارد.

انقلاب فمینیستی که قرار بود کل جامعه پدرشاهی ما را دگرگون کند تاکنون تحقق نیافته است، با این وجود، هیچ شخص مترقی این را معنی نمی‌کند که سکسيسم خواب و خیال است یا زمان مبارزات جنسیتی به سر آمده است. کارگران در ایالات متحده سنگربندی نمی‌کنند، اما این بدین معنی نیست که مبارزه طبقاتی افسانه است. در جامعه امروز، این مبارزه تقریباً تمام فعالیت‌های محل کار را دربر می‌گيرد. کارفرمایان بی‌امان به کارگران فشار وارد می‌کنند و کارگران دایماً علیه کارفرمایان نبرد می‌کنند.

جنگ طبقاتی سرمایه با احکام دادگاه‌ها، قوانین ضدکارگری، سرکوب پلیسی، انحلال سندیکا، نقض قرارداد، بیگارگاه‌ها، عدم صداقت در محاسبه ساعات کار، تخلفات ایمنی، اذیت و اخراج کارگران مقاومت کننده، کاهش دستمزدها و مزایا، دستبرد به صندوق‌های بازنشستگی و تعطیل کارخانه‌ها صورت می‌گیرد. کار با سازماندهی سندیکا، اعتصابات، کم‌کاری‌ها، بایکوت‌ها، تظاهرات علنی، اقدامات کاری، غیبت هماهنگ، خراب‌کاری در محل کار به جنگ طبقاتی سرمایه پاسخ می‌دهد.

طبقه از يک پویایی برخوردار است که از مشهود بودن فوری آن فراتر می‌رود. ما چه از آن آگاه باشیم یا نه، واقعیات طبقاتی جامعه ما را دربر می‌گیرند، و به میزان زیادی ظرفیت ما را برای دنبال کردن منافع‌مان تعیین می‌کنند. قدرت طبقاتی عاملی است که برنامه سیاسی، انتخاب رهبران، گزارش اخبار، تأمین بودجه علوم و آموزش، توزیع مراقبت درمانی، برخورد نادرست با محیط زیست، کاهش دستمزدها، مقاومت در مقابل برابری نژادی و جنسیتی، عرضه سرگرمی‌ها و هنرها به بازار، اشاعه پیام‌های مذهبی، سرکوب نارضایتی، و تعریف خود واقعیت اجتماعی را تعیین می‌کند.

مردم ممکن است شناخت طبقاتی نداشته باشند، اما آ‌ن‌ها هنوز تحت تأثیر قدرت، امتیازات، و نارسایی‌های مربوط به توزیع ثروت و خواست قرار دارند.

 http://www.edalat.org/sys/content/view/11435/38/
***
گرامشی، یک رزمنده بی‌باک آرمان طبقه کارگر، پیوسته اصول انقلابی تئوری مارکسیستی را حفظ نمود و توسعه داد. هدف اصلی پژوهش تاریخی گرامشی این بود که به طور علمی مشکلات هژمونی پرولتاریا را شرح دهد. با استفاده از شواهد تاریخی مشخص نشان داد که اتحاد با دهقانان، موفقیت سیاسی نیروی اعمال کننده نقش رهبری در اتحاد را تعیین می‌کند. گرامشی معتقد بود که مهم‌ترین وظیفه پرولتاریا و پیشاهنگ آن- حزب کمونیست- این است که علیه ایدئولوژی بورژوازی مبارزه کند. گرامشی در آثار فلسفی خود، درصدد بود یک شرح مفصل جامع از مارکسیسم به مثابه یک جهان‌بینی فراگیر و منسجم ارايه نماید. او به مشکل ارتباط بین تئوری و عمل توجه ویژه‌ای نمود، که یکی از مهم‌ترین جوانب آن مسأله روابط بین طبقه کارگر و روشنفکران                                                                                                       بود…

                                                                           گرامشی در دايرةالمعارف بزرگ شوروی

                                                                                               تارنگاشت عدالت

                    منبع: دايرةالمعارف بزرگ شوروی، جلد ۷، چاپخانه دايرةالمعارف بزرگ شوروی، مسکو، ۱۹۷۰، صفحات ۳۳۴-۳۳۶.

 

گرامشی، آنتونیو
تولد ۲۳ ژانویه ۱۸۹۱ در آلس، ساردین؛ مرگ ۲۷ آوریل ۱۹۳۷ در رم. بنیان‌گذار و رهبر حزب کمونیست ایتالیا؛ تئوریسین مارکسیست.

گرامشی از یک خانواده کارمند دفتری جزء آمد. او از ۱۹۱۱ تا ۱۹۱۴ در دانشگاه تورین در دانشکده زبان‌شناسی تحصیل کرد، در سال ۱۹۱۳ به حزب سوسیالیست ایتالیا پیوست. او طی جنگ جهانی اول سردبیر هفته‌نامه سوسیالیستی تورین به نام IL Grido del Popolo بود، در عین‌حال هم‌زمان با آن در استخدام چاپ تورین روزنامه سوسیالیستی Avanti بود!

گرامشی سریعاً نشان داد یک نماینده برجسته نسل جوان انقلابیون ایتالیایی است که مبارزه علیه رفرمیسم در حزب سوسیالیست را آغاز کرده بودند. در سال ۱۹۱۷ او در درون حزب در ایجاد یک جناح چپ انقلابی شرکت کرد. او پس از یک مبارزه مسلحانه ضدجنگ در تورین در اوت ۱۹۱۷، به عنوان دبیر بخش محلی حزب سوسیالیست انتخاب شد.

ایده‌های لنینیسم و انقلاب سوسیالیستی اکتبر تأثیر قاطعی بر فعالیت تئوریک و عملی گرامشی گذاشت.

در خیزش انقلابی بعد از جنگ در ایتالیا، گرامشی جنبشی را برای ایجاد شوراهای کارخانه آغاز نهاد، که به یک شکل ویژه مبارزه برای قدرت پرولتاریای ایتالیا در ۱۹۱۹ و ۱۹۲۰ مبدل شد. نقش اصلی در مبارزه برای سازماندهی شوراهای کارخانه به گروه «نظم جدید» (Ordino Nuovo) تعلق داشت، که گرامشی، همراه پ. توگلیاتی، یو. تراسینی، و دیگر سوسیالیست‌های جوان، در ماه مه ۱۹۱۹ ایجاد نمود. هفته‌نامه L’Ordine Nuovo  در ۱۹۱۹ و ۱۹۲۰ مقالاتی را از گرامشی منتشر کرد، که او در آن‌ها و بر شالوده یک تحلیل ژرف از ساختار جامعه ایتالیا و ویژگی‌های خاص توسعه تاریخی آن، اتحاد بین پرولتاریای صنعتی شمال و دهقانان جنوب را پیشنهاد کرد و نشان داد که با توجه به شرایط اجتماعی موجود در ایتالیا، تحقق بخشیدن به چنین اتحادی مهم‌ترین پیش‌شرط هژمونی پرولتاریا است. یک گزارش بخش تورین، تحت عنوان «برای نوسازی حزب سوسیالیست» که گرامشی نوشته بود، مورد تأیید و. آی. لنین و دومین کنگره کمینترن در سال ۱۹۲۰ قرار گرفت. در نوامبر ۱۹۲۰، ممتنعین (گروه مربوط به آ. بوردیگا)، حداکثر‌طلبان چپ‌گرا، و Ordino Nuovo یک جناح متحد کمونیستی تشکیل دادند. در ژانوبه ۱۹۲۱، در هفدمین کنگره حزب سوسیالیست ایتالیا در لیگورن (لیورنو)، این جناح از رفرمیست‌ها و سانتریست‌ها جدا شد و حزب کمونیبست ایتالیا را بنا نهاد.

در سال‌های ۱۹۲۲- ۱۹۲۳ گرامشی به عنوان نماینده حزب کمونیست ایتالیا در کمیتۀ اجرایی کمینترن در اتحاد شوروی زندگی کرد. در سال ۱۹۲۴، به ابتکار گرامشی، هفته‌نامه حزب به نام L’Unita تأسیس شد و، در ادامه خط حزب، برای متحد کردن همه کارگران در مبارزه علیه فاشیسم تلاش نمود. گرامشی در سال ۱۹۲۴ به ایتالیا بازگشت.

گرامشی که مبارزه مستمری را علیه سیاست سکتاریستی رهبری حزب (به سرکردگی بوردیگا) پیش برده بود، گروه رهبری جدید در حزب به وجود آورد. گرامشی در حالی‌که از ۱۹۲۴ تا ۱۹۲۶ رهبری گروه پارلمانی کمونیست‌ها را داشت، سیاست‌های جنایتکارانه فاشیسم را از تریبون مجلس نمایندگان افشاء می‌نمود. هم‌زمان با آن، گرامشی به شرح تئوریک مشکلات مبارزه پرولتاریای ایتالیا ادامه می‌داد.

در ۸ نوامبر ۱۹۲۶، فاشیست‌ها گرامشی را دستگیر کردند و او را به جزیره یوستیکا تبعید نمودند. در سال ۱۹۲۸، یک دادگاه فاشیستی او را به ۲۰ سال زندان محکوم کرد (مدت بعداً در نتیجه چندین عفو کاهش و در سال ۱۹۳۷ پایان یافت). گرامشی بخش عمده دوره زندان خود را در زندان «توری دی باری» گذراند. شرایط سخت زندگی در زندان، سلامتی او را گرفت، و چند روز بعد از آزادی رسمی، گرامشی درگذشت.

گرامشی، یک رزمنده بی‌باک آرمان طبقه کارگر، پیوسته اصول انقلابی تئوری مارکسیستی را حفظ نمود و توسعه داد. گرامشی میراث تئوریک بزرگی باقی گذاشت، که «یادداشت‌های زندان» مشهورش، که طی سال‌های زندان نگاشت، آن را در بر می‌گیرد. آثار او در تاریخ، فلسفه، و فرهنگ منبع زرادخانۀ ایدئولوژیک برای پرولتاریاست.

هدف اصلی پژوهش تاریخی گرامشی این بود که به طور علمی مشکلات هژمونی پرولتاریا را شرح دهد. در ارتباط نزدیک با این، پژوهش او درباره Risorgimento-دوره مبارزه برای رهایی ملی و وحدت ایتالیا در قرن نوزدهم- قرار داشت. گرامشی با استفاده از شواهد تاریخی مشخص نشان داد که اتحاد با دهقانان، موفقیت سیاسی نیروی اعمال کننده نقش رهبری در اتحاد را تعیین می‌کند. گرامشی یک مفهوم مارکسیستی منسجم را در باره Risorgimento تولید نمود: او به Risorgimento به مثابه یک انقلاب بورژوایی نگاه می‌کرد که عمدتاً به این دلیل که ساماندهی انقلابی در روستای ایتالیا انجام نشد، ناتمام ماند. حفظ بقایای فئودالیسم و ضعف اردوی چپ به ناتوانی درونی به اصطلاح دولت لیبرال انجامید، که به ویژه بعد از جنگ جهانی اول (در اوايل دهه ۱۹۲۰) آشکار گردید. گرامشی خاطرنشان کرد، که پرولتاریا باید از درس‌های‌ تاریخ بیاموزد و به مثابه سرکردۀ انقلاب، توده‌های وسیع مردم را رهبری نماید.

گرامشی تلاش نمود تمام مشکلات اساسی را که در مبارزه برای وحدت ملی حل نشده باقی مانده بودند و به جلوگیری از توسعه اقتصادی و سیاسی کشور ادامه می‌دادند، برملا نماید، او بر بستر تاریخی، مشکلات فاصله بین شهر و روستا، شمال و جنوب،  روشنفکران و مردم را پژوهش نمود. گرامشی به مسايل مربوط به مشکل عقب‌ماندگی اقتصادی و سیاسی جنوب ایتالیا- به اصطلاح مسأله جنوب- که وی آن را عمدتاً به مثابه یک مسأله دهقانی می‌دید، توجه ويژه‌ای نمود. گرامشی معتقد بود که مهم‌ترین وظیفه پرولتاریا و پیشاهنگ آن- حزب کمونیست-این است که علیه ایدئولوژی بورژوازی مبارزه کند.

گرامشی در آثار فلسفی خود، درصدد بود یک شرح مفصل جامع از مارکسیسم به مثابه یک جهان‌بینی فراگیر و منسجم ارايه نماید. او به مشکل ارتباط بین تئوری و عمل توجه ویژه‌ای نمود، که یکی از مهم‌ترین جوانب آن مسأله روابط بین طبقه کارگر و روشنفکران بود. گرامشی در برقراری وحدت بین آن‌ها یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های بین مارکسیسم و نظام‌های فلسفی بورژوازی را- به ویژه، نظام ب. کروچی- می‌دید. در پاسخ به کروچی، که درصدد بود، «فرهنگ عالی» را با جدا کردن آن از سیاست و توده‌ها، نجات دهد گرامشی بر نیاز به ارتباط بین «مردم ساده» و روشنفکران «دقیقاً برای ایجاد یک بلوک روشنفکری و اخلاقی که از نظر سیاسی ترقی توده‌ها در کلیت آ‌ن‌ها، و نه فقط محافل باریک روشنفکران را امکان‌پذیر نماید»،  تأکید نمود. (Izbr. proizv، جلد ۳، مسکو، ۱۹۵۹، ص. ۲۲)

گرامشی این را اساسی می‌دانست که برای ارتقای روشنفکرانه توده‌ها مبارزه شود. گرامشی، مشخصاً در انتقاد از هر نوع ساده کردن تئوری مارکسیستی در ارتباط با عوام‌‌پسند کردن مسأله روابط متقابل بین زیربنا و روبنا نوشت: شخص نباید «هر نوسان دماسنج سیاسی یا ایدئولوژیک را به مثابه تظاهر مستقیم تغییرات در زیربنا ترسیم نماید و توضیح دهد.» (همانجا، ص. ۹۸) در شرح تفصیلی تئوری هژمونی پرولتاریا، گرامشی توجه ویژه‌ای به مسأله رهبری روانی و اخلاقی پرولتاریا، توده‌ها، و جامعه نمود. او جانبدار ایده یک نقش از نظر اجتماعی فعال برای هنر و مسؤولیت نویسنده به مردم بود؛ در عین‌حال او مخالف عوام‌‌پسند کردن این اصول و تحمیل موضوع، شیوه‌ها، و وظايف مناسب هنر به آن از طريق اظهارنظر رسمی یا فرمان بود. دقیقاً بر این بستر بود که گرامشی مسايل ارتباط متقابل بین هنر و توده‌ها، بین نویسنده و مردم را مطرح و حل کرد، و بر ارزش آموزشی عظیم هنر تأکید نمود.

آثار گرامشی در شکل‌گیری سپهری از فلاسفه و مورخین مارکسیست در ابتالیا نقش داشت، و از اهمیت عظیمی برای کل فعالیت طبقه کارگر ایتالیا و جنبش جهانی کمونیستی برخوردار است.

آثار
Opere, vols. 1-10. (Turin) 1952-60.
به ترجمه روسی:
Izbr. proizv.,vols. 1-3. Moscow, 1957-59.
O literature I iskusstv. Moscow, 1967.

منابع:
Alicata, M. A.  Gramshi-osnovatel’ Ital’ianskoi  kommunisticheskoi partii. Moscow, 1957.
Bondarchuk, V. S. “Problemy ital’ianskogo Risordzhimento v teoreticheskikh trudakh A. Gramshi.” Novaia I noveishaia is-toriia, 1958, no. 6.
Golemba, A. Gramshi. Moscow, 1968.
Egerman, E. Ia. “Antonio Gramshi o krest’ianskom voprose v Italii.” Voprosy filosofii, 1950, no. 1.
Lopukhov, B. R. A. Gramshi. Moscow, 1963.
Miziano, K. F. “Velikaia Oktiabr’skaia sotsialisticheskaia revoliutsiia I problemy rabochego dvizheniia Italii v rabotakh A. Gramshi 1919-1920 gg.” Novaia i noveishaia istoriia, 1957, no. 2.
Frantsev, Iu. P. “Gramshi I problema ideinogo vospitaniia mass.” In the collection 40 let Ital’ianskoi kommunisticheskoi partii. Moscow, 1961.
Togliatti, P. Gramsci. Milan, 1949.
Studi Gramsciani: Atti del convegno tenuto a Roma nei giorni 11-13, gennaio 1958. (Rome, 1958.)
Garmsci e la cultura contemporanea, vols 1-2, Rome, 1969-70.

http://www.edalat.org/sys/content/view/11436/38/

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 16 مه 2017 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: