اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

مقالات رنجبر(ارگان حزب رنجبران ایران)، شمارە ١۴۴

رنجبر شمارە ١۴۴ منتشر شد

۷ اردیبهشت ۱۳۹۶
***

پرچم سرخ مبارزاتی اول ماه مه رهنمون اتحاد جهانی طبقه کارگر است

اول ماه مه،  روز جهانی مبارزات متحد کارگران و زحمت کشان را به این سازنده گان اصلی تاریخ و پیشرو کنونی تبریک می گوئیم.

این روز پرافتخار جهانی کارگر، صف متحد استثمارشده و ستم دیده گان سراسر کشورها را برای ویران کردن نظامهای بربرمنشانه ی کنونی به سوی سوسیالیسم فرا می خواند.

128 سال از اعلام 8 ساعت کار در روز گذشته و باوجود رشد عظیم تولید و بارآوری نیروهای کار و زحمت، هنوز نظام سرمایه داری و در راس آن امپریالیستها تن به کم کردن ساعات کار – حتا 6 ساعت در روز- نداده و چنان شرایطی به وجود آورده اند که کار بیشتر40 ساعت در هفته را به کارگران تحمیل کرده و در جهنمکده ی بازار کارایران، کارهای دوشیفتی ناشی از استیصال رواج یافته است.

نظام ضد کارگری و ضد دموکراتیک سرمایه داری – اسلامی ایران، عدم پرداخت به موقع مزدکارگران و حتا به زیر 5 برابر حداقل سبد زندگی خانواده های کارگری(930 هزارتومان درماه)، آن هم معوقه طی ماهها که در واقع به بیش از 7 برابر زیر حداقل مزد های پرداختی رسانده، محنت و زجر و گرسنه گی کشیدن زیر دیکتاتوری اقلیت حاکم سرمایه داررا به بیش از 70% از مردم تحمیل کرده است.

این نظام حق تشکل یابی کارگران را حتا درسطح سندیکائی به رسمیت نشناخته و دیکتاتوری دولت سرمایه داری را در تحقیر، دستگیری، شکنجه، زندان و زجرکش کردن کارگران و زحمت کشان مبارزان سربلند، به امری روزانه تبدیل کرده است. اما کارگران سرتسلیم شدن به این قلدری نداده اند.

این غارت گران نظیر دزدان افسانه ای، در بیکار سازی حتا تا سطح تحصیل کرده گان، تحمیل کار کودک، تحمیل فحشاء به زنان فقیر و زحمت کش و تبدیل به کالا نمودن زنان صیغه شده در پناه امام رضا، موج اعتراضی وسیعی را برانگیخته است. این اعمال ضدانسانی نشان داده اند که حاکمان نظام سرمایه داری فاسدترین، بی اخلاق ترین، بی وجدان ترین و وحشی ترین عناصر انسان نما می باشند.

امپریالیست ها در طی یک سال گذشته علیه طبقه کارگر و خلق های زحمتکش جهان بیکار ننشسته و با براه انداختن حمام های خون در سوریه ، یمن و عراق و بمب گذاری ها در بین مردم بیدفاع چهره پر از فریب و نیرنگ حقوق بشر و دموکراسی بورژوازی را به نمایش گذاشتند.

برای پاک سازی این حیله گریهای سرمایه داران اسلام نما، هیچ راهی جز متشکل  و متحد شدن کارگران و زحمت کشان – اعم از کارگر، معلم، پرستار، بازنشسته ، دانشجو، بی کار، هنرمند، نویسنده ، روزنامه نگار و دیگرانی که صاحب ثروت و استثمارنبوده و کار یدی و فکری آنان را سرمایه داران ارزان می خرند و آلوده به دفاع از این حاکمان نیستند – دراین روز تاریخی، چاره دیگری نیست.

به این اعتبار باید در میان تشکلهای سندیکائی کلیه عوامل رسوای مدافع حاکمان و فرقه گرائی برخاسته از دیدگاه تنگ نظرانه خرده بورژوائی مانع از اتحاد کارگران و زحمت کشان، طرد شوند تا با پرچم مبارزاتی وحدت طلبانه ی بدون مماشات گری با حاکمان و کارفرمایان، گامی قاطع در رهائی از این جهنم واقعی موجود برداشته شود.

رهائی طبقه کارگر و زحمت کشان بدون ایجاد تشکلهای مطالباتی توده ای، بدون ایجاد حزب کمونیست انقلابی درپیوند فشرده با طبقه کارگر به ویژه با شرکت وسیع فعالان کارگر کمونیست در این کارزار، بدون ادامه مبارزه تا به آخر از طریق انقلاب کارگری وسرنگون ساختن نظام سرمایه داری، بدون سلب مالکیت خصوصی وسایل تولید و مبادله و تبدیل آن به مالکیت عمومی و برقراری دولت کارگری، هیچ گاه متحقق نخواهد شد.

به این اعتبار در تظاهرات اول ماه مه، با حرکت متحد برای دریافت به موقع مزد واقعی – نه براساس حداقل و پائینتر ازآن-  بلکه پایان دادن به بیکارکردنها، دسترسی پیوسته به بیمه بهداشتی، قطع دست دخالت مذهب در امور تدریس در مدارس، نه به انتخابات مجدد دزدان به مجلس خدمتکار نظام سرمایه داری، پایان دادن به کلیه قوانین اسلامی و مردسالاری ضد زنان، مبارزه برای تحقق برابری زنان و مردان در کلیه امور اجتماعی، دفاع از آزادی بدون قید و شرط کارگران و زحمت کشان زندانی، آزادی زندانیان سیاسی، ویران کردن نظام قضائی قرون وسطائی مامورحکم اعدام دادن تا حد نوجوانان، آموزش مجانی در کلیه مدارج تحصیلی، تامین مسکنهای بهداشتی شایسته انسانهای کار و زحمت و … از جمله خواستهای به حقی است که در اول ماه مه این خواستها در تمامی ایران به پرچم متعالی انسانهای پیشرو کارگر و زحمت کش تبدیل شوند تا در قلب کلیه مردم – ازجمله ملل تحت ستم و دگر اندیشان مذهبی تحت ظلم و ستم – نشسته و متحقق گردند.

گرامی باد 11 اردیبهشت – اول ماه مه – روز جهانی پرافتخار کارگران سراسر جهان

مرگ بر نظامهای مختلف سرمایه داری، دشمنان طبقه کارگر جهان

زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم، رهائی بخش انسانهای کار و زحمت

چاره رنجبران وحدت و تشکیلات است

حزب رنجبران ایران – اول اردیبهشت 1396

***

هان جنبشی از خویش که نیروی سرائید!

ک.ابراهیم

در سالی که گذشت مبارزات کارگران ایران با بیش از 7 هزار اعتصاب و اعتراض درکسب مطالبات پایمال شده شان درنظام سرمایه داری، که در بخشهای تولیدی برخی ازاین مبارزات اعتصابی چندین بار صورت گرفتند و با سبعیت مذهب- بورژوائی حاکم رو به روشدند و حق کُشیهای طبقه کارگر و زحمت کشان مثل سابق ادامه یافتند. درحالی که علاوه بر استثمارگری بی حد و مرز، گند دزدیهای درون حاکمیت به قدری فراگیرشده که سرمایه داران حاکم برای جلوگیری از انفجار به حق توده ها مجبورشدند بعضا میلیاردها تومان دزدی از»بیت المال» اعوان و انصارشان را اقرار کنند، بدون این که حساسیتی که درقبال انتقام گیری از آفتابه دزدها نشان داده اند، این حساسیت را درمقابل میلیارد دزدها بروز بدهند و جلو این دزدیهای افسارگسیخته را بگیرند که از قدیم گفته اند «از کوزه همان برون تراود که در اوست».

درعین حال تجاوز به حقوق حقه کارگران و زحمت کشان و به زیر علامت سئوال رفتنهای حاکمان  به قدری وسعت گرفته که برخی از آیت الله های غنوده در حول تخت طلای پادشاهی «ولایت فقیه» سرمایه داران «پُست مدرن» ، مرگ نظام پوسیده تحمیلی خود را می بینند. آنها با توسل به حیله های روضه خوانی اشک تمساح بعد از هضم دزدیها را ریخته و به یاد مردمی که انقلاب کردند و گرسنه اند، می افتند!.

آیت الله جنتی رئیس مجلس خبرگان جمهوری اسلامی خادم نظام سرمایه می گوید «امروز افرادی درجامعه ( و نه افرادی کذاب، بلکه 70 میلیون از مردم ایران) وجود دارند که نان شب برای خوردن ندارند. آن وقت برای هیات دولت مراسمی در کرج می گیرند که 500 میلیون تومان هزینه می شود. کسی اینرا می گوید که پارتی بازی یکی از کارهای کثیف و خیانت باری توسط وی است که سیستم اجتماعی ایران را به فساد کامل اداری کشیده است .فامیل های این آخوند فریبکار تقریبا در همه ارگان های دولتی دارای مسئولیت های کوچک و بزرگ هستند.

 این رئیس نوکر سرمایه با قیافه مظلوم گرفتن می داند که علاوه برنان خشک نداشتن، جهنمی به اعتقاد خودشان برای زنان و دختران توسط جمهوری اسلامی ایجادشده است.

روزنامه مردم سالاری تنها دربخش نان شب پیدا کردن برخلاف میل و رغبتشان ،اعلام کرد: «درسالهای اخیر بازار فحشا شکل جدیدی پیداکرده است. علاوه بر زنان و دختران دربخشهائی ازتهران دیده شده است که پسران نیز در ازای دریافت پول خود را به زنان متمول می سپارند»!.(آسمان دیلی نیوز 17 اسفند95)

به قول شاعر انقلابی آذربایجان دردوران انقلاب مشروطیت به استهزاء ماهیت ریاکارانه شیخان را در شعر افشاگرانه ای برملا می کند تا نشان دهد که مردم را بجای حق ستانی به آسمان پناه ببرند:

دیروز کبله قنبر می گفت روی منبر— این سرنوشت ما را دست قضا نوشته!

ولی به طور مثبت و مستدل شاعر کمونیست – ابوالقاسم لاهوتی – قدرت و توانائی کارگر و دهقان را بیان کرده  و وحدت مبارزاتی آنان را می ستاید:

نبُود ار دوبازوی کارگر، نبُود ار که زحمت رنجبر— نبُود این جهان، نبُوداین بشر، نبُود این تمول اغنیا ……. به دو دست پینه دارتو، ………این شعر نه براساس ذهنیگری و احساسات شاعرانه آسمانی، بلکه بیان واقعیت موجود سروده شده است و باید اذعان کنیم که حاکمان سفاک با توسل به نیروهای مسلح سرکوبگر و با تشویق قلم به دستان نوکر زور و زر و شیخان ریاکار، انسانهای کار و زحمت را به ناتوان بودن و محتاج به «بذل و بخشش» سرمایه داران ترغیب و تشویق نموده و در این وادی مخرب، هنوز طبقه کارگر و زحمت کشان اعتقاد راسخ و استوار دماوند مانندی پیدا نکرده اند که با متشکل شدن و یورش به کاخهای ستمگران می توانند این بساط پوسیده هزاران ساله ی استثمار و ستمگری مشتی حاکمان طبقات مالک وسایل تولید و مبادله را از پهنه ی این کاخهای زجر و خون ایران به زیر بکشند.

پیدا کردن این اعتماد به نفس و اعتقاد راسخ به پیش بردن مبارزه سرنگون سازعلیه حاکمیت نظام سرمایه داری ایجاب می کند کارگران آگاه و فعال کمونیست با قاطعیت تمام علیه فرقه بازی حتا در درون جنبش کارگری طرد کنند. زیرا بنیادن زمینه مادی در درون طبقه کارگروجود ندارد تا سم فرقه و یا نخبه گرائی افکارضد طبقاتی دشمنان درمیان طبقه کارگر مانع وحدت کارگران شوند. بلندکردن شعار وحدت مبارزاتی طبقه کارگر در شرایط کنونی روی اصول کمونیستی جوش دادن آهنهای جدا ازهم افتاده طبقه کارگر در ساختن بنای استوار جدید پرولتری در سرتاسر ایران در برنامه تلاش کارگران باید باشد.

بنابراین نیروی عظیم طبقه کارگربا محکم به دست گرفتن تئوری انقلابی کمونیسم علمی و تلفیق آن با شرایط مشخص ایران، آموزس و پرورش دادن هرچه بیشتر کارگران در اعتقاد به توانائی این طبقه در تغییر بنیادی نظام مالکیت خصوصی بروسایل تولید و مبادله در تبدیل آن به مالکیت اجتماعی، راه گشای آینده جامعه 80 میلیونی فارغ از مشتی استثمارگر و سرکوبگرمی باشد. طبقه کارگر پیشروترین طبقه جامعه است که منافع خصوصی نداشته و هدفی جز خدمت به رهائی مردم از استثمار، ستم و سرکوب افسار گسیخته ندارد. با انقلاب کارگری و برقراری کشوری سوسیالیستی، ایجاد کشوری آزاد، برابر و شکوفان رهائی توده های محنت زده ایران را با دستهای سازنده باهم برقرار خواهند کرد .

آرزوی احساسات انقلابی شاعر کمونیست فوق را با درک و به کارگرفتن راهنمائیهای کمونیسم علمی به عمل درآوریم و نشان دهیم که کلید گشودن این در بسته شده به روی آینده در دست طبقه کارگر است .

ک.ابراهیم – 18 اسفند 1395

***

به رفقای کارگر ایران

ک. ابراهیم

اول ماه مه روز جهانی کارگر 128 سال پیش به مناسبت بزرگداشت جانباخته گان کارگر نساجی شیکاگو درمبارزه برای کسب 8 ساعت کار در روز، تبدیل همبستگی مبارزاتی کارگران جهان درکنگره بین الملل کارگری دوم (1889) به تصویب رسید. تا با این تصمیم، برافراشته نگهداشتن پرچم سرخ خونین کارگران جهان، درگرامی داشت مبارزات کارگری، زمینه ای در راستای تحقق شعار «کارگران همه کشورها، متحدشوید» ، قرارگیرد. این روز جهانی کارگر را به تمامی کارگران جهان و ایران تبریک می گوئیم.

در شرایطی که نظام استثمارگر و ستمگر سرمایه داری برای حفظ حاکمیتش در چپاول اکثریت عظیم نیروی کار جهان، بربریت کامل را به اجرا گذاشته است.  انباشت ثروت درمشت کوچکی ازصاحبان سرمایه و فقردرانبوه میلیاردها نیروی کار را درحاکمیت این نظام شاهدیم.تغییر این نظام خون آشام، نیازمند صفحه ی مبارزاتی آگاه، پیشرو و مبارزجدید سیاسی و تشکل یابی است که طبقه کارگر نیروی تعیین کننده ی آن می باشد. طبعا تحقق تغییر این دوران نکبت بار جهانی امروز و رهائی از نظام مالکیت خصوصی بروسایل تولید و مبادله، بدون انسجام نظری و تشکیلاتی ترازنوین درقامت تشکلهای انقلابی و مبارزه جوی حزبی و مطالباتی شان درکلیه کشورهای جهان تحقق نخواهدیافت. دراین راستا شناخت دقیق علل مبارزات پیروز و یا شکست خورده ی کارگران آگاه جهان، اهمیتی تعیین کننده ای برای گام گذاشتن به سوی پیروزی طبقه کارگر جهان دارد.

می دانیم که جمعبندی علمی مبارزات کارگران جهان با رشد و همه جانبه تر شدن این تجارب درعرصه های ایدئولوژیک – اقتصادی – سیاسی- تشکیلاتی – سبک کاری – نظامی و… اساسا با شرکت دراین مبارزات، توسط مارکس و انگلس، لنین و مائو به صورت کمونیسم علمی تئوری راهنمای شرایط رهائی طبقه کارگردر اختیار تمامی بشریت پیشرو جهانی قرار گرفت. بدون آموزش اصول کمونیسم علمی، بدون تلفیق آن با شرایط مشخص مبارزات طبقه کارگردرایران، بدون محکم به دست گرفتن این نورافکن پرقدرت روشنی بخش راه پرپبچ و خم مبارزه، حرکت پیروز مبارزاتی کارگران، درمسیرهای پیش روی  نا کجا آباد قرارگرفته، سایه و روشنهای چپ و راست زدنها ظاهرشده و نتیجه اش با درجا زدن از پیشروی تندر وار مبارزه پیروزمند باز خواهند ماند. تاریخ مبارزات کارگران جهان دیدگاههای درست و نادرست را آشکارساخته و حرکت کورکورانه کارگری را مردود دانسته است:

عدول از آموزه های کمونیسم علمی درعمل توسط تجدیدنظرطلبان کهنی ازرهبری حزب سوسیال دموکرات آلمان – برنشتاین و کائوتسکی- که نفوذ قابل ملاحظه ای در درون جنبش کارگری آلمان داشتند، پشت کردن به آموزشهای طبقاتی این تئوری انقلابی مارکسیستی در آلمان، وحدت مبارزاتی انقلابی طبقه کارگر جهانی را به سطح حرکتهای رفرمیستی، دفاع از جنگ طلبی امپریالیسم، همکاری با و شرکت دردولت آلمان و… تقلیل دادند. این سیاستهای سازشکارانه با نظام سرمایه داری تکامل یافته امپریالیستی، به تفرقه مبارزاتی بزرگی درصف کارگران کشورهای امپریالیستی انجامید که تا امروز هم کارگران نتوانسته اند ازتحت نفوذ احزاب سوسیال دموکرات بودن و از رفرمیسم بریده ومبارزه طبقاتی انقلابی کارگران را سازمان دهند.

درمقابله با این انحرافات با مبارزات اصولی کمونیستی حزب بلشویک روسیه و بی امان تحت رهبری لنین، دردفاع از تئوری انقلابی کمونیستی و افشای رویزیونیستهای کهن، چنان اثر متحد کننده و مبارزه جویانه را در میان کارگران روسیه و جهان به جا گذاشت که منجر به پیروزی انقلاب کبیر اکتبر 1917 با خون سرخ کارگران و زحمت کشان روسیه شد و درعین حال پرچم وحدت کارگران جهان را برافراشت. احزاب کمونیست تازه تشکیل شدند جهان انقلابی کارگری در زیر آموزه های «انترناسیونال کمونیستی»(1919) گردهم آمدند و با مبارزه با رویزیونیسم کهن احزاب سوسیال دموکرات، برای تامین وحدت کارگران هرچه گسترده درجهان به فعالیت پرداختند.

اما پس از این پیروزی درخشان و شروع ساختمان سوسیالیسم در شوروی، بقایای طبقات استثمارگر و ستمگرروسیه، سیاست «فتح دژ حزب کمونیست شوروی از درون» را در توطئه چینی و نفوذ در تخریب آن، مبارزه ی پیچیده ای را در پیش گرفتند. با دیدی دراز مدت تدریجا عوامل بورژوائی و خرده بورژوائی در درون حزب کمونیست شوروی، نفوذ کردند و بدین ترتیب دومین ضربه به راه پیمائی ظفرمند قطب جهانی کارگری توسط این عوامل تجدیدنظرطلب مدرن بورژوائی درقدرت در شوروی سوسیالیستی تحت رهبری نظرات انحرافی خروشچف – برژنف، بزرگ ترین تفرقه را درجنبش کمونیستی جهان به وجود آوردند تا از پیشروی با ابهت نظام سوسیالیستی درجهان باز دارند.

مبارزات بی امان حزب کمونیست چین با تلفیق کمونیسم علمی با شرایط مشخص چین، با رهبری طبقه کارگر چین انقلاب دموکراتیک نوین در اکتبر 1949 و سپس گذار به ساختمان سوسیالیستی، قطب سوسیالیسم کارگری را درجهان نیرومند ساختند. با روبه رو شدن با  واقعه تلخ کسب قدرت دولتی در شوروی از 1956 به بعد توسط رویزیونیستهای مدرن درقدرت دولتی، حزب کمونیست چین تحت رهبری مائو مبارزه با رویزیونیسم مدرن و افشای مواضع ضدپرولتری اینان را به عهده گرفت. ادامه دادن به مبارزه طبقاتی با بقایای طبقات ارتجاعی درچین  و از جمله دست زدن به انقلاب فرهنگی، تحکیم سوسیالیسم را در چین در پیش گرفت. به علاوه  در ایجاد وحدت اصولی با احزاب کمونیست و سازمانهای تازه تشکیل شده تلاش نمود تا اتحاد ضربه خورده کمونیستهای جهان را احیا نماید. درعین حال کمک دولت کارگری چین به جنبشهای رهائی بخش ضد امپریالیسم – فئودالیسم – بورژوازی وابسته درکشورهای مستعمره و نیمه مستعمره مبارزات مسلحانه پرقدرتی دراین کشورها آغاز شد که به استقلال سیاسی رسیدند. اعتبار کمونیستها درجهان، علیرغم دروغ گوئی و سیاه نمائی کشورهای سوسیالیستی، بار دیگر قدرت گرفت.

اما ضدانقلاب از تخریب نومید نشد. مبارزه بین دوخط مشی پرولتری و رفرمیستی در درون حزب کمونیست چین نیز بشدت ادامه یافت. رویزیونیستهای مدرن درقدرت در شوروی به یاری رویزیونیستهای چینی معروف به سه جهانیها پرداختند و شرایط بغرنجی را در پیشروی مدافعان اصول کمونیستی در چین فراهم نمودند.

در حزب کمونیست چین تحت رهبری لیوشائوچی و تن سیائوپین ضربه دیگری درتغییردادن ماهیت انقلابی این حزب به وجود آمد. فعالیتهای افتخارآمیزاین حزب تحت رهبری مائو تسه دون در مبارزه علیه رویزیونیسم مدرن و پیشبردن مبارزه طبقاتی درتعمیق سوسیالیسم درچین، برباد داده شد.

 مشخصه ی کلیه ی این بروزات رویزیونیستی عدول از پیش بردن مبارزه طبقاتی درپرتو کمونیسم علمی بود. بدین ترتیب بروز تفرقه در درون جنبش کمونیستی جهانی که ناشی از عدول از اصول کمونیسم علمی بود، ضربه سخت دیگری وارد نمود.

اما علاوه بر این سه انحراف بزرگ، انحرافات دیگری درعرصه ی دگماتیسم، اپورتونیسم راست و چپ، فرقه گرائی، انحلال طلبی تشکیلاتی در لفافه پلورالیسم و نفی حزبیت پرولتری، اکونومیسم و دنباله روی از جمله انحرافات دیگر نیز به مثابه عوامل نامساعد غیرعمده که با کف زدنهای بورژوائی و خرده بورژوائی همراه شده اند، نفی کامل دست آوردهای طبقه کارگر جهانی را در مبارزاتش در پیش گرفتند تا بتوانند به تضعیف حرکت انقلابی کارگری جهان در 100 سال اخیردرتحت هدایت کمونیسم علمی، نیز بپردازند. هم اکنون در خود ایران نیزجنبش انقلابی کارگران با اخلالهای فوق الذکر تله گرایشات فرقه گرا در آموختن و پیاده کردن اصول کمونیسم علمی با تلفیق آن با شرایط مشخص، با این اخلال گریها به وحدت کارگری و کمونیستی نایل نشده اند. مع الوصف بخش کوچکی ازکارگران کمونیست در خروج از این بن بستهای پدیدآمده تلاشهای ارزشمندی را پیش می برند.

چه باید کرد؟ جنبش کارگری درایران طبق آموزش کمونیسم علمی در ایجاد حزب کمونیست انقلا بی و سازمانیابی مطالباتی در سطح سندیکاها و به طریق اولی در سطح ایجاد فدراسیونهای سراسری برای هماهنگ نمودن مبارزات سیاسی و اقتصادی، به قول رفیق کارگر کمونیست مبارز جانباخته شاهرخ زمانی از نان شب واجب تر است، تنها راه می باشد. دراین موارد عدم توجه به مبارزه ای جدی علیه گروهی گری ها و فرقه بازی ها و دامن زدن ها به رقابت در میان تشکلهای سندیکائی درکشاندن آنها به سوی این یا آن فرقه سیاسی بدون پایه کارگری و زحمت کش، حمایت برخی از سندیکاها از تشکلهای سیاسی فرقه گرا و حتا هم نظر با دیدگاههای بورژوائی، دامن زدن به نخبه گراها و رهبر تراشی کارگری فاقد کیفیت پیشرو و انقلابی بودن توسط تشکلهای چپ و فعالانی از کارگران، اخلال بزرگی را در پیشروی مبارزات کارگری بوجود آورده اند. چنین دیدهای ضد کارگری چیزی جز به بی راهه کشاندن طبقه کارگر و سازش با بورژوازی و خرده بورژوازی نبوده و مبارزات کنونی حتا درسطح مطالباتی نیز درنهایت به شکست می انجامد. زیرا به عنوان مثال فقدان یک نظر واحد سراسری کارگران در تعیین سبد زندگانی خانواده های کارگری و در این ارتباط  عدم وحدت روی حداقل مزد بالاتر از 4 میلیون تومان درماه در سال جدید، هیچ نفعی جز درعرصه فرقه گرائی نظرات مختلف،  به بار نیاورد. نتیجه تحمیل مزدچند برابر زیر خط فقر، ناشی از به قول معروف «دزد بازار آشفته می خواهد» نصیب رژیم حاکم سرمایه داری ایران شد، که حداکثر استفاده را از این تفرقه ها به سود خود کرد و حق کارگران و زحمت کشان را مصادره نمود.

شم طبقاتی طبقه کارگر حکم می کند مبارزات کارگری روی خواسته های واحد کارگری، سازمان یابی واحد و نه «الله بختکی» پیش می رود.اخلالی که فرقه گرایان، نخبه گراها، و سازش کاران با نظام سرمایه داری با داشتن دست باز در ایران روی چشم تیز دیالکتیکی این شم طبقاتی خاک می پاشند تا شفافیت آن را مانع شوند. بدون تردید باید گفت که ضروری است تا طبقه کارگر و زحمت کشان ایران در برابر اخلال گریها با توجه به وضعیت عینی فلاکت بار، مصممانه ایستاده و امر رهائی خود را به دست گرفته و حتا کارگران فعال منحرف را از خرابکاری باز دارند. دراین راستا به دوستانی از 5 تشکل کارگری درود می فرستیم که در مسیر درستی گام برمی دارند.

زمان به زیر سئوال کشیدن ظلم و ستم و استثمار سرمایه داران و اخلال فرقه گرایان در به ضعف کشاندن مبارزات طبقه کارگر بیش از هر دوره دیگر قبل آشکارشده و افشای این اخلال گریها فرا رسیده است. خوشبختانه فریاد رفقای کارگر آگاه روز به روز بلند تر و آگاهانه شنیده می شود. این رفقا  کلیه کارگران و زحمت کشان را دعوت می کنند تا به سئوالات زیر جواب روشن بدهند : از جمله بخشی از رفقای کارگر پروژه های پارس جنوبی؛ جمعی از کارگران پتروشیمی های منطقه ماهشهر و بندر امام؛ فعالان کارگری جنوب ؛ فعالان کارگری شوش و اندیمشک ؛ جمعی از کارگران محور تهران  –  کرج. اسفند 1395(kargaran.parsjonobi@gmail.com)

نکات مهمی را بیان می کنند:

«آیا از آغاز روی کار آمدن جمهوری اسلامی، حتی یک بار دیده یا شنیده اید که چیزی به نفع طبقه کارگر تغییر پیدا کرده باشد؟

آیا یک بار دیده اید که سال جدید بیاید و فقر کمتر شود ؟

 آیا شنیده اید که بیکاری کاهش یابد و نیروهای بیکار برای یافتن کار مناسب برای مخارج زندگی شان دچار مشکل نباشند؟

آیا شنیده اید که کارگران و یا کارکنان کارخانه ها و شرکت ها پس از ماه ها کار بتوانند بدون دردسر به حقوق ماهیانه شان برسند؟

آیا شنیده اید کارگر، معلم، دانشجو، پرستار و یا انسان های دیگری که با مشکلات زیادی دست به گریبان هستند، آزاد باشند خواست ها و مطالبات خود را بیان کنند و سرکوب نگردند؟»

آیا شنیده اید که اکثر تشکلهای فرقه گرای سیاسی پرچم وحدت اصولی کمونیستی را در ایجاد حزب کمونیست انقلابی ایران بلند کرده باشند؟

آیا شنیده اید که این فرقه ها در ایجاد فدراسیون کارگری مجدانه اظهار نظر کرده و از جمله در زمینه ی وحدت سندیکاها در تشکل واحد سراسری، در کسب مزدهای معوقه و جلوگیری از سوءاستفاده شیادانه سرمایه داران و دولت فاسد جمهوری اسلامی آنان اعتصابات سراسری واحد را سازمان دهند تا گامی جدی در این مبارزه به حق پیروزیهائی به دست بیاورید؟

آیا این فرقه ها با روشنگری و اعلام انزجار نسبت به نخبه گرایان مطالباتی و یا صنفی، بدون این که توانسته باشند به حداقل خواستهای کارگران جواب داده ولی منم منم آنها در خدمت خرده بورژوازی و بورژوازی بوده اند، انجام نداده و نشان دهند که قلبشان با قلب کارگران با تبش واحدی می زند؟

جواب به این سئوالات مسلما از جانب کارگران آگاه پیشرو نه خواهد بود و امید جنبش این کارگران در آن است که در سال 1396، این رفقای کارگر خط کشی قاطعی نموده اصول کمونیستی را معیار کشف سره از ناسره  قرارداده و مانع از این دوستان دغلباز بشوند که به قول معروف: این دغل دوستان که می بینی —- مگسانند گرد شیرینی! جنبش کارگری را درخدمت خود و نه خود کارگران می خواهند.

«روند عمومی وقایع اقتصادی و سیاسی و اجتماعی در جامعه حکایت از این دارد که فقر، بیکاری و بی حقوقی مردم همواره سیر صعودی داشته است. بر هیچ کس پوشیده نیست که آزادی های سیاسی و دمکراتیک نیز همواره به خشن ترین شکلی سرکوب شده است. هیچ نشانه ای از بهبود اوضاع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور قابل تصور نیست. نه فقر و گرانی و بیکاری کاهش می یابد و نه نیروهای مزدبگیر جامعه امیدی به حفظ کار و شغل خویش دارند. در واقع هیچ کارگر و زحمت کشی از گزند بحران سیاسی و اقتصادی نظام سرمایه داری در امان نیست. فقر و بیکاری و بی حقوقی در شرایط حاکمیت سرمایه داران و زمین داران «شتری است که در خانۀ همۀ کارگران خوابیده است». کارگران شرکت نفت و شرکت گاز و پتروشیمی ها بهترین مصداق این روند نزولی شرایط نامناسب اقتصادی و سیاسی هستند. همه شاهدند که چگونه وزارت نفت جمهوری اسلامی با سیاست تعدیل نیرو و کسر مزایای شغلی کارگران تحت پوشش این وزارت خانه، دست آورد سال ها مبارزه کارگران را از آنها ربوده است. کارگران شرکت نفت در مناسبات میان کارگر و کارفرما از جایگاه ویژه ای برخوردارند. کارگران شرکت نفت به دلیل اهمیت و نقش تعیین کننده شان در اقتصاد کشور و همچنین به دلیل تجربه مبارزاتی شان از وزنه ای قابل اتکا برای سایر کارگران در بخش های مختلف اقتصادی برخوردارند. با این ویژگی است که کارگران شرکت نفت، گاز، پتروشیمی، صنایع فولاد، خودروسازی ها و غیره  در جنبش کارگری از رسالت و نقش تعیین کننده برخوردارند. این بخش از کارگران به دلیل نقش پیشروی که در جنبش طبقه کارگر دارند بدون شک می توانند نقش رهبری کننده و یا حداقل تآثیر گذار بر سایر بخش های طبقه کارگر داشته باشند. این بخش از طبقه کارگر باید از اهمیت و جایگاه خود در جنبش کارگری واقف باشد و آگاهانه سایر بخش های طبقه کارگر را مورد حمایت قرار دهد. حمایت کارگران شرکت نفت از سایر بخش های طبقه کارگر، تجلی همبستگی طبقه کارگر در مبارزۀ طبقاتی است».(همانجا)

درمیان هزاران هزار شکایت کارگران زن و مرد، جان دادن بسیاری از کارگران در میدان کار، بی کاری، بی مسکنی، و غیره زیاد است که  به مصداق مشت نمونه خروار عریان کننده ی زندگی جهنمی در ایران به کارگران و زحمت کشان تحمیل شده که حتا دانشگاه دیده ها هم درامان از آن نمانده اند:

کارگران  مرد و زن، صبحهای زود برسر چهار راهها یا سرگذرها ایستاده اند تا وانتی توقف کند و کارگری را صدا کنند.  از خانم گل بانو از محله حسین آباد تهران می پرسم: چطور جرات می کنی به خانه ای بروی که نمی شناسی؟ به چه اعتباری؟ جواب می دهد: وقتی 3 بچه گرسنه داشته باشی و شوهری علیل که نمی تواند کارکند، این حرفها برایت مسخره می شود. شب عیدی هیچ ندارم. داستان هزاران انسانی که کارگرند نامشان جائی ثبت نمی شود، حداقل مزد، بیمه اجتماعی، بازنشسته گی، و … واژه هائی در رویای اینان نمی گنجد که در سقوط آزاد به زیر خط فقرهستند.

علاوه بر این ضرورت تحزب و انسجام طبقه کارگر حکم می کند که این بخش پیشرو طبقه کارگر وظیفه سترگ اتحاد و ایجاد تشکل های طبقاتی و سازمان یابی حزبی را خود بیاموزند و به سایر بخش های طبقه کارگر نیز آن را آموزش دهند. طبقه کارگر در مبارزه علیه نظام سرمایه داری و مبارزه برای مطالبات خود باید از تشکل های طبقاتی خود برای  مبارزه اقتصادی و سیاسی برخوردار باشند و به عبارت دیگر به سندیکاها و حزب سیاسی خود نیاز دارند». بیائید گام اول را در گرفتن جشن مبارزاتی اول ماه مه درپیش کارگران و زحمت کشان، متحدا راه پیمائی، خواستهای واحد و شعارهای معینی را در پیش بگذارید تا طعم قدرت عظیم طبقه کارگر را در این اتحاد بچشید.

ک. ابراهیم – اول فروردین 1396

***

آموختن از روزگار:نه به انتخابات و شرکت نکردن درآن است!

29 اردیبهشت دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری آلوده به نیرنگ و فساد ایران در راه است. مدتی است که بازی شیره مالیدن به سر مردم برای کشیدن آنان به حوزه های رای دهی این انتخابات، جریان می یابد. حاکمان نوکر نظام سرمایه داری و استبداد مذهبی جنگ زرگری تعیین نامزد بین بد و بدتر این ریاست را شروع کرده اند.

نامزد سیدابراهیم رئیسی سلطان دوم «تولیت آستان قدس رضوی» بعد از مرگ آیت الله طبسی فوق میلیاردر جای گزین آن شده، کسی که امضا کننده ی دستورقتل چندهزار زندانی سیاسی در سال 1367 ، و با کارنامه های سیاه دیگرجنایت کار تاریخی دهه های اخیراست. نامزد رئیس جمهورشدن «ولی فقیه» نشان از ضرورت انتخاب قسی القلبی شناخته شده ای دارد، که برای حفظ ریاست جمهوری اسلامی رسوا با توزیع غذای 950 میلیون تومانی به 240 هزارنفر از میان میلیونها انسان گرسنه از خزانه آستان قدس رضوی، و متکی بر روایات «ظهورنزدیک امام زمان» با قیام «سید خراسانی»، مشغول زمینه سازی تبلیغات مزورانه ای جهت رای آوردن شده است. «رقیب دیگر» حسن روحانی است که ادعای موفقیتش در توافق با 6+1 کشورهای امپریالیستی (برجام) ، حتا تا به امروز حاضر به برملا کردن محتوای کامل این قرارداد تحمیلی نشده و برخلاف ادعای او گشایشی نیز از مردمان غرق درباتلاق فقر و فلاکت در ایران، به وجود نیاورده است.

بازی ازقبل تعیین شده بین نامزدهای رژیم، حیله رسوای گول زدن مردم، وانمود کردن وجود رقابت انتخاباتی است! بازگوکردن مهندسی انتخابات نه تنها درایران بلکه درکلیه کشورهای جهان تقلبهای گوناگونی رایج بوده اند. مردم با بستن چشم خود از این تقلبها و شرکت در رای دهی به سان کمک به ریختن نفت روی آتش و شعله ورنگهداشتن انتخابات آدمکشان خادم زر و زیور، نا روا است.

از صندوقهای انتخاباتی در تمامی جهان کنونی، افعیهای خادم نظام سرمایه داری بیرون می آیند. درنتیجه نه تحریم، نه انداختن رای به صندوقها، هیچ تاثیری در انتخاب افراد مورد نظر انتصابی ندارد! اختراع انتخابات نوع پارلمانی، حیله ی عامه پسندی است که این توهَم را در میان رای دهنده گان ایجاد می کند که گویا در اداره کشور رای آنها تاثیر گذار است!!. درحالی که با وجودی که کارگران و زحمت کشان جهان در کلیه کشورها ی سرمایه داری تعداد حق رای دهی اکثریت بیش از 70% آراء می باشند، حتا یک بارهم نتوانسته اند به عنوان اکثریت به مجلسها و کاخهای دولتی راه یابند.

مگر نه این است که هم اکنون در ایران نامزدهای ریاست جمهوری با غربال 126 نفرتوسط شورای نگهبان تنها کسانی می مانند که جزئی ازحکومتند و ادامه حاکمیت خونبارشان را تداوم می بخشند؟

اگر به این واقعیت اعتقاد داشته باشید، باید علیه  ممانعت از معرفی نامزدهای غیر حکومتی اعتراض کنید. برای جلوگیری از تقلب آراء که از جمله تا حد شمارش رای مرده گان، تعویض رایهای باطل به سود نامزدهای حکومتی، رایج است باید کنترل صندوقهای رای توسط افرادی غیر حکومتی از میان کارگران و زحمت کشان، درهر حوزه ی رای گیری و جلوگیری از افتادن صندوقهای رای به دست عوامل دولتی صورت گیرد. در غیراین حالت و درمقابل این تجاوز آشکار به حقوق مردم «جواب خلق همان آبدیده شمشیر است!» این انتخابات نیز باردیگرنشان خواهد داد که پاشنه در به همان شیوه سابق می چرخد: همان طور که در عرصه ی اقتصادی و مطالباتی، رژیم نوکر مناسبات سرمایه داری، مستبدانه 5 برابر زیر خط فقر مزد بخور و نمیر را به کارگران تحمیل کرده اند، در عرصه ی سیاسی نیز برای حفظ حاکمیت این نظام طبقاتی، تحمیل اطاعت کورکورانه موجود فاسد، حق انتخاب اصلح مردم را سلب کرده و از میان بدترینهای حکومتی، انتخاب جدیدی را سرهم بندی می کنند.

کارگران و زحمت کشان 100 سال پیش – در انقلاب اکتبر 1917 روسیه – انتخابات نوع شورائی را که در آن مستقیما تمامی نامزدها از هر میدان کاری ازنظرکیفی شناخته شده انتخاب فرد اصلح را اختراع کردند تا نماینده گان راستین آنها در راس امور قرار گیرند و درعین حال قابل تعویض بودن نماینده گان منتخب را هر وقت از خواست منتخبین شان عدول کنند، کنار گذاشته می شوند و نماینده جدید قبل از پایان دوره انتخابات جای گزین می گردند. برای تحقق چنین روش انقلابی انتخاباتی باید کلیه کارگران و زحمت کشان مبارزه کنند و قاطعانه رسوائی انتخاباتی کنونی را در جهان و درایران آشکار ساخته و این روش انتخاباتی را شایسته انداختن به زباله دانی تاریخ معرفی کنند.

پیش به سوی افشای انتخابات ضد  دموکراتیک ریاست جمهوری اسلامی ایران!

برافراشته باد پرچم سرخ انتخابات نوع شورائی دموکراتیک ترین خواست کارگران!

نامزدهای رژیم جمهوری اسلامی، انتخاب نامزدهای اصلح توده ها نیستند!

انتخابات بدون وجود آزادی تشکلهای کارگری، انتصابات وقیحانه از بالا است!

زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم

حزب رنجبران ایران- اول اردیبهشت 1396

 

***

تشدیدتضادها بعد از بروز بحران جهان امپریالیستی

ک.ابراهیم

تشدید تضادهای درونی مدافعان نظام امپریالیستی از یک سو و درعین حال تشدید تضاد طبقه کارگر و زحمت کشان و کشورها وملل تحت ستم با امپریالیسم  و نظام سرمایه داری بربرمنش از سوی دیگر، جریان می یابند. وضع متشنج کنونی جهان حاصل این تشدید مبارزات درونی امپریالیستها و بیرونی با مردم جهان است:

دونالد ترامپ رئیس جمهور ابرقدرت آمریکا  در عقب نشینی به ناسیونال فاشیسم برای یافتن راه حل عروج مجدد «آمریکای باردیگر بزرگ قدرتمند»، تصمیم به جلوگیری از ورود 6 کشور عربی و ایران به آمریکا گرفت، مرزهای ورودی بسته شد ولی بلافاصله قاضی درسطح دادگاه فدرال رای علیه این تصمیم ترامپ گرفت و دروازه های ورود به آمریکا باز شد. ترامپ درمخمصه عملی نشدن سیاست ارتجاعی اش مجددا دستور بستن دروازه های ورودی آمریکا را داد و قاضی دادگاه فدرال درایالت هاوائی این دستور در سراسر آمریکا برای بار دوم 6 کشور فوق منهای عراق معلق کرد. ترامپ برای مقابله با این تصمیم قضات، عزم خود را در فراخواندن دادگاه عالی به مثابه بالاترین هیئت قضائی آمریکا برای رسیدگی به این امراعلام نمود تا تصمیم اش به طور کاملی به اجرا درآید!

بعد از انتخاب ترامپ درآمریکا به ریاست جمهوری، ولوله ی عدم امنیت بزرگی علاوه بر آمریکا در اتحادیه اروپا نیزبه وجود آمده است که باقی ماندن اتحادیه اروپا بعد از بیش از 100 سال تلاش درتشکیل آن، به زیر علامت سئوال رفته است. مشخصا بعد از جنگ جهانی دوم به طور عملی از 1957 به بعد، پی ریزی اروپای متحد توسط فرانسه، آلمان، ایتالیا، شروع شد و در فواصل مختلف عضو شدن هلند، بلژیک و انگلستان، دراین راستا از همکاری در دوعرصه انرژی (ذغال سنگ) و تهیه فولاد شروع شد. در دهه ی 1990 بسط و گسترش اتحادیه اروپا ادامه یافته و تدریجا ایجاد پول واحد ئورو، پارلمان واحد، تلاش نافرجام درایجاد ارتش واحد اروپا، توافقنامه شنگن درایجاد تسهیلات ورود به کلیه کشورهای عضو اتحادیه اروپا با داشتن ویزا از یک کشور اتحادیه اروپا، کم شدن کنترل مرزها برای عبور و مرور آزاد شهروندان خود اتحادیه اروپا و نهایتا تلاش برای ایجاد دولت مرکزی واحد اروپا که نهایتا به کم شدن نقش دولتهای کشوری منجر می شد، آغازگردید. این تصمیمات در هماهنگی با جهانی ترشدن سرمایه و بازار آزاد نئولیبرالیستی  برای تقویت قطب اروپا درجهان بود. اما با بروز بحران اقتصادی و مالی بزرگی که از 2008 سال به بعد، شروع شد، مقاومت درکشورهائی مثل یونان  در برابر بانک جهانی، بانک مرکزی اروپا و صندوق ذخیره پول و اعمال قدرت اتحادیه اروپا برکشورهای از نظر اقتصادی ضعیف، اعتراضات بزرگ میلیونی کارگری درکشورهای جنوبی اروپا، رشد فقر، افزایش بیکاری، پائین آوردن مزدها و کلا حمله به معیشت و دست آوردهای رفاهی ناشی از مبارزات گذشته کارگری، وحدت این اتحادیه برای  رهائی از بحران امپریالیستی، ترک برداشت و دولت انگلیس از این اتحادیه  بیرون رفت.

این روند گرچه می توانست با اجتماعی شدن  بیشتراقتصاد سرمایه متمرکز شده دولت اروپا و کمتر نمودن رقابتهای کشوری، گامی دیگردرجهت تولید اجتماعی رقابتی قطب امپریالیستی نیرومندی به پیش بردارد؛ ولی پیش بردن سیاست خصوصی سازی شرکتهای دولتی ازطریق فروش این شرکتها و سپردن اداره و کنترل مالکیت جدید آنها به مالکان خصوصی با طرح (ریگان – تاچر) در 1984، پس از طرح جهانی شدن سرمایه – که به ضرورت پیشروی نظام امپریالیستی تبدیل می شد – وقفه ایجاد نمود. دولت آمریکا در تصمیم جهانی سازی سرمایه و برقرارکردن نئولیبرالیسم در دهه ی 1990 امرجهانی سازی ادغام سرمایه ها قوت گرفت و خصوصی سازیها درمسیر کنترل سرمایه های متمرکزتر بزرگ قرار گرفتند. انعکاس این تناقضات اقتصادی، ازجمله در اروپا به سطح سیاسی رسید:

حمایت اتحادیه اروپا از «انقلابات رنگی»، «بهار عرب»،»دامن زدن به جنگهای ویرانگر از عراق و افغانستان گرفته تا لیبی و سوریه و یمن و سومالی و کشورهای دیگر آفریقا وغیره» موج دهها میلیونی از آواره گان جنگ زده و گرسنه گان آفریقا – خاورمیانه آسیائی غرق در جنگ و چپاول را به سوی بازکردن دروازه های اروپا و آمریکا به حرکت درآورد. این هجوم پناهنده گان از یک سو منبع نیروی کار ارزان عظیمی بود درخدمت نظام سرمایه داری، اما در شرایط بحرانی بودن وضعیت اقتصادی از سوی دیگر زمینه ای را برای رشد ناسیونالیسم و مواضع خرده بورژوائی پوپولیستی در مقابله با آواره شده گان ناشی از تجاوزات نظامی ارتشهای امپریالیستی فراهم ساخت. برای ممانعت از تضعیف قدرت حاکم سرمایه داران، احزابی در لباس دست راستی افراطی ضد پناهنده ساخته و پرداخته شدند که پرورش یافته گان خود کشورهای امپریالیستی بودند. این احزاب ضد مسلمانان رانده شده از کشورهای عربی، ضد رهائی زنان درعرصه های مختلف ازسلطه ی سرمایه و مردسالاری، موضع نژادپرستانه داشتن و غیره به رشد دیدگاه فاشیستی برای جلوگیری از رشد اعتراضی کارگران و زحمت کشان جهان کشیده شدند. دراین راستا با حمایت پوشیده حاکمان از گرایشات فاشیستی علیه پناهندگان درحد به آتش کشیدن خانه های مسکونی پناهنده گان و مساجد مسلمانان، رونق ایجاد و گسترش احزاب خارجی ستیزو حتا پرورش دادن تروریستها برای توجیه مداخلات نظامی امپریالیستها فراهم شده است.

تولد احزاب ناسیونالیستی راست و رشد سریع آنها به ویژه حمایت آنان از خواست اقشاربالاتر خرده بورژوا در امید دست یافتن به قدرت دولتی روزبه روز نمایان تر گشته است. جالب اینجاست که بعد ازگرایش هرچه هماهنگ تر احزاب سوسیال دموکرات با نظام امپریالیستی، با عدم هماهنگی با رشد خواست مطالبات مردم و ناتوانی این احزاب در دادن برنامه هایی به نفع کارگران و زحمت کشان، زمینه برای از دست دادن پایه های توده ای و تدریجا رو به افول این احزاب مساعدشده است. انشعابات حزبی سوسیال دموکرات به دو بخش راست و چپ به تضعیف آنها انجامیده و بدین ترتیب ناتوان از جلب مردم به سوی حمایت ازخود، این احزاب رو به تحلیل گذاشته اند.

در انتخابات پارلمانی اخیر هلند شکست سختی بر حزب سوسیال دموکرات واردشد و پوپولیستهای ضد پناهنده گان که مورد تبلیغ وسیع در تبدیل شدن حزب پوپولیست فاشیست مسلک به قدرت نیرومندتر انجام گرفت، ولی قادر به کسب اکثریت و زیر سئوال بردن عضویت هلند در اتحادیه اروپا نشد و با کسب اکثریت ضعیف این حزب، مدافعان سابق حاکم  هلند با باقی ماندن در راس قدرت، درحفظ اتحادیه اروپا، به خصوص دولت آلمان نفس راحتی کشید.

انتخابات فرانسه نیز در ماه آینده در راه است و حزب ناسیونالیست افراطی راست برهبری خانم مارین لوپن نیز درصورت پیروزی، حاضراست طبل جدائی از اتحادیه اروپا را همانند هیئت حاکمه انگلیس به صدا درآورد، درحالی که فرانسه از پایه گذاران اصلی اتحادیه اروپا همراه با آلمان از ابتدا بود.

درآلمان نیز حزب سوسیال دموکرات به دو بخش چپ و راست در دهه ی اول قرن 21 تقسیم شد، ولی باوجود رشد نیروهای فاشیستی، به دلیل قدرت تعیین کننده آلمان در اتحادیه اروپا هنوز حفظ این اتحادیه از طرف آنجلا مرکل صدراعظم آلمان پیش برده می شود و درصورت احتمالا ضعیف پیروزی مخالفان اتحادیه اروپا درآلمان، باید گفت که پروژه تحکیم اتحادیه اروپا و تقویت آن با شکست کامل روبه رو خواهدشد.

بدین ترتیب، باتوجه به این که اقشار خرده بورژوائی در عطش کسب قدرت و آزمودن شانس خود در هدایت کشورها، ضمن این که اساسا راهی جز دست یافتن به ثروت و مکنت و تبدیل شدن کامل به سرمایه داران بزرگ ندارند براین اعتقادند که آنها هم باید حق شرکت درحاکمیت داشته باشند.

ازنظر تاریخی، خرده بورژوازی در حدی که به درون طبقه کارگر و احزاب کمونیست  رخنه کرد، ولی متحد دیدگاههای خودش را  در کشورهای سوسیالیستی و احزاب کمونیست نیافت و به همین علت دست در دست بورژوازی جهانی و بورژوازی باقی مانده در شوروی و چین در سرنگون سازی دولتهای سوسیالیستی موفق از آب درآمد. اما خرده بورژوازی اکنون نه به قصد سرنگون سازی سرمایه داران بزرگ  انحصاری، بلکه در آرزوی نشستن درکنار راس صدارت و درهمکاری با سرمایه داران بزرگ رویاهای شیرین می بیند!!

در مقابل تمام این آشفته گیهای جهانی سازی، ناسیونالیسم، راسیسم، فاشیسم، و بربریت ، بایستی به اهتزاز درآوردن پرچم پیروز سوسیالیسم در دست طبقه کارگر به طور استواری برافراشته نگه داشته شود، در غیر این صورت، دوره مملو از تضاد و آشفته گی و خطرات جنگهای ویرانگر صدها میلیونی و نابودی محیط زیست در جلو همه قرار دارد. درعین حال برای تغییر کل نظام طبقاتی بورژوائی جهان، وقت تصمیم گیری مبارزه برای تحقق سوسیالیسم و پایان دادن به نظامهای متکی بر مالکیت خصوصی بر وسایل تولید و مبادله از بیش از 100 سال گذشته فرا رسیده است.

نورافکن پرقدرت بشریت در مورد «پرولتاریای همه ی کشورها متحدشوید» امروز بیش از هر زمان دیگر رهنمود داهیانه ی مارکس و انگلس را باید در عمل محکم به دست بگیریم تا شاهد و ناظربربریت کامل نظام تحمیلی سرمایه داری نگردیم.

ک.ابراهیم – 16 مارس 2017

***

انقلاب همه ی انقلابیون را با آمدنش انگشت به دهان خواهد کرد

وفا جاسمی  

صدای پایش از دور  به گوش می رسد ،چیزی که سال هاست  در انتظارش بودیم اما  کابوس کشتار دهه ی شصت ، خیانت های  رهبران جنبش های مقاومت  اصلاح طلبی و تسلیم شدنشان در هنگامی که توده ها کل نظام را زیر سوال می بردند  ، نبود تشکل های سراسری مستقل کارگری و از همه برجسته تر نفاق و چند دستگی در جنبش چپ وکمونیستی باعث می شد و هنوز هم می شود که  با تردید به آهنگ آمدنش گوش کنیم. عادت کرده ایم از شکست ها حرف بزنیم ، از شکست انقلاب پنجاه وهفت ، از کشتار سال شصت هفت ودهی شصت ،به اشتبا هات نه برای یادگیری وپرهیز از آنها در آینده بلکه برای نفی ودر خدمت بی عملی و انحلال طلبی . زمان لازم نقش بزرگی در نو سازی انسان بعهد ه دارد ، هرچه زمان گذشت  ، جنایات جهانی ومحلی دشمنان بشریت شدت یافت،حقیقت تابناک  کار انقلابی برای نجات بشریت از بربریتی که سرمایه داری بوجود آورده بیشتر آشکار گردید. امروز در برابر موج پر تلاطم ضد انقلاب وشبه فاشیستی که جهان را بسوی ارتجاع و سقوط جنگ  سوق می دهد ،موج مقاومت و مبارزه ی میلیونی توده های مردم سراسر جهان قرار دارد .

بگذارید قبل از اینکه نشانه هائی از آمدن این نسیم فرحبخش را بیان کنیم ، درک خود را از انقلاب بیان کنم  ،  روشن کنیم منظور ما از انقلاب چیست ؟ ما از انقلا بی سخن می گوئیم که نظام موجود سرمایه داری را بر می اندازد  و نظام سوسیالیستی را جای گزین می کند . انقلابی است  که فوری ترین  وظیفه اش لغو مالکیت خصوصی بر وسائل تولید و اجتماعی کردن آن می باشد. انقلابی است که  برای اطمینان ازپیروزی اش، مصمم است  از ریشه کلیه ی  ماشین دولتی نظام حاکم را بر اندازد و از پائین تا با لا قدرت نوین انقلا ب را بدست پرولتاریا و وسیعترین تودهای تا بحال ستمدیده و زجر کشیده  بسپرد ،قدرتی باشد که از پشتیبانی مردم برخوردار گردد  و به عظیمترین نیروی توده های مرد م خدمت کند. این  قدرت از جنس قدرت  هفتاد ودو روزه کمون پاریس ، از نوع شورائی    انقلاب اکتبر است. دیکتاتوری پرولتاریائی که  پشتوانه اش وسیع ترین دمو کراسی ها ی تابحال موجود بوده و از همان روز اول  چگونگی اضمحلال تدریجی خود را اعلام می کند. چنین انقلابی یک عمل اجتماعی تاریخی عظیمی است که بار دیگر جهانی را به لرزه در خواهد آورد.:

چرا انقلاب در راه هست ؟ چه نشانه هائی حکایت از  آمدن انقلاب دارد:

گفته ی متداولی است در میان مردم که دنیا چنین نبود و چنین بازهم نخواهد ماند، پنداریست راستین که بر سنگ خارای زندگی و مبارزهی بشریت مترقی برای بهبود زندگی حک شده است  .در جا معه طبقاتی که از همان آغاز بر بنیاد  استثمار انسان از انسان  وستم بر توده های عظیم مردم شکل گرفت ، مقاومت ومبارزهم پا گرفت و به امری روزانه  و دائمی تبدیل شد. هر جا ستم باشد ،مقاومت هم هست. چنین است تاریخ  جوامع طبقاتی،  تا آنجا که طبقه ی ای طبقه ی حاکم را  به زیر می کشد و دیکتاتوری خود را بجای آن نشاند.

روند تاریخی مبارزه ی طبقاتی  را می شود  بنوع دیگری هم ترسیم کرد: روندیست در پاسخ به نیازمندی های اکثریت مردم و  عبوریست از قلمرو ضرورت   به قلمرو آزادی .هر چه  دستاوردهای  علمی بیشتر وبکار برد آنها گسترده تر ، سرعت تغییرات شتابا ن تر و زمینه برای  تکامل روند انقلابی را فراهم تر می کند. در این جاست که اهمیت اندیشه های کارل مارکس ودیگر اندیشمندان پرولتاریائی برای رهائی بشریت از یوغ نظام های تابحال طبقاتی روشن می شود. تغییر های قبلی کند و کور کورانه بوده، در حالی که تغییر انقلابی طبقه ی جدید ،طبقه کارگر در دورانی صورت می گیرد که این طبقه دارای پیشرفته ترین ئتوری های انقلابی است ، پیشروانش  آگا هانه و براساس اصول  و با درجه ی عالی از خود گذشتگی  کار می کنند..  اکنون دیگر طبقه ی پرولتاریا علم رهائی اش را با جمعبندی دائمی از پراتیک اجتماعی اش ، آگاهانه با شرائط مشخص تلفیق داده واز الگو برداری و دنباله روی پرهیز می کند. بی شک یک عاملی که در گذشته هزاران سال طول کشید تا بردگان ،سروها ،رعایا ودهقانان  آزادی بدست آورند نبود علم رهائی شان بوده است. در دوران سرمایه داری بشکرانه ی نظم اجتماعی شیوه تولیدی و رشد آگاهی پیشازان ضد نظام سرمایه داری  دیری نپائید که گورکنانش به قیام بر خاستند. بدین خاطر بود که مارکس با شور وشوق غیر قابل وصفی به استقبال کموناردها برخاست 1871 و انرا اولین هجوم تاریخی پرولتاریا برای تغییر جهان نامید. کمون پاریس نه تنها برای مارکس وانگلس و برای لنین کمی دیر تر تجربه ای شد تا نظرات خود را در باره ی چگونگی کسب قدرت سیاسی تو سط طبقه کارگر تشریح کنند بلکه نشان داد که بورژوازی  این طبقه ای که نوید آزادی و برابری را بسر داده بود چگونه به وحشی ترین وجهی بیش از هفده هزار انقلابیون را به جوخه اعدام سپرد .

انقلاب کبیر اکتبر که دنیای مترقی این روز ها  صدمین سال پیرومند آنرا جشن می گیرند ،ادامه قیام تاریخی کمون پاریس بود که به گفته ی لنین  پرولتاریا از تجربه ی آن درس های لازم را گرفت  تا آنرا  در انقلاب اکتبر بکار برد.

چه نتیجه ای از باز گوئی این تجارب دستگیر ما می شود  اولین ومهمترین اینست که  انقلاب  حتی انقلابیون را غافگیر می کند.  ما خود تجربه سال 57 را خوب بخاطر داریم. دومین اینست  انقلابات در دوران آشوب و تلاطم و جنگ  احتما ل رخ دادنشان بیشتر است.در جهان امروز چه می گذرد ودر ایران چه خبراست که انقلابی  در راه هست.! . آشوب وتلاطم گرایش عمومی جهان سرمایه داریست . حاکمان جهان سرمایه  بحران ساختاری را نتوانسته اند از سر بگذرانند، رقابت میان دسته بندی های انحصاری و کرپوریشن ها( کنسرن ها) همچنان رو به تشدید است ، قدرت های تابحال دست دوم، سرکردگی  آمریکا را به چا لش گرفته اند. سیاست دیگربه گفته سیاستمداران بورژوا  علم امکانات نیست ،بلکه ایجاد امکانات بوسیله زور سرنیزه است ، ژنرال ها ونظامیان و کارخانه های اسلحه سازی حرف آخر را می زنند.  ترامپ با  چهل ونه موشک ویک بمب مادر بمب هایش  که به سوریه و افغانستان زد اعلام داشت  » کشتیبان را سیاستی دگر آمد » .  تمام شواهد حکایت از آن دارد ایران در مرکز این آشوب کنونی جهانی قرار دارد و تغییر انقلابی جامعه ایران نه تنها متحمل است بلکه اجتناب ناپذیر می باشد. بگذارید دگر عواملی را که در ایجاد شرائط انقلابی  موثرند یک بیک در زیر  باهم مرور کنیم :.

یکم

انقلاب را توده ها می کنند ،مبارزه ی طبقاتی آن نیروی تغییر دهنده ی اصلی است ودر دوران ما طبقه کارگر منجی انقلابی است که جهان وبشریت  را از سقوط کامل به دره ی بربریتی که بدست سرمایه داری وامپریالیسم بوجود آمده نجات می دهد. خیزش عظیم کارگران و مزدبگیران در ایران در سال گذشته  بی سابقه بوده ، بیش از هفت هزار اعتراض ،اعتصاب و تظاهرات خیابانی توسط کارگران صورت گرفته است. در تاریخ جنبش کارگری ایران این یک تغییر عظیم محسوب می شود. در برابر مطا لبات  گسترده ی اکثریت عظیم مردم پاسخ حاکمان و سرمایه داران نه تنها  منفی بود ه ،در بسیاری از اتفا قات معترضان با  زور ، سرکوب و زندان  روبرو شده اند.امروز معیشت ونان به مبرم ترین مشکل جامعه تبدیل شده است و کل تظام توانائی پاسخ به این مشکل راندارد.

دوم

نظام جمهوری اسلامی از درون پوسیده ،مردم مهر باطل به آن زده اند . حاکمانش با چنگ ودندان در حال دریدن یکدیگرند. نه تنها میان جناح های مختلف حکومتی اختلاف هر روز  شدیدتر می شود بلکه دعوا بر سر  جانشینی خامنه ای مزید بر علت شده است..

سوم

رژیم جمهوری اسلامی بیش از توانائی وامکاناتش در منطقه  خود را پهن کرده است . نیروهای نظامی وشبه نظامی اش از یمن تا شرق مدیترانه پخش است و اخیرا  اعلام شد همراه نیروهای حزب اللله لبنان دست به ایجاد پایگاه نظامی در بلندی های جولان در سوریه زده اند. شریان اصلی اقتصادی بدست نیروهای انتظامی زیر نظر بیت ولایت فقیه اداره می شود و در خدمت اسباب جنگی  نظام است.

چهارم

با روی کار آمدن ترامپ در آمریکا ، سیاست نرمش قهرمانانه ی خامنه ای با شکست کامل روبرو شده است ، حا لا دم از مقاومت و شجاعت می زند . حکومتی که میلیون ها خانواده اش زیر خط فقر زندگی می کنند ، بازور  و دیکتاتوری مردم را به زانو در آورده ودر درونش جناح های مختلف در جدال مرگ وزندگی اند چگونه می تواند در گرد باد سهمگین آشوب منطقه مقا ومت کند.  خیا لات واهی ای بیش نیست. دیوار جمهوری اسلامی پوسیده  ودر حال فرو پاشی است.

پنجم

معضلات  عظیم محیط زیست ، ناسامانی عمومی بهداشت و مسائل ایمنی ، شیوع بازهم وسیع تر مواد مخدر ، سرکوب بازهم بیشتر اقلیت های مذهبی وملی  ، فساد گسترده تر دستگاه های اداری همه وهمه چنان آشوب و آشفتگی در اداره امور بوجود آورده که پایه های امپراتوری اسلامی را متزلزل کرده است.

خوب در این اوضاع پر آشوب و پر تلاطم که آهنگ خیزش عمومی مردم از دور به گوش می رسد و دکل کشتی انقلاب  نمایان می شود نقش نیروهای آگاه ،احزاب و سازمان هائی که به ضرورت انقلاب  باور دارند ،آنهائی که اصول کمونیسم علمی را تئوری راهنما ی خود قرار داده اند و آموزش های کارگران پیشروی را چون شاهرخ زمانی تلفیقی از آن با شرائط مشخص ایران می دانند ،آنهائی که   معتقد به انقلاب سوسیالیستی هستند و تاکید دارند چنین انقلابی باید به دست طبقه کارکر و با نقش رهبری کننده آن تحقق پذیرد ، انهائی که امروزه برای ایجاد حزب کمونیست متحد ویکی شده در پیوند با مبارزات کارگران تلاش می کنند  چه وظیفه ای  بعهد ه دارند. ما می  دانیم وسالهاست تاکید کرده ایم چاره ی رنجبران وحدت وتشکیلات است. ما در عین حال در تجربه آموخته ایم برای انقلاب کردن در ایران احتیاج به حزبی واقعن انقلابی مسلح به تئوری علمی ،تشکیلاتی زبده در پیوند فشرده با کارگران پیشرو وآگاه متشکل در تشکلات توده ای کارگری و  رهبری وکادر ها واعضایش پنهان از چشم دشمنان طبقاتی در میان توده  داریم. بدون چنین حزبی چنانچه انقلابی صورت گیرد بازهم به کجرا ه رفته وبازهم جناحی دیگر از بورژوازی  قدرت را تسخیر خواهد کرد.

چه باید کرد که به این مشکل تاریخی جنبش عظیم و گسترده ی طبقه کارگر ایران جواب بدهیم ؟

به ندای کارگران ،مردمان ستمدیده مان پاسخ دهیم . به ندای ابوالقاسم لاهوتی  که نزدیک صد سال پیش فریاد کرد پاسخ دهیم : چاره رنجبران وحدت وتشکیلات است. آهنگ دلنواز سرود خسرو گلسرخی را به جان گیریم : باید یکی شویم ،باید یکی شویم  . باید همه ی کمونیست ها با تاکید روی نکات مشترک  براسا س اصول وبرنامه بدور از ذهنی گری وسکتاریستی ،بدور از منافع گروهی و خود مرکز بینی یکی شوند. چنین است وظیفه فوری ومبرم کمونیستها . منافع طبقه کارگر ،مردم زحمتکش ما ،توده های ستمدیده ورنج کشیده ی ایران که سالهاست زیر ستم یک حکومت جانی ارتجاعی لگد مال شده اند حکم می کند کمونیست ها یکی شوند ،یک تشکیلات  یکپارچه بوجود آ ورند. چهل سال است جدا جدا عمل کرده اند ،چهل سال است تنها به میدان رفته اند کافی است ، جز انشعاب ،پراکندگی بازهم بیشتر  چیزی عاید نشده است. متاسفانه  نشانه هائی هست که این پراتیک منفی دارد به درون جنبش کارگری داخل انتقال می یابد.

از شاهرخ بیاموزیم  برای یکی شدن کمونیست ها ،برای ایجاد حزب واحد کمونیستی ،برای ایجاد تشکیلات سراسری کارگران ،برای ایجاد اتحادی بزرگ معلمان ،زنان ،پرستاران از کلیه مردمان ستمدیده وملیت های ایران، مبارزه کنیم .

وفا جاسمی  

  ***

توضیح:بخش آخر این مقاله با اینکه به آموزه های انقلاب اکتبر نمی پردازد ولی تاثیرات تاریخی آنرا در برخی زمینه ها بررسی می کند

 

 

آموزه هائی از انقلاب بزرگ و پیروزمند اکتبر1917 ( بخش سوم و پایانی )

ن.ناظمی

– دراین بخش به بررسی دستاوردهای مارکسیسم تاریخی در دوره انترناسیونال سوم ( 1943 – 1919 ) و انترناسیونال کمونیست ( کمینفرم ) در سال های 1947 تا 1956 و نکات ضعف و ناکامی آنها می پردازیم.

دستاوردها و نکات ضعف

انترناسیونال سوم و کمینفرم

– بررسی واقعیات تاریخی و جریانات سال های جنگ جهانی دوم – حمله ژاپن هیروهیتو به ممالک متحده ، حمله آلمان هیتلری به شوروی در پی و ادامه غلبه فرانکو بر نیروهای ضد فاشیست در اسپانیا به موازات حمله ایتالیای موسولینی به اتیوپی – به رهبران انترناسیونال سوم منجمله و بویژه رهبران شوروی آموخت که بدون ایجاد یک وحدت بزرگ از نیروهای ضد فاشیستی در صحنه بین المللی و بسیج میلیون ها نفر از طبقات توده ای نمی توان پدیده فاشیزم را شکست داده و نابود ساخت. تاریخ نشان می دهد که چگونه مولوتف ، وروشیلوف و دیگر رهبران انترناسیونال سوم با عنایت و حمایت جدی استالین و رهبران احزاب کمونیست در جهان ( مائوتسه دون ، تیتو ، هوشی مینه و…) بالاخره قادر گشتند که رهبران » نیروهای متفقین » را قانع سازند که به ایجاد » اتحاد بزرگ » تن در دهند . ایجاد » اتحاد بزرگ» در » کنفرانس تهران » در سال 1942 بین نیروهای متفقین ( آمریکا ، انگلستان و…) و شوروی و احزاب کمونیست متعلق به انترناسیونال سوم برای استفاده از ایران به عنوان » پل پیروزی » منجر به پیروزی نیروهای ضد فاشیستی علیه آلمان هیتلری در نبرد تاریخی استالینگراد ، گردید.

– پیروزی در نبرد استالینگراد و بالاخره شکست فاشیسم در سطح جهانی در سال 1945 نشان داد که سیاست های داهیانه رهبران انترناسیونال سوم و رهبران حزب و دولت شوروی نه تنها از سقوط کشور شوروی بدامن آلمان هیتلری جلوگیری کرد بلکه پی آمدهای منبعث از آنها در سال های بعد از پایان جنگ جهانی دوم در اکناف جهان در امر بیداری و رهائی خلق های جهان ، بی نظیر و امیدوارکننده بودند. این پی آمدهای رهائیبخش عبارت بودند از :

1 – فراز اتحاد جماهیر شوروی به قله یک ابرقدرت مقاوم در مقابله با هژمونی طلبی های آمریکا در سطح جهانی.

2 – گسترش جنبش های رهائیبخش ملی در کشورهای سه قاره و استقلال متجاوز از 75 کشور در آسیا ، آفریقا ، آمریکای لاتین بعد از طی پروسه های استعمار زدائی ، رهائی از موقعیت های نیمه مستعمره گرائی و نجات از وابستگی به کشورهای مسلط مرکز.

3 – پیروزی جنبش های سوسیالیستی در چین ، کره شمالی ، ویتنام و کوبا.

4 – پیروزی جنبش های سوسیال دموکراسی کارگری در کشورهای اروپای غربی و بروز دولت های منبعث از آن جنبش ها با هدف ایجاد یک اروپای متحد و مستقل از آمریکا از یک سو و ایجاد همکاری ها و همبستگی ها با کشورهای سوسیالیستی و دولت – ملت های آسیا ، آفریقا و آمریکای لاتین از سوی دیگر.

– تمامی این کامیابی ها بدون بقاء و اقتدار دولت شوروی و آموزه های انترناسیونال سوم و فعالیت های کمینفرم ( 1956 – 1948 ) ، نمی توانستند  در بحبوحه جنگ سرد میسر گشته و به جنبش های کارگری و جنبش های رهائیبخش ملی با چشم اندازهای رو به سوسیالیسم که در اکناف جهان گسترش میافتند، کمک کنند.

– اما رهبران حزب و دولت شوروی و بعضی از رهبران کمینفرم به خاطر محدودیت های تاریخی و اشتباهات و کمبودهای تئوریکی نتوانستند به روند بغرنج طبقاتی و ملی و لاجرم به پیچیده گی تضادها نه تنها در جامعه کشور شوراها بلکه در کشورهای جهان بویژه در کشورهای جهان سوم ، به درستی برخورد کنند. در اینجا بگذارید به اهم این کمبودها و محدودیت ها که باعث اشتباهات بزرگی از سوی استالین ، مولوتف و… در دهه های دوره جنگ سرد گردید ، بطور اجمالی اشاره کنیم.

اشتباهات و کمبودهای حزب  کمونیست شوروی در انترناسیونال سوم و کمینفورم

– استالین و دیگر رهبران حزب کمونیست و دولت شوروی ( مولوتف ، وروشیلف و…) و دیگر رهبران کمینترن به خاطر نداشتن درک و دانش از پروسه بغرنج و پیچیده طبقاتی در جامعه سوسیالیستی رو به کمونیسم در کشور شوراها ، مرتکب خطاها و اشتباهات در زمینه های مختلف گشتند که به نوبه خود در آینده کشور شوروی به عنوان » مهد سوسیالیسم » و در تکامل مارکسیسم تاریخی تاثیر گذار بودند. استالین در گزارش خود به هیجدهمین کنگره حزب کمونیست شوروی ( 1939 در مسکو) اعلام داشت که جامعه شوروی » از تضادهای طبقاتی رهائی یافته است » با اینکه استالین و دیگر رهبران انترناسیونال سوم بعدها در بحبوحه جنگ جهانی دوم ( 1945 – 1939 ) و در سال های آغازین دوره جنگ سرد ( 1952 – 1947 ) به این اشتباه بزرگ پی برده و در صدد تصیح آن بر آمدند ولیکن درک نادرست و عدم دانش از بغرنجی ها و پیچیدگی های مبارزات طبقاتی در جامعه سوسیالیستی باعث شد که در برخورد عملی مشخص با مسائل زیربنائی ( نحوه تولید و روابط تولیدی ) از یک سو و مسائل روبنائی ( برنامه ریزی های اقتصادی و سیاست اتحاد استراتژیکی طولانی بین کارگران و دهقانان ) از سوی دیگر مرتکب اشتباهات بزرگی گردند.

– در یک چشم انداز تاریخی و عطف به گذشته بازتاب همین درک نادرست و ناقص تئوریکی از امر غامض روابط و مبارزات طبقاتی ( در مرحله ساختمان سوسیالیسم در یک کشور نیمه پیرامونی ) اشتباهات بزرگی بودند که استالین و دیگر رهبران حزب و دولت شوروی بویژه در سال های بعد از پایان جنگ جهانی و بحبوحه دوره جنگ سرد مرتکب گشتند. در اینجا به اهم آنها به عنوان آموزه های تاریخی ، اشاره می کنیم:

1 – عدم تکیه و حتی کم بهاء دادن به امر اتحاد استراتژیکی کارگران و دهقانان و لاجرم تصفیه فیزیکی حزب از افرادی که خواهان بقاء و حتی تقویت و گسترش آن اتحاد بودند.

2 – تاکید بیش از حد به پیشرفت تکنولوژی ، صنایع و کادرهای متخصص نیروهای تولیدی و عدم توجه کافی به امر سیاست و نقش مهم تاریخی روابط تولیدی : خواهیم دید که چگونه فقدان توجه و ندیدن رابطه بین تخصص و خواست ایدئولوژیکی در دهه های 60 و 70 منجر به رشد تمایلات » کچ آپ » ( رسیدن به آنها یعنی کشورهای مسلط نظام جهانی سرمایه ) در درون احزاب کمونیست کمینفرم بویژه در حزب کمونیست شوروی ، گشت. طرفداران این تمایلات شدیدا بر آن بودند که علت العلل اساسی رفاه و پیشرفت های عمومی و زندگی مرفه معیشتی در غرب همانا پیشرفت های تکنولوژی در زمینه های علوم و صنایع و تخصص در آنها است. طرفداران این نظرگاه که به طور روزافزونی برتعداد آنها در درون احزاب و دیگر ارگانهای دولتی افزوده می گشت ، به هیچ وجه حاضر به پذیرش این امر نبودند که علت العلل پیشرفت و توسعه و رفاه در کشورهای سرمایه داری بخش مرکز نظام جهانی همانا تاراج منابع طبیعی و ابراستثمار نیروهای کار و زحمت کشورهای دربند بخش پیرامونی ، توسط کشورهای مسلط امپریالیستی نظام جهانی سرمایه است.

3 – تمرکز و توجه عمده به رشد صنایع بزرگ و سنگین و کم بهاء دادن به صنایع سبک و ندیدن رابطه بین صنعت و اصل رشد کشاورزی : در واقع ندیدن اصل » صنعت در خدمت دهقانان و کشاورزی » باعث گشت که رهبران شوروی و دیگر اعضای کمینفرم در مسیر ساختمان سوسیالیسم به » ایستادن روی یک پا » قناعت کنند.

4 – غلبه جنبه هائی از شووینزم روسی بویژه در گرایش به داشتن حق » برادر بزرگ بودن » در روابط با احزاب کمونیست غیر روسی نه تنها در سطح جهانی بلکه حتی نسبت به احزاب کمونیست غیر روسی در درون اتحاد جماهیر شوروی : به نظر این نگارنده این گرایش در درون حزب و دولت شوروی و کمینفرم معلول و منبعث از وجود بقایای اندیشه ها. انگاشت های یوروسنتریزم ( اروپا محوری ) بود.که دامن انترناسیونال دوم را گرفته بود و لنین و یاران او از یک سو و روزالوگزامبورگ ، کارل لیبنخت و… از سوی دیگر علیه آنها مبارزه کرده بودند. خواهیم دید که چگونه مائو و مائوئیست ها بعد از شیفت و تغییر مرکز ثقل انقلابات سوسیالیستی و رو به سوسیالیستی از غرب ( کشورهای مسلط مرکز ) به شرق ( کشورهای دربند پیرامونی ) ، توانستند جنبش کمونیستی جهان ( بویژه در کشورهای سه قاره ) را از وجود یوروسنتریسم رهائی داده و انسان محوری را جایگزین آن اندیشه ها و انگاشت ها ، سازند.

5 – ندیدن و یا کم بهاء دادن به مبارزات رهائیبخش ملی ( ضد نیمه مستعمرگی ، ضد استعماری و استقلال طلبانه ) در کشورهای سه قاره تحت رهبران ضد امپریالیستی چون محمد مصدق ایران ، جواهر لعل نهرو هندوستان ، احمد سوکارنو اندونزی و… ( در قاره آسیا ) ، کلنل آربنز گواتمالا ، حوان بوش جمهوری دومینیک ، سالوادور آلنده شیلی و… ( در مناطق مختلف قاره آمریکای لاتین ) و قوامی نکرومه غنا ، پاتریس لومومبا کنگو ، جمال عبدل الناصر مصر و.. ( در قاره آفریقا ) : علت اصلی وجود این کمبود و کم بهاء دادن به جنبش های ضد امپریالیستی در کشورهای سه قاره از سوی بخش قابل توجهی از رهبران حزب و دولت شوروی و دیگر احزاب کمونیستی و دولت های متعلق به کمینفرم در دهه های تشدید » جنگ سرد » دقیقا از این امر ناشی می گشت که اکثر آنها علیرغم آموزه های لنین ، بوخارین و… هنوز انگاشت ها و تمایلات یوروسنتریسی حاکم در انترناسیونال دوم را با خود حمل می کردند. آنها برخلاف لنین ، مائو تسه دون ، هوشی مینه و… یک درک نازل و محدود از ضد امپریالیست داشتند. به عقیده آنها ضد امپریالیست کسی است که مارکسیست ( و یا حداقل سوسیالیست ) باشد. در صورتیکه واقعیات و اوضاع رو به رشد در دوره » جنگ سرد » نشان می داد که اکثریت عظیمی از رهبران جنبش های رهائیبخش ملی در آسیا ، آفریقا و آمریکای لاتین بدون آنکه ضد کمونیست باشند. جملگی ضد امپریالیست و خواهان گسست از محور نظام جهانی بودند.

– شایان ذکر است که اکثر این رهبران جنبش های رهائیبخش در بحبوحه دوره جنگ سرد و عروج مکارتیسم مورد یورش » سیا » قرار گرفته و به اتهام کمونیست ، بلشویکی و…بودن سرنگون گشتند ومثل مصدق در ایران تبعید گشتند و یا مثل آلنده در شیلی کشته شدند.

جمعبندی ها و نتیجه گیری ها

1- به نظر این نگارنده ، ما چالشگران ضد نظام باید استراتژی دراز مدتی را برای عبور از راه طولانی و گذار به سوسیالیسم در قرن بیست و یکم ، تدارک ببینیم.

2- در تدارک این استراتژی درازمدت نباید به تاریخ رشد سوسیالیسم در دوره سرمایه داری انحصاری و تحویل و تحول در شکل و شمایل امپریالیسم جهانی به عنوان چراغ راه آینده ، کم بهاء دهیم. توضیح اینکه در طول قرن بیستم اولین امواج خروشان بیداری و رهائی موفق به پیروزی دگردیسی ها و انقلابات در جهت آزادی نیروهای کار و زحمت از یک سو و خلق های جهان از سوی دیگر در اکناف جهان بویژه در کشورهای دربند پیرامونی ، گشت. ما ( ما چالشگران ضد نظام جهانی سرمایه داری ) نباید ارتباط مکمل و لازم و ملزوم بودن این دو مجموعه ( نیروهای کار و زحمت و خلق های دربند ) را ندیده گرفته و یا به اهمیت آن در دراز مدت ، کم بهاء دهیم. واقعیت این است که در فاز فعلی جهانی گرائی ( بازار آزاد نئولیبرالی ) سرمایه داری امپریالیستی سه سره با تشدید روند پولاریزاسیون ( شکاف سازی ) شرایطی در جهان بوجود آورده که در آن نیروهای کار و زحمت ( طبقات تحتانی توده ای ) در کشورهای سه قاره به اضافه اقیانوسیه نیز در زیر ضربات سیاست های غارت و چپاول منابع طبیعی و ابراستثمار مثل طبقه کارگر در کشورهای سه سره امپریالیستی ، به قربانیان اصلی نظام جهانی تبدیل شده اند.

3- در نتیجه و لاجرم نیروهای نظام برانداز منجمله چالشگران مارکسیست ضد نظام باید برنامه درازمدت و طولانی مبارزات دموکراتیک طبقات تحتانی توده ای ( کارگران ، دهقانان و دیگر توده های وسیع تهیدست ) را در صدر استراتژی مبارزاتی خود ، قرار دهند. پیروزی انقلابات 1917 روسیه ، 1949 چین ، 1959 کوبا و 1975 ویتنام در دوره اول فراز امواج خروشان بیداری و رهائی در قرن بیستم منبعث از همین استراتژی مبارزاتی بود که توسط رهبران آن انقلابات داهیانه ، به پیش برده شدند. مائو و یارانش در چین در دهه های پیش از انقلاب 1949 در شکلگیری این استراتژی و سپس در تکامل آن پس از پیروزی انقلاب نقش بزرگ  ایفاء کردند که به عنوان آموزه های تاریخی شایان بررسی و یادگیری حتی در عصر کنونی ، هستند.

4- در اوضاع پر از تلاطم و شرایط وانفسای رو به رشد در جهان ، بر چالشگران ضد نظام جهانی سرمایه داری ضروری است که در هر کشوری که هستند نیروهای اجتماعی و سیاسی ( که ممکن است دارای سنن ، ایدئولوژی ها ، فرهنگ ها و حتی رهبری های تاریخی متفاوت و متنوع باشند ولی خواهان گسست از محور نظام و استقرار حاکمیت ملی : قرار دادن سیاست خارجی آن کشور در خدمت نیازمندی های خلق ها و طبقات توده ای آن کشور هستند ( را دور محور اتحاد استراتژیکی طولانی تنوع ها ، ادغام و متحد سازند. این ادغام و اتحاد تنوع ها اگر تحت رهبری داهیانه ای که مورد اعتماد و حمایت اکثریت عظیمی از طبقات توده ای (بویژه کارگران) است ، به وقوع بپیوندد در آن صورت ما می توانیم با غلبه بر سکتاریسم در مسیر ایجاد جهانی بهتر و دیگر با چشم اندازهای سوسیالیستی ، به پیش رویم.

منابع و مآخذ

1 – امانوئل والرشتاین ،» چپ و ملت : آشفتگی های حل نشده » ، در سایت دانشگاه بینگمتن ، 15 فوریه 2016 .

2 – سمیرامین ، » درباره چشم انداز سوسیالیستی در قرن بیست و یکم » در مجله انترنتی » پسران ملکم » ، 16 سپتامبر 2015 .

3 – جورج دیمیتروف ، » درباره جبهه متحد » چاپ بمبئی ، 1971 به انگلیسی.

4 – «منتخبی از آثار مائو تسه دون » ، چاپ پکن 1971 به انگلیسی.

5 – مائو تسه دون ، » نقدی بر سیاست اقتصادی شوروی » ، چاپ واشنگتن 1958 به فارسی.

6 – رولا ابی صعب و ملک ابی صعب ، » شیعیان لبنان : مدرنیسم ، کمونیسم و  حزب الله » ، نیویورک ، 2014 .

ن.ناظمی

***

پیرامون پدیدۀ ترامپ و چرائی و چگونگی فراز جنبش مقاومت در مبارزه علیه آن

ن.ناظمی

 

درآمد

 

امروز با گسترش آشوب به درون شکم خود هیولای نظام جهانی سرمایه(امپریالیسم سه سره) ما شاهد انتخاب دانلد ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا هستیم. این ریاست جمهوری با اینکه از طریق یک انتخابات «معمولی» صورت گرفته ولی ما نباید فراموش کنیم که هیتلر نیز در سال 1933 از طریق یک انتخابات «معمولی» به صدر اعظمی آلمان رسید. بررسی فعل و انفعالات سیاسی در سراسر جهان منجمله در خود آمریکا در سه ماه گذشتۀ ریاست جمهوری آمریکا نشان میدهد که این انفجار درونی در درون خود رأس نظام(عروج پدیدۀ ترامپ) بروشنی در درون کشورهای مسلط نظام(در کشورهای اروپای اتلانتیک) و درون کشورهای به اصطلاح «متحدین» و «شرکای» آمریکا نیز در حال رشد و گسترش است. بر ما چالشگران و کنشگران ضد نظام جهانی سرمایه است که به بررسی ویژگی های فاشیزمی که در حال عروج و گسترش در بعضی از کشورهای جهان، بویژه در آمریکا است پرداخته و با کسب اتدوخته ها و آموزه ها از اوضاع پر از آشوب، خود را بیش از پیش در خدمت جنبش بزرگ و فراگیر «مقاومت» که در تقابل و مبارزه با پدیدۀ ترامپ در آمریکا بپاخاسته، قرار دهیم.

در این نوشتار بعد از بررسی اجمالی تاریخ فرهنگ سیاسی طبقات حاکمه آمریکا که پدیدۀ نئوفاشیستی ترامپ معلول آن است، به چرائی و چگونگی فراز درخشان جنبش «مقاومت» (که هدف اصلی اش براندازی نظام جهانی سرمایه داری و استقرار جهانی بهتر و دیگر با چشم اندازهای سوسیالیستی است)، میپردازیم.

 

تاریخ فرهنگ سیاسی طبقات حاکمه در آمریکا و مؤلفه های آن

 

واضح است که فرهنگ سیاسی محصول طولانی مدت تاریخ بوده و لاجرم در هر کشوری ویژگی های مشخص آن کشور را در بر می گیرد. فرهنگ سیاسی کشور آمریکا بدون تردید و بروشنی متفاوت از فرهنگ های سیاسی بسیاری از کشورهای جهان منجمله کشورهای اروپائی است.

نگاهی به تاریخ تکامل فرهنگ سیاسی آمریکا نشان میدهد که این فرهنگ بر اساس چهار واقعۀ مهم و پی آمدهای آنان نضج گرفته و گسترش یافته و امروز در شکل و شمایل پدیدۀ ترامپیسم(یا فاشیزم آمریکایی) بر مسند امور نشسته است.

این وقایع اساسی عبارتند از:

1- ایجاد و استقرار مستعمره نیوانگلند توسط بنیادگرایان اروپائی متعلق به سکت های پروتستان در خاک آمریکا در اوایل قرن شانزدهم میلادی

2- نسل کُشی مرمان بومی آمریکا در طول قرن شانزدهم و ادامه و تشدید آن در قرون هفدهم و هیجدهم

3-حمله به قارۀ آفریقا بویژه بخش غربی آن و انتقال مردمان آن دیار بعنوان برده و رواج برده داری در قرن هیجدهم و نوزدهم میلادی و

4- رواج وگسترش جامعه ایکه در آن مردم متعلق به ملیت ها و تبارهای مذهبی و نژادی مختلف جدا ازهم تا اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم زندگی میکردند. این وضع که تا دورۀ دو جنگ جهانی (1945-1914) پر از ظلم و ستم از سوی هیئت های حاکمه بطور مدام علیه اقلیت های نژادی و تباری و دینی در آمریکا اعمال می گشت بالاخره با مقاومت و مبارزه از سوی محرومین روبرو گشت و هنوز هم ادامه دارد.

این امر یک واقعیت تاریخی است که در سراسر تاریخ مردمان و خلق های بیشمار ستمدیده زمانی که شاهد ظلم و ستم از سوی هیئت های حاکمه مقتدر میگردند دست به مقاومت و قیام علیه حاکمین میزنند. بررسی تاریخ نشان میدهد که این مقاومت ها و مبارزات نه همیشه بلکه در اکثر مواقع منجر به پیروزی و دگردیسی در جوامع متعدد و گوناگون گشته اند. در این امر آمریکا نیز استثنا نبود.

در آمریکا توده های ستمدیده و مظلوم در متجاوز از نیم قرن پیش دست به مبارزه و مقاومت زدند که قابل تأمل هستند. شایان ذکر است که در مرحلۀ اول این مقاومت از سوی توده های ستمدیده علیه ستم هیئت حاکمه، عموماً بصورت عدم شرکت در انتخابات و همچنین درگیری های اجتماعی تجلَی می کرد. این نوع مقاومت ها عمدتاً در مناطق دهقانی و کشاورزی(در حومه های شهرهای بزرگ) و در داخل شهرها میان افراد بیکار و محروم رواج داشت. در مرحلۀ بعدی بویژه بعد از پایان دورۀ «جنگ سرد» و آغاز دورۀ بعد از «جنگ سرد»(از 1991 تا کنون) مقاومت ها در شکل و شمایل تشکل ها و سازمان های سیاسی ظهور کردند. جنبش «حزب چای» از سوی محافظه کاران و نومحافظه کاران از یکطرف و جنبش » تسخیر والاستریت» از طرف دیگر مجموعۀ قابل توجهی از چپ های سوسیالیست در دهۀ اول قرن بیست و یکم بخش اعظمی از ستمدیگان را درگیر انتخابات و فعالیت های سیاسی در جامعه آمریکا ساختند.

علیرغم این موقعیت ها هم «حزب چای» راستگرا و هم «جنبش تسخیر» متعلق به چپ به خاطر فقدان استراتژی های روشن نتوانستند دوام آورده و در جریان سال های 15-2010 پراکنده گشتند. به نظر نگارنده ظهور و فراز برنی سندرز از کمپ چپ توده های به ستوه آمده از یک سو و دانلد ترامپ از کمپ راست ناسیونالیسم پوپولیستی (فاشیستی نوع آمریکا) از سوی دیگر منبعث از فعل و انفعالات سیاسی بین توده های مردم در سال های 17-210 بود.

برنی سندرز و یارانش از اولین روزهای شرکت فعال در کمپین های انتخاباتی دقیقاً به این امر آگاهی داشتند که هیئت حاکمه آمریکا (اولیگارشی «انحصارات پنجگانه») تحت هیچ شرایطی حتی به بخشی از برنامه های انقلاب سیاسی سندرز تن در نخواهند داد. ولی آنها بدون آنکه در توهم فرورفته باشند بر آن بودند که در این مبارزه طولانی برای تدارک انقلاب سیاسی(البته با چشم اندازها و برنامه های سوسیالیستی) مؤفق به برداشتن قدم اول در مسیر آن خواهند گشت و آن تابوشکنی در جامعۀ آمریکا بویژه در دوره های مختلف انتخاباتی برای ریاست جمهوری خواهد بود. امروز که در آستانۀ صدمین سالگرد انقلاب پیروزمند اکتبر 1917 هستیم، اقشار مختلف طبقات توده ای در آمریکا بویژه جوانان و کارگران برای اولین بار در صد سال گذشته بدون ترس و هراس از سوسیالیسم و مؤلفه های آن به نیکی از آنها تعریف و تمجید کرده و در اکثر مواقع خود را سوسیالیست معرفی می کنند. این تابو شکنی بدون تردید مدیون فعالیت های بیدریغ سندرز و یاران وفادار او در جامعۀ پر از آشوب و متلاطم آمریکاست: آشوب و تلاطمی که از سوی دیگر شرایط را برای نیروهای راست آماده ساخت که در پرتو آن دانلد ترامپ از موضع به غایت راست فاشیستی بر طبل مبارزه علیه وضع موجود کوبیده و در انتخابات ریاست جمهوری نوامبر 2016 برنده اعلام گردد.

این واقعیت که ترامپ در مقتدرترین کشور نظامی جهان مؤفق به اتخاذ مقام ریاست جمهوری(چه از طریق انتخابات معمولی و یا از طریق انتصاباتی اولیگارشی انحصارات پنجگانه) گشته، تمام نیروهای راست افراطی منجمله فاشیست ها را در اکثر کشورهای اروپای اتلانتیک ترغیب و امیدوار ساخته که آنها نیز از طریق چه انتخابات معمولی و یا انتصاباتی در آینده ای نزدیک می توانند در کشورهای فرانسه، هلند، و .. (البته با حمایت و عنایت ترامپ) بر مسند قدرت بنشینند.

علت مؤفقیت ترامپ در غصب مقام ریاست جمهوری هنوز هم  بعد از سه ماه از سوی اکثریت وسیعی از رهبران دو حزب حاکم و طرفدارانشان بدرستی فهمیده نشده است. این رهبران هنوز هم در این توهم غوطه میخورند که ترامپ بالاخره از رهبری جنبشی که براه انداخته دست برداشته و رهبری حزب و وظایف مقام خود را به سان یک رئیس جمهور سنتی پذیرا خواهد گشت. این مفسرین و سیاستمداران متعلق به جناح محافظه کاران و جناح لیبرال ها هنوز قادر نیستند دریابند که ترامپ زمانی که دست به یک عقب نشینی (مثل سخنرانی اش در کنگرۀ آمریکا در 28 فوریه) میزند، دقیقاً یک تاکتیک فریب آمیزی است که رهبران جنبش های فاشیستی به آن متوسل میگردند و خواست اش همانا رهبری جنبش و نه رهبری حزب مشخص و مدیریت یک دولت است.

 

جنبش «مقاومت» بر علیه ترامپ

 

در یک سال و نیم گذشته اکثریت وسیعی از طبقات و اقشار مختلف متعلق به طبقات توده ای (بویژه کارگران، دانشجویان، زنان و اقلیت های نژادی و اتنیکی) در تقابل با پدیدۀ ترامپ و جنبش او دست به ایجاد یک جنبش ضد ترامپ   RESISTزده اند که به اسم

(مقاومت کن) معروف گشته است. شرکت کنندگان در این جنبش که نزدیک به صد سازمان، کانون، اتحادیه، حزب و  … هستند همگی متفق القول می باشند که تنها استراتژی که امکاناً ترامپ را مهار کرده و بالاخره به شکست ترامپیسم خواهد انجامید، ایجاد یک جنبش اجتماعی است که خواهان ارزش ها و ارجحیت هایی باشند که با ترامپ متفاوت باشند. تا کنون که از تولد و رشد این جنبش نزدیک به یک سال و نیم میگذرد ما شاهد پیروزی های قابل توجهی از سوی این جنبش گشته ایم که در تاریخ صد سال گذشته آمریکا بی نظیر و بی همتا بوده است. این پیروزی زمانی بیشتر قابل شناخت میگردد که توجه به این امر بکنیم که رسانه های گروهی جاری بویژه بخش مطبوعاتی آن که عمدتاً جنبش های سیاسی و اجتماعی ضد وضع موجود را بکلی نادیده میگرفتند، امروز موجودیت و فعالیت های این جنبش را گزارش میدهند. به نظر این نگارنده دشمنی دائمی و روزانۀ ترامپ و ترامپیست ها با رسانه های گروهی از این امر سرچشمه می گیرد که رسانه های جاری با این عمل خود (خواسته و یا ناخواسته) موجودیت «مقاومت» را بطور روزانه در اختیار مردم آمریکا قرار میدهند. بعید به نظر نمیرسد که دشمنی ترامپ با رسانه ها در واقع با هدف شکست و نابودی و سرکوب جنبش مقاومت باشد.

مسالۀ اصلی که «جنبش مقاومت» را تهدید میکند این است که در حال حاضر این جنبش بعد از یک سال تولد و رشد هنوز در مرحله ای قرار دارد که اکثریت گروه ها و فعالین آن نتوانسته اند یک استراتژی روشن در ارتباط با براندازی جنبش ترامپ را به مردم آمریکا( که اکثراً بطور روز افزون از وجود فاشیزم در کاخ سفید بیزار میگردند)ارائه دهند. علیرغم این کمبود، جنبش مقاومت در طول یک سال گذشته(از زمستان 2016 تا کنون: ماه مه 2017) در فعالیت های متنوع و چند جانبه شرکت کرده که مهمترین آنها عبارتند از:

1- راه پیمایی های چشمگیر و فراگیر در روزهای مراسم روز بین المللی زنان و کارگران

2- به زیر سئوال کشیدن فساد و جنایت های سران و نمایندگان کنگرۀ آمریکا و اعضای اولیگارشی انحصارات پنجگانه در مجامع و جلسات عمومی

3- ایجاد سکونت گاه ها در سراسر آمریکا برای مهاجرین بویژه پناهنده که از سوی دولت آمریکا مورد هجوم و شکنجه قرار گرفته اند

4- مقاومت در مقابل امواج خصوصی سازی ها و ریاضت کشی ها از سوی دولت ترامپ و مبارزه در جهت استقرار نهادهای عمومی در حیطه های آموزش و پرورش، طب و بهداشت و وسایل نقلیه و ایاب و ذهاب برای کارگران، کشاورزان و دیگر تهیدستان در آمریکا که تعدادشان روزانه بطور چشمگیری به خاطر بلای بیکاری منبعث از سیاست های خصوصی سازی و ریاضت کشی کاخ سفید، در حال افزایش است

5- مقاومت همراه مبارزه بر علیه هر نوع نژادپرستی که توده های مردم بویژه کارگران را از هم جدا ساخته و به آنها صدمه میزند

6- جلوگیری از اخراج پناهندگان و مهاجرین که اکثریت عظیم شان کارگر هستند و تعداد آنها در آخر سال حکومت ترامپ به میلیون ها نفر کارگر خواهد رسید

7- پایان دادن به حبس میلیون ها نفر در زندان های خصوصی و عمومی آمریکا در سال های اخیر که عمدتاً سیاهان آمریکایی، لاتینوهای مهاجر و بومیان آمریکایی هستند

8- مبارزه همراه با مقاومت علیه جنگ های امپریالیستی نظام جهانی سرمایه داری(امپریالیسم سه سره) بویژه رأس آن آمریکا در پنج قارۀ جهان که بطور مدام در شک و شمایل «مرئی» و «نامرئی» روزانه افزایش می یابند و …

 

جمعبندی و نتیج اینکه

 

آنچه که بخش قابل توجهی از رهبران و حامیان جنبش مقاومت میخواهند در بین مردم آمریکا در مبارزه علیه پدیدۀ ترامپ رواج داده و تعمیق سازند، آشنائی بیشتر با چهارچوبی (متن و بطن) است که جهان ما در درون آن قرار دارد. بطور اجمالی این چهارچوب و موقعیت کنونی آن بقرار زیر است:

1- امروز ما مردم جهان در آستانۀ یک گذار ساختاری تاریخی از نظام جهانی سرمایه داری : امپریالیسم( که نزدیک به صد و پنجاه سال در درون آن زندگی کرده ایم) به دو راهۀ بدیل هستیم: یک نظامی است که تمام ویژگی های درنده تر و هارتر سرمایه داری(هیرارشی تر، استثمارتر و شکاف انگیز تر و لاجرم با بی عدالتی اجتماعی بیشتر) را اعمال خواهد کرد..

دومی نظامی است که جنبش مقاومت در تضاد و تقابل با نئوفاشیزم حاکم برکاخ سفید بالاخره مؤفق به ایجاد آن خواهد شد: نظامی که پایه گذاران و رهروان آن(تمامی بدنه اصلی جنبش مقاومت) به خوبی میدانند که جای هیچگونه مصالحه ای با نظام حاکم وجود نداشته و تنها راه رهایی بشریت براندازی آن است.

2- با اینکه ما در جهانی پر از آشوب و تلاطم و سردرگمی زندگی میکنیم ولی حامیان و رهروان جنبش مقاومت عمیقاًبر آن هستند که براندازی نظام حاکم سرمایه داری جهانی(امپریالیسم سه سره) از سوی «مقاومت» همراه با مبارزات فراگیر علیه نئوفاشیزم ساکن کاخ سفید نه تنها ضروری و لازم است بلکه ممکن و حتی محتمل است. بر ماست که متحداً وقوع این واقعۀ تاریخی ممکن و محتمل را به یک امر اجتناب ناپذیر نیز تبدیل کنیم.

 

منابع م مآخذ  

 

1- جان بلامی فاستر، «نئوفاشیزم در کاخ سفید»، در مجلۀ «مانتلی ریویو» سال 68 شماره 11(آوریل 2017)

2- سمیر امین، «ایدئولوژی آمریکائی» در هفته نامه «ال اهرام» 15 تا 21 ماه مه 2003

3- امانوئل والرشتاین، «جنبش مقاومت: چرا و چگونه؟» در سایت دانشگاه بیگمتن، نیویورک، اول آوریل سال 2017

4- سمیر امین، «انتخاب دانلد ترامپ» در سایت «مانتلی ریویو» یازده نوامبر 2016

5- ریچارد همیلتن، «کی ها به هیتلر رأی دادند؟» پرینستون یونیورسیتی پرس، 1982

ن.ناظمی

 

***

نظامی گیری جهان را در می نوردد

ع.غ

در دو هفته گذشته آمریکا با دهها موشک یک پایگاه نظامی سوریه را مورد هدف قرار داد انهم با بهانه کاملا واهی استفاده اسد از سلاح های شمیایئ . بسیاری از مجیزگویان بورژوازی امپریالیستی از غیر قابل پیش بینی بودن شخصیت و تصمیمات ترامپ سخن به میان آوردند.بمباران سوریه موضوعی کاملا قریب الوقوع به نظر می رسید. بخاطر آنکه تضادهای قطب های مختلف امپریالیستی آنچنان شدت گرفته است. که همه نیروهای بزرگ جهان در حال گشودن زرادخانه های خود بوده و یک دم از تهدید و رجز خوانی علیه یکدیگر غافل نیستند. طی چند ماه گذشته دهها مانور نظامی از دریای چین تا کره شمالی ، روسیه ، آمریکا و اروپا و… با متحدین بالفعال و بالقوه شان انجام شده است. در تمام این مانورها که با وقاحت تمام تحت عنوان مبارزه با تروریسم برگزار می شود. سرمایه داری غرب و بویژه آمریکا با سازماندهی و کمک به سازمان های افراطی اسلامی و تروریست آنها را به دنبالچه خود در جهت سرکوب کارگران و خلق های جهان در 5 قاره تبدیل کرده اند.فروش اسلحه و اسلحه سازی و بالا رفتن سهام شرکت های اسلحه سازی میلیاردها دلار را نصیب کارخانه ها و کنسرن های اسلحه سازی کرده است. و امپریالیست ها بویژه امپریالیسم آمریکا همچون یک قداره بند بین المللی اسلحه را از رو بسته و برای دیگران مشغول رجزخوانی است.

فشارهای اقتصادی و سیاسی دیگر کارآئی خود را علیه مخالفین از دست داده است. روسیه با پشتیبانی اقتصادی و استراتژیکی چین تا به حال توانسته است تمامی فشارهای اقتصادی و تحریم های مالی را تحمل کرده و بعد از فروپاشی شوروی به یک بازیگر مهم در عرصه بین المللی تبدیل شود. ارتقاء توان نظامی روسیه و توان اقتصادی چین بلوک پر قدرتی را بوجود آورده است که بلوک ناتو را عملا در سطح جهانی به چالش طلبیده است و هر چه که می گذرد با تنگتر شدن بازارهای اقتصادی و تشدید بحران های ناشی از آن رقابت امپریالیستی برای دستیابی به بازارها رقیب تشدید شده و مبارزه مرگ زندگی بین دول معظم امپریالیستی برای برنده شدن در این رقابت افسار گسیخته هیچ مفری را برای بازی های دیپلماسی و حقوق بشر و دموکراسی غیره نگذاشته است. جنگ سردی که به فروپاشی شوروی منجر شد این بار با شدت و حدت بسیار گسترده تری در شکل بلوک بندی های جدید امپریالیستی سربلند کرده است. آنها در این رقابت های مشغول به خاک و خون کشیدن ملت های ضعیف و به یغما بردن ثروت های ملی و اجتماعی ، نیروهای انسانی ، آثار ملی و هر چه که ارزش های جهانی تاریخی مالی دارد ، هستند.

آمریکائی ها در اوضاع کنونی نه تنها به قوانین بین المللی و سازمان ملل که خود در ایجاد آن نقش داشتند هیچ وقعی نمی گذارند بلکه با گردن کلفتی و تهاجم نظامی منافع خود را بدون حتی هماهنگی با متحدین خود جلو می برند. آنها با دمیدن درتنور جنگ  محیط پر از وحشتی را برای ترساندن مردم دنیا با تهاجم ها و اشغال کشورهای مختلف و ویرانی آنها مدتها به صدا درآورده اند. اما ملل جهان همچون گذشته علیه تجاوزات امپریالیستی و اشغالگری ایستاده اند.امریکا با اینکه دست به کشتارهای وحشیانه و بربر منشانه عظیمی در عراق و افغانستان و لیبی زده است اما مردمان این کشورها همچنان در زیر بمباران به مقاومت علیه حضور سربازان دول اشغالگر ادامه می دهند.

آنها بعلت اینکه نتوانستند تحت عنوان ارزش های دموکراسی و حقوق بشر و مبارزه علیه تروریسم ،تجاوز و دست اندازی به کشورها و ملل تحت ستم را توجیه کنند با کمک به سازماندهی دار ودسته های اسلامی آنها را بجان مردم انداخته اند آخرین نمونه های آنها هم کم نیستند از طالبان و القاعده تا داعش وجهاد اسلامی و غیره هستند که ویژگی تمامی شان خشونت افسار گسیخته علیه مردم ، اعدام های شنیع دسته جمعی همچون موصل و حلب و  نیز بمباران کشورهای متروپل علیه کشورهای ضعیف و به ویرانی کشیدن زیر ساخته های آنها تحت عنوان مبارزه با تروریسم است که  نه تنها بارجنگ های اشغالگرانه خود را به دوش جنگ داخلی بین گروههای مسلح مرتجع انداخته اند.. بلکه از بالای سر آنها به غارت و ویرانی کشورهای عمدتا خاورمیانه دست یازیده اند. خاورمیانه  و بسیاری از کشورهای افریقائی نمونه های بارز این امر هستند. با تمامی این نیرنگ و فریب ها ، تجاوزات نظامی و غیره اما تقابل کشورهای امپریالیستی علیه یکدیگر فقط با ایجاد مناطق درگیری در کشورهای جهان سوم و فشار از آن مناطق، دیگر کافی نیست. و آنها در حال شکل دادن به یک رودر روئی مستقیم هستند. بودجه های نظامی که از قبل کار کارگران و زحمتکشان این کشورها تامین می شود هر روز و هر ساعت سیر صعودی را می پیماید و بودجه های نظامی به اندازه ای سنگین شده است که اکثر کشورهای حتی بزرگ را به ورشکستگی مالی تهدید می کند. «.

در شرایطی که جنگ های ارتجاعی هر چه به خرابی و آواره گی میلیونی و از بین رفتن جوامع  منجرشده است باید فعالیت های ضد جنگ و اشغال را تشدید کرد. اگر ما نجنبیم بربریتی را که برای ما شکل داده اند، تعمیق و گسترده تر خواهند کرد.

چرا ملت های عراق و افغانستان ولیبی با تمام فداکاری ها و از خود گذشتگی ها هنوز نتوانسته اند اشغالگران را بیرون کنند؟طی مدتی که این کشورها توسط غرب اشغال شده است میلیون ها نفر کشته و زخمی و آواره شده اند. اما چرا ملت ویتنام توانست پوزه امپریالیست های گوناگون از فرانسه تا آمریکا را بخاک بمالد آیا این بعلت داشتن یک حزب انقلابی و متشکل شدن زحمتکشان ویتنام در درون آن نبود. وضعیت کنونی ضرورت وحدت و تشکیلات را هر چه بیشتر نشان می دهد. آمریکا با نزدیک به یک تریلیون دلار بودجه نظامی بزرگترین ارتش متجاوز جهان را داراست. بعد از آنها فرانسه ، چین ، روسیه ، بریتانیا قرار دارند. در زمینه فروش اسلحه نیز آمریکا با در اختیار داشتن 33% از فروش اسلحه و سپس روسیه وچین به ترتیب با 23% و 8% برزگترین فروشندگان اسلحه در سطح بین المللی هستند. در عین حال آمریکا با فشار به متحدین غربی خود در ناتو خواهان افزایش بودجه نظامی آنهاست تا رقابت های نظامی خود را علیه روسیه و چین با مخارج کمتری جلو ببرد. اگر در گذشته سلاح های بسیار گران انبار شده در انبارهای اسلحه کهنه و غیر قابل استفاده می شد ولی امروزه سلاح های نظامی در خدمت کشت و کشتار مردم ، بهم ریختن ثبات کشورها و ایجاد هرج و مرج و درگیرهای درونی در اکثر کشورهای جهان بویژه کشورهای جهان سوم بطور مداوم بکار می رود. و بدون به روز کردن آنها با بودجه های سنگین امکان حفظ توانائی نظامی ممکن نیست.

اساسا فروش اسلحه در شرایط متشنج جهانی که خود زایده همین بنگاههای اسلحه سازی و دولت های مرتبط شان است با از بین بردن هزاران میلیارد دلار از نیروی انسانی و امکانات اجتماعی و فرو پاشی جوامع در هرج و مرجی بی پایان با دامن زدن به کینه های ملی ، مذهبی ، قومی، وضعیت فلاکتباری را برای بسیاری از جوامع جهان سومی و فشار به کارگران کشورهای متروپول بوجود آورده است. کمپانی های اسلحه سازی با آزمایش مدرن ترین اسلحه هایشان علیه مردم بی دفاع به بزرگترین جنایات علیه بشریت دست زده اند همانطور که آمریکا اولین بمب اتمی خود را در هیروشیما علیه مردم بکار برد حال با بکار بردن بمب های فوق سنگین در افغانستان چهره های دیگری از این درندخوئی را به نمایش می گذارد.

در اوضاع و شرایط کنونی که تشنجات بین المللی بطور عمدی دامن زده می شوند، بودجه های نظامی یکی از بندهای سرطانی سرمایه داری جهانی است که همه نیروهای درگیر در صحنه اجتماعی را اسیر خود کرده است. نیروهائی که اساسا با فشار به کارگران و مزدبگیران جامعه ، بودجه های خود را هر ساله افزایش داده و نیروهای نظامی ، پلیسی و امنیتی خود را از طریق گسترش دادن ، تقویت کرده و برای برنامه های عملیاتی بطور دائم بحالت آماده باش نگه دارند.

تلاش رسانه های مزدور در خبررسانی  از کشتارهای دهها و صدها نفره ناشی از بمباران ها و درگیریهای داخلی و بمب گذاریها در مناطق غیر نظامی و علیه زنان و کودکان و مردم بی دفاع و گزارش های مفصل از شنیع ترین جنایات علیه مردم  به صدر میدیاها و رسانه های عمومی، درجهت عادی و روزمره کردن این حوادث در افکار عمومی جهانی با سرمایه های هنگفت ادامه داشته و در خدمت رواج خشونت و نظامی کردن روحیه عمومی است.

کافی است توجه کنیم که با بودجه نظامی یک سال جهان می توان آموزش و پروش و سیستم درمانی 20 سال کره زمین را به نحو بسیار بهتری تامین کرد.در حالی که رقابت نظامی باعث شده است که اکثر دولت ها از بودجه های بهداشتی و خدماتی خود بشدت بکاهند و آنرا صرف بودجه های نظامی و گسترش ارتش های خود نمایند.اما برای پرده پوشی میلیتاریسم چه چیزی بهتر از آلوده کردن افکار عمومی با راسیسم ، مذهب ، ناسیونالیسم و بجان هم انداختن کشورهای ضعیف جهان.کافی است توجه کنیم که آمریکا در حال حاضر با نزدیک به 750 پایگاه های علنی و مخفی بزرگترین ارتش نظامی جهان را داراست، دولتی که بزرگترین حامی تروریسم بین المللی و مرتجعین جهان است.

با رشد تضادهای امپریالیستی ،جهان هر چه بیشتر به طرف جنگ های بزرگتر و کشتارهای وسیع تر می رود. ملل جهان باید با تجربه گرفتن از یکدیگر و گره کردن مشت های متحد پوزه متجاوزین امپریالیستی، اشغالگران و مرتجعین را به خاک بمالند. امپریالیست ها در حال ویرانی محیط زیست و سوق دادن جامعه بشری به سوی بربریت و کشاندن آن به عقب هستند. علیه آن بایستی ایستاد نباید اجازه داد که آنها بدون مجازات هر کاری که می خواهند با خلق های ستمدیده و زحمتکش جهان بکنند. صفوف متحد جهان کارگران و زحمتکشان هسته مرکزی برای این چالش جهانی است. به نظر من اتحاد طبقه کارگر جهان و بوجود آمدن احزاب کمونیست به مثابه آلترناتیو های اجتماعی تنها راه حل ایستادن در برابر نظامی گری امپریالیستی است. خلق های سمتدیده و مردم کشورهای اشغال شده می بایستی متحد شوند و سازمان های انقلابی خود را بوجود بیاورید تا بتوانید جواب قهر ارتجاعی را با قهر انقلابی بدهند. هیچ چاره دیگری موجود  نیست به قول معروف » یا ما سر مار بکوبیم به سنگ  یا او سر ما برآورد بر آونگ»

ع.غ

 

***

آزادی برای کارگران ماروتی سوزوکی-! زنده باد اتحاد بین المللی کارگران! قطعنامه ایکور، مارس 31، 2017  

در 18 مارس سال 2017، 13 نفر از کارگران شرکت ژاپنی-هندی، ماروتی سوزوکی-در هند با اتهامات کاذب ارتکاب به قتل  به حبس ابد محکوم شدند، 18 نفر به زندانهای طولانی مدت محکوم شدند. فقط چند ساعت بعد 35000 کارگر دست به اعتصاب علیه این حکم مفتضح زدند. فراخوانی برای یک روز اعتصاب در سراسر کشور در تاریخ 4 آوریل داده شده است . ایکور از این روز اعتصاب پشتیبانی کرده و خواستار سازماندهی اقدامات همبستگی در سراسر جهان می باشد. تنها «جرم» این کارگران رهبری یکی از اولین اعتصابات «نیروی کار هسته ای» که در مقیاس بین المللی بسیار مهم بر علیه اخراج کارگران قراردادی و در سازماندهی اتحادیه صنفی مبارز MSWU علیه کلیه سرکوب ها می باشد.حمله به کارگران ماروتی سوزوکی-حمله به کل طبقه کارگر بین المللی است. ایکور – سازمان جهانی انقلابی با عضویت 50 حزب و سازمان در چهار قاره – همبستگی کامل خود را اعلام داشته و خواستار لغو فوری حکم صادره و آزادی زندانیان سیاسی می باشد! ایکور از فراخوان اتحادیه های کارگری هند جهت یک روز اعتصاب سراسری در تاریخ 4 آوریل پشتیبانی می کند و خواستار اعلام همبستگی در سراسر جهان با اقدامات اعتراضی در این روز به منظور نشان دادن همبستگی بین المللی و وحدت بین المللی کارگری علیه دولت فرا ارتجاعی هندو-فاشیستی مودی می باشد. تجربیات کارگران هماهنگی مبارزات بین المللی پراکنده و ناهمگون را از ما می طلبد.دولت روسیه از پلیس و شبه نظامیان علیه مبارزات بحق کارگران معدن روسیه «زغال سنگ» در Gukovo جهت پرداخت غرامت پس از بسته شدن کارخانه استفاده میکند. آنها راه ها را به شهر مسدود کرده و به کارگران معدن حمله می کنند.با تصاحب شرکت اوپل توسط PSA ده هزار شغل در آلمان و فرانسه در معرض خطر می باشد؛ مبارزین کارگر از مبارزه برون مرزی دفاع می کنند.به عنوان سازمان همکاری عملی و هماهنگی، ایکور مبارزه برون مرزی طبقه کارگر را در پرتو شعار کارل مارکس و ولادیمیر ایلیچ لنین «کارگران تمام کشورها متحد شوید!» و در میان چیزهای دیگر از تشکیل سازمان هماهنگی بین المللی کارگران خودرو(ماشین سازی) (www.iaar.de/index.php/en/) و هماهنگی بین المللی کارگران معدن (www.minersconference.org/index.php/en/)تبلیغ می کند.

 

100 سال پس از پیروزی انقلاب اکتبر سال 1917 در روسیه ما درس مهمی را یاد میگیریم: طبقه کارگر باید مبارزات جامعه را برای تغییر رهبری کند، در جنبش انقلابی! کارگران تنها با یک رهبری نیرومند انقلابی حزب مارکسیستی  – لنینیستی در پیوندی فشرده، بصورتی پایدار و محکم مؤفق میشوند! هماهنگی و وحدت بین المللی کارگران را تقویت کنید! کارگران همه کشورها متحد شوید کارگران تمام کشورها و مردم ستمدیده، متحد شوید! ایکور را تقویت کنید! امضا کنندگان (از 31 مارس، سال 2017، امضا های آتی ممکن می باشد): 1-  ORC سازمان انقلابی کنگو، جمهوری دموکراتیک کنگو2- MMLPL خط پرولتری مارکسیست-لنینیست مراکش3- (ML) حزب کمونیست CPSA آفریقای جنوبی (مارکسیست-لنینیست)4- PPDS حزب میهنی سوسیالیست دموکراتیک تونس5- سازمان مارکسیست-لنینیست MLOA افغانستان6- CPB حزب کمونیست بنگلادش7-(ML) ستاره سرخ حزب کمونیست هند (مارکسیست-لنینیست)8- حزب رنجبران ایران9- NCP (مشعل) حزب کمونیست نپال10-APTUF فدراسیون اتحادیه های کارگری پاکستان11.NDMLP حزب نوین دموکرات مارکسیستی-لنینیستی، سریلانکا12- گروه انقلابیون کمونیست «در Krasnyj ها Klin» [قرمز گوه])، بلاروس13- حزب کمونیست بلغارستان14- MLPD حزب مارکسیست لنینیست آلمان15- سازمان کمونیستی یونان16- سحر سرخ، هلند17- بستر های نرم افزاری مارکسیست-لنینیست، روسیه 18- گروه مارکسیست-لنینیست از سوئیس19- حزب کار، یوگسلاوی (سابق)20- حزب کار – بوسنی و هرزگوین21- حزب کمونیست کلمبیا – مارکسیست لنینیست مائوئیست22- حزب کمونیست مارکسیست-لنینیست، جمهوری دومینیکن23- حزب کمونیست (مارکسیست-لنینیست) پاناما24- حزب کمونیست (مستقل) پاراگوئه25- PML حزب مارکسیست-لنینیست پرو26- PPP حزب پرولتری پرو27- سازمان کمونیستی لوکزامبورگ28- حزب بلشویک (شمال کردستان و ترکیه)

 

امضا پس از تاریخ انتشار: 29. حزب نوین کمونیست هائیتی (مارکسیست-لنینیست)) امضا اضافی (غیر ایکور): Trotz alledem!، آلمان

***

 ترجمه حاضر برگرفته از نوشته رفقای حزب کمونیست مصر می باشد که بخش اول آن در شماره پیشن رنجبر درج گردید .

حزب کمونیست مصر  و صدمین سال انقلاب اکتبر 

4)آیا ما نیازی به یک الگوی  سوسیالیستی برای پشتیبانی از احزاب سوسیالیست جهت ساختن سوسیالیسم در هر کشور داریم!؟.       100 سال پس از انقلاب کبیر اکتبر ما کماکان با شرایط مشابه سلطه ایالات متحده بر ثروت کشورهای خود هستیم. ما به یک کشور سوسیالیستی جدید نیازمندیم که توازُن قدرت را در سطح بین المللی ایجاد کنیم و به تشبثات خرده بورژوازی (خدمتگزار تولید بورژوایی) خاتمه داده و بدین ترتیب به فقر و استثمار و هرگونه استعمار پایان دهیم      علل انقلاب 1917 همان ها هستند و امروز در غیاب اتحاد جماهیر شوروی علل وقوع آن حتی تشدید یافته است. سوسیالیسم در اتحاد جماهیر شوروی تحت رهبری لنین و استالین نشان قدرتمندی از عدالت و جامعه مترقی بود که عزت و زندگی بهتر را به مردمانش میداد. ما در حال حاضر به الگویی نیاز داریم که بورژوازی نیازمندی های ضروری را تولید نمی کند ضمن آنکه سود بیشتری با تولید توهم در قالب خدمات بدست آورده و موجب رنج و فلاکت بیشتری برای مردم می شود.بشریت امروز بدرجات توسعه دست یافته، علم و تکنولوژی تولید همه نیازهای بشریت را ممکن و حتی بیشتر از آن را مقدور ساخته اما خرده بورژوازی مانعی در مقابل آن است. برای منافع خود انجام آنرا به تاخیر می اندازد. خرده بورژوازی در ورود به جنگ ها و بسیاری از بحران ها که پایانی ندارند و تنها بوسیله سوسیالیسم است که می توان جهان را از نابودی و نیستی نجات داد اخلال می کنند. سوسیالیسم تنها راه برای زندگی بهتر، عاری از فقر، گرسنگی، بیکاری، جنگ و استثمار است.       ما به مثابه حزب کمونیست انقلابی مصر تمامی رفقارا در احزاب انقلابی و کمونیستی برای انهدام تفکرات خرده بورژوایی وانجام انقلاب سوسیالیستی به اتحاد دعوت می کنیم. مادست تمام رفقا را برای تمرکز این مبارزه و تلاش جهت آن می فشاریم. ما باید بیشتر با مردم مرتبط بوده و باردیگر برای پیروزی و برافراشتن پرچم سوسیالیسم پیوند حزب را با توده توسعه دهیم.  5) چرا ما در مورد انقلاب سوسیالیستی و​​مارکسیسم لنینیسم اصرار می ورزیم؟ پیش از کارل مارکس کبیر تعداد زیادی از فلاسفه برای پاسخ به سوالات مردم علاقه مند به توضیح جوامع و تجزیه و تحلیل آن بودند ، اما هیچ یک از آنها نه راه حلی برای مشکل ارائه داده و نه پاسخی به چگونگی انجام آن. کارل مارکس ظاهر شد.او فقط یک فیلسوف نبود بلکه او با مطالعه تاریخ، جامعه شناسی و اقتصاد و بسیاری از زمینه های علوم به یک نماد رهایی  بشریت از طریق مارکسیسم برای کلیه مردم مبدل شد. مارکس با تجزیه و تحلیل جامعه، بیماری و درمان آنرا کشف کرد.او پاسخ کامل به سوالات مطروحه از جانب مردم داد بطوریکه به حق فیلسوف مردم فرودست می باشد که مورد انتقاد برخی نیزاز او قرار می گیرد !!.توده ها با مارکسیسم متقاعد شده وآن را به عنوان تنها راه برای آزادی می شمارند.        او با رفیق خود انگلس مانیفست کمونیست که خلاصه مارکسیسم در سال 1848 بود را نوشتند. مانیفست پاسخ ها و راه حل ها را برای براندازی حاکمیت بورژوازی ارائه داد. مانیفست به برنامه سیاسی تمامی توده های  مردم و نه فقط احزاب کمونیست تبدیل شد. بدین خاطر بر مارکسیسم اصرار می ورزیم چون آن را به مثابه یک نظریه علمی و نه یک نظریه تخیلی محسوب می داریم.

لنین پدید آمد و بسیاری از انواع فلسفه را مورد مطالعه قرار داد و متوجه شد که جامعه او به مارکسیسم نیاز دارد.این فلسفه که با تاریخ  مادی زندگی واقعی، فلسفه کارگرانی که نعم زندگی را تولید می کنند و توسط سرمایه داران مورد بهره کشی و استثمار قرار می گیرند. او حزب سوسیال دموکرات روسیه (RSDP) را پایه گذاری کرد و مردم را به پیوستن به آن جهت آمادگی برای انقلاب سوسیالیستی و سرنگونی حکومت تزار ترغیب کرد.       لنین مارکسیسم را از آنجائیکه دگم نیست و در تلفیق با شرایط زمان ومکان انعطاف پذیر بوده بدون نقض قوانین اصلی آن تکامل داد. مهم ترین خدمات لنین در آثار او به عنوان مثال، «امپریالیسم، بالاترین مرحله سرمایه داری»، «دولت و انقلاب»، «ماتریالیسم و ​​نقد نظریه تجربی» و بسیاری کتب دیگر منعکس است. او همچنین رویزیونیسم کائوتسکی را نادیده نگرفت. استالین نیز علیه گرایشات راست و افکار رویزیونیستی و تروتسکیستی در خارج و داخل اتحاد جماهیر شوروی مبارزه کرد. او: «مبانی لنینیسم»، «مسائل لنینیسم»، «مارکسیسم در زبان شناسی»، «مارکسیسم و ​​مسئله ملی»، «مشکلات اقتصادی سوسیالیسم در اتحاد جماهیر شوروی» و بسیاری کتاب های دیگر را نوشت.       لنین نقطه نظر  بسیار مهمی را در زمینه تشکیلات ارائه داده که تمام احزاب تا کنون از آن پیروی می کنند. نظرات او در آثاری چون «آنچه که ما باید از آن شروع کنیم»، «چه باید کرد؟»، «یک گام به پیش دو گام به پس» و «برای حزب طراز نوین» منعکس است. او اولین کسی بود که با اصرار انتخاب کارگران در کمیته مرکزی را خواستار شد، و حق با او بود چنانکه ارتباط حزب را با توده ها پیوسته نگه میداشت.      ما گفتیم که مارکسیسم به تنهایی کافی نیست اما مارکسیسم لنینیسم همان است که بموجب آن شعار ما «مارکسیسم لنینیسم» می باشد. این همان فلسفه ای است که روسیه رااز کشوری عقب افتاده به کشور بزرگ هسته ای تحت رهبری لنین و استالین کبیر تبدیل نمود.

 

R.C.P. – حزب کمونیست انقلابی مصر و کلیه اعضا صادقانه راه گذشته بلشویکها را دنبال کنید.

همراه با تمام انقلابیون، کمونیست ها، نیروهای مترقی در جهان، پیش  به سوی زندگی بهتر، عاری از گرسنگی، استثمار و بیکاری.

زنده باد مبارزات طبقه کارگر، دهقانان و دانشجویان سوسیالیست.

زنده باد مبارزه کمونیستها.

زنده باد انترناسیونال کمونیستی

زنده باد مارکسیسم-لنینیسم

زنده بادانقلاب بزرگ بلشویکی اکتبر

زنده باد رفقا مارکس، انگلس، لنین و استالین .

***

مراسم یاد بود رفیق کوروش یکتایی: ویدیو

۲۹٫ فروردین ۱۳۹۶

در

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 1 مه 2017 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: