اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

ماهنامه کارگری، حق کشی ها و تعرضات کارفرمایان به حقوق کارگران!، و در باره رفیق شهید قاسم سیادتی: ماهنامه کارگری، ارگان کارگری چریکهای فدایی خلق ایران شماره 36، پانزدهم دی ماه 1395

cherikha-logo

ماهنامه کارگری، شماره ۳۶

mahnameh-kargari-36 

حق کشی ها و تعرضات کارفرمایان به حقوق کارگران!

 ماهنامه کارگری ، ارگان کارگری چریکهای فدایی خلق ایران شماره 36 ، پانزدهم دی ماه 1395

رشد اعتراضات کارگری یکی از واقعیات انکارناپذیر موقعیت کنونی جامعه ماست. این واقعیت انعکاسی از وضعیت دهشت باری است که بورژوازی وابسته حاکم بر کشور ، در تمامی عرصه ها برای کارگران رنجدیده ایجاد کرده است.  روشن است که اعتراضات کارگری به اشکال و در سطوح گوناگونی خود را نشان می دهند. یکی از شکل های این اعتراضات نامه نگاری به نهادها و مقامات دولتی و یا شکایت از کارفرمایان به هیأت‌های تشخیص دعاوی وزارت کار و تعاون اجتماعی می باشد که با اتکا به مجاری «قانونی»ای صورت می پذیرد که جمهوری اسلامی در قانون کار فعلی ظاهرا خود را به آن متعهد نشان می دهد. بر اساس آمار دولتی، این شکل از اعتراضات کارگری در شرایط دیکتاتوری حاکم که حتی کارگران را به دلیل اعتراض به حقوق معوقه خود (که سرمایه داران بالا می کشند) در ملاء عام به شلاق می بندند ، هر روز بیشتر می شود، که خود بیانگر  وخامت فزاینده اوضاع کار و زیست کارگران می باشد. آماری که اخیرا وزارت کار در زمینه شکایت های کارگران از کارفرمایان منتشر نموده، رشد روزافزون شکایات کارگران را به آشکاری به نمایش می گذارد.

 

در ۲۵ آذر ماه امسال (۱۳۹۵) مرکز آمار و اطلاعات راهبردی وزارت کار گزارش داد که: «در طول سال گذشته یک میلیون و ۸۵ هزار شکایت از سوی کارگران به هیأت‌های تشخیص دعاوی کار واصل شده است».  یک میلیون و ۸۵ هزار شکایت در طول یک سال یعنی چیزی حدود ۲۷۴۰ شکایت در روز؛ امری که خود به روشنی از ابعاد ظلم و ستم و حق کشی روزافزونی خبر می دهد که کارفرمایان علیه کارگران در سراسر کشور اعمال می کنند. ابعاد باور نکردنی این حق کشی ها زمانی بهتر روشن می گردد که در نظر بگیریم که اولا آمارهای دولتی در جمهوری اسلامی هیچوقت بطور واقعی و بدون دستکاری های دولتی ارائه نمی شوند. یعنی نهادهای دولتی برای جلوگیری از آن چه خود «سیاه نمائی» اوضاع در جمهوری اسلامی می نامند، همواره در آمارها دست برده و با کتمان بخشی از واقعیت، آمارهای تعدیل شده را منتشر می کنند.  ثانیا آمار ارائه شده از سوی وزارت کار صرفا شکایات کارگرانی را در بر می گیرد که قانون کار شامل حال آن ها می شود. بر کسی پوشیده نیست که میلیون ها نفر کارگر شاغل برای نمونه در کارگاه های کوچک، اساسا خارج از قانون کار قرار داشته و امکان و حق شکایت به هیأت‌های تشخیص دعاوی را نداشته و ندارند. ثالثا چه به دلیل بحران اقتصادی فراگیر نظام سرمایه داری حاکم و وجود ارتش انبوه و فشرده ای از کارگران بیکار که دست کارفرماها را در اخراج کارگران باز گذاشته، و چه به دلیل دیکتاتوری حاکم و فقدان تشکل های مستقل کارگری که باعث فعال مایشائی کارفرما در محیط های کار گشته، در عمل تعدادی از کارگران برغم حق کشی هائی که می بینند ، در هراس از عکس العمل های انتقام جویانه کارفرما از شکایت خودداری می کنند. بنابراین اگر این موارد را هم در نظر بگیریم، بهتر به وسعت شکایات کارگران و شرایط غیر قابل باوری که دارند، پی می بریم. تازه باید در نظر گرفت که این آمار صرفا مربوط به نامه نگاری های شکایت آمیز کارگران می باشد و شامل صدها اعتصاب و تجمع اعتراضی نمی شود که کارگران به صورت دسته جمعی انجام می دهند و از این طریق عملا شکایت خود به وضع موجود در کارخانه را به گوش مسئولین و صاحبکاران می رسانند.

 

رقم بزرگ یک میلیون و ۸۵ هزار شکایت کارگری در طول یک سال که به وضوح پرده از وسعت و شدت حق کشی های کارفرمایان در محیط های کار در دولت «اعتدال» و «امید» بر می دارد، وقتی با آمار ارائه شده از سوی همین وزارت خانه در سال ۹۲ مورد مقایسه قرار گیرد، رشد روزافزون ابعاد زندگی فاجعه بار کارگران را نشان خواهد داد؛ و می توان بهتر و بیشتر متوجه رشد غیر قابل تصور دست اندازی کارفرمایان به حقوق کارگران  و حق کشی های آن ها در طول زمان شد.

 

بنا بر آمارهای منتشر شده از سوی وزارت کار: «در سال ۹۲ مجموعا ۷۵۲ هزار و ۸۵۶ مورد شکایت کارگران» در مراجع حل اختلاف ثبت شده است. مقایسه این آمار با آمار اخیراً ارائه شده توسط وزارت مزبور نشان می دهد که در فاصله سال ۹۲ تا ۹۴ ابعاد شکایات کارگری ۳۳۲ هزار و ۱۴۴ مورد افزایش یافته است. این امر خود گواهی است بر تشدید تعرض بورژوازی ایران به حقوق کارگران رنجدیده کشور. واقعیتی که نشان می دهد بورژوازی دندان گرد حاکم هر چه می گذرد، در سایه شرایط دیکتاتوری و سرکوب و اختناقی که رژیم جمهوری اسلامی در ایران به وجود آورده، حریص تر و  وقیح تر گشته و در تعرض به حقوق کارگران هر مرزی را درنوردیده و به هیچ اصل و قانونی پایبند نیست. به راستی سرمایه داران با دیدن حمایت های جمهوری اسلامی، چرا باید دل نگران چنین شکایت هائی باشند. به ویژه آن که مطابق همین آمار، تصریح شده که از یک میلیون و ۸۵ هزار شکایت واصله در سال گذشته، هیات های تشخیص دعاوی تنها در باره ۴۶۵ هزار و ۳۶۴ مورد يعنی کمتر از نیمی از شکایات دریافت شده رای صادر کرده اند ، يعنی بخش بزرگی از آن ها هیچ پاسخی نگرفته اند. تازه همین رای های صادره هم وقتی که به نفع کارگران باشد، هیچ تضمینی جهت تن دادن کار فرماها به آن ها وجود ندارد. چرا که یکی از ویژگی های نظام سرمایه داری وابسته حاکم بر کشور این است که دولت که قاعدتا باید متضمن اجرای «قانون» باشد خود جلوه آشکاری از عدم پایبندی به قانون و حافظ هر بی قانونی قابل تصوری است، در نتیجه روشن است که در چنین شرایطی کارفرماها هر روز بیشتر از گذشته به حقوق کارگران دست اندازی می کنند. واقعیت این است که در شرایطی که جمهوری اسلامی با دستگاه سرکوب عریض و طویلش در خدمت به بورژوازی حاکم از هیچ تعدی به حقوق کارگران کوتاهی نورزیده است، کارفرماها هم خود را در محیط کار فعال مایشاء تصور کنند.

 

آمار بالا و چشمگیر شکایات کارگران و چگونگی برخورد دولت با این شکایات و برخورد کارفرماها با احکام صادره از سوی هیات های تشخیص دعاوی، اگر چه وضعیت دهشتناکی را که بورژوازی حاکم بر کشور برای کارگران ایجاد کرده و عدم پایبندی سرمایه داران به قانون را هر چه بیشتر به نمایش می گذارد، در همان حال به نوبه خود تأکیدی بر این واقعیت است که نیل به خواست ها و مطالبات بر حق کارگران در چارچوب این نظام و قوانین آن امکان پذیر نمی باشد.  واقعیت ۳۸ سال حاکمیت رژیم کارگر ستیز جمهوری اسلامی عملا به کارگران نشان داده که تا شرایطی ایجاد نشود که کارگران دست به دست هم داده و متحدانه برای خواست های خود به پا خیزند، به مطالبات بر حق شان دست نخواهند یافت. تجربه نشان داده که چاره رنجبران، وحدت و تشکیلات است و کارگران می بینند که هر گونه تلاش و حرکت آن ها حتی برای ایجاد تشکل های صنفی که برای مقابله با کارفرمای مشخصی صورت می گیرد، با سرکوب قهرآمیز روبرو می شود. از این رو کارگران در می یابند که مجبورند برای مقابله با حق کشی های کارفرما و رسیدن به مطالبات بر حق شان، با ماشین سرکوب کارفرماها، یعنی با دولت هم سر شاخ شوند. به واقع در مقابل کارگران مبارز ایران، مبارزه ای سخت و طولانی با اعمال قهر انقلابی علیه سرمایه داران و دولت حامی آن ها قرار دارد. این تنها راهی است که راه رسیدن کارگران به خواست های شان و از جمله دستیابی به تشکیلات انقلابی که قادر به رهنمون مبارزه آن ها تا سوسیالیسمِ باشد را هموار خواهد ساخت.

ghasem-siadaticherik-e-fadaee

در باره رفیق شهید قاسم سیادتی

 ماهنامه کارگری ، ارگان کارگری چریکهای فدایی خلق ایران شماره 35 ، پانزدهم آذر ماه 1395

رفیق شهید قاسم سیادتی یکی از فرزندان آگاه و آزاده خلق لُر در سال ۱۳۲۵ در شهر بروجرد و در یک خانواده فقیر متولد شد. او دارای یک پدر فلج و دومین فرزند از خانواده پنج نفری این خانواده بود. رفیق قاسم دورۀ ابتدائی را در دبستان «۱۵بهمن» بروجرد گذراند و سپس در دبیرستان پهلوی (بعد از سرنگونی رژیم شاه نام این دبیرستان به دکتر شریعتی تغییر کرد) ثبت نام نمود. بعد از گذراندن دوره اول متوسطه در این دبیرستان در رشته ریاضی دبیرستان «بحرالعلوم» بروجرد ثبت نام نمود و در خرداد سال ۱۳۴۵ در رشته ریاضی دیپلم گرفت. در بهمن ماه همان سال توانست در رشته مشاور راهنمائی دانشسرای عالی تهران به تحصیل ادامه دهد. در همان سال و در جریان اعتراضات دانشجویان ، شاهد حمله وحشیانه رنجرها و عمال سرسپرده رژیم منفور شاه به دانشجویان معترض شد. این واقعه مهمی بود که شناخت وی را از ماهیت نیروی سرکوب رژیم شاه افزایش داد. در این مقطع به رغم آن که رفیق قاسم در دانشسرا درس می خواند، به دلیل علاقه اش به مهندسی برق در کنکور ورودی دانشگاه تبریز شرکت کرد و در مهر ۱۳۴۷ در رشتۀ مهندسی برق دانشکده فنی این دانشگاه آغاز به تحصیل نمود.

 

رفیق قاسم که با فقر بزرگ شده و طعم تلخ آن را با تمام وجود در طول زندگی اش احساس کرده بود، در دانشگاه امکان یافت که هر چه بیشتر با آرمان های طبقه کارگر و اندیشه های مارکسیستی آشنا شده و مسیر فکری و جهت گیری‌اش را برای زدودن فقر و محو هر گونه بی عدالتی ‌در جامعه طبقاتی موجود مشخص سازد. رفیق قاسم از سال دوم دانشگاه برای تامین قسمتی از هزینه تحصیل شروع به کار نمود. بعدا توانست امکان تدریس در شهرهای اسکو و مرند را به دست آورد و به همین دلیل ضمن تحصیل در دانشگاه تبریز ، اجبارا هفته‌ای چندبار برای تدریس به اسکو و مرند می رفت.  او تقریباً از اوائل سال سوم نه تنها همه هزینه تحصیلی‌اش را خودش تامین می کرد بلکه ماهیانه مبلغی برای تامین معاش مادرش هم می فرستاد. در دانشگاه تبریز بود که در شرایطی که کلانتری پنج تبریز توسط چریکهای فدائی خلق مورد حمله قرار گرفت و رستاخیز سیاهکل به عنوان سرآغاز جنبش مسلحانه در ایران اعلام گردید، فعالیت های سیاسی وی نیز گسترده تر و  آشکار تر شد. در این مقطع وی سه بار توسط عمال ساواک در تبریز دستگیر و تحت بازجوئی قرار گرفت. اما چون مدرکی از فعالیت های مبارزاتی وی به دست نیاورده بودند ، دستگیری های وی به محکومیت منجر نشد. وقتی که ساواک برای بار سوم او را دستگیر کرد، رفیق قاسم ۲۶ روز تحت اذیت و آزار عمّال مزدور ساواک قرار گرفت. با توجه به انعکاس این خبر، دانشجویان دانشکدۀ فنی تبریز اعتصاب کرده و خواهان آزادی رفیق قاسم و چند نفری که با وی دستگیر شده بودند، شدند. رفیق قاسم تجربه دردناک اذیت و آزار ساواک را با موفقیت گذراند، و بالاخره بر اثر فشار دانشجویان، ساواک اجبارا آن ها را آزاد نمود.

 

می توان گفت که دوران فعالیت های دانشجوئی رفیق قاسم دوران خودسازی و آموزش برای فعالیت های هر چه گسترده تر سیاسی و تشکیلاتی بود. او در خرداد سال ۵۲ با گرفتن فوق لیسانس برق، از دانشکدۀ فنی دانشگاه تبریز فارغ التحصیل شد. با پایان دوران تحصیل به روال آن سال ها به خدمت نظام  فراخوانده شد و این دوران را در شیراز و بعد در خرم آباد به انجام رسانید. در بهمن ماه سال ۵۲ یعنی در اواسط دوران خدمت نظام، رفیق قاسم با رفیق مینا طالب زاده شوشتریان که او نیز مارکسیست و رهرو رهائی کارگران بود ازدواج کرد. رفیق مینا در آن سال دانشجوی سال سوم رشتۀ حسابداری مدرسۀ عالی بازرگانی بود.

 

رفیق قاسم در آبان سال ۵۳ خدمت نظام را به پایان رساند و در کارخانۀ کارتن البرز در شهر صنعتی قزوین مشغول به کار شد و سپس به کارخانۀ کاشی پارس رفت و مجموعاً هفت ماه در این دو کارخانه به کار پرداخت. کار و فعالیت در محیط کارخانه آموزشگاهی بود که به وی کمک نمود تا شناخت خود را در رابطه با شرایط کار و زندگی طبقه کارگر هر چه بیشتر غنا بخشد.  طبقه ای که او امر رهائیش از ظلم و ستم طبقاتی را آرمان خود می دانست.

 

در این سال ها که چریکهای فدائی خلق ایران در پاسخ به ضرورت زمان، به طور مسلحانه علیه امپریالیسم و رژیم وابسته اش می جنگیدند، در شرایطی که این مبارزه به دلیل این که از دل واقعیت های جامعه بیرون آمده بود، تا حد وسیعی نظر نیروهای انقلابی و مبارز را به سوی خود جلب نموده بود، روشنفکران کمونیست گروه گروه به سوی سازمان چریکهای فدائی خلق ایران روی می آوردند. رفیق قاسم نیز یکی از آن کمونیست ها بود که در اواخر سال ۱۳۵۳ موفق شد همراه با رفیق مینا در ارتباط مستقیم با سازمان قرار گیرد.

 

در اواخر سال ۱۳۵۳ با توجه به روی آوری نیروئی وسیع به طرف سازمان، شرایط نوینی به وجود آمد و سازمان تلاش کرد تا نیرو هایش در پوشش های طبیعی در جامعه فعالیت کرده و تا حد امکان مخفی نشوند. به همین دلیل هم رفیق قاسم و رفیق مینا در ارتباط با سازمان در خیابان زیبا در تهران خانه ای را اجاره کردند. در اواخر فروردین ۵۴ این خانه که پایگاه فعالیت های سیاسی رفقا قاسم سیادتی و همسرش مینا طالب زاده بود توسط ساواک کشف و مورد هجوم قرار گرفت. در جریان یورش مسلحانه مزدوران ساواک به این خانه رفیق مینا طالب زاده شوشتری به شهادت رسید ، اما رفیق قاسم توانست با گرفتن مسلسل یکی از ماموران دشمن از چنگال ساواک بگریزد. به دنبال این حادثه و جان باختن همسر رفیق قاسم، زندگی مخفی وی آغاز شد.

 

به دنبال ضربات گسترده ساواک به سازمان در اوائل سال ۵۵ ، رفیق قاسم از جمله رفقائی بود که در جریان این ضربات سالم ماند و در نتیجه یکی از رفقائی بود که وظیفه بازسازی سازمان در آن دوران سخت را با صبوری و تحمل خطرات بسیار پیش برد.

 

رفیق قاسم سیادتی فرزند رشید خلق های ایران در سال های سیاه سکوت و اختناق با عزمی راسخ و اراده‌ای آهنین به پا خاست و مبارزات خویش را جهت تحقق بخشیدن به آرمان های کارگران و دهقانان و محو کامل سلطۀ امپریالیسم دنبال کرد و تا آخرین لحظۀ حیاتش در ارادۀ پولادینش علیه دشمن کوچکترین تزلزلی به وجود نیامد. رفیق قاسم سیادتی پس از تقریباً چهار سال مبارزۀ مخفی و شرکت در چندین درگیری با نیروهای دشمن و نابودی پایگاه‌های ساواک و رژیم منفور شاه، بخصوص در آخرین نبرد قهرمانانه‌اش در جریان قیام بهمن، برگ زرین دیگری را به تاریخ مبارزات قهرمانانه مردم ما برای کسب آزادی و برابری افزود. او در 22 بهمن ۱۳۵۷ هنگامی که فدایی وار پیشاپیش مردم برای تصرف رادیو تهران می رزمید ، بر اثر اصابت گلوله نیروهای مزدور شاه به شهادت رسید.

 

یاد رفیق شهید قاسم سیادتی گرامی و راهش پر رهرو باد !

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 17 ژانویه 2017 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: