اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

ما تاریخ خود را چگونه می‌بینیم؟:شان ادواردز، صدای سوسیالیستی/تارنگاشت عدالت

ما نمی‌توانیم بدون نگاه به پیش رو تاریخ‌مان را بشناسیم. و بدون شناخت از تاریخ‌مان نیز نمی‌توانیم به پیش رو نگاه کنیم… شناخت تاریخ برای ترقی انسان، به ویژه برای طبقه کارگر و برای سوسیالیست‌ها، حیاتی است. بزرگداشت‌ها فرصت‌هایی است برای تعمیق شناخت‌ ما از تاریخ‌مان-نه از سر دلتنگی یا شیفتگی با گذشته، بلکه برای شناخت حال و نگاه به پیش رو…. همان‌طور که گرامشی گفت بحران هیولا تولید می‌کند. فاشیسم از بحران دهه‌های ۲۰ و ۳۰ بیرون آمد. و آن وقت «دمکراسی‌ها» چگونه به آن واکنش نشان دادند؟ آن‌ها سعی کردند از فاشیسم استفاده کنند- به نامه چرچیل به موسولینی در سال ۱۹۲۷ نگاه کنید: «اگر من یک ایتالیایی بودم، مطمئنم که از آغاز تا پایان مبارزه ظفرمند شما علیه اشتها و شهوت ددمنشانه لنینیسم کاملاً با شما می‌بودم.» بحران کنونی نیز هیولا تولید می‌کند. معروف‌ترین این‌ها «القاعده» و «دولت اسلامی» است. تقریباً فراموش شده که آفرینش این‌ها در نقشه‌های ایالات متحده و متحدین آن برای «تغییر رژیم» در افغانستان، که زمانی یک دولت سکولار مترقی داشت و از حمایت اتحاد شوروی برخوردار بود، شکل گرفت. آن‌ها فرودست‌ترین و عقب‌مانده‌ترین عناصری را که به نام اسلام عمل می‌کردند، جلب کردند و اسلحه و پول در اختیارشان قرار دادند…حقیقت این است که اسلام‌گرایان، در نیویورک، پاریس، لندن و مادرید، دستی را که به آن‌ها غذا می‌داد گاز گرفته اند. با این وصف، زیبگنیو برژیسنکی معمار این سیاست در این‌باره گفت «چند مسلمان عصبانی» قیمتی است که ارزش پرداختن دارد. سیاست استفاده از جهادگرایان ادامه دارد. این سیاست جدیدی نیست: حتا پس از جنگ جهانی دوم، غرب به هم‌دستان نازی‌ها در کرواسی و اوکرائین امان داد، آن‌ها را پرورش داد و برای استفاده در روز مبادا، آن‌ها را برای دهه‌ها در سازمان‌هایشان نگه داشت.

ما تاریخ خود را چگونه می‌بینیم؟

تارنگاشت عدالت

socialist-voice-logo

منبع: صدای سوسیالیستی
نویسنده: شان ادواردز

فوریه ۲۰۱۷

 

مافالدا دختربچه‌ای است که کاریکاتوریست آرژانیتی کوئینو (جوآکوئین سالوادور لاوادو) بیش از پنجاه سال پيش آفرید. مافالدا، سوزانیتا و دوستانشان به خاطر طرح معصومانه پرسش‌های جدی مانند این معروف هستند:

 

 

ما تاریخ خود را چگونه می‌آموزیم؟ ما رویدادهای تاریخی را چگونه گرامی می‌داریم؟ صدمین سال قیام عیدپاک در سال گذشته نشان داد که پرسشی مانند این چقدر از نظر سیاسی بحث‌انگیز است؟

با نگاه به گذشته، می‌توانیم یک شورش دلیرانه، اما متأسفانه خشونت‌بار را (در بحبوحه یک جنگ!) ببینیم؛ اما همه این به گذشته تعلق دارد، و آیا ما اکنون یک حکومت کوچک دوست‌داشتنی، یک کشور کوچک بزرگ که می‌توانیم در آن تجارت کنیم، نداریم؟

با نگاه به پیش رو، ما می‌توانیم ببینیم که موضوعات استقلال و حاکمیت از بین نرفته اند، و ضرباتی که یک قرن پیش وارد شد می‌توانند امروز الهام‌بخش ما باشند. حزب کمونیست ایرلند از صدمین سالگرد قیام عیدپاک برای تأکید بر اهمیت ماندگار آموزش‌های جیمز کانالی استفاده کرد.

صدمین سالگرد انقلاب اکتبر حتا بیش‌تر بحث‌انگیز خواهد بود. نظام و روزنامه‌نگاران و دانشگاهیان آن با اشتیاق تمام نشان خواهند داد که در برابر سرمایه‌داری هیچ گزینه‌ای وجود ندارد. آن‌ها ادعا می‌کنند سوسیالیسم را به خاک سپرده اند. اما، چون برای بحران کنونی سرمایه‌داری هیچ راه‌حلی ندارند، ممکن است از ادعای خود مطمئن نباشند، و لذا بلندتر فریاد بزنند.

مطالعه جدی انقلاب و تجربه سوسیالیسم در قرن بیستم دقیقاً خلاف آن ادعا را به اثبات می‌رساند: این‌را که راه دیگری برای بشریت وجود دارد. به اثبات رسیده که راه به سوی رهایی زحمتکشان جهان راه دشواری است؛ اما تنها راه است. پرسش معروفی که روزا لوکزامبورگ مطرح کرد- «سوسیالیسم یا بربریت؟»- بیش از هر زمان دیگری برای بقای بشریت اهمیت و فوریت دارد.

از این‌رو، سوسیالیست‌ها به حق به انقلاب روسیه، به زمانی‌که کارگران قدرت را به دست خود گرفتند، افتخار خواهند کرد. انقلاب روسیه یک مشعل درخشان برای همه کسانی است که برای رهایی بشریت نبرد می‌کنند.

این ماه با اشارۀ ویژه به بریگادهای بین‌المللی که برای دفاع از جمهوری اسپانیا در برابر فاشیسم از کشورهای گوناگون آمدند، گرامیداشت هشتادمین سالگرد نبرد جاراما در مادرید برگزار خواهد شد.

بریگادهای بین‌المللی یک نمونه ماندگار و بیش ‌از گذشته لازم از همبستگی با مردم در صف مقدم مبارزه علیه ارتجاع و ستم به شمار می‌آید.

شکست جمهوری دوم برای مردم اسپانیا تراژدی دهشتناکی بود، که بخشاً به دلیل تردید در برخورد با تاریخ خود، هنوز کاملاٌ از آن بهبود نیافته اند. به شرایط امروز اسپانیا، با بحران لاعلاج آن، با سیاست‌های ریاضتی آن که به زحمتکشان تحمیل شده، با سلطنت پوچ آن نگاه کنید. زمان آن است که مردم اسپانیا جمهوری سوم را تشکیل دهند.

همان‌طور که گرامشی گفت بحران هیولا تولید می‌کند. فاشیسم از بحران دهه‌های ۲۰ و ۳۰ بیرون آمد. و آن وقت «دمکراسی‌ها» چگونه به آن واکنش نشان دادند؟ آن‌ها سعی کردند از فاشیسم استفاده کنند- به نامه چرچیل به موسولینی در سال ۱۹۲۷ نگاه کنید: «اگر من یک ایتالیایی بودم، مطمئنم که از آغاز تا پایان مبارزه ظفرمند شما علیه اشتها و شهوت ددمنشانه لنینیسم کاملاً با شما می‌بودم.»

لذا، زمانی‌که ایتالیای فاشیست و آلمان نازی برای درهم ‌شکستن جمهوری اسپانیا به فرانکو سرباز دادند، بریتانیا و فرانسه، به نام «عدم مداخله» کنار نشستند و عملاً مانع دفاع از جمهوری شدند و جلوی داوطلبان بریگادهای بین‌المللی را گرفتند.

بحران کنونی نیز هیولا تولید می‌کند. معروف‌ترین این‌ها «القاعده» و «دولت اسلامی» است. تقریباً فراموش شده که آفرینش این‌ها در نقشه‌های ایالات متحده و متحدین آن برای «تغییر رژیم» در افغانستان، که زمانی یک دولت سکولار مترقی داشت و از حمایت اتحاد شوروی برخوردار بود، شکل گرفت. آن‌ها فرودست‌ترین و عقب‌مانده‌ترین عناصری را که به نام اسلام عمل می‌کردند، جلب کردند و اسلحه و پول در اختیارشان قرار دادند.

حقیقت این است که اسلام‌گرایان، در نیویورک، پاریس، لندن و مادرید، دستی را که به آن‌ها غذا می‌داد گاز گرفته اند. با این وصف، زیبگنیو برژیسنکی معمار این سیاست در این‌باره گفت «چند مسلمان عصبانی» قیمتی است که ارزش پرداختن دارد.

سیاست استفاده از جهادگرایان ادامه دارد. این سیاست جدیدی نیست: حتا پس از جنگ جهانی دوم، غرب به هم‌دستان نازی‌ها در کرواسی و اوکرائین امان داد، آن‌ها را پرورش داد و برای استفاده در روز مبادا، آن‌ها را برای دهه‌ها در سازمان‌هایشان نگه داشت.

شاید دختربچه‌های کوئینو خوش‌شانس هستند که اصلاً درس تاریخ دارند و می‌توانند از آن انتقاد کنند. تاریخ هر چه کم‌تر آموخته می‌شود، و جایی هم که آموخته می‌شود، اغلب از بستر آن جدا شده، به شخصیت‌ها و تجزیه و تحلیل روانی رهبران مرده، یا بدتر از این، به آدم‌های خوب‌ و آدم‌های بد تنزل می‌یابد.

اما شناخت تاریخ برای ترقی انسان، به ویژه برای طبقه کارگر و برای سوسیالیست‌ها، حیاتی است. بزرگداشت‌ها فرصت‌هایی است برای تعمیق شناخت‌ ما از تاریخ‌مان-نه از سر دلتنگی یا شیفتگی با گذشته، بلکه برای شناخت حال و نگاه به پیش رو.

مافالدار و سوزانیتا به ما می‌گویند ما نمی‌توانیم بدون نگاه به پیش رو تاریخ‌مان را بشناسیم. و بدون شناخت از تاریخ‌مان نیز نمی‌توانیم به پیش رو نگاه کنیم.

http://www.communistpartyofireland.ie/sv/08-quino.html

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 21 فوریه 2017 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: