اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

چرا باید زنان ایرانی در انتخابات ریاست جمهوری حکومت اسلامی شرکت کنند؟!: بهرام رحمانی

زن در همه مذاهب، به‌ویژه در اسلام، انسان درجه دو است بايد تابع انسان درجه يک، که همان مرد است، باشد. حالا چه در عرصه خصوصی باشد و چه در عرصه عمومی در قالب دولت و پست و مقام. يعنی زنی که پست و مقام و موقعیتی دارد به ناچار باید در مقام تصميم‌گيری، از تصميم‌گيری مردان تبعیت کند. اين ديدگاه نزدیک به چهار دهه است که در حکومت اسلامی ايران از بالا تا پایین وجود دارد. از همان زمانی که خمینی فرمان حجاب بر زنان را در همان اولین بهار آزادی پس از انقلاب صادر کرد، سهم زنان ایران از انقلاب، جر پذیرش آپارتاید جنسی و مردسالاری راه دیگری نداشته‌اند. البته زنان و مردان مساوات‌طلب در این چهار دهه از هر فرصتی استفاده کرده و مخالفت خود را سرکوب سیستماتیک زنان و مردسالاری بیان کرده‌اند و برای تحقق آزادی و برابری جنسیتی مبارزه می‌کنند. خود زنان در حوزه‌‌های مختلفی چون تحصیلات آکادمیک و عرصه فرهنگی و هنری پیشرفت‌های چشم‌گیری به‌دست آورده‌اند…آزار و اذیت زنان، یک هویت برجسته و معروف حکومت اسلامی ایران است که به قانون نیز تبدیل شده‌اند. می‌دانیم دستگاه قضایی و ماشین سرکوب حکومت در خدمت اجرای قوانین ضد زن، به‌طور سیستماتیک در جریان است.به همنی دلیل،نمی‌توان گفت ابعاد خشونت علیه زنان ایران را با زنان کشورهای دیگر مقایسه کرد و آمار و ارقامی داد. موضوعی روزمره است که جریان دارد وزنان در ایران مورد سرکوب و خشونت هر روزه دولتی قرار دارند.زنان ایران، از ابتدایی‌‌ترین حقوق اجتماعی و مدنی خود مانند حق طلاق و نگه‌داری از کودک و سفر و غیره محروم‌اند. و بسیاری نیز قربانی می‌شوند.با توجه به همه مسایلی که بدان‌ها اشاره کردیم هرگونه شرکت در نمایش مسخره حکومت اسلامی ایران، توهین به خود و کل جامعه است از این‌رو، نباید اجاره داد حکومت اسلامی، از زنان و یا مردان آزاده ایران، به‌عنوان سیاهی لشکر و پرده‌پوشی بر دیکتاتوری و استبداد مطلق خود، در نزد افکار عمومی ایران و جهان سوء‌استفاده سیاسی کند.

 چرا باید زنان ایرانی در انتخابات ریاست جمهوری حکومت اسلامی شرکت کنند؟!

 بهرام رحمانی

bahram.rehmani@gmail.com

 

انتخابات ریاست جمهوری در ایران با کم‌ترین میزان طرح مطالبات جامعه زنان کشور از زبان کاندیداها در حال برگزاری است با این حال، همین فرصت هم بهانه‌ای برای طرح مطالبات زنان در فضای جامعه و شبکه‌های اجتماعی شده است. اما با این وجود باید مواظب بود که به ابزار و سیاهی لشکر مضحکه به اصطلاح انتخابات ریاست جمهوری حکومت اسلامی و جناح‌های رنگارنگ آن تبدیل نشد. چرا که این حکومت نزدیک به چهل سال است زنان آزاده ایران را بی‌وقفه و به‌طور سیستماتیک سرکوب کرده و می‌کند.

 

سخنگوی شورای نگهبان گفت: «زنان می‌توانند در انتخابات آینده ریاست جمهوری به‌عنوان نامزد ثبت‌نام کنند ولی موضوع رجل سیاسی در شورای نگهبان هنوز به نتیجه نهایی نرسیده است.»

عباسعلی کدخدایی، چندی پیش در پاسخ به این سئوال که با توجه به این که هنوز موضوع رجل سیاسی مشخص نیست آیا زنان می‌توانند در انتخابات آینده ریاست جمهوری نامزد شوند، گفت: «زنان حتما می‌توانند ثبت نام کنند ولی بحث رجل سیاسی در شورای نگهبان هنوز به نتیجه نهایی نرسیده است و به محض این که به نتیجه برسیم آن را اعلام خواهیم کرد.»

 رسانه‌ها در ايران، انتشار تصاويری اززنانی را که با پوشش‌های نامتعارف و با ژست‌های مختلف در برابر دوربين‌های آن‌ها ظاهر شدند، ترجيح می‌دادند.

در حالی که ثبت‌نام چندین کانديدای زن برای انتخابات، اولا اهمیت ندارد چون که ظاهرا همه می توانند در وازرت کشور ثبت‌نام کنند اما نه آن است که شورای نگهبان همه نامزدها از جمله همه زنان ثبت نام کرده را حذف می کند و تنها چند نفر از عناصر اصلی و سرشناس خود را با یکی دو نفر بازر گرم کن انتخابات باقی می گذارد و در واقع از مردم می‌خواهند به انتخاب حکومت، رای مثبت دهند و در واقع نقش مردم نقش سیاهی لشکر و تبلغاتی است.

بنابراین به‌نظرم، نه تنها هیچ زن و مرد آگاهی وارد این معرکه‌گیری حکومت جهل و جنایت و ترور و آپارتاید جنسی نمی‌شود، بلکه اجازه نمی‌دهد با حضور بر سر صندوق های رای، از او به عنوان بازگر دست چندم و سیاهی لشکر استفاده کنند. به عبارت دیگر، هرگونه رای دادن به نهادهای مختلف حکومت اسلامی، رای به سرکوب و اختناق، سانسور و زندان، شکنجه و اعدام، فقر و استثمار و رای به آپارتاید جنسی جنسی و فاشیسم مذهبی و مردسالاری است.از این رو، سزاوار نيست زنان کانديدا شوند، رای دهند و قوانین و سیاست‌های سرکوب سیستماتیک خود را بقا بخشند!

 

زن در همه مذاهب، به‌ویژه در اسلام، انسان درجه دو است بايد تابع انسان درجه يک، که همان مرد است، باشد. حالا چه در عرصه خصوصی باشد و چه در عرصه عمومی در قالب دولت و پست و مقام. يعنی زنی که پست و مقام و موقعیتی دارد به ناچار باید در مقام تصميم‌گيری، از تصميم‌گيری مردان تبعیت کند.

اين ديدگاه نزدیک به چهار دهه است که در حکومت اسلامی ايران از بالا تا پایین وجود دارد. از همان زمانی که خمینی فرمان حجاب بر زنان را در همان اولین بهار آزادی پس از انقلاب صادر کرد، سهم زنان ایران از انقلاب، جر پذیرش آپارتاید جنسی و مردسالاری راه دیگری نداشته‌اند. البته زنان و مردان مساوات‌طلب در این چهار دهه از هر فرصتی استفاده کرده و مخالفت خود را سرکوب سیستماتیک زنان و مردسالاری بیان کرده‌اند و برای تحقق آزادی و برابری جنسیتی مبارزه می‌کنند. خود زنان در حوزه‌‌های مختلفی چون تحصیلات آکادمیک و عرصه فرهنگی و هنری پیشرفت‌های چشم‌گیری به‌دست آورده‌اند.

به علاوه بررسی‌های آماری نشان می‌دهد که درصد حضور زنان در شوراها و مجلس، همواره رو به کاهش است و سهم زناندر بازار کار نیز حدود 12 تا 13 درصد است.

 

در شبکه‌های مجازی تصویر و ویدئویی از یک زن داوطلب ریاست جمهوری منتشر شده که معترض است و توسط نیروی انتظامی به بیرون از وزارت کشور رانده می‌شود.

وی در ویدئوی منتشر شده، می‌گوید: «در یک موسسه مجاز سرمایه‌گذاری کرده‌ا‌م؛ موسسه اعتباری کاسپین. نیامده‌امرییس جمهور بشوم. تکلیف ما چیست؟ پنج ماه است که نه پول ما را می‌دهند، نه سپرده‌ها را و نه سودش را. یعنی چی؟ روحانی بعد از شش ماه به ما چی گفت؟ بچه من به طرفداری از مادرش رییس جمهور می‌شود. شرط سنی هم ندارد. اصلا خودم می‌خواهم رییس جمهور بشوم.»

این نوع اعتراضات صحنه دیگری را به‌نمایش می‌گذارد و آن هم بی‌اهمیت شمردن مقام ریاست جمهوری در ایران و مسخره کردن آن. رییس جمهوری که به‌گفته خاتمی قاطرچی است!

 

***

اما اخیرا امیلی گرفتم که در آن مطلب زیر به نام «امضاء محفوظ» آمده بود به نظرم گزارش جالبی آمد و قبلا نیز دوره‌های انتخاباتی چنین تصاویری در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده بودند. تصاویر لات‌ها و خانم‌های شیک و پیک آرایش کرده و مو رنگ زده و بیرون ریخته با عکس‌های خمینی و خامنه‌ای و نامزدهای ریاست جمهوری و…

 

خواهران اجاره ای یا کرایه ای کیستند؟

خیلی کنجکاو بودم بدانم این خواهران کرایه‌ای دارای چه شخصی هستند؟ چگونه و توسط چه نهادها و سازمان‌هایی به کار گیری می‌شوند؟ چقدر دستمزد می‌گیرند؟از چه قشر و طبقه اجتماعی و اقتصادی هستند؟

برای همین به سراغ برادر شوهر خواهرم که در پلیس اطلاعات و امنیت عمومی فاتب‌(فرماندهی انتظامی تهران بزرگ) شاغل است رفتم.

بعد از گفتگویی کوتاه چند تا از عکس‌های این خواهران کرایه‌ای را (که در گوشی موبایلم بود) به ایشان نشان دادم و پرسیدم جریان این‌ها چیست؟

لب‌خندی زد و گفت: می‌خواهی ازدواج کنی؟ گفتم اولا نه، ثانیا خدا نکند روزی بخواهم با چنین افرادی‌(از نظر شخصیتی) ازدواج کنم. فقط می‌خواستم بدانم این‌ها با این سر و وضع چطور در این مراسم‌ها شرکت می‌کنند؟! و علی‌رغم تضاهای ظاهری که با حکومت دارند، از حکومت طرفداری می‌کنند؟! ایشان گفتند: ما به این‌ها می‌گوییم خواهران پورسانتی! یا مامور دو صفر ول!

اکثر این زنان و دختران به جرم‌هایی مثل فرار از خانه، اعتیاد به مواد مخدر، روسپی‌گری، سرقت و… دستگیر می‌شوند و بعد از تشکیل پروند و تحقیقات مقدماتی و سپس دادسرا و صدور حکم در دادگاه، به زندان و بندهای مربوط به نسوان‌(زنان) فرستاده می‌شوند.

در زندان از بین این زنان، افرادی را که دارای تحصیلات و ضریب هوش بالاتر هستند و یا پیش‌بینی می‌شود بعد از آزادی دوباره به کارهای خلاف روی آورند شناسایی و به آن‌ها پیشنهاد همکاری داده می‌شود، که بعد از آزادی از زندان برای نهاد مربوطه‌(وزارت اطلاعات، اطلاعات سپاه، پلیس آگاهی، و پلیس امنیت و…) کار کنند، و اکثر این زنان هم اين پيشنهاد را قبول می‌کنند، چون هم خانواده و همسر درست و حسابی ندارند، و هم کاری که حقوق مکفی داشته باشد، در اختیارشان قرار نمی‌گیرد.

 

سپس برادر شوهر خواهرم ادامه داد: مثلا همین اداره ما‌(پلیس اطلاعات و امنیت عمومی فاتب) از این دختران و زنان به‌عنوان طعمه برای نفوذ به شرکت‌های هرمی (گلدکوئستی)، خانه‌ها، باندهای فساد و فحشا، شناسایی دختران فراری و معتاد در پارک‌ها و خیابان‌ها و … استفاده می‌کند، و چون خودشان قیافه آن‌چنانی دارند، کسی به آن‌ها شک نمی‌کند، ولی چون شخصیت سالمی ندارند، و به خاطر پول این کارها را می‌کنند، باید دائما تحت کنترل باشند، تا زیر آبی نروند و بخواهند ما را دور بزنند.

از ایشان سئوال کردم؛ خوب این‌هایی که گفتی کارشان جاسوسی و خبرچینی است، چه ربطی دارد که در مراسم تظاهرات حکومتی شرکت می‌کنند؟ و عکس امام خمینی و آيت الله خامنه‌ای را بالا می‌برند و در مصاحبه‌های تلویزیونی حرف‌های حكومت را می‌زنند؟!

ایشان گفت: اداره ما از این خواهران‌(کرایه‌ای) می‌خواهد که کار خبرچینی و اطلاعاتی انجام دهند، ولی نهادهایی مثل اطلاعات سپاه، یا وزارت اطلاعات، یا حتی حراست صداوسیما، بنا به اهداف‌شان می‌توانند از این افراد در جهت انجام مقاصد سیاسی و عقیدتی استفاده کنند.

کافی است قبل از مراسم یک برگه نوشته به آن‌ها بدهند، و از آن‌ها بخواهند که آن را حفظ کرده، و سپس جلوی دوربین صداوسیما تکرار کنند، و این‌طور به بیننده القا کنند که زنانی با قیافه‌های آن‌چنانی هم طرفدار حكومت هستند.

جناب سروان، در ادامه گفت: همان‌طور که بسیج یا سپاه از اراذل و اوباش معروف و شناسنامه دار به‌عنوان لباس شخصی و چماق‌دار استفاده می‌کنند، از بین این زنان ویژه هم می‌توانند جهت مقاصدشان استفاده کنند.

در انتها ایشان به من پیشنهاد کرد از این‌گونه زنان دوری کنم، چون هم خودشان خطرناک هستند، و هم معمولا چند لات و لوت به‌عنوان محافظ همیشه همراه این‌ها هستند، که مصونیت قضایی هم دارند، و از کشتن کسی هم باکی ندارند.

 

به‌این ترتیب، سرکوب سیتماتیک زنان و مردسالاری و قوانین مذهبی حکومت اسلامی و هم‌چنین بیکاری، گرانی و تورم، همگی دست به دست هم داده‌اند و زندگی بسیاری از انسان‌ها و خانواده‌های فقیر و محروم را دچار انواع معضلات و مشکلات و آسیب‌های اجتماعی فزاینده‌ای کرده‌اند.

زنان خيابانی؛ اين واژه‌ای‌ست كه كم و بيش آن را شنيده‌ايد حتی ممكن است خودتان هم در گوشه و كنار اين شهر، بالا يا پايين فرقی نمی‌كند در هر محله‌ای آنان را ديده و یا شنیده باشید.

اما حکومت اسلامی و نهادهای مسئول آن به جای این که امنیت زیست و زندگی این زنان و یا کودکان کار و خیابان را تامین کنند برخوردهای امنیتی با آن‌ها دارند. آبان‌ماه سال گذشته برخورد با زنان خيابانی در دستور كار دولت و نيروی انتظامی قرار گرفت و این موضوع در طرح امنیت محله‌محور مطرح شد به‌طوری كه فرمانده نيروی انتظامی تهران بزرگ، اعلام كرد در صورتی که هر یک از این زنان مشاهده شوند پلیس بدون هیچ اغماضی با آن‌ها برخورد خواهد کرد، اما هم‌چنان در زيرپوست شهر شاهد حضور زنان ناچار تن‌فروش هستيم.

به باور اكثر كارشناسان اجتماعی مسئله كسب درآمد، نيازهای جنسی، فقر و ازدواج‌های اجباری و کاهی ناراحتی‌های روحی و روانی، از مهم‌ترين دلايل اين ناهنجاری اجتماعی به‌شمار می‌آيد؛ معضلی كه متاسفانه زنان متاهل خانواده های فقیر را هم با خود همراه كرده است به‌گونه‌ای كه بر اساس آمار موجود كه مديركل امور آسيب‌ديدگان اجتماعی سازمان بهزيستی اعلام كرده، بيش از 50 درصد كارگران جنسی در تحقيق صورت‌گرفته زنان متاهل هستند كه اغلب از طبقه متوسط جامعه هستند.

 

حبيب‌الله فريد با تاكيد بر لزوم توسعه خانه‌های سلامت، بر اين باور است كه بايد به سمت ارائه خدمات جامع و توانمندسازی زنان حركت كرد و تدوين يك پروتكل برای توانمندسازی زنان ويژه و كارگران جنسی در اين زمينه الزامی است.

دكتر مجيد ابهری، متخصص علوم رفتاری و آسيب‌شناسی اجتماعی در گفتگو با «جوان‌آنلاين» می‌گويد: كاهش سن روسپی‌گری در دهه اخير باعث شده حداقل سن روسپيان به 17 سال برسد البته بعضی از كارشناسان 12 سال را نيز سن آغاز خودفروشی اعلام كرده‌اند كه مبنای علمی- پژوهشی ندارد؛ ممكن است يك يا دو روسپی12 تا 14 ساله ملاحظه شود اما نمی‌توان آن را ملاك ارزيابی اين آسيب اجتماعی قرارداد.

به گفته وی، از آن‌جا كه روسپی‌گری در ايران دارای مجازات قانونی است اعلام حتی يك آمار تقريبی در مورد آن منطقی به‌نظر نمی‌رسد البته نهادهای مرتبط تعداد خودفروشان در تهران را حدود 1200 نفر اعلام كرده‌اند اما با توجه به خودفروشان مخفی، يعنی كارگران جنسی تلفنی و آن‌ها كه در خانه‌ها و عشرتكده‌های خصوصی به تن‌فروشی مشغول هستند بايد مورد ارزيابی مجدد قرار بگيرند كه تصور می‌كنم حدود 2 هزار نفر برای تهران بزرگ عدد درستی باشد چرا كه اغراق در مورد اين‌گونه آمارها نه تنها راه‌گشا و حلال مشكلات نيست، بلكه باعث ايجاد اضطراب اجتماعی و التهاب فكری در جامعه می‌شود.

 

دكتر ابهری، در پاسخ به اين سئوال كه آيا فرد روسپی مجرم است يا بيمار روانی، معتقد است كه فرد روسپی نه مجرم است نه بيمار، بلكه يك قربانی بی‌سامانی اجتماعی است؛ اگر در ميان خودفروشان يك پژوهش رفتاری انجام شود ملاحظه می‌كنيم كه خودفروشان سه گروه هستند، يك گروه كه در رديف دختران فراری و زنانی هستند كه به هر دليل از خانه و كاشانه خود گريخته و در دام باندهای مافيای فرهنگی و اخلاقی گرفتارشده‌ و از طريق آن‌ها به كارگران جنسی تبديل گرديده‌اند.

اين آسيب‌شناس اجتماعی گروه دوم را شامل زنانی می‌داند كه از روی نياز مالی اقدام به اين حركت غيراخلاقی می‌كنند كه صدالبته پذيرفتن اين دليل مقدور نيست چرا كه بسياری از زنان نيازمند به خاطر پاك‌نگه داشتن دامن عفت خود كارگری را انتخاب كرده…

وی براين باور است كه گروه سوم مشمول زنانی‌ست كه اشباع‌ناپذير جنسی هستند و به‌خاطر بيماریجنسی به خودفروشی مشغول می‌شوند…

 

در عین حال خشونت به زنان پدیده‌ای جهانی است ریشه در اهداف و حاکمیت توحش سرمایه‌داری دارد، از جمله براساس آمار بهداشت جهانی در هر 18 ثانیه یک زن مورد خشونت و بدرفتاری قرار می‌گیرد. همین‌طور براساس آمار و بررسی در سطح جهان 10 تا 50 درصد به نحوی مورد بدرفتاری فیزیکی همسران‌شان قرار دارند.

اما خشونت در کشورهایی که قوانین مذهبی و مردسالاری در خضومت و دشمنی با آزادی و برابری زن در جریان است صورت مسئله به کلی تغییر می‌کند و ابعاد وحشتناکی دارد. از جمله یک مرکز دایمی خشونت علیه زن در جهان ایران و برخی کشورهای عربی است.

در حکومت اسلامی ایران، این مسئله ابعاد فاجعه‌باری به خود گرفته است و تاریخی نسبتا طولانی نزدیک به سی و هشت سال دارد. بنابراین،منشا و پایه ستم و خشونت بر زنان و مردم ایران، ریشه در اهداف و سیاست‌ها و قوانین حکومت اسلامی دارد.

آزار و اذیت زنان، یک هویت برجسته و معروف حکومت اسلامی ایران است که به قانون نیز تبدیل شده‌اند. می‌دانیم دستگاه قضایی و ماشین سرکوب حکومت در خدمت اجرای قوانین ضد زن، به‌طور سیستماتیک در جریان است.به همنی دلیل،نمی‌توان گفت ابعاد خشونت علیه زنان ایران را با زنان کشورهای دیگر مقایسه کرد و آمار و ارقامی داد. موضوعی روزمره است که جریان دارد وزنان در ایران مورد سرکوب و خشونت هر روزه دولتی قرار دارند.

زنان ایران، از ابتدایی‌‌ترین حقوق اجتماعی و مدنی خود مانند حق طلاق و نگه‌داری از کودک و سفر و غیره محروم‌اند. و بسیاری نیز قربانی می‌شوند.

 

با توجه به همه مسایلی که بدان‌ها اشاره کردیم هرگونه شرکت در نمایش مسخره حکومت اسلامی ایران، توهین به خود و کل جامعه است از این‌رو، نباید اجاره داد حکومت اسلامی، از زنان و یا مردان آزاده ایران، به‌عنوان سیاهی لشکر و پرده‌پوشی بر دیکتاتوری و استبداد مطلق خود، در نزد افکار عمومی ایران و جهان سوء‌استفاده سیاسی کند.

یک‌شنبه هفدهم اردیبهشت 1396 – هفتم مه 2017

منیع: یاداشت هفته دیدگاه

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 11 مه 2017 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , , , , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: