اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

در آستانه تعیین تکلیف: علی ناظر

بر این باورم که جبهه وسیع آزادیخواهان(جبهه همبستگی ملی) هرچه سریعتر باید سازماندهی شود… برخلاف بسیاری بر این باورر نیستم که روسیه و جمهوری اسلامی در یک مسیر و مشارکت راهبردی در حرکت هستند. روسیه با استفاده ابزاری از سپاه، در حال تثبیت و تحکیم موقعیت راهبردی خود در میدیترانه است؛ و به مجرد پایان این پروژه، جمهوری اسلامی در همان نقطه ای در صفحه مختصات خاورمیانه قرار خواهد گرفت، که می بایست قرار بگیرد و بماند. دیر و یا زود، روسیه زیر پای جمهوری اسلامی را خالی خواهد کرد. تشدید بحران فروپاشی با توجه به نکات بالا، بر این باورم که جنگی رخ نخواهد داد، جمهوری اسلامی در کوتاه مدت نمی تواند به راست میانه بچرخد، و در صورت تشدید فشار از سوی آمریکا، کابینه آینده در حد امکان نظامی خواهد بود. جمهوری اسلامی در یک یا دوسال آینده سقوط نخواهد کرد، اما «بحران فروپاشی» نظام ولایی را در هم خواهد نوردید.

در آستانه تعیین تکلیف

ali-nazer

علی ناظر

http://www.didgah.net/khabarMa ghalehMatnKamel.php?id=27902

در آستانه تعیین تکلیف

در پی چند نوشتار این قلم («نه جنگ» یا «جنگ نه»، و توضیح واضحات)، هموطنی تماس گرفته و سوالی بجا و دقیق مطرح کرده اند. خالصه سوال اینست: «آیا جنگی در انتظار ایران است که با این نگرانی از عواقب و تبعات جنگ می نویسی»؟ «بارها نوشته ای که جمهوری اسلامی و جهانخواران در یک جبهه اند، آیا انتخاب ترامپ این همپیمانی را بهم زده است؟» )نقل به مضمون( پاسخ را می توان خالصه ودر چند جمله نوشت: « اگر اپوزیسیون به جد، و فعالانه هر اقدامی که به جنگ منجر شود را قویا محکوم کند، خیر، جنگی رخ نخواهد داد. اپوزیسیون، با عکس العمل پیشدستانه خود، می تواند مشوق و یا بازدارنده جنگ بشود. آنچه در دو نوشتار اخیر نوشته ام تنها و تنها بیان یک پرنسیپ است. در عین حال، و با توجه به شرایط موجود بین المللی و داخلی، آمریکا و جمهوری اسلامی در آستانه تعیین تکلیف راهبردی هستند». برای من، آنچه در شرایط امروز حائز اهمیت می شود، دیدگاه راهبردی اپوزیسیون سرنگونی طلب به روش و متدولوژی سرنگونی است. انتخاب و گزینش جنگ کلاسیک (بمثابه یک راهبرد)، می تواند اپوزیسیون را از بررسی رئال پلیتیک دور کند. بالطبع، «دشمن» می تواند در نبود راهبرد صحیح، شکاف ها را پر کند. آنچه در دو مقاله پیشین آمده هشداری بود در این راستا. پارامترهای روی میز آمریکا و جمهوری اسلامی که به «تعیین تکلیف» می انجامد را می توان تیتروار چنین خلاصه کرد:

مشکلات پیش روی ترامپ و آمریکا

 مضاف بر همسویی نکردن اروپا، نقض برجام به لحاظ حقوقی می تواند با مشکالت عدیده روبرو شود.

 با توجه به دکترین ترامپ (که هنوز ناپخته و در حال تحول است)، آمریکا نمی خواهد وارد جنگی فرسایشی و پرهزینه شود. در صورت بروز درگیری نظامی، توانمندی موشکی جمهوری اسلامی می تواند تهدیدی جدی برای کشورهای حاشیه خلیج فارس شده، که برنامه اقتصادی آمریکا و اروپا را دچار مشکل خواهد کرد. فراتر اینکه، بسته شدن تنگه هرمز (حتی تهدید آن) می تواند موقعیت اقتصادی بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکا را (که در حال نزدیک شدن به تکرار دوران 2008 هستند) تضعیف کرده، و نرخ نفت را که قرار است بین 50 تا 60 دلار در نوسان باشد را متزلزل کند.

 ترامپ بمثابه «انزواگر اقتصادی»(protectionist/Isolationist ) نمی تواند و نمی خواهد برنامه اقتصادی مورد نظر خود را فدای بروز چنین جنگی بکند. بخصوص که هدف استراتژیک آمریکا (از منظر اقتصادی)، مثابله با چین، و از منظر نظامی، مقابله با اتمی شدن کره شمالی است. در نتیجه، ترامپ در یک برآورد کلی ترجیح خواهد داد که از هر جنگی در خاورمیانه پرهیز کند. البته این دلیل بر این نخواهد بود که از یک درگیری منطقه ای (جمهوری اسلامی با ائتلاف کشورهای عربی – که اخیرا عمان هم به آن پیوسته) و یا درگیری ترکیه با جمهوری اسلامی در سوریه، پیشتیبانی نکند. ترامپ بارها گفته است که کشورهای خاورمیانه باید هزینه هموار شدن مشکلات را از جیب خودشان بپردازند. به زبانی دیگر، حمایت از یک جنگ داخلی – منطقه ای و از جیب کشورهای منطقه. قاعدتا، و با توجه به مشکلات عدیده داخلی ترکیه، و یا مشکالت عدیده نظامی-اقتصادی در کشورهای حاشیه خلیج فارس، ورود به چنین پروژه ای دور از انتظار خواهد بود، چرا که ورود به این پروژه یک بحث است، اما خروجشان مبحث دیگری. آنها جنگ طلبی جمهوری اسلامی را در پروژه جنگ ایران-عراق تجربه کرده اند، و ترجیح می دهند تا در یک جنگ نیابتی در سوریه و یا یمن، اختلافات تعیین تکیف شود. خالصه اینکه، جنگی رخ نخواهد داد. اما و برای اطمینان، اپوزیسیون و باورمندان به سرنگونی می بایست هر جرقه ای را خاموش کرده و علیه آن موضع بگیرند.

مشکلات پیش روی جمهوری اسلامی

هرچند جمهوری اسلامی، به لحاظ راهبردی و بنا به چشم انداز بیست ساله، می خواهد به راست میانه بچرخد، عمال این چرخش، با مشکل های متعدد روبرو شده است (مراجعه شود به سلسله مقالات از خواستن تا توانستن). پس از برجام، جمهوری اسلامی هرچند توانسته «پارامتر» سرمایه گذاری خارجی را فعال کند، اما برخلاف وعده های روحانی و ظریف، سطح سرمایه گذاری خارجی در 1395 ،به نقطه تعیین کننده و غیرقابل بازگشت نرسید. تصمیم بی پی در شرکت نکردن در مناقصه پروژه های نفتی، و یا قطع صدورگاز از ترکمنستان ، دلیلی بر شکست راهبردی جذب سرمایه گذاری خارجی است. چرخش به راست میانه، با مشکل راهبردی دیگری روبرو شده است. کابینه پیشنهادی ترامپ یک نیمه نظامی، نیمه سرمایه دار است. در برابر چنین ترکیبی، جمهوری اسلامی چاره ای نخواهد اشت بجز ورود به انتصاب دولتی که بخش بیشتر آن نظامی و پاسدار باشد. در چنین سناریویی و اگر بقای جمهوری اسلامی تضمین نشود، روحانی و «نرمش انقلابی» با مشکل روبرو شده، و کرسی کابینه آینده را سرداران سپاه اشغال خواهند کرد. آنچه امروز، بعنوان تشدید بحران فروپاشی و علائم آن در مواضع روسای دو قوه قضایئیه و مجریه (لاریجانی و روحانی)، مشاهده می کنیم، درگیری پشت پرده بر سر ماهیت کابینه دولت بعدی است. نظام ولایی، در پی یافتن پاسخ به این سوال است که آیا جمهوری اسلامی باید دولت منتصب خود را متناسب با دکترین ترامپ سازمان دهد، و یا بنا به راهبرد و چشم انداز 20 ساله. تحلیلگران آمریکایی، و حتی صهیونیستی، من غیر مستقیم، به جمهوری اسلامی خط می دهند که بهترین راهکار، ادامه راهبرد و چشم انداز 20 ساله است، اما با کمی «سازش» بر سر برنامه موشکی. آنها مصّر هستند که اگر جمهوری اسلامی برنامه موشکی بالستیک خود را بایگانی کند و تنها به برنامه موشکی میانُبرد قناعت کند، ترامپ هم می تواند برجام را به رسمیت شناخته و صلح و آرامش به منطقه سایه افکند (مراجعه شود به چاله ترامپ).( در مقابل این چراغ سبز )شاخه زیتون)، تحلیلگرانی هستند که از اقدام نظامی و بمباران زیرساختار اتمی ایران حمایت می کنند (البته با یک اما و اگر – اگر جمهوری اسلامی پایش را فراتر از تعهدات برجام فراتر بگذارد). جمهوری اسلامی با توجه به این تحلیل ها و مشکالت داخلی، بر سر دوراهی و انتخاب قرار گرفته است – ادامه چرخش به راست میانه، و یا انتصاب دولتی نظامی؟

پارامتر روسیه

شایان توجه اینکه، من برخلاف بسیاری بر این باور نیستم که روسیه و جمهوری اسلامی در یک مسیر و مشارکت راهبردی در حرکت هستند. روسیه با استفاده ابزاری از سپاه، در حال تثبیت و تحکیم موقعیت راهبردی خود در میدیترانه است؛ و به مجرد پایان این پروژه، جمهوری اسلامی در همان نقطه ای در صفحه مختصات خاورمیانه قرار خواهد گرفت، که می بایست قرار بگیرد و بماند. دیر و یا زود، روسیه زیر پای جمهوری اسلامی را خالی خواهد کرد.

تشدید بحران فروپاشی

با توجه به نکات بالا، بر این باورم که جنگی رخ نخواهد داد، جمهوری اسلامی در کوتاه مدت نمی تواند به راست میانه بچرخد، و در صورت تشدید فشار از سوی آمریکا، کابینه آینده در حد امکان نظامی خواهد بود. جمهوری اسلامی در یک یا دوسال آینده سقوط نخواهد کرد، اما «بحران فروپاشی» نظام ولایی را در هم خواهد نوردید. بخاطر آنچه در بالا آمد، بر این باورم که جبهه وسیع آزادیخواهان(جبهه همبستگی ملی) هرچه سریعتر باید سازماندهی شود. 

علی ناظر 1395 دی 16 2017 ژانویه 5

 

در آستانه تعیین تکلیف

علی ناظر

   

منبع: سايت ديدگاه


نسخه‌ی چاپی
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از علی ناظر:

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 9 ژانویه 2017 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: