اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

گامی به سوی تغییر – سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه: «کارگران در برابر تعیین دستمزد ناعادلانه سکوت نخواهند کرد»: سیامک م.، صدای بی صدایان باشیم – باردیگر کوه موش زائید – سفره کارگران درآستانه سال۹۶همچون سال گذشته خالی ماند !: امیرجواهری لنگرودی، آیا هنوز باید با طناب پوسیدۀ مادۀ ۴۱ قانون کار به چاه رفت؟، پیام به رفقای کارگر ِ شرکت ملی نفت: پنج نهاد کارگری، و شروع سال نو را با برنامه ریزی برای مبارزات آغاز کنیم: محمد اشرفی

گامی به سوی تغییر

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه:

«کارگران در برابر تعیین دستمزد ناعادلانه سکوت نخواهند کرد»

سیامک م.

موفقیت های نسبی کارگران در به دست آوردن پاره ای از مطالبات در سال گذشته، بویژه موفقیت در مسکوت گذاشتن لایحۀ ارتجاعی و ضد کارگری «اصلاح» قانون کار، در نتیجۀ مبارزاتی گسترده و سراسری (هر چند پراکنده)، این اعتماد به نفس و صلابت را به کارگران داد که پس از 26 سال تحمل ترفندهای «شورای عالی کار(فرمایان)» در تحمیل حداقل دستمزدهای حقارت بار، امسال با صدای رسا فریاد بزنند: دیگر بس است! و اعلام کنند:

  • از حق بر پایی اعتراضات جمعی در مذاکرات تعیین مزد استفاده کنیم.   

سندیکای کارگران شرکت واحد

  • سبدی که ملزومات تحقیر ما کارگران در آن چیده شده باشد را خواهیم شکست.

انجمن صنفی کارگران برق و فلز کار کرمانشاه

  • ما اعلام می کنیم از فقر خسته شده ایم   سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه     –    38 سال قربانی کردن جمعیت بیش از 50 درصد جامعه ایران کافی نیست ؟

حداقل دستمزد باید تامین کننده «هزینه زندگی» ، ونه ” برده گی ” ما باشد.           کمیته پیگیری

 

  • کارگران باید حرف خودشان را بزنند و طرح و برنامه خودشان را برای تعیین حداقل دستمزد داشته باشند و آن را با صدای رسا و در ابعادی گسترده و فراگیر به گوش همه بخش ها و لایه های این طبقه برسانند و مهم تر این که یکپارچه و متحد برای تحمیل آن به دولت و صاحبان سرمایه تلاش و مبارزه کنند. نه فقط در هفته ها و روزهای پایانی سال و در بحبوحه تعیین حداقل مزد کارگران، بلکه حتی در بعد از تصویب آن و در تمامی ماه های سال. 

کمیته همآهنگی

 

–  ما به زندگی زیر خط فقر رضایت نمی‌دهیم.        پروین محمدی

  • اگر نیروی کاری که از حقوق و دستمزد برخوردار است بتواند برای نیل به یک دستمزد مناسب برای زندگی شرافتمندانه، متحد و پیگیر عمل کند بی‌شک قادر است بر روند تعیین حقوق و دستمزد تأثیرگذار باشد. این مسئله بدون تشکل یابی مستقل و اتحاد حول مطالبات مشترک و عینی ممکن نیست.

جعفر ابراهیمی – معلم

–  پس طبقه مزد بگیران همچنان باید براعمال فشار بر دستگاه های متولی تعیین حداقل دستمزد براساس     هزینه های واقعی سبدخانواروتامین یک زندگی مطابق استانداردهای امروزی جامعه  ادامه دهند تا از فشار اقتصادی ناشی از پایین بودن دستمزدها بر سطح زندگی خود بکاهند.  

تهمینه خسروی

 

  • و کارگران شرکت واحد با امضای طوماری اعلام کردند: «در برابر تعیین دستمزد ناعادلانه سکوت نخواهند کرد».  سندیکای کارگران شرکت واحد
  • و …

اینها صدای بخشی از پیشروان طبقۀ کارگر، تشکلات کارگری، زنان آگاه، معلمان و … است.

آری، دیگر بس است! کارگران در این مبارزۀ طولانی طبقاتی در عرصۀ اقتصادی پس از پیمودن همۀ راه ها و آزمودن تمام امکانات، دیگر به این آگاهی رسیده اند که همانند هر فروشندۀ کالایی، خود نرخ نیروی کارشان را تعیین کنند. سکوت را بشکنند، توهمات را به دور بریزند و مصممانه در پی اخطارهای خود، متحد و یک پارچه سرنوشت خود را خود به دست گیرند. این شعار نیست، رؤیا و اتوپی نیست، موفقیت در مبارزه علیه لایحۀ «اصلاح» قانون کار، علارغم پراکندگی و ناهمآهنگی و بدون سازماندهی متناسب، نشان داد که کارگران از چه نیروی عظیمی برخوردارند ، حال اگر متشکل شوند، سازماندهی و برنامه ریزی کنند و چون سیلی عظیم به خیابان ها بریزند، یقیناً پیروزی امکان پذیر است.

پس از 26 سال هنوز هم «شورای عالی کار(فرمایان)»، دولت و سرمایه داران را با استناد به نرخ تورم و خط فقر مخاطب قرار داد و با تحلیل و تفسیر اثبات نمود که مصوبۀ شما (930 هزار تومان) عادلانه نیست!، دیگر کافیست، دیگر هر سخنی خطاب به آنان، یاسین به گوش خر خواندن و آب در هاون کوبیدن است، چون: نرود میخ آهنین بر سنگ! گفته های کارگران در فوق به روشنی اعلام      می کند که دیگر زمان تفسیر به سر آمده و وقت تغییر است. آنچه کارگران پیشاپیش اخطار داده و اعلام کرده اند، گامی بلند به سوی این تغییر است. بی شک تمامی طبقه، دوستدارانِ کارگران و زحمتکشان و تمامی نیروهای مترقی و آزادیخواه در انتظار گام عملی بعدی، یعنی آن طور که اخطار داده شده، شکستن سکوت و این سبد ننگین و حقارتبار هستند و از هر اقدام عملی در این راستا قاطعانه حمایت خواهند کرد. آن چنانکه 5 تشکل (کارگران پروژه های پارس جنوبی، جمعی از کارگران پتروشیمی های منطقه ماهشهر و بندر امام، فعالان کارگری جنوب،  فعالان کارگری شوش و اندیمشک، جمعی از کارگران محور تهران  –  کرج) با به زیر سئوال بردن کل نظام استثمارگرانۀ سرمایه داری و کار مزدی، اعلام کرده اند: » مبارزۀ جاری باید بر بستر مبارزه با طبقۀ سرمایه دار و اعتراض به فقر، بیکاری و استثمار ادامه یابد. … با دخیل بستن به نهادها و مراکز اعمال قدرت سرمایه داران نه تنها «طوفان» بلکه حتی نسیمی هم نخواهد وزید. مبارزه، مبارزه و مبارزه برای تعیین مزد متناسب با هزینۀ متوسط خانواده ۴ نفره شهری و مبارزه با نظام کار مزدی، کلام آخر کارگران است و بس.» چنین باد!

یقیناً کارگران با صدای رسا و یک پارچۀ خود این سکوت را خواهند شکست و همآهنگ با سرود انترناسیونال این گونه سرود حقانیت خود را سر خواهد داد:

بر ما نبخشد مزد کافی                     شورا* ، دولت، نه کارفرما

با دست خود گیریم حقمان                 در نبردی سخت، از آنها

 

 

*- «شورای عالی کار(فرمایان)»

29 اسفند 1395 -19 مارس 2017

***

صدای بی صدایان باشیم

باردیگر کوه موش زائید

سفره کارگران درآستانه سال۹۶همچون سال گذشته خالی ماند !

 

امیرجواهری لنگرودی

پنجشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۵ برابر با ۱۶ مارس ۲۰۱۷

با اعلام شاد باش های نوروزی به یکایک شما، اعلام رقم تلخ ۹۳۰هزار تومان به عنوان حداقل دستمزد سال ۹۶، در سحرگاه چهارشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۵ برابر با ۱۵ مارس ۲۰۱۷، برای امسال هم دوره معرکه گیری کذایی شورای عالی کار برای تعیین حداقل دستمزد به آخر رسید و درست به همان نمایشی بدل شد که پیشتر فعالان کارگری مستقل بر آن تاکید ورزیده و پای می فشردند.

دراین رابطه خبرگزاری دولتی کار ایران – ایلنا از قول علی ربیعی وزیر تعاون، کارورفاه اجتماعی اعلام داشت : « حداقل دستمزد کارگران با ۱۴.۵ درصد افزایش به ۹٣۰۰ هزارتومان در ماه رسید.»

ربیعی به چند موضوع دیگری هم اشاره داشت  از جمله :« اول اینکه سه ماه است که نشست‌های شورایعالی کار برای مزد ، سه ماه است تشکیل شده  و دیگر اینکه مزایای بن کارگری و حق مسکن نیز همان مبالغ ۱۱۰هزار تومان و۴۰ هزار تومان سابق تعیین شد که نسبت به سال جاری تغییر نکرده است.»

امسال هم مثل پارسال و سال های پیش، حداقل دستمزد چندین بار زیر خط فقر تعیین و اعلام گردید.

پرسش اساسی این است: آیا انتظاری غیر از این هم از شورای عالی کار می رفت؟ این شورا ارگان مشترک دولت و سرمایه داری حاکم است و هیچ دلیلی وجود ندارد که بخواهد کوچک ترین توجهی به حق حیات کارگران کشور داشته باشند. همه می دانیم با رکود مزمن تورمی حاکم بر اقتصاد کشور، کسر بودجه شدید، ورشکستگی بانک ها و صندوق های بیمه، بیکاری به صورت انفجاری بیشتر شده و رقابت بر سر کار بالارفته است. در چنین شرایط محنت زایی، دلایلی چندی برای پائین نگهداشتن دستمزد ها وجود دارد. اولا فشار گرسنگی باعث می گردد که

رقابت بیرحمانه ای در بازار کار بر سر اشتغال در بگیرد. از اینرو حداقل دستمزدی که تعیین کردند با ملاحظه لشکر بزرگ بیکاران و رقابت شان در بازار کار رخ می نماید. کافی است اشاره کنیم که همین آلان حضرات طرح کارورزی را برای دانش آموخته گان بیکار که در واقع بیگاری کشیدن از دانش آموخته گان متخصص در ازای پرداخت ماهی چهارصد هزار تومن است، دارند تدارک می بینند . دیگر اینکه؛ علت مهم تعیین ۹۳۰ هزار تومان به عنوان حداقل دستمزد اینست که؛ طبقه کارگر ایران از تشکل مستقل سراسری طبقاتی خودش محروم می باشد و نمی تواند از شرایط فروش نیروی کارش دفاع کند. تا زمانی که این محرومیت ادامه داشته باشد و برایش چاره اندیشی واقعی صورت نگیرد، حاکمان به هر زبانی که با توده کارگر و زحمتکش حرف بزنند، عملا جز تجویز گرسنگی و فلاکت هیچ نسخه دیگری در برابر نیروی کار ندارند.

آشکاراست که باید این واقعیت خیلی تلخ را بدون پرده پوشی جلوی خودمان بگذاریم و آن اینکه؛ آنگاه که کارگران تشکل ندارند، قدرت چانه زنی هم ندارند. باید قبول کنیم که با امید بستن به شورای عالی کار و این نظام جهنمی ، به عنوان مزدبگیر به هیچ جا نمی رسیم تا بتوانیم برایش چاره اندیشی کنیم. همانطور که پیشتر گفتم : اینان به نام نماینده کارگران در شورای عالی کار تعبیه شدند، عامل سرمایه بشمار می روند. نماینده کارگر نیستند. دولت و کارفرمایان ، آنان را در آن جمع کاشتند که هر سال کارگران را به نام آنان فریب بدهند. امسال شاهد بودیم که وقتی دیدند بساط عوامفریبی شان خیلی کساد و از رونق افتاده است، با یک مانور تبلیغاتی اعلام کردند که درون شورای عالی کار، بر سر سبد هزینه حول مبلغ ۲ میلیون ۴۸۹ هزار تومان توافق کردند . اعلام این توافق فقط به خاطر این بود که عده ای را به امید آب ، دو باره به سراب بکشانند و کاری کنند که تا دقیقه نود ، چشمشان به خروجی شورای عالی کار بماند. حالا هم که دیگر عید پیش روی ما است و رسانه ها سوت و کورند ! و مساله دستمزد هم در تعطیلات عید مطرح نیست. با خودشان حساب می کنند که بعد از تعطیلات سال نو ، هم کارگران و حامیان آنها کوچک تر و محروم تر از آن هستند که صداشان به جایی برسد.

باید خاطر نشان نمایم؛ واقعیت اینست که سال گذشته هم حضرات چیزی شبیه همین ملاحظات را در دل شورای عالی کار و نشست و برخاست های آن داشتند. اما امسال امیدهای بیشتری هست تا نقشه هایشان نقش برآب گردد. اعتصابات و تحرکات تمامی سال گذشته نشان داد ، کارد به استخوان مزدبگیران رسیده است، در یک سال اخیر شاهد بودیم که اعتراضات کارگری روز به روز بیشتر گشته ؛ و شکل اعتراضات فراگیرتر شده است. ما الان با رسانه ای شدن هر روزه اعتراضات، ورود حامیان به صحنه اعتراضات، و با همبستگی شبکه ای با کارگران روبرو هستیم. بخش پیشروان جنبش مزدبگیران توانستند علاوه بر همگرایی های شبکه ای، بخشا در قالب کانون های صنفی  متشکل گردند و شرایط مساعدتری برای حق طلبی صنفی و اقتصادی کارگران، معلمان، پرستاران، بازنشستگان کشوری، لشکری و فرهنگی فراهم بیاورند . این تحرکات نشان داد که زخم شلاق بیرحم فقر و نداری برای تن مزد بگیران کشور دیگر قابل تحمل نیست. جنبش کارگری تحمل نمی کند که به پیشکسوتان عرصه کار و

تلاش که با سخت ترین شرایط فداکاری کردند، حالا در ایام سالمندی به عنوان «بار مالی» و «هزینه» برخورد شود.  قابل تحمل نیست که دستمزد کارگر چند برابر زیر خط فقر باشد و دستمزد نجومی میلیونی برای مدیران فاسد که همه جا را چاپیدند و اختلاس کردند، تعیین بشود.

بیگمان ما به سمت رویارویی های بزرگ ، هم در حوزه دستمزد، هم در زمینه نظام اولویت ها در تخصیص منابع در بودجه پیش می رویم . هر دو جنگ ، جنگ مطالباتی و طبقاتی ماست؛ هر دو با هم پیوند دارد و هر دو می توانند در سراسری کردن اعتراضات مزد و حقوق بگیران، شتاب دادن به سامان یابی مستقل صنفی و ایجاد جبهه سراسری کار علیه سرمایه نقش آفرین باشند.

به این امید که سال نو، سال شورش برحق گرسنگان، و پیشروی در مسیر سامان یابی کارگران و زحمتکشان  باشد ، نوروز را یک بار پیشاپیش تبریک می گویم.

***

آیا هنوز باید با طناب پوسیدۀ مادۀ ۴۱ قانون کار به چاه رفت؟

«شورای عالی کار» پس از چند به اصطلاح جلسه مذاکره و اجرای مضحک بالماسکه تعیین حداقل مزد، بالاخره در روز چهارشنبه ٢٥ اسفند، حداقل مزد کارگران برای سال ۱٣٩٦ را به مبلغ ٩٣۰ هزار تومان تعیین کرد. همان طور که انتظار می رفت طبق ماده ۴۱ قانون کار، «مقامات ذی صلاح» حکومت در شورای عالی کار که متشکل از نماینده دولت، نماینده کارفرما، و گماشتگان سرمایه داری و شیادان ضد کارگر زیر عنوان نمایندۀ کارگرند، حکم بر این امر صادر کردند که اکثریت قریب به اتفاق کارگران باید با مزد ماهیانه ٩٣۰ هزار تومان، در زیر خط فقر مطلق زندگی کنند. این در حالی است که نرخ سود سرمایه در ایران یکی از بالاترین نرخ های سود در جهان است.

علی ربیعی وزیر کار می گوید: «ما مراقب زندگی کارگران هستیم و باید در تعیین مزد هم منافع کارگران و هم تولید را در نظر داشته باشیم.»

«مراقبتی» که ربیعی از آن دم می زند مراقبت از منافع غارتگرانۀ سرمایه داران خصوصی و دولتی است و تلاش در راه حفظ شرایطی است که در آن کارگر هیچ باشد و سرمایه دار همه چیز. آیا او و دیگر تصمیم گیرندگان نمی دانند که مزد اکثریت عظیم گارگران (تازه اگز پرداخت شود) کمتر از یک چهارم خط فقر است؟ البته از کسی که به قول خودش سرمایه داران به او برگ سفید داده اند انتظاری بیش از این نیست.

ما بارها با صراحت و به استناد داده های مرکز آمار و بانک مرکزی ایران و با اتکا به منافع طبقه کارگر نشان داده ایم که اقتصاد ایران در وضعیت و ظرفیت کنونی آن (و نه فقط بر اساس «سطح و توان نیروهای مولد» و توانی که می تواند در آینده داشته باشد) و به رغم تمام ضعف ها و مشکلاتش، توانایی تحمل مزد حداقل معادل چهار میلیون تومان در ماه و مزدهای بالاتر از حداقل (برای مهارت های بالا و یا سابقه کار، ابعاد خانواده و غیره) را دارد. پرداخت چنین مزدی به هیچ رو باعث ته کشیدن منابع برای سرمایه گذاری و هزینه های عمومی نخواهد شد.

ما همواره بر این واقعیت تأکید کرده ایم که شورای عالی کار، وزارت کار و تأمین اجتماعی و کل دستگاه حاکم بر نظام سیاسی و اقتصادی ایران، هرگز کوچک ترین قدمی به نفع طبقۀ کارگر و زحمتکشان زیر ستم بر نخواهند داشت. ما بارها نشان داده ایم که کارگران نمی توانند و نباید به مادۀ ۴۱ قانون کار (اعم از بند ۱ یا ٢ آن) و نه به «شورای عالی کار»، این کارگزار زور و زر و تزویر، اعتماد و امید داشته باشند. جای تأسف است که هنوز برخی از تشکل های فعالان کارگری، مانند اتحادیۀ آزاد کارگران، به بند ٢ مادۀ ۴۱ قانون کار چسبیده اند و آن را حلال مشکلات کارگران تلقی می کنند. همچنین به شورای عالی کار و یا برخی عناصر درون آن امید بسته اند و از آنها انتظار عمل مستقل و مثبت دارند. مثلا جعفر عظیم زاده در گفتگو با سایت اتحاد در تاریخ ۱٥ اسفند ۱٣٩٥ می گوید: «البته در رابطه با نهادهای دست ساز کارگری بحث لزوماً بر سر افراد حاضر در این تشکل ها به عنوان یک فرد نیست، بلکه بحث بر سر سیاست مدون و حاکم بر کل تشکل ها و نهادهای دست ساز کارگری است … وگرنه ممکن است در میان نماینده هایی که از سوی این نهادهای دست ساز به شورای عالی کار می روند افرادی هم باشند که اولاً حاضر به قرارگرفتن در موقعیت امضای حداقل مزد خفت بار نباشند دوماً اینکه به عنوان یک فرد در صورت قرار گرفتن در موقعیت گذاشتن چنین امضایی، در مقابل تحمیل ستم معیشتی بر کارگران ایستادگی بکنند و حاضر به امضای مزدی ناعادلانه نشوند…» این گونه موضع گیری ها، با هر نیتی اظهار شوند، تنها موجب توهم در میان کارگران  می شوند و ناخواسته جبهۀ سازشکاران را تقویت خواهند کرد. نمایندگان به اصطلاح کارگری شورای عالی کار عناصر مورد تأیید نظام ظالمانۀ سرمایه داری از گماشتگان و منصوبان دولت و وزارت کار هستند. اینان به قول خودشان سبد حداقل معیشتی کارگران را که طبق محاسباتشان ٢.٥ میلیون تومان در ماه است ارائه می دهند اما حاضر می شوند حداقل مزد خفت بار را که از نصف رفم پیشنهادی شان هم کمتر است امضا کنند! روشن است که توقع عدالت و مساعدت از گماشتگان و یاوران سرمایه داران و کارفرمایان سرابی بیش نخواهد بود.

بدون هیچ تردید و توهمی باید دست رد به سینۀ این جماعت استثمارگر زالوصفت زد. باید ماهیت چپاول گران را افشا کرد و توده های کارگر را به ضرورت ایجاد تشکل های مستقل طبقاتی (اقتصادی و سیاسی) خود ترغیب نمود. طبقۀ کارگر باید بر این امر واقف گردد که تنها کارگران متشکل و آگاه می توانند سرمایه داران و رژیم سرمایه داری حاکم را به عقب نشینی وادار نمایند. مبارزۀ جاری باید بر بستر مبارزه با طبقۀ سرمایه دار و اعتراض به فقر، بیکاری و استثمار ادامه یابد. نمی شود ادعای رزمندگی و مبارزه جویی داشت و به «ایجاد بستر قانونی» بر پایۀ ماده ۴۱ قانون کار دل خوش نمود. با دخیل بستن به نهادها و مراکز اعمال قدرت سرمایه داران نه تنها «طوفان» بلکه حتی نسیمی هم نخواهد وزید. مبارزه، مبارزه و مبارزه برای تعیین مزد متناسب با هزینۀ متوسط خانواده ۴ نفره شهری و مبارزه با نظام کار مزدی کلام آخر کارگران است و بس.

                                                              کارگران پروژه های پارس جنوبی

                                          جمعی از کارگران پتروشیمی های منطقه ماهشهر و بندر امام

                                                                  فعالان کارگری جنوب

                                                          فعالان کارگری شوش و اندیمشک

                                                     جمعی از کارگران محور تهران  –  کرج

٢٧اسفند ماه ۱٣٩٥

kargaran.parsjonobi@gmail.com

***

   پیام به رفقای کارگر ِ شرکت ملی نفت

اخبار اعتراضات کارگران در بخش های مختلف مراکز کارگری گویای اوضاع متلاطم  ِ جامعۀ کارگری است. بخش های بزرگی از کارگران شاغل در مراکز کارگری به دلیل عدم پرداخت مزد و همچنین پایین بودن سطح مزدهایشان در رنج و گزفتاری بسر می برند. در روزهای اخیر کارگران بیش از 23 فاز از پروژهای پارس جنوبی در عسلویه، نخل تقی، طاهری و کنگان در اعتراض و اعتصاب برای دریافت مزد عقب افتاده اشان به سر می برند . این کارگران یا بومی هستند و یا از شهرهای دور و نزدیک برای یافتن کار به منطقۀ اقتصادی پارس جنوبی آمده اند، بسیاری از آنها ماه ها دور از خانه و خانواده خود ، برای تأمین مخارج روزانه و نان بخور و نمیر، شرایط سخت غربت و قانون تبعیض آمیز 12 ساعت کار روزانه، فضای آلوده محیط کار و خواب گاه های تنگ و تحقیر آمیز ِ کارگری را تحمل می کنند. این کارگران بویژه در روزهای پایانی  سال به امید گرفتن مزد ِ کارشان، همۀ این سختی ها را به جان خریده اند که آرزوهای کوچک زن و فرزندانشان که خوراک و پوشاک و شیرینی شب عید است را برآورده کنند. اما دریغ، کارگرانی که چندین ماه است هیچ حقوقی دریافت نکرده اند، آرزوهایشان را نیز برباد رفته می دانند. با این اوضاع مشقت بار «حول حالنا الی احسن الحال» چیزی جز طنز تلخی بیش نخواهد بود. تحول در حال و احوال کارگران و زحمتکشان نه از طریق دست به دعا بر داشتن بلکه از مسیر مبارزه میسر خواهد شد. شرایط تعویق مزدها و مبارزه برای گرفتن حقوق  ِ خود تقریبا بر همه کارخانه ها، کارگاه ها و شرکت های بزرگ و کوچک حاکم است. کارفرمایان، سرمایه داران و دولت هیچ پاسخی به پرداخت مزدهای عقب افتاده کارگران نمی دهند و اصولا هیچ مسئولیتی برای پاسخ گویی به خواست کارگران احساس نمی کنند. پرداخت نشدن مزد تنها بخشی از دشواری های زندگی کارگران است. بخش دیگر تعطیلی  ِ کارخانه ها و شرکت ها و بیکار شدن کارگران می باشد که هر روز بر آمار آنها افزوده می گردد. علیرغم هر وعده ای که از سوی مسئولان حکومتی مبنی بر سامان دهی  ِ وضع آشفته و نابسامان اقتصادی و اجتماعی داده می شود تصمیم و اراده ای برای بهبود شرایط زندگی کارگران و زحمتکشان از طرف حکومت دیده نمی شود .

دوستان کارگر

آیا از آغاز روی کار آمدن جمهوری اسلامی، حتی یک بار دیده اید یا شنیده اید که چیزی به نفع طبقه کارگر تغییر پیدا کرده باشد؟ آیا یک بار دیده اید که سال جدید بیاید و فقر کمتر شود ؟ آیا شنیده اید که بیکاری کاهش یابد و نیروهای بیکار برای یافتن کار مناسب برای مخارج زندگی شان دچار مشکل نباشند؟ آیا شنیده اید که کارگران و یا کارکنان کارخانه ها و شرکت ها پس از ماه ها کار بتوانند بدون دردسر به حقوق ماهیانه شان برسند؟ آیا شنیده اید کارگر، معلم، دانشجو، پرستار و یا انسان های دیگری که با مشکلات زیادی دست به گریبان هستند، آزاد باشند خواست ها و مطالبات خود را بیان کنند و سرکوب نگردند؟ روند عمومی وقایع اقتصادی و سیاسی و اجتماعی در جامعه حکایت از این دارد که فقر، بیکاری و بی حقوقی مردم همواره سیر صعودی داشته است. بر هیچ کس پوشیده نیست که آزادی های سیاسی و دمکراتیک نیز همواره به خشن ترین شکلی سرکوب شده است. هیچ نشانه ای از بهبود اوضاع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور قابل تصور نیست. نه فقر و گرانی و بیکاری کاهش می یابد و نه نیروهای مزدبگیر جامعه امیدی به حفظ کار و شغل خویش دارند. در واقع هیچ کارگر و زحمت کشی از گزند بحران سیاسی و اقتصادی نظام سرمایه داری در امان نیست. فقر و بیکاری و بی حقوقی در شرایط حاکمیت سرمایه داران و زمین داران «شتری است که در خانۀ همۀ کارگران خوابیده است». کارگران شرکت نفت و شرکت گاز و پتروشیمی ها بهترین مصداق این روند نزولی شرایط نامناسب اقتصادی و سیاسی هستند. همه شاهدند که چگونه وزارت نفت جمهوری اسلامی با سیاست تعدیل نیرو و کسر مزایای شغلی کارگران تحت پوشش این وزارت خانه، دست آورد سال ها مبارزه کارگران را از آنها ربوده است. کارگران شرکت نفت در مناسبات میان کارگر و کارفرما از جایگاه ویژه ای برخوردارند. کارگران شرکت نفت به دلیل اهمیت و نقش تعیین کننده شان در اقتصاد کشور و همچنین به دلیل تجربه مبارزاتی شان از وزنه ای قابل اتکا برای سایر کارگران در بخش های مختلف اقتصادی برخوردارند. با این ویژگی است که کارکران شرکت نفت، گاز، پتروشیمی، صنایع فولاد، خودروسازی ها و غیره  در جنبش کارگری از رسالت و نقش تعیین کننده برخوردارند. این بخش از کارگران به دلیل نقش پیشروی که در جنبش طبقه کارگر دارند بدون شک می توانند نقش رهبری کننده و یا حداقل تآثیر گذار بر سایر بخش های طبقه کارگر داشته باشند. این بخش از طبقه کارگر باید از اهمیت و جایگاه خود در جنبش کارگری واقف باشد و آگاهاانه سایر بخش های طبقه کارگر را مورد حمایت قرار دهد. حمایت کارگران شرکت نفت از سایر بخش های طبقه کارگر، تجلی همبستگی طبقه کارگر در مبارزۀ طبقاتی است. علاوه بر این ضرورت تحزب و انسجام طبقه کارگر حکم می کند که این بخش پیشرو طبقه کارگر وظیفه سترگ اتحاد و ایجاد تشکل های طبقاتی و سازمان یابی  ِ حزبی را خود بیاموزد و به سایر بخش های طبقه کارگر نیز آن را آموزش دهد. طبقه کارگر در مبارزه به ضد نظام سرمایه داری و مبارزه برای مطالبات خود باید از تشکل های طبقاتی برای  مبارزه اقتصادی و سیاسی برخوردار باشد و به عبارت دیگر به سندیکاها و حزب سیاسی خود نیاز دارد.

کارگران پروژه های پارس جنوبی

جمعی از کارگران پتروشیمی های منطقه ماهشهر و بندر امام

فعالان کارگری جنوب

فعالان کارگری شوش و اندیمشک

جمعی از کارگران محور تهران  –  کرج

اسفند 1395

kargaran.parsjonobi@gmail.com

***

شروع سال نو را با برنامه ریزی برای مبارزات آغاز کنیم

محمد اشرفی

جمهوری اسلامی هر روز با ایجاد یا عدم کنترل گرانی و تورم ، دزدی و اختلاس و رشوه خواری و رانتخواری سران و آقازاده ها و مدیران و حقوق و پاداش های نجوی مدیران بر فشار و سختی زندگی مردم می افزاید و مردم با افزایش اعتراضات با این حکومت اسلامی جنایت کار مقابله می کنند که در سال 1395 اعتراضات بسیار اوج گرفت و کارگران و معلمان به حق شعار دادند » اگر یک اختلاس کم بشه، مشکل ما حل میشه » این شعار نشان می دهد همه مردم می دانند جنایت از کدام سمت وارد می شود و جنایت کاران چه کسانی هستند.و توجه داشته باشیم که طی سالی که گذشت بیش از 7665 اعتراض یعنی هر روز به طور میانگین 21 اعتراض ثبت شده است

با وجود مبارزات روز افزون کارگران ، معلمان ، پرستاران ، بازنشستگان ، مردم خوزستان و دیگر ملیت ها ، اعمال حکومت جمهوری اسلامی باعث افزایش اعتیاد، فحشا ، محرومیت کودکان از تحصیل، ناتوانی از درمان بیماران ، افزایش بیکاری،افزایش کودکان کار و خیابان، افزایش کارتون خواب ها و گور خواب ، افزایش خودسوزی و خودکشی جوانان به خاطر فلاکت اقتصادی، افزایش هر روزه تعطیلی و ورشکستگی تولیدی ها ، … فروریزی ساختمان پلاسکو بخاطر اینکه هزینه ایمن سازی را بنیاد شهید خورده بود و شهرداری با گرفتن 50 میلیون تومان از پیگیری ایمن سازی سرباز زده بود.

ما کارگران و زحمتکشان باید در همین شروع سال جدید از خود بپرسیم چرا با وجود این همه مبارزه نه تنها جمهوری اسلامی عقب نشینی نکرده است بلکه با وقاحت تمام هم چنان به سفره های خالی کارگران و زحمتکشان حمله می کند، و در دو اقدام آخرین خود با تصویب 24 میلیون تومان دستمزد برای مدیران و تعیین 930 هزار توان دستمزد برای کارگران به مبارزات کارگران ، معلمان ، بازنشستگان و … دهن کجی کرده است. کارگران و زحمتکشان و مردم شریف ایران ما تجربه عملی تاریخی داریم که می توان تفاوت دستمزد مدیران و کارگران و زحمتکشان را از بین برد، امروز را به خاطر بسپاریم ،امروز یکشنبه 29 اسفند 1395 یک روز مانده به عید ما ایرانیان است و امروز، مطابق با 19مارس سالروز برقراری حکومت کارگری کمون پاریس است، خوب است در ذهن خود ثبت کنیم در چنین روزی حکومت کارگران در پاریس تصویب کرد که دستمزد مدیران و سران حکومت نباید بیشتر از حقوق کارگران باشد و این تصویب را به اجرا در اوردند ما با تکیه بر چنین تجربه می گوییم چرا باید حقوق مدیران 24 میلیون تومان باشد و در مقابل حقوق کارگران 930 هزار تومان باشد. جواب ساده است در کمون پاریس کارگران حقوق ها را تعیین می کردند اما در حکومت جنایت کار جمهوری اسلامی سرمایه داری کارفرمایان حقوق ها را تعیین می کنند، برای اینکه بتوانیم جمهوری اسلامی و کار فرمایان را وادار به عقب نشینی کنیم تنها یک راه داریم متحدانه مبارزات خود را سراسری کنیم ، و برای این کار باید اقدام به ایجاد فدراسیون سراسری کنیم و هر گاه بتوانیم فدراسیون سراسری و حزب انقلابی طبقه کارگر را بسازیم، می توانیم با قدرت خواسته های خود را به حکومت اسلامی و کار فرمایان تحمیل کرده و حتی می توانیم حکومت کارگری خود را برقرار کنیم . بامید چنان روز ضمن تبریک سال جدید از همه کارگران و زحمتکشان دعوت می کنیم در سال جدید به سمت همبستگی طبقاتی و ایجاد فدراسیون سراسری و حزب انقلابی طبقه کارگرگام بردارید.

با آرزوی پیروزی های گسترده و متحدانه سال نو بر شما مبارک باد

محمد اشرفی 29 اسفند 1395

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: