اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

اخبار و گزارشات کارگری 9 اردیبهشت 1396، کدامیک از مطالبات بیواسطه کارگران در فاصله اول ماه مه سال ۱۳۹۵ تا اول ماه مه سال ۱۳۹۶پاسخ گرفته است؟: امیر جواهری لنگرودی، و اتحادیه کارگران سوئد » ال او» خواهان آزادی کارگران زندانی در ایران است!

Happy May Day 

اخبار و گزارشات کارگری 9 اردیبهشت 1396

 

 

درآستانه اول ماه مه سال ۱۳۹۶ قرارداریم!

پرسش اساسی این است:

 کدامیک از مطالبات بیواسطه کارگران در فاصله اول ماه مه سال ۱۳۹۵ تا اول ماه مه سال ۱۳۹۶پاسخ گرفته است؟

 

امیر جواهری لنگرودی

 ارديبهشت ۱۳۹۶ برابر آوريل ۲۰۱۷

 

کارگران وزحمتکشان ، پیشاپیش فرارسیدن اول ماه مه روزکارگران جهان را به همه شما درهرکجا که هستید ، تبریک می گویم!

 

سال گذشته اطلاعیه ها ، بیانیه ها و قطعنامه های مشترک زیادی از جانب گروهبندهای گوناگون اردوی کار و زحمت جامعه ما ازنقاط مختلف کشور منتشر شد که فهرست آنان را به شکل زیر می توان یاد کرد :

بیانیه کانون نویسندگان ایران به مناسبت اول ماه مه گرفته تا بیانیه کارگران زندانی که اسامی تعداد زیادی از زندانیان اوین و رجایی شهر را با خود داشت-  بیانیه ندای زنان ایران – قطعنامه مشترک انجمن صنفی کارگران خباز های سنندج و حومه و انجمن صنفی کارگران خبازی های مریوان و سروآباد در ده محور – بیانیه انجمن صنفی روزنامه نگاران آزاد تهران ؛ بیانیه کانون متحد کارگری «کمک» – فراخوان سندیکای نقاشان استان البرز- بیانیه انحمن کارگران ساختمانی مریوان و سرو آباد در خصوص روز کارگر که بالغ بر ۳۵ انجمن و کانون آنرا امضاء کردند – اطلاعیه جمعی مشترک  با امضاء۱- کارگران پروژه های پارس جنوبی ؛ ۲- جمعی از کارگران پتروشیمی های منطقه ماهشهر و بندر امام ؛ ۳- فولاد کارگری جنوب؛۴- جمعی از کارگران محور تهران و کرج؛۵- فعالان کارگری شوش و اندیمشک – پیام کارگران اخراجی کارخانه فولاد زاگرس – همچنین چهارتجمع مستقل درون کشور به اسامی ۱- اتحادیه ازاد کارگران ایران ۲- انجمن صنفی کارگران برق و فلز کار کرمانشاه ۳- سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه ۴- کانون مدافعان حقوق کارگر ؛ در کنار سه تشکل مستقل کارگری به اسامی ۱- سندیکای کارگران قلز کار و مکانیک ۲- انجمن صنفی صنعتگران عسلویه ۳- اتحادیه نیروی کار پروژه ای ایران و یا پیام پنج مجموعه کارگری در استان خرم آباد به نام های ۱- یخچال سازی خرم آباد ۲- کارگران اخراجی پارسیلون خرم آباد ۳- سامان کاشی بروجرد ۴- جمعی از کارگران صنایع کوچک خرم آباد ۵- کارگران ساختمانی خرم آباد و سرانجام قطعنامه مشترک سندیکاهها و تشکل های مستقل کار گری به اسامی ۱- سندیکای کارگران شرکت واحد اتوسرانی تهران و حومه ۲- سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه ۳- سندیکای کارگران ساختمانی و نقاش استان البرز ۴- کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگی ۵- کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

هرچند درمحموعه این اطلاعیه ها ، بیانیه ها و قطعنامه های گوناگون یاد شده، وجوه مشترک فراوانی است که مجال بازپرداختن به همه مطالب این اسناد و فهرست کردن آنها مقاله را از حد معمول ،فزون می نماید.( ۱)* نگاهی گذرا به این مجموعه اطلاعیه ها و بیانیه ها و قطعنامه های مشترک سال ۱۳۹۵که بشکلی فراتر و در سطوح گوناگون طرح گردید. ما را در برابر کوهی از خواسته ها و مطالبات پاسخ نایافته سال های پیشتر را قرار می دهد که توسط دولت ها و حاکمیت اسلامی پاسخ نگرفته و کارگران هر یک به زبانی آنرا دیگر بار در آستانه سال۱۳۹۵ روی کاغذ و کف خیابان طی یکسال پشت سر گذاشته به اشکال گوناگونی، جاری نموده اند .

آنچه که دراطلاعیه و قطعنامه های مشترک بالا آمده با فراز و فرودی چند در قطعنامه مشترک سندیکاهها و تشکل های مستقل کار گری ۵ تشکل یاد شده بالا به شکل طرح هفده (۱۷) خواست مرکزی مطرح شده است  از جمله ؛ مشروط کردن تعیین دستمزدهای عادلانه از طریق نمایندگان واقعی کارگران در تشکل های مستقل کارگری و با پشتوانه وسیع توده کارگران، مطالبه پرداخت فوری دستمزدهای معوقه کارگران، برچیده شدن قراردادهای موقت و سفید امضا، حذف شرکت های پیمانکاری و واسطه ای، قرار گرفتن کلیه کارگران شاغل از کارگاههای کوچک گرفته تا کارگران مناطق آزاد، تحت پوشش کامل قانون کار و اجرای فوری بیمه کارگران ساختمانی و پایان دادن به شرایط سخت و زجرآور در مراکز و محیط های کار، پایان دادن به سیاست های اسارت آور و ضد عدالت اجتماعی، مثل رها سازی قیمت ها، حذف سوبسیدها، اخراج و بیکار سازی کارگران به بهانه ها و ترفندهایی چون تعدیل نیرو و خصوصی سازی، مقررات زدایی از حقوق کار و نابودسازی برخی از دستاوردهای چند ده ساله حقوق کارگری و تعرض ضد کارگری به قانون کار، برخورداری تمامی بازنشستگان از یک زندگی مرفه و رفع هرگونه تبعیض و نابرابری در پرداخت مستمری و حقوق و مزایای این بخش از کارگران و همچنین بیمه ی درمان رایگان، توقف بیکار سازی و اخراج کارگران و برخورداری از بیمه بیکاری کافی ، شش مطالبه اول این قطعنامه مشترک پنج(۵) نیروی یاد شده مستقل بود.

همچنین در ادامه ؛ برابری کامل حقوق زنان و مردان در همه عرصه های زندگی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و خانوادگی و محو کلیه قوانین تبعیض آمیز علیه زنان،  اداره بیمه های تامین اجتماعی به دست نمایندگان منتخب واقعی کارگران،  محکومیت سرکوب سندیکاها و تشکل های مستقل کارگری، تامین آزادی ایجاد تشکل های مستقل و عقد قراردادهای دستجمعی، برخورداری از حق ایجاد تشکل های مستقل کارگری و حق اعتراض، اعتصاب، تجمع، تحصن، راهپیمایی و حق آزادی بیان و نشر از دیگر مطالبات این قطعنامه مشترک بود.  پایان دادن به برخوردهای امنیتی و قطع فوری و بدون قید و شرط هر گونه اعمال فشار، پرونده سازی و صدور احکام قضایی علیه کارگران و فعالان کارگری، مدنی و اجتماعی و به طور مشخص منع تعقیب، تهدید، احضارهای مکرر، بازداشت و زندانی کردن این کارگران و فعالین از جمله اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد، سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، سندیکای کارگران ساختمانی و نقاش استان البرز،کارگران معادن بافق، دورود، خاتون آباد و کارگران پتروشیمی و عسلویه و … تحت عناوین و بهانه هایی چون «تبلیغ علیه نظام»، «اقدام علیه امنیت ملی»، «تجمع به قصد تبانی» در قطعنامه تصریح شد . همچنین خواست آزادی فوری و بدون قید و شرط همه کارگران، فعالان کارگری و معلمان زندانی از محمد جراحی ، جعفر عظیم زاده، رسول بداغی، محمود بهشتی لنگرودی، و فرزاد مرادی نیا که این اسامی طی سال ۱۳۹۵ ازاد گردیدند. و بهنام ابراهیم زاده ، علی اکبر باغانی ، اسماعیل عبدی، و دیگران …که همچنان در زندان و تبعیدند ! منع تعقیب و لغو احکام صادره علیه ابراهیم مددی، رضا شهابی، داود رضوی، واله زمانی،علی نجاتی، محمود صالحی، عثمان اسماعیلی، جمال میناشیری، هادی تنومند، قاسم و ابراهیم مصطفی پور و محمد کریمی، جلیل محمدی و دیگر کارگران مطرح شد.

بندی از قطعنامه مشترک هم اختصاص داشت به جریانات حکومتی. به تاکید قطعنامه مشترک، کارگران، تشکل های دست ساز و همسو با دولت و کارفرما مثل خانه کارگر، شوراهای اسلامی کار ، بسیج کارگری و انجمن های صنفی را نمایندگان واقعی کارگران ایران نمی دانند و تلاش برای عضویت این تشکل ها در اتحادیه جهانی دابلیو.اف.تی یو، (WFTU)را محکوم می کنند. ممنوعیت کار کودکان و لغو هر طرحی برای رسمیت دادن به کار کودکان، برخورداری همه ی کودکان مطابق منشور بین المللی حقوق کودک از امکانات تحصیلی و آموزشی، رفاهی و بهداشتی رایگان و برابر، رفع هر گونه تبعیض و بی عدالتی نسبت به کارگران مهاجر به ویژه کارگران افغان در ایران و نیز سایر کارگران مهاجر در سراسر جهان بندهای دیگری از این قطعنامه مشترک بودند. اعتراض به جنگ و جنگ طلبی و دفاع از منافع عمومی و آزادی و رفاه و پیشرفت مردم، آزادی بی قید و شرط همه کارگران، معلمان و پرستاران که به خاطر احقاق حقوق و مطالبات خود از کار اخراج یا بازداشت و یا زندانی شده اند،  تعطیل رسمی اول ماه مه با دریافت حقوق کامل آن روز و لغو هرگونه  محدودیت در برگزاری مراسم این روز جهانی ، سایر مفاد این قطعنامه مشترک بودند. تردیدی نیست که همه این خواسته ها که در قطعنامه مشترک کارگری اول ماه مه سال گذشته (۱۳۹۵) داشتیم امسال هم  با شدت و حدت بیشتری مطرح هستند. پرسش  اساسی اینستکه: کدامیک از این مطالبات یاد شده کارگران طی یکسال پشت سر گذاشته شده،  پاسخ گرفته است ؟؟؟؟

آیا زندان ها از کارگر و معلم و کنشکر اجتماعی خالی شده ؟ یا تنها جای این با آن فرد عوض شده است . طی همین هفته گذشته دفتر جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان را در منطقه پاسگاه نعمت آباد تهران و به دنبال آن مرکز انجمن دوستداران حقوق کودک در شهر تبریز را  پلمب کردند. احضارها و اخطارها سر جای خودش هست و احکام ضد کارگری برای محمود صالحی وعثمان اسماعیلی – ابراهیم مددی- داوود رضوی – رضا شهابی – محمود بهشتی لنگرودی از یک سال تا ۶و ۹ سال صادر شده است.  اسماعیل عبدی معلم شناخته شده در زندان است؛ بهنام ابراهیم زاده با توجه به وضعیت بد جسمی همچنان در زندان رجایی شهر بسر میبرد . و درست در آستانه اول ماه مه امسال باز به فعالانی چند یورش بردند همین امروز علی نجاتی عضو هیات مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه به همراه اشرف رحیم خانی و زینب کشوری فعال در بخش زنان ، همچنین عزت جعفری، شاپور رشنو، علی محمد جهانگیری و شاکری به اتهام تبلیغ علیه نظام به شعبه دوم دادگاه انقلاب دزفول احضار شده اند. این فعالین باید در روز ۲۴ اردیبهشت در دادگاه حضور یابند.این احضار توسط پیامک به آنان ابلاغ شده است. یا احضار شیث امانی به اداره اطلاعات سنندج و دیگران …

همچنان طی تمامیت یک سال کارگران برسرحوادث حین کار جان خود را از دست داده اند و آمار این تلفات رو بفزونی بلکه بیشتر هم شده است . کارگران بیمه ندارند. خانواده های کارگران جان باخته بلاتکلیف اند. شرکت های پیمانی و قراردادی های سفید امضاء – شفاهی – ۶ روزه و ۲۹روزه همچنان در حق کارگران به کار گرفته می شود و سر جای خودش  است. فشار بر زنان و مخصوصا پرستاران بیشتر شده است. به زنان شاغل در کنار شغل آنان، کارخانگی هم تحمیل شده  و باید پس از ساعات طولانی کارِخارج از خانه، به این مسئولیت سنگین هم بپردازند.

جدا از این ، زنان مهاجر به دلیل زن بودن و مهاجر بودن مورد استثمار بیشتری قراردارند. بسیاری از این زنان در مزارع تولید صیفی‌جات به وجین کاری و برداشت محصول بکار مشغول هستند یا در منازل به صورت کارمزدی به مشاغلی از قبیل پاک‌ کردن سبزی و حبوبات و بسته‌بندی، ساخت عروسک و جعبه اشتغال دارند. نکته بسیار مهم در مورد زنان کارگر اینستکه هیچ حضور مستقلی در تشکل‌های رسمی کارگری ندارند. در ریشه‌یابی این معضل یکی از موانع اصلی این تشکل یابی، کارخانگی زنان است که در پایان کار باید در خانه هم مشغول سرویس دادن باشند و از حضور در جایی که می‌توانند به طرح و حل مشکلات شان اختصاص بدهند، محروم می‌مانند. بنابراین زنان کارگر اخراجی ،راه‌های برون رفت از مشکلات را به طور جمعی پیگیری نمی‌کنند.

در قیاس بین مطالبات سال گذشته(۹۵) و امسال (۹۶) چیزی که مشهود است، افزایش تعطیلی واحد های تولیدی و در نتیجه بیکاری و اخراج هاهمچنان گسترده است،حقوق های معوقه، محوری ترین مطالبه کل سال ۹۵ بوده است. دولت علیرغم خیل وسیع اعتراضات کارگران بر سر لایحه اطلاح قانون کار تا اوایل همین هفته از بازپس گیری اصلاحیه رسوای قانون کار خودداری کرده و آنرا وزارت کار ، و دولت روحانی وجه شعار تبلیغاتی انتخابات ریاست جمهوری حسن روحانی ساخته اند.

جدا از این ها ، منتهی الیه خواسته های کارگران یعنی پرداخت به موقع دستمزد ها، تعیین نرخ دستمزد مناسب، جلوگیری از بیکار سازی ها ، پرداخت بیمه بیکاری به کلیه بیکاران، جلوگیری از سقوط قدرت خرید کارگران و افزایش دستمزدها به تناسب تورم و خط فقر اعلام شده ، همسان سازی حقوق ها بین بازنشسته گان کشوری،  لشکری و فرهنگی تا حدی اجرای پیمان های دستحمعی  بازگرداندن کارگران بیکار شده برسرکار ، آزادی کارگران دستگیر شده  در فاصله دو اول ماه مه رو زجهانی کارگر، همچنان سر جای خودش هست. امسال هم باید شعار جای معلم و کارگر زندان نیست / معلم و کارگر زندانی؛  آزاد باید گردد، همچنان باید باندرول گردد . بدون هیچ تردید مبارزه برای سراسری شدن تشکل مستقل کارگران و زحمتکشان به خواستِ مشترک ، بی واسطه و قابل لمس و به تلاش مستمر همه زحمتکشان ایران مربوط است . امسال نیز ، تحقق این خواست مشترک و این پرچم متحد کننده ، بی هیچ تردید ، به خواست تأمین اجتماعی همگانی گره خورده است. برافراشتن این پرچم متحد کننده ، البته به شناخت روشنی از موانع و همچنین شرایط مساعدی نیاز دارد که هم اکنون در برابر کارگران و زحمتکشان ایران قرار دارند. از اینرو امسال هم دفاع از حق تشکل مستقل و وجه سراسری کردن آن ، جنبش مبارزه برای تأمین اجتماعی همگانی، می تواند با بهره گیری از تنش های درونی جمهوری اسلامی ، شرایط مساعدی برای توده ای کردن این خواست حیاتی به وجود بیاورد و گشایش گسترده وسیعی برای تحقق تامین گسترده اجتماعی پیدا کند ، تعطیلی روز اول ماه مه با پرداخت حقوق کامل به کارگران به مانند خواست سال های پیش ، همچنان بر سر جای خود است . تو گویی راه رفته را سر باز ایستادن نیست . مادامیکه این نظام ضد کارگری بر سر کار است ، ما همچنان در کاریم!.

منبع :

۱*https://rahekargarnews.wordpress.com/2016/04/12/gile-539/

 

 

***

اتحادیه کارگران سوئد » ال او» خواهان آزادی کارگران زندانی در ایران است!

اتحادیه ال او، اتحادیه کارکنان شهرداریها( کمونال)، اتحادیه ترانسپورت و اتحادیه فلز در یک بیانیه مشترک، رژیم ایران را برای نبود هیچ احترامی به حقوق پایه انسانی محکوم میکنند.

در بیانیه مشترک اتحادیه های کارگری، آنها خواهان آزادی بی قید و شرط همه فعالین کارگری، پس گرفتن تمامی احکام علیه فعالین اتحادیه ای، به اجرا گذاشتن حقوق پایه ای سازمان جهانی کارو همچنین اعمال بیرحمانه علیه فعالین کارگری قطع شود.

ال او – کارل پتتر توواردسسون

کمونال – توبیاس بودین

اتحادیه فلز – اندرش فربه

اتحادیه ترانسپورت – لارش لیندگرن

15 مارس 2017

 

باز تکثیراز

کمیته همبستگی کارگران ایران و سوئد  

isask@comhem.se

.LO kräver frigivning av fackliga fångar i Iran

.LO kräver frigivning av fackliga fångar i Iran

Internationellt LO, Kommunal, Transport och IF Metall fördömer i ett uttalande den iranska regimens totala brist på respekt för grundläggande mänskliga rättigheter. I uttalandet kräver de svenska facken ovillkorlig frigivning av alla fackliga fångar, att åtalen mot de fackligt aktiva läggs ned, att Iran ska tillämpa ILOs kärnkonventioner samt att det blir ett stopp på den brutala behandlingen av fackliga aktivister.

Irans återinträde på den internationella arenan återföljs tyvärr inte av någon förbättrad situation för de fackligt aktiva inom fria och obundna fackliga organisationer i landet. Här följer en dyster rapport om verkligheten för personer i Iran som engagerar sig i fria och obundna fackliga organisationer för att kämpa för arbetstagares rättigheter.

Reza Shahabi är styrelseledamot i Teherans Bussförares fackliga organisation, han arresterades i juni 2010. År 2016 förlängdes Rezas pågående femåriga fängelsestraff med ytterligare ett år. Reza är tillfälligt frigiven mot borgen för att få läkarbehandling för de tortyrskador han åsamkats i fängelset. Reza är inte färdigbehandlad men har nu kallats åter till fängelse. Tillsammans med sin advokat har Reza uppvaktat myndigheten för säkerhetsfrågor om sitt fall. Myndigheten för säkerhetsfrågor har beordrat honom åter till fängelse. Dessa diskussioner pågår fortfarande.

Teherans revolutionsdomstol har beordrat att han senast den 11 februari 2017 ska inställa sig till åklagarmyndigheten för att föras tillbaka till fängelse. Det bör påpekas att den iranska regimen efter internationella påtryckningar från fackliga organisationer i andra länder officiellt meddelat att Reza Shahabi är frigiven och har återvänt till sin tidigare arbetsplats. Denna information är felaktig.

Vi kan även konstatera att Ebrahim Madadi och Davoud Razavi, båda styrelseledamöter i Teherans Bussförares fackliga organisation, är eftersökta med uppmaning att omedelbart återvända till fängelse för att avtjäna ett femårigt fängelsestraff. Behnam Ebrahimzade har efter att ha avtjänat ett femårigt fängelsestraff fått förlängt fängelsestraff med ytterligare sju år.

Jafar Ezimzadeh, ledare för den Fria Fackliga Stödorganisationen är numera eftersökt och beordrats att inställa sig till rotel 4 i staden Saveh för att avtjäna ett 5 årigt fängelsestraff. Mohammad Salehi, tidigare ordförande för bagarnas fackliga organisation i staden Saghez är dömd till 9 års fängelsestraff men på grund njursjukdom och diabetes är han för närvarande fri för behandling.

Esmail Abdi, ordförande i Irans Lärarförbund har dömts till sex års fängelse, Mahmoud Beheshti Langarudi talesperson för Irans Lärarförbund har dömts till 14 års fängelse och tre andra ledamöter i Irans Lärarförbunds styrelse har fått mellan fem till sex års fängelsestraff för sina fackliga aktiviteter.

Detta belyser regimens och de iranska juridiska myndigheternas totala brist på respekt för de grundläggande mänskliga rättigheterna och ILO. Landsorganisationen i Sverige, Svenska Kommunalarbetareförbundet, Svenska Transportarbetareförbundet och IF Metall fördömer förföljelse och fängslande av Irans fria och obundna fackligt aktiva.

Vi kräver:

  • Ovillkorlig frigivning av alla fackliga fångar.
  • Att samtliga åtalen mot de fackligt aktiva ska läggas ned.
  • Att Iran ska respektera och tillämpa ILOs kärnkonventioner.
  • Stopp på den brutala behandlingen av fackliga aktivister och oliktänkande.

Karl-Petter Thorwaldsson, LO
Tobias Baudin, Kommunal
Anders Ferbe, IF Metall
Lars Lindgren, Transport 

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: