اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

کارنامه فاجعه‌بار: کنوت ملنتین، دنیای جوان/تارنگاشت عدالت

اوباما در سال ۲۰۰۹ بعنوان رئیس‌جمهور صلح کار خود را آغاز کرد ولی برخلاف آن «جنگ علیه ترور» تشدید یافت…بدترین میراثی که اوباما بغیر از ویران کردن روابط با روسیه از خود بجای گذارد، گسترش تقریباً جهانی «جنگ علیه ترور» (که همکار پیشین او جورج دبلیو بوش آغاز کرد) و بی‌ثبات سازی و ویرانی چندین کشور دیگر است.  اوباما در آغاز دوره اول ریاست جمهوری خود در ژانویه ۲۰۰۹ با دو کانون جنگی در افغانستان و عراق روبرو بود. در هردو کشور هنوز جنگ ادامه دارد و روی‌هم رفته بیش از ۱۶۰۰۰ سرباز آمریکائی در این دو کشور مستقرمی‌باشند. اوباما در طول ریاست جمهوری خود سه کانون نوین جنگی دیگر یعنی لیبی، سوریه و یمن را نیز به آن دو افزود. دخالت نظامی ناتو در اکتبر ۲۰۱۱ در لیبی با قتل رئیس جمهور این کشور معمر قذافی بپایان رسید. هنوز پس از گذشت ۵ سال این کشور دارای یک حکومت مرکزی نیست بلکه بین شبه‌نظامیان رقیب که با یکدیگر در جنگند تقسیم و منحل شده است. در سوریه، عربستان سعودی و دیگر امیرنشینان خلیج و بعضاً ایالات متحده آمریکا سازمان‌های افراطی را برای سرنگونی دولت بشار اسد مورد حمایت قرار می‌دهند. در کنار آنها واشنگتن در سوریه و عراق جنگ هوائی علیه داعش و القاعده را تشدید می‌کنند. نیویورک تایمز روز ۵ ژانویه گزارش دادکه اوباما در سال گذشته دستور پرتاب ۱۲۱۰۰ بمب روی هردو کشور را صادر کرده بود که نسبت به سال ۲۰۱۵ بیش از ۱۰ درصد افزایش یافته. افغانستان با ۱۳۵۰ بمب خیلی از این دو کشور عقب‌تر ست. در یمن عربستان سعودی و هم‌پیمانانش از مارس سال ۲۰۱۵ بویژه بکمک حملات هوائی  ولی بطور فزاینده با نیروی زمینی خود در جنگ داخلی این کشور شرکت دارند. ایالات متحده با دادن اطلاعات نظامی و بنزین‌گیری جنگنده‌های آنان در هوا که به طولانی‌تر شدن مدت عملیات آنها می‌انجامد، به آنها کمک می‌کند. علاوه براین باید به تحویل سلاح به امیرنشینان خلیج اشاره کرد که ابعاد آن تاکنون بی‌سابقه بوده است. با این‌که برنده جایزه نوبل صلح به اصطلاح دخالت‌های نظامی همکار پیشین خود را گسترش داد و هرچند که نسبت بگذشته تعداد کمتری از سربازان را به کانونهای جنگی اعزام کرد و مخارج این مداخلات را نیز بمراتب تقلیل داد، با این‌حال او در خاطره بسیاری از شهروندان آمریکائی یک رئیس جمهور «ضعیف» باقی خواهد ماند که به سرکردگی جهانی ابرقدرت لطمه زد و عروج مجدد روسیه را ممکن ساخت و بیش از هرچیز احتمالاً به او انتقاد خواهد شد که تهدید خود در تابستان ۲۰۱۳ مبنی بر حمله نظامی به دولت سوریه را  عملی نکرد. او اظهارات نمایشی خود در مورد «استراتژی نوین» در قبال چین اوائل سال ۲۰۱۲ را نیز تحقق نبخشید. آنوقت گفته می‌شد که باید در سال‌های آینده ۶۰ درصد نیروی دریائی آمریکا در اقیانوس آرام و اقیانوس هند متمرکز شود. انتقال گرانیگاه نیروهای نظامی باید تا سال ۲۰۲۰ بپایان رسیده باشد. کاهش کلی بودجه کشور که کاهش بودجه پنتاگون را نیز دربرمی‌گرفت، برای نیروهائی که قرار بود چین را محاصره کنند، استثناء قائل می‌شد.

obamawar-is-peace obama-war-syria usaobama-rebels

 کارنامه فاجعه‌بار

تارنگاشت عدالت


نوشته: کنوت ملنتین

منبع: دنیای جوان

۲۰ ژانویه ۲۰۱۷

رئیس جمهور باراک اوباما در سال ۲۰۰۹ بعنوان رئیس‌جمهور صلح کار خود را آغاز کرد ولی برخلاف آن «جنگ علیه ترور» تشدید یافت.
کارنامه تاریخی زندگی باراک اوباما همین امروز مشخص است: «روز ۲۰ ژانویه من اولین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا خواهم بود که دو دوره کامل ریاست جمهوری  خود را در دوران جنگ پشت سر گذارده». این سخنان را ۴۴مین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا  روز ۶ دسامبر  سال گذشته در مقابل سربازان در پایگاه هوائی مک‌دیل در تامپا، فلوریدا اظهار کرد. در ثبت رسمی و کتبی این سخنان پس از ادای این جمله آمده است «کف زدن حضار».

برای یک رئیس جمهور که فقط چند ماه بعد از آغاز  بکار جایزه نوبل صلح دریافت کرده، این شایستگی عجیبی است. قبل از او رئیس جمهور تئودور روزولت در سال ۱۹۰۶ و توماس وودرو در سال ۱۹۱۹ مورد تکریم قرار گرفته بودند ولی اوباما اولین دریافت کننده این جایزه از سال ۱۹۰۱ تاکنون بود که این جایزه را نه بخاطر اقدامات عملی خود بلکه بعنوان «پیش‌پرداخت» دریافت کرده بود.

کمیته نروژی نوبل که روز ۹ اکتبر  ۲۰۰۹ حکم خود را اعلام کرد، این تصمیم را بخاطر «کوشش‌های فوق‌العاده (اوباما) برای تقویت دیپلماسی بین‌المللی و همکاری بین خلق‌ها» توجیه کرد. آنچه که بیش از اندازه برجسته شد «رویای او از جهانی عاری از سلاح‌های هسته‌ای» بود. منظور عمدتاً سخنرانی اوباما روز ۵ آوریل ۲۰۰۹ در پراک بود. او در آنجا قول داد «نقش سلاح‌های هسته‌ای در استراتژی امنیتی ما را محدود سازد» که البته تاامروز حتا کوچکترین نشانه‌ای به چشم نمی‌خورد.
امید کاذب
علاوه براین اوباما در پایتخت چکای اعلام کرد که فوراً و با قدرت «برای تصویب پیمان منع جامع آزمایش هسته‌ای CTBT  که در سال ۱۹۹۶ از طرف مجمع عمومی سازمان ملل تصویب شد بر کنگره فشار خواهد آورد. در حال حاضر ۱۶۶ کشور این قرارداد را به امضاء رسانده‌اند ولی ایالات متحده آمریکا هنوز در بین آنها نیست. البته نهایتاً این تقصیر اوباما نیست ولی او آن‌چنان سعی و کوششی که برای تحمیل این قرارداد به کنگره وعده داده بود، نیز بعمل نیاورد. جانشین او دونالد ترامپ اکنون با اندیشکده‌های دست راستی روبروست که در چارچوب «مدرنیزه‌سازی» زرادخانه اتمی آمریکا خواستار‌ از سر گرفتن تست‌های اتمی هستند. هزینه کل آن در طول ۲۰ تا ۳۰ سال  آینده یک بیلیون دلار تخمین زده می‌شود. اگر در مورد این برنامه توافقی با روسیه صورت نگیرد، دور جدید مسابقه تسلیحاتی مجدداً آغاز خواهد شد.

ترامپ طی مبارزات انتخاباتی «مدرنیزه» کردن اساسی سلاح‌های هسته‌ای را مطرح کرد بدون آن‌که وارد جزئیات شود. روز دوشنبه ۲۲ دسامبر ۲۰۱۶ او در توئیتر نوشت که «ایالات متحده آمریکا باید توان هسته‌ای خود را تقویت کرده و گسترش دهد تا جائی که جهان در مورد سلاح‌های هسته‌ای برسر عقل آید». او در گفتگو با مجله انگلیسی «تایمز» و «بیلد» آلمانی که روز ۱۶ ژانویه انتشار یافت لغو و یا رقیق کردن تحریماتی را که از سال ۲۰۱۴ علیه روسیه به اجرا درآمده را در کنار  امکان توافق با این کشور در مورد کاهش «اساسی» سلاح‌های هسته‌ای مطرح کرد.

وزیرامور خارجه روسیه سرگئی لاوروف  روز سه‌شنبه طی یک کنفرانس مطبوعاتی در مسکو گفت هرچند که او رابطه‌ی بین تحریم‌ها و سلاح‌های هسته‌ای نمی‌بیند ولی با این حال روسیه علاقمند گفتمان با دستگاه دیپلماسی ترامپ در مورد «ثبات استراتژیک، از جمله مسئله سلاح‌های هسته‌ای» می‌باشد. لاوروف بطور مشخص از سلاح‌های با سرعت مافوق صوت، استقرار سیستم ضدموشکی در اروپای شرقی، سلاح‌های نظامی در فضا و همین‌طور تست سلاح‌های هسته‌ای نام برد.

ترامپ شهرت یافته که قصد دارد کیفیت روابط بین ایالات متحده  و روسیه را که در دوره دوم ریاست جمهوری اوباما به صفر رسیده بود از پایه بهبود بخشد.

تا وقتی که او کوچکترین دلیل اثبات عملی این نیات خوب را ارائه نکرده باشد، نباید ترامپ را یک ناجی امید بخش برآورد کرد. در این رابطه باید یادآور شد که اوباما نیز در ابتدای دوره اول ریاست جمهوری خود در سال ۲۰۰۹ وعده‌های مشخص‌تر و عمیق‌تری در رابطه با بهبود و تشدید روابط بین مسکو و واشنگتن ابراز کرده بود. در دوران همکار پیشین اوباما، جورج دبلیو بوش این روابط پس از این‌که  گرجستان در ماه اوت ۲۰۰۸ به جمهوری اوستیای جنوبی حمله کرد و نیروهای روسیه برای کمک به آن وارد عمل شدند، دچار بحران شده بود.

روز ۷ فوریه ۲۰۰۹ معاون اوباما، آقای جو بایدن در کنفرانس امنیتی مونیخ برای اولین بار از لغت «Reset» و یا آغازی نو در رابطه با روابط واشنگتن و مسکو استفاده کرد. روز ۶ مارس ۲۰۰۹ وزیرامورخارجه ایالات متحده آمریکا خانم هیلاری کلینتون در همایشی در ژنو یک دکمه قرمز بزرگ پلاستیکی Reset  به نشانه آغازی نو به لاوروف هدیه کرد.  در ماه ژوئیه همان سال اوباما به مسکو سفر کرد و در آنجا در مقابل دانشجویان دانشگاه خصوصی خبرگان یکی از سخنرانی‌های «بزرگ» خود را که مثل همیشه مملو از سخنان توخالی و امید‌بخش بود ایراد کرد.

اما طی این ملاقات اولین نتایج عملی همکاری نوین پدیدار شد: دولت روسیه پذیرفت که تدارک نظامی جنگ ناتو در افغانستان  از طریق زمینی از حریم زمینی روسیه صورت گیرد. بعد آنها نقل و انتقال هوائی را نیز مجاز اعلام نمودند و در ژوئن ۲۰۱۲ که روابط ایندو کشور مجدداً تیره شده بود حتا پیشنهاد استفاده از پایگاه هوائی خود را مطرح کردند.  ولی همکاری عملی در واقع صورت نگرفت زیرا که برای ایالات متحده بمراتب ارزانتر بود تجهیزات و تدارکات نظامی خود را با کشتی به بندر کراچی در پاکستان ارسال کند و از آنجا از طریق زمینی با کامیون به افغانستان برساند. امتیاز تعیین کننده این معاهده برای واشنگتن گسترش میدان عمل سیاسی واشنگتن در مقابل پاکستان بود که پس از چندین حمله نظامی آمریکا راه‌های زمینی آن برای ارسال تجهیزات و تدارکات جنگی قطع شده بود. از این رو می‌توان گفت که روسیه در این فاز نقش اعتصاب شکن را بعهده گرفته بود.

جنجالی‌ترین موفقیت سیاست «Reset» امضای قرارداد نوین آمریکائی ـ روسی START روز ۸ آوریل ۲۰۱۰ در پراگ بود که اوباما قبلاً وعده «جهانی عاری از سلاح‌های هسته‌ای» را داده بود. این قرارداد تعداد کلاهک‌های هسته‌ای آماده پرتاب را برای هردو طرف به ۱۵۵۰ عدد محدود می‌کرد. البته قرار شد که این کاهش تا ۵ فوریه ۲۰۱۸ تحقق یابد. توافق پراگ یک قرارداد موقت به نام SORT (Strategic Offensive Reductions Treaty) را که بوش و پوتین در ۲۴ مه ۲۰۰۲ در مسکو به امضاء رسانده بودند جایگزین می‌کرد. این قرارداد تعداد کلاهک‌های هسته‌ای را بین ۱۷۰۰ تا ۲۲۰۰ عدد محدود کرده بود. ولی اگر قرارداد جدید بسته نمی‌شد، مهلت قرارداد SORT آخر سال ۲۰۱۲ بپایان می‌رسید. قرار داد START تا ۵ فوریه ۲۰۲۱ معتبر است و امکان تمدید آن تا سال ۲۰۲۶ درنظر گرفته شده است.
روابط ویران شده با مسکو
روابط بین دوکشور بعد از این که روسیه همراه با چین روز ۱۷ مارس ۲۰۱۱ با رای ممتنع از  تصویب قطع‌نامه  شماره ۱۹۷۳ در شورای امنیت جلوگیری کرد، رو به وخامت گذاشت. ایالات متحده و هم‌پیمانان آن در ناتو برخلاف متن قطع‌نامه، آن را جوازنامه‌ای برای حمله نظامی به لیبی تعبیر کردند. پس از آن مسکو و پکن دست از همکاری برداشتند و دیگر بدام ترفند بعدی غرب که از آنها انتظارداشت حمله مستقیم به سوریه را نیز با سکوت تحمل کنند، نیافتادند. روز ۴ اکتبر ۲۰۱۱ روسیه و چین در شورای امنیت سازمان ملل متحد برای اولین بار قطع‌نامه پیشنهادی اتحادیه اروپا در مورد سوریه را وتو کردند.

دخالت علنی ایالات متحده در انتخابات دوما ۴ دسامبر ۲۰۱۱ نیز طعم بدی بجای گذارد. در پایتخت روسیه یک سلسله از تظاهرات صورت گرفت که مردم بیش  از معمول در آن شرکت کردند و نسبت به سال‌های گذشته بی‌سابقه بود. بهانه تظاهرات تقلب در انتخابات بود. در سازماندهی این تظاهرات «لیبرال‌ها» و گروه‌های هوادار غرب شرکت داشتند که از طرف وزارت خارجه ایالات متحده ارتزاق می‌کردند. این حمایت عمدتاٌ توسط بنیادهای حزب جمهوری‌خواه و دمکرات که از طرف وزارت امور خارجه تامین مالی می‌شوند، صورت می‌گرفت.

نقطه عطف اصلی در روابط بین دو کشور با بازگشت پوتین به ریاست جمهوری  روز ۷ ماه مه ۲۰۱۲ بود. یکی از اولین اقدامات او در قبال ایالات متحده تعطیل دفتر USAID در مسکو در روز ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۲ و منع فعالیت کارمندان این سازمان به اصطلاح همکاری برای توسعه در روسیه بود. برای توجیه این اقدام وزارت امور خارجه به صرف پول و دادن هدیه‌های جنسی برای اعمال نفود در سیاست داخلی روسیه، از جمله انتخابات اشاره کرد. USAID مخفف نمایندگی ایالات متحده آمریکا برای توسعه بین‌المللی است که از ابواب جمعی مستقیم وزارت امورخارجه آمریکا بشمار می‌رود. در سال آخر قبل از تعطیل بنابر اطلاعات رسمی  این نمایندگی بودجه‌ای به حجم ۵۰ میلیون دلار در اختیار داشت. ۶۰ درصد این مبلغ برای «حمایت از دمکراسی و جامعه مدنی» منظور شده بود و مستقیماً در اختیار گروه‌های ضددولتی قرار می‌گرفت.

مرحله دوم تشدید اختلافات بین روسیه و ایالات متحده بدنبال «قانون ماگنیتسکی» که کنگره در واشنگتن تصویب کرد و روز ۱۴ دسامبر ۲۰۱۲ با امضای اوباما اجرائی شد رخ داد. این قانون شهروندان روسی که از طرف دولت آمریکا متهم  به نقض قوانین حقوق بشر می‌شوند را تهدید می‌کند که روادید ورود بخاک آمریکا دریافت نخواهند کرد و ثروت آنها در خارج از کشور ضبط خواهد شد. در واکنش به این قانون پارلمان روسیه نیز در فوریه ۲۰۱۳مقرراتی وضع کرد که طبق آن کاربران و مدیران شرکت‌های دولتی مجاز نیستند دارای پول ، سهام و یا اوراق بهادار  در بانک‌های خارجی باشند. در عین حال با این‌کار  نقل و انتقال غیرقانونی سرمایه سخت و یا غیرممکن می شد.

با پیوستن مجدد شبه‌جزیره کریمه به دامن روسیه در روز ۱۸ مارس ۲۰۱۴ و تشدید درگیری‌های مسلحانه در بخش‌های شرقی اوکرائین، دور بعدی تحریم‌های گسترده‌تر غرب آغاز شد.

ترامپ در طول مبارزات انتخاباتی علاقه خود   به بهبود روابط  با روسیه  را اعلام کرد. البته این ابراز علاقه با عباراتی بسیار سطحی و واهی اعلام  شد، بطوری که نمی‌توان از نیات واقعی او باخبر بود. علاوه برآن باید گرایش ترامپ در مورد تغییر سریع و رادیکال نظر خود بسته به اتفاقات جاری را نیز در نظر داشت. ترامپ در یک مصاحبه تلفنی  با فرستنده «فوکس نیوز» و CNN  در مارس سال ۲۰۱۴ از ادامه تحریمات دفاع کرد و از اوباما انتقاد کرد که در مقابل روسیه شدت عمل بخرج نمی‌دهد. او در آن زمان عقیده داشت «ما باید قدرت نشان دهیم». در عین حال او با نامزد ریاست جمهوری جمهوری‌خواهان در سال ۲۰۱۲ «میت رومنی»، که روسیه را «دشمن ژئوپولیتیکی شماره یک» آمریکا می‌نامید، ابراز همبستگی کرد. در ضمن ژنرال سابق جیمز ن. ماتیس نیز که ترامپ او را وزیر دفاع خود خواهد کرد نیز برهمین عقیده است. رومنی بطور گذار برای پست وزیر امور خارجه مطرح شده بود.
«جنگ نامحدود علیه ترور»
بدترین میراثی که اوباما بغیر از ویران کردن روابط با روسیه از خود بجای گذارد، گسترش تقریباً جهانی «جنگ علیه ترور» (که همکار پیشین او جورج دبلیو بوش آغاز کرد) و بی‌ثبات سازی و ویرانی چندین کشور دیگر است.  اوباما در آغاز دوره اول ریاست جمهوری خود در ژانویه ۲۰۰۹ با دو کانون جنگی در افغانستان و عراق روبرو بود. در هردو کشور هنوز جنگ ادامه دارد و روی‌هم رفته بیش از ۱۶۰۰۰ سرباز آمریکائی در این دو کشور مستقرمی‌باشند.

اوباما در طول ریاست جمهوری خود سه کانون نوین جنگی دیگر یعنی لیبی، سوریه و یمن را نیز به آن دو افزود. دخالت نظامی ناتو در اکتبر ۲۰۱۱ در لیبی با قتل رئیس جمهور این کشور معمر قذافی بپایان رسید. هنوز پس از گذشت ۵ سال این کشور دارای یک حکومت مرکزی نیست بلکه بین شبه‌نظامیان رقیب که با یکدیگر در جنگند تقسیم و منحل شده است.

در سوریه، عربستان سعودی و دیگر امیرنشینان خلیج و بعضاً ایالات متحده آمریکا سازمان‌های افراطی را برای سرنگونی دولت بشار اسد مورد حمایت قرار می‌دهند. در کنار آنها واشنگتن در سوریه و عراق جنگ هوائی علیه داعش و القاعده را تشدید می‌کنند. نیویورک تایمز روز ۵ ژانویه گزارش دادکه اوباما در سال گذشته دستور پرتاب ۱۲۱۰۰ بمب روی هردو کشور را صادر کرده بود که نسبت به سال ۲۰۱۵ بیش از ۱۰ درصد افزایش یافته. افغانستان با ۱۳۵۰ بمب خیلی از این دو کشور عقب‌تر ست.

در یمن عربستان سعودی و هم‌پیمانانش از مارس سال ۲۰۱۵ بویژه بکمک حملات هوائی  ولی بطور فزاینده با نیروی زمینی خود در جنگ داخلی این کشور شرکت دارند. ایالات متحده با دادن اطلاعات نظامی و بنزین‌گیری جنگنده‌های آنان در هوا که به طولانی‌تر شدن مدت عملیات آنها می‌انجامد، به آنها کمک می‌کند. علاوه براین باید به تحویل سلاح به امیرنشینان خلیج اشاره کرد که ابعاد آن تاکنون بی‌سابقه بوده است.

با این‌که برنده جایزه نوبل صلح به اصطلاح دخالت‌های نظامی همکار پیشین خود را گسترش داد و هرچند که نسبت بگذشته تعداد کمتری از سربازان را به کانونهای جنگی اعزام کرد و مخارج این مداخلات را نیز بمراتب تقلیل داد، با این‌حال او در خاطره بسیاری از شهروندان آمریکائی یک رئیس جمهور «ضعیف» باقی خواهد ماند که به سرکردگی جهانی ابرقدرت لطمه زد و عروج مجدد روسیه را ممکن ساخت و بیش از هرچیز احتمالاً به او انتقاد خواهد شد که تهدید خود در تابستان ۲۰۱۳ مبنی بر حمله نظامی به دولت سوریه را  عملی نکرد.

او اظهارات نمایشی خود در مورد «استراتژی نوین» در قبال چین اوائل سال ۲۰۱۲ را نیز تحقق نبخشید. آنوقت گفته می‌شد که باید در سال‌های آینده ۶۰ درصد نیروی دریائی آمریکا در اقیانوس آرام و اقیانوس هند متمرکز شود. انتقال گرانیگاه نیروهای نظامی باید تا سال ۲۰۲۰ بپایان رسیده باشد. کاهش کلی بودجه کشور که کاهش بودجه پنتاگون را نیز دربرمی‌گرفت، برای نیروهائی که قرار بود چین را محاصره کنند، استثناء قائل می‌شد. اکنون ترامپ شکوه دارد که این کار صورت نگرفته و فضای زیادی برای «گسترش» چین باقی گذارده و در نتیجه باعث تردید و نگرانی بسیاری از هم‌پیمانان آمریکا در جنوب و شرق آسیا  گردیده است.  ترامپ طی یکی از سخنرانی‌های انتخاباتی خود قول داد که کشتی‌های جنگی مدرنی ساخته خواهد شد و ناوگان‌های کشور که اوباما  وسعت آن را از جنگ اول جهانی تاکنون به حداقل تقلیل داده، «مدرنیزه» خواهد گردید.
برنامه تسلیحاتی
جانشین اوباما حتا ادعا می‌کند که نیروی هوائی آمریکا «کوچکترین نیروی هوائی تاریخ» کشور است و هواپیما‌های آن از «قدیمی‌ترین» هواپیماهاست. مثل بسیاری از چیزهای دیگر که ترامپ مطرح می‌کند، این حرف‌ها رابطه‌ای با واقعیات ندارد. ولی آنچه که از این حرفها باقی می‌ماند چشم‌انداز گسترده‌ترین فعالیت‌های تسلیحاتی این کشور از زمان رونالد ریگان تاکنون خواهد بود. شعار ریگان، «صلح به کمک قدرت» را ترامپ اکنون تقبل کرده است. ریگان زیر این شعار  در دهه ۱۹۸۰ یک مسابقه تسلیحاتی را دامن زد که نهایتاً به تلاشی اتحادجماهیر شوروی انجامید.

ترامپ روز ۶ دسامبر سال گذشته در اجتماع هواداران خود در نزدیکی پایگاه نظامی «فورت براگ» پایگاه مرکزی ارتش برای عملیات خارج از کشور گفت: «ما دست از سرنگون کردن رژیم‌های غریب ، که در مورد آنها هیچ چیز نمی‌دانیم برخواهیم داشت و نباید خود را با آنها درگیر کنیم». «دخالت و اغتشاش» باید پایان یابد. ولی در عین‌حال او در آنجا اعلام کرد: «مرکز ثقل کار ما باید مبارزه با تروریسم پیروزی بر آن و نابودی داعش باشد.»

ولی درست این همان استدلالی است که برای توجیه اکثر عملیات نظامی جاری و شرکت در جنگ‌های مختلف توسط ایالات متحده آمریکا ارائه شده. هرچند که ترامپ بطور کل سیاست‌های کاربردی مداخله همکار سابق خود را کراراً بشدت محکوم کرده است و با این همان گوئی حتا تقصیر جنگ در افغانستان و عراق را به گردن اوباما اوباما انداخته با این که مسئول این جنگها رئیس جمهور جمهوری‌خواه جورج دبلیو بوش بوده است ولی او با دقت از اعلام نیات مشخص خود در مورد آینده عملیات نظامی جاری  ایالات متحده خودداری کرده است. تنها استثناء که آنهم هنوز بطور کامل مشخص نشده همکاری ایالات متحده آمریکا با روسیه  برای بپایان رساندند جنگ در سوریه است. جز از اینها وی اعلام کرده بود که در هفته‌های اول ریاست جمهوری خود یک برنامه دقیق برای تقویت سریع جنگ علیه داعش  و دیگر سازمان‌های تروریستی ارائه خواهد کرد.

بنظر نمی‌رسد که او از میراث همکار پیشین خود فاصله خواهد گرفت.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 3 فوریه 2017 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: