اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

بیست ژانویه تظاهرات در آمستردام، گاهنامه فریاد خاوران: شورای هماهنگی علیه کشتار جمهوری اسلامی، گرامی باد 16 آذر ، روز دانشجو!: پیام فدایی، ارگان چریکهای فدایی خلق ایران شماره 210، آذر ماه 1395

مطالب دریافتی:demo-holand

بیست ژانویه تظاهرات در آمستردام

https://www.facebook.com/comite21maart/?pnref=story

STOP DE HAAT ! SAMEN TEGEN TRUMP EN WILDERS !
20 Januari
19:00 De Dam, Amsterdam
20:30 Amerikaans Consulaat (Museumplein) Amsterdam

فردا روز جمعه ساعت هفت شب میدان دام در آمستردام تادتان نرود، این تظاهرات را برای حمایت از خواستهای » تو» سازماندهی کرده اند.

بدانید ما ایرانیها در این سازماندهی غایب هستیم، حد اقل با شرکت خوددر این تظاهرات، حضور خود را اعلام نماییم؛ از کسانی که برای ما این کار را کردند حمایت کنیم و در خانه ننشینیم.

بنا بر اخبار هلند، فردا 20 ژانویه، دونالد ترامپ برای مراسم تخلیف یا سوگند خود دو نفر از افراد برجسته کلنی نشینهای اسراییل » یا  شهرکسازان غیر قانونی» مهاجرینی که سالهاست در مناطق اشغالی مشغول شهرک سازی هستند را دعوت نموده است ؛این دو تن از     هستند.«YESHA « سازمان غیر قانونی  نمایندگان شورای

نا گفته نماند که ساختن این شهرکها در سرزمینهای اشغالی از نظر بین المللی غیر قانونی است. ترامپ با این کار میخواهد نشان دهد که سیاست او در ان زمینه با سیاست های اوباما در مورد اسراییل فرق دارد و از هم اکنون از فاشیست ها و نژاد پرستان و تمام این کثافتها از دفاع میکند.

او از همین حالا پیشنهاد کرده که » دیوید فریدمن» که یکی از همین کثافتهای ضد فلستینی و نژاد پرست است،سفیر آمریکا در فلستین باشد. 

برگردان از مسعود فروزش راد

***

گاهنامه فریاد خاوران

شورای هماهنگی علیه کشتار جمهوری اسلامی

 
ژانویه 2017             شماره 2              بهمن 1395

shorahamkari@gmail.com

رژیم جمهوری اسلامی ایران از همان بدو به قدرت رسیدن، با زندانی کردن، شکنجه، اعدام، کشتار مخالفین، تحمیل فقر و بیکاری، افزایش اعتیاد و فحشا در جامعه به حیات خود ادامه داد. کماکان اکثریت جامعه از بی حقوقی کامل برخوردارند. نبود حق تشکل و اعتصاب، نیود آزادی بیان، قلم و تجمع بر کسی پوشیده نیست. سرکوب و دستگیری مخالفین، اقلیتهای ملی و مذهبی، کارگران، زنان، جوانان و تمامی نیروهای مترقی از روش حکومتی این رژیم ضد انسانی است.

شورا برای مقابله و افشاگری از این رژیم تشکیل شده است.

شورا علیه کشتارهای جمعی دهه شصت، علیه کلیت رژیم جمهوری اسلامی و خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی توسط مبارزات مردم در ایران است و به هیچ دولت و یا نیروهای وابسته به دولتها اعتماد و وابستگی ندارد.

Protestera mot Stefan Löfvens resa till Iran!

 

Alla stater och politiker vet mycket väl om Iranska Islamiska republikens våld, förtryck, aggression och anfall mot det Iranska folket.

 

Nu vill Statsminister Löfven besöka Iran för att röja vägen för svenska kapitalisters investeringar i Iran. Stefan Löfven vill skaka hand med den iranska regimen för att möjliggöra exploateringen av det iranska folket utan att bry sig om det sociala och ekonomiska helvete i Iran. Stefan Löfven agerar som mäklare för kapitalismen och överklassen.

 

Det Iranska folket ser det svenska folket och i andra länders folk som sina solidariska medkämpare. Iranska arbetare hoppas på det svenska arbetare och folkets stöd i sin kamp mot det iranska islamiska republiken och alla regimer och stater som backar upp den i diplomatins och fredens namn.

 

به سفر نخست وزیر سوئد به ایران یکصدا اعتراض کنیم!

موج فجایع در ایران علیه اکثریت شهروندان آنچنان رسا است که حتی تمامی نهادهای بین المللی نگرانی خود را ابراز میکنند.هم اکنون استفان لوفن نخست وزیر سوئد و عضو حزب سوسیال دمکرات قصد سفر به ایران را دارد تا همراه با سرمایه داران و کارفرمایان سوئد بتوانند قراردادهای اقتصادی با دولت استبدادی ایران بسته و درسود و بهره بری هرچه بیشتری از کارگران ایران سهیم شوند.

کارگران و مردم در ایران انتظار دارند که در مبارزه با رژیم جمهوری اسلامی در ایران از همبستگی دیگر کارگران و مردم کشورها، اتحادیه ها، سندیکاها، سازمانهای مترقی و دمکرات برخوردار شوند و از آنها میخواهند که به هر شکل میتوانند در مقابل دولتهای سازشکار و همکار جمهوری اسلامی اعتراض کنند.

 

شورای هماهنگی علیه کشتار جمهوری اسلامی ( فریاد خاوران)

Rådet mot den Iranska Islamiska regimens massmord (Khavarans rop)

JANUARI 2017

shorahamkari@gmail.com

به کشتار و قتل عام مردم سوریه خاتمه دهید!

مرگ بر جنگ و جنگ افروزان!

شورای هماهنگی علیه کشتار جمهوری اسلامی ( فریاد خاوران) علیه هر گونه کمک و همکاری نظامی و کمکهای مالی رژیم جمهوری اسلامی ایران در تداوم جنگ و قتل‌عام مردم سوریه و سایر نقاط جهان، است.

مردم ایران بیش از سه دهه اسیرو قربانی دیکتاتوری جمهوری اسلامی اند. زندانهای رژیم مملو از کارگران زندانی و زندانیان سیاسی و عقیدتی است. هرروز حمله به اعتراضات و اعتصابات، دستگیری معترضین، تغییر قوانین به نفع کارفرمایان و صاحبان سرمایه، تحمیل دستمزدهای نازل، فقر، رواج بیشتر کار کودکان، بیکاری، حمله به دستفروشان، اعتیاد، فحشا، بی مسکنی، حمله به بیخانمانان، کارتون خوابان، گورخوابان و … را در دستور کار خود دارد.

از خواست انسانی و دموکراتیک مردم سوریه برای یک زندگی آزاد از دیکتاتوری رژیم اسد دفاع می کنیم و در این فاجعه انسانی، که به مرگ بیش از نیم میلیون مردم سوریه و آوارگی میلیون ها نفر مردم بی دفاع منجر شده، خود را در کنار مردم رنجدیده وجنگ زده سوریه میدانیم.

متحد و یکپارچه علیه رژیم جمهوری اسلامی ایران، رژیم اسد، اسلام گران افراطی و

دیگر دولتهای درگیر در جنگ بپاخیزیم.

شورای هماهنگی علیه کشتار جمهوری اسلامی ( فریاد خاوران)

Rådet mot den Iranska Islamiska regimens massmord (Khavarans rop)

JANUARI 2017

shorahamkari@gmail.com

نامه سرگشاده در مورد سفر نخست وزیر سوئد به ایران

کمتر کسی است که از فجایع و سرکوبگری مردم در ایران در دوران حکومت جمهوری اسلامی خبر نداشته باشد. دولتها و سیاستمداران بهتر از هر کسی میدانند که نزدیک به چهاردهه جمهوری اسلامی در ایران به وحشیانه ترین شکلی، اکثریت شهروندان را به نابودی کشانده است.

موج فجایع در ایران علیه اکثریت شهروندان آنچنان رسا است که حتی تمامی نهادهای بین المللی نیز هر ساله در گزارشات خود به نقض حقوق شهروندان، بی امنیتی اجتماعی، شرایط ناامن، نبود حق تشکل، اعدامها، زندانی و شکنجه ، تجاورز و تبعیض جنسیتی و خودکشی دختران جوان و … درایران اشاره کرده و نگرانی خود را از شرایطی که از طرف رژیم حاکم، جمهوری اسلامی در ایران اعمال میشود، ابراز میکنند.

کارگران و مزدبگیران با دستمزدهای  چند برابر زیر خط فقر و یا بیکار سازیهای وسیع دست و پنجه نرم می کنند، به کارگران اعتصابی که به دریافت نکردن ماهها دستمزد اعتراض می کنند حمله ور شده و به نماینده گانشان شلاق میزنند، کاملا با شیوه های قرون وسطائی با معترضین برخورد می شود، زنان شدیدترین بی حقوقی ها و ستم مضاعف تحت حاکمیت رژیم اسلامی را با پوست و استخوان خود احساس میکنند، جوانانی که ابتدایی ترین حقوق انسانی از آنان سلب شده است  قربانیان اصلی معضلات اجتماعی همانند، بیکاری، اعتیاد هستند، تجارت دختران جوان و فحشاء و خشونت های گوناگون که در نهایت بازتاب آن به سرکوب، زندان، شکنجه و محرومیت ختم میشود. همه اینها از معضلات واقعی جامعه ایران است که میلیونها انسان با آن دست بگریبانند.

جمهوری اسلامی در ایران از بدو به قدرت رسیدن با حمله به زنان، کارگران، اقلیتهای مذهبی و قومی، معلمان و پرستاران و … توسط نیروهای امنیتی و نظامی به حفظ حاکمیت خود پرداخته است.

زندانهای رژیم مملو از کارگران زندانی و زندانیان سیاسی و عقیدتی است و تحت شدیدترین شرایط و با احکام بیدادگاهها شکنجه و اذیت و آزار میشوند. طبق آمار خود رژیم صدها هزار نفرکماکان در زندان بسر می برند و طبق آمار جهانی ایران در کنار امریکا و چین بیشترین میزان اعدام را بکار می گیرند و ایران به مقام دوم در اعدام کردن رسیده است، در دوران روحانی بیش از 3 الی 4 اعدام روزانه صورت میگیرد، فقط در سال 2015، بنا بر آمارهای رسمی 1054 نفر اعدام شده اند، رقم واقعی اعدامها طبیعتا بیشتر از آمار اعلام شده دولتی است. تعداد بیشماری از زندانیان سیاسی مجبور به اعتراض و اعتصاب غذای طولانی در زندانهای جمهوری اسلامی هستند تا بتوانند از حداقل امکانات برای زنده ماندن برخوردار شوند.

 

چند سال پیش کارل بیلد که وزیر امور خارجه سوئد و عضو حزب مدرات به ایران سفر کرد، ایران را جامعه ای سکولر و تنها مشکل ایران را، کند بودن اینترنت بیان کرد!!!

 

هم اکنون استفان لوفن نخست وزیر سوئد و عضو حزب سوسیال دمکرات بعد از سفرهای جنجال برانگیزش و دیدار با دیگردیکتاتورها، برای جاده صاف کردن سرمایه های سوئد بدون توجه به اوضاع اجتماعی و سیاسی و بی حقوقی کارگران و مردم ایران، قصد سفر به ایران را دارد تا همراه با سرمایه داران و کارفرمایان از جمله  برادران والنبری بتوانند قراردادهای اقتصادی آنچنانی با دولت استبدادی ایران بسته و درسود و بهره بری هرچه بیشتری از کارگران ایران سهیم شوند.

نخست وزیر سوئد، استفان لوفن در فکر به دادگاه بین المللی کشاندن اسد قائل مردم سوریه است. اما متحد اصلی اسد، جمهوری اسلامی ایران که سالها از طریق حزب الله به قتل عام مردم سوریه مشغول بوده و میلیاردها دلار به دولت سوریه برای ادامه سرکوب مردم سوریه کمک کرده است، دست همکاری و همیاری دراز میکند.  این نمایش جز بیان اینکه دلالی سرمایه داری مرزی نمیشناسد، بیش نیست.

البته طبقه کارگر سوئد بویژه کارگران متال مزه تلخ کم کردن درآمد کارگران را در زمانی که استفان لوفن مسئول اتحادیه فلز بود را تحت عنوان همکاری طبقاتی و در اصل به نفع سرمایه داران سوئد چشیده اند و فراموش نخواهند کرد.

فروش تسلیحات جنگی بوفورش، ساب و … که سودهای فراوانی را سالها عاید سرمایه داران و شرکتهای سوئدی کرده است تا کمک به ادامه جنگ و خشونت، کشتار هزاران نفر از مردم بی گناه در سوریه، افغانستان و عراق و …  آواره شدن میلیونها مردم بی گناه را بهمراه داشته است. دولت سوئد  نقش دلال سرمایه داران سوئد را بعهده گرفته است، همبستگی سرمایه داران را به بهترین شکل سازمان داده و در عمل یار آنها برای کسب سود بیشتر به قیمت سرکوب و ادامه خفقان مردم در دیگر کشورها است.

کارگران و اتحادیه و سندیکاهای کارگری، سازمانهای مترقی و دمکرات و نیز مردم سوئد هیچ نفعی از این قراردادهای خانمان برانداز سرمایه داران سوئد با دیگر کشورها عایدشان نخواهد شد. طبیعتا دولتهایی که جز سیاست ریاضت اقتصادی و پس گرفتن تمامی دست آوردهای مبارزات مردم سوئد، ایجاد هزاران کودک فقیر ، لشگری از بازنشستگانی که سالها به ساختن این جامعه مشغول کار بوده اند، به خاطر وضعیت بد اقتصادی نمیتوانند غذای حتی محدودی را در روز تهیه  کنند، بیکاری و سطح پائین دستمزدها و سختتر شدن استاندارد زندگی، مسکن، بهداشت و … عاید اکثریت مردم سوئد شده است، در شرایطی که اوضاع اقتصادی سوئد از همیشه بهتر و صندوق دولت پربارتر از همیشه است را نمیتوان بیشتر انتظار داشت. در مقابل کارفرمایان و سرمایه داران بیشماری از دادن مالیات سرباز زده و سودهای نجومی شان در مقابل افزایش مییابد.

مردم سوئد متحدینشان را در میان مردم کشورهای دیگر می یابند و همچنان که سرمایه داران دست در دست به استثمار و کسب سود بیشتر با کمک دولتهایشان مشغولند، کارگران و مردم ضروری است در همبستگی و همیاری به حفظ دست آوردهای خود پرداخته و برای کسب حقوق بیشترو زندگی امن و تامین خود بپردازند.

کارگران و مردم در ایران نیز انتظار دارند که در مبارزه علیه بیحقوقی با رژیم جمهوری اسلامی در ایران از همبستگی دیگر کارگران و مردم کشورها، اتحادیه ها و سندیکاها و سازمانهای مترقی و دمکرات برخوردار شوند، تا بتوانند به یک زندگی انسانی، بدون تبعیض، ستم و استثمار، امن دست یابند. در مبارزه ای که سالها علیه کلیت جمهوری اسلامی به اشکال مختلف در جریان است، مردم ایران کمک و یاری خود را در میان مردم مترقی دنیا جستجو میکنند و از آنها میخواهند که به هر شکل میتوانند در مقابل دولتهای سازشکار و همکار جمهوری اسلامی اعتراض کنند.

 

امروزهمبستگی جهانی ضروری تر از همیشه است.

شورای هماهنگی علیه کشتار جمهوری اسلامی ( فریاد خاوران)

Rådet mot den Iranska Islamiska regimens massmord (Khavarans rop)

JANUARI 2017

shorahamkari@gmail.com

خشونت علیه زنان حاصل نظام گندیدۀ مردسالارسرمایه داری است!

 

ریشۀ خشونت عليه زنان را در مناسباتی باید دید که زنان را بنا به جنسیت زن بودن، فرودست و شهروند درجه دوم میشمارد. خشونت عليه زنان جا و مكان خاصی نمی شناسد. زنان در خانه، خيابان و يا محل كار با انواع خشونت روبرو و از امنیت جانی محروم اند. خشونت علیه زنان، با وجود ادعاهای دولت ها و نهادهای بین المللی مبنی بر کاهش آن، همچنان پدیده ‌یی گسترده و آشکار و شنیع است. زنان جهان، با تفاوت هایی در کشورهای مختلف، آماج خشونت فیزیکی، روحی و روانی، خانه گی، اقتصادی، جنسی، ناموسی و خشونت حقوقی و کلامی قرار می گیرند. قربانیانِ سرکوب دولتی، ضرب و شتم در جامعه و خانواده، تحقیر، ختنۀ جنسی و قتل‌ های ناموسی‌ هم هستند.

خشونت علیه زنان پدیده یی جهانی است، چنانکه در سرمایه‌ داری غربی به شکلی و در بنیادگرایی دینی به اشکال خشن تری اعمال میشود. امروزه با بیشرمی خشونت بر میلیونها زن در جهان امری «خصوصی» تلقی میشود. در حالیکه این خشونتها نه تنها خصوصی نیست بلکه ریشۀ آن در مناسباتی نهفته است که مالکیت بر زن و زن ستیزی را تقدیس

میکند و خشونت را هر روز تولید و باز تولید می نماید. در بسیاری از کشورهای خاورمیانه ‌مذهب و سنتهای عقب ماندۀ ارتجاعی ‌و فرهنگ مرد سالارانه‌ توانسته است فقر و درمانده گی و باورهای زن ستیزانه ‌و افکار مردسالارانه‌ را ترویج و خشونت را در جامعه‌ گسترش داده و‌ قربانیان اصلی را از زنان و کودکان بگیرد.

 

در این میان خود دولتها هم با وضع قوانین تبعیض آمیزعلیه زنان با نادیده گرفتن خشونت هایی که به زنان به بهانۀ نسبیت فرهنگی، روا داشته میشود نقش بسیار مهمی را ایفاء می کنند بعنوان نمونه در کشورهای اسلامی مانند افغانستان، عراق، عربستان، سوریه و ایران و پاکستان و… که اسلام سیاسی در قدرت است و نیروهای مرتجع و واپسگرا دست بالا را دارند اعمال آنها را در قالب قوانین ضد انسانی سنگسار و اعدام و شلاق و … می بینیم.  در کنار تجاوز و قتل های ناموسی، و بی حقوقی اجتماعی دیگر از جمله: نداشتن حق طلاق یا حق حضانت کودکان و… و خودسوزی و اقدام به خودکشی از جمله خشونت هایی است که هر روزه به زنان ایرانی و افغانستانی و عراقی و کشورهای عربی…. تحمیل می شود. جنگهای امپریالیستی موجود در خاورمیانه اولین قربانیان خود را از میان زنان و کودکان می گیرد، این زنان و کودکان هستند که همیشه مورد تجاوز جنسی نیروهای نظامی فاتحین!! قرار می گیرند.

وقتی در مورد ضرب و شتم، تجاوز، تحقیر و توهین به زنان در خانه هایشان توسط همسر فعلی و یا سابق و یا مردان خانواده حرف می زنیم، بدان معنی نیست که این خشونت ها صرفا بر برخی از زنان اعمال می شود. اکثریت زنان در جهان مورد خشونت خانه گی قرار دارند. پایۀ اساسی خشونت خانه گی به رابطه قدرت بین زن و مرد بر

می گردد. سیستم مرد سالار سرمایه داری به گونه یی سازماندهی شده است که در قوانین و برنامه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی اش و در مناسبات طبقاتی و استثمارگرانه اش، مرد را برتر از زن معرفی می کند و از نظر اجتماعی برای زن همیشه جایگاهی درجه دوم قائل است. به همین دلیل است که وقتی زنی مورد ضرب و شتم همسرش قرار می گیرد، به جای اینکه مرد مقصر دانسته شود، این زن است که مورد سرزنش و ملامت قرار می گیرد.

 

در حقيقت ستم و خشونت بر زنان در همۀ ابعاد آن مضاعف است. از یک سو خشونت در خانواده و از سوی ديگر خشونت در اجتماع  و مضاف بر آن خشونتی که در اثر جنگ و از جانب نیروهای سیاه ارتجاعی و در گیر بر زنان وارد می گردد. زنان جزء غنایم جنگی محسوب شده و مورد تجاوز جنسی قرار می گیرند. سنگسار، زنده به گور کردن، قتل و تجاوز و اعدام پنهانی وعلنی زنان، قتل های ناموسی، همۀ این قساوتها و جنایات در حضور منادیان حقوق بشر و جلو چشم شان بر زنان روا داشته میشود.

با این همه، زنان از مبارزه برای کسب حقوق برابر و انسانی خود بر علیه این نظام ارتجاعی دست نکشیده و علی الرغم  تمامی مصائب، قید و بندها و موانع، با استفاده از شیوه های مختلف مبارزاتی به مقاومت و مبارزه ادامه می دهند. تمامی نظم کهن و قوانین عصرحجر را به چالش می کشند و بربریت و توحش آن را هر چه بیشتر درمقابل چشم جهانیان به نمایش گذاشته و افشاء می نمایند.

ابتدایی ترین حقوق اولیۀ زنان نظیر حق طلاق، حق سرپرستی فرزندان، حق ارث، حق مسافرت، حق انتخاب لباس و غیره سلب گردیده است. زنان حق معاشرت آزادانه با مردان را ندارند، تفکیک جنسیتی در تمام ارکان جامعه و حتی در مؤسسات آموزشی به یک اصل خدشه ناپذیر تبدیل شده است و «متخلفین» با ضرب و جرح خواهران زینب و حتی حبس و تعزیر مواجه می شوند و همزمان با اعطای حق چند همسری به مردان و رواج دادن صیغه، چهره یی قانونی به فحشاء و خرید و فروش زن به مثابۀ کالا داده شده است، اینها نمونه هایی از دهها مواردی است که داعشی های جمهوری اسلامی و دیگر دولتهای اسلامی امروز برای زنان ایجاد نموده اند. انعکاس این مجموعه از خشونت دولتی علیه زنان مستقیاً در جامعه و خانواده تاثیر گذاشته و سبب افزایش خشونتهای خانه گی و اجتماعی شده است.

 

پایۀ ایدئولوژیک، نماد و شاخص یک حکومت اسلامی را موقعیت فرودست و برده گی و بی‌حقوقی کامل زنان تشکیل میدهد و ما شاهد هستیم که چگونه از رشد بنیادگرایان مذهبی با حمایت امپریالیستها در منطقۀ خاورمیانه داعشی ها ظهور نمودند و اولین حملات ددمنشانه و وحشیانۀ خود را علیه زنان از تجاوز و قتل تا فروش آنها در عراق و سوریه به نمایش گذاشتند. البته حملۀ داعشی ها بر زنان و أعمال وحشیانۀ آنها پدیدۀ جدیدی نیست که در منطقه اتفاق افتاده باشد، اینها فرزندان خلف جمهوری اسلامیها و طالبان ها هستند که بیشتر از سه دهه است که از هر نوع زن ستیزی و خشونت بر زنان إبائی نورزیده اند.

 

در غرب از زن برای کسب سود در انواع صنعت سکس، پورنوگرافی، مدلینگ و تبلیغات استفاده می‌شود. در خاورمیانه، داعش زنان را برده می‌کند و لیست قیمت‌های آنان را با افتخار به اطلاع عموم می‌رساند. در افریقا بوکوحرام  زنان را می‌دزد و همچون برده می‌فروشد. در افغانستان و پاکستان طالبان زنان را به اشکال مختلف به قتل می‌رسانند. در ایران حکومت اسلامی زنان را دستگیر می‌کند، شلاق می‌زند، سنگسار می‌کند، اعدام می‌کند، به آنان اسید می‌پاشد، لایحه های پی درپی برعلیه آنان تصویب می‌نماید. رژیم ترکیه نیز در همین راستا گام برداشته، ازدواج با کودکان را رواج داده و برای عقب نیفتادن از همکیشان اسلامی اش سرکوب زنان و جامعه را در دستور کار گذاشته است.

 

در نظام سرمایه داری زنان علاوه بر اینکه یک بار مثل مردان هم طبقه یی خود و در کنار آنها تحت استثمار و مورد ستم های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ناشی از سیستم اقتصادی حاکم بر جامعۀ طبقاتی قرار می گیرند (ستم طبقاتی)، یک بار هم صرفاً به خاطر زن بودنشان مورد ستم قرار می گیرند (ستم جنسیتی). اگر یک زن، کارگر است علاوه بر این که همانند کارگرِ مرد از طرف سرمایه دار استثمار می شود، به خاطر زن بودنش هم مورد استثمار قرار می گیرد. به این معنی که مزد کمتری به او داده می شود، یعنی استثمارش شدیدتر از مردِ هم طبقه یی اش می باشد. در ضمن اینکه زن کارگر در محیط کارخانه و واحد تولیدی صرفاً به خاطر زن بودنش به اشکال مختلف به خصوص از طرف کارفرمای خود مورد تحقیر و آزار و اذیت جنسی و خشونت قرار می گیرد، حتی از طرف همکاران مرد خود نیز از تحقیر و توهین مصون نمی باشد. اذیت و آزار و تحقیر زنان طبقات تحت ستم و استثمار آنان به اشکال مختلف صورت میگیرد. به عنوان مثال: در کشوری مانند ایران سرمایه داران و مالکان کارگاههای فرشبافی زنان و دختران جوانی را از خردسالی ساعت های طولانی در زیرزمین های نمناک و تاریک پای دستگاههای قالیبافی و فرش بافی به کار گماشته و آنها را در ازای پرداخت چندر غازی به شدیدترین شکل و بدون هیچ گونه مزایای شغلی و امنیتِ کاری مورد استثمار قرارمی دهند، و هر زمان هم که از کار ناتوان شدند مانند کالایی فرسوده بدون هیچ گونه حمایتی به گوشه یی پرت می شوند. اما ایدئولوگ های سرمایه، صاحبان و مالکان سرمایه هیچگاه اینها را به پای خشونت سرمایه داری حاکم نمی نویسند. برایشان این امری کاملاً طبیعی بوده و خود را محق می دانند که این شیوۀ بیرحمانه همراه با خشونت را در مورد این بخش از زنان کارگر به کار گیرند. از طرف دیگر کار برابر زنان کارگر با مردان با دستمزدی نابرابر برای زنان به همراه است و در بحرانهای اقتصادی باز هم زنان در صف مقدم قربانیان بحران هستند و اولین کسانی هستند که به کنج خانه ها رانده میشوند.

 

امروز ما شاهد مبارزات کوبانی در منطقه خاور میانه هستیم، مبارزه ایی که زنان در آن نقش بسیار چشمگیری را دارند و آن مبارزه، مقاومت و ایستاده گی در برابر داعشیان مسلمان و وحشی صفتی است که در منطقه جنایتها آفریده اند، جنایاتی که نه تنها در تاریخ بی سابقه است بلکه اولین قربانیانش را از زنان و کودکان گرفته است. زنان مبارز و پیشرو کوبانی به منطقه و جهانیان ثابت نمودند که با مبارزه یی پیگیر و سازمان یافته و متشکل شدن در شوراها و کانتون ها حتی اگر از نظر نیرو و تجهیزات جنگی ضعیف تر از دشمن باشید، با اعتقادی راسخ و همبستگی و اتحاد می توانید وحشی ترین و بربر منش ترین دشمن را به عقب نشینی وادارند و همزمان آزادی و برابری را در چهار چوب همین نظام استثمارگر به ارمغان بیآورید. مبارزۀ جاری در کوبانی دوست و دشمن را به حیرت واداشت، و بر یکه تازی نیروهای ارتجاعی داعش و امپریالیستها افسار زد.

 

در دنیای امروز که سرمایه داری و دولت های حامی سرمایه، بهره کشی غیرقابل تصوری را بر توده های مردم جهان تحمیل کرده اند؛ به ویژه ستم بر زنان، تنها به آزار و اذیت جنسی و جسمی و روحی محدود نبوده، بلکه بهره کشی عمیق تری در بطن این سیستم در جریان است؛ سیستم سرمایه داری همواره ستم و خشونت بر زنان و مردسالاری را به عناوین مختلف در جامعه بازتولید و تشدید می کند، مبارزه برعلیه خشونت بر زنان، نمی تواند از مبارزۀ طبقاتی با سیستم حاکم و بدون دست بردن به ریشه های تاریخی ستم کشی این نظام جدا باشد. اگر چه رهایی کل زنان زمانی تضمین خواهد شد، که به مالکیت و روابط کالایی در جامعه خاتمه داده شود ولی مبارزه علیه اشکال خشونت بر زنان می بایست امری دائمی ومتشکل در بطن همین مناسبات کنونی پیش برده شود.

شورای هماهنگی علیه کشتار جمهوری اسلامی ( فریاد خاوران)

Rådet mot den Iranska Islamiska regimens massmord (Khavarans rop)

November 2016

shorahamkari@gmail.com

 

یورش دژخیمان سرمایه به تجمع کارگران موقوف!

دژخیمان سرمایه به تجمع کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه یورش بردند و تنی چند از کارگران را زخمی و دستگیر نمودند!

نیروهای انتظامی و امنیتی در آغاز گردهمائی کارگران به آنها حمله ور شده و کارگران با براه اندازی تظاهرات در محل دیگری تجمع خود را برگزار نمودند.

کارگران شرکت واحد برای حق مسکن چپاول شده خود با فراخوان سندیکای شرکت واحد در مقابل شهرداری تهران قصد تجمع داشتند.

با یورش نوکران سرمایه تعدادی از کارگران زخمی شده و تعدادی نیز دستگیر شدند.

تجمع کارگران علاوه بر شعارهای از قبیل شهردار باید بدونه مسکن ما را نده، این وضع ادامه داره، شهردار بالا نشین ، معضل ما را ببین، کارگران درد دارند، مشکل مسکن دارند،… و مشکلات را رفع نکنی اعتصاب هم تو راهه.

این اولین بار نیست که جمهوری اسلامی به تجمعات کارگری و اعتصابات کارگری یورش برده و یا وقیحانه به ضرب و شتم کارگران پرداخته است.

شورای هماهنگی علیه کشتار جمهوری اسلامی ( فریاد خاوران) ضمن محکوم کردن حمله وحشیانه نوکران سرمایه به کارگران و گردهمائی به حقشان، مدافع خواسته ها و مطالبات کارگران برای کسب مطالبات معوقه مسکن است.

جمهوری اسلامی باید بداند که با هیچ اسلحه ای نمیتواند کارگران در ایران و اعتراضاتشان برای کسب حق و حقوقشان را متوقف کند.

شورای هماهنگی علیه کشتار جمهوری اسلامی ( فریاد خاوران)

Rådet mot den Iranska Islamiska regimens massmord (Khavarans rop)

دسامبر 2016

shorahamkari@gmail.com

متحد و متشکل علیه سیستم و نظامی که بانی زندان، شکنجه و اعدام است، بپاخیزیم!

رژیم استبدای در ایران، یکی از دستاوردهای سیاه اش قصاص است، رژیمی که با سرکوب، کشتار، زندان، شکنجه و اعدام به سرکار آمد، کماکان به همین روال تا کنون به حیاط خود ادامه داده است و کلیت این رژیم متحدا برای حفظ حکومت و منافع خود از هیچ وحشیگری دریغ نمی کند.

اعدام ریشه و گذشته های دور و تاریک در زندگی و حیاط انسانها را دارد، اما در شرایط کنونی ایران، یکی از کشورهای سیاهی است که ارقام اعدامش حتی صدای اعتراض  بخشی از دولتها و نیزدم و دستگاههای مختلف جهانی را در آورده است. این ننگ بشریت است که کماکان دولتهایی موجودند که از ابزار سرکوب، زندان، شکنجه، مجازات مرگ و اعدام استفاده میکنند.

ضروری است به جای ستایش جلادی که یک دسته ای از «جنایتکاران» را اعدام میکند تا جا را برای «جانیان» بعدی باز کند، بطور جدی درباره تغییر سیستمی اندیشید که چنین جنایتهائی را بوجود می آورد.

این چه جامعه ای است که وسیله بهتری برای دفاع از خود جز جلاد نمی شناسد؟ باید برای لغومجازات مرگ و حکم اعدام، بدون قید وشرط  متحد و متشکل شد و نیز خواهان  نابودی چوبه دار واعدام گردید.

باید خواهان آزادی تمامی کارگران زندانی و تمامی زندانیان سیاسی شد.

برای تغییر سیستم و نظامی که بانی این فجایع و جنایتها است، باید متحد و متشکل بپاخواست.

شورای هماهنگی علیه کشتار جمهوری اسلامی ( فریاد خاوران)

Rådet mot den Iranska Islamiska regimens massmord (Khavarans rop)

November 2016

shorahamkari@gmail.com

تشديد سركوب و صدور احکام

علیه زندانیان سیاسی محکوم است!

 

سرکوب و خشونت عليه اعتراضات كارگری، تعقيب، زندانی كردن و صدورمحكوميت های سنگين برای كارگران و فعالين سياسی به نحوه بی سابقه ای تشديد یافته است.

زندانهای جمهوری اسلامی مملو از زندانیان سیاسی است و اعدامها بیوقفه بطور مستمر صورت میگیرد. اعتراض زندانیان سیاسی در زندانها و نیز دفاع از آزادی کلیه زندانیان سیاسی و اعتراضات علیه حکومت استبدای اسلامی هیچگاه خاموش نشده و در جریان است.

 

در نظام گندیده و فاسد جمهوری اسلامی، اعتراض، خواست حقوق انسانی، دفاع از حق اشتغال و امنيت شغلی، خواست حقوقهای عقب افتاده و …  حبس و زندان را بهمراه  دارد. وثيقه های سنگين  ميليونی برای آزادی زندانیان تعيين گردیده ، در شرایطی که رژیم مجبور به آزادی زندانیان میشود، آزادی زندانیان به صورت موقت و مشروط است.

 

رژيم  وحشی و سركوبگر جمهوری اسلامی در تقلا است که به اشکال مختلف، كارگران و مردم تحت ستم ايران را از بيان و خواست مطالبات بر حق خود باز دارد. تا زمانی كه فقر و بی حقوقی  كارگران و زحمتكشان هر روز افزايش مي يابد، کارگران و مردم زحمتکش از داشتن  تشکل مستقل، حق برپایی اجتماعات و اعتصابات محرومند، سردمداران حكومت، نيروهاي نظامی وامنيتی و ساير سرمايه داران خصوصی و دولتی، در پی خالی كردن سفره  های مردم و سركوب آزادی های فردی و اجتماعی آنها هستند، كارگران و اقشار تحت ستم از مبارزه برای احقاق حقوق خود دست برنخواهند داشت.

 

شورای هماهنگی علیه کشتار جمهوری اسلامی ( فریاد خاوران)  ضمن محكوم نمودن دستگيری ها و اجحافات، برای آزادی بی قيد و شرط فعالين كارگری و زندانيان سياسی و نيز لغو احكام قضايی  سکوت نخواهد کرد.

 

كارگران زندانی و تمامی زندانيان سياسی بی قيد و شرط آزاد بايد گردند!

 

 

درسالروز کشتار کارگران خاتون آباد

 

روز شنبه چهارم  بهمن ماه  ۱۳۸۲ (  ۲۴ ژانویه  ۲۰۰۴ ) رژیم ضد کارگری جمهوری اسلامی تظاهرات کارگران مجتمع «ذوب مس» خاتون آباد از توابع شهرک بابک (کرمان) را  توسط گارد ویژه ضد شورش به گلوله بست. در آن روز کارگران این شرکت و خانواده هایشان که نگران آینده خود بودند در مقابل فرمانداری این شهر دست به اعتراض و سپس اعتصاب بر علیه سیاست اخراج سازی کارفرما زدند. آنان از طرف مقامات فرمانداری شهر مورد تهدید قرار گرفتند. آنان با حمل پلاکاردهایی که بر روی آنان نوشته شده بود؛ «خط فقر 300 هزار تومان ، خط بقا 100 هزار تومان» در شهر دست به راهپیمایی گستره ای زدند و حتی جاده های منتهی به شهر را مسدود کردند. آنان  فریب وعده و وعید فرمانداری را نخوردند و حیله «خانه کارگر» را که خواهان متفرق شدن کارگران بودند و قصد داشتند از حضور کارگران قرار دادی در محل کار جلوگیری نماید دفع کردند. گرد هم آمده و خواستار استخدام دائمی بخشی از همکاران خود بودند، که با گلوله های سرمایه رو برو شدند. با گسترش خبر کشته و زخمی شدن کارگران، دامنه اعتراضات کارگری به سراسر شهر بابک کشیده شد و نیروهای سرکوبگر رژیم که تا دندان مسلح بودند، شهر را محاصره نموده و از زمین و هوا کارگران معترض را به گلوله بستند. در این حمله وحشیانه رژیم، تعداد زیادی از کارگران و مردم زحمتکش به قتل رسیده و یا زخمی شدند که در این میان چهار تن از کارگران به اسامی مؤمنی، مهدوی، ریاحی و جاویدی  و یک دانش آموز به نام پور امینی جزو کشته شدگان اعلام گردید. در پی این درگیری نابرابر تعداد بسیاری از مردم شهر دستگیر و توسط مزدوران سرمایه به مناطق نامعلومی  منتقل شدند.

به گلوله بستن کارگران یکی از وجه مشترک دو رژیم سرمایه داری شاه و جمهوری اسلامی در خفه کردن اعتراضات کارگری در ایران است. در سال پنجاه نیز صف اعتراضی کارگران جهان چیت کرج توسط مزدوران مسلح رژیم  شاه در محل «کاروانسروا سنگی» با گلوله پاسخ داده شده بود که طی آن تعدادی از کارگران کشته و زخمی شدند.

در چند سال اخیر در راستای سیاستهای جدید جهانی سرمایه، در ایران نیز استثمار و بی حقوقی مطلق کارگران شدت بی سابقه ای بخود گرفته است. اخراج و بیکارسازی و قراردادهای سفید امضاء، کاهش دستمزد و بالا کشیدن حقوق معوقه، لغو ابتدایی ترین بیمه های اجتماعی کارگری، تحمیل قوانین ضد کارگری در باز گذاشتن دست کارفرماها، سرکوب و اختناق، بحرانهای اقتصادی روزافزون، فقر و فلاکت و گرانی، حمله به سطح معیشت طبقه کارگر و توده های زحمتکش و … بیش از پیش زندگی کارگران و زحمتکشان را به ورطه نابودی کشانده است در چنین شرایطی کارگران و مردم چاره ای جزمبارزه بر علیه اینهمه نابرابری را ندارند.

جمهوری اسلامی برای بقاء ننگین خود هر اعتراضی را با سرکوب و زندان و شکنجه پاسخ  داده  است. زندان های رژیم جمهوری اسلامی به شکنجه گاه و قتلگاه کارگران و زحمتکشان مبارز و انسانهای آزادیخواه  تبدیل شده است. دهها کارگر مبارز و انقلابی فقط بجرم خواسته های اولیه از قبیل؛ مبارزه برای افزایش دستمزد، علیه بیکار سازی ها و حق تشکل و اعتصاب در زندان بسر می برنند و یا به حکم های بلند مدت محکوم شده اند.

سران رژیم جنایتکار و ضد کارگری جمهوری اسلامی که هر روزه با امواج خروشان مردم به جان آمده و به خصوص طبقه کارگر ایران روبروست، بار دیگر نشان داد آنجا که نتواند با حقه و نیرنگ فرياد اعتراض را خاموش کند، چهره خون آشام و واقعی خود را نمایان ساخته و همانطور که ديده شد، وقیحانه کارگران را به گلوله می بندد. کارگران ایران هرگز چهره ی فریبکار اصلاح طلبان را به عنوان دولت وقت فراموش نخواهند کرد، دولتی که با به تصویب رساندن و اجرای سیاست های ضدکارگری، مسبب اصلی کشتار کارگران و زحمتکشان شهر بابک است. دولت خاتمی که همچون رهبران و مقامات جنایتکار تاکنونی رژیم، در همان روزهای نخست به مردم قول داد که هرچه زودتر هیاتی برای بررسی عاملان کشتار راهی استان کرمان خواهد نمود، اما به جای آن با گسیل گارد ویژه کمکی که متشکل از کماندوهای ضد شورش بودند، عملا شهرک بابک را به یک پادگان نظامی بدل نمود.

سیزده سال از کشتار کارگران خاتون آباد می گذرد، دولت روحانی که با هزار فریب و نیرنگ، وعده وعید  به سر کار آمد، نه تنها نتوانسته به یکی از ادعاهای پوشالیش جامه عمل بپوشاند بلکه در دوران حکومتش و در پرتو سیاستهای جدید جهانی سرمایه، به استثمار و بی حقوقی مطلق بر کارگران ایران افزوده است.

برای مقابله با اعتراضات و اعتصابات کارگری، برای جلوگیری از گسترش و ارتقاء و سراسری شدن مبارزات، رژیم اسلامی سرمایه یک راه بیشتر نمی شناسد و آن سرکوب علنی این اعتراضات و دستگیری و زندانی نمودن فعالین کارگری و محکوم کردن آنها به احکام دراز مدت می باشد. در دوران حکومت روحانی اعدامها رو به افزایش داشته و بیحقوقی شهروندان هرچه بیشتر عریان گردیده است.

جناحهای جمهوری اسلامی، چه درقدرت و چه خارج از قدرت ازیک قماشند. آنان جزاستثمار بیشتر و دامن زدن به جو سرکوب و اختناق، هدف دیگری را دنبال نمی کنند.

بدیهی است که اینگونه حملات وحشیانه به کارگران فقط مختص به حاکمان سرمایه در ایران نیست. بورژوازی هر جا منفعتش به خطر بیافتد به روی کارگران آتش می گشاید و آنان را به رگبار می بندد، یا زندانی و شکنجه می نماید. چند سال پیش کارگران زحمتکش معدن طلای سفید درآفریقای جنوبی برای افزایش دستمزد دست به اعتصاب زدند. اما مزدوران آدم کش سرمایه پاسخ آنان را با سلاح گرم دادند، به روی  آنان آتش گشودند و حدود چهل تن از کارگران بی دفاع را به قتل رساندند.  بورژوازی چه در حد کشوری و چه جهانی یک منفعت مشترک را دنبال می نماید استثمار وحشیانه برای سوددهی بیشتر. هر زمان که کارگران بر علیه این منفعت کثیف دست به اعتراض و اعتصاب بزنند به شدیدترین شکل مورد تهاجم و کشتار قرار می گیرند. اما طبقه کارگر برای خاتمه دادن به این اوضاع اسفناک چاره ای جز متشکل شدن ندارد. باید تاکید نمود، همانطور که دشمن  قسم خورده طبقه ی کارگر، هر اعتراضی را با قهر پاسخ می دهد، در نهایت راهی جز قهر طبقاتی برای کارگران و زحمتکشان نمی گذارد.

کشتار وحشیانه کارگران ستم دیده کرمان، نه اولین و نه آخرین جنایت رژیم علیه کارگران است.طبقه کارگر و مردم ايران اين جنايت را هرگز فراموش نخواهد کرد و به همين جهت، مناسب است تا روز چهارم بهمن روز جانباختگان جنبش کارگرى یاد کارگران جانباخته خاتون آباد ودیگر کارگران جانباختگان از جمله یاد کارگران جان باخته آفریقای جنوبی نيز گرامى داشته شود و نفرت از این اعمال ضد کارگری را به یک مبارزه متحد و همبستگی طبقاتی جهانی برای نابودی نظم سرمایه داری و دولت هایش تبدیل نمود.

 

یاد کارگران جانباخته خاتون آباد گرامی باد!

بدون شرح!

 

پیش بسوی ایجاد تشکلهای اجتماعی هر چه بیشتر!

ایجاد تشکلهای توده ای مختص طبقه و یا جنبش اجتماعی خاصی نیست ، بلکه لازمه پیشروی هر جنبش اجتماعی در تمامی عرصه ها است. ایجاد تشکل بحثهای زیادی حولش صورت گرفته است و از همه طرف توافق حاصل است که بدون تشکل نمیتوان قدمی موثردر مقابل طبقه حاکمه برداشت. این خود پیشروی ارزنده، اما ناکافی است. ایجاد تشکل یک فرم و یک قاعده از قبل تعیین شده ای، ندارد، تشکل یابی می تواند اشکال متفاوتی داشته باشد و در مورد یک موضوع و یا چند خواست را در برگیرد و در مسیر خود به جمعهای بزرگتر و یا خواسته های بیشتری دست یابد.

در آمارهای مختلفی که دربخشی از کشورهای غربی میتوان مشاهده کرد، هر فرد در حد نصاب عضو 4 تا 5 تشکل مختلف است که شامل تشکلهای سیاسی، فرهنگی ، اجتماعی، ورزشی و … است. این خود نمایانگر حدی از پیشروی در زمینه سازمانیابی است. برای پیشبرد امرمشترک، فرد را به سازمانیانی به شکل جمعی سوق داده و پیشبرد خواسته ها معین آنها را به دور هم گرد آورده است تا بتوان با یک مشت محکمتربه سراغ کسب خواسته ها و مطالبات رفت.

تا آنجا که به نهادهای توده ای و مردمی در سطوح اجتماعی برمیگردد فرمهای متنوعی را میتوان سراغ گرفت،اما مهمترین نکته روابط و شکل پیشبرد فعالیت تشکلهای توده ای است، این تجمعات خواسته مشترک گرد آمدگان را هدف دارد و با حضور مستقیم افراد در مباحث وحق برابر هر فرد برای اظهار نظر، حق رای دادن و کاندید شدن است و از طریق انتخاب هماهنگ کنندگانی نمایندگی میشود، این جمعها انتخاب مستقیم و حسابرسی مستقیم را دارند و نمایندگان خود را هر زمان که اراده کنند، عزل مینمایند. بهترین شکل پیشبرد فعالیت جمعی ، حضور مستقیم اعضا در تصمیمات است و مجری فعالیتها، اعضای جمع و یا درستتر گفته شود اعضای داوطلب هستند. اعضا هم تصمیم گیرندگانند و هم مجریان و هماهنگ کنندگانی که با توجه به تصمیمات جمع، امر هماهنگی و ارتباطی را پیش میبرند و نه هیچ چیز دیگر. درتشکهای توده ای فرهنگ پذیریش تنوع نظرات ضروری است و باید بتوان با شور و مشورت برای هدفی که در مقابل گذاشته شده است، گام گذاشت. پذیرش افراد و یا جلب بیشتر افراد با توجه به اهداف جمع صورت میگیرد نه معیار دیگری. طبیعتا در حاشیه این گردهمایی ها و جمعها مباحث ومسائل متنوعی بحث و گفتگو میشود و ارتقاع جمع در مورد مسائل متنوع حضور هر چه بیشتراعضا و افراد را میطلبد. حضور فعال در این تشکلهای توده ای دستیابی به اهداف و مطالبات جمع و در ادامه تامین ارتباط منظم تر با تشکلهای مشابه، ایجاد تشکلهای مشابه بیشتر و نیز همیاری با دیگر تشکلهایی که برای امر اجتماعی دیگری مشغولند.

در شرایط کنونی ضروری است که این درک از تشکل یابی و ایجاد جمعها و گروههایی که در مورد مسائل و موضوعات مختلف اجتماعی و فرهنگی ، سیاسی و صنفی کوشیده و سازمانیابی هر چه بیشتر توده ها را تسهیل کنند و به درک عمومی تری تبدیل شود. برای ایجاد هر تشکل و جمع، طبیعتا نیاز به زمینه عملی و واقعی است. تا آنجا که به جامعه ای به مانند ایران برمیگردد، کوله باری از مسائل و مشکلات، موضوعات و خواسته ها موجود است و دنیای از کار مهیا است. موضوعات فراوان اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و … موجود است که کل جامعه بنوعی درگیر آن است و موضعلات و مشقات فراوانی که رهایی از آنها فردی نیست، بلکه توده عظیمی در شرایط مشابهی قرار دارند و برای تغییر و ایجاد شرایط بهتر حضور آنها را میطلبد. پیوند افراد برای حل مسائل و مشکلات و معضلات از وظایف پایه برای تغییراست. در هر محل و مکانی، در هر کارگاه و محل کاری مسائل متنوعی را میتوان به مسائل حاضرین گره زد و حول آن به ایجاد تشکل پرداخت.

ایجاد تشکلهای توده ای و اجتماعی در گرو در گیر کردن توده ها به مسائل و موضوعات و ایجاد فضایی از همیاری و متحد شدن برای امر گردآمدگان است. هر جمعی اهداف و مطالباتی در دستور دارد. ایجاد این حلقه ها در عمل ومبارزه و با توجه به نیازشان به هم نزدیکترمیشوند. به هم میپیوندند و خود را قوی تر میکنند، در مسیر راه، حلقه ها ی توده ای همگام برای دگرگون کردن دستگاه حاکمه ، جنبش عظیمی به میدان می آید. ایجاد تشکلهای توده ای کاری عملی است، که ضروری است بی وقفه ادامه یافته و فعالتربه پیش برده شود.

در خیلی مواقع صحبت از این است که ما نظرات مختلف داریم و خواسته های مختلفی برایمان اولویت دارد، این درست است و غیراز این هم نمیتواند باشد، اما تنوع نظرات به معنای دوری و پرهیز برای همکاری برای امر معینی نیست، کسی قرار نیست جواز ایدئولوژیکی را به دیگری نشان دهد و یا نظرات سازمان و گروه خود را پایه حرکت همکاری قرار دهد، تا بتواند در کنار دیگران برای مبارزه علیه ستم و استثمار، فقر و بیکاری، کشتار، دستگیری، زندان، شکنجه و اعدام و…گام بردارد. باید بتوان همه کسانی که در این امر سهیمند و این مشقات بر آنها وارد است و یا حاضر به مبارزه علیه این مضعلات است را گرد آورد و تشویق به پیوستن به حرکت مربوطه نمود. اگر نظر و ایده ها قرار باشد در این چنین حرکتهایی پلاتفرم گردآمدن و یا اتحاد جمعها با بحث و جمع جبری و یا معاملات سیاسی و پلاتفرمی باشد، این دیگر کار جمعی و تود ه ای نیست، این جمع سران سازمانها و احزاب هستند در معامله سیاسی به توافقات مشترک رسیده اند ، مبارزه ما به فعالیت دیپلماتیک سازمانها و احزاب نیازندارد، فعالیت ما در گیر کردن انسانهای معترض و مخالف شرایط کنونی است و گردآوردن آنها در حول نیازها و خواسته های عینی و روزمره واقعی است. ایجاد اعتماد و نزدیکی و آشنایی بیشتر بین افراد، لازمه هر حرکت ، هر اعتصاب و هر مبارزه ای است، منافع خرد نظری و سازمانی، شرط و شروط گذاشتن، علم و کتل سازمان من، خط من، سم برای همکاری وگرد آمدن برای خواسته ها ومطالبات  معین و درگیر کردن جامعه انسانی علیه تمامی اجحافات و ستم و استثمار، فقر و بیکاری و بی خانمانی است. اینکه در کنار فعالیتها چه میگویم و چه مباحثی سازمان داده میشود و اینکه چه پیشنهاداتی طرح میگردد، چاشنی فعالیت است، که لازم است، اما اینها نمیتواند شروط همکاری قرار گیرد، تا ما همه یک نظر، یک شکل و بو باشیم تا بتوان حرکتی سازمان داد، به جرات میتوان گفت که هیچ موقع به چنین شرایطی نمیرسیم. یک مبارزه جمعی با بحث و اقناع پیش خواهد رفت و تضمین کننده یک فعالیت ادامه کار است. اگر قرار است که فعالیت اجتماعی و توده ای کنیم، باید این فن را یاد گرفت و گذاشتن خواسته ها و مطالبات واقعی، تمامی انسانهای شریف و تمامی کسانی که خواهان یک زندگی انسانی و یک جامعه آزاد و برابر هستند، را بسیج کرد.

 

شورای هماهنگی علیه کشتار جمهوری اسلامی ( فریاد خاوران)

Rådet mot den Iranska Islamiska regimens massmord (Khavarans rop)

دسامبر 2016

shorahamkari@gmail.com

 

اهداف و آئین نامه

شورای هماهنگی علیه کشتار جمهوری اسلامی

( فریاد خاوران )

اهداف شورا

رژیم جمهوری اسلامی ایران از همان بدو به قدرت رسیدن، با زندانی کردن، شکنجه، اعدام و کشتار مخالفین و تحمیل فقر و بیکاری، افزایش اعتیاد و فحشا در جامعه به حیات خود ادامه داد. کماکان اکثریت جامعه از بی حقوقی کامل برخوردارند. نبود حق تشکل، اعتصاب، آزادی بیان، قلم و تجمع بر کسی پوشیده نیست. سرکوب مخالفین، اقلیتهای ملی و مذهبی، کارگران، زنان، جوانان و تمامی نیروهای مترقی از روش حکومتی این رژیم ضد انسانی است.

شورا برای مقابله و افشاگری از این رژیم تشکیل شده است.

شورا علیه کشتارهای جمعی دهه شصت، علیه کلیت رژیم جمهوری اسلامی و خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی توسط مبارزات مردم در ایران است و به هیچ دولت و یا نیروهای وابسته به دولتها اعتماد و وابستگی ندارد.

 

روش کار

– انتشار اطلاعیه و اخبار مبارزات به زبانهای فارسی و سوئدی

– برگزاری جلسات بحث و گفتگو، بحث آزاد و شور و مشورت جمعی

– برگزاری شبهای همبستگی

– تماس با نیروهای مترقی دیگر کشورها برای همکاری

– جلب همبستگی و پشتیبانی از مبارزات مترقی مردم در ایران

– تشکیل گروههای کاری

– برگزاری آکسیونها و گردهمائی های اعتراضی و افشاگرانه از رژیم جمهوری اسلامی

 

آئین نامه

– شرکت در شورا فردی است.

– همه اعضا دارای یک رای هستند و حق انتخاب کردن و انتخاب شدن را دارند.

– شورا مستقل است و به هیچ گروه و سازمان سیاسی و مذهبی وابستگی ندارد.

– تمامی تصمیات در شورا جمعی است.

– مجمع عمومی اعضا بالاترین ارگان تصمیم گیری است و هر ماه یکباربرگزار میشود.

– مجمع عمومی محل تصمیم گیری، تعیین گروههای کاری، انتخاب هیئت هماهنگ کننده، اهداف و شکل کار شورا است.

– هیئت هماهنگ کننده در مجمع عمومی شورا انتخاب شده و مسئولیت هماهنگی تصمیمات مجمع عمومی اعضا و فعالیتهای توافق شده در مجمع عمومی است.

– پذیرش مسئولیت داوطلبانه است.

– اعضا میتوانند پیشنهادات خود را به مجمع عمومی ارائه داده تا بعد از بحث و تبادل نظر تصویب گردد.

– هیئت هماهنگ کننده هرهفته تشکیل جلسه داده و به اطلاع کلیه اعضا زمان و مکان جلسات را میرساند و اعضا در صورت علاقه میتوانند در جلسات شرکت نمایند.

– تمامی جلسات گروههای کاری شورا برای شرکت اعضا علاقمند آزاد است.

– گروههای کاری در صورت تقبل مسئولیت موظف به اجرا و دادن گزارش به مجمع عمومی هستند.

– حق عضویت شورا حداقل 100 کرون می باشد.

 

shorahamkari@gmail.com

 

مصوب مجمع عمومی شورای هماهنگی علیه کشتار جمهوری اسلامی (فریاد خاوران)

25 سپتامبر 2016

کلیت نظام جمهوری اسلامی  باید برچیده شود!

زندانهای رژیم مملو از زندانیان سیاسی است!

 

با تشدید رعب و وحشت، زندان، شکنجه و اعدام،

رژیم جمهوری اسلامی در ایران می خواهد

خود را از بحران سیاسی و اجتماعی نجات دهد !

 

برای آزادی فوری، بدون قید و شرط  زندانیان سیاسی

متحد و متشکل شویم!

 

پیروزی ما در اتحاد و سازماندهی ماست!

علیه زندان،کشتارواعدام متحد و متشکل بپاخیزیم!

 

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی ایران

نابرابری اقتصادی در دنیای امروز

دنیا مملو از امکانات اقتصادی و مالی است، کارگران و زحمتکشان دنیا تولید کنندگان اصلی ثروت هستند، اما سهم آنها کمترین حد از ثروتهای تولید شده است و در قبال سرمایه تولید شده فقط چند درصد ناچیزی را بعنوان مزد دریافت میکنند، تا بتوانند زنده بمانند و برای سرمایه باز تولید کنند و سود و سرمایه بیشتری بیافرینند.

فقر در سراسر دنیا بیداد میکند.

یک درصد دنیا دارای بیشترین ثروت دنیا هستند. 80 درصد دنیا تقریبا هیچ ثروتی ندارند.

دو درصد دنیا برابر با نیمی از جمعیت دنیا ثروت را به خود اختصاص داده اند.

جمعیت دنیا را 7 میلیارد نفر تشکیل میدهند.

کل ثروت دنیا 223 تریلیون می باشد.

یک درصد ثروتمندان دنیا 43 درصد کل ثروت دنیا را به خود اختصاص داده اند.

80 درصد جمعیت دنیا فقط 6 درصد از ثروت دنیا را برخوردارند.

300 نفر از ثروتمندان دنیا برابر با 3 میلیون نفر از جمعیت دنیا ثروت دارند.

در دنیای امروز اختلاف طبقاتی عمیقتری هر لحظه رو به افزایش است و مداومن تعداد ثروتمندان کمترو تعداد فقرا بیشتر میشود. اموال و امکانات دنیا دست اندکی از صاحبان سرمایه متمرکز شده است و با قدرت مالی و اقتصادی خود دنیا را آنطور که به نفعشان است، سازمان داده اند. آنها سیاستمدارنی را در راس حکومت میگمارند تا منافع آنها را با سیاستهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی … حفظ و افزایش دهند.

در مقابل این سیستم  و نظام برده داری مدرن باید یکصدا و محکم است.

راسیسم و فاشیسم ایده و نظرنیستند،

راسیسم و فاشیسم جنایت علیه انسانیت اند!

ناسیونالیسم پایه و اساس نژادپرستی، راسیسم و فاشیسم است!

Nationalism är grunden för

rasism och fascism!

 

 

Rasism och fascism är inga åsikter, de är brott mot mänskligheten!

 

Rasism och fascism är vare sig ide eller ideologi utan bedrägeri och allvariga hot mot mänsklighet.

 

Hela Islamiska regimen i Iran

är skyldiga

till massmord av politiska fångar!

Vi fördömer Islamiska regimen omänskliga handlingar mot alla olikstänkande i Iran!

Enade kamp mot den Iranska islamiska regimens kriminella handlingar!

 

Stoppa arresteringer, fängelsestraff, tortyr och avrättningar omedelbart!

 

 

Öppet brev inför

Stefan Löfvens resa

till Iran!

 

Det är få människor som inte vet något om den iranska regimens våld och förtryck mot sina medborgare i Iran men också de i exil. Alla stater och politiker vet mycket väl om Iranska Islamiska republikens aggression och anfall mot det Iranska folket. Regimen har ruinerat livet för miljontals iranier, liksom hela nationen, för privata politiska och ekonomiska intresse med fasansfulla metoder.

 

Katastrofer avlöser varandra mot majoriteten av medborgarna är påfallande, slående och iögonfallande att alla världens massmedia talar och skriver om brott mot mänskliga och medborgerliga rättigheter som den iranska regimen har gjort sig skyldiga till.

 

Social otrygghet tillsammans med ekonomisk osäkerhet förpestar vardagen för de flesta iranier som dessutom är utsatta för ett ständigt konstant politiskt förtryck. Dessa utförs i form av förbud mot politiska möten, arresteringar av oliktänkande, politiska avrättningar och våldtäkt mot politiska fångar, oavsett kön, vilket bland annat leder till självmord bland unga flickor och pojkar.

 

Arbetarna och löntagarna lever med en lön långt under fattigdomsgränsen, medan den av regimens skapade arbetslöshet sprider sig allt mer till befolkningens alla kategorier. Detta frambringar ökad kriminalitet i samhället. Beroendet av narkotika, prostitution, handel med unga flickor, är så utbrett att människorna befarar en total samhällskollaps.

 

Demonstrationer och protester slås brutalt ner och oppositionella hamnar i fängelse med tortyr och död som påföljd. Den iranska regimen är sin vana trogen och fortsätter samma politik som den vidtog redan från början när islamiska prästerskapet a la medeltiden tog makten i Iran.

 

Regimen i Iran har nämligen från början genomfört en räd mot kvinnofriden och sekulärt tänkandet samt skapade en kultur av girighet och roffaranda. Och garanterat sitt fortbestånd genom att kuva alla oppositionella politiska rörelser och slå ner all politisk opposition på alla nivåer.

 

Idag är iranska fängelser full av politiska fångar som lever med tortyr och våldtäkt utan att ha möjligheter till försvar och många gånger utan rätt till besök av sina familjemedlemmar. Det finns politiska fångar som väntar på sin exekution samtidigt som arbetarna piskas på öppengata inför folk bara för att dem har begärt berättigade lönehöjningar.

 

Herr statsminister Stefan Löfven borde veta att Iran rankas som en av världens främsta mördare på politisk oliktänkande vilket har framkommit av olika statistiska källor av vilka framgår att Irans islamiska republik avrättar lika hänsynslös som Kina och USA, enligt den statliga beräkningen har under 2015 avrättats 1054 personer. Den sanna siffor är mycket högre än så.

 

Herr Statsminister kommer säkert ihåg att Carl Bildt, tidigare moderatledare, besökte Iran i egenskap av Sveriges utrikesminister och till allas förvåning definierade han det iranska samhället, ett sekulariserat samhälle vars enda problem var trångt internet.

 

Nu vill Statsminister Löfven besöka Iran precis av samma skäl som han har besökt många andra diktaturer nämligen röja vägen för svenska kapitalisters investeringar i Iran med en delegation och bröderna Wallenbergs utnyttjande av det arbetarna i Iran som billig arbetskraft, naturen som marknad och råvaror. Stefan Löfven vill skaka hand med den iranska regimen för att möjliggöra exploateringen av det iranska folket för svenska stora investerare utan att bry sig om det sociala och ekonomiska helvete som den iranska islamiska republiken har åstadkommit och vilket förtryck som utövas mot människor i Iran.

 

Stefan Löfven är ute efter mervärde och ännu större vinster ur det redan sargade landet genom att gå i lag med regimen i Iran medan han påstår sig vilja dra den syriska diktaturen al-Assad inför internationella domstolen vilket är löjeväckande ty den Iranska regimen är en av de viktigaste soporterna till Regimen i Syrien och själva diktauren al-Assad.

 

Stefan Lovfen springer kapitalets ärende nu i egenskap av Statsminister, tidigare som Metalls ordförande. Svenska arbetare kommer väl ihåg att lönerna sänktes i samexistensens namn som betydde inget annat än att böja sig för kapitalisterna och girighetens kultur, bedra arbetarna till förmån för överklassens ständiga vinningslystnad och garantera kapitalets makt över arbetet.

 

Försäljning av vapen producerad av Bofors, Saab etc. genererar oerhörda vinster för kapitalisterna medan miljoner Iranier, afghaner, syrier och andra länder och människor får uppleva krig och flykt, förstörda hem och land samtidigt som nazismen och rasismen bereder ut sig just på grund av det orättvisa orättfärdiga politiken som råder i Sverige och på hela kontinenten Europa.

 

Stefan Löfven och den svenska staten agerar som mäklare för kapitalismen och överklassen men den svenska arbetarklassen och hela arbetarrörelsen i Sverige ser ingen vinst i att driva en destruktiv utrikespolitik som leder till fattigdom och umbäranden för medmänniskor i andra länder.

 

Det svenska folket ser solidariteten med andra folk som en motvikt mot den globala kapitalismen, medvetna om nödvändigheten av alla folkens förenade krafter mot kapitalisternas förenade stater som fortsätter exploateringens politik a la kolonialismen och adelsvälde.

 

Arbetarna och löntagare i Iran och Sverige förväntar sig en solidarisk politik som garanterar demokrati, social och ekonomisk trygghet för arbetarna och löntagare båda länder och i hela världen.

 

Arbetare i Iran och det iranska folket förväntar sig stöd och solidaritet i kampen mot den iranska regimen för att åstadkomma fred och frihet, i hopp om att bygga upp en fungerande demokrati och välfärd.

 

Det Iranska folket ser det svenska folket och i andra länders folk som sina solidariska medkämpare vilka tillsammans kan bekämpa Stater och regimer som hand i hand gör sig skyldiga till kapitalismens bestånd och exploateringens politik. Det iranska folket, inte minst iranska arbetare hoppas på det svenska arbetare och folkets stöd i sin kamp mot det iranska islamiska republiken och alla regimer och stater som backar upp den i diplomatins och fredens namn.

 

Idag är internationell solidaritet nödvändigt mer än någonsin tidigare!

 

 

Rådet mot den Iranska Islamiska regimens massmord (Khavarans rop)

JANUARI 2017

shorahamkari@gmail.com

 

Kvinnoförtryck bottnar i kapitalismens inneboende patriarkaliska tänkande

 

Kvinnoförtryck och våld mot kvinnor är en konsekvens av socio-ekonomiska strukturer och maktförhållande som rangordnar människor i olika nivåer i frågor som medborgerlig status och rättigheter. Med andra ord delar kapitalismens patriarkala värdesystem människor i underordnade och överordnade. Kvinnor, handikappade, barn, emigranter, de äldre, de fattiga, arbetarklassen, med mera definieras som svaga och betraktas således som underordnade. Kvinnornas underordnande ger även alibi åt rasismen.
Kvinnornas vardagsverklighet färgas särskild av denna erbarmliga människosyn, mer eller mindre, oavsett i vilket land och kontinent de befinner sig. Ty den globala politiska hegemonins grundsyn är kapitalismens inneboende patriarkala tänkande. Kvinnor förväntas arbeta med lägre löner än män och arbeta i hemmet på mannens villkor, utan att hennes avgörande arbete i hemmet räknas med i bruttonationalprodukt.

 

Kvinnor tillbringar livet under ett dubbelt förtryck och betraktas som mannens ägo i de flesta länder och i samhällen, trots att sociala, kulturella, politiska och ekonomiska skillnader är påtagliga mellan dessa. Det som skiljer kvinnornas situationer från varandra är samhällens allsidiga utveckling och religionens roll i samhällen. I västvärlden där religionen är formellt skild från den politiska staten vittnar vi om sexism, lägre löner, bordeller, hårdare klassförtryck mot kvinnor medan i samhällen där religion har en större roll i vardagen råder stympning, hederskultur, påtvingade äktenskap, öppet våld och förtryckande regler i fråga om arv och rätten till barnen i händelse av skilsmässa osv.

 

I länder där det råder släkt och klansamhälle manifesterar patriarkalismens sociala strukturer i religionens och heders namn ett system som håller kvinnan i egendomslöst tillstånd och tar ifrån henne rätten att gifta sig med vem hon vill och förhindras att förverkliga sig själv.
I västvärlden är kvinnor sämre betalda än män i jämförbara yrken. Detta är en strukturell diskriminering som kapitalismen inte vill rucka på för att i kapitalismens inneboende patriarkala medvetande är det slående att ekonomiska resurser är en av de avgörande faktorerna för kvinnans jämbördiga ställning i samhället.

 

Det tvärsociala kvinnoförtrycket i alla samhällen oavsett geografiskt och socioekonomiska eller politiska läget är mest tydligt inom vård och rättsväsendet. Kvinnorna får sämre läkarvård än män. Manliga domare i våldtäktsmål har genomgående alltid mer förståelse för gärningsmännen än offren.
Det mest framträdande kvinnoförtrycket, speciellt i västvärlden, utgörs av prostitution och kvinnomisshandel.

 

Vi behöver förena oss och organisera ett massivt motstånd mot orätten för att skapa ett jämställt samhälle. För allas rätt och rättigheter, allas lika värde är grund för ett fritt och jämlikt samhälle. Vi måste kämpa för lika rätt för olika kön här och nu. I decennier efter decennier har det lovats från politiskt håll att jämlikhet ska råda i fråga om löner och kön, utan märkbara resultat.

 

Därför föreslår vi att arbeta hårt för en enighet omkring en lagstiftning som måste komma till stånd där lika arbeten skall betalas lika, oavsett kön. Om inte detta åtlyds ska arbetsköparen ställas inför domstol och dömas.

 

 

Rådet mot den Iranska Islamiska regimens massmord (Khavarans rop)

december 2016

shorahamkari@gmail.com

 

 

Ett budskap från

PARISKOMMUNEN!

”Vårt land” ett ord, ett misstag!

”Mänsklighet” en realitet, en sanning!

Land är ett ord liksom idol och gudar som kommit till av präster och kungar för djuren med ett att de hållas stängda inom gränser.

Platsen som de kontrolleras och förslavas för herrarnas intresse i deras smutsiga positioners namn.

Att vi plötsligt föddes här eller där, ändrar vår nationalitet och görs av oss vänner och fiender.

Låt oss inte acceptera denna idiotiska lek och släng bort detta löjliga som alltid kommer att fängsla oss.

Låt det ”land” förvandlas till ett tomt ord och en värdelös administrativ uppdelning.

Vårt land är där som livet är och är i ordning.

Folk! Arbetare!

Solen går upp, och därmed hoppet att omedvetenheten tar slut.

NED MED OBSTINATER OCH BÖDLAR!

”FRANKRIKE ÄR DÖD,

LÄNGE LEVE MÄNSKLIGHETEN!”

 

Ogen Varlen – Louis Mishel – Leo Franke!

Kapitalismens hemlighet!

  • Vad sa ni till mannen där borta?
  • Jag sa, att han skulle arbeta raskare.
  • Vilken rätt har ni att befalla över honom?
  • Jag betalar honom för det.
  • Hur mycket betalar ni honom?
  • 10 kronor om dagen.
  • Varifrån får ni pengar att betala honom med?
  • Jag säljer sten.
  • Vem hugger stenen ni säljer?
  • Det gör han.
  • Hur mycket sten hugger han om dagen?
  • Åh, han hugger en hel del sten på en dag.
  • Hur mycket får ni för det?
  • Ungefär 50 kronor.
  • Men då är det ju han som betalar er 40 kronor för att ni går omkring och befaller honom att arbeta raskare.
  • Ja, men jag äger verktygen och maskinerna.
  • Hur blev ni ägare av dem då?
  • Jag sålde huggen sten och fick in så mycket pengar på den att jag kunde köpa in verktyg och maskiner.
  • Vem hade huggits den stenen?
  • Tig dumbom.

 

August Strindberg

Khavarnas Rop Bulletin

Rådet mot den Iranska Islamiska regimens massmord

 

 

***

 

 cherikha ba naghshehye irancherikha-logo

گرامی باد 16 آذر ، روز دانشجو!

پیام فدایی ، ارگان چریکهای فدایی خلق ایران شماره 210 ، آذر ماه 1395

16 آذر، روز دانشجو، سمبل مبارزه دانشجویان علیه استبداد و خفقان برکشور ماست. روز دانشجو چه در زمان استبداد سلطنت پهلوی و چه در دوران سیاه دیکتاتوری جمهوری اسلامی ، همواره الهام بخش دانشجویان مبارز جهت تداوم مبارزه با دیکتاتوری امپریالیستی حاکم بر ایران بوده است. در دوران سلطنت پهلوی ، رژیم شاه اجازه برگزاری 16 آذر به مثابه روز دانشجو را نمی داد چرا که این روز یادآور مبارزات دلاورانه دانشجویان  علیه امپریالیسم و دیکتاتوری شاه بود. در چنین روزی دانشجویان علیه سفر ریچارد نیکسون معاون رئیس جمهور آمریکا که بعد از کودتای امپریالیستی 28 مرداد سال 1332 برای تقویت هر چه بیشتر رژیم شاه به ایران سفر کرده بود ، تظاهرات برپا کرده و فریاد آزادی سر دادند. با هجوم ددمنشانه دولت کودتا به تجمع دانشجویان، خون سه دانشجوی مبارز (مصطفی بزرگ نیا، احمد قندچی و مهدی شریعت رضوی) سنگفرش های دانشگاه را رنگین نمود. این جنایت چهره رسوای رژیم آمریکایی شاه را هر چه بیشتر افشاء نمود و خیزش دانشجویان در روز شانزده آذر ، به نمادی در مبارزه مردم ایران برای رسیدن به آزادی تبدیل گشت.

به دنبال روی کار آمدن رژیم جمهوری اسلامی، رژیمی که در تمام طول حیات ننگین اش در سرکوب مبارزات دانشجویان آزادیخواه از هیچ دنائتی کوتاهی نکرده است؛ مقامات حکومت ، ریاکارانه و جهت فریب دانشجویان و مردم، 16 آذر را به عنوان روز دانشجو به رسمیت شناختند. اما آن ها در همان حال تلاش کردند آن را از محتوای مبارزاتی اصلی اش تهی سازند. در همین راستا هر ساله جمهوری اسلامی می کوشد تا با برگزاری مراسم های دولتی و سخنرانی سردمداران جنایتکار خویش در این مراسم ها هم دانشجویان را فریب دهد و هم خود را مدافع روز دانشجو جا بزند.

نگاهی به مراسم های دولتی روز دانشجوی امسال در دانشگاه های سراسر کشور و آن چه در آن ها گذشت بیانگر وضعیت رسوای جمهوری اسلامی است، به خصوص اگر چنین مراسم های رسوائی را با مراسم های مستقل دانشجویان مبارز مقایسه کنیم ، رسوائی آن ها بیشتر در مقابل دید همگان قرار می گیرد. امسال حسن روحانی رئیس جمهور رژیم در مراسمی که تحت عنوان «روز دانشجو» از سوی مقامات دولتی در دانشگاه تهران سازمان داده شده بود، سخنرانی نمود. سازمان دهندگان این مراسم برای مقابله با دانشجویان مبارزی که همواره می کوشند ماهیت چنین مراسم های نمایشی را افشا و آن را به ضد خودتبدیل کنند، مراسم خود را عمدتاً با حضور مقامات دولتی برگزار کرده و تنها تعداد محدودی دانشجوی «برگزیده» شده را به مراسم راه دادند. اما شیوه برخورد دولت روحانی با این مراسم آن چنان رسوا بود که روزنامه رسالت در 18 آذر ماه در باره آن در مطلبی نوشت که روز دانشجو «بدون  حضور محسوس دانشجویان و با حضور مدیران و «شخصیت» ها برگزار شد».  آخر وحشت دولت روحانی از شرکت و دخالت دانشجویان مبارز در چنین مراسمی تا آن جا بود که برگزار کنندگان فریبکار 16 آذر ، حتی برخی از «دست چین شدگان» را هم به مراسم مزبور راه ندادند. به همین دلیل هم روزنامه رسالت در باره این مراسم دولتی چنین گزارش داد : «روز دانشجو، بدون دانشجو» برگزار شد.

هراس و رسوائی جمهوری اسلامی تنها به مراسم فرمایشی دانشگاه تهران ختم نشد و واقعیت وحشت رژیم از دانشجویان مبارز در مراسم های دیگری که امسال به عنوان روز دانشجو شاهدش بودیم نیز خود را نشان داد. به طور مثال روز دوشنبه 15 آذر در «دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی» به‌ مناسبت روز دانشجو مراسمی برگزار  گردید. اما برخلاف مراسم دولتی دانشگاه تهران، در برنامه این دانشگاه، دانشجویان ، مقامات دولتی را که به‌عنوان مهمان برنامه قرار بود در مراسم سخنرانی کنند با ابتکارات خود در مخمصه قرار دادند. دانشجویان بنرهای بزرگی بر در و دیوار آمفی‌تئاتر دانشگاه نصب کرده بودند که بر روی آن ها شعارهای زیر نوشته شده بود: «دانشگاه ما زنده است» ، «دانشگاه پادگان نیست» ، «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» و… در این مراسم در مورد زندانیان سیاسی صحبت شد و دانشجویان همگی شعار دادند: «زندانی سیاسی آزاد باید گردد».

همچنین در روز سه شنبه 16 آذر (1395) ، در جلسه سخنرانی علی مطهری نایب‌رئیس مجلس ارتجاع در دانشگاه امیر کبیر (پلی‌تکنیک سابق) سخنران با سئوالات زیادی در رابطه با قتل عام زندانیان سیاسی در سال 67، قتل های زنجیره‌یی، جنگ 8 ساله با عراق و جنگ در سوریه  از سوی دانشجویان مواجه شد؛ و پرسشگرانی که خواهان پاسخگوئی جمهوری اسلامی در مورد سیاست های سرکوبگرانه اش در 38 سال گذشته بودند ، سخنران دولتی را در آچمز قرار دادند.  طرح پرسش ها بارها با دست زدن و استقبال سایر دانشجویان روبه‌رو شد.

در برخی دیگر از دانشگاه ها دانشجویان آگاه و مبارز چنان عرصه را بر مقامات حکومتی که برای سخنرانی آمده بودند تنگ نمودند که برخی از این مراسم نمایشی اساسا برگزار نشد.  برای نمونه  بر اساس گزارش خبرگزاری حکومتی ایسنا قرار بود که کرباسچی (از نزدیکان رفسنجانی و شهردار پیشین جمهوری اسلامی در تهران) در دانشگاه علامه طباطبائی سخنرانی کند. اما وی با اعتراض دانشجویان و سر دادن شعارهایی روبرو شد که بر اساس آن ها دانشجویان شعار دهنده خواستار پاسخگویی وی درباره فسادهای گسترده اقتصادیش در مقطعی که شهردار بود ، بودند. پرسش ها به گونه ای افشاگرانه بودند که عملا باعث شدند او نتواند در این دانشگاه سخنرانی کند.

جدا از موارد ذکر شده بنا به برخی از گزارشات، در مراسمی که ساعت 6 و نیم بعد از ظهر روز 15 آذر ماه از سوی نهاد های دولتی در دانشگاه ارومیه برگزار شد ، تنها حدود صد دانشجو از هزاران دانشجوی این شهر در این مراسم حکومت ساخته شرکت نمودند. در حالی که در مراسمی که در همین دانشگاه ارومیه اما دو روز بعد (چهارشنبه 17 آذر) به مناسبت روز دانشجو برگزار شد؛  دانشجویان زیادی شعار می‌دادند: «زندانی سیاسی آزاد باید گردد».  خلاصه در عمل دانشجویان آگاه اجازه ندادند که جمهوری اسلامی با مراسم های فرمایشی خود روز دانشجو را آن طور که مایل است مورد سوءاستفاده قرار دهد و با فریب دانشجویان ، خود را مدافع این روز تاریخی نشان دهد.

در چنین شرایطی است که می بینیم روحانی به دلیل پتانسیل اعتراضی جنبش دانشجوئی حتی موفق نشد در مراسم فرمایشی به عنوان روز دانشجو و با وجود دانشجویان گزینش شده، برای خود بازار گرمی کند. در حالی که روز سه شنبه 16 آذر ماه 1395، حدود هفتصد دانشجوی مبارز در دانشگاه تهران دست به تجمع زده و با این اقدام خود مشتی بر دهان یاوه گوی روحانی فریبکار زدند. در این تجمع اعتراضی شعار های مبارزاتی زیر روی پلاکارد های دانشجویان نقش بسته بود و یا از زبان آن ها شنیده می شد، شعار هائی همچون: «خواسته ما معلومه ، پولی سازی محکومه» ، «دانشگاه پولیه ، کار آموزی زوریه» ، «منطق سرمایه‌داری ، استثمار ، بیگاری» ، «آزادی اندیشه با تانک و بانک نمیشه» ، «دانشگاه پول گردان ، تضعیف زحمت کشان» ، «دانشجو ، کارگر ، اتحاد اتحاد» و «دانشجوی با غیرت حمایت ، حمایت». این شعار ها به روشنی عمق تضاد و وسعت اعتراضات دانشجویان را نسبت به کل سیستم ضد مردمی موجود و همچنین به روند سیاست های جمهوری اسلامی در دانشگاه ها نشان می دهند.

جدا از تجمعات اعتراضی دانشجویان، امسال در خیلی از دانشگاه ها شاهد مراسم های مستقلی بودیم که در طی آن ها دانشجویان خواست ها و مطالبات مستقل خود را فریاد می زدند. برای نمونه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تهران صبح 16 آذر 1395 ، به‌مناسبت روز دانشجو تجمع کرده و شعارمی دادند که «دانشگاه پولکی ، شهریه زورکی».  همه این مراسم ها و تجمعات اعتراضی دانشجویان بیانگر آن است که اولا وقتی دانشجویان شعار می دهند: «دانشگاه ما زنده است» ، بر واقعیتی انگشت می گذارند که غیر قابل انکار می باشد. آن ها با این شعار این پیام را به جامعه و دیکتاتوری حاکم می دهند که مشعل مبارزه دمکراتیک و آزادیخواهانه در دانشگاه ها علیه رژیم ضد خلقی موجود و استبداد ذاتی آن همچنان فروزان است. ثانیا چه بایکوت مراسم فرمایشی دولتی از سوی دانشجویان آگاه و چه اقدامات پیشگیرانه سردمداران جمهوری اسلامی به دلیل وحشت از عکس العمل های شجاعانه دانشجویان معترض، آشکار کننده این حقیقت اند که دانشجویان اجازه نداده اند تا جمهوری اسلامی روز دانشجو را مصادره نموده و به نفع مقاصد ضد انقلابی خویش  به کار گیرد.  همه این  واقعیات ، آن هم پس از گذشت 63 سال از مبارزات قهرمانانه دانشجویان قهرمان علیه رژیم شاه نشان می دهد که دانشجویان مبارز می دانند که  16 آذر، روز دانشجو، سمبل مبارزه با امپریالیسم و دیکتاتوری است و به همین دلیل هم ارزش های مبارزاتی این روز و پاسداری از آن ها در تقابل با سیاست های رژيم وابسته و سرکوبگر جمهوری اسلامی قرار دارد.

رژیم جمهوری اسلامی در 38 سال گذشته ، کانال اصلی سلطه امپریالیسم در کشور و عامل اصلی سرکوب هر ندای آزادیخواهانه و هر حرکت مردمی بوده است و همین واقعیت جهت گیری مبارزات دانشجوئی ما را تعیین می کند.  تجربه مبارزاتی چند نسل از دانشجویان مبارز و رهروان راه بزرگ نیاها، قندچی ها و شریعت رضوی ها در هر دو رژیم وابسته و ضد خلقی شاه و جمهوری اسلامی نشان داده که دانشجویان آگاه برای به ثمر رساندن جنبش مبارزاتی خود باید بدون توهم به دارو دسته های رنگارنگ جمهوری اسلامی ، همه توان خود را در راستای نابودی تمامیت رژیم دار و شکنجه جمهوری اسلامی بکار گیرند.  چرا که بدون نابودی جمهوری اسلامی با هر جناح و دسته اش امکان محیطی آزاد در دانشگاه های کشور فراهم نخواهد شد.

رویدادهای 16 آذر امسال به همت دانشجویان مبارز کوس رسوایی جمهوری اسلامی و فریبکاری های روحانی را به صدا درآورد و علیرغم همه شرایط دیکتاتوری و اختناقی که بر دانشگاه های کشور حاکم است ، پژاوک گر این پیام گرم و روح بخش مبارزاتی در جامعه ما شد که: «بار دگر شانزدهم آذر ، آمد و سر به سر ، در قلوبِ مردم شعله افکند. جنبش دانشجویی ِ ایران، به خون شهیدان، در رهِ خلقمان ، خورده سوگند ، که تا آخرین نفس ، آخرین نفس ، کوشیم و بشکنیم ، دیوارِ این قفس ، در رهِ آزادیِ ایران!».

 

 

shorahamkari@gmail.com

 

Rådet mot den Iranska islamiska regimens massmord ser det som en plikt att anordna protester mot avrättningar, dödsdomar och fängelsestraff i Iran och visa solidaritet med alla familjer vars medlem/medlemmar har fängslats, torterats och avrättats av den kriminella islamiska regimen i Iran.

 

Rådet mot den Iranska islamiska regimens massmord ser livet som en existentiell rätt för var och en. Ingen människa ska få dödsstraff på sig, gäller även en med farlig kriminell bakgrund.

 

Rådet mot den Iranska islamiska regimens massmord vill solidariska samhälleliga förebyggande insats för alla och frihet i dess vida bemärkelse för alla medborgare.

 

Det är mot denna bakgrund som Rådet mot den Iranska islamiska regimens massmord kallar till protest möte och aktion för politiska fångars frihet och mot dödsstraff och avrättning, i en enad kamp mot den islamiska republikens tyranni och förtryck i Iran.

***

In Solidarity with

“NO! In the Name of Humanity, We REFUSE TO Accept a Fascist America!”

 

We all know that 20th January Donald Trump will be inaugurated as the president of the US. This has concerned hundreds of million not only in the US but also all over the world.

Trump based his electoral campaign on male supremacy, white supremacy, national chauvinism, the threat of attacking refugees and Muslims and the nuclear arm race. So degrading women, humiliating gays, racism and discrimination against non-whites, oppressing other nations and religions, threat of another nuclear arm race and as a result the threat of a dangerous and destructive war with weapons of mass destruction is an integrated part of his programs. He has also promised to greatly increase the Co2 emissions and is threatening the whole planet and the life of the next generations too.

He has gathered the most backward, outmoded and reactionary values and ideas to constitute the kind of rule he is planning for: fascism. This is how a representative of a capitalist imperialist is planning to rule the US and oppress and exploit other countries and follow its global interest. The rule that would be a threat to humanity and the whole planet and can match with Germany Nazi nonetheless with access to much more powerful weapons of mass destruction.

We are extremely disgusted by the way that the women have been humiliated and degraded by  someone who is going to rule over the most powerful country in the world.

The Iranian women have had the experience of a theocratic regime that came to power based on religion and backward and anti-women values. Many did not believe that such a backward idea against women would be possible to enforce. But the compulsory veil for women immediately after they took the power was the first attack against women’s right that gave rise to days of protests of tens of thousands women in Tehran. The regime relying on its conservative bases from one side and dismissing the seriousness of these attacks as trivial and secondary by many including the progressive and revolutionary forces from the other side undermined the support that the women’s movement needed and deserved. The religious anti-woman regime in Iran continued to increase the pressure on women and increasingly deprived them from other social activities. The attack against women in a short time extended to attack against the national minorities, and then restriction of individual rights and attacking religious minorities, communists and other opposition’s group continued until the point to imprison torture and execute tens of thousands of members and supporters of revolutionary organisations and other opposition groups and the reign of terror that still continues.

Women have since been resisting and fighting with rise and fall this anti-women regime. We Iranian women are well aware that our liberation depends on our struggle for a revolutionary overthrow of this fundamentalist Islamic regime.

 We fully and deeply understand what the degradation of women means. We can feel the pain of discrimination whether imposed on women or on any other sections of the society.

We would like to express our full appreciation to your effort to organise and unite all those who cannot stand aside and see a fascist America is taking form.

We totally support your fight and struggle to unite and organise the people from all walks of society, to stop, a regime headed by Trump/Pence to take control and carry on with a truly horrendous program.

No matter where we are, we greatly feel the threat that Trump/Pence and their clique are imposing not only to the US but to the world as a whole and cannot remain indifferent but are determined to be part of the fight.

This is our duty to fight against oppression of women, against the racism, and against inciting hate and fear on refugees and the people from different race and religion.

This is our duty to do whatever we can to stop the madness drive to nuclear arm race and the threat it poses to humanity and the planet as a whole.

All these at the present situation are tied to refuse and resist a fascist America.

Your struggle against a fascist America headed by Trump/Pence is our struggle and the struggle of all the revolutionaries and freedom lovers of the world and those who are struggling for a world without oppression and exploitation.

On 20th January we will be with you and millions of people in the US and all over the world and determined to refuse to accept fascism.

Your Struggle is Our Struggle

 

8 March Women Organisation (Iran-Afghanistan)

26/12/2016

http://www.8mars.com

zan_dem_iran@hotmail.com

https://facebook.com/8Mars.org

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: