اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

زن، زمین بازی سرمایه و دین (برای گرامیداشت 8 مارس روز زن، روزِ نیمه همیشه ستمزده ی آسمان و نابرابر مانده ی زمین):

 بخش بزرگی از تبعیض حقوق زن و مرد بنا بر مدارک شفاف تورات، انجیل و قرآن ریشه در تدبیر الهی دارد… چیرگی پوچ دینی، پایگاه زن ستیزی و تبعیت کورکورانه مردمی، به ناگزیری بقای سرکردگی سرمایه دچاراست. اما، کنارزدن دخالت سیاسی یکی از آنها، بمرور پشتوانه زدودن نفوذ دیگری نیز هست! چراکه کالائی شدن چایگاه زن، و ارزش نابرابر کار زنان در بازار سودِ سرمایه برابر مردان، آنهم با مزد کمتر، کوچکترین نشانه ی این ائتلاف بدخیم می باشد… سرمایه( بیرون از اینکه او با کدام دین و مذهب، و در کدام کشور و با چگونه مزدبگیران زن و مردی سروکار داشته باشد) جز انباشت سرمایه را نمی خواهد و مذهب مدافع این ساختار و پیوسته بدنبال تضمین تسلط اراده ی سیاسی خود و اوست! و سرمایه به پشتیبانی، همبستگی و تأیید راهبران ادیان و مذاهب نیاز حیاتی دارد تا بتواند شورش گرسنگان و سرخوردگان متواتر را با وعده های پاداش آخرت و فرود به بهشت، مزدبگیران را آرام و سرکوب کند و تا حالا کرده است. سرمایه و دین در بلندای تاریخ و با پیدایش ابزار کار، تخصص و ناگزیری تقسیم کار و تولید بزرگ و فرصت بهره کشی آزادانه انسان از انسان، و بنام «سود حلال» توانستند به تلنبار ثروت 8 نفره، که بیش از دارائی نیمی از زن و مرد جهان است دست یازند. آنها پیوسته مکمل هم بوده و همچنان بنام رحمت خدائی شکم و سبیل همدیگر را چرب کرده و حامی ایجاد هرچه بیشتر مسجدها و کلیساها و کنیسه هایند… هر دگرگونی موفق تاریخی، همیشه با پیشرفت آهنگ حقوق مستقل زنان در امر دخالت سیاسی آنان در کشورها رابطه ی مستقیم داشته و دارد. بدین خاطر باید به رابطه ی برتری مرد به زن در همه ی عرصه ها پایان داد. پای آزادی عقیده و وجدان نیز تا بدانجا باز و آزاد است که بنام خدا مرد را قیم زن و ادیان را حاکم بر سرنوشت ملت ها نکند و دست کالائی سازی سرمایه از زن را ببرد…وجود انگشت شمار چند زن و اراده سیاسی آنها در چندکشور جهان نمی تواند و نباید ما را دچار توهم تردید در ستم طبقاتی مضاعف علیه زنان در این کشورها کند. نه مارگرت تاچر محافظه کار، و نه انجلا مرکل دمکرات مسیحی هیچکدام با توانائی سیاسی ایکه داشته اند متعهد به برابری سازی حقوق زم و مرد نگشته و نتوانستند در فرصت صدرات خویش به بازی ادیان و سرمایه در زمین بیدادرسی زنان پایان دهند. رهائی زنان جز با ایجاد اراده ی برابر سیاسی، آنهم جز در مسیر فراروئی بسوی سوسیالیسم، و بدون اهرم های برچیدن بهره کشی ها، و زدودن نابرابری های طبقاتی هرگز ممکن و متصور نسیت.

zanan dar iran!women in iran

زن، زمین بازی سرمایه و دین

 ((برای گرامیداشت 8 مارس روز زن، روزِ نیمه همیشه ستمزده ی آسمان و نابرابر مانده ی زمین ))

behnam11

 بهنام چنگائی

آیا این ستم تاریخی ناگوار نیست که زن آشکارا زمین بازی بهره بری سرمایه و دین بوده و می باشد؟ همزمان آیا بسیار شگفت انگیزتر نیست که امروزه با گسترش روشنگری، هنوز هم در اینجاهای پیشرفته و آنجاهای وامانده دیده می شود، زنان و مردان متعصبی وجوددارند که فرهنگ ضدزن مذاهب را پاس می دارند و پیرامون فرآیند وفاق ویرانگر «سرمایه و دین» امیدهای شان را دور ضریح آنها می چرخانند و نابرابری سازی های آن دو را می ستایند؟ تأسف انگیزتر از همه اینکه، بخش بزرگی از تبعیض حقوق زن و مرد بنا بر مدارک شفاف تورات، انجیل و قرآن ریشه در تدبیر الهی دارد، آیا دردناک نیست که زنان بسیاری همین خدای ناعادل را می پرستند؟ چرا این بخش از زنان نمی دانند در عرصه جهانی و بنام زن، و بنا بر قوانین خدا نابرابر زاده می شوند! و توسط ادیان ابراهیمی میلیاردها زن زمینگیر شده اند؟ چرا سمت گردش و چگونگی چرخش هستی اینچنین، نه تنها برای زنان ظالمانه، که برای اکثریت «نوع بشر»پائینی کمرشکن شده است؟ چرا پس از رفرماسیون مسیحیت، و پیدایش رنسانس، قدرت کلان اجتماعی همچنان در دستان مشتی «الیگارشی مالی» و «سران مذهبی»متمرکز مانده است! و بسیاری باورندارند که قدرت سیاسی مالی زنان، گرسنگان و بیدازدگان و مزدبگیران جز توسط همین چند گروه سرمایه دار و دینمدار ربوده نشده است؟ چرا زنان آگاه به تاریخ پی نبرده اند که قوانین الهی، حقوقی، مدنی موجود کشورها جز بمیل سرکردگی دینمدار و ثروتمدار تدوین نشده است؟ چرا طیفی از زنان پی نبرده که فرامین الهی و مصوبه های سیاسی اقتصادی سرمایه در کشورها جز برای غلبه بر اراده اجتماعی زنان و کارمزدان نبوده و نیست؟ اگرچه استثمارِ سرمایه، و انسان ستیزی ادیان، زن و مرد نمی شناسد؛ بااینوجود زنان بیشماری بیش از «حتی مردان تنگدست» اغلب مورد بهره کشی ها جنسی و ستم های جسمی دوبرابر بوده و دریغا که بخش بزرگی از این نیمه ی انسان همیشه مظلوم، دشمنان خود را آنچنان که بایسته آگاهی از دشمنی ادیان و غارت سرمایه سالاری باشد نمی شناسد. این تحکم، ناشی از تسلط و توهم به روابط ناعادلانه دین و سرمایه سالاری در اعماق ناخودآگاه بخشی از زنان وجوددارد.

 

چیرگی پوچ دینی، پایگاه زن ستیزی و تبعیت کورکورانه مردمی، به ناگزیری بقای سرکردگی سرمایه دچاراست. اما، کنارزدن دخالت سیاسی یکی از آنها، بمرور پشتوانه زدودن نفوذ دیگری نیز هست! چراکه کالائی شدن چایگاه زن، و ارزش نابرابر کار زنان در بازار سودِ سرمایه برابر مردان، آنهم با مزد کمتر، کوچکترین نشانه ی این ائتلاف بدخیم می باشد. همآهنگ با آن بهره کشی ها، حفظ اراده مقتدر سیاسی آنها، که در همه جای جهان با اندکی تفاوت سروری می کنند خصوصا زنان، به آمیختگی متقابل سرمایه و دین عادت کرده اند. پیوستگی، و الزام وابستگی ایکه برای دین و سرمایه ضرورتِ متقابل دارد. این هموندی رسوا و شیوه اجتناب ناپذیر کهنه، قرن ها در ضمیر سنتی جوامع رنگین (حتی در پیشرفته ترین دول غرب، بسان امپریالیسم آمریکا) هنوز بر افکار عام حاکم مانده و بر ساده انگاری مذهبیان سخت گره خورده است. سرمایه( بیرون از اینکه او با کدام دین و مذهب، و در کدام کشور و با چگونه مزدبگیران زن و مردی سروکار داشته باشد) جز انباشت سرمایه را نمی خواهد و مذهب مدافع این ساختار و پیوسته بدنبال تضمین تسلط اراده ی سیاسی خود و اوست! و سرمایه به پشتیبانی، همبستگی و تأیید راهبران ادیان و مذاهب نیاز حیاتی دارد تا بتواند شورش گرسنگان و سرخوردگان متواتر را با وعده های پاداش آخرت و فرود به بهشت، مزدبگیران را آرام و سرکوب کند و تا حالا کرده است. سرمایه و دین در بلندای تاریخ و با پیدایش ابزار کار، تخصص و ناگزیری تقسیم کار و تولید بزرگ و فرصت بهره کشی آزادانه انسان از انسان، و بنام «سود حلال» توانستند به تلنبار ثروت 8 نفره، که بیش از دارائی نیمی از زن و مرد جهان است دست یازند. آنها پیوسته مکمل هم بوده و همچنان بنام رحمت خدائی شکم و سبیل همدیگر را چرب کرده و حامی ایجاد هرچه بیشتر مسجدها و کلیساها و کنیسه هایند.

 

بی دلیل نیز نمی باشد که در اروپا و آمریکا دومین سازمان کارفرمائی، تشکل های ملی، فراملی و انتفاعی کلیساها قراردارد که دست در گلوی گرسنگان دارد و به تبع آن بخش بزرگی از سرمایه مالی بانکی هم در تملک سران ادیان و مذاهب کلیمی و مسیحی و اسلامی می باشد. امروزه شفاف تر از همیشه می بینیم که جنگ ثروت و قدرت منطقه ای میان سران مذاهب سنی شیعی با دکان پرسود، و به بهانه کیان اسلام توانست آنها را بسادگی برکول توده ها سوار و غاصب ثروت مردم کند و کرد. از سوی دیگر گستردگی دایره باند ترور شخصیت زن توسط مافیا مالی خامنه ای شیعی، و توامان یاران منطقه ای فامیل سعودی سنی در جنگ مذاهب و در این چنددهه ی حاکمیت مطلق آنها، آنچنان اوج بی شرمانه گرفت که ساختارشان مادر بربریت داعش شد، و ما با چشمان خود شاهد برده فروشان داعش از زنان ایزدی شدیم. رژیم شیعی با وجود چادر و بغچه پیچی زن در دستگاه سخیف شیعی عملا توانست سقف سنی روسپیگری را به زیر 14 سالگی برساند. حالا ما بهتر درمی یابیم تظاهر به اخلاق اسلامی، و چگونگی دامنه رشد تحقیرشدن زن در حکومت را، که چرا و چسان توانست اینگونه پست، بر شعور زمانه شلاق زند. یادآوری چارقد بسرکردن زنان سوئدی مهمان رژیم در تهران» حکایت این حکومت بی آبروست. بهمین خاطر زن در میان بازی های دین، و بعنوان قربانی سودِ سرمایه، پیوسته طعمه تله ی مذاهب شده و گرفتار خوایت آنها می ماند و در قوانین زنبارگی متمولان مالی مذهبی، از حقوق زن خبری نیست و هیچ مرز و حدود برابری با مرد را اسلام برنتابیده است. علاوه بر حق مسلم و قانونمند چندهمسری الهی برای متمولان مسلمان، دروازه ی صیغه (فاحشگی دینی) برای شان بازاست و زن مسلمان هیچ حقی در این راستا ندارد مگر تبعیت از اراده یکجانبه الهی! زن در قوانین اسلامی به بی رحمانه ترین شکل ممکن زمین مستعد بهره کشی غیراخلاقی و جنسی* مردان دارا بوده و هست. پیآمد همبستگی دین و سرمایه هرگز جایگاه ارزش برابر زن و حقوق بشر او در این دو دستگاه مردسالار هیچگاه برابر ندیده و نمی بیند. و تا بقای ساختار بهره کشی سرمایه سالارانه و اجازه ی دخالت دین در حوزه سیاست و اقتصاد اجتماعی امیدی به برابری حقوق زن و مرد نیست.

 

بدنیست بدانیم:

که خدای نه یهودیت، نه مسحیت و نه بدترتر از همه اسلامیت با این قوانین ازلی و ابدی و تغییرناپذیرش نمی تواند حقوق برابر زن و مرد را بنا بر مصلحت الهی برتابد. چرا؟ چون: بنابر روایت تورات که دودیگر هم آنرا پذیرفته اند، زن از دنده مرد آفریده شد و ناقص است. بهمین خاطر نیز در ادیان ابراهیمی زن، شامل ارج و وحی الهی نشد و استعداد پیامبری را نیافت. ناگزیر کاتولیسم و ارتدکسیسم و اسلام و شاخه سنی و شیعی آن مطلقا در چنبره مردها و علیه چالش رهبری زنان دچاراست. پروتستانتیسم اگرچه در بخش هائی مصلحتِ مدیریت، تبلیغ دینی و ارشاد زنانه دین را پذیرفته، اما به نقد بنیادی رسالت «مردسالارِ خدا» هنوز فرانروئیده است. شاید هنوز هم در میان یهودیان افراطی، بسان مسلمانان مرتجع اگر صدای زنی در خانه اش چنان بلند باشد که همسایگان بتوانند آنرا بشنوند! آن مرد حق دارد بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد. پس بی کم و کاست تورات، انجیل و قرٱن، مردان را قیم و سرپرست زنان و مسؤول حفاظت از آن‌ها می‌داند.

 

اگر از شعار پوچ»بهشت زیر پای مادران» توسط یک مشت زنباره، عقب افتاده و ریامدار مذهبی بگذریم، و بی رنگ و لعاب دینی، به اصول بنیادی و یکسویه همه آنها که کاملا مردسالار است دقت کنیم، و همزمان جهنم زندگی برای نیمی از انسان ها که زنان باشند را مسئولانه بنگریم؛ آنگاه به بی ارزشی قوانین زن ستیز ادیان از یکسو، و نابرابری حقوق انسانی در ساختار سرمایه از دیگرسو به آسانی پی خواهیم برد. وجود انگشت شمار چند زن و اراده سیاسی آنها در چندکشور جهان نمی تواند و نباید ما را دچار توهم تردید در ستم طبقاتی مضاعف علیه زنان در این کشورها کند. نه مارگرت تاچر محافظه کار، و نه انجلا مرکل دمکرات مسیحی هیچکدام با توانائی سیاسی ایکه داشته اند متعهد به برابری سازی حقوق زم و مرد نگشته و نتوانستند در فرصت صدرات خویش به بازی ادیان و سرمایه در زمین بیدادرسی زنان پایان دهند. رهائی زنان جز با ایجاد اراده ی برابر سیاسی، آنهم جز در مسیر فراروئی بسوی سوسیالیسم، و بدون اهرم های برچیدن بهره کشی ها، و زدودن نابرابری های طبقاتی هرگز ممکن و متصور نسیت. آیا این ستم های رفته بر زن ریشه ذاتی و بردباری خلقتی دارد؟ نه هرگز! بلکه ناشی از ساختار بهره کشی ست که باید با اراده ی متحد و مشترک زنان و مردان همدرد برچیده شود. » آن اندک آزادی زنان در جوامع بورژوادمکراتیک امری ضروری و مورد پشتیبانی ماست، اما معیار سنجش رهائی آنها از تسلط قوانین مردسالار دینی و اقتصادی این کشورها نیست و تا که بهاسارت دینی و چپاولشدگی سرمایه بینانجامد! هر دگرگونی موفق تاریخی، همیشه با پیشرفت آهنگ حقوق مستقل زنان در امر دخالت سیاسی آنان در کشورها رابطه ی مستقیم داشته و دارد. بدین خاطر باید به رابطه ی برتری مرد به زن در همه ی عرصه ها پایان داد. پای آزادی عقیده و وجدان نیز تا بدانجا باز و آزاد است که بنام خدا مرد را قیم زن و ادیان را حاکم بر سرنوشت ملت ها نکند و دست کالائی سازی سرمایه از زن را ببرد.

روز زن را پیشاپیش به همه زنان چهان شادباش می گویم!

بهنام چنگائی 15 اسفند 1395

 

*روزنامه گاردین در گزارشی به موضوع و اهداف زائران شیعه عراقى و … در شهر مشهد ايران پرداخته و نوشته است: با وجودی که هر ساله ده‌ها هزار زائر عراقى براى زیارت دينى که مورد احترام شیعیان است به شهر مشهد سفرمى‌كنند، اما هزاران تن از این زائران بیشتر به دنبال کامجويى جنسى و ازدواج موقت با زنان ایرانی در اين شهر هستند. در گزارش روزنامه گاردین ذکر شده است تعداد زیاد زنان روسپی و صیغه در کنار ده‌ها هتل پنج ستاره و در خیابان امام رضا در مرکز شهر مشهد، به مشتریان اینگونه زنان این امکان را می‌دهد که به سهولت به هدف خود برسند.
روزنامه بریتانیايى گاردین با اشاره به روسپیگری در شهر
مشهد نوشته است: روسپی‌ها در شهر مشهد به راحتی برای مشتریان پیدا می‌شوند و آنها با دریافت ناچیزی بین 70 تا 105  دلار تن به روسپیگری می‌دهند .این روزنامه به نقل از یک منبع مطلع افزوده‌است: بعضی از مشتری‌های پولداراز این زنان روسپی حتی به مدت یک هفته نیز استفاده جنسی می‌کنند و با آن‌ها به سفرهای خارج از شهر مشهد همچون شیراز، اصفهان و ماکن دیگر نیز می‌روند .

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 5 مارس 2017 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , , , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: