اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

جهان در مشت میلیاردرها؟: ولفگانگ افنبرگر، نویه راینیشه تسایتونگ/تارنگاشت عدالت

آیا جهان در آینده فدای منافع میلیاردرها خواهد شد؟ در سال ۱۸۴۸ کارل مارکس و فریدریش انگلس در مانیفست حزب کمونیست با دوراندیشی عمیق نشان دادند که سرمایه چگونه مناطقی را که دارای ارزانترین نیروی کار است به تصرف خود درمی‌آورد. استعمار امروزیِ سرمایه‌داری با برون‌سپاری و انتقال تولید به کشورهای نازل‌مزد که با حسن تعبیر «جهانی شدن» نام‌گرفته، روز به روز بیشتر به استثمار مستقیم، علنی و وقیح و در نتیجه ویرانی و فقر منجر شده است…همراه با صندوق بین‌المللی و نهادهای غیردولتی دیگر، بانک تسویه‌حساب‌های بین‌المللی کمک می‌کند تا جنگ و فقر در سطح جهان گسترده شود. این بانک مرکزی بین‌المللی  موسسه‌ای است که دستورکار کهنه فئودالی صد سال پیش خبرگان مالی پرقدرت را  به اجرا در می‌آورد. جنگ‌های این گروه مافیائی در کشورهائی دامن زده می‌شود که زیر فشار بدهی‌ها بسوی اضمحلال پیش می روند و آنجا که این نوع تحریکات بارور نمی‌گردد، مثل لیبی، سوریه، اوکرائین و غیره، زمینه برای ورود ترور آماده می‌شود.

bill-gates-and-melinda-young

جهان در مشت میلیاردرها؟

تارنگاشت عدالت

ولفگانگ افنبرگر


منبع: نویه راینیشه تسایتونگ

۱۲ ژانویه ۲۰۱۷

 

روز ۸ نوامبر ۲۰۱۶ شهروندان ایالات متحده آمریکا میلیارد بزرگ دونالد ج. ترامپ را بعنوان ۴۵ رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا انتخاب کردند. آیا جهان در آینده فدای منافع میلیاردرها خواهد شد؟marx_engels

در سال ۱۸۴۸ کارل مارکس و فریدریش انگلس در مانیفست حزب کمونیست با دوراندیشی عمیق پیش‌بینی کردند که چگونه سرمایه‌داری، جهان را تغییر می‌دهد و آن را چگونه تغییر خواهد داد. آندو به روشنی نشان دادند که سرمایه چگونه مناطقی را که دارای ارزانترین نیروی کار است به تصرف خود درمی‌آورد. استعمار امروزیِ سرمایه‌داری با برون‌سپاری و انتقال تولید به کشورهای نازل‌مزد که با حسن تعبیر «جهانی شدن» نام‌گرفته، روز به روز بیشتر به استثمار مستقیم، علنی و وقیح و در نتیجه ویرانی و فقر منجر شده است.

مارکس و انگلس نوشتند: «بورژوازی  انواع فعالیت‌هائی را که تا این هنگام حرمتی داشتند و بدانها با خوفی زاهدانه می‌نگریستند، از هاله مقدس خویش محروم کرد. پزشک و دادرس و کشیش و شاعر و دانشمند را به مزدوران جیره‌خوار مبدل ساخت». اگر در مانیفست حزب کمونیست عبارت «بورژوازی» را توسط  «میلیاردر‌ها» جایگزین کنیم، واقعیتِ حال مایوس‌کننده‌تر خواهد شد.
نابودی و ویرانی توسط الیگارش‌های فراملیتی
«نیاز دائمی به بازارهای دائم‌التوسعه برای فروش کالاهای خود، بورژوازی را به همه جای کره زمین می‌کشاند. بورژوازی علی‌رغم آه و اسف فراوان مرتجعین، صنایع را از قالب ملی بیرون می‌کشد. رشته‌های صنایع سالخورده ملی از میان رفته و هر روز نیز در حال ازمیان رفتن است»(مانیفست حزب کمونیست)

این نابودی و ویرانی بطور بطئی صورت می‌گیرد. صنایع ملی قادر نیست بابازیگران بین‌المللی رقابت کند، زیرا که آنها از زیر بار مسئولیت در قبال جامعه و طبیعت شانه خالی می‌کنند و می‌توانند از این طریق کالاهای ارزانتر عرضه کنند: «بهای ارزان کالاهای بورژوازی همان توپخانه سنگینی است که با آن هرگونه دیوارهای چین را در هم می‌کوبد و لجوجانه‌ترین کینه‌های وحشیان نسبت به بیگانگان را وادار به تسلیم می‌کند» (مانیفست حزب کمونیست).

ایجاد انحصارها و  قرارو مدار بین کنسرنها نیز بدان افزوده می‌شود. مارکس و انگلس گفتند: «قشرهای پائین صنف متوسط، یعنی کارخانه‌داران کوچک، کسبه  و رباخواران کوچک، پیشه‌وران و دهقانان … همه این طبقات به صفوف پرولتاریا وارد می‌شوند. عده‌ای بدان سبب که سرمایه کوچک آنها برای دائر ساختن بنگاه‌های عظیم صنعتی رسا نیست و از عهده رقابت با سرمایه‌داران بزرگ برنمی‌آیند و عده‌ئی برای آن  که مهارت شغلی آنان در قبال وسائل جدید تولید بی‌ارزش می شود»(مانیفست حزب کمونیست).

مطالب فوق گوئی وضعیت کنونی را توصیف می‌کند. البته باید گفت که حتا آن کارخانه‌های بزرگی که مانند بازیگران جهانی رفتار نمی‌کنند بلکه در کشور مادر باقی‌می‌مانند و فرصت‌های شغلی بوجود می آورند و مالیات می‌پردازند، نیز قادر نیستند با کنسرنهای فراملیتی رقابت کنند. ترامپ این میلیاردر  بهتان خورده اکنون کوشش می‌کند درست جلوی این وضع را بگیرد. تفاوت‌های سیاست اقتصادی کلینتون با ترامپ را به بیان ساده می‌توان این‌طور تعریف کرد :

پرنسیپ گروه میلیاردرهای شاخه ترامپ: «آنچه برای جنرال موتورز خوب است، برای ایالات متحده هم خوب است بشرط آن‌که جنرال موتورز در آمریکا تولید کند و در آمریکا مالیات بپردازد». برعکس پرنسیپ گروه سرمایه‌داران بین‌المللی که توسط اوباما و کلینتون نمایندگی می‌شوند به این خلاصه می‌شود «هرچه برای جنرال موتورز خوب است برای آمریکا هم خوب است». این سیاست منجر به این شد که در ایالات متحده آمریکا بیش از ۵۰ میلیون شهروند محتاج کوپن مواد غذائی، زیرساخت‌ها در حال فروپاشی و بسیاری از کارگران صنایع محروم از چشم‌انداز امیدبخشی باشند.

۷۰ سال پس از انتشار «مانیفست حزب کمونیست» فیلسوف تاریخ‌شناس آلمانی «اوسوالد اشپرنگلر» (۱۸۸۸ تا ۱۹۳۶) در کتاب خود پروس‌مآبی و سوسیالیسم از جمله این مسئله را مورد بررسی قرار می‌دهد: «آیا سوسیالیسم یک غریزه است یا یک سیستم؟». او میلیاردر انگلیسی «سیسیل رودز» (یکی از بازیگران اصلی رقابت در افریقا و یک فرد خصوصی که در اوج شکوفائی امپریالیسم، کشورها را تسخیر می‌کرد) و یا میلیاردرهای خصوصی آمریکائی را افرادی می‌دید که به کمک طبقه مطیع و فرمانبر سیاستمداران حرفه‌ای، کشورها را زیر سلطه خود نگاه می‌دارند.
اعلان جنگ به الیگارش‌های فراملیتی  

اکنون در واشنگتن فردی سکان را بدست می‌گیرد که به کاست سیاستمداران حرفه‌ای تعلق ندارد. او همراه با فرمانروای کرملین به کنسرنها و الیگارش‌های فراملیتی اعلان جنگ خواهد کرد.

«اشپرنگلر» در مقابل «سوسیالیسم میلیاردهای » آمریکائی، «سوسیالیسم پروسی» را قرار می‌دهد. «مردی چون «کارنگی» جزو گروه اول است که اول بخش بزرگی از ثروت خلق را به ثروت خصوصی مبدل می‌سازد و سپس به نحو درخشنده‌ای آن را صرف منافع عموم می‌کند».

کنسرنهای فراملیتی و یا خبرگان مالی فراملیتی که در پس آنها قرار گرفته‌اند، ظاهراً جهان را در چنگ خود دارند. اکنون معلوم خواهد شد که آیا ترامپ و پوتین قادرند مانع از ادامه این روند شوند.

«اشپنگلر» در این «سوسیالیسم خصوصی» در بدترین شرایط مدیریت دیکتاتوری ثروت عمومی را می‌دید که تفاوتی با سوسیالیسم کارمندان و کاربران دولتی ندارد. در آثار «اشپنگلر» جای تفاوت میان میلیاردهائی که ملی و یا بین‌المللی عمل می‌کنند خالی است. در این‌جا کوشش می‌شود این کمبود جبران شود و در ضمن نویسنده این مطالب آگاه است که مرز بین این تفاوت‌ها کاملاً دقیق نیست.
دوگانگی «سوسیالیسم میلیاردر‌ها»
الیگارشی ملی

حاکمیت نیاز به مرز،

تامین رفاه شهروندان،

نظم صلح چندقطبی،

تقویت منطقه،

آینده‌نگری،

استقلال اقتصادی،

حفظ احترام ملل دیگر،

و سیستم بانکی تقسیم کار کرده (بانک‌های تخصصی و عمومی) دارد

: دونالد ج. ترامپ
الیگارشی(مالی) بین‌المللی

نه مرزی و نه ملیتی است

تلاشی ساختارهای بورژوائی

نظم صلح یک قطبی

تمرکز جهانی

تاراج و ویرانی

قوانین ضد محیط زیست کارتل ها

انحصاری سازی بین‌المللی

تضعیف حقوق بین‌الملل و حاکمیت قانون

تجارت آزاد لجام‌گسیخته

سوداگری بی‌حد و مرز

بورس‌بازی خارج از حد

ایجاد بردگی بکمک تولید بدهی

نابودی طبقات متوسط

پذیرش جنگ برای ویرانی جهان را دنبال می‌کند

: مجتمع صنعتی نظامی

جورج سوروس (بامباشرین خود اوباما و یا کلینتون) و سیسیل رودز

اندیشکده‌ها: انستیتوی بروکینگز واشنگتن، Chatham House، Trilaterale، بیلدربرگر…

سازمان ملل، صندوق بین‌المللی، بانک جهانی…

بانک تسویه‌حساب‌های بین‌المللی، انستیتوی بین‌المللی مالی، گروه ۳۰

نهادهای غیردولتی چون Open Society و یا Avaaz و غیره
«اشپرنگلر» علم اقتصاد را محصول یک فرد انگلیسی مدرن با کمبودهای روان شناختی وی و «فلسفه‌ای» که مطابق با تصور او از مبارزه، موفقیت و تصاحب و برداشت «کاملاً انگلیسی» او از اقتصادی  که از قرن ۱۸ در مغز قاره اروپا کاشته شده بود، می‌دید.
در نتیجه امروز تمام سنت‌های بانک انگلیس  از سال ۱۶۹۴ اغلب خارج از حیطه نفوذ پارلمان‌ها و مراحع حقوقی با نهادهائی چون صندوق بین‌المللی و بانک جهانی ممزوج شده است. در بریتانیا و در ایالات متحده آمریکا برای هدایت بهتر  و بعنوان رابط بین سیاست‌مداران منتخب و بانک‌ها برای تامین منافع الیگارش‌های مالی فراملیتی در قرن‌های گذشته در حواشی مراکز نوین مالی تعداد زیادی از اندیشکده‌های بین‌المللی و لابیگر مثل «شورای روابط خارجی» و یا کمیسیون سه‌جانبه» ایجاد گردیده است.
از این طریق بدون هیچ مانعی تاراج طبیعت برای تامین منافع جهان مالی ادامه پیدا می‌کند و در این میان حتا نهادهای سازمان ملل متحد به یاری سرمایه‌گذاران بزرگ در  کسب وکار بزهکارانه آنها می‌شتابد. غصب غیرقانونی زمین اساس این دستبردهاست که محصولات نهائی آن متناقضاً «آینده‌نگری» نامیده می‌شود. ولی آنچه که واقعاً آینده‌نگرانه است، صعود مستمر ارزش بورس شرکت‌های مربوطه می‌باشد.

کاربر سابق شرکت I.G.Farben که بعدها معاون وزیر در وزارت امور خارجه آلمان «والتر پتر هال‌اشتاین» در سال ۱۹۵۸ اولین رئیس کمیسیون جامعه اقتصادی اروپا  بود. او یک کارتل صنعتی خالص برای بالابردن سطح سود در نظر گرفت و بانک‌ها را مجبور به پرداخت جبری وام شرکت‌ها نمود و از این طریق تیشه به ریشه طبقه متوسط اروپائی نهاد.
خبرگان بی‌وجدان در صددند اروپا و روسیه را به دامن جنگ بکشانند

تقریباً بدون هیچ مقاومتی خبرگان بی‌وجدان در حال سوق اروپا و روسیه به دامن جنگند. بزرگترین تجمع نظامی پس از پایان جنگ سرد که با ورود یک تیپ کامل زرهی آمریکا در آغاز سال جاری به برمرهاون (آلمان) آغاز شد انعکاس وسیعی در رسانه‌ها و جنبش صلح پیدا نکرد. در چارچوب سیاست بازدارنگی در قبال روسیه این تیپ زرهی به بخش شرقی ناتو در لیتوانی منتقل خواهد شد.

همه این اقدامات ادامه سیاست کاربردی ایالات متحده آمریکا به نام  TRADOC 525-3-1 «پیروزی در جهان پیچیده ۲۰۲۰ تا ۲۰۴۰» در سال ۲۰۱۴ است.  این سیاست در دوران باراک اوباما و هیلاری کلینتون تعیین شد و مبلغ «تفوق مطلق در همه سطوح» ایالات متحده آمریکا در خشکی، آب و فضا ست. مهم‌ترین حریف، قدرت‌های رقیب یعنی چین و روسیه است.

همراه با صندوق بین‌المللی و نهادهای غیردولتی دیگر، بانک تسویه‌حساب‌های بین‌المللی کمک می‌کند تا جنگ و فقر در سطح جهان گسترده شود. این بانک مرکزی بین‌المللی  موسسه‌ای است که دستورکار کهنه فئودالی صد سال پیش خبرگان مالی پرقدرت را  به اجرا در می‌آورد. جنگ‌های این گروه مافیائی در کشورهائی دامن زده می‌شود که زیر فشار بدهی‌ها بسوی اضمحلال پیش می روند و آنجا که این نوع تحریکات بارور نمی‌گردد، مثل لیبی، سوریه، اوکرائین و غیره، زمینه برای ورود ترور آماده می‌شود.
آیا ترامپ و پوتین قادر خواهند بود خبرگان فراملیتی مالی را محدود سازند؟

کنسرنهای فراملیتی و خبرگان مالی که در پس آنها ایستاده‌اند ظاهراً جهان را بطور کامل در در چنگال خود دارند. اکنون روشن خواهد شد که آیا ترامپ و پوتین می‌توانند این قدرت ویران کننده را محدود سازند

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 13 ژانویه 2017 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , , , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: