اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

در صدمین سالگشت انقلاب کبیرسوسیالیستی اکتبر در روسیه بشریت نیازمند اکتبر نوینی است!: در صدمین سالگشت انقلاب کبیرسوسیالیستی اکتبر در روسیه بشریت نیازمند اکتبر نوینی است!: ترجمه وتکثیر

امروز درصدمین سالگشت انقلاب اکتبر، فقدان احزابی که درون طبقه­کارگر پایه داشته­ باشند و لازمه پیروزی انقلاب جهانی پرولتاریائی­ است، کاملا مشهود است. امر آزادی پرولتاریا تمامی مارکسیست-  لنینیست­ها را در سرتاسر جهان در برابراین وظیفه مبرم قرار می­دهد، از آنجائیکه چنین احزابی موجود نیستند ویا اگرهستند نسبتاً ضعیف­اند احزابی از نوع بلشویکی لنین واستالین بنا نمایند. هم­اکنون نیزاحزاب کمونیست ضروری­اند برای اینکه بتوان با هیاهوی ایدئولوژیک بورژوازی»پایان کمونیسم» مقابله نمود، توده­های کارگر وزحمتکش را به نفع کمونیسم جلب کرد و برای اکتبر جدیدی به پیش رفت!…امپریالیسم بربریت است واگرازطریق یک انقلاب تحت رهبری پرولتاریا ازآن جلوگیری نشود جهان را به بربریت سوق خواهد داد. انقلاب اکتبرعلیه تمامیت نظام امپریالیستی و تنها بدیل بربریت آن است. انقلاب برهبری پرولتاریا و ساختمان سوسیالیسم انتخاب ماست. این واقعیت­ها می­بایست درصدمین سالگشت انقلاب اکتبر درمرکز تبلیغات ما قرار گیرد و برای آنها مبارزه شود. ما را موظف می­کند هرچه بیشترمصمم، آگاه ومتشکل  مبارزه نمائیم! 

در صدمین سالگشت انقلاب کبیرسوسیالیستی اکتبر در روسیه بشریت نیازمند اکتبر نوینی است!

ترجمه وتکثیر<یکی ازفعالین چپ در وین – اتریش >

Kontakt: Iran-Rat, Amerlinghaus, Stiftgasse 8, A-1070 wien –

Österreich     / email:linksaktivist@gmx.at

بشریت نیازمند اکتبر نوینی است!

1917-revolution-lenin-poster
درهفتم نوامبر(1) 1917 غرش توپ­های ناوشکن آورورا (Aurora) برکاخ زمستانی تزار  – محل نشست دولت بورژوازی – دوران نوینی را درتاریخ جهان به صدادرآورد: عصرانقلابات پرولتری تحت رهبری پرولتاریا علیه امپریالیسم!

طوفانی که کارگران ودهقانان درمقرقدرت بورژوازی همراه با غرش توپ­های <آوروراا> بپا کردند، هجومی علیه پایه­های  فئودال امپریالیسم روسیه بود. برای اولین بار در تاریخ بشریت، مرکز قدرت دولت بورژوازی توسط یک قیام مسلحانه تحت رهبری حزب کمونیست- بلشویکی، درهم­شکسته میشد وحاکمیت زحمتکشان، دیکتاتوری پرولتاریا برقرارمیگردید. درنتیجه انقلاب اکتبر درروسیه، برخرابه­های مناسبات گذشته ودرجنگ سخت داخلی علیه ارتجاعی که از طرف  دولت­های امپریالیستی، بشدت حمایت میشد، اتحاد جماهیرشوروی سوسیالیستی متولد ­شد.

یک ششم کره زمین ازچنگال استثمارامپریالیستی آزاد شد و سرخ شد! ازهفتم نوامبر ستاره سرخ برفراز کرملین به نشانه رهائی و راه انقلاب جهانی پرولتاریائی برای تمامی فرودستان، استثمار وسرکوب­شدگان روی زمین به درخشش درآمد، ستاره سرخی که راهنمای پارتیزانها وارتش سرخ درنابودی فاشیسم هیتلری بود.

ستاره سرخ دهها سال بعد جلا و درخشش خود را با قدرت­گیری کامل رویزیونیست­ها از دست داد ودیکتاتوری نوین بوروکرات­ها و تکنوکرات­ها جایگزین دیکتاتوری پرولتاریا گردید. ولی این چرخش نافی این حقیقت نیست که: 7 نوامبر1917 برای تمامی بشریت یک واقعه استثنائی و برای آینده انسانیت یک تاریخ راهنماست. بورژوازی همه کشورها تمامی کوشش خود را بکار گرفته ومیگیرند تا خاطره این روز بزرگ پیروزمند پرولتاریای روسیه را بدست فراموشی بسپارند و مورد افتراء قراردهند. درمقابل تمامی کارگران آگاه به منافع طبقاتی، و زحمتکشان که دیگر وضعیت موجود را برنمی­تابند، بمناسبت صدمین سالگشت انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبراین روز را گرامی داشته ومبارزات خود را علیه بربریت امپریالیستی دوچندان می­کنند. آنها آموزش­های راهبردی انقلاب اکتبر را اساس حرکت خود قرار داده وبا تکیه به آنها این دگرگونی عظیم را که توسط رویزیونیست­های ضدانقلابی به کجراه کشانده شد، ارج نهاده و راه اکتبر را ادامه می­دهند.

انقلاب اکتبر: فراخوانی به قیام علیه وضع موجود

حال ببینیم وضعیت جهان بویژه روسیه قبل از انقلاب اکتبر چگونه بود؟ در این زمان جهان امپریالیسم درگیریکی ازخونین­ترین جنگهای تاریخ دنیا، جنگ جهانی اول بود. جنگی که بنام دفاع از«کشورپدری،» «شرف«، «استقلال«ونیز بنام «خدا»، وغیره توجیه میشد ولی این جنگ چیزی جزسلاخی خلقها برای تجدید تقسیم جدید جهان توسط قدرت­های بزرگ نبود. همه­جا خلقها غرق گرسنگی، تباهی، مرگ وآوارگی وکشتارتوده­ای بودند، تاثیر تبلیغات میهن­پرستانه ـ ناسیونالیستی بورژوازی درطول سالهای سخت جنگ تاثیر خود را ازدست میدادند. کارگران وزحمتکشانی که بزور به  لباس نظامی ملبس  شده­ بودند هرچه بیشتربه این واقعیت پی می­بردند، که ازآنها بمثابه گوشت دم توپ، جهت برآورد منافع آزمندانه بورژوازی استفاده می­شود.

بلشویکها بیش از پیش این واقعیت مسلم را که: جنگ جاری جنگی امپریالیستی است درمغز زحمتکشان می­نشاندند واینکه درهرکشورامپریالیستی دشمن اصلی، بورژوازی خودی است وکسی که خواهان صلح است باید قبل ازهرچیزعلیه بورژوازی خودی مبارزه نماید، اسلحه را بطرف او نشانه رفته وقدرت بورژوازی را دریک انقلاب مسلحانه درهم شکند واینکه تنها راه تامین صلحی عادلانه وپایدار انقلاب است وهرچیزی غیراز این، حرفی پوچ ومهملی رفرمیستی است.

انقلاب اکتبر بعدازسرنگونی تزار ودولت هشت­ماهه بورژوازی کرنسکی(Kerenski)را سرنگون کرد، دولتی که بعد ازکسب قدرت به شرکت روسیه درسلاخی جهانی تحت نام دفاع ازانقلاب هم­چنان پایبند بود.

اولین فرمان قدرت شوراهای نوین،» مصوبه درباره صلح» بود که درآن پایان جنگ را از طرف روسیه بعنوان یکی ازطرفین درگیری اعلام می­کرد و کارگران وزحمتکشان تمامی ملل درجبهه­های جنگ را به قطع عملیات نظامی و برادری فرای سنگرهای جنگ دعوت می­نمود و تمامی قرارداد­های محرمانه تزارها و بورژوازی روسیه را با همه قدرت­های امپریالیستی علنی ونیزدولت­های بورژوازی درگیرجنگ رابه ترک مخاصمه وآغاز فوری مذاکرات بدون هیچگونه الحاق­طلبی فرامی­خواند. انقلاب درروسیه به تمامی سربازان کشورهای دیگرنشان داد: صلح ازکانال انقلاب علیه بورژوازی خودی امکان­پذیر است. انقلاب اکتبرفراخوانی به صلح، فراخوانی برای انقلاب مسلحانه علیه وضع موجود بود.

کارگران وزحمتکشان امروز درسال 2017 با چه وضعیتی روبرو هستند؟

امروزه درتمامی نقاط جهان بنام آزادی، دمکراسی وحفاظت ازشیوه زندگی غربی، بنام استقلال، به بهانه مبارزه علیه تروریسم، بنام خدا وغیره جنگ­های استعماری درجریان است. قدرت تخریبی اسلحه­هایی که امروزه بکار گرفته می­شوند چندین برابرصد سال پیش است و میلیونها انسان را مجبور به ترک خانه وکاشانه­شان کرده­است. دریکطرف سرمایه هنگفتی از کالا انباشت شده­ است که توسط زحمتکشان تولید می­شود، و در طرف دیگر همانند گذشته «سرنوشت» اجتناب ناپذیر، گرسنگی وفقر میلیاردها انسان را درخود تنیده است، در حالیکه کمتر ازیک درصد از جمعیت کل جهان بیش ازنیمی ازمجموع ثروت را صاحب است. اضافه برآن نابودی جابرانه شرایط زندگی وتخریب محیط زیست که مسبب واقعی آن  تولید بی­رحمانه سرمایه­داری است، بشدت ادامه دارد .

این وضعیت دلیل کافی برای استثمارشدگان وسرکوب­شدگان است که امروزبیش از گذشته به ندای انقلاب اکتبرجواب دهند:علیه وضع موجود بپاخیزید! چون تغییرات واقعی تنها از طریق انقلاب پرولتاریائی امکان­پذیر است.

انقلاب اکتبر: تمامی حقوق به کارگران وزحمتکشان

« نظام شوروی حداکثر دمکراتیسم برای کارگران ودهقانان است و درعین حال دال برگسست با دمکراتیسم بورژوائی وپیدایش طراز نوین جهانی تاریخی دمکراسی یعنی دمکراسی پرولتری یا دیکتاتوری پرولتاریا است. بگذار سگان و خوکان بورژوازی محتضر و دمکراسی خرده بورژوائی که از دنبال این بورژوازی میرود بخاطر ناکامی­ها و اشتباهات مرتکبه در امر ساختمان نظام شوروی ما بارانی ازلعنت ودشنام بر سر ما ببارند. ما دقیقه­ای فراموش نمی­کنیم که ناکامی­ها واشتباهات ما واقعاً زیاد بود وزیاد است و اصولاً مگر می­شود که درچنین امر تازه­ای که برای تاریخ جهان تازه است یعنی در امر ایجاد تراز تاکنون نادیده سازمان دولتی بدون ناکامی واشتباه عمل کرد! ما پیوسته در را اصلاح ناکامی­ها و اشتباهات خودمان و بهبود انطباق عملی اصول شوروی، انطباقی که بسیار وبسیار از حد کمال دور است، مبارزه خواهیم کرد. ولی ما حق داریم بخود ببالیم و می­بالیم که سعادت شروع ساختمان دولت شوروی و بدینوسیله شروع دوران نوین درتاریخ جهان، دوران سلطه طبقه نوین که در کلیه کشورهای سرمایه­داری ستمکش است و همه جا بسوی زندگی نوین، بسوی پیروزی بر بورژوازی بسوی دیکتاتوری پرولتاریا، بسوی خلاصی انسانیت از یوغ سرمایه و جنگ­های امپریالیستی گام برمی­دارد، نصیب ما شده­است(2)

اولین فرمان حاکمیت شوراها سلب­ مالکیت از سرمایه­بزرگ و زمینداران­ کلان بود. دیکتاتوری پرولتاری تولید اجتماعی را بدست گرفت، وعلیه نظام استثماری کهن نشانه رفت و کوشش­های کودتا­گرانه حامیان نظم گذشته را سرسختانه وبا خشونت سرکوب کرد.

دیکتاتوری پرولتاریا همزمان دمکراسی وسیعی را برای زحمتکشان تامین نمود. آنها خود را در شوراهای کارگران، سربازان ودهقانان سازماندهی نمودندوساختمان کشوررا تحت شرایط سخت جنگ داخلی ومداخله نظامی امپریالیست­ها آغازکردند.

سازماندهی دمکراتیک و اشتراکی انسانهای کارکن در تمامی سطوح جامعه و مداخله مستقیم آنها درسازماندهی تولید وتغییر انقلابی ودمکراتیک جامعه، برابری زنان و مبارزه علیه  پدر­سالاری (Patriachat)، حق داشتن شش ساعت کار در روز، امنیت کاری، مرخصی کافی، امکانات تفریحی واستراحت، تحصیلات تخصصی وشایسته، داد­گستری مردمی، هنربرای همه،  تامین حقوق کودکان و تربیت جمعی آنها، رفع نیازهای پزشکی، اجتماعی کردن کار خانگی، دامن زدن به بحث­های دمکراتیک سیاسی و اجتماعی ـ درست در سالهای 1930 اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی  دربرآورد مسائل ضروری روز جامعه، کشورهای پیشرفته سرمایه­داری را پشت­سر گذاشته بود.

تامین احتیاجات مادی و معنوی انسانهای زحمتکش ـ هدف اساسی در سیاست بود. طبیعی است که عقب­ماندگی کشورروسیه نمی­توانست با یک ضربه از میان برداشته شود، بعنوان مثال مسئله مسکن در سال 1930 هنوز یک مشکل بزرگ بود. ولی سرعت توسعه، و راندمان سازندگی، سطح بالای زندگی تا کنونی انسانها، برتری جامعه سوسیالیستی را اثبات می­کند. 

بورژوازی درتبلیغات نفرت­انگیزش­ علیه سوسیالیسم درشوروی درست این دست­آوردها را پنهان نگه­میدارد چون برای آنها جوابی ندارد. بهمین دلیل وظیفه دوچندانی درمقابل  کمونیست­ها قرار می­گیرد که دانش­های بدست­آمده در باره قدرت سازندگی  و تجارب گوناگون حاصل ازآنرا در راه ایجاد یک جامعه نوین دراختیار توده­ها قراردهند.

کارگران وزحمتکشان در جامعه کنونی سرمایه­داری بهیچ­وجه به آنچه هست راضی نیستند، و در راه پیدا­کردن بدیل، با انبوهی ازتحریکات رسانه­­ای وتبلیغات بورژوازی روبرویند که مغز و قلب آنها را پوک و کدرکرده­است. بهمین خاطرضرورت بحث در باره انقلاب روسیه وتبیین تجارب آن چه مثبت ویا منفی، برای ایجاد یک جامعه نوین کمال اهمیت را دارد.

انقلاب اکتبر: برابری کامل تمامی ملل

انقلاب اکتبردرروسیه که­زندان­خلقهابود، برای­رهائی ملت­های دربند، انترناسیونالیسم پرولتاریائی راجایگزین ملی­گرائی وعظمت­طلبی بورژوازی نمود وبدینگونه یک تغییر دورانسازرا آغازکرد. درست دراولین روزانقلاب «حق برابربرای تمامی ملل» وحق ملت­ها «برای تعیین سرنوشت خویش تا حق جدائی» اعلام شد. اتحادشوروی اولین کشوری بود که درآن خلق­ها با انتخابی آزادانه در یک اتحادیه جمهوری­های متساوی­الحقوق و نواحی خود­مختار درکنار هم قرارگرفتند. فنلاند دریک همه­پرسی همگانی به جدائی دولتی رای داد و دولت بلشویکی هم آنرا بدون اما واگر پذیرفت. در زندگی روزانه هم تمامی ملت­ها در استفاده اززبان وفرهنگ ­خودی آزاد بودند و با راسیسم، عظمت­طلبی و یهودی­ستیزی فعالانه مبارزه می­شد. انقلاب اکتبر درعمل نشان داد که سوسیالیسم تنها بدیل واقعی راسیسم ـ شووینیسم و بربریت امپریالیسم است. انقلاب اکتبراثبات کرد که حل واقعی مسئله ملی تنها از طریق انقلاب پرولتری امکان­پذیر است. او همچنین نشان داد که«حق تساوی ملل تا زمانیکه سرمایه حاکم است وتا زمانیکه مالکیت خصوصی بر ابزار تولید بر قرار است وتا زمانیکه طبقات وجود­دارند. نمی­تواند تضمین گردد، تساوی ملل همانقدر امکان ناپذیر است، مانند همکاری توده­های کارگرملیت­های مختلف، تا زمانیکه قدرت سرمایه برقرار است، و بر سر مالکیت بر ابزار تولید مبارزه در جریان است(3) یک تجربه روز­آمد و مهم دیگرانقلاب اکتبراین است که مبارزه رهائی بخش ملی زمانی به رهائی واقعی منتهی خواهد شد که هدایت سیاسی آن دردست طبقه کارگر باشد، درغیراین صورت سپردن قدم به قدم دست­آورد­های مبارزاتی به بورژوازی اجتناب­ناپذیر خواهد بود. تکامل سالهای 50 -60- 70 قرن گذشته  کشورهای آفریقا، ­آمریکای لاتین و آسیا و رهائی آنها ازسلطه امپریالیسم این حقیقت را کاملاً اثبات نمود، و بار دیگربا توجه به مبارزات گسترده ملی در جهان مسئله­ای کاملاً روزآمد شده­است.

انقلاب اکتبر: روشنگری بجای ارتجاع مذهبی

دین» آه انسان نا امید، قلب دنیای بی قلب، احساس شرایط بیروح است، دین افیون مردم» است(4) که از طرف بورژوازی همانند گذشته با مهارت علیه طبقه­ کارگر و خلقها بکارگرفته می­شود وآنها راتوسط دین ومذاهب علیه همدیگرتحریک می­­کنند. امروزه گروه­ها­ی متعصب مذهبی اسلامی، ماننددولت اسلامی(IS)، طالبان(Taliban) القاعده (Al Qaida) الشباب(die jugend) وغیره توسط امپریالیست­های گوناگون بعنوان «دشمن بشریت»، «دشمن ارزش­های انسانی(غربی) شیوه زندگی وفرهنگ معرفی می­شوند. تمامی امپریالیست­ها چه غربی وچه شرقی جنگ­هایشان را بخاطرتقسیم مجددجهان بنام مبارزه با » تروریست­های ضد بشراسلامی» به پیش می­برند. درحالیکه این سازمانها درنهایت محصول سیاست­های امپریالیستی هستند که خلقها را به انقیاد کشیده ودر رقابت با دیگر امپریالیستها­ سازمانهای مذهبی ـ ملی» آزادیبخش » می­سازند ویا مورد پشتیبانی قرارمی­دهند. بعنوان مثال القاعده ازجمله این سازمانهاست که هنگام اشغال افغانستان توسط سوسیال امپریالیسم روس، توسط امپریالیسم آمریکا وسیا(CIA) ساخته و پرداخته شد. دولت اسلامی که امروزبعنوان یک سازمان اهریمنی تبلیغ می­شود در طول اشغال عراق توسط امپریالیست­های غربی شکل گرفت، وفرق ترورآن با ترورامپریالیست­ها تنها در بکارگیری ابزار تروراست .دین و تعلق مذهبی یک عامل پیوند مبارزاتی علیه اشغالگری، انقیاد و بردگی استدین احساس دنیای بی­قلب است«که »درآن انسانهای نا امید خود را باز می­یابند» اگر درابتدا چنین­سازمانهای مذهبی مستقیماً توسط امپریالیست­ها بعنوان ابزارکارساخته وپرداخته می­شوند، زمانی هم خود را ازکنترل مستقیم خارج می­کنند. واگرهم تحت کنترل مستقیم­  نباشند از آنها استفاده ابزاری برای دست زدن به جنگ­های غارتگرانه نواستعماری می­کنند، همانطوریکه اکنون درسوریه، عراق، مالی، کنیا وغیره ازاین گروهها بهره برداری می­کنند. بعبارت دیگر مبارزه امپریالیست­ها علیه تعصب­گرائی مذهبی، چیزی جزعوام­فریبی نیست.

انقلاب اکتبر درعمل نشان داد، که چگونه می­توان علیه ارتجاع مذهبی مبارزه کرد. دولت پرولتاریائی بعد ازانقلاب اکتبر دین را بمثابه امری خصوصی اعلام کرد و تبلیغات روشنگرانه علیه عملکرد واقعی دین سازماندهی نمود وبا نهاد­های مذهبی فعالانه مبارزه کرد و ازطرف دیگر کوشش نمود از درگیری وسرکوب مذاهب مختلف علیه یکدیگر جلوگیری نماید وبدین سان از دعواهای مذهبی که مانعی برای همزیستی مسالمت­آمیزخلقها بود اجتناب گردید. همانطور که انقلاب اکتبرثابت نمود، حل واقعی مسئله ملی توسط انقلاب برهبری پرولتاریا میسر است، در موردمسئله مذهب هم جدائی واقعی دین ازدولت را عملی کرد که تا آنموقع هیچ دولت­ بورژوائی موفق به این کار نشده­بود چون این عمل با نظام استثماریش در تضاد است. دولت بورژوازی مذهب را بمثابه امرخصوصی فرد تعریف نمود.»مذهب یا بی­حقوقی زنان یا ستمگری نسبت به ملیت­های غیر روس و نابرابری حقوقی آنها را در نظر بگیرید. همه اینها مسائل مربوط به انقلاب بورژا دمکراتیک است فرومایگان دمکراسی خرده­بورژوازی هشت ماه درباره این مطالب پرگوئی می­کردند، حتی یک کشور راقی جهانی نیست که این مسائل در آن در جهت بورژوا دمکراتیک تا آخر حل شده باشد. در کشور ما این مسائل بوسیله قانون­گذاری انقلاب اکتبر تا آخر حل شده­است. ما با مذهب چنانچه که باید وشاید مبارزه کرده­ایم ومی­کنیم.(5).

انقلاب اکتبر: نقش تعیین­کننده حزب بلشویکی

برای اینکه بربریت امپریالیستی ازنظرتاریخی دفن شود، تحقق انقلاب پرولتری وبنای ساختمان سوسیالیسم امری کاملاً ضروری است، امروزه مهمترین وظیفه، ایجاد یک حزب واقعی مارکسیست – لنینیستی ودرحقیقت بلشویکی است که بتواند کارگران وزحمتکشان را تحت رهبری خویش متحد نماید. پیش شرط اساسی انقلاب اکتبراین امر مهم بود که طبقه کارگردر این انقلاب توسط حزبی کمونیستی رهبری می­شد. » تنها حزبی مانند بلشویکی به اندازه کافی جسور، قادر بود مردم را به حمله نهائی رهبری نماید، حزبی باندازه کافی با تدبیر و هشیار که تمام قله­های سر راه را دور بزند – تنها چنین حزبی می­توانست با مهارت لازم جنبش­های گونا­گون را در یک جریان واحد متحد نماید، جنبش دمکراتیک عمومی برای صلح، جنبش دمکراتیک دهقانی برای تصرف زمین از زمینداران، جنبش­رهائی­بخش خلقهای تحت­ستم جهت کسب برابری ملی و جنبش سوسیالیستی پرولتاریا برای سرنگونی بورژوازی و برقراری دیکتاتوری پرولتاریا (66)

طبیعی است که چنین حزبی دراکتبر1917 ازآسمان نازل نشد. این حزب درنبردی بین­المللی علیه رفرمیسم، آشتی طبقاتی وتکیه زنندگان برسنت فرصت­طلبی پارلمانتاریسم انترناسیونال دوم، بعنوان پیشاهنگ طبقه­کارگرایجاد شد. این حزب درانقلاب، درمبارزه طبقه کارگردر روسیه تکامل یافت وآبدیده گردید. این حزب حاصل کار آگاهانه مارکسیست­های بود که جنبش کارگری را با سوسیالیسم علمی تلفیق نمودند. این حزب جائی بنا شد که طبقه کارگر درآنجا حیات داشت: در تولید ودرکارخانجات، ساختار سازمانی آن درسلولهای کارگاهای تولیدی مستقر بود، آنطوری که شایسته یک حزب طبقه­کارگر است. این حزب میلیونها توده کارگر را با تئوری انقلابی وعلمی مارکسیستی مسلح نمود و به مواضع انقلابی هدایت کرد. این حزب با یک خط سیاسی روشن توانست هماهنگ با نبض توده­ها آنها را همواره درانقلاب وساختمان سوسیالیسم برهبری دیکتاتوری پرولتاریا بدرستی راهنمائی کرده و خود را با آنها کاملاً پیوند زند.

امروز درصدمین سالگشت انقلاب اکتبر، فقدان احزابی که درون طبقه­کارگر پایه داشته­ باشند و لازمه پیروزی انقلاب جهانی پرولتاریائی­ است، کاملا مشهود است. امر آزادی پرولتاریا تمامی مارکسیست-  لنینیست­ها را در سرتاسر جهان در برابراین وظیفه مبرم قرار می­دهد، از آنجائیکه چنین احزابی موجود نیستند ویا اگرهستند نسبتاً ضعیف­اند احزابی از نوع بلشویکی لنین واستالین بنا نمایند. هم­اکنون نیزاحزاب کمونیست ضروری­اند برای اینکه بتوان با هیاهوی ایدئولوژیک بورژوازی»پایان کمونیسم» مقابله نمود، توده­های کارگر وزحمتکش را به نفع کمونیسم جلب کرد و برای اکتبر جدیدی به پیش رفت!

ضعف جنبش مارکسیست- لنینیستی باعث شده­است که جوانان زیادی که «جویای دنیای دیگری» هستند، امید خود را درجنبش­های ملی ـ بورژوائی جستجو نمایند، بخشی هم حتی «سوسیالیسم قرن 21″ را بنام دین موعظه می­کنند، و آنهائی هم که  تمامی امید خود را جهت نابودی سرمایه­داری از دست داده­اند، بنام دمکراسی، حقوق بشر و ارزشهای غربی بدنبال امپریالیست­های خودی لنگ لنگان  روانند.

از طرف دیگر: آز آنجائیکه امپریالیسم بیش از گذشته، جهانی عمل می­کند و سرمایه مالی بیش از گذشته گسترش جهانی یافته است و تعرض امپریالیست­ها علیه طبقه کارگرو خلقهای تحت­ستم دایم درحال افزایش است، شرایط عینی جهت اتحاد توده­های کارگر وزحمتکش با خواهران و برادران هم­طبقاتیشان فرای مرز­های ملی ودولتی بیش از گذشته فراهم است. امروزه آنچه که به شرایط عینی سوسیالیسم وکمونیسم مربوط می­شود، این درک قوت می­گیرد که درجهان امروز بطورعینی این امکان وجود دارد که یک اقتصاد واحد جهانی بوجود آید، که درآن تمامی انسانها برپایه استعداد­هایشان سهم خود را ادا نمایند وهمگی بنا به احتیاجشان ازثروت فراهم شده بهره­مند ­گردنند. ما باید تنها ازصاحبان ابزار تولید سلب­مالکیت نمائیم و در اختیار جامعه که صاحب اصلی آن است قرار دهیم. ما باید تمامی ابزار تولید کلیدی را اشتراکی کرده واستثماررا ناممکن گردانیم. خلاصه اینکه: استثمارشدگان وسرکوب­شدگان کاری راکه ازانقلاب اکتبرآغازشد سر مشق قرار­داده ومبارزه را ادامه دهند. با وجود اینکه شرایط عینی برای انقلاب مناسب است، ولی اکثریت بزرگی ازتوده­های کارگر وزحمتکش طبق منافع خود عمل نمی­کنند، بنابراین وظیفه کمونیست­هاست که عنصر ذهنی را به سطح امکانات عینی ارتقاء دهند. در تمامی کشور­ها باید مارکسیست ـ لنینیست­ها وهم­چنین سازمانها، پیگیرانه درجهت ایجاد احزاب کمونیستی حرکت نمایند و با تبلیغ و ترویج خستگی ناپذیر کارگران و زحمتکشان را تحت پرچم کمونیستی متحد کرده و درزمینه بین­المللی برای اتحاد تمامی نیروهای انقلابی براساس یک منشور مارکسیستی ـ لنینیستی مبارزه نمایند! این وظیفه اساسی و مبرم روز است! بموازات آن یگانه ­کردن مبارزات عملی سازمانهای انقلابی وکمونیستی کاملاً ضروری است. یکی از ظرف­های عملی همکاری در شرایط کنونی سازمانهای مارکسیستی- لنینیستی، تشکل­های انقلابی واحزاب (ICOR) <هماهنگی بین­المللی احزاب وسازمانهای انقلابی> است که در سال 20100 تاًسیس شده­است.

بربریت امپریالیستی با اکتبر نوینی بزباله­دان تاریخ انداخته  خواهد شد.

آموزش­های اکتبر!

بدیل موجود همانند گذشته : سوسیالیسم یا سقوط دربربریت است! ازپیروزی انقلاب اکتبر درسال 1917 تا کنون تغییرات زیادی صورت گرفته است. امپریالیسم با وجود شکست در اکتبر سرخ و پیروزی خلقها در جنگ جهانی دوم درهم شکسته نشد. با از دست رفتن دست­آوردهای انقلاب، رویزیونیست­ها، تکنوکرات­ها وبوروکرات­های بورژوا شده در کشورهای سابق شوروی و دمکراسی­های خلقی، ازجمله چین، قدرت را دوباره بدست گرفتند. امروزه هیچ کشوری که بتوان نام سوسیالیستی ویا حاکمیت خلقی برآن نهاد، موجود نیست. سرمایه­داری همانند قبل از جنگ جهانی اول دوباره در تمامی جهان حاکم است واین نظام خود را از آنچه که تصورمی­شد مقاوم وجان­سخت­ترنشان داده­است. تجارب صدسال اخیرحاکی ازآن است که چیرگی بر سرمایه­داری امپریالیستی از طریق اصلاحات کاملاً خیالی خام است، بورژوازی اگر قدرت خود را درخطر ببیند به فاشیسم متوسل می­شود. گسترش شعاع عمل و جهانی شدن سرمایه در صد سال اخیر بطورچشم­گیری افزایش یافته وانحصار بی­اندازه منسجم­ترشده است  ولی ماهیت امپریالیسم تغییری نکرده­است. تضاد­های اصلی نظام هم­چنان تاثیر گذارند و روز بروز شدت می­یابند.

مثل سابق دولت­های ملی شکل اصلی سازماندهی جوامع سرمایه­داری­اند. همانند گذشته انحصارجهانی تعیین کننده دربخش صنعت، کشاورزی ویا خدمات است. همانند گذشته انحصارهای مختلف برای دست­یابی به بازارامپریالیستی مشغول رقابت­اند. مثل گذشته یکایک کشور­های امپریالیستی درائتلاف­های مختلف جهت پیشبرد منافع بورژوازی خودی درحال رقابت با یکدیگرند، همانند گذشته قدرت­های بزرگ  بخاطر تحمیل برتری خود بر جهان درحال جدالند. مثل گذشته ما دردوران امپریالیسم که تنها بدیل آن انقلاب جهانی پرولتری یعنی سوسیالیسم است زندگی می­کنیم. امپریالیسم یعنی راسیسم، عظمت­طلبی وارتجاع و مردسالاری، استثماربیرحمانه وغارت طبیعت. امپریالیسم یعنی بی­آیندگی برای جوانان زحمتکش، چپاول بی حد و مرزطبیعت وطمع کسب سود مافوق که باعث تخریب محیط زیست شده وجهان را به مرز تغییرات جوی فاجعه­باری کشانده­است.

تمامی اینها نشان می­دهد: امپریالیسم بربریت است واگرازطریق یک انقلاب تحت رهبری پرولتاریا ازآن جلوگیری نشود جهان را به بربریت سوق خواهد داد. انقلاب اکتبرعلیه تمامیت نظام امپریالیستی و تنها بدیل بربریت آن است. انقلاب برهبری پرولتاریا و ساختمان سوسیالیسم انتخاب ماست. این واقعیت­ها می­بایست درصدمین سالگشت انقلاب اکتبر درمرکز تبلیغات ما قرار گیرد و برای آنها مبارزه شود. ما را موظف می­کند هرچه بیشترمصمم، آگاه ومتشکل  مبارزه نمائیم!

پیش بسوی مبارزه سوسیالیستی علیه بربریت امپریالیستی! – با نمونه بلشویکی احزاب کمونیستی را سازماندهی کنیم! پیش بسوی اکتبری جدید!

پیش بسوی انقلاب سوسیالیستی جهانی!

یا انقلاب اکتبر نوینی یا سقوط در بربریت امپریالیستی!

                                   کره زمین سرخ خواهد شد!                وین – 3/3/ 201                              

درج،چاپ ونشراین مقاله با ذکرنام ومنبع آن آزاد است!

           پی­نویس­ها:

  1 –  طبق تاریخ قدیم روسی انقلاب در25 اکتبر آغاز شد ، که برابر هفتم نوامبردر تقویم جدید است.      

            2- لنین» بمناسبت چهارمین سالگشت انقلاب اکتبر» مجموعه آثار، جلد.33 ، ص. 34- 35، 1921

3- استالین» دهمین کنگره حزب کمونیست روسیه(بلشویکی)»مجموعه آثار،جلد. 5 ص.33 ،1921           

           4- مارکس» نقد فلسفه حقوق هگل» مجموعه آثار1، ص.  378،1884

           5 – لنین» بمناسبت چهارمین سالگشت انقلاب اکتبر» مجموعه آثار، جلد33، ص.33 ، 1921

           6 – استالین » تاریخ حزب کمونیست شوروی(بلشویکی) مجموعه آثار، جلد.15، ص.266، 1938

Bolschewistische Partei (Nordkurdistan/Türkei) – BP (KK/T)

mail@bolsevikparti.org * www.bolsevikparti.org

Initiative für den Aufbau einer Revolutionär-kommunistischen Partei Österreich – IA*RKP

ia.rkp2017@yahoo.com * www.iarkp.wordpress.com

Kommunistische Aktion-Marxistisch-Leninistisch Österreich – KOMAK – ML

komakml@gmail.com

Trotz alledem! (Deutschland) – TA

trotzalledem1.ml

https://mejalehhafteh.com/2017/02/17/

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: