اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

آزادی حلب: بزرگ‌ترین شکست آمریکا در ۱۵ سال اخير: تیم آندرسون،

آزادی حلب، دومین شهر بزرگ سوریه و یک شگفتی باستانی، مهم‌ترین شکست تجاوز ۱۵ ساله به سرکردگی واشنگتن در کل منطقه است. مستعمره ساختن دوباره منطقه با استفاده از طیفی از بهانه‌ها، از افغانستان تا لیبی صورت پذیرفته است. تجاوزات و جنگ‌های نیابتی با تحریم‌های اقتصادی و تبلیغات وحشیانه همراه بوده است. در جریان جنگ در سوریه چیزهای زیادی تغییر کرده است. اتحاد سوریه نیروهای قدرتمند ناتو-شورای همکاری خلیج را شکست داده است. اخوان‌المسلمین و حامیان آن در مصر، قطر و ترکیه ضربه دیگری خورده اند. مصر و عراق اکنون از سوریه حمایت می‌کنند. سعودی‌ها علیه ایران و سوریه با اسرائیل متحد شده اند. روسیه پیوندهای مستحکمی با ایران و سوریه ایجاد کرده است. جامعه عرب که از ویرانی دو دولت عربی حمایت کرد، تقریباً مرده است. آیا «محور مقاومت» جدید جای آن‌را خواهد گرفت؟

aleppo-syria-celebration
آزادی حلب: بزرگ‌ترین شکست آمریکا در ۱۵ سال اخير

تارنگاشت عدالت

logo-marxist-leninist 
منبع: مارکسیسم-لنینیسم امروز
professor-tim-anderson
نویسنده: تیم آندرسون*

۲۲‌دسامبر ۲۰۱۶
 
در اواخر سال ۲۰۱۶، نیروهای سوریه به قیمت جان‌های جوان بسیاری بخش شرقی شهر حلب را که بیش از ۴ سال توسط تروریست‌های تحت حمایت ناتو و عربستان سعودی اشغال شده بود آزاد کردند.

آزادی حلب، دومین شهر بزرگ سوریه و یک شگفتی باستانی، مهم‌ترین شکست تجاوز ۱۵ ساله به سرکردگی واشنگتن در کل منطقه است. مستعمره ساختن دوباره منطقه با استفاده از طیفی از بهانه‌ها، از افغانستان تا لیبی صورت پذیرفته است. تجاوزات و جنگ‌های نیابتی با تحریم‌های اقتصادی و تبلیغات وحشیانه همراه بوده است.

اما این جنگ تجاوزکارانه-که توسط جورج دبلیو بوش رییس‌جمهور پیشین ایالات متحده برای به وجود آوردن «خاورمیانه بزرگ» آغاز شد در سوریه به صخره برخورد کرد. ارتش‌های نیابتی بزرگی که توسط واشنگتن و متحدین منطقه‌ای آن-سعودی‌ها، ترکیه، قطر و اسرائیل- مسلح و به میدان آورده شدند از یک اتحاد منطقه‌ای نیرومندی که از ملت سوریه حمایت می‌کند، درهم شکسته شدند.

بازی پایانی در حلب شامل مشتی عوامل خارجی-ایالات متحده، سعودی، اسرائیل و دیگران- می‌شود که در یک بخش کوچک از چیزی که زمانی یکی از پایگاه‌های اصلی آن‌ها بود، با القاعده مانده اند.

ایالات متحده به ویژه خواهان خروج آن‌هاست، زیرا حضور آن‌ها گواه بیش‌تری بر فرماندهی خارجی بر چیزی است که ادعا می‌شد یک «جنگ داخلی» است.

پس از توفان دروغ‌پراکنی دولت‌ها و رسانه‌های غربی (ادعاهای قتل‌عام، اعدام دسته‌جمعی و هدف قرار دادن غیرنظامیان») پیرامون تخلیه بیش از ۱۰۰‌ هزار غیرنظامی و هزاران تروریست، شورای امنیت به تعدادی «ناظر مستقل» اختیار داد بر روند نظارت کنند. با این وجود بخش عمده عملیات تخلیه اکنون پایان یافته است. اسکان دادن و بازسازی شروع شده، و نیروهای ذخیره ارتش برای دفاع از شهر فراخوانده شده اند.

خبرنگاران سوری، ایرانی، روسی و خبرنگاران مستقل (از جمله میثم الاشقر، شادی حلوه، یاسر خطاب، خالد الخاطب، علی موسوی، لیز فِلن، مراد قاضی‌یف، ونسا بیلی، اوا بارتلت و مرحوم محسن خزایی) تاکنون برای ما بسیار گفته اند. آن‌چه آن‌ها گفته اند کم‌ترین شباهتی به داستان‌های آخرالزمانی غربی ندارد. به عنوان مثال، دببرکل سازمان ملل که متحد نزدیک واشنگتن است، در آخرین کنفرانس مطبوعاتی خود ادعا کرد که «حلب اکنون مترادف برای جهنم است.» این ادعاها بر داستان‌های جنگجویان مستأصل ناتو قرار داشتند.

خبرنگاران در میدان داستان متفاوتی را می‌گفتند. در حالی‌که نیروهای سوریه خطوط القاعده را درهم می‌شکستند،  سیل غیرنظامیان به تله افتاده جاری شد. آن‌ها ویديوهایی از صفوف طولانی مردمی را پخش کردند که از شرق حلب خارج می‌شدند و از ارتش عربی سوریه کمک، غذا و سرپناه دریافت می‌کردند. آن‌ها خسته و آسوده‌خاطر برای هرکس که جرأت شنیدن داشت داستان‌های خود را بازگو می‌کردند. روسیه و ایران ده‌ها تُن غذا، پوشاک، پتو و چادر کمک کردند. بالعکس، کشورهای غربی عموماً چیزی ندادند و گروه‌های تروریست همه کمک‌های متحدین سوریه را رد کردند.

غیرنظامیان از خروج از منطقه تحت کنترل القاعده منع می‌شدند. بسیاری از آن‌ها در حال خروج هدف شلیک گلوله قرار گرفتند. باندهای مسلح ذخاير مواد خوراکی داشتند اما آن‌ها را برای جنگجویان نگه داشته بودند. کارخانه‌های اسلحه‌سازی، از جمله کارخانه‌های تولید مواد شیمیایی سمی تحت کنترل قرار گرفت و امن شد. برخی افراد مسلح بازداشت شدند، اما اکثر آن‌ها به ادلب-جایی که دمشق در آن جنگجویان تحت حمایت خارجی‌ها را متمرکز کرده است- فرستاده شدند.

هنگامی‌ که توپ‌های جهنمی خاموش شد، و دیگر هیچ کپسول گاز خانگی به قلب شهر اصابت نکرد، همان‌طور که رسانه‌های اجتماعی وسیعاً آن‌را نشان دادند، مردم در خیابان‌ها به رقص و پایکوبی پرداختند.

وزارت امور خارجه ایالات متحده ادعا کرد که این‌را ندیده است.

القاعده در حلب درهم شکسته شد. همه گروه‌های مسلح ضد دولت سوریه در حلب یا «رسماً» القاعده در سوریه بودند (جبهه النصره معروف به فتح الشام) یا از متحدین نزدیک آن تشکیل می‌شدند.

زمانی‌که ایالات متحده در سال ۲۰۱۲ و ۲۰۱۶ وانمود کرد که جبهه النصره را سرکوب می‌کند، گروه‌های «ارتش آزاد سوریه» اعتراض کردند که «ما همه جبهه النصره هستیم.» شخص تصور می‌کرد که دولت ایالات متحده-که زمانی به نام ۳۰۰۰ نفری که در سپتامبر ۲۰۰۱ در نیویورک به قتل رسیدند ادعا می‌کرد درگیر جنگ عیله تروریسم است-مانند مردمی که در خیابان‌های حلب پایکوبی می‌کردند، خوشحال باشد. اما خوشحال نبود.

اکثر رسانه‌های غربی که دولت‌های خود را بازتاب می‌دهند، سوگوارانه از «سقوط حلب» گزارش دادند. آن‌ها گفتند پیروزی سوریه بر گروه‌های القاعده یک تراژدی بزرگ است. از سوی دیگر، آن‌ها حرکت «داعش» را برای تصرف دوباره شهر باستانی پالیمرا در سوریه به گونه دیگری گزارش کردند. آن‌ها گفتند شهر «بازپس» گرفته شده است.

همه این‌ها چیزی را برجسته می‌سازد که باید محرز می‌بود: اذعان بسیاری از مقامات رسمی ایالات متحده به این‌که تک تک گروه‌های مسلح در سوریه (چه «معتدل» چه «افراطی») توسط ایالات متحده و متحدین آن، در تلاش برای سرنگون کردن دولت سوریه، مسلح شده‌ و پول دریافت کرده اند. همه صحبت‌ها در باره «شورشیان معتدل»، «یک رژیم ددمنش» و یک «جنگ داخلی» فقط برای سرپوش نهادن بر این بود.

تخلیه نهایی حلب-که شامل مبادله باقی‌مانده جهادیون ناتو در شرق حلب با غیرنظامیانی می‌شد که به مدت ۲۰ ماه در شهرهای فوعه و کفریا در محاصره بودند-بین روسیه و ترکیه سازماندهی شد. خرابکاری‌های جدی در این توافق‌ها رخ داد، اما توافقات تاکنون رعایت شده اند. اکنون ایران با روسیه و ترکیه در گفت‌وگوهای سه‌جانبه درگیر است. موضوعات عملی مورد بحث قرار دارند.

نکته قابل توجه این است که دولت اوباما هیچ نقش مستقیم سازنده‌ای در بازی پایانی در حلب نداشت. جنگ نیابتی آن برای «تغییر رژیم» در سوریه شکست خورده، و به جای آن رژیم آتی واشنگتن وعده یک رویکرد جدید را داده است. مهم‌تر از همه، یک اتحاد منطقه‌ای جدید برای رد هر گونه تجاوز جدید قدرت‌های استعماری شکل گرفته است.

در جریان جنگ در سوریه چیزهای زیادی تغییر کرده است. اتحاد سوریه نیروهای قدرتمند ناتو-شورای همکاری خلیج را شکست داده است. اخوان‌المسلمین و حامیان آن در مصر، قطر و ترکیه ضربه دیگری خورده اند. مصر و عراق اکنون از سوریه حمایت می‌کنند. سعودی‌ها علیه ایران و سوریه با اسرائیل متحد شده اند. روسیه پیوندهای مستحکمی با ایران و سوریه ایجاد کرده است. جامعه عرب که از ویرانی دو دولت عربی حمایت کرد، تقریباً مرده است. آیا «محور مقاومت» جدید جای آن‌را خواهد گرفت؟

—————————————————–
* پرفسور تیم آندرسون، مؤلف برجسته و استاد ارشد اقتصاد سیاسی در دانشگاه سیدنی، استرالیا است. از مؤلف کتاب «جنگ کثیف علیه سوریه» مقالاتی درباره موضوعات گوناگون، به ویژه بحران سوریه منتشر شده است.

برگرفته از «آف‌گاردین»

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: