اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

به مناسبت روز جهانی زن نقش زنان مبارز در انقلاب عظیم روسیه: الکساندرا کولنتای، مترجم: احمد مزارعی

زنان قهرمان در انقلاب اکتبر یک ارتش کامل بودند واگر بعضی از نامهایشان به فراموشی سپرده شود، اما اینکه آنها جانشان را در راه پیروزی انقلاب فدا کردند ، به این معنی میباشد که آنها در همه دستاوردها وامتیازاتی که انسان امروزدر اتحاد شوروی سوسیالیستی از آن برخودار است شریک هستند. جای بحث وجدل نیست که بدون مشارکت زنان امکان پیروزی انقلاب اکتبر وجود نداشت.

به مناسبت روز جهانی زن

نقش زنان مبارز در انقلاب عظیم روسیه

نوشته: الکساندرا کولنتای

مترجم: احمد مزارعی، هشتم مارچ 2016

زنانی که در انقلاب عظیم روسیه شرکت کردند ، چه کسانی بودند؟ آیا زنانی منفرد ومنزوی بودند؟ نه، به هیچوجه، اکثریت آنها ، دهها ، بلکه صدها هزار نفر از آنها که در میانشان قهرمانانی گمنام نیز فراوان بودند، شانه به شانه یکدیگر ودر کنار کارگران وکشاورزان ، در پشت پرچم سرخ ودر زیرشعار زندگی شورائی بر ویرانه های کاخهای حکومت مذهبی تزار های روسیه گذر کرده وآینده ای نوین را برای خود رقم زدند.

اگر نگاهی به گذشته بیندازیم به وضوح مشاهده خواهیم کرد که آن مجموعه زنان قهرمانی که انقلاب اکتبر را خلق کرده واز آن حمایت کردند ، کسانی بودند که در روستاها ی فقر زده ای که در نتیجه جنگ مخروبه وغارت شده بود، با حجابی بر سر که امروز به روبانی سرخ تبدیل شده است زندگی میکردند، از گرسنگی رنج میبردند، آنها عمدتا دامنی بلند مندرس وپالتویی زمستانی که سراسرش وصله وپینه شده بود، برتن داشتند.اینها عمدتا زنان جوان وپیر ، زنان کارگر ، زنان سربازان وکشاورزان ویا زنان خانه دار فقیر شهرها وروستاها بودند .در آن روزها بسیارکمیاب بود بلکه به ندرت دیده میشد که کارمندان زن ویا زنان متخصص ودر مجموع زنان روشنفکر وتحصیلکرده در مبارزات اجتماعی شرکت داشته باشند، بدون شک در آنجا بعضی زنان روشنفکر نیز بودند که پرچم سرخ را بسوی پیروزی به دوش کشیدند، آنها شامل آموزگاران، کارمندان، پزشکان ، دانشجویان دختر دانشگاهها ودانش آموزان دختردبیرستانها میشدند.

این زنان با عزم جزم، شجاعت واز خود گذشتگی به هرکجا که به وجودشان نیاز بود بیدرنگ میشتافتند . جبهه جنگ؟ آری ، کلاه سربازی زنان را بر سر گذاشته وتبدیل به جنگ آوران ارتش سرخ شدند. وهنگامی که نواری سرخ بر سر می بستند ، معنایش این بود که در مراکز اورژانس وکمکهای اولیه هستند ودرمقابله با «کرنسکی»(1) در جبهه گاچینا ، انجام وظیفه میکنند ، این زنان همچنین در مراکز مخابرات ارتش سرخ نیز فعالیت داشتند. آنها با شور وهیجان و امید وصف نا پذیری کار میکردندزیرا یقین داشتند که امر بسیار با اهمیتی در حال وقوع میباشد وهریک از آنها بمثابه قطعه کوچکی در موتور بزرگ انقلابند..

در روستاها ، زنانی که شوهرانشان به جبهه های جنگ فرستاده شده بود، زمینهای کشاورزی را از اربابانی که قرنها خون کشاورزان را مکیده بودند به زور پس گرفته وبه کنترل خود درآورد ند وآنها را با خواری وخفت از روستاها بیرون ریختند . هنگامی انسان حوادث روزهای انقلاب اکتبر را به یاد میآورد، چهره منفردی را نمیبیند، بر عکس انبوهی از جماعتی میبیند که به شمارش در نمیآیند همچون موجهایی از انسانها وبه هرکجا که نگاه میکردی تجمعات ، گردهمآیی وتظاهرات بود.

علیرغم اینکه این زنان تا آن لحظه یقین کامل نداشتند که چه میخواهند ویا به طور دقیق برای چه چیزی مبارزه میکنند، اما یک چیز میدانستند وآن اینکه از این پس بار جنگ را تحمل نخواهند کرد ویا اینکه از این پس مالکان وثروتمندان در میانشان نخواهد بود وخود بر سر نوشت خویش حاکم خواهند بود. در سال 1917، محیط عظیم انسانی در روسیه به فوران وقطعیت  درآمدوتشکیل دهنده اصلی این فوران بزرک را زنها تشکیل میدادند.

در روزگاری نه چندان دور تاریخنویسان در مورد فعالیتهای قهرمانان گمنام زنانی خواهند نوشت که در جبهه ها بوسیله گلوله های ارتش سفید امپریالیستی به خون در غلتیدند، زنانی که محرومیتهای عظیمی را در سالهای اولیه قبل از پیروزی انقلاب با خود حمل میکردند، اما علیرغم همه آن محرومیتها پرچم سرخ حکومت شوراها وکمونیسم را بر افراشته نگهداشتند، زنان قهرمان وگمنامی که در گرماگرم انقلاب عظیم اکتوبر جان خودرا در راه زندگی نوینی برای توده های کارگر فدا نمودند، زنانی که جمهوری جوان ما ، امروز به احترامشان سر تعظیم فرو میآورد زیرا جوانان امروز با شور وشوق وحماس مشغول بنای ساختمان سوسیالیسم هستند.

نادیجیدا کنستانتینوونا کرپسکایا

اما بطور حتم در این دنیای زنان که همگی دارای کلاههای قرمز ومدالهای فراوانند، شخصیتهائی نیز میدرخشند که تاریخ نویسان هنگام نوشتن تاریخ انقلاب عظیم اکتوبر ورهبر آن لنین ، درمقابل زندگی آن شخصیتها ، مکث کرده واهمیت ویژه ای برایشان قائل میشوند.اولین شخصیت بارز در این مورد ، رفیق صمیمی لنین ، نا دیجیدا کنستانتینوونا کرپسکایا میباشد که لباس خاکستری وخالی از هرگونه نقشی میپوشید وبا تمام کوشش در پشت درهای دفاتر حزبی وبه دور از هرگونه سر وصدائی به فعالیت میپرداخت.کروپسکایا به آرامی از این گوشه به پشت آن ستون حرکت میکرد واز این گردهمایی به آن دیگری، اما وی همه چیز را با دقت وکنجکاوی میدید ومی شنید، حوادث را دنبال میکرد آنچنانکه در ادامه میتوانست گزارش مفصلی به لنین بدهدوالبته وی تحلیل وملاحظات خاص خودرا نیز داشت که بسیار هشیارانه بر روی مجموعه مسائل نظر افکنده شده بود.

در آنروزها کروپسکایا نه فقط در مذاکرات وجدلهای بسیار داغ وپیچیده که بمثابه توفانی در حزب بلشویک به حساب میآمد، شرکت داشت بلکه در جدل بسیار مهمتری در مورد این قضیه حیاتی نیز شرکت خستگی ناپذیر داشت ، وآن اینکه آیا شوراها میتوانند بر حکومت تسلط پیدا کنند یا نه ؟ آری کروپسکایا در این در این لحظات حساس بمثابه بازوی راست ولاد یمیر ایلیچ عمل میکرد وبا تمام توان از پیروزی شوراها صحبت میداشت ، وی در بعضی موارد با دادن تحلیل حتی در جلسات حزبی نیز شرکت میکرد. کروپسکایا بدون اینکه در عقیده خود تغییری دهد براین امر پافشاری وایستادگی نمود واین در زمانی بود که بسیاری از رفقای ثابت قدم حزبی دچار شک شده وایمانشان را نسبت به پیروزی شوراها از دست دادند.وی بر این باور استوار بود که قضیه پیروزی شوراها حتمی است وایمان خودرا به این قضیه در میان همگان اشاعه میداد……/

یلینا دیمترییونا ستاسووا

در اینجا با شخصیت دیگری از پیشگامان انقلاب اکتبر روبرو هستیم، وی نیز رفیق صمیمی ولادیمیر ایلیچ، رفیق مبارزه در خلال سالهای سخت در مبارزه مخفیانه زیرزمینی ، سکرتر کمیته مرکزی حزب، یلینا دیمتر ییونا ستاسوفا . او با پیشانی باز در همه جا حضور داشت، با انضباطی منحصر به فرد وقدرتی استثنائی برای انجام کار وهمچنین مشخص نمودن موقعیت هر فردی برای کاری مناسب  ، وی با قد بلندش جزء اولین کسانی بود که میشد او رادر میان فعالین شوراها ودر قصر تاوریشیسکسی مشاهده کرد، سپس در منزل کشینسکایا واخیرا در اسمولنی.یلینا همیشه دفتری در دست داشت تا ملاحظات خودرا تدوین کند، همیشه در اطرافش عده زیادی از فرستادگان جبهه ، کارگران وسربازان گارد سرخ، کارگران زن واعضای حزب ومجالس کارگری حضور داشتند تا دستوراتی بگیرند ویا به سئولاتشان پاسخ داده شود.

استاسوفا مسئولیتهای بسیار مهمی را به عهده داشت واگر رفیقی در آنروزهای توفانی، در تنگنا قرار میگرفت ویا نیازی داشت فورا حاضر بود تا از وی حمایت کند.وی همیشه غرق در کار بود وبارهای سنگینی را با خود حمل میکردودائما در موقعیت خود حضور داشت، اما هیچوقت اصرارنداشت که خودرا در صف اول قرار دهد، برای ریاست کار نمیکردواز اینکه محور باشد متنفر بود، همه هم وغم ونگرانیش پیروزی شوراها بود .

استاسوفا در راه پیشبرد امر کمونیسم شور وشوق بسیار داشت، دراین راه دردهای زیادی را همچون تبعید، و بازداشت در زندانهای قیصر منحمل شد بطوری که بعد از سالها خلاصی از زندان علیل واز نظر سلامتی با مشکلات زیادی روبرو بود، اما در مورد قضیه شوراها همچون پولاد سخت بود وعلیرغم همه اینها از رنج رفقایش متآثر میشدودر پاسخ دهی به نیازهای آنان مانند زنی عمل میکرد که دارای قلبی گرم ومهربان است.

نیکولاییوا ، سامویلووا ، آرماند…ودیگران

کلا یا نیکولاییوا، کارگری بسیار متواضع بود که در اوا ئل سال 1908 که دوره عقب نشینی حزبی بود به بلشویکها پیوست ، وی نیز مورد دستگیری ، تبعید وزندان واقع شد. در سال 1917 ، به لنینگراد باز گشت ودر راس انتشار اولین مجله زنان کارگر بنام «کومیو نیستکا» قرارگرفت، وی همچنان جوان بود که در کارهایش شتاب به خرج میداد وصبرش نیز لبریز میشد،اما پرچم انقلاب را با عزم جزم بر افراشته نگهمیداشت، وی با جرآت اعلام نمود که کارگران وزنان سربازان و همچنین زنان کشاورز باید به حزب کمونیست بپیوندند ، وی این شعار را در رآس کار خود قرار داد: «زنان ! بسوی جنبش حرکت کنید، به سوی دفاع از شوراها وکمونیسم!».

نیکولاییوا، در تظاهرات شرکت میکرد وعلیرغم اینکه هنوز اعتماد به نفس کامل نداشت ، برای زحمتکشان سخنرانی مینمود، اما وی موفق شد که افکار مردم را بسوی خود جلب کند وبسیاری از وی تبعیت کردند، وی جزء کسانی بود که سنگینیهای زیادی را بر شانه حمل میکردتا راه مشارکت گسترده زنان را بسوی انقلاب هموار سازد، وی همچنین جزء کسانی بود که در دوجبهه نبرد میکرد ، جبهه برقراری حکومت شوراها وکمونیسم، وهمزمان مبارزه برای آزادی زنان.

نامهائی همچون کلاودیا نیکولاییوا وکونکوردیا سامویلووا، که در سال 1921، به علت ابتلا به بیماری کولیرا در حین انجام وظیفه جان خود را از دست داد ، نامهائی هستند که رابطه بسیار تنگاتنگی با گامهای اولیه بسیار شاق برای جنبش زنان کارگر بویژه در لنینگراد دارند. کونکوردیا سامویلووا یک کارگر عضو حزب کمونیست بود که ویژگی خاصی در از خود گذشتگی وفدا کاری، بیمانندی داشت ، وی سخنرانی ماهر وبا لیاقت بود ومیدانست که چگونه قلب زنان زحمتکش را در اسارت خود نگهدارد، همه کسانی که دوشادوش وی مبارزه کرده بودند وی را بیاد میآورند، بسیار متواضع وقیافه ای ساده داشت ، اما در مورد اجرای تصمیمات حزبی بسیار جدی بود، چه با خود ویا با دیگران یکسان سختگیر بود.

اینسا آرماند، دارای شخصیتی رقیق القلب وسحر انگیز بودوتوجه اطرافیانش را به شیوه خاصی بسوی خود جلب مینمود، برای کارهای حزبی که در خدمت آماده سازی زمینه انقلاب اکتوبر بود بسیار اهمیت میداد وجزء کسانی بود که سهم زیادی برای ابداع و اسلوب چگونگی کار کردن حزبی در میان زنان داشت، علیرغم همه خصلتهای زنانگی ورقت اخلاق یک انسان مونث، آرماندو بسیار قوی بود ودر باورهای انقلابی که داشت یک ذره شک وارد نمیکرد، وی سر سختانه از همه باورهای خود که به درستی آنها باور داشت ، حتی در مقابله با سر سخت ترین مخالفان  خود با کمال حزم و جزم دفاع میکرد. بعد از پیروزی انقلاب کمونیستی ، آرماندو همه توانائیهای خودرا در خدمت جنبش گسترده تشکلات زنان شوروی قرارداد.

فار فارا نیکولا ییونا

فارفارا نیکلا ییونا، وظایف بسیار ، مهمی رادر روزهای بسیار سخت وتعیین کننده انقلاب اکتوبر در موسکو به انجام رسانید ، در میدانهای نبرد، در پشت سنگر ، آری فار فارا، تصمیماتی خلاق اتخاذ کرد که تنها شایسته یک رهبر حزبی میتوانست باشد…./ بسیاری از رفقا به تصمیمات وشجاعتهای بی نظیر وی در جبهه های نبرد اعتراف کردندف همچنین به فریاد بلند ورسایش در گرماگرم معرکه : به پیش ! بسوی پیروزی ! .اری فریاد وی بمثابه روح والهام تازه ای بود که در جان افراد متردد وبیمناک دمیده شد.

هرچه بیشتر نام زنانی را که در انقلاب اکتوبرو پیروزی آن شرکت کردند بیاد میآوریم ، بازهم به نام زنان وچهره های سحر انگیز دیگری برمیخوریم .آیا میتوان از ستایش نام ویرا سلوتسکایا غافل بمانیم ؟ این انقلابی از خود گذشته با تمام ایمانش به آماده سازی زمینه انقلاب کوشش نمود ، وی در خط مقدم جبهه ارتش سرخ در نزدیکی پتروگراد میرزمیدودر همانجا با شلیک گلوله قزاقها به قتل رسید.

آیا میتوان یوفجینا بووش، با آن طبع آتشینش که دائما آماده ورود به جبهه برای جنگ بود فراموش کنیم ؟ وی نیز در هنگام انجام وظیفه انقلابیش در جبهه به قتل رسید.

آیا ممکن است که ندیده بگیریم ویا از ذکر دونامی که ارتباطی تنگاتنگ با زندگی وفعالیتهای لنین داشتند صرف نظر کنیم؟ دونفری که بمثابه خواهران لنین ونه رفقای مبارزه حزبی لنین بودند. آنا ایلیینشنا یلیزا رفا و ماریا ایلینشنا اولیانوفا؟ و یا رفیق فاریا ، که کارگر کارگاه راه آهن موسکو بود وهمیشه مشغول فعالیت حزبی ؟ ویا فیودروفا ، کارگر نساجی در لنینگراد با مهر ومحبت همیشگی وچهره بشاش وخندانش وجسارت یگانه اش ، هنگامی که موضوع جنگ ورفتن به سنگرها بود ؟

نشدنی است که ما بتوانیم همه آنها را بیاد بیاوریم ، حتی اگر بکوشیم بعضی از آنها را بیاد بیاوریم، باز هم بیشتر این زنان قهرمان گمنام خواهند ماند . زنان قهرمان در انقلاب اکتبر یک ارتش کامل بودند واگر بعضی از نامهایشان به فراموشی سپرده شود، اما اینکه آنها جانشان را در راه پیروزی انقلاب فدا کردند ، به این معنی میباشد که آنها در همه دستاوردها وامتیازاتی که انسان امروزدر اتحاد شوروی سوسیالیستی از آن برخودار است شریک هستند.

جای بحث وجدل نیست که بدون مشارکت زنان امکان پیروزی انقلاب اکتبر وجود نداشت.

درود بیکران ما تقدیم به همه زنان کارگری که درهنگام انقلاب اکتبر در پشت پرچم سرخ قرار گرفتند

درود به انقلاب اکتبر که زنان را آزاد ساخت

  1.  زیر نویس مترجم : کرنسکی نخست وزیر زمان انقلاب اکتبر بود که از طرف تزار روسیه برای نجات خاندان سلطنت منصوب شد، اما بتوسط شوراهای کارگران ودهقانان که زیر نظر بلشویکها عمل میکردند، سرنگون گردید.
Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 8 مارس 2017 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: