اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

جهان در سالی که گذشت، و وداع فیدل منادی همبستگی تمام عیار جهان سوم: مهدی ضميری

در گذشت فيدل کاسترو رهبر انقلاب کوبا يکی از خبر ساز ترين واقعه سال گذشته بود که اکثريت رهبران کشور های جهان سوم در مراسم يادبود اين رهبر بزرگ شرکت کردند تمامی خبر گزاريهای جهان بدون استثناء گزارش فعاليتهای اين شخصيت برجسته چپ و مراسم خاک سپاری او را پوشش دادند . فيدل وصيت کرده بود که برايش مقبره درست نکنند و هيچ تنديسی از او بجا نگذارند و جسدش را بسوزانند و در محل زادگاهش دفن کنند . اين اولين بار در تاريخ بشريت بود که برای مراسم خاک سپاری و احترام به يک رهبر اکثريت رهبران جهان سوم در آن شرکت داشتند…بدون ترديد 45 دور انتخابات آمريکا نقطه عطفی بود برای آينده آمريکا و در مجموع جهان. اين انتخابات کانديدای مورد نظر دوحزب را انتخاب نکرد بلکه بر خلاف سنت گذشته کسی انتخاب شد که با برنامه هردو حزب به مخالفت بر خواست و دست هردو حزب را در حنا گذاشت…پيروزی در جنگ سوريه و وادار کردن اعضاء ناتو برای پذيرش صلح در سوريه پيروزی بزرگ استراتژيکی روسيه است . روسيه در شرايط فعلی بعنوان يکی از بازی گران نظامی ، سياسی در عرصه بين المللی تثبيت شده است و قدرت مانور بسيار زيادی در سطح جهان پيدا کرده است. اتحاديه اروپا در سال گذشته با مشکلات بزرگی مواجه شده است. خروج انگلستان از اين اتحاديه ضربه اقتصادی ، نظامی و سياسی بزرگی بود که ميرود تا اتحاد عمل اتحاديه اروپا را زير سئوال ببرد. اين اتحاديه در سال گذشته بسيار شکننده شده است . گرايش برای استقلال ملی و دفاع از منافع ملی در همه کشورهای اروپايی در شرايط حاظر حرف اول را ميزند…ايران يکی از عوامل اصلی بی ثباتی در منطقه خاورميانه است و نشان داده است که چگونه با اين سياستهای نادرست همه کشورهای منطقه و حتی قدرتهای بزرگ را بر عليه منافع ملی ما با هم متحد کرده است.

2016-events

 جهان در سالی که گذشت

mehdi-zamiri

مهدی ضميری 

بلاخره سال 2016 با تمامی بحرانهايی که در جهان وجود داشت بپايان رسيد و ارثيه ای بسيار ناپايدار و و متلاطم را در زمينه های اقتصادی، نظامی ،سياسی ، همکاری منطقه ای و روابط بين المللی بجای گذاشت . آخرين ضربه ای که در اين عرصه اوضاع را پيچيده تر کرد تصميم آمريکا تحت رهبری باراک اوباما و تيم او در مورد اخراج ديپلملتهای روسيه بود. آنهم در زمان نزديک شدن به سال نو و پايان دوران رياست جمهوری وی هدف متلاشی کردن روابط سياسی و بين المللی بين دو ابر قدرت نظامی جهان است تا زمينه بحرانی تر کردن روابط بين المللی را فراهم کند . چه اين تصميم با توجه به نفوذی که اين دوکشور در سطح جهان دارند حل مسائل بحرانی را در سطح جهان بسيار مشکل کرده و شايد هم پيچيده تر کند که حتما خواهد کرد . تصميم اوباما و تيم وی که متشکل از جناحهای محافظه کار و دمکراتهای افراطی ، پنتاگون سازمان امنيت آمريکا و گرايشات وسيعی از حزب دمکرات ، وال استريت که نماينده انحصارات نظامی و بانکهای آمريکاست تمام کوشش و تلاش خود را کرده بودند تا خانم هيلری کلينتون را رئيس جمهور کنند از تصميم تيم اوباما حمايت همه جانبه کردند تا انتقال قدرت به رونالد ترامپ و سياستهای اعلان شده داخلی و روابط خارجی او را با مشکل غير قابل حل مواجه کنند . تا بدين ترتيب زمينه به محاکمه کشيدن و خلع يد وی را در آينده نزديک از صحنه هدايت و برنامه ريزی کشور محروم کنند اين ديدگاه از پشتيبانی بسياری از کشورهای عضو اتحاديه نظامی ناتو از جمله تمامی کشورهای اروپای شرقی ، آلمان ، فرانسه .، اسپانيا ، پرتقال و تعدادی از کشورهای جنوب شرقی آسيا از جمله ژاپن و کره جنوبی بر خوردار است . سيستم حکومتی آمريکا براساس سيستم امنيتی نظامی متشکل از رهبران امنيتی (سازمان سيا) و رهبران نظامی استوار است که بعداز پايان جنگ جهانی دوم بدون هيچ ملاحظه ای در مورد اهداف استراتژيکی آمريکا در تمامی انتخابات آمريکا نقش تعيين کنند ه ای بجز آخرين انتخابات داشته اند . بر طبق روال گذشته همواره شورای امنيت ملی آمريکا متشکل از دو حزب در مورد کانديداهای انتخابات تصميم نهايی را اتخاذ ميکرد و مجموعه سياست ها و تبليغات حول اين سياست دور ميزد اکثر انتخابات گذشته همواره کانديدها مثل اوباما به تناوب دو دوره رئيس جمهور ميشدند . از آنجا که وضعيت اقتصادی آمريکا بشدت آسيب پذير شده و سران وال استريت ابتکار عمل در داخل و خارج از آمريکا را ازدست داده اند شورای امنيت آمريکا قادر نشد اوضاع را بروال گذشته جمع و جور کند در واقع جناح بنديهای دوحزب بر سر اين انتخابات ابتکار عمل را از دست دادند و در بين نيروهای اجرايی از جمله در ارتش ، سازمان امنيت و حتی پليس داخلی اختلافات شديد ی بروز کرد که هنوز ادامه دارد . (FBI (و جناح بزرگی از ارتش نيز که با کمبود بودجه نظامی مواجه هستند خود برای دوحزب مشکل ساز شدند و از ترامپ پشتيبانی کردند طبعا از اين بابت هردو حزب بسيار عصبانی و تا حد زيادی نگرانند .   .بدون ترديد 45 دور انتخابات آمريکا نقطه عطفی بود برای آينده آمريکا و در مجموع جهان. اين انتخابات کانديدای مورد نظر دوحزب را انتخاب نکرد بلکه بر خلاف سنت گذشته کسی انتخاب شد که با برنامه هردو حزب به مخالفت بر خواست و دست هردو حزب را در حنا گذاشت. اينبار مردم تصميم گرفتند به سياستهای دوحزب نه بگويند و پيروزی ترامپ ضربه مهلکی بود بر سياستهای دو حزب که بعداز سالهای 1990 عملا در همه زمينه ها از جمله در جنگهای خارجی با هم همکاری ميکردند و چندان تفاوتی با هم نداشتند و در متلاشی کردن اقتصاد آمريکا سهيم بودند که منجر به سقوط اقتصاد آمريکا و بحران داخلی و خارجی اين کشور شده است و مناسبات اين کشور با جهان خارج تقريبا متلاشی شده است تا جايی که سروسامان دادن آن به اين سادگی ها ممکن نيست . آسيب های اقتصادی ، سياسی و حتی نظامی آن چنان زياد است که نميشود آنرا به اين زودی سروسامان داد. چيزی که مردم آمريکا و بخشی از تکنوکراتها و بوروکراتها متوجه خطر شده اند و ميدانند که اگر نتوانند با کاهش بودجه نظامی اوضاع اقتصادی و زيرساختها را سازمان بدهد دور از انتظار نخواهد بود که آمريکا از درون بپاشد. روسيه در سال گذشته با وضعيتی که آمريکا و اتحاديه اروپا دارند عملا ابتکار عمل را بدست گرفته است با ورود به جنگ در سوريه پادگان نظامی اتمی ناتو در ترکيه را حنثی کرده و ترکيه و ناتو را بشدت در وضعيت نامطلوبی قرار داده است پادگان نظامی روسيه در طرطوس سوريه در نزديکی مرز ترکيه قرار دارد و ميتواند مانور نظامی ناتو را در منطقه خاورميانه محدود کند تا فشاری که ناتو از طريق شرق اروپا به اين کشور وارد کرده است تحت فشار دائمی قرار دهد. پيروزی در جنگ سوريه و وادار کردن اعضاء ناتو برای پذيرش صلح در سوريه پيروزی بزرگ استراتژيکی روسيه است . روسيه در شرايط فعلی بعنوان يکی از بازی گران نظامی ، سياسی در عرصه بين المللی تثبيت شده است و قدرت مانور بسيار زيادی در سطح جهان پيدا کرده است. اتحاديه اروپا در سال گذشته با مشکلات بزرگی مواجه شده است. خروج انگلستان از اين اتحاديه ضربه اقتصادی ، نظامی و سياسی بزرگی بود که ميرود تا اتحاد عمل اتحاديه اروپا را زير سئوال ببرد. اين اتحاديه در سال گذشته بسيار شکننده شده است . گرايش برای استقلال ملی و دفاع از منافع ملی در همه کشورهای اروپايی در شرايط حاظر حرف اول را ميزند. کشورهای يونان ، ايتاليا ، اسپانيا ، پرتقال و…. منتظر نتايج انتخابات آلمان ، فرانسه و هلند هستند . در هر سه کشور فوق ملی گرايان دست بالا را دارند در فرانسه و آلمان با توجه به سابقه انتخاباتی امکان پيروزی نيروهای ملی ضعيف است ولی نيروهای ملی ميتوانند پا يا پای پيش روند اين انتخابات هرنتيجه ای که داشته باشد در جهت تقويت اتحاديه اروپا نخواهد بود . مهاجرت پناه جويان از مناطق جنگی به اروپا ساختار اجتماعی و اقتصادی در اين کشورها را با مشکلات بزرگی مواجه کرده است که پيامد آن در سالهای آينده ادامه خواهد داشت . آلمان با بيش از يک میلیون پناه جو در صدر کشورهای اتحاد اروپا قرار دارد تندنس ضد خارجی در آلمان بالاست و حتما در انتخابات سال 2017 تا ثير خود را خواهد گذاشت. در اين کشور بسياری از کارشناسان معتقدند که سياستمداران اين کشور بی گدار به آب زده و با آوردن اين تعداد پناه جو شرايط را نا مساعد کرده اند . از طرف ديگر کشورهای اروپای غربی منهای انگلستان معتقدند بايد برای حفظ رابطه خوب با ترکيه که عضو پيمان ناتو هم هست به اين کشور کمک کرد تا هزينه کمتری را تحمل کند بيشترين پناه جويان جنگی در مناطق مرزی ترکيه مستقر هستند و بدون کمک کشورهای اروپای غربی امکان اداره امور آنها ميسر نيست . اروپای شرقی در سال گذشته همچنان بدون تعادل سياسی اقتصادی به وضعيت نا مشخص خود ادامه ميدهد ولی گرايش بزرگی بسمت روسيه ديده ميشود انتظارات اين کشورها با خواسته هايی که دارند از طرف اتحاديه اروپا برآورده نشده است و آمريکا هم در شرايطی نيست که از نظر اقتصادی بتواند وضعيت اين کشورها را سامان بدهد و تنها ميتواند از نظر نظامی آنهم متزلزل حمايت مشروط خود را اعلام کند . کشورهای اروپای شرقی که عضو اتحاديه اروپا هستند بشدت ضد مهاجران پناه جو هستند و هنوز حاضر نشده اند آنها را بپذيرند که اين مسئله تضاد بين اين کشورها با اروپای غربی را بشدت افزايش داده و هردوطرف در حال تجديد نظر در مورد همکاری دوجانبه هستند بسياری از اين کشورها بسمت چين روی آورده اند و در خواست سرمايه گذاری گسترده ای دارند تا به زير ساختهای اقتصادی و صنعتی خود سازمان بدهند. خروج اتگلستان در سال گذشته از اتحاديه اروپا عملا اتحاديه اروپا را بی پدر کرد انگلستان بعنوان عضو اصلی تروئيکای اروپا پای اصلی نظامی اين اتحاديه بود . اتحاديه اروپا بر اساس طرح آلمان بعنوان قدرت اقتصادی ، فرانسه بعنوان قدرت اتمی و انگلستان بعنوان قدرت نظامی تشکيل شد . انگستان تا خروج از اين اتحاديه ارز رايج کشور خودرا تغيير نداد و به ضوابط اين اتحاديه پايبند نبودو ضربه مهلکی به اين اتحاديه وارد کرد . خروج اين کشور بی دليل نبود آمريکا مدتها بود که الويتهای استراتژيکی خودرا تغيير داده بود و فکر ميکرد روسيه را از طريق فشار اقتصادی نظامی به اندازه کافی ضعيف کرده است که اتحاديه اروپا از پس آن بر آيد . پيمان ناتو در انتظار بلبشوی داخلی در روسيه بود و ارزيابی اين بود که روسيه در محاصره کامل اقتصادی و نظامی قرار دارد و مجبور است شرايط اتحاديه اروپا را بپذيرد تلاش اين بود تا روسيه با اتحاديه اروپا يکی شوند. آمريکا تازه چند سال قبل متوجه شده بود که از نظر اقتصادی و نظامی قادر نيست هم از اروپا دفاع کند و هم از کشورهای هم پيمان جنوب شرقی آسيا با قدرت گيری اقتصادی و نظامی چين و نفوذ گسترده اين کشور در جنوب شرقی آسيا در نتيجه تصميم قطعی گرفته شد که تمرکز نيروی نظامی از اروپا به آسيا و مهار چين منتقل شود . اولين اقدام آمريکا يک کاسه کردن کشورهای انگلو ساکسن متشکل از آمريکا ، انگلستان ، ايرلند، کانادا ، استراليا و نيوزيلند بود . در همه اين کشورها آمريکا نيروی نظامی و سلاح اتمی و دفاع موشکی راه اندازی کرده است. تشکيل اتحاديه نظامی منطقه جنوب شرقی آسيا با شرکت آمريکا ، ژاپن ، کره جنوبی ، استراليا ، نيوزيلند و فليپين. فليپين بتازه گی از اين پيمان بيرون آمده ولی هنوز آمريکا حاضر نشده است سلاحهای خود را از اين کشور بيرون ببرد. در اين منطقه آمريکا بيش از 440 پادگان نظامی مستقر کرده است در واقع دوسوم نيروی نظامی آمريکا در اين منطقه بر علیه چين فعال هستند. ترکيه طی سال گذشته تحولات خطرناکی را تجربه کرده است اين کشور که همواره در کنار پيمان ناتو قرار داشت و هر اقدامی که ناتو اراده ميکرد در آن شرکت ميکرد با مشاهده ضعف آمريکا و عدم پذيرش اين کشور در اتحاديه اروپا سعی کرد مانورهای نسنجيده ای را دنبال کند که يکی از آنها دخالت مستقيم در جنگ سوريه بود و اصرار در ايجاد منطقه پرواز ممنوع درخاک سوريه داشت که با منافع غرب و آمريکا در ارتباط با روسيه در تضاد بود. ترکيه تاکيد ميکرد که بايد مناطق کرد نشين سوريه تحت اشغال اين کشور قرار گيرد ولی موافقت اعضاء ناتو را جلب نکرد . فشار بيش از اندازه اين کشور به پيمان ناتو تا آنجا پيش رفت که مقاومت گسترده ای بر عليه اين کشور و شخص اردوغان از طرف پيمان ناتو صورت گرفت و حتی تدارک کودتای نظامی نيز ديده شد که روسيه بداد اين کشور رسيد و به مقامات ترکيه اين موضوع را اطلاع داد و اردوغان موفق شد کودتا را سرکوب کند و از اين لحظه ترکيه به دوست نزديک روسيه تبديل شد تا جايی که در سوريه همکاری همه جانبه ای را شروع کرده اند . ترکيه در سال گذشته بحران های متعددی را پشت سر گذاشت ولی ثبات و امنيت اين کشور همچنان زير سئوال است. در گذشت فيدل کاسترو رهبر انقلاب کوبا يکی از خبر ساز ترين واقعه سال گذشته بود که اکثريت رهبران کشور های جهان سوم در مراسم يادبود اين رهبر بزرگ شرکت کردند تمامی خبر گزاريهای جهان بدون استثناء گزارش فعاليتهای اين شخصيت برجسته چپ و مراسم خاک سپاری او را پوشش دادند . فيدل وصيت کرده بود که برايش مقبره درست نکنند و هيچ تنديسی از او بجا نگذارند و جسدش را بسوزانند و در محل زادگاهش دفن کنند . اين اولين بار در تاريخ بشريت بود که برای مراسم خاک سپاری و احترام به يک رهبر اکثريت رهبران جهان سوم در آن شرکت داشتند. چين در سال گذشته در نقطه مرکزی وقايع جهان قرار داشت . در انتخابات آمريکا هردو کانديدا تمرکز خود را بر روی چين و آينده روابط خود با اين کشور تنظيم کرده بودند هيلری کلينتون قصد داشت پس از پيروزی اول کشورهای جنوب شرقی آسيا و سپس اعضاء ناتو و تمامی کشورهای آسيايی را بر عليه چين بسيج کند و محاصره نظامی اين کشور را تنگ تر کند و تعداد پادگاهای نظامی در اطراف اين کشور را به بيش از 550 برساند . اوباما در آخرين سخنرانی خود در دو کنگره اين کشور که سه ماه پيش صورت گرفت رسما مدعی شده بود که آنها اجازه نخواهند داد هيچ کشوری در جهان رهبری آمريکا بر دنيا را زير سئوال ببرد و آمريکا همچنان قصد دارد بعنون يک کشورکه استثناء هست قوانين اين کشور را بر جهان حاکم کند. رونالد ترامپ محور مبارزات انتخاباتی خودرا بر روی محدود کردن روابط تجاری و تکنولوژی با چين قرار داد و ادعا کرد که پس از شروع کار در روابط تجاری آمريکا با چين تجديد نظر خواهد کرد . کسری موازنه ساليانه تجاری بين چين با آمريکا 350 ميليارد دلار بنفع چين در سال است . البته بخشی از اين تجارت توسط کمپانيهای آمريکايی مستقر در چين توليد و به آمريکا فرستاده ميشود . چين بيش از چهار هزار ميليارددلار اوراق بهاء دار دولتی آمريکا را در اختيار دارد اين مبلغ وامی است که چين به دولت آمريکا داده است . در مورد موضع گيريهای اين دو کانديدا در انتخابات آمريکا چين هنوز موضع خاصی نگرفته است و در انتظار انتقال قدرت از اوباما به رونالد ترامپ هست تا زمينه مذاکرات بين طرفين قانونی فراهم شود . مطبوعات چين تلاش دارند تا سياستهای آينده و روابط بين دوکشور را از زبان مقامات اين کشور بيشتر روشن کنند . آنچه از اين نقطه نظرات برداشت ميشود آمادگی همه جانبه اقتصادی چين مخصوصا در زمينه تکنولوژی و زير ساختهای آمريکاست که بشدت آمريکا به آنها نياز دارد. در سال گذشته نقش ايران و تاثير آن بر منطقه بشدت کاهش پيدا کرده است ولی همچنان ايران تلاش دارد تا آنجاکه ممکن هست خود را در متن ماجرا نشان دهد. نقش ايران در منطقه خاورميانه مخصوصا در عراق ، سوريه ، يمن و لبنان بعلت مشکلات اقتصادی داخلی و هزينه های غير ضروری و درآمد کم از منابع نفت و گاز صادراتی هر روز کمتر ميشود . در توافقی که در مورد آتـش بس در سوريه بين روسيه و ترکيه حاصل شد ايران در آن نقش نداشت و عملا کنار گذاشته شد در اين توافق که اجرايی هم شده و بتصويب شورای امنيت سازمان ملل به اتفاق آرا هم رسيده همه نيروهای خارجی از جمله حزب الله لبنان و نيروهای ايران بايد سوريه را ترک کنند که اين ضربه شديدی به سياستهای منطقه ای ايران وارد کرده است . دو کشور ترکيه و روسيه کشورهايی هستند که پشتگاه مستحکمی دارند روسيه يک قدرت نظامی و اقتصادی است و ترکيه هم عليرغم مشکلات داخلی عضو پيمان ناتو ست و منافع هردوکشور ضرورتا اتحاد با اکثريت کشورهای منطقه يعنی اعراب است که از همکاری روسيه با ترکيه و آتشبس در سوريه حمايت کرده اند . روسيه با شرکت در جنگ در سوريه نه تنها پادگان نظامی خودرا در اين کشور حفظ کرده بلکه پيمان نظامی ناتو را در جنوب تحت فشار دايمی قرار داده است و زمينه مذاکرات امنيتی با اتحاديه اروپا و پيمان نظامی ناتو را برای آينده فراهم کرده است . ايران و سياست گزاران آن هنوز درک نکرده اند که علت بلبشو در خاورميانه و سوء استفاده قدرتهای بزرگ عدم وجود امنيت جمعی در خاورميانه است که بتواند منافع مشترک آنها را تضمين کند. ايران يکی از عوامل اصلی بی ثباتی در منطقه خاورميانه است و نشان داده است که چگونه با اين سياستهای نادرست همه کشورهای منطقه و حتی قدرتهای بزرگ را بر عليه منافع ملی ما با هم متحد کرده است .

(01.01.2017)

مهدی ضميری 

***

اولین  نمایش قدرت شرکت اکثریت سران کشورهای جهان سوم در مراسم  بزرگ داشت فیدل بود که  در یک کشور کوچک با امکانات محدود و با جمعیت  کم تا اینجا  با پشتیبانی  همین کشورهای جهان سوم روی پای خود ایستاد . این کشورها و رهبران جهان سوم که بخش بزرگی از آنها جزو کشورهای غیر متعهد بودند که در تمام مجامع بین المللی از منافع همدیگر از جمله از منافع کوبا دفاع کردند  و کوبا را  حمایت کردند …درگذشت فیدل  آشکارا نشان داد جهان در حال گذار وارد  مناسبات دیگری شده است. تتمه این تحولات بزرگ را در بلبشویی که در آمریکا و در اروپا شاهدیم گواه خوبی بر این مدعاست که آنها دیگر بسختی میتوانند  سیاست راسیستی  و استعماری خودرا به جهان سوم تحمیل کنند … شرکت  اکثریت قریب به اتفاق کشورها و رهبران جهان سوم  در مراسم بزرگداشت فیدل یکی از بر جسته ترین رهبران جهان سوم  هشداری است به تمامی نیروهای سلطه طلب ، زیاده خواه  ، متجاوز و انحصار طلب  که  همبستگی  جهانی  اکثریت مردم جهان  علیرغم تفاوتهای ساختاری ، فرهنگی ، اقتصادی  و جغرافیای اقتصادی  دیگر اجازه نخواهند داد تا مورد استفاده ابزاری قرار گیرند. آنها به این اصل  دمکراسی رسیده اند که  باید از دست آوردهای عظیم خود دفاع کنند و هر نوع انحصار طلبی  توسط قدرتهای بزرگ و تمامی خواه  را رد کنند.  این همبستگی  با نیروی مادی و معنوی  موجود  با قدرتی که جهان سوم  بدست آورده است،  همان دمکراسی توده ای است که با قدرت سر برآورده است  و به پیش میتازد .

fidel-and-little-boy

وداع  فیدل  منادی همبستگی  تمام عیار جهان سوم

mehdi-zamiri

مهدی ضميری 

 درگذشت فیدل نود ساله  جهان سوم را به جوش و خروش عجیبی  انداخت انگاری سالها کشورهای جهان سوم و مردمان زحمتکش و رهبران آن منتظر همچنین روزی بودند تا قدرت و تلاش یک قرن جان فشانی خود را برای یک آینده بهتر و مطمئن تر  به جهانیان اعلام کنند .آنها آمده اند تا دمکراسی توده ای خود را   به متجاوزان از هر قماش آنها تحمیل کنند  جهان سوم که تا پنجاه سال گذشته  زیر یوغ نژادپرستی ، استعمار و  جنگ و اشغال  سپری کرده بود اینبار  با قدرت سران خود را  وارد کارزار دفاع از دست آوردهای  جهانی کرده است. آنها آمده اند تا فریاد زنند که جنگ و تجاوز و اشغال گری و نفرت افکنی نمیخواهیم. آنها با جمعیت بیش از دوسوم دنیا  و با درآمد ناخالص  60% جهان پا بمیدان کارزار گذاشته اند و ندا داده اند که  جامعه جهانی وارد فاز  عدالت اجتماعی شده است و قادر است از دست آوردهای خود دفاع کند  .
 اولین  نمایش قدرت شرکت اکثریت سران کشورهای جهان سوم در مراسم  بزرگ داشت فیدل بود که  در یک کشور کوچک با امکانات محدود و با جمعیت  کم تا اینجا  با پشتیبانی  همین کشورهای جهان سوم روی پای خود ایستاد . این کشورها و رهبران جهان سوم که بخش بزرگی از آنها جزو کشورهای غیر متعهد بودند که در تمام مجامع بین المللی از منافع همدیگر از جمله از منافع کوبا دفاع کردند  و کوبا را  حمایت کردند .
 وجود سران برجسته ای همانند رابرت موگابه قهرمان مبارزه با آپارتاید در آفریقا  و پایان دهنده  رژیم نژادپرست یان اسمیت  که حتی جرات کرده بود نام زیمباوه را تغییر دهد و کشور زیمباوه را بنام خودش بکند.  موگابه ، نلسون ماندلا و پاتریس لومومبا همان  فیدل هاو چه گوارا ها هستند  که در قاره آفریقا اولین پرچم مبارزه با نژادپرستی را بلند کردند و پس از تشکیل حزب کمونیست این کشور  که رهبری مبارزات ضد استعماری و نژاد پرستی را بعهده داشت . حزب کمونیست آفریقای جنوبی را نیز سازمان دادند و شخصیت برجسته نلسون ماندلا را  به آفریقای جنوبی و بتمامی کشورهای زیر استعمار ارزانی کردند.
 این زوما رئیس جمهور کمونیست آفریقای جنوبی بود که بهمراه دکترموگابه و بسیاری از رهبران دیگر آفریقا به کوبا رفت  تا پیروزی و قدرت رهبران و مردم زحمتکش آفریقا را با همبستگی  به کشورهای آمریکای لاتین  رسما اعلام کند  و نشان دهد که دیگر هیچ نیرویی در جهان قادر به درهم شکستن  این نیروی بالنده در جهان نیست . در آمریکای لاتین همه رهبران کشورها در مراسم شرکت داشتند و تعداد زیادی از آنها از تریبون سخنرانی در هاوانا  از پیگیری در مورد عدالت اجتماعی که به شعار روز جهان سوم بدل شده است پا فشاری و صحبت کردند .
از آسیا هندوستان و چین  دوکشور قدرتمند اقتصادی  و نظامی که خود برای استقلال و اجرای عدالت اجتماعی  سالیان سال مبارزه کرده بودند پیام روشنی به متجاوزان گذشته دادند که هیچ کشور جهان سومی دیگر تنها نیست.  نپال کشور کوچک دیگری در آسیا که تحت رهبری احزاب چپ اداره میشود دراین مراسم بیاد ماندنی  شرکت داشت. در آسیا تنها چند کشور همانند ژاپن و کره جنوبی  در این مراسم شرکت نکردند که همچنان در انتظار معجزه جنگی دیگر برای ویرانی زیر ساختهای کشورهای آسیایی هستند . البته  آرزویی که بر باد رفته است و میرود که آخرین نفسهای خودرا طی کند  و خانواده پارک برای همیشه از صحنه سیاست کره جنوبی  محو و نابود شود که  نتیجه آن اتحاد عمل و یکپارچگی دوکره است، شکی نیست که بزودی اتفاق خواهد افتاد .
 کشورهای اروپایی  چه غرب و چه شرق آن  روی تئوری ارتجاعی خود پای فشردند  و با ادعای اینکه فیدل دیکتاتور بوده است نه تنها  به رهبران  بلکه به مردم کوبا نیز تسلیت نگفتند گویا آنها فراموش کرده اند طی ده سال گذشته چه جنایاتی در عراق ، لیبی ، افغانستان و آفریقا انجام داده اند.
  ژاپن در آسیا  بخاطر جنایاتی که در زمان استعمار و فاشیسم  انجام داده بود  وتنها در چین بیش از 38 ملیون چینی را کشته بود مورد نفرت همگانی است و کره جنوبی و رژِیم  موروثی  پارک گیون هی  از پدری دیکتاتور که بطرز فجیعی بخاطر جنایاتی که بر علیه  مردم کره جنوبی کرده بود، کشته شد و مادرش هم بشکل وحشتناکی خود کشی کرد و این  باز مانده  بشدت مذهبی  و ضد کمونیست و بشدت وابسته به نیروی نظامی آمریکا طی دوهفته اخیر بخاطر دزدی و دوزو کلک  مالی و مخالفت با اتحاد دوکره  با  تظاهرات میلیونی مردم  مواجه شد و گفت که تا چند ماه دیگر استعفا خواهد داد. البته اگر این کار را نکند مردم خانه ویران اورا بر سرش خراب خواهند کرد  مخصوصا که آمریکا در گیر مسائل  پیچیده داخلی است  و توان در گیری و مصاف با دوسوم جمعیت جهان را ندارد .
آمریکای لاتین مسیر خودرا که اجرای عدالت اجتماعی است پیدا کرده است  آمریکا بسختی قادر خواهد بود دوباره جای پایی با جنایتاتی که در این منطقه کرده است باز کند مخصوصا با وضعیت فلاکت بار اقتصادی که دارد  .
 درگذشت فیدل  آشکارا نشان داد جهان در حال گذار وارد  مناسبات دیگری شده است. تتمه این تحولات بزرگ را در بلبشویی که در آمریکا و در اروپا شاهدیم گواه خوبی بر این مدعاست که آنها دیگر بسختی میتوانند  سیاست راسیستی  و استعماری خودرا به جهان سوم تحمیل کنند .
گرایش براست  در کشورهای اروپایی نشان از نارضایتی مردم از سیاستهای جنگ طلبانه  و هزینه این جنگها دارد که وضعیت معیشتی  و استاندارد زندگی آنها را بهم ریخته است. از اروپای شرقی و غربی که سابقه  خوبی از نظر تاریخی ندارند  دور از انتظار نبود که در مراسم شرکت نکنند، ولی از نظر مالی هم دیگر قادر نیستند تن به ریسک بدهند و خودرا در گیر جنگ و تجاوز بکنند. خاورمیانه درهم و برهم و موج پناهندگان  و احتمال پاشیدگی اتحادیه اروپا  دیگر جانی برایشان باقی نگذاشته است که  بی گدار به آب بزنند. المان نازی و فاشیست موفق شده بود همه کشورهای اروپایی را زیر پرچم خود جمع کند  ولی کدام کشور در اروپا حاضر است بخاطر آلمان ، فرانسه و یا انگلستان خود را وارد جنگ کند آنهم برای دفاع از منافع یک اقلیت سرمایه دار انحصاری.
تازه کدام کشور جرات میکند به چین و یا روسیه  و حتی به هندوستان و یا برزیل حمله نظامی کند و حاضر شود دوباره قدم نظامی در آفریقا بگذارد . آمریکا زودتر از اروپا خطر را در یافت و انتخابات نشان داد که این کشور قصد دارد مشکلات داخلی با بدهکاری عظیمی که دارد را جبران کند که خود نیاز به حد اقل سه دهه وقت دارد.  این است که  شرکا را به امان  دیدگاه جنگ طلبانه نظیر آلمان و فرانسه تنها گذاشته و خواهد گذاشت، تازه اگر بخواهد وارد جنگ شود با کدام پشتوانه مالی ، نظامی  و مردمی پای جنگ خواهد رفت .
غرب و نیروهای ارتجاعی از هر قماش آنها  ابتکار عمل را از دست داده اند و  دیگر قادر نیستند با جهان سوم که اینک علنا و آشکارا عدالت اجتماعی را فریاد میزند و میتواند از آن دفاع کند در بیافتند.   
 ابراز همبستگی تمام عیار  با مردمان  و رهبران خوب و موفق  کوبا  که طی چند روز گذشته  از طرف چین ، روسیه ، کره شمالی ، ویتنام ، لائوس ، روسیه  و اتحادیه اقتصادی هم پیمان  ، کامبوج، و…… نشان داده اند  اجرای عدالت اجتماعی  غیر قابل باز گشت هست  و فاکتورهای لازم برای دفاع از دمکراسی توده ای کاملا مهیاست . 
 اگر غرب و شرکا عاقل باشند  باید پیام را دریافت کرده باشند که دوران  جولان دادن و نابودی سرمایه زحمتکشان جهان سوم  به پایان رسیده است و راهی جز همکاری و همزیستی باقی نمانده است با این تفاوت که اینک جهان سوم دست بالا را از نظر انبوه جمعیت ،  منابع طبیعی ، سرمایه ، بازار مصرف ، پراکندگی مناسب جمعیتی در سطح جهان غرب را در محاصره کامل خود دارد  .
حتی کانادا هم  دیگر حاضر نیست  خود را درگیر جنگهای  بی پایان غرب  بر علیه جهان سوم کند.  نخست وزیر کانادا که در چین و در پکن زندگی کرده است  بتجربه  مشاهده کرده است که  چین علیرغم محاصره همه جانبه  کشورهای غربی  چگونه با دمکراسی توده ای مقام اولی اقتصاد دنیا را از آن خود کرده است.  پدر نخست وزیر کانادا سالها سفیر کانادا در چین بوده است و اولین کشوری بود که پس از حاکمیت کمونیستها  در سال 1949  چین و سیستم آنرا برسمیت شناخته است . و اخیرا روابط تجاری آزاد با چین  به امضاء رسانده است .
 چه کسی فکر میکرد  فیدل حقوقدان کوبایی و  چه گوارا ی پزشک آرژانتینی   در سال 1959  یکی از شهر سانتیاگو  و دیگری از هاوانا پایتخت کوبا با مبارزه مسلحانه و بسیج همه زحمتکشان دیکتاتوری  نظامی وابسته به آمریکا را بزیر بکشند و مجبورش کنند فرار را بر قرار ترجیح دهد  و به آنجایی برود که امیدوار بود دوباره با قدرت نظامی برش گردانند . این دوجوان پر شور و شوق  هنوز جوانتر از آن بودند که رهبری  یک کشور را بدست گیرند  .  این ابتکار و شهامت  از کجا بدست آمد که فیدل با نیروی نظامیش مسافت هشتصد کیلومتری را طی کرد تا خود را به هاوانا برساند تا  تشکیل دولت ملی دمکراتیک را بهمراه همرزم خود چه گوارا اعلام کند و مژده دهد که میشود یک دیکتاتور نظامی را هرچقدر هم که قدرتمند و وابسته باشد  با نیروی قهر سرنگون کرد  و در پی آن قدرت حامی نتواند تا بامروز جایگاه سابق خود را در کوبا پیدا و احیاء کند .
 فیدل و چه گوارا اگر چه هنوز جوان و کم تجربه بودند  ولی آنقدر مستحکم و استوار بودند که  خود را بدانش مبارزاتی دیگر کشورها مسلح کنند  و از تجارب آنها درس آموزی کنند و بدقت پروسه انقلاب چین و کره را مورد تحلیل و بررسی قرار دهند .   
جنگ مسلحانه توده ای در چین  با شرکت نیروهای ملی و چپ که بر علیه چیانکایچک یکی از قدر قدرتمندترین نیروی نظامی جهان با پشتیبانی همه جانبه آمریکا  بر خوردار بود  به پیروزی رسیده بود . همکاری نیروهای ملی برهبری دکتر سون یاتسن  که بدون تردید یکی از برجسته ترین شخصیت های تاریخ بشر هست  و حاضر شده با حزب نوپای کمونیست چین تحت رهبری مائو تسه تنگ  جامعه فئودالی وعقب افتاده هزاران ساله چین را  بیک کشور مدرن و مفید بحال مردم چین و جهان در آورد، همکاری کند .
  دکتر سون یاتسن که رهبر  حزب ملی دمکراتیک  چین بود سه پیشنهاد حزب کمونیست چین را مبنی بر همکاری مشترک  بر اساس منافع مشترک ،  برسمیت شناختن  اتحاد جماهیر شوروی و همکاری همه جانبه با آن  و اصلاحات ارضی در سراسر چین را  پذیرفت و زمینه مبارزه با فاشیسم ژاپن را که منجر به پیروزی شد  فراهم آورد .  این همکاری آنچنان پایدار واز پشتیبانی هر دو نیرو بر خوردار بود که  مائو مسئولیت  تدریس در آکادمی نظامی چین را پذیرفت  و در آنجا سالها  بتدریس پرداخت و بسیاری از تئوریهای جنگ را در عرصه های مختلف  استراتژی و تاکتیک  جمع بندی کرد  و توانست با دیگر رهبران انقلاب،  فاشیسم ژاپن را از پای در آورد و درسال 1949 در میدان صلح آسمانی ایجاد جمهوری دمکراتیک خلق چین را معرفی کند .  دوجوان کوبایی و آرژانتینی  جسته گریخته با چگونگی جنگ چریکی در چین اطلاعاتی از طریق روزنامه های آمریکایی  در کوبا بدست آورده بودند و  آنها را بجد مورد مطالعه و تحقیق قرار میدادند .
 چین  با  تدوین تئوری مبارزه مسلحانه سرانجام  موفق شده بود قدرتمند ترین نیروی نظامی جهان را با محاصره شهرها از طریق روستاها با موفقیت به پیروزی برساند و رژیم نظامی پوسیده و وابسته چیانکایچک را سرنگون کند . چین در سال 1949  در میدان تین آن من  ( میدان صلح آسمانی )  رسما پیروزی را با حضور رهبران جوان و برجسته ای چون هوشی مین  رهبر حزب کمونیست ویتنام و کیم ایل سونگ رهبر حزب کمونیست  کره شمالی  و نمایندگان ویژه ای از اتحاد شوروی  و دیگر کشورهای عضو بلوک شرق  با حضور رهبران برجسته داخلی که همگی نقش تعیین کننده ای در پیروزی  انقلاب داشتند همانند ژنرال جوده ، فرمانده نظامی ارتش سرخ ، چوئن لای نخست وزیری بسیار کار آزموده و با تجربه  در روابط درون و برون مرزی  و برنامه ریز  اجرایی ، تنگ سیائو پینگ  اقتصاد دان   و استراتژیست نمونه و کارکشته ،  لیوشائوچی  سیاستمداری  با تجربه و دور اندیش   بتدریج به مردم زحمتکش چین  معرفی شدند که هرکدام بنوبه خود در سرنوشت  و ایجاد جمهوری دمکراتیک خلق چین  نقش تعیین کننده ای داشتند .
 فیدل جوان و چه گوارا در عنفوان جوانی با  مبارزات  مسلحانه چین آشنا شدند  و از آنجا که جامعه کوبا و چین وجه اشتراک فراوانی داشتند مصمم شدند مبارزه مسلحانه را  بعنوان راه حل نهایی  انتخاب کنند ولی از آنجاکه هنوز حزب کمونیست  استخوان داری در کوبا وجود نداشت تا سال 1962 پای مجادلات ایدئولوزیک  حزبی نرفتند  و حتی تا سال 1963  با اینکه نزدیک چهار سال از قدرتگیری جنبش مسلحانه  به پیروزی رسیده بود  هنوز بر روی جنبش ملی دمکراتیک پای میفشردند  . این تجربه در کوبا نشان میدهد که  رهبری جنبش  توانسته بود اکثریت مردم کوبا را که در چمبره دیکتاتوری  باتیستا گرفتار آمده بودند  و نقشی بجز  برده را نداشتند با خود همراه کند . فیدل و چه  تصمیم گرفتند ابتدا دوشهر مهم  و پر جمعیت  سانتیاگو و هاوانا را همزمان آزاد کنند  و چنین نیز کردند و  کاسترو با نیروهای نظامی و کادر های نظامی راه پیمایی هشتصد کیلومتری را بسمت پایتخت آغاز کردند و در طی مسیر مردم زیر ستم  به این کاروان و مارش انقلابی  پیوستند شبیه راه پیمایی  طولانی در چین که  سر انجام نتیجه مورد نظر توده ها را ببار آورد و از آن ببعد  نیروهای زحتمکش و روشنفکران  با آغوش باز برنامه های حزب کمونیست چین را پذیرفتند و با آن تا پیروزی نهایی همکاری کردند .
 رابطه فیدل و چه تا زمانی که زنده بود  با کشورهای چین ، کره شمالی و ویتنام  هرگز قطع نشد و آنها به اتفاق بارها بدیدن مائو و رهبران چین  رفتند  و شالوده  همکاری همه جانبه را  بدون تعیین تکلیف برای همدیگر  فراهم کردند.  فیدل بعداز اولین دیدار  و پس از در گذشت چه گوارا بارها به چین و کره شمالی  مسافرت کرده بود و از همکاری همه جانبه  این دوکشور بر خوردار بود که هنوز هم این دوکشور در کنار مردم کوبا  و رهبران آن قرار دارند .
 پیام  رئیس جمهور چین که در عین حال رهبر حزب کمونیست هم هست  نشان داد که  دوکشور  تا چه اندازه  در طول تاریخ مبارزاتی خود در کنار هم قرار داشتند،  و  بر عهد و پیمان خود پابرجا بودند،   مخصوصا که از سال 1990 روسیه   با مشکلات عدیده ای مواجه شده بود، چین و کره شمالی  با تمام توان  در خدمت کوبا و  روسیه قرار داشتند  .
 شی جینگ پین  رئیس جمهور چین شخصا بدیدار فیدل  به هاوانا رفت و دیر تر نخست وزیر چین لی کیچانگ هم  در آخرین هفته های حیات فیدل  در هاوانا بود . بعداز خبر تاسف بار در گذشت فیدل یکی از ماندگار ترین رهبران جهان،  رهبران چین اعلام کردند آنها بهترین دوست و همرزم خودرا از دست داده اند. هردو رهبر چین ساعتها با فیدل و به تبادل تجربه نشستند .
 امروز کوبا  و دیگر کشورهای کوچک و از نظر اقتصادی ضعیف تنها نیستند.  چین  بعنوان قدرتمندترین کشور اقتصادی دنیا  رسما اعلام کرده است با تمام توان  با کشورهای جهان سوم  از جمله کوبا بدون هیچ پیش شرطی همکاری همه جانبه خواهد کرد.  آنها که این اواخری در کوبا بوده اند  مشاهده کرده اند که چین  در باز سازی و مدرن کردن زیر ساختهای  کوبا و انتقال تکنیک صنعتی  و بهبود ساختار اداری و سیستم مدیریتی  چه نقش بزرگی ایفا کرده اند، تا جایی که کوبای با در آمد سرانه  ناخالص سیصد دلاری در سال  1990 تا هشت هزار دلار در سال 2015 افزایش داده است . چین و کوبا در نظر دارند  پیشرفتهای عظیم پزشکی  و دارویی این کشور را که شهرت جهانی دارد  با تکنیک و سرمایه گذاری مشترک  جهانی کنند . دور نیست که کوبا  با  این دست آورد ها در رقابتهای بازارهای جهانی  در صدر قرار گیرد .
 درود بر تمامی کشورها جهان سوم  و رهبران و توده های زحمتکش آنها که  با تلاش و مبارزات پیگیر خود  موفق شده اند از نظر مادی و نظامی هم  ابتکار عمل را بدست گیرند و از همدیگر چه در همکاری منطقه ای نظیر اتحادیه آفریقا ، اتحادیه آمریکای لاتین  ، اتحادیه بریکس متشکل از روسیه ، چین ، هندوستان، آفریقای جنوبی ، برزیل  ، اتحادیه شانگهای و کشورهای عضو غیر متعهد،  که در جلوگیری از جنگ جهانی بین دو ابر قدرت  در اوج بحرانهای جهانی  در سالهای 1970 تا 1985 با عدم جبهه گیری بنفع یکی از دو ابر قدرت،  مانع این جنگ خانمان برانداز جهانی  شدند پشتیبانی کنند . این موفقیت ها  پیروزی دمکراسی توده ای است که سر بزنگاه های تاریخی بمنسه ظهور میرسد  و توده های زحمتکش و رهبران آنها حاضر نمیشوند دست آوردهای خودرا  با مشتی کشورها و رهبران جهان گشا ، انحصار طلب و جهان خوار نیست و نابود کنند .
 شرکت  اکثریت قریب به اتفاق کشورها و رهبران جهان سوم  در مراسم بزرگداشت فیدل یکی از بر جسته ترین رهبران جهان سوم  هشداری است به تمامی نیروهای سلطه طلب ، زیاده خواه  ، متجاوز و انحصار طلب  که  همبستگی  جهانی  اکثریت مردم جهان  علیرغم تفاوتهای ساختاری ، فرهنگی ، اقتصادی  و جغرافیای اقتصادی  دیگر اجازه نخواهند داد تا مورد استفاده ابزاری قرار گیرند.
  آنها به این اصل  دمکراسی رسیده اند که  باید از دست آوردهای عظیم خود دفاع کنند و هر نوع انحصار طلبی  توسط قدرتهای بزرگ و تمامی خواه  را رد کنند.  این همبستگی  با نیروی مادی و معنوی  موجود  با قدرتی که جهان سوم  بدست آورده است،  همان دمکراسی توده ای است که با قدرت سر برآورده است  و به پیش میتازد .
مهدی ضمیری (02.12.2016)
 
 
Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 2 ژانویه 2017 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , , , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: