اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

دوست و دشمن رژیم و آقایش: بهنام چنگائی

اهداف و چالش انقلابی ما اپوزیسیون دمکرات، چپ و کمونیست در برپائی بساط انتخابات فرمایشی و دوباره ی رژیم مشخص است، ما انتخابات را رو، طرد و محکوم می کنیم و شرکت در آن را درست خیانت به اراده ی اجتماعی طبقاتی توده ها می دانیم. زیرا: منافع زندگی کارگران و زحمتکشان و تنگدستان و خود ما همچنان در تقابل و تضاد سازش ناپذیر با تمامیتخواهی نظام ایدئولوژیک مذهبی بوده و هست. و براساس تجربه های تلخ تکراری و رسوا، اینک یقین داریم که با انتخابات در این رژیم ولائی، امید به کمترین سمتگیری مردمی، آنهم بسود دستیابی به ( کار و نان و آزادی) جز ساده لوحی نیست و هرگز تحولی در چشم انداز فردا با این ساختار ماجراجو و بدنام میسر نخواهدشد. و جز به سرخوردگی بیشتر، و تداوم مصیبت های فراوان تر مردم زمینگیر و بیدادرس نخواهدآنجامید. همچنانکه تاکنون انتخابات پیشین بسود تغییر قابل تحمل برای زندگی توده ها نبوده و به گشایشی نینجامیده است…تناقض دوستان حاکم دیروز و دشمنان محکوم امروز چه اصلاحجو و چه اصالتخواه باشند، در این است، که همگی با اندک تفاوتی بقای نظام تکقطبی و مذهبی را بی کم و کاست خواسته و می خواهند. آنها علیه مخالفان نظام شیعی هیچ بردباری ناچیزی هم نداشته و ندارند. و در این مقوله حیاتی یعنی»بقای رژیم» که بجان همگی شان وابسته و تنیده شده است، هیچ جناحی دوست و دشمن سرش نمی شود و تدوام حاکمیت اسلامی نقطه مشترک و متفق آنهاست…این رژیم دوستدار توده های کار و رنج نبوده و نیست. دوستار هم ندارد، مگر چند مقلد، مطیع، جیره بگیر و کاسه لیسان داخلی و منطقه ای. اما دشمن!؟ آری، این بساط فاسد و ریاکار همیشه دنبال ایجاد دشمنی و دشمن تراشی و دشمن یابی ست.

دوست و دشمن رژیم و آقایش

 بهنام چنگائی

آیا ظرف 38 سال تاکنونی روشن شده است که دوست و دشمن شناخته شده رژیم ولائی در کشور کیست؟ یا صف بندی های پی در پی درونی و بیرونی رژیم که بارها دستخوش دگرگونی های ناگهانی شده، برای چیست! و بر پایه ی کدام اصول شفاف و قانونمدار این جابجائی ها پایبند بوده است؟ آیا جنگ های هردو رهبر، و پیدائی جناح های مخالف آنها اصولا ریشه اصلاحی داشته؟ یا دلیل و انگیزه آنها خواست اجتماعی را نشان داده! و یا لااقل این جدال های پیگیر مدافع منافع طیفی از طیف های طبقات را در این ستیزهای بلند نمایندگی کرده است؟ آیا دیپلماسی طنزوار نه شرقی و نه غربی رژیم، یک پایگاه ثابت سیاسی در میان دولتگردانان تاکنونی داشته؟ و در روابط کشور با جهان و کشورهای پیرامونی اصولیتی را برای اتکا به همسایگی مسالمتجویانه شناسانده است؟ به باور من، همه ی پاسخ ها نه هستند. آنهم درست در شرایطی که این ساختار همچون همیشه تمامیتگرا، تکرو، ولایتمدار و آخوندی مانده، و همچنان میان طبقات و لایه های زیرین و برحسب نیاز اینجا و آنجا چرخیده، و بنا بر «مصلحت و ضرورت تاکتیکی»خویش پیوسته، میانجیگری به اصطلاح دولت و امت را پرچم خود کرده و به تبع آن میان شان بسود حکومت مذهبی مانور داده است. ولی حاکمیت خودرآی هیچگاه تعلق خاطر به هیچکدام از طبقات نشان نداده و ندارد. چرا؟ چون: زیربنای دستگاه ولایت فقیه مطلق، پشتوانه و رهبریتی الهی دارد، و ناگزیر بیرون از اراده ی و امیال مردمی ست.

 

بی گمان چالش الهیِ رهبر، دعاوی و قوانین نرمش گریز فرقه شیعی و تیغ زهرآگینِ قضا و احکام کیلوئی این رژیم خشونتگرا، آنهم در یک کشور رنگین مذهب، ملت و فرهنگ، کاملا با خردورزی، رشد دانش اجتماعی و دامنه ی آگاهی ملت ها، و خصوصا در جهان دیجیتالی امروز ما در تضاد و تناقض آشکار با کلیت خود است. و همین نیز، پاشنه ی آشیل نظام تا فردای فروریزی کل بساطش هست. نظام فرسوده ایکه با یکدندگی و تمامیتخواهی، غیرتستیز مانده و بیگانه را برنتابیده و برنمی تابد. و فعلا هم توانسته است بیاری نیروهای سرکوبگر سپاه و بسیج، اهرم های ترور داخلی و خارجی، قتلعام، اعدام، خفقان و زندان، تنها اهداف چندگروه درونی و بیرونی کاست روحانیت و عمدتا خودی را چنان بر اراده اجتماعی مخالفان مسلط و اعِمال کند که موفق شده، ریشهِ اپوزیسیون مرسوم در کشورهای بورژوائی را در داخل کشور بکلی بخشکاند و عملا اپوزیسیون مستقل از رژیم را برجانگذارد و نگذارده است. با اینوجود جناح ها، مدعیان و دشمنان خامنه ای، با باندها و مافیاهاشان بنام اپوزیسیون در برابر سلطنت یا خلافت او وجوددارد؛ اگرچه همگی آنها دوستان دیروز رهبر باشند که بوده اند.

 

تناقض دوستان حاکم دیروز و دشمنان محکوم امروز چه اصلاحجو و چه اصالتخواه باشند، در این است، که همگی با اندک تفاوتی بقای نظام تکقطبی و مذهبی را بی کم و کاست خواسته و می خواهند. آنها علیه مخالفان نظام شیعی هیچ بردباری ناچیزی هم نداشته و ندارند. و در این مقوله حیاتی یعنی»بقای رژیم» که بجان همگی شان وابسته و تنیده شده است، هیچ جناحی دوست و دشمن سرش نمی شود و تدوام حاکمیت اسلامی نقطه مشترک و متفق آنهاست. اگرچه هراز چندگاه و بویژه به گاه انتخابات، که اینک محرک رودرروئی تازه ی آنها شده و بیشتر نیز خواهدشد. دوباره از رهبر گرفته، تا همه سران باندها و جناح ها و وابستگان همه سویه، آنها دوباره و بسان گرگان گرسنه بجان هم می افتند؛ تامگر برای کسب بیشتر ظرف های سیاسی اقتصادی رانتیِ و آتی طیف خود، توسط گوشمالی هائی که بهمدیگر می دهند؛ بتوانند بسهم فردائی خود در ائتلافی دیگر قدری بیشتر بیفزایند. شیوه ایکه پیوسته بین حکومتگران متدوال بوده، و در همین فواصل نیز ممکن شده است که با رسواسازی های دوجانبه، امکان اندکی برای بیداری و هوشیاری توده ای مهیا شود تا کارگران، تنگدستان، جوانان و بیکاران مذهبی هم بی تعصب و جانبداری، بتوانند رهبران خود را بهتر بازیابند و بکمک آن روشنگری ها و افشاگری ها شگفت زده از خوشخیالی های خویش شوند و چشمان شان را به درون نظام فسادها و تباهی ها و چپاول گری های کل سران و سیستم رژیم بازتر بگشایند.

 

البته نبود گفتمان سکولار، پلورال، رنگین و طبقاتی، و همزمان سرکوب عقیده و بیان، در کنار نداشتن حق ابتدائی تحزب آزاد و ایجاد تشکل های مستقل صنفی، حقوقی و فرهنگی پایه های رژیم را در اعماق ناخودآگاه توده ای رسوخ داده، و بدتر از همه کمبود رسانه های نیرومند سراسری و… که فقدان تاریخی و سیاه آن بدرازای ستمگری این رژیم مختنق مذهبی ست، که ستمزدگی حکایت های هولناک و خونینی در این 38 سال از آنها دارد. ستم، نابرابری، تبعیض، زور و کشتار و آسیب های کلان و فراوان اجتماعی و نارسائی هائیکه جملگی در خدمت گسترش و ژرفش ارتجاع یکه تازی بوده است. چراکه: قتل و سربه نیست کردن مخالفان از فردای حاکمیت خود خمینی با ترور سیاسی طالقانی ها و بازرگان ها و اعدام قطب زاده ها آغاز شد؛ که بعدها به احمد خمینی ها، منتظری ها و همین چند ماه پیش به رفسنجانی رسید؛ و شاید فردا نیز نوبت روحانی، احمدی نژاد، خاتمی و یا خود رهبر و دیگران باشد که حکم اش برسد. هیچکس نمی داند چه خواهدشد! از اسرار این رژیم چندان که کافی باشد، آگاهی لازم و رسانه ای تا وقوع حادثه ها کمترین نیز پیدا نیست. و اما ستیز پیدا و پنهان ثروت و قدرت پیگیر و اجتناب ناپذیر در میان سران و همه نوکیسگانِ معمم و مکلا بیوقفه جاری بوده، و چالش صیانت بقای جناح ها را در این دوران های دراز تباهی و خونریزی های مترتب همچنان برپیشانی نظام برجسته کرده است.

 

فاز نوی درگیری ها و صف بندی های انتخاباتی تازه با ستیز پوشیده و دوجانبه ی رهبر و روحانی در موضعگیری های متفاوت نوروزی آنها شفاف و برملا شد. بحران برجام با تهدید تحریم بیشتر ترامپ آغاز خوبی در این سال تازه برای مردم کار، بیکار و تنگدست ما نیست و نخواهدبود. شیپور انتخابات به تحریک و دخالت نهادها و ارگان های لشگری و کشوری بسرعت دامن زده است. امنیت صوری انتخابات در همان قد و قواره ی مصلوب پیشین عجالتا توسط روحانی زیر پرسش گذاشته شده و با بازاداشت گمان برانگیز چند فعال رسانه ای، این نگرانی از فرجام دخالت ها در انتخابات آتی، محور دستور روحانی به وزیر کشور جهت کشف چند و چون موضوع شده است. در همین فاصله گفته می شود که سازمان اطلاعات سپاه و بسیج دست به بازادشت های مشکوک کنونی زده اند. در این میان احمدی نژاد هم بیکار نمانده و راهی اهواز شده و برای جلب پشتیبانی مردمی، تا توانسته پیرامون رد سلطنت خامنه ای و کردنکشی های رهبر سخنرانی جنجالی برپاکرده است. که  این مواضع و هیاهوهای ساختارشکنانه ی او برای رهبر می تواند بسیار سنگین و ناگوار باشد. بخصوص برای رهبر نظامی که دیدگاهش با وی نزدیکتر از رفسنجانی مقتول بود. البته در این فاصله بوده و هستند افرادیکه سنخرانی احمدی نژاد را بیشتر متوجه روحانی کرده اند. اما همه ی ما می دانیم که روحانی و اراده ی سیاسی او آلت دست رهبر است و وی بدون مجوز آقا، بعنوان رئیس جمهور رژیم اش توانائی یک اقدام فردی کوچک را هم ندارد.

 

بنا بر این اهداف و چالش انقلابی ما اپوزیسیون دمکرات، چپ و کمونیست در برپائی بساط انتخابات فرمایشی و دوباره ی رژیم مشخص است، ما انتخابات را رو، طرد و محکوم می کنیم و شرکت در آن را درست خیانت به اراده ی اجتماعی طبقاتی توده ها می دانیم. زیرا: منافع زندگی کارگران و زحمتکشان و تنگدستان و خود ما همچنان در تقابل و تضاد سازش ناپذیر با تمامیتخواهی نظام ایدئولوژیک مذهبی بوده و هست. و براساس تجربه های تلخ تکراری و رسوا، اینک یقین داریم که با انتخابات در این رژیم ولائی، امید به کمترین سمتگیری مردمی، آنهم بسود دستیابی به ( کار و نان و آزادی) جز ساده لوحی نیست و هرگز تحولی در چشم انداز فردا با این ساختار ماجراجو و بدنام میسر نخواهدشد. و جز به سرخوردگی بیشتر، و تداوم مصیبت های فراوان تر مردم زمینگیر و بیدادرس نخواهدآنجامید. همچنانکه تاکنون انتخابات پیشین بسود تغییر قابل تحمل برای زندگی توده ها نبوده و به گشایشی نینجامیده است.

 

همه ی جویندگان و خواهندگان ساختار سکولار، پلورال، فدرال و دمکراتیک که می خواهند در کنار مبارزه ی مردمی و کارگری باشند و سمتگیری ضداستبدادی کنند که امری بسیار حیاتی و سرنوشت ساز است؛ می دانند که رژیم ولائی مانع اصلی دمکراسی فرداست که باید بیاری هم بتوانیم هرچه زودتر او را از سر راه فردای آزاد و آباد همگانی کناربگذاریم. همسوئی و همکاری دمکراتیک و مشترک، و یکدستی مواضع ما در رد و مخالفت صریح در عدم شرکت مردم در انتخابات بسیار کارسازاست. و بی گمان این همصدائی ها می تواند تنور انتخابات پیشاروی رژیم را خفه و خاموش کند و در صورت همبستگی و یکصدائی خواهدکرد. همه ی ما قربانیان این رژیم خودکامه بوده و هستیم و بقای نظام را چه با رهبر و چه بی رهبر نمی پذیریم، و یا با هرگونه اصلاحات مذهبی که متکی بر بقای حکومت «دینی» باشد و توسط این یا آن جناح له یا علیه هرکدام که باشد مردود دانسته، دیگر هیچ شکلش را نمی خواهیم. تاریخ 38 ساله ی بیدادمذهبی و انتخابات او، جز برای کسب مشروعیت جهانی رژیم، بکارگرفته نشده و برای خواسته های کوچک مردمان بجان آمده ی ما هرگز و هیچگاه پاسخی انسانی و اخلاقی نداشته و ندارد و نخواهد داشت. دیگر نباید گول وعده انتخابات، قول مهره های رنگین رهبر و کل دعاوی نظام ویرانگر و کلیددار تدبیر و امید را خورد.

 

این رژیم دوستدار توده های کار و رنج نبوده و نیست. دوستار هم ندارد، مگر چند مقلد، مطیع، جیره بگیر و کاسه لیسان داخلی و منطقه ای. اما دشمن!؟ آری، این بساط فاسد و ریاکار همیشه دنبال ایجاد دشمنی و دشمن تراشی و دشمن یابی ست.

بهنام چنگائی 9 فروردین 1396

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 29 مارس 2017 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: