اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

اندر معنای کنشی به نام رأی دادن!: تقی روزبه

اگر در نظربگیریم که معنای کنشی به نام رأی در بنیادخود به معنی تفویض واگذاری و حق تصمیم گیری یعنی مهم ترین شأن و گوهرهستی بشر و هم چون یک سوژه، در حکم سپردن سرمایه انسانی و سرنوشت خود به دیگری است؛ آنگاه می توانیم با کنارهم قراردادن دو گزاره زیر رویکردخود با انتخابات را تنظیم کنیم: الف- اگر آنگونه که مدافعان شرکت کردن می گویند رأی دادن و انتخاب کردن را دستاورد و حق هر شهروندی بدانیم که باید از آن برای تغییر شرایط و تاثیرروی سرنوشت خود و جامعه سود جست؛ آنگاه باید همزمان به عنوان جفت و همزاد جداناپذیر گزاره فوق براصل دیگری هم پای فشرد:  ب- هر شهروند عاقل و بالغ به همان اندازه که با رآی خود در تحولات و سمت و سوی رویدادها مشارکت می کند، درست به همان میزان و نه کمتر مسئول صیانت و حفاظت از رآی و حق تصمیم گیری واگذارکرده خود است. وگرنه این رأی با تبدیل شدن به نیروئی مهیب و بیگانه شده، هم چونن بومرنگی به سمت خود رآی دهنده و یا جامعه کمانه کرده و به صورت خود وی اصابت خواهد کرد. آن چه که بارها و بارها اتفاق افتاده است.

اندر معنای کنشی به نام رأی دادن!

تقی روزبه

در خلال مناظره ای* حول انتخابات و بحث حول کنش «تحریم» و شرکت، پیشنهادمن این بود که بهتراست بجای واژه تحریم که واژه سنتی-مذهبی و ایدئولوژیک است از مفهوم مشارکت و عدم مشارکت در بازتولید سیستم صحبت کنیم که اولا ارجاع آن به کنش مقاومت موجود در بخش هائی از جامعه است و ثانیا معطوف به رابطه بین مشارکت جامعه و فرسودگی و یا بازسازی قدرت از سوی دیگراست. در چنین حالتی بار سلبی و اثباتی مشارکت و عدم مشارکت هرکدام شفاف ترمطرح می شوند.

هم چنین نفس منطق تحریم و شرکت یا امتناع به شکل آره یا نه نیز نارسا و مشکل زا و تلویحا شکل آمرانه و تعیین تکلیف را دارد… البته اصل رأی دادن به غیر در ذات خود به معنای خلع ید سوژه از خود و تبدیل شدنش به ابژه ای فعل پذیر است . با این همه در مسیر فرایند مبارزه علیه این نوع بیگانگی و جدائی نهادی شده و مرسوم، و در مسیر تلاش وحدت بین آن دو، رویکرد یک مدافع رهائی یعنی کسی که علیه این نوع بیگانگی مبارزه می کند، در برخورد با رویکردهای انتخاباتی، و بدون آن که بخواهد به شکل امرانه و ایدئولوژیک با این مسأله برخوردکند، چیست؟

مبنای چنین رویکردی به گمان من می تواند بر منطق زیراستوارباشد: اگر در نظربگیریم که معنای کنشی به نام رأی در بنیادخود به معنی تفویض واگذاری و حق تصمیم گیری یعنی مهم ترین شأن و گوهرهستی بشر و هم چون یک سوژه، در حکم سپردن سرمایه انسانی و سرنوشت خود به دیگری است؛ آنگاه می توانیم با کنارهم قراردادن دو گزاره زیر رویکردخود با انتخابات را تنظیم کنیم:

الف- اگر آنگونه که مدافعان شرکت کردن می گویند رأی دادن و انتخاب کردن را دستاورد و حق هر شهروندی بدانیم که باید از آن برای تغییر شرایط و تاثیرروی سرنوشت خود و جامعه سود جست؛ آنگاه باید همزمان به عنوان جفت و همزاد جداناپذیر گزاره فوق براصل دیگری هم پای فشرد: 

ب- هر شهروند عاقل و بالغ به همان اندازه که با رآی خود در تحولات و سمت و سوی رویدادها مشارکت می کند، درست به همان میزان و نه کمتر مسئول صیانت و حفاظت از رآی و حق تصمیم گیری واگذارکرده خود است. وگرنه این رأی با تبدیل شدن به نیروئی مهیب و بیگانه شده، هم چون بومرنگی به سمت خود رآی دهنده و یا جامعه کمانه کرده و به صورت خود وی اصابت خواهد کرد. آن چه که بارها و بارها اتفاق افتاده است.

حال سئوال شرکت بکنیم یا نه، به این سؤال کلیدی تحویل می شود؛ که هرکس از خود به پرسد که آیا توان کنترل و صیانت از آرا‌ء خود را دارد یا نه؟ این که پیش شرط های صیانت از آراء چیست، خارج از حوصله این یادداشت کوتاه است و پاسخ به آن چندان هم گنگ و دشوار نیست. بر عهده هر رآی دهنده است که هم چون یک شهروند مسئول از خود به پرسد که آیا قادر به صیانت از رآی خودهست یا نه و آنگاه …….

تقی روزبه

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 15 مه 2017 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: