اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

اخبار و گزارشات کارگری 23 اسفند 1395، نگاهِ «حزب کمونیست کارگری ایران» به اوضاع کارگری: شباهنگ راد، مزد حداقل در سال ١٣٩٦ و نقش شورای عالی کار در تداوم فقر مطلق کارگران: سهراب شباهنگ، و از حق بر پایی اعتراضات جمعی در مذاکرات تعیین مزد استفاده کنیم

اخبار و گزارشات کارگری 23 اسفند 1395

لایحه اصلاح قانون کار احمدی نژاد – روحانی نه!

تغییرقانون کار بنفع کارگران آری!

– ادامه اعتصاب کارگران خشمگین شهرداری بروجرد برای سومین روزمتوالی!
– رانندگان و کارگران شرکت واحد روز چهارشنبه25اسفند ده صبح به وزارت کار مراجعه می کنند
– بلاتکلیفی و وضعیت دردناک 1700 کارگر پلی اکریل در آستانه سال نو
– تجمع اعتراضی کارگران کارخانه سیمان صوفیان نسبت به عدم پرداخت مطالباتشان!
– تجمع اعتراضی مهندسان کشاورزی استان کرمانشاه نسبت به بلاتکلیفی استخدامی مقابل وزارت جهاد کشاورزی!
– بیانیه جمعی از معلمان عدالت‌خواه ایران پیرامون «تعیین حداقل دستمزد برای نیروی کار حوزه آموزشی و تمامی زحمتکشان»
– بن بست دستمزد در سیستم اقتصادی ایران
– طومار700 آتش‌نشان تهران برای اجرای بازنشستگی پیش از موعد!
– تجمعات اعتراضی صدها بازنشسته‌ صنعت فولادسراسرکشور در تهران برای چندمین بار!
– حضور حماسي بازنشستگان لشگري و كشوري در تجمع اعتراضي 22 اسفند
– تجمع بزرگ بازنشستگان کشوری و لشگری مقابل نهاد ریاست جمهوری
– تجمع اعتراض‌آميز بازنشستگان همدان مقابل استانداری!
– عدم پرداخت13ماه مطالبات پرستاران مشهد!
– تجمع اعتراضی متقاضیان مسکن مهرشهرپردیس مقابل سازمان بازرسی
– تجمع اهالی زهک  مقابل فرمانداری برای بازگشایی مرز جهت امرارمعاش!
– نامه اعتراضی جمعی از کارگران پیمانکاری اداره برق گیلان درباره جان باختن یک کارگر سیم بان!
– سقوط مرگبارکارگر مقنی در چاه ۲۵ متری
– سرما در هورامان جان کولبری را گرفت
– دومین روز اعتصاب کارگران دو فرودگاه برلین برای افزایش دستمزد!

ادامه اعتصاب کارگران خشمگین شهرداری بروجرد برای سومین روزمتوالی!

اخباروگزارشات کارگری:امروز23اسفند برای سومین روزمتوالی کارگران خشمگین شهرداری بروجرد دراعتراض به عدم پرداخت به اعتصابشان ادامه دادند ومقابل شهرداری تجمع کردند و هیمن امر سبب شده تا زباله ها جمع آوری نشود و در سطح شهر و معابر رها شوند.

امروز پیمانکاری از شهرداری با یک خودرو تلاش داشت تا زباله ها را جمع آوری کند که این کار منجر به درگیری بین کارگران شهرداری و پیمانکار شد و شیشه های ماشین پیمانکار شکسته شد.

به گزارش منابع خبری محلی،2 شب است زباله های معابر شهری در بروجرد جمع نشده و بوی تعفن و انباشت زباله ها، شهر را بسیار زشت کرده است، کارگران از روز اول تجمع هشدار دادند که تا حقوق معوقه و عیدی آنها پرداخت نشود کار نمی کنند.

انباشت زباله ها در کوچه ها و خیابان ها و همچنین جدول های پر از زباله این روزها به اوج خود رسیده به طوری که با تردد از هر کوچه و خیابان حجم وسیعی از زباله ها دیده می شود.

زباله های رها شده در معابر شهری سبب شده تا حیوانات موذی در کوچه ها و خیابان ها با پاره کردن آنها زباله ها را پخش کنند.

برخی محلات شهر بروجرد از جمله بلوار امام ، خیابان راهنمایی و کوچه پس کوچه های خیابانهای قدغون از زباله انباشت شده است.

در این دقیقه نود که تنها یک هفته تا رسیدن نوروز باقی مانده هیچ یک از افراد شورای شهر و شهردار برای پرداخت حقوق و عیدی اقدامی نکرده و حتی تماس با آنها غیر ممکن شده است.

در ادامه تجمعات کارگران شهرداری و دست کشیدن از کار که منجر به انباشت زباله ها شده بود، پیمانکاری از شهرداری با یک خودرو تلاش داشت تا زباله ها را جمع آوری کند که این کار منجر به درگیری بین کارگران شهرداری و پیمانکار شد و شیشه های ماشین پیمانکار شکسته شد.

رانندگان و کارگران شرکت واحد روز چهارشنبه25اسفند ده صبح به وزارت کار مراجعه می کنند

رانندگان و کارگران شرکت واحد همه با هم روز چهارشنبه ده صبح در اعتراض به دستمزد فعلی چند برابر زیر خط فقر به وزارت کار مراجعه می کنند. و با توجه به اینکه مذاکرات تعیین دستمزد سال 96 در شورای عالی کار  در حال انجام است کارگران خواسته خود که تعیین دستمزد عادلانه می باشد را فریاد می زنند.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

بلاتکلیفی و وضعیت دردناک 1700 کارگر پلی اکریل در آستانه سال نو

در آخرین روزهای سال و در شرایطی که چند روز دیگر سال نو از راه میرسد کارگران پلی اکریل اصفهان علیرغم اعتراضات مکرری که تاکنون داشته اند موفق به دریافت دستمزدهای خود نشده اند. این کارگران 9 ماه دستمزد معوقه دارند و هیچکس نیست تا گرهی از مشکلات آنان باز کند.

بنا بر اظهار کارگران این کارخانه، هر بار که آنان برای دست یابی به حقوق معوقه خود دست به تجمع میزنند یکی از مسئولین میاید و قولی میدهد اما از پرداخت مزد خبری نمیشود. قرار بود حدود پانزده میلیارد تومان الیاف موجود در کارخانه به فروش برسد تا شب عیدی  از محل آن دستمزد کارگران پرداخت شود، الیافها فروخته شد اما خبری از پرداخت ریالی پول به کارگران نشد.

یکی از کارگران پلی اکریل میگوید: از مهر ماه به این سو که کارخانه زیر نظر وزارت صنعت و معدن قرار گرفته است به جای حل مشکل کارگران، دستمزد معوقه آنان از 4 ماه در آنزمان به 9 ماه در حال حاضر رسیده است. وی ادامه میدهد نقشه تعطیلی کارخانه با همکاری دولت و سهامدار از همان اول سال کشیده شده بود و به همین دلیل نیز وزارت صنایع نیز کاری برای کارخانه نمیکند.  وی می افزاید: تصمیم به تعطیلی کارخانه از اول سال گرفته شده بود، آنموقع مدیر عامل به ما گفت امسال شما بیش از سه ماه حقوق نخواهید گرفت و ما تازه به این نتیجه رسیده ایم که چرا مدیر عامل چنین حرفی زد.

یکی دیگر از کارگران پلی اکریل اظهار میدارد: تا تجمعی میکنیم سریعا اسم مان را میدهند اداره اطلاعات، و ادامه میدهد یکی نیست به اینها بگوید شما که اینقدر تیغ تان می برد چرا حتی یکبار مسئولان دزدی که این شرکت بزرگ را به چنین روزی انداختند و این کارخانه را با 1700 کارگر به روز سیاه نشاندند صدا نمیکنید.

وی ادامه میدهد: تمام تلاش شان این است تا برای همیشه درب کارخانه به این عظمت را ببندند. برای شان مهم نیست که کارگری که 15 سال – 20 سال عمرش را در بدترین شرایط و در تماس با مواد شیمیایی در این کارخانه گذاشته  والان فرزندان بزرگ و عروس و داماد دارد کجا باید برود کار کند و بقیه عمر خود را چگونه زندگی کند.

وی می افزاید: بسیاری از کارگران شب عیدی حتی پول خرید یک عدد نان را هم ندارند و اینقدر از دوست و فامیل قرض کرده اند که دیگر روی شان نمیشود از کسی تقاضای قرض بکنند. این کارگر در پایان میگوید: خدا لعنتشون کنه که فقط زورشون به کارگربدبخت رسیده است.

اتحادیه آزاد کارگران ایران – 23 اسفند 1395

تجمع اعتراضی کارگران کارخانه سیمان صوفیان نسبت به عدم پرداخت مطالباتشان!

صبح امروز (23 اسفند ماه)، بیش از 250 نفر از کارگران پیمانی سیمان صوفیان تبریز در محوطه این کارخانه تجمع کرده اند.

به گزارش23اسفندایلنا،در این تجمع که از ساعت 8 صبح آغاز شده و همچنان ادامه دارد، کارگران از به تاخیر افتادن عیدی وپاداش پایان سال و دیرکرد در پرداخت برخی مزایای مزدی  همانند پایه سنواتی وتجمیع سنواتی انتقاد دارند.

کارگران  کارخانه سیمان صوفیان می‌گویند با وجود شرایط کاری سخت،کارفرما از سال 92 تجمیع سنواتی مارا  لحاظ نکرده واز ابتدای سال جاری پایه سنواتی ما افزایش پیدا نکرده است.

از قرار معلوم، در تجمع صبح امروز، کارگران پیمانکاری واحد تاریکخانه وبارگیرخانه سیمان صوفیان حضور داشته اند.

تجمع اعتراضی مهندسان کشاورزی استان کرمانشاه نسبت به بلاتکلیفی استخدامی مقابل وزارت جهاد کشاورزی!

صبح امروز23اسفند، حدود 50 نفر از جمع 300 نفری مهندسین جهاد کشاورزی استان کرمانشاه در اعتراض به بلاتکلیفی‌شان برای استخدام طی چند سال گذشته در مقابل وزارت جهاد کشاورزی تجمع کردند.

به گزارش منابع خبری محلی، تجمع‌کنندگان صبح امروز در مقابل وزارت جهاد کشاورزی جمع شده و پلاکاردهایی با عناوین«بقا حق ماست»، «بیکاری مهندسین کشاورزی تا کی» و….اعتراض خود را نسبت به بلاتکلیفی چند ساله اعلام کردند.

یکی از معترضان درمورد وضعیت خود و دلیل اعتراض گفت: از سال 87 حدود 300 نفر از فارغ‌التحصیلان مقطع لیسانس و فوق‌لیسانس کشاورزی در استان کرمانشاه در پروژه‌های نظارت به کار گرفته شده‌اند که با آنها قرارداد یک ساله، بدون بیمه و با حقوق یک میلیون تومان منعقد شده است.

یکی دیگر از تجمع‌کنندگان گفت: جالب است که قرار بود 10 هزار نفر در وزرات جهاد کشاورزی جذب شوند که از این تعداد 300 نفر هم به استان کرمانشاه سهمیه نرسیده و ظاهراً به جای جذب مهندسین کشاورزی در این استان سهمیه را در بخش‌های دیگر هزینه‌ کرده‌اند.

به گفته یکی دیگر از تجمع‌کنندگان در استان‌های دیگر از جمله استان ایلام فردی با 30 روز فعالیت جذب و استخدام شده است اما ما با 52 ماه سابقه فعالیت در وزارتخانه هم بلاتکلیف‌ هستیم و هم بیکار شده‌ایم و چگونه است دولت به راحتی چشمش را روی مهندسین کشاورزی می‌بندند.

بیانیه جمعی از معلمان عدالت‌خواه ایران پیرامون «تعیین حداقل دستمزد برای نیروی کار حوزه آموزشی و تمامی زحمتکشان«

بخش اعظمی از نیروی کار حوزه آموزش عمومی شامل معلمان شاغل در بخش خصوصی(مدارس خصوصی، تعاونی)، معلمان حق‌التدریسی، شرکتی و خرید خدمتی، نیروهای خدماتی ، مربیان پیش‌دبستانی، معلمان آموزشگاه‌های آزاد و موسسه‌های زبان خارجه، معلمان هنرمند در مراکز هنری، مربیان و تکنسین‌های مراکز فنی و حرفه‌ای و … در ایران، حقوق و دستمزد خود را بر اساس قانون کار و حداقل دستمزد دریافت می‌کنند این در صورتی است که این افراد موفق به عقد قرار داد با کارفرما شوند. چراکه در بسیاری موارد کارفرماها با سوءاستفاده از خلأ حمایت قانونی، فقدان تشکل‌های مستقل در پروسه تعیین دستمزد و خیل عظیم بیکاران، با این زحمتکشان قرارداد امضا نمی‌کنند و از پرداخت بیمه این معلمان و  زحمتکشان سر باز می‌زنند. این بی توجهی به وضعیت ، امنیت شغلی ،دستمزد و بیمه نیروهای آموزشی تاثیرات منفی در فرآیند کار و تعلیم و تربیت کودکان دارد و فشارهای اقتصادی بر نیروهای آموزشی بی گمان با اهداف آموزشی در تضاد می باشد.وضعیت دستمزد و مزایای این بخش از معلمان و نیروهای آموزشی مانند سایر بخش‌های نیروی کار ، کارگران ، پرستاران و نیروهای خدماتی تحت تأثیر نحوه تعیین حداقل دستمزد در کمیته سه‌جانبه مزد است.

هرساله در این ایام نمایندگان دولت، کارفرمایان و کارگران در جلسه سه‌جانبه کمیته دستمزد میزان حداقل دستمزد  را  برای سال آینده تعیین می‌کنند. یکی از اصول مغفول در تعیین دستمزد طی دو دهه گذشته عدم رعایت   بند دوم ماده 41 قانون کار یا همان بحث سبد معاش خانوار است. این بی‌توجهی باعث شده است همواره حداقل دستمزد چند برابر زیرخط فقر تعیین گردد. در سال 94 در حالی حداقل دستمزد برای سال 95، مبلغ 812 هزار تومان تعیین شد که برخی کارشناسان اقتصادی مستقل خط فقر را حدود سه میلیون تومان اعلام کرده بودند. یکی از علل نادیده گرفتن حقوق کارگران و زحمتکشان در این سال‌ها در جلسات به‌اصطلاح سه‌جانبه آن است که در کمیته دستمزد همواره نماینده دولت به سود کارفرمایان رأی داده است و به خاطر فقدان نمایندگان از تشکل‌های مستقل عملاً کارگران نماینده‌ای در این جلسات ندارند بنابراین میزان حداقل دستمزد همواره به سود صاحبان سرمایه و کارفرماها تعیین می‌گردد.

در حالی زحمتکشان با دستمزد زیر خط فقر زندگی خود را در این روزها سپری می کنند که در سال جاری شاهد افشای فیش‌های نجومی مدیران دولت فعلی بودیم و هنوز زنجیره افشای اختلاس‌های کلان دولت قبلی به پایان نرسیده، شاهد رانت خواری جدید صاحبان قدرت و ثروت هستیم . اختلاس از صندوق ذخیره فرهنگیان یک نمونه عینی از فساد سیستماتیکی است که دولتهای گذشته و فعلی در آن دخیلند و با افشای روزانه این اختلاس ها ،  گوشه‌ای از چپاول و غارت ثروت عمومی بر همگان آشکار می‌گردد.

ما به‌عنوان جمعی از معلمان عدالت‌خواه ایران ضمن درخواست حداقل دستمزد به میزان سه میلیون تومان برای هر فرد، خواستار اعمال  بند دوم ماده 41 قانون کار و نرخ واقعی تورم به‌صورت توأمان برای تعیین حداقل دستمزد هستیم و برای احقاق حقوق نیروهای آموزشی مشمول قانون کار خواهان حضور نمایندگان معلمان در کانون‌های صنفی مستقل درروند تعیین حداقل دستمزد هستیم.

در حالی که پیش بینی می شود  حداقل دستمزد معلمان مشمول قانون کار حدود یک میلیون تومان برای سال 96  تعیین گردد که دولت و مجلس به بهانه تورم‌زا بودن ،  مانع افزایش حقوق معلمان، کارگران ، پرستاران و سایر زحمتکشان می‌گردند در یک تناقض آشکار مجلس با تصویب حقوق ماهانه 24 میلیون تومانی، عملاً زمینه قانونی شدن فیش‌های نجومی را فراهم می‌نماید. همان‌هایی که به معلمان و زحمتکشان توصیه می‌کنند که نباید سطح مطالباتشان فقط مادیات باشد و معلمان را به جایگاه و منزلت ازدست‌رفته ارجاع می‌دهند حقوق روزانه آنان معادل حقوق یک ماه یک معلم حق‌التدریسی و کارگر است. ما به این ظلم آشکار و بی‌عدالتی عریان اعتراض داریم و برای زندگی شرافتمندانه مبتنی بر کرامت انسانی و ارزش‌های بنیادین مانند صلح، برابری، آزادی و مشارکت در سرنوشت از طریق تشکل یابی مستقل تأکید می‌کنیم.

بن بست دستمزد در سیستم اقتصادی ایران

علیرضا ثقفی

بنا به گزارش های رسمی در آخرین جلسه ای که ستاد دستمزد وزارت کار داشته است و در آن نمایندگان گروه های کارگری و کارفرمایی و دولت حضور داشتند، رقم ۲میلیون و پانصد هزار تومان برای هزینه سبد معیشت خانوارهای کارگری با توافق همه گروه ها به تصویب رسیده و … (روزنامه همشهری۱۱/۱۲/۹۵)

سبد معیشت یا همان خط فقر که به طور رسمی دو میلیون پانصد هزار تومان اعلام میشود از جانب محافل کارگری و منابع مستقل بین ۴ تا چهارو نیم میلین تومان برآورد میشود. با همه این احوال و با صراحت های قانونی در این مورد که باید حداقل حقوق کفاف مخارج یک خانواده را بکند، هر ساله شاهد هستیم که تنها افزایشی در حد تورم رسمی و دست کاری شده بانک مرکزی به حقوق های حداقل افزوده میشود و هر ساله بر خیل عظیم بیکاران هم با همین حقوق های ناچیز افزوده میشود. معنی این امر آن است که یک کلاف سر در گمی از بحران عمیق اقتصادی در این جامعه وجود دارد.

لینک متن کامل:

http://www.kanoonm.com/2636

طومار700 آتش‌نشان تهران برای اجرای بازنشستگی پیش از موعد!

آتش‌نشانان تهرانی با امضای طوماری خطاب به شورای شهر تهران، خواستار اجرای قانون بازنشستگی پیش از موعد برای پرسنل کارمندی آتش‌نشانی شدند.

به گزارش 23اسفندایلنا، پس از بروز حادثه پلاسکو و شهادت 16 نفر از آتش‌نشان‌ها در تهران، آتش‌نشانان ایستگاه‌های مختلف آتش‌نشانی تهران طوماری خطاب به شورای شهر تهران امضا کردند.

در این طومار خواستار اجرای آیین‌نامه مشاغل سخت و زیان آور برای پرسنل کارمندی آتش‌نشانی شدند.

متن این طومار که توسط بیش از هفتصد آتش نشان امضا شده به قرار زیر است:

احتراماً اینجانبان جمعی از پرسنل سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران با توجه به لایحه تصویبی (ماده 99) مجلس شورای اسلامی مبنی بر سخت و زیان آور بودن مشاغل آتش‌نشانی به استحضار می‌رساند:

در سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران، کارکنان عملیاتی شاغل به دو بخش کارگری و کارمندی تقسیم می‌شوند که پرسنل کارگری با توجه به اینکه دارای بیمه تامین اجتماعی می باشند مشمول قانون کار بوده و بدون شرایط سنی برابر قوانین سازمان تامین اجتماعی با 20 سال سابقه به درجه بازنشستگی نائل می‌گردند؛ ولی پرسنل کارمندی (عملیاتی) سازمان که تابع بیمه درمانی اداره رفاه شهرداری تهران هستند تابع نظام هماهنگ پرداخت حقوق و دستمزد بوده که جهت برخورداری از این قانون نیاز به تصویب لایحه در شورای اسلامی شهر تهران می‌باشد؛ لذا از آن مقام مسئول و نمایندگان محترم شورای اسلامی شهر تهران خواهشمندیم با در نظر گرفتن قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در خصوص هرگونه تبعیض بین جامعه و با توجه به استثناء شهرداری تهران در خصوص وضع قوانین بین پرسنل کارگری و کارمندی سازمان آتش‌نشانی، امضاءکنندگان ذیل شاغلین سازمان آتش‌نشانی تهران عاجزانه درخواست داریم نسبت به پیاده‌سازی قانون سخت و زیان‌آور، با 20 سال سابقه و حذف شرایط سنی جهت پرسنل کارمند عملیاتی سازمان‌آتش‌نشانی تهران دستورات مقتضی را ایفا و نتیجه را به اینجانبات امر به ابلاغ فرمایید.

تجمعات اعتراضی صدها بازنشسته‌ صنعت فولادسراسرکشور در تهران برای چندمین بار!

صبح امروز23اسفند، چند صد نفر از کارگران بازنشسته صنعت فولاد کشور برای چندمین بار با سفر به تهران به صورت همزمان مقابل ساختمان دفتر مرکزی صندوق فولاد تهران وسازمان برنامه بودجه تجمع کردند.

به گزارش 23اسفندایلنا، صبح امروز(23 اسفند ماه) کارگران بازنشسته صنعت فولاد از اقسا نقاط کشور با سفر به تهران برای چندمین بار در سه ماه گذشته دست به تجمع اعتراضی زدند.

در این تجمع که از ساعت نه صبح به صورت همزمان مقابل ساختمان دفتر مرکزی صندوق فولاد و سازمان برنامه بودجه برگزار شده است، تا کنون بیش از 100 نفر از بازنشسته ها شرکت دارند .

این بازنشسته‌ها که خواستار وصول مطالبات محقق نشده خود هستند، می‌گویند: با وجود اعتراضات مکرر بازنشستگان صنعت فولاد در خصوص محقق نشدن مطالبات قانونیشان، و قولهای بی‌نتیجه مسئولان، با وجود ضعف جسمانی  باز هم برای چندمین بار ناچارشدیم برای پیگیری مطالباتمان به تهران بیایم.

آنان درباره بخشی از مطالبات خود می گویند صندوق بازنشستگی در حال حاضر هنوز ما به تفاوت افزایش  10 درصدی حقوق چهار ماه ابتدای امسال را به دلیل نداشتن بودجه به بازنشستگان صندوق فولاد پرداخت نکرده است.

همچنین بازنشسته های صنعت فولاد حدود 8 ماه  مابه تفاوت حقوقی مربوط به اجرای طرح همسان سازی را که از سال 91 اجرایی شده را طلبکارند.

کارگران بازنشسته فولاد در ادامه مطالبات خود می گویند جدا از مطالبات فوق بازنشستگان فولاد  در زمینه دفترچه ای درمانی ،بیمه تکمیلی وتامین نشدن هزینه ای درمانی از حدود یکسال قبل با مشکلات زیادی روبرو هستند که متاسفانه مسئولان مربوطه هیچ توجه به آن ندارند.

گفتنی است پیش از این نیز بازنشسته های صنعت فولاد برای وصول مطالبات قانونی خود  در روزهای هفتم و22 دی ماه مقابل ساختمان مجلس تجمع کرده بودند.

حضور حماسي بازنشستگان لشگري و كشوري در تجمع اعتراضي 22 اسفند

خانم اسفندياري ، يكي از فرهنگيان بازنشسته، در گفتگو با راديو ندا با اشاره به  حضور حدود ده هزار نفر از بازنشستگان لشگري و كشوري در تجمع اعتراضي 22 اسفند و با بيان اينكه » همكاران واقعا ً حماسه آفريدند » ، گفت : » براي احقاق حق بايد برخاست! چون حق گرفتني است نه دادني.»

گوش کنید:

http://www.radioneda.de/2017/03/13/Esfandiari170312.mp3

تجمع بزرگ بازنشستگان کشوری و لشگری مقابل نهاد ریاست جمهوری

بازنشستگان می‌گویند اگر خواسته‌های آن‌ها اجرایی نشود هفته اول بعد از تعطیلات دوباره تجمع کرده و این تجمعات را به‌صورت سلسله‌وار ادامه خواهند داد.

صبح روز یکشنبه22اسفند، بازنشستگان لشگری و کشوری سراسر کشور در مقابل ساختمان ریاست جمهوری در خیابان پاستور شرقی تجمع کردند. جمع زیادی از این بازنشستگان در این تجمع که در تهران مقابل نهاد ریاست جمهوری و در شهرهای دیگر مقابل سازمان‌های بازنشستگی برگزار شد، خواسته‌های خود را هم‌ترازی حقوق شاغلین و بازنشستگان، کارآمد کردن خدمات بیمه‌ای بازنشستگان و اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری عنوان کردند. برای برگزاری این تجمع از چند روز پیش در فضای مجازی، هماهنگی انجام‌شده بود.

پروین اسفندیاری، معلم بازنشسته که در این تجمعات حضورداشته، در گفت‌وگو با همدلی، علت تجمع بازنشستگان را «همسان‌سازی و هم‌ترازی حقوق بازنشستگان»، می‌داند.

او در پاسخ به این سوال ‌که آیا به‌جز معلمان بازنشستگان دیگر سازمان‌ها و نهادها هم بودند، از ارتشی‌ها و پرستاران، نام می‌برد.

اما اجرای ماده 109 قانون خدمات مدیریت کشوری با رعایت ماده 125، از اهداف این تجمع بود. ولی میرزا سیدی درباره این دو ماده می‌گوید «مفاد ماده 109 و ماده 125 که در سال‌های گذشته اجرا نشد؛ طبق تورم حدود 67/7 درصد قدرت خرید ما از سال 86 تا 93 پائین آمد».

اما آیا این برای همه اقشار هست یا صرفاً بازنشستگان؟ میرزا سیدی توضیح می‌دهد که «ماده 109 با توجه به شاخص‌های زندگی در بودجه سالیانه با رعایت ماده 125 حقوق بازنشستگان باید افزایش پیدا کند».

این قوانین اما از سال 86 یعنی تصویب قانون تا اکنون اجرایی نشده؛ پروین اسفندیاری با تائید این مطلب می‌گوید که «قانون بوده ولی به‌طور کامل اجرانشده و این چندمین تجمع بازنشستگان در ماه‌های اخیر است و فعلاً هم این قانون برای یک سال تمدید شد».

به گفته میرزا سیدی «این فقط در سال 95 هشتمین تجمعی است که برگزارشده و دستاوردش هم این بود که برای اولین بار، یک ردیف بودجه در برنامه ششم برای بازنشستگان کشوری و لشگری مشخص‌شده است».

اسفندیاری در پاسخ به این سوال که تعداد شرکت‌کنندگان حدوداً چند نفر بوده می‌گوید: «تعداد تجمع‌کنندگان، حدود 10 هزار نفر بیشتر بودند؛ البته لشگریان امروز سنگ تمام گذاشتند».

ولی میرزا سیدی می‌گوید تجمع‌های یک‌سال اخیر بی‌جواب نبوده و تاکنون سازمان برنامه‌وبودجه و همچنین تعدادی از نمایندگان به تجمع‌کنندگان پاسخ داده و قول‌هایی هم دادند، هرچند این قول‌ها تا به الان عملی نشده است.در پایان تجمع چند نفر به نمایندگی از تجمع‌کنندگان داخل ساختمان ریاست جمهوری شده و با دکتر خلیلی جانشین نهاد ریاست جمهوری صحبت کردند. دکتر خلیلی به نمایندگان تجمع‌کنندگان قول داده که خواسته‌های آن‌ها را به رئیس‌جمهوری منتقل کند.بازنشستگان می‌گویند اگر خواسته‌های آن‌ها اجرایی نشود هفته اول بعد از تعطیلات دوباره تجمع کرده و این تجمعات را به‌صورت سلسله‌وار ادامه خواهند داد.

منبع:همدلی-23اسفند

تجمع اعتراض‌آميز بازنشستگان همدان مقابل استانداری!

روزگذشته22اسفند،جمعي از بازنشستگان در اعتراض به عدم همسان‌سازي حقوق‌ها مقابل استانداري همدان تجمع كردند و خواسته آنها اين بود قبل از آغاز سال 96 همسان‌سازي حقوق‌ها انجام شود.

به گزارش 22اسفندفارس،‌ ظهرروز22اسفند، جمعی از کارمندان ادارات و دستگاه‌های مختلف استان در اعتراض به عدم همسان‌سازی حقوق‌ها مقابل استانداری تجمع اعتراض‌آمیز برگزار کردند.

یکی از معترضان با بیان اینکه کارمندان به منظور همسان‌سازی حقوق کارمندان بازنشسته با سایر ادارات تجمع کرده‌اند،‌ اظهار کرد: فردی همچون من ماهیانه یک‌میلیون و 300 هزار تومان حقوق دریافت می‌کند اما فرد دیگر همتراز و هم‌رده ما در سایر ادارات بیش از 2 میلیون تومان دریافتی دارند.

وی با تأکید بر اینکه این اعتراض یک اعتراض صنفی است،‌ گفت: ما درخواست همسان‌سازی همه حقوق‌ها را داریم و اگر گوش شنوایی باشد بهتر است؛ یک بار هم در سراسر کشور مقابل اداره بازنشستگی تجمع صورت گرفت.

معترضان حقوق دریافتی کنونی کارمندان معترض را حقوق ناچیزی در مقابل حقوق‌های نجومی دانست و بیان کرد: ما حقوق نجومی نمی‌خواهیم فقط حق و حقوق ما را بدهند که امور زندگی‌مان را بگذرانیم که البته تاکنون کسی پاسخگو نبوده است.

یکی دیگر از معترضان با بیان اینکه هزینه‌های بازنشستگان نیز بیشتر از نیروهای شاغل است، افزود: با توجه به اینکه بازنشستگان با زندگی عیال‌واری و هزینه‌های جاری، هزینه‌های بیشتری دارند که باید در پرداخت حقوق‌ها نیز به این مورد توجه شود.

معترضان با تأکید بر اینکه این اعتراضات در سراسر کشور از سوی بازنشستگان صورت گرفته است، تصریح کردند: خواستار تعیین وضعیت همسان‌سازی حقوق‌ها قبل از آغاز سال هستیم؛ حداقل حقوق‌های ما را به 2 میلیون تومان برسانند.

یکی از معترضان با بیان اینکه برای بازنشستگان هیچ گونه بیمه‌ای وجود ندارد، ادامه داد: باید بیمه کارآمد برای بازنشستگان وجود داشته باشد.

یکی از نمایندگان بازنشستگان معترض که برای صحبت وارد استانداری شده بود در جمع معترضان حاضر شد و اظهار کرد: قرار بر این شد درخواست مکتوبی به دبیرخانه ارائه شود تا این درخواست به استاندار برای ارائه به تهران داده شود.

وی با بیان اینکه ضعف‌های درونی وجود دارد که در جلسه خصوصی با حضور اعضا بیان خواهد شد، گفت: متأسفانه مسؤول بازرسی بدنی استانداری را برای رسیدگی به این اعتراض مأمور کرده بودند در حالی که این موضوع ربطی به حیطه کار این فرد نداشت.

این نماینده معترضان با اشاره به عدم پاسخگویی هیچ یک از مسؤولان استانداری در این خصوص، بیان کرد: این کار به تمسخر گرفتن معترضان و تحقیر بازنشستگان است.

وی با بیان اینکه اختصاص بودجه به گونه‌ای شده که هرکس فریاد بیشتری می‌زند بودجه بیشتری می‌گیرد، افزود: اختصاص بودجه در راستای اولویت‌بندی واقعی و قانونی نیست.

یکی از معترضان با تأکید بر اینکه بازنشستگان کسی را برای حمایت ندارند، تصریح کرد: بازنشسته‌ای که وضعیت مشخصی ندارد و مشخص نیست که آیا سال آینده باشد یا نباشد با او اینگونه رفتار می‌کنند.

یکی دیگر از معترضان گفت: برای حقوق‌های 24 میلیون تومانی بودجه دارند اما برای بازنشستگان بیچاره بودجه ندارند.

عدم پرداخت13ماه مطالبات پرستاران مشهد!

رئیس هیئت مدیره نظام پرستاری مشهد و شهرستان‌های تابعه با بیان این‌که تاکنون معوقات(کارانه) ۱۳ ماهه پرستاران مشهدی (از اسفند سال گذشته) پرداخت نشده است، افزود: اضافه‌کار پرستاران(حدود ۵۰ درصد کارانه) ماهانه پرداخت شده است اما کارانه از اسفند سال پیش پرداخت نشده است.

بنابه گزارشات رسانه ای شده بتاریخ23اسفند،دکتر سیدرضا مظلوم با اشاره به پیگیری این سازمان برای پردخات معوقات پرستاری اظهار کرد: احتمالاً اعتباری در چند روز اخیر به حساب دانشگاه علوم پزشکی مشهد از سوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی واریز شده است.

وی با اشاره به قول مساعد رئیس دانشگاه علوم پزشکی مشهد مبنی بر پرداخت معوقات پرستاری تا پیش از پایان سال خاطرنشان کرد: طبق آنچه که در پرداخت مبتنی بر عملکرد وجود دارد ایجاد انگیزه و جاذبه‌های تشویقی برای پرستاران ضروری است که برای رسیدن به این هدف باید کارانه‌ها بلافاصله پرداخت تا انگیزه‌ای برای کار بیشتر و با کیفیت پرستاران باشد.

رئیس هیئت مدیره نظام پرستاری مشهد و شهرستان‌های تابعه تأخیر در پرداخت معوقات را عاملی برای بی‌انگیزگی برای پرستاران برشمرد.

تجمع اعتراضی متقاضیان مسکن مهرشهرپردیس مقابل سازمان بازرسی

امروز23اسفند،جمعی از متقاضیان مسکن شهر پردیس با تجمع مقابل سازمان بازرسی خواستار رسیدگی به مشکلات افتتاح و تحویل واحدهای خود شده اند.

به گزارش23اسفندتسنیم،در حالی قرار است فردا هزار واحد مکسن مهر پردیس به بهره برداری برسد که تعدادی از متقاضیان مسکن مهر با تجمع مقابل سازمان بازرسی خواستار رسیدگی به مشکلات افتتاح و تحویل واحدهای خود شدند.

قرار است فردا طی مراسمی با حضور قائم مقام وزیر راه 1000 واحد مسکن مهر فاز 8 افتتاح شود که شامل 600 واحد محله سبلان و 400 واحد محله سهند است.

علاوه بر این واحدها تندیس امیرکبیر، بلوار غربی امیرکبیر، مسجد محله سبلان، دو مرکز آموزشی، یک باب کلانتری و بوستان بنفشه محله سلبلان نیز افتتاح خواهد شد.

این در حالی است که هم اکنون تعدادی از متقاضیان مسکن شهر پردیس با تجمع مقابل سازمان بازرسی خواستار رسیدگی به مشکلات افتتاح و تحویل واحدهای خود شده اند.

تجمع اهالی زهک  مقابل فرمانداری برای بازگشایی مرز جهت امرارمعاش!

صبح امروز23اسفند،در اعتراض به قریب به 60روز تعطیلی معبر مرزی شاهگل زهک، جمعی از مرزنشینان این شهرستان در مقابل درب فرمانداری برگزار شد.

به گزارش منابع خبری محلی، در این تجمع که همزمان با برپایی شورای تامین این شهرستان انجام شد، مرزنشینان خواستار بازگشایی مجدد معبر مرزی شاهگل شدند که از دی ماه امسال بسته شده است.

این معبر عامل تامین معیشت بیش از 3هزار خانوار می باشد که متاسفانه علیرغم پیگیری انجام شده و مشکلات عدیده مردم برای تامین معیشت خود با توجه به خشکسالی ها، این معبر همچنان بسته مانده است.

بعد از شورای تامین تجمع کنندگان علیرغم اینکه قانع نشده بودند محل را ترک کردند.

سرپرست معبر مرزی شاهگل شهرستان زهک در این زمینه گقت: موضوع اصلی برگزاری شورای تامین امروز، معبر مرزی شاهگل و رفع انسداد آن بوده است.

وی با بیان اینکه این معبر باعث تامین معیشت بیش از 3هزار خانواده مرزنشین می شده، افزود: متاسفانه این معبر، به دلیل عدم هماهنگی دستگاه های دولتی وعدم همکاری مناسب مرزبانی از دی ماه امسال بسته مانده است.

وی ادامه داد: در شورای تامین امروز مقرر شده است تا این معبر از امشب بازگشایی شود و تبادل کالای کوله بری در منطقه انجام شود.

این مقام مسئول بیان کرد: این موضوع را به مرزنشینان تجمع کننده اعلام کرده ایم و امیدواریم که این مشکل رفع شود.

نامه اعتراضی جمعی از کارگران پیمانکاری اداره برق گیلان درباره جان باختن یک کارگر سیم بان!

جمعی از کارگران پیمانکاری اداره برق گیلان طی نامه ای سرگشاده اعتراضاتشان را نسبت به جوابیه مدیر روابط عمومی اداره برق گیلان* در خصوص جان باختن محمود شاد کام  کارگرسیم بان گیلانی براثرحادثه درحین کاراعلام داشتند.

بنابه گزارشات منتشره درنامه این کارگران معترض با امضای-جمعی از کارکنان پیمان کار اداره برق گیلان-آمده است:

قبل از هر چیز جناب حکمت به جای شانه خالی کردن، مسولیت اداره برق در خصوص فوت یک کارگر زحمت کش که اولین نبوده و آخرین هم نیست را قبول کنید.

تاسیسات برق استان اکثرا فرسوده بوده و تقریبا مربوط به اوایل انقلاب می باشد و اکثرا چوبی یا بتونی اسقاط هستند. هنوز از همان تیر ها برای کابلهای خود نگهدار جدید استفاده میشود که برای این کابلها تعیین نشده است و باید تیر برق های جدید نصب شود.

به گفته روابط عمومی اداره برق، از تعمیر کابلهای برق در روز جمعه خبر نداشته است! آیا میشود یک کارگر بدون هماهنگی وخود سرانه تعویض کابل کند؟ معمولا قبل از انجام پروژه مهندسین شما از کار بازدید می کنند غیر از این است؟

آیا شما نیروی استخدام برای کار سیم بانی را جزو نیروی اداره برق نمی دانید؟

لااقل پیام تسلیت خشک خالی از خانواده مرحوم می کردید نه اینکه به زخمشان نمک بپاشید.

بارها مشاهده شده که کارگر اداره برق فوت شده ولی اداره برق کارگر را به بی احتیاطی متهم می کند که باعث شرم ساری می باشد. بی احتیاطی از بی مسئولیتی مسئولان است.

این کارگر در روزهای بوران برف امسال در شرایط سخت بدون استراحت در ترمیم شبکه برق کمک می کرد تا شما تکذیبیه صادر کنید که شرایط خوب است. وما شاهد بودیم که سه شبانه روز به منزل مراجعه نکرده بود. از بچه 4 ساله این کارگر شرم نمی کنید؟

جالب این جاست که تیر برق از پایین شکست و تابلوی تبلیغاتی بر روی تیر نصب میباشد! کارگر چگونه می توانست بی احتیاطی کرده باشد؟

در پایان به خانواده شهیدکارگر محمود شادکام تسلیت عرض می‌نماییم.

*توضیح شرکت توزیع نیروی برق گیلان درباره سقوط مامور اداره ی برق از تیربرق و آخرین وضعیت وی

مشخص نیست چرا مامور برق بدون در نظر گرفتن موارد ایمنی بالای تیربرق فرسوده رفته بود که ابتدا خودش و سپس تیر برق سقوط کرد.

حوالی ساعت ۱۰:۴۵دقیقه صبح روز20اسفند جمعه ساکنان کوچه مهربان در محدوده بازارچه سبزه‌میدان رشت با صدای مهیب سقوط و سپس فریادهای کمک چند نفر به کوچه رفتند.

کمی بعد آن‌ها مشاهده کردند مردی حدود ۳۵ ساله که در حال تعمیر کابل تیر برق قدیمی کوچه بود به دلایل نامعلوم به پایین سقوط کرده و ثانیه‌هایی بعد اتفاق دلخراش دیگری هم بوقوع پیوست و تیر برق بروی مرد سقوط کرده افتاد.

یک شاهد عینی در این ارتباط گفت اتصالات تیربرق بروی شکم مامور تعمیر برق فرود آمد و اهالی تصور کردند او جانش را از دست داده است.

شنیده‌های دیگر از کما رفتن این فرد حکایت دارد.

حمیدرضا حکمت مدیر روابط عمومی شرکت توزیع نیروی برق گیلان در خصوص وضعیت سلامت این فرد گفت: فردی که صبح روز جمعه حین کار از بالای تیربرق سقوط کرد جز کارگران پیمانکار طرف قراداد شرکت برق بود.

حکمت با ذکر این نکته که خوشبختانه این فرد در اثر سقوط زنده مانده است، گفت:جراحاتی به نقاط مختلف بدن او وارد شده و اطلاعات اولیه از شکسته شدن دست و پای او حکایت دارد که در بیمارستان در حال مداوا است.

مدیر روابط عمومی شرکت توزیع نیروی برق گیلان در عین حال گفت: مجموعه ذی ربط در این شرکت به زودی بررسی می‌کنند که دلیل این حادثه عدم ایمنی از طرف کارگر بوده یا بی‌توجهی شرکت.

سقوط مرگبارکارگر مقنی در چاه ۲۵ متری

روزگذشته22اسفند،کارگرچاهکن 53 ساله ای در حادثه سقوط به چاه 25 متری در داخل ساختمان قدیمی در خیابان 17 شهریور جان خود را از دست داد.

به گزارش 23اسفندپایگاه خبری ۱۲۵، حسین کوکبی افسر آماده منطقه ۸ عملیات سازمان آتش نشانی تهران که به اتفاق نیروهای تحت امرش در محل حادثه حضور یافته بود، دراین باره گفت: محل حادثه ساختمان قدیمی دو طبقه کوچک به مساحت 50 مترمربع بود که در قسمت پذیرایی طبقه اول آن چاهی به عمق 25 متر حفر شده بود و به دلیل نامعلومی کارگر چاهکن 53 ساله ای بنام نصراله–الف به درون آن سقوط کرده بود.

وی افزود: نیروهای آتش نشانی بلافاصله پس از ایمن سازی محل، سه پایه چاه را بر روی دهانه آن برپا کردند که یکی از نجات گران با استفاده از تجهیزات لازم و رعایت نکات ایمنی وارد چاه شد و پس از رسیدن به مصدوم و تثبیت کردن وی، با استفاده از تجهیزات مربوطه این مقنی را به بالای چاه و سطح زمان منتقل کرد.

این افسر آماده آتش نشانی تصریح کرد: عوامل اورژانس بلافاصله معاینات اولیه بر روی این کارگر چاه کن را انجام دادند که متاسفانه مرگ وی بر اثر شدت جراحات وارده از سوی تیم پزشکی تایید شد.

سرما در هورامان جان کولبری را گرفت

یکی از کولبران مرز شهرستان پاوه بر اثر کولاک برف جان خود را از دست داد.

به گزارش 23اسفندکُردپا، صبح امروز در روستای «بیرواس» از توابع بخش مرزی نوسود، جسد کولبری ٣٥ ساله با نام ناصر دریایار کشف گردید.

کولبر فوت شده شب گذشته بر اثر عارضەی قلبی دیگر قادر به ادامه مسیر صعب‌العبور منطقه هورامان نگردیده و نهایتا سرما جان این کولبر بیمار را می‌گیرد.

این کولبراز اهالی روستای «دویسه» از توابع شهرستان مریوان در استان کُردستان می‌باشد که برای امرار معاش به مناطق مرزی هورامان رفت و آمد داشته است.

جسد این کولبر کە دارای سە فرزند است هم‌اکنون در حال انتقال به زادگاهش می‌باشد.

دومین روز اعتصاب کارگران دو فرودگاه برلین برای افزایش دستمزد!

اعتصاب یک روزه کارکنان دو فرودگاه «تگل» و «شونفلد» برلین، لغو ۶۶۰ پرواز را در روز دوشنبه به همراه داشت. کارکنان خواستار افزایش دستمزد هستند.

به گزارش13مارس یورونیوز،اعتصاب در این دو فرودگاه، لغو شدن برخی پروازها به مقصد برلین را نیز به همراه داشته است. جمعه نخستین روز اعتصاب بود.

بیست وسوم اسفندماه1395

akhbarkargari2468@gmail.com

***

نگاهِ «حزب کمونیست کارگری ایران» به اوضاع کارگری

شباهنگ راد، 11 مارس 2017 
 
سطح و میزان اعتراضات کارگری، بسیار بالاست و در عوض، آمار و ارقام ارائه داده شده از جانب دم و دستگاه‏های تبلیغی نظامِ جمهوری اسلامی هم، بسیار و بسیار، کم‏تر از رخ‏دادهای جنبش‏های اعتراضی‏ست. کارگران بنابه صدها دلیل روشن، در میدان اعتراض‏اند و دارند کارخانه‏داران، کارفرمایان و دیگر حامیان سرمایه را به چالش می‏کشند. از مبارزه برای افزایش دست‏مزد و امکانات ایمنی و بهداشتی گرفته، تا تلاش برای دست‏یابی به حقوقِ سیاسی و معوقۀشان.
در اصل، سال‏های مدیدی‏ست که چنین اوضاع، و فضایی بر جامعۀ کارگری حاکم شده است و نظام هم، تاکنون، هزاران اعتراضات کارگری را سرکوب، هزاران نفر را از کار بیکار و پول هزاران تن دیگر را بالا کشیده است. در بستر چنین اوضاعِ ناهنجار و تأسف‏باری، جنبش کارگری دارد، مسیر خود را می‏پیماید و لحظه‏ای، از طرحِ و بیان مطالبات اولیه‏اش پس نه کشیده است. صدای کارگر، هم‏واره رسا و به تعبیر دقیق‏تر، کاستی کار، نه در تجمعات «بی‏صدا و یا کم تأثیر» کارگران، بلکه در بی‏صدایی، در ناتوانی و در ضعف مزمن و طولانی، و مهم‏تر از همۀ این‏ها در فقدان حمایت عملی به‏اصطلاح مدافعین جنبش کارگری‏ست. در حقیقت میادین اعتراضات کارگری زنده است و در عوض «سازمان» و یا «حزب» مدعی وی، کم‏سو و بی‏صداست. به یقین یکی از این «سازمان‏ها» و «احزاب»، «حزب کمونیست کارگری ایران» می‏باشد. «حزب»ی که نه تنها کم‏ترین نقش و وظیفه‏ای در سمت و سو دادن جنبش‏های اعتراضی ندارد بلکه با طرحِ شعارهای غیر عملی و با «فرامین» خسران‏زا، و بدنباله، بدون مسئولیت‏پذیری کمونیستی، در فکر گوشت دم توپ قرار دادن بیش از این کارگران، قوم و خویشان، زنان و فرزندان آنان و آن‏هم در مقابل اراذل و اوباشان و دیگر نهادهای سرکوب‏گر وابسته به نظام می‏باشد.
در اطلاعیۀ «حککا»، تحت عنوان «کارگران میتوانند جلو تعطیل کارخانجات را بگیرند» آمده است: » «باید به تجربه دریافته باشیم کهتجمع بدون صدا و بدون انعکاس کم تاثیر است….. اولین قدم این است که کلیه اعضای خانواده‌هایتان را تشویق کنید به شما ملحق شوند. اعتراضتان را به مرکز شهر بکشانید و راهپیمایی کنید. شعارهای مناسب انتخاب کنید و مردم را به همبستگی با خود دعوت کنید. تلاش کنید اعتراض شما هرچه بیشتر در رسانه‌هایی مانند کانال جدید و در مدیای اجتماعی منعکس شود. قدم دیگر این است که با مراکز دیگری که در شهرتان با مشکل مشابهی دست و پنجه نرم می‌کنند تماس بگیرید و اعتراضات مشترک با حضور خانواده های خود را در مراکز شهر سازمان بدهید. هرجا که می‌توانید در مراکز شهرها چادر بزنید و تحصن کنید…… شیوه‌های تازه مبارزه را در پیش بگیرید. حزب کمونیست کارگری با تمام قوا همراه شما است.» – تاکیدات از من –
جامعه و جنبش کارگری غرق در اعتراض، تنش و درگیری با حاکمان و دار و دسته‏های شان است و به‏اصطلاح مدافعین و حامیان مردم و طبقۀ کارگر، در فکر صدور و فرامینی هم‏چون، «در مراکز شهرها چادر بزنید» و یا علیۀ استثمارگران و سرکوبگران «بپا خیزید» می‏باشند!! جامعۀ کارگری و علی‏رغم سرکوب و بگیر و به بندهای ممتدِ سرکوب‏گران رژیم جمهوری اسلامی، و بر خلاف باب و میل اپوزیسیون خارج از کشوری، دارد راه خود را در پیش می‏گیرد و نظام را به چالش می کشد. نظام در این چندین دهه و آن‏هم به بهانه‏های واهی، دهان و زبان بُرید و به زندان انداخت، تا کارگر را از خواسته‏های‏اش باز دارد. با این اوصاف دعوت کارگران به شیوه‏های اعتراضی خسران‏ساز، و مهم‏تر از همۀ آن‏ها، با پا پس کشیدن «حزب» و یا «سازمان» خودی، از رو در رویی عملی با ارگان‏های هار نظام، چیزی جز، اتخاذ سیاست‏های غیر کمونیستی پیرامون رخ‏دادهای اعتراضی کارگران نیست. جامعۀ کارگری، بیش از توان‏اش در میدان حاضر شده و شلاق خُورده است. زنده بودن و یا در حقیقت صدای رسای اعتراضی کارگران را می‏توان در میادین متفاوت تولیدی و هم‏چنین در مقابل ادارات دولتی نظام، هم‏چون شهرداری‏ها، فرمانداری‏ها و مجلس نظام دید و شنید. به یقین، تجمع اخیر کارگران در مقابل شهرداری تهران، از زمره تک نمونه‏ها پیرامون بازستانی خواسته‏های بدیهی کارگران در مقابل استثمارگران، چپاول کارفرمایان و کارخانه‏داران نبوده و نیست. جمهوری اسلامی به یاری دم و دستگاه‏های وابسته بخود دارد، شیرۀ جان کارگران را می‏مکند. دارد به بهانۀ اخلالِ در نظم تولید، اخراج‏شان می‏کند، حقوق چند ماهه و سالانه‏اش را نمی‏دهد و در بدترین شرایط ایمنی، او را وادار به کار طاقت‏فرسا می‏کند، تا چرخۀ استثمار و تولید از روال طبیعی خود باز نماند. چنین مصاف‏ها و کش و قوس‏ها، از آغازِ بر سر کار گماردن سردمداران رژیم جمهوری اسلامی قابل رویت است و وحشت و دلواپسی نظام هم، از بروز عکس‏العمل‏های بجا و بحق کارگران می‏باشد.
پیداست که طبقۀ کارگر ایران، بدلیل استثمار بی‏حد و حصر سرمایه‏داران، درس‏های اولیه و لازمۀ صنفی – سیاسی را آموخته است و در مقابل – و متأسفانه – پیداست که، مدعیان سیاسی طبقۀ کارگر، ناتوان از فراگیری آموزش‏های اولیۀ کمونیستی‏اند و بی دلیل هم نیست که، کارگران بپاخیزید، نهادهای کارگری مستقل، شورا، سندیکا و یا مجامع عمومی خود را تشکیل دهید، به سیاست‏ها و به شعارهای روتین آنان تبدیل گشته است. مدت‏هاست که «سازمان‏ها» و «احزاب پرولتری» خارج از کشوری، به جای تلاش و وصل به پایگاه‏های اجتماعی، و به جای انجام وظایف کمونیستی، در آرزوی عروج سازمان و حزب عمل در داخل‏اند. دهه‏هاست که در انتظار وقت و موقعیت «مناسب»، برای انجام وظایف «کمونیستی»شان می‏باشند!! ده‏ها نشریه، ماهنامه و خبرنامه کارگری را به اوضاع کارگران و معیشت بد اقتصادی – سیاسی کارگران اختصاص داده‏اند و بخیال خویش بر این باوراند که با جمع‏آوری، و یا با پخش اخبار اعتراضی – مبارزاتی کارگریِ بر گفته از ارگان‏های تبلیغی نظام، می‏توان، این جنبش بدون رهبری را به سر منزل مقصود رساند. به طور قطع، جنبش کارگری، بدون هدایت و بدون رهبری سالمِ کمونیستی، قادر به کسب مطالبات اولیۀاش نخواهد بودُ، هم‏چنین و بدون کمترین شک و تردیدی، جامعۀ کارگری و بمانند دیگر جنبش‏های اعتراضی، نیاز به حامیان عملی و آن‏هم در میادین تولیدی و در درون جامعه دارد. بسیج و گردآوری توده‏ها و بدنباله یکی نمودن اعتراضات پراکنده، بر عهدۀ نمایندگان سیاسی طبقۀ کارگر استُ، توهمی در آن نیست که، جنبش‏های اعتراضی پراکندۀ کارگران، بدون اتحاد و یکپارچه‏گی، قادر به احقاق حقوق پایمال شدۀشان نمی باشند. طبقۀ کارگر از اتحاد بدور است به این دلیل که، جامعه فاقد سازمانِ با برنامۀ پرولتری‏ست؛ رژیم جمهوری اسلامی سیاست سرکوب را هم‏چنان دارد پی می‏گیرد، به این دلیل که توازن قوای جامعه، به نفع جنبش‏های اعتراضی و بویژه جنبش طبقۀ کارگر نیست.
با این اوصاف دعوت کارگران به مبارزۀ وسیع‏تر- و آن‏هم بهمراهِ قوم و خویشان، زنان و فرزندان‏شان – در مقابل ارذال و اوباشان، و ارگان‏های سرکوب‏گر نظام، چیزی جز گوشت دم توپ قرار دادن آنان نیست. آشکار است‏که این‏دست نگاه‏ها به جنبش و اوضاع کارگری، چیزی جز، کج فهمی از انجام وظایف خودی در مقابل رژیم هار و خشن نیست. چرا که وظیفۀ کوتاه و دراز مدت کمونیست‏ها، نه صرفاً در حمایت نظری، در همراهی و یا پخش اخبار مبارزات اعتراضی کارگران، بلکه در سازمان‏دادن آنان و مهم‏تر از همۀ این‏ها، در به مصاف کشیدن ارگان‏های سرکوب‏گر نظام است. در حقیقت جنبش کارگری نیاز به چنین پیشقراولانِ حقیقی و سیاسی دارد. به یقین، عیار سازمان و حزب کمونیستی با چنین افکار و وظایفی رقم خواهد خُورد و معین است‏که علل نافرجامی جنبش‏های اعتراضی کارگران، و هم‏چنین بردوام ماندن نظام جمهوری اسلامی و آن‏هم بمدت چهار دهه، در فقدان سازمان و حزب رزمندۀ کمونیستی، و در فقدان مسئولیت‏پذیری «سازمان‏ها» و «احزاب» خارج از کشوری ای هم‏چون «حککا» است.
خلاصه بناصحیح است، تا مردم و طبقۀ کارگر را با شعارهای بدون پشتوانه‏های عملی، به میدانِ نبرد نابرابر فرستاد. آرمان کمونیستی و بدنباله تجارب بر جای ماندۀ جنبش‏های اعتراضی ثمربخش، به مدافعین حقیقی منافع کارگران آموخته است‏که، رشد هر جنبش اعتراضی، و هم‏چنین به ثمر نشستن آن‏ها، در گرو دخالت‏گری‏های عملی نمایندگان سیاسی طبقۀ کارگر و دیگر توده‏های ستم‏دیده است. به عبارت روشن‏تر، سردمداران نظام بر سر کار مانده‏اند، به این دلیل که، نیروی مخالف جدی و عملی، در صحن جامعه حضور ندارد. طبقۀ کارگر به خواسته‏های اولیۀ خود دست نیافته است، به این دلیل که، فاقد سازمانِ با برنامه و بسیج کننده است. جنبش طبقۀ کارگر و دیگر جنبش‏های اعتراضی، در موضع تدافعی قرار گرفته‏اند، به این دلیل که، جامعه فاقد سازمانِ تعرضی‏ست و بی‏تردید، پاسُخ حقیقی به چنین وضعیت خسران‏سازی، منوط به عروج و منوط به پا در میانی کمونیست‏های رزمنده است؛ کمونیست‏هایی که، پیشاپیشِ اعتراضات کارگری قرار گرفته و آنانرا حول شعارها و برنامه‏های پرولتری سازمان و هدایت نمایند. تنها و تنها در چنین شرایطی‏ست که طبقۀ کارگر به حقوق دیرینۀ سیاسی – اقتصادی خود دست خواهد یافت.

***

مزد حداقل در سال ١٣٩٦ و نقش شورای عالی کار در تداوم فقر مطلق کارگران

سهراب شباهنگ، اسفند ١٣٩٥

در اسفند ماه هر سال «شورای عالی کار» مرکب از نمایندگان دولت، نمایندگان کارفرمایان و به اصطلاح نمایندگان کارگران – یعنی کارگزارانی که به نام نمایندۀ کارگر از سوی دولت و کارفرما منصوب می شوند -، نشست هائی برای تعیین مزد حداقل سال بعد و میزان افزایش اسمی مزدها برگزار می کند. امسال نیز شورای عالی کار فراخوانده شده تا مانند چند دهۀ گذشته مزد ریاضت کشانه ای بر کارگران – چه آنهائی که مزد حداقل دریافت می کنند که اکثریت کارگران را تشکیل می دهند، و چه دیگر کارگران – تحمیل کند.

اکثریت عظیم مزدها در ایران در حد نصف خط فقر مطلق (یعنی مزد بقا یا مزد بخور و نمیر) و یک چهارم خط فقر نسبی است: در حال حاضر خط فقر مطلق در ایران بیش از دو میلیون تومان در ماه و خط فقر نسبی بیش از سه و نیم میلیون تومان در ماه برای یک خانوار شهری است (تعداد متوسط اعضای خانوار شهری ٤٤⁄٣ – سه و چهل و چهار صدم – اعلام شده است). ما داده های رسمی هزینۀ خانوار برای سال ١٣٩٥را در اختیار نداریم، از این رو بر اساس داده های سال ١٣٩٤ نشان می دهیم که مزد حداقل کارگران از نصف خط فقر مطلق هم کمتر است. طبق آمار بودجۀ خانوار بانک مرکزی در سال ١٣٩٤، هزینۀ متوسط ماهانۀ خوراک یک خانوار شهری ٦٩٣٩٦٩ تومان، هزینۀ متوسط ماهیانۀ مسکن، آب، برق، گاز و دیگر سوخت ها ١٠٢٩١٣٤ تومان،هزینۀ متوسط ماهیانۀ حمل و نقل ٢٤٠٢٥١ تومان و هزینۀ متوسط ماهیانۀ بهداشت و درمان ١٧١٢٤٦ تومان بوده است که مجموعاً دو میلیون و صد و سی و چهارهزار و ششصد ٢١٣٤٦٠٠ تومان در ماه می شود. می بینیم که تنها جمع این٤ قلم هزینه، تقریبا معادل سه برابر مزد حداقل در سال ١٣٩٤ (یعنی ٧١٢ هزار تومان در ماه در آن سال) است. توجه شود که ما هزینه های پوشاک، کفش، ارتباطات، آموزش، تفریح، امور فرهنگی وغیره را به حساب نیاورده ایم. اگر دیگر هزینه ها را هم به حساب آوریم مزد حداقل از یک چهارم خط فقر نسبی هم کمتر می شود.

 نقش شورای عالی کار تداوم این وضع است: یعنی تعیین مزدی که حتی کمتر از نصف مبلغ لازم برای زنده ماندن و کارکردن است، به عبارت دیگر کمتر از نصف خط فقر مطلق و کمتر از یک چهارم خط فقر نسبی؛ در حالی که نرخ سود سرمایه در ایران یکی از بالاترین نرخ های سود در جهان است.

ابزار قانونی شورای عالی کار، یا دقیق تر بگوئیم ابزار قانونی سرمایه داران و دولت سرمایه داری، در این کارزارِ ضد کارگری مادۀ ٤١ قانون کار است. ببینیم مادۀ ٤١ قانون کار چه می گوید؟ ماده ای که شورای عالی کار و متأسفانه برخی از فعالان کارگری و برخی از اقتصاددان هائی که خود را چپ و مدافع کارگر می نامند به آن چسبیده اند. متن کامل مادۀ ٤١ چنین است:

«ماده 41 – شورای عالی كار همه ساله موظف است، ميزان حداقل مزد كارگران را برای نقاط مختلف كشور و يا صنايع مختلف با توجه به معیارهای ذيل تعيين نمايد.
1 – حداقل مزد كارگران با توجه به درصد تورمي كه از طرف بانك مركزی جمهوي اسلامی ايران اعلام مي شود.
2 – حداقل مزد بدون آنكه مشخصات جسمي و روحی كارگران و ويژگي های كار محول شده را مورد توجه قرار دهد بايد به اندازه ای باشد تا زندگي يك خانواده، كه تعداد متوسط آن توسط مراحع رسمی اعلام مي شود را تامين نمايد.
تبصره – كارفرمايان موظفند كه در ازای انجام كار در ساعات تعيين شده قانونی به هيچ كارگری كمتر از حداقل مزد تعيين شده جديد پرداخت ننمايند و در صورت تخلف، ضامن تأديه مابه التفاوت مزد پرداخت شده و حداقل مزد جديد مي باشند.»

حال به بندهای ١و ٢ این ماده بپردازیم:

الف) افزایش مزد به تناسب نرخ تورم در بهترین حالت بیانگر حفظ وضع موجود یعنی خواستی محافظه کارانه است. اما در واقع خواستی قهقرائی است زیرا نه افزایش نیازها، به ویژه نیازهای فرهنگی طبقۀ کارگر، را در نظر دارد و نه رشد میانگین بارآوری کار را که باعث افزایش نرخ استثمار می شود. در واقع خواست افزایش مزد به تناسب تورم تلویحاً می پذیرد که علاوه بر استثمار موجود، تمام ثمرات رشد بارآوری کار نیز به جیب سرمایه دار ریخته شود!

در ایران چنان انباشتی از تورم، کاهش مزدهای حقیقی و سقوط قدرت خرید کارگران وجود دارد که نه تنها افزایش مزد به نسبت تورم، بلکه به نسبتی چند برابر تورم نیز برای یک زندگی عادی (متوسط هزینۀ زندگی خانوار شهری براساس آمار خانوار بانک مرکزی) کافی نیست. بررسی های متعددی نشان داده اند که حتی اگر از سال ١٣٥٨ تا کنون مزدها به تناسب تورم افزایش می یافتند باز مزد حداقلی که به این ترتیب برای سال ١٣٩٥ تعیین می شد از خط فقر مطلق در این سال بسیار پایین تر می بود.

ب) تعیین مزد بر حسب «سبد هزینۀ خانوار» با استناد به بند ٢ مادۀ ٤١ به خاطر مبهم بودن این بند گرهی از کار باز نمی کند. بند ٢ مادۀ ٤١ می گوید: «حداقل مزد بدون آنکه مشخصات جسمی و روحی کارگران و ویژگی های کار محول شده را مورد توجـه قـرار دهد باید به اندازه ای باشد تا زندگی یک خانواده، که تعداد متوسط آن توسط مراجع رسمی اعلام می شود را تأمین نماید». در واقع واژۀ «تأمین» در این بند مبهم است و تعریف روشنی ندارد.

امسال شورای عالی کار با توسل به بند ٢ مادۀ ٤١ و با تکیه بر جدول « سبد غذائی مطلوب برای جامعۀ ایرانی» از انتشارات «وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی» و «انستیتو تغدیه»، رقم ٢٤٨٠٠٠٠ تومان در ماه را برای سبد هزینۀ زندگی اعلام کرده است.

جدول مورد نظر را که لیست و مقدار مواد غذائی لازم سرانه در آن مندرج است (جدول شمارۀ ١٢) در این نشانی می توان یافت: http://portal.arakmu.ac.ir/portal/File/ShowFile.aspx?ID=d8f9eae9-e8ae-477b-b237-1e1ca63372a1

روشن است که ٢٤٨٠٠٠٠ تومان در ماه فقط هزینۀ غذا نیست بلکه کل هزینه است. پرسشی که مطرح می شود این است که دست اندرکاران ارائۀ این رقم آن را چگونه محاسبه کرده اند؟ به نظر می رسد که محاسبۀ رقم بالا بر اساس کارهای ارنست انگل (١٨٩٦-١٨٢١) اقتصاددان و آمارگر آلمانی و مولی اورشانسکی (٢٠٠٦-١٩١٥) اقتصاددان و آمارگر آمریکائی که در ادارۀ تأمین اجتماعی آن کشور کار می کرد، صورت گرفته باشد. انگل با مطالعاتی نشان داد که نسبت هزینۀ مواد خوراکی یک خانوار به کل درآمد خانوار با مقدار درآمد خانوار نسبت معکوس دارد. یعنی اگر درآمد خانوار زیاد شود به رغم آنکه هزینۀ مواد خوراکی اش هم زیاد می شود اما نسبت هزینۀ مواد خوراکی به کل درآمد کاهش می یابد. مثلا اگر خانواری با یک میلیون تومان درآمد در ماه به طور متوسط ٤٠٠ هزار تومان صرف مواد غذائی کند نسبت هزینۀ مواد خوراکی به در آمدش ٤٠% خواهد بود. حال اگر درآمد این خانوار سه برابر شود یعنی به سه میلیون تومان در ماه برسد نسبت هزینۀ مواد خوراکی به درآمدش کمتر از ٤٠% خواهد گردید. یعنی در حالت دوم ممکن است ٨٠٠ یا ٩٠٠ هزار تومان صرف مواد خوراکی کند که هر چند به طور مطلق از هزینۀ خوراکی قبلی اش بیشتر است اما نسبت آن به درآمد کنونی اش کمتر از نسبت قبلی است.

مولی اورشانسکی در دهۀ ١٩٦٠هزینۀ مواد خوراکی خانوارهای فقیر آمریکائی را محاسبه کرد و ملاحظه نمود که این خانوارها حدود یک سوم درآمد خود را صرف خوراک می کنند. از این رو معیاری برای خط فقر یا آستانۀ فقر در آمریکا تعریف کرد که عبارت بود از سه برابر هزینۀ سبد مواد خوراکی حداقل.

دست اندرکاران محاسبۀ هزینۀ سبد خانوار هم ظاهراً این کار را کرده اند. یعنی سبد هزینۀ خوراکی بر اساس جدول شمارۀ ١٢ « سبد غذائی مطلوب برای جامعۀ ایرانی» را به اعتراف خود بر اساس پائین ترین قیمت های اقلام این جدول محاسبه کرده اند. سپس رقم حاصل را به عدد ٢٧⁄٠ تقسیم کرده اند (چون بر اساس داده های بانک مرکزی، نسبت هزینۀ مواد خوراکی به درآمد دهک های پائین اجتماعی در ایران٢٧ ⁄٠ است) و بدین سان به رقم ٢٤٨٠٠٠٠ تومان در ماه رسیده اند. آنها به طور شفاف از هزینۀ سبد خوراکی حرفی نزده اند، اما روشن است که مبلغ هزینۀ سبد خوراکی مورد نظر آنها برابر٦٦٩٦٠٠ = ٢٧⁄٠ ×٢٤٨٠٠٠٠ تومان فرض شده است. به عبارت دیگر دست اندرکاران ارائۀ رقم ٢٤٨٠٠٠٠ تومان در ماه فرض کرده اند که سبد هزینۀ خوراکی یک خانوار ٥⁄٣ نفری معادل ٦٦٩٦٠٠ تومان در ماه است.

ببینیم این رقم چقدر به واقعیت نزدیک است؟ طبق سند « نتایج بررسی بودجۀ خانوار شهری سال١٣٩٤» از انتشارات بانک مرکزی (آبان ١٣٩٥)، هزینۀ سالیانۀ خوراکی ها و آشامیدنی های خانوار ٤٤⁄٣ نفری برابر٨٣٢٧٦٣١٥ ریال در سال و یا ٦٩٣٩٦٩ تومان درماه بوده است که برای خانوار٥⁄٣ نفری برابر٧٠٦٠٧٣ =  × ٦٩٣٩٦٩ تومان در ماه می شود. بدین سان، حتی اگر روش محاسبۀ ارائه دهندگان رقم ٢٤٨٠٠٠٠ تومان در ماه را بپذیریم (که نشان خواهیم داد این روش به لحاظ اصولی قابل قبول نیست)، سبد هزینۀ خانوار٥⁄٣ نفری در سال ١٣٩٤ (و نه در سال ١٣٩٦) برابر خواهد بود با  و یا ٢٦١٥٠٨٥ تومان درماه و نه ٢٤٨٠٠٠٠ تومان. برای تعیین سبد هزینۀ زندگی در سال ١٣٩٦ باید این مبلغ را به نسبت تورم در سال ١٣٩٥ و تورم قابل انتظار در سال ١٣٩٦ افزایش داد (چون از هزینۀ زندگی در سال١٣٩٦ حرف می زنیم و نه از سال ١٣٩٤). اگر نرخ تورم در سال ١٣٩٥ و نرخ تورم قابل انتظار در سال ١٣٩٦ را به ترتیب ٥⁄٩ و ٥⁄١٠ درصد فرض کنیم (طبق تخمین روزنامۀ دنیای اقتصاد مورخ ١١اسفند ٩٥)، در این صورت سبد هزینۀ خانوار٥⁄٣ نفری در سال ١٣٩٦ معادل ٣١٦٤١٨٧ تومان در ماه خواهد شد. اگر برای سهولت در خواندن ارقام را گرد کنیم رقم دست اندرکاران شورای عالی کار برای سبد هزینه معادل ٥⁄٢ میلیون تومان و رقمی که ما بر اساس همان روش حساب کردیم ٢⁄٣ میلیون تومان خواهد بود. به عبارت دیگر ارائه دهنگان فرمول معجزآسای شورای عالی کار مرتکب «اشتباه ناچیزی» معادل ٧٠٠ هزار تومان در ماه شده اند!

اما اشکال اصلی تنها این اشتباه شبیه به تقلب در محاسبه نیست. اِشکال اصلی این است که روش فوق، چنانکه در بالا اشاره شد، روشی برای محاسبۀ خط فقر است و تمام تلاش هائی که کسانی مانند اورشانسکی و دیگران انجام دادند این بود که دریچۀ اطمینانی برای جلوگیری از انفجار اجتماعی پیدا کنند. اما باید گفت هدف کارگران و مبارزات آنها این نیست که به خط فقر برسند بلکه هدف آنها محو استثمار و کار مزدی است و هر قدم در مبارزه تنها با چنین چشم اندازی می تواند تغییری واقعی و مطلوب در زندگی کارگران به وجود آورد. در روشی که دست اندرکاران شورای عالی کار ارائه می دهند سرمایه داران و دولت همه چیز زندگی کارگران و حتی اینکه چه چیزی و چه مقدار بخورند یا بیاشامند را تعیین می کنند آن هم با کمترین قیمت و پائین ترین کیفیت. در بهترین حالت با کارگران مانند افراد صغیر و یا محجوری  که باید زیر سرپرستی «بزرگان» و «قیم» ها باشند رفتار می کنند. در این میان افراد ناآگاه، محافظه کار و یا خود فروخته ای هم پیدا می شوند که بذر نومیدی و بی اعتمادی به خود در میان کارگران می پاشند و یا ایدۀ «کندن موئی از خرس غنیمت است» را تبلیغ می کنند. چنین ایده ای نمی تواند استراتژی و یا حتی تاکتیک کارگران باشد: طبقه ای که بزرگترین نیروی جامعه و بزرگترین و مطمئن ترین نیروی تغییر انقلابی جامعه را تشکیل می دهد.

کارگران مزدی ایران بزرگترین طبقۀ اجتماعی کشورند و با اعضای خانواده هایشان اکثریت مطلق جمعیت کشور را تشکیل می دهند (٦٠ درصد یا بالاتر). کارگران مزدی همچنین تولید کنندۀ بخش اعظم ثروت اجتماعی اند (حدود ٨٠ درصد یا بیشتر). از این رو طبیعی است که دست کم مزدی معادل هزینۀ متوسط یک خانوار شهری داشته باشند. هزینۀ متوسط خانوار شهری براساس آمار هزینۀ خانوار می تواند مبنا و معیاری برای مزد حداقل باشد. اگر مزد حداقل برای سال ١٣٩٦بر این مبنا محاسبه شود به مبلغی معادل چهار میلیون تومان در ماه یا کمی بیشتر خواهیم رسید. برای اینکه قدرت خرید چنین مزدی حفظ شود و تا حدی افزایش نرخ استثمار مهار گردد، چنین مزد حداقلی باید هر سال به تناسب تورم و رشد بارآوری متوسط کار افزایش یاید.

ث) اقتصاد ایران در وضعیت و ظرفیت کنونی آن (و نه فقط براساس «سطح و توان نیروهای مولد» و توانی که می تواند داشته باشد) و به رغم تمام ضعف ها و مشکلاتش، توانائی تحمل مزد حداقل معادل چهارمیلیون تومان در ماه و مزدهای بالاتر از حداقل (برای مهارت های بالا و یا سابقۀ کار، ابعاد خانواده و غیره) را دارد. پرداخت چنین مزدی به هیج رو باعث ته کشیدن منابع برای سرمایه گذاری و هزینه های عمومی نخواهد شد.

برخلاف تبلیغات اقتصاددانان بورژوا و دنباله روان آنها در درون جنبش کارگری، افزایش مزد موجب تورم نمی شود هرچند ممکن است باعث کاهش نرخ سود گردد.

تا شیوۀ تولید سرمایه داری و نظام کارِ مزدی ادامه داشته باشد موقعیت کارگران از طبقه ای استثمار شونده و زیر ستم به انسان هائی آزاد از ستم و استثمار تحول نخواهد یافت و هیچ میزانی از افزایش مزد باعث چنین تحولی نمی گردد. پرچم طبقۀ کارگر، همان گونه که مارکس بیش از ١٥٠ سال پیش در «مزد، بها، سود» گفته، نه «مزد عادلانه» بلکه «الغای نظام کارِ مزدی» است که با برانداختن نظام سرمایه داری و استقرار سوسیالیسم می تواند تحقق یاد.

افزایش مزد می تواند تا اندازه ای وضعیت اقتصادی کارگران را بهبود بخشد و اگر مبارزه برای افزایش مزد با آگاهی طبقۀ کارگر از وضعیت خود و جامعه و تحول آن و چشم اندازی روشن برای دگرگونی جامعه در جهت محو استثمار و طبقات همراه باشد، می تواند زمینه را نه تنها برای بهبود نسبی وضع کارگران، بلکه برای گسترش مبارزۀ آنان نیز فراهم سازد و در نهایت تلاش تاریخی کارگران برای برانداختن سرمایه داری و نظام کارِ مزدی را تقویت کند. از این رو مبارزه برای افزایش مزد، همچنان که مبارزه برای دیگر خواست های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و فرهنگی طبقۀ کارگر تا محو کامل شیوۀ تولید سرمایه داری و نظام کارِ مزدی، تعطیل بردار نیست.

 

***

از حق بر پایی اعتراضات جمعی در مذاکرات تعیین مزد استفاده کنیم

طی سالیان به بهانه های افزایش تورم، رکود، رونق اقتصادی و…فقر گسترده با دستمزد فعلی هشتصد و دوازده هزار تومان به کارگران تحمیل شده است. در حالی که حقوق های مدیران چند ده میلیونی می باشد. و اخیرا با تصویب قانون، به اصطلاح برای کنترل حقوق مدیران سقف پرداختی شان را دوازده میلیون و ششصد هزار تومان تعیین کرده اند که بیش از پانزده برابر حداقل دستمزد کارگران می باشد و این حقوق قطعا جدا از فراهم نمودن امکانات تهیه مسکن، اتومبیل، آموزش، درمان و غیره برای آنان است. صاحبان سرمایه و مدیران مذکور همواره برای حفظ و گسترش منافع و ثروت اندوزی خود به بهانه های عوام فریبانه در تحمیل دستمزد ناچیز برای کارگران از هیچ تلاشی دریغ نکرده اند.

کارگران که اکثریت مطلق جامعه را تشکیل می دهند  در طول سالیان، به تدریج بر محرومیت شان از حداقل های معیشت افزوده شده است تا جایی که کار گروه مزد شورای عالی کار که نظر دولت در آن غالب است سبد معیشت خانوار 3.5 نفره را دو میلیون و چهار صد وهشتاد و نه هزار تومان که سه برابرحداقل دستمزد فعلی می باشد اعلام کرده است. در حالی که از دید کارشناسان اقتصادی مستقل و عموم کارگران برآورد کار گروه مذکور از حداقل های هزینه ی سبد معیشت خانوار بسیار کمتر از واقعیات جامعه می باشد. و برای تامین هزینه های خوراک، پوشاک، مسکن، آموزش، ورزش، تفریح، بهداشت و درمان و…لازم است حداقل دستمزد کارگران بیش از چهار میلیون تومان تعیین گردد.

برای برون رفت از این شرایط اسفبار می بایست سندیکاها و تشکل های مستقل کارگری که بر آمده از کارگران می باشد ایجاد گردد تا نمایندگان واقعی کارگران با استفاده از ظرفیت اجتماعات اعتراضی و اعتصاب، تعیین دستمزد واقعی برای کارگران را در چانه زنی های مربوطه محقق کنند. در حالی که هم اکنون نمایندگان تشکل های فرمایشی و دست ساز دولتی بنا بر ماهیت وجودی شان که متکی و برآمده از بدنه کارگران نیستند در چانه زنی های تعیین دستمزد حضور دارند. این تشکل های به ظاهر کارگری خط  قرمزهای حاکمیت برای عدم استفاده از اعتراضات و اعتصابات کارگران در مذاکرات را پذیرفته اند و متاسفانه  فقر مطلق امروز کارگران نتیجه ی همین روند تحمیل شده درچانه زنی های تعیین دستمزد و … بوده است.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه فشار، تهدید، اخراج و زندانی شدن اعضای سندیکا و دیگر فعالین کارگری که در جهت دفاع از حقوق کارگران توسط نهادهای پلیسی، امنیتی و قضایی  اعمال می شود را محکوم می کند و اعلام می دارد همچون گذشته برای دفاع از حقوق حقه کارگران از جمله تعیین حداقل دستمزد در برابر ظلم و ستم و بی عدالتی ها بر کارگران سکوت نخواهد کرد.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

21 اسنفد ماه 95

http://vahedsyndica.com/archive/2631

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: