اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

راه کارگر و ریای ملا: بهنام چنگائی

ائتلاف دینمدار و سرمایه سالار ایران هیچگاه به فکر منافع و امنیت جانی کارگران نبوده و نیست. در آن کله های مفتخور و انگل هرگز جائی برای حق و حقوق کارگر موجود نبوده و نخواهد بود. کار و سرمایه با هم سازگاری ندارند. پس جای تردید هم ندارد که اراده ی کارگران نیز ناگزیر می باید برای دفاع از خود و زندگی اش، و برای تامین نیاز های خانواده و همدردان طبقاتی اش متشکلل و سازمانیابی شود. چراکه تا بوده و هماکنون دیده و می بینیم هرگز کسی به فریاد دادخواهی کارگر بیکار و گرسنه نرسیده و نخواهدرسید. مگر خود همرزمان او و در همین راستا مردم شرافتمند و آزاده است که می توانند و شایسته است از کارگران و زحمتشکان پشتیبانی کنند و بیاری تشکل های مبارز کارگران و معلمان برخیزند. امروزه و در این جهان جنگ زده و مملو از راسیست ها و پوپولیست ها و فناتیست ها ضدبشری، بی گمان معیار مدنیت، بیشتر و تنها به میزان و چگونگی دفاع از آزادی ها و برابری ها و نوعدوستی هاست که اینک بیش از هرزمانی برجسته تر شده است. و آن نیز مستقما به آن وابستگی دارد که فرد در عمل و اندیشه چقدر مدافع منافع طبقه ی کارگران یدی و فکری می باشد؟! واژه های راست و چپ بخودی خود بیانگر ویژگی بد و خوب نیستند. بلکه چالش هرکدام از آنها بر مبنای دفاع از منافع طبقه کارگر است که ارزشمداری انساندوستانه ی آنها را در پیشگاه انسانیت روشن و آشکار می کند. مگر نه که دیدیم: ریای ملا از راهِ کارگر بسیار جداست. روزی خمینی گفت: خدا هم کارگر است! اما او دروغ گفت.

راه کارگر و ریای ملا

بهنام چنگائی 

مگر غیر از این است! که کل سیستم فاسد و تبهکار اسلام شیعی و سرکردگی سرمایه وابسته ی به نئولیبرالیسم و همچنین تجارت انگلی بازار در ایران، همگی جزو مافیاها و باندهای 38 ساله ی له یا علیه رهبر نظام گندیده نبوده و نیستند؟ تازه! همگی می دانیم که حتی نقش روسای جمهور اصلاحچی ها هم جز بسان آچار فرانسه برای بازکردن پیچ و مهره های مختلف و زنگ زده بکار نرفته، نمی رود و نخواهدرفت. و همین داد و هوار چندش انگیز انتخاب این و آن نیز، نه بخاطر اعمال اراده ی کارگری ـ توده ای به سیاست و اقتصاد اجتماعی و دمکراتیک، بلکه تنها برای ژرفش و پیگیری دین و دولت باهم است. بنا بر این علاوه بر اینکه آقای رهبر، همه کاره است، همزمان کل نظام از همین امام که رهبر باشد تا نیروهای امنیتی، اطلاعاتی، دستگاه قضا، مجلس، سپاه و بسیج تا چایچی هر اداره ی ضدمردمی «نام و نان» چرب شان به بقای این بساط ضدبشری گره خورده است. این جماعت کمترین بهائی به عقیده مذهبی خود هم نمی دهند، بلکه بیش از همه خاطر حفظ جایگاه و انباشت بادآورده ی ثروت خوداند، خاظرند بخاطرش دست به جنایتی بزنند و بارهای بار زده اند.

از آغاز استبداد مذهبی تا هماکنون در این رژیم ضدمردمی، بیشترین آسیب جبران ناپذیر را کارگران، نیروهای کارمزد، زحمتکشان، تنگدستان و خانواده های آنها متحمل شده اند. بیاد بیآورید جهنم و ریزش ساختمان بلند پلاسکو را! که تنها بخاطر نبود ابزار و ادوات امنیت شغلی بوقوع پیوست. و جان ده ها کارگر آتش نشانی را بسادگی گرفت. و آب از آب برای دستگاه چپاولگر خامنه ای تکان نخورد. و هنوز هم امار دقیقی از تلفات جانی آن با ده ها تکذبیه از تعداد قربانیان فراوان آن برای آگاهی عمومی موجود نیست. اما چرا چنین آتش سوزی ساده ای می تواند آنهمه انسان فداکار را قربانی کند؟ چون غارت ها از بالا و دله دزدی ها از پائین، دیگر امکان خرید و بروزساختن ابزارهای ایمنی درمحیط های کار را بلعیده و باقی نگذاشته است! بهمین خاطر چپاول بالائی ها از یکسو، و در نتیجه ماست و مالی و سهل انگاری وابستگان پائینی رژیم از دیگر سو، و توامان با قوانین آبکی و ضدکارگری، نبود استحکام های زیربنائی، فقدان لوازم حفاظتی و سرآخر بی پاسخی سیستماتیک گردانندگان به خرید چنین نیازمندی های استاندارد در سراسر کشور بوده و می باشد، که ما شاهد وقوع دوباره و هولناک ریزش معدن زمستانه یورت در منطقه ی آزادشهر استان گلستان هستیم، که این معدن دچار انفجار شده، و براساس آماری که مسئولان اعلام کردند 35 نفر از معدن کاران در میان آوار این انفجار قربانی شدند.

چنین فجایع مرگباری در معادن استخراجی، محیط های کوچک و کلان کار کارگران، و رویدادهای بیشمار و ناگواری دیگری در کشور و در گذشته ها بکرات روی داده و با بقای این ساختار آخوندی می تواند در چشم انداز آینده نیز بارها روی دهد و البته خواهدداد. اما پرسش! براستی پاسخ به این غارتگری، ستمگری، زورگوئی، سرکشی، حق خوری و بیدادرسی چه بایدباشد؟ و چاره ی کارگران چیست؟ جز مبارزه ی سازش ناپذیر تا سرنگونی رژیم؟ چراکه در خاطر زخمی و چرکین خود داریم که برای رژیم، و در واکنش به اعتراض کارگران معدن طلای آق دره، پاسخ حق خواهی همان شلاق زدن 17 کارگر معدن در آذربایجان غربی بود که رژیم بی شرمانه آنرا بر تن تکیده ی کارگر نواخت! و یا چه اخراج ها و زندان ها و شکنجه ها و ترورها که در زندان از کارگران و دادخواهان بسیاری نکرده است؟! در ایران بلازده شیعی نه رژیم بفکر کارگر است و نه جاهطلبی و طمع انباشت سرمایه به سرمایه سالار بهره کش چنین فرصتی می دهد. و ناگزیر هیچکدام هیچگونه وقی به جان و نان و امنیت کارگر نمی نهند. 

ائتلاف دینمدار و سرمایه سالار ایران هیچگاه به فکر منافع و امنیت جانی کارگران نبوده و نیست. در آن کله های مفتخور و انگل هرگز جائی برای حق و حقوق کارگر موجود نبوده و نخواهد بود. کار و سرمایه با هم سازگاری ندارند. پس جای تردید هم ندارد که اراده ی کارگران نیز ناگزیر می باید برای دفاع از خود و زندگی اش، و برای تامین نیاز های خانواده و همدردان طبقاتی اش متشکل و سازمانیابی شود. چراکه تا بوده و هماکنون دیده و می بینیم هرگز کسی به فریاد دادخواهی کارگر بیکار و گرسنه نرسیده و نخواهدرسید. مگر خود همرزمان او و در همین راستا مردم شرافتمند و آزاده است که می توانند و شایسته است از کارگران و زحمتشکان پشتیبانی کنند و بیاری تشکل های مبارز کارگران و معلمان برخیزند.

امروزه و در این جهان جنگ زده و مملو از راسیست ها و پوپولیست ها و فناتیست ها ضدبشری، بی گمان معیار مدنیت، بیشتر و تنها به میزان و چگونگی دفاع از آزادی ها و برابری ها و نوعدوستی هاست که اینک بیش از هرزمانی برجسته تر شده است. و آن نیز مستقما به آن وابستگی دارد که فرد در عمل و اندیشه چقدر مدافع منافع طبقه ی کارگران یدی و فکری می باشد؟! واژه های راست و چپ بخودی خود بیانگر ویژگی بد و خوب نیستند. بلکه چالش هرکدام از آنها بر مبنای دفاع از منافع طبقه کارگر است که ارزشمداری انساندوستانه ی آنها را در پیشگاه انسانیت روشن و آشکار می کند. مگر نه که دیدیم: ریای ملا از راهِ کارگر بسیار جداست. روزی خمینی گفت: خدا هم کارگر است! اما او دروغ گفت.

همینک نیز هفت زندانی سیاسی اسیر در اوین و رجایی شهر در اعتصاب غذای طولانی می باشند. بگفته هرانا: رضا سمیعی منفرد، هنگامه شهیدی، آتنا دائمی و اسماعیل عبدی، چهار زندانی عقیدتی و امنیتی در زندان اوین از 4 تا 59 روز پیش همچنان در اعتصاب غذا به سر می‌برند. همزمان، سید حسن حسینی، علی جهانگیری و حسین یحیایی، سه زندانی عادی در زندان رجایی شهر کرج که در اعتراض به نقض حقوق انسانی خود، از هفته اول اردیبهشت ماه 96 دست به اعتصاب غذای اعتراضی زده و در وضعیت نامناسبی بسر می برند و جای شگفتی ندارد که کک رژیم هم نمی گزد و برای شان مهم نیست چه بر سر این انسان های گرانقدر با این دوره ی بلند اعتصاب غذا می آید. طبعا همانگونه که جان قربانیان پلاسکو، معدن زمستانه یورت در منطقه ی آزادشهر مهم نبوده، جان این زندانیان سیاسی نیز که در خطر است ارزشی ندارد. پس بیایید باهم فریاد دادخواهی بازماندگان فجایع پلاسکو، آزادشهر و این بیدارسان در بند باشیم.

بهنام چنگائی 18 اردیبهشت 1396

 

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 7 مه 2017 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: