اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

تروتسکی « مظلوم »!( قهرمان رمان های بورژوآ – پلیسی ایزاک دویچر ): رضا خسروی

به مصداق این ضرب المثل قدیمی و معقول در زبان فارسی خودمان: هر سخن جائی و هر نکته مکانی دارد. رمان های سه گانه ایشان در باره عالیجناب لئون برونشتاین، ملقب به تروتسکی، همان ملاک زاده محترم اکراینی در مد نظرند – موسوم به « پیامبر مسلح و خلع سلاح شده و تبعیدی »! یک نامگذاری مغلق مذهبی و « توراتی »! که خود کلی جای حرف دارد و بی ارتباط با تعلق خاطر مرید و مرشد نسبت به صیهونیسم نیست. بزعم ایزاک دویچر، گویا تروتسکی « مظلوم »! در خاطرات اش – موسوم به « زندگی من »! بر آن بود که خود را در چارچوب تحمیلی استالین، در آن جو ایدئولوژیک بلشویسم، ایضا آلوده آئین لنین پرستی توجیه نماید. بد یا خوب، این هم یک تعبیر از خاطرات تروتسکی است. با این تعبیر جهتدار، ایزاک دویچر، براساس ادعای مکتوب خودش، مبنی براینکه در آن جو « تحمیلی، آلوده آئین لنین پرستی »! مرید تروتسکی بوده… با یک تیر دو نشان می زند. با تراشیدن یک « پیامبر معصوم »! گذشته خود را هم توجیه می کند… گویا تروتسکی در سنین 8 یا 9 سالگی چگونگی زوال یک طبقه اجتماعی را کشف کرده، در 17 یا 18 سالگی، بیگانه با فلسفه و تاریخ، با علم اقتصاد، با آثار نامداران اقصاد سیاسی کلاسیک، بدون هیچ آشنائی قبلی با موضوع متریالیسم دیالکتیک و متریالیسم تاریخی، هیچ آشنائی با کشفیات اقتصادی، با تئوری های مارکس در باره مزد و بهره مالکانه… رساله ها نوشته – رساله های « مفقود الاثر »! تمام این مسائل را شکافته، خیلی « استادانه »! مزد و بهره مالکانه را توضیح داده… یک مشت مهملات مذهبی، اراجیف خررنگ کن از این دست. پس اصلا تصادفی نیست که ایزاک دویچر، آشنا با معیشت این بچه ننر و ناز پرورده، با روحیه این نوجوان از خود راضی و لجوج و عاشق پیشه، خاصه با ماجراجوئی های عاشقانه این دلقک در مکزیک… عالیجناب لئون برونشتاین را « پیامبر… »! می خواند، از این ملاک زاده متقلب و هرزه اکراینی یک شخصیت « مقدس توراتی »! می تراشد تا قهرمان رمان های بورژوآ – پلیسی خود را بدست دهد.

trotskyism-banned

تروتسکی « مظلوم »!

( قهرمان رمان های بورژوآ – پلیسی ایزاک دویچر )

رضا خسروی

دیباچه عام

نقش ایزاک دویچر، از مریدان لهستانی تروتسکی، در اشاعه نوعی کمونیسم ستیزی « علمی »! قابل انکار نیست. اگر اشتباه نکنم، بسیاری از نقل قول های جاری در باره روابط محرمانه، توافقات در گوشی میان لنین و تروتسکی: برای ایجاد یک بلوک در قبال کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، احیای دسته بندی، فراکسیون بازی در حزب، برای کنار گذاشتن استالین، یعنی دبیر کل منتخب کمیته مرکزی… بیشتر اصطلاحات پلیسی متداول در جهان سرمایه داری: استالینیسم و توتالیتاریسم و دیکتاتوری بر پرولتاریا و… اینها همه ساخته و پرداخته همین نویسنده مکار و طلبکار و خیالپرداز است.

گویا این عضو اخراجی حزب کمونیست لهستان، اولین و یا یکی از اولین کسانی بود که تزهای مالیخولیائی تروتسکی ورشکسته در باره: انحرافات استالین، تغییر ماهیت حزب کمونیست ( بلشویک ) و دولت کاگری در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی… را در حزب کمونیست لهستان تبلیغ و ترویج کرده است – که خدا می داند. معذالک، او تا پیش از استقرار در لندن… هیچ اسم و رسمی نداشت. در لندن بود که ایزاک دویچر گل کرد و کلی بار داد. لیاقت های خود را عرضه کرد و صاحب نام شد.

ایزاک دویچر، سوای چهار مجلد کتاب نسبتا پر حجم، بیوگرافی استالین، یک مجلد و بیوگرافی تروتسکی در سه مجلد، کارهای متعدد دیگری هم دارد. باحتمال خیلی زیاد، تمام کتاب هایش، به چندین زبان زنده دنیا، از جمله بزبان فارسی خودمان، ترجمه شده و مورد استقبال هم قرار گرفته اند. بنظر من، یک ادیب زبردست، نویسنده ای تواناست. آشنائی نسبتا خوبی با مسائل سیاسی و دیپلماتیک دارد. ولی نه سیاستمدار است و نه دیپلمات. شاید، نمی خواست، یا اصلا اینکاره نبود.

ایزاک دویچر، وارث مختار نوعی نفرت هیستریک نسبت به استالین از تروتسکی، از قضا رونق تولید و مبادله، صنعت و کشاورزی و بازرگانی، افزایش سریع نیروهای مولد، در شهرها و در روستا ها، رونق اشتغال و آموزش، رفاه جمعی در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی را برسمیت می شناسد. پیشرفت های عظیم اقتصادی و اجتماعی، تحولات علمی و فنی… در دوران استالین، بقول خودش « کفاش زاده حقیر گرجی »! این دستاوردهای بزرگ تاریخی را انکار نمی کند:

در ابتدای دوران استالین، توان صنعتی روسیه، فقط اندکی بیشتر از توان صنعتی یک کشور کوچک غربی بود… اقتصاددانان روسی برای فرانسه، عقب مانده ترین کشور غربی بلحاظ توان صنعتی، احترام قائل می شدند، حال آنکه آلمان برایشان غولی بود… تکنیک آمریکائی اصلا برایشان قابل دسترسی نبود… اما حدود سال 1939 میلادی، اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، بعنوان یک قدرت اقتصادی، تاخیر خود را جبران کرده و می رفت تا حتی آلمان را هم پشت سر بگذارد…

آزمایش تعیین کننده بعد از پایان جنگ بسال 1945 میلادی ( جنگ دوم جهانی ) وقتی که ثروتمند ترین ایالات روسیه، در غرب و جنوب، تا حد مشتی مخروبه تنزل یافته بود، شهرها ویران، معادن ذغال سنگ غرق شده، کارخانه ها از کار افتاده بودند، صورت گرفت. ظرف 4 یا 5 سال، اقتصاد روسیه بشکلی چشم گیر و درخشان بازسازی شد… طی چند سال… نظم صنعتی گرفت، کاری که غرب قرن ها برایش وقت صرف کرد…

( روسیه بعد از استالین، برگردان از انگلیسی به فرانسه، 1953 میلادی، انتشارات سوی )

انتخاب طبقاتی

پس ایزاک دویچر از این حقایق تاریخی بی خبر نبود. پراتیک کمونیسم در دوران استالین « بیرحم و خشن »! مدیریت پرولتاریای انقلابی در یک جغرافیای معلوم سیاسی را خوب می شناخت. می دانست که چرا شهروندان شوروی این « کفاش زاده حقیر گرجی »! را به آن « ملاک زاده محترم و گنده گوز اکراینی »! ترجیح می دادند. خبر مرگ مشکوک « ملاک زاده محترم اکراینی »! را شنیدند و برای مرگ مشکوک « کفاش زاده حقیر گرجی »! ماههای متمادی گریستند.

قطره دریاست اگر با دریاست ورنه او قطره و دریا دریاست

برخلاف تروتسکی تاریخی، ایزاک دویچر آدم جاه طلبی نبود. یا اینطور وانمود می کرد. ولی درست مثل تروتسکی، از بالا به کفاش و کفاش زاده ها… نگاه می کرد. فرودستان را فقط بعنوان « فرودست »! برسمیت می شناخت. دهقان و « انقلاب »! وای، خدا نصیب نکند. کارگر و « حکومت »! وای، چه مصیبت بزرگی… پس مثل تروتسکی، یک انتخاب طبقاتی کرد و در جهان سرمایه داری محبوب شد….

خاطرات مرشد « مظلوم »!

رمان مشهور ایزاک دویچر در باره استالین – بیوگرافی این « کفاش زاده حقیر گرجی »! فعلا مورد بحث من نیست. چون به مصداق این ضرب المثل قدیمی و معقول در زبان فارسی خودمان: هر سخن جائی و هر نکته مکانی دارد. رمان های سه گانه ایشان در باره عالیجناب لئون برونشتاین، ملقب به تروتسکی، همان ملاک زاده محترم اکراینی در مد نظرند – موسوم به « پیامبر مسلح و خلع سلاح شده و تبعیدی »! یک نامگذاری مغلق مذهبی و « توراتی »! که خود کلی جای حرف دارد و بی ارتباط با تعلق خاطر مرید و مرشد نسبت به صیهونیسم نیست.

بزعم ایزاک دویچر، گویا تروتسکی « مظلوم »! در خاطرات اش – موسوم به « زندگی من »! بر آن بود که خود را در چارچوب تحمیلی استالین، در آن جو ایدئولوژیک بلشویسم، ایضا آلوده آئین لنین پرستی توجیه نماید. بد یا خوب، این هم یک تعبیر از خاطرات تروتسکی است. با این تعبیر جهتدار، ایزاک دویچر، براساس ادعای مکتوب خودش، مبنی براینکه در آن جو « تحمیلی، آلوده آئین لنین پرستی »! مرید تروتسکی بوده… با یک تیر دو نشان می زند. با تراشیدن یک « پیامبر معصوم »! گذشته خود را هم توجیه می کند…

برقراری « تعادل تاریخ »!

می فرماید: سعی کرده ام که تعادل تاریخ را، بدون دغدغه خاطر برای آئینی، تعهد در قبال کسی، دو باره برقرار کنم. جل الخالق! من فکر نمی کردم که این کار « منصفانه »! حتی بدون دغدغه خاطر برای آئینی، تعهد در قبال کسی، اصلا مقدور باشد… مگر با « عصای معروف موسی »! می گویند که همه کار می کرد، بهر شکلی هم در می آمد. مثل اینکه قرعه بنام ایزاک دویچر افتاد و گمشده موسی در صحرای سینا را در لندن پیدا کرد…

گواینکه برای یک « مورخ وارد »! مثل ایزاک دویچر، یک دستکاری و ترمیم ساده و یا در صورت « لزوم »! تغییر دلبخواهی خاطرات من درآوری تروتسکی « مظلوم »! حتی خلق شگردهای سوم و چهارم… هیچ مشکل نبود. معذالک، ایزاک دویچر، اینبار نه در « فضای تحمیلی استالین، جو لنین پرستی »! بلکه در یک محیط نسبتا پاک و آرام و « آزاد و سالم »! برای برقرار کردن « تعادل تاریخ »! دست بکار شده و قصه ای جدید می نویسد، تروتسکی دیگری خلق می کند: جانوری با القاب مذهبی و غلط انداز ( پیامبر مسلح… ) انواع خصائل « توراتی »! یعنی بی نیاز از آموزش و دانش در مورد مسائل پیش پا افتاده ناسوتی…

گویا تروتسکی در سنین 8 یا 9 سالگی چگونگی زوال یک طبقه اجتماعی را کشف کرده، در 17 یا 18 سالگی، بیگانه با فلسفه و تاریخ، با علم اقتصاد، با آثار نامداران اقصاد سیاسی کلاسیک، بدون هیچ آشنائی قبلی با موضوع متریالیسم دیالکتیک و متریالیسم تاریخی، هیچ آشنائی با کشفیات اقتصادی، با تئوری های مارکس در باره مزد و بهره مالکانه… رساله ها نوشته – رساله های « مفقود الاثر »! تمام این مسائل را شکافته، خیلی « استادانه »! مزد و بهره مالکانه را توضیح داده… یک مشت مهملات مذهبی، اراجیف خررنگ کن از این دست.

پس اصلا تصادفی نیست که ایزاک دویچر، آشنا با معیشت این بچه ننر و ناز پرورده، با روحیه این نوجوان از خود راضی و لجوج و عاشق پیشه، خاصه با ماجراجوئی های عاشقانه این دلقک در مکزیک… عالیجناب لئون برونشتاین را « پیامبر… »! می خواند، از این ملاک زاده متقلب و هرزه اکراینی یک شخصیت « مقدس توراتی »! می تراشد تا قهرمان رمان های بورژوآ – پلیسی خود را بدست دهد.

دفاعیه « توراتی »!

از قرار معلوم، برای ایزاک دویچر « مورخ »! فرض می کنیم که ریگی بکفش نداشته… دعوای تروتسکی و استالین برسر لزوم استمرار دیکتاتوری انقلابی پرولتاریا در یک جغرافیای معلوم سیاسی اصلا قابل هضم نیست. برای جبران همین حماقت آشکار طبقاتی است که کفاش و کفاش زاده گرجی را « حقیر و بی مقدار »! ملاک و ملاک زاده اکراینی را « معصوم و مظلوم »! قالب می کند. نمی فهمد که مخالفت تروتسکی با استمرار دیکتاتوری انقلابی پرولتاریا بی ارتباط با دارائی و املاک پدری اش نبود… می فرماید:

الف ) از آنجا که استالین تروتسکی را دشمن سرسخت لنین قلمداد کرده بود، تروتسکی هم بر آن شد تا اخلاص قلبی خویش نسبت به لنین، ایضا تفاهم کامل اش با او را ثابت کند. گواینکه اخلاص تروتسکی نسبت به لنین، خاصه بعد از سال 1917 میلادی، اصلا قابل انکار نیست، یا اتفاق اش با لنین برسر بسیاری مسائل مهم. ولی تروتسکی پلمیک هایش با لنین در فاصله سال های 1903 و 1917 میلادی را از یاد می برد… اهمیت چندانی به آنها نمی دهد و در باره اختلاف نظرات قبلی اش با لنین حرفی نمی زند…

ب ) دفاع تروتسکی در شرایط آئین لنین پرستی یک نتیجه دیگر، نتیجه ای ویژه و استثنائی را هم بدنبال داشت. مبنی بر اینکه تروتسکی نقش خود را، در مقایسه با نقش لنین در بعضی مواقع سرنوشت ساز… نقش اش در قیام اکتبر و در برپائی ارتش سرخ… را نا چیز می شمارد. شایستگی های خود را حقیر جلوه می دهد تا تصور نشود که قصد تحقیر شایستگی های لنین را دارد…

( پیشگفتار دویچر برای رمان پیامبر مسلح، 1879 – 1921، مجلد اول، برگردان از انگلیسی به فرانسه )

بگذریم از اینکه منابع همدست با مولف برای برقرار کردن « تعادل تاریخ »! سوای افراد « برجسته و بی طرف »! کارگزاران لردیسم، هواداران صیهونیسم، مداحان مک کارتیسم… کمک های بنگاه مطبوعاتی آکسفورد و هاروارد، بنیاد بشر دوستانه راکفلر، که خیلی برای تسهیل سفر و اقامت چندین ماهه آقا و خانم دویچر در آمریکا زحمت کشید، اینها همه کلی جای حرف دارد.

دعاوی متناقض

پ ) بعد از یک سفر دریائی، حدود 3 هفته، عبور از فنلاند با قطار بسمت پتروگراد، تروتسکی در تاریخ 4 ام ماه مه سال 1917 میلادی طبق تقویم روسی، وارد این شهر شد… در مرز روسیه، یک هیات نمایندگی از طرف انترناسیونالیست های پتروگراد برای استقبال از تروتسکی آمده بود. کمیته مرکزی حزب بلشویک هم برپائی یک چنین استقبالی را در نظر داشت، ولی با یک سری شرط و شروط: نماینده بلشویک که برای استقبال… آمد یک رهبر مشهور حزب نبود. در شهر پتروگراد، توده مردمی که پرچم های سرخ حمل می کردند، تروتسکی را… بلند کرده و بر دوش گذاشتند. تروتسکی بلافاصله برای مردم سخنرانی کرد، از آنان خواست که یک انقلاب جدید برپا کنند.

( پیامبر مسلح… مجلد اول، بزبان فرانسه، صفحات 437 و 438 )

ت ) تروتسکی، 10 هفته بعد از پیروزی انقلاب فوریه در قبال تزاریسم، 4 ام ماه مه سال 1917 میلادی بود که وارد پتروگراد شد… کوتاه بعد از ورود، خانواده و اندک باری که همراه داشت در یک هتل مبله گذاشت و راهی محل شورای پتروگراد شد… منشویک ها و سوسیال انقلابیون، یعنی اکثریت، نمی دانستند که تازه وارد دوست شان است یا دشمن… اعضای بلشویک کمیته اجرائی شورا دریافتند که میبایست از رئیس شورای سال 1905 میلادی دعوت کنند که در میان آنها بنشیند… منشویک ها و سوسیال انقلابیون… توافق کردند که تروتسکی، می تواند بعنوان ناظر و بدون حق رای، در جلسه حضور داشته باشد…

( پیامبر مسلح… مجلد دوم، بزبان فرانسه، صفحات 8 و 9 )

دروغگوی کم حافظه

شاهد از غیب رسید. ایزاک دویچر، بعد نوشتن بیش 400 صفحه… فراموش می کند که چه چیزی در باره چگونگی ورود مرشد تراشیده در تاریخ 4 ام ماه مه سال 1917 میلادی به پطروگراد بافته… این است که « غفلت می کند »! و باز در باره همان واقعه داستان دیگری، بکلی متفاوت با اولی را می نویسد. یعنی دو داستان متناقض در باره یک واقعه واحد. قضاوت با خواننده…

تردید ندارم که این « غفلت »! اصلا بی علت نیست. ایزاک دویچر، بعنوان یک نویسنده مکار و طلبکار و خیالپرداز، با علم کردن جریان مشکوک « انترناسیونالیست های پطروگراد »! بلشویک های محل را بپای تروتسکی می اندازد، با گذاشتن مرشد بر « دوش توده ها »! انقلاب فوریه را بسود تروتسکی مصادره و حقانیت شورا را بعنوان نماینده کارگران و سربازان پطروگراد بزیر سئوال می برد، با ساختن داستان سخنرانی تروتسکی برای « انبوه مردم »! فراخوانش برای « یک انقلاب جدید »! رهبری انقلاب اکتبر را هم بنام مرشد رقم می زند.

( می فرماید: مقدر این بود تا 38 سال بعد، درست در همان روزی که این بچه متولد شد، 26 اکتبر سال 1879 میلادی، بنام لئون تروتسکی، رهبری قیام بلشویکی در پطروگراد را هم بدست گیرد )

(پیامبر مسلح، مجلد اول، صفحه 30.)

 

.. مابقی برای بعد.

رضا خسروی

https://mejalehhafteh.com/2014/02/20/

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 2 مارس 2017 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , , , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: