اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

گذر از رژیم، نه با تأسی به امپریالیسم: بهنام چنگائی

تاریخ ما از دخالت آمریکا و انگلیس و سرکوب آنها خونبارست. در ایران امروز نفرت از خلافت و حکومت مذهبی موج می زند و بحق! آیا از شدت این نفرت و امید به سرنگون کردن رژیم، که البته کارتوده هاست! آیا شایسته می تواندباشد که فردی، جریانی و حزبی متوهم به تأسی به آمریکای جنایتکار شود و برای خود تف سربالا پرتاب کند؟ نه هرگز و جایز نیست! بر اساس تجربه های تلخ ما از امپریالیسم آمریکا و همین دانش از ترامپ چندروزه و از آشفتگی های انسان آزار او! ما هیچ دریافت و نرمشی نداریم جز مرزبندی شفاف و ایستادگی در برابر دخالت او که در سرنوشت فردای ما و حق دخالت ندارد و تعین سرنوشت ما می باید بیاری خویش بدست خودمان میسرشود و نه غیر! هشدار به آنها که از دیکتاتوری طبقاتی این ساختار پلید و دمکراسی ضدبشری او و دیگر نیروهای لابی و پشت پرده افسانه بافی می کنند. امپریالیسم آمریکا این سرمایه سالار جهانی جز دشمن ما و ملت های جهان نبوده و نیست. جریان و کسانی که پشتیبانی او را بنام دمکراسی تبلیغ گرده و مردم را گول می زنند؛ به آنها باید هشدار داد که کلاه بر سر خود و ساده دلان زیر ستم آخوندها نگذارند. این ساده انگاری درست به این می ماند که از خود رژیم آخوندی تقاضای نرمش، مردمگرائی، کمتردزدیدن و نکشتن کنیم. آیا این خود و مردمفریانه و ابلهانه نیست؟

گذر از رژیم، نه با تأسی به امپریالیسم

behnam-changaee

 بهنام چنگائی

در برابر ترامپیسم، نوع انسان کار چاره ای ندارد جز مقاومت، مبارزه و هوشیاری عقاب وار! تا در صورت ایجاب علیه او و کل نظام سرکش و وابستگانش خیابان های آمریکا و جهان را با فریاد خود به تسخیرکشد! پیدایش ترامپ آشکارا، چنین می نماید که او می تواند برای نوع بشر آمریکائی و سراسر جهان تاوان سنگین و گرانی داشته باشد. زیرا قطب و طبقه ضدبشری این دستگاه سرمایه سالار که در پشت سر او قرن ها جاخوش کرده است؛ بیماری فرسوده می باشد که با گزینش و داشتن ترامپ، بیش از هرزمانی اراده ی بی گدار رو به فرداست؛ و ناچار از شدت واماندگی و سرخوردگی، لزوما ویرانگرتر می باشد. ظرف دوهفته ی گذشته، موج به چالش گیری او و نظامش، اینک جهانی شده است. پیدائی ترامپ، پدیده فردگرائی مخرب را بخوبی نمایش می دهد؛ و همچنین بی هودگی تکقطبی شدن جهان سرمایه را برای نوع بشر زمینگیر، عریان تر از همیشه تعریف نو می کند. بنا بر خبر منتشر در نیویورکر: در یکمین هفته از ریاست جمهوری ترامپ 13401 آمریکائی و بی گمان»میلیونرها»از اداره مهاجرت در زلاند نو درخواست نام نویسی کرده اند، که آن نخستین گام برای دریافت مجوز اقامت در آن کشور است. این برآمد بالای تقاضای شهروندی 17 بار بیشتر از نام نویسی های تاکنونی بوده است؛ و مفسر آن خبر آقای هوفمن مدعی ست از آغاز انتخابات و تا گزینش ترامپ یک موج ضدیت با نخبگان کشور رشد کرده، و چگونگی آن در رابطه با برکسیت و بیرون رفتن انگلیس از اتحاد اروپا و جنون ترامپ تشدید شده و بیشترهم خواهدشد.

ساختار سرمایه جهانی و نئولیبرالیسم آمپریالیسم آمریکا شکست خورده، و دیریست در گل و لای ژرف عوارض ساختار وامانده ی خویش گرفتارآمده است. و همین ترامپِ میلیاردر»نوزاد خلف» اوست. ساختار چندنفره و دو حزبی کشوری که حکومت آنرا بین خود دست بدست می چرخانند و کیسه ی خودی را پرکرده و می کنند و حالا دیگر، چندان چنان که تاکنون رفته است ممکن و میسر نیست و حالا این کشور غارتگر، در رقابت سودبری جهان، توانائی ایستائی در بازار آزاد و گلوبال را ندارد و بسیار آسیب پذیرتر از همیشه ی پیشین اش شده است و آهنگ ناسیونال شوینیستی می نوازد و بی گمان و پیوسته درجامی زند و خواهدزد و ناگزیر در بحران های پیاپی خود همچنان اسیرمانده، ولی همزمان، برای نجات خود، دسیسه های امپریالیستی ـ میلیتاریستی می بافد و با این شیوه ی تاکنونی رسوا فرصت ساختن هستی مشترک و همکاری همگانی داخلی و خارجی را بخاطر سود و سروری چند گروه انگل به تباهی کشانده و می کشد و رسما مادر جنگ هاست.

در حالیکه جهانیان دچار جنگ های قومی، مذهبی، فقرزده، گرسنه، بیکار و دچار اشکال استبدادها دهه هاست که بدنبال یافتن راهکار برای برون رفت از مصیبت های زندگی ناگوار خویشند و از هرچه دیکتاتوری طبقاتی سرمایه سالارانه آمریکائی غربی، و ستمزدگی مذهبی در ایران، منطقه و سراسر جهان بیزارند و همه جا انسان رنجمند و بی پناه فریاد، از این ستم ها و بیدادها و چپاول ها را بر آسمان می کشد و هیچ گوشی به آن دادخواهی ها و خواسته های مسالمتجویانه مردمان بدهکارنیست. اینک، و با آمدن فاشیسم و راسیسم «نوع ترامپ» مردم گول خورده ی فرهنگ غربی، خود شهروندان آمریکائی و اروپائی، با توحش ناگهان ترامپ شک زده شده و حق آزاد و برابر شکلگیری زندگی خود را مستقلا می جویند و می خواهند. و بیش از هرزمانی در ضرورت دگرگون کردن این سرکردگی به سود استقلال خود پافشاری دارند و ساختار سرمایه سالار الیت آمریکای جهانخوار و یاران جهانی او را به زیر پرسش کشانده و خصوصا دول غرب اروپا، ساختار آمریکا را ملزم به پذیرفتن حقوق بشر کرده اند. خواست و امر اجتناب ناپذیر ملت هائی که چنین بی سابقه، نابردباری خود را در برابر جهان تکقطبی گذارده و اعِمال آنرا در دستور کار و نبرد روزانه ی خود دارد و جویای ساختار مفید و تازه ای ست تا آنرا بسود فردا و منافع انسانمدارانه و نوع بشرانه برتاباند. دستور بزرگ جابجائی و یا یک انقلاب ملی، فراملی و ریشه ایکه می بایست همه جا کانون قوانین اش مستقیما تابع تصمیم و اراده خودمدیریتی تولیدکنندگان یدی و فکری باشد، و منافع عام کارگران و توده های 99% کشورها پاس بدارد.

ترامپ، راسیستی که آشکارا در ستیز با حقوق بشر است و در همین هیاهوهای دوهفته ای ناسیونال شوینیستی او علیه مسلمانان، او بارها علیه مسلمانان شاخ و سینه کشیده و می کشد. اگرچه استقلال دیوان قضائی در کشور آمریکا امروز بر دهان گشاد ترامپ کوفت و حکم او را باطل ساخت؛ با اینوجود نمی باید ارزیابی ما از این بازتاب های فاشیستی او، و بویژه علیه حقوق زنان، حقوق بشر، ستیز با جهان بینی ها و سرکشی های زشت اش در دشمنی با مسلمانان، آنهم چند کشور غارتشده توسط آمریکا، نباید دچار توهم و ساده باوری شد؛ و جایز نیست هرگز ترامپیسم و دیکتاتوری طبقاتی آمریکای و میلتاریسم جنایت پیشه او و یاران ناتوئی اش را فراموش کنیم. امپریالیستی هاری که در 30 سال گذشته 13 جنگ ویرانگر، توامان اشغال بسیاری از آن کشورها در پرونده اش دارد؛ و 14،3 بیلیون دلار هزینه این تجاوزها و جنگ ها و ویرانگری ها برای خود مردمان آمریکا هزینه برداشته است. پول نجومی ایکه بارها می توانست جهان ما را همان بهشت موعود ریاکاران مذهبی و در همین زمین خونین سازد. هزینه ی سرسام آوری که نه بسود مردم خود آن کشور، و نه جهانیان و نه به شکوفائی اقتصاد کشور و جهانِ پیرامونی و از همه بدتر به ویرانی میحط زیست و زیست محیطی انجامیده و خسارت های آن تا مرز جبران ناپذیری مخرب بوده است. امپریالیسم آمریکا این سرمایه های هنگفت را مستقیما به ساختار مافیائی وال استریت واریز کرده است. امپریالیسم آمریکائی که ظرف 1776 و تاکنون، که 240 سال از استقلال او از بریتانیای بزرگ می گذرد، بیش از 223 سال آنرا در جنگ با ملت های آزادیخواه جهان سپری کرده، و علیه اراده ی مستقل آنها، و برای ژاندارمی خود در جهان، صدها انقلاب رهائی بخش، مردمی و استقلال جویانه را در خون نشانده؛ و  تبهکاری های هرگز از یاد نوع بشر زدوده نخواهدشد. چندش انگیزتر از همه به قلدری ترامپ متمرکز شویم که او در ندادن روادید به مسلمانان هفت کشور، به آنها شاخ زورگویانه می کشد؛ آنهم در شرایطی که میلیتاریسم آمریکا و نه همراه با ناتو، بلکه بتنهائی، در سراسر جهان بیش از 800 پایگاه نظامی دارد و همینک نیز در بخش بزرگی از کشورهای خاورمیانه حضور نظامی، جاسوسی و دخالتگری سیستماتیک سیاسی و چشمگیر و صهیونیسم را بجان منطقه انداخته و خود برای طرح های مقابله با چین و روسیه و هند نقشه ها دارد. و همچنین در بیشتر کشورهای بلوک شرق اروپا، «ورشو پیشین» همینک نیروی نظامی مدرن اسکان داده و با این ترفندها و برنامه های محاصره ای می خواهد روسیه را تجریه کند، و جای شگفتی ندارد که پوتین را مستقیما دعوت به واکنش و احتمالا جنگ جهانی سوم کند که در صورت پیشروی بعید نیست.

نوع بشر و دنیای ما با این دیوانه و ساختار زورمدار آن مشکل بسیار جدی و بزرگی دارد. اما او با مردم و کشور ما بارها بیشتر از دیگر کشورها در تضاداست! زیرا در ایران پاسداران حماقت و چپاول، بسان او حکومت ریاکارانه می کنند. تاریخ ما از دخالت آمریکا و انگلیس و سرکوب آنها خونبارست. در ایران امروز نفرت از خلافت و حکومت مذهبی موج می زند و بحق! آیا از شدت این نفرت و امید به سرنگون کردن رژیم، که البته کارتوده هاست! آیا شایسته می تواندباشد که فردی، جریانی و حزبی متوهم به تأسی به آمریکای جنایتکار شود و برای خود تف سربالا پرتاب کند؟ نه هرگز و جایز نیست! بر اساس تجربه های تلخ ما از امپریالیسم آمریکا و همین دانش از ترامپ چندروزه و از آشفتگی های انسان آزار او! ما هیچ دریافت و نرمشی نداریم جز مرزبندی شفاف و ایستادگی در برابر دخالت او که در سرنوشت فردای ما و حق دخالت ندارد و تعین سرنوشت ما می باید بیاری خویش بدست خودمان میسرشود و نه غیر! هشدار به آنها که از دیکتاتوری طبقاتی این ساختار پلید و دمکراسی ضدبشری او و دیگر نیروهای لابی و پشت پرده افسانه بافی می کنند. امپریالیسم آمریکا این سرمایه سالار جهانی جز دشمن ما و ملت های جهان نبوده و نیست. جریان و کسانی که پشتیبانی او را بنام دمکراسی تبلیغ گرده و مردم را گول می زنند؛ به آنها باید هشدار داد که کلاه بر سر خود و ساده دلان زیر ستم آخوندها نگذارند. این ساده انگاری درست به این می ماند که از خود رژیم آخوندی تقاضای نرمش، مردمگرائی، کمتردزدیدن و نکشتن کنیم. آیا این خود و مردمفریانه و ابلهانه نیست؟

چندروز پیش با خواندن مقاله ای در نیویورکر، به یاد *ترانه Teilo Juarez Go west  افتادم که در جنجال تئوری «پایان تاریخ» فرانسیس فوکویاما و در غروب فروریزی کل بلوک چپ ورشو ساخته شد؛ و رسانه های مقتدر جهانی غرب آنرا بارها، روزانه و هنوز هم هر از چندگاه پخش کرده و می کنند. برو غرب؛ برو غرب! پرسیدنی ست! حالا که غرب را نیز گند فاشیسم، راسیسم، بیکاری و نابرابری ها با خود برده، نوع انسان ناسازگار، فراری، ویلان، ستمزده و ناامید جهان که بسیارند، بکجا رو و پناه برند؟ در این فاصله از 1989 تا 11 سپتامبر 2001 امپریالیسم آمریکا هرگز باورنمی کرد که چنین دچار تضاد و تناقض ادعاهای رهبری از یکسو، و ایستائی صنعتی و شکست همزمانی اقتصادی ـ سیاسی همه جانبه خودش را از دیگر تجربه کند و اینک کرده است؛ بحران ها و شکست هائی که اینک کاملا آشکار شده اند. این استراتژی جهانگیری آمریکا خصوصا پس از 2008 و تاکنون 19،2 بیلیون دلار درآمد بادآورده این کشور را دوباره بدست بادهای سرکردگی او داده است. کوچکترین بازتاب این سرخوردگی، پیدایش فردی راسیست و ناسیونال شونیست است که ترامپ نام دارد.

بهنام چنگائی 16 بهمن 1395

PET SHOP BOYS – Gowest  *  https://www.youtube.com/watch?v=7NZ04BG7TfA&list=RD7NZ04BG7TfA#t=5

 

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 5 فوریه 2017 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: