اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

پیام تالم وهمدلی نهاد های همبستگی با جنبش کارگری در ایران – خارج کشور به بازماندگان فاجعه آتش سوزی ساختمان پلاسکو تهران!، جمهوری اسلامی مسئول فاجعه پلاسکو: اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران، سهل انگاری و بی‏مبالاتی نظام، جان ده‏ها کارگر را گرفت: شباهنگ راد، در دفاع و احقاق حقوق خانواده کشته شدگان فاجعه پلاسکو ما با استناد به قوانین و شواهد موجود علیه نهاد ها و مسئولین وقت آنها اعلام جرم می کنیم: کمیته حمایت از شاهرخ زمانی، و بیانیه همبستگی ملی جمهوریخواهان ایران(همجا): مسئولیت جنايات و سياستهاي مخرب رفسنجاني از حافظه هيچ نسلي زدودني نيست

 

nahadhay-e-hambastegi

پیام تالم وهمدلی نهاد های همبستگی با جنبش کارگری در ایران – خارج کشور

به بازماندگان فاجعه آتش سوزی ساختمان پلاسکو تهران!

 

فاجعه آتش سوزی ساختمان پلاسکو و از دست رفتن آتش نشانان  جسور و زحمت کش آتش نشانی ، نشانه بی لیاقتی و بی ثباتی رژیم سرمایه داری جمهوری  اسلامی در برابر حوادث و سوانح اجتماعی از این نوع در قبال شهروندان خود است .

این روزها تهران ۱۴میلیونی و ایران هشتاد میلیونی و بشریت انسان نگرو انسان دوست در سراسر جهان در برابر حادثه  آتش سوزی و انفجار ناگهانی ساختمان پلاسکو در مرکزی ترین نقطه تجاری تهران ، نگران خاطر کارگران  و انسان های زحمتکشی هستند که همچنان پیکرنجیبشان شان زیر آوار جای دارند و مدام از همدیگر می پرسند که چه کس و کسانی مقصر این فاجعه سنگین  اند؟

ساختمان پلاسکو که مالک اصلی  آن حبیب القانیان بود در بدو پیروزی قیام مردمی بهمن۵۷  ، بدستور خلخالی جلاد اعدام و اموال او به نفع بنیاد مستضعفان مصادره به مطلوب شد در سالهای بعد سرقفلی واحد های آن به افراد شخصی واگذار و طی ۱۵سال گذشته بنیاد مستضعفان از هرگونه سرویس دهی به ساکنین آن خودداری نموده و فقط به دریافت اجاره بها ومبلغ گزاف  نقل انتقال مالکانه  کفایت می کرد ، همچنین بارها به درخواست های مکرر مستاجرین ساختمان پلاسکو و دیگر ساختمانهای تجاری تحت مالکیت خود  و توصیه های کارشناسان اداره آتش نشانی جهت  ایمن سازی  وقعی نمی گذاشت هم اکنون با شانتاژ سعی در سلب مسئولیت از خود و دادن وعده های پوشالی نموده  وبا اتکا به  قوه قضائیه جمهوری اسلامی  با احضار هیئت مدیره منتخب ساکنین به دادگاه سعی در شانه خانه کردن از مسئولیت خویش دارد

تاریک اندیشان دینی تقصر را به گردن خود القانیان » یهود «، سازنده اولیه این بلندترین ساختمان دهه اواخر دهه چهل می اندازند و در شبنامه های خود که امروز در شبکه های مجازی دست به دست می گردد در یک عبارت نوشته اند : « فرو ریختن ساختمان پلاسکو با قدرت و مدیریت حضرت امام زمان بود » و ایضا گفته اند:« آقای یهودی مالک این ساختمان، نه خمس اموالش را می پرداخت و نه زکات آن را می داد و در سرزمین مسلمین و اسلامی هم مشغول به تجارت و کار بود ». اگر مراد از مالک ساختمان همان القانیان است . ، همو بعد از قیام بهمن بدست خلخالی جلاد اعدام گردید و آن ساختمان عظیم ومالکیت آن به نفع » بنیاد مستضعفان » مصادره به مطلوب شد.  د راین میان  تمامی بیش از ۶۰۰ کسبه و واحد های تولیدی مستقر در طبقات مختلف آن تحت نظر این بنیاد دزد و چپاولگر اموال عمومی و تحت مدیریت شخص » رهبر» اسلامی هدایت می شد!

امروز ازیک سو، بدان علت که این ساختمان تحت مدیریت واحد اموال و املاک بنیاد مستضعفان بوده است و تمامی کسبه و واحدهای کسبی آن ، مستاجر بنیاد مستضعفان بوده ، آنان در رابطه با موازین ایمنی و فنی در نگهداری ساختمان و کم توجهی به ساز و کار های این ملک ، مسئولیت قانونی و حقوقی دارد.

از سوی دیگر ، طبق قانون شهرداری ها که مسئولیت اجرای آن با شهرداری تهران بزرگ است و آتش نشانی نیز توسط شهرداری اداره می شود نظارت بر املاک و ساختمان های شهر از نظر خطراتی که برای مردم دارد، بعهده شهردار و شورای شهرداری است و شهرداری  که می بایست ابزار لازم برای مقابله با خطرات احتمالی را قانونا در اختیارداشته باشد، طبق بر آوردهای انتشار یافته، بوظایف قانونی خود عمل نکرده است و ازاین جهت باید پاسخگوی مسئولیت خود باشد.

مسئولین شهرداری زبان گشوده اند که ما مرتب اخطار کردیم . ما بصراخت می گوییم :  اگر بر اساس آن اخطارها ، تداوم انتفاع از ساختمان ممکن نبوده، شهرداری می باید جلوی استفاده از آن ساختمان را می گرفت.

در برابر چنین حوادث بس اسفباری ، شهرداری وظیفه اش ، تنها خشک کردن درختان سطح شهر تهران نیست . تنها ایجاد مزاحمت های مکرر برای دست فروشان زحمتکش نیست . شهرداری مقصر اصلی است و تقصیرش را با یک پیام تسلیت نمی تواند جبران کند … شهردارباید در برابر خانواده ها کمر خم کند وضمن پوزش خواهی ، استعفاء دهد و خود را برای محاکمه قانونی معرفی نماید!

آنچه اتفاق افتاد و جامعه ای  را به سوگ کشاند ، نشان داد نه پیام تسلیت این امام جمعه ، آن عالی مقام و آن مرجع دینی یا این وزیر و آن وکیل و ایجاد شبانه کمیته حل بحران از آدم های شکم پرست ، هیچ گوشه ای از داغ پرشمار به جا مانده از خود در از دست رفتن کارگران زحمتکش و سخت جان شهرداری را فرو کش نمی نماید . هزاران خانواده کارگر تریکو باف و خیاط، کفاش و قهوه چی و رستوران دار و… ، این ساختمان عظیم که امروز با فرو ریختن این ساختمان عظیم،  هزاران تن آنان ازبیکاری یگانه نان آور خود در رنج هستند و هیچ نوع بیمه حوادث ،بیمه بیکاری با خود بهمراه ندارند، چگونه سر درگریبانند و هیچ صاحب کاری که خود نیز در این آتش سوزی عظیم، اموال خود را از دست داده است؛ پاسخگوی نیازها و گرفتاری کارگرانش نیست .

نکته پایانی اینکه  دربرابر حادثه دلخراش و مرگ بار ساختمان عظیم پلاسکو، و جان باختن آتش نشانان شهر ، نهاد های ذیربط در این ماجرا یعنی بنیاد مستضعفان و جانبازان ، شهرداری تهران ، شورای اسلامی شهر تهران ، وزارت تعاون ، کار و رفاه اجتماعی در کنار زعامت کلیت نظام جمهوری اسلامی ایران ، به طور مستقیم مسئولیت دارند و باید پاسخگو باشند.

مردم و مطبوعات در برابر این جنایت اشکار نباید سکوت کنند ، سیستم مدیریت و رانت خواران وابسته به دستگاه تمامیت این نظام جهنمی ، مقصر این رویداد اسفبار می باشند و در برابر مردمان جامعه ما و جامعه جهانی و یکایک خانواده های عزیز از دست داده مسئولند و لازم می نماید که تمامیت زندگی بازماندگان آنان را تامین نمایند.

عاملان آفریننده چنین جنایتی در برابر دستگاه قضایی و مردم جامعهباید  پاسخگوبوده  و محاکمه گردند .

نهاد های همبستگی با کارگران ایران- خارج از کشور ؛ همدلی و تاثر عمیق خود را به تمامی بازماندگان این فاجعه دردناک ابراز نموده و با یکایک خانواده های آنان و طبقه کارگر ایران اعلام همدردی و همبستگی می نمایند .

یاد همه جان باختگان فاجعه آتش سوزی ساختمان پلاسکو گرامی باد

 

سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی

زنده باد سوسیالیسم

نهادهای همبستگی با جنبش کارگری درایران ـ خارج کشور

 

يكشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۵ برابر با ۲۲ ژانويه ۲۰۱۷

 

nhkommittehamahangi@gmail.com

http://nahadha.blogspot.com/

 

***

plasco_building_on_fire_by_emi_uploaded_by_mardetanha_2

جمهوری اسلامی مسئول فاجعه پلاسکو

 اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

ابعاد واقعی فاجعه انسانی ناشی از آتش سوزی و فرو ریختن ساختمان پلاسکو هنوز هم برای افکار عمومی روشن نیست. اگر چه آمار تلفات این فاجعه لحظه به لحظه در حال تغییر است، اما منابع رسمی و حکومتی تا کنون از ارائه آمار دقیق خودداری کرده اند و تا کنون تنها اسامی تعداد انگشت شماری رسانه ای شده است. گزارش های مختلف حاکی است که تعداد قربانیان حدود بیست و پنج نفر است که شانزده نفر آنها آتش نشان بودند. علاوه بر قتل این کارگران، بیش از چهارهزار کارگر ساختمان پلاسکو در نتیجه این سانحه دهشت بار بیکار شده اند که با خانواده هایشان قربانی این حادثه و تبانی میان شهرداری تهران، وزارت کار وبنیاد مستضعفان هستند. از این چهار هزار نفر، تنها حدود هفتصد و پنجاه نفر مشمول بیمه تامین اجتماعی هستند و بقیه به دلیل خروج کارگاهای زیر ده نفر از شمول قانون کار و یا به دلیل کار بی تامین و غیررسمی و یا خویش فرمایی از حمایتهای حداقلی تعریف شده در بیمه تامین اجتماعی برخوردار نیستند.

 

دلیل اصلی پنهان سازی، ارائه اخبار ضد ونقیض و دروغ گویی آشکار توسط نهادها و مسئولین ریز و درشت رژیم روشن است: ساختمان پلاسکو مانند بسیاری از مکان های مشابه در تهران فاقد استانداردهای ایمنی بوده و هیچ کدام از دم و دستگاه های حکومتی نیز سالهای سال در این مورد اقدامی نکرده بودند. اینان خوب می دانند با گذشت هر روز از این فاجعه، مردم به درستی رژیم را مسئول خواهند دانست. بنابراین می کوشند تا با سرپوش گذاشتن بر ابعاد این فاجعه و ارائه اخبار به صورت قطره چکانی شاید خود را از تیرس خشم کارگران و مردم بدور نگاه دارند.  اما این شگرد تا هم اکنون نیز بی اثری خود را نشان  داده و عملا به ضد  خود تبدیل شده است. مردم بنیاد مستضعفان، سپاه پاسداران، شهرداری تهران و وزارت کار را به طرق مختلف مسئول مستقیم این حادثه دلخراش می دانند. دروغ دانستن تبلیغات و اخبار رژیم از سوی مردم  و انتشار ویدئوها و اخبار غیرحکومتی، سیل پیام های همبستگی، حمایت و قدردانی از کارگران شجاع آتش نشانی و ابراز همدردی و تسلیت به بازماندگان آتش نشانانی که قهرمانانه برای نجات جان دیگران به جنگ حریق رفتند اما خود زیر آوار جان دادند، بهترین گواه این واقعیت است.

 

وقوع فاجعه پلاسگو به رغم همه ابعاد هولناک آن فقط یک استثنا و یا ناشی از بی مسئولیتی موردی و یا حتی اقدام عامدانه این یا آن نهاد و یا مقام حکومتی نیست، که البته همه این موارد نیز دخیل بوده اند؛ بلکه تنها نمونه ای از عواقب و نتایج شرایط ناامن در مکان های عمومی و محیط های کاری در سراسر ایران است. بنابر گزارش ها تنها در تهران حدود 3000 ساختمان و مکان تولیدی، تجاری و اداری فاقد استانداردهای ایمنی هستند و هر لحظه در معرض همان خطری قرار دارند که در پلاسکو به وقوع پیوست.

 

بعلاوه ارقام و آمار قربانیان «حوادث کار» در ایران بیداد می کند؛ طبق اطلاعات موجود تنها در سال جاری  1850 نفر به دلیل رعایت نشدن استانداردهای ایمنی در مراکز و محیط های کار جان خود را از دست دادند. در سال  گذشته نیز 1494  نفر به همین دلیل در هنگام کار جان باختند. تعداد مصدومین ناشی از این حوادث، دهها بار بیش از آمار کشته شدگان است و این ارقام سال های سال است که افزایش می یاید.  به این گونه ایران تحت حاکمیت رژیم سرمایه داری اسلامی در رده بالای جدول جهانی از لحاظ قربانیان حوادث کار قرار گرفته است.  جان کارگر و انسان در اینجا بنا به منطق سرمایه از ارزان ترین کالاهاست. زیرا وقتی که حداقل هفت میلیون بیکار و جویای کار بدون برخورداری از حداقل حقوق بیکاری به امید پیدا کردن کار به هر دری می زنند، و کارگران از جمله به دلیل سرکوب وحشیانه حکومتی فاقد تشکل مستقل هستند تا از منافع و جان خویش دفاع کنند، دولت به عنوان بزرگترین کارفرما و شرکت های نیمه دولتی و خصوصی  با حمایت دولت به منظور افزایش سودآوری، از ایمن سازی محیط های کار خود داری می کنند و به این ترتیب مراکز کار در هر حادثه ای به قتل گاه کارگران تبدیل می شود.

 

بر متن و به دلیل چنین شرایطی است که بانی اصلی فاجعه پلاسکو برای کارگران و مردم آزادیخواه و برابری طلب ایران مشخص است: بانی رژیمی است که می تواند با صرف سرمایه های کلان و خرید مجهزترین دستگاه ها در شهرهای کشور منجمله تهران، شیراز، مشهد، تبریز، اهواز، سنندج و اصفهان تا زندانهای سراسر ایران به پارازیت افکنی بپردازد؛ بانی نظامی است که با عزم راسخ و تجهیزات کامل، نیروهای وحشی، بی رحم و سرکوب گرش را سحر گا ه به سراغ کارگران معترض و اعتصابی شرکت واحد می فرستد و صدها نفرشان را به همراه اعضای خانواده دستگیر و زندانی می کند؛ بانی حکومتی است که تجمعات کارگران «سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران» در سالهای اخیر در اعتراض به قانون مشاغل سخت و زیان آور و همچنین مشکلات صنفی و رفاهی آنها را با تهدیدات شدید، ایجاد رعب و وحشت، تعهد گرفتن، محروم کردن، تصویر برداری از تجمع اعتراضی آتش نشانان و اذیت و آزار تجمع کنندگان پاسخ میدهد، اما به ایمن  سازی محیط های عمومی و مراکز کاری کمترین اهمیتی نمی دهد و آتش نشانان از جان گذشته را مجبور می کند با تجهیزات فرسوده و از رده خارج شده به جنگ آتش سوزی آنهم در ابعاد ساختمان پلاسکو بروند و جان خود را فدا کنند.

 

اندوه و خشم عمومی از این فاجعه تنها هنگامی می تواند از خود اثر مثبت و پایداری به جا نهد که باعث دگرگون کردن این شرایط ضد انسانی و جنایت کارانه شود. در بسیاری از کشورها مرسوم است که به دنبال وقوع یک فاجعه هولناک اما اجتناب پذیر، مبارزه و کارزارهایی برای از بین بردن امکان وقوع مجدد فاجعه بر پا می شود.  تدارک چنین مبارزه و کارزاری، و یا حمایت از آن، وظیفه همه کارگران و کلیه انسانهای شریفی است که فاجعه پلاسکو دلشان را به درد آورده است.در نبود تشکل های مستقل کارگری  و آزادی عمل آنها و در غیاب مبارزه متشکل و سراسری کارگران در اعتراض به  ناامنی شرایط و محیط های کار، منافع  رژیم و سرمایه داران ایجاب نمی کند که محیط و مراکز کاری ایمن سازی شوند. مقامات، نهادها، وزارت خانه ها، شهرداری ها، بنیادها و باندهای مختلف چنان سرگرم دزدی، اختلاس و ثروت اندوزی هستند که ایمن نبودن مکان های عمومی و مراکز کاری حتی توجه شان را جلب نمی کند.

 

اجتناب پذیر بودن فاجعه پلاسکو و مرگ دردناک آتش نشانان و دیگر کارگران و شهروندانی که درزیر آوار جان دادند، تلنگر دردناکی است بر هر وجدان انسانی.  این فاجعه، موجی  از اندوه ، تاسف و اعلام همدردی با آتش نشانان و خانواده جانباختگان را در ایران و دیگر کشورها به دنبال داشته است. این موج می تواند و باید به مبارزه و کارزار اعتراضی علیه نادیده گرفتن استانداردهای ایمنی در محیط های عمومی کار و بی حقوقی طبقه کارگر ایران تبدیل شود و بانیان و سبب سازان این شرایط جنایتکارانه را هر چه بیشتر رسوا و محکوم کند.  تشکل های مستقل کارگری ضامن اصلی تحقق ایمن سازی محیط کار هستند، بنابراین هر اعتراضی نسبت به فجایع  کار لازم است که به حمایت از ایجاد تشکل های مستقل کارگران پیوند یابد.

 

اتحاد بین المللی ضمن اعلام همدردی و همبستگی با کارگران شجاع آتش نشانی تهران و کلیه کارگران صدمه دیده در این حادثه دلخراش، جان باختن آتش نشانان و کارگران ساختمان پلاسکو و همه افرادی که در این فاجعه قربانی شدند را به خانواده آنها و طبقه کارگر تسلیت می گوید؛ و بیش از پیش تلاش خواهد کرد که با افشای این جنایات حمایت تشکل های کارگری در سطح بین المللی از کارگران آتش نشانی و همه کارگران ایران در مبارزه برای ایجاد تشکل مستقل و برای ایمن سازی محیط  های کار را جلب نماید .

 

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

۲۳ ژانویه ۲۰۱۷

info@workers-iran.org

http://etehadbinalmelali.com/ak/

***

plasco-building

سهل انگاری و بی‏مبالاتی نظام، جان ده‏ها کارگر را گرفت

حوادث کارگری و بی مبالاتی رژیم جمهوری اسلامی، هم‏چنان دارد، جان کارگران را در میادین تولیدی، توزیعی و ساختمانی می‏گیرد. ساختمان 17 طبقه و بزرگ پلاسکو سوخت و بر پروندۀ بی‏مسئولیتی نظام افزود.
 آتش‏سوزی در مدارس بدلیل فقدان سیستم گرمایشیِ منطبق با استانداردهای بین‏المللی، خرابی بی‏قوله‏های محروم‏ترین اقشار جامعه، در اثر حوادثی هم‏چون باد و باران و سیل، قطع دست و پا در میادین تولیدی به‏دلیل فقدان امکانات اولیۀ ایمنی و غیره، از زمره حکایت و معضلاتی‏ست که در برابر میلیون‏ها کارگر و زحمت‏کشِ ایران قرار گرفته است. بی تردید در آتش سوختن کارگران در ساختمان پلاسکو، از جمله آخرین حادثه ها نخواهد بود و بنابه گفتۀ ««معصومه آباد»، رئیس کمیته ایمنی شورای شهر تهران، 3000 ناایمن دیگر» در تهران، در انتظار فاجعه‏ای هم‏چون ساختمان پلاسکو می‏باشند.
براستی عامل اصلی چنین فجایعِ دردناکی، به گردن چه کس، و یا کسانی است و تا چه زمان، کارگر در میادین استثمار، از شر این‏دست رویدادها خلاصی خواهند یافتُ، جامعه بیش از این، شاهد تلف شدن ده‏ها، صدها و یا هزاران نفر، در اثر بی‏مبالاتی و سهل انگاری‏های مسئولین و مقامات دولتی نخواهد بود؟
بطور قطع پاسُخ حقیقی به سئوال فوق، ربط مستقیمی به مناسبات و قانون‏مندی‏های حاکم بر جامعه دارد و باید دانست که، تاز مانی نظام‏های سرمایه‏داری، و از جمله سران رژیم جمهوری اسلامی، با اعوان و انصارشان بر سر کاراند، جامعۀ کارگری از این‏دست بلایای غم‏انگیز، خلاصی نخواهد یافت. چرا که سرنوشتِ دردناک زندگی میلیون‏ها انسانِ دردمند، با سرنوشتِ سرمایه‏داران و جانیان بشریت گره خُورده است؛ چرا که سرمایه‏دار، با قطع و با محدود نمودن امکانات کاری – ایمنی و بهداشتی، بدنبال سود بیشتر استُ، بی‏دلیل هم نیست که دارد، کارگر را در بدترین موقعیت و شرایط کاری قرار می‏دهد تا بر موقعیتِ مالی خود بی‏افزاید. خرابی در اثر حوادث پائین و هم‏چنین فقدان امکانات کاری در کنار ناامنی‏های شغلی، زندگی را به‏کام کارگران تلخ نموده است. درد و مشکلات کارگر، در زیر سایۀ نظام‏های سرمایه‏داری و از جمله رژیم جمهوری اسلامی، یکی دو تا نیست. در نظامی که دست‏مزد کارگر منطبق بر تورم جامعه نیست؛ در نظامی که پول کارگران را به بهانه‏های متفاوت بالا می‏کشند و بعضاً از آنان، بیش از به دو سال است‏که، از دریافت حقوق‏های‏شان با سرمایه‏داران و رژیم حامی آن، در جنگ و جدال‏اند، واقعۀ آتش‏سوزی و با خاک یکسان شدن ساختمان 17 طبقۀ پلاسکو هم، نمی‏تواند، امری بعید و به دُور از انتظار باشد؛ ساختمانی که، شرکت گاز، بدلیل ناامنی و غیر استانداردی آن، حاضر به انشعاب گاز آن نبودُ، ساختمانی که، بارها و بارها، از جانب دوائر متفاوت و آن‏هم بعنوان ساختمان ناامن رصد شده بود.
پیشاپیش می‏دانستند که این ساختمان فاقد پائین‏ترین امکانات ایمنی‏ستُ، می‏دانستند که بی توجهی بدان، جان کارگران را خواهد گرفت. امّا و علی‏رغم چنین شناختی، به‏جای علاج خرابه‏ها، و به‏جای جلوگیری از وقوع چنین رخ‏دادِ ناگواری، نظاره‏گر فرو ریختن ساختمان 17 طبقه بر سر کارگران شده‏اند. پُر واضح است‏که حادثۀ پلاسکو تک نمونه نبوده و نیست و در این چند دهه، نظام جمهوری اسلامی به‏همراه دولت‏های رنگارنگ‏اش، بر اوضاع کاری و بر زندگی دهشتناک کارگران افزوده‏اند. چرا که کار و بارشان هر چه محدود نمودن زندگی محروم‏ترین اقشار جامعه و هم‏چنین حمایتِ بی چون و چرا از استثمارگران و چپاول‏گران، اموال عمومی‏ستُ، در این‏میان هر زمان، کارگر برای مطالبات بحق‏اش علیۀ کارفرمایان و صاحبان تولیدی پیرامون دریافت حقوق‏های معوقه‏اش و دست‏یابی به تجهیزات کاریایمنی، دست به اعتراض زده است، با ارگان‏های سرکوب‏گر نظام مواجه شده است. همۀ دولت‏ها و از جمله دولت «تدبیر و اعتدال» روحانی هم، در چنین راستا و مسیری در حرکت است؛ دولتی که، بدون فوت وقت، به استثمار و به سرکوب کارگران پرداخته است، تا چرخشِ دم و دستگاه‏های طبقۀ سرمایه‏داری، از حرکت باز نایستد؛ دولت «تدبیر و امید»ی که در این چند ساله، بجای رفع و رجوع معضلات رو در روی کارگران و زحمت‏کشان، بر معضلات و بر بی‏امکاناتی میادین متفاوت استثمار افزودهُ، هم‏واره و هم‏واره، طرف کارفرمایان و صاحبان تولیدی را گرفته است. بر همین اساس، همۀ دست اندرکاران و حامیان نظام، در بروز فاجعۀ ساختمان پلاسکو دخیل‏اند و باید و می‏بایست، تأوان ناکرده‏ها و جنایت‏کاری‏های شان‏را باز پس دهند.
به بیانی روشن‏تر سرمایه‏داران برای کاهش هزینه‏ها و درآمد بیشتر، دارند از جان کارگران مایه می‏گذارندُ، به هر رذالت و پستی‏ای، تن می‏دهند. جان و زندگی کارگر برای سرمایه‏دار و دولت حامی آن، کم‏ترین ارزش و جایگاهی ندارد و می‏توان هزاران حوادث مرگ‏بار و قطع دست و پا در میادین استثمار را، ردیف نمود و نشان داد، که کارگران، در چه شرایطِ ناهنجاری، مشغول به کار طاقت‏فرسا و دردناک‏اند. در ایرانِ زیر حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی، استانداردهای کاری و وسائل ایمنی – ساختمانی، بسیار پائین و خطرناک استُ، بطور نمونه یکی از ماموران آتش‏نشانی در فاجعۀ پلاسکو می‏گوید: «ما ۵ هزار نیروی عملیاتی هستیم اما با هزار لباس آتش‌نشانی. متأسفانه به خاطر بی‌توجهی‌های مدیران‌مان و مسئولان شهری با کمبود امکانات روبه‌روهستیم که کار را برای ما سخت کرده است. اگر کیفیت لباس‌های ما بهتر شود به طور قطع راحت‌تر می‌توان دل به آتش زد. ولی گاهی همین ابتدایی‌ترین مسائل مشکل‌ها را برایمان دو چندان می‌کند
آری، سردمداران رژیم جمهوری اسلامی، به جای خرید دستگاه‏ها و ماشین‏های کارساز، برای جلوگیری از حریق و دیگر حوادث مرگ‏زا، در فکر خرید ماشین‏های آب‏پاش ضد شورش، و دیگر دم و دستگاه‏های سرکوبِ جنبش‏های حق‏طلبانه و اعتراضی‏اند. بنابراین یک راه، برای جلوگیری و از بین رفتن این‏دست فجایع  وجود دارد و آن‏هم، قطع سلطۀ سرمایه‏داران از جامعه است. تنها راهِ نجات، و فرار از وقوع صدها حوادث طبیعی جان‏گیر، در گرو، به زیر کشیدن سران حکومت جمهوری اسلامی ستُ، باید دانست، تا زمانی‏که سیاستِ استثمار و چپاول اموال عمومی، بر فضای جامعۀ ایران سنگینی می‏کند، معضلات و حوادثی هم‏چون ساختمان پلاسکو متحمل، و جامعۀ کارگری بیش از پیش، شاهد تلف شدن تعدادی دیگر از هم قطاران‏شان، خواهد بود.
 
***

 plasco-building

در دفاع و احقاق حقوق خانواده کشته شدگان فاجعه پلاسکو

ما با استناد به قوانین و شواهد موجود   

 علیه نهاد ها و مسئولین وقت آنها اعلام جرم می کنیم.

 

ه‍.ش. ۱۳۹۵ بهمن ۲, شنبه

با توجه به اینکه در کل، جمهوری اسلامی مسئول فاجعه پلاسکو است،  ما برای روشن شدن واقعیت ها و امکان تعقیب قضایی نهاد های که مستقیما» و قانونا» مسئول این فاجعه هستند را مجرم دانسته از نهاد های حقوقی بین المللی و داخلی می خواهیم پرونده جنایی علیه نهاد های نامبرده در زیر را باز کنند، از کانون وکلا، وکلای مستقل ، از اساتید و دانشجویان و از تشکل های آتشنشانان، تشکل های معلمان و کارگران از تشکل های زنان ، از مادران پارک لاله ، از مادران خاوران ، از کانون نویسندگان و … می خواهیم این اعلام جرم را از آن خود بدانند و برای بثمر رساندن ان در حد توان خود کمک و فعالیت کنند. همچنین از تمامی نهاد ها ، تشکل ها و سازمانها و احزاب و اشخاص که خواهان تعقیب قضایی مجرمین این فاجعه هستند می خواهیم ، با امضای این اعلام جرم آن را به خواست عمومی مردم ایران تبدیل کنند.

********************************************

  در فاجعه دلخراش و مرگ‌بار ساختمان پلاسکو و شهادت آتش‌نشان‌های شهر، چهار نهاد به طور مستقیم مسئولیت دارند و تقصیرکارند و باید پاسخگو باشند:

1-    بنیاد مستضعفان و جانبازان:

به عنوان مالک ساختمان پلاسکو که ایمنی ساختمان را فراهم نکرده و به هشدارهای مستند سازمان‌ آتش‌نشانی بی‌توجهی نموده است.

2-    شهرداری تهران:

   به دلیل عدم تخصیص بودجه‌ی مصوب به سازمان آتش‌نشانی برای تجهیز و به‌روزرسانیِ امکانات امدادرسانی اطفای حریقِ این سازمان،  به دلیل قصور در اجرای بند 14 ماده 55 قانون شهرداری‌ها و عدم اجرای وظیفه‌ی خود برای رفع خطرِ محتمل‌الوقوع در پلاسکو که ناایمن بودن آن بارها تذکر داده شده بود،   به دلیل قصور در مدیریت بحران پس از سانحه  و قصور در عملکرد اداره‌ی کل آموزش‌های شهروندی برای آموزش فرهنگ شهروندی در هنگام بحران‌های شهری.

3-    شورای اسلامی شهر تهران:

   به دلیل قصور در اجرای بند 19 ماده 71 قانون تشکیل شوراهای شهر و روستا، برای نظارت بر امور گوناگون مانند امنیتِ پلاسکو به عنوان یک مکان عمومی و اتخاذ تدابير احتياطي جهت جلوگيری از خطر آتش‌سوزی و مانند آن، به دلیل قصور در انجام وظایف خود برای نظارت بر عملکرد شهرداری و الزام شهردار به پاسخگویی.

4-    وزارت تعاون،کار و رفاه اجتماعی:

   به دلیل قصور در انجام وظایف خود برای نظارت بر کارگاه‌های تولیدی ساختمان پلاسکو و تأمینِ ایمنی محیط کار این کارگاه‌ها.

****************************************

مردم ایران ، کارگران و معلمان، پرستاران و زحمتکشان، دانشجویان و اساتید ، دانش آموزان و جوانان، نهاد های اجتماعی ، تشکل ها و سازمانها و احزاب و … فراموش نکنیم، که در ایران ساختمانهای بسیاری مانند پلاسکو وجود دارند که مانند بمب ساعتی هر روز خطری را به ما گوش زد می کنند ، اگر امروز مسئولین را وادار به پذیریش جرم خود نکنیم، اگر آنها را امروز پای میز محاکمه نکشیم و اگر امروز انها را مجبور به رعایت ایمنی برای بمب های ساعتی نکنیم، باید منتظر فاجعه های دیگری مانند فاجعه پلاسکو باشیم، دست به دست داده هر کدام فراخور توانمان اقدام به پیشبرد شکایت کنیم ، و اولین گام این است که همه به امضاء این اعلام جرم پرداخته از همه دوستان و رفقایمان بخواهیم ضمن امضای ان هر کمکی که برای به چریان انداختن اعلام جرم می توانند انجام بدهند . ما از کانون وکلا می خواهیم در این حرکت پیش قدم شده بقیه نیروها را برای پیش برد این اعلام جرم هدایت کنند، نهاد های دیگری مانند تشکل های کارگری و معلمان ، بخصوص تشکل های آتشنشانان و همین طور کانون نویسندگان می توانند به کانون وکلا کمک کنند یا خودشان راسا» اقدام کنند.یا مادران خاوران و پارک لاله به یاری مادران جانباختگان آتشنشانان بشتابند. آتشنشانان بدانند اگر مشکلات ذکر شده در بالا بر طرف نشوند هر فاجعه بعدی اول رفقای آتش نشان را تهدید می کند.

محاکمه مسئولین مجرم امروزی، اولین قدم برای رفع نواقص آتی است.

عدم انجام وظیفه جرم است، مسئولین مجرم را محاکمه علنی کنید.

این اعلام جرم را امضا کنید :

1 بهمن 1395

کمیته حمایت از شاهرخ زمانی

——————————

امضا کنندگان :
1- رضا اقدسی
2- رامین قلی وند
3- دنیا واحدی
4- علیرضا معینیان
5- شاهین مانی
6- محمد اشرفی
7- شجاع ابراهیمی

8 – سیامک مؤیدزاده

امضا ها ادامه دارد

***

rafsanjani-va-ghazaye-lazyzbachehaye-gorosneh

بیانیه همبستگی ملی جمهوریخواهان ایران(همجا):

مسئولیت جنايات و سياستهاي مخرب رفسنجاني از حافظه هيچ نسلي زدودني نيست.

 

هاشمی رفسنجانی همانند بسیاری از مسببین استبداد در ایران بدون داوری مرد و فرصتی مهم از مردم ایران سلب شد تا یکی از بانیان جنایت و اختناق و سرکوب و خشونت در دادگاه عادلۀ فردای آزادی ایران به  شرح ماوقع چگونگی همدستی زورمداران در تخریب ایران بپردازد.

 

از آنجا که حفظ رژیم واجبترین امر برای تمامی مسئولین رژیم ولایت فقیه است، کوشش می شود با اعمال جو سانسور شدید حاکم بر صحنۀ مطبوعات و رسانه ها چهرۀ فردی همچون رفسنجانی را موجه جلوه داده و دیوی را «فرشته آزادی» وانمود سازند تا بلکه نسلی را که از سوابق هاشمی رفسنجانی کم اطلاع است، در قضاوت و تشخیص سره از ناسره به اشتباه انداخته، انقطاع تاریخی ایجاد کنند. و به شیوه گوبلز آنچنان بی محابا دروغ های بزرگ بسازند که کسی را یارای ایستادن و مخالفت با تحمیق مردم نباشد.

 

استبدادیان غافل از آن هستند که حافظه و وجدان تاریخی ملتی را شاید بتوان بطور مقطعی بی حس کرد، اما تا زمانی که نسل های «شاهد» و مسئول و دیده بانان بیداری از تبار مردم هستند که تاریخ را آنجور که اتفاق افتاده است به نسل های بعدی انتقال می دهند، انقطاع تاریخی و نیز پاک کردن حافظۀ تاریخی ملت غیرممکن بوده و فردای آزادی ایران که دیوار سهمگین سانسور شکسته شود، حقیقت بر همگان نمایان خواهد شد.

 

همه می دانیم که اعتلای هر ملتی و کشوری منوط به وجدان تاریخی عمیق او است، تا راه رشد و اعتلا و زیست در آزادی و استقلال را از بیراهه استبداد خشونت گستر، باز یافته، و ویژگی‌ های الگوها و مؤلفه های دو جامعۀ حقوقمدار و استبداد زده را از یکدیگر به روشنی و در شفافیت باز شناسد. از اینرو همۀ نیروهای سیاسی دموکرات و آزادیخواه و مستقل موظفند که نقاب از چهرۀ عالیجنابان ردای قدرت پوش، برگیرند تا خمینی و لاجوردی و موسوی اردبیلی و رفسنجانی و خامنه ای را  با سریشم دروغ به ارزش هایی چون عرفان و عزت و ایمان و مقاومت و…، نتوانند چسباند.

 

هاشمی رفسنجانی به روایت خاطرات و دستنوشت خود «عبور از بحران»، دستیار خمینی در بازسازی استبداد بوده و نیز آمر اصلی جنایات و فجایعی بسیاری که جان انسان‌ های بسیاری را ستانده است.

 

آیا می توان از حافظه ملت ایران موارد ذیل را که نوک کوه یخ  اعمال مخرب و مسئولیت های رفسنجانی از ابتدای شکل گیری نظام جمهوری اسلامی  است، پاک کرد؟!

 

  • تسلط بر مجلس اول و تقلب به نفع کاندیداهای حزب جمهوری اسلامی و تبدیل آن مجلس به بازیچۀ خمینی و زمینه سازی برای استقرار ولایت مطلقه فقیه. خنده های کریه رفسنجانی  در مقام ریاست مجلس اول وقتی آقای معین فر را «نمایندگان» حزب جمهوری به باد کتک گرفته بودند از حافظه ها پاک شدنی نیست.

 

  • موافقت با گروگانگیری و دستیار خمینی شدن، و آنرا وسلیه حذف مخالفان گرداندن.

 

  • اجرای طرح کودتای خزنده بر ضد رئیس جمهور وقت اقای بنی صدر در خرداد ۶۰.

 

  • نقش داشتن در ادامۀ جنگ ۸ ساله برای استقرار استبداد در سایۀ جنگ، و به اقرار خود در عبور از بحران تقلا برای نقش بر آب کردن کوشش سران جنبش غیرمتعهدها که به دعوت رئیس جمهور وقت، با وادار کردن صدام به قبول صلح و پرداخت غرامت، قصد ورود به ایران را داشتند.

 

  • علاوه بر نقش داشتن در ادامۀ جنگ ، نوشاندن جام زهر شکست به خمینی در جنگی که ادامۀ آن جز تلفات میلیونی انسانی و به اقرار خود وی بیش از ۱۰۰۰ میلیارد دلار خسارت مالی برای ایران به ارمغان نیاورد.

 

  • ایفای نقش مستقیم در براه انداختن بساط اعدام و شکنجه بعد از کودتای ۶۰، در زندان ها و با دستیاری اسدالله لاجوردی، به اقرار خود وی در عبور از بحران (۴ مهر ۱۳۶۰ صفحه ۳۰۲): ناهار را در منزل آقای موسوی اردبیلی با حضور آقایان مهدوی کنی، خامنه ای و احمد اقا بودیم. آقای مهدوی کنی پیشنهاد داشت به کلی اعدام ها قطع شود و با محاربان ملایمت کنیم، که تصویب نشد»

 

  • تحمیل خامنه ای به استناد دستخطی جعلی از خمینی به «مقام رهبری» به جامعۀ ایران. همان طور که ناطق نوری پس از مرگ رفسنجانی به این «خدمت ناگهانی» رفسنجانی به خامنه ای با صراحت اشاره کرد.

 

  • چشم بستن بر ترور آیت الله لاهوتی، پدر دو داماد خویش و نیز قتل ناحوانمردانۀ دکتر کاظم سامی.

 

  • در دو دورۀ «ریاست جمهوری» رفسنجانی، سازمان ترور زیر نظر وی و خامنه ای و با هدایت میرغضب وی، فلاحیان، به کار ترورهای سیاسی در داخل و خارج از کشور مشغول گردید که به قتل های زنجیره ای معروف شد، تنها در خارج از کشور حداقل ۸۰ تن از مخالفان حکومت در خارج از ایران ترور شدند. منجمله عبدالرحمن قاسملو، عبدالرحمن برومند، شاپور بختیار، کاظم رجوی، فریدون فرخزاد، صادق شرفنکندی، دهکردی و … .

 

در جریان رسیدگی به ترور میکونوس در سال ۱۹۹۲(۱۳۷۱)، در حکم دادگاه آلمان از اکبر هاشمی رفسنجانی، در کنار علی خامنه ‌ای، علی‌ اکبر ولایتی و علی فلاحیان به عنوان آمران کشتار و ترور دولتی در رستوران میکونوس برلین نام برده شد.

 

  • خانم شیرین عبادی میگویند:»بعنوان وکیل وقتی پرونده مرتکبان قتل های زنجیزه ای در اختیارم قرار گرفت، قتل هایی که از دورۀ فلاحیان وزیر اطلاعات آقای رفسنجانی شروع شد، حداقل به ۴۰۰ قتل اعتراف کرده بودند. «از یاد نبریم قتل سعیدی سیرجانی ومیرعلایی و زال زاده و تفضلی و …، از آنجمله بوده اند.
  • آشکار ساختن درک کوته و توهین آمیز خود از آزادی و حقوق انسان در پاسخ به چرایی به زندان انداختن عزت ‌الله سحابی در سال ۶۹ با جملۀ: «پر رو شده بود، دادم رویش را کم کنند»!
  • در تابستان۱۳۷۵، در دورۀ «ریاست جمهوری» رفسنجانی، دستگاه اطلاعاتی دولت وی قصد روانه کردن اتوبوس حامل نویسندگان ایرانی در راه ارمنستان به قعر دره را کرد، تا تعدادی از نویسندگان ایران را یک جا به قتل برسانند که خود یکی از موارد مهم مطرح در قتل‌ های زنجیره‌ای ایران است. دو تن از چهار متهم اصلی دادگاه قتل‌ های زنجیره ‌ای، به طور مستقیم در این قضیه دخالت داشتند. خسرو براتی رانندۀ این اتوبوس و عامل انجام این کشتار بود، و مصطفی کاظمی فردی بود که مسافران را مورد بازجویی قرارداد. غفار حسینی شاعر، مترجم، استاد دانشگاه و از فعالین کانون نویسندگان ایران، قبل از ماجرای اتوبوس ارمنستان در جلسۀ جمع مشورتی کانون نویسندگان برای سفر به ارمنستان با اتوبوس، ضمن خودداری از پذیرش دعوت برای حضور در این سفر، به دیگر اعضا به صراحت هشدار داده بود که «همه ‌تان را می‌ اندازند به ته دره». وی یکی دیگر از قربانیان قتل ‌های زنجیره ‌ای است که در بیستم آبان ۷۵ در منزل مسکونی خود در تهران به قتل رسید. فرج سرکوهی بعدها در نامه ‌ای به پیام امروز نوشته ‌است: «خبر را آقای هاشمی (مهرداد عالیخانی)، در یک جلسۀ بازجویی به من داد و گفت: «غفار راهم حذف کردیم».

 

  • دفاع بی چون و چرا از جلادی همچون لاجوردی رئیس پیشین زندان اوین و دادستان انقلاب در دههٔ شصت، بطوری که سید هادی خامنه ‌ای اخیراً در مصاحبه ای فاش کرده است، او از حامیان اصلی ماندن لاجوردی بر مسند بوده است.
  • دست داشتن مستقیم در دو معاملۀ پنهانی بر سر گروگان ها با گروه ریگان و بوش که اولی افتضاح «اکتبر سورپرایز» و دومی «ایران گیت» نام گرفت.
  • فاش کردن ایران گیت و مخالفت با کشتار علیه بشریت سال ۶۷ توسط آقای منتظری را بهانۀ کودتا علیه وی قرار دادن، و به قتل رساندن داماد وی با همدستی علی خامنه ای

 

  • باز سازی مناسبات سرمایه داری رانتی و اجرای طرح صندوق بین ‌المللی پول، آنهم ناقص. آن طرح را که با حذف پارامترهای مربوط به لزوم رعایت آزادی های سیاسی و استقرار دمکراسی و مقروض ساختن اقتصاد ایران با رویه کردن قرضه های مکرر از قدرت های خارجی پیاده کردند، ضربۀ مهلکی بود از سیاست اقتصادی دولت رفسنجانی بر پیکر نحیف جنگ زدۀ ایران. با شکل گیری انواع مافیاها در زمینه های نفت و ارزاق عمومی و مواد مخدر و ارز و اشیاء عتیقه و …،  رانتخواری تحت لوای «خصوصی سازی» رواج یافت و نیز مجوز ورود سپاه پاسداران به عرصۀ اقتصادی کشور را صادر شد، تا  همراه «آقا زاده ها»، منجمله فرزندان خودِ رفسنجانی به قاچاق کالا از طریق اسکله های غیر مجاز، روی آورند.

 

  • سیاست افزایش واردات با تکیه بر درآمدهای نفتی سبب ایجاد تورم ۴۹.۵ درصدی در سال ۷۴ گردید. بگذریم که   کسری تراز حساب جاری در سال ۱۳۷۰، به ۱۱.۴ میلیارد دلار رسید که  این میزان کسری، رکوردی در تجارت خارجی ایران تا آن زمان به شمار می رفت. از جمله صدمات مجوز رفسنجانی به ورود سپاه پاسداران به حوزه اقتصاد، شکل گیری مافیای آب و نیز ساختن سدهای غیر کارشناسی شد که هم اکنون حاصلش خشکیدن دریاچه ها و تالاب های ایران است.

 

  • دستیار خامنه ای بودن در ایجاد بحران در منطقۀ خاورمیانه و نیز بحران هسته ای و
  • و

 

در اغلب جنایات و خیانتهایی که اقای رفسنجانی دست داشته است خامنه ای را نیز با وی شریک جرم بوده است اما  از آنجا که قدرت، تمرکز جو است و» دو درویش در گلیمی بخسبند ولی دو پادشاه در اقلیمی نگنجند»، مابین خامنه ای و رفسنجانی بر سر اینکه سهم شیر نصیب مافیای متعلق به کدام یک از آنها و خاندانشان شود، دعوای قدرت در گرفت و خامنه ای که خود روزی بر دوش رفسنجانی از پلکان قدرت بالا رفته بود، در ادامه نردبان خود را دچار سقوط کرد. اما رفسنجانی دیر فهمید که خود کرده را تدبیر نیست، به تعبیر خود وی آسیاب به نوبت! همانگونه که زمانی جامعه به این باور رسیده بود که رفسنجانی بعد از اینکه از احمد خمینی برای القای منویات خودش به خمینی سوء استفاده کرد،  وی را بقتل رسانید تا راز این سوء استفاده پنهان بماند، اکنون نیز زمزمه به قتل رسیدن خود وی توسط عوامل خامنه ای در افکارعمومی وجود دارد. چنانچه وی را نیز بقتل رسانیده باشند که همانند هر قتل دیگری محکوم است، منطق زور رژیمی مبتنی بر قدرت را نشان می دهد و بار دیگر اثبات می نماید که این رژیم اصلاح پذیر نیست وبرای تمرکز قدرت در دست ولایت فقیه نه تنها به حقوق مردم تأسی نکرده و احترام نمی گذارد، بلکه یاران دیرین و همدستان خود در جنایت را نیز از سر راه برمی دارد. در واقع همان منطق مشت آهنین در مقابل مخالفان و توهین و تهدید و حبس و زندان،  یقه خود وی و فرزندانش را گرفت . چرا که قدرت ضد ارزش است و اخلاق و انصاف نمی شناسد.

 

بدیهی است که چرخش رفسنجانی و ژست مخالفت با خامنه ای را گرفتن، نه از سر باور به حقوق انسان و حق مردم و ارزش رأی آنها بود، به نحوی که عده ای گمان کردند هاشمی به سوی مردم چرخیده است!،  بلکه بر میزان مصلحت اندیشی خارج از حقوق که  خاصۀ رفسنجانی بود، صورت می گرفت، تا در هنگامۀ طرد شدن از مقام قدرت، بلکه خود را به مردم آویزد تا دوباره برای رسیدن به جایگاه قدرت «رأی» آنها را وسیله کند. ابتدایی ترین شرط چرخش  بسوی مردم و به رسمیت شناختن حقوق آنها اقرار به خطا و جنایت و اظهار ندامت و پشیمانی از عملکرد گذشتۀ خود است. اما وی هیچگاه اظهار ندامت نکرد و همواره تکرار کرد که من تغییری نکرده ‌ام، بلکه این مخالفان من بودند که تغییر کردند و به سوی من آمدند!

 

  بی دلیل نیست که هاشمی رفسنجانی هیچگاه نتوانست در دفاع از حقوق زندانیان سیاسی و در دفاع از حقوق مردم ایران کلمه ای به شفافیت و صراحت بمیان آورد. حتی دیدار دخترش فائزه از خانوادۀ بهاییان را اشتباه بزرگ وی دانست که باید جبران کند. ولی جبران را برای خودش فراموش کرد، در عین حالی که درابراز «عشق به رهبر»، صراحت و تعجیل داشت.

 

 در رد القای این امر که گویا رفسنجانی درخرداد ۷۸، در مقابل کاندیدای خامنه ای، ناطق نوری، قرارگرفته و به نفع خاتمی موضع گرفته است، آقای ابطحی رئیس دفتر و دوست آقای خاتمی اخیراً در مصاحبه با آقای دهباشی گفت»: من آقای هاشمی را از متحدین آقای خاتمی قبل از انتخابات نمی بینیم. آقای هاشمی خودشان گفتند به آقای ناطق رأی بدهید».

 

همبستگی ملی جمهوریخواهان ایران  بر این نظر است که اما القای این ترس و واهمه در بین مردم  که با مرگ رفسنجانی جو ترس و رعب افزوده خواهد شد چرا که «مردم حامی خود را از دست داده اند»، از جمله ترفند های خود رژیم است تا جو ترس و ارعاب را افزایش دهند. در حال حاضر یکی از دو رأس خیمۀ ولایت فقیه افتاده است و خامنه ای اکنون که یکه تاز میدان قدرت بی رقیب شده است، برسرکوب می افزاید. اما این امر دلیل بر این نیست که مردم ایران در توانایی خود در مبارزه با  استبداد و عاملانش، خصوصاً شخص خامنه ای در رأس رژیم جمهوری اسلامی دچار وقفه و انفعال گردیده  و یا جنبش آزادیخواهی و استقلال طلبانۀ آنها متکی به فرد شود. چرا که سرنوشت وطن ما ایران  تنها با ارادۀ مردم ایران و به دست  توانای آنها است که رقم می خورد. فردی خائن و جانی و مستبد چون رفسنجانی را که مسبب بسیاری از نابسامانی‌ها و خرابی ها و گستردگی جو خشونت در امروز ایران بوده است را «حامی مردم» تلقی کردن، در واقع توهین بزرگی است به توانایی، منش، عزت و استقلال مردم ایران.

 

همبستگی ملی جمهوریخواهان ایران،

دی ماه ۱۳۹۵

 

 

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: